پرسش وپاسخ

سلام.من سوالی داشتم. من پسری 17 ساله هستم .با دختری 17 ساله دوست هستم و خیلی شدید هم عاشقش هستم . احساسات من به این دختر اصلا و به هیج وجه جنسی نیست.ما قرار گذاشتیم فقط هم رو دوست داشته باشیم و با هم در یک دانشگاه درس بخوانیم و با هم ازدواج کنیم . من علاقه ی وا قعا شدیدی به این دختر درم و سر نماز هایم اول اونو دعا می کنم . گاهی اوقات به یادش گریه هم می کنم . من می خواستم بپرسم که دوستی من با ایشان اشکال دارد و هم چنین اگر من بخواهم با ایشان در آینده ازدواج کنم باید چه کار هایی بکنم و چگونه رفتار و عمل کنم ؟. با تشکر از شما و راهنمایی هایتان . به امید اینکه همه به سمت خدا در حرکت باشیم.یا علی مدد.

خداوند تعالی محبت و دوستی را درون هر موجودی به خصوص انسان نهاده و با خلقت او عجین نموده است و در طول زندگی خود همواره باید به چیزی یا کسی محبت و مهر بورزد.
خداوند که خالق موجودات و زیبائی ها و خالق محبت است، نحوۀ استفاده از این موهبت الهی را به انسان نشان داده و در اختیار او قرار داده است؛در دین مقدس اسلام دوستی و محبت جایگاه ویژه ای دارد.
اما اسلام در مورد محبت و مهرورزی دو جنس مخالف با یکدیگر بسیار دقیق و حساس است . بیش تر این نوع ارتباط و دوستی را منع و غیر مجاز می داند،علتش هم این است که دید اسلام به انسان فراتر از هر دین و مذهبی است.اسلام به انسان به عنوان موجودی برتر که می تواند در جایگاه رفیع خلقت،خود را به عنوان اشرف مخلوقات و جانشین خدا نشان دهد،می نگرد . هر چیزی که باعث تقویت او در این مقام باشد ،تأئید و هر آنچه را مانع رسیدن او به این جایگاه باشد، نفی و انکار می کند.
در مورد دوستی نیز به همین مورد توجه نموده و فرموده محبت و عشقی که انسان را از اصل خویش دور نماید و مانع تکامل معنوی او شود، ممنوع است و برعکس محبتی که در راستای تکامل انسان باشد ، مجاز و تأیید می نماید.
باید بیاندیشید و بنگرید که محبت شما نسبت به یکدیگر از کدام جایگاه برخوردار است.
ارتباط بین پسر و دختر در احکام شرعی حرام و گناه محسوب می شود ،زیرا منشأ آن معمولاً غریزۀ جنسی است گرچه خود را در حجاب دین و معنویت مخفی نموده، تا نگذارد شخص حقیقت را دریابد.اگر انسان مواظب و مراقب نباشد، سر به زنگاه،سر از پردۀ حجاب بیرون آورده ، عاشق و معشوق بیچاره را به تاریکی و گمراهی کشانده ، لکۀ ننگی را در دامان شان برای همیشه گذاشته، باعث تأسف و ناراحتی آنان تا ابد خواهد شد.
با این وجود صرف دوست داشتن گناه نیست اما اگر دوستی منجر به نگاه و تماس و حتی فکر آلوده شود ،خط قرمزی است که اسلام برای حفظ مقام و کرامت انسانی آن را کشیده و مانع ادامۀ آن شده است.
واقعاً نمی دانیم رابطۀ شما به چه نحوه و رفتار و برخورد شما با یکدیگر تا چه اندازه است اما یقیناً به این مطلب اذعان داریم که اگر ارتباط ،در عمق جان و قلب یکی از شما ، ذره ای به خاطر مسائل شهوانی و جنسی باشد،حتماً این عشق پایدار نخواهد بود و شما را به آلودگی خواهد کشید.
بیائید محبت و عشق را جهت دهی کنید تا مانع از گستراندن دام برای شیطان قسم خورده شوید و عشق را تا ابد و برای همیشه در دنیا و آخرت نسبت به یکدیگر داشته باشید.
راه جهت دهی این است که اولاً عشق تان واقعی و در مسیر خود سازی و رسیدن به کمالات انسانی باشد .
ثانیاً علاقه و تصمیم خود را به اطلاع خانوادۀ خود برسانید . از آن ها بخواهید مقدمات ازدواج و عقد را برای شما فراهم نمایند ،بدون اینکه بخواهید فعلاً با هم زندگی کنید تا شرایط زندگی و زیر یک سقف رفتن فراهم گردد ؛ با این کار هم دغدغه و نگرانی نخواهید داشت؛ هم می توانید با یکدیگر تحصیل نمایید و راحت ارتباط داشته باشید،البته ممکن است خانواده ها مخالفت کنند که با اصرار و برخورد عاقلانه و منطقی به دور از هر نوع تندی و بی احترامی و مشورت با مراکز مشاورۀ خانواده می توانید موانع را کنار بزنید.

