پاسخ ارائه شده به سؤالِ یک پرسشگر با مشخصات خاص است. در صورتی که سؤال یا ابهامی برای شما ایجاد شده از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
براي تداوم نماز عوامل متعددي وجود دارد که جهت رعايت اختصار به برخي از آن‌ها اشاره مي‌شود:
1ـ شناخت اهميت نماز.
نماز از منظر اسلام اهميت ويژه اي دارد؛ تا آن جا که از آن به عنوان ستون دين(1) و نور چشم پيامبر(ص) ياد شده است. (2)
از سوي ديگر ترک نماز از گناهان کبيره به حساب آمده است.(3)
پيامبر فرمود: " از ما نيست کسي که نماز را خوار شمارد ".(4)
نماز است سر خط آزادگي دواي غم و درد دل مردگي(5)
نماز عامل مهمي در تزکية روح و درون انسان است . اهميت ندادن به نماز به لحاظ عدم آشنايي به حقيقت آن و احساس نياز نکردن نسبت به آن، از عوامل ترک نماز و سستي در آن به شمار مي‌آيد. انسان بر اساس فطرت خود،همواره به سوي چيزي که برايش اهميت دارد، توجه و اهتمام مي‌کند. اگر براي انسان، امري مهم و ضروري جلوه کند، آن را به هر صورت ممکن انجام خواهد داد.انسان گرسنه و تشنه دنبال غذا و آب و رفع نياز خود مي رود . انساني که درد دارد، دنبال درمان مي رود . کسي که سنگيني طاقت فرساي درد هجران ودوري از خدا را درک کند، و بفهمدکه تنها با نماز است که مي توان درد هجران را به عشق وصال مبدل ساخت ، به عشق وصال محبوب و معشوقش به سوي نماز مي رود. چنان که اگر گرسنه و تشنه اي بفهمد براي رسيدن به نان و آب مسافتي را بايد بپيمايد ، درنگ نمي کند و ايستادن را خلاف عقل مي داند.
آشنا شدن به حقيقت نماز و اين که نماز جزء نياز وجود ما است، نماز است که زندگي و حيات ما را « طيّبه» و به آن معني و مفهوم مي بخشد. دانستن اين حقيقت که فايده و آثار نماز در دنيا و آخرت تجلّي مي‌کند و ... باعث مي‌شود انسان با شوق بيش تري به اقامه نماز بپردازد و از سستي در نماز و يا ترک آن خودداري نمايد.
کسي که نماز را سربار خود و صرفاً يک تکليف طاقت‌فرسا بداند، به حقيقت آن پي نبرده و اهميتي به آن نمي‌دهد.
‌ نماز مهم‌ترين فريضه از فرايض الهي است، اقامه آن مايه سعادت و ترک آن باعث شقاوت مي‌باشد .امام ‌صادق(ع) فرمود: "‌محبوب‌ترين اعمال پيش خداوند نماز است، و آخرين وصيت پيامبران الهي نماز‌است"(6)
حضرت در حديث ديگر فرمود: "‌تارک الصلاه بهره‌اي از اسلام نبرده است"(7) اگر انسان به درستي فکر ‌کند که خداوند چرا دستور داده که بندگانش نماز بخوانند، هيچ‌گاه نماز را ترک نمي‌کند . چنانچه به هر علتي‌ نمازش ترک شود ،فوراً جبران نموده و قضا مي‌کند.
قرآن مي‌فرمايد: "‌يا ايها الناس انتم الفقراء الي ا‌لله و ا‌لله هو الغني‌الحميد؛ ‌اي مردم شما همگي نيازمند خداييد، تنها خداوند است که بي نياز و شايسته هر گونه حمد و ستايش‌است"(8) وقتي خدا از عبادت ما سودي نمي‌برد و از طرفي نماز و ساير عبادت‌ها را واجب نموده است ‌،معلوم مي‌شود اين دستورات براي خوش بختي و سعادت خود ما است.
هنگامي که از عمق جان درک کرديم که ‌نماز در تأمين خوش بختي و سعادت ما نقش اساسي و تعيين کننده دارد ،با عشق و علاقه نماز مي‌خوانيم، چرا که‌نماز محور قبولي ساير اعمال است .در قيامت اولين سوال از نماز مي‌باشد. امام باقر(ع) فرمود: "‌اولين محاسبه بنده در مورد نماز انجام مي‌گيرد. اگر نماز مورد قبول واقع‌ شد، بقيه اعمال هم مقبول مي‌افتد"(9).
نماز از واجباتي است که خداوند در هيچ حالتي حتي در هنگام بيماري،‌ راضي به ترک آن نيست. تارک نماز بيش ترين ظلم را نسبت به خود روا مي­دارد . خود را از شفاعت پيامبر(ص)‌محروم مي‌کند. حضرت فرمود:
"‌هر که نماز را عمداً ترک کند، از پناه خدا و پناه پيغمبرش بيزاري جسته‌است"(10). پس انساني که معتقد به خدا و قيامت است و مي‌داند هر چه از خوب و بد انجام بدهد، نتيجه‌اش به ‌خودش باز مي‌گردد، عاشقانه به سوي نماز مي‌شتابد و آن را در اول وقت مي‌خواند.
نبي گرامي اسلام(ص) ‌فرمود:"‌فضيلت اول وقت نماز بر آخر وقت مانند فضيلت آخرت بر دنيا است"(11).
2ـ شناخت پيامدهاي ترک نماز.
يکي از عوامل و راهکار مهم دوباره نماز خواندن شناخت پيامدهاي منفي ترک نماز است. در قرآن بر ترک نماز وعدة عذاب داده شده است: " بهشتيان از دوزخيان مي‌پرسند: چه چيز شما را به دوزخ کشانيد، جهنميان در پاسخ گويند: ما از نمازگزاران نبوديم ". (12)
رسول خدا (ص) مي‌فرمايد: "کسي که نماز خود را سبک گيرد و در به جا آوردنش سستي نمايد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مي‌کند؛ شش بلا در دنيا و سه تا در موقع مردنش و سه در قبر و سه در قيامت و هنگامي که از قبر بيرون مي‌آيد.
اما شش بلاي دنيوي:
1ـ خداوند برکت را از عمرش کم مي‌کند.
2ـ برکت را از روزيش بر مي‌دارد.
3ـ از صورتش نشانة نيکوکاران را بر مي‌دارد.
4ـ هر کار خيري کند، پذيرفته نمي‌شود و براي آن اجري ندارد.
5ـ دعايش مستجاب نمي‌شود.
6ـ از دعاي نيکوکاران بهره اي ندارد".(13)
3ـ رفع موانع.
ترک نماز مبتني بر عواملي است که بايد از آن‌ها پرهيز شود. انسان بالفطره گرايش به عبارت دارد. معصيت، دنياگرايي، ندادن زکات، تکبر، حرام خوردن، آشاميدن شراب، حسد و... از عوامل و موانع تأثير گذار ترک نماز به حساب آمده است.
4ـ شناخت آثار نماز.
يکي از راه‌هاي تداوم نماز، شناخت آثار معنوي، سياسي و اجتماعي نماز است. اگر انسان با فلسفه و علل تشريع نماز اشنايي داشته باشد، نماز را ترک نمي‌کند.
5ـ توبه.
بي ترديد ترک نماز گناهي است که نياز به گناه زدايي دارد. يکي از عوامل مهم تأثيرگذار گناه زدايي، توبه است. توبه که نوعي بازگشت و دگرگوني است، سبب مي‌شود که قلب انسان صفا گرفته و بار ديگر معنويت در آن تجلي نموده و از گناه جلوگيري شود. امام علي(ع) فرمود: " جز اين نيست که پشيماني بر گناه سبب ترک آن مي‌شود".(14)
کسي روز محشر نگردد خجل که شب‌ها به درگه بَرَد سوز دل
اگر هوشمندي، ز داور بخواه شب توبه تقصير روز گناه
اگر بنده اي، دست حاجت برار و گر شرمسار، آب حسرت ببار
نيامد بدين در کسي عذر خواه که سيل ندامت نشستش گناه (15)
6ـ ياري از خداوند:
انجام عبادت، به ويژه نماز خواندن ، توفيق و سعادت مي خواهد. عبادت و بندگي و برقراري ارتباط با خدا ، مي‌طلبد که از خدا خواسته شود توفيق عبادت دهد. چنان که حضرت ابراهيم از خدا مي خواهد و عرض مي کند :
« ربّ اجعلني مقيم الصلاة و من ذرّيتي ؛ اي پروردگارم ! مرا و فرزندان و ذريه ام را از بر پا کنندگان نماز قرار ده». (16) يکي از شهادت هايي که در زيارتنامه هاي همه امامان عليهم السلام و اولاد طاهرين شان آمده « اشهد انّک قد اقمت الصلاة » است. در دعاي حضرت مهدي (عج) آمده است : "اللّهم ارزقنا توفيق الطاعه..."(17) که يکي از مصاديق بارز طاعت، نماز است.
7- توجه به حقيقت نماز :
ديگر موجبات سستي در نماز و عدم اهتمام به آن، عادت به عبادت است ; به اين معنا که انسان، اصل نماز و افعال و اذکار آن را از روي عادت به جا آورد، به طوري که به حقيقت و روح نماز توجه نداشته باشد. عمل بر اثر عادت، عبادت را از حالت آگاهانه خارج مي‌نمايد . تبديل به يک عمل غير آگاهانه مي‌کند، به طوري که روح اعمال فراموش شده و تنها ظاهر اعمال هدف قرار مي‌گيرد.
مذموم بودن عادت به اين معنا نيست که استمرار، مداومت و کثرت اعمال اشتباه است، بلکه ملاک ارزش، مقدار توجه و آگاهي در عمل است. مردان الهي در عين کثرت عبادت و دعا، به مقدار توجه و آگاهي خود در اعمال مي‌افزايند و از عبادت لذت بيش تري مي‌برند.
پي‌نوشت‌ها:
1. من لا يحضره الفقيه، ج 1، ح 639.
2. مکارم الاخلاق، ج 2، ص 461.
3. عبدالحسين دستغيب، گناهان کبيره، ج 2، ص 183.
4. فروع کافي، ج 3، ص269.
5. نماز از ديدگاه قرآن و حديث، ص 77 - 78.
6. محمد محمدي‌ري‌شهري، ميزان الحکمه، ماده صلاه، شماره 10534.
7. بحارالانوار، ج 79، ص 232.
8. فاطر (35) آيه 15.
9. ميزان الحکمه، ماده صلاه، شماره 10570.
10. صادق احسانبخش، آثار الصادقين، ج 1، ص 133، حديث 15796 - ح 2.
11. همان، ص 110، حديث 15708، ح 2.
12. مدثر (74) آيات 40 ـ 41.
13. گناهان کبيره، ج 2، ص 187 ـ 188.
14. وسائل الشيعه، ج 11، ص 349.
15. گناهان کبيره، ج 2، ص 408
16. ابراهيم (14) ، آيه 40
17. مفاتيح الجنان، دعاي حضرت مهدي (عج).