عقل و ایمان

ایمان گرایی در مسیحیت
ایمان‌گرایی، اولویت دادن ایمان بر عقل در معرفت دینی است که در سنت مسیحی رایج و در اسلام مردود است.

پرسش:

ایمان‌گرایی چیست و چرا در مسیحیت رواج یافته است، اما مسلمانان آن را نمی‌پذیرند؟

پاسخ:

مسئله نسبت میان ایمان و عقل از بنیادی‌ترین مسائل در فلسفه دین و الهیات به شمار می‌آید و همواره در سنت‌های دینی مختلف به اَشکال گوناگون صورت‌بندی شده است. برخی سنت‌ها بر تقدم عقل در شکل‌گیری ایمان تأکید کرده‌اند و برخی دیگر، ایمان را نقطه آغاز هرگونه فهم دینی دانسته‌اند. یکی از مهم‌ترین رویکردها در این زمینه، «ایمان‌گرایی» است که به‌ویژه در الهیات مسیحی نقش پررنگی یافته و در اَشکال مختلفی از نفی نقش عقل تا تقدم ایمان بر فهم عقلانی بروز کرده است. در مقابل، در سنت اسلامی، به‌ویژه در کلام شیعی، عقل جایگاهی محوری در معرفت دینی دارد و ایمان بدون نوعی داوری عقلانی معتبر تلقی نمی‌شود. ازاین‌رو بررسی مفهوم ایمان‌گرایی، ریشه‌های آن در مسیحیت و نقد آن از منظر اسلام، می‌تواند تفاوت دو الگوی معرفت دینی را به‌روشنی نشان دهد.

 

نکته اول: ایمان‌گرایی در الهیات مسیحی

ایمان‌گرایی (Fideism) رویکردی در فلسفه دین و الهیات است که بر اساس آن، ایمان دینی نقش بنیادی‌تری نسبت به عقل در معرفت دینی دارد. مطابق این دیدگاه، دست‌یابی به حقایق دینی یا اساساً مستقل از عقل است یا دست‌کم بدون نوعی ایمان اولیه ممکن نیست. ایمان‌گرایی در سنت مسیحی به اَشکال و درجات مختلفی ظهور یافته است.

یکی از گونه‌های ایمان‌گرایی در الهیات مسیحی، دیدگاهی است که معتقد است گزاره‌های دینی موضوع ارزیابی و داوری عقلانی نیستند و پذیرش آن‌ها مبتنی بر اعتماد ایمانی است، نه استدلال فلسفی. برای مثال، وقتی گفته می‌شود «ما به وجود خدا و محبت او نسبت به انسان ایمان داریم،» مقصود این است که این باورها صرفاً بر پایه ایمان پذیرفته ‌شده‌اند و نه بر اساس برهان عقلی و حتی تلاش برای اثبات یا رد آن‌ها از طریق عقل، می‌تواند به‌عنوان امری مخلّ ایمان تلقی شود. (1) در این رویکرد، ایمان نوعی التزام وجودی و شخصی است که ارزیابی‌های عقلانی نقشی اساسی در شکل‌گیری یا استمرار آن ندارند. (2)

این نوع ایمان‌گرایی را می‌توان در آثار برخی متفکران اولیه مسیحی مانند ترتولیان مشاهده کرد؛ جایی که او در عبارتی مشهور می‌گوید: «آتن را با اورشلیم چه‌کار؟!»؛ یعنی عقل فلسفی یونانی چه نسبتی با ایمان مسیحی دارد؟ (3) در این قرائت، میان ایمان و عقل نوعی تنش یا حتی تقابل برقرار می‌شود.

