حديث

توصیه ای از آیت الله فشارکی بیان شده است که وقتی مردم دچار وبا شدندآیا می توان آن را برای ویروس کرونا هم تجویز کرد؟
آثار اعمال، آثار و خواص زیارت، شفابخشی ادعیه، شفابخشی زیارت عاشورا، شفابخشی روزه

توصیه ای از آیت الله فشارکی بیان شده است که وقتی مردم دچار وبا شدند، ایشان سفارش به سه روز، روزه همراه با قرائت زیارت عاشورا کردند؛ شیعیان به این دستور عمل کردند و حتی یک نفر هم از دنیا نرفت؛ آیا این واقعیت دارد؟ و آیا می توان آن را برای ویروس کرونا هم تجویز کرد؟

پاسخ اجمالی

عموم شیعیان، با الهام از روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در زمان مشکلات و بحران‌ها، به علمای دین مراجعه می‌نمودند. علما نیز بر اساس آموزه‌های قرآن و حدیث، راهکارهایی را برای ایشان مطرح می‌کردند. ازجمله سفارش‌های بیان‌شده، قرائت زیارت عاشورا و برخی دیگر از اعمال، مانند گرفتن روزه است.

پاسخ تفصیلی

داستان سفارش مرحوم آقای سید محمد فشارکی رضوان‌الله علیه در سایت‌های متعدد از طریق علما نقل‌شده است، به‌عنوان‌مثال در سایت «مرکز تنظیم و نشر آثار مرحوم آیت‌الله بهجت» چنین آمده که وقتی طاعون در سامرا زیاد شد ایشان فرمودند: «من بر همه شیعه حکم می‌کنم که سه روز، روزه‌بگیرند ـ البته روزه مظنونم است و یقینی نیست ـ و در این سه روز، زیارت عاشورا را بخوانند؛ خداوند به‌واسطه‌این کارشان، این بلا را از شیعه رفع می‌کند».

اهل سامرا دیدند فوج فوج از غیر شیعه وفات می‌کنند، ولی یک نفر از شیعه وفات نمی‌کند. البته یک نفر در تمام جمعیت شیعه وفات کرد، ولی نه به طاعون. یک پاره‌دوزی به یک مرض دیگری وفات کرد و الا احدی به طاعون وفات نکرد و این‌ها تعجب کردند که این چه بلایی است که مخصوص غیر شیعه است و فوج فوج از غیر شیعه، به طاعون وفات می‌کنند... . (1)

1. مستند رجوع مردم به علماء

در جواب این‌که آیا می‌توان این دستور را برای تمام بیماری‌ها به کاربرد؟ با توضیح مقدمه‌ای به این سؤال جواب داده می‌شود: «اسحاق بن یعقوب»‎‏ نامه‌ای برای حضرت ولی‌عصر (عجل الله تعالى فرجه الشریف) می‌نویسد و از مشکلاتی که‏‎ ‎‏برایش رخ‌داده سؤال می‌کند؛ «محمد بن عثمان عمری» نماینده آن حضرت، نامه را می‌رساند.‏‎ ‎‏جواب نامه به خط مبارک صادر می‌شود که «أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیکمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیهِم‏» (2) یعنی در حوادث و پیشامدها به راویان حدیث ما رجوع‏‎ ‎‏کنید، زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدای بر آن‌ها هستم‏.

بر اساس این حدیث، مردم در پیشامدهای اجتماعی و گرفتاری‌ها به سراغ علمای دین می‌روند و آن‌ها نیز بر اساس آموزه‌های قرآن و حدیث، در زمان مشکلات و گرفتاری‌های اجتماعی، دستوراتی را سفارش می‌دهند.

2. مستند سفارش به قرائت زیارت عاشورا

 یکی از سفارش‌های علمای دین، تجویز قرائت زیارت عاشورا برای رفع بیماری‌ها است. این توصیه نیز برخاسته از حدیث امام صادق (علیه‌السلام) هست که به «صفوان» فرمودند:

 زیارت عاشورا را بخوان و بر آن مواظبت کن، به‌درستی که من چند خیر را برای خواننده آن تضمین می‌کنم، اول زیارتش قبول شود. دوم سعی و کوشش او مشکور باشد. سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و ناامید از درگاه او برنگردد زیرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد. (3)

بنابراین چه‌بسا علت این‌که برای عدم شیوع بیماری برای شیعیان و دیگر مسلمانان «قرائت زیارت عاشورا» سفارش شده، وعده استجابت دعا بعد از قرائت این دعا است. با توجه به روایت امام صادق (علیه‌السلام)، درمان بیماری با قرائت زیارت عاشورا، مختص به یک بیماری خاص نیست بلکه به‌صورت مطلق برای هر حاجتی می‌توان قرائت کرد. البته تعدادی که علما مطرح نمودند و هدیه‌ی آن به شخص خاص، از مجربات هست و در متون حدیثی به این مسائل اشاره نشده است؛ اما انجام آن‌ها برای مداومت بر زیارت مطلوب است.

3. مستند سفارش به روزه گرفتن

دستوری که در مورد روزه گرفتن نیز صادر می‌شود، برگرفته از روایات است، مثلاً امام حسن (علیه‌السلام) فرمودند:

«إِنّ لِکُلِّ صائِمٍ عِندَ فَطُورِهِ دَعوَةً مُستَجابَةً»؛ (4)

برای هر روزه‌داری در هنگام افطارش یک دعای مستجاب است.

هم‌چنین از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم) نقل‌شده است:

«دَعوَةُ الصّائِمِ تُستَجابُ عِندَ إِفطارِهِ»؛ (5)

دعای روزه‌دار هنگام افطارش مستجاب می‌شود.

بنابراین، روزه نیز مانند زیارت عاشورا در استجابت دعا بسیار مؤثر است. البته در خصوص از بین رفتن بسیاری از بلایا به‌واسطه روزه ماه رجب، سفارش ویژه‌ای در روایات وجود دارد، به‌عنوان‌مثال، «ابوسعید خدرى» نقل کرده که رسول اکرم (صلی‌الله علیه و اله و سلّم) فرمودند:

 «وَ مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ أَرْبَعَةَ أَیامٍ عُوفِی مِنَ الْبَلَایا کلِّهَا مِنَ الْجُنُونِ وَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَص»؛ (6)

یعنی هر کس چهار روز از ماه رجب را روزه بگیرد، از تمام بلاها از قبیل دیوانگى و خوره و پیسى‏ در امان باشد.

نتیجه

با توجه به روایاتی که در فضیلت زیارت عاشورا و روزه گرفتن، وجود دارد به نظر می‌رسد سفارش مرحوم آقای «سید محمد فشارکی رضوان‌الله علیه»، نیز برگرفته از همان روایات است و این دستور، ان‌شاءالله در شفاء تمام بیماری‌ها تأثیرگذار است و مخصوص بیماری و یا زمان خاصی نیست.

پی‌نوشت‌ها:

  1. برگرفته از سایت: https://bahjat.ir/fa/content/1667.
  2. ابن‌بابویه، محمد بن على (شیخ صدوق)، کمال‌الدین و تمام النعمة، تهران: اسلامیه‏، چاپ دوم، 1395 ق، ج ‏2، ص 484.
  3. طوسى، محمد بن الحسن‏، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، بیروت: مؤسسه فقه الشیعة، چاپ اول، 1411 ق، ج ‏2، ص 781.
  4. ابن طاووس، على بن موسى‏، اقبال الأعمال، تهران: دار الکتب الإسلامیه‏، چاپ دوم، 1409 ق، ج 1، ص 244.
  5. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، قم: الشریف الرضى‏، چاپ چهارم، 1412 ق، ج 1، ص 69.
  6. ابن‌بابویه، محمد بن على (شیخ صدوق)، ثواب الاعمال، قم: دارالشریف الرضی، چاپ دوم، 1406 ق، ص 54.

 

کلمات کلیدی

آثار اعمال، آثار و خواص زیارت، شفابخشی ادعیه، شفابخشی زیارت عاشورا، شفابخشی روزه

داشتن لباس های متعدد و اسراف
براساس روایات داشتن لباس‌های متعدد،حتی در تعداد زیاد به‌خودی‌خود مصداق اسراف نیست و در مواردی به سبب حفظ و افزایش دوام لباس‌ها امری عقلایی به‌شمار می‌آید.

پرسش:

آیا در روایات اسلامی داشتن لباس‌های متعدد اسراف شمرده شده است یا روایات، اسراف را تنها در زیاده‌روی بی‌مورد و مصرف نمایشی دانسته‌ است؟

پاسخ:

مسئله اسراف در مصرف پوشاک ازجمله موضوعاتی است که گاه با داوری‌های شتاب‌زده همراه شده و داشتن لباس‌های متعدد به‌عنوان مصداقی از اسراف تلقی می‌شود. ازاین‌رو، بررسی روایات مرتبط با پوشاک می‌تواند تصویر دقیق‌تری از مفهوم اسراف ارائه دهد و مرز میان مصرف معقول و مصرف نادرست را روشن سازد. در ادامه سعی شده تا با تکیه‌بر احادیث، به بررسی حکم داشتن لباس‌های متعدد و تبیین ملاک اسراف در استفاده از آن‌ها پرداخته شود.

۱. بی‌اشکال بودن داشتن لباس‌های متعدد

در احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام، نه‌تنها نهیی از داشتن لباس‌های متعدد یافت نشد، بلکه نسبت به این کار اجازه داده شده است. در حدیثی امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند:

«لاَ بَأْسَ أَنْ یَکُونَ لِلرَّجُلِ عِشْرُونَ قَمِیصاً؛ (1)

ایرادى ندارد که انسان، بیست پیراهن داشته باشد

مطابق این حدیث، افراد می‌توانند لباس‌های متعددی برای خود داشته باشند. حتی در روایتی دیگر این تعداد بیش از 20 مورد هم نقل شده که درواقع نشان از بی‌اشکال بودن داشتن تعداد زیادی لباس است. (2) در حدیثی دیگر نیز چنین نقل شده است:

«عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام عَنِ الرَّجُلِ یَکُونُ لَهُ عَشَرَهُ أَقْمِصَهٍ یُرَاوِحُ بَیْنَهَا قَالَ لَا بَأْسَ؛ (3)

اسحاق بن عمّار گوید: از امام صادق علیه‌السلام پرسیدم: مردى ده پیراهن دارد که هر نوبت یکى از آنان را مى‌پوشد. این چه حکمى دارد؟ فرمود: ایرادى ندارد

افزون بر این، سیره عملی معصومان علیهم‌السلام نیز مؤید همین معناست. در روایتی از امام رضا علیه‌السلام آمده است:

«کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما‌السلام یَلْبَسُ ثَوْبَیْنِ فِی الصَّیْفِ یُشْتَرَیَانِ بِخَمْسِمِائَهِ دِرْهَمٍ؛ (4)

امام سجاد علیه‌السلام در تابستان دو لباس مى‌پوشید که آن‌ها را به قیمت پانصد درهم خریدارى نموده بود

این حدیث نشان می‌دهد که داشتن بیش از یک لباس، خوب و مناسب است و با زهد و تقوا منافات نداشته، بلکه در صورت رعایت ضوابط صحیح مصرف، امری پذیرفته و متعارف به شمار می‌رود.

 

۲. ملاک اسراف در لباس

با توجه به روایات مورداشاره، مشخص شد که داشتن چند لباس برای یک فرد بی‌اشکال بوده و از مصادیق اسراف محسوب نمی‌شود؛ اما در احادیث دیگری، نکاتی بیان شده که در هنگام استفاده از این لباس‌ها باید رعایت کرد تا از مصادیق اسراف محسوب نشود. اولین مورد، داشتن لباس‌های متعدد برای حفظ و دوام بیشتر آن‌ها است. در حدیثی چنین بیان شده است:

«عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام یَکُونُ لِی ثَلَاثَهُ أَقْمِصَهٍ قَالَ لَا بَأْسَ قَالَ فَلَمْ أَزَلْ حَتَّى بَلَغْتُ عَشَرَهً فَقَالَ أَ لَیْسَ یُوَدِّعُ بَعْضُهَا بَعْضاً قُلْتُ بَلَى وَ لَوْ کُنْتُ إِنَّمَا أَلْبَسُ وَاحِداً لَکَانَ أَقَلَّ بَقَاءً قَالَ لَا بَأْسَ؛ (5)

اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم: من سه پیراهن دارم؛ فرمود: ایرادى ندارد. اسحاق گوید: من همین‌طور ادامه دادم تا این‌که تا ده پیراهن را شمردم. فرمود: مگر پیراهن‌هاى خود را نوبتى نمى‌پوشى‌؟ عرض کردم: آرى، اما اگر من فقط‍‌ یک لباس بپوشم ماندگارى آن کمتر خواهد بود. فرمود: ایرادى ندارد

بنابراین، داشتن چند لباس برای حفظ و افزایش دوام آن‌ها اشکالی ندارد. بر این اساس، داشتن چند لباس، در مواردی، مصداق تدبیر و مدیریت صحیح مصرف است، نه اسراف. در حدیثی دیگر راوی از امام صادق علیه‌السلام چنین سؤال می‌کند:

«سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ الْمُوسِرِ یَتَّخِذُ الثِّیَابَ الْکَثِیرَهَ الْجِیَادَ وَ الطَّیَالِسَهَ وَ الْقُمُصَ الْکَثِیرَهَ یَصُونُ بَعْضُهَا بَعْضاً یَتَجَمَّلُ بِهَا أَ یَکُونُ مُسْرِفاً قَالَ لَا لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ "لِیُنْفِقْ ذُو سَعَهٍ مِنْ سَعَتِهِ"؛ (6)

راوى گوید: از امام صادق علیه‌السلام پرسیدم: مردى توانگر، لباس‌هاى گران‌قیمت فراوانى، پالتو و پیراهن‌هاى زیادى مى‌گیرد که به‌نوبت از آن استفاده مى‌کند و خود را مى‌آراید، آیا اسراف‌کار خواهد بود؟ فرمود: نه؛ زیرا خداوند متعال مى‌فرماید: "صاحب مال باید از اموالش هزینه کند"

این روایت نشان می‌دهد که در نگاه احادیث، داشتن لباس‌های متعدد و باکیفیت برای فرد متمکن، مادامی‌که در چارچوب عقلایی و مشروع باشد، اسراف تلقی نمی‌شود. در حدیثی، اسحاق بن عمّار از امام صادق علیه‌السلام در این موضوع چنین پرسیده است:

«قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام یَکُونُ لِلْمُؤْمِنِ عَشَرَهُ أَقْمِصَهٍ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ عِشْرُونَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ ثَلَاثُونَ قَالَ نَعَمْ لَیْسَ هَذَا مِنَ السَّرَفِ إِنَّمَا السَّرَفُ أَنْ تَجْعَلَ ثَوْبَ صَوْنِکَ ثَوْبَ بِذْلَتِکَ؛ (7)

به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم: مؤمن ده پیراهن مى‌تواند داشته باشد؟ فرمود: آرى. گفتم: بیست تا هم مى‌تواند داشته باشد؟ فرمود: آرى. گفتم: سى‌تا چطور؟ فرمود: آرى. این اسراف نیست. اسراف این است که لباس بیرونى‌ات را لباس خانگى خود قرار دهى

در این حدیث، امام علیه‌السلام نه‌تنها عدد معینی را به‌عنوان حدّ اسراف معرفی نمی‌کند، بلکه توضیح می‌دهند که کثرت عددی لباس، حتی تا سی‌دست، به‌خودی‌خود مصداق اسراف نیست؛ بلکه آنچه اسراف است، استفاده نادرست از لباس‌ها است یعنی انسان به جهت داشتن این تعداد لباس‌، توجهی به نحوه‌ی استفاده آن نکرده و در جای نادرستی آن را بپوشد و از بین ببرد. در حدیثی دیگر که مؤید این مطلب است چنین آمده است:

«عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام أَدْنَى مَا یَجِی‏ءُ مِنْ حَدِّ الْإِسْرَافِ فَقَالَ ابْتِذَالُکَ ثَوْبَ صَوْنِک‏؛ (8)

سلیمان بن صالح گوید به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم: کمترین حدّ اسراف چیست؟ فرمودند: این‌که لباسِ خود را از بین ببری (و بی‌جا به مصرف برسانی)

بنابراین، داشتن چند لباس برای فرد اشکالی ندارد، بلکه آنچه در احادیث به آن اشکال گرفته شده، استفاده نابجا از این لباس‌ها است.

