إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ، قَرْضاً حَسَناً،قرض الحسنه ، قرض دادن

قرض الحسنه و محاسبه تورم
از نظر شرعی فقط بازپرداخت اصل قرض جایز است، اما از نظر اخلاقی مستحب است قرض‌گیرنده به‌قدردانی از نیکوکاری قرض‌دهنده مبلغی یا هدیه‌ای اضافه دهد.

پرسش:

آیا درست است که شخص پولی را قرض می‌گیرد و بعد از مدت‌ها فقط همان مبلغ را برمی‌گرداند و اصلاً حواسش به تورم و افت پول نیست؟ (فقط جهت اخلاقی)

پاسخ:

قرض دادن دارای مراحل و مسائل مختلفی هست. در فرهنگ اسلام، برای هرکدام از این مراحل، احکام و آدابی حکیمانه و دقیق بیان شده است که توجه به آن‌ها باعث گسترش هرچه بیشتر این سنت حسنه و مفید خواهد شد و باعث بالاتر رفتن اجر و پاداش‌ها می‌گردد.

 در ادامه برخی از احکام و آداب مربوط به مرحله برگرداندن مال قرض داده شده بیان شده و با توجه به این نکات پاسخ سؤال فوق مشخص می‌گردد.

نکته اول: امکان شرعی دریافت افت قیمت پول قرضی

ازنظر شرعی براساس نظر برخی از مراجع معظم تقلید، شخص قرض دهنده می‌تواند، در موقع گرفتن مال خود با رعایت برخی از شرایط، میزان تورم و افت پول خود در مدتی که قرض داده را محاسبه و از قرض گیرنده دریافت کند؛ چنانچه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (1) دام‌ظله دراین‌باره می‌فرمایند: محاسبه تورم در بازپرداخت قرض با رضایت طرفین جایز است و ربا نیست. (2) البته این مسئله جزئیات و شرایط خاص به خود را دارد و نظر همه مراجع در این زمینه یکسان نیست و لازم است هر کس به نظر مرجع خویش مراجعه نمایند.

نکته دوم: لزوم قدرشناسی و جبران احسان دیگران

اخلاق و انصاف و بزرگ‌منشی اقتضا می‌کند، هر کس به انسان محبتی نمود انسان محبت بیشتر و بالاتری به او بنماید و حداقل محبت او را جبران نماید. چنانچه قرآن کریم می‌فرماید:

 «هرگاه به شما تحیّت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید؛ یا (لااقل) به همان‌گونه پاسخ گویید! خداوند حساب همه‌چیز را دارد.» (3)

 حتی اگر تورم و افت پول هم اتفاق نیفتاده باشد باز ازنظر اخلاقی شایسته است انسان فقط همان مقداری که قرض گرفته را برنگرداند، بلکه مقداری بیشتر یا هدیه‌ای در کنار آن تقدیم نماید.

نکته سوم: استحباب اضافه دادن موقع ادای قرض

در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام هم آمده است که:

 «همانا بهترین مردم کسی است که قرض خود را نیکوتر ادا نماید.» (4)

 علما و بزرگان یکی از مصادیق "نیکوتر ادا نمودن قرض را"، "بیشتر ادا کردن" معنی نموده‌اند. چنانچه مرحوم امام خمینی قدس سره در کتاب تحریر الوسیله می‌نویسد: زیاده، فقط در صورت شرط کردن حرام است و اما بدون شرط اشکالی ندارد، بلکه دادن چیز زیاده‌ای به قرض‌دهنده، برای قرض‌گیرنده مستحب است؛ چون‌که از خوب ادا کردن دین است و بهترین مردم کسی است که ادا نمودنش از همه بهتر باشد.(5) طبیعتاً اگر در مدتی که مالی قرض داده شده، تورم قابل‌توجهی و افت محسوسی در مال قرض دهنده اتفاق افتاده باشد، ازنظر اخلاقی ضرورت رعایت این سنت زیبا بیشتر می‌گردد تا از ضرر و زیان قرض دهنده جلوگیری شود. رعایت این آداب به گسترش سنت زیبا و بسیار مؤثر قرض‌الحسنه در جامعه کمک می‌نماید و باعث می‌شود قرض گیرنده ازنظر اخلاقی مدیون قرض دهنده نباشد و زیر دَین او نماند.

