پرسش وپاسخ

با سلام و سپاس ازاعتماد به ما و ارتباط با اين مركز.
با نظر مي رسد كه اين علاقه و دوستي با هدف ازدواج صورت مي گيرد، چون در غير اين صورت مسايل و مشكلاتي كه در ذيل خواهد آمد، چندين برابر خواهد شد.
اگر هدف از دوستي و علاقه اقدام براي ازدواج باشد، بايد به چند نكته و آسيب هاي مسئله پيش رو توجه داشته باشيد:
1- عشق از مفاهيم بسيار پيچيده است و از نظر روان‌شناسي چندان امر مثبتي قلمداد نمي‌شود. آنچه که به ترويج و تشديد اين مسئله هزار تو دامن مي‌زند ، تعريف و تمجيدها بي‌حساب و کتابي است که از مفهوم عشق در سريال‌ها، فيلم‌ها، رمان‌ها، ترانه‌ها، شعرها، حکايت‌هاي تاريخي و... مي شود و انگيزه ها و مجرك هاي جنسي نيز آن را تشديد مي كند. انگيزه هاي دروني و عاطفي نيز به‌ آن دامن مي زند . اين مسئله باعث گشته ماهيت واقعي عشق در پس پرده خيال‌پردازي‌ها مغفول بماند. بسياري از دختران و پسران در وادي جانکاه آن گرفتار آيند.
2- اصل علاقمندي و عشق، نه يک اصل ماورايي و رمانتيک، بلکه ناشي از يک اصل بسيار ساده روان‌شناختي است. اين اصل ساده ، اصل مجاورت است. خواه ناخواه وقتي دو نفر براي مدتي در مجاورت يکديگر قرار مي‌گيرند، به تناسب و توافق ويژگي‌هاي شخصيتي طرفين و همچنين شرايط فيزيولوژيک آن دو ، به هم علاقمند مي گردند. صرف علاقمند شدن نشانگر وقوع هيچ حادثه و رويداد خاصي نيست . به هيچ عنوان نمي توان بر روي آن حساب باز کرد. به عبارتي روانشناسانه تر ‌ماهيت عشق بسيار پيچيده است . اگر باعث کاهش عملکرد قابل توجهي در فرد گردد ، رنگ و بوي اختلال نيز به خود مي‌گيرد. در برخي علاقه‌هاي افراطي که فرد را براي مدت طولاني از روند زندگي روزمره‌اش جدا مي‌گردد، رگه‌هايي از افسردگي، اضطراب بالا و همچنين رفتار و افکار وسواسي و... مشاهده مي‌شود.
چون فرد معناي خاصي در زندگي‌اش احساس نمي‌کند و به نوعي دلمردگي دچار گشته ، به معناي جديدي در زندگي‌اش به نام معشوق روي مي‌آورد و يا براي رهايي از اضطراب بالا به دنبال پناهگاهي (که در اکثر موارد در جنس مخالف جستجو مي‌کند) مي‌گردد، يا مانند يک فرد وسواسي براي کاهش اضطراب خود مجبور است زود به زود به ديدار معشوقي که به صورت کاذب و موقتي اضطرابش را پايين مي‌آورد بشتابد، پس در حقيقت اين گونه عشق‌ها از حالت سلامت که حاصل معرفت است ،جدا گشته و به صورت مرضي (افسردگي، اضطراب، وسواس و...) در مي‌آيد . انگيزه‌هاي ناهشيار جنسي سهم به سزايي در تداوم اين گونه علايق دارد.
بنابراين صرف دوست داشتن و علاقه يک طرفه هيچ دردي را دوا نمي‌کند. آنچه که در اسلام و روان‌شناسي به عنوان يک اصل مهم، مورد تأکيد قرار گرفته، پيشگيري از علاقه فوق العاده (عشق) يک طرفه است، يا حتي عشق دو طرفه اي که بر مباني عقلي و شناختاري استوار نيست.
3- احتمال يک طرفه بودن اين عشق کم نيست. اصرار بر عشق يک طرفه نيز چيزي جز خودکشي رواني محسوب نمي‌گردد، البته اگر عشق دو طرفه هم باشد، در اصل ماجرا تفاوت چنداني نخواهد بود.