از نظر روان‌شناسان عشق از مفاهیم بسیار پیچیده بوده و چندان امر مثبتی قلمداد نمی‌شود. آنچه که به ترویج و تشدید این مقوله هزار تو دامن می‌زند ، تعریف و تمجیدهای بی‌حساب و کتابی است که از مفهوم عشق در سریال‌ها، فیلم‌ها، رمان‌ها، ترانه‌ها، شعرها، حکایت‌های تاریخی و... می شود . انگیزه های درونی و عاطفی نیز به‌ آن دامن می زند . این مسئله باعث گشته ماهیت واقعی عشق در پس پرده خیال‌پردازی‌های رمانتیک مغفول بماند . بسیاری از دختران و پسران این مرز و بوم در وادی جانکاه آن گرفتار آیند.
بین واژۀ وابستگی و دلبستگی فرق قائلند و می گویند:
فرض کنید به میوه‌ای مانند آناناس علاقمند هستید و به آن «دل بسته‌اید» حال اگر روزها، ماه‌ها و سال‌ها به هر دلیلی از خوردن آن محروم بمانید، آیا در زندگی عادی و روزمره شما اختلالی ایجاد خواهد شد ، آیا عملکرد روزانه شما رو به کاستی می‌گذارد؟ مسلّماً نه. سال‌ها از موضوع «دل‌بستگی» خود محروم می‌مانید ، ولی همه امور زندگی شما بر وفق مراد است.
این نوع علاقه و تعلق را «دلبستگی» می‌گویند ،حال اگر به جای دلبستگی به آناناس به آن «وابسته» بودید ، یک روز بدون آناناس نمی‌توانستید سر کنید. آدم وابسته به آناناس مثل فرد معتادی است که هر از گاهی برای به حد طبیعی رساندن سطح عملکرد خود نیازمند مصرف مواد است، پس وابستگی روانی نوعی اعتیاد است. وابستگی روانی به چیزی یا کسی باعث کاهش عملکرد در فرد می‌گردد و به نوعی فرد را از زندگی روزانه ‌و عادی خود خارج می‌سازد ، امر ناپسند و نامطلوبی است.
شهید مطهری نیز در این زمینه می فرمایند:

«...عشق، اوج علاقه و احساسات است. ولى نبايد پنداشت كه آنچه به اين نام خوانده مى‏شود، يك نوع است، دو نوع كاملًا مختلف است. آنچه از آثار نيك گفته شد ،مربوط به يك نوع آن است و اما نوع ديگر آن كاملًا آثار مخرّب و مخالف دارد.
احساسات انسان انواع و مراتب دارد. برخى از آن ها از مقوله شهوت و مخصوصاً شهوت جنسى است و از وجوه مشترك انسان و ساير حيوانات است، با اين تفاوت كه در انسان به علت خاصى- كه مجال توضيحش نيست- اوج و غليان زايد الوصفى مى‏گيرد و بدين جهت نام «عشق» به آن مى‏دهند و در حيوان هرگز به اين صورت در نمى‏آيد. ولى به هر حال از لحاظ حقيقت و ماهيت، جز طغيان و فوران و طوفان شهوت چيزى نيست. از مبادى جنسى سرچشمه مى‏گيرد و به همان جا خاتمه مى‏يابد. افزايش و كاهشش بستگى زيادى دارد به فعاليت هاى فيزيولوژيكى دستگاه تناسلى و قهراً به سنين جوانى. با پا گذاشتن به سن از يك طرف و اشباع و افراز از طرف ديگر كاهش مى‏يابد و منتفى مى‏گردد.
جوانى كه از ديدن رويى زيبا و مويى مجعّد به خود مى‏لرزد و از لمس دستى‏ظريف به خود مى‏پيچد، بايد بداند جز جريان مادى حيوانى در كار نيست. اين گونه عشق ها به سرعت مى‏آيد و به سرعت مى‏رود. قابل اعتماد و توصيه نيست، خطرناك است، فضيلت كُش است. تنها با كمك عفاف و تقوا و تسليم نشدن در برابر آن است كه آدمى سود مى‏برد. يعنى خود اين نيرو انسان را به سوى هيچ فضيلتى سوق نمى‏دهد اما اگر در وجود آدمى رخنه كرد و در برابر نيروى عفاف و تقوا قرار گرفت و روح فشار آن را تحمل كرد ،ولى تسليم نشد، به روح قوّت و كمال مى‏بخشد».(1)

می توانید برای اطلاع بیش تر به کتاب جاذبه و دافعه شهید مطهری مراجعه نمائید.
موفق باشید.
پی نوشت:
1.شهید مطهری،مجموعه آثار، ج‏16، ص250،انتشارات صدرا، تهران، 1378ش.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

نزدیکی از عقب با زن اگر زن شوهر داری با کسی این عمل را انجام دهد بعد از شوهرش جدا شود میتواند بعد از پایان عده با ان مرد ازدواج کند ؟ متشکرمچ

به نظر آیت الله مکارم بعد از پایان عده می تواند با آن مرد ازدواج کند گرچه احتیاط این است که ازدواج نکند.(1)
پی نوشت:
1. آیت الله مکارم شیرازی،استفتائات،ج3، سوال 641.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

1- می گویند یکی از شرایط رهبری این است که باید اعلم و مرجع تقلید باشد و شنیده شده که آیةالله خامنه ای این شرایط را ندارد. حال به رهبری ایشان صدمه ای نمی زند؟

2- ولایت فقیه یعنی چه؟

پاسخ1:
آنچه که برای رهبری شرط است، اجتهاد است ،نه اعلمیت و مرجعیت.
مجتهد و اعلم را از سه‌ راه مى توان شناخت:
اول آن كه خود انسان يقين كند، مثل آن كه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.
دوم آن كه دو نفر عالم عادل كه مى توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند، مجتهد يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند، به شرط آن كه دو نفر عالم عادل ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايند.
سوم آن كه عده‌اى از اهل علم كه مى توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند، و از گفته آنان یقین حاصل شود.(1)
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تعدادی از مجتهدان را به عنوان مرجع تقلید اعلام نمود که مقام معظم رهبری نیز از آن افراد بودند. این امر جایگاه علمی ایشان را نشان می دهد.