نکته چهارم: سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام هنگام رد قرض

اهل‌بیت علیهم‌السلام که بزرگ‌ترین معلمان و الگوهای اخلاق و فضیلت در جامعه بوده‌اند به این ادب اسلامی به‌شدت پایبند بوده‌اند. چنانچه در روایات متعددی آمده که وقتی این بزرگواران مالی را از کسی قرض می‌گرفتند موقع برگرداندن آن سعی می‌کردند بهتر و بیشتر ازآنچه گرفته بوده‌اند را برگردانند. چنانچه در روایت آمده که: «فردی نزد پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله برای دریافت کمک مراجعه کرد. پیامبر اکرم چیزی نداشتند که به او کمک کند؛ ازاین‌رو از اصحاب خود درخواست قرض نمودند و یکی از مسلمانان با دادن چهار بار خرما به آن فرد، پاسخ مثبت داد. هنگامی‌که این طلبکار برای دریافت طلب خود به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله مراجعه کرد، ایشان دستور دادند هشت بار خرما به طلبکار بپردازند. وقتی قرض دهنده عرض کرد که من چهار بار خرما به شما قرض دادم حضرت فرمودند: بله ولی من هشت بار به تو می‌دهم و این هشت بار برای تو است.» (6)

همچنین امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کنند که:

 «پدرم - که خدایش رحمت فرستد - درهم‌هاى نامرغوب قرض مى‌گرفت، ولى هنگام برگرداندن، درهم‌هاى مرغوب را با آن‌ها مخلوط مى‌کرد. به من فرمود: پسر جان! این‌ها را به همان کسى که از او قرض گرفته‌ام، برگردان. من هم گفتم: پدر جان! درهم‌هاى او نامرغوب بود و این‌ها از آن‌ها مرغوب‌تر هستند. پدرم مى‌فرمود: پسر جان! این همان فزونى است، پس این‌ها را به او بپرداز.» (7)

نکته پنجم: استحباب نگرفتن زیاده

جالب اینجاست که اگرچه برای گیرنده قرض مستحب است که موقع رد قرض بیشتر و بهتر پرداخت کند؛ اما برای قرض دهنده گرفتن مقدار بیشتر کراهت دارد و بهتر است که مقدار اضافی را نگیرد. چنانچه مرحوم امام خمینی قدس سره می‌نویسد: البته گرفتن زیاده برای قرض‌دهنده خصوصاً اگر قرض دادنش به این خاطر باشد، مکروه است، بلکه اگر قرض‌گیرنده چیزی را به‌عنوان هدیه و مانند آن به او داد، مستحب است آن را عوض طلبش حساب کند؛ به این معنی که به مقدار آن از طلبش کم نماید. (8)

نکته ششم: کم شدن اجر با گرفتن زیاده

حتی در برخی روایات نقل شده که اگر قرض دهنده مقدار اضافی را بگیرد از اجر و پاداش قرض دادنش کم می‌گردد. چنانچه امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «اگر قرض گیرنده بدون قرار قبلى، سودى به قرض دهنده بدهد مُباح است، ولى آن قرض دهنده پاداشى از خدا نخواهد گرفت.» ‏(9)

 طبیعی است که چنین شخصی با کسی که هیچ اضافه و پاداشی از قرض گیرنده نگیرد در دستگاه الهی یکسان نیستند. البته به نظر می‌رسد در صورتی قرض دهنده دیگر پاداشی از خداوند متعال دریافت نمی‌کند که اضافه‌ای که از قرض گیرنده گرفته زیاد و معادل ارزش قرض دادن او باشد و الا اگر مبلغ اضافی که دریافت نموده، جزئی و کم باشد، طبیعتاً هنوز در درگاه الهی مستحق پاداش باشد.

نتیجه:

چه تورم و افت قیمتی اتفاق افتاده باشد چه نه، برای کسی که قرض می‌گیرد مستحب است موقع ادای قرض مقداری بیشتر و بهتر به قرض دهنده پرداخت نماید؛ چراکه ازنظر اخلاقی بسیار پسندیده است که انسان خوبی دیگران را با خوبی بیشتر و بهتر جبران نماید؛ بخصوص اگر تورم و افت قیمت اتفاق افتاده باشد ضرورت این کار بیشتر است. در سیره و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام هم این روش مورد تأکید قرار گرفته و این بزرگواران همین روش را داشته‌اند. البته گرفتن هدیه و اضافه برای قرض دهنده مکروه است و چنانچه بگیرد از مزد و پاداش الهی که برای او قرار داده می‌شود کم خواهد شد.

