مشاوره

انسان، نیاز بنیادی به «دیده‌شدن» و «پذیرفته‌شدن در جمع» دارد و بی‌توجهی منفی اطرافیان می‌تواند بر عزت نفس و احساس تعلق اجتماعی تأثیر عمیق بگذارد.
منفی شدن رفتار اطرافیان بعد از قبولی من در دانشگاهی خوب

پرسش:
سلام و وقت بخیر
از وقتی در یک دانشگاه خوب، قبول شده ام نگاه ها و رفتار اطرافیان، نسبت به من عوض شده است. موقع سلام کردن، به چهره من نگاه نمی کنند و نگاهشان به پایین است و یا بعضی ها اخم می کنند و من مجبور هستم به آن ها سلام کنم. هر دفعه که از مهمانی بر می گردیم حالم بد است. هم سن و سال هایم مرا طرد کرده اند و کسی مرا تحویل نمی گیرد. به من نیش و کنایه می زنند و سعی در تحقیر من دارند. جالب اینجاست که با این وضعیت، وقتی با فاصله از آن ها می نشینم تهمت می زنند که مغرور شده ام. نشستن در جمع فامیل، زیر این همه نگاه، برایم سخت شده است. بعضی ها موقع خداحافظی کردن جواب مرا نمی دهند. از من انتظار زیاد دارند. کسی با من عادی رفتار نمی کند. با این ها چطور رفتار کنم؟
 

پاسخ: 
با سلام و احترام؛ پدیده‌ای که تجربه می‌کنید، متشکل از احساس تحقیر، طرد اجتماعی و انزوای عاطفی است. طبیعی است که از رفتار سرد دیگران، احساس کاهش احترام و ارزش شخصی کنید. انسان، نیاز بنیادی به «دیده‌شدن» و «پذیرفته‌شدن در جمع» دارد و بی‌توجهی منفی اطرافیان می‌تواند بر عزت نفس و احساس تعلق اجتماعی تأثیر عمیق بگذارد. 
وضعیتی که شما توصیف کرده‌اید را در روان‌شناسی اجتماعی «تجربه‌ی طرد در شبکه‌ی خویشاوندی و هم‌سالان» می‌نامیم که معمولاً در سه لایه عمل می‌کند: رفتارهای آشکار بی‌توجهی (پاسخ ندادن به سلام، نگاه نکردن به چهره)، کنایه، و شایعه و قضاوت («مغرور شده» « خودش را می‌گیرد») که با هدف کاهش اعتبار فرد صورت می‌گیرد. این وضعیت، نوعی فضاسازی جمعی است. 
در مراحل اولیه، واکنش طبیعی فرد در برابر این فضا یا «انزوای تدافعی است» یا «تلاش بیش از اندازه برای پذیرفته شدن»؛ هر دو واکنش در نهایت، اضطراب اجتماعی را افزایش می‌دهند. بنابراین راه برون‌رفت، نه کناره‌گیری افراطی است و نه جلب رضایت همگان، بلکه بازیابی مهارت تعامل مبتنی بر ثبات هیجانی است.
ریشه‌ی این نوع رفتارها معمولا ترکیبی از سبب اجتماعی، روانی و ارتباطی است. در بسیاری از جمع‌های فامیلی یا هم‌سالان، پیشرفت تحصیلی یا جایگاه جدید (مانند قبولی در دانشگاه معتبر) حس مقایسه و ناامنی اجتماعی را در دیگران برمی‌انگیزد. پاسخ ناخودآگاه آنان ممکن است بی‌اعتنایی یا تحقیر باشد تا تعادل روانی خود را حفظ کنند. نگرانی درونی شما از قضاوت دیگران باعث می‌شود هر نشانه‌ی بی‌تفاوتی را بزرگ‌تر از چیزی که در واقع است تعبیر کنید و این تفسیر ذهنی، واکنش بدنی یا چهره‌ای خاصی ایجاد کند که دیگران نیز آن را نشانه‌ی فاصله‌گیری تلقی کنند. این تعامل دوطرفه، چرخه‌ای از بدفهمی ایجاد می‌کند. 
ممکن است به دلیل حساسیت بالا نسبت به احترام، رفتار سلام دادن یا تعاملِ شما اندکی رسمی و کنترل‌شده باشد و از نظر عاطفی گرما انتقال ندهد؛ در نتیجه دیگران به خطا، برداشت سردی یا برتری‌جویی می‌کنند. شناخت این علل، مقدمه‌ی اصلاح است زیرا تغییر مؤثر از طریق تغییر رفتارهای قابل‌کنترل خودتان آغاز می‌شود، نه اصلاح هم‌زمان دیگران.

اما چند تکنیک‌ تخصصی:

گام نخست: بازسازی هیجانی و تثبیت عزت نفس: 
در این مرحله، از تکنیک بازسازی درونی «رضایت شخصی» استفاده می شود. هر شب سه رفتار مثبت یا ویژگی درونی خود را بنویسید که مستقل از نظر دیگران ارزشمند است (مانند پشتکار، وجدان، اخلاق مودبانه). این نوشتار به مغز پیام می‌دهد که منبع کرامت شما درونی است، نه وابسته به نگاه بیرونی. این کار زیربنای کاهش حساسیت نسبت به قضاوت اطرافیان است. هم‌زمان، تمرین تنفس آرام در مواجهه با جمع را تداوم دهید به این صورت که پیش از ورود به مهمانی، سه نفس عمیق با تأکید ذهنی بر جمله‌ی «من کافی‌ام و نیازی به تأیید مداوم ندارم» بکشید؛ این جمله نوعی تنظیم شناختی هیجان محسوب می‌شود.

گام دوم: اصلاح ادراک‌های ذهنی از رفتار دیگران: 
در روان‌شناسی شناختی، یکی از خطاهای رایج، تعبیر رفتارهای مبهم به معنای منفی است. برای مثال، وقتی دیگران نگاهشان را می‌دزدند، ذهن شما فوراً آن را بی‌احترامی تلقی می‌کند. در این حالت از تکنیک بازبینی سه‌فرضی استفاده کرده و برای هر رفتار، سه احتمال مختلف یادداشت کنید: یکی منفی (آن‌ها مرا تحقیر کردند)، یکی خنثی (شاید خسته بودند)، و یکی مثبت (شاید حواسشان به موضوعی دیگر بود). این تمرین به مغز می‌آموزد تفسیر را متعادل کند و از واکنش هیجانی فوری بکاهد.

گام سوم: تعدیل الگوهای ارتباطی و افزایش گرمای رفتار: 
در تعاملات فامیلی توصیه می‌شود از تکنیک «ارتباط مبتنی بر پیام من» بهره‌مند شوید یعنی به جای بازخوردهای انتقادی یا سکوت طولانی، احساس خود را با حفظ احترام مطرح کنید: «وقتی سلام می‌کنم و پاسخی نمی‌شنوم، احساس می‌کنم شاید از من ناراحتید و دلم می‌خواهد اگر چیزی هست بدانم تا دلخوری رفع شود.» چنین بیان‌هایی نه مهاجمانه‌اند و نه تدافعی، بلکه پیام عاطفی واقعی را منتقل می‌کنند. هم‌زمان از تماس چشمی ملایم و لبخند آرام استفاده کنید تا پیام هیجانی شما مثبت و انسانی درک شود. حضور پایدار و غیرجنجالی، در بلندمدت برداشت‌های نادرست اطرافیان را اصلاح می‌کند.

گام چهارم: بازتعریف روابط و ایجاد سپر روانی: 
لازم است مرز مشخصی میان «جمع‌های قابل احترام» و «محیط‌های آسیب‌زا» ترسیم کنید. هر جمعی که تداوم حضور در آن به فروپاشی عاطفی منجر می‌شود باید با اصل «کاهش مواجهه‌ی تدریجی» مدیریت شود. یعنی دفعات و مدت حضور را کنترل کرده، اما ارتباط را به‌طور کامل قطع نکنید تا برداشت منفی جدید شکل نگیرد. 
در صورت اجبار به حضور، از تکنیک «تمرکز بیرونی» بهره بگیرید و به جای تمرکز بر حالات چهره‌ی دیگران، توجه خود را به جزئیات فضا یا موضوع گفت‌وگو معطوف کنید؛ این روش مانع تفسیرهای ذهنی مکرر و آشفتگی روانی می‌شود.

