پرسش وپاسخ

با سلام چگونه استمناء را ترک کنم؟من 17 سال دارم و 2سال هم دجار این مشکل هستم البته هر یک ماه.

بیش از هر چیز، نامه شما از پاکی درونی تان حکایت دارد. امید است که در اسرع وقت به ترک کامل خودارضایی نایل آیید.
راهکارهای ترک خودارضایی در سایت پاسخگو آمده است و می توانید با دیدی مثبت تر و خریدارانه تر، به اجرای با نشاط تک تک راهکارها بپردازید.
شک نکنید که اگر خواهان پاکی باشید، می توانید حتی با عملی کردن یکی از راهکارها، به ترک پایدار نایل آیید. ترک خودارضایی آن طور که برخی خیال می کنند، دشوار نیست و دلیل آن هم درصد بالای افراد موفق در ترک می باشد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

من کسی ر دوستدارم که اخیرا آگاه شدم که دختر بد کاره است و من ازین خبر سخت غمگین هستم ولی هنوزم دوسش دارم لطفا مرا رهنمایی کنید ممنون

در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. اگر دوست داشتن دختر مورد نظر برای ازدواج بوده باشد، در این صورت ایرادی ندارد که او را به عنوان یک گزینه برای ازدواج و انتخاب همسر در نظر بگیرید و درباره او به تحقیق و بررسی دقیق بپردازید، ولی قبل از آن باید مواظب باشید تا عشق و علاقه و دوست داشتن او، موجب كوري چشم و كري گوش شما نگردد، چون تجربه نشان داده است که عشق و علاقه ناشي از احساسات و هيجانات، غالباً باعث می شود که بسياري از عيوب، نقايص و ضعف ها طرف از ديد انسان، مخفي و پوشيده بماند و در نتيجه در كسب موفقيت در امر مهم و حياتي ازدواج، نقش منفي بازي كرده بلكه به جاي موفقيت، شكست را نصيب فرد می گرداند. طبيعي است پس از فروكش شدن شور و التهاب عشق، آرام آرام عقل خفته بيدار شده و به تدريج بيدادگري‌ها آغاز مي‌گردد.
2. اگر واقعاً قصد ازدواج با فرد مورد نظر را داريد و ایشان را در ظاهر فرد مناسبی برای ازدواج می دانید، ابتدا عشق و علاقه را كنار بگذاريد و همچون يك بيگانه با او برخورد كرده، ملاک های و معیارهای اساسی ازدواج را در نظر بگیرید و درباره وي تحقيق كنيد. مطمئن شويد از شرايط مثبت و کافی ازدواج برخوردار است. بدانید هرگونه شتاب و احساسي برخورد كردن، نتايج زيان‏باري را به دنبال خواهد داشت، پس دقت كنيد و ببيند آيا فرد مورد نظر، با شما همخواني دارد يا نه. بدون شک مهمترین عامل موفقیت و خوشبختی در ازدواج، وجود تطابق و همخوانی دختر و پسر در ملاک های اساسی ازدواج می باشد و تحقیقات بسیاری این نتیجه را به اثبات رسانیده که زن و شوهرهایی که بیشترین تطابق و همخوانی و تفاهم را با هم دارند، ازدواج موفق و پایداری دارند و در زندگی با مشکلات کمتری مواجه هستند.
3. اگر واقعاً بدکاره بودن آن دختر ثابت شده باشد و او نیز همچنان به کار خود مشغول باشد در این صورت، حتی اگر محسنات خوبی هم داشته باشد، معلوم است که او به درد ازدواج با شما نمی خورد. ولی اگر در گذشته بر اثر جهالت و ندانم کاری، اشتباهات و لغزش هایی داشته و از آنها توبه حقیقی نموده باشد، در این صورت با شرایطی می توانید با او ازدواج کنید و زندگی کاملاً آرام و بی دغدغه ای را رقم بزنید خصوصاً اینکه دختر آسیب دیده، بیشتر در صدد حفظ زندگی خود بر می آید و اسباب رفا و آسایش همسرش را فراهم می کند.
4. آنچه مسلم است این است که با توبه حقیقی، گناه آن دختر بخشیده می شود و او می تواند زندگی آرام و پاکی را داشته باشد چه بسا ممکن است اشتباهات قبلی او، باعث بیداری بیشتر او گردد به صورتی که بعد از آن بیشتر از خود مراقبت انجام دهد تا دگر باز فریب انسانهای شیطان صفت و هوسران را نخورد و نیز ممکن است برای جبران اشتباهات گذشته، تلاش بیشتری کند و راه تقوا و پاکی را بهتر از دیگران بپیماید و زندگی خداپسندانه ای را فراهم آورد. این مطلب را سرگذشت بسیاری از افراد توبه کار و تقواپیشه در طول تاریخ تأیید می کند.
