پرسش وپاسخ
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۱۹:۳۳ شناسه مطلب: 14107
امام علي عليه السلام: از خود راضى بودن آدمى ، دليل سَبُك عقلىِ اوست . غرر الحكم و درر الكلم 5441
پرسش 1:
آرامش شرح
براي تقاضاي آرامش قلبي از خداوند در قنوت نماز چه دعايي بخوانيم؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي؛ با عرض سلام و تشکر از ارتباط و اعتمادتان.
بزرگان دين آرامش را در ايمان بالا ويقين قلبي دانسته اند .ائمه معصومين براي رسيدن به يقين اين دعا را به ما ياد داده اند :
اللَّهـُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ إِيمَاناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي و يـَقـِيـنـاً حَتّي أَعْلَمَ أَنَّهُ لَا يُصِيبُنِي إِلَّا مَا كَتَبْتَ لِي وَ رَضِّنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي حَتَّى لَا أُحِبَّ تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لَا تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ ،يَا حَيُّ يـَا قـَيُّومُ ،بـِرَحـْمـَتـِكَ أَسْتَغِيثُ ،أَصْلِحْ لِي شَأْنِي كُلَّهُ وَ لَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي ،طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ؛
خداوندا از تو ايماني مي خواهم که همراه قلبم باشد .يقيني که بدانم آنچه به من مي رسد ، جز آنچه برايم نوشته اي نيست . مرا به قسمت خودم خشنود گردان تا سريع انجام يافتن آنچه را به تعويق انداخته اي وعقب انداختن آنچه را به پيش انداخته اي ، نخواهم . اي زنده پاينده، به رحمتت پناه مي برم .تمام امور را اصلاح گردان .مرا چشم زدني به حال خودم وا مگذار . درود خدا بر محمد و خاندان او باد . (1)
در بعضي از متون دعايي چنين آورده اند که جهت آرامش قلب اين آيه را دائم بخواند :الا بذكر اللّه تطمئن القلوب .(2)
پي نوشت ها :
1. اصول كافى ، ج 4 ، ص 294 ، ج 10.
2. گنج هاي معنوي ، دعا جهت آرامش قلب.
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۱۹:۳۳ شناسه مطلب: 14106
امام علي عليه السلام: به خوارى تن داده است آن كه پريشانى خويش را براى ديگرى آشكار كند . غرر الحكم و درر الكلم 5414
پرسش 1:
مذهبي شرح علت مجرد بودن دخترهاي امام موسي كاظم (ع) چيست؟
پاسخ:
در مورد علت عدم ازدواج دختران امام کاظم (ع) نظرياتي چند وجود دارد :
1. در تاريخ يعقوبي آمده است كه حضرت موسي بن جعفر(ع) وصيت كرده بود كه دخترانش شوهر نكنند . براي همين هيچ يك از دختران شوهر نكردند ،جز يكي از دخترانش به نام ام سلمه كه در مصر به همسري قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد در آمد . ازدواج بدين جهت بود که قاسم مي خواست با او محرم شود و او را به حج ببرد. (1)
اين نظريه را نمي توان به اين آساني پذيرفت، چون در اصول كافي آمده است كه حضرت امام موسي بن جعفر (ع) توليت ازدواج دخترانش را به پسرش حضرت امام رضا واگذار كرد و فرمود : اگر علي خواست، آنان را شوهر مي دهد . اگر نخواست ،شوهر نمي دهد. جز پسرم علي هيچ كس حق ندارد دخترانم را شوهر بدهد . نه برادران ديگرشان، نه عموهايشان و نه سلطان وقت ،هيچ كدام حق ندارند در امر ازدواج دخترانم دخالت كنند. (2)بر اساس اين روايت، نمي توان گفت كه امام موسي بن جعفر(ع) وصيت به عدم ازدواج كرده، بلكه وصيت كرده كه امر ازدواج دخترانش به امام رضا (ع) مربوط است و ديگران حق دخالت ندارند.
2. از ديدگاه برخي، خفقان شديد هارونالرشيد باعث شد كه دختران امام موسي بن جعفر(ع) نتوانند ازدواج كنند . در عصر هارون خفقان و استبداد و ستم به جايي رسيده بود كه كسي جرأت نداشت به خانه امام موسي بن جعفر رفت و آمد كند . اگر كسي نتواند به خانه امام رفت و آمد داشته باشد، نمي تواند خيال دامادي حضرت را در سر بپروراند. (3)
3. به نظر برخي، علت عدم ازدواج، نبودن همتا و كفو است . اگر همتا مي يافتند، ازدواج مي كردند.
