حديث

آثار و فوائد بسیار زیاد فردی و اجتماعی متوجه کسی که حجاب را رعایت می کند می شود و این، فراتر از نگاه دینی به مسئله حجاب است که به رشد فردی واجتماعی منجر می شود.
آثار فردی و اجتماعی حفظ حجاب

پرسش
این که حجاب در دین اسلام واجب است، اطلاع دارم، اما آیا حفظ حجاب به جزء اجرای امر خدا، فایده ای برای ما دارد؟
 

پاسخ
یکی از واجبات اسلامی، حجاب است که روایاتی نیز در بیان اهمیت این فریضه و نحوه‌ پوشش آن وجود دارد. در بین این روایات، برخی از احادیث به  بیان فواید و آثار حجاب برای بانوان اشاره‌کرده‌اند. فواید و آثار بیان شده فروان است که برخی از آن‌ها اثرات اجتماعی و برخی نیز فردی هستند؛ دانستن این آثار می‌تواند خانم‌ها را بر حفظ حجاب و رعایت پوشش خود تشویق و ترغیب کند. در ادامه برخی از آثار حجاب از میان احادیث بیان و ارائه می‌شود.

1. محفوظ بودن از نگاه و هوس حرام
از مهم‌ترین آثار و فواید حجاب، حفظ بانوان از نگاه‌های آلوده و هوس‌های ناپاک است. در وصیتی از امیر مؤمنان علیه‌السلام به پسرش امام حسن علیه‌السلام آمده است: اکْفُفْ عَلَیْهِنَّ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ بِحِجَابِکَ إِیَاهُنَّ فَإِنَّ شِدَّهَ الْحِجَابِ خَیْرٌ لَکَ وَ لَهُنَّ مِنَ الِارْتِیَابِ وَ لَیْسَ خُرُوجُهُنَّ بِأَشَدَّ مِنْ دُخُولِ مَنْ لَا تَثِقُ بِهِ عَلَیْهِنَّ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ لَا یَعْرِفْنَ غَیْرَکَ مِنَ الرِّجَالِ فَافْعَلْ؛(1) با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چراکه حجاب برای آن‌ها ثبات بیشتری به ارمغان می‌آورد. از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت‌وآمد نداشته باشند. دور بودن از نگاه‌های هوس آلود و حرام، می‌تواند در عفت بانوان و محفوظ بودن آن‌ها از نامحرمان، نقش به سزایی داشته باشد.

2. جزء بهترین زنان بودن
در روایات اسلامی زنی که خود را از نامحرم می‌پوشاند و در عوض خود را فقط بر شوهرش عرضه می‌کند، بهترین زن معرفی شده است. جابر بن عبدالله انصارى می گوید: ما در خدمت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله بودیم، راجع به زن ها سخن مى‌گفتیم و اینکه برخی نسبت به دیگران امتیازاتى دارند سوال کردیم، رسول خدا صلی‌الله علیه و آله فرمودند: أَ لَا أُخْبِرُکُمْ فَقُلْنَا بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ فَأَخْبِرْنَا فَقَالَ إِنَّ مِنْ خَیْرِ نِسَائِکُمُ الْوَلُودَ الْوَدُودَ السَّتِیرَهَ الْعَزِیزَهَ فِی أَهْلِهَا الذَّلِیلَهَ مَعَ بَعْلِهَا الْمُتَبَرِّجَهَ مِنْ زَوْجِهَا الْحَصَانَ عَنْ غَیْرِهِ الَّتِی تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ تُطِیعُ أَمْرَهُ وَ إِذَا خَلَا بِهَا بَذَلَتْ لَهُ مَا أَرَادَ مِنْهَا وَ لَمْ تَبَذَّلْ لَهُ تَبَذُّلَ الرَّجُل‏(2)؛ آیا برایتان بگویم بهترین زنان شما کدم‌اند؟ اصحاب عرض کردند بله. حضرت فرمود: برترین زنان شما کسانی هستند که بچه‌زا، با شوهران خود مهربان و باحجاب و پوشیده باشند و در بین طایفه خودشان باعزت، ولی در مواجهه با شوهران خود متواضع و نرم‌خو باشند و برای شوهران‌شان خود را آرایش و زینت نمایند و در میان نامحرمان (و در جامعه) عفیف باشند، از شوهران خود اطاعت نموده و هرگاه با همسران خود خلوت کنند، خود را کاملاً در اختیار آنان قرار دهند و در مقابل شوهران‌شان همچون مردان (خالی از آرایش و زینت و معاشرت زنانه) نباشند.

3 مشمول دعای پیامبر صلی‌الله علیه و آله
در روایات نقل شده است که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله برای زنانی که حجاب خود را رعایت می‌کنند دعا فرموده است. چنین دعایی نشان از اهمیت حجاب در نزد اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز دارد. مطابق این روایت کسانی که به پوشش خود اهمیت می‌دهند، مورد عنایت و دعای پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله خواهند بود.(3) 

4. ارزشمندتر شدن زن
یک از فواید حجاب، بالا رفتن ارزش زن است، چراکه خود حجاب در نزد خداوند با ارزش است. در سخنی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله درباره حجاب زن چنین نقل‌شده: لَنَصِیفُ عَلَى رَأْسِها خَیْرٌ مِنَ الدُّنْیَا و ما فِیهَا؛(4) آن هنگام که پوشش، سرِ زنی باشد (زن باحجاب باشد) ارزش آن از دنیا و آنچه در آن است بیشتر است. بنابراین ارزشمندی زن به عریان بودن نیست، بلکه ارزش او در نزد خدا به حجاب او است تا جایی که از تمام دنیا و متعلقات آن بالاتر خواهد بود.
در روایتی دیگر از حضرت فاطمه سلام‌الله علیها آمده است که ارزشمندترین چیز برای زن این است که مردی را نبینید و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.(5) 

5. راه رسیدن به کمال
یکی دیگر از فواید حفظ حجاب، رسیدن به کمال برای بانوان است. در حدیثی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله چنین نقل‌شده است: حُمَادَیَاتُ النِّسَاءِ غَضُّ الْأَبْصَارِ وَ خَفَرُ الْأَعْرَاضِ وَ قِصَرُ الْوَهَازَه؛(6)  پسندیده‌ترین کمال زنان سه چیز است: پوشیدن چشم از نامحرمان، پوشیدن تمام‌اندام از بیگانگان، کم و باحیا از منزل بیرون رفتن. «حمادیات» جمع «حمادى» است، یعنى نهایت امر و آخرین مقصود و منتهای هدف.(7)  پس منظور این است که حفظ حجاب و رعایت پوشش آخرین مقصود و در واقع کمال زن است؛ بنابراین حجاب کمک می‌کند که زن به بالاترین حد کمال برسد.

6. زیبایی و شادابی
مطابق حدیثی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام، صیانت و حفظ زن موجب حال خوش او و زیبایی‌اش خواهد شد: صِیَانَهُ المَرْأَهِ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا؛(8)  صیانت زن او را شاداب‌تر و زیبایی‌اش را پایدارتر می‌کند. صیانت به معنای نگه‌داری کردن است. درست است که این روایت به‌صورت مستقیم در مورد حجاب نیست، اما یکی از راه‌های صیانت زن، طرز پوشش و حجاب او است که موجب نگه‌داری و محافظت او خواهد شد. بر اساس این حدیث، حجاب می‌تواند موجب حال بهتر بانوان و دوام زیبایی‌شان شود. همچنین ماندن زن در خانه و نپرداختن به کارهای سنگین مانند کارهای مردانه نیز می‌تواند معنای دیگری از این روایت باشد.

نتیجه
رعایت حجاب از آموزه‌های اسلامی است که واجب شمرده شده است. رعایت حجاب اسلامی، علاوه اجرای امر الهی، دارای آثار اجتماعی و فردی فراوانی است. برخی از این فواید مواردی بود که در متن مورد اشاره قرار گرفت. محفوظ ماندن از نگاه و هوس‌های حرام، اولین اثر این عمل است. بودن از بهترین زنان، مشمول دعای پیامبر صلی‌الله علیه و آله قرار گرفتن و باارزش شدن از دیگر نتایج رعایت حجاب اسلامی است. مطابق روایات حجاب باعث رسیدن زن به قله‌های کمال شده و زیبایی و شادابی را نیز در پی دارد.

پی نوشت:
1 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 338، ح 7.
2 . طوسی، محمد بن حسن، ‏تهذیب الأحکام، ج‏7، ص 400، ح 1597.
3 . ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى، ‏مجموعه ورّام، ج‏2، ص 78.
4 . پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، ص 629، ح 2244.
5 . طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، ص 233.
6 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، معانی الأخبار، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، ج‏2، ص 376، ح 1.
7 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، معانی الأخبار، دارالکتب الإسلامیه، ص 382.
8 . لیثى واسطى، على بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، ص 303، ح 5382.

بدپوششی خانم ها مجوز شرعی و عقلی برای مجاز بودن نگاه به آن ها نیست. هرچند آن ها رعایت نکنند ولی هر شخصی باید طبق وظیفه دینی خودش عمل کرده و مراقب چشم خود باشد.
نگاه به زنان بد حجاب

پرسش
متاسفانه به دلائل مختلف، برخی از بانوان در مکان‌های عمومی و یا مهمانی‌هایی که مردان حضور دارند با پوشش نا مناسب ظاهر می‌شوند و تذکر ما نیز فایده ندارد، آیا مطابق روایات نگاه به این افراد اشکال دارد؟ هنگام دیدن این افراد چه کنم؟
 

پاسخ
حفظ چشم از دیدن صحنه‌های گناه‌آلود، یکی از موضوعاتی است که در احادیث بر آن سفارش فراوانی شده است. اهل‌بیت علیهم‌السلام در روایات خود بر حرام بودن چنین نگاهی تأکید کرده و همگان را از عواقب آن بر حذر داشته‌اند. اما متأسفانه برخی از زنان مسلمان، به این معارف دینی توجهی نکرده و بدون حجاب در اماکن و در مقابل دیده مردان نامحرم حاضر می‌شوند. البته همان گونه که زنان در حفظ پوشش خود وظایفی دارند، مردان نیز در برابر نامحرم وظایفی بر عهده دارند. یکی از مهم‌ترین وظایف آن‌ها، چشم برداشتن از نامحرم و ترک نگاه به آن‌ها است. در ادامه برخی از توصیه‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام در ترک نگاه حرام و همچنین راهکارهای ایشان در این موضوع بیان خواهد شد.

1. ترک نگاه حرام
در روایات، از نگاه به نامحرم نهی شده است. در حدیثی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله آمده است: مَنْ مَلَأَ عَیْنَهُ مِنْ حَرَامٍ مَلَأَ اللَّهُ عَیْنَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مِنَ النَّارِ إِلَّا أَنْ یَتُوبَ وَ یَرْجِعَ؛(1)  کسی که چشمش را از حرام پُر کند، خداوند در روز قیامت چشمش را از آتش پُر خواهد کرد. مگر این که توبه کند و از کارش برگردد.
پس در درجه اول، افراد باید سعی کنند به نامحرم نگاه نکنند. اگر می‌توانند کاری کنند که در موقعیت نگاه به نامحرم قرار نگیرند تا از این گناه در امان بمانند. باید توجه داشت که نگاه به نامحرم گناهی فقط مختص به مردان نیست و زنان نیز در برخی روایات از نگاه هرزه به مردان نهی شده‌اند.(2)  

2. برگرداندن رو از نامحرم
گاهی ناخواسته انسان چشمش به نامحرم می‌افتد. در چنین حالتی افراد باید سریع از آن صحنه، رو برگردانند. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است: مَنْ نَظَرَ إِلَى امْرَأَهٍ فَرَفَعَ بَصَرَهُ إِلَى السَّمَاءِ أَوْ غَمَّضَ بَصَرَهُ لَمْ یَرْتَدَّ إِلَیْهِ بَصَرَهُ حَتَّى یُزَوِّجَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْحُورِ الْعِین‏؛(3)  هر کس دیده‌اش بر زنى افتد و چشم به‌سوی آسمان بالا بَرَد و یا آن را روی‌هم گذارد، دیده بر هم ننهد مگر آنکه خداوند یکتا از حوران بهشتى را به همسرى وى درآورد. پس وظیفه دیگر این است که اگر به‌صورت ناخواسته چشم به نامحرم افتاد، فوراً چشم از آن صحنه برگردانده شود تا علاوه بر این که از ارتکاب گناه جلوگیری شود، مشمول لطف و کرامت الهی نیز قرار گرفته شود.

3. خودداری از نگاه دوباره
گاهی وقت‌ها اولین نگاه به نامحرم در اختیار فرد نبوده و او بدون قصد چنین نظاره‌ای را انجام می‌دهد. این نگاه چون بدون قصد بوده، می‌تواند مشمول بخشایش خداوند شود. اما اگر شخص، این نگاه را طولانی کند و یا مجدداً  چشم به چنین صحنه‌ای بیندازد، موضوعی ناپسند است که اهل‌بیت علیهم‌السلام از آن نهی کرده‌اند. در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام آمده است: أَوَّلُ النَّظْرَهِ لَکَ وَ الثَّانِیَهُ عَلَیْکَ وَ لَا لَکَ وَ الثَّالِثَهُ فِیهَا الْهَلَاکُ؛(4) نگاه اول (ناخودآگاه به نامحرم) براى تو (حلال) است و نگاه دوم ممنوع است و حرام و نگاه سوم، هلاکت بار است.
شاید دلیل مطلب فوق این باشد که نگاه اول بدون قصد لذت و شهوت بوده؛ ولی نگاه‌های بعدی می‌تواند از روی شهوت و یا ایجادکننده شهوت باشد. در روایتی دیگر، امام ششم علیه‌السلام فرموده‌اند: النَّظْرَهُ بَعْدَ النَّظْرَهِ تَزْرَعُ فِی الْقَلْبِ الشَّهْوَهَ وَ کَفَى بِهَا لِصَاحِبِهَا فِتْنَهً؛(5) نگاهِ بعد از نگاه، بذر شهوت را در دل می‌کارد و همین برای به فتنه (و گناه) کشاندن صاحب آن نگاه کافی است. در روایتی دیگر از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز آمده است که نگاه دوباره به نامحرم می‌تواند فتنه و بلا را برای انسان ایجاد نماید.(6)  

4. یادآوری آثار ترک نگاه حرام
وظیفه دیگری که مؤمنان باید انجام دهند، یادآوری آثار ترک این گناه است؛ کسی که در موقعیت نگاه به نامحرم قرار می‌گیرد، اگر بداند که خودداری او از چنین نگاهی چه آثاری می‌تواند برایش داشته باشد، قطعاً در خودداری و ترک گناهش تشویق خواهد شد. با توجه به روایات، کسی که از نامحرم چشم می‌پوشد، آرامش درونی،(7)  درک شیرینی طاعت،(8)  رسیدن به ایمان(9)  و سرفرازی در قیامت(10)  را به دست خواهد آورد. همچنین پاداش‌های اخروی از دیگر برکات روی برگردانی از این کار است.(11)  کسی که در هنگام مواجهه با چنین گناهی آثار ترک آن را در ذهن بیاورد، انگیزه بیشتری برای مرتکب نشدن آن خواهد داشت.

