پرسش وپاسخ

به نام خدا با سلام و خسته نباشيد به شما بنده يك سوال داشتم كه اگر پاسخ داده شود بسيار ممنون مي شوم ما بايد چكاري انجام دهيم كه گناه دور و ور ما نيايد و چگونه بايد نفس اماره بد را تحت كنترل خود در آورد لطفا راهكار بگوييد

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
تهذيب نفس و خودسازي تنها راه رستگاري ‌است0قرآن کريم مي فرمايد:
«‌قد افلح من تزکي؛(1) هر کس خود را تزکيه کرد، رستگار شد»
در آيه ديگر مي فرمايد: «‌قد أفلح من زکّاها و قد خاب من دسّاها؛(2) رستگار شد کسي که خود را تزکيه کرد و زيانکار است کسي که فريب نفس خود را خورد».
در خودسازي و جهاد با نفس نخست بايد به چند نکته اساسي توجه نمود:
1 - همان گونه که در تربيت و سلامت بدن، رياضت و ورزش لازم است، در خود سازي و تهذيب نفس نيز رياضت و مبارزه و جهاد با نفس ضرورت دارد.
2 - همان گونه که در پرورش اندام، از نرمش و فعاليت‏هاي ساده و اندک آغاز مي‏شود و به تدريج به ورزش‏هاي سنگين‏تر وارد مي‏شوند، در تربيت روح نيز بايد از اندک شروع کرد و به تدريج به مراحل بالاتر رسيد.
3 - همان طور که در ورزش بدني، تداوم و استمرار لازم است، در رياضت نفساني نيز تداوم، شرط رسيدن به مقصد است. قرآن مي‏فرمايد: «به يقين کساني که گفتند: پروردگار ما خداوند يگانه است، سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل مي‏شوند که نترسيد و غمگين مباشيد».(3)
علي(ع) مي‏فرمايد: «قليلٌ مدوم عليه خير من کثير مملول منه؛(4) عمل اندکي که پيوسته باشد، بهتر است از بسياري که تو را خسته و وامانده سازد».
در حديث ديگري امام باقر(ع) مي‏فرمايد: «أحبّ الأعمال إلي اللَّه عزّ وجل ما داوم عليه العبد وإن قل؛(5) محبوب‏ترين کار نزد خدا، آن است که انسان بر آن مداومت کند هر چند اندک و ناچيز باشد».
4 - چنان که در سلامت جسم، فعل و ترک (دارو خوردن و پرهيز نمودن از بعضي غذاها) هر دو با هم مؤثر است، در سلامت و تهذيب روح نيز فعل و ترک هر دو لازم است، مانند اداي واجبات و ترک گناهان و محرمات و تولي و تبري.
5 - مهم‏ترين چيزي که درجميع مراحل بايد رعايت شود،اخلاص و داشتن نيت خالصانه براي خداوند درهمه امور است. قرآن بر اين نکته تأکيد دارد که در مسير دين و پرستش بايستي اخلاص داشته باشيد: «به آن ها دستوري داده نشده بود جز اين که خدا را با کمال اخلاص پرستش کنند».(6)
‌عالمان علم اخلاق مي‌گويند: براي خودسازي ابتدا بايد رذائل اخلاقي و اخلاق بد را از خود دور کرد، سپس‌درخت پاکي نشاند.«ديو چو بيرون رود، فرشته در آيد» بديهي است با وجود صفاتي مانند حسد و کبر و خودپسندي و خودخواهي و هوس گرايي،‌دست‌رسي به صفات پسنديده و انجام اعمال خير بسيار مشکل خواهد بود.
‌اخلاق بد در وجود انسان به منزله بيماريي است که مفاسدي به دنبال دارد.
