پرسش وپاسخ

دعانویسی به معنای استفاده از دعاهای رسیده از اهل بیت(ع) صحیح است ولی آنچه رمالان به دیگران می‌دهند ناشی ازعلوم غریبه ای است که مهارت در آن ندارند و ضرر می رساند
دعا نویسی و استفاده از آن در حل مشکلات زندگی

پرسش:
دعانویسی چیست و آیا می‌توان به دعانویس مراجعه کرد؟ 
 

پاسخ:
دعانویسی اگر به معنای استفاده از متون دینی و دعاهای رسیده از اهل بیت(ع) باشد، صحیح است و در فرهنگ دینی نیز مردم گاه به علمای دینی برای چنین کاری مراجعه می‌کنند. دعانوشتن برای خود یا دیگران یا مراجعه به افرادی برای دعا گرفتن یا دعانوشتن، در مواردی که می‌دانیم که دعانویس از آیات قرآن و دعاهای رسیده از اهل بیت یا تجربه علمای بزرگ استفاده کرده است، اشکالی ندارد و عمل به توصیه های آنان، مشروع و جایز است.
البته امروزه دعانویسی در بین عوام مردم، عنوانی است عام برای مجموعه کارهایی که برخی از مدعیان علوم غریبه انجام می‌دهند؛ آنها چیزی به اسم دعا چنان که در ادبیات دینی مرسوم است برای کسی نمی‌نویسند، بلکه گاهی از دعاهای اهل بیت و آیات قرآن استفاده می‌کنند اما اغلب آنچه می‌نویسند و به مراجعه‌کنندگان می‌دهند، مستند به دلایل شرعی نیست و پشتوانه دینی ندارد. 
در بیشتر موارد، آنچه دعانویسان و رمالان به دیگران می‌دهند ناشی از علوم غریبه است و چون علم یا مهارت لازم را ندارند و از طرفی ممکن است تحت تاثیر امیال نفسانی باشند، نتیجه خوبی برای مراجعه کنندگان ندارد و علاوه بر ضررهای مالی، بر مشکلات آنها نیز افزوده می شود زیرا یکسری از این کارهای رمالی و... نیازمند ارتباط با اجنه شرور است و این ارتباط باعث دخالت جنیان در زندگی مراجعه کنندگان می شود و گرفتاری و مشکلاتشان را بیشتر می کند؛ لذا توصیه می کنیم به این دعانویس ها اصلا مراجعه نشود.

آیا از دعا نویسی می توان برای حل مشکلات زندگی استفاده کرد؟
مشکلات روزمره زندگی همیشه ناشی از عوامل ناشناخته و سحر و جادو نیست، بلکه علل و عوامل مختلفی است که بیشتر آنها هم علت منطقی و علمی دارد؛ گاه ناشی از اشتباهات گذشته است، گاه مثل بالا رفتن سن ازدواج ناشی از شرایط اجتماعی  و فرهنگی است، و گاه مثل مشکلات اقتصادی ریشه در مسائل اقتصادی کلان کشور و حتی جهان دارد؛ در حالی که معمولا افراد دعانویس همه مشکلات را ناشی از طلسم و جادو و امثال آن معرفی می‌کنند و تلاش می‌کنند مشتریان خود را به هر قیمتی حفظ کنند، و همین باعث می‌شود که توصیه‌های این افراد، یا اصلا مشکلی را حل نمی کند، یا فقط به صورت موقت آن را متوقف می کند و بعد از مدتی مشکل دوباره باز می گردد و حتی مشکلی بر مشکلات قبلی هم اضافه می کند.
نکته دیگر این که استفاده این دعانویس ها از برخی از این علوم از نظر شرعی اشکال دارد و گاه ممکن است این افراد از این طریق به دیگران ضرر بزنند یا از اسرار مخفی دیگران با خبر شوند و یا باعث تهمت و نسبت دروغ به دیگران شده و ایجاد سوء ظن کرده و اختلافات خانوادگی و بدبینی ها را بیشتر کنند. این ها باعث می‌شود که توصیه‌های این افراد قابل دفاع نبوده و حتی در مواردی حرام باشد. 

از چه اعمال و دعاهایی برای حل مشکلات زندگی استفاده کنیم؟
استغفار کردن؛ خواندن نماز حاجت؛ خواندن نماز جعفر طیار؛ نماز‌های استغاثه به اهل بیت(ع) مثل نماز استغاثه به حضرت ولی‌عصر  و موارد دیگر که در «مفاتیح الجنان» آمده؛ صدقه دادن؛ گره گشایی از کار بندگان خدا؛ فرستادن صلوات؛ خواندن زیارت عاشورا؛ خواندن حدیث کسا؛ خواندن برخی سوره‌ها مثل چهارقل و سوره یاسین و... از مواردی است که به صورت عمومی برای همه مشکلات قابل توصیه است.
توجه به این نکته لازم است که رعایت برخی امور مثل ترک گناهان، پاک و حلال بودن اموال انسان، ذکر صلوات و استغفار هنگام دعا، دعا در زمان‌ها و مکان‌های توصیه‌شده مثل هنگام سَحَر و ... زمینه‌ساز استجابت دعا خواهد بود؛ و در نقطه مقابل، رعایت نکردن این شرایط ممکن است باعث تأخیر یا عدم استجابت دعا شود.

چرا دعاهایمان مستجاب نمی شود؟
دعاها و ذکرهای توصیه شده در روایات دینی، مثل قوانین فیزیکی و علوم تجربی عمل نمی‌کنند که مثلا هر کسی چهل روز زیارت عاشورا بخواند بدون هیچ شکی به خواسته خود برسد. دعا جزو سنت‌های الهی است و سنت‌های الهی ممکن است در مواردی با موانعی روبه‌رو شوند یا خداوند متعال سنت دیگری را بر سنت استجابت دعا ترجیح دهد. از همین رو توصیه‌هایی که در فضای مجازی یا از سوی برخی افراد منتشر می‌شود که هر کس فلان ختم را انجام دهد حتما به نتیجه مورد نظر می‌رسد از اعتبار لازم برخوردار نیستند. سنت‌های الهی هر چند اثرگذار و نتیجه بخش هستند ولی چنین نیست که در صددرصد موارد به نتیجه مورد نظر اشخاص منتهی شود.

نکته نهایی این که همیشه دعاها و ذکرهای ما به هدف مطلوب نمی‌رسد؛ یعنی حتی اگر همه ذکرها و دعاها را هم انجام دهیم و همه شرایط را هم رعایت کنیم، باز هم ممکن است که به آن حاجت خاص نرسیم؛ چرا که اصولا استجابت دعا، در اختیار خداوند است و خداوند بر اساس حکمتی که دارد؛ یا خواسته بندگان را عطا می‌کند، یا جایگزینی بهتر در آینده می‌دهد، یا در ازای دعاهای افراد بلاهایی را از ایشان دفع می‌کند، و بالاخره اگر در این دنیا امکان جبران و استجابت نباشد، در آخرت دعای افراد را با چنان پاداشی جبران خواهد کرد که مؤمنان آرزو خواهند کرد که ایکاش هیچ یک از خواسته‌های ما در دنیا اجابت نشده بود و امروز به جای آن پاداشی بی ‌پایان دریافت می‌کردیم.
 

خواب هایی که انسان می بیند چند صورت دارد که فقط رویای صادقه است که می‌تواند نشانگر امری واقعی باشد و گاه ممکن است نیاز به تعبیر، آن هم به وسیله اهلش داشته باشد.
تعبیر خواب و حجیت آن

پرسش:
وقتی خوابی می‌بینیم، چگونه بفهمم که تعبیر آن چیست؟ آیا از کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته شده می‌توانیم استفاده کنیم؟ همچنین لطفاً بفرمایید بنده چه تکلیفی نسبت به خوابی که می‌بینم، دارم؟ 
 

پاسخ: 
رویا یا خواب دیدن که همه ما در طول زندگی تجربه آن را داریم بر حسب آنچه از روایات و متون دینی استفاده می شود اقسامی دارد. از یک نگاه می توان رویا را به چهار قسم تقسیم کرد:

 قسم اول: رویای صادقه؛ خوابی که انسان می بیند و با عالم واقع مطابقت دارد.

 قسم دوم: خواب هایی که بازتاب دهنده افکار و دل مشغولی های ما در طول روز هستند؛ برخی اوقات کسی که در طول روز به مسئله ای زیاد فکر می کند یا خیلی دوست دارد اتفاقی رخ بدهد یا از وقوع حادثه ای ترس دارد در عالم خواب همان موضوع را به صورت رویا می بیند مثلاً فردی که به دیگری علاقه مند است و به ازدواج با او فکر میکند چه بسا در عالم خواب ببیند که با او ازدواج کرده است یا فردی که از امتحانی که در پیش دارد می ترسد چه بسا در عالم خواب ببیند که در جلسه امتحان حضور دارد و... 
در چنین مواردی خواب های فرد به نوعی افکار و دل مشغولی های او در هنگام بیداری را بازتاب می دهند.

 قسم سوم: رویاها و صورت هایی که شیاطین در هنگام خواب به انسان مومن نشان میدهند تا او را محزون و ناراحت نمایند مثلاً ممکن است فردی خواب ببیند که عزیزی را از دست داده است یا کار ناپسندی را انجام می دهد یا اموری از این قبیل که سبب ناراحتی انسان مومن می شود.

 قسم چهارم: خواب های آشفته یا خوابهای نامربوط یا خواب های بیهوده به تعبیر قرآن اضغاث احلام؛ خواب هایی که انسان می بیند هیچ معنا و مفهوم خاصی ندارد و نوعی آشفتگی در آنها به چشم می خورد.
امام صادق (علیه السلام) در یک روایت، سه قسم از خواب ها ورویاها  را بیان کرده و فرموده اند: الرؤيا على ثلاثةِ وُجوهٍ : بِشارَةٌ مِنَ اللّه ِ للمُؤمنِ و تَحذيرٌ مِنَ الشيطانِ  و أضغاثُ أحلامٍ . رویا سه نوع دارد: 1.مژده و بشارت از جانب خداوند برای انسان مومن 2.تهدید و ایجاد ترس از ناحیه شیطان 3. رویاهای آشفته و نامربوط .
در روایت دیگری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وارد شده است :الرؤيا ثلاثةٌ : بُشرى مِن اللّهِ ، و تَحزِينٌ مِنَ الشيطانِ ، و الذي يُحَدِّثُ بهِ الإنسانُ نَفسَهُ فَيَراهُ في مَنامِهِ . 1. مژده و بشارت از ناحیه خداوند 2. خوابی که سبب اندوهگین ساختن انسان و از ناحیه شیطان است3. خوابی که درباره موضوعی است که انسان به آن فکر کرده و ذهن خود را با آن مشغول کرده است. 

تعبیر  خواب
از ۴ قسم خوابی که بیان شد فقط رویای صادقه است که می‌تواند نشانگر امری واقعی باشد و گاه ممکن است نیاز به تعبیر داشته باشد اما خواب‌های قسم دوم، سوم و چهارم که چه بسا انسان در هنگام خواب یکی از این خواب ها را ببیند هیچ معنا و مفهوم خاص و هیچ تعبیری ندارند. پس فقط یک قسم از اقسام خواب یعنی رویای صادقه واقعی می باشد. 

رویای صادقه دو صورت میتواند داشته باشد:
صورت اول: رویای صادقه ای که واضح و روشن است یعنی دقیقا آنچه را که انسان در خواب می بیند همان چیز در عالم بیداری اتفاق می افتد. 
صورت دوم:رویای صادقه ای که واضح و روشن نیست و نیاز به تعبیر دارد.

 روح انسان در هنگام خواب از بدن انسان فاصله می گیرد از عالم ماده عبور می کند و وارد عالمی بالاتر به نام عالم مثال می شود؛ و در هنگام خواب درعالم مثال، صورت هایی را میبیند که گاه ممکن است این صورت در عالم دنیا معنایی متفاوت داشته باشد؛ گاه نیز روح انسان، تصرفاتی در صورتی که در عالم مثال دیده است انجام می دهد و خوابی را که به یاد می آورد متفاوت با حقیقتی است که در هنگام خواب با آن مواجه شده است؛ در این موارد خواب نیاز به تعبیر دارد؛ تعبیرکننده خواب، کسی است که بتواند معنای خواب را از صورتی که در عالم مثال مشاهده شده است عبور داده و بر ویژگی هایی که در عالم دنیا وجود دارد تطبیق دهد؛ و از این رو به او «معبّر» می گویند.

نکته شایان توجه این است که ما معمولاً به کسانی که تعبیرخواب میدانند دسترسی نداریم پس چگونه میتوانیم خواب خود را تعبیر کنیم؟ 

نکته اول: توجه دوباره به این مسئله است که هر خوابی تعبیر ندارد و فقط رویای صادقه است که تعبیر دارد و چه بسا خوابی که من دیده ام رویای صادقه نباشد. 

نکته دوم: از برخی از روایات استفاده می شود که چگونه تعبیر کردن خواب می‌تواند در چگونه اتفاق افتادن آنچه که من در خواب دیده ام اثرگذار باشد(1) ؛ لذا به ما توصیه کرده اند که خواب خود را فقط برای کسانی تعریف کنیم که انسان های صالح و خیرخواهی هستند. پس انسان در جایی که دسترسی به کسی که خواب را تعبیر کند ندارد می تواند خواب خود را که ممکن است سبب نگرانی او شده باشد به امری خیر و شایسته تعبیر نمایند یا فقط برای افراد آگاه، صالح و خیرخواه بیان نماید که تعبیری خوب و شایسته نسبت به رویای او صورت بگیرد.(2) 
همچنین اگر خوابی دیدیم که مایه نگرانی ما شد می توانیم با صدقه یا پناه بردن به درگاه الهی و دعا یا توسل به اولیای الهی آرامش خاطر بیشتری پیدا کنیم.

نکته سوم: آیا ما می توانیم برای تعبیرخواب خود به کتاب هایی که درباره باب تعبیر خواب نوشته شده اند مراجعه کنیم؟
شایسته توجه است که انتساب برخی از این کتابها به مولفانی که به آنها نسبت داده شده معلوم نیست؛ علاوه بر اینکه این کتاب ها نمی توانند مرجعیتی در باب تعبیر خواب داشته باشد زیرا عوامل متعددی همانند زمان خواب یا ویژگی های اخلاقی یا سایر ویژگی های بیننده خواب می توانند در تعبیر خواب توسط معبّر، اثرگذار باشند؛ پس نمی توان نسخه و تعبیر یکسانی برای همه خواب ها داشت.