4- عشق و علاقه حتي اگر دو طرفه باشد، مبنا و پايه محكمي براي ازدواج در آينده نيست؛ زيرا عشق و علاقه ها، انسان را از تصميم گيري صحيح و منطقي دور مي سازد. بسياري از واقعيت ها را كه بايد در نظر گرفته شوند، ناديده مي گيرند. سعي در توجيه رفتارها و عملكردهاي معشوق خود دارند و ...، همه اين مسايل زماني روشن مي شود كه واقعيت هاي زندگي پس از ازدواج خود را نماين مي سازد.
5ـ اگر عشقتان يک طرفه باشد و در صدد دو طرفه کردن آن برآييد (يعني علاقه خود را علني نماييد) به نوعي در حق آن دختر جفا کرده‌ايد، چرا که دختري را که احتمالاً مشغول به امور زندگي مي‌باشد، ناخواسته وارد يک جريان عشقي کرده‌ايد. دختر معصوم که روحش از همه جا بي‌خبر است، در اوج فعاليت‌هاي تحصيلي به وادي پر مشغله و جانکاه عشق و تعلقات عاطفي و رواني در مي غلتد.ترديدي نيست که اين اقدام غير متعهدانه شما تبعاتي براي ايشان در پي دارد. تبعاتي مانند انتظار فرسايشي چند ساله، وابستگي هاي عاطفي و خارج کردن وي از مسير سلامت رواني، ارمغان عشق عجيب شما به ايشان تلقي مي گردد.
از راه به در کردن هر انساني (هرچند به نظر شما مثبت ازريابي گردد) عواقب ناخوشايندي به همراه خواهد داشت. چرا بايد يک نفر ديگر تاوان ناآرامي دروني مرا بپردازد؟
6ـ از آن جا که اين گونه مسائل شما را خواسته يا ناخواسته وارد برخي از خطوط قرمز الهي و عرفي خواهد کرد، توصيه مي کنم تجديد ديدارهاي بي ثمري را که بهترين سال هاي عمر شما به هدر مي دهد، با همتي بالاتر به صفر برسانيد. از نظر ما روانشناسان کليدي ترين راه براي زندگي سالم و بي دغدغه ،ترک هر گونه وابستگي افراطي( حتي به پدر و مادر و فرزند و...) مي باشد.
7ـ وابستگي شما به غير خدا حتي اندازه يک سر سوزن چيزي جز تشديد حالت افسرده‌وار در شما ندارد . عظمت وجودي خود را بالاتر از آن بدانيد که در برابر يک خلق ناچيز (مثل دختر) خرج نماييد و به عشق خود برچسب‌هاي مثبت و دل خوش‌نما نچسبانيد.
8ـ همان طور که اصل مجاورت باعث ايجاد و تشديد علايق افراطي مي‌گردد، اصل عدم مجاورت و به صفر رسانيدن ديدارها (هرچند در ابتدا بسيار سخت به نظر آيد) بهترين راه درمان عشق مي‌باشد، پس توصيه مي‌شود در حد امکان براي بازيابي عملکرد سابق ديدارها را به صفر برسانيد.
9- اين احتمال وجود دارد که در کوتاه مدت يا ميان مدت در صدد بر آييد که به نحوي ايشان را ترغيب به ازدواج با خود نماييد. در درجه اول توصيه ما ( با توجه به نکات بالا) عدم ورود بي واسطه شما به اين عرصه مشكل زا مي باشد. در صورت اصرار شما بر اين امر، گزينه پادرمياني ديگران براي رايزني و کشف نظر ايشان است. اين مسئله نيز بر خلاف ظاهر ساده اش بسيار هزينه بر است . در خيلي موارد درست از آب در نمي آيد و چه بسا به ضرر شما تمام خواهد شد. متأسفانه راهکارهاي ديگر نيز به همين ميزان آسيب زا است. در زمينه ورود مستقيم شما(از طريق صحبت رو در رو ،نامه، تلفن،پيامک، ايميل و ....) به اين وادي پر آسيب بايد گفت: ابراز درونيات خود و اطلاع داشتن يا نداشتن ايشان از عاشق‌پيشگي شما اگر چه به ظاهر يک مشکل شما را حل مي‌کند ، ولي ده ها مشکل جديد براي شما و ايشان فراهم مي‌آورد. مشکلاتي مثل:
