پرسش وپاسخ
۱۳۹۱/۰۱/۱۵ ۱۳:۵۹ شناسه مطلب: 65374
در تقویم نجومی سال 1433 یکی ساعت تحویل بروج فلکی استوایی و دیگری بروج نجمی رصدی آورده شده است که کمی با هم تفاوت دارند که نمی توان تشخیص داد و در صورت نزدیکی می توان با دادن صدقه آن را جبران کردبا توجه به روایات در مورد عدم نزدیکی جهت تشکیل نطفه در روزهای قمر در عقرب لطفا راهنمایی کنید چگونه می توان ازاین ایام اطلاع حاصل نمود
جهت تسهیل و تسریع در امر پاسخگوئی از این پس، پرسشهای فقهی و احکام شرعی را تنها از طریق سامانه پاسخگوئی پیامکی به شماره 30009640 ، نشانی اینترنتی http://www.30009640.ir/sms و یا تلفن 09640 مطرح نمایید.
در اصطلاح نجوم هنگامی که ماه در سیر و حرکت خود در برج عقرب قرار گرفت، گفته میشود که "قمر در عقرب" است.
از دوران باستان دوازده صورت فلکی که شامل دوازده قسمت فرضی متساوی بوده، برای منطقه البروج، ترسیم شده بود. ظاهراً «ابرحنین» در قرن دوم پیش از میلاد اول کسی است که منطقه البروج را به دوازده قسمت متساوی تقسیم کرد و هر قسمت را به نام صورت فلکی محاذی آن نامید. اسامی آن را ابونصر فراهی در نصاب در قالب شعر چنین میگوید:
چون حَمَل چون ثور چون جوزان سرطان و اسد سنبله میزان و عقرب قوس و جدی و دلو و حوت
بر پایةعلوم پیشینیان، خورشید در حرکت ظاهری سالیانة خود هر ماه از مقابل یکی از برجها میگذرد و این ماه به نام آن برج خوانده میشود. هنگامی که ماه در سیر و حرکت خود در برج عقرب قرار گیرد، میگویند قمر در عقرب است.
تذکر یک نکته: در مورد "سعد و نحس" ساعات و روزها وشبها در برخی روایات اشاراتی شده است، از جمله در روایتی از علی(ع) نقل شده که مسافرت و ازدواج کردن در هنگامی که ماه در محاق باشد (دو سه روز آخر ماه را که جرم ماه دیده نمیشود، در محاق بودن میگویند) یا ماه در برج عقرب باشد، مکروه است، لیکن صدور این روایات از ائمه معصومین روشن و قطعی نیست.
و بر فرض ثبوت، به دستة دیگری از روایات که میفرمایند: "نحوست ایام و لیالی را با دادن صدقه از خود دور کنید"(1) تمسک بجویید و بی دغدغه خاطر، به کاری که با تدبیر برنامه ریزی کرده اید اقدام نمایید.
روایاتی از معصومین(ع) نقل شده که به شدت با اخبار منجمان، یا کاهنان مقابله شده است. علی(ع) در پاسخ فردی که از طریق علم نجوم توصیه کرده بود که الان به سمت نهروان جهت دفع شرارت خوارج حرکت نکن، زیرا ساعتی است که میمنت ندارد و نحس است، فرمود: "فمن صدّقک بهذا فقد کذّب القرآن؛(2) هر کس تو را تأیید کند و به گفته ات اعتماد نماید، قرآن را تکذیب نموده است".
بنابراین امور زندگی را با تدبیر و آینده نگری، توکل به خدا و دعا و صدقه باید دنبال نمود و به هدف رسید.
یکی از این مناطق برج عقرب (یکی از صورت های فلکی ) است. برای تشخیص این موقعیت باید به تقویم های نجومی مراجعه کنید.
کلام پایانی:
در روایات احکام خاصی برای روزهایی که قمر در عقرب است، بیان شده، لکن در مقابل روایاتی است که فرمودهاند، برای هر کاری در هر وقت خواستید ،میتوانید اقدام کنید. اگر در یکی از همین روزها هم باشد، میتوانید صدقه بدهید و اقدام کنید. دادن صدقه آثار منفی این روزها را از بین می برد.
در هر صورت بهتر است در روز هایی که قمر در عقرب است، از خواندن عقد و انعقاد نطفه, مسافرت, حجامت و دیگر کارهای مهم خود داری شود.