پي نوشت ها:
1- تاريخ يعقوبي، ترجمه محمد ابراهيم آيتي، ج 2، ص 421 .
2- اصول كافي ، ج1 ، ص 316، حديث 15.
3- زندگاني كريمه اهلبيت ، مهدي پور، ص 150.
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۱۹:۳۳ شناسه مطلب: 14105
امام علي عليه السلام: پيش از عمل بينديش تا از لغزشها نجات يابى . غرر الحكم و درر الكلم 5401
پرسش 1:
استفاده از اينترنت در محل کار شرح آيا استفاده از اينترنت در محل کار ، مواقع بيکاري از نظر شرعي اشکال دارد ؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز
استفاده شخصي از امکانات عمومي و اينترنت اداره بستگي به مقررات دولت دارد . اگر مسئول اداره اختيار قانوني داشته باشد که به افراد اداره اجازه استفاده از اينترنت در زمان هاي بيکاري را بدهد و اجازه دهد، اشکال ندارد . اگر استفاده از اينترنت در محل کار هر چند در مواقع بيکاري بر خلاف قانون و مقررات باشد، درحکم غصب است و جايز نيست و استفاده از آن موجب ضمان مي باشد.(1)
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ،نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم .
پي نوشت:
1. رهبري، استفتاءات، سؤال 1966.
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۱۹:۳۳ شناسه مطلب: 14104
امام علي عليه السلام: بسا سخنى كه نعمتى را برُبايد . غرر الحكم و درر الكلم 5282
پرسش 1:
عقد و محرميت موقتي شرح با توجه به زمان کنوني و ممانعت هايي که براي ازدواج وجود دارد، آيا پسر و دختري باکره مي توانند به دليل عدم ارتکاب گناه با توجه به رفت و آمد هاي روزانه با هم و امکان تماس و صحبت بدون روابط ديگر، بدون اجازه پدر صيغه عقد موقت را بخوانند؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
اکثر مراجع مي فرمايند اگر دختر باکره بخواهد ازدواج دائم يا موقت کند ، بايد پدر يا جد پدري او اجازه بدهد . بدون اجازه و عقد شرعي هر نوع لذت جنسي دختر و پسر از همديگر حرام مي باشد و اگر آميزش صورت بگيرد، زنا خواهد بود . بدون صيغه عقد با شرائط آن محرميت حاصل نمي شود . (1)
نوع رابطه ( داشتن رابطه زناشويي يا عدم آن) فرقي در اصل عقد و شرايط آن نمي كند. دو نفر با عقد موقت زن و شوهر محسوب مي شوند ، چه بخواهند روابط ساده داشته باشند ، يا رابطه زناشويي داشته باشند.
پي نوشت:
1. توضيح المسئل مراجع ،مسئله 2376.
لطفا در ارتباط هاي بعدي نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد .
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۱۹:۳۳ شناسه مطلب: 14102
امام علي عليه السلام: سرآمدِ فضيلتها در دست داشتنِ زمام خشم و ميراندن خواهش نفس است . غرر الحكم و درر الكلم 5237
پرسش 1:
سطح و علم علما و دانشمندان در علوم ديني چگونه سنجيده مي شود؟ شرح
پاسخ:
سطحبندي علوم و علما در حوزهها به حسب شرايط زمان متفاوت ميباشد، بدين معنا که در زمانهاي قديم معيار خاصي براي سنجش علوم و علما وجود نداشته است. در آن زمان برخي از کتابها تدريس و علوم ديني آن ها را ميخواندهاند. هر کدام بهتر و بيشتر در عرصه تعليم ظهور و نمود پيدا ميکرد و خود را بهتر نشان ميداد، زودتر و بيشتر معروف و مشهور و جايگاه خاص خود را پيدا مي کرد . البته در ظهور و بروز استعداد ، قابليتها و شيوه تعليم نقش اساسي داشتهاند؛ مثلاً اگر کسي استعداد خوب داشت و نزد اساتيد برجسته درس ميخواند ،زود تر مراحل علمي را طي ميکرد؛ ولي آخرين مرحله اي علمي براي يک طلبه و روحاني ،کسب اجازه اجتهاد از مجتهدين بود،، بدين معنا که يک طلبه بعد از درس خواندن و تدريس به مرحله اي ميرسيد که توان استنباط احکام را از منابع اجتهاد پيدا ميکرد. يکي از مراجع ، به او اجازه اجتهاد ميداد. اين امر جايگاه و مقام علمي شخص را مشخص مي کرد.