گونه دیگری از ایمان‌گرایی در الهیات مسیحی که معتدل‌تر و فلسفی‌تر است، به آگوستین و پیروان او نسبت داده می‌شود. آگوستین برخلاف ایمان‌گرایان افراطی، منکر نقش عقل در دین نبود و برای آموزه‌های مسیحی استدلال‌های عقلی ارائه می‌کرد؛ اما درعین‌حال معتقد بود که عقل بدون نوعی ایمان اولیه قادر به فهم معانی عمیق دین نیست. شعار مشهور او «ایمان بیاور تا بفهمی» ناظر به همین نکته است که فهم دینی در چارچوب یک افق ایمانی شکل می‌گیرد. (4)

از نگاه آگوستین، ایمان و عقل در رابطه‌ای دیالکتیکی قرار دارند: انسان با ایمان آغاز می‌کند، سپس می‌کوشد با تفکر عقلانی ایمان خود را عمیق‌تر و معقول‌تر سازد. بااین‌حال، در موارد تعارض میان عقل فلسفی و تعالیم کتاب مقدس، او نهایتاً ایمان را مرجع نهایی می‌دانست. (5)

به‌طورکلی می‌توان گفت که رواج ایمان‌گرایی در مسیحیت تا حد زیادی با ساختار الهیات مسیحی و برخی آموزه‌های بنیادین آن، مانند تثلیث، تجسد و فدیه، مرتبط است؛ آموزه‌هایی که از منظر بسیاری از متکلمان مسیحی، فراتر از توان اثبات یا درک کامل عقل انسانی‌اند و تنها در افق ایمان قابل‌پذیرش تلقی می‌شوند. (6)

 

نکته دوم: نقد ایمان‌گرایی و تفاوت رویکرد اسلام

در سنت اسلامی، به‌ویژه در کلام شیعی، رابطه ایمان و عقل به‌گونه‌ای دیگر صورت‌بندی شده است. در اسلام، عقل نه در تقابل با ایمان، بلکه به‌عنوان یکی از منابع معتبر معرفت دینی در کنار قرآن و سنت شناخته می‌شود. آیات فراوانی در قرآن بر تعقل، تفکر و تدبر تأکید دارند (7) و در روایات نیز عقل به‌عنوان «حجت درونی» انسان معرفی شده است. (8)

از منظر اسلام، ایمان امری اختیاری و آگاهانه است (9) و انسان موظف است با تفکر و شناخت، دین خود را برگزیند. به همین دلیل، در اصول دین تقلید پذیرفته نیست و هر فرد باید به‌صورت اجمالی و عقلانی به حقانیت توحید، نبوت و معاد برسد؛ (10) بنابراین، اصل ایمان در اسلام مبتنی بر نوعی داوری عقلانی است، نه صرف اعتماد یا التزام بی‌دلیل.

البته در اسلام نیز آموزه‌هایی وجود دارد که عقل به‌تنهایی قادر به درک جزئیات آن‌ها نیست؛ مانند بسیاری از اوصاف عالم آخرت یا کیفیت دقیق صفات الهی. در این موارد، انسان به دلیل اعتمادی که پیش‌تر به‌صورت عقلانی به پیامبر و منابع وحی پیدا کرده است، این آموزه‌ها را می‌پذیرد؛ اما این پذیرش، برخلاف ایمان‌گرایی مسیحی، بر پایه یک ایمان پیشینِ عقلانی استوار است، نه در تعارض با عقل.

به تعبیر دیگر، در اسلام نوعی سلسله‌مراتب معرفتی وجود دارد: ابتدا عقل، اصل دین و منبع وحی را معتبر می‌سازد؛ سپس ایمان به وحی، زمینه پذیرش آموزه‌های فراعقلی را فراهم می‌کند. این وضعیت شبیه اعتماد به پزشک است: انسان ابتدا با معیارهای عقلانی صلاحیت پزشک را احراز می‌کند، سپس در جزئیات درمان به تشخیص او اعتماد می‌نماید.

ازاین‌رو، تفاوت اساسی اسلام با ایمان‌گرایی مسیحی در این است که در اسلام، ایمان از عقل گسسته نیست و حتی در سطح بنیادین، بدون داوری عقلانی معتبر شمرده نمی‌شود؛ درحالی‌که در بسیاری از قرائت‌های مسیحی، ایمان به‌عنوان نقطه آغاز معرفت دینی و گاه مقابلِ عقل تلقی می‌شود.