‌مرحوم نراقي مي‌گويد: «‌زنهار اي جان برادر! تا حديث بيماري روح را سهل نگيري و معالجه آن را بازيچه ‌نشماري و مفاسد اخلاق را اندک نداني... ‌و مسامحه در معالجه آن ها آدمي را به هلاکت دائم و شقاوت ابدي‌مي‌رساند و صحت روح و اتصاف آن به محاسن اخلاق باعث زندگاني ابدي و حيات حقيقي مي‌شود و بعد از آن ‌که ساحت نفس از اخلاق ناپسند پاک و آراسته گردد، مستعد قبول فيض‌هاي الهي مي‌گردد».(7)
پيامبر(ص) فرمود: «‌لا تدخل الملائکه بيتاً فيه کلب؛(8) ‌ملائکه داخل خانه‌اي که در آن سگ باشد ‌نمي‌شوند». در خانه دلي که پر از سگ هاي درنده است، چگونه فرشته رحمت داخل شود؟پس ابتدا لازم است سگ هاي هار را از درون خانه دل بيرون کرد، آن گاه به انتظار فرشته رحمت نشست.
‌- نکته ديگري که در خودسازي لازم است، محاسبه اعمال و کردار خود است. هر کسي که در اين راه قدم ‌برمي‌دارد، بايد در اعمال و رفتار خود دقت کند و مراقب آن ها باشد . اگر دچار گناهي شد، توبه کند. در روايت ‌آمده است: «‌حاسبوا أعمالکم قبل أن تحاسبوا؛(9) به اعمال تان رسيدگي کنيد، قبل از اين که در روز قيامت به آن ‌رسيدگي شود».
6 - عادت دادن نفس بر عادات خوب و پسنديده، اگر چه مشکل باشد، ولي ‌چاره‌اي از آن نيست. عادات خوب مانند: خواندن نماز در اول وقت و با جماعت، خواندن مناجات و راز و نياز با ‌خدا، قرائت قرآن، خواندن نماز شب، کمک و دلسوزي نسبت به مستضعفان و بينوايان، احترام به بزرگان، امر به ‌معروف و نهي از منکر با حفظ آداب و شرايط و مقدمات آن.
‌تصميم و اراده بر ترک عادات زشت و گناه، نشانه بزرگي و ‌شجاعت نفس است. کسي که بتواند تصميم بر ترک گناه بگيرد، مي‌توان او را مجاهد در راه خدا دانست. تهذيب‌ اخلاق جهادي است که مشکل‌تر از جنگيدن با کفّار است. پيغمبر فرمود: «‌أشجع الناس من غلب هواه؛(10) شجاع‌ترين و‌ قدرتمندترين مردم کسي است که بر هواهاي نفساني‌اش غالب آيد».‌با توجه به اين مقدمات مي گوييم که تهذيب نفس در دو مرحله انجام مي‏گيرد: تخليه، تحليه.
مراد از تخليه، بيرون کردن صفات رذيله و ناپسند از دل است .
مراد از تحليه، پرورش فضايل و تحصيل صفات پسنديده است. آن چه علماي اخلاق در اين امر مؤثر مي‏دانند چهار چيز است:
1 مشارطه،
2- مراقبه،
3- محاسبه،
4- معاقبه.
گام اول: مشارطه است؛ يعني هر روز با خود شرط کند که گناه مرتکب نشود.
گام دوم: مراقبه است، يکي از عوامل مهم خودسازي و تهذيب نفس، مراقبت و توجه به نفس است. کسي که اعمال و رفتار خود را در محضر خدا ببيند ،همواره مراقب و مواظب نفس خود خواهد بود. قرآن مجيد بر اين نکته تأکيد مي‏کند. اين مراقبت از تدبر در قرآن و اعتقاد به حساب در قيامت به دست مي‏آيد. خداوند مي‏فرمايد:
«ما يلفظ من قول إلاّ لديه رقيب عتيد؛(11) هيچ سخني را بر زبان نياورد جز اين که براي ثبت آن فرشته‏اي حاضر و مراقب است».