نتیجه:

بررسی روایات نشان داد که در نگاه اهل‌بیت علیهم‌السلام، داشتن لباس‌های متعدد، حتی در تعداد زیاد، به‌خودی‌خود مصداق اسراف نیست و در مواردی، به‌سبب حفظ و افزایش دوام لباس‌ها، امری عقلایی و پسندیده به‌شمار می‌آید. آنچه در احادیث به‌عنوان اسراف مورد نکوهش قرار گرفته، نه کثرت لباس، بلکه استفاده نابجا و نابخردانه از آن است؛ به‌گونه‌ای که لباسِ مناسبِ حفظ و آراستگی در جایگاه نادرست به کار گرفته شود یا نعمت الهی بدون رعایت کارکرد صحیح آن تباه گردد. ازاین‌رو، می‌توان گفت معیار اسراف در پوشاک، کیفیت مصرف است، نه تعداد لباس‌ها؛ بنابراین، اگر این موارد رعایت شود، داشتن چند لباس اشکالی نخواهد داشت.

پی‌نوشت‌ها:

1. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏6، ص 444، ح 16.

2. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضى‏، 1412 ق‏، ص 98.

3. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏6، ص 443، ح 10.

4. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏6، ص 441، ح 5.

5. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏6، ص 443، ح 11.

6. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏6، ص 443، ح 12.

7. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏6، ص 441، ح 4.

8. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏4، ص 56.

گریه و عزاداری بر غیر معصومان در روایات
بر اساس روایات و سیره‌ی اهل‌بیت علیهم‌السلام، گریه و عزاداری بر غیر معصومان، همچون شهدا و فرزندان، جایز و مورد تأیید است.

پرسش:

آیا گریه و عزاداری بر غیر معصومان مانند شهدای زمان خودمان و یا اصلاً شهدای صدر اسلام و شهدای کربلا مورد تأیید روایات است و مانند گریه و عزاداری بر سیدالشهدا علیه‌السلام ثواب و آثار مثبت دارد؟

پاسخ:

 
مسئله‌ی گریه و عزاداری در فرهنگ دینی اسلام، جایگاهی ویژه دارد و در منابع روایی، گزارش‌های فراوانی از گریه‌ی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اهل‌بیت علیهم‌السلام بر مصائب گوناگون نقل شده است. گریه‌ای که گاهی بر شهدا و یاران باوفا و گاهی بر فرزندان و نزدیکان خودشان بوده است. بااین‌حال، در کنار تأیید این نوع گریه‌ها، روایات بر یک اصل مهم تأکید دارد و آن، عظمت مصائب پیامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام است. در ادامه، ضمن بررسی نمونه‌های گریه بر غیر معصوم در سنت اهل‌بیت علیهم‌السلام، به اهمیت و برتری گریه بر ائمه علیهم‌السلام پرداخته می‌شود.

الف: گریه اهل‌بیت علیهم‌السلام بر شهدا و درگذشتگان

بر اساس منابع روایی، گریه و عزاداری اهل‌بیت علیهم‌السلام تنها به امامان معصوم اختصاص نداشته، بلکه نسبت به شهدا، فرزندان و برخی یاران صالح نیز چنین سنتی وجود داشته است. این نشان می‌دهد که گریه بر غیر معصوم نیز در فرهنگ دینی ریشه دارد و مورد تأیید قرار گرفته است. در ادامه نمونه‌هایی از این گریه و عزاداری‌ها بیان شده است:

1. گریه بر حمزه سید الشهداء

طبق روایتی، هنگامی‌که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پیکر مثله شده حمزه را دیدند، بر ایشان گریه کردند. (1)

همچنین هنگامی‌که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از میدان جنگ به مدینه بازگشتند، از خانه‌هایی که یکی از اهل آن در جنگ کشته شده بود، صدای نوحه و گریه شنیده می‌شد؛ اما از خانه حمزه، صدایی به گوش نمی‌رسید. پیامبر با دلی شکسته فرمودند:

«لَکِنَّ حَمْزَهَ لَا بَوَاکِیَ لَه‏؛ حمزه گریه‌کننده‌ای ندارد.» (2)

این جمله بیانگر آن است که پیامبر نه‌تنها گریه بر حمزه را مشروع می‌دانستند، بلکه حتی علاقه داشتند مردم برای او عزاداری کنند. همین مضمون، بعدها در کلام امام صادق علیه‌السلام نیز دیده می‌شود؛ هنگامی‌که بر فرزندان خود گریستند و برای جواز آن به همین حدیث پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله استناد کردند. (3)

2. گریه حضرت فاطمه علیها‌السلام در کنار قبور شهدا

نمونه‌ی دیگر، ناله‌ها و اشک‌های حضرت زهرا علیهاالسلام بر فراق پدر بزرگوارشان، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است. در کتاب الخصال شیخ صدوق نقل شده است:

«أَمَّا فَاطِمَهُ فَبَکَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله حَتَّى تَأَذَّى بِهَا أَهْلُ الْمَدِینَهِ؛ حضرت فاطمه علیهاالسلام چنان بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله گریه کرد که مردم مدینه از شدت صدای گریه او آزرده شدند

در ادامه روایت آمده است:

«فَکَانَتْ تَخْرُجُ إِلَى الْمَقَابِرِ مَقَابِرِ الشُّهَدَاءِ فَتَبْکِی حَتَّى تَقْضِیَ حَاجَتَهَا.» (4)

سپس حضرت به‌سوی قبرستان شهدا می‌رفت و آن‌قدر گریه می‌کرد تا سیر شود و آرام گیرد، سپس بازمی‌گشت.

3. گریه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بر عثمان بن مظعون

عثمان بن مظعون یکی از اصحاب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و فردی عابد و مورد توجه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود. در روایتی نقل شده که:

«أَنَّ النَّبِیَّ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله لَمَّا مَاتَ عُثْمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ کَشَفَ الثَّوْبَ عَنْ وَجْهِهِ ثُمَّ قَبَّلَ مَا بَیْنَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ بَکَى طَوِیلًا فَلَمَّا رُفِعَ السَّرِیرُ قَالَ طُوبَاکَ یَا عُثْمَانُ لَمْ تَلْبَسْکَ الدُّنْیَا وَ لَمْ تَلْبَسْهَا؛ (5) وقتى عثمان مظعون وفات نمود رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پارچه را از صورت عثمان بن مظعون كنار زد و ما بين ديدگان او را بوسيد سپس گريه بسيار نمود. وقتى كه جنازه او را حركت دادند، حضرت فرمود: خوشا به حالت اى عثمان بن مظعون! كه دنيا تو را زير پوشش خود در نياورد و تو نيز زير پوشش دنيا نيامدى (يعنى دنيا نه توانست با زرق و برقش تو را بفريبد و تو نيز فريب زرق و برق آن را نخوردى‏.»

پیامبر با گریه و بوسه بر چهره عثمان بن مظعون، یکی از صحابه برجسته، نشان دادند که گریه بر مؤمنان و بندگان صالح خدا، سنتی نیکو است.

4. گریه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بر ابراهیم فرزندشان

از مهم‌ترین شواهد مشروعیت گریه بر غیر معصوم، گریه‌های مکرر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بر فرزند خردسالشان، ابراهیم است. این روایات در منابع مختلف با تعابیر متفاوت نقل شده است. برای نمونه در حدیثی زبیر بن بکار روایت کرده است:

 «وقتى ابراهیم را به قبرستان بردند حضرت هم به قبرستان رفت و کنار قبر ابراهیم نشست. سپس قدرى نزدیک‏تر به قبر شد وقتى دید ابراهیم را در قبر گذاشته‏اند اشک از دیدگان مبارکش جارى شد. اصحاب چون حالت گریان پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله را دیدند همه با صداى بلند گریستند. در این هنگام ابوبکر رو به پیامبر کرد و گفت: اى رسول خدا! آیا تو گریه مى‏کنى و حال‌آنکه تو خودت ما را از گریه کردن در مصیبت‏ها نهى کردى؟ حضرت فرمود: دیده مى‏گرید و قلب دردناک است، ولى چیزى که باعث غضب پروردگار عز و جل گردد نمى‏گوییم.» (6)

این حدیث نشان می‌دهد که گریه بر فرزند و عزیز ازدست‌رفته نه‌تنها اشکالی ندارد، بلکه جلوه‌ای از رحمت الهی است. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در عمل، هم گریستند و هم به امت آموختند که گریه با صبر و تسلیم در برابر قضا منافاتی ندارد.

5. گریه امام صادق علیه‌السلام بر فرزندانشان

در حدیثی بیان شده که امام صادق علیه‌السلام، بر فرزندان ازدست‌رفته‌ی خود، گریه و عزاداری کردند.

حسن بن زید گفت:

 «دخترى از حضرت صادق فوت شد، یک سال بر او نوحه و زارى داشت، باز فرزند دیگر از دنیا رفت یک سال دیگر نوحه و زارى داشت سپس اسماعیل از دنیا رفت بسیار اندوهگین و ناراحت شد دیگر نوحه و زارى را قطع نمود.» (7)

ب: برتری گریه بر اهل‌بیت علیهم‌السلام

باوجود آن‌که بر اساس روایات، گریه و عزاداری بر غیر معصومان علیهم‌السلام با رعایت حدود شرعی جایز و مورد تأیید است و حتی گریه بر برخی مانند شهدا توصیه شده است، اما در متون روایی، معصومان علیهم‌السلام پیروان خویش را به این نکته متوجه ساخته‌اند که هیچ مصیبتی برای مؤمنان بزرگ‌تر از مصیبت وارد بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اهل‌بیت او نیست. ازاین‌رو، سفارش شده است که در هر سوگواری و اندوهی، یاد مصائب اهل‌بیت زنده نگه داشته شود تا ثواب و آثار معنوی بیشتری نصیب انسان گردد.

در این رابطه امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند:

«مَنْ أُصِیبَ بِمُصِیبَهٍ فَلْیَذْکُرْ مُصَابَهُ بِالنَّبِیِّ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فَإِنَّهُ مِنْ أَعْظَمِ الْمَصَائِبِ؛ (8) هر کس گرفتار مصیبتى شد، خوب است مصیبت وفات پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله را به یاد آورد که از بزرگ‌ترین مصائب بود

در حدیثی دیگر نیز نقل شده که امام باقر علیه‌السلام فرمودند:

«هرگاه به مصیبتى در جان، مال و یا فرزندان گرفتار شدى، مصیبت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله را به یاد آور؛ زیرا که هرگز خلایق به مصیبتى مانند مصیبت او گرفتار نشدند.» (9)

همچنین امام رضا علیه‌السلام نیز در وصیت به «ابن شبیب» همین معنا را تأکید کرده و فرمودند:

«یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ‏ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه‌السلام فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْش‏؛ (10) ای پسر شبیب! اگر برای چیزی می‌خواهی گریه کنی، برای حسین بن علی علیهماالسلام گریه کن؛ چراکه او همچون گوسفند، سر بریده شد

این احادیث نشان می‌دهد که گرچه گریه بر سایر اموات و شهدا جایز و دارای پاداش است، اما عالی‌ترین مصداق گریه و سوگواری، مصائب رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اهل‌بیت ایشان به‌ویژه حادثه‌ی کربلاست که نه‌تنها ثواب بیشتری دارد، بلکه پیوند عاطفی و معرفتی شیعیان با امامانشان را تقویت می‌کند.

نتیجه:

بر اساس روایات و سیره‌ی اهل‌بیت علیهم‌السلام، گریه و عزاداری بر غیر معصومان، همچون شهدا، یاران وفادار و حتی فرزندان، جایز و مورد تأیید است. گریه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بر حمزه سیدالشهدا، عثمان بن مظعون و فرزندشان ابراهیم و نیز گریه‌ی حضرت فاطمه ‌علیها‌السلام بر پیامبر و شهدای احد، شواهد روشنی از این حقیقت به شمار می‌آید. همچنین امامان معصوم علیهم‌السلام نیز در عمل، بر فرزندان و نزدیکان خود گریسته‌اند. این شواهد نشان می‌دهد که گریه و عزاداری بر غیر معصوم، در چارچوب صبر و تسلیم، امری پذیرفته‌شده است. بااین‌وجود، روایات تأکید دارند که هیچ مصیبتی بزرگ‌تر از مصائب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اهل‌بیت ایشان نیست. ازاین‌رو، حتی در مصائب شخصی، شایسته است مؤمنان یاد مصائب رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و امام حسین علیه‌السلام را زنده کنند تا ثواب و آثار معنوی بیشتری نصیبشان گردد.

پی‌نوشت‌ها:

1. قمى، على بن ابراهیم‏، تفسیر القمی، محقق / مصحح: موسوى جزائرى، طیّب‏، قم: دار الکتاب‏، 1404 ق‏، ج‏1، ص 123.

2. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏1، ص 183، ح 553.

3. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، کمال‌الدین و تمام النعمه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، تهران: اسلامیه، 1395 ق، ج‏1، ص 73.

4. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الأمالی، محقق / مصحح: ندارد، تهران: کتابچى‏، 1376 ش، ص 141، ح 5.

5. شهید ثانى، زین‌الدین بن على‏، مسکن الفؤاد عند فقد الأحبه و الأولاد، محقق / مصحح: ندارد، قم: بصیرتى‏، بی‌تا، ص 105.

6- شهید ثانى، زین‌الدین بن على‏، مسکن الفؤاد عند فقد الأحبه و الأولاد، محقق / مصحح: ندارد، قم: بصیرتى‏، بی‌تا ص 104.

7. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، کمال‌الدین و تمام النعمه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، تهران: اسلامیه، 1395 ق، ج‏1، ص 73.

8. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏3، ص 220.

9. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏3، ص 220، ح 2.

10. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الأمالی، محقق / مصحح: ندارد، تهران: کتابچى‏، 1376 ش، ص 130، ح 5.

گناهان مانع بارش باران
بر اساس آموزه‌های اسلامی، نزول باران تنها پدیده‌ای طبیعی نیست،بلکه با ایمان، اخلاق و رفتار انسان‌ها پیوند دارد؛گناهان می‌توانند سبب محرومیت از رحمت خداوند شوند.

پرسش:

در فضای مجازی یه کلیپ از یه منبری مشهور پخش شده که می‌گوید: من مجموعه احادیث را جستجو کرده‌ام و به این رسیده‌ام که: از میان مجموعه گناهان، دو گناه است که مانع بارش باران می‌شود: 1. بی‌عدالتی از جانب قاضی؛ 2. ظلم از جانب امراء و حکام. در ادامه می‌گوید: بی‌حجابی گناه است و ضرر دارد؛ ولی خشک‌سالی و بی‌بارانی به بی‌حجابی ربط ندارد، به مردم دروغ نگویید.

 سؤال من این است، آیا این سخنان درست است؟

 

 

پاسخ:

مسئله‌ی ارتباط میان گناه و محرومیت از نعمت‌های الهی، ازجمله بارش باران، از موضوعاتی است که در متون دینیِ اسلامی اشاره شده است. مطابق این آموزه‌ها، حوادثی همچون کاهش برکت، خشک‌سالی، قحطی و کمبود رزق، تنها رخدادهایی طبیعی نیستند، بلکه مرتبط با برخی امور نیز هستند. در ادامه به بیان برخی از این عوامل که می‌تواند منجر به مانع بارش باران شود پرداخته شده است. همچنین در بخش پایانی، موضوع بی‌حجابی از جهت حکم شرعی آن و جایگاهش در مجموعه گناهانی که می‌توانند موجب زوال نعمت‌ها شوند، تبیین و تحلیل می‌گردد.

الف: بررسی روایات موانع بارش باران

در متون روایی، بیان شده که گناه و فسق، زمینه‌ساز محرومیت از نعمت‌های آسمانی و زمینی می‌شود. از نعمت‌هایی که در احادیث بر محرومیت آن تأکید شده، بارش باران است. یکی از مشهورترین روایات در این باب، روایت امام باقر علیه‌السلام است:

«إِنَّهُ مَا مِنْ سَنَهٍ أَقَلَّ مَطَراً مِنْ سَنَهٍ وَ لَکِنَّ اللَّهَ یَضَعُهُ حَیْثُ یَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا عَمِلَ قَوْمٌ بِالْمَعَاصِی صَرَفَ عَنْهُمْ مَا کَانَ قَدَّرَ لَهُمْ مِنَ الْمَطَرِ فِی تِلْکَ السَّنَهِ إِلَى غَیْرِهِمْ وَ إِلَى الْفَیَافِی وَ الْبِحَارِ؛ (1)

حقیقت این است که سالى کم‌باران‌تر از سال دیگر نیست، ولى خدا آن باران را به هرجا که خواهد مى‌فرستد و هرگاه که مردم گرفتار گناه شوند آن را به نقطه دیگرى فرستد. خداوند عزّ و جلّ‌ آنچه باران را براى آن‌ها در آن سال مقرر کرده به دشت‌ها و دریاها و کوه‌های دیگر ببارد

این روایت دو نکته مهم را روشن می‌کند: اول این‌که کمبود بارش، یک پدیده صرفاً طبیعی نیست؛ بلکه در اختیار سنت‌های الهی است و دوم این‌که گناه، می‌تواند علت کمبود بارش و انتقال آن به مناطق دیگر باشد.

