۱۴۰۴/۱۱/۰۷ ۰۹:۰۸ شناسه مطلب: 101125
پرسش:
شأن نزول در آیه اول سوره قمر از شکافته شدن ماه خبر داده است؛ در تفسیر آن گفته شده مشرکان مکه از پیامبر صلیاللهعلیهوآله درخواست کردند که از باب معجزه، ماه شکافته شود تا آنها ایمان بیاورند. اگر این تفسیر و شأن نزول درست باشد، با این پرسش مواجه میشویم که چرا بعد از تحقق معجزه اقتراحی آنان و شکافته شدن ماه، عذاب نازل نشد؟ مگر عدم ایمان بعد از معجزه اقتراحی مستلزم عذاب نیست؟
قرآن در آیات اولیه سوره قمر از «شکافتن ماه» خبر داده است:
«اِقْتَرَبَتِ اَلسّٰاعَهُ وَ اِنْشقالقمر * وَ إِنْ یَرَوْا آیَهً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ * وَ کَذَّبُوا وَ اِتَّبَعُوا أَهْوٰاءَهُمْ وَ کُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ؛ (1)
قیامت بسیار نزدیک شد و ماه از هم شکافت و اگر معجزهای را ببینند، روی بگردانند و گویند: [این] جادویی همیشگی است! و انکار کردند و هواهای نفسانی خود را پیروی نمودند، درحالیکه هر کاری [در قرارگاه ویژه خود] قرار میگیرد.»
مفسران درباره این آیات باهم اختلاف دارند. به باور مشهور، این آیات ناظر به معجزه «شقالقمر» پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله در مکه است. (2) در نقطه مقابل، برخی ادله مختلفی را در نقد دیدگاه مشهور ارائه کرده و معتقدند این آیات ناظر به قیامت و شکافتهشدن ماه در آن زمان است. (3) در این نوشتار با قول غیر مشهور، دلیلها و دفاعیات آنان در مقابل مشهور آشنا خواهیم شد.
اِخبار قرآن از شقالقمر در آستانه قیامت
گروهی از مفسران، ازجمله مفسران قدیم (4) و جدید، معتقدند آیات آغازین سوره قمر ارتباطی با وقوع معجزه شقالقمر بر دستان پیامبر خدا ندارد و ناظر به آستانه قیامت و اتفاقاتی است که در آن زمان رخ خواهد داد. اهمّ ادله این گروه بر این پایه است:
1. سوره با تعبیر «اِقْتَرَبَتِ اَلسّٰاعَهُ» شروع شده و درنتیجه، ظهور دارد که شقالقمر نیز در آستانه قیامت رخ خواهد داد؛
2. آیات متعددی از قرآن همچون آیه 59 سوره اسراء، آیه 146 سوره اعراف، آیههای 50 و 51 سوره عنکبوت و... همگی حاکی از این هستند که باوجود قرآن به معجزه دیگری نیاز نیست؛ بههمیندلیل، هرگونه درخواست معجزه غیر از قرآن، از سوی خداوند ردّ شده است؛
3. سوره قمر پیش از بسیاری از سورههایی همچون یونس و اسراء نازل شده که در آنها مشرکان از پیامبر درخواست معجزهای غیر از قرآن کردهاند و خداوند درخواست آنان را ردّ کرده است. اگر آغاز سوره قمر به معجزه شقالقمر اشاره داشت، خداوند به آنان میگفت که ما قبلاً معجزه شقالقمر را به درخواست شما فرستادیم ولی شما ایمان نیاوردید؛ اما هیچگاه شاهد چنین پاسخی از سوی خداوند نیستیم.
