پرسش وپاسخ

اينجانب شغل اصلي ام معلمي در روستا ميباشدو در طول سال تحصيلي بين دو روستا عبور و مرور مينمايم. اما شغل دومي دارم كه مجبورم به دفعات نا منظم در هفته به مناطق ديگر برومو گاهي اوقات كارم تا بعد از اذان ظهر طول ميكشد و نمي توانم قبل اذان ظهر در وطنم باشم . آيا نماز و روزه من در همه اين مكانها درست و كامل است ؟ لازم به ذكر است كه اين مكانها پراكنده و در فاصله اي بيش از 200 كيلومتر از يكديگر قرار دارند. مقلد ايت ا... مكارم ميباشم

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
در صورتي که در هر هفته حد اقل سه روز به مقدار مسافت شرعي مسافرت داشته باشيد، در سفر دوم شغلي نماز تمام و روزه صحيح مي باشد .
در سفر دوم شغلي هرچند مکان هاي آن پراکنده باشد و هر چند تا ظهر نتوانيد به وطن بر گرديد، روزه شما صحيح مي باشد.(1)
پي نوشت:
آيت الله مکارم، احكام جوانان ص : 92 ،مسأله 291 و سؤال تلفني(7840001-0251) از دفتر آيت الله مکارم

یکنفر از ما پرسیدچرا مسلمانها روزه میگیرند دلایل زیادی برای ایشان آوردیم ولی قانع نشدند.از جمله اینکه روزه باعث میشه به گناه نکردن عادت کنیم ولی ایشون گفتند پس چرا این همه آدم بد توی ایران هست؟! به نظر شما چه جوابی باید به این فرد داد ؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
يكى از مسلّمات اسلامى اين است كه احكام شرعى تابع و برگرفته از مصالح و مفاسد واقعى است، يعنى هر امر شرعى به علت مصلحت ضرورى است و هر نهى شرعى ناشى از مفسده‏اى است كه بايد ترك شود. خدا براى اين كه بشر را به يك سلسله مصالح واقعى كه سعادت او در آن است برساند، امورى را واجب يا مستحب كرده است . براى اين كه بشر از مفاسد دور بماند، او را از پاره‏اى كارها منع نموده است. اگر مصالح و مفاسد نبود، نه امرى بود و نه نهيى.
مصالح و مفاسد و به تعبير ديگر حكمت‏ها به گونه‏اى است كه اگر عقل انسان به آن‏ها آگاه گردد، عقل نيز همان حكم را مى‏كند كه شرع بيان كرده است. ولي ممکن است عقل به همه آن حکمت ها و مصالح نرسد اما يک مسلمان چون معتقد است به اين که همه احکام اسلام صد در صد مصلحت دارد و خداي حکيم محال است که دستور بي حکمت صادر کند ،در جايي هم که عقلش قادر به کشف مصلحت حکم نباشد، عمل به دستور و حکم خدا مي کند، چون يقين به وجود مصلحت در حکم دارد و مي داند که عقلش به خاطر کمي آگاهي نتوانسته مصلحت را کشف کند. پس مسلمان روزه مي گيرد ،گرچه اصلا نداند روزه چه منافعي دارد ،زيرا روزه را خدا واجب فرموده است و به طور يقين مي دانيم اگر روزه منافعي اعم از منافع جسمي و روحي براي انسان نداشت ،هرگز خدا آن را واجب نمي فرمود.
در مورد روزه :
روزه داراى حكمت‏ها و فوايدى است که در قرآن و روايات به آن اشاره شده است و مهم‏ترين آن ها عبارت است از:
1. تقوي وپرهيز از گناه:
از فوائد مهم روزه اين است كه تقواي الهي را در وجود انسان تقويت مي کند . روح انسان را «تلطيف»، و اراده انسان را «قوى»، و غرائز او را «تعديل» مى‏كند.
يكى از بزرگ ترين فلسفه روزه همين اثر روحانى و معنوى آن است. انسانى كه انواع غذاها و نوشابه‏ها در اختيار دارد و هر لحظه تشنه و گرسنه شد ،به سراغ آن مى‏رود، همانند درختانى است كه در پناه ديوارهاى باغ بر لب نهرها مى‏رويند. اين درختان ناز پرورده، بسيار كم مقاومت و كم دوامند. اگر چند روزى آب از پاى آن ها قطع شود، پژمرده مى‏شوند و مى‏خشكند.
