پرسش وپاسخ

هیچ‌کدام از حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و نظامی بدون دیگری پایدار نمی ماند. «توان نظامی» برای بقای کشور و«توسعه اقتصادی و فرهنگی» نیزبرای دوام قدرت نظامی ضروری است
بررسی صرف توان کشور در امور فرهنگی به جای امور نظامی

پرسش: 
اگر توان کشور در امور فرهنگی و اقتصادی هزینه می‌شد، برای کشور مفیدتر نبود تا امور نظامی؟
 

پاسخ :
کشورها همواره با مسئله‌ای حیاتی یعنی محدودیت منابع مالی، انسانی و زمانی روبرو هستند؛ در‌حالی‌که نیازها و تهدیدها، گسترده و متنوع‌اند. از یک‌سو نیاز به امنیت و دفاع وجود دارد؛ زیرا بدون امنیت، امکان پیشرفت در هیچ عرصه‌ای فراهم نمی‌شود؛ از سوی دیگر، جامعه برای رشد پایدار به سرمایه‌گذاری در اقتصاد و فرهنگ نیازمند است؛ چراکه در این دو حوزه، ظرفیت خلق ثروت و تقویت هویت ملی وجود دارد. پرسش طرح‌شده دقیقاً بر این دوگانه متمرکز است: اگر به جای تمرکز بر هزینه‌های نظامی، توان کشور در زمینه‌های فرهنگی و اقتصادی به‌کار گرفته می‌شد، آیا نتایج مفیدتری برای ایران به همراه نداشت؟ منتقدان سرمایه‌گذاری بیش از حد در بخش نظامی این‌گونه استدلال می‌کنند: 

الف) منابعی که برای تجهیزات و صنایع دفاعی هزینه می‌شود، می‌تواند در زیرساخت‌های اقتصادی یا آموزش و فرهنگ هزینه شود.
ب) هزینه‌های بیش از اندازۀ نظامی که لزوماً بازدهی آنها قابل اندازه‌گیری نیست، سرمایه‌گذاری در حوزه اقتصاد و فرهنگ را که بازدهی غالباً قابل اندازه‌گیری دارند، تحت تأثیر قرار می‌دهند.
ج) گسترش نظامی‌گری می‌تواند منجر به مسابقه تسلیحاتی شود و کشور را در چرخه پرهزینه‌ای گرفتار کند.
برای نمونه اگر بخشی از بودجه‌های هنگفت نظامی به توسعه انرژی‌های نو، صنایع دانش‌بنیان یا نظام آموزشی اختصاص می‌یافت، ایران می‌توانست سهم بیشتری در اقتصاد جهانی به دست آورد.

برای پاسخ به این پرسش باید چند نکته روشن شود:
1. منطق سرمایه‌گذاری در حوزه نظامی چیست و چه دستاوردهایی دارد؟
2. منطق سرمایه‌گذاری در حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی چیست و چه آثاری دارد؟
3. نسبت میان این حوزه‌ها چگونه باید باشد تا کشور بیشترین منفعت را ببرد؟

1. منطق هزینه‌های نظامی
امنیت ملی یکی از نیازهای اساسی و پایه‌ای هر کشور است. اگر کشوری در برابر تهدیدهای خارجی یا داخلی آسیب‌پذیر باشد، هیچ‌یک از دستاوردهای اقتصادی یا فرهنگی‌اش پایدار نمی‌ماند. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد کشورهایی که بازدارندگی نظامی نداشتند (مانند عراقِ سال ۲۰۰۳ یا لیبیِ سال ۲۰۱۱)، به‌سرعت با فروپاشی مواجه شدند و دستاوردهای اقتصادی و اجتماعی خود را از دست دادند. همچنین تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهند هزینه‌های نظامی می‌تواند نقش بازدارنده داشته باشد و دشمنان بالقوه را از حمله منصرف کند؛ برای مثال برنامه موشکی و پدافندی ایران در جایگاه ابزاری برای موازنۀ قوا در برابر اسرائیل و امریکا عمل کرده است و پس از خطای محاسباتی دشمن و حمله به ایران، سرمایه‌گذاری در حوزه نظامی که به پاسخ‌های مناسب از سوی ایران منجر شد، دشمن را مجبور به آتش‌بس و پایان هرچه‌ سریع‌ترِ درگیری کرد.
منطق طرفداران سرمایه‌گذاری در امور نظامی این است که «اول امنیت، بعد توسعه»؛ بنابراین بدون امنیت حتی اگر اقتصاد شکوفا شود یا فرهنگ پویا باشد، همه اینها به‌راحتی در معرض نابودی قرار می‌گیرند.

۲. منطق هزینه‌های اقتصادی
برخلاف نگاه‌های سنتی که قدرت را به قدرت نظامی منحصر می‌دانست، امروزه برخورداری از اقتصاد بزرگ، پویا و پایدار به یکی از پایه‌های اصلی در قدرت کشورها تبدیل شده است؛(1)  بر همین اساس امروزه اقتصاد ستون فقرات قدرت ملی کشورهاست. کشوری که اقتصاد ضعیف دارد، حتی اگر ارتش بزرگی داشته باشد، در بلندمدت با بحران مواجه می‌شود. نمونه تاریخیِ روشن آن اتحاد جماهیر شوروی است که با وجود ارتش قدرتمند و زرادخانه هسته‌ای، ضعف‌های اقتصادی و ناکارآمدی در تأمین رفاه شهروندان یکی از مهم‌ترین عوامل فروپاشی آن بود. سرمایه‌گذاری اقتصادی و ساختن اقتصاد قدرتمند نتایجی چون «افزایش رفاه عمومی و رضایت مردم»، «ایجاد اشتغال و کاهش فقر»، «افزایش درآمد دولت از مالیات به جای اتکای صرف به نفت یا منابع طبیعی» و «تقویت قدرت نرم و اعتبار بین‌المللی» به همراه خواهد داشت. کشوری که اقتصاد قوی دارد، می‌تواند هزینه‌های نظامی پایدارتر و مؤثرتری نیز تأمین کند؛ به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند «قدرت اقتصادی، پیش‌نیاز قدرت نظامی پایدار» است .(2)  

۳. منطق هزینه‌های فرهنگی
سخن درستی است اگر بگوییم که فرهنگ، روح جامعه است. سرمایه‌گذاری در حوزه فرهنگ به معنای تقویت هویت ملی، انسجام اجتماعی و در نتیجه افزایش سرمایه اجتماعی است. کشوری که فرهنگ غنی و پویا دارد، در برابر جنگ نرم و تبلیغات دشمن مقاوم‌تر است؛ توانایی تولید قدرت نرم دارد؛ یعنی دیگر ملت‌ها را بدون زور وادار به احترام یا همکاری می‌کند؛ سرمایه انسانی آن شکوفا می‌شود و بستر نوآوری و خلاقیت در اقتصاد و سیاست فراهم می‌شود.

4. ضرورت توازن توسعه در بخش های مختلف کشور
روشن است که نمی‌توان در پاسخ به این پرسش با توضیحاتی که ارائه شد به یک «بله» یا «خیر» ساده بسنده کرد. واقعیت این است که هیچ کشوری نمی‌تواند صرفاً بر یکی از این حوزه‌ها متمرکز شود و همه این حوزه ها در نظام حکمرانی یک کشور ضروری است و باید میان آنها توازنی راهبردی برقرار کرد؛ بنابراین با پرداختنِ تنها به نظامی‌گری، اقتصاد و فرهنگ ضعیف خواهند شد و کشور از درون آسیب‌پذیر می‌شود؛ همچنین اگر تنها به اقتصاد و فرهنگ توجه کنیم و از امنیت غافل شویم، تهدیدهای خارجی می‌توانند تمام دستاوردها را نابود کنند. بنابراین سیاست درست آن است که توازن میان هزینه‌های اقتصادی، فرهنگی و نظامی حفظ شود. بدین ترتیب که در هزینه‌های نظامی، دست‌کم سطح بازدارندگی نظامی برای دفع تهدیدها حفظ شود و از این خط قرمز (بازدارندگی) تخطی نشود. در کنار آن، سرمایه‌گذاری جدی در اقتصاد برای رفاه و در فرهنگ برای هویت و انسجام ملی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.

5. تبیین مغالطه موجود در پرسش
نکتۀ درخور توجه در پرسش پیش‌گفته این است که به ‌گونه‌ای بیان‌کنندۀ هزینه‌های سنگین نظامی در ایران است؛ درحالی‌که بررسی‌ها نشان می‌دهد هزینه‌های نظامی در ایران تنها دو درصد از تولید ناخالص داخلی را دربر می‌گیرد که در برابر دیگر کشورهای منطقه، سهم کمتری را به خود اختصاص داده است. همچنین بودجه نظامیِ مهم‌ترین دشمنان ایرانیان، یعنی آمریکا 89 برابر و رژیم صهیونیستی سه‌برابر بودجه نظامی ایران است.(3)   بنابراین پیش‌فرض هزینه بیش از اندازه نظامی در ایران به‌کلی منتفی است و ایجاد دوگانه «امنیت در برابر توسعه» ابزار دشمنان ایران برای اختلال در ادراک افکار عمومی ایران و افزایش فشار بر مسئولان ایران از طریق آنهاست.

نتیجه:
هیچ‌کدام از حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و نظامی بدون دیگری پایدار نخواهد ماند. «توان نظامی» برای بقای کشور ضروری است؛ زیرا بدون امنیت، اقتصاد و فرهنگ در معرض نابودی‌اند. «توسعه اقتصادی و فرهنگی» نیز برای دوام قدرت نظامی ضروری است؛ زیرا منابع مالی، مشروعیت اجتماعی و قدرت نرم از همین حوزه‌ها برمی‌خیزد.
بنابراین راه درست،«برقراری توازن پویا» میان این سه عرصه است: سطح کافی از توان نظامی برای بازدارندگی، در کنار سرمایه‌گذاری جدی در اقتصاد برای رفاه و در فرهنگ برای هویت و انسجام.

پی نوشت:
1. کشاورز، محسن، «طراحی شاخص جامع آسیب‌پذیری اقتصادی (EVCI) با رویکرد اقتصاد مقاومتی و ارزیابی عملکرد دولت‌ها از منظر آسیب‌شناسی اقتصادی»؛ ص 266.
2 . «قدرت اقتصادی زمینه‌ساز توان نظامی است»؛ خبرگزاری ایسنا، کد خبر: 1404040704499؛ در: isna.ir/xdTFZs.
3 . ر.ک: «آمار بودجه نظامی ایران»؛ آمارفکت؛ در: https://B2n.ir/qn3046.
 

داستان مسخ شدگان روز شنبه
یهودیان به دلیل حیله برای صید ماهی در روز شنبه، به شکل میمون مسخ شدند، این مسخ جسمانی بود و این افراد پس از چند روز بدون تولیدمثل مردند. 

پرسش:

داستان اعتدا و ظلم یهودیان در روز شنبه چیست و آیا واقعاً گروهی از یهودیان مسخ شده و میمون شدند؟ (بقره/65) بعد از مسخ وضعیتشان چی شد؟ آیا نسبت به این موضوع، گزارش‌های تاریخی نیز وجود دارد؟

پاسخ:

«مسخ» در عربی به معنای تغییر صورت و زشت شدن آن (1) و از شکل انسان به شکل حیوان درآمدن است. در اصطلاح قرآنی و دینی، انسان گناه‌کار درحالی‌که هنوز انسانی عاقل است، (2) به‌سبب سرپیچی از فرمان خداوند، شکل و شمایلش شبیه حیوانی همچون میمون یا خوک می‌شود و وقتی خودش را به این شکل می‌بیند، عذاب می‌کشد. (3) مشهورترین نمونه مسخ در قرآن، داستان یهودیانِ «اصحاب سبت» (یاران شنبه) است.

گناه مسخ‌شدگان روز شنبه

گروهی از یهودیان در شهری ساحلی زندگی می‌کردند. خداوند صید ماهی در روز شنبه را برای امتحان بر آنان حرام کرد. پس از مدتی ماهی‌ها در روزهای شنبه به‌وفور و آشکارا به سمت ساحل می‌آمدند و کاملاً در دسترس بودند؛ اما در روزهای دیگر به ساحل نزدیک نمی‌شدند. یهودیان وقتی این ماجرا را دیدند به سه دسته مختلف تقسیم شدند:

 گروهی از آنان دست به یک حقه یا اصطلاحاً «کلاه‌شرعی» زدند. آن‌ها در روزهای جمعه ترفندی را در ساحل اجرا می‌کردند تا ماهی‌ها در روزهای شنبه محبوس شوند و سپس در روزهای یکشنبه، آن ماهی‌ها را می‌گرفتند و می‌گفتند: ما فرمان خدا را زیر پا نگذاشته‌ و روز شنبه ماهی نگرفتیم!

 گروه دوم هرچند خودشان اقدام به صید نکردند، اما در مقابل گناه صیدکنندگان سکوت کردند و آنان را نهی از منکر نکردند؛

 گروه سوم نه‌تنها خود صید نکردند، بلکه با صیدکنندگان مخالفت و آنان را از این منکر نهی کردند. خداوند دو گروه اول را مجازات و با امر تکوینی ظاهر آنان را شبیه به میمون و اصطلاحاً «مسخ» کرد. (4)

مسخ یهود؛ واقعی یا تمثیلی؟ (جسمانی یا روحانی؟)

همه مفسران معتقدند که گناه‌کاران یهود واقعاً تبدیل به میمون شدند. تنها کسی که از قدما با مسخ واقعی مخالفت کرده و به مسخ روحانی، تمثیلی و باطنی باور دارد، مجاهد بن جبیر (متوفای ۱۰۲ ق) است. به اعتقاد وی آنان واقعاً تبدیل به میمون نشدند و بدنشان همچنان به شکل انسان بود؛ (5) فقط قلب‌هایشان مسخ و درک و فهمشان همانند درک و فهم میمون شد. (6) به باور او خداوند همان‌طور که علمای یهود که تورات را حمل می‌کنند، اما به آن عمل نمی‌کنند، در قرآن به درازگوش مثال زده و تشبیه کرده است، (7) گناه‌کاران روز شنبه را نیز در نپذیرفتن پند و اندرز، به میمون مثال زده و تشبیه کرده است؛ اما همان‌طور که مشخص است قول مجاهد با ظاهر قرآن مخالف است (8) و بدون دلیل، نمی‌توان دست از ظاهر قرآن برداشت. (9)

وضعیت مسخ‌شدگان پس از مسخ

قبل از این‌که گناه‌کاران به میمون و خوک مسخ شوند نیز میمون و خوک وجود داشته و نباید گمان کرد که از آن به بعد چنین موجوداتی خلق شده‌اند. (10) مطابق روایتی که ابن‌مسعود از پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل کرده، موجودی که مسخ می‌شود نسل و عقبی از خود باقی نمی‌گذارد. (11) هرچند مطابق برخی اقوال و روایات ضعیف، مسخ‌شدگان پس از مسخ باقی ماندند، زادوولد کردند و به حیات خود به همان شکل حیوانی ادامه دادند؛ (12) اما اکثر مفسران (13) معتقدند که آنان سه (14) یا نهایتاً هفت (15) روز زنده ماندند و سپس بدون این‌که در زمان حیوان بودن، زادوولدی کنند، همگی مردند و نسلی حیوانی از آن‌ها باقی نماند؛ بنابراین، بوزینه‌‌ها و خوک‌هایی که اکنون وجود دارند، از نژاد آنان نمی‌باشند. (16)

گزارش‌های تاریخی از مسخ‌شدگی یهودیان

مطابق قرآن، اصحاب سبت در کنار دریا و در یک شهر ساحلی زندگی می‌کردند و اطلاع دیگری درباره زمان و مکان زندگی آنان در قرآن نیامده است. در روایات، شهر اصحاب سبت، «ایله» معرفی شده است. (17) شهر ایله احتمالاً به بندر ایلات فعلی اشاره دارد که در کنار دریای سرخ و در فلسطین اشغالی قرار دارد. (18) شهرهای «مدین» و «طبریه» نیز به‌عنوان مکان زندگی اصحاب سبت، ذکر شده است. (19) مفسران معتقدند این واقعه پس از حضرت موسی و در زمان حضرت داود رخ داده است. (20) این ماجرا در منبع دیگری غیر از قرآن همچون کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان مشاهده نشد.