أ ـ ناکامي بيشتر به خاطر بر ملا شدن يک طرفه بودن عشق؛
ب ـ درگير کردن بي‌مورد ايشان با اين موضوع عشقي و خارج کردن ايشان از روال طبيعي زندگي خود؛
پ ـ تشديد رابطه‌اي نفس‌گير که فرجامش به هيچ وجه مشخص نيست؛
ت ـ کاهش شديد عملکرد طرفين به خاطر تشديد عشق؛
ث ـ عوارض بسيار منفي ناشي از احتمال بالاي منجر نشدن اين عشق به ازدواج به احتمال 90/0 (که خود توضيح مفصل مي‌طلبد)
ج ـ ناديده گرفته شدن ديگر ملاک هاي ضروري براي زندگي پايدار در صورت ازدواج و دهها مشكل ديگر.
هشدارهاي تلخ و شکننده که شايد به ذايقه شما به هيچ وجه خوش نيايد، به هيچ وجه نافي ازدواج شما با ايشان نمي باشد، بلکه بيانگر اين است براي موفقيت در اين نوع ازدواج هاي پر دامنه بازسازي شخصيتي، اصلاح رفتارهاي آسيب زا و ترميم خلاهاي عاطفي و رعايت نکات بالا ضروري به نظر مي رسد.
***********
تكميل پاسخ:
روابط دختر و پسر پيش از ازدواج،داراي آفت ها و آسيب هاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. از جمله؛
1-فقدان شناخت درست و واقع بينانه:
معمولا ادعا مي شود اين گونه روابط و دوستي ها به انگيزه ازدواج شكل مي گيرد ، ولي با كمي دقت فهميده مي شود،روح حاكم بر اين دوستي ها عشق ورزي كور است ، نه خرد ورزي. اين نوع انتخاب كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام مي گيرد، به دليل عدم شناخت عميق و واقع بينانه، زندگي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار مي سازد.
2-ايجاد جو بدبيني:
دختر و پسر نسبت به هم پس از ازدواج اعتماد نداشته و احتمال وجود رابطه اي ديگر را مي دهند.
3-افت تحصيلي يا ركود علمي:
به علت تمركز و توجه صرف به ديدارها و ملاقات حضوري و تلفني مانع بزرگي براي رشد و ترقي علمي ايجاد مي شود.
4-عدم استقبال از تشكيل خانواده:
اين گونه روابط و دوستي ها معمولِِا به انگيزه تفنن و سر گرمي شكل مي گيرد . در خلال آن از خود باوري و زود باوري دختران سوء استفاده مي شود. حس تنوع طلبي انسان از يك طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر باعث مي شود برخي سراغ ازدواج و تشكيل خانواده نروند.
5-اضطراب،تشويش و احساس نگراني:
در دوستي هاي موجود بين دختران و پسران به علت مقاومت خانواده و جامعه در برابر اين مسئله، اين گونه دوستي ها با مخاطرات رواني گوناگون از جمله اضطراب و تشويش همراه است. وجود افكار ديگري چون احساس گناه و نگراني از تهديداتي كه توسط پسر براي فاش كردن روابطش با دختر صورت مي گيرد ، تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال دارد.
6-محروميت از ازدواج پاك:
دختراني كه در پي اين روابط هستند ، معمولآ به جرم آلودگي به اين روابط ،شرايط ازدواج پاك را از دست مي دهند. البته اين گونه روابط ناسالم حتي در ازدواج پسران نيز تاخير ايجاد مي كند.
بنابراين ارتباط دختر و پسر پيش از ازدواج و به قصد ازدواج با توجه به آسيب هاي آن درست نيست و عواقب ناگواري خواهد داشت.
موفق باشيد.