 در حدیثی امام صادق علیه‌السلام نیز می‌فرمایند:

«زندگى حیوانات دریا به سبب باران است و هرگاه باران قطع گردد در بیابان‌ها و دریاها فساد پیدا مى‏شود و این هنگامى است که گناه و معصیت زیاد گردد.» (2)

این حدیث نشان می‌دهد که قطع باران، نتیجه طبیعیِ افزایش گناه است. در حدیثی از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، مجموعه‌ای از نشانه‌های خشم الهی بر یک امت برشمرده شده که یکی از آن‌ها حبس باران است:

«إِذَا غَضِبَ اللَّهُ تَعَالَى عَلَى أُمَّهٍ ثُمَّ لَمْ یُنْزِلْ بِهَا الْعَذَابَ غَلَتْ أَسْعَارُهَا وَ قَصُرَتْ أَعْمَارُهَا وَ لَمْ یَرْبَحْ تُجَّارُهَا وَ لَمْ تَزْکُ ثِمَارُهَا وَ لَمْ تَغْزُرْ أَنْهَارُهَا وَ حُبِسَ عَنْهَا أَمْطَارُهَا وَ سُلِّطَ عَلَیْهَا أَشْرَارُهَا؛ (3)

وقتى خداوند تعالى بر امّتى خشم گیرد آنگاه عذاب خود را (به رعایت نیکان و اولیاء یا به‌هر جهت دیگر) فرو نفرستد و آنان را بدان گرفتار نسازد، در این صورت نرخ‏ها افزایش و گرانى یابد و عمرهاى آن مردم کوتاه شود و تاجرانشان سود نبرند و میوه‏هاى باغ‌هایشان مطلوب و گوارا و بابرکت نگردد و نهرها و جویبارهایشان هرگز پرآب نشود، بلکه خشک و بى‏برکت گردد و باران‌ها از ریزش بر آن‌ها بازداشته شوند و اشرار بر آن مردم چیره و مسلّط شوند

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه ضمن بیان سنت‌های الهی در کیفر گناه می‌فرمایند:

«إِنَّ اللَّهَ یَبْتَلِی عِبَادَهُ عِنْدَ الْأَعْمَالِ السَّیِّئَهِ بِنَقْصِ الثَّمَرَاتِ وَ حَبْسِ الْبَرَکَاتِ وَ إِغْلَاقِ خَزَائِنِ الْخَیْرَاتِ لِیَتُوبَ تَائِبٌ وَ یُقْلِعَ مُقْلِعٌ وَ یَتَذَکَّرَ مُتَذَکِّرٌ وَ یَزْدَجِرَ مُزْدَجِر‏؛ (4)

خداوند بندگان خویش را به هنگامی‌که اعمال بد انجام مى‌دهند، به کمبود میوه‌ها و جلوگیرى از نزول برکات آسمان و بستن در گنج‌هاى خیرات مبتلا مى‌سازد تا توبه‌کاران توبه کنند، گنه‌کاران دست از گناه بکشند، پندپذیران پند گیرند و عاصیان از گناه بازایستند

در حدیثی هم از امام باقر علیه‌السلام چنین نقل شده است:

«إِنَّ اللَّهَ قَضَى قَضَاءً حَتْماً أَلَّا یُنْعِمَ عَلَى الْعَبْدِ بِنِعْمَهٍ فَیَسْلُبَهَا إِیَّاهُ حَتَّى یُحْدِثَ الْعَبْدُ ذَنْباً یَسْتَحِقُّ بِذَلِکَ النَّقِمَهَ؛ (5)

خداوند حکم قطعى فرموده که نعمتى را که به بنده‌اش داده، از او نگیرد، مگر زمانى که بنده، گناهى انجام دهد که به‌سبب‌آن سزاوار کیفر گردد

«نعمت» در این احادیث معنایی گسترده دارد و روشن است که نعمت باران نیز مشمول همین سنت الهی است.

در حدیثی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز بیان شده که هیچ جامعه‌ای نعمت از آن‌ها سلب نمی‌شود مگر به‌واسطه‌ی گناهانی که مرتکب می‌شوند. (6) ایشان در حدیثی دیگر بلا و نقصان در رزق را از آثار گناه می‌دانند. (7)

 با توجه به این مطالب، گناه، عامل عمومی و فراگیر منع نزول باران است و روایتی یافت نشد که این سنت الهی را فقط به «دو گناه» یا «یک گناه خاص» محدود کند. برعکس، روایات متعددی نشان می‌دهند که هر نوع گناهی که جامعه را از مسیر الهی منحرف کند، می‌تواند موجب کم‌شدن برکات آسمانی گردد؛ اما برخی گناهان به‌طور ویژه نیز بیان شده‌اند.

 در ادامه برخی از این گناهان بیان می‌شوند:

1. نپرداختن زکات

یکی از مهم‌ترین گناهانی که در روایات اسلامی به‌عنوان عامل مستقیم منع بارش باران و کاهش برکت معرفی شده، ترک زکات است. بی‌توجهی به زکات نه‌تنها گناهی فردی، بلکه اخلالی در نظم اقتصادی و عدالت اجتماعی به‌شمار آمده و آثار طبیعی و اجتماعی برای آن ذکر شده است.

 در حدیثی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرموده‌اند:

«لَمْ یَمْنَعُوا الزَّکَاهَ إِلَّا مُنِعَ الْقَطْرُ مِنَ السَّمَاءِ فَلَوْ لَا الْبَهَائِمُ لَمْ یُمْطَرُوا؛ (8)

از دادن زکات منع نکردند، مگر اینکه آمدن باران از آسمان بر آن‌ها ممنوع گردد و اگر به جهت چهار پایان نبود هیچ باران بر آنان نبارد

در حدیثی دیگر از ایشان بیان شده که:

«إِذَا مَنَعُوا الزَّکَاهَ مَنَعَتِ الْأَرْضُ بَرَکَتَهَا مِنَ الزَّرْعِ وَ الثِّمَارِ وَ الْمَعَادِنِ کُلَّهَا؛ (9)

اگر زکات را نپردازند، زمین برکات خود را از زراعت، میوه و معادن بازمی‌دارد

2. ترک نماز و امربه‌معروف و اخلاق نیکو

در حدیث از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، علاوه بر پرداخت زکات و نمازخواندن، بیان شده که دوست داشتن همدیگر و گرامی داشتن میهمان نیز موجب خیر و ترک آن موجب خشک‌سالی است:

«لَا تَزَالُ أُمَّتِی بِخَیْرٍ مَا تَحَابُّوا، وَ أَقَامُوا الصَّلَاهَ، وَ آتَوُا الزَّکَاهَ، وَ قَرَوُا الضَّیْفَ، فَإِنْ لَمْ یَفْعَلُوا ابْتُلُوا بِالسِّنِینَ وَ الْجَدْب‏؛ (10)

پیوسته امتم به خوشی باشند تا با هم دوستى کنند و نماز را بپا دارند و زکات را بدهند و مهمان را پذیرائى کنند و اگر نکنند گرفتار قحطى و خشک‌سالی شوند.

 در حدیثی دیگر ایشان امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر و نیکی کردن را موجب خیر و ترک آن را موجب گرفته شدن برکت می‌دانند. (11)

3. دشمنی با اهل‌بیت علیهم‌السلام و انبیاء الهی

کینه‌ورزی و دشمنی با اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز از دیگر عوامل قهر الهی و نباریدن باران است. رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در حدیثی فرموده‌اند:

«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنَعَ بَنِی إِسْرَائِیلَ قَطْرَ السَّمَاءِ بِسُوءِ رَأْیِهِمْ فِی أَنْبِیَائِهِمْ وَ اخْتِلَافِهِمْ فِی دِینِهِمْ وَ إِنَّهُ آخِذُ هَذِهِ الْأُمَّهِ بِالسِّنِینَ وَ مَانِعُهُمْ قَطْرَ السَّمَاءِ بِبُغْضِهِمْ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیه‌السلام؛ (12)

همانا خداوند تبارک‌وتعالی قطره‌های باران را از بنی‌اسرائیل به‌سبب بداندیشی‌شان درباره پیامبرانشان بازداشت و همانا او قطره‌های باران را از این امت به خاطر دشمنی‌شان با علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام بازمی‌دارد

4. بی‌احترامی به نعمت‌های الهی

عامل دیگری که در برخی روایات به‌عنوان سبب قهر الهی و قطع باران معرفی شده، بی‌احترامی به نعمت‌ها است؛ زیرا ناسپاسی و تحقیر نعمت، مقدمه زوال آن و از میان رفتن برکت‌هاست. روایتی طولانی در الکافی به نقل از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، این معنا را با داستانی از زمان حضرت دانیال علیه‌السلام توضیح می‌دهد.

خلاصه روایت این است که در بنی‌اسرائیل، فردی به نان بی‌احترامی کرد. دانیال علیه‌السلام با دیدن این ناسپاسی، از خدا خواست شأن نعمت را آشکار سازد. در نتیجه، آسمان از بارش بازایستاد و زمین خشک شد و مردم به قحطی سخت گرفتار شدند. پس از شدت یافتن بلا، دانیال علیه‌السلام دعا کرد و خداوند رحمت آورد، باران بارید و زمین دوباره زنده شد. (13)

5. دروغ زمامداران و ستم در داوری

در آموزه‌های دینی، رفتار حاکمان و زمامداران نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت جامعه دارد. یکی از گناهانی که به‌صراحت در روایات سبب حبس باران و قحطی معرفی شده، دروغ‌گویی و ستم‌کاری مسئولان است. در حدیثی از امام رضا علیه‌السلام چنین بیان شده است:

«إِذَا کَذَبَ الْوُلَاهُ حُبِسَ الْمَطَر؛ (14)

هرگاه حاکمان به مردم دروغ بگویند، باران نمی‌بارد

همچنین حکم نادرست و ناحق دادن نیز موجب بسته شدن آسمان می‌شود. در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام چنین نقل شده است:

«إِذَا جَارَ الْحَاکِمُ فِی الْقَضَاءِ أَمْسَکَتِ الْقَطْرُ مِنَ السَّمَاء؛ (15)

چون قاضى به ناحق حکم دهد باران از آسمان بند آید

در حدیثی دیگر نیز امام زین‌العابدین علیه‌السلام، قضاوت ظالمانه را موجب بازداشتن باران می‌دانند. (16)

6. کم‌فروشی

در چندین روایت از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بیان شده که کم‌فروشی موجب خشک‌سالی و قحطی می‌شود. ایشان در حدیثی فرموده‌اند:

«إِذَا طُفِّفَ الْمِکْیَالُ وَ الْمِیزَانُ أَخَذَهُمُ اللَّهُ بِالسِّنِینَ وَ النَّقْص‏‌؛ (17)

هرگاه کم‌فروشی شود، خداوند ایشان یعنی مردم را به خشک‌سالی و کمبود گرفتار می‌کند

7. سایر گناهان

علاوه بر این، گناهانی دیگری نیز بیان شده‌اند که موجب محروم شدن جامعه از باران می‌شوند:

«الذُّنُوبُ الَّتِی تَحْبِسُ غَیْثَ السَّمَاءِ جَوْرُ الْحُکَّامِ فِی الْقَضَاءِ وَ شَهَادَهُ الزُّورِ وَ کِتْمَانُ الشَّهَادَهِ وَ مَنْعُ الزَّکَاهِ وَ الْقَرْضِ وَ الْمَاعُونِ وَ قَسَاوَهُ الْقُلُوبِ عَلَى أَهْلِ الْفَقْرِ وَ الْفَاقَهِ وَ ظُلْمُ الْیَتِیمِ وَ الْأَرْمَلَهِ وَ انْتِهَارُ السَّائِلِ وَ رَدُّهُ بِاللَّیْلِ؛ (18)

گناهانى که مانع آمدن باران مى‏گردد، بیدادگرى حاکمان است در داورى و گواهى دادن به‌دروغ و باطل و پنهان داشتن شهادت و ندادن زکات و باز پس ندادن قرض و سایر مایحتاج و سخت شدن دل‌ها بر بینوایان و نیازمندان و ستم نمودن به یتیمان و بیوه‌زنان و تشر زدن بر درخواست‏کننده (سائل) و مأوى ندادن و رد کردن او در شب‌هنگام

ب: جایگاه بی‌حجابی در عدم نزول باران

یکی از احکام روشن قرآن کریم، حکم حجاب و پوشش زنان است. آیه ۳۱ سوره نور از جامع‌ترین آیات دراین‌باره است:

«قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون‏؛

و به زنان باایمان بگو چشم‌های خود را (از نگاه هوس آلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را - جز آن مقدار که نمایان است - آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدرشوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم‌کیششان، یا بردگانشان [کنیزانشان]، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی‌شان دانسته شود (و صدای خلخال که برپا دارند به گوش رسد) و همگی به‌سوی خدا بازگردید ای مؤمنان تا رستگار شوید

این آیه، هم اصل پوشش را واجب می‌داند و هم محدوده آن را بیان می‌کند. درنتیجه، ترک عمدی این دستور، گناه محسوب می‌شود. در کنار این، در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز از بی‌حجابی و کنار گذاشتن پوشش به‌شدت نهی شده است.

 از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل شده است:

«أَیُّمَا امْرَأَهٍ وَضَعَتْ خِمَارَهَا فِی غَیْرِ بَیْتِ زَوْجِهَا فَقَدْ هَتَکَتْ حِجَابَهَا؛ (19)

هر زنی که در غیر خانه شوهرش روسری از سر بردارد ، حجابش را هتک کرده و زیر پا گذاشته است

این تعبیر نشان‌دهنده اهمیت جایگاه حجاب در نگاه دینی است. پس بی‌حجابی به‌حکم قرآن و حدیث، گناه قطعی است.

به‌علاوه در روایاتی بیان شد که گناه، سبب محرومیت از نعمت‌ها و توقف باران می‌شود. وقتی «گناه» به‌طور مطلق عامل قحطی و مانع باران معرفی شده، هر گناهی در این حکم داخل است؛ ازجمله بی‌حجابی.

نکته‌ی بعد این‌که برخی گناهان، اثرشان فردی است، اما برخی عمومی هستند و ساختار جامعه را بیمار می‌کنند؛ مانند برخی از گناهانی که بیان شد (ظلم حاکمان، قضاوت ناعادلانه، کم‌فروشی، ترک زکات و ... .)

در مورد بی‌حجابی نیز اگرچه به‌طور ویژه بیان نشده که موجب منع نزول باران است، ولی اولاً بیان شد که گناه است و هر گناهی موجب زوال نعمت و سلب باران است و ثانیاً این گناه، از گناهان اجتماعی و عمومی است و اثری مخرب‌تر از گناهان فردی دارد و می‌تواند از عوامل کمبود باران در جامعه شود.

نتیجه:

بر اساس روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام، نزول باران صرفاً تابع عوامل طبیعی نیست، بلکه رابطه‌ای مستقیم میان رفتارهای اخلاقی و دینی انسان‌ها و برکات آسمانی برقرار است. گناهانی چون ترک زکات، کم‌فروشی، ستم حاکمان و قضاوت ناعادلانه، دشمنی با اولیای الهی، بی‌احترامی به نعمت‌ها و دیگر رفتارهای فسادآفرین، به‌عنوان اسباب بازداشتن باران معرفی شده‌اند؛ زیرا این گناهان، با برهم‌زدن عدالت، سلامت اجتماعی و معنویت، جامعه را مستحق محرومیت از رحمت الهی می‌سازند. ازآنجاکه در روایات زیادی «گناه» به‌طور مطلق عامل زوال نعمت‌ها شمرده شده است، هر گناه دیگری ازجمله بی‌حجابی که به‌صراحت در قرآن و حدیث نهی شده و آثار اجتماعی و فرهنگی گسترده‌ای دارد نیز در این قاعده داخل خواهد بود.

پی‌نوشت‌ها:

1. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 272، ح 15.

2. قمى، على بن ابراهیم‏، تفسیر القمی، محقق / مصحح: موسوى جزائرى، طیّب‏، قم: دار الکتاب‏، 1404 ق‏، ج‏2، ص 160.

3. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏1، ص 524، ح 1489.

4. شریف الرضی، محمد بن حسین‏، نهج‌البلاغه، محقق / مصحح: صالح، صبحی‏، قم: هجرت‏، 1414 ق‏، ص 199.

5. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 273، ح 22.

6. شریف الرضی، محمد بن حسین‏، نهج‌البلاغه، محقق / مصحح: صالح، صبحی‏، قم: هجرت‏، 1414 ق‏، ص 257.

7. ابن همام اسکافى، محمد بن همام بن سهیل‏، التمحیص، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیه‌السلام‏، قم: مدرسه الإمام المهدى عجل‌الله‎تعالى‏فرجه الشریف‏، 1404 ق‏، ص 37، ح 33.

8. طبرسى، على بن حسن‏، مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، محقق / مصحح: ندارد، نجف: المکتبه الحیدریه، 1385 ق‏، ص 149.

9. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 374، ح 2.

10. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی (للطوسی)، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، قم: دار الثقافه، 1414 ق‏، ص 647، ح 1340.

11. مفید، محمد بن محمد، المقنعه، محقق / مصحح: ندارد، قم: کنگره جهانى هزاره شیخ مفید رحمه‎‌الله‌علیه‏، 1413 ق‏، ص 807.

12. علامه حلى، حسن بن یوسف بن مطهر، کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین علیه‌السلام، محقق / مصحح: درگاهى، حسین‏، تهران: وزارت ارشاد، 1411 ق‏، ص 428.

13. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏6، ص 302، ح 2.

14. مفید، محمد بن محمد، الأمالی (للمفید)، محقق / مصحح: استاد ولى، حسین وغفارى علی‌اکبر قم: کنگره شیخ مفید، 1413 ق‏، ص 310، ح 2.

15. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362 ش‏، ج‏1، ص 242، ح 905.

16. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، معانی الأخبار، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1403 ق‏، ص 271، ح 2.

17. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 374.

18. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، معانی الأخبار، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1403 ق‏، ص 271، ح 2.

19. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى‏، دعائم الإسلام، محقق / مصحح: فیضى، آصف‏، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، 1385 ق، ج‏2، ص 215، ح 794.

مقایسه حضرت معصومه از نظر حدیثی با حضرت زینب و حضرت مریم
حضرت زینب و حضرت معصومه (ع) افزون بر مقام معنوی، نقش حدیثی و روایی مؤثری دارند، در حالی‌که حضرت مریم (ع) بیشتر با جایگاه قرآنی و طهارت الهی شناخته می‌شود.

پرسش:

آیا مقام حضرت معصومه علیها‌‌السلام ازنظر حدیثی قابل مقایسه با حضرت زینب علیها‌‌السلام یا حضرت مریم علیها‌‌السلام است؟

پاسخ:

در تاریخ اسلام، بانوان بزرگی وجود داشتند که در روایات و متون دینی، فضائل و مقامات بلندی برای آنان نقل شده است. حضرت زینب، حضرت مریم و حضرت فاطمه معصومه ‌علیهن‌السلام ازجمله این بانوان برجسته‌اند که هر یک به‌گونه‌ای در تاریخ نقش‌آفرین بوده‌اند. بااین‌حال، برای برخی این پرسش مطرح می‌شود که آیا این بانوان از جهت نقش حدیثی و جایگاه آنان در نقل‌وانتقال معارف دینی، در یک سطح قرار دارند یا خیر. در ادامه تلاش شده است با تکیه‌بر منابع روایی، جایگاه حدیثی هر یک از این سه بانوی بزرگوار بررسی شده و سپس مقایسه‌ای میان آنان، ارائه گردد.

1. حضرت زینب ‌علیها‌السلام در آیینه‌ی احادیث

برای سنجش و مقایسه جایگاه حدیثی حضرت زینب علیها‌السلام، ابتدا باید به شواهد روایی درباره شخصیت علمی، بیانی و حدیثی ایشان توجه کرد. مجموعه روایات و گزارش‌های تاریخی و حدیثی، تصویری روشن از بانویی ارائه می‌دهد که در سه ساحت علم، بیان و نقل حدیث دارای شأنی ممتاز بوده است.

الف: مقام علمی

یکی از روشن‌ترین تعابیر روایی درباره حضرت زینب علیها‌السلام، سخن امام سجاد علیه‌السلام است که ایشان را با تعبیر «عالِمَهٌ غَیرُ مُعَلَّمَه» توصیف کرده‌اند. (1)

تعبیری کوتاه، اما بسیار عمیق که از علمی الهی حکایت دارد، نه صرفاً دانشی اکتسابی. چنین توصیفی نشان می‌دهد که علم حضرت زینب علیها‌السلام، علمی سطحی نبوده، بلکه نوعی فهم عمیق، منسجم و هدایتگر از معارف دینی را شامل است.

ب: قدرت بیان

از دیگر شاخصه‌های برجسته حضرت زینب علیها‌السلام، قدرت شگفت‌انگیز ایشان در سخنوری است؛ موضوعی که در خطبه‌های کوفه (2) و شام (3) به اوج خود رسید است. راویان تصریح می‌کنند که فصاحت و بلاغت کلام ایشان، یادآور بیان امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود.

در تاریخ آمده است که راوی می‌گوید:

زینب دختر علی را دیدم؛ هرگز زنی باحیا را فصیح‌تر از او ندیدم؛ گویی سخن از زبان پدرش جاری می‌شد… . (4)

چنین خطابه‌هایی، از منظر حدیث‌پژوهی، نشانه‌ای از احاطه علمی و معرفتی گوینده به متن بیان شده به‌شمار می‌آید.

ج: راوی معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام

حضرت زینب علیها‌السلام تنها خطیب و عالم نبود، بلکه در شمار راویان حدیث نیز قرار دارد. در منابع روایی، نقل‌هایی از ایشان ثبت شده که از طریق امامان معصوم علیهم‌السلام یا بانوان بزرگ صدر اسلام به دست ما رسیده است. برای نمونه، نقل حضرت زینب علیها‌السلام از مادرشان حضرت فاطمه علیها‌السلام درباره ولادت امام حسین علیه‌السلام و بیان مقام امامت، نمونه‌ای مهم از مشارکت ایشان در انتقال معارف است. (5)

همچنین، نقل خطبه فدکیه حضرت زهرا علیها‌السلام از سوی حضرت زینب علیها‌السلام، جایگاهی ویژه دارد. این خطبه، یکی از مهم‌ترین متون اعتقادی و احتجاجی شیعه به‌شمار می‌رود و نقل آن از سوی حضرت زینب، نشان‌دهنده دقت ایشان در حفظ میراث کلامی اهل‌بیت علیهم‌السلام است. (6)

افزون بر این، در برخی نقل‌ها، حضرت زینب علیها‌‌السلام واسطه روایت احادیثی از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله درباره فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام معرفی شده است. (7)

مجموع این شواهد نشان می‌دهد که حضرت زینب علیها‌‌السلام در آیینه احادیث، بانویی است، دارای علم عمیق و برخوردار از قدرت بیان کم‌نظیر و نقش‌آفرین در نقل و حفظ معارف اساسی تشیع از طریق حدیث.

2. حضرت مریم علیها‌‌السلام در احادیث

بررسی جایگاه حضرت مریم علیها‌‌السلام در منابع حدیثی شیعه، ما را به نکته‌ای روش‌شناختی مهم رهنمون می‌سازد و آن تفاوت میان «مقام الهی» و «نقش حدیثی» است. برخلاف برخی بانوان خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، امکان این‌که از حضرت مریم علیها‌‌السلام روایت مستقلی به‌عنوان حدیث فقهی یا اعتقادی و ... در منابع شیعه وجود داشته باشد، نیست. البته باید توجه داشت که این امر، به‌هیچ‌وجه به معنای کاستی در مقام و منزلت معنوی ایشان نیست.

حضرت مریم علیها‌‌السلام از معدود زنانی است که نامش به‌صراحت در قرآن کریم آمده و آیاتی، بر برگزیدگی و طهارت ایشان دلالت دارد.

 در آیه 42 سوره آل‌عمران آمده است:

«وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَهُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمین؛

و [یاد کنید] هنگامی‌که فرشتگان گفتند: ای مریم! قطعاً خدا تو را برگزیده و [از همه آلودگی‌های ظاهری و باطنی] پاک ساخته و بر زنان جهانیان برتری داده است.»

در روایات اسلامی، نیز جایگاه حضرت مریم علیها‌‌السلام بسیار پرفضیلت توصیف شده است. در حدیثی مشهور از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، ایشان در شمار برترین زنان بهشتی معرفی می‌شود:

«أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّهِ أَرْبَعٌ خَدِیجَهُ بِنْتُ خُوَیْلِدٍ وَ فَاطِمَهُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ آسِیَهُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ امْرَأَهُ فِرْعَوْنَ؛ (8)

بهترین زنان بهشت مریم دختر عمران و خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد و آسیه دختر مزاحم و همسر فرعون است

این روایت، حضرت مریم را در کنار حضرت خدیجه، حضرت فاطمه زهرا علیها‌‌السلام و آسیه، همسر فرعون، قرار می‌دهد؛ زنانی که هر یک در دوره‌ای متفاوت، نمونه کامل ایمان، صبر و بندگی الهی بوده‌اند. نکته مهم آن است که فضیلت حضرت مریم در این حدیث، فضیلتی رتبی و معنوی است، نه فضیلتی برخاسته از نقش علمی یا حدیثی.

در پایان بیان این نکته ضروری است که اگرچه امکان این‌که حضرت مریم خود به‌عنوان راوی حدیث در منابع شیعه شناخته شود، وجود ندارد، اما گفتار و رفتار او به‌عنوان الگوی معنوی در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام مورد استناد قرار گرفته است. (9) این مطلب، نشان می‌دهد که حضرت مریم در فرهنگ حدیثی شیعه، مرجع الگو گیری اخلاقی و عبادی است، هرچند خود در زنجیره نقل حدیث حضور مستقیم ندارد.

3. حضرت معصومه علیها‌‌السلام و نقش ایشان در حدیث

بررسی جایگاه حدیثی حضرت معصومه علیها‌‌السلام، ما را با الگویی متفاوت از دو بخش پیشین روبه‌رو می‌سازد. اگر حضرت زینب علیها‌‌السلام با کثرت نقش علمی و بیانی و حضرت مریم علیها‌‌السلام با مقام قرآنی و الهی شناخته می‌شوند، حضرت معصومه علیها‌‌السلام بیش از هر چیز در زنجیره انتقال معارف اعتقادی اهل‌بیت علیهم‌السلام جلوه‌گر است؛ نقشی که به‌ویژه در حوزه ولایت و فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام نمود یافته است. در ادامه برخی از این موارد بیان می‌شود:

الف: حضرت معصومه علیها‌‌السلام به‌عنوان راوی حدیث

برخلاف تصور رایج که حضرت معصومه علیها‌‌السلام را صرفاً شخصیتی زیارتی و کرامتی می‌داند، در منابع روایی، نقل حدیث از ایشان به‌صراحت گزارش شده است. یکی از مهم‌ترین این نقل‌ها، حدیثی است که حضرت معصومه علیها‌‌السلام آن را با سلسله‌ای زنانه از بانوان اهل‌بیت علیهم‌السلام روایت می‌کند؛ سلسله‌ای که از فاطمه دختر امام رضا علیه‌السلام آغاز شده و با واسطه فاطمه‌ها و بانوان معصوم‌زادگان، به حضرت زهرا علیها‌‌السلام و درنهایت به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌رسد. (10)

ب: محتوای حدیث؛ تمرکز بر ولایت و فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام

بیشتر احادیث نقل‌شده از حضرت معصومه علیها‌‌السلام، در موضوع فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام و هویت شیعه است. ازجمله، نقل ایشان از حدیث مشهور «مَن کنتُ مولاهُ فعلیٌّ مولاه» که از بنیادی‌ترین احادیث اعتقادی شیعه و از مهم‌ترین مستندات امامت به شمار می‌رود. (11)

به نظر می‌رسد این تمرکز محتوایی، تصادفی نباشد؛ بلکه نشان می‌دهد که نقش حدیثی حضرت معصومه علیها‌‌السلام، نقش تثبیت‌کننده ولایت در نسل‌های بعدی شیعه است؛ بنابراین، توجه به این نکته ضروری است که ارزش حدیثی حضرت معصومه علیها‌‌السلام، نه در کثرت نقل، بلکه در جهت‌داری اعتقادی و حساسیت محتوایی روایات ایشان است؛ یعنی نقل معارفی که مستقیماً با هویت تشیع و استمرار خط امامت پیوند دارد.

4. مقایسه این سه بانوی بزرگوار از منظر حدیثی

پس از بررسی مستقل جایگاه حضرت زینب علیها‌‌السلام، حضرت مریم علیها‌‌السلام و حضرت معصومه علیها‌‌السلام در منابع روایی، می‌توان به مقایسه حدیثی این سه بانوی بزرگ پرداخت. تأکید می‌شود که این مقایسه، ناظر به نقش حدیثی است، نه داوری درباره مراتب قرب الهی یا فضیلت ایشان.

 در ادامه چند نکته در مقایسه این سه بانو بیان می‌شود.

الف: نبود مقایسه رتبی در نصوص حدیثی

در منابع حدیثی شیعه، فضایل و جایگاه معنوی هر سه بانو به‌صورت مستقل بیان شده است؛ اما هیچ روایت معتبری یافت نشد که رتبه و مقام این سه شخصیت را به‌صورت مقایسه‌ای در برابر یکدیگر قرار داده باشد.

ب: حضرت مریم و مسئله محدثه بودن

درباره حضرت مریم علیها‌‌السلام، هرچند آیات قرآن و روایات اسلامی، از مقام برگزیده، طهارت و ارتباط با عالم غیب سخن می‌گویند، اما به دلیل زیست ایشان قبل از اهل‌بیت علیهم‌السلام، روایتی (منظور حدیث نقل شده از ایشان به‌عنوان راوی) در منابع شیعه گزارش نشده است. ازاین‌رو، نمی‌توان، حضرت مریم را در شمار محدثه به معنای رایج در علم حدیث قرار داد.

ج: اشتراک حضرت زینب و حضرت معصومه سلام‌الله‌علیهما در نقل حدیث

در مقابل، هم حضرت زینب علیها‌‌السلام و هم حضرت معصومه علیها‌‌السلام، در منابع شیعه به‌عنوان راوی حدیث شناخته می‌شوند. از هر دو بزرگوار، روایاتی با سند و محتوای مشخص نقل شده است؛ ازاین‌رو، اصل قابلیت مقایسه حدیثی میان این دو بانو، قابل دفاع و مستند است؛ امری که درباره حضرت مریم به این شکل صدق نمی‌کند.

د: اهمیت محتوایی روایات هر دو بانو

نکته مهم آن است که احادیث نقل‌شده از حضرت زینب و حضرت معصومه علیهما‌‌السلام، نقل‌های عمومی نیستند، بلکه ازجمله روایات اثرگذار و هویت‌ساز در مکتب تشیع به شمار می‌آیند.

روایات حضرت زینب، در انتقال معارف اصلی مانند امامت، احتجاج فاطمی و تبیین حق اهل‌بیت علیهم‌السلام نقش‌آفرین است و روایات حضرت معصومه علیها‌‌السلام نیز، به‌ویژه در محور ولایت و فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام، جایگاهی محوری دارد. ازاین‌رو، اهمیت روایات حضرت معصومه علیها‌‌السلام، از حیث کارکرد اعتقادی، هم‌تراز با نقش روایات حضرت زینب علیها‌‌السلام ارزیابی می‌شود.

نتیجه:

بررسی روایات نشان داد که هرچند حضرت زینب ‌علیها‌السلام، حضرت مریم و حضرت معصومه ‌علیهما‌السلام همگی از بانوان بزرگ و الگوهای ایمان و پاکی‌اند، اما نقش حدیثی آنان یکسان نیست، چون اساساً امکان مقایسه حضرت مریم با حضرت زینب و معصومه وجود ندارد؛ هرچند به تعبیر آیات قرآن و روایات معصومان علیهم‌السلام مقام معنوی و الهی او بسیار والاست. در مقابل، هم حضرت زینب و هم حضرت معصومه ‌علیهما‌السلام به‌عنوان راوی حدیث شناخته می‌شوند و روایات آنان در انتقال معارف شیعه نقش مهمی داشته است. وجه اشتراک برجسته این دو بانو آن است که نه‌تنها راوی حدیث‌اند، بلکه احادیث نقل‌شده از ایشان، ازنظر محتوا و اثرگذاری، از اهمیت ویژه‌ای در مکتب تشیع برخوردار است. بر این اساس، مقایسه حدیثی حضرت معصومه با حضرت زینب سلام‌الله‌علیهما قابل طرح است.

پی‌نوشت‌ها:

1. طبرسى، احمد بن على‏، الإحتجاج‏، محقق / مصحح: خرسان، محمدباقر، مشهد: نشر مرتضى‏، 1403 ق، ج‏2، ص 305.

2. طبرسى، احمد بن على‏، الإحتجاج‏، محقق / مصحح: خرسان، محمدباقر، مشهد: نشر مرتضى‏، 1403 ق، ج‏2، ص 303.

3. ابن طیفور، احمد بن أبی طاهر، بلاغات النساء، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضی‏، بی‌تا، ص 34.

4. ابن نما حلى، جعفر بن محمد، مثیر الأحزان، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیه‌السلام‏، قم: مدرسه امام مهدى‏، 1406 ق‏، ص 86.

5. خزاز رازى، على بن محمد، کفایه الأثر فی النص على الأئمه الإثنی عشر، محقق / مصحح: حسینى کوه کمری، عبد اللطیف‏، قم: بیدار، 1401 ق، ص 194.

6. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، علل الشرائع، محقق / مصحح: ندارد، قم: کتاب‌فروشی داورى‏، 1385 ش‏، ج‏1، ص 248، ح 2.

7. ابن قولویه، جعفر بن محمد، ‏ کامل الزیارات، محقق / مصحح: امینى، عبدالحسین، نجف: دار المرتضویه، 1356 ش، ص 262.

8. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362 ش‏، ج‏1، ص 206، ح 23.

9. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏4، ص 87.

10. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقی، بحار‌الأنوار (ط - بیروت)، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏، 1403 ق‏، ج‏65، ص 76، ح 135.

11. بحرانى اصفهانى، عبدالله بن نورالله، عوالم العلوم، محقق / مصحح: موحد ابطحى اصفهانى، محمدباقر، قم: مؤسسه الإمام المهدى عجّل‌الله‌تعالى‌فرجه‌الشریف‏، 1413 ق‏، ج 21، ص 354.

گستره حدیث کلّکم راع
در آموزه‌های اسلامی، مسئولیت‌پذیری یک تکلیف همگانی و الهی است که بر اساس مضمون حدیث «کلّکم راع»، همه انسان‌ها را در همه سطوح زندگی، پاسخ‌گو می‌داند.

پرسش:

در حدیث آمده که: «کلّکم راعٍ و کلّکم مسئول عن رعیّته؛» آیا منظور این است که هرکسی مسئول است و باید از کسانی که تحت رهبری او هستند مراقبت کند. آیا این مسئولیت‌ها به‌طورقطع شامل تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی می‌شود یا تنها در محدوده‌هایی خاص و عمومی باید تفسیر شود؟

پاسخ:

مسئولیت‌پذیری یکی از مسائل اساسی در تعالیم اسلامی به شمار می‌رود و در متون دینی، جایگاه برجسته‌ای دارد. حدیث معروف «کلّکم راعٍ و کلّکم مسئولٌ عن رعیّته» با بیانی کوتاه اما جامع، این اصل را به‌عنوان یک قاعده عمومی مطرح کرده است. بررسی احادیث و متون روایی نشان می‌دهد که این قاعده گستره‌ای فراتر از روابط فردی داشته و به‌عنوان بنیانی برای مسئولیت در تمامی ابعاد زندگی انسان معرفی شده است.

 در ادامه، ابتدا به معرفی این روایت و میزان اعتبار آن پرداخته می‌شود و سپس مفهوم و پیام‌های آن مورد تحلیل قرار می‌گیرد.

 

1. بررسی سند و جایگاه حدیث

در شماری از منابع روایی، حدیثی از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده است که بر مسئولیت افراد در قبال زیردستان و کسانی که تحت سرپرستی آنان هستند، تأکید می‌کند، متن روایت چنین است:

«کُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ؛ همه شما سرپرست هستید و همه شما در برابر رعیت و زیردستان خود مسئول خواهید بود

این روایت در منابع متعددی نقل شده است؛ ازجمله در شرح فارسی شهاب الأخبار، (1) جامع الأخبار، (2) تنبیه الخواطر، (3) إرشاد القلوب، (4) عوالی اللئالی، (5) و منیه المرید (6) آمده است.

با توجه به منابع موردبررسی، روشن است که این روایت به دلیل فقدان سلسله سند متصل به معصوم علیه‌السلام، از منظر علم رجال و اعتبار سندی، ضعیف ارزیابی می‌شود. بااین‌حال، ازآنجاکه مضمون روایت در احادیث متعدد دیگری نیز بازتاب یافته و محتوای آن با اصول مسلم و قطعی تعالیم اسلامی هم‌خوانی دارد، می‌توان آن را از حیث معنا و محتوا، معتبر و قابل استناد دانست. در بخش بعد، نمونه‌هایی از روایات هم‌مضمون با این حدیث ارائه خواهد شد.

 

2. معنای حدیث

حدیث نبوی «کُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ» ازجمله احادیثی است که در آن اصل مسئولیت‌پذیری به‌عنوان یک قاعده عمومی بیان شده است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در این روایت، همه انسان‌ها را «راع» یا سرپرست معرفی کرده و مسئولیت آنان را نسبت به کسانی که تحت ولایت و سرپرستی‌شان هستند یادآور شده است. بر این اساس، هر فرد نه‌تنها در برابر اعمال خویش، بلکه در برابر کسانی که به نحوی در دایره زندگی و ارتباطات او قرار دارند، مسئول است.

اما پرسش اصلی این است که دامنه این مسئولیت تا کجا امتداد دارد؟ آیا تنها شامل خانواده و نزدیکان است یا ناظر به تمامی ابعاد زندگی اجتماعی و حتی محیط‌زیست نیز می‌شود؟ در منابع روایی، این موضوع با ذکر مصادیق گوناگون روشن‌تر شده است.

در روایت دیگری با تفصیل بیشتر، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله چنین بیان فرموده‌اند:

«أَلَا کُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ فَالْأَمِیرُ عَلَى النَّاسِ رَاعٍ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ وَ الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ فَالْمَرْأَهُ رَاعِیَهٌ عَلَى أَهْلِ بَیْتِ بَعْلِهَا وَ وُلْدِهِ وَ هِیَ مَسْئُولَهٌ عَنْهُمْ وَ الْعَبْدُ رَاعٍ عَلَى مَالِ سَیِّدِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُ أَلَا فَکُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِه‏؛ (7)

آگاه باشید! همه شما سرپرست هستید و همه شما در برابر زیردستان خود مسئولید: امیر بر مردم، سرپرست است و نسبت به آنان مسئول است؛ مرد نسبت به اهل خانه‌اش سرپرست است و مسئولیت دارد؛ زن نسبت به خانه شوهر و فرزندانش سرپرست است و مسئولیت دارد؛ و بنده نسبت به مال صاحبش سرپرست است و مسئولیت دارد. بدانید که همه شما سرپرستید و همه شما مسئول زیردستان خویش هستید

این روایت نشان می‌دهد که مسئولیت‌پذیری از حوزه حاکمیت سیاسی تا کوچک‌ترین ساختار اجتماعی یعنی خانواده امتداد دارد. حتی انسانِ فاقد آزادی کامل مانند عبد نیز نسبت به مال و وظایفی که بر عهده دارد، مسئول شمرده شده است؛ بنابراین، مسئولیت یک اصل عمومی است و هر فردی نسبت به جایگاه اجتماعی خود (حالا خرد یا کلان) مسئولیت دارد و باید پاسخگو باشد. در حدیثی دیگر امیرالمؤمنین علیه‌السلام دامنه مسئولیت را گسترده‌تر معرفی کرده و فرموده‌اند:

«اتَّقُوا اللَّهَ فِی عِبَادِهِ وَ بِلَادِهِ فَإِنَّکُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَ الْبَهَائِم‏؛ (8)

از خدا بترسید درباره بندگان او و سرزمین‌هایش؛ زیرا شما حتى نسبت به قطعه‌های زمین‌ها و چارپایان نیز باید پاسخگو باشید

این روایت افق تازه‌ای در مفهوم مسئولیت اجتماعی می‌گشاید؛ چراکه در نگرش اسلامی، مسئولیت صرفاً به تعاملات انسانی محدود نمی‌شود، بلکه شامل محیط‌زیست، منابع طبیعی و حقوق حیوانات نیز می‌گردد. از این منظر، انسان موظف است نسبت به تمامی ابعاد نظام آفرینش احساس مسئولیت و تعهد داشته باشد.

از سوی دیگر، در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله چنین آمده است:

«إن اللّهَ تعالى سائلٌ کُلَّ راعٍ عَمّا استَرعاهُ‌: أحَفِظَ ذلکَ أمْ ضَیَّعَهُ حتّى یَسألَ الرَّجُلَ عن أهلِ بَیتِهِ‌؛ (9)

خداوند از هر کس درباره زیردستش می‌پرسد که: آیا آن را نگه ‌داشته یا ضایع گذاشته است تا آنجا که از مرد درباره اهل خانه‏اش پرسش می‌کند

این روایت نشان می‌دهد که مسئولیت، یک تکلیف الهی است که در قیامت مورد بازخواست قرار می‌گیرد. به همین دلیل، بی‌توجهی به آن مساوی با تضییع امانت الهی است. در روایتی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز چنین تأکید شده است:

«کُلُّ امْرِئٍ مَسْئُولٌ عَمَّا مَلَکَتْ یَمِینُهُ وَ عِیَالِهِ؛ (10)

هر انسانی در برابر آنچه در اختیار اوست و خانواده‌اش مسئول است

در این حدیث، امام علیه‌السلام، مسئولیت را در ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین سطح تبیین می‌کند و نشان می‌دهد که بی‌تفاوتی نسبت به اهل خانه و اموال شخصی نیز در منطق دین مردود است.

بنابراین، با توجه به مجموعه روایات بیان‌شده، حدیث «کلّکم راع ... » یک قاعده عمومی در اسلام است که مسئولیت‌پذیری را در همه سطوح زندگی انسانی مطرح می‌کند: از رابطه انسان با خویش و خانواده تا حکومت و جامعه و حتی طبیعت و محیط‌زیست. در این نگاه، هیچ انسانی فارغ از مسئولیت نیست و همه در برابر آنچه به آنان سپرده شده، پاسخگو خواهند بود.

نتیجه:

بررسی روایات مرتبط با حدیث «کلّکم راع ... » نشان می‌دهد که اصل مسئولیت‌پذیری در آموزه‌های اسلامی، یک قاعده فراگیر و عام است که محدود به حوزه‌ای خاص نیست. این مسئولیت از امور فردی و خانوادگی، مانند رسیدگی به اهل خانه و حفظ اموال شخصی، آغاز می‌شود و تا عرصه‌های گسترده‌تری چون اداره حکومت، سامان‌دهی جامعه و حتی حفظ محیط‌زیست و منابع طبیعی امتداد می‌یابد. بر این اساس، هر فرد در جایگاه اجتماعی و الهی خود، نسبت به آنچه به او سپرده شده، امانت‌دار و در برابر آن پاسخ‌گو است.

پی‌نوشت‌ها:

1. قضاعی، محمد بن سلامه، شرح فارسى شهاب الأخبار (کلمات قصار پیامبر خاتم صلی‌الله‌علیه‌وآله)، محقق / مصحح: حسینى أرموى (محدث)، جلال‏الدین‏، تهران: مرکز انتشارات علمی و فرهنگی‏، 1361 ش‏، ص 68.

2. شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار (للشعیری)، محقق / مصحح: ندارد، نجف: مطبعه حیدریه، بی‌تا، ص 119.

3. ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى‏ تنبیه الخواطر، محقق / مصحح: ندارد، قم: مکتبه فقیه‏، 1410 ق‏، ج‏1، ص 6.

4. دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی)، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضی‏، 1412 ق، ج‏1، ص 184.

5. ابن أبی‌جمهور، محمد بن زین‌الدین، عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، محقق / مصحح: عراقى، مجتبى‏، قم: دار سید الشهداء للنشر، 1405 ق‏، ج‏1، ص 129.

6. شهید ثانى، زین‌الدین بن على‏، منیه المرید، محقق / مصحح: مختارى، رضا، قک: مکتب الإعلام الإسلامی‏، 1409 ق‏، ص 381.

7. ورام بن أبی‌فراس، مسعود بن عیسى‏ تنبیه الخواطر، محقق / مصحح: ندارد، قم: مکتبه فقیه‏، 1410 ق‏، ج‏1، ص 6.

8. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه، محقق / مصحح: صالح، صبحی‏، قم: هجرت، 1414 ق، ص 242.

9. پاینده، ابوالقاسم، نهج‌الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلی‌الله علیه و آله)، محقق / مصحح: ندارد، تهران: دنیاى دانش‏، 1382 ش‏، ص 296.

10. لیثى واسطى، على بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، محقق / مصحح: حسنى بیرجندى، حسین‏، قم: دار الحدیث‏، 1376 ش، ص 396، ح 6695.

جنگ ایران و اسرائیل در روایات
در روایات شیعه، به‌صراحت از جنگ ایران و اسرائیل یاد نشده، اما برخی احادیث «قوم مشرق» و «اهل قم» را ناظر به نقش ایران در نبرد با دشمنان اهل‌بیت(ع) دانسته‌اند.

پرسش:

آیا در روایات به جنگ ایران و اسرائیل و پیروزی و تسلط ایرانیان بر مسجدالاقصی اشاره‌ای شده است؟

پاسخ:

با جستجو و بررسی در روایات، حدیثی که به جنگ ایران و اسرائیل با ذکر نام آن‌ها تصریح شده باشد، یافت نشد، اما روایاتی وجود دارد که به دلیل وجود برخی قرائن، این مطلب را از آن‌ها برداشت کرده‌اند. در اینجا دو روایت که قرائن بیشتری دارند، آورده می‌شود. پس از ارائه متن احادیث، قرینه‌ای که از آن، جنگ ایران و اسرائیل برداشت گردیده، تبیین می‌شود.

حدیث اول: حدیث انقلاب قوم مشرق

در روایتی از امام باقر علیه‌السلام آمده است:

 «حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ قَالَ حَدَّثَنِی عَلِیُّ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ أَخِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ‏ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ یَحْیَى بْنِ سَامٍ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْکَابُلِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه‌السلام أَنَّهُ قَال‏: «کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یُعْطَوْنَهُ‏ ثُمَ‏ یَطْلُبُونَهُ‏ فَلَا یُعْطَوْنَهُ‏ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا یَقْبَلُونَهُ حَتَّى یَقُومُوا وَ لَا یَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِکُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَاسْتَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ؛ (1) قومی در مشرق خروج (قیام و انقلاب) می‌کنند. حق خویش را از دشمن مطالبه می‌کنند، ولی به آنان داده نمی‌شود، برای بار دوم، حق خویش را از دشمن مطالبه می‌کنند، اما به آنان داده نمی‌شود، وقتی چنین می‌بینند، سلاح‌های خویش را بر گردن می‌افکنند (می‌تواند کنایه از حمله میدانی به دشمن باشد یا قدرت‌نمایی نظامی)، پس آنچه می‌طلبند به ایشان می‌دهند، ولی از پذیرفتن آن خودداری می‌کنند تا اینکه قیام کرده و پرچم حکومت خویش را به امام عصر علیه‌السلام تحویل می‌دهند و کشته‌های این انقلاب و قیام، شهید محسوب می‌شوند، بدانید اگر من آن زمان را درک کنم، حتماً خود را برای امام مهدی علیه‌السلام نگاه می‌داشتم

آنچه در این روایت که به حدیث انقلاب قوم مشرق مشهور شده مورد توجه قرار گرفته عبارت «بِالْمَشْرِق»‏ است که گفته‌اند منظور از آن، ایرانیان هستند، زیرا تصریح شده که حکومت شیعی در مشرق با آرمان زمینه‌سازی ظهور امام عصر و رساندن پرچم به دست آن حضرت، تشکیل می‌شود چنان‌که در روایات می‌فرماید: «لَا یَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِکُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ» بدیهی است با توجه به این‌که آرمان اصلی انقلاب اسلامی ایران، زمینه‌سازی برای ظهور است. جنگ با هم‌پیمانان سیاسی و نظامی سفیانی که دشمن اصلی امام زمان علیه‌السلام است، (2) انجام می‌شود و بر اساس بشارت غیبی قرآن در آیات ابتدایی سوره روم، (3) از جنگ ایران با دشمن، می‌توان به جنگ در ادنی الارض (فلسطین) اشاره نمود که منجر به پیروزی ایرانی‌ها و شادی مؤمنین می‌گردد، بنابراین جنگ با دشمن در فلسطین خواهد بود و به قرینه «فَیُقَاتِلُونَ‏ فَیُنْصَرُون،»‏ محور شیعی به رهبری ایران در جنگ آینده با اسرائیل قبل از ظهور پیروز خواهند شد. (4)

 

حدیث دوم: حدیث اهل قم

یکی از اصحاب امام صادق علیه‌السلام می‌گوید محضر آن حضرت نشسته بودم، این آیه را قرائت فرمودند:

 «"فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ کانَ وَعْداً مَفْعُولًا" فَقُلْنَا جُعِلْنَا فِدَاکَ مَنْ هَؤُلَاءِ فَقَالَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ هُمْ وَ اللَّهِ أَهْلُ قُمَّ؛ (5) چون زمان انجام وعده عذاب ما به کیفر نخستین آن دو (تبهکاری و فتنه‌انگیزی) فرارسد، بندگان به‌شدت جنگجو و نیرومند خود را بر ضد شما برمی‌انگیزیم که برای دستیابی به شما لابه‌لای خانه‌ها را به‌دقت جستجو می‌کنند، این وعده یقیناً انجام‌شدنی است. از آن حضرت پرسیدم، آن قوم چه کسانی هستند، سه بار فرمودند: به خدا قسم، آنان اهل قم هستند

آنچه در این روایت که به حدیث اهل قم مشهور بوده مورد توجه است این‌که قم در ایران واقع شده و منظور از آن در این روایت، قوم ایرانی است.