5. نتیجه نگاه‌کردن به نامحرم
هر عمل حرام، قطعاً تأثیرات منفی به دنبال دارد، نگاه به نامحرم نیز از این حالت خارج نیست و قطعاً اثرات منفی در دنیا و آخرت خواهد داشت. افرادی که با نامحرم مواجه می‌شوند، در کنار دانستن آثار نگاه‌ نکردن به نامحرم، به این عواقب نیز توجه داشته باشند. دانستن آثار منفی این گناه و همچنین آثار مثبت پرهیز از آن، همانند دو بال انسان را از گرداب این گناه و نتایج پس ‌از آن نجات می‌بخشد. در احادیث آمده که نگاه حرام تیری سمی از تیرهای ابلیس است «النَّظْرَهُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُومٌ».(12)  خاصیت تیر سمی این است که علاوه بر زخمی که بر اثر برخورد آن تیر به انسان می‌رسد، در ادامه نیز موجب مرگ آرام و تدریجی فرد می‌شود. نگاه حرام نیز چنین خاصیتی دارد و علاوه بر تخریب روح معنویت انسان در همان لحظه، باعث درگیری ذهنی افراد نیز شده و حتی قوه شهوت انسان را فعال کرده تا جایی که باعث گناه بعدی می‌شود. همچنین زهر این تیر می‌تواند به‌تدریج دل را میرانده و معنویت او را از بین ببرد.
یکی دیگر از نتایج نگاه‌کردن به نامحرم، از بین رفتن قوه عاقبت‌بینی است. متأسفانه کسی که چشمش به دیدن نامحرم عادت کند، از عاقبت کار نمی‌ترسد و گرفتاری‌های پیش رو را نمی‌بیند. در روایتی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام بیان شده است: إِذَا أَبْصَرَتِ الْعَیْنُ الشَّهْوَهَ عَمِیَ الْقَلْبُ عَنِ الْعَاقِبَه؛(13) هرگاه چشم، شهوت بین شود، دیده عاقبت‌بینی دل کور شود.
همچنین کسی که بدون توجه به حرام بودن نگاه به نامحرم، چنین عملی را مرتکب شود، نتایجی همچون مورد حمله شیطان واقع‌شدن،(14)  افتادن در فتنه و بلاها،(15)  هلاکت(16)  و آتش را خواهد دید.(17)   

6. ارضا غریزه از راه حلال
گاهی انسان ناخواسته چشمانش به نامحرم می‌افتد. در این حالت بیان شد که وظیفه‌اش روی برگرداندن و دیده فروبستن از این صحنه است. اما اگر در هنگام انجام این کار، غریزه شهوانی او به ‌هیجان ‌آمده و تهییج شد، معصومان علیهم‌السلام در این باره راهکاری اندیشیده‌اند. در روایتی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله آمده است: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا النَّظْرَهُ مِنَ الشَّیْطَانِ فَمَنْ وَجَدَ مِنْ ذَلِکَ شَیْئاً فَلْیَأْتِ أَهْلَهُ؛(18) ای مردم! نگاه (حرام) از شیطان است، هر کس چنین نگاهی برایش پیش آمد، به نزد همسر خود رود. بنابراین راه‌حلی که برای این شخص وجود دارد، ارضا این غریزه از راه حلال است تا هیجانش فروکش نموده و به آرامش دست یابد.
این نسخه برای کسی که متأهل و از نعمت همسر برخوردار است ممکن است، اما فرد مجردی که هنوز فرصت ازدواج نیافته و یا شرایط ارضا حلال را ندارد، چه کند؟ در حدیثی دیگر از پیامبر صلی‌الله علیه و آله نقل شده است: «وقتی یکی از شما، زن زیبایی را دید، به نزد همسرش برود؛ زیرا آنچه آن زن دارد، همسرش هم از آن برخوردار است. مردی بلند شد و پرسید: ای رسول خدا! اگر فردی همسر ندارد، چه‌کار کند؟ پیامبر فرمود: سرش را به‌طرف آسمان بلند کند (و دعا نماید) و به نگاهش به آن زن ادامه ندهد؛ بلکه مراقب خود باشد و برای موفقیت در خودداری از نگاه به نامحرم، از فضل پروردگار کمک بطلبد.(19)   
پس توسل و دعاکردن در پیشگاه خدا راهکاری است که اهل‌بیت علیهم‌السلام سفارش نموده‌اند. مطابق این حدیث خداوند به وی در ازای عملش، فضل و رحمتش را نصیب خواهد نمود. در حدیثی دیگر از امیرالمؤمنین علیه‌السلام، نمازی نیز نقل شده که فرد به‌وسیله آن نماز می‌تواند از خداوند درخواست رفع نیاز و بهره‌مندی از همسر را داشته باشد.
امام علی علیه‌السلام فرمودند: هرگاه فردی از شما زنی را دید و به شگفت آمد به نزد همسرش رود، زیرا نظیر آنچه دیده است در همسر خود او نیز هست، پس شیطان را به دل خود راه ندهد و چشم خود را از آن زن برگرداند؛ و اگر همسر ندارد دو رکعت نماز بخواند و بسیار حمد خدا گوید و بر پیامبر و آل او صلوات فرستد و آنگاه از خداوند درخواست کند که از فضل خویش (همسری) عطایش فرماید، خداوند هم از روی مهر و رأفت خود نیاز او را برطرف می‌سازد.(20)   
در برخی موارد، شیطان امور ناپسند و نفرت‌انگیز را برای ما خوب جلو می‌دهد. همین کار سبب می‌شود که انسان بیشتر به‌طرف گناه کشیده شود. بهترین راه مقابله با شیطان، عبادت، دعا و ذکر الهی است. همچنان که امام سجاد علیه‌السلام در دعای هفدهم صحیفه سجادیه می‌فرماید: اللَّهُمَّ اخْسَأْهُ عَنَّا بِعِبَادَتِکَ، وَ اکْبِتْهُ بِدُءوبِنَا فِی مَحَبَّتِکَ؛ خدایا! به عبادت و بندگی ما، او را از عرصه گاه زندگی‌مان دور کن و به سبب جدّیّت و تلاشمان در راه محبتت، او را ذلیل و خوار گردان.
امام علیه‌السلام در این دعا، با عبارت‌های مختلف به راهکارهای دوری از شیطان اشاره می‌کند که توجه به آن‌ها و همچنین قرائت این دعای در دوری از گناهان قطعاً بی‌تأثیر نخواهد بود.

نتیجه
در روایات، وظایفی برای مردان در مقابل زنان نامحرم توصیه شده است. یکی از این سفارش‌ها در نگاه‌نکردن به این بانوان است؛ بنابراین ترک نگاه حرام اولین کاری است که هر فرد در مقابل نامحرم انجام می‌دهد. اما اگر ناخواسته کسی چشمش به نامحرم افتاد، مطابق احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام، باید رویش را از نامحرم برگرداند، از نگاه دوباره خودداری کند، نتایج چنین نگاهی را برای خودش گوشزد کند، آثار نگاه‌نکردن به چنین صحنه‌ای را به یاد آورد و اگر شرایط ارضا غریزه جنسی از راه حلال را دارد انجام دهد و اگر ندارد از فضل و کرامت خدا درخواست همسری نماید؛ بنابراین اگر این مراحل را عمل نماید ان‌شاءالله از گناه نگاه حرام و آثار آن در امان خواهد بود.

پی نوشت: 
1. ابن بابویه، محمد بن على‏، الأمالی، ص 429، ح 1.
2 . ابن بابویه، محمد بن على‏، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 287.
3 . ابن بابویه، محمد بن على‏، من لایحضره الفقیه، ج‏3، ص 474، ح 4656.
4 . ابن بابویه، محمد بن على‏، من لایحضره الفقیه، ج‏3، ص 474، ح 4658.
5 . ابن بابویه، محمد بن على‏، من لایحضره الفقیه،  ج‏4، ص 18، ح 4970
6 . ابن بابویه، محمد بن على‏، الخصال، ج‏2، ص 632، ح 10.
7 . تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، ص 663، ح 1467.
8 . شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص 145.
9 . ابن بابویه، محمد بن على‏، من لایحضره الفقیه، ج‏4، ص 18، ح 4969.
10 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏2، ص 80، ح 2.
11 . ابن بابویه، محمد بن على‏، من لایحضره الفقیه، ج‏3، ص 474، ح 4656.
12 . همان، ج‏4، ص 18، ح 4969.
13 . تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، ص 285، ح 89.
14 . برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج‏1، ص 109.
15 . ابن بابویه، محمد بن على‏، من لایحضره الفقیه، ج‏4، ص 18، ح 4970.
16 . همان، ج‏3، ص 474، ح 4658.
17 . ابن بابویه، محمد بن على‏، الأمالی، ص 429، ح 1.
18 . ابن بابویه، محمد بن على‏، من لایحضره الفقیه، ج‏4، ص 19، ح 4975.
19 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 494، ح 2.
20 . ابن بابویه، محمد بن على‏، الخصال، ج‏2، ص 637، ح 10.
 

روایات نقل شده از حضرت زهرا سلام الله علیها و همچنین سیره عملی ایشان در طول زندگی کوتاه اما پربرکتشان، نشان از اهتمام بسیار زیاد حضرت به مسئله حجاب است.
دیدگاه حضرت زهرا سلام‌الله علیها در مورد حجاب

پرسش
مطابق روایاتی که از معصومان علیهم‌السلام رسیده است، دیدگاه حضرت فاطمه علیها السلام در مورد حفظ حجاب چگونه بوده است؟ و آیا در مورد خود ایشان نیز روایاتی نقل شده است؟
 

پاسخ
دین اسلام، آخرین دین الهی است و تا پایان جهان، آموزه‌های آن باید به‌عنوان مبنای عقیده و عمل انسان‌ها قرار بگیرد. از سوی دیگر چون این دین کامل‌ترین دین است؛ پس کامل‌ترین احکام و معارف را در زمینه‌های مختلف عرضه کرده است. حجاب به‌عنوان یکی از معارف اسلامی، درآیات و روایات دارای نظام و اصول کلی و ثابتی است. معصومان علیهم‌السلام ازجمله حضرت فاطمه سلام‌الله علیها توصیه‌هایی در این زمینه دارد که می‌تواند الگو و راهکار مناسب برای بانوان باشد، در ادامه برخی از روایاتی که دیدگاه و سخنان این بانوی بزرگوار در مورد حجاب را بیان می‌کند ارائه خواهد شد.

1. قرار نگرفت در دید نامحرم
یکی از توصیه‌های حضرت زهرا سلام‌الله علیها در موضوع حجاب این است که بانوان خود را در دید نامحرم قرار ندهند. از امیرمؤمنان علیه‌السلام نقل‌شده است که فرمودند: روزی همراه گروهی در محضر رسول خدا صلی‌الله علیه و آله نشسته بودیم. آن حضرت به ما رو کرد و فرمود: «بهترین کار برای زنان چیست»؟ هیچ‌کدام از حاضران نتوانستند جواب صحیح بدهند. هنگامی‌که متفرّق شدند، من به خانه بازگشتم و همین موضوع را از حضرت زهرا سلام‌الله علیها پرسیدم و ماجرای سؤال پیامبر و پاسخ صحیح ندادن اصحاب را برای حضرت زهرا تعریف کردم و گفتم هیچ‌یک از ما نتوانستیم پاسخ صحیح بدهیم. حضرت زهرا سلام‌الله علیها فرمودند: «خَيرٌ لِلنِّساءِ اَنْ لایَرِینَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ؛ صلاح زنان در آن است که آن‌ها مردان نامحرم را نبینند و مردان نامحرم آن‌ها را نبینند». 
من به محضر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بازگشتم و عرض کردم: «ای رسول خدا! از ما پرسیدی که چه‌کار برای زنان برتر است، پاسخش این است که برترین کار برای زنان این است که آن‌ها مردان نامحرم را نبینند و مردان نامحرم آن‌ها را نبینند». پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله وقتی شنیدند که این سخن حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها است خشنود شدند و فرمودند: «اِنَّ فاطِمَهُ بضْعَهٌ مِنّی؛ همانا فاطمه، پاره تن من‌است».(1) 
این روایت دو معنا را می‌رساند اول این‌که بهترین حالت برای زن این است که در محیطی مانند منزل باشد تا مردان به او نگاه نکنند و همچنین او نیز مردان را نبیند و معنای دیگر این است که وقتی به بیرون از منزل نیز می‌رود، به‌گونه‌ای برود که مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.
در روایتی دیگر، ایشان فرمودند: أَدْنَى مَا تَکُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَیْتِهَا؛(2)   نزدیک‌ترین حالت یک زن نسبت به خداوند، زمانی است که در منزل خودش باشد (و در میان نامحرمان حاضر نشود).
بنابراین یکی از توصیه‌های حضرت زهرا سلام‌الله علیها چنین است که بانوان در دید نامحرم نباشند و خود را در معرض نگاه مردان نامحرم قرار ندهند.

2. پوشش کامل در مقابل نامحرم
حضرت زهرا سلام‌الله علیها علاوه بر توصیه بانوان به حفظ حجاب و دوری از نامحرم، خود نیز در پوشش دقت به خرج داده و از حجابی کامل بهره می‌بردند.(3)  به‌عنوان مثال فضیل بن یسار از امام باقر علیه‌السلام این‌گونه نقل کرده است: فَاطِمَهُ سَیِّدَهُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّهِ وَ مَا کَانَ خِمَارُهَا إِلَّا هَکَذَا وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى وَسَطِ عَضُدِه؛(4) فاطمه سیده زنان بهشت است و مقنعه او تا اینجا بود و (امام باقر علیه‌السلام) با دست تا وسط بازو را نشان داد.
بنابراین مقنعه بلند، پوششی بود که حضرت از آن استفاده می‌کرد. البته باید دانست که مقنعه مذکور، تنها قسمتی از حجاب سرتاسری مورد استفاده آن حضرت بوده و پوشش ایشان به‌خصوص در حضور نامحرمان بسیار کامل‌تر از این بوده است.
همچنین در برخی روایات تصریح‌شده که حضرت زهرا سلام‌الله علیها در مقابل نامحرم چادر می‌پوشیدند.(5)  این روایات به‌تناسب در بخش‌های بعدی بیان خواهند شد؛ اما نکته‌ی قابل‌توجه این‌که چادر ایشان آن‌قدر بلند بوده که کاملاً بر روی زمین کشیده شده و سرتاسر بدن را می‌پوشانیده است.(6)  
در احادیث آمده که حضرت علاوه بر پوشش‌های بیان‌شده، از پوشیه (نقاب) نیز استفاده می‌کردند.(7)  همچنین در برخی احادیث آمده که حضرت زینب علیها السلام نیز از پوشیه استفاده می‌کردند.(8)  البته استفاده از پوشیه برای زنان واجب نیست، چنانچه خود حضرت فاطمه سلام الله علیها نیز گاهی در مقابل نامحرم بدون پوشیه بودند.(9) 

3. حفظ حجاب هنگام حضور مهمان در خانه
متأسفانه تصور برخی خانم‌ها این است که حجاب فقط در بیرون از منزل لازم است و خود را در محیط خانه از نامحرم نمی‌پوشند؛ اما روایاتی که در مورد حضرت فاطمه سلام‌الله علیها وارد شده‌اند، نشان می‌دهد برای ایشان حضور نامحرم چه در خانه و چه بیرون منزل تفاوتی نداشته و در هر دو محیط خود را از نامحرم می‌پوشاندند.(10)  همچنان که نقل شده است، حضرت در منزل هنگام ورود نامحرم حتی باحال بیماری حجابشان را حفظ نمودند.(11)  
در این رفتار حضرت تفاوتی میان خانه‌ پدر و شوهر نبوده است و حتی وقتی ایشان هنوز در خانه‌ پیامبر صلی‌الله علیه و آله بودند، هنگام ورود مهمانی همراه پیامبر صلی‌الله علیه و آله به منزل، حجاب خود را حفظ می‌کردند.(12)  البته این حجاب فقط در هنگام مواجهه با نامحرم بوده است و لذا در وقتی‌که نامحرمی در منزل حضور نداشته ایشان از چادر و ... استفاده نمی‌کردند.(13)   

4. حفظ حجاب در بیرون منزل
چگونگی حضور بانوان در بیرون از منزل خیلی مهم است. حضرت زهرا سلام‌الله علیها وقتی در اجتماع حضور پیدا می‌کرد حجاب کاملی رعایت می‌کرد مثلاً در روایات چنین نقل‌شده است: فَتَجَلْبَبَتْ بِجِلْبابِها وَتَبَرْقَعَتْ بِبُرْقَعِها وَأَرادَتِ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله؛(14) وقتی می‌خواست به‌طرف خانه پدرش از منزل خود خارج شود: چادرش را سر نمود و روبندش را انداخت و به‌طرف منزل پیغمبر صلی‌الله علیه و آله حرکت نمود.