نتیجه:

1. یهودیانی که در شهری ساحلی زندگی می‌کردند از صید ماهی در روز شنبه منع شدند. ماهی‌ها روزهای شنبه به کنار ساحل می‌آمدند و در دسترس بودند، اما در سایر روزها به ساحل نزدیک نمی‌شدند. گروهی از یهودیان برای این‌که هم در روز شنبه شکار نکرده باشند و هم ماهی‌هایی که روز شنبه به ساحل می‌آمدند را شکار کرده باشند، تصمیم گرفتند روزهای جمعه تله‌هایی را در ساحل کار بگذارند تا ماهی‌ها روزهای شنبه در آن‌ها گرفتار شوند تا روز یکشنبه آن‌ها را بگیرند! خداوند به‌دلیل این حقۀ یهودیان آنان را عذاب و تبدیل به میمون کرد؛

 2. ظاهر آیات قرآن این است که بدن آنان شبیه به میمون شد و اکثر مفسران معتقدند این مسخ جسمانی و واقعی بوده است؛

 3. انسان‌هایی که مسخ شدند چند روز بیشتر زنده نماندند و بعد بدون این‌که در این مدت زادوولدی بکنند، همگی مردند.

برای مطالعه بیشتر:

شاکر اشتیجه، محمدتقی، قیوم‌زاده، محمود، «جستاری در چیستی و چگونگی مسخ انسان»، انسان پژوهی دینی، بهار و تابستان 1392 ش، ش 29، صص 83-108.

پی‌نوشت‌ها:

1. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، چاپ اول، بی‌تا، ج ۳، ص ۵۵: «تحویل صوره إِلى صوره أَقبح منها»؛ جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ سوم، 1404 ق، ج ۱، ص ۴۳۱.

2. ماتریدی، محمد، تأویلات أهل السنه، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون‏، 1426 ق، ج‏5، ص 74.

3. فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج‏3، ص 542.

4. این داستان در آیه‌های ۱۶۳ تا ۱۶۶ سوره اعراف به‌تفصیل بیان و در آیه 65 سوره بقره و آیه 47 سوره نساء نیز به آن اشاره شده است. در برخی از تفاسیر ادعا شده که جوانان آنان به میمون و پیران آنان به خوک مسخ شدند. (طبرانی، احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم، اردن، دار الکتاب الثقافی‏، چاپ اول، 2008 م، ج‏3، ص 208) این قول با ظاهر قرآن مخالف است. فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج‏15، ص: 393. برخی دیگر نیز گفته‌اند: مسخ‌شدگان زمان حضرت داود میمون و مسخ‌شدگان زمان حضرت عیسی علیهماالسلام، خوک شدند. مکى بن حموش‏، الهدایه إلى بلوغ النهایه، شارجه امارات، جامعه الشارقه، کلیه الدراسات العلیا و البحث العلمی، چاپ اول، 1429 ق، ج‏4، ص 2611.

5. ابن‌جوزى، عبدالرحمن بن على،‏ زاد المسیر فى علم التفسیر، بیروت، دار الکتاب العربی‏، چاپ اول، 1422 ق، ج‏1، ص 74.

6. صنعانى، عبدالرزاق بن همام،‏ تفسیر القرآن العزیز المسمى تفسیر عبدالرزاق، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1411 ق، ج‏1، ص 15. البته بعدها برخی همچون تفسیر المنار این قول را انتخاب کردند. رضا، محمد رشید، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1414 ق، ج‏6، ص 448.

7. سوره جمعه، آیه 5.

8. طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج‏1، ص: 263؛ طوسى، محمد بن حسن‏، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، بی‌تا، ج‏1، ص 290.

9. طبرسى، فضل بن حسن، ‏مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش، ج‏1، ص 264.

10. طوسى، محمد بن حسن‏، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، بی‌تا، ج‏5، ص 17.

11. ثعلبى، احمد بن محمد، الکشف و البیان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1422 ق، ج‏4، ص 298.

12. عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشى، تهران، مکتبه العلمیه الاسلامیه، چاپ اول، 1380 ق، ج‏2، ص: 35؛ طبرسی، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ج‏4، ص 758.

13. نسفى، عبدالله بن احمد، مدارک التنزیل و حقایق التاویل، بیروت، دار النفائس‏، چاپ اول، 14146 ق، ج‏2، ص 121.

14. ثعلبى، احمد بن محمد، الکشف و البیان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1422 ق، ج‏4، ص 298.

15. مقاتل بن سلیمان،‏ تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1423 ق، ج‏2، ص 71.

16. انصاری، ابوذر، «ابعاد مسخ در قرآن و روایات»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، 1391 ش.

17. مقاتل بن سلیمان،‏ تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1423 ق، ج‏2، ص 70.

18. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دهم، 1371 ش، ج‏6، ص 418.

19. طبرسى، فضل بن حسن، ‏مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش، ج‏4، ص 756.

20. مکى بن حموش‏، الهدایه إلى بلوغ النهایه، ج‏4، ص: 2611؛ طبرانی، تفسیر القرآن العظیم، ج‏3، ص 208.

بالاترین آمارها از یهودیان بومی، 5 درصد است و چون مسئله جمعیت برای یهودیان بسیار حیاتی است با راه انداختن موج‌های مهاجرت، سعی کرده‌اند این خلأ جدی را پر کنند.
تبارشناسی مهاجران صهیونیستی در فلسطین اشغالی

پرسش:
چند درصد مردم اسرائیل مهاجر و چند درصد متولد سرزمین‌های اشغالی هستند؟
 

پاسخ:
یهودیان بعد از جنگ جهانی اول و تجزیه عثمانی، به دنبال عملی کردن ایده «دولت یهود» برآمدند. آن‌ها برای رسیدن به این هدف نیازمند یک سرزمین بودند و از بین گزینه‌های متعدد، سرزمین فلسطین را به‌عنوان «ارض موعود و وطن ملی یهود» برگزیدند. تکمیل و تثبیت طرح آن‌ها، نیازمند جمعیت بود. به همین دلیل یهودیان صهیونیست با همکاری انگلستان درصدد افزایش جمعیت یهودیان بودند و با راه‌اندازی موج‌های مهاجرت از سراسر جهان به سرزمین‌های اشغالی، می‌خواستند این خلأ را پر کنند. اکنون سؤال اساسی این است که چند درصد مردم اسرائیل مهاجر و چند درصد متولد سرزمین‌های اشغالی‌اند؟

۱. مهاجرت اجباری و غیراجباری یهودیان به سرزمین فلسطین
صهیونیست‌ها به‌عنوان غاصبان سرزمین فلسطین، برای مشروعیت بخشی به حضور خویش در این منطقه، درصدد مظلوم‌نمایی، تحریف و دروغ‌پردازی از یک‌سو و سانسور همه‌جانبه از سوی دیگر می‌باشند. یکی از مهم‌ترین مسائل مورد سانسور آن‌ها، مسئله مهاجرت و آمار و ارقام آن است؛ زیرا نابودی کشور فلسطین و ایجاد کشوری جدید، اساساً بر پایه جنبش‌های مهاجرتی و ورود روزافزون انبوه یهودیان در طول یک قرن و کوچ اجباری بیش از نیمی از جمعیت فلسطین در سال 1948 و همچنین کشتار وحشیانه بومیان فلسطین، بنا نهاده شده است.(1)  به‌همین‌جهت از ابتدای سده بیستم و به‌ویژه بعد از جنگ جهانی اول، موج‌های مهاجرت یهودیان از سراسر دنیا به فلسطین شدت یافت. جمعیت مهاجر یهود در فلسطین از پنجاه‌هزار نفر در اوایل قرن بیستم به سیصدهزار نفر در شروع جنگ دوم جهانى رسید تا جایی که مهاجران یهود در قریب به 30 سال قیمومیت انگلستان، 12 برابر شدند.(2)  

۲. بررسی تاریخی آمار مهاجران یهودی در فلسطین
کتاب «ده غلط مشهور درباره اسرائیل» اسناد یهودیان بومی و متولد سرزمین‌های اشغالی را چنین طرح می‌کند: «وقتی عثمانی‌ها به فلسطین رسیدند با جامعه‌ای روبرو شدند که اکثرشان مسلمان سنی و روستانشین و عرب‌زبان بودند، در کنار یک اقلیت نخبه شهرنشین. کمتر از ۵ درصد جمعیت فلسطین را یهودی‌ها تشکیل می‌دادند و احتمالاً ده تا پانزده درصد جمعیت هم مسیحی بودند.(3)   یوناتان مندل در تأیید این مطلب می‌نویسد:
 «درصد دقیق یهودی‌های ساکن فلسطین تا پیش از ظهور صهیونیسم روشن نیست. درهرحال این رقم احتمالاً چیزی بین 2 تا 5 درصد بوده است. طبق اسناد دوره عثمانی کل جمعیت ساکن در جایی که امروزه اسرائیل (فلسطین) خوانده می‌شود در سال ۱۸۷۸ ۴۶۲.۴۶۵ نفر بودند. از این تعداد، ۴۰۳.۷۹۵ نفر (یعنی ۸۷ درصد مسلمان ۴۳.۶۵۹ نفر یعنی ده درصد مسیحی و ۱۵.۰۱۱ نفر یعنی سه درصد) یهودی بوده‌اند.»(4)  

۳. سیاست‌های رژیم صهیونیستی برای افزایش جمعیت یهودیان
شیمون پرز پایه‌گذار توافق اسلو، در ابعاد نظری یک «خاورمیانه نوین» آینده بافت جمعیتی را این‌گونه ارزیابی می‌کرد: 
«طی بیست سال آینده، جمعیت این سرزمین فلسطین و اسراییل با دو برابر افزایش، به ۲۰ میلیون نفر خواهد رسید که نیمی از آن عرب و نیم دیگر یهودی خواهند بود.»(5)   
طبیعتاً برای رسیدن جمعیت یهودیان از 5 درصد به چنین رقمی، تنها از راه مهاجرت بسیار زیاد به‌منظور جبران محدودیت‌های موجود در رشد طبیعی جمعیت، دست‌یافتنی خواهد بود. برای رسیدن به چنین رقمی می‌بایست جمعیت یهودیان سالانه ۳۸ در هر هزار، افزایش یابد که سه‌چهارم سهم این رشد را مهاجرت به عهده خواهد داشت. علیرغم اینکه در مورد موج‌های جدید مهاجرت، داده‌های اطمینان‌بخشی وجود ندارد، اما آمار کلی منتشرشده توسط اداره مرکزی آمار اسرائیل در سال 1997، از کسانی که «در خارج از اسرائیل» به دنیا آمده‌اند با کسانی که در «داخل اسرائیل» به دنیا آمده‌اند، نشان می‌دهد که حتی بعد از مهاجرت سنگین یهودیان به فلسطین، همچنان تا اواخر قرن بیستم، آمار کسانی که در خارج به دنیا آمده‌اند بیشتر است. به‌عنوان‌مثال، در سال 1963، متولدین یهودی آسیا در آسیا، (61/49) و در داخل اسرائیل (57/2) بوده است. آمار در عمده سال‌ها تا 1997 به همین شکل است که درصد متولدین در بیرون مرزهای اشغالی، بیشتر از آمار متولدین در آن سرزمین‌هاست.(6)   بخش بررسی‌های جمعیتی سازمان ملل نیز، آمار مهاجرین در سال‌های 1995 تا 2000 را سالانه، 50 هزار تن و بین سال‌های 2000 تا 2005 را 30 هزار نفر گزارش می‌دهد.(7)  

نتیجه:
علیرغم اینکه صهیونیست‌ها سعی می‌کنند، آمار یهودیان بومی و مهاجر را مخفی نگه ‌دارند تا خودشان را صاحبان این سرزمین معرفی کنند، اما بالاترین آمارها از یهودیان بومی، 5 درصد است. ازآنجاکه مسئله جمعیت و مهاجرت برای یهودیان بسیار حیاتی است، با راه انداختن موج‌های مهاجرت، سعی کرده‌اند این خلأ جدی را جبران کنند.

 
پی نوشت:
1. کورباژ، یوسف، «بازنگری و واقعیت‌های جمعیت‌شناسی در اسرائیل/ فلسطین»، ص 204.
2 . ماه‌پیشانیان، مهسا، «نقش سازمان‌های یهودی بریتانیا در حمایت از رژیم صهیونیستی»، ص 67.
3 . پایه، ایلان، ده غلط مشهور درباره اسرائیل، ص 31 - 32.
4 .   Jonathan Mendel, The Creation of Israeli. Arabic: Political and Security Considerations in the Making of Arabic Language Studies in Israel, p. 188
5 . کورباژ، یوسف، «بازنگری و واقعیت‌های جمعیت‌شناسی در اسرائیل/ فلسطین»، ص 200.
6 . اداره مرکزی آمار اسرائیل، گزیده آماری اسرائیل، 1997، بیت‌المقدس 1997.
7 . کورباژ، یوسف، «بازنگری و واقعیت‌های جمعیت‌شناسی در اسرائیل/ فلسطین»، ص 223.

رژیم صهیونیستی به دلیل ماهیت اشغالگرانه و خشونت‌محور خود، عامل اصلی بحران بوده و مقابله با آن از منظر ایران، اقدامی مشروع و ضروری برای تأمین عدالت و امنیت است.
بررسی گزارۀ «نابودی اسرائیل» با وجود عضویت در سازمان ملل متحد

پرسش:
 با اینکه اسرائیل کشور رسمی عضو سازمان ملل متحد است و از حمایت جدی غرب برخوردار است، آیا می‌توان آن را نابود کرد؟
 

پاسخ:
راهبردهای نابودی اسرائیل به عنوان غده‌ای سرطانی از نظر حقوق بین‌الملل، اخلاق و امنیت جهانی نیازمند توجه به نکاتی است؛ اما این قوانین وقتی برای یک کشور عضو نظام سلطه (مثل اسرائیل) مفید باشد، کارایی دارد؛ ولی وقتی این رژیم جعلی، علیه مردم مظلوم دیگر کشورهای اسلامی و غیراسلامی بخواهد حمله نظامی و ... انجام دهد، کارایی ندارد. این پرسش مطرح می‌شود که آیا می‌توان رژیم صهیونیستی را نابود کرد؟ راهبرد حذف این غدۀ سرطانی، دارای چه اصول و قواعدی است؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا چند مبحث را در ادامه بررسی خواهیم کرد.