گام سوم: محاسبه نفس است، چه بسا انسان به دليل غفلت به وظيفه‏اش عمل نمي‏کند .در اين جا لازم است در پايان هر روز به حساب خويش برسد تا کاستي‏ها را جبران نمايد. پيامبر اکرم(ص) به ابوذر فرمود: «اي اباذر! پيش از اين که در قيامت به حساب تو برسند ،در دنيا به حساب نفس خود برس، چون حساب امروز از حساب فرداي قيامت آسان‏تر است».(12)
مراقبت و حسابرسي براي تزکيه نفس ضروري و اجتناب‏ناپذير است.
گام چهارم: معاقبه نفس است؛ يعني در صورتي که با محاسبه دريافت که بر خلاف عهد و پيمان خود عمل کرده است ،نفس خويش را مؤاخذه نمايد و در صورت لزوم آن را تنبيه سازد. البته اين راه موانعي دارد که مهم‏ترين آن محبّت به دنيا و پيروي از هواي نفس و آرزوهاي دراز و غفلت از خدا به شمار مي‏رود.
امام سجاد(ع) در دعاي ابوحمزه مي‏فرمايد: «به راستي کوچ کننده به سوي تو اي خدا راهش نزديک است . تو از بندگانت پنهان نيستي مگر اين کردارهاي نارواي بندگانت آن ها را از تو محجوب داشته است».
يار نزديک‏تر از من به من است و ين عجب‏تر که من از وي دورم‏
امام صادق(ع) مي‏فرمايد: «بين بنده و خدا هيچ پرده‏اي تاريک‏تر و ترسناک‏تر از نفس و هوا نيست . براي از بين اين دو، وسيله‏اي چون نيازمندي به خدا و خشوع و گرسنگي در روز و بيداري در شب نيست».(13)
در اين روايت به موانع راه و رفع آن اشاره شده است، با تفکر در آفرينش و ياد خدا و توجه به آخرت و دعا و تضرع مي‏توان از وساوس شيطاني رهايي يافت و موانع را از پيش رو برداشت.
پي‌نوشت‏ها:
1. اعلي(87)آيه 14.
2. شمس (91) آيه 9.
3. فصلت (41) آيه 30.
4. وسايل الشيعه ،ج1،ص118؛ صبحي الصالح، نهج البلاغه، حکمت 444.
5. الکافي ،ج 2،ص82 ؛وسايل الشيعه ،ج1 ،ص94.
6. بيّنه (98)آيه 5 .
7. معراج السعاده، ص 13.
8. الفقيه ،ج1،ص246؛ بحارالانوار، ج 62، ص 54.
9. بحارالانوار، ج 7، ص 126.
10. الفقيه ،ج4،ص394.
11. ق(50)آيه18.
12. وسائل الشيعه، ج 11، ص379.
13. سفينة البحار، ج 2، ص 603.

اگر من به دختری علاقه مند باشم میتوانم به او نگاه کنم؟اگر به دنبال راهی باشم که بتوانم او را بیشتر ببینم ایا این کار اشتباه است؟به طور کل نگاه کردن از روی دوست داشتن چه حکمی دارد؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
نگاه كردن مرد به بدن زنان نامحرم و هم چنين نگاه كردن به موي سر آنان، چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است . نگاه كردن به صورت و دست آنان اگر به قصد لذت باشد، حرام است، ولي اگر بدون قصد لذت باشد، مانعي ندارد .(1)
در قرآن در مورد نگاه به نامحرم فرموده است : «قل‌للمؤمنين‌يغضّوا من‌أبصارهم‌؛
به‌مؤمنان‌بگو چشمان‌خود را از نامحرم‌بپوشانند».(2)
نگاه به نامحرم و به دنبال او را رفتن كه با انگيزه جنسي بوده، يا خوف وقوع در مفسده است، حرام مي باشد.
پي‌نوشت‌ها:
1. توضيح المسائل مراجع ، ج 2 ، ص 397 ـ 414 ، مسئله 2397 ـ 2434 .