به یاد داشته باشید احساس طردی که تجربه می‌کنید از دو منبع تغذیه می‌شود: «رفتار ناآگاهانه‌ی اطرافیان» و «واکنش‌های تفسیری درونی شما». با افزایش مقاومت هیجانی، بازنگری شناختی و تنظیم مرزهای عاطفی، می‌توان این چرخه را متوقف کرد. هدف نهایی آن نیست که همه‌ی افراد، نگاه خود را تغییر دهند بلکه آن است که شما ارزشمندی خود را مستقل از رفتار دیگران باز یابید و در عین حفظ ادب و تعامل، اجازه ندهید نگاه‌های سرد، هویت شما را متزلزل کند. ادب و وقار شما، خود بزرگ‌ترین پاسخ تربیتی به بی‌احترامی‌ها خواهد بود. 

موفق و سربلند باشید.
 

دلایل متعدد جسمی و روانی، موجب بی خوابی در انسان می گردد. از برخی بیماری های ساده و مزمن، تا برخی اختلالات روان شناختی مثل اضطراب، که نیاز به بررسی تخصصی دارد.
دلایل کم خوابی یا بی خوابی

پرسش:
ممنون می شوم بفرمایید که چه چیزی باعث کم خوابی یا بی خوابی می شود؟ درگیری فکری و وسواس یا یک مکانیزم فیزیولوژی خاص در مغز؟ برخی می گویند یکی از دلایل چشم زخم، کم خوابی یا بی خوابی است. لطفا کمک کنید که آن را برطرف کنم.
 

پاسخ:
با سلام و عرض ادب؛ در خصوص سؤال مطرح شده چند نکته خدمت شما عرض می شود: 

اول) دلایل متعدد جسمی و روانی، موجب بی خوابی در انسان می گردد. از برخی بیماری های ساده و مزمن مثل اختلالات هورمونی، برخی داروها، برخی صدمات در مغز و ... تا برخی اختلالات روان شناختی مانند، اضطراب، تنش فکری ناشی از استرس شدید، بروز حوادث ناگوار در گذشته برای فرد، افسردگی، الگوهای نادرست خواب و نیز برخی عادت ها مثل دیر غذا خوردن یا رژیم و سبک غذا خوردن نامناسب و ... و همچنین محیط نامناسب برای خواب همه و همه می توانند دلایل بدخوابی یا بی خوابی در انسان باشند. 

دوم) در خصوص رابطه مستقیم بین بی خوابی و چشم زخم که بتوان آن را علت بی خوابی دانست دلیل علمی و حتی روایی و دینی پیدا نکرده ایم و بیشتر ادعاهایی که توسط برخی افراد در این زمینه مطرح می شود ناشی از موهومات و خرافات و بدون دلیل و مستند علمی و دینی می باشند پس بهتر است ذهن خود را بی خود درگیر این امور نکرده و برای حل مشکلات از این دست به دنبال راه حل های مناسب عادی و علمی و شرعی مستدل باشید. 

سوم) برای داشتن خواب مناسب توصیه می کنیم: 
• سعی کنید لااقل قبل از خواب اضطراب و استرس خود را کاهش دهید. اغلب بی خوابی های شبانه، نشانه فشارهای روحی و فکری در طول روز هستند. دوش آب گرم یا ولرم، ریلکسیشن، تنفس عمیق دیافراگمی، مطالعه، قدم زدن در هوای آزاد و ... می تواند استرس کاهش دهد. 
• از محرک ها نیز فاصله بگیرید. پس دیدن فیلم های ترسناک و شنیدن اخبار خشونت آمیز و یا خواندن کتاب های ترسناک یا مطالب و عکس و فیلم تحریک آمیز را قبل از رفتن به تختخواب ترک کنید. اینها در واقع محرک هایی هستند که مستقیما به بی خوابی یا کابوس و رویاهای بد و مشوش آور منجر می شوند. 
• رعایت بهداشت خواب نیز در خواب مناسب و بهینه موثر است، هر شب یک ساعت معین بخوابید و هر روز سر یک ساعت معین بیدار شوید. در صورتی که خسته نیستید و خوابتان نمی آید به رختخواب نروید. به اتاق خوابتان از لحاظ سطح نور و گرما رسیدگی کنید. اتاق خواب را به اندازه کافی تاریک نمایید و درجه حرارت اتاق را متعادل نگه دارید (زیاد گرم یا سرد نباشد) و در صورت امکان، از اتاق خواب فقط برای خوابیدن استفاده نمایید. 
• ورزش مرتب مثل ورزش کردن روزانه به مدت 20 تا 30 دقیقه می تواند به داشتن خواب خوب کمک کند. البته فعالیت قبل از خواب باعث بی خوابی می شود بنابراین حداقل 5 تا 6 ساعت قبل خواب ورزش کنید. 
• برنامه غذایی تان را هم برای خواب مناسب اصلاح کنید تا اگر ارتباطی بین کیفیت خواب و غذایی که می خورید وجود داشته باشد مشکل رفع شود. قبل از خواب چیزی نخورید، عدم هضم غذا ممکن است یکی از دلایل اصلی بی خوابی یا کابوس می باشد. خوردن غذا قبل خواب، باعث بالا رفتن متابولیسم بدن شده و سیگنال هایی به مغز می فرستد که باعث فعال شدن آن می شود. همچنین از خوردن مواد غذایی که باعث بی خوابی مثل آنهایی که کافئین دار هستند خودداری نمایید. 

موفق باشید.
 

وابستگی عاطفی مادر به فرزند، به ویژه در ماه های اولیه تولد، امری غریزی و خدادادی است که در وجود مادران قراردارد اما استرس بیش از حد در آن، باید بررسی شود.
وابستگی شدید مادر به فرزند

پرسش:
سلام واحترام 
منزل مادر شوهرم در نزدیکی منزل ما است و یک کوچه با ما فاصله دارد. من نوزاد 4 ماهه ای دارم. مادر شوهرم اصرار داشتند و دارند که بچه را نزد ایشان ببریم تا او را برای هواخوری به بیرون منزل ببرند. 
از حدود 2 ماهگی فرزندم، چندین بار همسرم درخواست داشت که بچه را آماده کنم تا او را به منزل مادرشان ببرند. یک بار بچه را آماده کردم و ایشان هم او را به منزل مادرشان بردند. چند بار هم هنگام درخواست ایشان، خودم هم همراه بچه به آنجا رفتم ولی وقتی بچه را در اختیار مادر شوهرم قرار می دهم حالم بد می شود. بدنم شروع به لرزیدن می کند و استرس شدید می گیرم. اصلا دلم نمی خواهد که این کار را انجام دهم. از طرفی این احساس را هم دارم که بعد از مدتی بچه به آن ها وابسته می شود. 
حتی یک مرتبه دعوای شدیدی با همسرم سر این موضوع داشتم. الان طوری شده ام که حتی برای کارهای کوچک هم نمی توانم بچه را نزد همسرم بگذارم چرا که احساس می کنم او را بدون هماهنگی با من به منزل مادرشان خواهند برد. لطفا بفرمایید چه کاری باید انجام دهم. 
تشکر
 

پاسخ:

باسلام و احترام، از حسن اعتماد شما به این مرکز سپاسگزاریم. 
احساس شما به عنوان یک مادر کاملا طبیعی و قابل درک است. وابستگی عاطفی مادر به فرزند، به ویژه در ماه های اولیه تولد، امری فطری است. خداوند در وجود مادران غریزه ای قوی قرارداده که به طور طبیعی نگران سلامتی و آسایش فرزند هستند. این حس طبیعی است.
در مقابل، توجه داشته باشید که ممکن است این استرس ناشی از ترسی باشد که در وجود شما نهادینه شده است. به این معنی که در گذشته اتفاقی مشابه برای شما افتاده است و شما از این جدایی می ترسید. 
همچنان ممکن است این ترس شما به روابط شما با همسر و مادر ایشان برگردد. 
با توجه به محدودیت مشاوره مکتوب و عدم اطلاع از جوانب مسئله و برای مدیریت این شرایط، توجه به نکات زیر می تواند مفید باشد: 
۱. گفتگوی صمیمانه با همسر: با آرامش و بدون تنش، نگرانی های خود را با همسرتان در میان بگذارید. توضیح دهید که جدایی موقت از نوزاد برای شما استرس شدیدی ایجاد می کند و از او بخواهید این احساس را درک کند. پیشنهاد دهید که در ابتدا، ملاقات ها در حضور خودتان انجام شود تا کم کم به شرایط عادت کنید.