1. بررسی قوانین بین‌المللی
بر اساس منشور سازمان ملل متحد (بند 4، مادۀ ۲)، استفاده از زور یا تهدید به زور علیه «تمامیت ارضی» یا «استقلال سیاسی» هر دولت ممنوع است.(1)    نابودی یک کشور یا ملت، مصداق نسل‌کشی است که طبق کنوانسیون منع نسل‌کشی ۱۹۴۸ (مواد مختلف مثل مادۀ 1، 2، 3 و ...)(2)   و اساس‌نامۀ دیوان کیفری بین‌المللی (مادۀ 5) ،(3)   جنایت است. حتی کشورهایی که عضو سازمان ملل نیستند هم از اصل حاکمیت برابر و مصونیت در برابر تهدید و حمله برخوردارند. اما بررسی اینکه چه مقدار از این قوانین ضمانت اجرایی دارد و آیا همه کشورها در مقابل این قانون یکسان هستند یا نه، موضوع دیگری است که جواب آن در موضوع فلسطین کاملاً هویداست.

2. راهبرد جمهوری اسلامی در مسئله فلسطین
منطق جمهوری اسلامی ایران در موضوع فلسطین و محور مقاومت را می‌توان در ابعاد گوناگونی همچون ایدئولوژیک، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، آینده‌نگرانه و در چارچوب نظم نوین جهانی تحلیل کرد. ایدئولوژی مقاومت بر پایه اسلام سیاسی و اندیشۀ ولایی شکل گرفته است و اصل بنیادین آن مبارزه با استکبار، سلطه‌گری جهانی و صهیونیسم است. جمهوری اسلامی حمایت از محور مقاومت را تنها دفاع از مرزهای ملی خود نمی‌داند، بلکه آن را وظیفه‌ای دینی و انسانی برای حمایت از مظلومان جهان به‌ویژه ملت‌های فلسطین، لبنان، یمن، عراق و سوریه قلمداد می‌کند. در این نگرش، «محور مقاومت» صرفاً جبهۀ منطقه‌ای نیست، بلکه بخشی از نبرد راهبردی حق و باطل و بدیلی برای نظام سلطه جهانی به شمار می‌آید. از منظر فرهنگی نیز جمهوری اسلامی، محور مقاومت را نه یک ائتلاف صرفاً نظامی بلکه جریانی تمدنی و فرهنگی می‌داند که بر هویت اسلامی ـ شیعی و ارزش‌های مشترک جهان اسلام مانند عدالت، کرامت انسانی و مقابله با سلطه‌گری جهانی استوار است. با وجود این، جمهوری اسلامی همواره بر اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورهای محور مقاومت تأکید می‌کند و این موضوع را یکی از اصول راهبردی سیاست خارجی خود می‌داند. این رویکرد برگرفته از مبانی دینی و اندیشه امام خمینی (رحمة الله) و مقام معظم رهبری است که استقلال ملت‌ها را اصل بنیادین در تعیین سرنوشت خود می‌دانند. بر همین اساس، طرح جمهوری اسلامی برای مسئله فلسطین، برگزاری همه‌پرسی میان تمامی فلسطینیانِ اصیل و تشکیل نظام سیاسی برآمده از آرای آنان بدون دخالت سایر کشورهاست.(4)  
جمهوری اسلامی ایران به ‌جای دخالت مستقیم، در سه سطح حمایت ارائه می‌دهد: 
نخست: حمایت فکری و فرهنگی؛ دوم: حمایت مشورتی و آموزشی؛ سوم: حمایت لجستیکی و تسلیحاتی، آن ‌هم صرفاً به درخواست طرف مقابل. در همین چارچوب، جمهوری اسلامی بنا به درخواست گروه‌های مقاومت فلسطینی، پشتیبانی نظامی، آموزشی و مستشاری را به حماس، جهاد اسلامی فلسطین و سایر گروه‌های مقاومت ارائه کرده است. گفتنی است عملیات ۷ اکتبر به رهبری حماس، مستقل و بدون مداخله مستقیم ایران انجام شد.

3. هدف و رویکرد جمهوری اسلامی در برابر رژیم صهیونیستی
رهبر معظم انقلاب «هدف» در مسئلۀ فلسطین را «رهایی و آزادی» آن از غضبِ صهیونیست‌ها معرفی کرده‌اند: 
«در مسئلۀ فلسطین، آنچه که هدف است، استنقاذ فلسطین است؛ یعنی محو دولت اسرائیل. فرقی بین سرزمین‌های قبل از سال ۶۷ و بعد از آن نیست. هر یک وجب از خاک فلسطین، یک وجب از خانۀ مسلمین است»(5) ؛   
چراکه تنها راه «علاج» این زخم و جراحتِ تاریخی، نابودی اسرائیل است: 
«رژیم صهیونیستى یک رژیمى است که از اولِ تولد نامشروع خود، بنا را گذاشته است بر خشونت آشکار، انکار هم نمی‌کنند؛ بنا را گذاشتند بر مشت آهنین، همه جا هم می‌گویند، افتخار هم می‌کنند، سیاستشان هم همین است. از سال ۱۹۴۸ که این رژیم جعلى به ‌‌طور رسمى به ‌‌وجود آمد تا امروز ... این واقعیت رژیم صهیونیستى است؛ علاجى هم ندارد جز از‌بین‌رفتن این رژیم»(6) .    
بنابراین ایشان به‌روشنی راه‌حلِ پایان‌یافتن مسئله را مشخص کرده‌اند: «نظر ما نسبت به مسائل فلسطین روشن و واضح است. ما راه‌حل فلسطین را نابودی رژیم اسرائیل می‌دانیم»(7). 
جمهوری اسلامی در موضوع فلسطین، رویکرد یهودستیزی ندارد. مقام معظم رهبری تصریح کرده‌اند: 
«حرف، همانی است که امام راحل عظیم‌الشأن فرمود: "اسرائیل بایستی محو بشود". یهودی‌های فلسطین، اگر دولت اسلامی را قبول می‌کنند، در آنجا زندگی کنند. بحث، بحث یهودی‌ستیزی نیست. مسئله، مسئلۀ غصب خانۀ مسلمین است». این تفاوتِ مهمِ نگاه و موضع جمهوری اسلامی با برخی گرایش‌های دیگر ضداسرائیلی است: «در قضیّۀ رژیم اشغالگر، جمال عبدالنّاصر، شعار می‌داد که ما یهودی‌ها را می‌ریزیم به دریا، یعنی [وقتی] می‌خواست علیه اسرائیل حرف بزند، می‌گفت یهودی‌ها را می‌ریزیم به دریا؛ جمهوری اسلامی از روز اوّل چنین حرفی نزده».(8)  
البته یهودستیز‌نبودن به معنای دوستی با صهیونیست‌هایی نیست که به‌اجبار و خشونت ساکن سرزمین‌های اشغالی شده‌اند: 
«مردم اسرائیل کی‌هایند؟ همان کسانی هستند که غصب خانه، غصب سرزمین، غصب مزرعه، غصب تجارت به وسیلۀ همین‌ها دارد انجام می‌گیرد. سیاهىِ لشکرِ عناصر صهیونیسم، همین‌هایند. نمی‌شود ملت مسلمان نسبت به افرادی که این‌جور عامل دست دشمنان اساسی دنیای اسلام هستند، بی‌تفاوت باشد. نه، ما با یهودیها هیچ مشکلی نداریم، با مسیحی‌ها هیچ مشکلی نداریم، با اصحاب ادیان در دنیا هیچ مشکلی نداریم؛ اما با غاصبان سرزمین فلسطین چرا، مشکل داریم. غاصب هم فقط رژیم صهیونیستی نیست. این موضع نظام است».(9) 

4. «صندوق رأی» مسیرِ محو اسرائیل
مسئلۀ فلسطین طی دهه‌های گذشته با اشغال این سرزمین از سوی رژیم صهیونیستی و حمایت قدرت‌های استعماری شکل گرفته است. تجربۀ تاریخی نشان می‌دهد راهکارهای مبتنی بر مذاکره و سازش با رژیم اشغالگر نه‌تنها به حل بحران منجر نمی‌شود، بلکه در عمل ناکام مانده است. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر عقلانیت، تجربۀ تاریخی و اصول اسلامی، راه‌حلی دموکراتیک و مبتنی بر خواست مردم ارائه داده است. بر اساس این طرح، همۀ فلسطینیان اصیل (اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی) که پیش از ۱۹۴۸ در فلسطین زندگی می‌کردند، در کنار آوارگانی که تمایل به بازگشت دارند، در همه‌پرسی عمومی درباره ساختار و حاکمیت آینده فلسطین رأی می‌دهند. نتیجۀ این رفراندوم، مبنای تشکیل حکومت جدید خواهد بود و سرنوشت مهاجران پس از ۱۹۴۸ نیز بر اساس تصمیم اکثریت مردم تعیین می‌شود. این طرح، همسو با اصول دموکراسی، حقوق بشر و منطق جهانی در عمل به پایان موجودیت رژیم صهیونیستی منجر خواهد شد؛ درواقع «همان نابود‌شدن و از‌بین‌رفتن رژیم باطل و جعلی صهیونیستی است که امروز بر سر کار است»(10) .    رهبر انقلاب اسلامی تصریح کرده‌اند این موضع به معنای یهودستیزی یا حذف فیزیکی یهودیان نیست، بلکه مقابله با رژیم جعلی و اشغالگر است؛ با این حال، به دلیل ماهیت خشن و اشغالگرانۀ اسرائیل، تحقق چنین طرحی بدون مقاومت ممکن نیست. بنابراین تا نابودی این رژیم، مقاومت قاطع، مسلحانه، سیاسی و فرهنگی ملت فلسطین ضروری دانسته می‌شود تا صهیونیست‌ها را وادار به پذیرش رأی مردم کند(11)   (6، 11، 12 و 13). ازاین‌رو «راه قدس، راه فلسطین، راه نجات مسئلۀ فلسطین و حل مسئلۀ فلسطین، جز راه مبارزه نیست»(12)   و به‌یقین آیندۀ مقاومتِ رهایی‌بخش، آزادی فلسطین خواهد بود: «فلسطین قطعاً آزاد خواهد شد و به مردم برخواهد گشت و در آنجا دولت فلسطینی تشکیل خواهد شد؛ در اینها هیچ تردیدی نیست»(13)  

نتیجه:
جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر مبانی دینی، عقلانیت سیاسی و تجربه تاریخی، مسئله فلسطین را صرفاً منازعۀ منطقه‌ای نمی‌داند، بلکه آن را نماد تقابل حق و باطل و یکی از محورهای اساسی مبارزه با استکبار جهانی معرفی می‌کند. این راهبرد بر حمایت همه‌جانبه از ملت فلسطین در ابعاد فکری، فرهنگی، سیاسی و نظامی استوار است و مقاومت را تنها راه مقابله با اشغالگری و احقاق حقوق مردم فلسطین می‌داند. موضع جمهوری اسلامی، نابودی رژیم جعلی صهیونیستی است؛ اما این موضع به معنای یهودستیزی یا حذف فیزیکی یهودیان نیست. رهبر انقلاب بارها تأکید کرده‌اند مشکل جمهوری اسلامی با اشغالگری و غصب سرزمین فلسطین است، نه با پیروان ادیان الهی. رژیم صهیونیستی به دلیل ماهیت اشغالگرانه و خشونت‌محور خود، عامل اصلی بحران معرفی شده است و مقابله با آن از منظر ایران، اقدامی مشروع و ضروری برای تأمین عدالت و امنیت منطقه‌ای است. طرح جمهوری اسلامی برای حل مسئله فلسطین، برگزاری همه‌پرسی ملی میان تمامی ساکنان اصیل فلسطین (مسلمان، مسیحی و یهودی) و آوارگان مایل به بازگشت است تا ساختار سیاسی آینده کشور را تعیین کنند. این راهکار دموکراتیک که همسو با اصول حقوق بشر و منطق جهانی است، به ‌طور طبیعی به پایان موجودیت رژیم صهیونیستی می‌انجامد. با توجه به مخالفت اسرائیل با این روند، جمهوری اسلامی مقاومت همه‌جانبۀ ملت فلسطین را تا زمان تحقق این هدف ضروری می‌داند.

منابع برای مطالعه بیشتر: 
سعید صلح‌میرزایی؛ فلسطین از منظر رهبر انقلاب اسلامی؛ چ 10، تهران: انتشارات انقلاب اسلامی، 1390 ش.

پی نوشت:
1. قانون تصویب منشور ملل متحد؛ پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی؛ در: https://rc.majlis.ir/fa/law/show/93886.
2 . قانون اجازه الحاق دولت ایران به قرارداد بین‌المللی جلوگیری از کشتار جمعی ( ژنوسید)؛ پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی؛ در: https://rc.majlis.ir/fa/law/show/94432.
3 . متن اساس‌نامۀ دادگاه جنایی بین‌المللی رم؛ ترجمۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران؛ در: https://www.legal-tools.org/doc/b9e099/pdf.
4 . سیدعلی خامنه‌ای؛ متن کامل «طرح برگزاری همه‌پرسی ملی در سرزمین فلسطین»؛ 28/11/1398، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله ‌العظمی خامنه‌ای؛ در:  https://khl.ink/f/44834.
5 . مقام معظم رهبری؛ بیانات در دیدار شرکت‌‌کنندگان در اولین کنفرانس اسلامی فلسطین‌؛ 13/09/1369، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله‌ العظمی خامنه‌ای؛ در: https://khl.ink/f/2389.
6 . مقام معظم رهبری؛ بیانات در دیدار دانشجویان؛ 01/05/1393، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله ‌العظمی خامنه‌ای؛ در:  https://khl.ink/f/27046.

7 . مقام معظم رهبری؛ دیدار جمعی از آزادگان استان تهران با رهبر انقلاب؛ 28/05/1370، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله ‌العظمی خامنه‌ای؛ در: https://khl.ink/f/524.

8 . مقام معظم رهبری؛ بیانات در دیدار جمعی از استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه‌ها؛ 20/03/1397، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله ‌العظمی خامنه‌ای؛ در:  https://khl.ink/f/39877.