و در آخر: اختلافی که بین ساعت تحویل بروج فلکی استوایی و دیگری بروج نجمی رصدی، وجود دارد، خیلی کم است که نباید نسبت به آن وسواس شد و آن ساعاتی که با هم مشترکند را مدنظر داشته باشید؛ در ضمن هنگامی که مدیریت ساعات از دستتان خارج شد، با دادن صدقه و توکل بر خدا مشکل را حل کنید.
باید تذکر داد که کراهت قمر در عقرب، برای مسئلۀ انعقاد نطفه می باشد؛ وگرنه برنامه های آمیزشی نیازی به رعایت قمر در عقرب ندارد.
پینوشتها:
1. مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج26، ص 279؛ کافی، ج4، ص 3 و من لا یحضره الفقیه، ج2، ص 67.
2. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه، ج11، ص 374؛ الناشر: مؤسسه آل البيت، قم، سنه النشر/1409ه.
۱۳۹۱/۰۱/۱۴ ۲۰:۰۸ شناسه مطلب: 65327
نزدیکی زوج در زمان اتمام دورا ن قاعدگی و قطع خونریزی زن، قبل از انجام غسل حیض توسط زن ،گناه است یا نه؟
بعد از پایان یافتن دوران قاعدگی، قبل از انجام غسل حیض، نزدیکی با زن اشکال ندارد، ولی بهتر است بعد از شستن محل نزدیکی شود.(1)
پی نوشت:
1. آیت الله تبریزی، توضیح المسائل مراجع تقلید، مسأله 467.
جهت تسهیل و تسریع در امر پاسخگوئی از این پس، پرسشهای فقهی و احکام شرعی را تنها از طریق سامانه پاسخگوئی پیامکی به شماره 30009640 ، نشانی اینترنتی http://www.30009640.ir/sms و یا تلفن 09640 مطرح نمایید.
۱۳۹۱/۰۱/۱۳ ۱۳:۵۳ شناسه مطلب: 65240
۱۳۹۱/۰۱/۱۳ ۱۰:۵۲ شناسه مطلب: 65234
پسری هستم که دوستان نسبتا کمی دارم ولی سعی می کنم با همه رابطه خوبی داشته باشم به همه محبت کنم لکن افراد کمی با من ارتیاط نزدیکی برقرار می کنند. نمی دانم آیا کار صحیحی انجام می دهم یا نه ؟ در ضمن چند وقتی است (3 روز) یکی از دوستانم به علت انجام یک اشتباه از جانب من با من قطع رابطه کرده و گفته است که دیگر نمی خواهد با من صحبت کند. (در ضمن من به ایشان علاقه قلبی نیز دارم) می خواستم بدانم در حال حاضر من چگونه باید با ایشان رابطه مجدد برقرار کنم و چه مراحلی را باید طی کنم ؟
بی شک شما صدها ویژگی بسیار مثبت دارید. ولی اجازه می خواهم فارغ از این ویژگی های بسیار مثبت کمی به آسیب شناسی روحیات شما برادر گرامی بپردازم.
همان طور كه مي دانيد همه انسان های سالم (و دارای استقلال روانی) از افراد وابسته گريزانند و دوست ندارند كه به هيچ وجه درقفس محبت ديگري اسير آيند. اين احتمال وجود دارد كه رويكرد شما به دوستانتان كمي از حد معمول فراتر رفته و شما به جاي دلبستگي به وابستگي به دچار شده ايد.
در فرق بين دلبستگي و وابستگي بايد گفت فرض کنید به میوهای مانند آناناس علاقمند هستید و به آن «دل بستهاید» حال اگر روزها، ماهها و سالها به هر دلیلی از خوردن آن محروم بمانید، آیا در زندگی عادی و روزمره شما اختلالی ایجاد خواهد شد، آیا عملکرد روزانه شما رو به کاستی میگذارد؟ مسلّماً نه. شما سالها از موضوع «دلبستگی» خود محروم میمانید، ولی همه امور زندگی شما بر وفق مراد است.