باسلام من مدرس هستم سوالي كه دارم در رابطه با نمره دانشجويان است هنگامي كه نمره آنها را اعلام ميكنم افرادي كه قبول نشده اند با مطرح كردن مشكلات عديده اي كه دارند با التماس و اصرار بيش از اندازه نمره ميخواهند و من نميدانم اگر به آنها نمره بدهم كار درستي است در حالي كه اصلا استحقاق آن را ندارند و اگر به آنها نمره ندهم آيا با توجه به مشكلاتي كه دارند مرتكب گناه شده ام؟ مثلا يكي از آنها متاهل است و ميگويد اگ از واحدي بيفتم همسرم ديگر اجازه ادامه تحصيل نميدهد . يكي ديگر از صبح تا شب براي تهيه مخارج تحصيل سر كار ميرود و ميگويد اگر بيفتم توان پرداخت هزينه دوباره را ندارم و ده ها مورد ديگر .لطفا مرا راهنمايي فرماييد با تشكر

پرسش 1:
نمره شرح : مدرس هستم .سوالي كه دارم در رابطه با نمره دانشجويان است. هنگامي كه نمره آن ها را اعلام مي كنم افرادي كه قبول نشده اند با مطرح كردن مشكلات عديده اي كه دارند با التماس و اصرار بيش از اندازه نمره مي خواهند و من نمي دانم اگر به آن ها نمره بدهم كار درستي است در حالي كه اصلا استحقاق آن را ندارند و اگر به آن ها نمره ندهم آيا با توجه به مشكلاتي كه دارند مرتكب گناه شده ام؟
پاسخ:
1) @@پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
نمره زيادي دادن اگر برخلاف مقررات نظام آموزشي و دانشگاه باشد، اشکال دارد . اگر بر خلاف مقررات نباشد، اشکال ندارد . کم وکيفش بستگي به نظر استاد دارد. ضمن آنکه استاد مي تواند معيارهاي مختلفي را در افزايش نمره در نظر بگيرد که معيارها يکسان نيستند . رعايت مقرراتي که سبب حفظ حق ديگران گردد ، لازم است . تخلف از مقرراتي که سبب تضييع حق ديگران، اختلال در نظام شود و يا مفسده داشته باشد، جايز نيست و گناه به حساب مي آيد.(1)
پي نوشت :
1 . آيت الله خامنه اي ، استفتائات ، ص 485 ، س 1983 .

اگر دختر و پسر 18 ساله با هم روابطی کاملا عاشقانه داشته باشند و با هم باشند چه ایرادی دارد

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
پاسخ آن در سوال ديگر‌آمده است. لطافاً‌با دقت مطالعه فرماييد.

سلام من بازی کردن بازی کامپیوتر فوتبال منی خارج می شود در صورت که قبلا اینجور نبود من باید جه کنم

پرسش 1:
ارج شدن مني بي اختيار شرح :
حين بازي کامپيوتر و فوتبال مني خارج مي شود، در صورتي که قبلا اين جور نبود . بايد چه کنم؟

پاسخ:
1)@@پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
اگر يقين داريد که از شما مني خارج شده ،غسل جنابت بر شما واجب است ليکن گاهي غير از مني آب هاي ديگري به اسم مذي و وذي و ودي از انسان خارج مي شود . اگر اين آب ها از انسان خارج شود، غسل واجب نيست .
آيت الله صانعي مي فرمايند : آبـى كـه گـاهـى بـعـد از مـلاعـبه و بازى كردن( با همسر) از انسان خارج مى شود و به آن مـذى مـى گـويـنـد پاك است .
نيز آبى كه گاهى بعد از منى بيرون مى آيد و به آن وذى گفته مى شود وآبى كه گاهى بعد از بول بيرون مى آيد و به آن ودى مى گويند, اگر بول به آن نرسيده بـاشـد,پـاك اسـت . ( 1 )
با توجه به علائمي كه از مني ذكر مي شود( با شهوت، جستن خارج شده و بدن سست مي شود)، مايعي كه از شما در حال شهوت كم خارج مي شود، مني نيست.
اگر شك داشته باشيد، مايع مذكور پاك است و حكم مني ندارد و غسل جنابت نيز لازم نيست.