2. نور (24) آيه 31.

طبق مطالب نوشته شده در رساله حضرت ایت الله بهجت در هنگام غسل اگر جایی از بدن خواسته یا ناخواسته و دانسته یا ندانسته خشک بماند غسل باطل است به همین دلیل من غسلم را خیلی طول میدهم ازروی وسواس 5-7 دقیقه ایا این مشکل ندارد؟ باتشکر

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
وسواس يكي مشكلات جدي در زندگي انسان و در واقع نوعي اختلال رواني است . بايد به صورت جدي درمان شود. اگر از اين مشكل در موارد ديگر نيز رنج مي بريد، بايد با مراجعه به روان پزشك به طور جدي به درمان آن اقدام كنيد.
اگر چه شايد مدت زمان 5-7 دقيقه براي غسل خيلي زياد به نظر نرسد، اما چنانچه وابسته به ريشه وسواسي باشد، بايد به‌آن خاتمه دهيد و آن را حداكثر به سه دقيقه برسانيد.
پاك ترين انسان ها كساني بودند كه در صدر اسلام بودند . پيامبر و ائمه با كم ترين آب( در حد سه ليتر در روايات آمده) غسل انجام مي دادند . مطمئناً آيت الله بهجت و ديگر مراجع از سنت پيامبر پيروي مي كردند . به حداقل اكتفا مي كردند. اينكه گفتند جايي خشك نباشد، خشك ماندن جايي از بدن را كه ببينيم و يقين داشته باشيم، اما شك و ترديد جايز نيست.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

اینکه در قرآن عمر شیطان را وقت معلوم عنوان کرده ، وقت معلوم قیامت است یا ظهور آقا امام زمان(عج) می باشد؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
در اينكه منظور از يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ، چه روزى است، مفسران احتمالات متعددى داده‏اند:
بعضى گفته‏اند منظور پايان اين جهان و بر چيده شدن دوران تكليف است، چرا كه بعد از آن، طبق ظاهر آيات قرآن، همه جهانيان از بين مى‏روند و تنها ذات پاك خداوند باقى مي ماند، بنا بر اين تنها به مقدارى از درخواست ابليس موافقت شد.
بعضى ديگر احتمال داده‏اند كه منظور از" وقت معلوم" زمان معينى است كه تنها خدا مى‏داند، و جز او هيچ كس از آن آگاه نيست، چرا كه اگر آن وقت را آشكار مى‏ساخت، ابليس تشويق به گناه و سركشى بيش تر شده بود.
بعضى نيز احتمال داده‏اند منظور روز قيامت است چرا كه او مى‏خواست تا آن روز زنده بماند تا از حيات جاويدان برخوردار گردد و با نظر او موافقت گرديد، به خصوص اينكه تعبير به يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ در آيه 50 سوره واقعه درباره روز قيامت نيز آمده است. (1)
اين احتمال بسيار بعيد است، چرا كه اگر چنين بود، بايد خداوند به طور كامل با درخواست او موافقت كرده باشد، در حالى كه ظاهر آيات فوق اين است كه به طور كامل با درخواست او موافقت نشده و تنها تا" يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ" موافقت شده است.
تفسير اول با روح و ظاهر آيه از همه موافق تر است، در بعضى از روايات كه از امام صادق نقل شده، به اين معنى تصريح گرديده است. (2)

پي نوشت ها:
1. تفسير نمونه، ج‏11، ص: 72.
2. نور الثقلين ،ج 3 ،ص 13 ،حديث 45.