حجیت خواب
آیا لازم است به آنچه که در خواب دیده ایم ترتیب اثر بدهیم  یا بر طبق خواب خود عمل کنیم؟
عالمان دینی گفته اند: خواب برای انسان، حجت شرعی نمی باشد و ترتیب اثر به خواب یا عمل به آن واجب نیست؛ هرچند فرد می تواند بر طبق خوابی که دیده است رفتار کند و به آن عمل نماید؛ البته باید توجه داشت که محتوای رویا و خواب نباید توصیه به امری غیرعقلانی یا امری غیرشرعی باشد و الا عمل به خواب جایز نیست. پس اگر انسان خواب کسی را می بیند که از او می خواهد کاری را انجام دهد؛ لازم نیست بر طبق این خواب عمل کند و اگر خواسته آن، غیرعقلانی یا غیرشرعی باشد نباید آن کار را انجام دهد.

رهایی از رویاهای بد
چگونه می توان از دیدن خواب های بد در امان ماند؟
 برخی از عوامل می‌توانند در این که انسان، خواب های بد نبیند موثر باشند مثلاً اینکه انسان تنها در خانه نخوابد و در هنگام خواب فرد یا افراد دیگری در خانه حضور داشته باشند یا اینکه قبل از خواب پرخوری نداشته باشد و بین زمان شام خوردن و خوابیدن انسان فاصله باشد. همچنین اگر انسان در طول روز مراقبت داشته باشد که از گناهان اجتناب نماید(3)  یا اگر از استرس و آشفتگی خود در طول روز بکاهد، در هنگام خواب با وضو بخوابد و پیش از خوابیدن برخی از آیات قرآن یا دعاهایی که قبل از خواب وارد شده و در کتاب مفاتیح الجنان آمده است را بخواند؛ این کارها می توانند در اینکه انسان خواب های بد نبیند موثر باشند. زیاد خوابیدن نیز از عوامل اثر گذار بر دیدن خواب های نامناسب است.

پی نوشت:
1. رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :إذا رَأى أحَدُكُـم الرؤيـا الحَسَنَةَ فَلْيُفَسِّرْها و لْيُخبِرْ بها ، و إذا رَأى الرؤيا القَبيحَةَ فلا يُفَسِّرْها و لا يُخبِرْ بها . (کنزالعمال،41392)
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :الرؤيا عَلى رِجْلِ طائرٍ ما لَم تُعَبَّرْ ، فإذا عُبِّرَت وَقَعَت ، و لا تَقُصَّها إلاّ على وادٍّ و ذِي رَأيٍ. (کنز العمال،41390)
رسول الله صلى الله عليه و آله: الرؤيا تقع على ما تعبّر، ومَثَلُ ذلك مثل رجلٍ رفع رجله فهو ينتظر متى يضعها فإذا رأى أحدكم رؤيا فلا يحدث بها إلا ناصحًا أو عالمًا. (الصحیح الجامع)
2. امام صادق (علیه‌السلام) به نقل از پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) می‌فرمایند: «الرویا لا تقص الا علی مومن خلا من الحسد و البغی»؛ رؤیا نقل نمی‌شود، جز برای مؤمنی که از حسادت و بغی و ستم و از صفات رذیله روحش خالی باشد. (کافی، ج8، ص ۳۳۶)
امام محمدباقر (علیه‌السلام) به نقل از پیامبر اکرم (صلوات‌الله‌علیه و آله وسلم): «لا تقصوا رویاکم الا علی من یعقل»؛ رؤیای خود را نقل نکنید مگر برای کسانی که اهل تعقل و تدبیر هستند. (کافی ،ج ۸ ،ص ۳۳۶)
در روایتی دیگر: «لا تقصوا رویاکم الا علی عالم او ناصح»؛ رؤیا و خواب خود را تنها به فرد عالم و دانشمند، عالم ربانی و فرد ناصحی که اهل نصیحت و مشفق باشد بگویید. (کنز العمال ج ۱۵ ص ۳۶۵)
3. امام صادق (علیه‌السلام): «اذا کان العبد علی معصیه و اراد الله تعالی به خیرا أراه فی منامه رویا تروعه فینزجر بهاعن تلک المعصیه»(بحارالانوار،ج۱۴،ص ۴۳۵)

 

منظور از گریۀ آسمان و زمین از نگاه معصومین می توان به سرخی آسمان و زمین به طور مطلق، شبیه‌شدن آسمان به لختۀ خون و جاری‌شدن خون از زیر سنگ‌ها اشاره کرد.

پرسش:

 آیا آسمان و زمین بر امام حسین (علیه السلام) گریه کردند؟ منظور از گریه آنها چه بود؟

پاسخ:

روایات مربوط به گریه‌کردن آسمان و زمین بر سیدالشهدا (علیه السلام) تواتر معنوی دارند؛ یعنی هرچند همۀ این احادیث از حیث لفظ یکسان نیستند، معنای آنها به اندازه‌ای در روایات پُرتکرار است که انسان یقین به صدور آنها از معصومان (علیهم السلام) پیدا می‌کند. تعداد احادیث گریۀ آسمان و زمین بر امام حسین (علیه السلام) به اندازه‌ای زیاد است که برخی از محدثان بزرگ شیعه، ابوابی را در کتاب‌های خود به این موضوع اختصاص داده‌اند؛ برای نمونه جعفر بن محمد بن قولویه قمی از محدثان بزرگ شیعه در قرن چهارم قمری، در کتاب معروف خود «کامل الزیارات» حدود سی روایت با سندهای مختلف در‌این‌باره آورده است.

دربارۀ منظور از گریۀ آسمان و زمین، باید گفت بنا نیست همۀ موجودات مانند انسان چشم داشته باشند و اشک بریزند، بلکه گریۀ هر موجودی با توجه به ظرفیت وجودی آن است. بهترین تفاسیر برای منظور از گریۀ آسمان و زمین را معصومان (علیهم السلام) بیان فرموده‌اند؛ از‌این‌رو در ادامه برخی از روایاتی بیان می‌شود که مقصود از گریۀ آسمان و زمین را بیان کرده‌اند.

روایت اول: باریدن خاک سرخ

امام رضا (علیه السلام) به ابن‌شبیب فرمودند: «أَنَّهُ لَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ جَدِّی علیه السلام مَطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً وَ تُرَاباً أَحْمَر: هنگامی که جدم حسین (علیه السلام) به شهادت رسید، از آسمان خون و خاک سرخ بارید» (1). بر اساس این حدیث، منظور از گریۀ آسمان، باریدن خاک است.

روایت دوم: سرخی آسمان و زمین به طور مطلق

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «إِنَّ الْحُسَیْنَ علیه السلام بَکَى لِقَتْلِهِ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ وَ احْمَرَّتَا وَ لَمْ تَبْکِیَا عَلَى أَحَدٍ قَطُّ إِلَّا عَلَى یَحْیَى بْنِ زَکَرِیَّا وَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍ‏ علیهما السلام: همانا آسمان و زمین براى شهادت امام حسین (علیه السّلام) گریستند و سرخ شدند و بر احدى هرگز نگریستند مگر بر یحیى بن زکریا و حسین بن على (علیهما السّلام)» (2). این روایت، مراد از گریه را سرخی آسمان و زمین بیان می‌کند.

همچنین داود بن فرقد از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است: «احْمَرَّتِ السَّمَاءُ حِینَ قُتِلَ الْحُسَیْنُ علیه السلام سَنَهً وَ یَحْیَى بْنُ زَکَرِیَّا وَ حُمْرَتُهَا بُکَاؤُهَا: هنگامى که امام حسین (علیه السّلام) و یحیى بن زکریا شهید شدند، آسمان تا یک سال سرخ بود و این سرخى، گریستن آسمان است» (3). بر اساس این حدیث، آسمان تا یک سال پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) همواره سرخ‌گون بود.

روایت سوم: سرخی آسمان و زمین هنگام طلوع و غروب خورشید

عبدالله بن هلال می‌گوید از امام صادق (علیه السلام) شنیدم: «إِنَّ السَّمَاءَ بَکَتْ عَلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ یَحْیَى بْنِ زَکَرِیَّا وَ لَمْ تَبْکِ عَلَى أَحَدٍ غَیْرِهِمَا قُلْتُ وَ مَا بُکَاؤُهَا قَالَ مَکَثَتْ أَرْبَعِینَ یَوْماً تَطْلُعُ کَشَمْسٍ بِحُمْرَهٍ وَ تَغْرُبُ بِحُمْرَهٍ قُلْتُ فَذَاکَ بُکَاؤُهَا قَالَ نَعَمْ: آسمان بر حسین بن على و یحیى بن زکریّا (علیهم السّلام) گریست و بر احدى غیر این دو گریه نکرد. عرض کردم: گریه آسمان چیست و چگونه بود؟ حضرت فرمودند: چهل روز خورشید با رنگ سرخ، طلوع و غروب می‌کرد. عرضه داشتم: گریه آسمان این بود؟ حضرت فرمودند: بلی» (4). بر اساس این حدیث، منظور از گریۀ آسمان و زمین، سرخی آنها هنگام طلوع و غروب خورشید بوده است.

روایت چهارم: شبیه‌شدن آسمان به لختۀ خون

علی بن مُسهر قرشی می‌گوید جدم که ایام شهادت امام حسین (علیه السلام) را درک کرده بود، می‌گفت: «فَمَکَثْنَا سَنَهً وَ تِسْعَهَ أَشْهُرٍ وَ السَّمَاءُ مِثْلُ الْعَلَقَهِ مِثْلُ الدَّمِ مَا تَرَى الشَّمْسَ: یک‌سال و نه‌ماه پس از این واقعه، آسمان پیوسته مانند لختۀ خونى بود و خورشید اصلاً دیده نشد» (5). بر اساس این حدیث، گریۀ آسمان به لختۀ خون تشبیه شده است.

روایت پنجم: اثر خون بر اشیای زیر آسمان

امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: «إِنَّ السَّمَاءَ لَمْ تَبْکِ مُنْذُ وُضِعَتْ إِلَّا عَلَى یَحْیَى بْنِ زَکَرِیَّا وَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍ علیهما السلام. قُلْتُ أَیَّ شَیْ‏ءٍ کَانَ بُکَاؤُهَا؟ قَالَ کَانَتْ إِذَا اسْتُقْبِلَتْ بِثَوْبٍ وَقَعَ عَلَى الثَّوْبِ شِبْهُ أَثَرِ الْبَرَاغِیثِ مِنَ الدَّمِ: از زمانى که آسمان خلق شده، تا کنون بر احدى نگریسته مگر بر یحیى بن زکریا و حسین بن على (علیهما السّلام). عرض کردم: گریۀ آسمان چه بود؟ فرمودند: وقتى لباسى را در مقابل آن قرار مى‏‌دادى، روى آن اثرى شبیه به خون پشه واقع می‌شد» (6). بر اساس این روایت، بر اشیایی که زیر آسمان قرار می‌گرفتند، اثر خون پدیدار می‌شد و منظور از گریۀ آسمان همین بوده است.

روایت ششم: جاری‌شدن خون از زمین

زُهری از عالمان بزرگ اهل‌سنت در عصر امام سجاد (علیه السلام) می‌گوید: «لَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ علیه السلام لَمْ یَبْقَ فِی بَیْتِ الْمَقْدِسِ حَصَاهٌ إِلَّا وُجِدَ تَحْتَهَا دَمٌ عَبِیطٍ: وقتى حسین بن على (علیهما السّلام) شهید شد، در بیت‌المقدس سنگریزه‌‏اى باقى نماند مگر وقتى آن را بر‌مى‌داشتیم، خون تازه زیرش بود» (7). جاری‌شدن خون از زیر سنگ‌ها نوعی دیگر از گریۀ زمین است که در این روایت به آن اشاره شده است.

 

نتیجه:

جستجو و جمع‌بندی روایات گریۀ آسمان و زمین، نشان می‌دهد گریۀ آسمان و زمین به‌یقین وجود داشته است؛ اما درباره منظور از گریۀ آنها تفاسیر مختلفی از معصومان (علیهم السلام) بیان شده است که به این موارد می‌توان اشاره کرد: باریدن خاک سرخ، سرخی آسمان و زمین به طور مطلق، سرخی آسمان و زمین هنگام طلوع و غروب خورشید، شبیه‌شدن آسمان به لختۀ خون، ایجاد اثر خون بر اشیاء، جاری‌شدن خون از زیر سنگ‌ها.

کلمات کلیدی: ، گریۀ زمین، اشک موجودات، امام حسین (علیه السلام).

پی‌نوشت‌ها:

1. محمد بن علی ابن‌بابویه؛ الأمالی؛ چ 6، تهران: کتابچى، 1376 ش، ص 130.

2. جعفر بن محمد ابن‌قولویه؛ کامل الزیارات؛ ‏محقق: عبدالحسین امینى؛ نجف اشرف: دار‌المرتضویه، 1356 ش، ص 89.

3. همان، ص 90.

4. همان، ص 89.

5. همان.

6. همان، ص 90.

7. همان، ص 93.

قرآن تصویر مردانه‌ای از خدا ارائه نمی‌دهد. خداوند در قرآن، نه مرد است و نه زن؛ بلکه فراتر از جنسیت است. استفاده از ضمیر «هو» به‌خاطر محدودیت‌های زبانی است.

پرسش:

آیا تصویر خدا در اسلام مردانه است؟

پاسخ:

برخی پژوهشگران معتقدند تصویری که ادیان، ازجمله اسلام، از خدا ترسیم می‌کنند، بازتاب فرهنگ مردمحور زمانه خود است. ازنظر آنان، صفاتی چون سلطه، قدرت، قهر و فرمانروایی، که در بسیاری از توصیف‌های دینی از خدا به چشم می‌خورد، با ویژگی‌هایی که به مردان نسبت داده می‌شود همخوانی دارد. درنتیجه، این گمان پدید آمده که خدای اسلام نیز تصویری مردانه دارد، و این تصویر برخاسته از فضای اجتماعی مردسالارانة صدر اسلام است. اما آیا این برداشت با متن قرآن و منطق الهیات اسلامی سازگار است؟

برای پاسخ، باید میان زبان و تصویر خدا، و واقعیت و ذات او تمایز قائل شویم و بررسی کنیم که آیا این توصیف‌ها واقعاً بر اساس مردگرایی شکل گرفته‌اند یا برخاسته از نیازهای زبانی، تربیتی و معرفتی انسان‌اند.

نکته اول: محدودیت‌های زبانی و فراجنسیتی بودن خدا

در ادیان توحیدی، خداوند فراتر از جنسیت است و همتا ندارد: «لَیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ».(1)

اما زبان‌هایی مانند عربی و انگلیسی(برخلاف فارسی)، ضمیر بی‌جنسیت برای موجودات آگاه ندارند؛ بنابراین، یکی از دو ضمیر «مذکر» یا «مؤنث» را به‌کار می‌برند.