اما امروزه در حوزه ها معيارها و شرايط خاصي براي سطحبندي طلاب و علما وجود دارد. بدين معنا که متون درسي حوزه در چند سطح تدوين يافتهاند. هر کدام از طلاب با خواندن متون درسي مشخص يک سطح از حوزه گذرانده ، ميزان و مراحل تحصيل او بستگي به خواندن آن متون دارد، مِثلاً دوره مقدماتي، به دوره اي گفته ميشود که طلاب با ورود به حوزه متون خاصي را ميخوانند. به عبارت ديگر : تحصيل در حوزه ها به سه دوره مقدمات، سطح و خارج تقسيم ميشود:
دوره مقدمات:
سال هاي اوليه طلبگي (اول تا سوم) را سال هاي مقدمات و دروس مربوط به اين دوره را دروس مقدمات مينامند. طلاب در اين سال ها بيشتر به علوم صرف و نحو و معاني و بيان و منطق ميپردازند . از اين طريق براي فهم و فقه و اصول، قرآن و حديث و ورود به مراحل سطح و خارج آماده ميشوند.
دوره سطح:
دوره سطح معمولا به پايههاي چهارم تا دهم گفته ميشود که خود نيز به دو قسمت سطح يک و دو تقسيم ميشود .در اين مرحله طلاب به تفصيل با همه مباحث فقهي و اصولي آشنا شده و يک دوره کامل فقه و نيمه استدلالي را ميگذارنند .کتاب هايي که براي اين مرحله از تحصيل طلاب نوشته شدهاند، حاصل تلاش فقها و متخصصان علوم فقه و اصول است . با الهام از مکتب غني اهل بيت ،مباني استوار و ژرف فقهي، اصولي، کلاس و فلسفي را به يادگار گذاشتهاند.
علوم قرآن، تفسير، و حديث و کلام از جمله مباحث ديگري است که در اين مرحله تدريس ميشوند.
دوره خارج:
اين مرحله معمولا بعد از گذاراندن حداقل ده سال تحصيلي در حوزه است. طلاب در اين مرحله به شکل عميق و گسترده و به صورت کاملا استدلالي مباحث فقه و اصول را مورد بحث قرار داده ،پايههاي علمي خود را جهت نيل به قله رفيع اجتهاد پرورش ميدهند.
تفصيل کتاب ها در سه مرحله تحصيل در حوزه به شرح زير است:
کتاب هاي درسي در علم صرف.
کتاب هاي درسي در علم نحو.
کتاب هاي درسي در علوم بلاغت.
کتاب هاي درسي در علم منطق.
کتاب هاي درسي در علم کلام.
کتاب هاي درسي در علم فلسفه اسلامي.
کتاب هاي درسي در علم عرفان اسلامي.
کتاب هاي درسي در علم هيئت و رياضيات.
کتاب هاي درسي در علم اصول.
کتاب هاي درسي در علم فقه.
کتاب هاي درسي در درس خارج.
به طلاب بعد از طي اين مراحل و دورهها مدرک داده ميشود که از آنها به عنوان سطح 1 (معادل فوق ديپلم) سطح 2، (معادل کار شناسي ) سطح 3 ( معادل کار شناسي ارشد ) سطح 4(معادل دکترا ) ياد ميشود که هر کدام از اين سطوح جايگاه علمي طلاب را مشخص مي کند .
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۱۹:۳۳ شناسه مطلب: 14101
امام علي عليه السلام: سرآغاز نادانى ، دشمنى با مردم است . غرر الحكم و درر الكلم 5247
پرسش 1: مدتي است كه يك چيزي در وجودم به من مي گويد كه گروهي به نام علمداران خراسان و يا علمداران مازندران را تاسيس كنم ! شرح • پاسخ: با سلام و تشکر.. گروهي که قصد تأسيس آن را داريد، چنانچه قصد فعاليت فرهنگي و يا هيئت مذهبي و برگزاري مراسم اعياد و سوگواري ونشر معارف ديني را داريد و با قوانين جمهوري اسلامي نيز مغايرت ندارد، مانعي كه ندارد ،بسيار هم پسنديده است.اما اگر اين دستجات به تقابل با قوانين اسلامي ، يا به گروه بندي و جناح بندي و اختلاف منجر شود، اصلاً شايسته نيست ، حال چه به عنوان و با نيت گروه طرفدار امام زمان باشد و چه گروهي باشد در مقابل قيام حضرت. اما در گروه هايي كه قبل از ظهور مي آيند ، روايات متعدد و مختلفي نقل شده است كه قضاوت در مورد آنها كار آساني نيست. يكي از قيام هاي قبل از ظهور ، قيام سيد خراساني است. سيد خراساني که در بعضي از روايات و تعابير از ايشان به نام "سيد حسني" نام برده شده است، يکي از افراد و اصحاب