9 . مقام معظم رهبری؛ خطبه‌های نماز جمعه تهران؛ 29/06/1387، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله ‌العظمی خامنه‌ای؛ در: https://khl.ink/f/3813.
10 . مقام معظم رهبری؛ خطبه‌های نماز عید فطر؛ 25/03/1397، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله ‌العظمی خامنه‌ای؛ در: https://khl.ink/f/39933.
11 . مقام معظم رهبری؛ بیانات در خطبه‌های نماز جمعه؛ 16/01/1381، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله ‌العظمی خامنه‌ای؛ در: https://khl.ink/f/3114.
مقام معظم رهبری؛ دیدار جمعی از مردم با رهبر انقلاب؛ 27/07/1370، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله ‌العظمی خامنه‌ای؛ در:  https://khl.ink/f/541.
مقام معظم رهبری؛ خطبه‌های نماز عید فطر؛ 15/03/1398، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله ‌العظمی خامنه‌ای؛ در: https://khl.ink/f/42774.
12 . مقام معظم رهبری؛ بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در افتتاحیۀ همایش غزه‌؛ 08/12/1388، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله‌ العظمی خامنه‌ای؛ در: https://khl.ink/f/8952.
13 . همان.

عواملی همچون ظلم، بحران موجودیت، بحران مشروعیت، بحران‌های اقتصادی وامنیتی، اختلافات داخلی صهیونیست‌ها و ظهور انقلاب اسلامی، عوامل اصلی نابودی رژیم صهیونیستی است

پرسش:
چه عواملی می‌تواند زمینه نابودی رژیم صهیونیستی را فراهم آورد؟ در حال حاضر چند عامل از عوامل نابودی این رژیم، فراهم شده است؟
 

پاسخ:
رژیم نامشروع اسرائیل از ابتدای شکل‌گیری تا به امروز همواره تلاش زیادی برای حفظ و بقای خود کرده است. باوجوداین، هر چه زمان جلوتر می‌رود، این رژیم به نابودی نزدیک‌تر می‌شود. مقام معظم رهبری دراین‌باره فرموده‌اند: «شما [صهیونیست‌ها] ۲۵ سال آینده را نخواهید دید. إنشاء‌الله تا ۲۵ سال دیگر، به توفیق الهی و به فضل الهی چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت.»(1)   در نگاه بسیاری از کارشناسان و سیاستمداران داخلی و خارجی، رژیم صهیونیستی رژیمی روبه‌زوال است و در آینده‌ای نه‌چندان‌دور فرو خواهد پاشید.(2)   کتاب‌ها و مقاله‌های متعددی دراین‌باره به رشته تحریر درآمده(3)    و عوامل مختلفی برای نابودی اسرائیل بیان شده است. در اینجا به تعدادی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود.

مهم‌ترین عوامل نابودی اسرائیل

1. ناپایداری رژیم مبتنی بر ظلم و خونریزی
رژیم اسرائیل بر اساس ظلم و تجاوز به حقوق دیگران بنا شده و بر همین رویه هم تاکنون ادامه حیات داده است. صهیونیست‌ها در این راه از هیچ فریب، جاسوسی، خشونت، تهدید، تطمیع، کودتا، ترور، جنگ، نسل‌کشی و به‌صورت کلی از هیچ اقدام ضد انسانی کوتاهی نکرده‌اند. قرآن کریم و روایات شریف یکی از مهم‌ترین عوامل نابودی یک جامعه را همین ظلم معرفی می‌نمایند. به‌عنوان نمونه، خدای متعال در آیه 59 سوره مبارکه قصص می‌فرماید:
 «ما نابودکننده شهرها نبوده‌ایم مگر درحالی‌که اهلش ستمکار بوده‌اند.»
 بنابراین طبق قانون الهی قطعاً رژیم صهیونیستی نابود خواهد شد و ظلم، استکبار و باطل بودن از عوامل اصلی نابودی این رژیم است. تحلیلگران عوامل و شاخص‌های دیگری را نیز برای نابودی این رژیم بیان کرده‌اند. ازجمله این افراد «آبراهام بورگ»، سیاستمدار کهنه‌کار صهیونیست و رئیس سابق مجلس اسرائیل است که معتقد است «اسرائیل با نفی دموکراسی... و نادیده گرفتن ارزش‌های انسانی، در مسیر فروپاشی پیش می‌رود و برای نابودی عجله می‌کند.»(4)   همچنین «ایلان پاپه» مورخ، کارشناس و سیاستمدار سابق اسرائیلی چندین عامل برای نابودی رژیم صهیونیستی ارائه کرده و بر این باور است که این عوامل الآن محقق شده‌اند. عوامل مدنظر وی عبارت‌اند از: اختلافات داخلی بین صهیونیست‌های سکولار و حریدی‌ها، بحران اقتصادی، افزایش انزوای بین‌المللی اسرائیل و تبدیل شدن به یک دولت منحوس، حضور جوانان یهودی سراسر جهان در جنبش همبستگی با فلسطینیان و نفی ارتباط خود با اسرائیل، ضعف ارتش اسرائیل، تجدید نیرو در میان جوانان فلسطینی با پیدایش نسلی متحدتر و دارای افق‌دید روشن‌تر برای مبارزه با اسرائیل.(5)  

۲. بحران موجودیت رژیم صهیونیستی
یکی دیگر از عوامل نابودی این رژیم بحران موجودیت است. «دولت صهیونیستی بر مبنای یک باور اساسی تشکیل شده و آن‌هم این است که یهودیان نمی‌توانند احساس امنیت کنند، مگر این‌که کشوری داشته باشند؛» اما این رژیم به دلیل روحیه تجاوزکارانه و جنگ‌طلبانه خود همواره درگیر جنگ و ناامنی بوده و این مسئله باعث مهاجرت معکوس یهودیان از فلسطین اشغالی به کشورهای اصلی خود شده است. این مهاجرت به‌خصوص بعد از طوفان‌الاقصی به ‌شکل قابل ‌توجهی افزایش یافته است.(6)    علاوه بر این، طوفان‌الاقصی از یک‌سو و جنایات بی‌حد صهیونیست‌ها از سوی دیگر باعث شد تلاش‌های رژیم صهیونیستی برای عادی‌سازی روابط خود با کشورهای منطقه و فراموشاندن مسئله فلسطین، نه‌تنها بی‌نتیجه بماند، بلکه یک بیداری جهانی به نفع فلسطین و یک نفرت شدید بین‌المللی علیه اسرائیل در بسیاری از کشورها شکل بگیرد. نتیجه چنین فرایندی بحران شدید مشروعیت برای اسرائیل و گسترش موج صهیونیسم‌ستیزی بوده است. امروزه بسیاری از آزادی خواهان جهان رژیم صهیونیستی را با رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی و آلمان نازی در دوره هیتلر مقایسه می‌کنند و خواهان نابودی آن هستند.

۳. انقلاب اسلامی و محور مقاومت
یکی دیگر از عوامل فرسایش و نابودی اسرائیل، جمهوری اسلامی ایران است. «انقلاب اسلامی ایران تهدیدی راهبردی برای ماهیت‌ وجودی رژیم صهیونیستی است.» ایران به‌عنوان یک کشور قدرتمند و آزادی‌خواه هم به‌نوبه خود سدّ راه بسیاری از توطئه‌های رژیم در منطقه شده و هم با الهام‌بخشی، الگودهی و کمک به جریان‌های اسلامی در منطقه باعث شکل‌گیری یا تقویت گروه‌های مقاومت و مبارز علیه این رژیم شده است. گروه‌هایی که امروزه در فلسطین، لبنان، سوریه، عراق، یمن و... روند زوال رژیم را سرعت بخشیده‌اند.(7)  

۴. میزان تحقق عوامل مختلف نابودی رژیم صهیونیستی
در پایان توجه به این نکته ضروری است که نگاه به این عوامل باید نگاه طیفی یا درصدی باشد، یعنی برخی از این عوامل ممکن است 80 درصد و برخی کمتر یا بیشتر محقق شده باشند. هرچند رژیم صهیونیستی و حامیان آن تلاش می‌کنند تا جلوی فروپاشی رژیم را بگیرند، اما با اقدامات و جنایت‌های وحشیانه‌ای که رژیم انجام می‌دهد، درصد این عوامل نه‌تنها کمتر نشده، بلکه پیوسته در حال افزایش است. این افزایش بعد از طوفان‌الاقصی بسیار سرعت گرفته است.

نتیجه:
با توجه به آنچه گفته شد عواملی همچون ظلم، بحران موجودیت، بحران مشروعیت، بحران‌های اقتصادی و امنیتی، اختلافات داخلی صهیونیست‌ها و ظهور انقلاب اسلامی، عوامل اصلی نابودی رژیم صهیونیستی است. اگر به این عوامل نگاه طیفی داشته باشیم، طیف گسترده‌ای از آن‌ها هم‌اکنون تحقق یافته است.

پی نوشت:
1. خامنه‌ای، سید علی (رهبر انقلاب)، بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، 18 شهریور 1394،  https://khl.ink/f/30716
2 . 2. به‌عنوان نمونه ر. ک: عمویی، رضا، پیش‌بینی غرب از نابودی رژیم صهیونیستی، روزنامه همشهری، 20 شهریور 1403، 234652، https://newspaper.hamshahrionline.ir/qjvVR
3 . به‌عنوان نمونه ر. ک: کتاب «رژیم موقت؛ مفهوم و پژوهش‌های تخصصی»، تألیف مرکز مطالعات و پژوهش‌های الاتحاد و کتاب «درباره فلسطین»، تألیف نوام چامسکی و ایلان پاپه.
4 . اکرم بزی، نابودی اسرائیل از نگاه و قلم کارشناسان صهیونیست، خبرگزاری رسمی حوزه، ۲۱ تیر ۱۴۰۳، 1169484،  https://hawzahnews.com/xcX63
5 . اکرم بزی، نابودی اسرائیل از نگاه و قلم کارشناسان صهیونیست، خبرگزاری رسمی حوزه، ۲۱ تیر ۱۴۰۳، 1169484،  https://hawzahnews.com/xcX63
6 . سرزمین وداع؛ ۷ شاخصی که بیانگر نابودی قطعی اسرائیل است، خبرگزاری تسنیم، ۱۳ آبان ۱۴۰۳،  https://tn.ai/3191785
7 . کریمی، مهران، دلایل و شواهد زوال رژیم صهیونیستی، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، 6 بهمن 1397،  https://khl.ink/f/41486

بررسی واکنش حضرت موسی در برخورد با گوساله‌پرستی یهودیان
تفاسیر مبنی بر پرتاب الواح توسط حضرت موسی(ع) متأثر از اسرائیلیات است؛ کاربرد قرآنی واژه «ألقی» شامل «گذاشتن» نیز می‌شود که با عصمت پیامبران سازگارتر است.

پرسش:

مطابق آیۀ 150 سورۀ «اعراف» حضرت موسی در هنگام عصبانیت از گوساله‌پرستی یهودیان، الواح مشتمل بر کلام الهی را پرت کرد و به زمین زد؛ آیا این کار اهانت به کلام الهی نیست و با عصمت پیامبران منافات ندارد؟

پاسخ:

حضرت موسی علیه السلام پس از نجات بنی‌اسرائیل از فرعون، به فرمان خداوند برای دریافت الواح تورات به کوه طور رفت. ایشان هارون را جانشین خود قرار داد و قوم را به پرستش خدای یگانه توصیه کرد. در غیاب موسی علیه السلام، سامری از زیورهای طلایی قوم، گوساله‌ای ساخت که صدایی شبیه گاو داشت. او ادعا کرد این گوساله خدای موسی و قوم است و بنی‌اسرائیل را به پرستش آن فراخواند. هرچند حضرت هارون علیه السلام آنان را نهی کرد، بسیاری از قوم فریب خوردند و به بت‌پرستی روی آوردند.

موسی علیه السلام به ‌هنگام بازگشت از میقات، صحنۀ گوساله‌پرستی یهودیان را دید؛ ازاین‌رو به‌شدت غضبناک شد، الواح را به زمین انداخت و موهای برادرش هارون را گرفت و از او پرسید: «چرا قوم را از این کار بازنداشتی؟ آیا از فرمانم سرپیچی کردی؟» هارون پاسخ داد: «ای برادر، قوم مرا ضعیف شمردند و نزدیک بود مرا بکشند. من آنان را نهی کردم، اما ترسیدم تفرقه ایجاد شود و تو مرا ملامت کنی». موسی علیه السلام دعا کرد و خداوند توبه‌کنندگان را بخشید. سپس سامری را مجازات کرد و گوساله را سوزاند. وقتی خشم موسی علیه السلام فرو‌نشست، الواح را برداشت (1). این نوشتار اختصاص به بررسی این موضوع دارد که آیا انداختن الواح اهانت به کلام الهی نیست و با عصمت پیامبران منافات ندارد؟

معنای «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ»

برخی از مفسران معتقدند منظور از «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ»،گذاشتن آنان است نه پرت‌کردن: «وَ أَلْقىٰ فِی اَلْأَرْضِ رَوٰاسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ ...: و در زمین کوه‌هایی قرار داد تا شما را نلرزاند ...» (2). منظور از فعل «أَلْقَى» در این آیه، گذاشتن است و نمی‌توان گفت: خداوند کوه‌ها را بر روی زمین پرت کرد و انداخت. بنابراین معنای «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ» چنین می‌شود: «حضرت موسی الواح را روی زمین گذاشت» (3). قرینه و شاهد بر اینکه منظور از «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ» گذاشتن است و نه پرتاب‌کردن، این است که در ادامه شاهدیم حضرت موسی آنها را برمی‌دارد: «وَ لَمّٰا سَکَتَ عَنْ مُوسَى اَلْغَضَبُ أَخَذَ اَلْأَلْوٰاحَ وَ فِی نُسْخَتِهٰا هُدىً وَ رَحْمَهٌ لِلَّذِینَ هُمْ لِرَبِّهِمْ یَرْهَبُونَ: و هنگامی که خشم موسی فرو‌نشست، الواح را برگرفت و در نوشته‌هایش برای کسانی که از پروردگارشان می‌ترسند، هدایت و رحمت بود» (4). درحالی‌که اگر «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ» به ‌معنای پرت‌کردن بود و چنان‌که برخی از مفسران گفته‌اند الواح بر اثر پرت‌شدن شکسته شده بودند (5)، «أخذ» و برداشتن معنا نداشت.

نکته پایانی نیز اینکه برخلاف کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان که از شکسته‌شدن الواح خبر می‌دهد (6)‌ و احتمالاً مفسران نیز تحت تأثیر آن موضوع شکسته‌شدن را مطرح کرده‌اند، در قرآن نامی از شکسته‌شدن الواح نیامده است (7)، بلکه ظهور در این دارد که الواح سالم بود که بعد حضرت موسی علیه السلام آنها را برداشت (8).

نتیجه:

هرچند بسیاری از مفسران ـ احتمالاً تحت تأثیر کتاب مقدس و اسرائیلیات ـ «ألقی» را به پرت‌کردن و درنتیجه شکسته‌شدن کرده‌اند، بررسی «القی» در قرآن نشان می‌دهد که این واژه در قرآن در دو معنای «طرح» و انداختن و «وضع» و گذاشتن به ‌کار رفته است. بنابراین منظور از «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ» در آیۀ 150 سورۀ «اعراف»، لزوماً انداختن و پرت‌کردن الواح نیست تا اهانتی معنا شود و با عصمت پیامبران منافات داشته باشد. از جمله قراین ترجیح معنای گذاشتن بر پرت‌کردن، می‌توان به آیۀ 154 همین سوره اشاره کرد که حضرت موسی علیه السلام الواح را برداشت: «أَخَذَ اَلْأَلْوٰاحَ» و این امکان‌پذیر نبود مگر اینکه الواح سالم باشد.