۲. تعیین محدودیت های منطقی: مثلاً توافق کنید که نوزاد تنها برای ساعات محدود و در حضور شما به خانه مادرشوهر برود. این کار به تدریج به کاهش اضطراب شما کمک می کند. 

۳. تقویت اعتماد به نفس: ترس از وابستگی نوزاد به دیگران ممکن است ناشی از عدم اعتماد به نفس باشد. به خود یادآوری کنید که شما مادر اصلی او هستید و این ارتباط عمیق با حضور دیگران کمرنگ نخواهد شد. 

۴. درخواست کمک تخصصی: اگر اضطراب شما به حدی است که باعث لرزیدن یا اختلال در زندگی روزمره می شود، مشورت با یک مشاور خانواده یا روانشناس می تواند بسیار مؤثر باشد. 

۵. توجه به سلامت روان خود: استرس بیش از حد می تواند بر سلامت شما و نوزاد تأثیر بگذارد. تمرین های تنفسی یا ذهن آگاهی را برای آرامش بیشتر امتحان کنید. 

همراه گرامی، سعی کنید در این فرآیند، رابطه احترام آمیز با مادرشوهرتان را حفظ کنید. می توانید از او بخواهید برای ملاقات نوزاد به خانه شما بیاید تا کم کم به حضور دیگران با فرزندتان عادت کنید. اگر پس از این اقدامات، همچنان احساس ناراحتی شدید دارید، توصیه می کنیم با شماره ۰۹۶۴۰۰ (مرکز مشاوره) تماس بگیرید تا با راهنمایی دقیق تر، شما را همراهی کنند. 

موفق و سعادتمند باشید.
 

یکی از مسائلی که در استفاده از شبکه های مجازی برای افراد، بسیار حائز اهمیت است تلاش شخصی برای قانونمند کردن استفاده از آنها در جهت کاهش تبعات منفی آن است.
اذیت روحی روانی از دیدن کلیپ های بازیگران و خوانندگان در اینستاگرام

پرسش:
با سلام و وقت بخیر
من بعضی اوقات کلیپ های مربوط به بازیگران و خوانندگان خارجی، به خصوص کره ای را در اینستاگرام می بینم؛ برنامه هایی که شرکت می کنند، دوستان و علاقه مندان به آن ها. 
بعضی اوقات با دیدن این کلیپ ها خیلی از نظر روحی اذیت می شوم که دلیل آن را نمی دانم. به نظر شما علت این حالت من چیست؟
 

پاسخ:
با سلام و تشکر از اعتماد شما به این مرکز، بهتر بود کمی بیشتر در مورد سوال و مقصودتان از اذیت شدن با دیدن کلیپ بازیگران و خارجی توضیح می دادید تا بهتر بتوانیم شما را راهنمایی نماییم. اما در هر صورت: 
اگر دیدن این کلیپ ها موجب اذیت شدن و به هم ریختن وضعیت روانی تان می گردد، با تقویت اراده سعی در ترک دیدن این مسائل را نمایید. 

اگر هم به دیدن این کلیپ ها عادت پیدا کرده اید برای ترک این عادت وسواس گونه توصیه می کنیم؛ 
اول) عوامل زمینه ساز و متمایل کننده به دیدن این کلیپ ها و فیلم ها را شناسایی کنید. 
برخی اوقات احساس تنهایی و کلافگی، زمینه ساز تمایل به دیدن این فیلم ها می گردد. 
گاهی اوقات، اضطراب و استرس شدید، آن عامل زمینه ساز هستند به این صورت که برخی افراد، رویکرد اجتنابی نسبت به موقعیتهای استرس زا و اضطراب آور دارند و این مسئله باعث می شود خود را با چیزهایی مثل گوشی تلفن همراه یا تلویزیون و غیره مشغول می کنند. 
احساس تنهایی، بی انگیزگی و بی هدف بودن در زندگی از دلایل دیگر روی آوری وسواس و اعتیاد گونه به این کلیپ ها است و .... شناخت دلایل زمینه ساز این تمایل و برطرف کردن آنها می تواند کمک شایانی در ترک این عادت مشکل ساز گردد. 

دوم) اراده خود را برای ترک این عادت تقویت کنید. 
برای تقویت اراده:  تلقین مثبت (گفتن و تکرار برخی جملات مثبت مثل من می توانم این کار را ترک کنم، من نیروی اراده قوی دارم و ...)، مشخص کردن برنامه ترک و عمل به آن (در ادامه می آید) و تقویت اعتماد به نفس، امیدواری و موارد دیگر می تواند بسیار کمک کننده باشد. 

سوم) استفاده از فضای مجازی و استفاده از گوشی همراه یا رایانه یا لپ تاپ خود را هدفمند کنید و برای کارهای ضروری یا اگر حتی برای تفریح یا سرگرمی سراغ آن می روید با زمان بندی و دستورالعمل منطقی و مشخص که آن را نوشته اید، وارد آن شوید. 

چهارم) به این نکات توجه کنید که: 
* فضای مجازی در زندگی شما راهی برای کم کردن احساس تنهایی یا سردرگمی یا کم کردن اضطراب یا وسیله ای جذاب برای این است که حوصله شما سر نرود یا... است پس وقتی استفاده آن را محدود و هدفمند کردید باید آن را با فعالیت ها و سرگرمی هایی خارج از فضای مجازی که نیاز به این موارد را برای شما برطرف کنند، جایگزین کنید. 
به عنوان پیشنهاد، خواندن کتابهای مفید و جذاب، ورزش کردن، پرداختن جدی به یکی از هنرها و مهارت های مورد علاقه ، شنا رفتن و کوهنوری کردن و پیاده روی و موارد دیگر که مورد علاقه شما است یا مشغول شدن به آنها شما را از روی آوردن به فضای مجازی بی نیاز می کنند، جایگزین های مناسبی برای فضای مجازی هستند. 
* حتماً در مسیر ترک این عادت، استرس و اضطراب خود را کنترل و کاهش دهید. اضطراب و فرار از فشارهای زندگی و استرس، نقش اساسی در روی آوردن به فضای مجازی دارد. پس اضطراب خود را با برخی با روش ها و تکنیک ها مثل خودآرام سازی ، تنش زدایی از عضلات یا ریلکسیشن، تنفس عمیق و صحیح (تنفس دیافراگمی یا شکمی)، پیاده روی در هوای آزاد، ورزش های مفرح و ... مدیریت نمایید. 
* روابط اجتماعی خود را تقویت کنید. تقویت روابط با دوستان و فامیل و آشنایان نقش مهمی در کم کردن احساس نیاز به دیدن این کلیپ ها در فضای مجازی دارد. 
* به پیامدهای منفی دیدن این کلیپ ها فکر کنید. مشکلاتی مانند از دست دادن روابط عاطفی با خانواده، مشکلات روحی و روانی متعدد از جمله احساس تنش مزمن، اضطراب و افسردگی، وسواس، بیگانگی هویتی، و ... از آثار و معایب دیدن این کلیپ ها می باشد. 
فکر کردن به این معایب، انگیزه انسان را در دیدن این گونه کلیپ ها کاهش می دهد. 

موفق باشید.
 

استرس و اضطراب نسبت به جریانات روزمره زندگی تا حدی قابل قبول است ولی خروج آن از حالت طبیعی، لطمه های جبران ناپذیری به روح و جسم انسان وارد می کند.
کنترل استرس و اضطراب شدید نسبت به مشکلات احتمالی در زندگی

پرسش:

سلام علیکم. من از آینده می ترسم. از تشکلیل خانواده، کنکور، شغل آینده، مرگ و ... از همه این ها می ترسم. بعضی اوقات با خودم می گویم که ای کاش به دنیا نیامده بودم و این زندگی سخت را تجربه نمی کردم. متأسفانه استرس و اضطراب خیلی زیادی در مورد ادامه زندگی و مسائلی که بوجود خواهد آمد دارم؛ لطفا کمکم کنید.