خاص حضرت مي باشد و ميان اصحاب شايد برترين ايشان باشد. قيام زمينه ساز ظهور از خراسان توسط ايشان فرماندهي مي شود . پرچمدار حضرت جناب شعيب بن صالح تميمي و گنج هاي طالقان که 24 يا 12 نفر از اصحاب خاص امام هستند ،وي را در اين حرکت همراهي مي کنند. او قيام خراسانيان را در کوفه به امام وا مي نهد و دست ادب بوسه مي زند. از جمله نشانه هايي که از سيد خراساني (صاحب قيام پرچم هاي سياه) نام برده شده است، موارد زير مي باشد: امام صادق عليه السلام خبر از قيام جوانمردي دلاور از دودمان امام حسن مجتبي عليه السلام مي دهد و مي گويد: ... سپس قيام مي کند ، آن جوانمرد نوراني که از حوالي ديلم است و ... (1) جابر از امام باقر (ع) نقل مي کند: جواني از بني هاشم از خراسان با پرچم هاي سياه قيام مي کند(2) امام صادق (ع) مي فرمايد: سيد حسني ،آن جوانمرد خوب روي نيکو منظر که از طرف ديلم فرياد برآورد و قيام کند... صورت او همچون دايره ماه است ... (3) اميرالمؤمنين (ع)مي فرمايد: ... مردي از خاندان پيغمبر است و بوي او مانند مشکي معطر که بويش در فضا پراکنده شود و به مغرب مي رسد ... (4) در برخي روايات امده که وي از ديلم ( منطقه گيلان ) مي باشد. اين عنوان يکي از عناوين مبهم در مورد علائم ظهور است . تطبيق آن بر مصداق خاص امروزي مشکل است. در بعضي روايات خراساني به عنوان ساقط كننده حكومت بنيعباس مطرح شده(5) كه در اين صورت بر قيام هاي اين دوران تطبيق نميشود. پي نوشت ها: 1-الزام الناصب، ج2، ص265 ؛ بحارالانوار، ج53، ص15 2-الملاحم و الفتن ،ص52 ،باب97 3-انوارالنعمانية، ج2، ص87 4-بحار، ج52، ص272 5.همان، ص 234.
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۱۹:۳۳ شناسه مطلب: 14100
امام علي عليه السلام: خداوند ، رحمت كند مردى را كه حقّى را زنده كند و باطلى را بميرانَد و ستم را برچيند و عدل را به پا دارد ! غرر الحكم و درر الكلم 5217
پرسش 1: سيرت الرسول ابن هشام فارسي جلد دوم صفحه 830، سيرت ابن هشام انگليسي صفحه 515، "کنان بن الربيع که شوهر صفيه بود، اسير کردند و اورا پيش پيغمبر عليه السلام آوردند و گنج هاي قوم بني النضير بدست وي بود که ايشان به وديعت پيش وي نهاده بودند، و سيد، عليه السلام، از وي مي پرسيد تا نشان آن گنج ها بدهد و بگويد که کجا مدفونست، و وي انکار مي نمود و هرچند که سيد، عليه السلام، با وي ميگفت، او پاسخ ميداد: من خبر از آن ندارم، و هرچند که سيد، عليه السلام، با وي ميگفت تا اقرار کند و نشان بدهد، البته اقرار نميکرد، پس يکي هم از يهود خيبر پيش سيد عليه اسلام، آمد و خبر آن گنج ها از وي بپرسيد، وي گفت: من نمي دانم، ليکن کنانه بن الربيع هروقتي يا هر روزي مي ديدم که برفتي و گرد آن خرابه بر آمدي و چيزي از آن جايگاه طلب کردي، اکنون گمان چنان مي برم که گنج ها هم آنجا مدفون است. پس سيد عليه السلام ديگر بار کنانه بن الربيع پيش خود فراخواند و اورا گفت: اگر نشانه اين گنج ها که تو انکار مي کني پيش تو بيابم، ترا بکشم؟ گفت: بلي. بعد از آن سيد، عليه السلام، بفرمود تا آن خرابه که يهودي نشان داده بود بکندند و بجستند و گنج پاسخ: پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز @@ آنچه در متن سوال از سيره ابن هشام نقل شده ، نادرست است . اضافاتي در متن آمده كه در سيره ابن هشام نيست. ما هم متن اصلي كتاب و هم متن سيرت رسول الله (كه متن سوال را از آن كتاب ، اما به نام ابن هشام آورده ايد ) از رفيع الدين اسحاق بن محمد همداني ديديم. هيچ كدام از متن ها به اين صورت نيست. نه در متن اصلي و نه در نوشته فارسي اين بخش « زبير آتشي با چخماغ روشن کرد و پولادي را داغ کرد و روي سينه اش گذاشت، تا اينکه تقريباً مرد»نيامده است . متأسفانه همانند بسياري از تحريفات و دروغ هايي است كه اسلام ستيزان براي پيشبرد اهداف خود به آن دست مي زنند. چيزي جز آبروي خود بردن و زحمت ما داشتن نيست. آنچه در کتابهاي معتبر آمده و با روش و سيره پيامبر(ص) سازگاري دارد، اين است که کنانه بن ربيع، ناجوانمردانه، يکي از افسران مسلمان به نام «محمود بن مَسلَمه» را با افکندن سنگ بزرگي غافلگيرانه به شهادت رساند . در جنگ خيبر، بعد از احضار کنانه از وي، راجع به محل اختفاي صندوق جواهرات، بازجويي به عمل آمد که حاضر به اعتراف نشد، به دستور پيامبر(ص) کنانه را به «محمد بن مسلمه» برادر «محمود بن مسلمه» تحويل دادند، و «محمد بن مسلمه» او را به عنوان قصاص، به قتل رساند.(1) هم چنين کاملابن اثير ، که از کتابهاي معتبر تاريخي است در باره کنانه، اشارهاي به جريان اختفاي صندوق جواهرات و بازجويي از کنانه ندارد. ذکر کرده پيامبر او را به «محمد بن مسلمه» برادر «محمود بن مسلمه» سپرد.«محمد بن مسلمه» او را به عنوان قصاص برادرش، کشت (2) بنابر اين مطلبي که ذکر کرده ايد ، نه با سنت و سيره پيامبر همسويي دارد و نه در كتاب هاي تاريخي ( طبق نقل سوال) آمده است . مخالفان اسلام به خصوص يهود تلاش مي کردند که مطالب خلافي را به پيامبر (ص) نسبت بدهند تا چهره اسلام را بر آيندگان مشتبه و غير اخلاقي نشان دهند. پينوشتها: 1. السيره النبويه، ابن هشام، ج 3، ص 366؛ ترجمه سيره ابن اسحاق، ج 2، ص 831؛ فروغ ابديت، ص 260. 2. کامل ابن اثير، ج 2، ص 221.
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۱۹:۳۳ شناسه مطلب: 14099
امام علي عليه السلام: خداوند ، رحمت كند مردى را كه قدر خويش را بشناسد و از حدّ خود درنگذرد ! غرر الحكم و درر الكلم 5204
پرسش 1:
سلام، من دانشجو هستم و در هر هفته مجبورم يک تا دو بار به شهر ديگري بروم که مسافت آن از محل سکونتم 120 کيلومتر است. شرح آيا در محل تحصيل درآن يکي دو روز نماز من شکسته است ؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز
بستگي دارد مقلد چه کسي باشي ،چون مسئله اختلافي است. مثلا به نظر امام خميني و آيت الله خامنه اي و آيت الله مکارم و آيت الله وحيد خراساني نمازت در بين راه و محل تحصيل شکسته است . به نظر آيت الله شبيري زنجاني وآيت الله بهجت و آيت الله فاضل و آيت الله نوري همداني و آيت الله تبريزي وآيت الله صانعي و آيت الله صافي و آيت الله اراکي نمازت تمام است.(1)
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ،نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم .
پينوشت:
1. توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 686، مسئله 1312 و 1313.
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۱۹:۱۱ شناسه مطلب: 14096
امام علي عليه السلام: صبر دو گونه است : صبر بر آنچه ناخوشايندش مى دانى و صبر بر آنچه دوستش دارى . غرر الحكم و درر الكلم 1892
پرسش 1:
آيا در يک مسئله مي شود از مرجع ديگري تقليد کرد؟ شرح
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز
اگر در مسئله اي که مي خواهيد عدول کنيد، هنوز به فتواي آيت الله مکارم عمل نکرده باشيد ، در صورتي که مرجع دوم مساوي با مرجع تقليد شما باشد ، اشکال ندارد, چون تقليد به نظر آيت الله مکارم با عمل محقق مي شود, اما در مسائلي که به فتواي آيت الله مکارم عمل کرده باشيد, بنابراحتياط نمي توانيد به مرجع ديگر عدول کنيد ، مگر آن که مرجع دوم اعلم از آيت الله مکارم باشد.(1)
پي نوشت:
1. سؤال تلفني از دفتر آيت الله مکارم شيرازي(7840001) و توضيح المسائل , مسئله 16 و 19.