در روایت دیگری در تفسیر این آیه آمده است:

 «قَوْمٌ یَبْعَثُهُمُ اللَّهُ قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ علیه‌السلام فَلَا یَدَعُونَ وَتْراً لآِلِ مُحَمَّدٍ إِلَّا قَتَلُوه؛ خداوند این قوم را قبل از خروج قائم برمی‌انگیزد و هیچ‌یک از دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام را باقی نمی‌گذارند.» (6)‏

ازاین‌رو، بر اساس این قرائن، چنین برداشت می‌شود که یکی از احتمالات چنین است که مجازات کنندگان یهود، ایرانیان هستند یعنی عقوبت اول یهود، قبل از ظهور، توسط ایرانیان شیعی رخ خواهد داد. (7)

نتیجه:

درباره جنگ ایران و اسرائیل و شکست اسرائیل توسط ایران، روایتی که تصریح کرده باشد، یافت نشد، اما برخی روایات به این مطلب اشاره کرده‌اند. دو حدیث «انقلاب قوم مشرق و اهل قم» از این دسته‌اند. با توجه به قرائن موجود در این دو حدیث، برخی پژوهشگران از آن‌ها جنگ ایران و اسرائیل و پیروزی ایران بر اسرائیل را قبل از ظهور امام عصر علیه‌السلام برداشت کرده‌اند.

پی‌نوشت‌ها:

1. ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم‏، الغیبه للنعمانی، ‏محقق/مصحح، غفارى، علی‌اکبر، تهران، نشر صدوق، چاپ اول، 1397 ق، ص 273.

2. «السُّفْیَانِیُّ یُقَاتِلُ الْقَائِم؛ سفیانى با قائم آل محمّد علیه‌السلام خواهد جنگید.»‌ ابن‌بابویه، محمد بن على، معانی الأخبار، محقق/مصحح، غفارى، علی‌اکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1403 ق، ص 346؛ «أَ مَا یَعْلَمُون‏ أَنَّهُ إِنَّمَا یَقْتُلُ السُّفْیَانِیَّ؛ آیا نمى‏دانند که همانا باید سفیانى کشته شود.» کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق/مصحح، غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 8، 331.

3. «الم غُلِبَتِ الرُّومُ فی‌ أَدْنَی الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ فی‌ بِضْعِ سِنینَ ... وَ یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّه»‌ (سوره روم، آیه ۱-۵.)

4. ر.ک: پورسیدآقایی، تأملی در سوره روم بشارت فتح فلسطین، ص ۱۹-۳۱. پورسیدآقایی، نقش ایرانیان در عصر ظهور، فصلنامه پژوهش‌های مهدوی، ش ۲۵، ص ۲۸-۳۰.

5. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقی، بحار‌الأنوار، محقق/مصحح، جمعى از محققان‏، بیروت، دار إحیاء التراث العربی چاپ دوم، 1403 ق، ج 57، ص 216.

6. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق/مصحح، غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 8، 206.

7. برای آگاهی بیشتر در این رابطه رجوع نمایید به مقاله مواجهه امام زمان با قوم یهود در عصر ظهور، پورسیدآقایی، فصلنامه مشرق موعود، ش ۴۲، ص ۶۵-۶۷ و همچنین مقاله نقش ایرانیان در عصر ظهور، پورسیدآقایی، فصلنامه پژوهش‌های مهدوی، ش ۲۵، ص 26.

بررسی ثواب مهلت‌دادن به بدهکار برای پرداخت دین
مدارا و مهلت‌دادن به بدهکار ناتوان، در روایات صدقه‌ای پرفضیلت و نجات‌بخش دانسته شده که ثواب‌های بزرگ دنیوی و اخروی دارد و نشانهٔ ایمان و کرامت انسانی است.

پرسش:

مهلت‌دادن به بدهکاری که در پرداخت قرض ناتوان است، چه پاداش و آثاری دارد؟ آیا این مهلت‌دادن، ثوابی مستقل و جدا از ثواب خودِ قرض دارد یا در همان ثواب قرض محسوب می‌شود؟

پاسخ:

قرض‌دادن و کمک به نیازمندان از مواردی است که در روایات اهل‌بیت علیهم ‌السلام همواره بدان تأکید شده است؛ اما این احادیث، اهمیت ویژه‌ای نیز برای مهلت‌دادن به بدهکار ناتوان قائل شده‌اند. بر اساس سخن اهل‌بیت علیهم ‌السلام، این عمل دارای آثار و پاداش‌های زیادی است. در این نوشتار با ارائه برخی روایات، نشان داده می‌شود که این نوع مدارا، جایگاه خاصی در آموزه‌های اخلاقی و دینی دارد و ثوابی جداگانه و مضاعف برای مؤمن به همراه دارد.

1. ثواب صدقه‌دادن

از آثار و پاداش‌های مهلت‌دادن به بدهکار ناتوان، بهره‌مندی از ثواب صدقه است. امام صادق علیه ‌السلام فرمود رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی بر فراز منبر قرار گرفتند، خداوند را حمد و ثنا گفتند و بر پیامبران درود فرستادند، سپس فرمودند: «أَیُّهَا النَّاسُ لِیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ مِنْکُمُ الْغَائِبَ أَلَا وَ مَنْ أَنْظَرَ مُعْسِراً کَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ صَدَقَهٌ بِمِثْلِ مَالِهِ حَتَّى یَسْتَوْفِیَهُ. ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع- وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ إِلى‏ مَیْسَرَهٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‏ أَنَّهُ مُعْسِرٌ فَتَصَدَّقُوا عَلَیْهِ بِمَالِکُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ: ای مردم، حاضران این سخن را به غایبان برسانند؛ آگاه باشید هر کسی تنگ‌دستی را مهلت دهد، در هر روزی که از بدهکار مهلت می‌گیرد، خداوند برای او پاداش صدقه‌ای به ‌اندازۀ اصل مالش می‌نویسد تا زمانی که آن را دریافت کند. سپس امام صادق علیه ‌السلام آیۀ شریفۀ "اگر بدهکار در تنگدستی است، او را تا گشایشِ حالش مهلت دهید؛ و اگر از حق خود بگذرید، برای شما بهتر است اگر بدانید" را قرائت کردند و فرمودند: اگر می‌دانید که او در عسرت است، از طلب خود بگذرید که این کار برای شما بهتر است» (1).

پیامبر صلی الله علیه و آله در روایت دیگری فرمودند: «مَنْ انْظَرَ مُعْسِراً کانَ لَهُ عَلَی اللَّهِ فی کلِّ یوْمٍ صَدَقَهٌ بِمِثْلِ مالَهُ عَلَیهِ حَتّی یسْتَوْفِی حَقَّهُ: هر کسی بدهکار تنگ‌دستی را مهلت دهد، در هر روز برای او ثواب صدقه‌ای برابر با مقدار طلبش ثبت می‌شود تا آن را دریافت کند» (2). همچنین در روایتی از امام رضا علیه ‌السلام نقل شده است: «هر کسی به دیگری قرضی دهد و زمانی برای بازپرداخت آن تعیین کند و بدهکار در پایان مهلت نتواند آن را ادا نماید، برای قرض‌دهنده در هر روز ثوابی همانند صدقۀ یک دینار نوشته می‌شود» (3).

این روایات به‌خوبی نشان می‌دهد که در منطق دینی، بخشش مالی تنها در لحظۀ پرداخت خلاصه نمی‌شود، بلکه خداوند به ‌گونه‌ای پاداش مهلت‌دادن را استمرار می‌بخشد که گویی فرد هر روز صدقه‌ای تازه می‌دهد.

2. رهایی از آتش دوزخ

از آثار مهلت‌دادن به بدهکار ناتوان، رهایی از آتش دوزخ است. در حدیثی آمده است: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ فِی یَوْمٍ حَارٍّ وَ حَنَّى کَفَّهُ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَسْتَظِلَّ مِنْ فَوْرِ جَهَنَّمَ قَالَهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَقَالَ النَّاسُ فِی کُلِّ مَرَّهٍ نَحْنُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ مَنْ أَنْظَرَ غَرِیماً أَوْ تَرَکَ الْمُعْسِرَ: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در روز گرمى که به دست خود حنا زده بود، سه مرتبه فرمود: هرکه دوست دارد از حرارت دوزخ پناه گیرد. مردم هر بار گفتند: ما رسول خدا. پس فرمود: هرکه به بدهکار مهلت دهد یا تنگ‌دست را رها کند» (4).

در روایتی دیگر از این پیامبر الهی نقل شده است: «هر کسی دوست دارد که خداوند او را از نسیم‌های [یا تندبادهای] آتش دوزخ محفوظ دارد، باید به بدهکار تنگ‌دست مهلت دهد یا از حقّ خود در برابر او بگذرد» (5).

در این دو حدیث، انظارِ معسر (مهلت‌دادن به بدهکار ناتوان) و عفو از حقّ شخصی، در جایگاه سپری در برابر آتش دوزخ معرفی شده‌اند.

3. رهایی از آفتاب روز قیامت

از دیگر آثار مهلت‌دادن به بدهکار درمانده، پناه‌یافتن در سایۀ رحمت الهی در روز قیامت است؛ روزی که بنا بر تعبیر روایات، هیچ سایه‌ای جز سایۀ خداوند وجود ندارد و گرمای آفتاب آن، همۀ انسان‌ها را فرامی‌گیرد. امام صادق علیه ‌السلام فرموده‌اند: «مَنْ أَرَادَ أَنْ یُظِلَّهُ اللَّهُ یَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ قَالَهَا ثَلَاثاً فَهَابَهُ النَّاسُ أَنْ یَسْأَلُوهُ فَقَالَ فَلْیُنْظِرْ مُعْسِراً أَوْ لِیَدَعْ لَهُ مِنْ حَقِّهِ: هرکه بخواهد که خدا در روزى که هیچ سایه‌اى جز سایه او نیست، بر او سایه افکند - حضرتش این جمله را سه بار تکرار کرد و هیبت حضرت مانع از آن شد که بپرسند - پس فرمود: بایستى تنگ‌دستى را مهلت دهد یا چیزى از حق خود را به او واگذارد» (6).

در روایت دیگری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: «مَنْ أَنْظَرَ مُعْسِراً أَظَلَّهُ اللَّهُ بِظِلِّهِ یَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّه: هرکه به تنگ‌دستى مهلت دهد، خداوند در روزى که هیچ سایه‌اى جز سایه او نیست، وى را در سایه خود درآورد» (7).

در این دو حدیث، «انظارِ معسر» وسیله‌ای برای نجات در سخت‌ترین موقف قیامت معرفی شده است؛ هنگامی ‌که همه در معرض تابش سوزان آفتاب محشر قرار می‌گیرند، مهلت‌دهنده‌ در سایۀ لطف الهی آرام می‌گیرد.

4. ثواب زکات و دعای فرشتگان

از دیگر آثار مهلت‌دادن به بدهکار، نوشتن ثواب زکات برای فرد مهلت‌دهنده و دعای فرشتگان برای اوست. پیامبر صلی الله علیه و آله در‌این‌باره فرموده‌اند: «مَنْ أَقْرَضَ مُؤْمِناً قَرْضاً یَنْتَظِرُ بِهِ مَیْسُورَهُ کَانَ مَالُهُ فِی زَکَاهٍ وَ کَانَ هُوَ فِی صَلَاهٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ حَتَّى یُؤَدِّیَهُ إِلَیْهِ: هر کسی به مؤمنى قرضی دهد و [براى پس‌گرفتن آن] صبر کند تا دستش باز شود، مال او [از جهت ثواب] زکات محسوب شود و فرشتگان براى او دعا کنند تا اینکه قرضش به او برگردانده شود» (8).

بنابراین هر آنچه در آثار و فواید زکات وجود دارد، می‌تواند برای مهلت‌دهنده به بدهکار نیز منظور شود؛ برای مثال حفظ جان و مال (9)، از‌بین‌رفتن گناهان (10)، فزونی رزق (11) و ... از این آثار است.

5. مغفرت الهی

از دیگر آثار مهلت‌دادن به بدهکار، مغفرت و بخشش الهی است که شامل حال طلبکار ایثارگر می‌شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «حُوسِبَ رَجُلٌ مِمَّنْ کَانَ قَبْلَکُمْ فَلَمْ یجد [یُوجَدْ] لَهُ مِنَ الْخَیْرِ شَیْ‏ءٌ إِلَّا أَنَّهُ کَانَ رَجُلًا مُوسِراً وَ کَانَ یُخَالِطُ النَّاسَ وَ کَانَ یَأْمُرُ غِلْمَانَهُ أَنْ یَتَجَاوَزُوا عَنِ الْمُعْسِرِ فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى نَحْنُ أَحَقُّ بِذَلِکَ مِنْهُ تَجَاوَزُوا عَنْه: حساب اعمال مردى از پیشینیان را رسیدگى کردند، هیچ کار نیکى در نامه عملش ندیدند جز اینکه او مردى متمکّن بود و با مردم نشست‌وبرخاست داشت، به غلامانش دستور داده بود که به افراد تهیدست سخت نگیرند و گذشت کنند؛ پس خداوند تبارک ‌و تعالی فرمود: ما سزاوارتر به گذشتیم، از او درگذرید» (12)

6. مقامی ویژه در قیامت

در برخی روایات بیان شده است که اگر کسی به بدهکار سخت نگیرد و با او مدارا کند، در روز قیامت به مقامی ویژه و مخصوص دست خواهد یافت. امام باقر علیه ‌السلام فرموده‌اند: «یُبْعَثُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ قَوْمٌ تَحْتَ ظِلِّ الْعَرْشِ وَ وُجُوهُهُمْ مِنْ نُورٍ وَ رِیَاشُهُمْ مِنْ نُورٍ جُلُوسٌ عَلَى کَرَاسِیَّ مِنْ نُورٍ قَالَ فَتَشَرَّفَ لَهُمُ الْخَلَائِقُ فَیَقُولُونَ هَؤُلَاءِ الْأَنْبِیَاءُ فَیُنَادِی مُنَادٍ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ أَنْ لَیْسَ هَؤُلَاءِ بِأَنْبِیَاءَ قَالَ فَیَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُهَدَاءُ فَیُنَادِی مُنَادٍ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ لَیْسَ هَؤُلَاءِ بِشُهَدَاءَ وَ لَکِنْ هَؤُلَاءِ قَوْمٌ کَانُوا یُیَسِّرُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ یُنْظِرُونَ الْمُعْسِرَ حَتَّى یُیَسَّرَ: روز قیامت عده‏اى در زیر سایه عرش برانگیخته مى‏شوند که سیما و لباس‌های فاخر و گران‌قیمت آنان از نور است و بر صندلی‌هایی از نور نشسته‏اند و مردم آنها را مى‏بینند و مى ‏گویند: اینان پیامبران‌اند. منادى از زیر عرش ندا مى‏دهد که اینان پیامبر نیستند. باز مى‏گویند: اینان شهدا هستند. باز هم منادى از زیر عرش ندا مى‏دهد که اینان شهید نیستند، بلکه اینان بر مؤمنان آسان مى‏گرفتند و به بدهکار تنگ‌دست مهلت مى‏دادند تا توانایى پرداخت بدهى خود را پیدا کنند» (13).

با توجه به روایاتی که ارائه شد، روشن می‌شود مهلت‌دادن به بدهکار، فراتر از ثواب قرض است. ذکر این آثار نشان می‌دهند که مهلت‌دادن، عملی مستقل است که آثار مستقلی دارد و نمی‌توان آن را فقط ذیل ثواب قرض قلمداد کرد. به ‌عبارت ‌دیگر، مهلت‌دادن به بدهکار، مستحق پاداش مضاعف است.

نتیجه:

با توجه به روایات آثار مهلت‌دادن به بدهکار، روشن می‌شود که این عمل، فراتر از ثواب قرض و کمک مالی به افراد است. مهلت‌دادن موجب ثبت ثواب صدقه، رهایی از عذاب دوزخ، بهره‌مندی از سایۀ الهی، مغفرت و دعای فرشتگان می‌شود؛ حتی مهلت‌دهنده در روز قیامت به مقامی ویژه و ممتاز می‌رسد. بنابراین گذشت از بدهکار ناتوان نه‌تنها بخششی اخلاقی و انسانی است، بلکه عملی مستقل با آثار اخروی خاص است.

پی‌نوشت‌‌ها:

1. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج ‏4، ص 35، ح 4.

2. محمد بن مسعود عیاشى؛ تفسیر العیاشی؛ محقق/ مصحح: سیدهاشم رسولى محلاتى؛ تهران: المطبعه العلمیه، 1380 ق‏، ج ‏1، ص 155، ح 510.

3. منسوب به على بن موسى امام هشتم علیه السلام؛ الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام؛ مشهد: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام‏، 1406 ق‏، ص 257.

4. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏4، ص 35، ح 2.

5. محمد بن مسعود عیاشى؛ تفسیر العیاشی؛ ج ‏1، ص 154.

6. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏4، ص 35، ح 1.

7. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏8، ص 9، ح 1.

8. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال؛ قم: دارالشریف الرضی للنشر، 1406 ق، ص 138.

9. عبدالله بن جعفر حمیرى؛ قرب الإسناد؛ قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام‏، 1413 ق، ص 117.

10. محمد بن مسعود عیاشى؛ تفسیر العیاشی؛ ج ‏1، ص 191.

11. محمد بن حسن طوسى؛ الأمالی؛ قم: دارالثقافه، 1414 ق، ص 296.

12. مسعود بن عیسی ورام بن أبی‌فراس؛‏ مجموعه ورام؛ مشهد: بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى آستان قدس رضوى‏، 1369 ش، ج ‏1، ص 8.

13. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال؛ ص 145.

کتمان اعمال نیک یا اظهار عمل صالح
روایات اسلامی نشان می‌دهند که کتمان عبادت برای حفظ اخلاص و اظهار آن برای اهداف اجتماعی هر دو معتبرند و با توجه به نیت و شرایط، تعارض ظاهری میانشان قابل جمع است.

پرسش:

چگونه می‌توان میان روایاتِ توصیه به کتمان اعمال نیک (برای پرهیز از ریا) و روایاتِ توصیه به اظهار عمل صالح (برای ایجاد الگوسازی و تشویق دیگران) جمع کرد؟ آیا اختلاف این دسته از روایات ناشی از تفاوت شرایط، نیت‌ها یا قلمروهای مخاطب است؟

پاسخ:

در متون روایی، دودسته تعالیم در خصوص شیوه انجام عبادات و اعمال نیک وجود دارد: گروهی که بر پنهانی بودن و انجام مخفیانه عمل تأکید دارند و گروهی دیگر آشکارسازی و علنی کردن آن را توصیه کرده‌اند. در نگاه نخست، این دودسته از روایات متعارض به نظر می‌رسند. در ادامه سعی شده با بررسی شواهد روایی، نسبت میان این دودسته روایات روشن شده و راهکار جمع میان آن‌ها را ارائه شود.

الف: فضیلت مخفی بودن عبادات

در آموزه‌های اسلامی، اصل بر آن است که عبادت و دعا با حالت اخلاص، خشوع و در خلوت انجام گیرد. قرآن کریم در آیه ۵۵ سوره اعراف می‌فرماید:

«ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْیَهً إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ؛

پروردگارتان را از روی فروتنی و زاری و مخفیانه بخوانید [و از آداب و شرایط دعا تجاوز نکنید]؛ یقیناً خدا متجاوزان را دوست ندارد

این آیه بر دعا و عبادت پنهانی تأکید دارد و آن را نشانه‌ای از تواضع و پرهیز از خودنمایی می‌داند. در روایات نیز همین معنا تکرار شده است. پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله فرمودند:

«خَیْرُ الدُّعَاءِ الْخَفِیُّ قَالَ تَعَالَى ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً؛ (1)

بهترین دعا آن است که پنهان باشد»

 چنانچه خداى تعالى فرموده:

 «ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً؛ خدا را در نهان بخوانید.»

همچنین در حدیثی دیگر فرمودند:

«خَیْرُ الْعِبَادَهِ أَخْفَاهَا وَ قَالَ: خَیْرُ الذِّکْرِ الْخَفِیُّ وَ قَالَ: دُعَاءُ السِّرِّ یَزِیدُ عَلَى الْجَهْرِ سَبْعِینَ ضِعْفاً؛ و أثنى الله سبحانه على زکریا ع بقوله إِذْ نادى‏ رَبَّهُ نِداءً خَفِیًّا؛ (2)

بهترین عبادات پنهان‏ترین آن‌هاست و نیز فرمود بهترین ذکر، ذکر پنهانى است‏ همچنین فرمودند: دعاى نهانى، هفتاد برابر دعاى آشکار، ارزش دارد. خداوند سبحان، زکریا علیه‌السلام را چنین ستوده است: "آنگاه‌که پروردگارش را نهانى ندا داد".»

این مضمون در کلمات امامان معصوم علیهم‌السلام نیز مورد تأکید قرار گرفته است. از امام رضا علیه‌السلام نقل شده که فمودند:

 «دعای پنهانی هفتاد برابر دعای آشکار برتری دارد.» (3)

 در حدیثی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله نیز نقل شده که فرمودند:

 «بزرگ‌ترین ثواب را آن عبادتى دارد که پنهان‌تر انجام گیرد.» (4)

در روایتی قدسی نیز آمده است که:

 «هر کس برای رفع اندوه و گرفتاری‌های خود عبادت نهانی داشته باشد، خداوند به او آرامش عطا می‌کند.» (5)

امام صادق علیه‌السلام نیز در حدیثی می‌فرمایند:

«مَا یَعْلَمُ عِظَمَ ثَوَابِ الدُّعَاءِ وَ تَسْبِیحِ الْعَبْدِ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ نَفْسِهِ إِلَّا اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى؛ (6)

بزرگىِ ثواب دعا و تسبیحى را که بنده در خلوت خویش مى‌کند، جز خداوند تبارک‌وتعالی کسى نمى‌داند

این روایات نشان می‌دهد که راز و ارزش عبادت در پنهانی بودن آن است. حتی لقمان حکیم در وصایای خویش به فرزندش سفارش کرده است که هرگاه تنها شد، به دعا و نیایش بپردازد. (7) امام صادق علیه‌السلام نیز در حدیثی دیگر می‌فرمایند: «خداوند بندگانی را که عبادتشان مخفیانه بوده است، به‌صورت پنهانی وارد بهشت می‌گرداند.» (8)

از مجموعه این روایات برمی‌آید که مخفی نگاه‌داشتن عبادات، افزون بر حفظ اخلاص، ثواب و پاداشی به‌مراتب بیشتر از عبادات آشکار دارد و در تربیت روحی انسان تأثیری عمیق‌تر بر جای می‌گذارد.

ب: شرایط و اهداف آشکار کردن عبادت

در بخش پیشین، بر فضیلت عبادت نهانی تأکید شد. بااین‌حال، باید توجه داشت که آشکار کردن عبادت، اگر با نیت ریا همراه نباشد، حرام نیست. تنها تفاوت در این است که عبادت پنهانی ثواب بیشتری دارد. چنان‌که در حدیثی از امام رضا علیه‌السلام آمده است:

«الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَهِ لَهُ سَبْعُونَ ضِعْفاً وَ الْمُذِیعُ لَهُ وَاحِدٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَهِ مَغْفُورٌ لَهَا وَ الْمُذِیعُ لَهَا مَخْذُول‏؛ (9)

کسى که خوبی‌های خود را پنهان دارد، هفتاد برابر پاداش می‌بیند و کسى که آن‌را آشکار کند، یک پاداش دارد و کسى که گناه خود را پوشیده دارد، گناهش بخشیده می‌شود و کسى که آن را علنى و افشا کند، خوار و ذلیل خواهد شد.»

امام صادق علیه‌السلام نیز فرمودند:

«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ أَنْ یُعْبَدَ فِی السِّرِّ کَمَا یُحِبُّ أَنْ یُعْبَدَ فِی الْعَلَانِیَهِ؛ (10)

خداوند دوست دارد در نهان عبادت شود، همان‌طور که دوست دارد در عیان عبادت شود

بنابراین، اصل عبادت علنی فی‌نفسه فضیلت دارد، هرچند در مقایسه با عبادت مخفی، ارزش کمترى دارد؛ اما گاهی شرایط و اهدافی ایجاب می‌کند که عمل نیک به‌صورت علنی انجام گیرد. برخی از این شرایط عبارت‌اند از:

1. تبلیغ سنت حسنه

یکی از حکمت‌های علنی‌کردن عبادت، تبلیغ و ترویج عمل صالح است. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده است:

«مَا کَانَ مِنَ الصَّدَقَهِ وَ الصَّلَاهِ وَ الصَّوْمِ وَ أَعْمَالِ الْبِرِّ کُلِّهَا تَطَوُّعاً فَأَفْضَلُهُ مَا کَانَ سِرّاً وَ مَا کَانَ مِنْ ذَلِکَ وَاجِباً مَفْرُوضاً فَأَفْضَلُهُ أَنْ یُعْلَنَ بِهِ؛ (11)

صدقه، نماز، روزه و همه اعمال نیک مستحبی بهتر است مخفیانه آورده شود و هرکدام از این‌ها واجب باشد، بهتر این است که علنی انجام گردد

برای نمونه، درباره زکات که از واجبات اجتماعی است؛ امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند:

«هر فریضه‌ای که خداوند واجب مى‌کند، آشکار آن بهتر از پنهان است و هر طاعتى که مردم با اختیار پیش‌قدم شوند، پنهان آن بهتر از آشکار است. اگر کسى زکات خود را بر دوش بگذارد و آشکارا میان حاجتمندان تقسیم کند، کار بسیار شایسته و خوبى کرده است.» (12)

در حدیثی دیگر نیز نقل شده که:

«راوى گوید: امام باقر علیه‌السلام در مورد گفتار خداوند عزّ و جلّ‌ که مى‌فرماید: "إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِی؛‏ اگر صدقات را آشکار کنید پس چه نیکوست" فرمود: منظور زکات واجب است. راوى گوید: گفتم: (منظور از این فراز آیه چیست‌؟) که "وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراء؛ و اگر آن را پنهان کنید و به فقرا دهید." فرمود: منظور صدقه مستحبى است، همانا مؤمنان آشکار کردن واجبات و پنهان نمودن مستحبات را دوست مى‌داشتند.» (13)

2. الگوسازی

گاه آشکار کردن عبادت به‌وسیله افراد اثرگذار، نقش الگو برای دیگران دارد. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

«السِّرُّ أفضَلُ مِن العَلانِیهِ، والعلانِیهُ لِمَن أرادَ الاقتِداءَ؛ (14)

عمل‌ نهانی بهتر از آشکار است. انجام آشکار (این کارها) براى کسى (خوب) است که بخواهد الگو قرار گیرد

بنابراین، هنگامی‌که عمل فرد موجب الگو‌گیری سایرین می‌شود، انجام علنی آن پسندیده است.

3. عمل به شعائر

برخی عبادات، به دلیل جایگاه نمادین خود، باید آشکار برگزار شوند تا به‌عنوان شعائر دینی شناخته شوند و مایه تقویت ایمان مسلمانان و تحقیر دشمنان باشند. نماز جمعه، جماعت و حج ازاین‌دست‌ به‌شمار می‌آیند. در روایت آمده است: در این حالت، عبادت آشکار از جهت فضیلت بسیار بالاتر از عمل نهانی محسوب می‌شود. مثلاً در حدیثی از امام رضا علیه‌السلام، یک‌رکعت نماز جماعت چندین برابر بافضیلت تر از نماز فرادی دانسته شده است:

«وَ أَفْضَلُ صَلَاهِ الرَّجُلِ فِی جَمَاعَهٍ وَ صَلَاهٌ وَاحِدَهٌ فِی جَمَاعَهٍ بِخَمْسٍ وَ عِشْرِینَ صَلَاهً مِنْ غَیْرِ جَمَاعَهٍ وَ تُرْفَعُ لَهُ فِی الْجَنَّهِ خَمْسٌ وَ عِشْرُونَ دَرَجَه؛ (15)

بهترین نماز، نمازی است که به جماعت خوانده شود؛ یک‌رکعت نماز جماعت، معادل بیست‌وپنج رکعت نماز فرادی است و در بهشت برای او بیست‌وپنج درجه بالا می‌برد

4. تأثیرگذاری بیشتر

برخی موارد، اقتضا دارد دعا یا عبادت در جمع صورت گیرد تا اثر معنوی و اجتماعی بیشتری بر جای گذارد. در حدیثی آمده است:

«لَا یَجْتَمِعُ أَرْبَعُونَ رَجُلًا فِی أَمْرٍ وَاحِدٍ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُمْ حَتَّى لَوْ دَعَوْا عَلَى جَبَلٍ لَأَزَالُوهُ؛ (16)

هرگاه چهل مرد گِرد هم آیند و براى حاجتى واحد به درگاه خدا دعا کنند، حتماً خداوند، دعایشان را اجابت مى‏کند. حتّى اگر کوهى را نفرین کنند، آن کوه را [با دعایشان‏] از جا برمى‏کنند

در سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز دعاهای علنی دیده می‌شود. امام باقر علیه‌السلام در گرفتاری‌ها اهل خانه را گرد می‌آورد و در جمع دعا می‌کرد و آنان «آمین» می‌گفتند (17). دعای عرفه امام حسین علیه‌السلام نیز نمونه‌ای برجسته از دعا در جمع اصحاب است. (18)

بنابراین، از مجموع آیات و روایات برمی‌آید که توصیه به کتمان اعمال نیک، ناظر به جایی است که انگیزه انسان، حفظ اخلاص و دوری از ریا باشد. در این حالت، پنهان‌کردن عمل علاوه بر پاداش مضاعف، باعث صیانت از نیت و جلوگیری از خودنمایی می‌شود. به همین دلیل، عبادت در خفا در بیشتر موارد ازنظر ثواب و اثر معنوی برتر دانسته شده است؛ بنابراین، محور اصلی این دسته از روایات، توجه به نیت و انگیزه درونی است.

در مقابل، روایاتی که بر اظهار عمل صالح تأکید دارند، به شرایط اجتماعی و کارکرد بیرونی عمل نظر دارند. هنگامی‌که آشکارسازی عبادت بتواند سبب تبلیغ سنت حسنه، ایجاد الگو برای دیگران، تقویت شعائر دینی یا افزایش اثر اجتماعی و معنوی عمل شود، اظهار عبادت ارزشمند و بلکه لازم خواهد بود. بر این اساس، جمع میان این روایات ممکن است و هر یک ناظر به بُعد خاصی از زندگی عبادی انسان است.

نتیجه:

بررسی روایات نشان داد که توصیه به کتمان عمل، ناظر به موقعیت‌هایی است که اخلاص فردی و پرهیز از ریا در اولویت قرار دارد؛ در این شرایط، عمل پنهان ازنظر ثواب و اثر تربیتی برتر شمرده می‌شود. در مقابل، تأکید بر اظهار عبادت در روایاتی است که شرایط اجتماعی، تبلیغی و تربیتی اقتضا می‌کند عمل نیک آشکار شود؛ مانند ترویج سنت حسنه، الگوسازی، تقویت شعائر دینی یا افزایش اثر معنوی جمعی.

 بدین ترتیب، تعارض ظاهری میان این دودسته روایات برطرف می‌گردد و هر یک در قلمروی خاص و با کارکرد ویژه خود، جایگاه معتبر دارند.

پی‌نوشت‌ها:

1. دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی)، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضی‏، 1412 ق، ج‏1، ص 154.

2. دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی)، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضی‏، 1412 ق، ج‏1، ص 154.

3. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 476، ح 1.

4. حمیرى، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد (ط - الحدیثه)، محقق: مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام، قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام، 1413 ق، ص 135، ح 475.

5. شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، الجواهر السنیه فی الأحادیث القدسیه (کلیات حدیث قدسى)، محقق / مصحح: ندارد، تهران: انتشارات دهقان‏، 1380 ش‏، ص 344.

6. ابن طاووس، على بن موسى‏، فلاح السائل و نجاح المسائل، محقق / مصحح: ندارد، قم: بوستان کتاب‏، 1406 ق‏، ص 36.

7. المحاسن، ج‏2، ص 376، ح 145.

8. ابن طاووس، على بن موسى‏، فلاح السائل و نجاح المسائل، محقق / مصحح: ندارد، قم: بوستان کتاب‏، 1406 ق‏، ص 36.

9. مفید، محمد بن محمد، الإختصاص، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر و محرمى زرندى، محمود، قم: الموتمر العالمى لالفیه الشیخ المفید، 1413 ق‏، ص 142.

10. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 224، ح 8.

11. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى‏، دعائم الإسلام، محقق / مصحح: فیضى، آصف‏، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، 1385 ق، ج‏1، ص 241.

12. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏3، ص 501، ح 16.

13. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏4، ص 60، ح 1.

14. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، محقق / مصحح: ندارد، تهران: دنیاى دانش‏، 1382 ش‏، ص 529.

15. منسوب به على بن موسى، امام هشتم علیه‌السلام‏، الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه‌السلام، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، مشهد: مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام، 1406 ق‏، ص 143.

16. قطب‌الدین راوندى، سعید بن هبه الله‏، الدعوات (للراوندی) / سلوه الحزین، محقق / مصحح: ندارد، قم: انتشارات مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف)، ص 30.

17. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 487، ح 3.

18. کفعمى، ابراهیم بن على عاملى‏، البلد الأمین و الدرع الحصین، محقق / مصحح: ندارد، بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1418 ق‏، ص 258.