اما درختانى كه از لابلاى صخره‏ها در دل كوه ها و بيابان ها مى‏رويند و نوازشگر شاخه‏هاي شان از همان طفوليت، طوفان هاى سخت، و آفتاب سوزان، و سرماى زمستان است، و با انواع محروميت ها دست به گريبانند، محكم و بادوام و پراستقامت و سخت كوش و سخت جانند!
روزه نيز با روح و جان انسان همين عمل را انجام مى‏دهد. با محدوديت هاى موقت به او مقاومت و قدرت اراده و توان مبارزه با حوادث سخت مى‏بخشد، و چون غرائز سركش را كنترل مى‏كند، به قلب انسان نور و صفا مى‏ دهد.
روزه انسان را از عالم حيوانيت ترقى داده و به جهان فرشتگان صعود مى‏دهد. جمله لعلكم تتقون (باشد كه پرهيزگار شويد) در آيه 183 سوره بقره در بيان فلسفه وجوب روزه اشاره به همه اين حقايق است.(1)
براي همين مسئله است که در ماه مبارک رمضان در کشور هاي اسلامي آمار جنايت و گناه به صورت چشم گير کاهش پيدا مي کند . انجام کارهاي نيک زياد مي شود. در اثر همين تقويت تقواي الهي درماهاي ديگر نيز جنايت و گناه کم تر صورت مي گيرد.
انجام گناه و خيانت به خاطر ضعف تقوي است . کساني مرتکب گناه و جنايت مي شوند که يا معتقد به روزه و نماز نيستند يا به نحوي از روزه و نماز فرار مي کند.
اگر آمار جنايات در کشورهاي غير اسلامي را در نظر بگيريم، جنايات در کشورهاي اسلامي به مراتب کم تر از جنايات در کشور هاي غير اسلامي است. اين درحالي که است که در کشور هاي غير اسلامي مسئله ايثار و فداکاري، کمک به ديگران و انجام کارهاي نيک و خيرات بسيار به ندرت انجام مي شود ،ولي در بين مسلمانان انجام کارهاي نيک و خيرات و احسان و خدمت به ديگران به صورت يک فرهنگ عمومي و ضروري مي باشد. عامل اصلي آن تقويت روح در تقوي در کشورهاي اسلامي بين مسلمانان است.روزه تقويت گر تقوي و روحيه ايثار و فداکاري مي باشد.
2. روزه براى برقرارى مساوات ميان فقير و غنى است تا مردم با چشيدن طعم گرسنگى، به ياد فقيران و محرومان بيفتند و حق آنان را ادا كنند.(2)
3. روزه آرام بخش دل‏ها است.(3)
4. روزه اثر بهداشتى و درمانى فراوان دارد و باعث سلامتى و تندرستى جسم مى‏گردد.
پيغمبر مى‏فرمايد: «صوموا تصحوا؛روزه بگيريد تا سالم شويد» ( 4)
در حديث معروف ديگر نيز از پيغمبر رسيده است: «المعدة بيت كل داء و الحمية رأس كل دواء؛معده خانه تمام دردها است و امساك بالاترين دارو». ( 5)-

الكسى سوفورين (دانشمند روسى) روزه‏دارى را طريق درمان بسيارى از بيمارى‏ها- از جمله كم خونى، ضعف روده‏ها، رماتيسم، نقرس، بيمارى‏هاى چشم، مرض قند و بيمارى‏هاى كليه و كبد- مى‏داند.(6)
ممکن است حکمت و فايده هاي روزه منحصر به آنچه ذکر شد نباشد و حکمت هاي ديگري نيز ممکن است داشته باشد که ما به آن آگاهي پيدا نکرده باشيم.
پى‏نوشت‏
1. آيت الله مکارم، يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص 418.
2. من لايحضره الفقيه، ج 2، ح 9671- 6671.
3. امام باقرعليه السلام مى‏فرمايد: الّصيامُ وَ الْحَجُّ تَسْكينُ الْقُلُوبِ .بحارالانوار، ج 78، ص 381.
4. همان، ج 96 ،ص 255.
5. همان،ج 14 چاپ قديم.
6. تفسير نمونه، ج 1، ص 236.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