5. مهمترین عاملی که می تواند ازدواج با این دختر را بیش از هر چیز دیگر با چالش و تهدید مواجه سازد عملکرد شما در صورت ازدواج با او به عنوان شوهر این خانم در آینده است. به این صورت که اگر شما از جریان و سرگذشت آن دختر و سوء پیشینه او مطلع باشید و با این حال بخواهید با او ازدواج کنید دو صورت پیدا می کند که در زیر به بررسی آنها می پردازیم:
الف) با یک معامله جانانه با خداوند، سوءپیشینه دختر را به ورطه فراموشی بسپارید و با خود و خدای خود عهد کنید که هیچگاه این مسئله را مطرح نسازید و به رخ آن دختر نکشید و به عنوان حربه ای در برابر او مورد استفاده قرار ندهید و بدین وسیله همسرتان را سرگوفت و تحقیر نکنید، مسلماً با این شیوه رفتاری، مورد عنایات ویژه خدواند قرار می گیرید و برکت و گشایشی در زندگی شما ایجاد می شود که حلاوت و شیرینی وصف ناپذیر آن را جزء اولیای خاصه الهی درک نمی کنند و همسرتان نیز به پاس قدردانی از پرده پوشی و حفظ سرّ ، زندگی رضایت بخشی را برای شما فراهم می آورد.
ب) ممکن است خیلی نتوانید با این قضیه کنار بیایید و موضوع را نتوانید کاملاً فراموش کنید، در این حالت چون حوادث آینده و رفتارهای بعدی انسان قابل پیش بینی نیست و هر آن احتمال پدیدایی مشکلات دیگری بر اثر سوءظن و بدبینی شما نسبت به آن دختر وجود دارد، توصیه به ازدواج نمی گردد. چون ممکن است این رخداد همچون آتش زیر خاکستر هر از گاهی بر اثر طوفان حوادث، برافروخته گردد و آتشش زبانه بکشد و چنان شعله ور گردد که حرارت و سوز و آتش آن تمام زندگی شما را فرا بگیرد و زبانه های گداخته اش بوستان دل انگیز و مصفای زندگی مشترک شما را بسوزاند و دریای آرام زندگی را متلاطم و طوفانی سازد.
6. با ترسیم این دو صورت مشخص می شود که همه چیز به نگرش و شیوه برخورد شما بستگی دارد که با این قضیه چگونه برخورد و معامله کنید. آنچه مشخص است این است که اگر شما از ظرفیت پایینی برخوردارید و خود را آن قدر با شهامت و پر قدرت نمی بینید که با این مسئله به درستی برخورد کنید، سعی کنید با حفظ اسرار دختر از ازدواج با آن او صرف نظر کنید.
7. این را بدانید دلسوزی و ترحم در این زمینه، ابداً کارگشا نیست و اگر ازدواجی به این خاطر صورت بگیرد ممکن است در آینده نه چندان دور، زندگی هر دوی شما را تباه و ویران سازد.
8. همه این صحبت ها بر فرض ثابت بودن اصل قضیه و نیز توبه واقعی آن دختر می باشد، در غیر این صورت، همانطور که پیش از این گفتیم، دختر مورد نظر ملاک و معیارهای لازم برای تشکیل زندگی مشترک را ندارد به همین خاطر نمی توان با ازدواج با او زندگی موفق و پایداری را پایه ریزی کنید.
9. اگرچه فهمیدن و اطلاع از رفتار غیر اخلاقی کسی را که عاشقانه دوستش دارید، می تواند در ابتدای امر انسان را ناراحت و غمگین سازد و آرزوهای انسان را بر باد دهد؛ ولی این موضوع نباید باعث شود که شما از پذیرش واقعیت سر باز زنید و آن را نپذیرید و بی جهت خود را افسرده سازید، به نظر ما فهمیدن این موضوع پیش از ازدواج کمک بزرگی برای شما تلقی می گردد و مسیر انتخاب عالمانه شما را هموار تر می سازد. اگر این موضوع را بعد از ازدواج با آن دختر می فهمیدید آن موقع چه کار می کردید؟ و چگونه با آن کنار می آمدید؟ شما باید از این بابت خدا را شاکر باشید که شما را در غلطیدن در گرداب مشکلات نگه داشته است.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با سلام اینجانب در آمریکا زندگی میکنم و صاحب دو فرزند پسر هستم برای داشتن دختر من و همسرم مایل به استفاده از تکنیک IVP-PGD Preimplantation genetic diagnosis در این روش لقاح در خارج از رحم است است ولی تضمین صد در صدی وجود دارد که فرزند دختر باشد و در عین حال از نظر ژنتیکی نطفه برای عدم داشتن بیش از صد مورد بیماری چک میشود با توجه به اینکه تخمک و اسپرم متعلق به خود ما می باشد آیا اشکال شرعی بر این امر وجود دارد با سپاس فراوان کریمی