پی نوشت:
1.توضیح المسائل مراجع ، مسئله 3
-------------------------------

پاسخ2:
ولایت فقیه عبارت است از ریاست و زمامدارى فراگیر فقیه عادل و با کفایت در حوزه امور دینى و دنیوى بر امت اسلامى.
درباره ولایت فقیه از دو زاویه می توان بحث نمود:
1. اصل ولایت فقیه
2. قلمرو ولایت فقیه
فقهای شیعه درباره اصل ولایت فقیه اختلاف ندارند؛ اما اختلاف آنان در قلمرو ولایت فقیه می باشد که دایره اختیار ولی فقیه چه مقدار می باشد.
درباره قلمرو ولایت فقیه، دو دیدگاه اساسى وجود دارد:
الف) برخی قلمرو اختیار ولایت فقیه را محدود پنداشته اند. از جمله دخالت در امور مال هایى که مالکان آن ناشناخته اند، کودکانِ بى سرپرست، چیزهایی که شارع راضی به زمین ماندن آن نیست، مانند: ساخت مساجد و امور عام المنفعه و ... از این دید گاه به عنوان ولایت مقیده یاد می شود. برخی از علما قایل به همین ولایت می باشند. البته تعداد این افراد محدود است.
ب) دیدگاهى که قلمرو ولایت فقیه را بسان قلمرو ولایت پیامبر و امامان معصوم (ع) گسترده مى داند و باور دارند که ولیّ فقیه، در تدبیر و اداره کشور، در همه امور، حقّ دخالت و تصمیم گیرى دارد. از این ولایت فقیه به " عنوان ولایت مطلقه و ولایت عامه" یاد می شود. البته معنای مطلقه این نیست که فقیه تابع قوانین نیست، بلکه معنا آن این است که فقیه در امور حکومتی اختیارات معصومان را دارد.
عده ای از فقهای پیشین و پسین طرفدار ولایت مطلقه هستند:
ازجمله: شیخ مفید، صاحب جواهر، ملا احمد نراقی(1) همچنین حضرت امام خمینی (ره). امام خمینی در این مورد می‌فرماید: " تمام اختیاراتی که پیامبر و امامان داشته‌اند، فقیه جامع الشرائط نیز دارا می‌باشد"(2).
در جای دیگر می‌فرماید: اگر فرد لایقی که دارای دو خصلت فقاهت و عدالت باشد، به پا خاست و تشکیل حکومت داد، همان ولایتی را که حضرت رسول اکرم(ص) در امر اداره جامعه داشت، دارا می‌باشد. بر همة مردم لازم است از او اطاعت کنند. این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم بیش تر از حضرت امیر(ع) بود یا اختیارات حکومتی حضرت امیر بیش از فقیه است، باطل و غلط است؛ البته فضایل حضرت رسول اکرم بیش از همه عالم است. بعد از ایشان فضائل حضرت امیر از همه بیش تر است. امّا «زیادی فضایل معنوی» اختیارات حکومتی را افزایش نمی دهد. همان اختیارات و ولایتی که حضرت رسول و دیگر ائمه در تدارک و بسیج سپاه، ‌تعیین والیان و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را برای حکومت فقیه عادل قرار داده است.(3) البته ولی فقیه مانند اهل بیت (ع) ولایت تکوینی و علم غیب ندارد. این امور از مختصات آنان می باشد. امام راحل بعد از اثبات ولایت فقیه، ولایت تکوینی را تنها از آن اهل بیت می داند و مي فرمايد: "براى امام مقامات معنوى هم هست كه جدا از وظيفه حكومت است. و آن، مقام خلافت كلى الهى است كه گاهى در لسان ائمه، عليهم السلام، از آن ياد شده است. خلافتى است تكوينى كه به موجب آن جميع ذرات در برابر «ولىّ امر» خاضعند. از ضروريات مذهب ماست كه كسى به مقامات معنوى ائمه (ع) نمى‏ رسد، حتى ملك مقرب و نبى مرسل ..." (4)
درباره ولایت فقیه به منابع زیر مراجعه فرمایید:
1. ولايت فقيه ،امام خميني؛
2. ولايت فقيه از ديدگاه فقها و مراجع، علي عطايي؛
3. ولايت فقيه، جوادي آملي؛
4. حدود ولايت حاكم اسلامي، احمد نراقي؛
5. ولایت فقیه ، محمد هادی معرفت.

پی نوشت ها:
1. محمد هادی معرفت، ولایت فقیه، ص44 ، مؤسسه انتشاراتی (التمهید)، قم ،1377ش.
2. امام خمینی،‌کتاب البیع، ج 2، ص417 ، بی نام.
3. امام خمینی، ‌ولایت فقیه،‌قم. موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص 55
4. همان، ص53.

با عرض سلام و خسته نباشید ایا استمنا گناه دارد واگر گناه دارد علت ان چیست وسوال دوم اینکه در صورت تکرار این گناه چه عواقبی را برای فرد دارد

استمنا حرام و گناه است.(1)
پی نوشت:
1. آیت الله فاضل ،جامع المسائل، ج 1،سوال 984.