نتیجه:

بررسی ایمان‌گرایی نشان می‌دهد که اختلاف میان مسیحیت و اسلام در این زمینه، صرفاً اختلافی لفظی یا جزئی نیست، بلکه ریشه در دو الگوی متفاوت از معرفت دینی دارد. در بسیاری از قرائت‌های مسیحی، ایمان به‌عنوان نقطه آغاز معرفت دینی و شرط فهم حقیقت تلقی می‌شود و عقل نقشی ثانوی یا تقویتی می‌یابد؛ اما در سنت اسلامی، ایمان از ابتدا باید بر نوعی تشخیص عقلانی استوار باشد و بدون آن، معتبر شمرده نمی‌شود. هرچند در هر دو سنت، آموزه‌هایی وجود دارند که فراتر از دسترس عقل‌اند، اما تفاوت اساسی در این است که در اسلام، پذیرش این آموزه‌ها مبتنی بر ایمانی است که خود از عقل تغذیه کرده است. ازاین‌رو می‌توان گفت که اسلام نه ایمان‌ستیز است و نه عقل‌ستیز، بلکه الگویی از «ایمان عقلانی» ارائه می‌دهد که در آن، عقل و ایمان در رابطه‌ای مکمل قرار دارند.

پی‌نوشت‌ها:

1. پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، تهران، طرح نو، چ 6، 1388 ش، ص 78.

2. کاپلستون، فردریک، تاریخ فلسفه، ترجمه داریوش آشوری، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1367 ش، ج 7 ص 85.

3. پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، تهران، طرح نو، چ 6، 1388 ش، ص 70.

4. گاتلیب، آنتونی، رویای خرد: تاریخ فلسفه غرب از یونان تا رنسانس، ترجمه لیلا سازگار، تهران، ققنوس، چ 1، 1384 ش، ص 506 و ص 510.

5. راسل، برتراند، تاریخ فلسفه، ترجمه نجف دریابندری، تهران، شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، چ 4، 1353 ش، ج 2، ص 93 و 94.

باسلام کمکم کنید،

1- مبتلابه انحراف جنسی شده ام. حکمش اعدام است. توبه زیاد کرده ام روزه زیاد در حد بیمار شدن-مراعات امور مختلف و...ولی مبگن با آمدن شهوت کاری از دست عقل وایمان برنمیاد..دنبال ازدواج هم هستم بدترین قسمت اینکه بعد از 3روز اعتکاف بعد برگشت دوباره انجام دادم وهمین مرا شوکه کرده مشورت از این سایت ها زیاد گرفته ام ولی این آخری شوکه ام کرد و دیگه راهی به نظرم نمیرسه-چه کنم؟

2- در ضمن میگن انحرافات بعد از ازدواج باقی می مونه، برای اون چه کنم؟ در ضمن پسر مجرد دانشجو26 ساله هستم.

3- اتفاقی متوجه شدم هم اتاقیم در حال گناهه -استمنا- اومتوجه من نشد. پسر خوبی است. نمی دانم خدای ستار العیوب چرا منو متوجه کرد؟ من چه کاری از دستم بر میاد؟ ترغیب به ازدواجش کرده ام بسیار ممنون.

پرسش 1- مبتلابه انحراف جنسي شده ام. حکمش اعدام است.
توبه زياد کرده ام. روزه زياد در حد بيمار شدن-مراعات امور مختلف و...