از آیت الله گلپایگانی پرسش شده : آیا تلقيح نطفۀ مرد به عيال ( و همسر )خودش جايز است يا خير و اولاد ملحق به هر دوى آن ها است و يا ملحق به يكى از آن ها و آیا از همدیگر ارث مى‌برند ؟
پاسخ : تلقيح نطفه به حليلۀ ( همسر )خود در صورتى كه زوج ( شوهر ) متصدى باشد، اشكال ندارد. اولاد حلال زاده و به هر دو ملحق است و توارث بين آن ها هست . ( 1 )
اگر تخمک و اسپرم متعلق به شما و همسرتان باشد و لقاح در خارج از رحم صورت گیرد و سپس تلقیح نطفه تان به همسرتان توسط شما صورت گیرد، نه فرد بیگانه، اشکال ندارد .
پی نوشت :
1 . آیت الله گلپایگانی ( ره ) ، مجمع المسائل ، ج 2 ، ص 176 ، س 496 .

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

حکم نزدیکی از مقعد را بیان کنید؟

نزدیکی با همسر از مقعد کراهت شدید دارد . احتیاط در ترک آن است، مخصوصا اگر زن راضی نباشد . در صورتی که موجب اذیت زن شود ،حرام است.
پی نوشت:
1.آیت الله خامنه ای ، پاسخ سوال های مورد ابتلا ، م65.

در مورد اطاعت از ولی فقیه توضیح دهید. خواهشا پاسختان مستند بوده و از دلایل و مصادیق قرآنی استفاده کنید چون تنها قرآن برای من سند می باشد.