پرسش: علت حرام بودن استمنا چيست؟
پاسخ:
مبانی حرمت این عمل منابع دینی و نقلی ماست و چنان كه در روايات تصريح شده اين حكم به روشني در قرآن نیز بيان شده است ؛ در واقع حرمت چنین عملی از آیه 5 تا 7 سوره مومنون به دست می آید: «وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلىَ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانهُُمْ فَإِنهَُّمْ غَيرُْ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى‏ وَرَاءَ ذَالِكَ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْعَادُون»؛ (1) و آن ها كه دامان خود را (از آلوده‏شدن به بى‏عفتى) حفظ مى‏كنند، تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند، كه در بهره‏گيرى از آنان ملامت نمى‏شوند و كسانى كه غير از اين طريق را طلب كنند، تجاوزگرند». پس هر نوع ارضاي جنسي خارج از اين محدوده عدوان و معصيت و مورد ملامت است .
هنگامی که از حضرت صادق (ع) در مورد استمنا مى پرسند، مى فرماید: گناه بزرگى است که خداوند در قرآن مجید از آن نهى فرموده، استمنا کننده مثل این است که با خودش نکاح (زنا) کرده باشد. اگر کسى را که چنین کارى مى کند، بشناسم ، با او هم خوراک نخواهم شد. (2)
قوانین اسلام از طرف خداوند«حکیم» است. «حکیم» بودن خداوند این پیام را دارد که هیچ فرمان و حکمی را بدون«حکمت» و دلیل و برهان صادر نمی کند. بنا بر این هر چیزی را که «ممنوع و حرام» اعلام کرده، قطعاً انجام آن مفاسد و ضرر و خسارت های جسمی، روحی، فردی یا اجتماعی ویژه ای دارد؛ اما هر چیزی را «واجب» دانسته، حتماً انجام آن در بردارنده رشد روحی و روانی، جسمی و معنوی، مادی و فردی و یا اجتماعی است، که نادیده گرفتن آن، اثرات تخریبی و منفی شکننده ای در کوتاه مدت یا دراز مدت خواهد داشت.
ما اگر به حكيم بودن خداوند و عالم مطلق بودن او ايمان داشته باشيم، بايد اذعان كنيم كه قوانين خداوند از روي علم و حكمت صادر شده است و به آن گردن نهد و نسبت به آن تعبد داشته باشد. خودارضایی نیز یکی از موضوعاتی است که اسلام آن را مجاز ندانسته، حکم «حرام» بر آن نهاده است، چون انجام آن آثار منفی و شکننده ای بر جسم و روح و روان مرتکبان آن می گذارد که در ذیل به برخی از آن پیامدها اشاره می شود.
اگر بخواهیم زیان‏های استمنا را به طور خلاصه ذکر کنیم، فهرست ‏وار به زیان‏هایی که در کتاب بلوغ آمده، بسنده می‏کنیم . اگر به جای ده ضرری که برخواهیم شمرد، یکی از آن‏ها هم وجود داشته باشد، کافی است که دین آن را حرام کند و انسان هم مرتکب آن نشود. این زیان‏ها عبارتند از:
1ـ تحریک زیاد هیپوتالاموس و در نتیجه تحریک افراطی غدد جنسی که سبب پرکاری و نامتناسب آن‏ها می‏شود، بلوغ زودرس را به دنبال دارد.
2ـ کاهش و تخلیه مکرر قوای جسمی و روحی به ضعف عمومی بدن و بالاخره پیری زودرس می‏انجامد.