در این زبان‌ها، وقتی جنسیت مبهم یا بی‌اهمیت است، معمولاً ضمیر مذکر به‌عنوان پیش‌فرض استفاده می‌شود؛ حتی برای موجودی که اصلاً جنسیت ندارد. بنابراین، این دستور زبانی، هیچ‌گونه پیامد و دلالت الهیاتی ندارد.

به‌صورت کلی، جنسیت دستوری و زبانی، الزاماً بازتابی از جنسیت واقعی نیست؛ چنان‌که در عربی، خورشید مؤنث و ماه مذکر تلقی می‌شود، اما در فرانسه برعکس؛ درحالی‌که در واقعیت، ماه و خورشید اصلاً جنسیت ندارند.

پس کاربرد «هو» یا «He» درباره خدا صرفاً برآمده از ساختار زبانی است، نه نشانه جنسیت واقعی او.

نکته دوم: جمع میان صفات به‌ظاهر مردانه و زنانه

اگرچه در برخی فرهنگ‌ها این صفات با ویژگی‌های مردانه یا زنانه تطبیق داده می‌شوند، اما در حقیقت، این دسته‌بندی‌ها فرهنگی و نسبی‌اند و نه جهان‌شمول. مهربانی، قدرت، قاطعیت، لطافت، شفقت و عدالت همگی صفاتی‌اند که هر انسانی می‌تواند داشته باشد، صرف‌نظر از زن یا مرد بودن. این‌که در یک جامعه، مثلاً قدرت به مردان و محبت به زنان نسبت داده می‌شود، بیشتر یک پدیده فرهنگی است، نه واقعیتی هستی‌شناختی.

بنابراین، این‌که برخی از صفات خدا را شبیه به صفات فرهنگی مردان دیده‌ایم، بیشتر بازتاب تصویر ما از مرد و زن است، نه حقیقت خدا. صفات الهی از این کلیشه‌های جنسیتی فراتر می‌روند.

ازاین‌رو، در قرآن، خداوند هم «قادر»، «جبار» و «منتقم» است و هم «رحمن»، «رؤوف» و «غفور». در بسیاری از آیات قرآن، این دودسته از صفات به‌ظاهر متفاوت، باهم به کار رفته است؛ مثلاً:

• «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ؛ بدانید خدا دارای مجازات شدید، و (درعین‌حال) آمرزنده و مهربان است.»(2) در این آیه، «شدید العقاب» در کنار «غفور رحیم» آمده است.

• «نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ وَأَنَّ عَذَابِی هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِیمُ؛ بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم و (اینکه) عذاب و کیفر من، همان عذاب دردناک است.»(3) در این آیات، «غفور» و «رحیم» در کنار «عذاب الیم» آمده‌اند.

بنابراین، در قرآن، خداوند جامع همه صفات کمالی است، و هیچ صفتی را به نفع صفتی دیگر کنار نمی‌گذارد. این جامعیت و توازن، نشان می‌دهد که خداوند نه مردانه تصویر شده، نه زنانه؛ بلکه تصویر جامع از او ارائه شده که توجه به آن، انسان‌ساز است و آدمی را نه به رحمت الهی مغرور می‌سازد و نه از بخشش الهی ناامید می‌کند.

نکته سوم: نه مرد از زن برتر است و نه بالعکس

اسلام در اصول اعتقادی و ارزش‌گذاری‌های اخلاقی، کرامت انسان را نه بر اساس جنسیت، بلکه بر اساس تقوا و عمل می‌سنجد:

«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ؛ گرامی‌ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست»(4)

بنابراین، اسلام دلیلی ندارد که برای بزرگداشت خدا، او را در قالب مردانه تعریف کند.

برخی از تفاوت‌های جنسیتی در احکام، به وظایف، نقش‌ها یا شرایط طبیعی مربوط است، نه به ارزش‌گذاری ذاتی میان زن و مرد. مثلاً در مسئله ارث، مرد مسئول تأمین مالی خانواده است، نه زن. بنابراین اگر ارث بیشتری به او داده می‌شود، به‌خاطر مسئولیت بیشتر است، نه کرامت بیشتر.

ازاین‌رو، نسبت‌دادن تصویر مردانه به خدا به انگیزه تقدیس مرد، با منطق قرآن ناسازگار است.

نتیجه‌‌گیری:

بنابراین، قرآن تصویر مردانه‌ای از خدا ارائه نمی‌دهد. خداوند در قرآن، نه مرد است و نه زن؛ بلکه فراتر از جنسیت است. استفاده از ضمیر «هو» یا «He» به‌خاطر محدودیت‌های زبانی است، نه نشانه جنسیت خدا. زبان عربی مثل بسیاری از زبان‌های دیگر، ضمیر بی‌جنسیت برای موجودات آگاه ندارد، و در چنین مواردی، پیش‌فرض زبانی، استفاده از ضمیر مذکر است.

از سوی دیگر، قرآن مجموعه‌ای از صفات الهی را بیان می‌کند که برخی از آن‌ها شاید در مردان یا زنان بیشتر باشد؛ اما اولاً این تقسیم‌بندی‌ها فرهنگی و قراردادی‌اند، نه واقعی و ثانیاً خداوند همه آن‌ها را باهم دارد.

درنهایت، قرآن ملاک کرامت انسان را نه جنسیت، بلکه تقوا می‌داند و اساساً مرد را بر زن برتر نمی‌داند؛ ازاین‌رو، دلیلی ندارد که خدا برای بزرگداشت، خویش را مردانه توصیف کند. تصویر خدا در قرآن، فراتر از تصورهای انسانی و جنسیتی است.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره شوری، آیه11

2. سوره مائده، آیه 98.

3. سوره حجر، آیات 49-50.

4. سوره حجرات، آیه 13.

سابقۀ طولانی اسرائیل در امور امنیتی و کمک‌های گسترده سرویس‌های قدرتمند جهانی، از توان جدی این سازمان تروریستی در ایجاد آسیب‌های متعدد دارد.

پرسش:

 چگونه اسرائیل توانست فرماندهان و دانشمندان ایرانی را ترور کند؟ چرا حفاظت از جان افراد مؤثر و ارزشمند در کشور ما تا این اندازه ضعیف است؟

پاسخ:

آنچه مسلم است، اینکه رژیم اسرائیل به طور غیابی حکم اعدام و ترور ده‌ها نفر از سرداران کلیدی سپاه و دانشمندان هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را صادر و به‌سادگی در چند ساعت آن را اجرایی کرد (1). شهادت رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، فرمانده اطلاعات سپاه و ده‌ها شخصیت مهم دیگر، نشان از اشراف اطلاعاتی و عملیاتی جدی نیروهای اسرائیلی و البته ضعف جدی دستگاه امنیتی ما در حفاظت از فرماندهان دارد. بنابراین پرسشی پیش می‌آید که آیا این امر نشان‌دهندۀ ناتوانی و ناکارآمدی اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران و عدم تاب‌آوری امنیتی نیست؟ دلیل این حجم از ضعف چیست؟ در پاسخ باید گفت دستگاه امنیتی ایران با نفوذ گسترده و آسیبی جدی مواجه است (2) که باید به‌سرعت ضعف‌های خود را برطرف سازد و نقاط قوت خود را تقویت کند؛ به‌ویژه پالایش جدی در شیوه‌های گزینش و اعتماد به افراد. اما فراموش نکنیم دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی ایران تقریباً به‌تنهایی در یک منطقه بسیار پرتنش و ناامن و در مقابل توطئه‌های متعدد خارجی و داخلی موفق به کشف و خنثی‌کردن هزاران توطئه امنیتی علیه مردم و مقامات کشور در چند دهه اخیر شده‌اند. با وجود این، با توجه به نکات زیر بایستی نگاهی واقع‌بینانه به این معضل جدی داشت.

1. سابقۀ طولانی سازمان اطلاعاتی مخوف و جنایتکار موساد

سازمان اطلاعات و عملیات ویژه رژیم صهیونیستی با عنوان «موساد»، سازمانی بسیار باسابقه و قدرتمند است. اسرائیل اساساً ماهیتی عملیاتی، جنگی و امنیتی داشته و دارد و باید این حقیقت را پذیرفت که به دلیل ماهیت صهیونیستی و دلایل دیگر، قدرت اطلاعاتی این رژیم بسیار درخور توجه است. وقتی در سال 1335 شمسی تصمیم گرفته شد در ایران سازمان اطلاعاتی و امنیتی قوی (ساواک) ایجاد شود، مهم‌ترین مرجع آموزشی به نیروهای ساواک که افزون بر آن تهیه تجهیزات و کتب و نشریات لازم را نیز برای ساواک تأمین می‌کرد، موساد بود (3)؛ یعنی سیستم امنیتی رژیمی که هنوز عمر آن به نه‌سال نرسیده است (4) و سازمانی که از عمر آن بیش از پنج‌سال نمی‌گذرد (5)، مربی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی ایران شاهنشاهی با ادعای سابقه تمدن چند‌هزار‌ساله می‌شود.

2. تأسیس تشکیلات جاسوسی صهیونی، پیش از تشکیل دولت صهیونی

این نکته را باید در نظر داشت که اسرائیل تنها رژیمی است که پیش از تأسیس دولت، اقدام به راه‌اندازی سرویس‌های اطلاعاتی‌ و جاسوسی کرده است. سازمان جهانی صهیونیسم از سال 1897 تا 1948 میلادی، یعنی 50 سال در پی ایجاد لوازم تشکیل حکومت یهود بود که یکی از این لوازم، فعالیت گسترده شبکه‌های مخوف اطلاعاتی و عملیاتی بود؛ درواقع گروه‌های تروریستی مثل هاگانا، اشترن، پالما و ایرگون که حدوداً بعد از فروپاشی دولت عثمانی (1917 م) و در زمان قیومیت بریتانیا بر سرزمین فلسطین، شکل گرفتند و علیه مردم فلسطین مشغول کارهای تروریستی بودند، زمینه را برای تأسیس اسرائیل فراهم کردند. وقتی دولت اسرائیل در سال 1948 اعلام موجودیت کرد، همین چهار گروه سیستم نظامی و امنیتی رژیم اسرائیل را تشکیل دادند (6). اساساً ماهیت جعلی، نظامی، توطئه‌گر و متجاوز رژیم صهیونیستی ایجاب می‌کند که همیشه خود را در سخت‌ترین حالت امنیتی تعریف کند؛ به همین دلیل در این مسیر از هیچ اقدام ناسالم و جنایت‌کارانه‌ای فروگذار نمی‌کند.

3. یهودیان چندملیتی، مزیت جاسوسی و اطلاعاتی موساد

رژیم صهیونیستی اهرم‌های قدرتمندی برای قوی‌تر‌شدن شبکه اطلاعاتی خود دارد؛ برای نمونه به گفته کارشناسان، تنوع بزرگ جمعیت رژیم اسرائیل ـ که پس از تأسیس این کشور صدها هزار یهودی از کشورهای مختلف مانند شمال آفریقا و کشورهای همسایه در آن مستقر شدند ـ یک مزیت برای موساد در نظر گرفته می‌شود. یکی از مشهورترین این نمونه‌ها، الی کوهن است. او که یهودی بود و در مصر با ریشه‌های سوریه‌ای بزرگ شده بود، در اوایل دهه ۱۹۶۰ با عنوان جاسوس مخفی این سازمان جذب شد. او ابتدا در بوئنوس‌آیرس و سپس در دمشق، خود را تاجری سوری معرفی کرد و اعتماد بالاترین محافل در سوریه، یعنی رژیم دشمن اسرائیل را به دست آورد. تا مدت‌ها مشخص نبود که اسرائیل چگونه اطلاعات دقیقی درباره مواضع سوریه در ارتفاعات جولان به دست آورده است؛ درنهایت، ارسال پیامی رادیویی به قیمت جان کوهن تمام شد. سوری‌ها او را دستگیر و در سال ۱۹۶۵ میلادی در دمشق در ملأ عام اعدام کردند (7).

4. همکاری سازمان‌های جهانی جاسوسی، اطلاعاتی و هوش مصنوعی با موساد

از طرف دیگر، نیروهای اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل دارای پشتیبانی جدی قدرتمندترین سرویس‌های اطلاعاتی جهان مانند CIA آمریکا،MI6  انگلستان و دیگر سرویس‌های پرسابقه غربی هستند و از طریق شبکه عظیم آنان مرتب تغذیه اطلاعاتی می‌شوند. همچنین بخش چشمگیری از تکنولوژی و فناوری روز دنیا نیز در خدمت این سازمان تروریستی است. «واشنگتن‌پست» اعلام کرد «گوگل» در جنگ غزه به ارتش اسرائیل کمک کرده است. این روزنامه می‌افزاید: در سندی به تاریخ نوامبر ۲۰۲۴ (آبان ۱۴۰۳) یعنی زمانی که بخش‌های بسیاری از غزه در نتیجۀ حملات هوایی اسرائیل به ویرانه تبدیل شده بود، ارتش اسرائیل همچنان از گوگل برای جدیدترین فناوری هوش مصنوعی استفاده می‌کند. ارتش اسرائیل سال‌هاست از توانایی‌های هوش مصنوعی برای تسریع پردازش تصاویر نظارتی و اهداف نظامی استفاده می‌کند. بر اساس تحقیقات پیشین واشنگتن‌پست، پس از آغاز حملات رژیم صهیونیستی به غزه به دنبال حملات ۷ اکتبر (۱۵ مهر ۱۴۰۲)، ارتش اسرائیل به ابزار هوش مصنوعی به نام «هبزورا» (Habsora) روی آورد و از آن برای اهداف انسانی و زیرساخت‌های غیرنظامی در غزه بهره می‌برد (8). گوگل و آمازون قرارداد مشترکی به ارزش یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار به نام «پروژه نیمبوس» با دولت اسرائیل و ارتش آن کشور منعقد کردند و زمانی که کارمندان گوگل به این اقدام ضدانسانی اعتراض کردند، گوگل دست‌کم 28 نفر را یک‌جا (9) و به‌مرور دیگر کارمندان معترض را اخراج کرد.