پاسخ: پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
انحرافات جنسي از گناهان بوده و موجب تباهي انسان و باعث فنا و هلاكت او است. امام باقر(ع) فرمود: "ما من نكبه تصيب العبد الا بذنب؛ هيچ نكبتي دامنگير شخص نمي شود مگر به واسطه گناهي كه مرتكب شده است". (1)
اما در عين حال بايد به پيام آرام بخش وزندگي ساز خداوند جان دل سپرد و دانست: هيچ گناهي غير قابل بخشش نيست: «ان اللّه‏ يغفر الذنوب جميعاً ؛ خداوند همه گناهان را مي‏ بخشد» (2)
اگر كسي مرتكب گناه يا گناهاني شود، کبيره باشد يا صغيره، کم باشد يا زياد، ولي پشيمان شده باشد و توبه حقيقي نمايد و به درگاه خداوند استغفارکند، خداوند توبه او را مي پذيرد و گناهان او را مي بخشد.
درآيه 53 سوره زمر مي‏ فرمايد: «به آن بندگانم كه با گناه‏ كردن بر نفس خويش ظلم و ستم روا داشته اند، بگو هرگز از رحمت بي‏ منت هاي خدا نا اميد مباشيد. البته خداوند همه گناهان شما را خواهد بخشيد كه او خدايي بسيار آمرزنده و مهربان است»
بر اين اساس در پاسخ به آن بخش از نامه كه نوشته ايد : " مبتلابه انحراف جنسي شده ام.حکمش اعدام است " مي گوييم:
هرکسي ممکن است در زندگي خود دچار اشتباه و خطا گردد، نبايد نا اميد باشد. خطا و اشتباه را به عنوان يک تجربه و عبرت براي آينده قرار دهد، نه اينکه اصل زندگي خود را به هم بزند.
كسي كه مرتكب گناه شده، لازم نيست نزد حاكم شرع برود و اعتراف كند. از اين موضوع با هيچ کس ديگري نبايد صحبت كند حتي اگر مجازات آن در آيين اسلام، اعدام باشد. بلكه بايد بين خود و خدا از آنچه در گذشته مرتکب شده است، توبه کند و از خدا بخواهد تا از گناه وى درگذرد،
رسول اكرم(ص) فرمود: "هر مرضي دارويي دارد و داروي گناهان استغفار و طلب عفو از پيشگاه ذات پاك الهي است".(3)
گفته ايد: " توبه زياد کرده ام. روزه زياد و...ولي با آمدن شهوت کاري از دست عقل وايمان برنمياد "
اين سخن صحيح نيست. بر اساس تحقيقات به عمل آمده، بيش تر افراد مبتلا به انحرافات جنسي اظهار كرده اند آن قدر اراده ندارند تا بتوانند دست از اين كار بردارند. اينان خود را غريقي مي بينند كه ميان امواج خروشان دريا گرفتار شده اند، در حالي كه حقيقيت اين نيست. در طول زندگي به موازات رشد بدني، اراده نيز گسترش مي يابد. انسان در هر شرايطي قادر به تسلط بيش تر بر خواسته هاي خود مي باشد.
عواملي در تقويت اراده مؤثر است مانند:
1ـ تمركز بخشيدن به فعاليت هاي گوناگون.
2ـ توجه به عبادات به ويژه نماز كه تمرين تمركز فكر است.
3ـ پايان رسانيدن كارهاي نيمه تمام.
4ـ تلقين مثبت: همواره به خود اين گونه تلقين كنيد كه اراده انجام اين كار را داريد و شكست مفهومي ندارد. تلقين در ترك عادات نامطلوب و غلبه بر خودارضايي مؤثر است.
پل ژاگو مي گويد: "وقتي بخواهيم با عادت زشتي ستيزه كنيم، ابتدا بايد نتايج نامطلوب آن را در نظر مجسّم سازيم، بعد منافعي را كه در نتيجه ترك آن عايد مي شود، در روح خود تصور كنيم، در نتيجه اين عمل، هر بار كه چنين نمايشي در روح خود مي دهيم، بر آن تحريك يا وسوسه چيرگي يافته و لذت ترك آن را در خود احساس مي كنيم. اگر تلقين به نفس را بلافاصه پيش از خواب اجرا كنيم، مؤثرتر از مواقع ديگر خواهد بود.
متمركز ساختن فكر در كاري كه مي خواهيم براي اجراي آن فردا صبح در فلان ساعت بيدار شويم كافي است". ( 4)