3ـ به علت افزایش جریان خون در اعضای تناسلی، مغز و مراکز حساس، پیوسته دچار کاهش نسبی جریان خون می‏شود، همچنین تخلیه‏های مکرر عصبی و عدم ارضای روحی در دراز مدت، موجب ضعف عصبی و عوارض روحی می‏گردد.
4ـ رکود فکری، اختلاف و ضعف حافظه، کاهش اراده در کسانی که استمنا می‏کنند، دیده می‏شود.
5ـ ضعف بینایی و بی‏اشتهایی، و در صورت افراط، ضعف استخوانی و ناراحتی مفصلی در این افراد شایع است.
6ـ فرد از نظر فکری نوعی توجه نسبتاً مداوم به موضوع‏های جنسی پیدا می‏کند که این امر مانع تفکر آزاد می‏شود و بنا بر این، از عوامل رکود فکری به حساب می‏آید.
7ـ در مراحل افراطی به ضعف جنسی و انزال زودرس منجر می‏شود.
8ـ به علت ارضای ناقص و غیرطبیعی و اختلال‏های حاصله، بعد از ازدواج غالباً امور زناشویی به طور طبیعی صورت نمی‏گیرد و گاه شخص در روابط زناشویی شکست خواهد خورد.
9ـ گوشه‏گیری، یأس و بی‏تفاوتی نسبت به مسائل مهم حیاتی، غم و کدورت روانی و عوارض دیگر آن است.
10ـ در موارد بسياري به شدت آزارطلبی یا خودآزاری در اين عمل دیده می‏شود. (3)
در کتب معتبر علمی مثل مجموعه‏ی DSM که اختلال‏های روانی را مورد بحث و بررسی قرار می‏دهد، این عمل (خودارضایی) را از جمله‏ی اختلال‏ها شمرده‏اند و دستور العمل‏هایی برای پیشگیری و یا حذف آن در رفتار کودک و نوجوان بیان داشته‏اند.
البته در بسیاری از موارد، علم و تجربه علی‏رغم تمام پیشرفت‏هایی که داشته و دارد نتوانسته‏اند علت ممنوعیت و یا لزوم برخی اعمال و اشیا و آن چه مربوط به انسان است، درک کند و بفهمد. چرا که هنوز دانش بشر به اندازه‏ای رشد نکرده است که به تمام مصالح و مفاسد فوائد و ضررهای استمنا و اعمال مربوط به انسان را درک کند و بشناسد. ما هم در اينجا به برخي از اين موارد اشاره كرده ايم.
در نهايت بايد گفت اين عمل لذت يك زندگي طبيعي و متعادل و لذت بخش را از فرد خواهد گرفت و اين خود زمينه بروز انواع مشكلات مادي و معنوي و جسمي و روحي براي فرد خواهد بود . اين ها همه امور ظاهري و مادي قابل درك در مورد حرمت اين عمل هستند و امور پنهان و غير مادي حقيقتي ديگر است كه روايات ذكر شده به نوعي بيان گر وجود مفاسد غير مادي و معنوي اين عمل ناپسند هستند .
در انتها نيز چند روايت ديگر در مورد اثر معنوى گناه خودارضایى بیان مى‏کنیم تا ان شاء الله مورد استفاده شما قرار گيرد:
1. امام صادق (ع) فرمود: روز قیامت خداوند با شخص خودارضا گفتگو نمى‏کند و از چشم خدا مى‏افتد. (4)
2. رسول خدا (ص) فرمود: لعنت خدا و ملائکه خداوند و تمام بشر بر شخص خودارضا است. (5)
3. رسول خدا (ص) فرمود: کسى که خودارضایى مى‏کند، ملعون است. (6)
4. امام صادق (ع) فرمود: خودارضایى گناه بزرگى است که خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است. (7)