5. حفظ حجاب در شرایط خاص
متأسفانه برخی بانوان در هنگام مواجهه با شرایطی ویژه، از حجاب خود غافل می‌شوند. حضور در مجالس جشن و عروسی و یا عزا، گاه بهانه‌ای برای برداشتن یا کم‌رنگ شدن حجاب بانوان شده است.
اما حضرت فاطمه سلام‌الله علیها بانویی بودند که در هنگام مجلس عروسی نیز حجاب کامل را رعایت کرده‌اند. در روایتی بیان‌شده که حضرت در شب عروسی، لباسی بلند پوشیده بودند که پایین آن بر روی زمین کشیده می‌شد. همچنین ایشان از نقاب برای پوشاندن روی خود استفاده کرده بودند.(15)  حتی در هنگام خرید عروسی نیز لباس‌های پوشیده، مقنعه و چادر بخشی از خریدهایی بود که امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای حضرت فاطمه سلام‌الله علیها انجام داده بودند.(16) 
همچنین بعضی خانم‌ها در مواجهه با مصیبت و عزا، عنان از کف داده و حجاب خود را آشکار می‌کنند؛ اما حضرت فاطمه سلام‌الله علیها در هنگام برخورد با بدترین مشکلات، همچنان در حفظ حجاب خود اصرار داشتند. به‌عنوان مثال، پس از جریان غصب فدک، با اینکه حضرت بسیار ناراحت بودند، اما غضب و ناراحتی سبب نشد که حجاب ایشان با موقعیت‌های عادی تفاوتی داشته باشد، بلکه چنین نقل‌شده است: لَاثَتْ خِمَارَهَا عَلَى رَأْسِهَا وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَا وَ أَقْبَلَتْ فِی لُمَهٍ مِنْ حَفَدَتِهَا وَ نِسَاءِ قَوْمِهَا تَطَأُ ذُیُولَهَا؛(17) مقنعه خود را بر روی سر انداختند و سرتاسر بدن خود را با چادرشان پوشاندند و همراه با جمعی زنان قبیله خود راه افتادند درحالی‌که دنباله چادرشان روی زمین کشیده می‌شد.
در ادامه این حدیث بیان‌شده که حتی هنگام سخنرانی حضرت فاطمه سلام‌الله علیها در مسجد، برای ایشان محلی پوشیده درست کردند که مردها این بانوی بزرگ را نبینند.(18)  

6. داشتن دغدغه حجاب
با بررسی سخنان حضرت فاطمه سلام‌الله علیها مشخص می‌شود که ایشان همیشه دغدغه‌ حجاب داشتند. حضرت در آخرین روزهای زندگی در وصیتی چنین سفارش نموده‌اند: من این عمل را زشت مى‏دانم که یک پارچه روى جنازه زنان مى‏اندازند زیرا هرکسی از حجم و وصف آن جنازه آگاه مى‏شود.
 اسماء عرض کرد: اى دختر رسول خدا! من نظیر آن تابوتى را که در سرزمین حبشه دیده‏ام، به تو نشان مى‏دهم. آنگاه فرستاد تا شاخه‏هاى تازه خرما آوردند و او تابوتى نیکو ساخت و یک پارچه روى آن انداخت. حضرت زهرا فرمودند: چقدر این تابوت خوب است، زیرا جنازه‏اى که در میان آن باشد تشخیص داده نمى‏شود که جنازه زن یا جنازه مرد است.(19)  
نکته‌ قابل‌توجه این‌که در آن دوران، تَشییع جنازه‌ خانم‌ها بدون حجاب نبوده بلکه با انداختن پارچه‌ای بر روی کفن، میت را می‌پوشاندند ولی حضرت به این مقدار هم راضی نبوده و نمی‌خواستند حجم بدنشان به این میزان نیز مشخص شود. در حدیثی دیگر از ایشان آمده است: من بسیار زشت و زننده می‌دانم که جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه‌‌ای روی بدنش تشییع می‌کنند و افرادی اندام و حجم بدن او را مشاهده کرده و برای دیگران تعریف ‌نمایند. مرا بر تختی که اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار ندهید، بلکه مرا با پوشش کامل تشییع کنید.(20)  

7. کاستن از حضور در اجتماع
حضور بیش‌ از اندازه و بی‌مورد زنان در اجتماع، آسیب‌هایی را به دنبال دارد؛ ازجمله برخورد آن‌ها با مردان نامحرم ممکن است سبب قرار گرفتن در معرض نگاه‌های آلوده شود. حضرت زهرا سلام‌الله علیها از اینکه مجبور نبودند در جامعه رفت ‌و آمد داشته و به همراه مردان به کار بپردازند ابراز خوشحالی نموده‌اند. در برخی از روایات نقل‌شده است که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله کارهاى مربوط به درون خانه را براى فاطمه علیها السلام و کارهاى بیرون خانه را براى على علیه‌السلام تعیین کرد. حضرت زهرا سلام‌الله علیها فرمودند: جز خدا کسى نمی‌داند که من چقدر از این تقسیم خوشحال شدم زیرا از شانه‌به‌شانه شدن با مردان بیگانه نجات یافتم و مشکل برخورد با مردان نامحرم از دوشم برداشته شد.(21)   

نتیجه
حجاب موضوعی مهم در اسلام است که اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز توصیه‌های متعدد در این زمینه دارند. از جمله در سیره حضرت فاطمه سلام‌الله علیها، نکات بسیار با اهمیتی در مورد پوشش زنان و حفظ حجاب  بیان شده است. حضرت فاطمه سلام‌الله علیها همواره به‌صورت کامل این واجب الهی را پراهمیت دانسته و در مقابل نامحرم چه داخل منزل و چه بیرون منزل حجاب خود را حفظ می‌کردند. حضرت، از این‌که با مردان مجبور به کار در بیرون منزل نیستند خوشحال بودند. این سخنان و فعالیت‌ها نشان‌دهنده‌ی اهمیت حجاب در نزد این بانوی بزرگ و لزوم حفظ آن توسط همه بانوان مسلمان است.

پی نوشت:
1 . اربلى، على بن عیسى‏، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، ج‏1، ص 466.
2 . ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفریات (الأشعثیات ص 95.
3 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، ج‏1، ص 257، ح 789.
4 . طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق‏، ص 93.
5 . طبرسى، احمد بن على‏، الإحتجاج على اهل اللجاج، ج‏1، ص 98.
6 . همان، ج‏1، ص 99.
7 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، علل الشرائع، ج‏1، ص 163، ح 2.
8 . طبرسى، احمد بن على‏، الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏2، ص 308.
9 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 528، ح 5.
10 . ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى‏، دعائم الإسلام، ج‏2، ص 214، ح 792.
11 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، علل الشرائع، ج‏1، ص 187، ح 2.
12 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 528، ح 5.
13 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، ج‏1، ص 257، ح 789.
14 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، علل الشرائع، ج‏1، ص 163، ح 2.
15 . طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی (للطوسی)، ص 42، ح 45.
16 . همان، ص 40، ح 45.
17 . همان، ج‏1، ص 99.
18 . طبرسى، احمد بن على‏، الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏1، ص 99.
19 . اربلى، على بن عیسى‏، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، ج‏1، ص 504.
20 . طوسى، محمد بن الحسن‏، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏1، ص 469، ح 1540.
21 . حمیرى، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد، ص 52، ح 170.

در مسئله حجاب، آقایان نیز مسئولیت هایی در قبال همسر، فرزندان و دیگر اعضای خانواده دارند که با رعایت آنها، پیشاپیش جلوی تعداد بسیاری از ناهنجاری ها گرفته می شود.
حجاب خانواده و مسئولیت مردان

پرسش
بر اساس روایات ائمه علیهم‌السلام، مردها در قبال همسران و دیگر خانم‌های خانواده خود نسبت به حجاب چه وظیفه‌ای دارند؟ آیا دستور و توصیه خاصی در این زمینه وجود دارد؟
 

پاسخ
رعایت پوشش اسلام و داشتن حجاب از موضوعاتی است که در احادیث به آن اهمیت فراوانی داده‌شده و اهل‌بیت علیهم‌السلام توصیه‌هایی به زنان در مورد داشتن حجاب بیان فرموده‌اند. علاوه بر این، مردان نیز به‌عنوان بخشی از خانواده در موضوع حجاب جامعه تاثیرگذار هستند و مطابق روایات دارای وظایفی می‌باشند. در ادامه برخی از این دستورات و توصیه‌ها ارائه و بیان خواهد شد.

1. امر به حجاب
یکی از وظایف مرد، سفارش و امر خانواده به رعایت حجاب است. این امر تا جایی مهم بوده که خداوند متعال در قرآن کریم، پیامبر صلی‌الله علیه و آله را بر چنین کاری سفارش نموده است: ﴿ یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا﴾؛ (1) ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلباب‌ها (روسری‌های بلند) خود را بر خویش فروافکنند (بپوشند)، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است و (اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آن‌ها سرزده) خداوند همواره غفور و رحیم است.
همچنین توصیه به رعایت حجاب در احادیث نقل شده از پیامبر صلی‌الله علیه و آله به فرزندان خود نیز وجود دارد. (2) بنابراین مردان باید همواره در حجاب همسر و فرزندان دقت کرده و آن‌ها را امر به رعایت حجاب نمایند. نکته‌ دیگری که از این آیه که نیاز به توجه می باشد این است که پیامبر صلی‌الله علیه و آله نه فقط موظف به توجه نمودن به حجاب همسر بلکه به دختران خود و حتی سایر بانوان نیز هست. پس مردان نیز باید مواظب حجاب همسر، فرزندان و سایر خانواده خود باشند. با توجه به این توضیح، دستورها و توصیه‌هایی که در ادامه درباره حجاب آمده است، برای همسر و هم برای دختر و سایر افراد خانواده جاری است.

2. مخالف با بی‌حجابی
علاوه بر امربه‌معروف، نهی از منکر نیز از دیگر پایه‌های ایمان است. مردان باید علاوه بر سفارش خانواده‌شان به حفظ حجاب، با بی‌حجابی آن‌ها نیز مخالفت کنند. در روایاتی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله واردشده که اگر مردی مخالفتی با وضع نامناسب همسر خود نداشته باشد، در گناه او شریک خواهد بود: الْمَرْأَهُ إِذَا خَرَجَتْ مِنْ بَابِ دَارِهَا مُتَزَیِّنَهً مُتَعَطِّرَهً وَ الزَّوْجُ بِذَاکَ رَاضٍ بُنِیَ لِزَوْجِهَا بِکُلِّ قَدَمٍ بَیْتٌ فِی النَّار؛ (3)  زن اگر از خانه خودش با آرایش و زینت و معطر خارج شود و شوهرش به این کار او راضی باشد، به هر قدمی که آن زن برمی‌دارد برای شوهرش خانه‌ای در جهنم بنا می‌گردد.

3. دقت در رعایت حجاب خانواده در هنگام برخورد با نامحرم
یکی دیگر از وظایف مردان در برابر حجاب همسر و دختران خویش، دقت در پوشش آن‌ها در هنگام رفت‌وآمد نامحرمان در فضای خانه و بیرون از منزل است. در روایات نقل‌شده است که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله هنگام دعوت اصحاب و یارانش به منزل، ابتدا از اهل خانه اجازه می‌گرفت و به آن‌ها فرصت پوشیدن حجاب را می‌داد و بعد از پوشش کامل اهل منزل، به میهمان اجازه ورود به خانه را می‌دادند. (4) در روایتی دیگر از پیامبر صلی‌الله علیه و آله نقل‌شده که ایشان افراد را از ورود بدون اجازه به اماکن زنانه نهی می‌فرمود. (5)

4. تقسیم وظایف زندگی و سپردن کارهای منزل به بانوان
از دیگر وظایف مردان در برابر حجاب همسر و بانوان اهل خانه خود، سعی بر نگه‌داشتن و حفظ آن‌ها در منزل است. البته منظور از حفظ بانوان و خانواده در منزل، زندانی کردن آن‌ها نیست، بلکه مقصود این است که تا حد امکان، مرد کارهای بیرون از منزل را انجام داده و خانم‌ها سعی کنند کمتر با مردان نامحرم رودررو شوند.
امیرالمؤمنین علیه‌السلام در توصیه‌ای به فرزندشان امام حسن علیه‌السلام فرمودند: وَ اكْفُفْ عَلَيْهِنَّ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ بِحِجَابِكَ إِيَّاهُنَّ، فَإِنَّ شِدَّةَ الْحِجَابِ أَبْقَى عَلَيْهِنَّ؛ وَ لَيْسَ خُرُوجُهُنَّ بِأَشَدَّ مِنْ إِدْخَالِكَ مَنْ لَا يُوثَقُ بِهِ عَلَيْهِنَّ، وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلَّا يَعْرِفْنَ غَيْرَكَ فَافْعَلْ؛ وَ لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنْ أَمْرِهَا مَا جَاوَزَ نَفْسَهَا، فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ؛ (6) با پوششى كه بر آنان قرار مى دهى ديده آنان را از ديدن مردمان باز دار، زيرا سختى حجاب، آنان را پاك تر نگاه مى‌دارد، و بيرون رفتن زنان از خانه بدتر از اين نيست كه افراد غير مطمئن را بر آنان در آورى و اگر بتوانى چنان كن كه غير تو را نشناسند. امورى كه در خور توان زنان نيست به دستشان مسپار، زيرا زن گلى است ظريف نه خادم و كارپرداز.
در برخی منابع این عبارت نیز نقل‌شده است «به‌وسیله حجاب چشم‌های زنان خود را پاک نگاه‌دارید، زیرا سخت‌گیری در مورد حجاب، آن‌ها را سالم‌تر و عفیف‌تر نگاه خواهد داشت». (7)
 باید دقت داشت که منظور اهل‌بیت علیهم‌السلام از سخت‌گیری، چیزی فراتر از رعایت امور شرعی نیست؛ بنابراین مقصود این است که مرد نسبت به حجاب و عفت زن و همسرش توجه داشته باشد و تا حد ممکن در حفظ آن‌ها بکوشد و پوشش‌های مناسب و پسندیده برای آن‌ها فراهم کند.