پی‌نوشت‌ها:

1. حضرت آیت اله سیستانی و حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی دام ظلهماالعالی هم دراین‌باره شقوق مختلفی را طرح نموده‌اند و در برخی از آن‌ها گرفتن میزان تورم و افت ارزش مال قرض داده شده را جایز می‌دانند. به رساله ایشان مراجعه شود.2. https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27844

3. «وَإِذَا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّهٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا.» سوره نساء آیه 86

4. «ان خیر النّاس أحسنهم قضاء.» تویسرکانی محمدنبی بن احمد. لئالی الأخبار. ج 3، العلامه،1413، ص 90. شبیه به این تعبیر در منابع روایی مکرر نقل شده است مانند این روایت که فرمود: «خیارکم أحسنکم قضاء.» عیناثی، محمد بن محمد. المواعظ العددیه. طلیعه النور، 1384، ص 36.

5. تحریر الوسیله، کتاب الدین و القرض، القول فی القرض، مسئله ۱۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۳۴ ه. ق، ج‌۱، ص ۶۹۵.

6. «إن رجلا جاء إلى رسول اللّه صلّى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله یسأله فقال رسول اللّه صلّى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله من عنده سلف فقال بعض المسلمین عندی [فقال أعطه] أربعه أوساق من تمر فأعطاه ثم جاء إلى رسول اللّه صلّى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله فتقاضاه فقال یکون فأعطیک ثم عاد فقال یکون فأعطیک ثم عاد فقال یکون فأعطیک فقال أکثرت یا رسول اللّه فضحک و قال عند من سلف فقام رجل فقال عندی فقال کم عندک قال ما شئت فقال أعطه ثمانیه أوساق فقال الرجل إنما لی أربعه فقال و أربعه أیضا.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، جلد: ۱۸، صفحه: ۱۹۴.

7. «سألت أبا عبد اللّه علیه‌السلام عن الرجل یستقرض من الرجل الدراهم فیرد علیه المثقال أو یستقرض المثقال فیرد علیه الدراهم فقال إذا لم یکن شرط فلا بأس و ذلک هو الفضل کان أبی علیه‌السلام یستقرض الدراهم الفسوله فیدخل علیه الدراهم الجلال فیقول یا بنی ردها على الذی استقرضتها منه فأقول یا أبه إن دراهمه کانت فسوله و هذه خیر منها  فیقول یا بنی إن هذا هو الفضل فأعطه إیاها.» کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى، 8 جلد، تهران، اسلامیه، چهارم، 1407 ق، جلد ۵، صفحه ۲۵۴.

8. تحریر الوسیله، کتاب الدین و القرض، القول فی القرض، مسئله ۱۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۳۴ ه. ق، ج‌۱، ص ۶۹۵،

9. «فَاِنْ اَعْطاهُ اَکْثَرَ مِمّا اَخَذَهُ بلا شَرْطٍ بَیْنَهُما فَهُوَ مُباحٌ لَهُ، وَ لَیْسَ لَهُ عِنْدَ اللّه ثَوابٌ فیما اَقْرَضَهُ.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، جلد: ۱۸، صفحه: ۱۶۱.

بررسی ثواب مهلت‌دادن به بدهکار برای پرداخت دین
مدارا و مهلت‌دادن به بدهکار ناتوان، در روایات صدقه‌ای پرفضیلت و نجات‌بخش دانسته شده که ثواب‌های بزرگ دنیوی و اخروی دارد و نشانهٔ ایمان و کرامت انسانی است.

پرسش:

مهلت‌دادن به بدهکاری که در پرداخت قرض ناتوان است، چه پاداش و آثاری دارد؟ آیا این مهلت‌دادن، ثوابی مستقل و جدا از ثواب خودِ قرض دارد یا در همان ثواب قرض محسوب می‌شود؟

پاسخ:

قرض‌دادن و کمک به نیازمندان از مواردی است که در روایات اهل‌بیت علیهم ‌السلام همواره بدان تأکید شده است؛ اما این احادیث، اهمیت ویژه‌ای نیز برای مهلت‌دادن به بدهکار ناتوان قائل شده‌اند. بر اساس سخن اهل‌بیت علیهم ‌السلام، این عمل دارای آثار و پاداش‌های زیادی است. در این نوشتار با ارائه برخی روایات، نشان داده می‌شود که این نوع مدارا، جایگاه خاصی در آموزه‌های اخلاقی و دینی دارد و ثوابی جداگانه و مضاعف برای مؤمن به همراه دارد.