نقد ادله معتقدان به معجزه شقالقمر
مشهور مفسران معتقدند آیات آغازین سوره قمر به معجزه شقالقمر اشاره دارد و ارتباطی با قیامت ندارد. (5) آنان افزون بر احادیث، (6) ادله مختلفی از خود قرآن ارائه کردهاند. (7) در ادامه این ادله نقل و نقد خواهند شد:
1. فعلهای بهکاررفته در آیه همچون «انشق: شکافته شد» ماضی هستند و این یعنی شکافتن ماه در گذشته رخ داده و ارتباطی به آینده ندارد. حمل این آیه بر آینده خلاف ظاهر فعل ماضی است؛ (8)
نقد: بله فعل ماضی در اصل برای دلالت بر وقوع کاری در گذشته وضع شده، اما در موارد فراوانی در زبان عربی و همچنین قرآن، برای اشاره به کاری حتمیالوقوع در آینده بهکار رفته است. عرب از کاری که مطمئن است حتماً در آینده رُخ خواهد داد با فعل ماضی یاد میکند تا به مخاطب بفهماند که از نگاه من، وقوع آن کار بهاندازهای حتمی است که گویا در گذشته رخ داده است؛
2. قرآن پس از اشاره به انشقاق قمر، از رویگردانی مردم، سِحرپنداری نشانههای خداوند و تکذیب آنها خبر داده است. نیازی به گفتن ندارد که در آستانه قیامت جایی برای انکار و اِعراض و تکذیب وجود ندارد و این یعنی انشقاق قمر در گذشته رخ داده و مشرکان باوجود مشاهده چنین معجزهای، آنرا تکذیب کرده و دست از انکار برنداشتهاند؛ (9)
نقد: بررسی رویّه مشرکان نشان میدهد که آنان هرگاه آیاتی از قرآن که درباره آینده خبر میداد را میشنیدند، آن را سِحر دانسته و صحت آن را انکار میکردند. برای نمونه، به این آیه نگاه کنید:
«... وَ لَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ اَلْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ؛ (10)
... و اگر بگویی: [ای مردم!] شما یقیناً پس از مرگ برانگیخته میشوید، بیتردید کافران میگویند: این سخنان جز جادویی آشکار نیست.»
بنابراین، انکار و تکذیبی که قرآن از آن خبر داده نسبت به آیات حاکی از انشقاق قمر، در آستانه قیامت است؛ نه اینکه قرآن گفته باشد مردم پس از انشقاق قمر در آستانه قیامت آن را انکار و تکذیب خواهند کرد.
3. قرآن نهتنها وقوع معجزهای غیر از قرآن را ردّ نکرده، بلکه در آیاتی از قرآن از معجزات متعددی برای پیامبر خبر داده است. برای نمونه، به این آیه نگاه کنید:
«کَیْفَ یَهْدِی اَللّٰهُ قَوْماً کَفَرُوا بَعْدَ إِیمٰانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ اَلرَّسُولَ حَقٌّ وَ جٰاءَهُمُ اَلْبَیِّنٰاتُ وَ اَللّٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِینَ؛ (11)
چگونه خدا گروهی را هدایت کند که بعدازآنکه ایمان آوردند و به حقّانیّت رسول شهادت دادند و دلایل روشن و آشکار برای آنان آمد، کافر شدند؟ و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمیکند.»
مطابق این آیه پیامبر با «بَیِّنات» که جمع «بَیِّنَه» و به معنای معجزه است آمده است و این یعنی حضرت غیر از قرآن معجزات دیگری هم داشتهاند.
نقد: خداوند در قرآن بارها از قرآن با تعبیر «بینات» یاد کرده است:
«وَ إِذٰا تُتْلىٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ مٰا کٰانَ حُجَّتَهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اِئْتُوا بِآبٰائِنٰا إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ؛ (12)
چون آیات روشن ما [درباره معاد و زنده شدن مردگان] بر آنان خوانده شود، برهان و دلیلی جز این ندارند که میگویند: اگر شما [درزمینهٔ زنده شدن مردگان] راستگویید [با درخواست از خدا] پدران ما را [زنده کنید و] نزد ما بیاورید [تا به زنده شدن مردگان یقین پیدا کنیم.]»
«وَ إِذٰا تُتْلىٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ؛ (13)
و چون آیات روشن مارا بر آنان بخوانند، کافران درباره حقّی که به سویشان آمده میگویند: این جادویی آشکار است.»