5. ماهیت پادگانی و امنیتی رژیم صهیونیستی در برابر جغرافیای وسیع ایران

باید این واقعیت را پذیرفت که ایران کشوری پهناور است که تقریباً 75 برابر بزرگ‌تر از مساحت اسرائیل دارد. نفوذ در کشور ایران با مرزهای فراوان زمینی و دریایی با کشورهای بی‌ثبات یا کم‌ثبات به‌مراتب ساده‌تر از نفوذ در کشوری کوچک و پادگانی و به‌کلی امنیتی است. اسرائیل به دلیل اینکه همواره در حال تهدید‌کردن و تهدید‌شدن است، مانند پادگانی است که درون آن یک دولت و ملتی جعلی هم تعریف شده است. ارتش اسرائیل یک ارتش بزرگ از نیروهای فعال و ذخیره است. مردم اسرائیل چه مرد و چه زن باید به ترتیب 30 و 24 ماه خدمت وظیفه کنند و پس از آن چند دهه در خدمت وظیفه اجباری باشند (تا سن 50 سالگی برای زنان و 55 سالگی برای مردان) (10). سرتاسر اسرائیل پر از پناهگاه و اماکن امن است. همۀ این موارد نشان‌دهندۀ ماهیت این رژیم در جایگاه یک پادگان محصور و سخت است.

6. نفوذ نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران در قلب اسرائیل

رژیم صهیونیستی بارها از نیروهای اطلاعاتی ما ضربه خورده است و افزون بر کشف و خنثی‌سازی توطئه‌ها، نفوذ نیروهای امنیتی ما هم در آنجا تأیید شده است. حجت‌الاسلام سیداسماعیل خطیب ـ وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران ـ در گفتگویی دربارۀ دستاوردهای وزارت اطلاعات از نفوذ عوامل بیگانه در رده‌های بالا می‌گوید: «نفوذ همیشه در کشور بوده و باز هم خواهد بود؛ همچنان‌که ما هم در کشورها و رژیم‌صهیونیستی نفوذ داریم» (11). موشه نستلبام ـ کارشناس صهیونیست ـ در رابطه با گسترش دستگیری‌ها در سرزمین‌های اشغالی به جرم همکاری‌ شهرک‌نشینان و صهیونیست‌ها با ایران نیز بیان می‌کند: «ایرانی‌ها نیازی به نفوذ مأموران خود به خاک اسرائیل ندارند. آنها از اسرائیلی‌هایی استفاده می‌کنند که به دنبال راه‌هایی برای کسب درآمد آسان هستند. همیشه هم صحبت از افراد حاشیه‌نشین نیست. اغلب این افراد جوانانی با دانش فناوری، کارکنان شرکت‌های فناوری پیشرفته یا افرادی با دسترسی به سیستم‌های حساس هستند» (12). نهادهای امنیتی رژیم صهیونیستی به‌تازگی اعلام کرده‌اند تعداد صهیونیست‌های حاضر به جاسوسی برای ایران به‌شدت افزایش پیدا کرده است و در ماه‌های اخیر بیش از ده‌ها مورد دستگیری صهیونیست‌ها به جرم جاسوسی برای ایران انجام شده است. البته این آمارها تنها بخشی است و به اعتراف مقامات این رژیم، آمار واقعی افرادی که در حال همکاری با ایران علیه این رژیم هستند، بسیار بیشتر و گسترده‌تر از آن چیزی است می‌توان تصور کرد (13).

 

7. ارزیابی اجمالی عملکرد نهادهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران

هرچند نمی‌توان منکر وجود خطاها و ضعف‌ها در دستگاه اطلاعاتی ایران شد، باید اذعان کرد دستگاه امنیتی ایران در مقابل رژیم صهیونیستی و حامیان قدرتمندش دست‌و‌پا‌بسته نیست که اگر این‌گونه بود، امروز سیستم‌های مختلف نظامی، سایبری و اجرایی ایران از کار افتاده بود و نمی‌توانست به حیات خود ادامه دهد و ضربات سنگینی را در پاسخ به حملات اسرائیل انجام دهد. کشف و خنثی‌سازی هزاران توطئه و عملیات امنیتی و اطلاعاتی در سراسر کشور کار ساده‌ای نیست؛ اما نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ایران بارها حمله‌های سخت و سنگین نیروهای دشمن را کشف و دفع کرده‌اند. خرابکاری‌های رژیم صهیونیستی بی‌وقفه ادامه دارد و حتی بسیاری از شهیدان فعلی ما بارها مورد حمله ناموفق رژیم قرار گرفته بودند. اینکه ایران در موشک‌باران اسرائیل، بانک اهداف دقیق از مراکز حساس و امنیتی رژیم در اختیار داشت و می‌دانست چگونه می‌تواند لایه‌های پدافندی رژیم را دور بزند، تأییدکنندۀ این مطلب است.

نتیجه:

اگر اسرائیل اصلاً نمی‌توانست به اهداف خود در ایران دست یابد، سبب تعجب بود؛ چراکه سابقۀ جدی اسرائیل در امور امنیتی و البته بدون محدودیت‌های انسانی، کمک‌های گسترده سرویس‌های قدرتمند جهانی مانند CIA آمریکا،MI6  انگلستان و دیگر سرویس‌های پرسابقۀ غربی و دسترسی به امکانات و فناوری‌های روز دنیا و سایر توانمندی‌های موساد نشان‌دهندۀ توان جدی این سازمان تروریستی در ایجاد آسیب‌های متعدد است. اساساً رژیم صهیونیستی پنجاه‌سال قبل از شکل‌گیری، گروه‌های اطلاعاتی و تروریستی خود را تشکیل داده است و نخستین دولتی است که قبل از پیدایش، دستگاه‌های امنیتی داشته است. اما سرویس‌های اطلاعاتی ایران با وجود نواقص، موانع، ضعف‌ها و نفوذهای فراوان، توانسته است بسیاری از توطئه‌های امنیتی رژیم و حامیانش را خنثی سازد و شیرازۀ امنیتی کشور را حفظ کند.

پی‌نوشت‌ها:

1. «۳۸ فرمانده ارشد که در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل به شهادت رسیدند + اسامی»؛ پایگاه خبری تحلیلی دیدبان ایران، 05/04/1404؛ در:

https://www.didbaniran.ir/fa/tiny/news-227574.

2. اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، روز جمعه ۱۸ ژوئیه (۲۷ تیر) در مورد نفوذ کشورهای خارجی در ایران به خبرگزاری مهر گفت: «نفوذ همیشه در کشور بوده و باز هم خواهد بود». حجت‌الاسلام خطیب: «در رژیم صهیونیستی نفوذ داریم»؛ خبرگزاری مهر، 27 تیر 1404؛ در:

mehrnews.com/x38yqf.

3. مارک گازیوروسکی؛ سیاست خارجی آمریکا و شاه؛ ترجمۀ جمشید زنگنه؛ چ 2، تهران: انتشارات رسا، ۱۳۷۳ ش، ص ۲۵۸.

4. رژیم جعلی صهیونیستی در سال 1948 میلادی برابر با 1327 شمسی تأسیس گردید.

5. موساد در 1 آوریل 1951 (فروردین 1330) تأسیس شد.

6. «تروریست‌های صهیونیستی»؛ پایگاه مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 23 فروردین 1402؛ در:

https://historydocuments.ir/?page=post&id=1406.

7. «شهرت افسانه‌ای موساد، سرویس اطلاعاتی اسرائیل از کجا می‌آید؟»؛ دویچه‌وله آلمان، 30 شهریور 1403؛ در:

https://B2n.ir/dp8774.

8. واشنگتن‌پست: «گوگل در جنگ غزه به ارتش اسرائیل کمک کرده است»؛ خبرگزاری ایرنا، 3 بهمن 1403؛ در:

https://irna.ir/xjSGNG.

9. «گوگل ۲۸ کارمند خود را پس از اعتراض به همکاری این شرکت با دولت اسرائیل اخراج کرد»؛ یورونیوز فارسی، 18/4/2024؛ در:

https://B2n.ir/zn9541.

10. «ارتش اسرائیل چقدر بزرگ است؟»؛ اسپوتنیک ایران، 10/10/2023؛ در:

https://B2n.ir/qw9083.

11. سیداسماعیل خطیب؛ «در رژیم صهیونیستی نفوذ داریم»؛ خبرگزاری مهر، 27 تیر 1404؛ در:

mehrnews.com/x38yqf.

12. «ایران نیازی به فرستادن جاسوس ندارد، از میان اسرائیلی‌ها جذب می‌کند»؛ خبرگزاری ایرنا، 22 تیر 1404؛ در:

https://irna.ir/xjV2xp.

13. همان.

امام حسن مجتبی(ع)، بنا به وصیت خود، قرار بود در کنار پیامبر اکرم (ص)دفن شوند؛ اما با ممانعت عایشه و مروان بن حکم پیکر مطهر امام در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

پرسش:

آیا تیرباران تابوت امام حسن مجتبی علیه‌السلام در منابع اولیه آمده است؟

پاسخ:

امام حسن مجتبی علیه‌السلام، دومین امام شیعیان، طبق مشهور در 28 صفر سال 50 هجری قمری به شهادت رسیدند. به گفته‌ی منابع ایشان به دست همسرشان، جعده بنت اشعث مسموم شدند و پس از مدتی به شهادت رسیدند. طبق وصیت امام حسن علیه‌السلام، قرار بود که ایشان ابتدا در کنار قبر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله دفن شود؛ اما مخالفت عایشه و بنی امیه سبب شد تا جنازه حضرت در قبرستان بقیع کنار قبر جده‌اش فاطمه بنت اسد به خاک سپرده شود.

1-بررسی واقعه تیرباران تابوت امام حسن مجتبی علیه‌السلام در منابع اولیه

بسیاری از منابع تاریخی بر این نکته تأکید دارند که عایشه و مروان بن حکم (داماد خلیفه سوم) با دفن امام حسن علیه‌السلام در کنار قبر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به‌شدت مخالفت کردند. گزارش‌ها حاکی از آن است که در هنگام تشییع جنازه، مروان بن حکم به همراه جمعی از یارانش و عایشه که سوار بر قاطری بود، در کنار قبر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله حاضر شدند تا از دفن امام حسن علیه‌السلام در آن مکان جلوگیری کنند. در این میان، عایشه اظهار داشت: «چرا می‌خواهید کسی را که من دوست ندارم، وارد خانه من کنید؟» ابن عباس در پاسخ او گفت: «گویا دوست داری روزی به نام قاطر در تاریخ ثبت شود، همان‌گونه که روز «جمل» در یادها ماند.» (1) مروان نیز ادعا کرد: «نمی‌پذیریم که عثمان در انتهای بقیع دفن باشد و حسن بن علی کنار پیامبر دفن گردد.» (2)

در این هنگام، امام حسین علیه‌السلام خطاب به مروان فرمودند:

 «ای پسر زرقاء! تو را چه به این کار؟ آیا تو اولی‌تر هستی؟»

 مروان پاسخ داد: «این اتفاق نخواهد افتاد و تا من زنده‌ام، او (امام حسن) به اینجا راه نخواهد یافت.» سپس امام حسین علیه‌السلام با فریاد، به پیمان حلف الفضول استناد کردند و بنی‌هاشم، بنی‌تیم، بنی‌زهره، بنی‌اسد و بنی‌جعونه بن شعوب از بنی‌لیث، همگی مسلح شدند. مروان پرچمی برافراشت و امام حسین علیه‌السلام نیز پرچمی دیگر. هاشمیان تأکید داشتند که امام حسن علیه‌السلام باید در کنار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله دفن شود تا جایی که درگیری و تیراندازی با کمان میان دو گروه آغاز شد. (3)

هرچند در کتب تاریخی از درگیری میان دو گروه سخن گفتند؛ اما به نظر می‌رسد این تیراندازی از جانب امویان صورت گرفته؛ چراکه اولاً امام حسن علیه‌السلام وصیت کرده بودند که از هرگونه خونریزی اجتناب شود و در صورت درگیری ایشان را در کناره جده‌اش فاطمه بنت اسد دفن کنند. (4) بنابراین با توجه به التزام امام حسین علیه‌السلام به وصیت، بعید به نظر می‌رسد که از جانب حضرت دستور به درگیری صادر شده باشد. ثانیاً حمل شمشیر به‌عنوان یک سلاح رایج در تشییع جنازه معقول به نظر می‌رسد، اما همراه داشتن کمان توسط شیعیان بعید است. ثالثاً در میان یاران امام حسین علیه‌السلام، تنها از ابن جعونه بن شعوب نام برده شده که دست به قبضه شمشیر برده است و عدم اجازه امام حسین علیه‌السلام برای ادامه درگیری نیز مانع از گسترش آن شد. (5)

 2-تیرباران شدن تابوت

در برخی منابع تاریخی و حدیثی شیعه به‌صراحت ذکر شده است که تیرباران در حالی صورت گرفت که هدف تیرها، تابوت و پیکر مطهر امام حسن مجتبی علیه‌السلام بوده است.

ابن شهرآشوب در کتاب «مناقب آل ابی‌طالب» می‌نویسد: «و رموا بالنبال جنازته حتی سل منها سبعون نبلا»؛ یعنی «جنازه آن حضرت را تیرباران کردند تا جایی که هفتاد چوبه تیر را از جنازه ایشان به‌آرامی بیرون کشیدند.» (6)

مرحوم عمادالدین طبری نیز در آثار خود چندین بار به اصابت تیرها اشاره کرده است:

وی در کتاب «کامل بهایی» آورده است: «عایشه کمان از مروان بخواست و تیر بر جنازه حسن انداخت.» (7)

او همچنین در کتاب «فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام» می‌گوید: «معروف است که بر استر سوار شد و به حرب جنازه حسن بن علی علیهماالسلام آمد و مروان را به مدد خواند … و تیر به جنازه حسن علیه‌السلام انداخت.» (8)

در کتاب «تحفه الابرار»، دلایلی ارائه شده که عایشه پس از جنگ جمل توبه نکرده است، ازجمله اینکه: «در روزی که نعش حضرت امام حسن علیه‌السلام را امام حسین علیه‌السلام در روضه جد بزرگوار خود آورد که بر او نماز گزارد، عایشه بر استری سوار شده آنجا حاضر شد و کسان خود را فرمود که تیر بر نعش حسن بزنند. پس در عصیان و طغیان غیر تائب بوده باشد.» (9)

در قرون بعدی نیز نویسندگانی چون حموی به این واقعه اشاره کرده‌اند. او در «انیس المؤمنین» می‌نویسد: «چون خبر به مروان حکم و سایر بنی‌امیه که در مدینه بودند رسید که نعش آن حضرت را به روضه پیغمبر می‌برند، پنداشتند که آن جناب را در آن روضه دفن خواهند کرد، اسلحه پوشیده سر راه گرفتند و عایشه بر استر سوار شده حاضر گردید و تیر و سنگ بسیار به‌جانب امام حسین علیه‌السلام و برادران آن حضرت و نعش امام حسن علیه‌السلام انداختند.» (10)

نتیجه‌:

 با توجه به‌تصریح مورخان به تیراندازی هنگام تشیع جنازه؛ و التزام امام حسین علیه‌السلام به وصیت امام حسن علیه‌السلام برای جلوگیری از خونریزی، می‌توان دریافت که این تیراندازی صرفاً از طرف امویان صورت گرفته است. علاوه بر این، در منابع شیعه، به‌ویژه در کتاب «مناقب آل ابی‌طالب»، به‌صراحت ذکر شده که هدف این تیرها، پیکر مطهر امام حسن علیه‌السلام بوده است. با توجه به شخصیت و جایگاه والای امام حسن علیه‌السلام، طبیعی است که برخی مورخان از ذکر اصابت تیرها به پیکر ایشان اجتناب کرده باشند، به‌خصوص که این اتفاق به دستور عایشه همسر پیامبر و مروان بن حکم از خلفای بنی‌امیه، رخ داده بود.