پاسخ:
غير از دلايل عقلي كه در اين باره اقامه شده، در قرآن آیات متعددی یافت می شود که می توان از آن ها برای رهبری فقیه بر جامعه اسلامی استفاده کرد که به برخی اشاره می شود. آیاتی که هر گونه حکم و داوری را که بر اساس قوانین الهی نباشد، کفر و فسق و ظلم معرفی می‏ کند:
1. «وَ مَنْ لَمْ یحْکمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِک هُمُ الْکافِرُونَ ؛ (1) کسانی که به موجب آنچه خدا نازل کرده، داوری نکرده‏ اند، آنان خود کافرانند».
2. «وَ مَنْ لَمْ یحْکمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِک هُمُ الظَّالِمُونَ ؛ (2) کسانی که به موجب آنچه خدا نازل کرده، داوری نکرده‏ اند، آنان ستمگرانند».
3. «وَ مَنْ لَمْ یحْکمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِک هُمُ الْفاسِقُونَ ؛ (3) کسانی که به آنچه خدا نازل کرده، حکم نکنند، آنان فاسق اند».
آیاتی که به حکمرانی و داوری بر اساس احکام الهی حکم می‏ کند، مانند:
« فَاحْکمْ بَینَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَک مِنَ الْحَقِّ؛(4) برایشان بر اساس آنچه خدا نازل کرده، حکم ‏كن و در برابر آنچه از حق بر تو نازل گشته، از خواسته‏ های آنان پیروی مکن».
آیاتی که هر گونه ولایت‏ پذیری غیر الهی را نفی می‏ کند:
«اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَیکمْ مِنْ رَبِّکمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ قَلِیلاً ما تَذَکرُونَ؛(5) از چیزی که از طرف پروردگارتان بر شما نازل‏ شده، پیروی کنید. از اولیا و سرپرستان دیگر جز او، پیروی نکنید، اما کمتر متذکر می‏ شوید!».
دسته دیگر از آیات ضرورت اجرای احکام الهی در عصر غیبت را بیان می دارد. این احکام در آیات زیادی آمده است مانند:
1. اجرای حدود الهی که فقها در کتاب حدود به صورت مفصّل ذکر کرده‌اند.
2. اجرای معروف ها و چیزهایی که در اسلام، انجام آن ها لازم و ضروری است.
3. جلوگیری از منکرات و کارهایی که در اسلام حرام است. مانند: قماربازی، شراب‌خواری، رباخواری، رشوه‌خواری و...
4. اجرای اقتصاد اسلامی. اسلام دارای اقتصاد است که با اجرای دقیق آن، ضمن تعدیل ثروت، عدالت اقتصادی نیز اجرا شده، به محرومان و نیازمندان رسیدگی می‌شود.
5. حمایت و دفاع و کمک نسبت به مسلمانان و محرومان مظلوم جهان. اسلام افزون بر اصلاح مملکت اسلامی، حمایت از مسلمانان جهان در حد مقدور و با توجه و ملاحظه جهات مختلف را، لازم و ضروری می‌داند . این امر به صورت مطلوب با تشکیل حکومت دینی و اسلامی و حاکم بودن فردی آگاه و فقیه امکان‌پذیر است.
6. اعتلا و تقویت اسلام در جهان به عنوان یک مکتب مترقی و سازنده، این امر نیز با تشکیل حکومت دینی محقق می‌شود.
اجرای آن ها، بدون تأسیس حکومت دینی ممکن نیست. این بخش از احکام بسیار گسترده و چندین برابر احکام عبادی فردی است.
به عبارت دیگر
احكام اسلامي - اعم از قوانين اقتصادي، سياسي و حقوقي - تا روز قيامت باقي و لازم ‏الاجرا است. اين بقا و دوامِ هميشگي احكام، نظامي را ايجاب مي‏ كند كه اعتبار و ماندگاري اين احكام را تضمين كرده، عهده‏ دار اجراي آن ها شود چرا كه اجراي احكام الهي جز از رهگذر برپايي حكومت اسلامي امكان‏پذير نيست. در غير اين صورت جامعه مسلماً به سوي هرج و مرج رفته و اختلال و بي‏ نظمي بر همه امور آن مستولي خواهد شد. از آن جايي كه حفظ نظام جامعه از واجبات مورد تأكيد شرايع الهي است و بي‏ نظمي و هرج و مرج در امور مسلمانان امري نكوهيده و ناپسند مي‏ باشد، روشن است كه حفظ نظام و جلوگيري از اختلال، جز به استقرار حكومت اسلامي در جامعه تحقق نمي‏ پذيرد. از اين‏ رو هيچ ترديدي در لزوم برپايي حكومت باقي نمي‏ ماند. علاوه بر آنچه گفتيم حفظ مرزهاي كشور اسلامي از هجوم بيگانگان و جلوگيري از تسلط تجاوزگران بر آن، عقلاً و شرعاً واجب است. تحقق اين امر جز با تشكيل حكومت اسلامي ميسر نيست.(16)
گفتني است كه قدر متيقن از اشخاص براي تصدي منصب حكومت، فقيه عادل و آگاه به مسائل زمان خود است. تا چنين شخصي هست، نوبت به غير عادل يا غير فقيه نمي‏ رسد. در زمان غیبت باید ولی فقیه رهبر جامعه باشد.