1. ثواب صدقه‌دادن

از آثار و پاداش‌های مهلت‌دادن به بدهکار ناتوان، بهره‌مندی از ثواب صدقه است. امام صادق علیه ‌السلام فرمود رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی بر فراز منبر قرار گرفتند، خداوند را حمد و ثنا گفتند و بر پیامبران درود فرستادند، سپس فرمودند: «أَیُّهَا النَّاسُ لِیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ مِنْکُمُ الْغَائِبَ أَلَا وَ مَنْ أَنْظَرَ مُعْسِراً کَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ صَدَقَهٌ بِمِثْلِ مَالِهِ حَتَّى یَسْتَوْفِیَهُ. ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع- وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ إِلى‏ مَیْسَرَهٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‏ أَنَّهُ مُعْسِرٌ فَتَصَدَّقُوا عَلَیْهِ بِمَالِکُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ: ای مردم، حاضران این سخن را به غایبان برسانند؛ آگاه باشید هر کسی تنگ‌دستی را مهلت دهد، در هر روزی که از بدهکار مهلت می‌گیرد، خداوند برای او پاداش صدقه‌ای به ‌اندازۀ اصل مالش می‌نویسد تا زمانی که آن را دریافت کند. سپس امام صادق علیه ‌السلام آیۀ شریفۀ "اگر بدهکار در تنگدستی است، او را تا گشایشِ حالش مهلت دهید؛ و اگر از حق خود بگذرید، برای شما بهتر است اگر بدانید" را قرائت کردند و فرمودند: اگر می‌دانید که او در عسرت است، از طلب خود بگذرید که این کار برای شما بهتر است» (1).

پیامبر صلی الله علیه و آله در روایت دیگری فرمودند: «مَنْ انْظَرَ مُعْسِراً کانَ لَهُ عَلَی اللَّهِ فی کلِّ یوْمٍ صَدَقَهٌ بِمِثْلِ مالَهُ عَلَیهِ حَتّی یسْتَوْفِی حَقَّهُ: هر کسی بدهکار تنگ‌دستی را مهلت دهد، در هر روز برای او ثواب صدقه‌ای برابر با مقدار طلبش ثبت می‌شود تا آن را دریافت کند» (2). همچنین در روایتی از امام رضا علیه ‌السلام نقل شده است: «هر کسی به دیگری قرضی دهد و زمانی برای بازپرداخت آن تعیین کند و بدهکار در پایان مهلت نتواند آن را ادا نماید، برای قرض‌دهنده در هر روز ثوابی همانند صدقۀ یک دینار نوشته می‌شود» (3).

این روایات به‌خوبی نشان می‌دهد که در منطق دینی، بخشش مالی تنها در لحظۀ پرداخت خلاصه نمی‌شود، بلکه خداوند به ‌گونه‌ای پاداش مهلت‌دادن را استمرار می‌بخشد که گویی فرد هر روز صدقه‌ای تازه می‌دهد.

2. رهایی از آتش دوزخ

از آثار مهلت‌دادن به بدهکار ناتوان، رهایی از آتش دوزخ است. در حدیثی آمده است: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ فِی یَوْمٍ حَارٍّ وَ حَنَّى کَفَّهُ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَسْتَظِلَّ مِنْ فَوْرِ جَهَنَّمَ قَالَهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَقَالَ النَّاسُ فِی کُلِّ مَرَّهٍ نَحْنُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ مَنْ أَنْظَرَ غَرِیماً أَوْ تَرَکَ الْمُعْسِرَ: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در روز گرمى که به دست خود حنا زده بود، سه مرتبه فرمود: هرکه دوست دارد از حرارت دوزخ پناه گیرد. مردم هر بار گفتند: ما رسول خدا. پس فرمود: هرکه به بدهکار مهلت دهد یا تنگ‌دست را رها کند» (4).

در روایتی دیگر از این پیامبر الهی نقل شده است: «هر کسی دوست دارد که خداوند او را از نسیم‌های [یا تندبادهای] آتش دوزخ محفوظ دارد، باید به بدهکار تنگ‌دست مهلت دهد یا از حقّ خود در برابر او بگذرد» (5).

در این دو حدیث، انظارِ معسر (مهلت‌دادن به بدهکار ناتوان) و عفو از حقّ شخصی، در جایگاه سپری در برابر آتش دوزخ معرفی شده‌اند.