پی‌نوشت‌ها:

1. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول‏، 1413 ق‏، ج‏2، ص 18

2. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول‏، 1413 ق‏، ج‏2، ص 18

3. ابن سعد، ابو‌عبد‌الله محمد بن سعد بن منیع‏‏، الطبقات ‌الکبرى، بیروت، ‏انتشارات، دار الکتب العلمیه، چاپ دوم، 1418 ق، ج ۱۰، ص ۳۴۳؛ ابن ‌عساکر، علی بن حسن شافعی، تهذیب تاریخ دمشق الکبیر، دار الاحیاء التراث‌العربی، بیروت، 1407 ق-1987 م‏، ج ۱۳، ص ۲۹۲.

4. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول‏، 1413 ق، ج‏2، ص 17.

5. ابن سعد، ابو‌عبد‌الله محمد بن سعد بن منیع‏‏، الطبقات ‌الکبرى، بیروت، ‏انتشارات، دار الکتب العلمیه، چاپ دوم، 1418 ق، ج ۱۰، ص ۳۴۳.

6. ابن شهرآشوب، محمد بن علی مازندرانى‏، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ اول، انتشارات علامه‏، قم‏، 1379 ق‏، ج‏4، ص 44.

7. طبری، عمادالدین حسن بن على، کامل بهائى‏، چاپ اول، انتشارات مرتضوى‏، تهران، 1383 ش‏، ص ۴۹۱.

8. طبری، عمادالدین حسن بن على اخبار و احادیث و حکایات در فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام، تهران، نشر مشعر، چاپ اول، 1386 ش، ص ۲۵۰-۲۵۱

9. طبری، عمادالدین حسن بن على، تحفه الأبرار فی مناقب الأئمه الأطهار علیهم‌السلام، تهران، میراث مکتوب‏، چاپ اول، 1376 ش‏، ص ۲۵۷.

10. حموی، محمد بن اسحاق، انیس المؤمنین‏، تهران، بنیاد بعثت‏، 1363 ش، ‏ص ۹۱.

آنچه از منابع اسلامی به دست می‌آید انکارناپذیری وجود آن است ولی تا وقتی که خود انسان، شرایط تسلط اجنه بر خود را فراهم نکند آن ها نمی توانند ضرری به انسان بزنند.
تأثیر اجنه در زندگی انسان ها

پرسش:
آیا جن می‌تواند در زندگی ما انسان‌ها دخالت کند و سبب برخی مشکلات مثل مریضی شود یا اینکه نگذارد برخی اتفاق‌های خوب در زندگی ما بیفتد؟ چگونه می‌توانیم خود را از آسیب جنیان حفظ کنیم؟ 
 

پاسخ
آنچه از منابع اسلامی به دست می‌آید، واقعیت جن و انکارناپذیری وجود آن است. این مسئله به میزانی روشن است که خداوند متعال در قرآن کریم سوره‌ای به‌عنوان «سوره جن» بر پیامبرش نازل نموده است. همچنین در برخی روایات نکات و معارفی در مورد اجنه ارائه شده و نیز در احادیثی با اشاره به برخی تأثیرات این موجود در زندگی انسان‌ها، راه مقابله با آن را نیز گوشزد نموده‌اند. 

تبیین و تعریف
«جن» در لغت به معنای پوشش و مخفی بودن  چیزی از حواس است؛(1)  جنیان، گروهی از موجوداتند که به صورت طبیعی از حواس ما پنهان هستند، البته مانند انسان ها شعور و اراده دارند و داراى علم و ادراك و تشخيص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال هستند، هم چنین  داراى تكليف و مسئوليت می باشند و گروهى از آن ها مؤمن صالح و گروهى كافرند. آن ها مانند انسان، زندگی و مرگ و حشر و قیامت دارند.(2) 

شرور بودن جن
از آیات قرآن به دست می‌آید که جنیان همانند انسان‌ها اختیار و تکلیف دارند(3)  و غرض از آفرینش آنان همانند انسان، پرستش خداوند است.(4)  پس این گونه نیست که همه آن‌ها موجودات شرور باشند و درصدد آزار و اذیت انسان‌ها برآیند.

ارتباط با جن
رویکرد اهل‌بیت علیهم‌السلام دوری انسان از جن و ارتباط نداشتن با آن‌ها است. این رویکرد را می‌توان از پناه بردن ایشان به خداوند از اجنه و شر آن‌ها برداشت نمود.
ارتباط با جن به سود آدمی نیست و گاهی اوقات چنین تماس‌هایی موجب خسران خواهد شد و کاری سفیهانه تلقی می‌شود. در آیاتی از قرآن کریم اشاره شده که برخی افراد خود را در دامان جنیان قرار می‌دهند و به همین جهت مورد اغوا، فریب و آزار جنیان قرار می‌گیرند.(5) 

تاثیرگذاری جن
مطابق آیات و روایات این مخلوقات گاهی می‌توانند در زندگی افراد تأثیر گذاشته و دخالت‌هایی انجام دهند. البته خداوند انسان را در مقابل این موجودات تنها نگذاشته و آداب و اعمالی برای خنثی‌سازی تأثیرات اجنه در منابع اسلامی بیان شده است. نکته قابل ‌توجه در مورد اجنه این است که آن‌ها در تسخیر خداوند و برخی انبیاء و معصومان علیهم‌السلام هستند؛ بنابراین بدون اجازه آن‌ها نمی‌توانند ضرری و نفعی به انسان برسانند. باوجود چنینی سلطه‌ای از جانب خداوند و پیامبران الهی و اوصیاء آن‌ها، به‌راحتی می‌توان با استفاده از پناه‌ جویی به ایشان از شر این موجودات در امان ماند.

تسلط جن بر انسان
با توجه به مفاهیم قرآنی، موجودات غیرطبیعی مانند جن و شیطان که از طایفه جن محسوب می‌شوند، نمی‌توانند سلطه‌ای بر انسان داشته باشند، مگر به‌واسطه اعمال خود آدمی.(6)  بنابراین تا وقتی انسان خودش اسباب دخالت این موجودات را در زندگی فراهم نکند، ضرری از طرف آن‌ها متوجهش نخواهد بود.
به بیان دیگر؛ جن و شیطان بر هیچ کسی سلطه ندارد، چه مؤمن وچه کافر؛ اما اگر گاهی  بر بعضی افراد سلطه پیدا می کند بدین جهت است که اینها خود تسلّط جن و شیطان را پذیرفته اند؛ کما این که جن و شیطان نمی تواند بر مؤمنین و توکّل کنندگان بر خداوند متعال تسلّط پیدا کند چرا که آنها دعوت او را پاسخ نمی گویند.

تسخیر جن توسط انسان
یکی از نکاتی که در مورد جن وجود دارد، تسلط بر اجنه و به عبارتی تسخیر آن‌ها است. در آیاتی از قرآن کریم به این امر اشاره شده و بیان شده که برخی از پیامبران الهی اجنه را در تسخیر خود داشته‌اند.(7) 
در روایات نیز بیان شده که جن‌های مؤمن در خدمت معصومان علیهم ‌السلام هستند و حضرات بر آن‌ها سلطه دارند و حتی دیده شده که سؤالات دینی خود را از اهل‌بیت علیهم ‌السلام می‌پرسند.(8) 
رویکرد اهل‌بیت علیهم ‌السلام دوری انسان از جن و ارتباط نداشتن با آن‌ها است و به همین جهت استفاده از اجنه برای رسیدن به اهداف، کاری ناپسند بوده و می‌تواند باعث ضررهای جبران ‌ناپذیری شود.
چنانچه جن به تسخیر کسی هم دربیاید نمی‌تواند بدون اذن الهی در افراد دیگر تأثیر بگذارد.(9)  بنابراین با استفاده از دعاها و حرزها به‌راحتی می‌توان از تأثیر آن بر زندگی جلوگیری نمود.

موکل گرفتن جن
برخی افراد مدعی هستند که می‌توانند جن را در تسخیر خود دربیاورند و از طریق آن‌ها کارهایی خارق‌العاده انجام دهند؛ به اجنه‌ای که این کارها را برایشان انجام می‌دهند نیز «موکل» می‌گویند. این ادعاها در اکثر موارد دروغ، غیرقابل اعتماد و برای جذب مشتری است. همانطور که بیان شد چنانچه جن به تسخیر کسی هم دربیاید نمی‌تواند بدون اذن الهی در افراد دیگر تأثیر بگذارد. بنابراین با استفاده از دعاها و حرزها به‌ راحتی می‌توان از تأثیر آن بر زندگی جلوگیری نمود.

راهکارهای دفع اجنه
راه های پیش‌گیری و درمان آسیب‌های ناشی از جن را می‌توان در یک کلید واژه خلاصه کرد و آن «بندگی» خداوند است یعنی عمل به واجبات و ترک محرمات؛ بندگی کردن و انسان مؤمن و صالح بودن، مانند حرزی قوی و محکم جلوی تأثیرات منفی را می گیرد؛ بدون دینداری و بندگی، همه درمان ها گذرا و موقّتی خواهند بود.

قرائت قرآن 
در حدیثی از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله آمده است: «اجْعَلُوا لِبُیُوتِکُمْ نَصِیباً مِنَ الْقُرْآنِ فَإِنَّ الْبَیْتَ إِذَا قُرِئَ فِیهِ الْقُرْآنُ آنَسَ عَلَى أَهْلِهِ وَ کَثُرَ خَیْرُهُ وَ کَانَ سَاکِنِیهِ مُؤْمِنُو الْجِنِّ- وَ الْبَیْتُ إِذَا لَمْ یُقْرَأْ فِیهِ الْقُرْآنُ وَحَشَ عَلَى أَهْلِهِ- وَ قَلَّ خَیْرُهُ وَ کَانَ سَاکِنِیهِ کَفَرَهُ الْجِنِّ»(10)  برای خانه‌های تان سهمی از قرآن قرار دهید. همانا منزلی که در آن قرآن قرائت می‌شود با ساکنینش انس پیدا می‌کند و خیرش زیاد می‌شود و اجنه مؤمن در آن رفت‌وآمد می‌کنند، ولی خانه‌ای که در آن قرآن قرائت نمی‌شود برای اهالی آن وحشت می‌آورد و خیرش کم می‌شود و اجنه کافر در آن ساکن می‌شوند.

قرائت قرآن و بودن قرآن در خانه
در حدیثی از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله نقل شده: «لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَشَدَّ عَلَى الشَّيْطَانِ مِنَ الْقِرَاءَةِ فِي الْمُصْحَفِ نَظَراً وَ الْمُصْحَفُ فِي الْبَيْتِ يَطْرُدُ الشَّيْطَانَ‏»(11) ؛ هيچ چيز بر شيطان از قرائت قرآن از روى مصحف سنگين‌تر نيست و قرآن در منزل، شيطان را طرد مى‌كند.
قرائت سوره جن: از امام صادق علیه‌السلام روایت شده که «مَنْ أَکْثَرَ قِرَاءَهَ قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ لَمْ یُصِبْهُ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا شَیْ‏ءٌ مِنْ أَعْیُنِ الْجِنِّ وَ لَا نَفْثِهِمْ وَ لَا سِحْرِهِمْ وَ لَا مِنْ کَیْدِهِم»(12)‏ ؛ هر کس زیاد سوره جن را قرائت کند در تمام عمر دچار چشم ‌زخم جن و دمیدن و (جادو) و سحر و مکر آن‌ها نشود.

خواندن دعایی که جبرئیل به پیامبر آموخت
جبرئیل برای دفع جن، این دعا را به پیامبر صلی‌الله علیه و آله آموزش داد: «قُلْ أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ الَّتِي لَا يُجَاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَ لَا فَاجِرٌ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ وَ ذَرَأَ وَ بَرَأَ وَ مِنْ شَرِّ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ مِنْ شَرِّ ما يَعْرُجُ فِيها وَ مِنْ شَرِّ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ‏ وَ مِنْ شَرِّ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ مِنْ شَرِّ فِتَنِ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ شَرِّ الطَّوَارِقِ‏ إِلَّا طَارِقاً يَطْرُقُ‏ بِخَيْرٍ يَا رَحْمَان‏»(13) 

اذان گفتن در خانه
در روایت توصیه شده که «أَذِّنْ فِي بَيْتِكَ فَإِنَّهُ يَطْرُدُ الشَّيْطَانَ»(14) ؛ در خانۀ خود اذان بگو؛ زيرا كه اذان شيطان را مى‌راند.

نصب آیت الکرسی بر دیوار یا نوشتن آن 
«عَنْ‏ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: شَكَا إِلَيْهِ رَجُلٌ عَبَثَ أَهْلِ الْأَرْضِ بِأَهْلِ بَيْتِهِ وَ بِعِيَالِهِ فَقَالَ كَمْ سَقْفُ بَيْتِكَ فَقَالَ عَشَرَةُ أَذْرُعٍ فَقَالَ اذْرَعْ ثَمَانِيَةَ أَذْرُعٍ ثُمَّ اكْتُبْ آيَةَ الْكُرْسِيِ‏ فِيمَا بَيْنَ الثَّمَانِيَةِ إِلَى الْعَشَرَةِ كَمَا تَدُورُ فَإِنَّ كُلَّ بَيْتٍ سَمْكُهُ أَكْثَرُ مِنْ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ فَهُوَ مُحْتَضَرٌ تَحْضُرُهُ الْجِنُ‏ يَكُونُ فِيهِ مَسْكَنُه‏‏»(15) ؛ كسى نزد امام صادق عليه السّلام از بازى اهل زمين (جنّيان) با خانواده و عيالش شكايت كرد، حضرت فرمود: سقف خانه چقدر ارتفاع دارد؟ گفت: ده ذراع [هر ذراع حدودا  47 سانتی‌متر است لذا 10 ذراع، کمی کمتر از 5 متر است]، فرمود: آن را هشت ذراع كن [یعنی کمتر از 4 متر]، همان گونه كه دور مى‌زنى و آية الكرسى را بر آن بنويس، زيرا هر خانه‌اى كه سقف آن بيش از هشت ذراع باشد، محل حضور جنّ‌ مى‌شود و در آنجا ساكن مى‌شوند.