بنابراین، تعبیر «بینات» به معنای وجود معجزاتی غیر از قرآن برای پیامبر نیست. (14)
نتیجه:
1. کاربرد فعل ماضی برای خبردادن از آینده حتمیالوقوع در زبان عربی و قرآن بسیار رایج است؛
2. مطابق آیات متعددی از قرآن، پیامبر خدا غیر از قرآن معجزه دیگری نداشته است؛
3. مشرکان بارها از پیامبر تقاضای معجزهای غیر از قرآن داشتهاند و قرآن همیشه این تقاضا را رد کرده و مثلاً گفته است که گذشتگان نیز چنین درخواستهایی را داشتند، اما ایمان نیاوردند؛ با اینکه اگر معجزه شقالقمر رخ داده بود، قرآن میگفت: پیشتر برای شما معجزه شقالقمر را آوردیم اما شما ایمان نیاورید؛
4. سِحرپنداری و انکار و تکذیب مشرکان در آیههای دوم و سوم این سوره، برای پس از انشقاق ماه در آستانه قیامت نیست تا گفته شود که در آن زمان جایی برای انکار و سِحرپنداری باقی نمیماند؛ بلکه روش مشرکان این بود که هرگاه قرآن از آینده خبر میداد، آنرا سِحر دانسته و صحت آن را انکار و تکذیب میکردند؛ بنابراین، آیات آغازین سوره قمر درباره شکافتن ماه در آستانه قیامت است و ارتباطی با شقالقمر در این دنیا ندارد تا گفته شود: چرا پسازاین معجزه اقتراحی و انکار مشرکان عذاب نازل نشد؟
برای مطالعه بیشتر:
ملکی معاف، اسلام و منصور پهلوان، «بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و علامه فضلالله درباره تفسیر آیه شقالقمر»، پژوهشهای قرآن و حدیث، سال 49، شماره ۲، ۱۳۹۵ ش، صص 185-205.
پینوشتها:
1. سوره قمر، آیههای 2-4.
2. برای آگاهی درباره این قول و ادله آن ر.ک: خرسان، سید محمدمهدی، مزیل اللبس فی مسألتی شقالقمر و رد الشمس، قم، دلیل ما، ۱۳۸۷ ش؛ قربانی امیرآبادی، علی، «بازخوانی معجزه از منابع کلامی شیعه و تطبیق آن بر واقعه شَقُّالَقمَر»، مرکز حقایق اسلامی، به نشانی https://alhaqaeq.org/بازخوانی - معجزه - از – منابع – کلامی – شیعه – و - تط/
3. برای آگاهی درباره این قول و ادله آن ر.ک: ملکی معاف، اسلام و منصور پهلوان، «بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و علامه فضلالله درباره تفسیر آیه شقالقمر»، پژوهشهای قرآن و حدیث، سال 49، شماره ۲، ۱۳۹۵ ش، صص 185-205. قول سومی که در این زمینه مطرح شده، این است که امروزه ازنظر علمی ثابت شده که ماه بخشی از زمین بوده و سپس از آن جدا شده و آیه انشقاق قمر ناظر به جدا شدن ماه از زمین و اعجازی علمی است؛ اما این ادعا درست نیست؛ زیرا جدا شدن ماه از زمین یک «اشتقاق» است اما آیه از «انشقاق» و شکافته شدن خبر داده و شکافتن تنها در مورد دوتکه شدن چیزی در درون خود آن، بدون جدا شدن از آن، بهکارمیرود. (طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، 1390 ق، ج19، ص 56)
4. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج4، ص 177.
5. فراء، یحیى بن زیاد، معانى القرآن، قاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب، چاپ دوم، 1980 م، ج3، ص 104؛ تسترى، سهل بن عبدالله، تفسیر التسترى، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون، چاپ اول، 1423 ق، ص 158.
6. ر.ک: طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج27، ص 50.
7. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، 1390 ق، ج 19، ص 55-61.
8. طوسى، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، بیتا ج9، ص 443.
9. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج19، ص 55؛ صادقى تهرانى، محمد، البلاغ فى تفسیر القرآن بالقرآن، قم، مکتبه محمد الصادقی الطهرانی، چاپ اول، 1429 ق، ج27، ص 469.
10. سوره هود، آیه 7.
11. سوره آلعمران، آیه 86.
12. سوره جاثیه، آیه 25.
13. سوره احقاف، آیه 7.
14. ایازی، سید محمدعلی، نقد و بررسی ادله شقالقمر در تفاسیر فریقین، پژوهشنامه نقد آراء تفسیری، سال 3، ش 1 (پیاپی 5)، 1401 ش، صص 82-111.