پي نوشتها:
1. مومنون (23) آيه 5-7.
2. عاملي، شيخ حر، وسایل الشیعه، موسسه آل البيت، قم،1409 ه.ق، ج 18 ، ص 575.
3. محمديان، محمود، بلوغ تولدي ديگر، انجمن اولياء و مربيان، تهران، 1384ه ش.
4. محمدي ري شهري، محمد، میزان‏الحکمه، دارالحديث، قم،1387ه.ش، ج12 ، ص5654.
5. همان.
6. همان.
7. همان.

پرسش: سوال دوم اینکه در صورت تکرار گناه استمنا چه عواقبی را برای فرد دارد؟
پاسخ:
خودارضایی عوارض و آسیب های فراوانی دارد . آسيب‏هاى ناشى از خودارضايى به گونه‏هاى مختلفى تقسيم‏پذير است كه به اختصار به برخى اشاره مى‏شود:
آسيب‏هاى جسمانى
يكى از روش‏هاى شناخت پيشرفت بيمارى‏ها در پزشكى، مرحله‏بندى علايم بيمارى است. براين اساس، برحسب عوارض ايجاد شده در بيمار مبتلا به خودارضايى، سه مرحله بيان شده است:
1 - مرحله مشكل ساز :
در افرادى كه مدتى است گرفتار خودارضايى شده اند، زودرس ترين عوارض ناشى‏از خودارضايى عبارت است از:
الف. خستگى و كوفتگى.
ب. عدم تمركز حواس.
ج. ضعف حافظه.
د. استرس و اضطراب.
2 - مرحله گرفتارى شديد:
بروز علايم زير در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است كه شدت ابتلاى وى يا مدت آن بيش از مرحله اول است . در نتيجه عوارض شديدترى ظاهر شده است:
الف. خستگى و كوفتگى.
ب. نوسان خلق يا تغييرات سريع خلقى.
ج. حساسيت بيش از حد و زودرنجى.
د. كمردرد.
ه. نازك شدن موها .
و. ناتوانى جنسى زودرس در جوانى .
ز. بى‏خوابى يا بدخوابى و مشكلات مشابه .
3 - مرحله گرفتارى بسيار شديد يا حالت اعتياد:
الف. خستگى و كوفتگى .
ب. ريزش شديد موها .
ج. تارشدن ديد چشم‏ها .
د. وز وز گوش .
ه. انزال زودرس و غيرارادى يا خروج منى به صورت قطره قطره .
و. درد كشاله ران و ناحيه تناسلى .
ز. دردهاى قولنجى در ناحيه لگن و استخوان دنبالچه .
آسيب‏هاى روحى و روانى‏
ضعف حافظه و حواس‏پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گيرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى، بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى و ضعف اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان بروندادهاى روانى و روحى خودارضايى است.
آسيب‏هاى اجتماعى‏
ناسازگارى خانوادگى، بى‏ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزّت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك‏.
جهت آگاهى بيش تر مراجع کنید به:
- قائمى، خانواده و مسائل جنسى كودكان، تهران: انتشارات انجمن اوليا و مربيان جمهورى اسلامى ايران، چاپ دهم، 1376.
آسيب‏هاى معنوى و اخروى‏
هيچ يك از آسيب‏هاى پيش گفته، به اهميت آسيب‏هاى معنوى نيست؛ زيرا آسيب‏هاى معنوى، جان و دل و به عبارت ديگر كنه حقيقت وجود آدمى را تباه مى‏سازد. خودارضايى از نظر دين يك گناه است و به تعبير قرآن زنگار بر دل مى‏نهد: «كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ؛ چنين مباد! بلكه اعمال (ناشايست) دل‏هاى آنان را زنگار زده است». (مطففين (83)، آيه 24)
زنگ يا زنگار در اشياى مادى، همان چيزى است كه روى فلزات و اشياى قيمتى مى‏نشيند . معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتنِ شفافيت و درخشندگى آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است.
همچنين آسيب‏هاى معنوى جهان گذران را در مى‏نوردد . اگر اصلاح نگردد، حيات جاودان آدمى را در معرض تباهى و شوربختى قرار مى‏دهد. از اين رو نصوص دينى نسبت به آن هشدارهاى لازم را داده‏اند. پيامبر مى‏فرمايد: «ناكح الكف ملعون ؛ملعون است كسى كه خودارضايى كند».
امام صادق‏عليه السلام خودارضايى را گناه عظيم و مورد نهى الهى معرفى فرموده است.
اين‏ها عوارضي است كه معتادان به اين عمل شوم را تهديد مي‏كند. البته ما ادعا نمي‏كنيم هر كس مدتی مبادرت به استمنا كرد، تمام بيماري‏هاي ذكر شده او را احاطه خواهند كرد، زيرا حالات اشخاص فرق مي‏كند. مثلاً ممكن است يك نفر كه براي مدتي مبادرت به استمنا كرده است، در وهله اول فقط به سستي اعصاب يا اختلال حسي سامعه يا ضعيف شدن حس بينايي يا سرگيجه مبتلا شود، ولي بعداً ساير بيماري‏ها به سراغ او بيايند.
تمام این عوارض با استفاده از راهکارهای ترک خود ارضایی به تدریج از بین می رود و فرد به زندگی عادی خود برمی گردد .

صفحه‌ها