پاسخ:

با سلام. از پرسش شما این گونه مشخص است که سطح اضطراب شما در خصوص بروز مشکلات و اتفاقات ناگواری که احتمال می دهید در آینده برای شمارخ دهد، بسیار زیاد شده است و همین مسئله فکر و ذهن شما را مختل کرده است. 
برای کنترل و کم شدن این اضطراب ها و ترس ها که با آن روبه رو شده اید، چند نکته و پیشنهاد برای شما داریم:

اول) در گوشه ای آرام و ساکت و بدون دغدغه خاصی بنشینید و در مورد علت اصلی استرس و اضطراب و ترس های خود فکر نمایید و آنها را لیست کنید. بعد از کشف علت آنها (علت های احتمالی)، به این فکر کنید که برای برطرف شدن ترس ها و اضطراب های تان چه کاری می توانید انجام دهید. صرف فکر کردن به روش های حل مسئله و توجه به توانایی و قابلیت هایتان از شدت این گونه ترس ها و اضطراب ها می کاهد و اعتماد به نفس شما را در مواجهه با این مشکلات تقویت می نماید.

دوم) مثبت اندیشی را تمرین کنید. کنترل فکر یکی از مهمترین راهکارهای برون رفت از اضطراب است و ارتباط تنگاتنگی میان احساسات و افکار وجود دارد. پس با ورود اضطراب و استرس شدید در شما، باید یک فرآیند ارادی در خودتان به وجود آورید که مسیر فکری تان از جاری شدن در کانال افکار منفی و اضطراب آور، به کانال روشن بینی و مثبت اندیشی منتقل شود یا دست کم موجب شود تا افکار منفی به ذهن تان نیاید. 
یکی از روش های مهم در این مواقع، توجه کردن فکر و ذهن به موضوع دیگر است تا مجال ورود افکار منفی به ذهن پیش نیاید. برای این کار می توانید یک کار سرگرم کننده و مورد علاقه و یا یک ورزش مفرح و یا پیاده روی در هوای آزاد و بوستان ها و مطالعه یک رمان مورد علاقه دیدن فیلم خنده دار و ... را انتخاب کنید. 

سوم) بزرگ نمایی نکنید. به این نکته هم توجه کنید، که شایعات و پیش بینی ها و بزرگ نمایی ها در مورد وقوع این حوادث در زندگی انسان معمولا چه توسط خود انسان و چه توسط دیگران رخ می دهد. پس در مواجهه با این شایعات بهتر است با دیدی واقع گرایانه و همه جانبه توجه کرده و از دیدن و یا خواندن و یا شنیدن اخبار و شایعات دیگر در شبکه های مجازی و ... که مولد ترس فزاینده هستند، پرهیز نمایید. 

چهارم) سعی کنید تنها نباشید. تنهایی در این شرایط می تواند شرایط روحی شما را به مراتب بدتر کند. پس با دوستان و آشنایانی که احساس نزدیکی بیش تری می کنید و شرایط شما را درک می کنند و مثبت اندیش هستند، حرف بزنید و با آنها درد دل نمایید. خود صحبت کردن در مورد نگرانی ها و البته راهبردهای مقابله با آن می تواند اضطراب را کاهش دهد. 

پنجم) از نظر دینى راه مقابله با اضطراب‏ها و نگرانى‏ها و ناامیدی ها، توجه به دعا و راز و نیاز با خداوند متعال است. دلیل آن هم این است که خدای متعال بسیار تواناتر از اشخاصی هستند که با زبان و یا قدرت خود، توانایی برطرف کردن مشکلات مادی و روانی ما را دارند، پس خود تکیه بر خدای متعال در مشکلات و راز و نیاز با او، اضطراب و افکار منفی و ترس را کاهش می دهد. 

ششم) در آخر اگر با عمل به توصیه های بالا نتوانستید بر این افکار منفی (حتی به صورت کم ) غلبه نمایید، صحبت کردن با یک مشاور باتجربه به صورت حضوری می تواند کمک شایانی در رفع این مشکل نماید. 

موفق باشید.
 

انسان ها عمدتا در مواجهه با مسائل جدید زندگی که شناخت کمتری نسبت به آن دارند دچار اضطراب و استرسی می شوند که با گذشت زمان و انجام برخی راهکارها برطرف می شود.
تپش قلب و لرزش بدن هنگام فکر کردن به کارهای مهم

پرسش:

مدتی است وقتی کار مهمی مثل مأموریت کاری یا کار مهم شخصی دارم بی اختیار بدنم شروع به لرزیدن می کند و این لرزش، در هوای سرد بیشتر هم می شود. تپش قلب پیدا می کنم و صحبت کردن هم برایم خیلی مشکل می شود و یا حتی وقتی در حال مطالعه مسئله مهمی هستم هم این حالت به من دست می دهد انگار که خودم در واقعیت، در همان مکانی هستم که الان در حال مطالعه آن می باشم. 
خودم این را می دانم که منشأ این حالت من از ترس نیست ولی دلیل بوجود آمدن آن را نمی فهمم.
 

پاسخ:

با سلام و تشکر از اعتماد شما به این مرکز 
دوست عزیز، در بررسی و تبیین و ریشه یابی مشکلاتی که بیان کردید، اولین و مهمترین علتی که به نظر می آید، استرس و اضطراب آشکار و پنهان شماست که با کنترل آنها می توانید به مرور زمان بر این مشکل غلبه یابید. 

برای کنترل بهتر اضطراب و استرس تان توصیه می کنیم:

● قبل از هر چیز به این نکته مهم توجه کنید که معمولاً انسان ها با ورود به جایی جدید یا مواجه با مسائل جدید زندگی که شناخت کمتری نسبت به آن دارند، کمی دچار استرس و اضطراب و تشویش ذهنی می گردند که با گذشت زمان و شناخت بیشتر و مسلط شدن بر مکان و شرایط جدید، این اضطراب ها و استرس ها کاهش می یابد و به وضعیت نرمال خود می رسد. پس نگران نباشید با گذشت زمان و شناخت بیشتر شما از موقعیت اضطراب کاهش و تشویش فکری کمتری خواهید داشت. 

● برای سرعت در کاهش اضطراب و استرس خود، ارزیابی دقیقی از علت مشکل تان، داشته باشید. بعد از کشف علت های آن، به این فکر کنید که برای برطرف شدن حالت اضطراب و استرس تان چه کاری بهتر بود انجام شود یا می توانید انجام دهید. این راهکار برای این است که توجه به روش برطرف کردن مشکل و همچنین توانایی و قابلیت هایتان در زندگی، این اضطراب ها و استرس ها کاهش می یابد و بهتر می شود آنها را حل نمایید. 

● با انجام برخی تمرین ها و تکنیک ها می توانید اضطراب خود را کم کنید و آن را به کنترل خود در آورید. برخی از آنها عبارتند از:
تنفس عمیق (به این صورت که چند ثانیه هوا را در ریه های خود نگه دارید. سپس به آرامی تا ۱۰ بشمارید و هوا را آزاد کنید.)؛
تن آرمیدگی یا ریلکسیشن (برای آموزش آن می توانید به کتابهایی که در این رابطه نوشته شده و یا به برخی مراکز مشاوره روان شناختی مراجعه کنید)؛ 
انجام ورزش های مفرح و مورد علاقه مثل پیاده روی و شنا و کوهنوردی و طبیعت گردی و ... ، تا حدود زیادی از اضطراب خود را بکاهید. 

● مثبت اندیشی و کنترل فکر یکی از مهمترین راهکارهای برون رفت از اضطراب است. یکی از روش های کنترل فکر به این صورت است که با ورود اضطراب و استرس شدید در شما، باید یک فرآیند ارادی در خودتان به وجود آورید که مسیر فکری تان از جاری شدن در کانال افکار منفی و اضطراب آور، به کانال دیگر منتقل شود یا دست کم موجب شود تا افکار منفی به ذهن تان نیاید. توجه دادن فکر و ذهن به موضوع دیگر (مثل توجه به کار و تلاش و تحصیل، خواندن یک رمان، حل یک مسئله ریاضی، قدم زدن در هوای آزاد و ...) برای مجال نیافتن ورود افکار منفی به ذهن، از مهمترین روش های انحرف فکر است. 