به نام خدا با عرض سلام من برایم سئوالی پیش آمده که عقیدهای کلی ، سنی و شیعه مخالفن را می دانم حال گفته میشود در اکثر موارد دینی با هم مشترکیم اگر آن نکات مشترک و نکات غیر مشترک را بیان کنید ممنون میشوم. حتما نکاتی که از کتاب گرفین نام کتاب را هم بیان کنید.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
ميان شيعه وسني عوامل متعدد مشترک وجود دارد. که به برخي ازآن ها اشاره مي شود:
1 ـ اصل توحيد
همه مسلمانان به اصل توحيد عقيده دارند. ايمان به خداوند قلب هاي مؤمنان را به هم پيوند مي دهد . در قرآن نيز از اصل توحيد به عنوان عامل مهم مسلمان حتي پيروان اديان الهي ياد شده است.(1) در قرآن نيز توحيد به عنوان عامل وحدت «امت واحده» ذکر شده است. (2)
2 ـ دين اسلام
اسلام به عنوان مجموعه قوانين الهي يکي از محورهاي مشترک دو فرقه شيعه وسني است. يعني شيعه و سني به اصل دين عقيده دارند. در قرآن نيز دين به عنوان عامل وحدت و اشتراک ذکر شده است:
«و اعتصموا بحبل اللّه...» در تفسير اين آيه که مقصود از حبل اللّه چيست؟ در برخي از تفاسير مانند مجمع البيان(3)، التبيان(4) و روح البيان(5) آمده : مقصود از «حبل اللّه» دين اسلام است. در قرآن آمده است: " شما مسلمانان مانند مشرکان نباشيد که در دين شان اختلاف کردند" (6)
3 ـ قرآن
يکي ازعوامل اشتراک شيعه و سني، قرآن است. يعني اصل قرآن به عنوان کتاب واحد، مورد قبول همگان بوده و عامل مهم همبستگي مسلمان است. هرگاه قرآن از سوي دشمنان تهديد شود، همه مسلمانان با جان و مال از آن دفاع و پاسداري مي کنند. در برخي تفاسير مانند روح المعاني(7)، تفسير ابن کثير،(8) الميزان(9) و تفسيرالکبير(10)آمده که مقصود از «حبل اللّه» قرآن است.
4 ـ پيامبر اسلام (ص)
همه مسلمان به پيامبر عقيده دارند . او را فرستاده خداوند مي دانند . مرحوم طبرسي در ذيل آيه: «واعتصموا بحبل اللّه جمعياً و لا تفرقوا»مي نويسد: مقصود از «حبل اللّه» پيامبر اسلام است.(11) امام علي (ع)در هنگام درگيري با اهل شام، از اختلافات بين مسلمانان اظهار نگراني نموده ، از پيامبر واحد و خداوند واحد به عنوان محورهاي همگرايي ياد کرد: " جريان کارمان با درگيري با گروهي از اهل شام آغاز شد، در حالي که به ظاهر پروردگارمان، پيامبرمان و دعوت اسلامي مان يکي بود." (12)
5 ـ مصالح عمومي
يکي از عوامل مهم مشترک شيعه و سني، مصالح عمومي است، بدين معنا در جايي که مصالح عمومي در خطر افتد، امت اسلامي احساس خطر نموده ، در برابر دشمنان متحد مي شوند، از اين رو علي (ع) يکي از علل سکوت خود در برابر خلفا را رعايت مصالح عمومي و حفظ وحدت اسلامي بيان مي نمايد:
"به خدا سوگند! اگر ترس وقوع تفرقه ميان مسلمانان و بازگشت کفر و تباهي دين نبود، رفتار ما با آن ها طور ديگري بود." (13)
6 ـ ارزش ها
درهرجامعه اي سنت و اصول پذيرفته اي شده است که مردم آن جامعه به آن ها علاقمند بوده و حفظ آن ، عامل وحدت است. جامعه اسلامي نيز سنّت ها و اصولي دارد که مي توان از آن ها به عنوان ارزش هاي اسلامي ياد کرد. هويت و استقلال جامعه اسلامي بستگي به پاسداري آن ها داشته ، حفظ آن ها يکي از مؤلفه هاي وحدت اسلامي است، از اين رو هرگاه دشمنان آن ارزش ها را تهديد کنند، مسلمانان، متحد و از آن ها دفاع مي کنند. امام علي (ع)به مالک اشتر دستور داد که حافظ ارزش ها باشد:
«هيچ سنّت شايسته اي را مشکن که معيار عمل بزرگان اين امت بوده است . همبستگي و کار ملت بر محورش سامان مي يافته است . هيچ راه و رسم جديدي ايجاد مکن که به سنّتي از اين سنّت ها آسيب برساند.»(14)
7ـ اهل بيت
مسلمانان خاندان پيامبر را قبول دارند و به آنان احترام مي گذارند. اين امر نيز عامل مهم مشترک بين شيعه وسني مي باشد .