برای مطالعه بیشتر:

سیدمرتضی؛ تنزیه الانبیاء؛ چ 2، قم: بوستان کتاب، 1387 ش.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. اعراف: 138 ـ 154.

2. نحل: 15.

3. محمد ماتریدی؛ تأویلات أهل السنه؛ چ 1، بیروت: دار‌الکتب العلمیه، منشورات محمد‌علی بیضون‏، 1426 ق، ج ‏5، ص 45. «در ینابیع آورده‏اند که الواح را نیفگند، اما زود از دست بنهاد چنان‌که کسى چیزى بیفگند» (حسین بن على کاشفى؛ تفسیر حسینى (مواهب علیه)؛ سراوان: کتاب‌فروشى نور، [بی‌تا]، ص 356). ناصر مکارم شیرازى؛ پیام قرآن؛ چ 9، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1386 ش، ج ‏7، ص 129.

4. اعراف: 154.

5. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی‏، 1423 ق، ج ‏2، ص 65. محمد بن جریر طبرى؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ بیروت: دار‌المعرفه، 1412 ق، ج ‏9، ص 46.

6. «و واقع‌ شد که‌ چون‌ نزدیک‌ به‌ اردو رسید، و گوساله‌ و رقص‌کنندگان‌ را دید، خشم‌ موسی‌ مشتعل‌ شد، و لوح‌ها را از دست‌ خود افکنده‌، آنها را زیر کوه‌ شکست‌» (خروج 32: 19).

5. «و لقائل ان یقول: لیس فی القرآن الا انه القى الألواح فاما انه ألقاها بحیث تکسرت فهذا لیس فی القرآن و انه لجراءه عظیمه على کتاب الله و مثله لا یلیق بالأنبیاء علیهم السلام» (محمد فخر رازی؛ مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)؛ چ 3، بیروت: دار‌احیاء التراث العربی، 1420 ق، ج ‏15، ص 372).

6. گفتنی است بیشتر مفسران «ألقی» در این آیه را به ‌معنای انداختن و پرت‌کردن می‌دانند و با این وجود، معتقدند این کار حضرت موسی چون نه به نیت اهانت، بلکه در راستای نشان‌دادن شدت ناراحتی و انزجار خود از گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل بود، با عصمت ایشان منافاتی ندارد (ناصر مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه؛ چ 10، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج ‏6، ص 378).

 

ایران اقداماتی همچون تولید موشک قاره‌پیما یا همکاری نظامی با کشورهای آمریکای لاتین وجنوبی یا ساماندهی گروه‌های مخالف‌ داخلی آمریکا پیام دسترسی به خاک امریکا است
امکان تهدید خاک آمریکا توسط جمهوری اسلامی ایران

پرسش:
برای حمله به خاک آمریکا چه راهکارهایی وجود دارد؟ آیا برنامه‌ای طراحی شده است و یا فقط روی پایگاه‌های آمریکا در منطقه حساب کردیم؟
 

پاسخ:
امنیت ملی و تمامیت ارضی به‌عنوان مسائل بنیادین و حیاتی برای تمامی کشورهای جهان، همواره در معرض تهدیدها و چالش‌های متنوعی قرار دارد. یکی از مهم‌ترین چالش‌های امنیت ملی ایران در دوران معاصر، دولت تروریستی ایالات‌متحده امریکاست که تهدیدها و تجاوزهای آن‌ها نه‌تنها به دوران پس از انقلاب اسلامی محدود نمی‌شود، بلکه جلوه‌های آن را می‌توان در کودتای 28 مرداد 1332 علیه نهضت مردمی ملی شدن صنعت نفت، مشاهده کرد. با این تفاوت که رژیم پهلوی با وابستگی و سرسپردگی تمام‌عیار در مقابل آمریکا، اقدامی برای دفاع از استقلال و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ایران انجام نداد؛ اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی با رویکردی فعال به مقاومت تمام‌عیار در مقابل تهدیدها و پروژه‌های آمریکا (تجزیه، کودتا، جنگ تحمیلی، ترور، فتنه خیابانی، تحریم و ...) پرداخت؛ اما همچنان یکی از سؤال‌های بنیادین این است که با توجه به فاصله بسیاری که ایران با خاک آمریکا دارد، آیا برای حمله به خاک آمریکا راهکارهایی وجود دارد؟ آیا برنامه‌ای طراحی شده است و یا فقط روی پایگاه‌های آمریکا در منطقه حساب کردیم؟

1. راهبرد بازدارندگی حداکثری
در پاسخ به این سؤال باید به چند نکته توجه داشت: راهبرد کلان جمهوری اسلامی بر اساس آموزه‌های قرآنی« وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ»(1)  و عقلانی، «بازدارندگی حداکثری» است و در این زمینه تمام ظرفیت‌هایش را به کار گرفته است، اما همه راهکارها و سازوکارهای تحقق بازدارندگی و دفع تهدیدها را اعلام نمی‌کند؛ چراکه اولاً؛ اعلام سیاست‌ها، به‌منزله آگاه کردن دشمن و شکست از پیش تعیین‌شده است و این مسائل جزء موارد فوق‌سری و طبقه‌بندی‌شده است. ثانیاً؛ یک فضای تبلیغاتی- رسانه‌ای گسترده و جنگ ترکیبی تمام‌عیار علیه ایران به راه انداختند تا ایران را جنگ‌طلب، خشونت‌طلب و مخل صلح پایدار و امنیت جهانی معرفی کنند و اجماع جهانی علیه ایران تشکیل دهند. اساساً در دنیای سیاست و قدرت، بخش اندکی از سیاست‌ها و راهکارها اعلام می‌شود و بخش عمده اعمالی است.

2. سناریوهای ایران برای تهدید خاک آمریکا
با توجه به این نکته، جمهوری اسلامی ایران، کاملاً عاقلانه و هوشمندانه در مواضع اعلامی، بهانه دست دشمن نداده و رسماً چیزی اعلام نکرده است، اما در عمل، اقداماتی انجام داده که آمریکا به‌خوبی این پیام را دریافت کند که با تهدید یا تجاوز به خاک ایران، خاک آمریکا نیز دور از دسترس ایران نیست، هرچند هزاران کیلومتر فاصله داشته باشد. همچنین مواردی به ذهن می‌رسد که می‌توان به‌عنوان راهکار برای تهدید خاک آمریکا بکار گرفت که این اقدامات و راهکارها به این موارد می‌توان اشاره کرد:

1.2. ساخت موشک‌های بالستیک قاره‌پیما (ICBM)
عملکرد موفق موتور سوخت جامد سلمان در ماهواره‌برهای سری قائم به‌خوبی نشان می‌دهد که از یک‌سو، دستیابی به موشک‌های قاره‌پیما با بُرد حداقل ۱۲ هزار کیلومتر، در دسترس جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. از سوی دیگر، عملیات موفق وعده صادق 1 و 2 و 3 و همچنین زدن پایگاه‌های آمریکایی عین‌الاسد در عراق و العدید در قطر، دال بر برتری موشکی و پهبادی ایران بر پیشرفته‌ترین سامانه‌های پدافندی جهان ازجمله پاتریوت و تاد آمریکایی است. پس از جنگ تحمیلی 12 روزه و عملیات موفق وعده صادق و رونمایی از موشک ماهواره‌بر قاره‌پیما، این راهکارها به‌شدت مورد توجه کارشناسان و رسانه‌های بزرگ قرار گرفته است. نشریه‌ی آمریکایی «۱۹۴۵» اخیراً طی گزارشی تحت عنوان «گفته می‌شود ایران دارد موشک بالستیک قاره‌پیما می‌سازد تا موسومریکا را هدف بگیرد»، نوشته است: برنامه‌ی موشکی ایران به طرز قابل‌توجهی کم‌تر از برنامه‌ی هسته‌ای این کشور مورد توجه قرار گرفته است. این در حالی است که این برنامه می‌تواند به‌طور مستقیم خاک آمریکا را تهدید کند. ایرانی‌ها تلاش خود برای ساخت موشک‌های بالستیک قاره‌پیما را تحت عنوان تلاش برای توسعه‌ی فناوری فضایی پنهان کرده‌اند؛ که بی‌شباهت به سیاست شوروی درباره‌ی «اسپوتنیک» در سال ۱۹۵۷ نیست. «مؤسسه‌ی صلح آمریکا» [نهاد وابسته به دولت فدرال این کشور که وزیر دفاع و وزیر خارجه‌ی آمریکا عضو هیئت‌مدیره‌ی آن هستند] ماه ژوئن گذشته [سال ۲۰۲۲] نوشت: 
«برنامه‌ی فضایی سپاه پاسداران که جدا از برنامه‌ی فضایی دولت ایران است، موضوع را پیچیده می‌کند. برنامه‌ی فضایی سپاه پاسداران در ابتدا کم‌وبیش به‌عنوان پوششی برای توسعه‌ی فناوری‌های موشکی دوربرد عمل می‌کرد، اما به نظر می‌رسد اخیراً هدف بزرگ‌تری پیدا کرده باشد. صرف‌نظر از قصد تهران، هم‌زمان با ساخت راکت‌های توانمندتر توسط ایران برای پرتاب ماهواره، احتمالاً نگرانی‌های بین‌المللی دراین‌باره افزایش خواهد یافت، زیرا کشورها می‌ترسند این راکت‌ها، با مقداری دست‌کاری، به‌عنوان موشک بالستیک دوربرد مورد استفاده قرار گیرند.»(2)   

2.2. اقدامات نظامی ایران در مناطق نزدیک به خاک آمریکا
تأسیس پایگاه نظامی یا کارخانه‌های مشترک ساخت سلاح‌های نظامی در کشورهای آمریکای لاتین به‌عنوان حیات خلوت آمریکا، بسیار راهبردی و بازدارنده است؛ چنانکه ایران در سال‌های اخیر در برخی از کشورهای همسایه شمالی در منطقه آسیای میانه همچون تاجیکستان، کارخانه پهبادسازی مشترک راه انداخته است. این اقدام در مرزهای آمریکا یا کشورهای آمریکا لاتین هم‌پیمان با ایران، می‌تواند تهدید جدی و دائمی برای آمریکا باشد. مایک پمپئو (وزیر سابق امور خارجه آمریکا) در گفت‌وگویی اختصاصی با خبرگزاری ای‌بی‌سی، ضمن طرح ادعا‌هایی بی‌اساس، با اشاره به لزوم «خروج نیرو‌های ایرانی» از ونزوئلا اظهار کرد، «هر کشوری که مانع ایجاد دموکراسی مردمی در ونزوئلا شود، باید این کشور را ترک کند. ما از ایرانی‌ها، روس‌ها و کوبایی‌ها می‌خواهیم که خاک ونزوئلا را ترک کنند.»(3)   این ادعاها هرچند توسط مقامات ایران رد شده است، اما می‌تواند گزینه‌ای برای این امر باشد.  

3.2. ساماندهی معارضان داخلی دولت آمریکا
ساماندهی و تقویت گروه‌های تجزیه‌طلب داخل آمریکا نیز می‌تواند تهدید جدی از درون خاک آمریکا باشد. سیاه‌پوستان و اقوامی که همواره تحت ستم دولت‌های رسمی آمریکا بودند، ظرفیت خوبی دارند برای فشار داخلی به آمریکا یا ناامن سازی خاک آمریکا. این‌ها برخی از مهم‌ترین راهکارهای تهدید خاک آمریکاست. ممکن است راهکارهای دیگری وجود داشته یا حتی در جریان باشد که به قلم این نوشته نیامده است.

نتیجه:
جمهوری اسلامی ایران به دلایل متعدد راهبردی، رسانه‌ای، حقوقی، سیاسی و اقتصادی، راهکارهای حمله به خاک آمریکا را مستقیم اعلام نکرده است؛ اما اقداماتی همچون تولید موشک قاره‌پیما یا همکاری نظامی با کشورهای آمریکای لاتین و جنوبی یا راهکارهایی همچون ساماندهی گروه‌های مخالف‌ داخلی آمریکا وجود دارد که پیام در دسترس‌بودن خاک آمریکا را منتقل می‌کند.

پی نوشت:
1. سوره انفال، آیه 60.
2 . مشرق، نشریه آمریکایی: ایران دارد موشک قاره‌پیما می‌سازد؛ برای حمله به آمریکا، mashreghnews.ir/، 28/04/1402، کد خبر 1488458، https://www.mashreghnews.ir/
3 . باشگاه خبرنگاران جوان، ماجرای حضور نیروی‌های نظامی ایران در ونزوئلا چیست؟ yjc.ir/fa/news، 21/02/1398، کد خبر: ۶۹۲۸۹۰۵،
 yjc.ir/00T4WX
 

دعاها، ذکرها و نمازهایی برای توسل و استغاثه به امام زمان (عجل الله فرج
مهدویت و دعا برای فرج امام زمان(عج) موضوعی کلیدی در اسلام است که اهل‌بیت(ع)با معرفی اعمال عبادی به آن پرداخته‌اند تا مؤمنان در دوران غیبت به آن حضرت تقرب یابند.

پرسش:

چه دعاها، ذکرها و نمازهایی برای توسل و استغاثه به امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) هست؟ و هر دعا و ذکر رو باید چه مدت و چه تعداد بخوانیم؟

پاسخ:

موضوع مهدویت و فرج حضرت صاحب‌الزمان (عجل الله فرجه الشریف) از موضوعات مهم در جهان اسلام است. در روایات بسیاری به دعا برای ایشان امر شده است. اهل‌بیت (علیهم‌السلام) نه ‌تنها به دعا سفارش کرده‌اند، بلکه دعا، نماز و زیارت‌هایی را نیز معرفی نموده‌اند. مؤمنان می‌توانند در ایام غیبت با تمسک به این اعمال، خود را به امام زمان (عجل الله فرجه الشریف)، نزدیک نمایند و از توسل با او بهره بگیرند و باعث ثبوت ایمان و نجات از مهلکه‌ها و فتنه‌های آخرالزمان شود؛ در ادامه برخی از این ادعیه معرفی می‌شود:

در مورد ارتباط مؤمنان با امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) دعا، نماز و زیارت‌های فراوانی وجود دارد. این اعمال در کتاب‌هایی مانند مفاتیح‌الجنان و صحیفه مهدیه جمع‌آوری شده است. مفاتیح‌الجنان کتابی مشهور در موضوع دعا است که نویسنده آن شیخ عباس قمی از علما بزرگ شیعه به‌ حساب می‌آید. کتاب صحیفه مهدیه نیز اثر سید مرتضی مجتهدی سیستانی است که بسیاری از ادعیه و نمازها و زیارات امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) را جمع‌آوری نموده است.