● از نظر دینى راه مقابله با اضطراب‏ها و نگرانى‏ها و ناامیدی ها، توجه به دعا و راز و نیاز با خداوند متعال است. دلیل آن هم این است که خدای متعال بسیار تواناتر از اشخاصی هستند که با زبان و یا قدرت خود، توانایی برطرف کردن مشکلات مادی و روانی ما را دارند، پس خود تکیه بر خدای متعال در مشکلات و راز و نیاز با او، اضطراب و افکار منفی و ناامیدی را کاهش می دهد. 

● در صورتی که با موارد بالا موفق به کنترل اضطراب خود نشدید و این علایم در شما ادامه داشت، بهترین کار مراجعه حضوری به یک مشاور روان شناس خبره است. امروزه ما با طیف وسیعی از مشکلات اضطرابی روبرو هستیم که برای درمان هر یک از آن ها روش های درمانی خاص وجود دارد که تاثیرگزاری بیشتر این درمان ها منوط به ارزیابی حالات روانی شخص و ریشه یابی دقیق مشکل او توسط یک روان شناس خبره می باشد. 

موفق باشید.
 

تجربه آگاه بودن در خواب و ناتوانی در بیدار شدن، احساس نگران کننده ای ایجاد می کند؛ زیرا انسان در سطح ذهن می داند «در رؤیاست» ولی بدن، فرمان خروج نمی پذیرد.
تجربه آگاه بودن در خواب و ناتوانی در بیدار شدن

پرسش:

سلام. وقت بخیر. من خیلی اوقات، بعد از اینکه می خوابم حس می کنم خواب بودن خودم را می دانم و می دانم که در حال خواب دیدن هستم ولی هرچه سعی می کنم که بیدار شوم نمی توانم، بخصوص وقتی که خواب های آشفته می بینم حتی گاهی به افرادی که در خوابم هستند اصرار می کنم که مرا بزنند تا از خواب بیدار شوم.
البته بعد از گذشت مدت زمانی و در آخر خواب دیدن، بدنم تکانی می خورد و بالاخره از خواب بیدار می شود ولی این موضوع مرا خیلی اذیت می کند که حتی گاهی از خوابیدن هم می ترسم. مشکل من چه راه حلی دارد؟
 

پاسخ: 
باسلام و احترام، از مکاتبه شما با این مرکز سپاسگزاریم. بی تردید تجربه ی آگاه بودن در خواب و ناتوانی در بیدار شدن، احساس نگران کننده ای ایجاد می کند؛ زیرا انسان در سطح ذهن می داند «در رؤیاست» ولی بدن، فرمان خروج نمی پذیرد. در چنین لحظه ای حس ترس، درماندگی، و حتی التماس به دیگران در رؤیا، نشانه ی تلاش عقل ناخودآگاه برای بازگرداندن کنترل است. 
این احساس، نشانه ی ضعف اخلاقی یا روحی نیست، بلکه واکنش طبیعی مغز به اختلال هماهنگی میان مراکز حرکتی و آگاهی است. در فیزیولوژی خواب، هنگام ورود و خروج از مرحله ی خواب عمیق، مغز بعضی اوقات در وضعیت دوگانه ای قرار می گیرد: سطح آگاهی فعال می شود اما فرمان رفع فلج عضلات هنوز آزاد نشده است. نتیجه آن وضعیت گذرا، همان احساسی است که شما توصیف کرده اید؛ یعنی خودآگاهی در خواب همراه با ناتوانی جسمانی موقت. 
در بُعد روانی، این رخداد زمانی شدت می یابد که فرد در طول روز با استرس مزمن، کم خوابی، یا تجربه ی اضطراب درونی روبه رو بوده باشد. به عبارت دیگر، مغز در مرحله ی گذار میان خواب و بیداری دچار «حلقه ی باز تکرارشونده» می شود و فرمان بیداری کامل به تأخیر می افتد. برخی عوامل تشدید کننده این وضعیت هستند. مانند بی نظمی در چرخه ی خواب–بیداری، کمبود خواب جبرانی، استفاده از تلفن همراه یا نور زیاد پیش از خواب، و مصرف کافئین در ساعات پایانی شب. مشکلات روانی مانند اضطراب پنهان یا نگرانی در مورد چیزی هم می تواند این وضعیت را تشدید کند. 
برای مدیریت این وضعیت پیش از هر چیز باید چرخه ی خواب خود را به نظم درآورید. خوابیدن در ساعت ثابت، پرهیز از استفاده از تلفن و تلویزیون دست کم نیم ساعت پیش از خواب، و انجام حرکات آرام سازی بدن مانند تنفس عمیق یا کشش عضلات سطحی به مغز علامت می دهد که «زمان استراحته». هنگامی که مغز نظم بیولوژیک بیابد، احتمال بروز خواب آگاهی های ناخوشایند کاهش می یابد. در صورت احساس اضطراب پیش از خواب، چند دقیقه ذکر نام خدا و آیات آرام بخش مانند آیه الکرسی یا سوره ی ناس و فلق توصیه می شود تا ذهن از افکار تکراری فاصله بگیرد. هدف این مرحله، ایجاد مرز امن میان آگاهی روزانه و خواب عمیق است. 
در مرحله دوم هنگامی که متوجه شدید در خواب آگاه هستید، به جای تلاش شدید برای بیداری (که معمولاً بی اثر است)، از تکنیک «شناورسازی توجه» استفاده کنید؛ یعنی به جای تمرکز بر ناتوانی حرکت، بر نفس کشیدن آرام یا تصور نوری ملایم تمرکز کنید. این کار اضطراب درونی را کاهش داده و موجب عبور آرام مغز به مرحله ی بیداری طبیعی می گردد. 
در ادامه، ورزش ملایم روزانه، گفت وگو در مورد نگرانی ها با شخصی مطمئن، و پرهیز از انباشت هیجان حل نشده، فشار زمینه ای را که عامل اصلی اختلال در مرحله ی خواب است کاهش می دهد. 
خواندن دعا و آیاتی از قرآن کریم همراه تدبیر قبل از خواب نیز توصیه می شود. 
به یاد داشته باشید پدیده ای که تجربه می کنید «غیرطبیعی» یا «ماورایی» نیست بلکه برزخی کوتاه میان بیداری و خواب است که با نظم خواب، آرام سازی ذهن و تلقین شناختی کاملاً قابل کنترل است. ذکر و توکل، در کنار آگاهی علمی، شما را به مرحله ی خواب سالم و ایمن بازمی گرداند. در پناه قرآن در آرامش باشید.
 

احساس تنگی نفس و تپش قلب در حالت های اضطرابی مثل ترافیک یا احساس گیر افتادن، هرچند ممکن است غیر منطقی به نظر برسد اما واقعیتی است که راه حل های ساده ای دارد.
حالت تنگی نفس در هنگام اضطراب

پرسش:

مشکلی برای خودم و یکی از اعضای خانواده ام به وجود آمده که بنظرم یک نوعی از اضطراب است مثلا اگر در ترافیک سنگین قرار بگیرم و یا اگر در ترافیک از چپ و از راست قفل بشوم ناگهان انگار هوا نیست و حالت تنگی نفس بهم دست می دهد و می ترسم. شخصی میگفت انگار آهن ماشین ها قدرتی دارند که نمی گذارند من نفس بکشم هرچند می دانم که این حرف عقلانی نیست ولی لطف کنید و راه حلی به من پیشنهادکنید که اینطور دچار اضطراب نشوم. ممنون

پاسخ:
آنچه شما و دیگران توصیف می‌کنید، به‌نظر می‌رسد تجلی اضطراب موقعیتی باشد که در شرایط خاصی مانند ترافیک سنگین و احساس گیر افتادن بروز می‌کند. این حالات، هرچند ممکن است غیرعقلانی به نظر برسند، اما تجربه‌ی واقعی و آزاردهنده‌ای برای فرد هستند.
توضیح علمی این پدیده این است که در مواجهه با محرکی که مغز آن را «تهدید» تلقی می‌کند (مانند احساس گیر افتادن و ناتوانی در فرار)، سیستم عصبی سمپاتیک فعال شده و واکنش «جنگ یا گریز» را فعال می‌کند. این واکنش باعث آزاد شدن هورمون‌هایی مانند آدرنالین می‌شود که علائمی چون تنگی نفس (احساس کمبود هوا)، تپش قلب، تعریق، و احساس ترس شدید را ایجاد می‌کند. این علائم، همان‌طور که اشاره کردید، می‌تواند به «احساس ناتوانی در تنفس» منجر شود، حتی اگر از نظر فیزیولوژیکی هوا به‌وفور در دسترس باشد. برداشت همراه شما از «قدرت آهن ماشین‌ها» نیز نوعی تلاش ذهن برای توجیه این تجربه‌ی ناگهانی و ترسناک است.