برخی آثار اخروی نیکی به والدین
نیکی به والدین عبادتی ارزشمند است که رضایت خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام، آمرزش گناهان، آسانی حساب قیامت و بهره‌مندی از برکات بهشتی را به همراه دارد.

پرسش:

آیا در روایات بیان شده است که نیکی به والدین چه آثار و ثواب‌هایی در آخرت دارد؟

پاسخ:

نیکی به والدین و توجه به نیازهای آن‌ها یکی از آموزه‌های مهم و کلیدی در دین اسلام است. قرآن کریم و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام در این زمینه، به‌طور مکرر بر اهمیت و آثار اخروی این عمل تأکید کرده‌اند. کمک و توجه به والدین نه‌تنها در دنیا موجب پاداش‌های مادی و معنوی برای فرد می‌شود، بلکه در آخرت نیز آثار عظیمی به همراه دارد. در ادامه به ارائه برخی آثار اخروی نیکی به والدین پرداخته می‌شود.

برخی آثار اخروی نیکی به والدین

1. توجه و رضایت خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام

یکی از نکات مهم در آموزه‌های دینی اسلام این است که نیکی به والدین، موجب جذب توجه ویژه خداوند، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و اهل‌بیت علیهم‌السلام به فرد می‌شود. در حدیثی چنین نقل شده است:

«عمار بن حیان گوید: به امام صادق علیه‌السلام خبر دادم پسرم اسماعیل نسبت به من خوش رفتار است، فرمود: من هم او را دوست داشتم و اکنون دوستیم به او افزون گشت، همانا خواهر رضاعی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نزد آن حضرت آمد، چون او را دید شادمان گشت و روپوش خود را برای او گسترد و او را روی آن نشانید، سپس به او رو کرد و با او به سخن پرداخت و تبسم می‌فرمود، تا او برخاست و رفت و برادرش آمد حضرت رفتاری که نسبت به خواهرش کرد، در باره او عمل نفرمود، به حضرت عرض شد: با خواهرش رفتاری کردی که نسبت به او نکردی با آنکه او مرد است‌؟ فرمود: زیرا آن خواهر نسبت به پدر و مادرش خوش رفتارتر بود.»(1)

در حدیثی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز چنین نقل شده است:

 «رِضَا اللَّهِ مَعَ رِضَا الْوَالِدَیْنِ وَ سَخَطُ اللَّهِ مَعَ سَخَطِ الْوَالِدَیْنِ؛(2) رضایت خداوند با رضایت والدین است و خشم خداوند با خشم والدین

این روایات نشان می‌دهند که توجه و نیکی به والدین، باعث جلب رحمت، توجه و رضایت الهی می‌شود.

2. آسان شدن حساب و کتاب

یکی از آثار نیکی به والدین و صله رحم، آسان شدن حساب و کتاب در روز قیامت است. در روایات آمده است کسی که به والدین خود نیکی کند و ارتباط با خویشاوندان را حفظ نماید، در قیامت از سختی حساب و کتاب آسوده خواهد بود. امام صادق علیه‌السلام در این زمینه فرموده‌اند:

«بِرُّ الْوَالِدَیْنِ وَ صِلَهُ الرَّحِمِ یُهَوِّنَانِ الْحِسَاب ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَهَ الَّذِین‏ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخافُونَ سُوءَ الْحِساب‏‏؛(3) نیکی به پدر و مادر و صله رحم حساب را آسان می‌کند، سپس این آیه را تلاوت کردند: کسانی که آنچه را که خداوند فرمان داده است برقرار می‌کنند و از پروردگارشان می‌ترسند و از بدی حساب می‌ترسند

این حدیث به صراحت می‌گوید که نیکی به والدین و برقرار کردن ارتباط با خویشاوندان، یکی از عوامل مهمی است که به آسان شدن حساب در روز قیامت کمک می‌کند.

3. عبادت محسوب شدن نیکی‌ها

در آموزه‌های اسلامی، برخی از اعمالی که به ظاهر روزمره یا اجتماعی به نظر می‌آیند، در حقیقت به‌عنوان عبادت محسوب می‌شوند و اجر و پاداش زیادی دارند. یکی از این اعمال، نیکی به والدین است. در روایات مختلف آمده است که اعمالی چون نگاه کردن به والدین با رأفت و مهربانی، به‌عنوان عبادت در نظر گرفته می‌شوند. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در این زمینه می‌فرمایند:

«النَّظَرُ إِلَی الْوَالِدَیْنِ بِرَأْفَهٍ وَ رَحْمَهٍ عِبَادَه؛(4) نگاه به والدین با مهربانی و رحمت عبادت است

در روایتی دیگر از این پیامبر بزرگ الهی چنین نقل شده است:

«مَا وَلَدٌ بَارٌّ نَظَرَ فِی کُلِّ یَوْمٍ إِلَی أَبَوَیْهِ بِرَحْمَهٍ إِلَّا کَانَ لَهُ بِکُل‏ نَظْرَهٍ حِجَّهٌ مَبْرُورَهٌ. قَالُوا: یَا رَسُولَ اللَّهِ، وَ إِنْ نَظَرَ فِی کُلِّ یَوْمٍ مِائَهَ نَظِرَهٍ قَالَ: نَعَمْ اللَّهُ أَکْثَرُ وَ أَطْیَبُ؛(5) هیچ فرزند نیکوکاری نیست که هر روز با مهربانی و رحمت به والدین خود نگاه کند، مگر اینکه برای هر نگاهش حج قبول شده‌ای در نزد خداوند داشته باشد. صحابه گفتند: ای رسول خدا، اگر او هر روز صد نگاه به والدینش بیندازد چه؟ حضرت فرمودند: بله، خداوند بیشتر و بهتر از آن را به او می‌دهد

در حدیثی دیگر خدمت به پدر و مادر، از جهاد در راه خدا بالاتر دانسته شده است.(6) روایتی دیگر نیز وجود دارد که تشکر از پدر و مادر را هم‌تراز شکر الهی دانسته است.(7) این روایات نشان می‌دهند که بسیاری از رفتارهای نیکو و انسانی در روابط با دیگران، به‌ویژه با والدین، به‌عنوان عبادت به حساب می‌آیند و پاداش عظیمی دارند.

4. بهره‌مندی از بهترین اعمال

برخی از اعمال در نزد خداوند از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. در روایات متعددی، به اعمالی اشاره شده که محبوب‌ترین و پرفضیلت‌ترین اعمال نزد خداوند هستند، که نیکی به والدین نیز از این اعمال شمرده می‌شود. در روایتی نقل شده که:

«عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ قَالَ: سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله أَیُّ الْأَعْمَالِ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ الصَّلَاهُ لِوَقْتِهَا قُلْتُ ثُمَّ أَیُّ شَیْ‏ءٍ قَالَ بِرُّ الْوَالِدَیْنِ قُلْتُ ثُمَّ أَیُّ شَیْ‏ءٍ قَالَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛(8) از ابن مسعود نقل است که گفت: از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله پرسیدم: «کدام اعمال نزد خداوند محبوب‌تر است؟» حضرت فرمودند: «نماز در وقت خودش.» گفتم: «بعد از آن چه عملی محبوب‌تر است؟» حضرت فرمودند: «نیکی به والدین.» گفتم: «بعد از آن چه؟» حضرت فرمودند: «جهاد در راه خدا.»»

حدیثی مشابه نیز از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است.(9)

این روایات نشان می‌دهند که نیکی به والدین یکی از برترین و محبوب‌ترین اعمال در نزد خداوند است، حتی بالاتر از جهاد در راه خدا. بنابراین، علاوه بر نماز و جهاد، باید به نیکی به والدین خود توجه ویژه‌ای داشته باشیم تا از بهترین اعمال بهره‌مند شویم.

5. قرارگیری در دسته بخشندگان

در قرآن، واژه «بِرّ» به معنای نیکی و احسان آمده است و کسانی که نیکوکار و بخشنده هستند، در قرآن به عنوان «أبرار» یاد می‌شوند. در این کتاب شریف، واژه «بر» به‌طور مکرر در کنار «والدین» ذکر شده است.(10)

در روایات اسلامی نیز، نیکی به والدین به‌عنوان یکی از اعمال برجسته که فرد را در دسته «ابرار» (بخشندگان) قرار می‌دهد، شناخته شده است. در روایتی از امام رضا علیه‌السلام آمده است که:

«إِنَّمَا سُمُّوا الْأَبْرَارَ لِأَنَّهُمْ بَرُّوا الْآبَاءَ وَ الْأَبْنَاءَ؛(11) آن‌ها به ابرار (بخشندگان) معروف شدند، زیرا که آن‌ها به والدین و فرزندان خود نیکی کردند

این روایت نشان می‌دهد که کسانی که به والدین و فرزندان خود نیکی می‌کنند، در نظر خداوند و جامعه به عنوان «ابرار» (بخشندگان) شناخته می‌شوند.

6. بخشش گناهان

نیکی به والدین نه‌تنها موجب سعادت و پاداش‌های معنوی می‌شود، بلکه می‌تواند سبب بخشش گناهان انسان و رحمت الهی گردد. در روایات متعددی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و امامان معصوم علیه‌السلام آمده است که نیکی به والدین یکی از راه‌های اصلی برای پاک شدن از گناهان است. در اینجا به برخی ازاین‌ روایات اشاره می‌کنیم. در روایتی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله آمده که:

«مَنْ أَدْرَکَ وَالِدَیْهِ فَلَمْ یُغْفَرْ لَهُ فَأَبْعَدَهُ اللَّه‏؛(12) هر کسی که والدینش را درک کند، ولی مورد بخشش قرار نگیرد، خداوند او را دور کند

این روایت نشان می‌دهد که نیکی به والدین و درود بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، باعث بخشش گناهان و نزدیکی به رحمت الهی می‌شود.

در روایتی دیگر نیز از ایشان آمده است که:

«یُقَالُ لِلْعَاقِّ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنِّی لَا أَغْفِرُ لَکَ وَ یُقَالُ لِلْبَارِّ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنِّی سَأَغْفِرُ لَکَ؛(13) به فرد عاق گفته می‌شود: هر کاری که می‌خواهی انجام بده، من تو را نخواهم بخشید، و به فرد نیکوکار گفته می‌شود: هر کاری که می‌خواهی انجام بده، من تو را خواهم بخشید

این روایت نشان می‌دهد که نیکی به والدین سبب بخشش گناهان فرد می‌شود، در حالی که عاق بودن باعث دوری از بخشش الهی می‌شود.

در حدیثی دیگر نیز نقل شده که:

«مردی به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله عرض کرد: ای پیامبر، هیچ عمل بدی نیست که من مرتکب آن نشده باشم، آیا برای من توبه‌ای وجود دارد؟ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به او فرمودند: آیا پدر یا مادرت هنوز زنده هستند؟ گفت: پدرم زنده است. پیامبر فرمودند: برو و به او نیکی کن. وقتی آن مرد رفت، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: اگر مادرش زنده بود.(یعنی خدمت به مادر برایش بهتر بود)»(14)

این روایت نشان می‌دهد که حتی فردی که گناهان زیادی مرتکب شده است، با نیکی به والدین می‌تواند بخشش الهی را جلب کند و از رحمت خداوند برخوردار شود. احادیث بیان شده تأکید دارند که نیکی به والدین نه‌تنها در دنیا باعث عزت و پاداش می‌شود، بلکه در آخرت نیز موجب بخشش گناهان و نزدیکی به رحمت الهی خواهد بود.

7. ورود به بهشت

یکی از آثار نیکی به والدین، ورود به بهشت است. در روایات اسلامی آمده است که اعمال نیکو نسبت به والدین به‌ویژه در زمان پیری و نیازمندی آن‌ها می‌تواند موجب نجات فرد از عذاب و باعث ورود به بهشت شود. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام نقل شده که:

«یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَهِ شَیْ‏ءٌ مِثْلُ الْکُبَّهِ فَیَدْفَعُ فِی ظَهْرِ الْمُؤْمِنِ فَیُدْخِلُهُ الْجَنَّهَ فَیُقَالُ هَذَا الْبِرُّ؛(15) در روز قیامت چیزی شبیه به کبه‏ (کوه) به پشت مؤمن زده می‌شود و او را وارد بهشت می‌کند و گفته می‌شود: این نیکی به والدین است

این روایت نشان می‌دهد که نیکی به والدین آنقدر ارزشمند است که در روز قیامت به‌عنوان پاداشی عظیم، فرد را به بهشت می‌برد. در حدیثی دیگر نیز نقل شده که:

«راوی می‌گوید به امام صادق علیه‌السلام گفتم: پدرم بسیار پیر شده و ضعیف است و ما او را هنگام نیاز حمل می‌کنیم. امام فرمودند: اگر می‌توانی خود این کار را انجام دهی، پس این کار را بکن و لقمه‌ای از دست خود به او بده، که این عمل برای تو فردا بهشتی خواهد بود.»(16)

این روایت تأکید می‌کند که حتی کوچک‌ترین خدمت‌ها و نیکی‌ها به والدین، مثل دادن لقمه‌ای از دست خود به آن‌ها، می‌تواند موجب ورود فرد به بهشت شود.

در روایتی دیگر نیز از پیامبر صلی الله علیه و آله بیان شده که:

«کُنْ بَارّاً وَ اقْتَصِرْ عَلَی الْجَنَّهِ وَ إِنْ کُنْتَ عَاقّاً فَظّاً فَاقْتَصِرْ عَلَی النَّارِ؛(17) نیکوکار باش تا به بهشت برسی، و اگر عاق و بدرفتار باشی، به جهنم خواهی رسید

این روایات نشان می‌دهند که نیکی به والدین به‌عنوان یک عمل بسیار ارزشمند در اسلام، در روز قیامت موجب ورود به بهشت و نجات از عذاب الهی خواهد شد.

نتیجهگیری:

نتایج نیکی به والدین در آخرت بسیار فراوان و ارزشمند است. از جلب رضایت خداوند و اهل‌بیت علیهم‌السلام گرفته تا بخشش گناهان و آسان شدن حساب در روز قیامت، همگی نشان از اهمیت و آثار عمیق این عمل دارند. نیکی به والدین نه‌تنها به عنوان عبادت در نظر گرفته می‌شود، بلکه موجب می‌شود فرد در زمره بخشندگان قرار گیرد و در نهایت مورد غفران قرار گرفته و از برکات بهشتی بهره‌مند شود. بنابراین، نیکوکاری به والدین باید یکی از اولویت‌های زندگی هر مسلمان باشد تا از پاداش‌های دنیوی و اخروی آن بهره‌مند گردد.

پی‌نوشتها:

1. کلینی، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علی‌اکبر و آخوندی، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص161، ح 12.

2. فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضه الواعظین و بصیره المتعظین (ط - القدیمه)، قم: انتشارات رضی‏، 1375ش، ج‏2، ص368.

3. قطب‌الدین راوندی، سعید بن هبه‌الله‏، الدعوات (للراوندی) / سلوه الحزین، محقق / مصحح: ندارد، قم: انتشارات مدرسه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، 1407ق، ص127.

4. طوسی، محمد بن الحسن‏، الأمالی، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، قم: دارالثقافه، 1414ق، ص454، ح 1015.

5. طوسی، محمد بن الحسن‏، الأمالی، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، قم: دارالثقافه، 1414ق، ص308، ح 618.

6. کلینی، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علی‌اکبر و آخوندی، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص160، ح 10.

7. ابن بابویه، محمد بن علی‏، الخصال، محقق / مصحح: غفاری، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362ش، ج‏1، ص156، ح 196.

8. ابن بابویه، محمد بن علی‏، الخصال، محقق / مصحح: غفاری، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362ش، ج‏1، ص163، ح 213.

9. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، عده الداعی و نجاح الساعی، محقق / مصحح: موحدی قمی، احمد، قم: دارالکتب الإسلامی‏، 1407ق، ص85.

10. سوره مریم، آیه 14.

11. منسوب به علی بن موسی، امام هشتم علیه‌السلام‏، الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه‌السلام، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، مشهد: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، 1406ق، ص336.

12. ابن بابویه، محمد بن علی‏، الأمالی، محقق / مصحح: ندارد، تهران: کتابچی‏، 1376ش، ص58، ح 2.

13. فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضه الواعظین و بصیره المتعظین (ط - القدیمه)، قم: انتشارات رضی‏، 1375ش، ج‏2، ص368.

14. کوفی اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، محقق / مصحح: عرفانیان یزدی، غلامرضا، قم: المطبعه العلمیه، 1402ق، ص35، ح 92.

15. کلینی، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علی‌اکبر و آخوندی، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص158، ح 3.

16. کوفی اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، محقق / مصحح: عرفانیان یزدی، غلامرضا، قم: المطبعه العلمیه، 1402ق، ص35، ح 91.

17. کلینی، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علی‌اکبر و آخوندی، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص348، ح 2.

صفحه‌ها