نکته:
در روایات معصومین علیهم السلام وارد شده که نوشتن آیت الکرسی بر دیوار خانه، موجب رانده شدن اجنه از خانه می شود؛ البته توصیه به نوشتن می تواند متناسب با شرائط آن زمان بوده باشد لذا امروزه که تابلو نوشته و پارچه نوشته و... موجود است و رواج دارد، نصب آیت الکرسی (اعم از تابلو نوشته، پارچه نوشته و ...) کفایت می کند و موجب دفع اجنه می شود.

 استفاده از اسپند (اسفند) و کندر
درباره خواص و آثار اسپند، در روایت آمده: «سُئِلَ الصَّادِقُ ع عَنِ الْحَرْمَلِ‏ وَ اللُّبَانِ فَقَالَ ع أَمَّا الْحَرْمَلُ‏ فَإِنَّهُ مَا تَغَلْغَلَ لَهُ عِرْقٌ فِي الْأَرْضِ‏ وَ لَا ارْتَفَعَ لَهُ فَرْعٌ فِي السَّمَاءِ إِلَّا وَكَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مَلَكاً حَتَّى يَصِيرَ حُطَاماً أَوْ يَصِيرَ إِلَى مَا صَارَ إِلَيْهِ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَيَتَنَكَّبُ سَبْعِينَ دَاراً دُونَ الدَّارِ الَّتِي فِيهَا الْحَرْمَلُ‏ وَ هُوَ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعِينَ دَاءً أَهْوَنُهَا الْجُذَامُ فَلَا يَفُوتَنَّكُم‏»(16) ؛ از امام صادق علیه‌السلام درباره اسفند و كندر سؤال شد؟ فرمود: اما اسفند ريشه‏ اى از آن به زمين نشانيده نشود و شاخه‏اى از آن سر بر نيارد مگر آنكه خداوند فرشته‌ای بر آن بگمارد تا خشک شود یا آن را برساند به آن كس كه بايد برسد؛ و شيطان تا هفتاد خانه از خانه‏اى كه در آن اسفند است می‌گريزد، و اسفند شفاء هفتاد بيمارى است كه كمترين آنها جذام است. پس (از خاصيت و مصرف آن) غافل و محروم نمانيد.
هم چنین برای دود کردن کندر در روایت آمده: «وَ أَمَّا اللُّبَانُ فَهُوَ مُخْتَارُ الْأَنْبِيَاءِ ع مِنْ قَبْلِي وَ بِهِ كَانَتْ تَسْتَعِينُ مَرْيَمُ ع وَ لَيْسَ دُخَانٌ يَصْعَدُ إِلَى السَّمَاءِ أَسْرَعَ مِنْهُ وَ هِيَ مَطْرَدَةُ الشَّيَاطِينِ وَ مَدْفَعَةٌ لِلْعَاهَةِ فَلَا يَفُوتَنَّكُمْ»(17) ؛ اما کندر مورد استفاده انبیا بوده و مریم علیها السلام از آن کمک می جست و هیج دودی از دود کندر زودتر به آسمان بالا نرود، و دودش شیطان را می راند، بلا را دفع می کند پس از آن غافل نشوید.

نکته:
فارغ از خواص دارویی اسفند و کندر، بودن آن ها در خانه مفید است؛ هم چنین می توان اسفند و کندر را دود کرد؛ البته در خصوص دود کردن اسفند روایت نداریم ولی با توجه به فوائد بسیاری که برای اسفند شمرده شده و این که موارد استفاده مختلفی می تواند داشته باشد، دود کردن آن به همراه کندر نیز مفید است.

نگهداری کبوتر
درباره آثار نگهداری کبوتر در خانه و دور کننده شیاطین و اجنه، روایات متعددی وارد شده که به عنوان نمونه به یکی از آن ها اشاره می شود:
«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ الْحَمَامُ‏ طَيْرٌ مِنْ طُيُورِ الْأَنْبِيَاءِ ع- الَّتِي كَانُوا يُمْسِكُونَ فِي بُيُوتِهِمْ وَ لَيْسَ مِنْ بَيْتٍ فِيهِ حَمَامٌ إِلَّا لَمْ تُصِبْ أَهْلَ ذَلِكَ الْبَيْتِ آفَةٌ مِنَ الْجِنِ‏ إِنَّ سُفَهَاءَ الْجِنِّ يَعْبَثُونَ فِي الْبَيْتِ فَيَعْبَثُونَ بِالْحَمَامِ وَ يَدَعُونَ النَّاسَ»(18) ؛ امام صادق علیه السلام می فرمایند: کبوتر از پرنده‌هاى پیامبران است که در خانه خود داشتند و در هر خانه که باشند، آفت جن به اهل آن خانه نرسد؛ چون سفهاء جن در خانه بازى کنند، با کبوتر مشغول شوند و مردم را کاری ندارند.

خواندن برخی آیات سفارش شده
ده آیه از سوره بقره؛ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَنْ قَرَأَ أَرْبَعَ آيَاتٍ مِنْ أَوَّلِ الْبَقَرَةِ وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ آيَتَيْنِ بَعْدَهَا وَ ثَلَاثَ‏ آيَاتٍ‏ مِنْ‏ آخِرِهَا لَمْ يَرَ فِي نَفْسِهِ وَ مَالِهِ شَيْئاً يَكْرَهُهُ وَ لَا يَقْرَبُهُ شَيْطَانٌ وَ لَا يَنْسَى الْقُرْآنَ»(19) ؛ رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: هر كس چهارآيه از اوّل سورۀ بقره وآية الكرسى (آیه 255 بقره) و دوآيۀ بعد از آن (یعنی آیه 256 و 257) و سه ‌آيۀ آخر آن ‌سوره (آیه 284 و 285 و 286) را بخواند هيچ گونه بدى در مال و جان خود نمى‌بيند، و شيطان به او نزديک نمى‌شود، و قرآن را فراموش نمى‌كند.
خواندن سوره حمد، آیت الکرسی، آیه 54 تا 56 سوره اعراف (آیات سُخره)، آیات ابتدایی سوره صافات (آیه 1 تا آیه 11)، آیه 33 تا 35 سوره الرحمن، آیه 21 تا 24 سوره حشر، آیه 3 و 4 سوره جن، و... که به «آيَاتُ الْحَرَس‏» (آیات محافظ) معروفند.(20) 
خواندن معوذتین (سوره ناس و سوره فلق) هم بسیار مفید است.

رعایت بهداشت
«اغْسِلُوا صِبْيَانَكُمْ مِنَ الْغَمَرِ فَإِنَّ الشَّيَاطِينَ تَشَمُّ الْغَمَرَ فَيَفْزَعُ الصَّبِيُّ فِي رُقَادِهِ وَ يَتَأَذَّى بِهِ الْكَاتِبَان‏»(21) ؛ امیرمؤمنان علی علیه‌السّلام فرمود: باقی‌مانده گوشت و چربی را از تن فرزندانتان بزدایید؛ زیرا شیاطین چربی را بو می‌کنند و کودک در رخت‌خوابش فریاد می‌کشد و می‌ترسد و دو فرشته کاتب اذیت می‌شوند.

استفاده از حرزها
خواندن و همراه داشتن حرزهایی که در کتب روایی آمده است، مثل حرز ابی دجانة انصاری(22) ، حرز  امیرالمومنین علیه السلام(23) ، حرز امام زین العابدین علیه السلام(24) ، حرز امام رضا علیه السلام(25) ، حرز امام جواد علیه السلام(26) .

پی نوشت:
1 . حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن ، محقق: صفوان عدنان داودی ، دمشق بیروت، دارالعلم الدار الشامیه، 1412ق، ص 203.
2 . ر.ک: سید محمد حسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1417ق، ج12، ص 152؛ ر.ک: تفسير نمونه، ج‏25، ص154.
3 . سوره انعام، آیه 130.
4 . سوره ذاریات، آیه 56.
5 . سوره جن، آیه 6.
6 . سوره ابراهیم، آیه 22.
7 . سوره سبأ، آیه 12؛ سوره نمل، آیه 39؛ و...
8 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق،  ج‏1، ص 395.
9 . سوره سبأ، آیه 12.
10 . على بن موسى، امام هشتم علیه‌السلام، صحیفه الإمام الرضا علیه‌السلام، محقق / مصحح: نجف، محمدمهدی، مشهد: کنگره جهانى امام رضا علیه‌السلام، 1406 ق، ص 91.
11 . ابن فهد حلى، احمد بن محمد، عدة الداعي و نجاح الساعي‏، محقق / مصحح: موحدى قمى، احمد، بی جا: دار الكتب الإسلامي‏، 1407 ق‏، چاپ اول‏، ص290.
12 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، محقق / مصحح: ندارد، قم: دار الشریف الرضی للنشر، 1406 ق، ص 120.
13 . مجلسی، بحار الانوار، ج92، ص151، ح11.
14 . کلینی، الکافی، ج3، ص308، ح35.
15 . کلینی، الکافی، ج6، ص529، ح3.
16 . طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق‏، قم: الشريف الرضى‏، 1412 ق / 1370 ش‏، چاپ چهارم‏، ص 186.
17 . طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق‏، قم: الشريف الرضى‏، 1412 ق / 1370 ش‏، چاپ چهارم‏، ص 187.
18 . کلینی، الکافی، ج6، ص547، ح8.
19 . کلینی، الکافی، ج2، ص621، ح5.
20 . كفعمى، ابراهيم بن على عاملى، المصباح للكفعمي(جنة الأمان الواقية)، قم: دارالرضی(زاهدی)، 1405ق، ص193.
21 . ابن بابویه، الخصال، قم: جامعه مدرسین، ج2، ص632.
22 . كفعمى، ابراهيم بن على عاملى، المصباح للكفعمي(جنة الأمان الواقية)، قم: دارالرضی(زاهدی)، 1405ق، ص229.
23 . طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق‏، قم: الشريف الرضى‏، 1412 ق / 1370 ش‏، چاپ چهارم‏، ص 415.
24 . طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق‏، قم: الشريف الرضى‏، 1412 ق / 1370 ش‏، چاپ چهارم‏، ص 416.
25 . طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق‏، قم: الشريف الرضى‏، 1412 ق / 1370 ش‏، چاپ چهارم‏، ص 416.
26 . ابن طاووس، على بن موسى، مهج الدعوات و منهج العبادات‏، قم: دار الذخائر، 1411 ق‏، چاپ اول، ص 39‏.

استخاره به معنای طلب خیر و در حقیقت نوعی دعا، درخواست از خدا و پناه بردن به او در انجام کارهاست و در برخی مواقع، برای رفع تحیر، از قرآن یا تسبیح استفاده می شود.
استخاره و شرایط آن

پرسش:
بر اساس روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام، در چه شرایطی می‌شود استخاره کرد؟ آیا می‌توان با آن مخالفت کرد؟ 
 

پاسخ:
معنای استخاره و اهمیت آن:

معنای اول
استخاره به معنای طلب خیر کردن است؛ اینکه انسان آنچه را که به خیر و صلاح اوست از خداوند متعال بخواهد؛ در حقیقت نوعی دعا، درخواست از خدا و پناه بردن به او در انجام کارها است. انسان مومن در زندگی ایمانی خود همواره خود را نیازمند توجه و عنایت خدا می بیند؛ از همین رو در کارهای زندگی روزمره و تلاش های خود از او کمک می خواهد تا خداوند بهترین نتیجه ها را در پی تلاش های او رقم بزند. این درخواست و طلب، استخاره نام دارد.
در حدیثی آمده است که امام صادق (علیه السلام) هرگاه تصمیم به خریدن حیوان داشت یا در پی خواسته ای خرد و کوچک بود هفت بار از پیشگاه خدواند متعال می خواست که آنچه خیر اوست را برای او رقم بزند و آن گاه که مسئله ای مهم بود صدبار چنین دعا و درخواستی را در پیشگاه الهی تکرار و از او طلب می کرد.(1) 
در برخی از روایات در بیان چگونگی انجام استخاره از ما خواسته شده است که دو رکعت نماز خوانده و پس از آن از خداوند خیر و صلاح خود را بخواهیم.(2)  در روایت دیگری آمده است که امام سجاد (علیه السلام) قبل از انجام برخی امور همچون حج و عمره یا خرید و فروش، نمازی می خواندند و پس از آن در دعایی از خداوند رقم خوردن خیر برای خود و دور شدن شر و بدی از خود را می طلبیدند.(3)  امام صادق (علیه السلام) در دستورالعملی دیگر فرموده است: در آغاز کار، بزرگی و مجد خداوند را یاد کن و حمد و ستایش او را بجا بیاور و بر پیامبر درود فرست؛ آن گاه بگو: « اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ وَ أَنْتَ عَالِمُ الْغُيُوبِ‏ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ‏ بِرَحْمَتِهِ» (خدایا از تو می خواهم چون تو آگاه از پنهان و پیدایی، رحمان و رحمی و تو داننده غیب هستی؛ در سایه رحمتت از تو خیر خود را می خواهم) اگر کاری که به دنبال آن هستی مهم است و ترس به دل داری این دعا را صدبار بخوان و اگر چنین نیست آن را سه بار بخوان.(4)  
در رهنمودی دیگر از امام صادق (علیه السلام) چنین آمده است: آن گاه که می خواهید کاری انجام دهید دو رکعت نماز بگزارید سپس حمد و ثنای خداوند را بجا آورید و بر پیامبر و آل او درود فرستید و بگویید:«اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا الْأَمْرُ خَيْراً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ فَيَسِّرْهُ لِي وَ قَدِّرهُ لي وَ إِنَّ كَانَ غَيْرَ ذَلِكَ فَاصْرِفْهُ عَنِّي» (اگر در این کار خیر دنیا و آخرت من است پس آن را برای من آسان ساز و رقم بزن و اگر این چنین نیست آن را از من برگردان و دور ساز) (5) 
از توصیه ها و رفتار اهل بیت در این روایات، توجه ویژه و تاکید بر استخاره به معنای دعا و توجه به خدا در امور مختلف زندگی و درخواست اینکه خداوند بهترین تقدیر را برای فرد رقم بزند به روشنی فهمیده می شود. از همین رو سزاوار است انسان مومن این ادب بندگی که حاملان وحی الهی به ما آموخته اند را قدر بداند و در انجام امور مختلف زندگی از خداوند یاری جوید.
امام خمینی (قدس سره) در مورد این استخاره می گوید: «از برای استخاره دو معنی است، که یکی از آنها معنی حقیقی استخاره است و در اخبار، از آن بیشتر نام برده شده و پیش خواص متعارف است و آن طلب خیر نمودن از خداست و آن در تمام کارهایی که انسان می کند، خوب و مستحب است و این از رشته دعا است که در قرآن به آن اهمیت شایان داده... جمله کلام آنکه این قسم از استخاره که اخبار بیشتر در اطراف و آداب آن دستور دادند، صرف دعا و از خدا طلب خیر کردن است.»(6) 

معنای دوم
استخاره در فرهنگ دینی به معنای دیگری نیز آمده است؛ و آن عملی است که فرد برای رفع تحیر و تردید خود با استفاده از قرآن یا تسبیح یا... انجام می دهد تا بر تردید و دودلی خود غلبه نماید.