بنابراين بايد خود را باور كنيد. ترس و شكست را به خود راه ندهيد. بدانيد كه اگر بخواهيد مي توانيد. اين جمله شعار نيست، بلكه در عمل نيز افراد زيادي توانسته اند بر عادات ناپسند غلبه كنند و به حال طبيعي برگردند.
در بخشي ديگر از نامه خود نوشته ايد :" بعد از 3روز اعتکاف بعد برگشت دوباره انجام دادم وهمين مرا شوکه کرده"
احساس خجلت و شرمندگي در برابر خداوند نسبت به پيشينه‏ هاي سوء خود از بهترين حالات روحي و معنوي و زمينه ساز توبه و جلب رحمت و عنايت پروردگار است. البته ضمن آن كه انسان همواره بايد از آينده خود نيز بيمناك باشد، زيرا شيطان همواره در كمين است. در عين حال خوف و اندوه هرگز نبايد به گونه‏ اي باشد كه انسان را مأيوس و نااميد از رحمت گسترده خداوند سازد. چه اين خود گناهي كبيره و دامي ابليسي است. هميشه به ياد داشته باشيد كه گناه تان هر چه بزرگ باشد، اما به بزرگي رحمت و عظمت الهي نمي رسد، پس جايي براي يأس و نا اميدي نيست.
امام باقر(ع) فرمود: «محبوب ترين افراد پيش خدا گناهكاراني هستند كه بيش تر در معرض گناه بوده و توبه كرده اند».
توبه از هر گناهي و از جمله انحرافات جنسي دو رکن اساسي دارد:
1- پشيماني بر گناه؛
2- عزم بر ترک آن.
امام علي(ع) مي‌فرمايد: «توبه به دل پشيمان شدن و به زبان آمرزش خواستن و به اندام ترک نمودن است».( 5)
اولين گام در ترک انحرافات جنسي اميد به نجات از دام اين بيماري است. به گواهي پزشکان و بسياري از افرادي که آلوده بوده‌اند، ‌اگر از طريق صحيحي وارد شويد، نجات از آن مانند ديگر اعتياد‌ها مسلّم و حتمي است. البته اين عادت که سال‌ها به صورت طبيعت ثانوي در آمده، يک شبه از سر به در نمي‌رود، ولي به تدريج ترک خواهد شد. در مدت نسبتاً کوتاهي آثار شوم آن زائل خواهد گشت.
گام دوم: تصميم، اراده و صبر در برابر خواسته‌هاي نفساني است. اگر قبلاً تصميم گرفته‌ايد ،ولي باز آن را شکسته‌ايد، مأيوس نشويد. بياييد از نو تصميم بگيريد. با در نظر گرفتن سرانجام اين گناه و بررسي تمام جوانب مسئله و بسيج کردن تمام نيروهاي معنوي خود، به خصوص ايمان به خدا عزم خود را در ترک آن راسخ کنيد . با جديت وارد عمل شويد. با زبان جاري کردن استغفار و طلب مغفرت و عزم بر ترک گناه مطمئن باشيد گناه سابق شما بخشيده شده است. با ترک اين عادت ناپسند مشکلات رفتاري شما نيز برطرف خواهد شد.
به نظر مي رسد اين جمله شما « بعد از 3روز اعتکاف بعد برگشت دوباره انجام دادم » حاكي از وجود دو ضعف در شما باشد:
1- تصميم جدي و قاطع بر گناه نكردن؛
تا انسان عزم راسخ بر ترك گناه نداشته باشد، چندان توفيقي در عدم ارتكاب گناه به دست نمي آورد.
2-عدم توجه كامل به اين كه خداوند در همه حالات آگاه و ناظر بر اعمال ما است.
خداوند بر خطورات قلبي ما ( که در دل مي گذرد) احاطه دارد و از آن ها هم با خبر است. اگر انسان چنين يقيني داشته باشد، خجالت مي كشد گناه كند و از دستورهاي خالقش سرپيچي نمايد. براي اين كه انسان به چنين توجهي موفق شود، بايد هميشه به ياد خدا باشد. علي(ع) فرمود: «خدا را در همه جا ياد كنيد، زيرا در همه جا با شما است». (6)
بهترين راه براي فرار از انحرافات جنسي از دواج است.
جهت آگاهي بيش تر و ترغيب براي عملياتي کردن توصيه ها کتاب هاي زير را مطالعه کنيد:
1- کيفر گناه و آثار و عواقب خطرناک آن، از سيد هاشم رسولي محلاتي
2- گناه شناسي، از آقاي محسن قرائتي
3- گناهان کبيره، از آيت الله شهيد دستغيب
4- پيام قرآن ،ج 6 از آيت الله مکارم شيرازي