5. آموزش مسائل مربوط به حجاب
مردان علاوه بر دقت در نحوه پوشش خانواده، در آموزش و توجیه آن‌ها نیز باید کوشش خود را به خرج بدهند. سوره نور یکی از بهترین سوره‌ها در بیان آموزه‌های عفاف و حجاب است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در موضوع آموزش این سوره به بانوان چنین فرموده است: عَلِّمُوهُنَّ سُورَهَ النُّورِ فَإِنَّ فِیهَا الْمَواعِظُ؛ (8) به زنان سوره نور را آموزش دهید چراکه در آن موعظه‌ها و پندهایی است.
در حدیثی دیگر توصیه‌شده تا سوره نور را به زنان آموزش داده شود چراکه تعلیم این سوره موجب مصونیت و محفوظ بودن آن‌ها از گناه و فحشا است. (9) با توجه به محتوای این سوره، می‌توان معارفی همچون، نهی از زنا و حکم انجام این عمل، نهی از متهم کردن زنان عفیفه، توصیه ازدواج زنان و مردان پاک با هم، سفارش به ورود به خانه دیگران با اجازه قبلی، دستور به مردان و زنان برای چشم پوشی از نگاه به نامحرم، دستور به بانوان برای حفظ حجاب و پوشاندن زینت ها، توصیه به پادرمیانی و کمک برای ازدواج پسران و دختران، سفارش به جوانان برای حفظ پاکدامنی و حفظ خود گوشه¬ای از مواعظی هستند که در این سوره به آنها اشاره شده است.

6. اطاعت نکردن از خواسته‌های نامشروع خانواده
بسیاری از بانوان، متدین بوده و کاملاً بر حجاب خود اصرار دارند، اما متأسفانه برخی از زن‌ها نیز هستند که بالعکس، سعی بر استفاده از پوشش‌های نامناسب در برابر نامحرم دارند. از دیگر اقدامات مردان در برابر حجاب خانواده، اطاعت نکردن و تن ندادن به چنین بی‌حجابی‌هایی است. 
در روایتی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله چنین نقل‌شده است: مَنْ أَطَاعَ امْرَأَتَهُ أَکَبَّهُ اللَّهُ عَلَى مَنْخِرَیْهِ فِی النَّارِ فَقِیلَ وَ مَا تِلْکَ الطَّاعَهُ قَالَ تَدْعُوهُ إِلَى النِّیَاحَاتِ وَ الْعُرُسَاتِ وَ الْحَمَّامَاتِ وَ لُبْسِ الثِّیَابِ الرِّقَاقِ فَیُجِیبُهَا؛ (10) هر مردی از زنش اطاعت کند خداوند او را با صورت در آتش خواهد افکند. امام علی علیه‌السلام عرض کردند: منظور از اطاعت زن چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه به او اجازه رفتن به حمام‌های عمومی، عروسی‌هایی (که در آن گناه می‌شود) و مجالس آوازه‌خوانی بدهد و نیز اجازه دهد تا در میان نامحرمان لباس نازک بپوشد.
البته علت نهی از شرکت در این مراسم‌ها و حمام‌های عمومی، شرایط خاص آن زمان است؛ چون ظاهرا مجالس جشن، عزا، عروسی و همچنین حمام‌ها در آن دوران، مناسب برای شرکت مسلمان‌ها نبود، در نتیجه با تغییر شرایط و گناه آلود نبودن این مکان‌ها و مجالس، رفتن بانوان به این مجالس جشن و یا استفاده از حمام‌های عمومی بی اشکال به نظر می‌رسد. همچنان که در سفارشی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است «کسانی که ایمان دارند، ففط با پوشش مناسب حق رفتن به حمام را دارند». (11)

7. داشتن غیرت نسبت به خانواده
مطابق روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام، غیرتمندی وظیفه دیگر مردها در برابر خانواده و همسر خود است. غیرت به معنای حس تعصب و توجهی است که مرد به‌وسیله آن به حفظ همسر خود می¬پردازد. (12) این حس موجب صلاح و منفعت برای زن و مرد است. (13) در تعریفی دیگر از غیرت آمده که «کسی را وارد حریم خود نکند و وارد حریم دیگری هم نشود». (14) در حدیثی پیامبر صلی الله علیه و آله چنین نقل شده است: إنّ الغَيرَةَ مِن الإيمانِ؛ (15) به راستى كه غيرت از ايمان است.
با توجه به این توضیحات، مرد باید نسبت به پوشش همسر خود غیرت داشته و بی‌تفاوت نباشد، دیگران را در حریمی که خدا برای او و همسرش در نظر گرفته وارد نکند و خود نیز در حریم دیگران وارد نشود.

نتیجه
همان‌گونه که زن در موضوع پوشش خود وظایفی بر عهده دارد، مرد نیز در برابر حجاب همسر، دختران و بانوان اهل خود، دستوراتی را باید رعایت کند. مردان باید خانواده خویش را امر به حجاب نمایند و چنانچه در این موضوع سهل‌انگاری نمودند، مخالفت خود را با بی‌حجابی آن‌ها اعلام کنند. شوهر و پدر باید نسبت به حجاب همسر و فرزند خویش در هنگام مواجهه با نامحرم دقت نمایند. مردها باید تا حد امکان خانواده را در منزل حفظ نمایند. به‌عنوان‌مثال مرد می‌تواند با انجام کارهای بیرون از منزل تا حد امکان از بیرون رفتن غیرضروری همسر و دختران خود جلوگیری به عمل بیاورد. در کنار این دقت‌ها، آموزش مسائل مربوط به حجاب به خانواده نیز از دیگر وظایفی است که مردان باید نسبت به آن اهتمام داشته باشند. موضوع دیگری که مردان باید به آن دقت داشته باشند، داشتن غیرت نسبت به خانواده است.

پی نوشت:
1 . سوره احزاب، آیه 59.
2 . ر.ک: کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 527، ح 4.
3 . شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص 158.
4 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 528، ح 5.
5 . ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفریات (الأشعثیات)، ص 95.
6 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 338، ح 7.
7 . سید رضی، محمد بن حسین‏، نهج‌البلاغه، ص 405.
8 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 516، ح 2.
9 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 109.
10 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، ج‏1، ص 115، ح 241.
11 . جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج8، ص 239.
12 . ابن اثیر جزری، مبارک بن محمد، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج‏3، ص 401. 
13 . ابن فارس، احمد بن فارس‏، معجم المقاییس اللغه، ج‏4، ص 404.
14. https://hawzah.net/fa/News/View/90659
15 .  ابن بابويه، محمد بن على‏،  من لا يحضره الفقيه‏، ج3، ص 444، ح 4541.
 

لزوم رعایت حجاب مورد تأکید فراوان روایات قرار گرفته است که بر خلاف آنچه افراد مغرض یا ناآگاه بیان می کنند مسئله محدود کردن انسان نیست بلکه مسئله، حفظ کرامت است.
لزوم حجاب در روایات

پرسش
آیا بر اساس روایات معصومان علیهم‌السلام، حجاب بانوان موضوعی لازم است و حتما باید رعایت کنند؟
 

پاسخ
حجاب یکی از دستورات اسلامی است که بر همه زن‌ها و مردها واجب است. این سبک پوشش موجب مصونیت افراد از آزار و همچنین باعث افزایش کرامت اخلاقی زن در جامعه می‌شود. در همین راستا آیاتی از قرآن کریم نازل شده و حجاب را لازم نموده است. علاوه بر آیات قرآن کریم، در روایاتی از معصومان علیهم‌السلام نیز، به فراوانی موضوع لزوم حجاب بیان‌شده است که در ادامه به برخی از این روایات اشاره خواهد شد.

1. حفظ حجاب پس از رسیدن به بلوغ
مطابق احادیث معصومان علیهم‌السلام، دختر و پسر باید پس از رسیدن به بلوغ احکامی را رعایت کنند که یکی از این موارد برای دختران، حفظ حجاب است.

در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام درباره برخی واجبات بلوغ آمده است: عَلَى الصَّبِیِّ إِذَا احْتَلَمَ الصِّیَامُ وَ عَلَى الْجَارِیَهِ إِذَا حَاضَتِ الصِّیَامُ وَ الْخِمَار؛ (1) بر پسری که به سن بلوغ می‌رسد روزه و بر دختری که به سن بلوغ می‌رسد، روزه و حجاب واجب است.

در روایتی دیگر از امام باقر علیه‌السلام آمده است: لَا یَصْلُحُ لِلْجَارِیَهِ إِذَا حَاضَتْ إِلَّا أَنْ تَخْتَمِرَ إِلَّا أَنْ لَا تَجِدَه‏؛ (2) براى هیچ دخترى که به سن حیض رسیده است، جایز نیست که بدون روسری در انظار ظاهر شود، مگر این‌که (وضعیتی پیش آید که) قادر به تهیه آن نباشد.

در حدیثی دیگر از امام کاظم علیه‌السلام سؤال شد دختر بچه نابالغ چه وقت باید سر خود را از نامحرم بپوشاند و در چه زمانى لازم است سر خود را در نماز با مقنعه بپوشاند؟ حضرت فرمودند: لَا تُغَطِّی رَأْسَهَا حَتَّى تَحْرُمَ عَلَیْهَا الصَّلَاهُ؛ (3) سرش را لازم نیست بپوشاند تا وقتی‌که خواندن نماز بر او حرام مى‏گردد. (مقصود از حرام شدن نماز، رسیدن به سن حیض است که به خاطر این وضعیت مدتی نمی‌توانند نماز بخوانند و اقامه نماز در این ایام برایشان حرام است).
باید توجه داشت که این سؤال در حقیقت درباره پوشش لازم بعد از بلوغ است، نه اینکه مقصود فقط پوشش سر باشد؛ بنابراین وقتی دختر به سن بلوغ رسید باید خود را پوشانده و از منظر نامحرم‌ها دور نگه دارد.

2. لزوم حفظ حجاب مقابل نامحرم
بیان شد که با آغاز بلوغ، حجاب بر افراد واجب می‌شود. این موضوع آن‌قدر اهمیت دارد که احادیث فراوانی در تأکید بر حفظ حجاب بیان شده است. برخی از این روایات لزوم حجاب را بیان می‌کنند که در ادامه اشاره خواهد شد:
عَنِ الرِّضَا علیه‌السلام قَالَ: یُؤْخَذُ الْغُلَامُ بِالصَّلَاهِ وَ هُوَ ابْنُ سَبْعِ سِنِینَ وَ لَا تُغَطِّی الْمَرْأَهُ شَعْرَهَا مِنْهُ حَتَّى یَحْتَلِمَ؛ (4) حضرت رضا علیه‌السلام فرمود: پسر را در سنّ‌ هفت‌سالگی به نماز وا‌می‌دارند و او را بخواندن نماز تکلیف می‌کنند و لازم نیست زن موى خود را از او بپوشاند تا زمانى که به احتلام بالغ گردد.
مطابق این حدیث زن باید موی خود را از هر پسر نامحرمی که به سن بلوغ رسیده بپوشاند. البته حجاب منحصر در مو نیست و در احادیث بیان‌شده که به‌جز صورت و ابتدای دست، پوشاندن سایر اعضاء نیز بر خانم‌ها لازم است. (5)

در حدیثی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله نیز آمده است: لِلزَّوْجِ ما تَحْتَ الدِّرْعِ وَ لِلْاِبْنِ وَ الْأَخِ ما فَوْقَ الدِّرْعِ وَ لِغَیْرِ ذِی مَحْرَمٍ أرْبَعَهُ أَثْوابٍ دِرْعٌ‏ وَ خِمارٌ وَ جِلْبابٌ‏ وَ إزارٌ؛ (6) برای شوهر است آنچه زیر پیراهن زن اوست و برای پسر و برادر روی لباس است و برای غیر محارم، او چهار لباس (باید) داشته باشد: ١- پیراهن ٢- روسری ٣- پوششی مثل چادر ٤- شلوار.
مطابق این روایت، زن در برابر همسر هیچ محدودیتی از جهت پوشش ندارد، ولی در مقابل سایر محارم باید لباسی که مواضع حسّاس او را می‌پوشاند، بپوشد و بیش از آن ضرورت ندارد، ولی در مقابل مرد نامحرم باید پوششی کامل را داشته باشد.
باید توجه داشت که موضوع حجاب در منظر احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام آن‌چنان مهم است که ایشان پوشاندن مو را در مقابل فرد خصی (فردی که اندام جنسی ندارد و یا تمایلات مردانه ندارد) نیز لازم می‌داند.  (7) حتی در حدیثی آمده است که زن مسلمان حق ندارد در مقابل زن‌های یهودی و مسیحی حجاب خود را بردارد چراکه آن‌ها بی‌حجابی زن مسلمان را برای شوهران خود تعریف می‌کنند: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام قَالَ: لَا یَنْبَغِی لِلْمَرْأَهِ أَنْ تَنْکَشِفَ بَیْنَ یَدَیِ الْیَهُودِیَّهِ وَ النَّصْرَانِیَّهِ فَإِنَّهُنَّ یَصِفْنَ ذَلِکَ لِأَزْوَاجِهِنَّ؛ (8) امام صادق علیه‌السلام فرمود: براى زن جایز نیست که نزد زن یهودى و نصرانى بدون حجاب باشد، زیرا آنان، زیباى او را براى شوهران خود توصیف مى‌کنند.  این نکته بسیار جالب و قابل‌توجه است که اسلام حتی به این مقدار نیز حاضر نیست مو و زیبایی زن مسلمان عیان شده و حتی در تصور مردان نامحرم بیاید!

در حدیثی دیگر از پیامبر صلی‌الله علیه و آله آمده است: أَیُّمَا امْرَأَهٍ وَضَعَتْ خِمَارَهَا فِی غَیْرِ بَیْتِ زَوْجِهَا فَقَدْ هَتَکَتْ حِجَابَهَا؛ (9) هر زنی که روسری از سر بردارد در غیر خانه شوهرش، حجابش را هتک کرده و زیر پا گذاشته است.
گفته شد که حجاب زن از بلوغ او شروع می‌شود. این حجاب حتی پس از مرگ او لازم است و حتی اسلام اجازه عریان شدن بدن زن بعد از مرگ او را نیز نمی‌دهد. در حدیثی بیان شده است که مفضل بن عمر سؤال کرد از امام صادق علیه‌السلام درباره زنی که در سفر بمیرد و مرد محرم یا زنی که او را غسل دهد همراه او نباشد، حضرت فرمودند: مواضع تیمم او را باید غسل دهند ولی نباید بدن او را لمس کنند و نباید زیبایی‌های او را که خدا پوشیدن آن را واجب فرموده است، آشکار کرد.  (10)
اما با این وجود برخی از خانم‌ها بدون تفکر در این سفارش‌ها، حجاب را رعایت نکرده و به آن ملتزم نیستند. امیرمؤمنان علیه‌السلام از پیامبر صلی‌الله علیه و آله در مورد اوضاع آخرالزمان چنین روایت کرده است: یَظْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَ اقْتِرَابِ السَّاعَهِ وَ هُوَ شَرُّ الْأَزْمِنَهِ نِسْوَهٌ کَاشِفَاتٌ عَارِیَاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّینِ دَاخِلَاتٌ فِی الْفِتَنِ مَائِلَاتٌ إِلَى الشَّهَوَاتِ مُسْرِعَاتٌ إِلَى اللَّذَّاتِ مُسْتَحِلَّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِی جَهَنَّمَ خَالِدَاتٌ؛ (11) در آخرالزمان و نزدیک قیامت که بدترین زمان‌هاست، زنانى پدید مى‌آیند که زینت خود را براى غیر از شوهر خود آشکار مى‌کنند و بى‌حجاب و بى‌دین و فتنه‌انگیز و شهوتران و هوس‌باز هستند، حرام‌ها را حلال مى‌شمرند و در جهنم جاودان خواهند بود. پس از این حدیث چنین برداشت می‌شود که حجاب امری لازم بوده و بی‌حجابی سرانجامی جز آتش ندارد.