شرایط استخاره
انجام این کار هرچند مورد تاکید روایات معصومین نیست اشکالی ندارد. البته جایگاه آن در مواردی است که فرد در موضوعی که تردید دارد کاملا اندیشیده و جوانب مختلف آن را بررسی کرده است؛ همچنین از راهنمایی فکری و مشورت با دیگران بهره جسته اما هنوز تردید او برطرف نشده است. انسان در چنین مواردی می تواند با توکل بر خدا بر اساس آنچه که آن را بهتر تشخیص می دهد عمل کند یا اینکه با استفاده از قرآن یا تسبیح استخاره بگیرد و بر طبق استخاره ای که گرفته است عمل نماید. استخاره پیش از بررسی عقلانی و کامل مسئله خطاست و قابل عمل نیست.

تفاوت استخاره و تفأل
استخاره در این موارد برای رفع تردید است نه برای غیب دانی، پیشگویی و اینکه در آینده چه اتفاقی می افتد؛ در برخی روایات از تفأل به قرآن نهی شده است؛ برخی دانشمندان و عالمان در توضیح این روایات گفته اند: مقصود این است که انسان بخواهد با قرآن از آینده خبر دهد یا بفهمد که چه اتفاقی رخ می دهد.(7) 

زمان استخاره
فیض کاشانی در کتاب تقویم المحسنین ساعت هایی را در هر روز هفته  برای استخاره به قرآن، ذکر کرده است؛‌ اما در ادامه با اشاره به مشهور شدن این زمان ها برای استخاره گفته است: این زمان ها در احادیث نیامده است؛(8)  لذا برای استخاره زمان خاصی وجود ندارد.

موارد عدم جواز استخاره
استخاره برای کارهایی است که شرعاً جایز باشند پس برای کار حرام نمی توان استخاره گرفت. همچنین برای فهم وظیفه شرعی و تکلیف دینی نمی توان به سراغ استخاره رفت.

وظیفه انسان پس از استخاره
عمل به استخاره واجب نیست اما عالمان دین گفته اند بهتر است با استخاره مخالفت نکند. همچنین تا وقتی که شرایط موضوعی که درباره آن استخاره صورت گرفته است عوض نشده است تکرار استخاره و استخاره دوباره خطاست. اگر کسی در چنین شرایطی، دو یا چندبار استخاره بگیرد؛ به این دلیل که جایگاه استخاره نبوده است استخاره اول اهمیت دارد و بر طبق آن رفتار می کند. نکته دیگر اینکه از آنجا که استخاره برای موارد شک و تردید است لذا اگر تردید انسان پس از استخاره گرفتن برطرف شود و به تصمیمی قطعی در کار خود برسد اینجا نیز جای عمل به استخاره نیست.

استخاره گیرنده
هر کسی می تواند خودش استخاره بگیرد یا از فرد دیگری بخواهد برای او استخاره بگیرد؛ اما باید به این مسئله توجه داشت که افراط و زیاده روی در استخاره، سبب از دست رفتن قدرت تصمیم گیری در انسان و از بین رفتن استقلال شخصیت او می گردد. انسان عاقل در هر کاری اندازه نگه می دارد و زندگی خود را براساس تدبیر و اندیشه؛ عقلانیت و مشورت با توکل به خدا و استعانت از او پیش می برد.

استخاره اینترنتی و برخط
در مورد اعتبار استخاره از طریق اینترنت و شرایط آن، اختلاف نظر وجود دارد؛ لذا هرکس باید فتوای مرجع تقلید خود را جویا شود.

پی نوشت:
1. عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ نَاجِيَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ أَنَّهُ كَانَ إِذَا أَرَادَ شِرَاءَ الْعَبْدِ أَوِ الدَّابَّةِ أَوِ الْحَاجَةَ الْخَفِيفَةَ أَوِ الشَّيْ‏ءَ الْيَسِيرَ اسْتَخَارَ اللَّهَ فِيهِ سَبْعَ مَرَّاتٍ فَإِذَا كَانَ أَمْراً جَسِيماً اسْتَخَارَ اللَّهَ مِائَةَ مَرَّةٍ )وسائل الشيعة ؛ ج‏8 ؛ ص74(
2. قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ اسْتَخِرِ اللَّهَ فَوَ اللَّهِ مَا اسْتَخَارَ اللَّهَ مُسْلِمٌ إِلَّا خَارَ لَهُ الْبَتَّةَ. (وسائل الشيعة ؛ ج‏8 ؛ ص63)
3.  عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع إِذَا هَمَّ بِأَمْرِ حَجٍّ أَوْ عُمْرَةٍ أَوْ بَيْعٍ أَوْ شِرَاءٍ أَوْ عِتْقٍ تَطَهَّرَ ثُمَّ صَلَّى رَكْعَتَيِ الِاسْتِخَارَةِ فَقَرَأَ فِيهِمَا بِسُورَةِ الْحَشْرِ- وَ سُورَةِ الرَّحْمَنِ ثُمَّ يَقْرَأُ الْمُعَوِّذَتَيْنِ- وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ إِذَا فَرَغَ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي دُبُرِ الرَّكْعَتَيْنِ ثُمَ‏ يَقُولُ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ كَذَا وَ كَذَا خَيْراً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ عَاجِلِ أَمْرِي وَ آجِلِهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ يَسِّرْهُ لِي عَلَى أَحْسَنِ الْوُجُوهِ وَ أَجْمَلِهَا اللَّهُمَّ وَ إِنْ كَانَ كَذَا وَ كَذَا شَرّاً لِي فِي دِينِي أَوْ  دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ عَاجِلِ أَمْرِي وَ آجِلِهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اصْرِفْهُ عَنِّي رَبِّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اعْزِمْ لِي عَلَى رُشْدِي وَ إِنْ كَرِهْتُ ذَلِكَ أَوْ أَبَتْهُ نَفْسِي.( وسائل الشيعة، ج‏8، ص: 64-63)
4. عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ فِي الِاسْتِخَارَةِ تُعَظِّمُ اللَّهَ وَ تُمَجِّدُهُ وَ تُحَمِّدُهُ وَ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ ص ثُمَّ تَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ وَ أَنْتَ عَالِمٌ لِلْغُيُوبِ‏  أَسْتَخِيرُ اللَّهَ‏ بِرَحْمَتِهِ- ثُمَّ قَالَ إِنْ كَانَ الْأَمْرُ شَدِيداً تَخَافُ فِيهِ قُلْتَ مِائَةَ مَرَّةٍ وَ إِنْ كَانَ غَيْرَ ذَلِكَ قُلْتَهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ. (وسائل الشيعة ؛ ج‏8 ؛ ص68)
5. عَنْ مُرَازِمٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ شَيْئاً فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ لْيَحْمَدِ اللَّهَ وَ لْيُثْنِ عَلَيْهِ وَ يُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ يَقُولُ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا الْأَمْرُ خَيْراً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ فَيَسِّرْهُ لِي وَ اقْدِرْهُ‏  وَ إِنَّ كَانَ غَيْرَ ذَلِكَ فَاصْرِفْهُ عَنِّي- قَالَ مُرَازِمٌ فَسَأَلْتُهُ أَيَّ شَيْ‏ءٍ أَقْرَأُ فِيهِمَا فَقَالَ اقْرَأْ فِيهِمَا مَا شِئْتَ وَ إِنْ شِئْتَ فَاقْرَأْ فِيهِمَا بِقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ- وَ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ-( وسائل الشيعة، ج‏8، ص: 66)
6.  امام خمینی، کشف الاسرار: ص 91 – 90.
7.  فيض كاشانى، الوافى، ج9، ص1417؛ وسائل الشيعة، ج‏6، ص: 233
8.  فیض کاشانی، تقویم‌المحسنین، ص۵۸و۵۹.

 

اصل سحر و جادو حقیقت دارد ولی موارد سحر، بسیار اندک است و این‌گونه نیست که ساحر بتواند هر کاری دلش خواست انجام دهد و ادعاهای رایج ابطال سحر، فقط کلاهبرداری است.
آیا سحر، جادو و طلسم واقعیت دارند؟

پرسش:
آیا سحر، جادو و طلسم واقعیت دارند؟ چگونه می‌توان با این امور مقابله کرد؟ آیا ساحر می‌تواند در بدن و روح فرد، تأثیرگذار بوده و آن را به اختیار بگیرد؟ آیا بر ایجاد اختلاف بین دو نفر، ایجاد محبت، بخت بستن و... نیز قدرت دارد؟ راهکارهای رفع و دفع سحر؟ اگر کاغذ طلسم و سحر پیدا کردیم چه کارش کنیم؟
 

پاسخ:
آیا سحر حقیقت دارد؟ 
با توجه به آیات و روایات مختلف، اصل وجود سحر، حقیقت دارد؛ کما این که در قرآن کریم در آیات مختلف به سحر ساحران در مقابل حضرت موسی و نیز در آیه 102 سوره بقره به استفاده نادرست از سحر توسط برخی یهودیان و آمدن هاروت و ماروت برای کمک به مردم در مقابله با این ساحران، اشاره شده است.
علاوه بر آیات قرآن، در روایات معصومان علیهم‌السلام نیز این موضوع مورد تأیید قرار گرفته است و دستورالعمل هایی برای دفع و مقابله با آن ارائه شده است.

آیا اختلاف بین دو نفر، ایجاد محبت، بخت بستن و... به خاطر سحر است؟ 
اصل سحر و جادو حقیقت دارد، ولی موارد سحر، بسیار اندک است و این‌گونه نیست که ساحر بتواند هر کاری دلش خواست انجام دهد؛ بنابراین بسیاری از اوقات که مردم فکر می‌کنند سحر شده‌اند به اوهام و خیال پردازی مبتلا شده و اصلا سحری در کار نیست. اختلاف های خانوادگی و... حتما نیازمند راهکار و مشورت گرفتن از مشاور است و از این طریق، به راحتی حل می شود و نباید علل غیبی و ماورایی مثل سحر و طلسم و... برای آن جستجو کرد.
قابل توجه این که امرزه رایج و شایع شده که برخی با ادعای ابطال سحر و طلسم و یا ادعای بخت گشایی و... فقط به دنبال کسب درآمد هستند؛ لذا رفتن به دنبال چنین افرادی علاوه بر خسارت مالی، باعث زیاد شدن گرفتاری می شود زیرا برخی از این افراد با اجنه شرور در ارتباط هستند و همین باعث ایجاد گرفتاری و مشکلات بیشتری در زندگی انسان می شود.
بنابراین هرچه از این افراد و این ادعاها بیشتر فاصله بگیریم و با تقویت ایمان و بندگی، خود را در حمایت کامل خداوند قرار دهیم، زندگی سالم تر و آرامتری خواهیم داشت.
فراموش نشود که مشکلات زندگی علت های طبیعی خود را دارد و نباید ریشه همه مشکلات را در سحر و طلسم جُست، بلکه باید در پی رفع علل طبیعی آن بود. به بیان دیگر؛ مشکلات روزمره زندگی همیشه ناشی از عوامل ناشناخته و سحر و جادو نیست، بلکه مشکلات علل و عوامل مختلفی دارد؛ گاه ناشی از اشتباهات گذشته است، گاه مثل بالا رفتن سن ازدواج ناشی از شرایط اجتماعی  و فرهنگی است، و گاه مثل مشکلات اقتصادی ریشه در مسائل اقتصادی کلان کشور و حتی جهان دارد و فقط در مواردی بسیار محدود ممکن است رنج‌ها و مشکلات زندگی ناشی از سحر و طلسم و دخالت نیروهای ناشناخته مثل جن و مانند آن باشد. در حالی که معمولا افراد دعانویس همه مشکلات را ناشی از طلسم و جادو و امثال آن معرفی می‌کنند و تلاش می‌کنند مشتریان خود را به هر قیمتی حفظ کنند. و همین عامل باعث می‌شود که توصیه‌های این افراد مشکل بسیاری از افراد را حل نکند، یا فقط به صورت موقت آن را متوقف کند و بعد از مدتی مشکل دوباره باز گردد. چون اساسا به امور غریبه و طلسم و جادو ارتباطی نداشته است.

میزان تاثیرگذاری سحر؟
در مورد میزان تأثیرگذاری سحر چند دیدگاه وجود دارد:
الف) برخی معتقدند سحر می تواند اثراتی در خارج به جای ‌گذارد و حتی ممکن است موجب مرگ یا بیماری شود و گاهی بین زن و شوهر جدایی افکند. 
ب) در مقابل، برخی می گویند سحر فقط آثار روانی (مثل ایجاد محبت یا دشمنی، نارضایتی یا خوشحالی) دارد اما آثار واقعی خارجی (مثل بیماری یا مرگ و...) ندارد.
قدر مسلم این که میزان تأثیر سحر در انسان، در حد ایجاد توهم و تخیل منفی است؛ لذا اصلا چنین نیست که ساحر بتواند روح یا بدن انسان را به تسخیر خود درآورده و هر کاری بخواهد بکند.

راه‌های تشخیص سحر چیست؟
از علائم احتمالی سحر می‌توان  به ایجاد عشق یا نفرت شدید(بدون دلیل و به دور از انتظار)؛ ایجاد ترس‌های غیرطبیعی در خواب یا بیداری که موجب آزار و اذیت شخص می‌شود؛ یا ... اشاره کرد. البته لازم به ذکر است همه این موارد می تواند علل طبیعی هم داشته باشد لذا اینگونه نیست که صرفا با وجود این علایم، یقین به سحر شدن پیدا کنیم.