راهکارها برای رفع این اضطراب:
۱. تکنیک‌های تنفس عمیق: آموزش و تمرین تنفس دیافراگمی (شکمی) بسیار مؤثر است. در لحظات اضطراب، دم عمیق از طریق بینی (۴ ثانیه)، حبس نفس (۴ ثانیه) و بازدم آرام و طولانی از طریق دهان (۶ ثانیه) می‌تواند پاسخ استرس را آرام کند.

۲. بازسازی شناختی: به چالش کشیدن افکار غیرمنطقی. به‌جای «هوا نیست» یا «ماشین‌ها مانع نفس کشیدنند»، یادآوری کنید که «این یک حس اضطراب است و هوا به‌اندازه کافی وجود دارد. من در ترافیک گیر افتاده‌ام اما این وضعیت موقتی است و این احساس می‌گذرد.»

۳. مواجهه تدریجی: قرار گرفتن داوطلبانه و تدریجی در موقعیت‌های مشابه (مانند رانندگی در ترافیک‌های کوتاه‌تر و کم‌شدت‌تر) و استفاده از تکنیک‌های تنفس و بازسازی شناختی برای مدیریت اضطراب.

۴. مدیریت استرس عمومی: ورزش منظم، خواب کافی، و تکنیک‌های آرام‌سازی (مانند مدیتیشن) در بلندمدت به افزایش تاب‌آوری در برابر اضطراب کمک می‌کنند.

اگر این علائم شدید یا مداوم هستند، مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک برای دریافت درمان‌های تخصصی‌تر مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT) توصیه می‌شود.
 

واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای آدمی را شکل می دهد لذا باید دارای حد و حدود مشخص باشد.
محدوده روابط دختر و پسر در اسلام

پرسش:

روابط دختر و پسر از نظر اسلام چگونه است؟ چرا نباید دختر، دوست پسر داشته باشد؟

 

پاسخ:

صحبت کردن مرد با زن نامحرم اگر با قصد لذت و شهوت نباشد،‌ مانعی ندارد،‌ ولى روابط دختر و پسرى که نامحرم هستند و نگاه کردن یا صحبت نمودن آنها با قصد لذت جایز نیست. چنان که توقف نمودن و خلوت کردن آن‌ها در محیطى که محل رفت و آمد نیست، حرام مى‌باشد، اگر چه با نگاه کردن یا صحبت التذاذى (لذت‌آور شهوانی) همراه نباشد.
واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای آدمی را شکل می‌دهد و به گونه‌های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و مى‌خواهد مردان و زنان مسلمان، از یک طرف روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند تا بتوانند قله‌هاى رفیع انسانی و رستگارى را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند، با حساسیت ویژه، اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونى و خواسته‌هاى نفسانى، قوانین و احکامى را جهت حفظ و نگه‌دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روى وضع کرده، از جمله آن احکام، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است. اینها همه به سبب این است که اسلام از جانب خدا براى هدایت انسان‌ها فرستاده شده که خالق فطرت وغریزه با تمامى استعدادهاى بهینه و ذخیره شده در انسان است. 
بنابراین هر عاملى که موجب تحریک انگیزه‌هاى شهوانى در جامعه گردد و به آرامش روحى و روانى و عفت عمومى، صدمه وارد کند، موردتأیید اسلام نیست. اسلام می‌خواهد انواع لذت‌های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند‌های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع آسیب وارد نشود.
به جهت میل شدید جنسی گاهی اوقات بی آنکه دختر و پسر (به خصوص دختران ) بخواهند، در وضعی قرار می‌گیرند که حتی اراده خود را از دست می‌دهند و دیگر نمی‌توانند از ارتباط جنسی خودداری کنند و ناخود آگاه و بی آنکه بخواهند، کم کم در آن اوضاع بدون بازگشت قرار می‌گیرند و زمانی متوجه می‌شوند که کار از کار گذشته است، یعنی با فراهم شدن اوضاع دیگر، جلوگیری از آن بسیار سخت و دشوار است، به خصوص آنکه پسران فریبکار و متاسفانه حرفه‌ای در فریب دختران جوان در این موارد، شیاد و تردست هستند، پس چرا نباید این جریان را از سرچشمه بست ؟ به همین دلیل در اسلام حتی خلوت کردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مکانی که رفت و آمد نباشد، حرام و گناه است.
مگر تمام روابط جنسی بین دختران و پسران از ارتباط‌های به ظاهر ساده و دوستانه آغاز نشده است؟ گاهی نیز متأسفانه به ارتباط جنسی ختم نشده، بلکه عاملی برای پدید آمدن بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی و روانی می‌شود. بهترین شاهد بر ادعای فوق، بررسی واقعیات موجود در اجتماع است. نقطه شروع طلاق‌ها، فسادهای جنسی، اعتیاد و افسردگی‌ها از کجا بوده است ؟ بسیاری از آنها با یک نگاه ساده یا ارتباط کلامی کوچک با نامحرم شروع شده، به تدریج به ایجاد محبت و عشق و مشغول شدن فکر انجامیده، و در انتها به قرار و مدار و...
اما مسئله این است که چون جوانان و نوجوانان مخصوصا دختران جوان، هنوز به سنی نرسیده‌اند که عاقبت برخی از کارها برایشان تجربه شده باشد، فقط ابتدای کار را که مطابق میل می‌بینند و به دوستی با پسران نامحرم تن می‌دهند و به این ترتیب وارد دامی می‌شوند که رهایی از آن بسیار دشوار است. چرا که اولین مشکل آنها، مشغولیت فکر و ذهن‌شان است و عقب افتادن تدریجی از درس.
مشکل بعدی خانواده (اگر دارای خانواده مذهبی باشند) ازدواج است. حتی آنها اگر بخواهند با همان پسری که از طریق کوچه و خیابان با او آشنا شده‌اند ازدواج کنند، هیچ ضمانتی وجود ندارد که پسر چند دوست دختر دیگر نداشته باشد و از این دختر جدا نشود و به آنها نپیوندد و به این ترتیب دختران زیادی را دچار داغ فراق و افسردگی و نابسامانی خانوادگی نکند، حتی در دانشگاه‌ها یا محیط‌های کاری نیز ارتباط نامناسب با نامحرم، غالبا باعث گرفتاری است، زیرا چه بسا باعث ایجاد عشق‌هایی در دل دختران و پسران جوان می‌گردد که به دلائل گوناگون، هرگز به "وصل" منجر نخواهد شد و داغ آن برای همیشه به دل طرفین خواهد ماند و فکرشان را آزرده خواهد ساخت.
مسائل برشمرده هیچ کدام قصه نیست، بلکه واقعیت‌هایی است که بسیار در جامعه جاری است و ما تنها با گوشه‌هایی از آنها آشنا می‌شویم. بسیاری از گرفتاران این مسائل به دلیل حیا و شرم، مشکلات خود را برای دیگران بازگو نمی‌کنند. اگر این کار را می‌کردند درس عبرت خوبی برای دیگران مخصوصا جوانان و نوجوانان می‌شد.
وقتی این مشکلات ریشه‌یابی می‌شوند، غالب آنها از نگاه‌ و سخن‌های کوتاه و عشوه‌هایی آغاز می‌شوند که به نظر برخی، نبایست به آنها حساسیت نشان داد،‌ اما چه می‌توان کرد که همین موارد کوچک اگر مورد بی توجهی واقع شوند و ادامه یابند، سر از مشکلاتی بسیار در می‌آورند.
در نگاه خود به زندگی بایستی عاقبت کارها را بنگریم و از زندگی دیگران عبرت بگیریم و به این نکته برسیم که : چه بسا لذت‌های کوتاه که رنج‌های طولانی به ارمغان می‌آورد.
دختران و پسرانی که به طریق غیر مشروع با فردی از جنس مخالف، رابطة دوستانه برقرار می‌کنند، از جهات مختلف، آسیب می‌بینند. آسیب‌ها هرچند متوجه دختر و پسر است، اما دامنه و شدت آن برای دختر بیش‌تر است. آسیب‌ها عبارتند از:

1ـ آسیب روانی: دختری که به پسری علاقه‌مند شده و خود را در اختیار وی قرار می‌دهد، پس از بی‌وفایی پسر و ترک وی، به شدت دچار سرخوردگی گردیده و گاهی تا مرز افسردگی و بیماری‌های شدید روانی پیش می‌رود.

