پرسش وپاسخ

در حوزه ی عفاید، عقل تا کجا می تواند پیش برود و چرا؟ از کجا به بعد می شود خبر آسمانی و عقل نا توان می شود؟ لطفا منابعی هم در این مورد معرفی کنید؟ (توانایی عقل در حوزه ی عقاید)

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
براي پاسخ تذکر نکاتي چند ضروري است:
مقدمه اول :
روش کاوش در علوم متفاوت است و هر علمي و يا هر حقيقتي را با يک روش نمي توان مورد کاوش و بررسي قرار داد . در علوم تجربي از روش تجربه و مشاهده ،در علوم نقلي مثل تاريخ و ادبيات( از علوم انساني) و مثل فقه (از علوم الهي) از روش نقل و در علوم عقلي مثل فلسفه از روش عقلي صرف استفاده مي کنيم . اين که گفتيم از روش عقلي صرف در علوم عقلي استفاده مي کنيم، به اين دليل است که در کاوش از علوم ديگر درست است که ما از عقل خود نيز بهره مي بريم، ولي عقل در آن جا فقط به عنوان ابزار فهم مسائل به کار مي رود ،نه ابزار اثبات آنها ، ولي در علوم عقلي هم ابزار فهم است و هم ابزار اثبات .
چيزي ديگر در اثبات اين مسائل ( علوم عقلي ) مثل مشاهده و حس و تجربه و نقل و احساسات آدمي ، به کار نمي آيد . اين نوع عقل را عقل کلي و عقل مورد استفاده در علوم نقلي و تجربي را عقلي جزئي مي گويند . اگر حوزه کاري اين دو با هم رعايت نشود و هر کدام در کار ديگر و درمحدوده ديگري دخالت کند ، کار خراب مي شود و نتايج زيانباري به بار خواهد آورد .
مقدمه دوم:
عقل از ديدگاه دين حجت است و انسان مي‌تواند در فهم بسياري از امور طبيعي از آن استفاده کند اما اين حجيت و تکيه بر آن به اندازه و برد و توان عقل و آن هم در محدوده فعاليتش مي باشد. عقل تنها در اموري مي‌تواند دخالت کند که حق دخالت در آن امر را داشته باشد . زماني حق دخالت در امري را دارد که توان و نيروي کاوش در آن را داشته باشد.
بنابر اين شناخت عقلي و حکم عقل ملاک و حجت است لکن نه در همه جا و همه امور. عقل قدرت زيادي در شناخت امور دارد ولي توانش محدود است. کمي يا زيادي اهميت موضوع مسأله هم در تعيين قلمرو عقل دخالتي ندارد. به عنوان مثال عقل مي‌تواند خدا را اثبات کند ولي نمي‌تواند وجود آب در کرة مريخ را اثبات کند، چرا؟ چون که اصلاً جنس مسأله از نوع مسائلي نيست که عقل بتواند حکمي در آن بدهد. دليل آن هم اين است که احکام عقل فقط در کليات است و در جزئيات حکمي ندارد.
اثبات اين مسأله ـ وجود آب در مريخ ـ به عهدة مشاهده و تجربه است. يعني انسان بايد سوار سفينه فضائي بشود و در مريخ پياده شود يا وسيله‌اي به آن جا بفرستد و از طريق وسيله آن را مورد مطالعه قرار دهد و يا تلسکوپ بسيار قوي بتواند بسازد و از زمين بتواند آن جا را مشاهده کند و بعد حکم کند که در مريخ آب هست يا نيست.
حالا کسي بگويد يعني چه؟! ما با عقلمان خدا را ـ موضوعي با اين اهميت که همه عالم و حتى کره مريخ مخلوقات اويند و در مقابل او چيزي حساب نمي‌شوند ـ مي توانيم اثبات کنيم، چرا نتوانيم با همين عقل در کتابخانه‌ و يا گوشه‌اي بنشينيم و فکر کنيم و استدلال و برهان بياوريم و بالاخره اثبات کنيم که آيا در مريخ آب هست يا نيست؟!!
آيا چنين سخني معقول است؟ چنين مطلبي به حکم عقل مطرود است. چرا؟ به اين دليل که جنس موضوع مسأله فرق مي‌کند . به همين دليل روش و ابزار شناخت آن موضوع هم فرق خواهد کرد.
مقدمه سوم:
دين عبارت است از مجموعه‌اي از اعتقاديات و اخلاقيات و قوانين حقوقي و عبادي که نوع و جنس هر کدام از اين امور با ديگري متفاوت است. بنابر اين ابزار و روش فهم و تحقيق و شناخت آنها نيز متفاوت مي‌باشد. حتى داخل هر يک از اين قسمت‌ها نيز تمام مسائل از يک نوع واحد نيستند و ابزار و روش‌هاي متفاوتي در تبيين و اثبات آنها وجود دارد.
1ـ عقايد: دو نوع است: 1) کلي؛ 2) جزئي.
عقايد با موضوعات عام و کلي مثل وجود آفرينندة عالم موجودي که بتوان تمام عالم و اتفاقات جاري را به او نسبت داد. و اينکه اين موجود چه ويژگي‌ها و صفاتي بايد داشته باشد .نيز مثل وجود هدف براي عالم به اين معنا که عالم بيهوده آفريده نشده و در پس آن هدفي است که عالم و از جمله انسان در حال سير به سوي آن مي‌باشد. نيز اينکه انسان بايد در انتهاي حيات دنيوي
بايد پاداش اعمال نيک خود را ببيند و تاوان ظلم‌ها و بدي‌هاي خود را بپردازد.
عقايد با موضوعات جزئي و خاص مثل فرستاده‌اي که رابط بين آفريننده و آفريده شده است، کيست؟
و اينکه حيات پس از مرگ کي و به چه کيفيت اتفاق خواهد افتاد؟
2ـ اخلاقيات:
اخلاقيات نيز بر دو نوعند:
الف)با موضوعات کلي و عام؛
ب) با موضوعات جزئي و خاص.
اخلاقيات عام مثل اينکه ظلم بد و عدالت خوب است، اداي امانت خوب و خيانت در امانت بد است.
اخلاقيات جزئي مثل اينکه فلان عمل ظلم است و فلان نحوه رفتار عدالت است .
3ـ قوانين عبادي و حقوقي (احکام):
بحث در احکام نيز دو نوعند:
أ ـ بحث در کليت اثبات احکام.
انسان در مقابل آفريننده خود تکليفي دارد يا نه که از آن تکليف به عنوان احکام تکليفي بتوان ياد کرد؟ بحث در اثبات تکليف با عنوان عام و کلي ، يعني اينکه انسان در مقابل رب خود وظيفه‌اي دارد و رها نيست و نيز اين که آن وظيفه بايد بر اساس عدالت باشد.
ب ـ بحث در جزئيات احکام:
حالا که ثابت شد انسان در مقابل رب و پروردگارش تکليفي دارد، تکليف چيست؟ به چه نحو بايد انجام دهد؟ انواعش کدامند؟ جزئياتش چيست؟
در تمام اين سه بخش (اعتقادات، اخلاقيات و حقوق [فقه]) آنچه از انواع اول مي‌باشند، در حيطة جولان عقل مي‌باشندو عقل مي‌تواند در آنها نظر بدهد، يعني توانائيش را دارد و اصلاً وظيفة عقل است و به چيزي غير از عقل اثبات نمي‌شود. چرا؟ چون از نوع کليات مي‌باشند و عقل هم حيطة وظائفش در کليات است.

هر آنچه از نوع دوم مي‌باشد (جزئيات مسائل) در حيطة عمل عقل نيست و عقل انسان هرچه به خود زحمت دهد نمي‌تواند آن را ثابت کند؛ نه اينکه نمي‌فهمد بلکه نمي‌تواند اثبات کند، انکار هم نمي‌کند مثلاً اينکه فرستاده خدا که بايد رابط بين آفريننده و آفريده شده‌ها باشد کيست؟ عقل نمي‌تواند آن را اثبات کند که مثلاً حضرت رسول اکرم(ص) مي‌باشد . انکار هم نمي‌کند ؛يعني بگويد محال است که ايشان باشد؛ بلکه عقل اين جا تابع است. و يا اين که امام بعد از پيامبر کيست و چند نفرند؟ کي به دنيا مي‌آيند و از دنيا مي‌روند؟ اثبات و تعيين اين کار عقل نيست، بلکه کار نقل است؛ بايد تمام اينها را از پيامبر شنيد.
احکام عبادي نيز از اين قبيل‌اند. چرا که از قبيل جزئيات بوده و عقل در جزئيات حکمي ندارد. مثل اينکه انساني بايد نماز بخواند و به فلان کيفيت هم بخواند و يا روزه بگيرد به فلان اندازه و باقي مسائل حقوقي نيز هکذا.
احکام غير عبادي (اجتماعي، اقتصادي، سياسي و ...) نيز از اين قبيل‌اند. ارث زن نصف ارث مرد است.‌عقل از کجا مي‌تواند بفهمد اين مسأله را اثبات کند ؟انکار هم نمي‌کند. اين گونه مسائل تابع وضع شارع يعني تکليف کننده و کسي که اين تکاليف را وضع کرده ، هستند. هرچه او وضع کرده باشد ، قانون است. البته هر کس مي‌تواند با فکر و نظر ناقص خود قانوني وضع کند، مثلاً بگويد ارث مرد چهار برابر زن باشد و يا ارث زن پنج برابر مرد باشد و يا مساوي باشد. ولي بايد ديد کدام يک از اينها نظر شارع را تامين مي کند.
حال چرا بايد نظر او را تأمين کرد ؟ به اين دليل که او آفريننده است و حق وضع قانون دارد ،نه انسان هائي مثل خودم ، که هيچ گونه ولايتي را خدا به آنان نسبت به ديگران نداده است و مثل او از تمام زوايا و ابعاد وجودي من اطلاع ندارند ( اين مسأله مورد اتفاق و اجماع تمام دانشمندان علوم انساني و تجربي و حتي فلسفي است ) بنابراين عدالت را در وضع قوانين بهتر از تمام انسان ها مي تواند رعايت کند ، چرا که عدالت غير اين نيست که هر چيزي در جاي خود قرار داده شود.
عبادت و انجام تکليف به خاطر اطاعت از اوست و نوع اطاعت و اجزاي آن را هم او بايد تعيين کند .
انساني و يا انسان‌هايي ممکن است با هم بنشينند و بگويند ارث زن دو برابر مرد باشد يا فلان دليل که مثلاً چون زن ضعيف‌تر است ،سهم بيشتري ببرد و يا عده‌اي بنشينند و حکم دهند که مساوي باشد و عدالت را در تساوي ببينند و يا هر کس ديگر حکمي کند و براي حکمش هم دليل بياورد که مثلاً طبق فلان دليل اين حکم همخوان با عدالت است. ولي آيا واقعاً اين گونه است؟ آيا با دور هم نشستن و کار عقلي کردن و فکر کردن مي‌توان به حقيقت مسأله که عدالت هم رعايت شود پي‌برد؟ آيا مي‌توان گفت که اگر تساوي رعايت شود،‌عدالت هم رعايت شده است؟ آيا تساوي برابر است با عدالت؟
آيا اگر همه انسان‌ها با حجم تلاش‌هاي متفاوتي که دارند، اگر دستمزد مساوي بگيرند، عدالت رعايت شده است؟ به نظر مي‌رسد همه جا اين گونه نيست، در بسياري از موارد اختلاف و تفاوت، عين عدالت است و تساوي عين ظلم. حال اختلاف و تفاوت به چه شکل باشد؟ به تعيين عقل ‌مي توان يک سمت را معين کرد و درجه تفاوت و اختلاف را هم تعيين نمود؟
عقل مي‌گويد: خير اين کار من نيست . در اين مورد عاجزم چرا که در محدودة جولان من نيست. مي توانم بگويم که بايد عدالت رعايت شود ولي قدرت اين را ندارم که دريابم آيا اگر نماز را هفده رکعت در شبانه روز بخوانم، حق مولا و پروردگارم را ادا کرده ام يا مثلا بيست رکعت بخوانم.هما ن طور که نمي توانم اثبات کنم که آيا وقتي چراغ راهنما قرمز است ،بايد ايستاد يا حرکت کرد ؟ چرا که اين را بايد از واضع اين قانون بپرسيد ، او به شما خواهد گفت . همچنين است مثال هائي که آورديد : ارث زن و مرد و يا اعدام مرتد و .... .
پس چه بايد کرد؟ چه کسي آگاه ترين شخص در اين باره مي‌باشد؟ آيا آنهايي که ابزاري به جز عقل ندارند و عقل هم کاري از او در اين گونه مسائل ساخته نيست يا هر موجودي که انسان و عقل او را آفريده و به تمام مصالح و مفاسد زندگي او آگاهي دارد و هر چيزي را مي‌تواند سر جاي خود قرار دهد و به اين طريق عدالت را رعايت کند؟
عقل حکم مي‌کند گونه دوم درست است ( اين ديگر کار عقل است؛ يعني تعيين واضع قانون، چرا که از نوع اول مسائلي است که در بالا ياد آور شديم ).
بنابر اين عقل ارزشمند است، حجت است و عالي‌ترين مخلوق است ولي در حد و اندازه خودش . اگر از اندازة خود پا فراتر نهد ، به خطا خواهد رفت. حال چه متوجه خطاي خود باشد يا نه، و تصور کند که به راه درست رفته است ؛مثل غرب و ممالک غير اسلامي که تصور مي کنند همين که با عقل هاي ناقص خود نشستند و قوانيني وضع کردند ، کار را تمام کرده و عدالت را به انجام رسانده اند .نيز اين گونه تصور مي‌کنند که مثلاً با تبديل مسأله قصاص به حبس ابد و يا هر مجازات ديگر مسأله را حل کرده‌اند، ولي نمي‌دانند که با تعطيلي اين حکم چه منافع و مصالحي را از دست داده و چه مفاسدي را به بار آورده‌اند.

با سلام مدتی است که با دختر خانمی نامزد کرده ام هر زمان که با او تنها می شوم نا خوداگاه و با کمترین تحریکی حتی در زمان صحبتهای عادی ابی چسبناک همانند منی در حد یک یا دو قطره از بدنم خارج می شود . ایا این اب حکم منی را دارد وباید غسل کرد

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
با توجه به علامتي كه از مايع يا ترشح مذكور بيان كرده ايد كه همه يا برخي از علائم مني در آن وجود ندارد، مني نبوده و پاك است . غسل جنابت لازم ندارد.
آبى كه گاهى بعد از ملاعبه و بازى كردن و تحريک هاي جنسي از انسان خارج مى شود و به آن مذى مى گويند، پاك است .
نيز آبى كه گاهى بعد از منى بيرون مى آيد و به آن وذى گفته مى شود و آبى كه گاهى بعد از بول بيرون مى آيد و به ‌آن ودى مى گويند ، اگر بول به‌آن نرسيده باشد، پاك است . (1)
پي نوشت :
1 . آيت الله مکارم شيرازي ، توضيح المسائل ، ص 31 ، م79 .

من به دلایلی مجبور شدم قبول کنم پروژه ای را به بیرون از دانشگاه بدهیم. ما 1 گروه 3 نفره بودیم. از ابتدا شرط کردم پولی نخواهم داد(به خاطر به حد اقل رساندن اشتباه و گناه خودم) و اعضا قبول کردند که رضایت من کافی است چون می دانستند به شدت با این کار مخالفم و بعید است راضی شوم که متاسفانه شدم. الان نمره ها داده شده و دوست من توقع دارد من سهم خود را بدهم و این نقض قرار اولیه است و همین را هم به او گفتم. 1. در عین حال مدتها بود می خواستم از جایی بپرسم که چون نمره را گرفته ام یعنی نفع برده ام، دینی به گردنم می ماند یا نه؟ 2. سؤال دیگر اینکه آیا این دوست من حق دارد بر خلاف قرارمان(هر چقدر هم که اصل قرار اشباه باشد) توقع پول کند؟ 3.آیا نفس این عمل (واگذاری پروژه ی دانشجویی به شخص دیگری و پرداخت پول در ازای انجام آن) به دلایل کاملا واضح حرام نیست؟ 4. آیا از نظر امر به معروف و نهی از منکر، بهتر نیست به استاد این درس بگویم که 99% بچه ها همین کار را کرده اند(اطمینان دارم) و این ناشی از عدم تناسب تدریس و پروژه است(من ایشان را واقعا مقصر می دانم در عین اینکه به تنبلی بی حد و حصر بجه ها معترفم. در ضمن الان نمره ها قابل تغییر نیست و صحبت من ضرری ندارد.)؟ *****لطفا نظر مراجع مختلف حی درج شود. سعادتمند باشید

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
1- اگر دادن پروژه کاري به کس ديگري برخلاف مقررات دانشگاه باشد و انجام کار توسط خود دانشجو براي دانشگاه موضوعيت داشته باشد، جايز نيست . انجام کار توسط ديگران، نوعي تقلب حساب مي شود . منفعت بردن از راه تقلب و به خاطر کار ديگران جايز نيست. مگر آن که دانشجو شايسته استفاده از آن منفعت باشد اما اگر انجام کار توسط خود دانشجو براي دانشگاه موضوعيت نداشته باشد و دادن پروژه کاري به کسي ديگر برخلاف مقررات دانشگاه نباشد، اشکال ندارد.
2- طبق قرار دادي که کرده ايد ، دوست شما حق پول گرفتن از شما را ندارند.
3- همان طور که درپاسخ سؤال اول گفته شد اگر برخلاف مقررات دانشگاه باشد، جايز نيست و تقلب است . اگر کسي از راه تقلب منفعت به دست آورد يا با نمره تقلبي در جاي استخدام شود و حقوقي بگيرد، چنانچه خودش شايستگي براي گرفتن حقوق را داشته باشد، اشکال ندارد . اگر شايستگي نداشته باشد ،گرفتن حقوق و يا استفاده از منفعت از راه تقلب حرام است.
4- در صورتي که استاد يا مسئولان دانشگاه اطلاع از اين نوع تقلب ندارند، لازم است که موضوع به استاد يا مسئولان دانشگاه گفته شود(1)
پي نوشت:
1. سؤال تلفني، 7744010-0251) از دفتر آيت الله صانعي.

سلام... ببخشید اگه آدم یه قسمی بخوره بعد پشیمون بشه باید چی کار کنه؟؟؟ یه سواله دیگه هو دارم... میگم چه جوری میشه صیغه خوند منظورم اینه که چه شرایتی داره ؟ اگه دختره راضی باشه حله؟ یا باید باباشم راضی شه؟ من از یه دختری خوشم اومده ولی میخوام گناه نکنم هنوز هم موقع ازدواجم نیست ولی فقط میخوام باهاش باشم و نمی خوام کارای زناشویی بکنم نهایتن شاید دستشو بگیرم یا ماچش کنم... حالا من چی کار کنم؟؟؟ به خدا من آدم بدی نیستم نماز و روزمو دارم ، اعتکاف هر سال میرم و... اگه میشه جواب دوتا سوالمو به صورت کامل کامل بدین واقعا ممنونم اگه میشه جوابو بفرستین به ایمیلم خیلی چاکّریم...

پرسش: 1-قسم شکستن و2- صيغه خوندن شرح :
اگه آدم يه قسمي بخوره بعد پشيمون بشه بايد چي کار کنه؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
اگر كسي‌كه‌ بالغ ‌و عاقل‌است‌، با قصد و اختيار به‌ يكي‌از اسم‌هاي ‌خدا( خدا ، الله رازق خالق) قسم‌ بخورد: كاري‌كه‌ مباح‌ يا مستحب‌ يا واجب ‌است ‌انجام ‌دهد، يا کار بد يا مرجوحي را ترک کند ، بايد به ‌قسم‌ عمل ‌نمايد. اگر عمداً عمل ‌ننمايد، بايد كفاره‌ بدهد؛ يعني‌ ده ‌فقير را سيركند يا آنان‌ را بپوشاند .اگر نتوانست‌، بايد سه‌روز روزه‌ بگيرد.(1)
تنها در موردي که از روي فراموشي يا اجبار يا اضطرار به قسم خود عمل نکند، کفاره ندارد.(2)
قسم براي اثباط مطلبي(مثلا بگويد به خدا راست مي گم) اگر راست باشد، مکروه است .اگر دروغ باشد، حرام است، ولي کفاره ندارد.(3)
پي نوشت ها:
1.آيت الله مکارم،توضيح‌المسائل‌،م 2302.
2. همان،م2303.
3. همان م2304.

پرسش:
چه جوري مي شه صيغه خوند ؟
پاسخ:
به نظر بيش تر مراجع معظم تقليد، دختري که به حد بلوغ رسيده و رشيده است، يعني مصلحت خود را تشخيص مي‏دهد، اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد ، بايد از پدر يا جد پدري خود اجازه بگيرد، گرچه بخواهد باکره بودنش را حفظ کند.(1)
طبق نظر برخي از مراجع، اذن پدر تکليفاً لازم است، يعني اگر بدون اذن پدر عقد خوانده شود، عقد صحيح است، (2)ولي فردي که بايد اجازه مي‌گرفت و نگرفته ، معصيتکار است.(3) برخي گفته‌اند: در عقد دائم اذن پدر لازم نيست، ولي در عقد موقت لازم است.(4)
نوع ارتباط بعد از عقد، تفاوتي در اين شرط ايجاد نمي كند.
پي‌نوشت‏ها:
1. توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 387، م 2376؛ استفتاءآت جديد، آيت الله تبريزي، ص 33، سؤال 1481؛ آيت الله فاضل لنکراني، جامع المسايل ج1، س 1546؛ استفتائات، آيت الله مکارم، ج 2، ص .318، س 913.
2. آيت الله گلپايگاني، مجمع المسائل، ج 4، ص 305، ص 843.
3. همان؛ آيت الله بهجت، ذيل مسئله 2376.
4. آيت الله صانعي، توضيح المسائل، مسئله 2412.

می خواستم بدونم که مسافر برای خواندن نماز شکسته خود در نیت باید چه بگوید آیا باید بگوید چهار رکعت نماز شکسته مسافر می خوانم یا باید بگوید دو رکعت نماز شکسته مثلا ظهر مسافر می خوانم ؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
بايد نيت کند:
دو رکعت نماز ظهر شکسته مي خوانم قربتاٌ الي الله. لازم نيست به زبان بگويد. همين كه در قلب نيت داشته باشد، كافي است.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

به نام خدا و به نام و یاد ولی او با سلام خدمت شما مادری هستم ، دختری دارم 24 ساله ، از مهر ماه سال پیش (88) متوجه شدم که دخترم به وسیله تلفن همراه با شخصی ارتباط دارد و پس از مدتی مشخص شد که گاهی حضوری نیز یکدیگر را ملاقات کرده اند در ضمن ما خانواده ای مذهبی هستیم و با این تماس ها بسیار مخالفیم ، پس از اطلاع یافتن از این امر به دخترم اظهار داشتم که اگر ممکن است به خانه ی ما بیایند تا از راه شرع و عرف دست به کار شوند . پس از چندین روز پسر 28 ساله به همراه مادر ، پدر ، دو دختر و دامادشان به خانه ی ما آمدند اما ما از همان نگاه اول دریافتیم که این خانواده با ما متناسب نیستند ، چه از لحاظ معنوی ، چه از لحاظ فرهنگی و چه از لحاظ مادی . البته فرزند آنان نیز از لحاظ جسمی و ذهنی کمی ناتوان می باشد و خانواده اناپن بیماری صرع پسرشان را نیز از ما مخفی نگاه داشته بودند – که البته دخترم قبلا آن را در خانه بیان کرده بود – بنابرین به شکلی به آن ها پاسخ منفی دادیم . در روز های اول گذشتن این ماجرا دخترمان خیلی ناراحت بود اما به تدریج با آرام شدنش مطمئن شدیم که رابطه ی خود را با آن شخص قطع کرده است . حال با گذشت 8 ماه متوجه شدیم که نه تنها رابطه ی بین خود را قطع نکرده اند بلکه هم اکنون نیز با یکدیگر تماس دارند ..با توجه به این امر ما راه های بسیاری مانند منع استفاده از تلفن همراه و ... را اعمال داشتیم اما با این حال دخترم اظهار می کند که تنها او را می خواهد و از ما درخواست می کند تا به او اجازه دهیم با آن پسر ازدواج کند حتی در صورت بی توجهی کامل ما نسبت به او در صورت انجام این عمل . حال از شما تقاضامندیم تا با پیشنهاد راهی ما را یاری کنید تا بتوانیم به این رابطه پایان دهیم . التماس دعا [ در واقع من فرزند این خانواده هستم و به دلیل سن پایینم که به من این اجازه را نمی دهم نمی توانستم این امور را برای او بیان کنم در واقع من با کمی جست و جو در وسایل و تلفن همراه او ( که البته می دانستم خیلی کار درستی نیست ) متوجه شدم او با خواندن صیغه ای بدون اذن پدر که احتمالا باطل نیز می باشد اقدام به برقراری رابطه ی جنسی با او نیز نموده است و در ضمن این اولین رابطه ی او با یک پسر نیست در واقع از شما تقاضا دارم به طور غیر مستقیم این امر را در نظر داشته یا شید باتشکر ]

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
در مورد قطع رابطه نامشروع دو نفر شرط لازم آن است كه فرد خود بخواهد به اين رابطه پايان دهد؛ در واقع، بدون اين قصد فرد تلاشي نيز نخواهد نمود. اين مسأله به ويژه هنگامي شدت مي يابد كه روابط از حد روابط كلامي به روابط بدني و سپس به روابط جنسي كشيده شده باشد. در تمام موارد نقطة مشترك ايجاد وابستگي به ويژه براي دختر است؛ مخصوصاً هنگامي كه در خانه كسي نباشد كه با دختر به همدلي بپردازد.
اين مسأله به عنوان يك وابستگي مستلزم اقدامات درماني است . در بهترين شرايط به تنهايي نمي توانيد رفتار نامطلوب را به طور كامل خاموش سازيد. سطح انتظار خودتان را واقع بينانه برگزينيد. نهايتاً مي توانيد با فراهم آوردن زمينه براي گفتگوي او برونريزي هيجانات را تسهيل نماييد . اين امر به نوبة خود كمكي براي دستيابي به درمان خواهد بود. براي اين كار بايد تنها به حرف هاي فرد وابسته گوش فرا داده و آن ها را پذيرا باشيد. البته اين امر مستلزم قبول كردن مطالب او نيست. فقط كافي است احساسات او را درك كنيد . در فرصتي ديگر به اراية توضيحات بپردازيد. بر اساس آنچه روانشناسان معتقدند، با دوازده مانع ارتباطي روبرو هستيم كه اجازه نمي دهد ارتباط ما با ديگران شكل گيرد و افراد از ما مي گريزند. به ارتباط به عنوان شاه كليد حل مسأله نگاه كنيد.
تنها كمك مناسبي كه مي توانيد در اين زمينه ارايه دهيد، كمك براي مراجعه به يك مشاور يا گفتگو با سرويس تلفني مركز با شماره رايگان 09640 است. در اين صورت خود فرد در جريان آنچه در كمين اوست ،قرار خواهد گرفت.

اگرشخصي چندين بار احاديث وافي ،بحارالانوار ووسادل الشيعه را مطالعه کرده و در آنها تدبر و تفکر کند و همچنين چند بار قرآن را بخواند و ذر معاني آن تدبر و تفکر کند ، بطوريکه اگر سؤالي از قرآن يا احاديث کتب گفته شده از او شود بتواند پاسخ دهد ،‌آيا چنين شخصي مي تواند حداقل در مورد مسائل شرعي خودش تصميم بگيرد يا بايد تقليد کند ؟ اگر نمي تواند چه مطالعه ديگري بايد انجام دهد ؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
صرف خواندن روايات و خواندن قرآن سبب اجتهاد نمي شود . نمي تواند خودش در مورد احکام شرعي تصميم بگيرد .تا زماني که انسان به مرحله اجتهاد نرسد ،يا بايد تقليد کند و يا در انجام اعمال طور احتياط کند که يقين به صحت اعمال خودش پيدا کند.(1)
مجتهد کسي است که ملکه اجتهاد و قدر ت بر استنباط احکام را داشته باشد. بايد شرايط زير را دارا باشد:
1- با ادبيات عرب و علم صرف و نحو به مقداري که بتواند قرآن و روايات را بفهمد ،آشنائي داشته باشد.
2- به علم رجال و علم درايه آشنائي داشته باشد .بتواند روايات صحيح و غير صحيح را جدا کند . روايات غير صحيح منبع استنباط احکام نيستند.
3- به علم اصول که پايه و اساس شناخت فقه و احکام الهي است ، تبحر کافي داشته باشد تا بتواند فقه را بفهمد.
4-آشنائي کامل به فقه و قواعد آن بايد داشته باشد.
5- آشنائي با علم منطق و فلسفه به مقداري که در فهم احکام لازم است.
بعد از تسلط بر اموري که ذکر شد آن گاه بايد تمام روايات را درهر موضوع مطالعه و بررسي کند.طبق قواعد فقه و علومي که دراستنباط احکام دخيل است ، احکام را استخراج کند و به آن عمل کند.
اما بدون دانستن اين علوم و بدون داشتن شرايط اجتهاد هر مقداري که روايات را مطالعه و فکر کند، نمي تواند احکام را استنباط کند. بايد يا از مجتهد اعلم تقليد کند يا در مسائل شرعي احتياط کند.
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ،نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم .
پي نوشت:
1. توضيح المسائل مراجع، ج1 ، مسئله 1.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
مسلمانان اهل كتاب آسماني هستند، اما در اصطلاح به مسلمان اهل کتاب گفته نمي شود.
آيت الله خامنه اي فرموده:
مقصود از اهل كتاب هر كسى است كه اعتقاد به يكى از اديان الهى داشته ، خود را از پيروان پيامبرى از پيامبران الهى
بداند . يكى از كتاب‏هاى الهى را كه بر انبيا نازل شده، داشته باشند مانند يهود، نصارى، زرتشتى‏ها و همچنين صابئين كه بر اساس تحقيقات ما از اهل كتاب هستند و حكم آن ها را دارند. معاشرت با پيروان اين اديان با رعايت ضوابط و اخلاق اسلامى اشكال ندارد.(1)
پي نوشت:
1.آيت الله خامنه اي ،استفتائات,س316.

اگر جواب همه سوالاتم "بله " است خواهشمندم برای بنده یک راه حل ارائه بدهید چون ؛1 - در روز چندین بار غسل میکنم و تکرار این کار آزارنده است برایم 2- برای ماه رمضان حقیقتا نمیدانم چطور میتوانم مانع از افکارم شوم (بنده مقلد آیت الله خامنه ای هستم )

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
با توجه به علامتي كه از مايع يا ترشح مذكور بيان كرده ايد كه همه يا برخي از علائم مني در آن وجود ندارد، مني نبوده و پاك است . غسل جنابت لازم ندارد.
غير از مني و بول آب هاي ديگري از انسان ممکن است خارج شود که عبارتند از:
«مذي» آبي است که گاهي بعد از بازي کردن با همسر و پس از تحريک جنسي خارج مي شود . نشانه هاي مني را ندارد( كه منظورتان همين است )«مذي» پاک است.
«وذي» آبي است که گاهي بعد از خارج شدن مني ، از انسان بيرون مي آيد . اگر به واسطه برخورد با مني نجس نشده باشد، پاک است و غسل هم ندارد.
«ودي» آبي است که گاهي بعد از بول بيرون مي آيد . از نظر ظاهر شبيه مني است اما حکم مني را ندارد . نشانه هاي خارج شدن مني را هم ندارد . اگر بول به آن نرسيده باشد، پاک است.
اگر انسان بعد از بول استبرا کرده باشد و رطوبتي از او خارج شود و شک کند که بول است يا يکي از از اين سه آب، آن رطوبت پاک مي باشد و غسل هم ندارد.
نشانه هاي خروج مني در مردان سه تا است:
1- با جستن و پرش خارج مي شود.
2- همراه با لذت و شهوت خارج مي شود.
3- همراه باسستي بدن است.(1)
اگر رطوبتى از انسان خارج شود و نداند منى است يا بول يا غير اين ها، اگر هيچ يك از اين سه نشانه يا بعضى از اين ها را نداشته باشد، حكم منى را ندارد، غسل هم ندارد و لباس و بدن را هم نجس نمي کند . وضو هم باطل نمي شود.
در صورت شك نيز حكم مني را ندارد.
پي نوشت:
1.آيت ا... خامنه اي،استفتاآت،س177.

صفحه‌ها