در قرآن مجید آمده کسانیکه جهاد میکنند با کسانیکه در خانه های خود می نشینند و در جهاد شرکت نمیکنند مساوی نیستند.با این توضیح سهمیه ها و امتیازاتی که برای جانبازان و آزاده ها از جانب دولتها در نظر گرفته می شود قابل قبول است اما امتیازاتی که برای فرزندان انها لحاظ می شود آیا درست است و چه توجیهی دارد؟واینکه آیا با ثوجه به این آیه شریفه اگر امتیازات برای خانواده های مجاهدان هم باید باشد چرا در کشور ما فقط مربوط به شهدا و جانبازان و ازادگان عزیز است نه تمام مجاهدان که در طی جنگ آسیبی ندیده ند؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط با اين مركز.
اختصاص بعضي از سهميه‌ها مانند سهميه دانشگاه براي جانبازان ، رزمندگان و خانواده شهدا تبعيض و بر خلاف دستورات دين نيست، زيرا تبعيض در جايي است که افراد با شرايط مساوي، سهم نامساوي داده شود؛ در حالي که شرايط جانبازان و خانواده شهدا با افراد ديگر مساوي نيست. در زماني که برخي افراد به کارهاي خود مشغول بودند و تحصيل مي‌کردند، آنان وقت خود را براي دفاع از کشور صرف کردند و جان خود را دادند. برخي ديگر عضوي از اعضاي بدن خود را از دست دادند . اين مسئله مطمئناً آنان را آسيب پذير کرده و از امکانات مادي آنان کاسته است، پس بايد به نوعي جبران شود. از طرف ديگر. آنان با فداکاري، سهم عمده در حفظ نظام و تماميت ارضي کشور داشته‌اند. اگر فداکاري شهدا و جانبازان و رزمندگان نبود،‌ ما امروزه شاهد اقتدار ملي و عظمت در عرصه‌هاي مختلف نبوديم، بدين‌سان به پاس خدمات و فداکاري شهيدان و جانبازان، اختصاص برخي از سهميه‌ها براي فرزندان آنان، امر معقول و منطقي است.
حمايت از فرزندان قهرمانان و جانبازان ريشة عقلاني و بين‌المللي دارد. امروزه در کشورهاي ديگر نيز از جانبازان و قهرمانان خود تجليل و در ابعاد گسترده از آنان حمايت مي‌کنند. به خانواده هاي آنان نيز بها مي دهند. همچنين حمايت از خانواده شهيدان و جانبازان سبب مي‌شود اگر در آينده خطرات کشور را تهديد کند، فرزندان شهدا با اطمينان از نظام دفاع مي کنند.
دقيقا نمي توان گفت در عصر رسول خدا(ص) و علي (ع) به خانواده شهدا سهميه اختصاص داده مي شد يا نه ؛ ولي حمايت از خانواده شهدا ، رزمندگان و جانبازان قطعا وجود داشته است. اينکه غنايم جنگي بين سربازان و لشگريان اسلام تقسيم مي شد ، در حقيقت کمک خوبي براي خانواده و رزمندگان بود، زيرا همين اموال بعد در اختيار خانواده سربازان اسلام قرار مي گرفت؛ و اين در حالي است که در جنگ ايران و عراق اموال-که به دست مي آمد- بين آن ها تقسيم نمي شد. همه اموالي که از دشمن گرفته مي شد ،در اختيار دولت قرار مي گرفت.
از طرف ديگر قانون در مجلس شوراي اسلامي نوشته مي شود و مخالفان و موافقان بحث مي کنند و بالاخره يک طرف راي بيش تر مي آورد و نظر آن طرف به عنوان قانون پذيرفته مي شود و اين قانون در شوراي نگهبان مطرح و بررسي مي شود، اگر با مباني ديني و مباني قانون اساسي مخالف نبود، تاييد مي شود. ممکن است ما و شما قانوني را صحيح ندانيم و استدلال هاي پشتوانه آن را سست شمرده و نپذيريم ،ولي بالاخره تا زماني که قانون است، بايد بدان عمل کنيم.
قانون تسهيلات براي آزادگان و جانبازان هم براي خود آزادگان و جانبازان و خانواده هاي شان ،يعني زن و فرزندشان امتيازاتي قائل شده ، ممکن است بعضي از امتيازها از نظر ما هم صحيح نباشد، ولي الآن اين قانون است و بايد اجرا شود.
البته درست است که بيت المال بايد به طور مساوي تقسيم شود اما حاکم اسلامي بودجه اختصاصي هم در اختيار دارد که بتواند مطابق اقتضاي مصالح از آن استفاده کند . نمونه هاي آن در تاريخ کم نيست .