2ـ آسیب‌های اجتماعی: دختری که در شهری کوچک با پسری ارتباط دارد، جایگاه و شخصیت اجتماعی خود را از دست می‌دهد و تحقیر می‌شود، حتى اگر ازدواج کند، نمی‌تواند زندگی متعادلی داشته باشد،‌ زیرا از طرف همسر و خانواده شوهر سرزنش می‌شود و به هر بهانه‌ای، روابط قبلی وی را به رخش می‌کشند. این پدیده می‌تواند تهدیدی برای نهاد خانواده در جامعه و افزایش میزان طلاق باشد.

3ـ آسیب تربیتی: دختری که به عنوان فردی رابطه‌دار با چند پسر، معرفی می‌شود، جایگاه خود را به عنوان فردی شایسته برای تربیت، در ذهن اولیای خانه و مدرسه و حتى دوستانش از دست می‌دهد. چنین دختری از سیر تعلیم و تربیت به دور می‌ماند. پدر و مادر او را مایه آبروریزی خانواده می‌دانند و ترجیح می‌دهند وی را در خانه نگه‌داری کنند.

4ـ آسیب معنوی: دختری که به صورت نامشروع با پسری رابطه دارد، با گناه و معصیت، از خداوند دور شده و از نظر اخلاقی سقوط می‌کند. او دیگر از عبادت خود لذت نمی‌برد و احساس گناه و ملامت درون، روح او را آزار می‌دهد، مگر آن که توبه کند و راه پاکی را پیشه سازد.

حال به گوشه‌ای از پیامدهای روابط آزاد در کشور‌های غربی بپردازیم. آنجا که فکر می‌کنیم این مشکلات برای آنها حل شده یا حساسیت نسبت به این موضوع ندارند. اگر چه در آنجا مشکلات به جهت روابط آزاد بیش از حد، بسیار است، اما متاسفانه جامعه ما نیزکم و بیش با بسیاری از این مشکلات روبرو است.
نظریات روان تحلیل گری از جمله نظریة «هورنای» بر این حقیقت تأکید می‌کند: «در اجتماعاتى که روابط جنسى آزاد هست، بسیارى از احتیاجات روانی،‌ شکل تمایلات جنسى پیدا مى کند و به صورت عطش جنسى در مى آید».(1)
نشریه آمریکایى «ایدرز دایجست» دربارة روابط پیش از ازدواج دختران و پسران مى نویسد: "هرساله 350 هزار دختر نوجوان امریکایى در سنین 15 تا 19 سال ـ دورة دبیرستان ـ به سبب ارتباط‌هاى نامشروع، آبستن شده و فرزندان غیر قانونى خود را به دنیا می‌آورند.... این دختران با رؤیاهایى چون ازدواج با دوستان پسرشان، اتمام تحصیلات، شروع یک زندگى ایده‌آل و دست‌یابى به یک شغل مناسب،‌ به این ارتباط‌های غیر قانونى روی مى آورند. اما بسیار زود پرده‌هاى سراب گونة این اوهام به کنار رفته و واقعیت زندگى روى خود را نشان مى‌دهد. متأسفانه، این بیدارى درست در زمانى به دست مى‌آید که دختران نوجوان دیگر شانسى براى برخوردارى از یک زندگى سالم و ایده آل را ندارند».
این روزنامه در ادامه بررسی، علت بروز نابهنجاری‌هاى جنسى را روابط آزاد دختر و پسر در مدارس دانسته، طى گفتگویى با تعدادى از دختران، به نقل از یکى از آنان می‌نویسد:
"ای کاش زمان به عقب بر مى‌گشت! اى کاش به عنوان عضوى از خانواده در میان والدینم جای داشتم. اى کاش هنگامى که زمینه‌هاى ایجاد یک ارتباط نامشروع برایم فراهم شده بود، کمى هم به زندگى آینده‌ام مى اندیشیدم و این گونه به پایان خط نمى رسیدم".

در ذیل به برخى از آن آثار که در نتیجه روابط آزاد دختر و پسر در جوامع غربى پیدا شده اشاره مى کنیم:
1ـ افزایش روابط جنسى نامشروع: تحقیق نشان مى دهد که آمار روابط نامشروع جنسى که ناشی از روابط آزاد دختر و پسر است،‌ در امریکا و در تمامى جامعة اروپا رو به افزایش است، به گونه اى که در سال 1993 در امریکا 50% روابط دختر و پسر به روابط جنسی تبدیل شده است.

2ـ آبستنى‌هاى ناخواسته: آمیزش جنسى نامشروع و افزایش آبستنى‌هاى غیر رسمى و زود هنگام یکى دیگر از آثار شوم روابط آزاد دختر و پسر است. آندره میشل در این باره می‌نویسد: "بیش از چهل درصد زنان امریکایى که پیش از بیست سالگى ازدواج مى کنند، به علت روابط آزاد پسر و دختر،‌ قبل از ازدواج حامله هستند. در نروژ 90% دخترانى که در سن کمتر از هیجده سال ازدواج مى کنند، آبستن هستند و در سوئد و آلمان نیز همین مطلب صادق است".

3ـ ازدیاد غیر قابل کنترل آمار سقط جنین: متناسب با افزایش نرخ آبستنى‌هاى ناخواسته، آمار سقط جنین در کشور‌هاى غربى که دختر و پسر پیش از ازدواج روابط آزاد دارند رو به افزایش است. از یک میلیون زن و دختر نوجوانی که هر ساله در امریکا به طور ناخواسته باردار مى شوند، 53% فرزندان خود را سقط می‌کنند. این درحالى است که به علت برخى محدودیت‌ها که بعضى ایالات در مورد سقط جنین وضع کرده‌اند،‌ اکثر سقط‌هاى جنین گزارش نمى شود.
به ادعاى یک پزشک امریکایى که در یکى از زایشگاه‌هاى این کشور مشغول بوده و در مورد مشکلات محل کار خود مقاله‌اى نوشته،‌ در حدود 47% از زایمان‌هاى تحت نظر وى مربوط به موالید نامشروع بوده است. به ادعاى وى اکثر موالید،‌ مربوط به زنان پایین تر از بیست سال مربوط به روابط آزاد دختر و پسر بوده است.

4ـ افزایش خانواده‌هاى تک والدینی: افزایش شمار وصلت‌هاى غیر رسمی،‌ کاهش در میزان ازدواج را ترسیم مى کند که یکى از پیامد‌هاى آن افزایش تعداد خانواده‌هاى تک والدینى است؛ یعنى خانواده‌هایى که فرزندان در آنها محکومند تنها با یکى از والدین زندگى کنند. آندره میشل مى‌گوید: «زندگى فرزندان نامشروع در بیش از 90% موارد با مادران است. این گونه مادران که تقریباً از سوى جامعه به ویژه والدین و آشنایان خود طرد مى‌شوند،‌ براى گذراندن زندگى با مشکلات شدید اقتصادى و فقر و فلاکت مواجهند.»
روزنامة «ایدرز ایجست» ضمن ارائة گزارشى از وضع فلاکت بار معیشتى این گونه خانواده‌ها، گزارش زیر را نوشته است:
«مادر این بچه - که مادام بهانة پدر مى‌گیرد - براى تأمین نیازهاى مادى خود و فرزندانش ناچار است که در دو شیفت کامل کار کند که در نتیجه، فرزند وى در مقایسه با مادران دیگر،‌ زمان کمترى را با او سپرى مى کند. این فرزند غیرقانونى در حقیقت هم از نعمت پدر و هم از نعمت مادر محروم است.
این مادر نوجوان با تأسف و تأثر مى گوید: من با این حاملگى نامشروع براى تمام عمر دخترم را از نعمت پدر محروم کردم و باید تسلى بخش اندوه فراوان این طفل باشم.