8-رهبري و حکومت
اعتقاد به ضرورت تشکيل حکو مت و اعتقاد به رهبري واحد نيز يکي از عوامل اشتراک شيعه وسني مي باشند.شيعه و سني عقيده دارند که جامعه اسلامي بايد رهبر داشته باشد .البته اين دو گروه در باره شرايط و انتخابي و انتصابي بودن رهبري اختلاف دارند ،اما در اصل ضرورت حکومت و رهبري اتفاق دارند .
عوامل ديگر مانند اعتقاد به اصول و فروعات مانند نماز، قبله واحد، امر به معروف و نهي از منکر نيز عوامل وحدت و مشترکات بين دو فرقه شيعه وسني مي باشند .
اين دو گروه نکات اختلاف و افتراق هم دارند، مانند اينکه شيعيان امام علي(ع) را خليفه بلا فصل و جانشين رسول خدا مي دانند، حال اينکه اهل سنت، حضرت را خليفه چهارم مي دانند. همچنين شيعيان امامان شيعه را امام و رهبر جامعه - بعد از علي - مي دانند ، حال اينکه اهل سنت چنين عقيده ندارند.همچنين شيعه امامان را معصوم مي دانند . اهل سنت اين امر را قبول ندارند . از سوي ديگر شيعه و سني در برخي مسايل مانند کيفيت وضو و نماز اختلاف دارند.
در باره عوا امل مشترک شيعه و سني به سايت ،کتاب ها و مجلات مجمع تقريب بين مذاهب اسلامي مراجعه نماييد.
پي نوشت ها :
1. آل عمران(3) آيه 63.
2. انبياء(21) آيه 92.
3 . مجمع البيان، ج 2، ص 356.
4 . التبيان، ج 2، ص 545 و 546.
5 . روح البيان، ج 2، ص 72.
6 . روم(30) آيه 32.
7 روح المعاني، ج 4، ص 18.
8 . تفسير ابن کثير، ج 8، ص 397.
9 . الميزان، ج 3، ص 271.
10 . تفسيرالکبير فخررازي، ج 8، ص 167.
11. مجمع البيان، ج 2، ص 375.
12 . فرهنگ آفتاب، ج 1، ص 9.
13. سيري در نهج البلاغه، ص 179 و 180.
14. فرهنگ آفتاب، ج 1، ص 85.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با سلام و خسته نباشید من یک دختر 26 ساله هستم که مدت 16 ماه است با آقایی به قصد ازدواج آشنا شده ام . البته خانواده ها در جریان هستند و ایشان با پدرشان یک بار هم برای خاستگاری آمده اند. از نظر فاکتورهای اجتماعی خانوادگی تحصیلی و ظاهری با هم تناسب داریم اما مشکلی وجود دارد و آن هم اینکه این آقا در خانواده ای متولد شده اند که پدرشان سنی و مادرشان شیعه بوده و سنی بودن را از پدر به ارث برده اند. که این مسیله باعث سردرگمی من شده است از طرفی به ایشان علاقه مند هستم و از طرف دیگر میترسم با این کار باعث ناراحتی 14 معصوم و خدا را شوم. لطفا من را راهنمایی فرمایید.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
ازدواج با سنى كه ناصبى (دشمن اهل بيت عليهم السلام ) نباشد، از نظر فقهي و شرعي اشكالى ندارد. اگر زن شيعى با مرد سنى ازدواج كند، حضرت آيت ا... بهجت(ره) مى‏فرمايد: «ازدواج با مرد سني وضعاً صحيح است»(1) و اشکالي ندارد.