. موفق باشيد .
پي نوشت :
1 . آيت الله صانعي ، توضيح المسائل ، ص 17 ، م 75 .

با سلام و عرض خسته نباشیذ آیا زمانی که زن و مرد با یکدیگر شوخی می کنند و از آلت هر دو آنها مایع بی رنگی بیرون می آید که لیز مانند است این مایع نجس بوده و نیاز به غسل کردن دارد؟

پرسش:آيا زماني که زن و مرد با يکديگر شوخي مي کنند و از آلت هر دو آن ها مايع بي رنگي بيرون مي آيد که ليز مانند است،نجس بوده و نياز به غسل کردن دارد؟

پاسخ: پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
با توجه به علامتي كه از مايع يا ترشح مذكور بيان كرده ايد كه همه يا برخي از علائم مني وجود ندارد، آن مايع ، چه در هنگام تحريك جنسي خارج شود، يا بعد از آن ، مني نبوده و پاك است . غسل جنابت لازم ندارد و به آن آب مذي گفته مي شود .
آبى كه گاهى بعد از ملاعبه و بازى كردن و شوخي با همسر و تحريک هاي جنسي از انسان خارج مى شود و به آن مذى مى گويند، پاك است . نيز آبى كه گاهى بعد از منى بيرون مى آيد و به آن وذى گفته مى شود و آبى كه گاهى بعد از بول بيرون مى آيد و به ‌آن ودى مى گويند .(1)
نشانه هاي خروج مني در مردان سه تا است:
1- باجستن و پرش خارج مي شود.
2- همراه با لذت و شهوت خارج مي شود.
3- همراه با سستي بدن است.
چنانچه يكي از اين ها واقع نشود، حكم مني ندارد.
اما در مورد زنان، مايعي لزج که از زنان در هنگام شوخي با همسر يا هنگام تحريکات جنسي خارج مي شود، بدون اينکه دخول صورت گيرد، غسل ندارد.
اگر زن درخواب يا بيداري بر اثر تحريک هاي جنسي به قدري تحريک شود که به اوج لذت و شهوت و رعشه جنسي(ارگاسم) برسد و در آن حال مايعي از او خارج شود، جنب مي شود. اگر به اوج لذت نرسد و مايع خارج شود و يا به اوج لذت برسد، ولي مايعي خارج نشود و يا شک کند که مايعي خارج شد، جنب نمي شود و غسل لازم نيست.
زن اگر يقين به خارج شدن مني پيدا کند جنب مي شود . اگر يقين پيدا نکند جنب نمي شود. بنابراين مواقعي که زن بر اثر تحريک هاي شهواني مقداري لذت مي برد و در آن حال رطوبتي از او خارج مي شود ، چون به رعشه جنسي نرسيده، جنب نمي شود . رطوبت خارج شده هم پاک است و وضو و غسل را باطل نمي کند.(2)
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ،نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا براساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم .
پي نوشت ها:
1.توضيح المسائل مراجع، مسئله 73.
2. آيت الله خامنه اي، استفتاآت ،سوال 171؛ امام خميني، استفتاآت ،ج1 ،سوال101-104؛ آيت الله بهجت، استفتا آت، ج1 ،سوال 705 و812.

7 خواهر و برادر هستند. برادر بزگ تر از پدر است و پدر این خانواده فوت کرده 40 سال و برادر بزرگ تر ناتنی این ها را بزرگ و به خانه بخت فرستاد. برادر سومی چند سالی است جانباز شهید شده است وازدواج هم نکرده بود اما منزلی دارد و همچنین وصیّت هم نکرده بود و مادر شان هم بعد از سال او فوت کرد حالا برادران وخواهران او می گوبند که برادر ناتنی ما که ازپدرمان است سهمی از ارث نمی برد، آیا این گفته درست است و سهم او چقدر است و همچنین بقیه برادران وخواهران؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
كسانى كه به واسطه خويشاوندى ارث مى‏ برند سه گروهند:
گروه اوّل: پدر و مادر و اولاد ميّت. با نبودن اولاد، اولاد اولاد او (نوه) هرچه پايين روند (البته هر كدام از آنان كه به ميّت نزديك تر است) و تا يك نفر از اين گروه باشد، گروه دوم ارث نمى‏ برند.( 1 )
از پرسش شما استفاده شد که ارث جانباز شهيد به چه کسي مي رسد.
پاسخ: ارث جانباز به مادرش مي رسد که از گروه اول از طبقات ارث است که پس از يک سال از فوت جانباز فوت کرده، پس از فوت مادر جانباز ارث او به فرزندانش مي رسد. پسرانش دو برابر دخترانش از مادرشان ارث مي برند. برادر ناتني که فرزند اين مادر نيست، از مادر ارثي نمي برد.