ما شيعيان عقيده داريم كه در زمان حضور معصومان (علیهم السلام) آنان رهبر جامعه هستند، چنان که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حكومت تشكيل داد.(1) همچنين باور داریم بعد از رحلت حضرت رسول خدا، مقام رهبري سياسي و ديني جامعه به امامان واگذار شده؛ يعني خداوند آنان را به عنوان رهبران جامعه منصوب كرده است. چنان که در جريان غدير رسول خدا (ص) به دستور خداوند علي (ع) را به عنوان رهبر معرفي نمود.(2) بعد از وی نيز امامان ما رهبران جامعه بودند، و بعد از امام عسكري (ع) امامت به امام زمان (ع) واگذار گرديد؛ اما از آن جايي كه آن حضرت - به حسب ظاهر- در ميان ما نيست، فقهاي واجد شرايط به نيابت از امام زمان (ع) رهبري جامعه را بر عهده دارند. دلايل متعدد نيز وجود دارد که در زمان غیبت ولی فقیه باید رهبر جامعه باشد از جمله:
- آیات
در قرآن آيات متعددي يافت مي شود که مي توان از آن ها براي رهبري فقيه استفاده نمود. از جمله آياتي که هر گونه حکم و داوري را که بر اساس قوانين الهي نباشد، کفر و فسق و ظلم معرفي مي‏ کند:
1. «وَ مَنْ لَمْ يحْکمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِک هُمُ الْکافِرُونَ (3)؛ کساني که به موجب آنچه خدا نازل کرده، داوري نکرده‏ اند، آنان خود کافرانند».
2. «وَ مَنْ لَمْ يحْکمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِک هُمُ الظَّالِمُونَ(4)؛ کساني که به موجب آنچه خدا نازل کرده، داوري نکرده‏اند، آنان ستمگرانند».
3. «وَ مَنْ لَمْ يحْکمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِک هُمُ الْفاسِقُونَ(5)؛ کساني که به آنچه خدا نازل کرده، حکم نکنند، آنان فاسق اند».
آياتي که به حکمراني و داوري بر اساس احکام الهي حکم مي‏کند، مانند:
« فَاحْکمْ بَينَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَک مِنَ الْحَقِّ(6)؛ برايشان بر اساس آنچه خدا نازل کرده، حکم ‏بر آن و در برابر آنچه از حق بر تو نازل گشته، از خواسته‏هاي آنان پيروي مکن».
آياتي که هر گونه ولايت‏ پذيري غير الهي را نفي مي‏کند:
« اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيکمْ مِنْ رَبِّکمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ قَلِيلاً ما تَذَکرُونَ(7)؛ از چيزي که از طرف پروردگارتان بر شما نازل‏شده، پيروي کنيد . از اوليا و سرپرستان ديگر جز او، پيروي نکنيد، اما کم تر متذکر مي‏شويد!»
-عقل
احكام اسلامي- اعم از قوانين اقتصادي، سياسي و حقوقي- تا روز قيامت باقي و لازم ‏الاجرا است. اين بقا و دوامِ هميشگي احكام، نظامي را ايجاب مي‏ كند كه اعتبار و ماندگاري اين احكام را تضمين كرده، عهده‏ دار اجراي آن ها شود چرا كه اجراي احكام الهي جز از رهگذر برپايي حكومت اسلامي امكان‏پذير نيست. در غير اين صورت جامعه مسلماً به سوي هرج و مرج رفته و اختلال و بي‏ نظمي بر همه امور آن مستولي خواهد شد. از آن جايي كه حفظ نظام جامعه از واجبات مورد تأكيد شرايع الهي است و بي‏ نظمي و هرج و مرج در امور مسلمانان امري نكوهيده و ناپسند مي‏ باشد، روشن است كه حفظ نظام و جلوگيري از اختلال، جز به استقرار حكومت اسلامي در جامعه تحقق نمي‏ پذيرد. از اين‏ رو هيچ ترديدي در لزوم برپايي حكومت باقي نمي‏ ماند. علاوه بر آنچه گفتيم حفظ مرزهاي كشور اسلامي از هجوم بيگانگان و جلوگيري از تسلط تجاوزگران بر آن، عقلاً و شرعاً واجب است. تحقق اين امر جز با تشكيل حكومت اسلامي ميسر نيست.(8)
گفتني است كه قدر متيقن از اشخاص براي تصدي منصب حكومت، فقيه عادل و آگاه به مسائل زمان خود است. تا چنين شخصي هست، نوبت به غيرعادل يا غير فقيه نمي‏ رسد. در زمان غیبت باید ولی فقیه رهبر جامعه باشد.
.برای آگاهی بیش تر به ولایت فقیه، آیت الله جوادی آملی، مراجعه نمائید .

پی نوشت ها :
1. ولایت فقیه، امام خمینی ،ص 26، موسسه تنظیم نشر و آثار امام خمینی(ره).
2. تفسر نمونه ،ذیل آیه67 سوره مائده ( ج 5 ).
3. مائده (5) آيه 44.
4. همان، آيه 45.
5.همان ، آيه 47.
6. همان، آيه 48.
7. اعراف(7) ، آيه 3.
8 .. امام خمینی، همان، ص25.