در حدیثی تاثیرگذار و قابل‌تأمل از امیرالمؤمنین علیه‌السلام در مورد این عذاب الهی آمده است: (روزی) من و فاطمه خدمت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله رسیدیم، (دیدم که ایشان شدیداً گریه می‌کنند. عرض کردم: پدر و مادرم فدایت، ای رسول خدا، چه چیزی شما را به گریه انداخته است؟) حضرت فرمودند: ای علی شبی که مرا به آسمان‌ها بردند. زنانی از امت خود را دیدم که در عذاب‌های بسیار سختی به سر می‌بردند، به یاد عذاب سخت آن‌ها افتادم و گریه بر من غلبه نمود، زنانی را دیدم که از موهای سر خود آویزان هستند و از آتش جهنم مغز سرشان می‌جوشید ... برخی از آن‌ها گوشت بدنشان توسّط قیچی‌هایی از آتش از عقب و جلو بریده می‌شد... امّا آن زنانی که از موهای سرشان آویزان بودند کسانی هستند که در دنیا موهای سرشان را از مردان نامحرم نمی‌پوشاندند... و آن‌ها که گوشت بدنشان با قیچی‌ها بریده می‌شد زنانی هستند که در دنیا با رفتارهای مختلف به نامحرمان اظهار تمایل می‌نمودند و خود را برای آن‌ها نشان می‌دادند... .  (12)
بنابراین با توجه به احادیث بیان‌شده مشخص می‌شود که حجاب امری لازم و واجب است که زنان و دختران مسلمان باید به آن ملتزم بوده و به رعایت آن بپردازند.

3. لزوم حجاب حتی در شرایط خاص
از روایات معصومان علیهم‌السلام چنین برداشت می‌شود که حجاب آن ‌قدر امری مهم و لازم است که حتی در برخی شرایط خاص نیز رعایت آن ضروری است. برخی خانم‌ها در بعضی شرایط و اتفاقات حجاب را فراموش می‌کنند؛ اما اهل‌بیت علیهم‌السلام سفارش می‌کنند که افراد حتی در هنگام مشکلات و ناگواری‌ها، به حفظ حجاب خود پایبند باشند. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام در بیان تفسیر آیه‌ای از قرآن بیان می‌کنند که زن نباید در هنگام مصیبت و عزا، عنان از کف داده و خود را بی‌حجاب کند. حضرت فرمودند:  لَا یَشْقُقْنَ جَیْباً وَ لَا یَلْطِمْنَ خَدّاً ... وَ لَا یَنْشُرْنَ شَعْراً؛ (13) (زنان) گریبان ندرند، به‌صورت خود لطمه نزنند و موى پریشان نکنند.
حتی در روایت آمده است که پیامبر صلی‌الله علیه و آله به دخترش حضرت زهرا سلام الله علیها سفارش نمود «هنگامی‌که من از دنیا رفتم، صورتت را برایم زخمى نکن، مویت را برایم پریشان نکن». (14)بنابراین حفظ حجاب در همه موقعیت‌ها و شرایط باید مورد توجه زن مسلمان باشد و نباید به بهانه‌های مختلف آن را کنار بگذارد.

4. حجاب موضوعی مشترک در قرآن و حدیث
حجاب موضوعی است که در قرآن نیز به آن اشاره شده و آیات فراوانی در این کتاب مقدس ذکرشده است. یکی از این آیات، آیه 31 سوره نور است: ﴿قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون‏﴾؛ و به زنان باایمان بگو چشم‌های خود را (از نگاه هوس آلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را- جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم‌کیششان، یا بردگانشان [کنیزانشان]، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی‌شان دانسته شود (و صدای خلخال که برپا دارند به گوش رسد)؛ و همگی به‌سوی خدا بازگردید ای مؤمنان تا رستگار شوید!
در تفسیر این آیه، احادیثی از معصومان علیهم‌السلام وجود دارد که ابعاد این حجاب را مشخص می کند. راوی می‌گوید از امام صادق علیه‌السلام در مورد زینت‌هایی که جایز است زن در مقابل نامحرم ظاهر کند سؤال کردم، حضرت فرمودند: «الْوَجْهَ وَ الْکَفَّیْنِ؛ (15) آن صورت و کف دو دست است».
بنابراین صورت و دو دست (تا مچ) از جاهایی است که زن می‌تواند آن را نپوشاند. مفهوم این سخن آن است که سایر اعضا باید پوشیده باشند. فضیل بن سیار می‌گوید: از امام صادق علیه‌السلام سؤال کردم آیا ساعد (بین مچ و آرنج) از زینت‌هایی است که خداوند می‌فرماید: «زینت‌های‌تان را جز برای شوهران و محارم خویش آشکار نکنید»؟ امام فرمودند: آری، همچنین زینت‌های زیر مقنعه (و روسری) (مثل گردن بند) و نیز بالاتر از جای دستبند [مثل ساق و آرنج و بازو] نیز از زینت محسوب می‌شوند (و باید بپوشانند). (16)
حاصل سخن این است که مطابق آیه بیان‌شده و تفاسیر حدیثی آن، حفظ پوشش به‌جز موارد بیان‌شده، بر هر زنی واجب است.

نتیجه
از دستورات مهم اسلامی موضوع حجاب است. اهل‌بیت علیهم‌السلام توصیه‌های فراوانی بر حفظ حجاب نموده‌اند. در احادیث معصومان علیهم‌السلام، حجاب پس از رسیدن به بلوغ بر هر زنی واجب می‌شود. در این احادیث آمده است که زنان باید پوشش مناسبی در مقابل نامحرم داشته باشند. اهل‌بیت علیهم‌السلام حتی در شرایط خاص همچون عزا نیز تکلیف را از دوش زنان برنداشته‌اند و آن‌ها را ملزم به پوشش خود می‌دانند. مطابق پژوهش به عمل‌آمده حجاب موضوعی مشترک بین قرآن و حدیث است و هر دو منابع اسلامی به لزوم حجاب تأکید کرده‌اند.

پی نوشت:
1 . طوسى، محمد بن الحسن‏، تهذیب الأحکام، ج‏4، ص 281، ح 24.
2 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 532، ح 1.
3 . همان، ج‏5، ص 533.
4 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص 436، ح 4507.
5 . حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد، ص 82، ح 270.
6 . طبرسى، فضل بن حسن‏، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ج‏7، ص 243.
7 . طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، ص 232.
8 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 519، ح 5.
9 . ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى‏، دعائم الإسلام، ج‏2، ص 215، ح 794.
10 . طوسى، محمد بن الحسن‏، الإستبصار فیما اختلف من الأخبار، ج‏1، ص 200، ح 1.
11 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص 390، ح 4374.
12 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، ج‏2، ص 11، ح 24.
13 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 527، ح 3.
14 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 527، ح 4.
15 . حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد، ص 82، ح 270.
16 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 521، ح 1.

محتوای حدیث معروف به «طیر مشوی» یا «پرنده بریان» به نوعی مربوط به بیان فضیلتی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است که به بررسی آن در کتب اهل سنت می پردازیم.
حدیث «طیر مشوی» در فضیلت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در کتب اهل سنت

پرسش:
حدیث مشهور به «طیر مشوی» که به‌عنوان یکی از فضیلت‌های امام علی علیه‌السلام بیان می‌شود، آیا کتاب‌های معتبر اهل تسنن هم ذکرشده است؟
 

پاسخ:

حدیث طیر مشوی، حدیثی است که در آن پیامبر صلی‌الله علیه و آله، امیرالمؤمنین علیه‌السلام را به‌عنوان بهترین خلق معرفی کرده‌اند. این حدیث در کتب زیادی از شیعه و اهل سنت وجود دارد. در ادامه به ذکر گزارشی از برخی کتب متقدم اهل سنت که به ذکر این حدیث پرداخته‌اند خواهد شد.

مصادر حدیث طیر مشوی در منابع اهل سنت:
حدیث طیر مشوی یا پرنده‌ی بریان یکی از روایات در فضیلت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. این حدیث در منابع متعددی از اهل سنت در قرن‌های گوناگون نقل‌شده است. البته متن این حدیث واحد نبوده و در به شکل‌ها و عبارات مختلفی در مصادر اهل سنت منعکس شده است. 
برای سهولت دسترسی و نشان دادن قدمت منبع ذکرشده، نام مصادر این حدیث بر اساس تاریخ وفات مؤلف تنظیم‌شده است. همچنین برای آشنایی بیشتر، نمونه‌هایی از متن حدیث و ترجمه‌ی آن در ذیل معرفی مصادر قرن 3 و 4 نقل‌شده است.

الف: منابع قرن سوم
کتاب‌هایی که در قرن سوم این حدیث را در بردارند به این شرح است:

1- فضائل الصحابه
ابن حنبل که بسیاری او را به کتاب مسندش می‌شناسند، از عالمان بزرگ اهل سنت است که متوفای سال 241 است. وی در کتاب فضائل الصحابه اقدام به نقل حدیث طیر مشوی نموده است. متن این حدیث در کتاب فضائل الصحابه چنین است: «حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ، نا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ، نا یُونُسُ بْنُ أَرْقَمَ‌، قثنا مَطِیرُ بْنُ أَبِی خَالِدٍ، عَنْ ثَابِتٍ الْبَجَلِیِّ‌، عَنْ سَفِینَهَ‌، قَالَ‌: أَهْدَتِ امْرَأَهٌ مِنَ الْأَنْصَارِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ و َسَلَّمَ طَیْرَیْنِ بَیْنَ رَغِیفَیْنِ فَقَدَّمَتْ إِلَیْهِ الطَّیْرَیْنِ‌، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ و َسَلَّمَ‌: اللَّهُمَّ ائْتِنِی بِأَحَبِّ خَلْقِکَ إِلَیْکَ و َ‌إِلَى رَسُولِکَ و َرَفَعَ صَوْتَهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ و َسَلَّمَ‌: مَنْ هَذَا؟ فَقَالَ‌: عَلِیٌّ‌، فَقَالَ‌: فَافْتَحْ‌ لَهُ فَفَتَحْتُ فَأَکَلَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ و َسَلَّمَ مِنَ الطَّیْرَیْنِ‌ حَتَّى فَنِیَا». (1) «سفینه» غلام رسول خدا صلی‌الله علیه و آله روایت کرده که گفت: زنى از انصار دو مرغ بریان وسط دو عدد نان، به پیامبر اکرم هدیه آورد و جلو او نهاد، رسول خدا گفت: خدایا محبوب‌ترین بندگانت را به من برسان همان موقع على علیه‌السلام آمد و صدایش را بلند کرد پیامبر فرمود: او کیست؟ گفتم: على است. فرمود: در را براى او بازکن، در را براى او باز کردم، با پیامبر باهم خوردند و تمام شد.

2- التاریخ الکبیر
کتاب تاریخ کبیر از کتب مهم اهل سنت است که توسط بخاری عالم بزرگ اهل سنت به رشته تحریر درآمده است. وی متوفای سال 256 است. به دلیل کتاب صحیح وی که مورد قبول همه اهل سنت است و همچنین قدمت وی، نقل کتاب التاریخ الکبیر بسیار پراهمیت است. او حدیث طیر مشوی را در دو جای کتاب خود نقل کرده است. 
متن روایات این کتاب چنین است: اسمعیل بن سلمان الازرق الکوفى سمع اباه و الشعبى و ابا عمر سمع منه وکیع و قال عبید اللّه بن موسى اخبرنا اسمعیل بن سلمان بن ابى المغیره الازرق عن انس: اهدى للنبى صلی‌الله علیه و سلم طائر فقال اللهم ائتنى بأحب خلقک، فجاء على. (2) انس بن مالک نقل می‌کند که: برای پیامبر صلی‌الله علیه و آله پرنده‌ای هدیه داده شد. ایشان فرمودند: خدایا محبوب‌ترین خلقت را برسان. پس علی علیه‌السلام آمد.
در بخش دیگر کتاب التاریخ الکبیر آمده است: احمد بن یزید بن ابراهیم ابوالحسن الحرانى، قال لى محمد بن یوسف حدثنا احمد قال ثنا زهیر قال ثنا عثمان الطویل عن انس بن مالک قال اهدى للنبى صلی‌الله علیه و سلم طائر کان یعجبه فقال اللهم ائتنى بأحب خلقک الیک یأکل هذا الطیر فاستأذن على فسمع کلامه فقال ادخل. (3) انس بن مالک نقل می‌کند که به پیامبر صلی‌الله علیه و آله پرنده‌ای هدیه داده شد که ایشان بسیار خوشش آمد. پس فرمود: خدایا محبوب‌ترین خلقت در نزدت را برای من بفرست تا از این پرنده بخورد. پس امیرالمؤمنین علیه‌السلام اجازه گرفت و پیامبر صلی‌الله علیه و آله صدای او را شنید و گفت داخل شو!

3- سنن الترمذی
ترمذی، عالم اهل سنت و متوفای 279 قمری است. حدیث طیر مشوی، یکی از احادیث این کتاب است. متن حدیث ترمذی چنین است: «حَدَّثَنَا سُفْیَانُ بْنُ وَکِیعٍ‌، حَدَّثَنَا عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى، عَنْ عِیسَى بْنِ عُمَرَ، عَنْ السُّدِّیِّ‌، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ قَالَ‌: کَانَ عِنْدَ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ طَیْرٌ، فَقَالَ‌: «اللَّهُمَّ ائْتِنِی بِأَحَبِّ خَلْقِکَ إِلَیْکَ‌ یَأْکُلُ مَعِی هَذَا الطَّیْرَ» فَجَاءَ عَلِیٌّ‌ فَأَکَلَ مَعَهُ‌». (4) انس بن مالک نقل کرده که: در نزد پیامبر صلی‌الله علیه و آله پرنده‌ای (بریان) بود. پس عرضه داشت: خدایا محبوب‌ترین خلقت را برسان تا با هم این غذا را بخوریم. پس امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمد و با او هم‌غذا شد.

4- أنساب الأشراف
بلاذری عالم معروف و سرشناس اهل سنت (متوفای 279 قمری)، در کتاب أنساب الأشراف روایت طیر مشوی را روایت کرده است. متن روایت او چنین است: «المدائنی عن المثنى بن أبان، عن أنس قال: کنت مع النبی صلّى اللّه علیه و سلم فی حائط و بین یدیه طائر فقال: یا رب ائتنی بأحب الخلق إلی یأکل منه. (قال أنس): فجاء علی فأکل معه». (5) انس نقل می‌کند که: در حیاط منزل با پیامبر صلی‌الله علیه و آله بودم و جلویش پرنده‌ای (بریان) بود. پس گفت خدایا محبوب‌ترین خلقت را برسان تا از این غذا بخورد. پس امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمد و با هم خوردند.