3. رهایی از آفتاب روز قیامت

از دیگر آثار مهلت‌دادن به بدهکار درمانده، پناه‌یافتن در سایۀ رحمت الهی در روز قیامت است؛ روزی که بنا بر تعبیر روایات، هیچ سایه‌ای جز سایۀ خداوند وجود ندارد و گرمای آفتاب آن، همۀ انسان‌ها را فرامی‌گیرد. امام صادق علیه ‌السلام فرموده‌اند: «مَنْ أَرَادَ أَنْ یُظِلَّهُ اللَّهُ یَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ قَالَهَا ثَلَاثاً فَهَابَهُ النَّاسُ أَنْ یَسْأَلُوهُ فَقَالَ فَلْیُنْظِرْ مُعْسِراً أَوْ لِیَدَعْ لَهُ مِنْ حَقِّهِ: هرکه بخواهد که خدا در روزى که هیچ سایه‌اى جز سایه او نیست، بر او سایه افکند - حضرتش این جمله را سه بار تکرار کرد و هیبت حضرت مانع از آن شد که بپرسند - پس فرمود: بایستى تنگ‌دستى را مهلت دهد یا چیزى از حق خود را به او واگذارد» (6).

در روایت دیگری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: «مَنْ أَنْظَرَ مُعْسِراً أَظَلَّهُ اللَّهُ بِظِلِّهِ یَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّه: هرکه به تنگ‌دستى مهلت دهد، خداوند در روزى که هیچ سایه‌اى جز سایه او نیست، وى را در سایه خود درآورد» (7).

در این دو حدیث، «انظارِ معسر» وسیله‌ای برای نجات در سخت‌ترین موقف قیامت معرفی شده است؛ هنگامی ‌که همه در معرض تابش سوزان آفتاب محشر قرار می‌گیرند، مهلت‌دهنده‌ در سایۀ لطف الهی آرام می‌گیرد.

4. ثواب زکات و دعای فرشتگان

از دیگر آثار مهلت‌دادن به بدهکار، نوشتن ثواب زکات برای فرد مهلت‌دهنده و دعای فرشتگان برای اوست. پیامبر صلی الله علیه و آله در‌این‌باره فرموده‌اند: «مَنْ أَقْرَضَ مُؤْمِناً قَرْضاً یَنْتَظِرُ بِهِ مَیْسُورَهُ کَانَ مَالُهُ فِی زَکَاهٍ وَ کَانَ هُوَ فِی صَلَاهٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ حَتَّى یُؤَدِّیَهُ إِلَیْهِ: هر کسی به مؤمنى قرضی دهد و [براى پس‌گرفتن آن] صبر کند تا دستش باز شود، مال او [از جهت ثواب] زکات محسوب شود و فرشتگان براى او دعا کنند تا اینکه قرضش به او برگردانده شود» (8).

بنابراین هر آنچه در آثار و فواید زکات وجود دارد، می‌تواند برای مهلت‌دهنده به بدهکار نیز منظور شود؛ برای مثال حفظ جان و مال (9)، از‌بین‌رفتن گناهان (10)، فزونی رزق (11) و ... از این آثار است.

5. مغفرت الهی

از دیگر آثار مهلت‌دادن به بدهکار، مغفرت و بخشش الهی است که شامل حال طلبکار ایثارگر می‌شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «حُوسِبَ رَجُلٌ مِمَّنْ کَانَ قَبْلَکُمْ فَلَمْ یجد [یُوجَدْ] لَهُ مِنَ الْخَیْرِ شَیْ‏ءٌ إِلَّا أَنَّهُ کَانَ رَجُلًا مُوسِراً وَ کَانَ یُخَالِطُ النَّاسَ وَ کَانَ یَأْمُرُ غِلْمَانَهُ أَنْ یَتَجَاوَزُوا عَنِ الْمُعْسِرِ فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى نَحْنُ أَحَقُّ بِذَلِکَ مِنْهُ تَجَاوَزُوا عَنْه: حساب اعمال مردى از پیشینیان را رسیدگى کردند، هیچ کار نیکى در نامه عملش ندیدند جز اینکه او مردى متمکّن بود و با مردم نشست‌وبرخاست داشت، به غلامانش دستور داده بود که به افراد تهیدست سخت نگیرند و گذشت کنند؛ پس خداوند تبارک ‌و تعالی فرمود: ما سزاوارتر به گذشتیم، از او درگذرید» (12)