راهکارهای قرآنی ابطال سحر
برای ابطال و جلوگیری از سحر راهکارهای قرآنی متعددی از حضرات اهل بیت علیهم السلام سفارش  شده است که مهم‌ترین آنها عبارتند از:
1. قرائت سوره‌های فلق و ناس(1) 
2. قرائت آیت الکرسی(2) 
3. قرائت سوره جن(3)  
4. قرائت آیه سُخره (آیات 54 تا 56 سوره اعراف)(4) 
5. قرائت آیه 35 قصص(5) 
6. نوشتن آیات 81 و 82 سوره یونس؛ آیه 27 تا آخر سورۀ نازعات؛ آیه 118 تا 122 سوره اعراف، بر ورقه و آویزان کردن آن بر فرد سحر شده(6)   

راهکارهای روایی ابطال سحر
دعاها و تعویذهای مختلفی از سوی اهل بیت علیهم السلام سفارش شده است که خواندن یا نوشتن آنها می‌تواند سحر ساحران را دفع یا رفع کند. دعاهایی مثل: 
دعای امام رضا (ع) جهت دفع ضرر سحر و بطلان آن؛ که حضرت فرمودند دستت را مقابل صورت قرار بده و بخوان: «بِسمِ الله الْعَظیم رَبّ الْعرشِ الْعظیم إلاّ ذَهَبتَ و وَ انقَرَضتَ»(7)  
و یا خواندن این دعا که در حدیث قدسی، خداوند به پیامبر (ص) می فرماید: كسی كه دوست دارد از سحر در امان باشد، بگوید: «اللَّهُمَّ رَبَّ مُوسَی وَ خَاصَّهُ بِكَلَامِهِ وَ هَازِمَ مَنْ كَادَهُ بِسِحْرِهِ بِعَصَاهُ وَ مُعِیدَهَا بَعْدَ الْعَوْدِ ثُعْبَاناً وَ مُلَقِّفَهَا إِفْكَ أَهْلِ الْإِفْكِ وَ مُفْسِدَ عَمَلِ السَّاحِرِینَ وَ مُبْطِلَ كَیْدِ أَهْلِ الْفَسَادِ مَنْ كَادَنِی بِسِحْرٍ أَوْ بِضُرٍّ عَامِداً أَوْ غَیْرَ عَامِدٍ أَعْلَمُهُ أَوْ لَا أَعْلَمُهُ وَ أَخَافُهُ أَوْ لَا أَخَافُهُ فَاقْطَعْ مِنْ أَسْبَابِ السَّمَاوَاتِ عَمَلَهُ حَتَّی تُرْجِعَهُ عَنِّی غَیْرَ نَافِذٍ وَ لَا ضَارٍّ لِی وَ لَا شَامِتٍ بِی إِنِّی أَدْرَأُ بِعَظَمَتِكَ فِی نُحُورِ الْأَعْدَاءِ فَكُنْ لِی مِنْهُمْ مُدَافِعاً أَحْسَنَ مُدَافَعَةٍ وَ أَتَمَّهَا یَا كَرِیم»(8) 
و تعویذهایی مانند:
1. تعویذ عبایه اسدی از امیرمؤمنان (ع)  که بر پوست آهو نوشته شده و بر گردن آویخته می‌شود: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ بِسْمِ اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ بِسْمِ اللَّهِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ قالَ مُوسى‏ ما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرِين»(9) 
2. خواندن و همراه داشتن حرزهایی که در کتب روایی آمده است، مثل حرز  امیرالمومنین علیه السلام(10) ، حرز امام زین العابدین علیه السلام(11) ، حرز امام رضا علیه السلام(12) ، حرز امام جواد علیه السلام(13) .
لازم به ذکر است در کتاب «مفاتیح الجنان» شیخ عباس قمی(ره) در بخش ملحقات کتاب، بخشی هست با عنوان «تعویذ و بطلان سحر» که می توان مطالعه و استفاده کرد. 

سحر در چه کسانی می تواند اثر بگذارد؟
سحر در کسانی اثر می‌گذارد که اولاً: اهل ایمان و تقوا نباشند و ثانیاً: از تعویذهای بطلان سحر استفاده نکنند. پس ممکن است یک شخصی اهل ایمان و تقوا باشد ولی به دلیل نداشتن سلاحِ تعویذات، دچار سحر شود و یا بالعکس، تعویذات را داشته باشد ولی به دلیل نداشتن ایمان و تقوا، آن تعویذات به کار او نیاید.

با کاغذ سحر و طلسم یا... چه کنیم؟ 
در چنین مواردی می توان آن را در آب روان مثل رود و نهر انداخت و یا از خانه بیرون برد و در جایی مثلا در بیرون شهر در خاک دفن کرد.

پی نوشت:
1. فرات کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ص619- 620.
2. نوری، مستدرک الوسایل، ج4، ص 335.
3. امام رضاع (ع)، فقه الرضا، ص342.
4. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج4، ص 371.
5. ابنا بسطام، طب الائمه علیهم السلام، ص35.
6. ابنا بسطام، طب الائمه علیهم السلام، ص 115.
7. طبرسی، مکارم الاخلاق، ص413؛ علامه مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج92، ص 129.
8. کفعمی، المصباح (جنة الامان الواقیة)، قم، دارالرضی (زاهدی)،  1405ق، چاپ دوم، ص 228-229.
9. ابنا بسطام، طب الأئمة علیهم السلام، ص 35.
10. طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق‏، قم: الشريف الرضى‏، 1412 ق / 1370 ش‏، چاپ چهارم‏، ص 415.
11. طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق‏، قم: الشريف الرضى‏، 1412 ق / 1370 ش‏، چاپ چهارم‏، ص 416.
12. طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق‏، قم: الشريف الرضى‏، 1412 ق / 1370 ش‏، چاپ چهارم‏، ص 416.
13. ابن طاووس، على بن موسى، مهج الدعوات و منهج العبادات‏، قم: دار الذخائر، 1411 ق‏، چاپ اول، ص 39‏.

دعا نویسی و پیامدهای مراجعه به دعا نویس
سحر، جادو و طلسم از گناهان بزرگ است. دعانویسی و سحر و طلسمی که امروزه از سوی دعانویسان ترویج می‌شود بیشتر کلاه‌برداری و روشی برای درآمد و فریب مردم است.

پرسش:

آیا مراجعه به دعانویس موکل‌دار و همچنین جادوگر، آثار منفی اخلاقی و معنوی دارد؟

پاسخ:

همیشه باورهایی مانند دعانویسی، سحر، جادو، طلسم و دعانویسی در بین مردم وجود دارد. بسیاری از مردم برای حل مشکلاتشان به‌جای ریشه‌یابی مشکلات و یافتن راه‌حل منطقی و علمی به دنبال حل موضوعات از طریق سحر و طلسم و شبیه آن هستند. باید دانست که اکثراً این باورها پایه و اساس عقلی، علمی و دینی ندارد؛ اما برای دانستن وضعیت دعانویسی و جادوگری و طلسم در اسلام و اثرات منفی‌اش توجهتان را به نکاتی جلب می‌کنیم.

1. تأثیر دعا و سحر و طلسم

 تأثیر دعا و سحر و طلسم در معارف دینی آمده است. اگرچه اصلش واقعیت دارد، ولی حقیقت آن در دسترس مردم و شیادان نیست. از بررسی حدود 51 مورد کلمه سحر و مشتقّات آن در قرآن به این نتیجه می‌‌رسیم که سحر ازنظر قرآن به دو بخش تقسیم می‌‌شود:

 الف: بخشی از سحر، فریفتن و تردستی و شعبده‌بازی و چشم‌بندی است و حقیقتی ندارد! قرآن می‌فرماید: ریسمان‌ها و عصاهای جادوگران زمان موسی علیه‌السلام در اثر سحر خیال می‌شد که حرکت می‌کنند(1). همچنین آمده است: هنگامی‌که ریسمان‌ها را انداختند، چشم‌های مردم را سحر کردند و آنان را ارعاب کردند.(2) از این آیات استفاده می‌شود که بخشی از سحر حقیقتی ندارد و اثری نمی‌گذارد، بلکه نوعی تردستی و چشم‌بندی است و واقعیت ندارد.

 ب: بخشی از سحر اثر می‌گذارد، مانند داستان هاروت و ماروت که قرآن می‌فرماید: سحر‌هایی را به مردم می‌آموختند، ولی آنان که سحر را فرامی‌گرفتند، بین مرد و زنش جدایی می‌انداختند و... نیز چیزهایی می‌آموختند که به آنان ضرر می‌رساند و نفعی نمی‌بخشید.(3)

2. دعا‌نویس و مراجعه او

 در مورد دعانویس‌ها، باید دانست که بسیاری از این افراد شیادانی هستند که از عقاید مردم، سوءاستفاده می‌کنند؛ بنابراین باید در برخورد با آنان هشیار بود. برای دعا به درگاه خداوند نیازی به‌واسطه و دعانویس نیست، بلکه هر کس می‌تواند برای رفع مشکلات خود به درگاه او عرض حاجت نماید و از اعمال نیک برای تقرب به درگاه خداوند بهره ببرد؛ بنابراین انجام کارهایی مانند مراجعه به افراد برای گرفتن دعا و دعانویسی برای رفع مشکلات، منشأ دینی و روایی ندارد و اگر هم برفرض موردی جواب دهد ممکن است تصادفی باشد و اثرِ حاصل، مربوط به عامل دیگری بوده است نه انجام این عمل و مانند آن؛ بنابراین اصلاً معلوم نیست مشکلاتی که برای مردم پیش می‌آید یا حتی حل آن‌ها مستند به کارهای آن‌ها یا دعاها و سحر و طلسم‌های آن‌ها باشد. غالباً مراجعه به دعانویس، از طرف کسانی صورت می‌گیرد که معمولاً نتوانسته‌اند برای گرفتاری خود چاره‌جویی کنند و یا به دعای خود اعتمادی ندارند و فکر می‌کنند اگر به آن‌ها رجوع کنند، مشکلشان حل خواهد شد. چه‌بسا به دلیل اعتمادی که به آن‌ها دارند، حالت تلقین به نفس در افراد ایجاد می‌شود و با این روحیه قدرت و تسلط بر مشکل خود پیدا نمایند و به‌تدریج آن را حل کنند؛ اما در هیچ کتاب و به نظر هیچ مرجعی دینی، رجوع به دعانویس توصیه نشده است، بلکه همه افراد تشویق شده‌اند خودشان دست به دعا بردارند و از خدا کمک بخواهند. در اسلام از یادگیری سحر و انجام دادن اعمال سحر و جادوگری به‌شدت منع شده است. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرموده است:

 «کسی که نزد ساحر یا کاهن یا دروغ‌گویی برود درحالی‌که آنچه را که می‌گویند، تصدیق‌کننده باشد به تمام کتاب‌های آسمانی که خدا فرستاده کافر شده است».(4)

3. آثار منفی سحر و طلسم و جادو

اما آثار منفی سحر و طلسم و جادو چیست؟ مراجعه به دعانویس و جادوگر به‌مرور تأثیرات منفی در زندگی و معنویت و ایمان افراد می‌گذارد که به برخی اشاره می‌کنیم:

- کم شدن ایمان به خالق:

 با یقین پیدا کردن به مقوله‌ی دعانویسی و با توجه به این‌که امیدتان بعد از گرفتن دعا به غیر خالق می‌شود باعث کم شدن ایمان شما می‌شود. همانطورکه بالا اشاره شد استفاده از سحر و جادو حرام است و حرام و معصیت، تاریکی است و قلب را سیاه می‌کند و کم‌کم با این گناه، ایمان انسان کمتر می‌شود.

- نداشتن هدف در زندگی و دوری از موفقیت:

 زمانی که شما تحقق خواسته‌های خود را از طریق گرفتن دعا بدانید، تلاش‌کردن را بی‌فایده می‌دانید و هیجان خود را در زندگی از دست می‌دهید. این بزرگ‌ترین صدمه و آفت است که انسان به‌جای کار و تلاش از راه‌های به خیال خود ماورایی و بدون زحمت بخواهد پیشرفتی کند. این روحیه تلاش و منطق و کار را از انسان می‌گیرد و کم‌کم جلوی بسیاری از موفقیت‌ها از انسان گرفته می‌شود.

- دعانویسی به ضرر دیگران برای دشمنی یا حسادت:

 وقتی فردی تصور کند می‌تواند با دعا پیشرفت کند کم‌کم به فکر این می‌افتد که به دشمنان واقعی یا خیالی‌اش یا کسانی که به آن‌ها حسد می‌ورزد نیز با دعانویسی و سحر و جادو ضرر بزند. اوج سقوط انسان‌ها در این مرحله است که هم مرتکب گناه سحر و جادو شده و هم حق‌الناس به گردنشان می‌افتد. البته این کید و حیله‌ها و سحر و جادو‌ها معلوم نیست اثری بر ضرر کسی داشته باشد و در غالب اوقات ندارد؛ ولی چون دعانویسی اعتیاد دارد، زمانی که شما برحسب اتفاق و به هر نحوی از گرفتن دعا تأثیر می‌گیرید و توهم این را دارید که دعا گرفته‌شده برای شما کار می‌کند، به فکر ضرر به افراد هم از این طریق می‌افتید و این اوج سقوط معنوی انسان‌هاست.

- عدم آرامش در زندگی:

 این‌که انسان امیدی غیر از خالقتان داشته باشد و خود را تسلیم یک‌تکه کاغذ کند، این امر چون برخلاف فطرت است، ممکن است باعث افسردگی و ناخوشی احوالات شود و نمی‌گذارد آرامش را در زندگی خود تجربه کند.

 

نتیجه‌گیری

سحر، جادو و طلسم از گناهان بزرگ است که در مورد آن در منابع دینی مستندات زیادی وجود دارد. سحر و جادو اگرچه وجود دارد، ولی دعانویسی و سحر و طلسمی که امروزه از سوی دعانویسان ترویج می‌شود بیشتر کلاه‌برداری و روشی برای درآمد و فریب مردم است. در غالب اوقات توهم است؛ اما در مورد آثار منفی جادو و دعانویسی باید بگوییم کم شدن ایمان به خدا و تاریکی قلب به خاطر استفاده از این گناه، نداشتن هدف در زندگی و دور شدن از حس مسئولیت‌پذیری و کار و تلاش، ایجاد زمینه برای ضرر زدن به دیگران که اوج سقوط انسان‌هاست و عدم آرامش در زندگی و ایجاد زمینه افسردگی از آثار منفی استفاده از دعانویسی و سحر و جادوست.

منابع بیشتر برای مطالعه:

1- پژوهشی در سحر و جادوگری ازنظر اسلام اثر محمد سالاری

2- سحر و جادوگری در اسلام اثر سهیلا بدرلو

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره طه، آیه 66

2. سوره اعراف، آیه 116

3. سوره بقره، آیه 102

4. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403 ق، ج 2، ص 308

صفحه‌ها