ببخشید چند تا سوال داشتم.می خواستم بدونم: 1- اگه منی روی فرش بریزه،برای تطهیر باید چی کار کرد؟ 2- اگه منی روی موکت ریخته باشه و فرش روی اون قرار گرفته باشه،چی کار باید بکنیم؟ 3- اگه استمنا انجام بشه،ولی منی بیرون نیاد،گناه محسوب میشه؟ 4- خیلی وقته که می خوام استمنا رو کنار بگذارم،ولی نمی تونم.شما چاره ای برای کار من ندارید؟

پرسش 1:
تطهير فرش و استمنا
شرح : ببخشيد چند تا سوال داشتم. مي خواستم بدونم: 1- اگه مني روي فرش بريزه،براي تطهير بايد چي کار کرد؟
پاسخ:
####پرسشگر گرامي با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
پرسشگر گرامي! براي تطهير فرشي که به غير بول (مانند مني) نجس شده است، بعد از برطرف کردن عين نجاست، يک مرتبه شستن فرش کفايت مي کند؛ چه با آب قليل باشد، مثل آب آفتابه و پارچ، و چه آب کر باشد، مثل آب شير و شلنگ.
براي تطهير فرش، فشار دادن به نحوي که مقداري از آب آن خارج شود، لازم است.
در صورتي که فرش با آب قليل شسته شود، غساله آن نجس مي باشد. (1)
غساله، آبي است که معمولاً در وقت شستن و بعد از آن، از چيزي که شسته مي شود، خود به خود يا به وسيله فشار و مانند آن، خارج مي شود. (2)
برطرف کردن عين نجاست، بدين معنا است که اگر نجاست جرم داشته باشد، بايد به هر وسيله که مي شود، آن جرم را از بين برد؛ مثلاً به وسيله دستمال و يا با شستن آن با آب و بعد از بر طرف کردن عين نجاست، يک مرتبه شستن آن کافي است.

پي نوشت ها:
1. آيت الله وحيد خراساني، توضيح المسائل، م 160 و 163.
2. همان، م 162.
پرسش 2:
اگه مني روي موکت ريخته باشه و فرش روي اون قرار گرفته باشه،چي کار بايد بکنيم؟
پاسخ:
####
پرسشگر گرامي! نحوه شستن و تطهير فرش، با موکت فرقي نمي کند.
توجه به اين نکته لازم است که شستن چيز هايي که نجس مي شود، واجب نيست. فقط شستن چيزهايي که مربوط به خوردن و نوشيدن و نماز خواندن مي باشد، لازم است.
پس در مرحله اول بايد انسان وسايل را با مني نجس نکند؛ ولي اگر نجس شد، لازم نيست که براي تطهير آن خود را به زحمت بيندازد. (1)

پي نوشت:
1. سؤال تلفني از دفتر آيت الله وحيد خراساني (7740611-0251).
پرسش 3:
اگه استمنا انجام بشه، ولي مني بيرون نياد،گناه محسوب مي شه؟
پاسخ:
####
پرسشگر گرامي! استمنا حرام است؛ هر چند که مني خارج نشود. اگر مني خارج شود، علاوه بر اين که انسان کار حرامي انجام داده است، جنب شده است و بايد غسل جنابت کند. (1)

پي نوشت:
1. سؤال تلفني از دفتر آيت الله وحيد خراساني (7740611-0251).

پرسش 4:
خيلي وقته که مي خوام استمنا رو کنار بگذارم، ولي نمي تونم.شما چاره اي براي کار من نداريد؟
پاسخ:
####
راهکارهاي ترک خودارضايي، در سايت پاسخگو آمده است. مي توانيد با ديدي مثبت تر و خريدارانه تر، به اجراي با نشاط تک تک راهکارها بپردازيد.
شک نکنيد که اگر خواهان پاکي باشيد، مي توانيد حتي با عمل کردن يکي از راهکارها، به ترک پايدار نايل آييد. ترک خودارضايي، آن طور که برخي خيال مي کنند، دشوار نيست و دليل آن هم، درصد بالاي افراد موفق در ترک مي باشد.
البته مي شود بهترين راهکارهاي دنيا را با بهانه غير عملي بودن يا...، از صحنه عمل خارج کرد و مي شود ضعيف ترين راهکارها را با کمي بذل توجه، به راهکاري موفق تبديل نمود.

صفحه‌ها