ذکر تمامی این اعمال در متن حاضر نمی‌گنجد بنابراین برای نمازها و ادعیه مرتبط با امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) فقط به چند نمونه معتبر بسنده می‌شود.

1-نماز هدیه به امام زمان (عجل الله فرجه الشریف)

از معصومان (علیهم‌السلام) نقل شده که اگر می‌توانید علاوه بر نمازهای یومیه، نماز دیگری بخوانید و آن را به یکی از ائمه (مثلاً امام زمان «عجل الله فرجه الشریف») هدیه نمایید. این نماز مانند سایرِ نمازهای دو رکعتی است با این توصیف که بعد از ذکر رکوع و سجده، در هر رکعت سه بار ذکر «صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِین‏.» گفته می‌شود. پس از سلام نماز نیز این دعا خوانده می‌شود:

اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ وَ مِنْکَ السَّلَامُ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْأَخْیَارِ وَ أَبْلِغْهُمْ مِنِّی أَفْضَلَ التَّحِیَّهِ وَ السَّلَامِ اللَّهُمَّ إِنَّ هَذِهِ الرَّکَعَاتِ هَدِیَّهٌ مِنِّی إِلَى عَبْدِکَ وَ نَبِیِّکَ وَ رَسُولِکَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ اللَّهُمَّ فَتَقَبَّلْهَا مِنِّی وَ أَبْلِغْهُ إِیَّاهَا عَنِّی وَ أَثِبْنِی عَلَیْهَا أَفْضَلَ أَمَلِی وَ رَجَائِی فِیکَ وَ فِی نَبِیِّکَ عَلَیْهِ السَّلَامُ وَ وَصِیِّ نَبِیِّکَ وَ فَاطِمَهَ الزَّهْرَاءِ ابْنَهِ نَبِیِّکَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سِبْطَیْ نَبِیِّکَ وَ أَوْلِیَائِکَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ (علیه‌السلام) یَا وَلِیَّ الْمُؤْمِنِینَ یَا وَلِیَّ الْمُؤْمِنِینَ یَا وَلِیَّ الْمُؤْمِنِینَ. (1)

2- دعا برای ظهور امام زمان در قنوت نماز

دعایی از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نقل شده که ایشان در قنوت نمازهای خویش می‌خواندند. در این دعا ظهور امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) را با عبارات زیر از خداوند طلب می‌نماییم.

اللَّهُمَّ إِلَیْکَ شُخِصَتِ الْأَبْصَارُ وَ نُقِلَتِ الْأَقْدَامُ وَ رُفِعَتِ الْأَیْدِی وَ مُدَّتِ الْأَعْنَاقُ وَ أَنْتَ دُعِیتَ بِالْأَلْسُنِ وَ إِلَیْکَ سِرُّهُمْ وَ نَجْوَاهُمْ فِی الْأَعْمَالِ رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَیْرُ الْفاتِحِینَ اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ غَیْبَهَ نَبِیِّنَا وَ قِلَّهَ عَدَدِنَا وَ کَثْرَهَ عَدُوِّنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَیْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا فَفَرِّجْ ذَلِکَ اللَّهُمَّ بِعَدْلٍ تُظْهِرُهُ وَ إِمَامِ حَقٍّ تَعْرِفُهُ إِلَهَ الْحَقِّ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ. (2)

می‌توان این دعا را در هر نماز واجب و مستحب قرائت کرد.

3-دعا امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) پس از هر نماز واجب

از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده که این دعا پس از هر نماز واجب خوانده شود. مضامین این دعا در مورد امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) است.

اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَانَا صَاحِبَ الزَّمَانِ أَیْنَمَا کَانَ وَ حَیْثُمَا کَانَ مِنْ مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا عَنِّی وَ عَنْ وَالِدَیَّ وَ عَنْ وُلْدِی وَ إِخْوَانِی التَّحِیَّهَ وَ السَّلَامَ عَدَدَ خَلْقِ اللَّهِ وَ زِنَهَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مَا أَحْصَاهُ کِتَابُهُ وَ أَحَاطَ عِلْمُهُ اللَّهُمَّ إِنِّی أُجَدِّدُ لَهُ فِی صَبِیحَهِ هَذَا الْیَوْمِ وَ مَا عِشْتُ فِیهِ مِنْ أَیَّامِ حَیَاتِی عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَهً لَهُ فِی عُنُقِی لَا أَحُولُ عَنْهَا وَ لَا أَزُولُ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ نُصَّارِهِ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُمْتَثِلِینَ لِأَوَامِرِهِ وَ نَوَاهِیهِ فِی أَیَّامِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ اللَّهُمَّ فَإِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کَفَنِی شَاهِراً سَیْفِی مُجَرِّداً قَنَاتِی مُلَبِّیاً دَعْوَهَ الدَّاعِی فِی الْحَاضِرِ وَ الْبَادِی اللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَهَ الرَّشِیدَهَ وَ الْغُرَّهَ الْحَمِیدَهَ وَ اکْحُلْ بَصَرِی بِنَظْرَهٍ مِنِّی إِلَیْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ اللَّهُمَّ اشْدُدْ أَزْرَهُ وَ قَوِّ ظَهْرَهُ وَ طَوِّلْ عُمُرَهُ اللَّهُمَّ اعْمُرْ بِهِ بِلَادَکَ وَ أَحْیِ بِهِ عِبَادَکَ فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ فَأَظْهِرِ اللَّهُمَّ لَنَا وَلِیَّکَ وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ الْمُسَمَّى بِاسْمِ رَسُولِکَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ حَتَّى لَا یَظْفَرَ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْبَاطِلِ إِلَّا مَزَّقَهُ- وَ یُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یُحَقِّقُهُ اللَّهُمَّ اکْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّهَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّهِ بِظُهُورِهِ- إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً وَ نَراهُ قَرِیباً وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ. (3)

بنابراین خوب است این دعا به عنوان تعقیب بعد از هر نماز واجب قرائت شود.

4-دعاهای مربوط به امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) در ایام خاص

دعاهایی برای امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) نیز نقل شده که مربوط به اوقات خاصی از سال است. به‌عنوان نمونه دعای روز عاشورا منقول از امام صادق (علیه‌السلام) (5) از این نوع دعاهاست که در روز شهادت امام حسین (علیه‌السلام) قرائت می‌شود. دعای ندبه (4) که شکایت به خداوند در غیبت امام عصر (عجل الله فرجه الشریف) است در اعیادی مانند فطر، قربان و غدیر خوانده می‌شود. همچنین می‌توان دعا افتتاح (6) که برای هر شب ماه مبارک رمضان خوانده می‌شود را از این دست دعاها معرفی نمود. این دعاها نیز چون روز مشخصی دارند، خواندنشان در آن روز فضیلت بالاتری خواهد داشت.

5-دعاهایی که مخصوص روز معینی نیست

برخی از ادعیه مرتبط با امام زمان (عجل الله فرجه الشریف)، ویژه روز مشخصی نیستند و می‌توان هر روز آن‌ها را قرائت نمود. برای نمونه می‌توان به دعای عهد (7) اشاره کرد که صبح‌ها خوانده می‌شود و بهترین وقت آن بعد از نماز صبح است.

دعای غریق نیز نیایشی است که قرائت آن سفارش شده است. این دعا از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده و ایشان فرموده‌اند که خواندن آن موجب نجات انسان از شبهات در موقعی که افراد بدون امام و راهنما هستند خواهد شد. متن این دعا چنین است:

یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک. (8)‏

همچنین از این امام بزرگوار روایت شده که به یکی از اصحاب خود به نام زراره، سفارش نمود تا این دعا را در زمان غیبت امام عصر (عجل الله فرجه الشریف) بخواند: «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی»‏. (9)

برای این دعاها تعداد و ایام خاصی مشخص نشده، بنابراین مؤمنان می‌توانند در حد توان از این ادعیه بهره بگیرند.

6-زیارت امام زمان (عجل الله فرجه الشریف)

برای زیارت امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) نیز زیارت‌نامه‌های زیادی وجود دارد. از بهترین زیاراتی که می‌توان برای ایشان قرائت نمود، زیارت آل یاسین (10) است. برای این زیارت نامه نیز تعداد مشخصی لحاظ نشده است.

نتیجه‌:

اعمال که مؤمنان در زمان غیبت می‌توان به وسیله آن‌ها با امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) ارتباط بگیرند فراوان است. نمازهای هدیه به امام زمان (عجل الله فرجه الشریف)، دعا برای ظهور ایشان و دعا برای امام (عجل الله فرجه الشریف) پس از نماز از جمله این اعمال شمرده می‌شود. همچنین دعاهایی برای ایشان ذکر شده است که برخی از این دعاها مربوط به روز خاصی از سال هستند و جهت بهره‌مندی کامل از آثار این اعمال، بهتر است در روز مشخص شده انجام شوند. دعاهایی نیز وارد شده که مخصوص روز خاصی نیست و مؤمنان می‌توانند در هر زمانی از آن‌ها بهره بگیرند. در کنار این نمازها و دعاها می‌توان از زیارت ‌نامه‌هایی که برای امام عصر (عجل الله فرجه الشریف) وارد شده، نیز استفاده نمود.

پی‌نوشت‌ها:

1. سید ابن طاووس، على بن موسى‏، جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع، قم: دار الرضى‏، 1330 ق، ص 17.

2. شیخ بهایى، محمد بن حسین‏، مفتاح الفلاح فی عمل الیوم و اللیله من الواجبات و المستحبات (ط - القدیمه)، بیروت: نشر دار الأضواء، 1405 ق، 57.

3. کفعمی، ابراهیم بن علی، البلد الأمین و الدرع الحصین، بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1418 ق، ص 552.

زیارت و استغاثه: فردی یا جمعی، پنهانی یا آشکارا؟
دعا در اسلام، چه فردی و چه جمعی، اهمیت دارد؛ دعای پنهانی به اخلاص و ثواب بیشتر کمک می‌کند و دعای جمعی باعث تقویت همبستگی و تسریع اجابت می‌شود.

پرسش:

زیارت و استغاثه بر اساس روایات به شکل فردی افضل است یا جمعی؟ و انفرادی و پنهانی سفارش شده است یا جمعی و آشکارا؟

پاسخ:

«دعا» در فرهنگ دینی اسلام، فراتر از فعل عبادی صرف است و به‌مثابۀ ابزاری برای ارتباط بی‌واسطه و صمیمی مؤمن با پروردگار دانسته می‌شود. پرسش کلیدی دربارۀ دعا این است که آیا باید فردی و مخفیانه یا جمعی و آشکار انجام گیرد؟ قرآن کریم و احادیث با بیان‌کردن هر دو شیوه، برای هر یک ویژگی‌ها و آثاری ذکر کرده‌اند. بخش نخست این بررسی به برتری‌ها و آثار دعای فردی می‌پردازد؛ در بخش دوم اهمیت دعا در جمع بررسی شده است و در تحلیل نهایی، موقعیت‌های متفاوت مانند «اهداف دعا، زمینه معنوی شخص، تأثیر اجتماعی» نشان می‌دهند که هر کدام از فردی‌بودن و جمعی‌بودن در شرایط خاصی دارای فضیلت هستند.

 

1. آثار و فضیلت دعای انفرادی

یکی از محورهای مهم در آموزه‌های قرآنی و روایی، برتری و آثار مثبت دعای فردی و پنهانی است. قرآن کریم در آیۀ 55 سورۀ «اعراف» بر اصل «خفی‌بودن دعا» تأکید می‌کند و می‌فرماید: ﴿ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْیَهً إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ﴾: پروردگارتان را از روی فروتنی و زاری و مخفیانه بخوانید [و از شرایط دعا تجاوز نکنید]؛ به‌یقین خدا متجاوزان را دوست ندارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در تفسیر این آیه فرمودند: «خَیْرُ الدُّعَاءِ الْخَفِیُّ قَالَ تَعَالَى ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً: بهترین دعا، دعاى در نهان است. خداوند متعال مى‌فرماید: پروردگارتان را به زارى و نهانى بخوانید» (1).

در این حدیث، برتری «پنهان‌بودن» معیاری اساسی در ارزش‌گذاری اعمال عبادی بیان شده است. در روایاتی دیگر از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز بهترین عبادت و بهترین ذکر، پنهانی آن دانسته شده است (2). حتی در برخی روایات، دعای پنهانی از حیث ارزش، بالاتر از دعای آشکار دانسته شده است؛ از جمله امام رضا (علیه ‌السلام) می‌فرماید: «دَعْوَهُ الْعَبْدِ سِرّاً دَعْوَهً وَاحِدَهً تَعْدِلُ سَبْعِینَ دَعْوَهً عَلَانِیَهً: دعاى نهانى بنده، برابر با هفتاد دعاىِ آشکار است» (3).

روایاتی شبیه به این حدیث، از دیگر ائمه نیز نقل شده است (4)؛ از جمله امام صادق (علیه ‌السلام) فرمودند: «وَ اللَّهِ الْعِبَادَهُ فِی السِّرِّ أَفْضَلُ مِنْهَا فِی الْعَلَانِیَهِ: سوگند به خدا، عبادت پنهانی برتر از عبادت آشکار است» (5). همچنین در حدیثی دیگر فرموده‌اند: «مَا یَعْلَمُ عِظَمَ ثَوَابِ الدُّعَاءِ وَ تَسْبِیحِ الْعَبْدِ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ نَفْسِهِ إِلَّا اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى: عظمت ثواب دعا و تسبیحی را که بنده در خلوت خویش کند، جز خدای تبارک‌ و تعالی هیچ‌کس نداند» (6).

این روایات نشان می‌دهد دعا در خفا نه‌تنها نشانه صدق نیت و خلوص است، بلکه ثواب و اثر آن نیز چند برابر دعاهای علنی ارزیابی شده است.

افزون بر این روایات، در تاریخ نیز نقل شده است که اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) به این شیوه عمل می‌کردند و عبادات فراوانی را در خفا و پنهانی انجام می‌دادند؛ برای نمونه «دعای کمیل» از دعاهایی است که امیرالمؤمنین (علیه ‌السلام) آن را در تنهایی و در سجده می‌خواندند؛ بدین معنا که کمیل آن را در موقعیت شخصی امام مشاهده و برای دیگران نقل کرده است (7).

بنابراین بر اساس مجموعه آیات و روایات، می‌توان نتیجه گرفت دعا در خلوت و به شکل فردی دارای ارزش معنوی مضاعفی است؛ زیرا هم ریا را از بین می‌برد و هم اخلاص را در ارتباط با خداوند تقویت می‌کند.