5- مسند البزار
احمد بن عمر البزار از دیگر عالمان اهل سنت است که در کتاب مسندش روایت طیر مشوی نقل‌شده است. او متوفای سال ۲۹۲ است. متن حدیثی که در مسند او ذکرشده چنین است:
«حَدَّثنا أحمد بن عثمان بن حکیم، حَدَّثَنَا عُبَید اللّه بن موسى، حَدَّثَنَا إِسْمَاعِیلُ بْنُ سلمان الأزرق، عَن أَنَس بن مالک قَالَ‌: أهدی لرسول اللّه صَلَّى اللّه عَلَیه و سلم أطیار فقسمها بین نسائه فأصاب کل امرأه منها ثلاثه فأصبح عند بعض نسائه صفیه، أو غیرها فأتته بهن فقال: اللّهم ائتنی بأحب خلقک إلیک یأکل معی من هذا فقلت: اللّهم اجعله رجلاً من الأنصار فجاء علی رحمه اللّه عَلَیْهِ فَقَالَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیه و سلم یا أنس انظر من على الباب فنظرت فإذا علی فقلت: أَنَّ‌ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیه و سلم على حاجه. ثم جئت فقمت بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیه و سلم فقال: انظر من على الباب فنظرت فإذا علی حتى فعل ذلک ثلاثًا فدخل یمشی و أنا خلفه فَقَالَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیه و سلم: من حبسک رحمک اللّه‌؟ قال: هذا آخر ثلاث مرات یردنی أنس یزعم أنک على حاجه فَقَالَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیه و سلم: ما حملک على ما صنعت‌؟ قلت: یا رَسولَ اللّهِ سمعت دعاءک فاحببت أن یکون من قومی فَقَالَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیه و سلم: إن الرجل قد یحب قومه إن الرجل قد یحب قومه قالها ثلاثا». (6)
انس بن مالک نقل کرده که یکى براى رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله چند پرنده هدیه آورد. حضرت آن‌ها را بین زنانش تقسیم کرد و به هرکدام سه تا رسید. آن شب در خانه‌ صفیه یا همسر دیگرش بود. وقتی صبح شد عرضه داشت: بار خدایا بفرست کسى را که دوست‌ترین خلق تو باشد تا این مرغ را با من بخورد (انس نقل کرده که) من گفتم: بار خدایا مردى را از انصار را برای خوردن این مرغ بفرست، پس ناگاه علی علیه‌السلام بر در خانه آمد من گفتم رسول‌الله را حاجتى است، آن حضرت بازگشت تا سه نوبت آمد و من همین گفتم و بازگشت، بعد از آن آمد رسول‌الله فرمود که: اى انس در خانه را بگشاى، من گشودم پس آن حضرت به اندرون آمد آن حضرت فرمود که: چرا دیر آمدى اى على، گفت: سه نوبت آمدم و انس مرا بازگردانید که آن حضرت حاجتى دارد، فرمود که: اى انس چرا چنین کردى و چه چیز ترا بر این داشت که این حرکت کردى؟ گفت: دعاى ترا شنیدم و دوست داشتم که این مرد از قوم من باشد، آن حضرت دو بار فرمود که: مرد قوم خود را دوست مى‏دارد.

ب: منابع قرن چهارم
کتاب‌هایی که در قرن چهارم این حدیث را در بردارند به این شرح است:

6- سنن الکبری و خصائص امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب
نسائی از عالمانی است که برخی او را به دلیل نقل فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام، شیعه می‌دانند؛ اما مطابق نظر مشهور او از عالمان اهل سنت است. او متوفای 303 قمری است. در دو کتاب سنن الکبری (7) و خصائص (8) خود، به نقل حدیث طیر مشوی پرداخته است. 
متن این حدیث چنین است: «أَخْبَرَنِی زَکَرِیَّا بْنُ یَحْیَى قَالَ‌: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ حَمَّادٍ قَالَ‌: حَدَّثَنَا مُسْهِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ‌، عَنْ عِیسَى بْنِ عُمَرَ عَنِ السُّدِّیِّ‌، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ‌: أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ کَانَ عِنْدَهُ طَائِرٌ، فَقَالَ‌: «اللهُمَّ ائْتِنِی بِأَحَبِّ خَلْقِکَ إِلَیْکَ‌ یَأْکُلُ مَعِی مَنْ هَذَا الطَّیْرِ» فَجَاءَ أَبُو بَکْرٍ فَرَدَّهُ‌، وَ جَاءَ عُمَرُ فَرَدَّهُ‌، وَ جَاءَ عَلِیٌّ فَأَذِنَ لَهُ‌». انس بن مالک نقل کرده که: نزد پیامبر صلی‌الله علیه و آله پرنده‌ای (بریان) بود. پس فرمود: خدایا محبوب‌ترین خلقت را به من برسان تا با هم از این پرنده (بریان) بخوریم. پس ابوبکر آمد و او را رد کرد و سپس عمر آمد و او را رد کرد و بعدازآن امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمد. پس به او اجازه داد.

7- مسند أبی یعلی
کتاب مسند ابو یعلی از دیگر مصادر اولیه حدیث طیر مشوی است. او متوفای سال 307 است. متن روایت ابویعلی همانند سنن کبری است و لذا از نقل مجدد آن خودداری می‌شود. (9)

8- الشریعه
محمد بن حسین آجری از دیگر علمای اهل سنت است که در کتاب الشریعه او حدیث طیر مشوی نقل‌شده است. او متوفای سال 360 قمری است. متن حدیث آجری شیبه به متن مسند بزاز است، لذا از انعکاس دوباره آن خودداری می‌شود. (10)

9- طبقات المحدثین
طبقات المحدثین بأصبهان و الواردین علیها نام کتاب عالم اهل سنت (اب‍ن‌ ح‍ی‍ان‌) است. او درگذشته سال 369 قمری است. وی نیز به گزارش این روایت در کتاب خود پرداخته است. متن این حدیث همانند متن سنن ترمذی است. (11)

10- المؤتلف و المختلف
دارقطنی از علمای اهل سنت که متوفای ۳۸۵ قمری معرفی‌شده، در کتاب المؤتلف خود، این روایت را به‌صورت مختصر نقل کرده است: حمد بن محمد بن سعید، حدّثنا إبراهیم بن محمّد بن صدقه العامری، حدّثنا یغنم بن سالم بن قنبر، عن أنس بن مالک، عن النّبیّ صلی‌الله علیه و سلم بحدیث الطّیر فی فضیله علیّ‌: «اللّهمّ ائتنی بأحبّ خلقک إلیک یأکل معی الحدیث». (12) انس بن مالک از پیامبر صلی‌الله علیه و آله حدیث طیر را در فضیلت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل کرده است: خدایا محبوب‌ترین خلقت را به من برسان تا (این مرغ بریان) را باهم بخوریم و حدیث ادامه دارد.

ج: قرن پنجم
کتاب‌هایی که در قرن پنجم این حدیث را در بردارند به این شرح است:

11- المستدرک علی الصحیحین
کتاب مهم دیگری که اقدام به نقل حدیث پرنده‌ی بریان‌کرده، کتاب المستدرک علی الصحیحین است. حاکم نیشابوری که متوفای 405 است، در این کتاب خود سعی کرده تا بر اساس شروط بخاری و مسلم، روایات اخذ نشده را در کتاب خود جمع‌آوری کند. بامطالعه کتاب او می‌توان به حدیث طیر نیز رسید.
او پس از نقل این حدیث می‌گوید: «هَذَا حَدِیثٌ صَحِیحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّیْخَیْنِ‌ و لَمْ یُخَرِّجَاهُ‌». (13) این حدیث صحیحی است که بر شرط کتاب بخاری و مسلم است و آن دو این حدیث را اخذ نکرده‌اند.

12- مناقب علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام
کتاب مناقب علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام از کتاب‌هایی است که در آن 
به ذکر فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام پرداخته‌شده است. این کتاب متعلق به ابن مردویه از علماء اهل سنت و متوفای 410 قمری است. در این کتاب در بخش «الفصل العاشر حدیث الطیر» به ذکر نقل‌های مختلف این حدیث و طرق آن پرداخته است و جمعاً 8 طریق و سند برای این حدیث ذکر کرده است. (14)
علاوه بر این، ابن مردویه در حدیث منا شده نیز این فضیلت از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل شده است. (15) حدیث منا شده، حدیثی است که در آن امیرالمؤمنین علیه‌السلام در روز شوری، (روزی که عمر بن خطاب در آستانه‌ی مرگ قرار گرفت) برای افضلیت خود بیان کرده است و دیگران را بر افضلیت خود قسم داده است.

13- حلیه الأولیاء و طبقات الأصفیاء
کتاب حلیه الأولیاء از دیگر مصادری است که به نقل حدیث طیر مشوی پرداخته است. (16) اب‍ون‍ع‍ی‍م‌ اص‍ف‍ه‍ان‍ی‌ مؤلف این کتاب متوفای ۴۳۰ قمری است.

14- المعجم الاوسط
کتاب المعجم الاوسط، از دیگر منابعی است که حدیث طیر در آن نقل‌شده است. (17) سلیمان بن احمد طبرانی متوفای 430 قمری است.

15- فضائل الخلفاء الأربعه و غیرهم
کتاب فضائل الخلفا، منبع دیگری است که حدیث طیر در آن نقل شده است. در این کتاب حدیث طیر مشوی با عنوان «ذِکْرُ فَضِیلَهٍ أُخْرَى لِامیرالمؤمنین عَلِیٍّ‌، رَضِیَ اللّهُ عَنْهُ‌، لَمْ یُشْرِکْهُ فِیهَا أَحَد»، بیان‌شده است. (18) این کتاب تألیف ابونعیم اصفهانی، از علمای اهل سنت است که در سال 430 قمری وفات یافته است.

16- تاریخ بغداد
کتاب خطیب بغدادی با عنوان تاریخ بغداد از دیگر منابعی است که حدیث طیر مشوی را نقل نموده است. (19) خطیب بغدادی متوفای سال 463 است.

17- المناقب لإبن المغازلی
از مهم‌ترین منابعی که در اهل سنت به ذکر حدیث طیر مشوی پرداخته، کتاب المناقب لإبن المغازلی است. ابن مغازلی متوفای 483 قمری است.
 در این کتاب در بخش «حدیث الطائر و طرقه» به جمع‌آوری اسناد و طرق مختلف این حدیث پرداخته است. در این باب مجموعاً 23 نقل گوناگون و همچنین طریق به این حدیث ذکر کرده است. (20)

د: سایر منابع
علاوه بر منابع بیان‌شده، مصادر دیگری مانند تاریخ مدینه الدمشق، (21) المناقب الخوارزمی، (22) أسد الغابه، (23) البدایه و النهایه (24) و ... منابع فراوان دیگری به ذکر این حدیث پرداخته‌اند که به سبب فراوانی این مصادر، نام همه‌ی آن‌ها بیان نمی‌شود.

نتیجه:
حدیث طیر مشوی روایتی در فضیلت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. در این حدیث پیامبر صلی‌الله علیه و آله امیرالمؤمنین علیه‌السلام را بهترین و محبوب‌ترین خلق در نزد خداوند متعال معرفی می‌کنند. این حدیث در کتاب‌های مهمی همچون فضائل الصحابه، التاریخ الکبیر، سنن الترمذی، أنساب الأشراف، مسند البزاز، سنن کبری، خصائص امیرالمؤمنین علیه‌السلام، مسند أبی یعلی، الشریعه، طبقات المحدثین، المؤتلف و المختلف، المستدرک علی الصحیحین، مناقب علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، حلیه الأولیاء، المعجم الأوسط، فضائل الخلفاء الأربعه، تاریخ بغداد، المناقب لإبن المغازلی و منابعی دیگر نقل‌شده است. این تعدد منابع در قرون مختلف می‌تواند نشانه‌ای بر فضیلت امیرالمؤمنین علیه‌السلام و اثبات آن در کتاب‌های اهل سنت باشد.

پی‌نوشت‌ها:
1. ابن حنبل، احمد بن محمد، فضائل الصحابه، محقق: عباس، وصی الله بن محمد، مصر: دار ابن الجوزی، ۱۴۳۰ ق، ج 2، ص 691، ح 945.
2. بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الکبیر، لبنان: دارالکتب العلمیه، بی‌تا، ج 1، ص 3، ح 1488.
3. همان، ج 1، ص 358، ح 1132.
4. ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، محقق: شاکر، احمد محمد، مصر: دارالحدیث، ۱۴۱۹ ق، ج 5، ص 454، ح 3721.
5. بلاذری، احمد بن یحیی، أنساب الأشراف، محقق: محمودی، محمدباقر، مصر: دار المعارف، بی‌تا، ج 2، ص 142، ح 141.
6. بزار، احمد بن عمر، مسند البزار، محقق: زین الله، محفوظ الرحمن، عربستان: مکتبه العلوم و الحکم، ۱۴۳۰ ق، ج 14، ص 80، ح 7547.
7. نسائی، احمد بن علی، السنن الکبری، محقق: بنداری، عبد الغفار سلیمان، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱ ق، ح 5، ص 107، ح 8399.
8. نسائی، احمد بن علی، خصائص امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب، بیروت: المکتبه العصریه، 1424 ق، ص 24، ح 10.
9. ابو یعلی، احمد بن علی، مسند أبی یعلی الموصلی، محقق: سلیم اسد، حسین، بیروت: دارالمأمون للتراث، 1410 ق، ج 7، ص 105، ح 4052.
10. آجری، محمد بن حسین، الشریعه، محقق: سیف النصر، ولید بن محمد نبیه، بیجا: مؤسسه قرطبه، 1417 ق، عبدالله بن محمد، طبقات المحدثین بأصبهان و الواردین علیها، محقق: بلوشی، عبد ا ج 3، ص 202، ح 961.
11. ابو الشیخ الغفور عبدالحق حسین، بیروت: مؤسسه الرساله، 1412 ق، ج 3، ص 453، ح 613.
12. دارقطنی، علی بن عمر، المؤتلف و المختلف، محقق: ابن عبدالقادر، موفق بن عبدالله، بیروت: دارالمغرب الإسلامی، 1406 ق، ج 4، ص 2233.
13. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، محقق: مرکز البحوث و تقنیه المعلومات دارالتاصیل، بیروت: دارالتاصیل، 1435 ق، ج ۵، ص ۳۳۷، ح 4708.
14. ابن‌مردویه، احمد بن موسی، مناقب علی بن أبی طالب علیه‌السلام، محقق: حرزالدین، عبدالرزاق محمدحسین، قم: مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، 1383 ش، ص 139، ح 166.
15. همان، ص 128، ح 161 و ص 131، ح 162.
16. ابونعیم، احمد بن عبدالله، حلیه الأولیاء و طبقات الأصفیاء، مصر: دار أم القری، بی‌تا، ج 6، ص 339.
17. طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الاوسط، محقق: ابو معاذ، طارق بن عوض الله، مصر: دارالحرمین للطباعه و النشر و التوزیع، 1415 ق، ج 6، ص 89، ح 5886.
18. ابونعیم، احمد بن عبدالله، فضائل الخلفاء الأربعه و غیرهم، محقق: مدینه: دارالبخاری، 1417 ق، عقیل، صالح بن محمد، ص 65، ح 50.
19. خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، محقق: عطا، مصطفی عبدالقادر، لبنان: دارالکتب العلمیه، 1417 ق، ج 9، ص 375.
20. ابن مغازلی، علی بن محمد، المناقب لإبن المغازلی، محقق: بهبودی، محمدباقر، لبنان: دارالأضواء، 1424 ق، ص 163، ح 189 تا 212.
21. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه الدمشق، محقق: شیری، علی، بیروت: دارالفکر، 1415 ق، ج 42، ص 244 تا 258.
22. اخطب خوارزم، موفق بن احمد، المناقب الخوارزمی، محقق: 
محمودی، مالک، قم: جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه بقم. مؤسسه النشر الإسلامی، 1411 ق، ص 77 ح 60.
23. ابن اثیر، علی بن محمد، أسدالغابه، بیروت: دارالفکر، 1409 ق، ج 3، ص 308.
24. ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، بیروت: دارالفکر، بی‌تا، ج 7، ص 355.

در آموزه‌های اسلام، از بین بردن درختان مذموم است و آثار منفی به دنبال دارد. این آثار هم مادی و هم معنوی است. عذاب الهی و کوتاهی عمر ازجمله این موارد می باشد.
قطع درخت در روایات

 پرسش:
با توجه به توصیه‌های متعدد بر درخت‌کاری، آیا نسبت به مذمت قطع درختان نیز مطلبی در روایات وجود دارد؟ و آیا از این کار نهی شده است؟
 

پاسخ:
در فرهنگ اسلامی درخت‌کاری و نگه‌داری از درخت از مسائل مهم بوده و اهل‌بیت علیهم‌السلام با سخنان و عمل خود سعی در گسترش این فرهنگ داشته‌اند. در این راستا معصومان علیهم‌السلام سخنانی در ناپسند بودن قطع و از بین بردن بی‌رویه درختان نیز بیان نموده‌اند. در ادامه برخی از این روایات ارائه خواهند شد.

1. مذمت قطع درخت در کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام
در احادیث معصومان علیهم‌السلام، بحث حفاظت از درختان و از بین نبردن آن‌ها مورد توجه بوده و ایشان در سخنانی به ناپسند بودن قطع درخت پرداخته‌اند. پیامبر صلی‌الله علیه و آله در حدیثی می‌فرمایند: «لَا تُحْرِقُوا النَّخْلَ وَ لَا تُغْرِقُوهُ بِالْمَاءِ وَ لَا تَقْطَعُوا شَجَرَهً مُثْمِرَهً وَ لَا تُحْرِقُوا زَرْعاً لِأَنَّکُمْ لَا تَدْرُونَ لَعَلَّکُمْ تَحْتَاجُونَ إِلَیْه؛ (1)  نخل را نسوزانید و آن را در آب غرق نکنید. درخت بارور را قطع نکنید؛ و زراعت را به آتش نکشید؛ زیرا شما نمی‌دانید، شاید در آینده به آن نیازمند شوید.»
 ایشان تا جایی به این موضوع توجه داشتند که در هنگام جنگ که زمانی ویژه و پراسترس است نیز به محیط پیرامون خود توجه داشته و از قطع بی‌مورد درختان نهی کرده‌اند. (2) 
 در حدیثی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره این عمل پیامبر صلی‌الله علیه و آله چنین نقل‌شده است: «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی‌الله علیه و آله نَهَى عَنْ قَطْعِ الشَّجَرِ الْمُثْمِرِ أَوْ حَرْقِه؛ (3)  رسول خدا صلی‌الله علیه و آله همگان را از قطع و یا سوزاندن درخت مثمر نهی می‌کرد.

2. عذاب الهی در قطع درخت
برخی احادیث بیانگر این مطلب هستند که خداوند متعال برای کسانی که سبب قطع و از بین بردن درختان می‌شوند عذاب قرار داده است. 
امام صادق علیه‌السلام در این رابطه فرمودند: «لَا تَقْطَعُوا الثِّمَارَ فَیَبْعَثَ اللَّهُ عَلَیْکُمُ الْعَذَابَ صَبّا؛ (4)  درختان میوه را قطع نکنید که خداوند بر سر شما عذاب فرومی‌ریزد.»

3. کمی عمر با قطع درخت
در احادیث بیان‌شده که از بین نبردن درخت‌ها موجب زیادشدن عمر است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در این زمینه فرموده‌اند: «مِمَّا یَزِیدُ فِی الْعُمُرِ تَرْکُ ... قَطْعِ الْأَشْجَارِ الرَّطْبَهِ إِلَّا عِنْدَ الضَّرُورَهِ؛ (5)   از چیزهایی که به عمر می‌افزاید، پرهیز از قطع درختان سرسبز است، مگر اینکه ضرورتی داشته باشد.»
در این حدیث قطع نکردن درخت موجب افزایش عمر دانسته شده است. می‌توان از این حدیث چنین برداشت کرد که قطع کردن درخت می‌تواند موجب کم شدن عمر افراد گردد.

4. کراهت و حرمت قطع درخت بارده
همان‌گونه که بیان شد، قطع درختان در فرهنگ اسلامی کاری ناشایست است. در روایاتی این کار مکروه شمرده‌شده است. امام پنجم علیه‌السلام در حدیثی فرمودند: «مَکْرُوهٌ قَطْعُ النَّخْل‏؛ (6)  قطع درخت خرما، مکروه است.»
به نظر می‌رسد منظور از این روایت فقط درخت خرما نیست، بلکه هر درخت بارده است چراکه درخت متداول منطقه مدینه درخت نخل بوده و لذا ایشان به این درخت مثال زده‌اند.
در احکام اسلامی نیز قطع درخت‌کاری مکروه است و برخی فقها نیز به همین موضوع حکم نموده اند. (7)  حتی برخی آن را حرام می‌دانند. (8)   بنابراین از جهت شرعی نیز چنین کاری مورد تائید نبوده و مذموم است.
نکته‌ی پایانی اینکه باید توجه داشت منظور از قطع درخت در روایات بیان شده، به‌صورت مطلق نیست، بلکه در مواردی این کار جایز است. به‌عنوان مثال درجایی که درخت را برای چوب آن پرورش می‌دهند، چنین نهی وجود نخواهد داشت؛ و یا حرس شاخه‌های اضافی درخت مشمول چنین مذمت‌هایی نخواهد بود. همچنین درجایی که درختی نایاب و کم یاب نیست و در محدوده‌ی ساخت‌وساز منزل و جاده و ... است می‌تواند قطع شود. (9)  بنابراین روایات بیان‌شده درجایی مصداق دارند که درختی بدون دلیل و فایده قطع شود.

نتیجه:
از مطالب بیان‌شده چنین نتیجه گرفته می‌شود که بر اساس آموزه‌های اسلام، قطع و از بین بردن درختان مذموم است و آثار منفی به دنبال دارد. این آثار هم مادی و هم معنوی می‌تواند باشد. عذاب الهی و کوتاهی عمر ازجمله این موارد می‌تواند باشد. البته در برخی موارد استثنا هم وجود دارد به‌عنوان مثال اگر قطع درخت برای استفاده از چوب آن باشد، شامل این روایت نیست.

پی نوشت:
1. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 29، ح 8.
2. همان، ج‏5، ص 27، ح 1.
3. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى‏، دعائم الإسلام، ج‏1، ص 371
4. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 264، ح 9. 
5. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج‏73، ص 319.
6. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 264، ح 8.
7. علامه حلی، قواعد الأحکام، ج 3، ص 118.
8. نجفی جواهری، شیخ محمدحسن، جواهر الکلام، ج 31، ص 398.
9. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 264، ح 8.
 

ویژگی ثواب درختکاری، دوام آثار معنوی آن تا زمان باقی بودن آن درخت است. همچنین در احادیث، درختکاری شغلی حلال و پاکیزه، و از شغل‌های انبیاء دانسته شده است.
فضیلت کاشتن درخت  در روایات

پرسش:
با توجه به تأکید زیاد دین اسلام بر کاشت درخت، آیا در روایات آثار و فضیلتی نیز برای این کار بیان‌شده است؟
 

پاسخ:
درخت‌کاری از موضوعاتی است که مورد توجه اهل‌بیت علیهم‌السلام بوده و حتی خود بر آن اقدام می‌نموده‌اند. با توجه به احادیث، این کار دارای آثار و فضائلی نیز است. افراد می‌توانند علاوه بر آثار مادی درختکاری مانند استفاده از هوای پاک و بهره‌برداری از چوب و میوه درختان، از این ثواب‌های معنوی نیز بهره‌مند شوند. در ادامه برخی از آثار و ثواب‌هایی که در روایات برای درخت‌کاری بیان‌شده، ارائه خواهد شد.

1. صدقه جاری
یکی از فواید درخت‌کاری، ثبت ثواب برای کشاورز و غرس کننده است. در روایتی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله چنین نقل‌شده است: هیچ مردى نیست که درختى بنشاند، مگر اینکه خداوند به‌اندازه میوه‌اى که آن درخت مى‌دهد برایش اجر بنویسد. (1) 
در برخی احادیث نیز بیان‌شده کسی که درختی بکارد یا چاهی حفر کند یا زمین مرده‌ای را زنده کند، از جانب خدا و پیامبر صلی‌الله علیه و آله پاداش نصیب او می‌شود. (2)   
ویژگی دیگر درختکاری این است که این عمل از صدقات جاری محسوب می‌شود. به تعبیر دیگر نه‌تنها کاشت درخت دارای ثواب و فضیلت است، بلکه تا وقتی‌که آن درخت دارای منافعی مانند میوه و چوب و سایه و ... برای دیگران باشد، این منافع برای او ثواب محسوب می‌شود، حتی اگر فرد از دنیا رفته باشد. 
در این رابطه حدیثی از امام صادق علیه‌السلام نقل‌شده است: «خِصَالٌ یَنْتَفِعُ بِهَا الْمُؤْمِنُ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهِ وَلَدٌ صَالِحٌ یَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ مُصْحَفٌ یُقْرَأُ مِنْهُ وَ قَلِیبٌ یَحْفِرُهُ وَ غَرْسٌ یَغْرِسُهُ وَ صَدَقَهُ مَاءٍ یُجْرِیهِ وَ سُنَّهٌ حَسَنَهٌ یُؤْخَذُ بِهَا بَعْدَهُ؛ (3)   شش چیز است که مؤمن بعد از مرگ خود از آن‌ها بهره‌مند مى‌شود: فرزند صالحى که براى او آمرزش بطلبد، قرآنى که از روى آن تلاوت مى‌کند، چاهى که حفر مى‌نماید و درختى که مى‌نشاند و نهر آبى که درراه خدا جارى و وقف مى‌کند و سنّت (روش) پسندیده‌اى که از خود بر جاى مى‌گذارد و بعد از او به آن عمل مى‌شود.»
در روایتی دیگر از پیامبر صلی‌الله علیه و آله نیز بیان‌شده که: «هرکه نهالی را بکارد و درختی را غرس نماید تا هرکجا که بنده‌ای از بندگان خداوند مهربان بهره‌مندی شود خداوند اجر و ثواب به او مرحمت می‌کند.» (4)  

2. شغلی حلال و پاکیزه
درخت‌کاری از کارهایی است که افراد با تلاش و کوشش و زحمت به نتایج آن دست می یابند و همچنین در آن منتظر برکت الهی هستند. از این منظر بهره‌گیری از درخت می‌تواند شغلی حلال و پاکیزه برای افراد محسوب شود. در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام آمده است: «ازْرَعُوا وَ اغْرِسُوا فَلَا وَ اللَّهِ مَا عَمِلَ النَّاسُ عَمَلًا أَحَلَّ وَ لَا أَطْیَبَ مِنْه؛ (5)   زراعت کنید و درخت بکارید؛ به خدا سوگند که مردم شغلى حلال‌تر و پاکیزه‌تر از آن پیشه نکرده‌اند.»

3. شغل انبیاء
از دیگر فضیلت‌های درخت‌کاری این است که بسیاری از انبیاء مفتخر به این شغل هستند. در روایات آمده که بیشتر انبیاء به کشاورزی و درخت‌کاری مشغول بوده‌اند. (6)  امام صادق علیه‌السلام در این موضوع چنین فرموده‌اند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اخْتَارَ لِأَنْبِیَائِهِ الْحَرْثَ وَ الزَّرْعَ؛ (7)   خداوند عزوجل برای پیامبرانش درختکاری و زراعت را انتخاب کرده است.»
در حدیثی دیگر نیز بیان شده که وقتی حضرت آدم علیه‌السلام از بهشت هبوط کرد، به خداوند از گرسنگی شکایت کرد و خداوند او را امر به کاشتن درخت نمود. (8) 
با توجه به این روایات مشخص می‌شود که درختکاری شغل انبیاء است و به همین جهت دارای فضیلت است.

4. فضیلت آبیاری
واضح است که درختکاری فقط به (کاشت) درخت محدود نمی‌شود بلکه آبیاری و حفاظت از آن (داشت) نیز از دیگر مراحل درختکاری است. در حدیثی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله آبیاری به درختان نیز دارای فضیلت دانسته شده است: «مَنْ سَقَى طَلْحَهً أَوْ سِدْرَهً فَکَأَنَّمَا سَقَى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَإٍ؛ (9)   هرکس درخت خرما یا سدری را آب بدهد گویا تشنه‌ای را سیراب کرده است.»

نتیجه:
با توجه به روایات بیان شده، درختکاری عملی دارای آثار مادی و معنوی است. کاشت درخت ثواب فراوانی برای افراد در پی خواهد داشت. ویژگی ثواب درختکاری، دوام آثار معنوی آن تا زمان باقی بودن آن درخت است. همچنین در احادیث، درختکاری شغلی حلال و پاکیزه شمرده‌شده و از شغل‌های انبیاء دانسته شده است. همه این موارد فضیلت بخش این عمل هستند. نکته‌ی دیگر اینکه فضیلت درختکاری فقط به کاشت آن نیست و نگهداری و آبیاری از آن نیز دارای اجر و ثواب است.

پی نوشت:
1. نورى، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏13، ص 460، ح 15893.
2. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص 240، ح 3877.
3. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الأمالی، ص 169، ح 2.
4. نورى، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏13، ص 460، ح 15895.
5. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 260، ح 3.
6. طوسى، محمد بن الحسن‏، تهذیب الأحکام، ‏، ج‏6، ص 384، ح 1138.
7. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 260، ح 1.
8. همان، ح 4.
9. عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج‏2، ص 86، ح 44
 

معصومان علیهم‌السلام نه‌تنها در سخنان خویش، بلکه در عمل نیز به درختکاری اهمیت داده و ایشان با دست مبارکشان باغ‌ها و بستان‌هایی را آباد و درختان زیادی کاشته‌اند.
کاشت درخت در سیره اهل بیت علیهم السلام

پرسش:
با توجه با تأکید دین اسلام به کاشت درخت، آیا خود اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز با دست مبارک چنین کاری انجام می‌دادند؟
 

پاسخ:
توجه به کشاورزی و به‌خصوص درختکاری از موضوعاتی است که در اسلام به آن اهمیت داده شده است. اهل‌بیت علیهم‌السلام علاوه بر توصیه به درختکاری، خود بر این کار اقدام نیز نموده‌اند. در ادامه شواهدی که نشان می‌دهد معصومان علیهم‌السلام خود بر درختکاری اقدام کرده‌اند ارائه‌شده و ثمرات این زحمات و فعالیت‌ها نیز بر اساس روایات بیان خواهد شد.