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

اگر به خانواده نیازمندی کمک کنیم و اون کمک رو خودمون به دستشون برسونیم . اشکال دارد؟ من شنیدم که برای اینکه کار شما باعث خوشنودی خدامند متعال بشه شما باید بی نام باشید اما من کسی رو ندارم که این کارو برام انجام بده و قصدم هم فقط رضای خداست . لطفا راهنماییم کنید . ممنون

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
کمک کردن به ديگران به طور آشکار اشکالي ندارد ،هر چند ثواب کمک پنهاني بيش تر است.مي توانيد به موسسات خيريه و مراکز نگهداري سالمندان مراجعه فرماييد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

باسلام وعرض تبریک حلول ماه مبارک رمضان.می خواستم بدونم دعاجه جوری مستجاب میشه؟مگه نمیگن اگه انسان به خدادل ببنده وتنهاامیدش باشه دعاش بی جواب نمی مونه؟ایامن می تونم ازاینکه این همه دعاکردم (این همه دعا1سال بیشترمیشه وشایدگفتنش آسون باشه اما منظورم شبانه روزو به هر نحوی که میشده)اماخداحتی 1بارجواب منوندادنتیجه بگیرم که خدافقط جواب آدمهای خوب رو میده؟مگه خداهمراه انسان موردظلم واقع شده نیست؟پس جرادعاهای من کوجکترین اثری نداشته؟میترسم ایمانم به خداسست بشه!یه جورایی دلگیرم.لطف کنید وجواب منو بدین.متشکرم