زن شيعه مي تواند با مرد سنى ازدواج كند اما چون غالبا زنان تابع شوهران هستند ، زن خواه ناخواه تحت تأثير شوهر قرار مى‏گيرد يا اگر اختلافاتى پيش ‏آيد، ممکن است فرزندان به روش پدر بيش تر تمايل پيدا ‏كنند. همان گونه که خواستگار شما به تبعيت از پدر سني شده ، با آن که مادرش شيعه بوده . بهتر است دختر شيعه با مرد سني ازدواج نکند.
پي‌نوشت‌:
1.آيت ا... بهجت،استفتاآت، ج 4، ، س 4578 .

به نام خدا...با سلام...من یک جوان 19 ساله هستم.در شهر تهران زندگی می کنم و از خانواده ای متوسط و بسیار تحصیل کرده ام.می خواستم بدانم با وجود زندگی دریک چنین جامعه ای که اکثر دختر ها در جامعه ما و نیمی از آنها در دانشگاهی که من در آن درس میخوانم رعایت مساله ی ساده ای مثل حجاب را نمیکنند(حال مساله ای مثل لاک زدن ناخن و غیره را هم که کنار بگذارم)خداوند چگونه از ما پسران انتظار دارد که نگاه آلوده نداشته باسیم و مشکلات جنسی پیدا نکنیم. من به شخصه در دانشگاه هر چقدر هم که بیتفاوت باشم باز هم این برخورد ها و این نگاه ها پیش می آید. و حتما خداوند می دانسته که این نگاهها برای پسران چه ضرری دارد.پس ما در خیلی از موارد مقصر نیستیم و نباید تمام تقصیرات بر گردن ما باشد و گناه آن پسری که بواسطه یک چنین نگاههایی به دام مساله های شهوانی و کار های خطرناکتری شد چیست؟ به نظر من هم دختر و هم پسر هر دو باید رعایت کنند و اگر یکی از این دو رعایت نکرد(درست مثل خیلی از دخترانی که ما در جامعه خیلی زیاد به آنها بر می خوریم و غیر قابل اجتنابند)دیگری در دام می افتد و مر تکب گناههای سهوی میگردد.یعنی مرتکب کاری می گردد که خدا از قبل می دانسته و به طرف مقابل هشدار داده بوده.پس تقصیر از سمت طرف مقابل است و شخص خاطی کمتر باید سرزنش شود.امید وارم به سوال بنده پاسخی قانع کننده دهید. با تشکر

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
تفهيم اين مساله به کسي که سال ها در دانشگاه هاي مختلف کشور مشغول به تحصيل بوده ، چندان مشکل نيست. ما هم قبول داريم که خويشتن داري جنسي در فضاي فوق العاده تحريک زاي دانشگاه و غير دانشگاه بسيار مشکل است.
اساساً هيچ کس را ياراي مخالفت با اين واقعيت شوم نيست .همه ما نيک مي‌پذيريم که برخي نگاه‌هاي سهوي اجتناب ناپذير است، ولي همين نگاه‌هاي سهوي و بي‌اختيار نيز تحريک زا مي‌باشند.
البته شما فکر نکنيد که در زمان نزول آيات عفاف و حفظ حريم گناه تحريکي وجود نداشته است و اين آيات ناظر به خلأ مي‌باشد.
در زمان انبيا و ائمه نيز سطح تحريک بسيار بالا بوده است . با توجه به شرايط آب و هوايي و همچنين غذاهاي مصرفي قواي جنسي مردان و زنان نزديک به اوج بوده است.