پي نوشت ها:
1. محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، ج 2، ص 269، حديث 4.
2. زمر (39)آيه 53
3. محمد ري شهري، ميزان الحكمه، ماده ذنب، شماره 6655، ج 2، ص 997.
4. پل ژاگو، قدرت اراده، ترجمه كاظم عمادي، ص 81 ـ 80.
5. غررالحکم، ج 1، ص 93.
6، صادق احسان بخش، آثار الصادقين، ج 6 ص 295، شماره 8567.

********************************************

پرسش 2- در ضمن مي گن انحرافات بعد ازازدواج باقي مي مونه، براي اون چه کنم؟

انحرافات جنسي داراي عوارض روحي و جسمي فراواني مي باشد، از جمله؛ افسردگي و بي حالي و ضعف بينايي، ضعف قواي جسماني، آسيب دستگاه تناسلى و ناتوانى‏ هاى جنسى و توليد مثل، بيماري هاى مقاربتى‏، عقيم شدن‏، كم خونى، كم اشتهايى و مشكلات گوارشى؛ كم خوابى و اختلال در خواب؛ تنگى نفس؛ سر درد و سرگيجه؛ پيدايش تغييرات در نخاع و ستون فقرات، ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمركز فكرى‏، اضطراب، افسردگى‏، پرخاشگرى و بداخلاقى‏، يأس از زندگى‏، از بين رفتن خلاقيت‏ ها، توانايى‏ ها و سركوب شدن استعدادها، عدم ميل به تحصيل، مطالعه، تحقيقات علمى و فعاليت‏ هاى فكرى، هوس باز و بى‏بند و بار شدن ،افت تحصيلى‏، بزهكارى و ...
عواملي مانند تحوّلات بلوغ، عوامل تحريك زا از قبيل (دست ورزي با آلت تناسلي، پوشيدن لباس هاي تنگ، نگاه كردن به مناظر شهوت آلود مانند نگاه كردن به فيلم هاي مبتذل، نگاه به نامحرم، قرار گرفتن در تنهايي، وارونه خوابيدن، گوش دادن به موسيقي هاي شهوت برانگيز، خوردن بعضي از غذاهاي شهوت زا و... ) ، عقده حقارت، مساعد نبودن محيط خانواده، معاشرت با منحرفان، ضعف ايمان و ناآگاهى از پيامدهاى انحرافات جنسي مي تواند باعث بروز اين بيماري خانمانسوز شود.