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط با اين مركز.
استجابت دعا مقدمات ،آداب و شرايط دارد. آن که اموري نيز مانع استجابت است پس بايد مقدمات ، آداب و شرايط را ايجاد کرد و موانع را نيز برداشت تا دعا مستجاب شود . اگر به خدا معرفت داشته باشيم و بدانيم خداوند نسبت به بندگانش " رئوف و رحيم" است، در مي يابيم كه اگر خواسته هاي ما بر آورده نمي شود، دليلش بخل نيست. خداوند دعاهايي که با آداب و شرايط آن انجام مي­گيرد و" كمال و سعادت و منفعت و مصلحت انسان نيز در آن باشد، اجابت مي­كند.
علل عدم اجابت دعاها از ديدگاه اميرالمؤمنين(ع)
مردى به حضرت عرض كرد: خداوند مى‏فرمايد: «ادعونى استجب لكم» پس چرا ما دعا مى‏كنيم، ولى اجابت نمى‏شود، حضرت فرمود: چون دل‏هاى شما در هشت مورد خيانت و بى وفايى كرد:
1 - خدا را شناختيد، ولى حقش را آن گونه كه بر شما واجب بود، ادا نكرديد. از اين رو آن معرفت به كار شما نيامد.
2 - به پيامبر خدا ايمان آورديد، ولى در عمل با سنت و روش او مخالفت كرديد، پس ثمره ايمان شما چه شد؟
3 - كتاب خدا (قرآن) را خوانديد، ولى در عمل با آن مخالفت كرديد.
4 - گفتيد ما از آتش دوزخ مى‏ترسيم، ولى در همه حالات به واسطه گناهان خود به سوى جهنم مى‏رويد.
5 - گفتيد ما به بهشت تمايل و رغبت داريم، ولى كارهايى انجام مى‏دهيد كه شما را از بهشت دور مى‏سازد.
6 - نعمت‏هاى خدا را استفاده مى‏كنيد، ولى شكر و سپاس گزارى نمى‏كنيد.
7 - خداوند فرمود: شيطان دشمن شما است، شما نيز او را دشمن گيريد.(1) شما به زبان او را لعن مى‏كنيد، ولى در عمل با او دوستى مى‏نماييد و از او اطاعت مى‏كنيد.
8 - عيب‏هاى مردم را برابر ديدگان‏تان قرار داديد و عيب‏هاى خود را پشت سرانداختيد، در نتيجه كسى را ملامت مى‏كنيد كه خود به ملامت سزاوارتر از او هستيد.با اين وضع چه دعايى از شما مستجاب گردد، در صورتى كه شما راه‏ها و درهاى دعا را به روى خود بسته‏ايد؟!«پس تقوا پيشه كنيد؛ كارهاي تان را اصلاح كنيد؛ امر به معروف و نهى از منكر كنيد تا خدا دعاي تان را مستجاب كند.(2)
راه دعا:
شخصى خدمت امام صادق(ع) عرض كرد: دو آيه در قرآن است كه تأويل و معناى آن را نمى‏دانم. يكى «ادعونى استجب لكم» است، كه ما هر چه دعا مى‏كنيم، اجابت نمى‏شود. حضرت فرمود: «من سرّ عدم اجابت دعاي تان را به شما مى‏گويم. اگر تو خدا را در آن چه دستور فرموده اطاعت كنى و آن گاه او را بخوانى، دعايت را اجابت مى‏كند، ولى تو با (دستورهاى) او مخالفت كرده، نافرمانى‏اش مى‏كنى. او نيز اجابت نمى‏كند. با اين حال، اگر خدا را از راهش بخوانى - اگر چه گناهكار باشى - خدا دعايت را مستجاب مى‏كند».
آن شخص پرسيد: راه دعا چيست؟ فرمود: «نماز كه خواندى، ابتدا تمجيد كرده، او را به بزرگى مى‏ستايى و به هر نحو كه مى‏توانى، حمد و ستايش مى‏كنى، سپس بر پيامبر و آلش درود مى‏فرستى. به تبليغ رسالتش گواهى مى‏دهى، و بر ائمه سلام مى‏دهى، آن گاه نعمت‏هاى خدا را مى‏شمارى . او را به خاطر آن‏ها ستايش و شكر مى‏كنى. بعد به گناهان خود يكايك اعتراف مى‏كنى . هر كدام را كه به ياددارى، اقرار مى‏نمايى. هر كدام را به خاطر ندارى، به طور سربسته به زبان مى‏آورى. از همه گناهان به درگاه خدا توبه مى‏كنى . تصميم مى‏گيرى كه ديگر گناه نكنى. از روى پشيمانى و صدق نيت و خلوص، و در بيم و اميد از آن‏ها استغفار و طلب آمرزش مى‏كنى، سپس مى‏گويى: «اللهم انى أعتذر اليك من ذنوبى و استغفرك و أتوب اليك فأعنى على طاعتك و وفّقنى لما اوجبت علىّ من كل ما يرضيك فانى لم أر أحداً بلغ شيئاً من طاعتك الا بنعمتك عليه قبل طاعتك، فأنعم علىّ بنعمة أنال به رضوانك و الجنةَ.
بعد از رعايت اين مراتب، حاجت خود را بخواه، كه اميدوارم خدا نااميدت نكند و حاجتت را برآورد».(3)
تذکر چند نکته لازم به نظر مي رسد:
نکته اول : خدا بنده مؤمنش را دوست دارد . دعاها و حاجاتي را که دارد ،اگر براي بنده اش خير و منفعت داشته باشد، اجابت مي کند .امّا گاهي انسان کاري را پيگيري مي کند و با همه تلاشي که انجام مي دهد، موفق نمي شود و به هدف خويش نمي رسد مثلا تصميم جدي مي گيرد که در فلان روز يا ساعت معيني در فلان مکان يا مجلس حضور داشته باشد اما هر چه سعي مي­کند، توفيق پيدا نمي­کند. ممکن است براي لحظات يا روزهايي از اين جهت ناراحت شود، ولي بعدها شکر خدا مي کند که خوب شد فلان کار برايم پيش آمد و من اصلا به آن سمت و سو حرکت نکردم، چون به خاطر فلان مانع اصلا نمي توانستم به مقصد برسم، يا ممکن بود فلان حادثه برايم پيش بيايد، و يا آن مکان و مجلس باب ميل و شأن و شخصيت من نبود.
به همين صورت چه بسا اتفاق مي افتد که معامله اي يا وصلت و ازدواجي را ما به خير و صلاح خود مي پنداشتيم ،ولي بعد از مدتي متوجه شويم که به نفع ما نبود يا برعکس.
ما انسان ها از آن جايي که از غيب و سرانجام کارها بي اطلاع هستيم، خيلي اوقات کارها يا برآورده شدن حاجاتي را صد در صد به نفع خود مي دانيم، در حالي که واقع امر اين گونه نيست و يا بر عکس سختي ها، مصيبت ها ومشکلاتي را صد در صد به ضرر خود مي پنداريم و حال آن که آنچه خداوند مي داند و براي ما مقرر کرده است، به ضرر ما نيست. قرآن کريم مي فرمايد:
"و عسي ان تکرهوا شيئا و هو خير لکم و عسي ان تحبوا شيئا و هو شرّلکم"(4) يعني چه بسا چيزي را شما بد و ناگوار بدانيد، در حالي که خير شما در آن است و يا چيزي را دوست داشته باشيد اما واقع امر اين است که آن چيز به ضرر شما است.
خداوند چون خير و صلاح واقعي بنده اش را مي خواهد، حاجاتي را که به ضرر بنده اش مي باشد، اجابت نمي کند، ولي بنده از روي بي اطلاعي خيال مي کند خدا به خواسته هايش توجه ندارد.
نکته دوم : گاهي دعا استجابت مي شود‌اما ما به آن توجه نداريم . اميرمؤمنان(ع) مي فرمايد: «دير اجابت نمودن خدا، ‌تو را نااميد نكند كه همانا بخشش، ‌بسته به مقدار درخواست است. چه بسا در اجابت دعاي تو تأخير رخ دهد تا درخواست تو طولاني تر گردد و بخشش خدا كامل تر شود. چه بسا چيزي را خواسته اي آن را به تو نداده امّا بهتر از آن را در اين دنيا يا آن دنيا به تو داده است و يا خير و صلاح واقعي شما آن بوده كه آن را از شما باز دارد. چه بسا چيزي را طلب نمودي كه اگر به تو مي داد، ‌تباهي دين يا تباهي و ناراحتي هاي دنياي خود را در آن مي ديدي». (5)
نکته سوم : گاهي دعا اجابت مي شود‌، اما خواسته انسان بر آورده نمي شود ؛ زيرا آنچه خداوند در عوض دعا براي بنده اش در نظر گرفته و مي خواهد آن را در آخرت به بنده خود عطا کند، بسيار برتر از آن چيز هايي است که انسان از خدا خواسته است.
بنابراين اگر كسي بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا، چه پاداشي براي او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز نا اميد نمي شود. امام صادق(ع) مي فرمايد: «روز قيامت خداوند مي فرمايد: اي بنده من! ‌مرا خواندي و اجابتت را به تأخير انداختم. اكنون ثواب و پاداش تو چنين و چنان است. پس مؤمن آرزو مي كند كه اي كاش هيچ دعايي از او در دنيا اجابت نمي شد، براي آن ثواب و پاداش نيك كه مي بيند». (6)
نکته چهارم: از روايات استفاده مي شود كه هيچ دعايي بي اثر نيست و هر دعايي در دنيا و آخرت تأثير مناسب خود را دارد، پس در واقع هر دعائي به اجابت مي رسد، اما گونه هاي اجابت آن مختلف است.
امام سجاد(ع) مي فرمايد: «دعاي مؤمن يكي از سه فايده را دارد:
يا براي او ذخيره مي گردد تا در آخرت بهتر از آن چه در دنيا طلب کرده بود به او داده شود، يا در دنيا برآورده مي شود و يا بلايي را كه مي خواست در دنيا به او برسد، ‌از وي دور مي کند». (7)
پي‌نوشت‌ها:
1. مؤمن (40) آيه 60.
2. بحارالانوار، ج 93، ص 376 و 377.
3. فلاح السائل، ص 38 و 39.
4. بقره (2) آيه 216.
5. نهج البلاغه، نامه 31.
6. اصول کافي،ج 4 ،ص 247.
7. تحف العقول، ص 2.2.

صفحه‌ها