نيروي جنسي در همه مردان و همه دوران ها به يك اندازه بوده است . سطح تحريكي و عوامل آن در دوره ها مختلف بوده، اما در هر دوره نسبت به خود‌آن دوره يكسان عمل مي كرده است.
شکي نيست که خداوند حکيم و عليم احکام نگاه را براي دانشجويان خارج کشور نيز وضع نموده است. با اين وصف دانشجويان خارج از کشور هيچ محدوديتي و ممنوعيتي در اين زمينه نبايد داشته باشند.
تجربه شخصي من اين است که در اوج دوران بلوغ نيز مي‌توان در تحريک زاترين دانشگاه‌ها تحصيل کرد . دامن به هيچ کدام از گناهان جنسي نيالود.
البته براي رسيدن به اين كار بايد راهكارهاي اشتغال فكري و عملي به امور مثبت و پرهيز از عوامل تحريكي فكري و عملي را نيز به طور جد پيگيري نمود.
باور کنيد اين گونه نيست که خويشتنداري جنسي در اين محيط‌ها محال يا نزديک به محال باشد، بلکه با کمي پيشگيري و دور انديشي مي‌توان بر اين امور فائق آمد.
نمي‌توان وسايل و امور تحريک‌زا (مانند ماهواره، فيلم، عکس و ...) را حذف نکرد و به پاکدامني اميد داشت، نمي‌توان مهارت کنترل نگاه را در خود نهادينه نکرد و با چشماني يله و رها به خويشتنداري جنسي نايل آمد.
نمي توان از رفت و آمدها و توقف‌هاي بي مورد در دانشگاه‌ها و ساير مکان‌هاي عمومي چشم نپوشيد و به پاکي چشمان اميدوار بود.
اگر کسي بخواهد مي تواند در خارج کشور هم درس بخواند و خويشتندار واقعي باقي بماند . اگر کسي نخواهد در زندان انفرادي نيز خويشتندار باقي نخواهد ماند.

با سلام لطفا اطلاعات كاملي در مورد دعاي سيفي صغير به من بديد. اين دعا را من مي تونم بخونم يا نه؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
حاج شيخ عباس قمي در مفاتيح الجنان اين دعا را به نقل از محدث نوري در کتاب صحيفه ثانيه علويه نوشته و گفته که محدث نوري نوشته: ارباب طلسمات و تسخيرات آثار عجيبي براي اين دعا ذکر کرده اند، بعد محدث نوري گفته چون اعتماد بر قول اين افراد نداشتم، آن آثار را ذکر نکردم.
ما هم در جستجويي که در روايات داشتيم، نه تنها درباره آثار اين دعا بلکه درباره اصل اين دعا هم در کتب معتبره به مطلبي دست پيدا نکرديم.
البته عالمان در باره سند دعاها و آداب و مستحبات تسامح دارند . خداوند متعال هم به طور عام فرموده «ادعوني استجب لکم» ، بنابراين خواندن اين دعا و ديگر دعاهايي که سند معتبر به معصوم ندارد تا زماني که مشتمل بر مطلبي مخالف دين و قرآن نباشد، جايز دانسته اند.
باز هم تاکيد مي شود که اين دعا سندي قابل اعتماد به معصوم ندارد . قابل قياس با دعاهاي معتبر نيست، ولي خواندن آن ممنوع نمي باشد.
البته عمل به دستور عمل هاي ارباب طلسمات و تسخيرات جايز نيست. نبايد سبب رواج خرافات شود . اگر تلاوت آن را به عنوان مصداق طلب حاجت و دعا جايز دانسته ايم، از آن رو است که دعا لازم نيست ماثور و از امام معصوم رسيده باشد ،بلکه هر فرد مي تواند به زبان خود يا به زباني که به زيبايي خدا را خوانده، با خدا نجوا کند . اين دعا هم يک نجواي زيباست . جايز است با آن خدا را بخواند .

صفحه‌ها