آثار انحرافات جنسي در بدن با توجه به ويژگي جسمي و رواني فرد، مدت زمان انجام اين عمل، تعداد دفعات و برخي از موارد ديگر در نوسان خواهد بود. بر همين اساس، رفع اين عوارض و مدت زمان آن نيز در نوسان خواهد بود. در عين حال بعد از ترك، همه يا غالب آن آثار پس از مدت كم يا طولاني و به تدريج بر طرف خواهد شد.
دوست عزيز، ازدواج مهم‌ترين و کارآمدترين راهکار رهايي از انحرافات جنسي است، پس شک نکنيد که هر اقدام سريع نسبت به ازدواج براي شما بسيار مفيد است، ولي در انتخاب همسر بايد به نكاتي از قبيل همتايي شخصيتي، اجتماعي، تحصيلي، خانوادگي و فرهنگي، توجه ويژه شود.
اما تا قبل از فراهم شدن موقعيت ازدواج به راهكار هاي زير توجه نماييد و آن را به كار ببنديد، قطعاً اثر آن را خواهيد يافت:
1- سعي كنيد هميشه پيش از خواب مثانه خود را تخليه كنيد. شب‏ ها به خصوص غذايي سبك ميل كنيد.
2- هرگز شكم خود را بيش از حد معمول پر نكنيد، بلكه اگر تا چند لقمه ديگر جاي داريد، از غذا دست بكشيد.
3- از پوشيدن لباس‏ هاي تنگ و چسبان (به خصوص لباس زير) اجتناب ورزيد.
4-هرگز در حمام به طور کامل لخت نشويد. مثلا در حالي که هنوز زير شلوار به پا داريد، قسمت فوقاني بدن خود را بشوييد. از ليف و صابون زدن به اندام جنسي خود که باعث تحريک آن مي شود بپرهيزيد. مطمئن باشيد صرف تماس آب وصابون با اندام جنسي بدون دست ورزي براي بهداشت آن کفايت مي کند.
5- هرگز فكر گناه را به ذهن خود راه ندهيد. از تصور و تخيل امور جنسي و شهواني سخت پرهيز كنيد.
6- از خواندن، شنيدن، نگاه كردن به امور و تصاوير شهوت زا دوري كنيد.
7- از خوردن مواد غذايي محرك مانند: خرما، پياز، فلفل، تخم‏ مرغ و غذاهاي چرب اجتناب و يا به حداقل اكتفا نماييد.
8- از نگاه كردن و دست‏ورزي به اندام جنسي خود پرهيز كنيد.
9- هرگز به رو نخوابيد.
10- هيچ‏گاه تنها در يك مكان نباشيد تا فرصت و زمينه گناه از بين برود.
11- براي تخليه انرژي زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
12- هيچ‏گاه بيكار نباشيد . هميشه براي مشغول ساختن خود به فعاليتي مطلوب و مثبت برنامه داشته باشيد.
13- روزه بگيريد. حتي اگر روزه واجب به عهده نداريد، روزه مستحبي بگيريد. اگر قادر نيستيد، روزه تربيتي بگيريد، يعني به كم ترين مقدار غذا و كم‏ حجم‏ ترين نوع غذاها اكتفا كنيد. وعده غذايي خود را كم كنيد.
14- هرگز به نامحرم نگاه نكنيد، حتي اگر به ارتباط كلامي با آن ها مجبور باشيد.
15- با جنس مخالف رفتار متكبرانه داشته باشيد، هرگز با روي باز و نرمي با آن ها برخورد نكنيد.
16- هرگاه افكار جنسي به ذهن شما حمله ور شد، ذهن خود را مثلاً با بستن يك كش به مچ دست خود و كشيدن و رها كردن آن از آن افکار منصرف کنيد. به خود هشدار دهيد.
17- به بدي اين گناه و عواقب آن بيانديشيد، ولي احساس گناه شما از اين کار نبايد به حدّي باشد که در شما ايجاد اضطراب مخل به سلامت روان کند.
18- به محض لغزش فوراً توبه كنيد. هرگز از رحمت خدا مأيوس نباشيد و بدانيد رحمت خدا از گناه شما بزرگ تر است.
19- قرآن زياد بخوانيد و در معاني آيات آن تفكر كنيد.
20- در مجالس مذهبي، دعا و توسل و موعظه زياد شركت كنيد.
21- از كتبي كه جنبه موعظه و بيدارگري قلبي دارد بهره بگيريد. مقيّد باشيد در روز چند ساعت به مطالعه اين‏گونه كتب بپردازيد. براي مثال مجموعه كتاب‏ هاي شهيد دستغيب توصيه مي‏ شود به خصوص كتاب گناهان كبيره، قلب قرآن، ايمان، قلب سليم و معاد و….
22- اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و عيادت از نزديكان و... پر كنيد.
23- به معاد و قيامت فكر كنيد.
24- ذكر لاحول ولا قوة الا باللَّه را زياد بر زبان جاري سازيد.
25- اگر دوباره وسوسه شديد، با غسل و تيمم حتما سعي کنيد عبادت‏هاي خود مانند نماز و روزه و... انجام دهيد . اين کار به نوبه خود تاثير به سزايي در ترک اين عمل دارد.
26- از محيط هاي آلوده، سخت دوري كنيد .بيش تر وقت خود را در كتابخانه بگذرانيد . بي‏علت در خيابان‏هاي آلوده پرسه نزنيد.
27- بعد از موفقيت در ترک، حتي به طور موقت، خود را تشويق نماييد. مثلا اگر يک روز توانستيد استمنا نکنيد، جايزه اي به خود بدهيد ( مثلا يک بستني يا هر چه که دوست داريد ). اگر اين مدت بيش تر شد، اين روند را ادامه دهيد.
اين راهکارها وقتي نتيجه مي‏بخشد كه هر چه دقيق‏تر به آن عمل شود .زمان نتيجه آن بستگي به شرايط و خصوصيات افراد دارد، ازاين ‏رو فقط انرژي شما صرف عمل به دستورات شود.
موفق و مؤيد باشيد.

***************************************************
پرسش 3- دوستتان را از عواقب اين کار آگاه سازيد و او را نسبت به ازدواج تشويق نماييد.