پي نوشت :
1 . توضيح المسائل مراجع ، ج 2 ، ص 589 ،م 2728 .

اگر كسي از دين اسلام خارج شده باشد چگونه مي توان به او كمك كرد تا به دين اسلام بازگردد؟

پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
بدون داشتن اطلاعات لازم نمي توان در مورد راهنمايي يك شخص سخن گفت.
قبل از هدايت و راهنمايي شخص، بايد زمينه ها و علل و عوامل خروج از دين بررسي شود. بسياري از عوامل مربوط به حوزه شناخت و عقل و منطق نيست، اگر چه شخص براي موجه جلوه دادن خروج خود از دين، آن را مستند به علت هايي عقلي و منطقي مي كند، يا به اشكالاتي در دين اسلام اشاره مي كند.
اين نوع اشكالات مي تواند براي هر كسي و در هر زماني و حتي براي شخص معتقد به دين اسلام مطرح باشد، اما مهم نحوه برخورد با اين نوع اشكالات و در پي پاسخ آن بودن يا نبودن است. مهم اصل حقيقت جويي است كه در بسياري از اين افراد وجود ندارد، اگر چه همه‌آن را ادعا دارند. بسياري از آن ها در زندگي خود و در درون جامعه يا خانواده و محيطي كه در آن زندگي كرده اند، دچار مشكلاتي شده اند كه از حل آن ها عاجر بوده و به همين خاطر آن را به دين نسبت داده اند.
بايد ببينيد اشكالات و اهداف و انگيزه هاي او در باره خروج از دين چيست.
مهم ترين بخش اين مسئله، نوع برخورد با اين افراد است. اين گونه افراد به جهت تصورات و برخوردهايي منفي كه با دين و دين داران دارند، از حساسيت خاص برخوردار هستند. نقش خانواده و چگونگي برخورد با اين افراد بسيار مهم است.

کار رسمی ندارم اما گهگاهی اگر در قبال کاری مزدی گرفتم ایا ان روز سال خمسی من است؟

پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
کسي که شغلش کاسبي نيست، اگر اتفاقا منفعتي ببرد، بعد از آن که يک سال از موقعي که فايده برده بگذرد، بايد خمس مقداري را که از خرج سالش زياد آمده بدهد.( 1 ) آغاز سال خمسي را اولين مزدي که دريافت کرديد، قرار دهيد .پس از يک سال اگر چيزي افزون بر هزينه بود ،متعلق خمس است و بايد پرداخت شود .

پي نوشت :
1 . آيت الله وحيد خراساني، توضيح‏المسائل، ص 499 م 1773.

آیا اعتقاد به اینکه بعد از عطسه باید صبر کرد درست است یا نه؟ زیرا به تجربه ی شخصی به من ثابت شده که این مساله تا حدود زیادی درست است.

پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
در حديث آمده كه عطسه موجب راحتي بدن است، تا سه روز و به روايتي هفت روز، امان از مرگ است. نيز وارد شده كه عطسه به هنگام گفتن مطلب، گواه بر صدق و راستي آن مطلب است. در روايت آمده كه هنگام عطسه صلوات بفرستيد. آن چه بين عوام مشهور است كه هنگام عطسه تك بايد صبر كرد، صحت ندارد و در احاديث اثري از اين حرف نيست.(1)

پي‌نوشت‏:
1. شهيد دستغيب، 82 پرسش، ص 161، سؤال 71، مصطفي حسيني دشتي، معارف و معاريف، ج 7، ص 389، ماده: عطسه.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها