پرسش وپاسخ

با سلام ايا شب زفاف به اين معنيست كه بعد از اعمال زفاف خون عروس به رويت چند تن از زنهاي فاميل برسد؟ ايا اين عمل سنت پيامبر است؟ خواهش مي كنم توضيح دهيد

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
از نظر روانشناسان و مشاوران ازاله و برداشتن پرده بکارت بهتر است در شبی غیر از شب عروسی صورت پذیرد؛ چرا که دختران به دلیل خستگی و استرس شب عروسی، آمادگی روانی و جسمی لازم را برای انجام این عمل ندارند. هم چنین الزامی از جانب شرع در انجام نزدیکی در این شب وجود ندارد، هر چند از جانب عرف تا حدودی وجود دارد. این عمل بسته به آداب و رسوم هر منطقه و انتظارات خانواده داماد و عروس است. در برخی مناطق کشور رؤیت دستمال آغشته به خون پرده بکارت توسط دیگران در شب زفاف از واجبات محسوب می شود .
در صورت امتناع عروس و داماد از این رسم بعضی تبعات و پیامدهای منفی آنان را تهدید می کند. اگر چه این کار از نظر عقلی و منطقی درست نیست و هیچ توصیه دینی نیز برای آن وجود ندارد . سنت پیامبر و هیچ کدام از ائمه معصومین علیهم السلام هم نیست . چه بسا با برخی هنجارهای دینی هم تغایر دارد، اما گاهی عدم رعایت آن موجب بروز مشکلاتی می شود که برای جلوگیری از آن در صورتی که مشکلات خاصی را به وجود نیاورد، اشکال ندارد.
اما تا جایی که امکان دارد و مشکلی پیش نمی آید، این کار را انجام ندهید؛ چون هیچ لزومی ندارد . هم چنین با توجه به اینکه پرده بکارت در خانم ها متفاوت است ،احتمال دارد که در نزدیکی اول اصلا خون ریزی نداشته باشد یا اینکه مقدار آن خیلی کم باشد؛ در این صورت چون بعضی از زن های فامیل منتظر دیدن خون هستند، احتمال دارد که به عروس بیخودی تهمت بزنند و بی گناه آبرویش ریخته شود. پرده بکارت در زنان انواع مختلفی دارد که انواع آن به شرح زیر است:
الف) حلقوی: در این نوع ، پرده به صورت حلقه ای دور ورودی واژن را می پوشاند.
ب) ارتجاعی: پرده ای که به اندازه کافی انعطاف پذیر و قابل ارتجاع است . هنگام ورود آلت تناسلی پاره نمی شود و یا اینکه به طور جزئی پاره می شود و معمولاً هیچ خونریزی ندارد.
ج) تیغه ای: پرده تیغه ای یا دو سوراخی، پرده ای است که یک تیغه ممتد در طول واژن دارد.
د) غربالی: پرده غربالی یا سوراخ سوراخ، پرده ای است که به طور کامل در عرض مهبل کشیده شده، امّا سطح آن سوراخ سوراخ است.
ھ) پرده بسته: پرده بسته یا پرده بدون سوراخ، پرده ای است که تنها با خروج نوزاد پاره می شود. امّا به صورت خطوط نامنظم گوشتی پیرامون ورودی واژن باقی می ماند. در دخترانی که به سن بلوغ می رسند، در صورتی که دارای پرده بسته باشند، خون قاعدگی پشت آن جمع شده و نمی تواند خارج شود و در نتیجه باعث بروز درد می شود. این گونه افراد باید به پزشک مراجعه نمایند تا طی عمل جراحی و ایجاد برش در سطح پرده، خون قاعدگی از آن خارج شود.
گذشته از فقدان مادرزادی پرده بکارت در بعضی از زنان، در صورتی که در هنگام مقاربت، آرام و بدون تنش بوده ،زمان کافی برای عشق ورزی داشته باشد. با طرف مقابل خود احساس راحتی کند و دهانه واژنش به اندازه کافی مرطوب باشد، آلت تناسلی وارد واژن او می شود . به این ترتیب در اولین ارتباط خونریزی نخواهد داشت.
بعضی از دخترها در نزدیکی اول اصلا خونریزی ندارند ، بنابراین تا جایی که امکانش وجود دارد، نشان دادن خون به دیگران را قبول نکنید.
شب زفاف آدابی دارد که انجام آن الزامی نیست، اما خوب و مستحب است که آن ها را انجام دهید.
شرح آن در سایت مرکز آمده است؛ آن را مطالعه نمایید. نشانی اینترنتی سایت مرکز: pasokhgoo.net.www

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

راجع به ولایت فقیه و ولایت مطلقه فقیه و فرق آن با هم توضیحات کاملی از منابع معتبر در اختیار بنده می گذارید؟

پاسخ:
ولایت بالذات و بالاصاله از آن خداوند است، ولی انبیا و اولیا و در زمان غیبت، فقهای دارای شرایط، به نحوی مظهریت ولایت الهی را دارند. استاد آیت الله جوادی آملی در این باره گفته است:
«ولایت و حکومت همگی اختصاص به خالق و آفرینندة انسان دارد. اگر انبیا و مرسلین و ائمه (ع) ولایت تکوینی و یا ولایت تشریعی و حکومت بر جامعة بشری دارند، این ولایت‌ها، ظهوری از ولایت خدا و به اذن و فرمان اوست. اگر در عصر غیبت نیز برای فقیه جامع‌الشرایط، ولایت و مدیریتی در محدودة تشریع و قانون اسلام بر جامعه مسلمین وجود دارد، آن نیز باید به اذن و فرمان خداوند باشد وگرنه، انسان‌ها آزاد آفریده شده‌اند و هیچ انسانی سرپرست انسان دیگر نیست».(1)
ولایت فقیه در آموزه‌های دینی چگونه مطرح شده است؟
قرآن کریم فرمود: «اطیعوا الله وأطیعوا الرسول واُولی الأمر منکم؛(2) از خدا و بیامبر و صاحبان امر از خودتان اطاعت کنید».
گرچه مصداق اصلی «اُولو الامر منکم» حضرات ائمه معصومین(ع)اند، ولی در زمان غیبت حضرت مهدی فقهای جامع الشرایط به عنوان نوّاب عام حضرت نسبت به امور حکومتی امت اسلامی حق اعمال نظر و تصرف و حکومت دارند. در روایات در این باره سخن فراوان بحث شده، از جمله در روایتی آمده:
در زمان غیبت به کسی مراجعه نمایید که احکام ما را می داند. از حلال و حرام آگاه است. ما آن ها را حاکم بر شما قرار دادیم.‌ هر گاه حکمی بر شما بنمایند و از آنان نپذیریید، به حکم خدا بی اهمیتی نموده‌ و ما را رد کرده‌اید و ردّ ما ردّ بر خداوند و در حد شرک به اوست.(3)
در فقه رضوی آمده: «منزله الفقیه فی هذا الوقت کمنزله الانبیاء فی بنی اسرائیل؛(4) جایگاه فقها در این زمان مانند جایگاه انبیا میان بنی اسرائیل است».
بر اساس این گونه داده‌های دینی می توان گفت که به لحاظ منابع دینی دلایل متعدد و فراوان ولایت فقیه را همراهی می کند. کمبود در این جهت وجود ندارد. در روایات فراوان درباره ولایت فقیه جامع شرایط سخن گفته شده که تقصیل را در منبع ذیل به تفصیل می توان یافت.(5)
2ـ اما درباره راهکارهای اثبات ولایت فقیه به بیان استاد جوادی آملی اشاره می شود:
در تبیین دلیل تلفیقی از عقل و نقل بر اثبات زعامت فقیه عادل در عصر غیبت چنین می توان گفت که صلاحیت دین اسلام برای بقا و دوام تا قیامت، یک مطلب قطعی و روشن است. هیچ گاه بطلان و ضعف و کاستی در آن راه نخواهد داشت. تعطیل نمودن اسلام در عصر غیبت و عدم اجرای احکام و حدود آن، سدّ از سبیل خدا و مخالف با ابدیت اسلام در همة شئون عقاید و اخلاق و اعمال است. از این دو جهت، هرگز نمی‌توان در دوران غیبت که ممکن است به هزاران سال بیانجامد؛ بخش مهم احکام اسلامی را به دست نسیان سپرد و حکم جاهلیت را به دست زمامداران خودسر اجرا کرد. نمی‌توان به بهانه اینکه حرمان جامعه از برکات ظهور آن حضرت(ع) نتیجه تبهکاری و بی‌لیاقتی خود مردم است، زعامت دینی زمان غیبت را نفی نمود و حدود الهی را تعطیل کرد.
بی‌تردید تعطیل اسلام، هیچ‌گاه مورد رضایت خداوند نیست. به همین دلیل، انجام این وظایف بر عهدة نمایندگان خاص و عام حضرت ولی عصر(ع) است. بررسی احکام سیاسی و اجتماعی اسلام گویای این مطلب است که بدون زعامت فقیه جامع الشرایط، تحقق این احکام امکان‌پذیر نیست. عقل با نظر نمودن به این موارد حکم می کند که خداوند یقیناً اسلام و مسلمانان را در عصر غیبت بی‌سرپرست رها نکرده و برای آنان جانشین معصوم تعیین نموده است.
در عصر غیبت فقهای جامع‌الشرایط احکام فردی و عبادی مسلمانان را در کمال دقت استنباط نموده، به آن عمل می کنند. به دیگران نیز اعلام می نمایند. احکام سیاسی و مسایل اجتماعی اسلام را نخست از منابع دین به دست آورده و آن گاه اجرا می کند.(6)
دلیل دیگر بر ضرورت ولایت فقیه اینکه: به حکم عقل و تجربه بشری جامعه بدون حکومت و مدیریت سیاسی و نظم و اداره نمی‌شود، بنابر این حکومت و حاکم بر جامعه کسی باید باشد که صلاحیت کامل برای آن کار را داشته باشد. بی‌تردید بعد از حضرت معصومین(ع) بهترین فرد برای حکومت و حاکمیت، فرد عادل و آگاه به احکام اسلام است و آن همان ولی فقیه و مجتهد جامع شرایط است، چون آگاهی از احکام و عدالت دو رکن اساسی حکومت اسلامی است. این دو خصوصیت در مجتهد عادل تحقق پیدا می کند. پس هیچ فردی سزاوارتر از او برای حکومت قابل فرض نیست، چون به فرض کسی دارای عدالت باشد، ولی فرد فاقد فقاهت نمی‌تواند حکومت را بر اساس قوانین اسلام اداره نماید. از این رو ولایت فقیه در حکومت اسلام ضرورت انکار ناپذیر دارد.
اما در مورد مطلقه بودن آن بايد گفت: ولایت فقیه به معنای ولایت مدیریتی بر جامعه اسلامی است که به منظور اجرای احکام و تحقق ارزش‌های دینی و شکوفا ساختن استعدادهای افراد جامعه و رساندن آنان به کمال و تعالی در خور خویش صورت می‌گیرد، نه این که ولایت بر تشریع و قانون‌گذاری و وضع احکام داشته باشد.(7)
اينكه مي گويند ولایت فقیه مطلقه مي باشد، بدین معنا است که فقیه در اجرای احکام و شریعت نورانی اسلام و تحقق بخشیدن به آرمان پیامبر و ائمه (ع) مثل خود آن ها ولایت مطلقه دارد. ولایت فقیه در اجرای احکام محدود و مقید به چیزی نیست، یعنی ولی فقیه در قلمرو و ولایت خود که اجرای احکام و حدود الهی است، دارای ولایت مطلقه است،‌ همان طور که پیامبر و ائمه (ع) در اجرای احکام و حدود الهی و سایر امور ولایت مطلقه داشته‌اند.

برای آگاهی بیش تر ر.ک:
- ولایت فقیه امام خمینی
- ولایت فقیه از دیدگاه فقها و مراجع، علی عطایی
- ولایت فقیه، جوادی آملی
- حدود ولایت حاکم اسلامی، احمد نراقی
- حکومت الهی و ولایت و زعامت، مصطفی آیت اللهی
- ولایت فقیه و حاکمیت ملت، طاهری خرم‏آبادی
- ولایت فقیه یا حکومت اسلامی در عصر غیبت، محمد یزدی
- ولایت فقیه، آیت‏اللَّه ‏معرفت
- ‏نگاهی به مبانی قرآن ولایت فقیه علی ذوعلم
- پیام قرآن، ج10 قرآن و حکومت اسلامی مکارم شیرازی
- ولايت فقيه، آيت الله مصباح يزدي
- مجله حوزه شماره 85- 86 بحثی درباره ولایت فقیه، نجابت

پي نوشت ها:
1. جوادی آملی، ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت، اسراء، قم، 1388ه.ش، ص129-133-134.
2. نساء (4) آیه 59.
3. ولایت فقیه ولایت فقها...، ص 182.
4. همان، ص 179.
5. همان.
6.‌ همان، ص 168.
7. همان، ص129.

من 33 سال دارم و متاهل هستم با خانمی 34 ساله آشنا شدم و دوست هستم ایشان یکبار ازدواج کرده و طلاق گرفته ما میتوانیم با هم صیغه بخوانیم و عمل دخول را انجام دهیم ؟

اگر آن خانم قبلاً ازدواج کرده و دیگر باکره نیست و عده طلاقش هم تمام شده است، می توانی با رعایت شرایط صیغه، او را صیغه کنی و عمل دخول انجام دهی. (1)

پی نوشت:
1. امام خمینی، توضیح المسائل، م 2370.

همبستری و رابطه با دخترباکره ای که عقدکرده بودبدون دخول حکم زنای محصنه دارد؟گناهش کبیره است یاصغیره؟شرایط توبه دراین زمینه به چه شکل است؟

ازدواج موقت یا دائم با دختر باکره بنا بر احتیاط واجب بدون اذن پدر دختر، صحیح نیست. (1) بنابراین، در صورتی که با رعایت شرایط، از جمله اذن پدر دختر، با دختر باکره عقد با شرط عدم دخول خوانده شده باشد و بعداً دختر راضی به دخول شود، دخول، زنا حساب نمی شود و گناه نیست.
اما اگر بدون اذن پدر دختر عقد خوانده شود، عقد اشکال دارد و در صورتی که حکم مسئله را نمی دانستند و اطمینان به صحت عقد داشته اند، در این صورت نیز گناه حساب نمی شود.
اما اگر حکم مسئله را می دانستند و می دانستند که عقد بدون اذن پدر دختر به احتیاط واجب صحیح نیست، در این صورت، هر نوع ارتباط غیر متعارف بین دختر و پسر جایز نیست و نزدیکی با هم زنا حساب می شود. البته حد شرعی زنا، اعم از محصنه و غیر محصنه، جاری نمی شود؛ به جهت آن که این نزدیکی، با خواندن عقد بوده است و شبهه برای اجرای حد می شود؛ ولیکن این ارتباط از جهت حکم تکلیفی، حرام و گناه است و باید توبه نمایند. (2)
شرایط توبه آن است که از گناهی که مرتکب شده اند، پشیمان باشند و تصمیم داشته باشند که دیگر مرتکب گناه نشوند و در برابر خداوند استغفار کنند و چنانچه با حضور قلب از خداوند طلب بخشش کنند و بگویند: استغفر الله، کفایت می کند.
ما مطابق فهم خود از سؤال شما، پاسخ دادیم؛ اگر منظور شما مطلب دیگری بوده، روشن تر سؤال نمایید تا جواب داده شود.

پی نوشت ها:
1. آیت الله خامنه ای، پاسخ سؤال های مورد ابتلاء، سؤال 50.
2. سؤال از دفتر آیت الله خامنه ای.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام بنده استمنا را ترک کرده بودم.اما یکبار خود را تحریک کردم ولی از انجا که عهد خود را فراموش نکرده بودم از استمنا خودداری کردم و ادامه ندادم اما یکباره بدون آنکه بخواستم ارضا شدم آیا بنده گناه استمنا را انجام داده ام!؟

استمنا و خود ارضایی مطلقا حرام است و گناه دارد ؛ چه منی خارج بشود و چه در اثر جلو گیری منی خارج نشود.
ولی فقط در صورتی غسل جنابت بر انسان واجب می شود که منی خارج شود؛ هر چند که در اثر جلوگیری خروج منی به مقدار کم باشد. (1)
خود ارضایی ، عوارض نامطلوبی در دنیا و آخرت دارد . ضرر های زیاد بر جسم و روح انسان وارد می کند. کسی که مرتکب خود ارضایی شده ، واجب است توبه کند و از خدا طلب عفو و بخشش نماید. اگر واقعا توبه کند و تصمیم بر ترک گیرد ، خداوند او را می بخشد.
پی نوشت :
1. آیت الله بهجت ، استفتائات ، ج1 ، س 714 و س 715 .

می خواهم بدونم آیا واقعه کربلا واقعا ده روز طول کشید یا ما برای عزیزان زهرا (علیهم السلام) ده روز این ماه را به عزای امام حسین (ع) می نشینیم؟ ممنون از راهنماییتان

پاسخ:
در ابتدا بیان این مطلب بایسته است که از نظر زمانی، حادثه کربلا محدود به ده روز اول ماه محرم نیست؛ بلکه حادثه کربلا از سال 60 هجری بعد از مرگ معاویه و بیعت خواستن یزید از امام حسین (ع) آغازگردید؛ یعنی در نيمه ماه رجب سال 60 هجرى، يزيد نامه اى به وليد بن عتبه فرماندار مدینه نوشت و از وی خواست که از امام حسین (ع) بیعت گرفته و در بيعت گرفتن از حسين و عبداللّه بن عمر و عبداللّه بن زبير شدت عمل به خرج دهد؛ اما امام بیعت را نپذرفت و بعد از جر و بحث هایی که با فرماندار مدینه داشت، سرانجام روز يكشنبه (دو روز به آخر ماه رجب مانده) به همراه فرزندان و افراد خانواده اش به سوى مكه حركت كرد. امام (ع) پس از پنج روز كه فاصله مدينه تا مكه را پيمود، در شب جمعه سوم ماه شعبان به مكه معظمه رسید. (1) امام روز سه‏شنبه هشتم ذى حجه سال شصت هجرى روز ترویه، از مکه به سوی کربلا حرکت نمود. (2) بنا بر بعضی گزارش ها امام دوم محرم به کربلا رسید. (3)
بدین سان، حادثه کربل امحدود به ده روز اول ما ه محرم نمی باشد و زمان شروع آن، ماه محرم نیست؛ بلکه حوادث عاشورا چند ماه قبل از ماه محرم آغاز شده بود؛ اما از آن جایی که حوادث و مصایب قیام، بیش تر در دهه محرم اتفاق افتاد، از این رو، عزاداری ها در این زمان پر رنگ تر می باشد؛ وگرنه حوادث کربلا - همان طور که اشاره شد - منحصر به این ده روز نیست و حتی بعد از روز عاشورا نیز این حوادث ادامه داشت. اسارت و بیش تر مصایب اهل بیت امام (ع) بعد از روز عاشورا آغاز گردید؛ ولی حوادث ده روز اول محرم، بیش تر از هر زمانی دیگر بود. در این ایام محرم بود که آب را به روی امام بستند و حضرت را با وضع تأسف باری به شهادت رساندند. خیمه گاه امام را به آتش کشیدند و بدترین اهانت ها و ظلم ها را به اهل بیت امام روا داشتند. در ضمن، بیان این مطلب بایسته است که عزاداری ما نباید منحصر به ایام عاشورا باشد؛ بلکه در همه زمان ها لازم است که به یاد امام حسین (ع) و یاران ایشان باشیم؛ همان گونه که امروزه در جامعه ما نیز چنین است.

پی نوشت ها:
1. شیخ مفید، ارشاد، ترجمه رسولی محلاتی، ج 2، ص 32 - 34، اتشارات علمیه اسلامیه، بی تا.
2. همان، ص 68.
3. سید بن طاووس، لهوف، ترجمه سيد ابو الحسن مير ابوطالبى، ص 167، دلیل ما، بی تا.

باسلام و خدا قوط با عرض پوزش می خواستم بدانم ملاک هایی که برای دوست شدن با هم جنس می باشد چه چیزهایی می باشد. ومن الله التوفیق

یكی از مباحث بسیار مهم در مسایل اجتماعی، میزان و نحوه ارتباط انسان‌ها و به عبارتی، دوستی‌ها و روابط دوستانه با یكدیگر است. انسان از انتخاب دوست ناگزیر است و محتاج به دوست. نكته‎ مهم در این میان، تاثیر بسیار زیاد دوست بر شخصیت انسان است كه در قرآن كریم و روایات معصومان علیهم‌السلام، به این موضوع اشاره شده است.
در سوره فرقان، خداوند حال برخی ظالمان را این ‌گونه بیان می‎دارد: ‹‹(روز قیامت) روزی است كه می‎بینی ظالم (از شدت حسرت) دست خود را می‌گزد و (می‎گوید:) ای ‌كاش با فلان شخص دوست نمی‎شدم!››
امیر المؤمنین علی علیه السلام می‎فرماید: «كسی كه شخصیت او بر شما شك برانگیز شد و از دین او اطلاعی نداشتید، به دوستانش نگاه كنید؛ اگر آنان از اهل دین خدایند، پس آن شخص نیز بر دین خداست، ولی اگر دوستان وی بر غیر دین خدا بودند، پس بدانید كه او نیز هیچ بهره‎ای از دین خدا ندارد». (1)
در این گفتار به فضل خداوند متعال با استفاده از آیات نورانی قرآن كریم، برخی شرایط و ملاك‌های انتخاب دوست را بیان می‎داریم.
1. ایمان:
میزان شخصیت انسان‌ها رابطه مستقیمی با اعتقادات آنها دارد. كسی كه از گوهر با عظمت ایمان بی‎بهره باشد، شخصیت وی در حدی نخواهد بود كه ارزش رفاقت و دوستی را داشته باشد:
«یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنْ الْحَقِّ» (ممتحنه/1)؛ ای كسانی كه ایمان آورده‎اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید. شما به آنان اظهار محبت می‎كنید؛ در حالی كه آن ها به آنچه از طرف حق برای شما آمده، كافر شده‎اند.
همیشه افرادی در جامعه وجود دارند كه هزار رنگ‎اند؛ یعنی با هر كسی همان‌گونه سخن می‎گویند و برخورد می‎كنند كه او می‎پسندد و هیچ هدف خاصی را دنبال نمی‎كنند و به هر رنگی كه منافع مادی‎شان اقتضا كند، در می‎آیند.
2. احترام به مقدسات و مسایل دینی:
«یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَكُمْ هُزُوًا وَ لَعِبًا مِنْ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِیاءَ … وَ إِذَا نَادَیتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَ لَعِبًا» (مائده/ 57ـ 58)؛ ای كسانی كه ایمان آورده‎اید! افرادی كه آیین شما را به باد استهزا و بازی می‌گیرند ـ از اهل كتاب و مشركان ـ را ولیّ خود انتخاب نكنید… آنها هنگامی كه (اذان می‎گویید و مردم را) به نماز فرامی‎خوانید، آن را به مسخره و بازی می‎گیرند.
در این دو آیه‎ شریف خداوند صراحتاً از دوستی با كسانی كه دین مسلمانان را به استهزا می‎گیرند، نهی فرموده است. (2)
3. راستگویی:
یكی از مصادیق مهم اخلاق در زندگی انسان، صداقت و راستگویی است؛ چرا كه در حقیقت دروغ خود نوعی نفاق است و در آیات و روایات بسیار مذموم شمرده شده است و حتی در برخی از روایات كلید تمامی گناهان، دروغ بیان شده است. (3) «یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» (توبه/ 119)؛ ای كسانی كه ایمان آورده‎اید! از (مخالفت با فرمان) خدا بپرهیزید و با صادقان باشید.
در تفسیر این آیه شریف آمده است: «صداقت شرط و ملاك اساسی دوستی است و اگر به دوست و همراه انسان، صدیق گفته شده است، به ‌خاطر صداقت او در رفتارش با دوست خود است.»
4. دوستی دوطرفه:
اگر انسان قصد دوستی با كسی را دارد، باید ببیند كه آیا طرف مقابل هم متمایل به این دوستی هست یا نه؟
«هَا أَنْتُمْ أُوْلَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا یحِبُّونَكُمْ» (آل‌عمران/ 119)؛ شما كسانی هستید كه آنها را دوست می‎دارید، اما آنها شما را دوست ندارند.
آری، اگر دوستی یك‌طرفه باشد، باعث ذلت و خواری می‎گردد و هرگز برای انسان سودمند نخواهد بود.
چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی كه یك سـر مهـربـونی درد سـر بی
5. هماهنگی ظاهر و باطن:
همیشه افرادی در جامعه وجود دارند كه هزار رنگ‎اند؛ یعنی با هر كسی همان‌گونه سخن می‎گویند و برخورد می‎كنند كه او می‎پسندد و هیچ هدف خاصی را دنبال نمی‎كنند و به هر رنگی كه منافع مادی‎شان اقتضا كند، در می‎آیند.
«وَ إِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَ إِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیكُمْ الْأَنَامِلَ مِنْ الغَیظِ» (آل‌عمران/ 119)؛ و هنگامی كه شما را ملاقات می‎كنند، (به دروغ) می‎گویند: ایمان آورده‎ایم، اما هنگامی كه تنها می‎شوند، از شدتِ خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان می‎گزند.
تحمل نكردن دیگران و تندخو بودن، باعث می‎شود دوستان از اطراف انسان پراكنده شوند؛ حتی اگر انسان، بهترین مخلوقات و پیامبر باشد.
6. خیرخواه بودن:
خداوند متعال در مؤمنان را از دوستی با برخی گروه ها همانند: اهل كتاب، كفار و منافقین برحذر می‎دارد و تعدادی از خواسته‎ها و انگیزه‎های شوم آنان را این‌گونه بیان می‎فرماید:
«یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا یأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ» (آل‌عمران/118)؛ ای كسانی كه ایمان آورده‎اید! محرم اسراری از غیر خود، انتخاب نكنید؛ آن ها از هر گونه شر و فسادی درباره‎ شما كوتاهی نمی‎كنند. آن ها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید.
7. خوش اخلاقی:
یكی از دستورهای دین مبین اسلام، خوش اخلاقی با دیگران است كه جایگاه بسیار والایی را داراست. خوش اخلاقی، هم دوستی‌ها را پایدار می‎سازد و هم در جذب دیگران به سمت خود تاثیر فوق‌العاده‎ای دارد:
«ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَكَ وَ بَینَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ» (فصلت/ 34)؛ بدی را با نیكی دفع كن، ناگاه (خواهی دید) همان كس كه میان تو و او دشمنی می‌كند، گویی دوستی گرم و صمیمی است.
تحمل نكردن دیگران و تندخو بودن، باعث می‎شود دوستان از اطراف انسان پراكنده شوند؛ حتی اگر انسان، بهترین مخلوقات و پیامبر باشد.
«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنْ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» (آل‌عمران/ 159)؛ به (بركت) رحمت الهی، در برابر آنان (=مردم) نرم (و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو پراكنده می‎شدند.
8. سربلندی در آزمایش‌ها:
همیشه گفتار انسان‌ها و ظاهر آنان با عمل و باطن آن ها مطابق نیست و برای كشف حقیقت یكی از بهترین راه‌ها امتحان و آزمایش است؛ همان‌گونه كه خداوند در برخی موارد به مؤمنان دستور به امتحان و آزمایش داده است تا زمینه برای تصمیم‎گیری صحیح فراهم شود:
«یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمْ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللهُ أَعْلَمُ بِایمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ» (ممتحنه/10)؛ ای كسانی كه ایمان آورده‎اید! هنگامی كه زنان با ایمان به عنوان هجرت نزد شما آیند، آن ها را آزمایش كنید ـ خداوند به ایمانشان آگاه‎تر است ـ هرگاه آنان را مؤمن یافتید، آن ها را به ‌سوی كفار بازنگردانید.
بنا بر این با توجه به حساس بودن بحث دوستی، وظیفه‎ای كه انسان در موضوع انتخاب دوست بعد از احراز شرایط فوق دارد، این است كه با آزمودن دوستِ خویش، صداقت و واقعی بودن و ساختگی نبودن آن شرایط را به دست آورد.
راه های آزمایش دوست:
در روایات ما چند معیار برای تشخیص حقیقی بودن اعمال و رفتار دوست بیان شده است كه به تعدادی از آنها اشاره می‎كنیم:
- حساسیت نسبت به نماز اول وقت؛
- امانتداری؛
- مضایقه نكردن از دارایی‌های خود و دوست را شریك مالی خود دانستن؛
- سه بار عصبانی كردن او (اگر در اوج عصبانیت از حدود دوستی تجاوز نكرد، شایسته‎ی دوستی است)؛
- میزان همراهی با دوست هنگام بروز سختی‌ها و مشكلات.
نكته‎ شایان ذكر آن كه این آزمایش در مراحل اولیه‎ انتخاب دوست باید انجام شود تا انسان از دارا بودن شرایط دوستی به اطمینان برسد. انسان نباید همیشه و در همه‎ حالات و موقعیت‌ها در صدد آزمایش دوستش باشد. بنا بر این وقتی به اطمینان دست یافت، دیگر نیازی به آزمودن دوست نیست. اكنون گاه دل سپردن و همراهی است .
پی‌نوشت ‌ها:
1. وسائل الشیعه، ج16، ص 265.
2. مستدرك الوسائل، ج9، ص 85.
3. تفسیر نمونه، ج14، ص 550.
منبع:
مجله سروش وحی، ش 20، با تصرف .

با سلام وخسته نباشید در دوران نامزدی بعد از عقد نزدیکی از راه مقعد چه حکمی را دارد ایا داشتن عمل سکس در این دوران توصیه میشود یا نه

اگر عقد شرعی خوانده شده باشد, سکس یعنی لذت بردن از یکدیگر اشکال ندارد . نزدیکی(دخول) از راه مقعد به شدت مکروه است . احتیاط در ترک آن است، مخصوصا اگر زن راضی نباشد .در صورتی که موجب اذيت زن شود، حرام است. چون ممکن است عوارض منفی داشته باشد. مانند آلودگی به بیماری های مختلف بهتر است هرگز این کار انجام نشود.
پی نوشت:
1. آيت الله خامنه‌اي , پاسخ سوال های مورد ابتلا ،س 65.

صفحه‌ها