الف. درختکاری توسط معصومان علیهم‌السلام
در احادیثی بیان‌شده که اهل‌بیت علیهم‌السلام علاوه بر توصیه به درختکاری خود نیز بر این کار پرفضیلت اقدام می‌کردند. در روایتی ذکرشده که امیرالمؤمنین علیه‌السلام زمین را بیل مى‌زد و آن را گود مى‌کرد؛ رسول خدا صلی‌الله علیه و اله نیز هسته‌ها را با آب در دهان مبارکش خیس مى‌کرد و در زمین مى‌کاشت. (1)  
در حدیثی دیگر نقل‌شده که امام علی علیه‌السلام گاهی اقدام به درختکاری انبوه نیز می‌نمودند، همچنان که امام باقر علیه‌السلام فرمودند: «لَقِیَ رَجُلٌ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه‌السلام وَ تَحْتَهُ وَسْقٌ مِنْ نَوًى فَقَالَ لَهُ مَا هَذَا یَا أَبَا الْحَسَنِ تَحْتَکَ فَقَالَ مِائَهُ أَلْفِ عَذْقٍ إِنْ شَاءَ اللَّهُ قَالَ فَغَرَسَهُ فَلَمْ یُغَادِرْ مِنْهُ نَوَاهً وَاحِدَهً؛ (2)  مردى امیر مؤمنان على علیه‌السلام را ملاقات کرد، درحالی‌که آن حضرت روى شصت صاع (به‌اندازه یک‌بار شتر) هسته خرما، نشسته بود. آن مرد گفت: اى ابا الحسن! این چیست که بر روى آن نشسته‌اى‌؟ فرمود: ان‌شاءالله یک‌صد هزار درخت خرما است. آن حضرت هسته‌ها را کاشت و حتّى یک هسته از آن‌ها را رها نکرد.»
بنابراین اهل‌بیت علیهم‌السلام خود اولین عامل به توصیه‌های خویش در موضوع درختکاری بوده‌اند؛ اما این‌که ایشان برای چه به چنین کاری روی آورده بودند در ادامه بیان خواند شد:

ب. کاشت درخت در راستای کار خیر
بسیاری از فعالیت‌های درختکاری معصومان علیهم‌السلام برای کمک به فقیران و مستمندان بوده است. 
ایشان با حفر چاه و کاشت درختان، بستان‌هایی را به وجود می‌آوردند و آن را یا به افراد نیازمند می‌دادند و یا وقف برای فقیران می‌کردند و یا با هزینه آن به آزادسازی بردگان می‌پرداختند. به‌عنوان نمونه امام صادق علیه‌السلام در حدیثی با اشاره به تلاش امیرالمؤمنین علیه‌السلام در درختکاری، دستاورد این فعالیت‌ها را آزادسازی هزار برده می‌داند. (3) 
روایت دیگری در مورد این سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز چنین نقل‌شده است: شخصی به نام أَبُو نَیْزَر مى‌گوید: من اداره دو باغ، یکى «عین ابى‌نیزر» و دیگرى «بُغَیْبِغَه» را به عهده داشتم. على بن ابی‌طالب علیه‌السلام امیرالمؤمنین نزد من آمد و... سپس کلنگ را برداشت و داخل چاه رفت و شروع به کندن زمین کرد، اما مدتى گذشت و به آب نرسید. حضرت درحالی‌که از پیشانی‌اش عرق مى‌چکید بیرون آمد و عرق پیشانى خود را پاک کرد و دوباره کلنگ را برداشت و به درون چاه رفت و شروع به کندن کرد و زمزمه مى‌کرد. ناگهان آب مانند گردن شتر بیرون زد و على به‌سرعت بالا آمد و فرمود: خدا را گواه مى‌گیرم که این صدقه است. دوات و کاغذى برایم بیاور. 
ابونیزر مى‌گوید: من به‌سرعت دوات و کاغذ حاضر کردم و على علیه‌السلام نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان. بدین‌وسیله بنده خدا على امیر مؤمنان دو باغ معروف به چشمه ابى‌نیزر و بغیبغه را براى تهیدستان مدینه و درراه ماندگان صدقه قرار داد تا به‌واسطه این دو [صدقه] خداوند در روز قیامت چهره او را از گرماى آتش نگه دارد؛ نه فروختنى هستند و نه بخشیدنى تا اینکه خداوند آن‌ها را به ارث بَرَد و او بهترین وارثان است. مگر اینکه حسن و حسین به آن‌ها احتیاج پیدا کنند که در این صورت در اختیار آنان است و جز این دو، براى کس دیگرى نیست». 
محمد بن هشام مى‌گوید: حسین علیه‌السلام قرضى داشت و معاویه دویست هزار دینار براى او فرستاد تا چشمه ابى‌نیزر را به او بفروشد، اما حسین علیه‌السلام از فروختن آن امتناع ورزید و فرمود: آن را پدرم صدقه قرار داده است تا بدان وسیله خداوند چهره او را از گرماى آتش نگه دارد و من آن را به هیچ قیمتى نمى‌فروشم. (4) 
در روایت دیگری نیز امام سجاد علیه‌السلام فعالیت‌های خود بر روی زمین را فقط برای بهره‌مندی فقراء و نیازمندان می‌داند. (5) 
بنابراین یکی از علت‌هایی که اهل‌بیت علیهم‌السلام دست به کاشت درخت زده و ایجاد بستان و باغ می‌کردند، رسیدن فواید این درخت‌ها به مستمندان و بیچارگان و همچنین آزادسازی بردگان بوده است.

ج. کاشت درخت برای امرارمعاش
علاوه بر کمک به مستمندان، دلیل دیگری که ائمه علیهم‌السلام به درختکاری روی آورده بودند، در جهت تأمین هزینه‌های زندگی و امرار معاش بوده است. ایشان با تلاش و کوشش، هزینه‌های زندگی خود را از این راه تأمین می‌کردند. در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام چنین نقل شده است: «إِنِّی لَأَعْمَلُ فِی بَعْضِ ضِیَاعِی حَتَّى أَعْرَقَ وَ إِنَّ لِی مَنْ یَکْفِینِی لِیَعْلَمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنِّی أَطْلُبُ الرِّزْقَ الْحَلَالَ؛ (6)   من در برخی از باغ‌هایم چنان تلاش می‌کنم که از شدت تلاش عرق می‌ریزم درحالی‌که کسانی هستند که به‌جای من این کار را انجام دهند، اما می‌خواهم خدا بداند من روزی حلال را با تلاش خود می‌طلبم.»
در روایتی دیگر چنین نقل‌شده است. ابى عمرو شیبانى گوید: امام صادق علیه‌السلام را دیدم که بیلى به دست داشت و پیراهن بلند و ضخیمى بر تن داشت و در باغ خود مشغول کار کردن بود و عرق مى‌ریخت. گفتم: فدایت شوم! بیل را به من بده تا کار را برایت انجام بدهم. به من فرمود: راستش من دوست دارم که مرد در گرماى آفتاب براى کسب مخارج زندگى‌اش اذیت شود (و زحمت بکشد). (7)  این موضوع در سیره امام باقر علیه‌السلام (8)  نیز نقل شده است.

نتیجه:
با توجه به مطالب بیان‌شده، معصومان علیهم‌السلام نه‌تنها در سخنان خویش، بلکه در عمل نیز به درختکاری اهمیت داده و ایشان با دست مبارکشان باغ‌ها و بستان‌هایی را آباد و درختان زیادی کاشته‌اند. این کار ائمه علیهم‌السلام دو ثمره داشته است. اول این‌که ایشان با فروش و یا وقف این باغ‌ها کارهای خیر انجام می‌دادند. کمک به فقرا و مستمندان و ایتام و همچنین آزاد کردن بردگان از قید بندگی، بخشی از آثار چنین فعالیت‌هایی بوده است. مصرف دیگر این تلاش‌ها در زندگی خود اهل‌بیت علیهم‌السلام بوده است. ائمه علیهم‌السلام با کاشت و رسیدگی به این باغ‌ها، هزینه‌های زندگی خود و اهل‌وعیالشان را تأمین می‌کردند.

پی نوشت:
1 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 75، ح 6.
2 . همان، ج‏5، ص 74، ح 2.
3 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 74، ح 2.
4 . نورى، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏14، ص 62، ح 16110.
5 . طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی (للطوسی)، ص 688، ح 1460.
6 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، هج‏5، ص 77، ح 15.
7 . همان، ج‏5، ص 76، ح 13.
8 . همان، ج‏5، ص 73، ح 1.
 

در سیره معصومان علیهم‌السلام درختکاری دارای آداب و فنونی است. در احادیث به ادعیه‌ و فنونی هنگام غرس درختان اشاره شده است که میزان اهتمام ایشان را نشان می دهد.
آداب کاشت درخت در روایات

پرسش:
برای کاشت درخت چه آداب و نکاتی در روایات بیان‌شده است؟ آیا حدیثی داریم که در آن چگونگی کاشت درخت توضیح داده‌شده باشد؟
 

پاسخ:
مطابق احادیث، اهل‌بیت علیهم‌السلام علاوه بر توصیه به درختکاری، خود نیز اقدام به این کار ارزشمند می‌کردند. ایشان در هنگام غرس درخت آدابی را نیز رعایت کرده و دعاهایی را برای این کار بیان کرده‌اند. 
علاوه بر این در برخی احادیث تکنیک‌هایی نیز برای درختکاری نقل‌شده است. البته در روایات معصومان علیهم‌السلام دو نوع آداب نسبت به موضوع درختکاری وجود دارد. در بعضی احادیث به ادعیه‌ی هنگام کاشت درخت اشاره شده و برخی روایات نیز به آداب فیزیکی (فن‌های کاشت) درخت پرداخته‌شده است. در ادامه این دو دسته روایات معرفی خواهند شد.

الف: دعا هنگام کاشت درخت
برای کاشت درخت، دعاهایی از معصومان علیهم‌السلام نقل گردیده است. برای نمونه در روایتی از امام باقر (امام صادق) علیه‌السلام نقل‌شده است هنگامی‌که درخت مى‌نشانى یا چیزى کِشت مى‌کنى این‌گونه مى‌گویى:  «وَ مَثَلُ کَلِمَهٍ طَیِّبَهٍ کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ تُؤْتِی أُکُلَها کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها». (1)  
در حدیثی دیگر معصوم علیه‌السلام به دعایی اشاره می‌کنند که به خواست الهی باعث ثمربخش شدن این غرس خواهد بود. «إِذَا غَرَسْتَ غَرْساً أَوْ نَبْتاً فَاقْرَأْ عَلَى کُلِّ عُودٍ أَوْ حَبَّهٍ سُبْحَانَ الْبَاعِثِ الْوَارِثِ فَإِنَّهُ لَا یَکَادُ یُخْطِئُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ؛ (2)  هنگامی‌که درختى را در زمین‌هایى مى‌نشانى یا گیاهى را در زمین کِشت مى‌کنى، بر هر شاخه یا دانه آن بخوان: «سبحان الباعث الوارث». با این کار، امید آن مى‌رود که به خواست خداوند، ثمر بدهد.»
بنابراین خوب است که کشاورزان محترم و یا افرادی که می‌خواهند درختی غرس کنند، این ادعیه را قرائت کنند.

ب: رعایت برخی فن‌ها در کاشت درخت
علاوه بر دعاهای بیان شده، در بعضی احادیث، تکنیک‌ها و راهکارهایی برای باردهی بیشتر یا دوری از آفات ذکرشده است. به‌عنوان‌مثال در روایتی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله چنین نقل‌شده است:
برادرم عیسی علیه‌السلام از شهری گذشت که درختان آن دیار کِرم‌خورده بود، مردم نزد عیسی آمدند و از این مشکل شکوه کردند. ایشان فرمود: داروی این مرض در اختیار شماست، شما عادت دارید به هنگام کاشتن درخت فقط خاک به‌پای آن می‌ریزید و نباید چنین کنید، بلکه سزاوار است نخست آب به ریشه‌های درخت بریزید، آنگاه خاک بر آن بریزید تا در درختان کِرم واقع نشود، پس آنان به دستور آن حضرت عمل کردند و این مشکل برطرف شد. (3) 
در حدیثی دیگر درباره زمان کاشت نهال نیز چنین روایت‌شده است:
صالح بن عقبه می‌گوید: امام صادق علیه‌السلام به من فرمود: «باغ شما را دیدم، آیا پس از آن درختی در آن کاشته‌ای؟ گفتم: می‌خواستم از باغ شما نهالی بگیرم (و در باغ خود بکارم) آن جناب فرمود: آیا نمی‌خواهی راهی بهتر و کوتاه‌تر به تو نشان دهم؟ گفتم: بله فرمود: چون میوه در آستانه رسیدن قرار گرفت و خواستی باغ را آب دهی، درخت بکار در این صورت درختانت مانند درختان من خواهد شد. صالح می‌گوید: همان‌گونه که حضرت فرمود، عمل کردم و درختانی مانند درختان امام علیه‌السلام روییده شد». (4)  
همچنین از امام صادق علیه‌السلام روایت‌شده است که فرمود:  «وقتى میوه نخلى مرغوب نیست و عمل لقاح را نمى‏پذیرد، هنگام لقاح تعدادى ماهى کوچک را خشک و به‌طور متوسط نرم کند، سپس اندکى‏ از آن را در هر یک از شکوفه‏هاى آن بریزد و بقیه آن را در کیسه تمیزى ریخته و در قلب نخل بگذارد، این کار به اذن خدا سودمند خواهد بود». (5) 
با توجه به این روایات بیان‌شده مشخص شد که اهل‌بیت علیهم‌السلام توصیه‌هایی در مورد نحوه و زمان کشت درخت‌دارند. البته باید توجه داشت که این نکات بیان‌شده از روایات، مخصوص مکان و زمان و درختان خاصی است و کاملاً طبیعی است که عواملی مانند شرایط اقلیمی هر منطقه، نوع آب‌وخاک و سایر شرایط می‌تواند در کشت درخت مؤثر باشد. پس نمی‌توان این روایات را به‌صورت قانونی کلی برای همه درختان و همه مناطق در نظر گرفت.
برداشتی که از این روایت می‌توان کرد این است که احادیث بیان‌شده به نحوه کشت صحیح درخت تأکیددارند و بیان می‌کنند که درختکاری باید بر اساس شیوه‌های درست و فنی صورت بگیرد؛ بنابراین برای کاشت درخت باید از اهل خبره مشورت گرفت و در هر منطقه درختی متناسب با اقلیم آن محل و با شیوه‌های صحیح کشت نمود.  

نتیجه:
در سیره معصومان علیهم‌السلام درختکاری دارای آداب و فنونی است. در برخی احادیث به ادعیه‌ای برای هنگام غرس درختان اشاره شده است. در کنار این، روایاتی نیز وجود دارند که برخی تکنیک‌ها را برای زمان و نحوه کاشت درخت بیان می‌کنند. اگرچه این فنون شاید به دلیل تفاوت اقلیمی و همچنین نوع درخت به‌صورت یک قانون کلی در همه‌جا قابل‌اجرا نباشد، ولی می‌توان از این روایات توجه به طرز صحیح کاشت درخت را از نگاه اهل‌بیت علیهم‌السلام برداشت نمود.

پی نوشت:
1. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 263، ح 6.
2 . همان، ج‏5، ص 263، ح 5.
3 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، علل الشرائع، ‏2، ص 574، ح 1.
4 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏5، ص 263، ح 4.
5 . همان، ح 3.
 

صفحه‌ها