2. آثار و فضیلت دعای جمعی

در برابر توصیه‌های مکرر به دعا در خلوت، مجموعه‌ای از روایات نیز بر اهمیت و آثار مثبت دعای دسته‌جمعی تأکید کرده‌اند. این روایات نشان می‌دهند که جمع‌شدن مؤمنان برای دعا، زمینۀ استجابت سریع‌تر دعا را فراهم می‌آورد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لَا یَجْتَمِعُ أَرْبَعُونَ رَجُلًا فِی أَمْرٍ وَاحِدٍ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُمْ حَتَّى لَوْ دَعَوْا عَلَى جَبَلٍ لَأَزَالُوهُ: هرگاه چهل مرد گِرد هم آیند و براى حاجتى واحد به درگاه خدا دعا کنند، به‌یقین خداوند دعایشان را اجابت مى‏کند؛ حتى اگر کوهى را نفرین کنند، آن کوه را [با دعایشان‏] از جا برمى‏کنند» (8).

امام صادق (علیه ‌السلام) نیز در چند روایت همین معنا را با تعابیر مختلف بیان کرده‌اند. ایشان فرمودند: «مَا اجْتَمَعَ أَرْبَعَهُ رَهْطٍ قَطُّ عَلَى أَمْرٍ وَاحِدٍ فَدَعَوُا اللَّهَ إِلَّا تَفَرَّقُوا عَنْ إِجَابَهٍ: هیچ‏گاه چهار تن گِرد هم نیامدند و براى مطلبى واحد به درگاه خدا دعا نکردند، مگر اینکه با اجابت آن از هم جدا شدند» (9). دربارۀ دعای جمعی روایت دیگری نیز از این امام بزرگوار نقل شده است: «مَا مِنْ رَهْطٍ أَرْبَعِینَ رَجُلًا اجْتَمَعُوا فَدَعَوُا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی أَمْرٍ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونُوا أَرْبَعِینَ فَأَرْبَعَهٌ یَدْعُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَشْرَ مَرَّاتٍ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونُوا أَرْبَعَهً فَوَاحِدٌ یَدْعُو اللَّهَ أَرْبَعِینَ مَرَّهً فَیَسْتَجِیبُ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ لَهُ: هیچ‏گاه چهل مرد گِرد هم نیامدند و براى کارى به درگاه خداوند عزوجل دعا نکردند، مگر آنکه خداوند دعایشان را اجابت کرد. اگر چهل نفر نبودند، چهار نفر ده بار دعا کنند، به‌یقین خداوند دعایشان را اجابت مى‏کند و اگر چهار نفر نبودند، یک نفر چهل بار دعا کند، خداوند عزیزِ جبّار دعایش را اجابت مى‏کند» (10).

در حدیثی دیگر نیز از امام صادق (علیه ‌السلام) بیان شده است: «چنانچه سه مؤمن در نزد برادرى که از گزند او آسوده‏اند و از شرّش بیمناک نیستند و به خیرش امید دارند، گِرد آیند، اگر خدا را بخوانند، اجابتشان مى‏کند و اگر چیزى از او بخواهند، عطایشان مى‏فرماید و اگر از او بیشتر بخواهند، بیشترشان مى‏دهد و اگر سکوت کنند [و لب به خواهش نگشایند]، خداوند، بى‏درخواست به آنان عطا می‌کند» (11).

حضرت در کلامی دیگر فرموده‌اند: «هیچ‏گاه سه مؤمن [به بالا] گِرد هم نمى‏آیند، مگر آنکه به همان تعداد، فرشته [در جمع آنان‏] حاضر مى‏شوند و اگر آنها دعاى خیر کنند، آن فرشتگان "آمین" مى‏گویند و اگر از شرّى [به خدا پناه‏] پناه جویند، آنان نیز دعا مى‏کنند تا خداوند آن شر را از ایشان بگردانَد و اگر حاجتى درخواست کنند، آن فرشتگان نزد خداوند شفاعت مى‏نمایند و برآوردن آن حاجت را از او می‌خواهند» (12).

سیره اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) نیز شاهدی روشن بر ارزش دعاهای دسته‌جمعی است. در احادیثی بیان شده است که این بزرگواران گروهی نیز دعا می‌کردند. در حدیثی از امام صادق (علیه ‌السلام) نقل شده است: «کَانَ أَبِی إِذَا حَزَنَهُ أَمْرٌ جَمَعَ النِّسَاءَ وَ الصِّبْیَانَ ثُمَّ دَعَا وَ أَمَّنُوا: پدرم [امام باقر علیه ‌السلام‏]، هرگاه پیشامدى اندوهناکش مى‏ساخت، زنان و کودکان را گِرد مى‏آورد، سپس دعا مى‏کرد و آنها "آمین" مى‏گفتند» (13).

در سیره امام صادق (علیه‌ السلام) نیز نقل شده است که ایشان وقتی شب‌ها برای نماز شب بیدار می‌شدند، دعای خود را به گونه‌ای بلند می‌خواندند تا اهل منزل صدای دعای او را بشنوند (14).

همچنین در مورد «دعای عرفه» امام حسین (علیه ‌السلام) بیان شده است که ایشان این دعا را در جمع اصحاب و یاران خویش با چشمان اشک‌بار قرائت کردند (15).

افزون بر این در برخی موارد همچون نماز باران و دعای آن یا دعاهای مرتبط با وقایع اجتماعی، شکل جمعی دعا نه‌تنها توصیه شده است، بلکه در سیرۀ ائمه (علیهم‌ السلام) نیز اجرا شده است (16).

حضور امام صادق (علیه ‌السلام) در مسجد با وجود بیماری در شب بیست‌وسوم رمضان نیز نمونه‌ای از اهتمام ایشان به عبادت در جمع مؤمنان است (17). اگرچه در این حدیث اشاره‌ای به جمعی‌بودن دعا و عبادات ایشان نشده است، اما حضور در مسجد ناگریز موجب حضور در جمع مؤمنان است.

در سیرۀ انبیای الهی نیز آمده است که حضرت موسی (علیه السلام) دعا می کرد و هارون و در ادامه سایر ملائک آمین می‌گفتند و سپس دعای آنها مورد استجابت قرار گرفت: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص دَعَا مُوسَى وَ أَمَّنَ هَارُونُ وَ أَمَّنَتِ الْمَلَائِکَهُ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَى قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُمَا: رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) فرمود: حضرت موسى دعایى کرد و هارون آمین گفت و فرشتگان نیز آمین گفتند؛ پس خداى تبارک و تعالى فرمود: هر آینه دعاى شما مستجاب شد» (18).

در برخی روایات نیز آدابی برای دعای دسته‌جمعی بیان شده است؛ مثلاً نقل شده است در برخی موارد، آمین‌گفتن از سوی حاضران لازم است (19).

از سوی دیگر، برپایی دعای دسته‌جمعی می‌تواند از مصادیق تعظیم شعایر الهی نیز به شمار ‌آید؛ یعنی همان‌گونه که نماز جماعت، حج یا برپایی مجالس عزاداری و یاد اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) نشانه‌ای از هویت دینی مسلمانان است، اجتماع مؤمنان برای دعا نیز می‌تواند جلوه‌ای از همین شعایر باشد. به معنای دیگر، دعای ‌جمعی افزون بر جنبۀ عبادی و استجابت، نشان‌دهنده پیوند قلبی جامعه مؤمنان با خداوند است؛ از‌این‌رو توصیه روایات به دعای جمعی را می‌توان در راستای بزرگداشت شعایر الهی و تقویت همبستگی دینی نیز دانست.

بر اساس این شواهد، دعا در جمع نه‌تنها جایز است، بلکه در سیره معصومان (علیهم السلام) نیز وجود داشته است و افزون بر تقویت همبستگی مؤمنان، عاملی برای اجابت سریع‌تر دعاست و فرشتگان نیز با همراهی خود بر آن اثر می‌گذارند.

 

3. علت تأکید بر هر دو شیوۀ دعا؛ فردی و جمعی

با توجه به آیات و روایات، روشن می‌شود هیچ‌یک از دو شیوۀ دعا (فردی و جمعی) نفی نشده است، بلکه هر دو دارای جایگاه و آثار ویژه‌ای هستند. برای تأکید بر هر کدام از دو شیوه چند توجیه و تحلیل می‌توان ارائه کرد:

الف) تفاوت هدف دعا

گاهی دعا ناظر به ارتباط شخصی بنده با خداوند و درخواست‌های فردی است؛ مانند توبه و اعتراف به گناهان. در این موارد، مخفی‌بودن انفرادی رجحان دارد؛ زیرا آشکار‌کردن گناه ممکن است موجب سرزنش یا سوءبرداشت دیگران شود. بر همین اساس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ذیل آیۀ ﴿وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ﴾ فرمودند: «ذلک فی الدعاء لا ترفع صوتک فی الدعاء فتذکر ذنوبک فیسمع منک فتعیر بها: این در دعاست. هنگام دعاکردن صدایت را بلند مکن که چون گناهانت را یاد کنى، دیگران بشنوند و بدان‌ها سرزنشت کنند» (20).

بنابراین در دعاهایی که محتوای شخصی و خصوصی دارند، پنهان‌کاری نشانه حکمت و مصلحت است؛ اما در دعاهایی که محتوای عمومی و اظهارشدنی دارند (مانند دعا برای رفع مشکلات جامعه یا طلب رحمت و برکت) شکل جمعی و علنی بهتر است.

 

ب) پرهیز از آسیب‌های معنوی

همان‌گونه که برای هر کدام از دو شیوۀ دعا فضایل فراوانی ذکر شده است، هر کدام نیز می‌توانند آفت‌های خاص خود را داشته باشند. دعای علنی ممکن است زمینۀ ریا و خودنمایی را پدید آورد؛ اما دعای پنهانی می‌تواند خطر عُجب و غرور معنوی را در پی داشته باشد. بنابراین اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) هر دو مسیر را باز گذاشته‌اند تا هر مؤمنی با توجه به روحیۀ خود، شیوه مناسب را برگزیند. کسی که حضور در جمع به او انگیزه و صفای بیشتری می‌دهد، می‌تواند در جمع دعا کند؛ ولی کسی که خلوت را برای اخلاص خویش مفیدتر می‌داند، به دعا در خفا بپردازد.

ج) تفاوت توانایی‌ها و نیازهای افراد

گاهی فرد به دلیل محدودیت‌های زبانی یا ناآشنایی با ادعیه مأثور اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) نمی‌تواند به‌خوبی در خلوت خود نیایش کند. در چنین شرایطی، دعای جمعی فرصتی برای بهره‌گیری از مضامین بلند ادعیه است. در مقابل، مؤمنی که توانایی لازم را برای خواندن و تدبر در دعاهای فردی دارد، می‌تواند از خلوت خود بهره بیشتری ببرد. بنابراین هر دو شیوۀ دعا پاسخ‌گوی تنوع نیازها و ظرفیت‌های مؤمنان است.

از مجموع این دلایل روشن می‌شود که توصیه به هر دو نوع دعا در روایات، ناظر به شرایط و اهداف متفاوت است. دعای فردی تقویت‌کنندۀ بُعد شخصی، اخلاقی و تربیتی انسان است و دعای جمعی، بُعد اجتماعی و همبستگی ایمانی را گسترش می‌دهد. بنابراین قرآن و سنت نه‌تنها تعارضی میان این دو روش باقی نمی‌گذارند، بلکه هر یک را تکمیل‌کننده دیگری معرفی می‌کنند.

 

نتیجه

«دعا» در فرهنگ اسلامی هم به شکل فردی و هم جمعی اهمیت دارد و هر دو شیوه فضایل و آثار خاص خود را دارند. دعاهای فردی به دلیل پنهانی‌بودن، اخلاص و خلوص نیت را افزایش می‌دهند و از ریاکاری جلوگیری می‌کنند؛ در‌حالی‌که دعاهای جمعی با ایجاد همبستگی میان مؤمنان، زمینۀ اجابت سریع‌تر دعا و تقویت همبستگی اجتماعی و دینی را فراهم می‌آورند. تفاوت در اهداف، نیازها و شرایط فردی موجب شده است هر دو روش جایگاه ویژه‌ای داشته باشند و مکمل یکدیگر باشند، نه اینکه در تعارض با هم باشند. اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) با عمل و سخن خود نشان داده‌اند که هر دو شیوه در جایگاه خود ارزشمند و اثرگذارند.

پی‌نوشت‌ها:

1. حسن بن محمد دیلمى؛ إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی)؛ قم: الشریف الرضی‏، 1412 ق، ج ‏1، ص 154.

2. همان.

3. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج ‏2، ص 476، ح 1.

4. سعید بن هبة الله قطب‌الدین راوندى؛ الدعوات/ سلوة الحزین؛ قم: مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف)، [بی‌تا]، ص 18، ح 7.

5. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج 4، ص 8، ح 2.

6. علی بن موسی ابن‌طاووس؛ فلاح السائل و نجاح المسائل؛ قم: بوستان کتاب‏، 1406 ق‏، ص 36.

7. محمد بن حسن طوسى؛ مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ بیروت: مؤسسه فقه الشیعه، 1411 ق، ج ‏2، ص 844.

8. سعید بن هبة الله قطب‌الدین راوندى؛ الدعوات/ سلوة الحزین؛ ص 30.

9. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 487، ح 2.

10. همان، ح 1.

11. همان، ص 178، ح 14.

12. همان، ص 187، ح 6.

13. همان، ص 487، ح 3.

14. همان، ص 539.

15. ابراهیم بن على عاملى کفعمى؛ البلد الأمین و الدرع الحصین؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1418 ق‏، ص 258.

16. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏8، ص 217، ح 266.

17. محمد بن حسن طوسى؛ الأمالی؛ محقق/ مصحح: مؤسسه البعثه؛ قم: دارالثقافه، 1414 ق، ص 676، ح 1428.

18. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 510، ح 8.

19. عبدالله بن جعفر حمیرى؛ قرب الإسناد؛ قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام‏، 1413 ق‏، ص 298، ح 1173.

20. اسماعیل بن ابراهیم الجعفی البخاری؛ التاریخ الکبیر؛ دیاربکر: المکتبه الإسلامیه، [بی‌تا]، ج ٣، ص ٢٥٧.

نقش ایمان در سختی های بزرگ زمانه
از منظر ایمانی، جنگ عرصه آزمون الهی است که در آن مؤمن با صبر، مقاومت، وحدت و توکل، وظایف خود را انجام داده و در پی کسب رضایت خدا و سعادت ابدی است.

پرسش:

در برابر سختی های بزرگِ زمانه، به ویژه جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اسفند ۱۴۰۴، چه ویژگی هایی از نگاه ایمانی می تواند راهگشای زندگی مؤمن باشد؟ انسان باایمان چگونه باید به این جنگ بنگرد و واکنش او چه باید باشد؟

پاسخ:

در برابر مصائب و سختی‌های بزرگ زمانه -مانند جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران- انسان مؤمن به سلاحی مجهز است که دیگران از آن بی‌بهره‌اند: سلاح «ایمان». این ایمان، صرفاً یک باور قلبی نیست؛ بلکه یک نقشه راه کامل است که نگاه انسان به حوادث، واکنش او و سرانجامش را شکل می‌دهد. قرآن کریم که کتاب هدایت برای تمام اعصار است، با بیان سنت‌های الهی و داستان‌های عبرت‌آموز، به ما می‌آموزد که چگونه در این کوران حوادث، مؤمنانه زندگی کنیم و سربلند بیرون آییم. در ادامه، بر اساس هشت اصل کلیدی، این راه‌ورسم را بررسی می‌کنیم.