6. مقامی ویژه در قیامت

در برخی روایات بیان شده است که اگر کسی به بدهکار سخت نگیرد و با او مدارا کند، در روز قیامت به مقامی ویژه و مخصوص دست خواهد یافت. امام باقر علیه ‌السلام فرموده‌اند: «یُبْعَثُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ قَوْمٌ تَحْتَ ظِلِّ الْعَرْشِ وَ وُجُوهُهُمْ مِنْ نُورٍ وَ رِیَاشُهُمْ مِنْ نُورٍ جُلُوسٌ عَلَى کَرَاسِیَّ مِنْ نُورٍ قَالَ فَتَشَرَّفَ لَهُمُ الْخَلَائِقُ فَیَقُولُونَ هَؤُلَاءِ الْأَنْبِیَاءُ فَیُنَادِی مُنَادٍ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ أَنْ لَیْسَ هَؤُلَاءِ بِأَنْبِیَاءَ قَالَ فَیَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُهَدَاءُ فَیُنَادِی مُنَادٍ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ لَیْسَ هَؤُلَاءِ بِشُهَدَاءَ وَ لَکِنْ هَؤُلَاءِ قَوْمٌ کَانُوا یُیَسِّرُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ یُنْظِرُونَ الْمُعْسِرَ حَتَّى یُیَسَّرَ: روز قیامت عده‏اى در زیر سایه عرش برانگیخته مى‏شوند که سیما و لباس‌های فاخر و گران‌قیمت آنان از نور است و بر صندلی‌هایی از نور نشسته‏اند و مردم آنها را مى‏بینند و مى ‏گویند: اینان پیامبران‌اند. منادى از زیر عرش ندا مى‏دهد که اینان پیامبر نیستند. باز مى‏گویند: اینان شهدا هستند. باز هم منادى از زیر عرش ندا مى‏دهد که اینان شهید نیستند، بلکه اینان بر مؤمنان آسان مى‏گرفتند و به بدهکار تنگ‌دست مهلت مى‏دادند تا توانایى پرداخت بدهى خود را پیدا کنند» (13).

با توجه به روایاتی که ارائه شد، روشن می‌شود مهلت‌دادن به بدهکار، فراتر از ثواب قرض است. ذکر این آثار نشان می‌دهند که مهلت‌دادن، عملی مستقل است که آثار مستقلی دارد و نمی‌توان آن را فقط ذیل ثواب قرض قلمداد کرد. به ‌عبارت ‌دیگر، مهلت‌دادن به بدهکار، مستحق پاداش مضاعف است.

نتیجه:

با توجه به روایات آثار مهلت‌دادن به بدهکار، روشن می‌شود که این عمل، فراتر از ثواب قرض و کمک مالی به افراد است. مهلت‌دادن موجب ثبت ثواب صدقه، رهایی از عذاب دوزخ، بهره‌مندی از سایۀ الهی، مغفرت و دعای فرشتگان می‌شود؛ حتی مهلت‌دهنده در روز قیامت به مقامی ویژه و ممتاز می‌رسد. بنابراین گذشت از بدهکار ناتوان نه‌تنها بخششی اخلاقی و انسانی است، بلکه عملی مستقل با آثار اخروی خاص است.

پی‌نوشت‌‌ها:

1. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج ‏4، ص 35، ح 4.

2. محمد بن مسعود عیاشى؛ تفسیر العیاشی؛ محقق/ مصحح: سیدهاشم رسولى محلاتى؛ تهران: المطبعه العلمیه، 1380 ق‏، ج ‏1، ص 155، ح 510.

3. منسوب به على بن موسى امام هشتم علیه السلام؛ الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام؛ مشهد: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام‏، 1406 ق‏، ص 257.

4. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏4، ص 35، ح 2.

5. محمد بن مسعود عیاشى؛ تفسیر العیاشی؛ ج ‏1، ص 154.

6. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏4، ص 35، ح 1.

7. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏8، ص 9، ح 1.

8. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال؛ قم: دارالشریف الرضی للنشر، 1406 ق، ص 138.

9. عبدالله بن جعفر حمیرى؛ قرب الإسناد؛ قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام‏، 1413 ق، ص 117.

10. محمد بن مسعود عیاشى؛ تفسیر العیاشی؛ ج ‏1، ص 191.

11. محمد بن حسن طوسى؛ الأمالی؛ قم: دارالثقافه، 1414 ق، ص 296.

12. مسعود بن عیسی ورام بن أبی‌فراس؛‏ مجموعه ورام؛ مشهد: بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى آستان قدس رضوى‏، 1369 ش، ج ‏1، ص 8.

13. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال؛ ص 145.