5ـ روسپیگری: پدیدة شوم روسپیگرى به ویژه در بین دختران جوانى که به طور ناخواسته صاحب فرزند نامشروع شده‌اند، در جوامع غربى شایع است، زیرا فرزندان ناخواسته، فرصت‌هاى اشتغال و تحصیل را از مادران گرفته، آنان ناچارند براى تأمین هزینه‌هاى زندگی و رهایى از فقر، به هر کارى رو آورند.

6ـ گسترش بیمارى‌هاى مقاربتی: روابط آزاد دختر و پسر، در نتیجه روابط آزاد جنسی، سکوی پرش روسپیگرى و افزایش بیمارى‌هاى عفونى و مقاربتى است. در این باره کافى است بدانید که: در هر 13 ثانیه یک نفر در آمریکا به ویروس مهلک بیمارى ایدز مبتلا می‌شود. قربانیان این ویروس که عمدتاً از طریق بى‌بند و بارى جنسى مبتلا مى شوند، از این بیمارى عفونى هلاک مى‌گردند.

آنچه ذکر شد، اشاره به برخى پیامدهاى روابط آزاد دختر و پسر پیش از ازدواج است. عوارض دیگرى چون جنون،‌ عقده‌هاى روانی، افزایش جنایت و آدم کشى از دیگر نتایج آن روابط است.
به این ترتیب روشن شد که چرا اسلام روابط آزاد دختر و پسر و نگاه و صحبت‌هاى شهوت‌آمیز آنان را که منشأ برای روابط بعدی می‌شود، حرام و ممنوع ساخته است.

معرفی کتاب:
أ) جامعه‌شناسى خانواده،‌ از دکتر شهلا اعزازی.
ب) سیماى زن در جهان ـ امریکا، از مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری.
پ) درّ و صدف، از محمد شجاعی، انتشارات محیی، شهرری

پی‌نوشت‌ها:
1ـ آمار و نقل قول‌ها عمدتاً از کتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، ‌تدوین دفتر مطالعات و تحقیقات زنان از صفحة 60 تا 72 برداشت شده است.

اگر همسری نماز نمی خواند جر و بحث کردن با او مشکل را حل نکرده و مسئله را سخت تر می کند بلکه باید با برخورد خوش در زندگی و رفتار عملی، سعی در حل مسئله کرد.
نماز نخواندن همسر

پرسش:

همسر من نماز نمي خواند و هر چه به او مي گويم نمازت را بخوان گوش نمي دهد. وظيفه من چيست آيا بايد از او جدا شوم؟

 

پاسخ: 
احساس مسئوليت شما در قبال همسرتان بسيار قابل تقدير است. مسؤوليتي که خداوند بر همه همسران واجب کرده است (تحريم، آيه 6) اميدواريم که خداوند پاداش نيک به شما عطا نمايد. 
در اين زمينه اگر بتوانيد از افرادي که بر روي ايشان نفوذ بيش تري دارند، استفاده کنيد، مناسب تر است. رفتار شما با وي نيز بايد به گونه‏اي باشد که تحت تأثير اخلاق، عواطف و نحوه برخوردتان قرار گيرد. به افکار و انديشه‏هاي شما - به عنوان يک فرد نمازخوان مذهبي - علاقه‏مند شود . با نفوذ در قلب و دل او، بتوانيد تغييري در فکر و انديشه وي ايجاد کنيد؛ 

بنابراين:
1-  ابتدا با عمل خود او را تشويق به نماز اول وقت و اعمال عبادي کنيد، يعني خودتان نمازتان را سر وقت بخوانيد . ساير احکام واجب را به همين صورت انجام دهيد. با عمل به دستورات الهي او را دعوت به کارهاي خوب و انجام وظايف شرعي و ترک محرمات کنيد. سپس در مورد اهميت نماز و تأثير مثبت عبادات براي او بگوييد يا کتاب هايي که در اين زمينه نوشته شده ،مثل کتاب نماز از آقاي قرائتي و يا تهيه نوارهاي مذهبي از کساني که سخنان آن ها جذاب و تأثيرگذار است، معاشرت با خانواده هاي متدين و ايجاد روابط خانوادگي با آن ها و ارتباط دادن او با دوستاني مذهبي. 
اين کارها را به صورت غير مستقيم نيز مي توانيد انجام دهيد، مثلا  اگر دوستي داريد که خانواده او از هر جهت مناسب است ،از آن ها بخواهيد که ابتدا  به شما سري بزنند. به هر نحوي که امکان دارد با اين گونه خانواده ها ارتباط برقرار کنيد، چه اينکه دوست خوب نقش بسياري مؤثري مي تواند در زندگي انسان داشته باشد.

2- اگر مشکلي براي وي ايجاد شد، با کمال خوش‏رويي و محبت به او کمک نماييد. سعي کنيد با اخلاق تان او را جذب خود کنيد تا به مرور زمان بتوانيد در او نفوذ کنيد.

3- او را سرزنش و توبيخ نکنيد (به خصوص در برابر خويشان و دوستان) . از جر و بحث و مجادله با وي پرهيز کنيد. 

4- در مقابل کارهاي او بي تفاوت نباشيد، بلکه اگر ممکن است او را راضي کنيد تا در مورد اهميت دستورات ديني با شما گفتگو کند. بايد سعي کنيد رفتارتان کاملا صادقانه باشد. به او بفهمانيد که مي خواهيد مشخص کنيد که کدام راه صحيح است، دين داري يا بي ديني.  به او بگوييد يا  شما را قانع کند يا شما او را قانع کنيد. البته لازم است ابتدا خود را براي يک گفتگوي عالمانه و در عين حال دوستانه آماده کنيد. براي اين کار بهتر است از صحبت درباره اعتقادات شروع کنيد، زيرا بي اهميتي به دستورات شرع تا حدود زيادي به خاطر ضعيف شدن عقيده فرد به خدا و قيامت است. اگر بتوانيد اصل وجود خدا را که در فطرت همه انسان ها نهاده شده با دلايل محکم عقلي براي او ثابت کنيد . نيز توجه او را به قيامت و سختي آن بيش تر کنيد. ممکن است در کارتان موفق شويد.

5- بسياري از انحرافات به خاطر همنشيني با دوستان ناباب در انسان ايجاد مي شود. اگر کاري کنيد که  با اين گونه افراد کم تر رفت و آمد کند و نسبت به آن ها بدبين شود، قدم بزرگي در اصلاح او برداشته ايد.

6- تلاش شما براي نجات همسرتان از اين وضعيت بسيار با ارزش است، حتي اگر هيچ تأثيري بر او نداشته باشد، بنابراين با صبر و حوصله به کارتان ادامه دهيد . هرگز کاري نکنيد که لجاجت او بيش تر شود. بلکه او را تشويق به توبه و بازگشت به اسلام کنيد . حداقل اين که سعي کنيد مشکل او در افراد ديگر مثل فرزند تأثير نگذارد . اگر فعلا  اصلاح پذير نيست،در آينده اميد به بازگشت و توبه را در او تقويت کنيد.

7- در صورت همکاري با شما گرچه يک گام، ايشان را مورد تشويق قرار دهيد.

8- صفات پسنديده و نقاط مثبتي که در ايشان هست ، مد نظر قرار دهيد. همواره ايشان را به خاطر آن ويژگي هاي مثبت مورد احترام و تکريم قرار دهيد.

نکته:فرض کنيد خداوند تعالي هدايت همسرتان را به شما محول کرده ،  برايش چه مي کرديد و از چه راهکارهايي استفاده مي نموديد؟

معرفي كتاب:
بهشت خانواده،سيد جواد مصطفوي
آيين همسرداري،ابراهيم اميني.

صفحه‌ها