نکته اول: جنگ به‌مثابه امتحان الهی

اولین و بنیادی‌ترین گام در مواجهه با هر سختی، تغییر زاویه دید است. از منظر ایمانی، هیچ رویدادی در این عالم، بی‌هدف و تصادفی نیست. تمام فراز و نشیب‌ها، به‌ویژه مصائب بزرگ، میدان آزمون الهی برای سنجش عیار واقعی انسان‌هاست. خداوند در قرآن به‌صراحت این سنت را بیان می‌کند که: «شما را با بدی‌ها و خوبی‌ها آزمایش می‌کنیم.» (1) هدف این آزمون، صرفاً ایجاد رنج نیست؛ بلکه آشکار ساختن بهترین عمل و زیباترین واکنش از سوی بندگان است: «آن کسی که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می‌کنید.» (۲) شاید بزرگ‌ترین آزمون تاریخ، امتحان حضرت ابراهیم علیه السلام با ذبح فرزندش اسماعیل علیه السلام بود. این فرمان، در ظاهر، یک «شر» و یک مصیبت غیرقابل تحمل بود، اما در باطن، آزمونی برای سنجش تسلیم محض ابراهیم علیه السلام در برابر پروردگار بود. واکنش حضرت، او را به مقامی رساند که الگوی تمام موحدان تاریخ شد. در مواجهه با جنگ نیز، نگاه اول مؤمن این است که این صحنه، میدان آزمونی برای نمایش بهترین عمل ماست.

نکته دوم: بهترین واکنش، کسب رضایت خدا

وقتی دانستیم که در یک امتحان قرار داریم، سؤال بعدی این است که بهترین واکنش چیست؟ پاسخ در هدف غایی خلقت نهفته است: رسیدن به مقام قرب و رضایت الهی. در سختی‌ها، انسان‌ها واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند: برخی جزع‌وفزع می‌کنند، برخی تسلیم دشمن می‌شوند و برخی به دنبال منافع شخصی می‌روند. اما انسان مؤمن، تنها به یک چیز می‌اندیشد: انجام کاری که خدا از او راضی باشد. هدف نهایی انسان مؤمن، رسیدن به آن آرامش و جایگاهی است که خداوند او را این‌گونه خطاب کند: «تو ای نفس مطمئن! به‌سوی پروردگارت بازگرد درحالی‌که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است.» (3) این رضایت دوطرفه، در کوران سختی‌ها به دست می‌آید. در داستان اصحاب اخدود، (4) مؤمنان در برابر حاکمی ستمگر قرار گرفتند که آن‌ها را میان دست کشیدن از ایمان و سوختن در آتش مخیر کرده بود. واکنش آن‌ها می‌توانست ترس و انکار ایمان برای حفظ جان باشد، اما آن‌ها «احسن عملاً» را انتخاب کردند: شهادت برای کسب رضایت خدا. این داستان به ما می‌آموزد که در برابر فشار دشمن، معیار اصلی برای هر تصمیم و واکنشی، کسب رضایت پروردگار است، حتی اگر به قیمت از دست دادن جان و مال باشد.

نکته سوم: صبر، کلید پیروزی و بشارت الهی

هیچ امتحانی بدون صبر به سرانجام نیکو نمی‌رسد. صبر در نگاه دینی، به معنای انفعال و دست روی دست گذاشتن نیست؛ بلکه پایداری، استقامت و حفظ روحیه در عین تلاش و اقدام است. خداوند به‌صراحت، پیروزی و بشارت را برای صابران تضمین کرده است: «به‌یقین همه شما را با اموری همچون ترس، گرسنگی و کاهش در مال‌ها و جان‌ها و میوه‌ها آزمایش می‌کنیم؛ و بشارت‌ده به صابران.» (5) الگوی بی‌بدیل این فضیلت، حضرت ایوب علیه السلام است که تمام دارایی، فرزندان و سلامتی خود را در یک امتحان سخت از دست داد، اما هرگز از رحمت خدا ناامید نشد و زبان به شکایت نگشود. او با پایداری و استقامت، این دوران سخت را گذراند و در نهایت، خداوند همه چیز را به شکلی بهتر به او بازگرداند. (6) در شرایط جنگی که با ترس، کمبود و از دست دادن عزیزان همراه است، صبر ایوب‌وار یعنی حفظ امید، استقامت در مسیر حق و عدم تزلزل در ایمان.

نکته چهارم: پیروی از رهبری الهی، شرط نجات

در طوفان حوادث، کشتی جامعه نیاز به ناخدایی بصیر دارد. یکی از مهم‌ترین سنت‌های الهی، قراردادن رهبران و پیشوایان برای هدایت مردم است. سرپیچی از رهبری در شرایط بحرانی، موجب تفرقه و شکست می‌شود و اعتماد و اطاعت از رهبری در شرایط بحرانی، راه را برای نصرت الهی هموار می‌کند، حتی اگر فرمان او خوشایند یا همسو با تشخیص اولیه ما نباشد. اما ایمان به هدایت الهی او، کلید عبور از بحران است. این همان ایمانی بود که در کلام حضرت موسی علیه‌السلام در کنار رود نیل و در مواجهه با سپاه فرعون موج می‌زد: «بی‌تردید پروردگارم با من است، و به‌زودی مرا هدایت خواهد کرد.» (7) وقتی بنی‌اسرائیل به رهبری حضرت موسی علیه‌السلام از دست فرعونیان گریختند، به رود نیل رسیدند. دشمن پشت سر و رود پیش رو بود. یارانش فریاد زدند که ما در دام افتادیم. (8) در این لحظه، منطق انسانی حکم به تسلیم یا نابودی می‌داد. اما موسی علیه‌السلام با اطمینان به وعده الهی، فرمان «دل به دریا زدن» را صادر کرد. نتیجه این اعتماد مطلق به رهبر الهی، شکافته شدن دریا و نجاتی معجزه‌آسا بود. این داستان به ما می‌آموزد که در بحبوحه جنگ، زمانی که همه راه‌ها بسته به نظر می‌رسد، باید به پیشوای زمانه اعتماد کرد و با وحدت کلمه، فرامین او را اجرا نمود.

نکته پنجم: مقاومت، تلاش مستمر و بهره‌گیری از اسباب

ایمان به خدا و اعتماد به رهبری هرگز به معنای نفی تلاش و استفاده از ابزار و امکانات مادی نیست. مؤمن، ضمن توکل بر خدا، موظف است با تمام توان و با استفاده از علم‌وفناوری، برای دفاع از خود آماده شود. در قرآن، خداوند از مؤمنان می‌خواهد که هر آنچه در توان دارند برای مقابله با دشمن آماده کنند: «و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و سازوبرگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید.» (9) داستان ذوالقرنین در قرآن نمونه بارز این رویکرد است. وقتی مردم از او برای مقابله با قوم یأجوج‌ومأجوج یاری خواستند، او به دعا و انتظار معجزه اکتفا نکرد، بلکه فرمود: «آنچه پروردگارم مرا در آن تمکّن و قدرت داده [از مزد شما] بهتر است؛ پس شما مرا با نیرویی یاری دهید [تا] میان شما و آنان سدّی سخت و استوار قرار دهم.» (10) او از مردم خواست قطعات بزرگ آهن بیاورند و با استفاده از دانش مهندسی و تلاش جمعی، سدی نفوذناپذیر ساخت. این داستان نشان می‌دهد که در برابر جنگ و تهدید، مؤمن باید فعالانه به میدان بیاید و از تمام ظرفیت‌های علمی و صنعتی برای ساختن یک دفاع مستحکم بهره ببرد.

نکته ششم: امید به امداد غیبی

مؤمن درعین‌حال که از تمام اسباب مادی بهره می‌برد، قلبش متصل به منبع لایزال قدرت الهی است. او می‌داند که نتیجه نهایی را اراده خداوند رقم می‌زند و در سخت‌ترین شرایط، نباید امید خود را به نصرت و امداد غیبی از دست بدهد. خداوند بارها در قرآن وعده داده است که اگر مؤمنان وظیفه خود را انجام دهند، او آن‌ها را با نیروهایی که نمی‌بینند یاری خواهد کرد: «و بی‌تردید خدا در [جنگِ] بدر شما را یاری داد، درحالی‌که [از نظر سازوبرگ جنگی و شمار نفرات نسبت به دشمن] ناتوان بودید...» (11) در جنگ بدر، سپاه اسلام یک‌سوم سپاه کفر بود و از نظر تجهیزات نظامی به‌هیچ‌وجه قابل‌مقایسه نبود. تمام محاسبات مادی، حکم به شکست قطعی مسلمانان می‌داد. اما مؤمنان با توکل بر خدا و اطاعت از پیامبر صلی‌الله علیه و آله به میدان رفتند و خداوند با فرستادن فرشتگان و ایجاد ترس در دل دشمنان، پیروزی بزرگی را برایشان رقم زد. این واقعه تاریخی به ما یادآوری می‌کند که هرگز نباید از عظمت ظاهری دشمن مانند ناوهای هواپیمابر و تجهیزات پیشرفته ترسید؛ زیرا قدرت حقیقی از آنِ خداست و او قادر است از راه‌هایی که به محاسبه درنمی‌آید، مؤمنان را یاری کند.

نکته هفتم: واگذاری نتیجه به خداوند (توکل)

تاج این بنای ایمانی، توکل است. توکل به معنای نادیده‌گرفتن اسباب نیست؛ بلکه نقطه اوج بهره‌گیری از آنهاست. پس از آنکه مؤمن نیت خود را خالص کرد، صبر ورزید، از رهبری اطاعت نمود، با تمام توان به میدان آمد و قلبش را به امداد غیبی امیدوار نگه داشت، به این مرحله آرامش‌بخش می‌رسد. او می‌داند که وظیفه‌اش تنها تلاش و انجام تکلیف است، نه تضمین نتیجه. اینجاست که سنت الهی معنا می‌یابد: «و هر کس بر خدا توکّل کند، خدا امر او را کفایت می‌کند...» (12) همان‌طور که حضرت نوح علیه‌السلام پس از ۹۵۰ سال دعوت خستگی‌ناپذیر و تحمل تمسخرها، بادقت تمام کشتی را ـ که اوج به‌کارگیری اسباب مادی بود ـ ساخت؛ اما در نهایت، نتیجه و سرنوشت خود و اندک مؤمنان را به امواج سپرد و به خدا واگذار کرد. (13) او به امر الهی، اسباب نجات را فراهم آورد و تقدیر نهایی را به مسبب‌الاسباب سپرد. این نگاه، بار سنگین و خردکننده «نگرانی برای نتیجه» را از دوش مؤمن برمی‌دارد. ازاین‌رو، نه از فتح مغرور می‌شود و نه از شکست ظاهری مأیوس می‌گردد؛ زیرا می‌داند پیروزی واقعی، انجام‌وظیفه بوده و پاداش او نزد پروردگار محفوظ است. این همان آرامش عمیقی است که او را در شرایط سخت جنگی، استوار و مصمم نگه می‌دارد.

نکته هشتم: سنت الهی در غلبه اسباب کوچک

اصل راهبردی و تکمیلی در این نگاه ایمانی، درک سنت الهی در غلبه اسباب ظاهراً کوچک بر عوامل بزرگ و قدرتمند است. قرآن این قاعده شگفت‌انگیز را در داستان‌های متعددی به تصویر می‌کشد. در نبرد سپاهیان طالوت، این حضرت داوود علیه‌السلام بود که با ابزاری ساده همچون فلاخن و سنگی کوچک، جالوت، قهرمان شکست‌ناپذیر دشمن را از پای درآورد. قرآن نیز برای تأکید بر منشأ اصلی قدرت، می‌فرماید: «آنگاه به خواست خدا، آنها سپاه دشمن را به هزیمت واداشتند و داوود، جالوت را کشت...» (14) نمونه اعجاب‌انگیزتر آن، داستان اصحاب فیل است. سپاه عظیم ابرهه، با فیل‌های جنگی که نماد قدرت مطلق و تجهیزات برتر زمانه خود بودند، در برابر پرندگان کوچکی به نام ابابیل که سنگ‌ریزه‌هایی حمل می‌کردند، به‌کلی نابود شد. (15)

در مواجهه با قدرت‌های جهانی نیز مؤمن نباید تحت تأثیر گنبد آهنین، جنگنده‌های نسل پنجم یا هیبت تکنولوژیک دشمن قرار گیرد. او با تکیه بر این سنت‌های الهی درمی‌یابد که همین خداوند، ذهن مهندسان و رزمندگان را برای طراحی پهپادهای اقتصادی و شیوه‌های نوین پرتاب رهنمون ساخته تا بر پیچیده‌ترین سامانه‌های دفاعی دشمن فائق آیند و ضربات مهلکی بر آنان وارد کنند. این باور، خلاقیت مؤمن را در عرصه نبرد شکوفا می‌سازد و او را از محدودیت‌های محاسبات مادی و عددی رها می‌بخشد.

نتیجه:

بنابراین، نگاه ایمانی چارچوبی منسجم و قدرتمند برای مواجهه با حوادث مختلف مثل جنگ ارائه می‌دهد. از این منظر، مؤمن جنگ تحمیلی را میدان آزمون الهی برای نمایش «احسن عمل» و کسب رضایت پروردگار می‌بیند. واکنش او ترکیبی است از صبر و مقاومت فعال، وحدت کلمه ذیل رهبری الهی و بهره‌گیری از تمام اسباب مادی و علمی برای دفاع مستحکم در برابر متجاوز. بااین‌حال، قلب او به امداد غیبی امیدوار است و با توکل، نتیجه را به خداوند وامی‌گذارد و از اضطراب رها می‌شود. این نگاه، با اتکا به سنت الهی در غلبه اسباب کوچک بر قدرت‌های بزرگ، مؤمن را از هراس تجهیزات دشمن رهانیده و به او آرامش و بصیرتی می‌بخشد که پیروزی حقیقی را در انجام تکلیف الهی می‌داند، نه صرفاً نتیجه ظاهری نبرد.

پی‌نوشت‌ها:

1- سوره انبیاء، آیه 35: «وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً...»

2- سوره ملک، آیه 2: «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا...»

3- سوره فجر، آیات 27-28: «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ*ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً.»

4- سوره بروج، آیات 4-8: «قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ*النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ*إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ...»

5- سوره بقره، آیه 155: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ.»

6- سوره انبیاء، آیات 83-85: «وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ...»

7- سوره شعرا، آیه 62: «...إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ.»

8- همان، آیه 61: «فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ.»

9- سوره انفال، آیه 60: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ...»

10- سوره کهف، آیه 95: «قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا.»

11- سوره آل‌عمران، آیه 123: «وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ...»

12- سوره طلاق، آیه 3: «وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ...»

13- سوره یونس، آیه 71: «إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ...»

14- سوره بقره، آیه 251: «فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ...»

15- سوره فیل، آیات 1-5: «...وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ*تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ*فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ.»

صفحه‌ها