این نوع علاقه و تعلق را «دلبستگی» میگویند ،حال اگر به جای دلبستگی به آناناس به آن «وابسته» بودید، یک روز بدون آناناس نمیتوانستید سر کنید. آدم وابسته به آناناس مثل فرد معتادی است که هر از گاهی برای به حد طبیعی رساندن سطح عملکرد خود نیازمند مصرف مواد است، پس وابستگی روانی نوعی اعتیاد است. وابستگی روانی به چیزی یا کسی باعث کاهش عملکرد در فرد میگردد و به نوعی فرد را از زندگی روزانه و عادی خود خارج میسازد .فرد وابسته روانی مثل فرد معتاد، دلش به موضوع وابستگی (مثل مواد مخدر یا محبت معشوق) خوش است ، در حالی که این وابستگی عقلاً و منطقاً امری به شدت نکوهیدهای است.
وابستگي باعث می شود دوستانتان در كنار شما احساس راحتي و آزادي نكنند و به نوعي اسير محبت هاي بيش از حد و البته غيرعزتمندانه شما گردند. خفگي عاطفي از جمله چيزهايي است كه افراد وابسته به اطرافيان خود تحميل مي كنند.
استقلال عاطفي، مهمترين راز پايداري دوستي هاست. معمولا دو نفر که از استقلال نسبی عاطفي برخوردارند مي توانند سال ها بدون كوچكترين رنجشي با هم رفاقت نمایند.
اگر شما از استقلال عاطفي كافي برخودار بوديد حتي اشتباهات به مراتب بزرگتر از اشتباه فعلي تان احتمالا به قطع رابطه از سوی ايشان منجر نمي شد و شما مي توانستيد حتي بدون معذرت خواهي به دوستي تان ادامه دهيد. چه بسا اساساً اشتباه از جانب شما نبوده و شما به خاطر عزت نفس پايينتان بي دليل ان را به خود نسبت مي دهيد. با فرض اين كه اشتباه صددرصد از جانب شما باشد باز سعي و اصرار بر از سرگيري رابطه زیاد عزتمندانه به نظر نمي رسد و حداكثر شما بايد به يك معذرت خواهي بدون پافشاري بر از سر گيري ارتباط اكتفا نماييد.
شما بايد حق انتخاب همه اطرافيان و دوستان خود را محترم بشماريد و از دوستي به هر قيمتي پرهيز نماييد. رابطه یا محبت ديگران اگر در زندگي شما به مثابه عطر و يك امر غير حياتي باشد بي اشكال است و اگر به مثابه اكسيژن نقش حياتي در زندگي شما ايفا كند صددرصد مشكل ساز و آسیب زا به نظر می رسد.
کتاب« مهرطلبی» نوشته خانم دکتر هریت بریکر ترجمه مهدی قرچهداغی انتشارات پیک بهار را از طریق اینترنت خریداری کنید . ضمن مطالعه، به دستور این کتاب عمل کنید . همچنین کتاب « کی و چگونه نه بگوییم و مهرطلبی را برای همیشه رها کنید » نوشته سوزان نیومن ترجمه مهدی قرچهداغی انتشارات پیک بهار را تهیه و مطالعه نمایید.
۱۳۹۱/۰۱/۱۲ ۱۳:۴۵ شناسه مطلب: 65197
۱۳۹۱/۰۱/۱۲ ۱۱:۱۳ شناسه مطلب: 65190
باسلام آیا توبه فرد استمنا کننده قبئل می شود او چگونه باید توبه کند
پاسخ:
از آیات و روایات استفاده میشود که توبه مخصوص گناه ویژهای نیست و شخص خاصی را نیز شامل نمیشود. خداوند نسبت به هر عمل زشت و هرظلم و ستم و اسرافی، وعده پذیرش توبه را داده و در آیه "توبوا الی الله جمیعاً" (1) هرگناهکاری دعوت به توبه شده است. در این جهت فرقی بین گناه کبیره وصغیره نیست.
خداوند در قرآن می فرماید: "قل: یا عبادی الّذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله أنّ الله یغفر الذنوب جمعیاً، إنّه هوالغفور الرّحیم؛(2) بگو: ای بندگان من که(با گناه کردن ) بر خود ظلم و ستم روا داشتید، از رحمت خداوند مأیوس و نا امید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد.
رسول اکرم(ص) فرمود:
"هر مرضی دارویی دارد و داروی گناهان استغفار و طلب عفو وآمرزش از خدا است. (3)گناه هر چه باشد، قابل توبه است و توبه از آن در درگاه الهی پذیرفته می شود. به شرط آن که توبه حقیقی باشد؛ یعنی انسان از عمق دل پشیمان شده باشد و با عزمی راسخ بخواهد آن گناه را ترک کند. در این صورت خداوند نه تنها توبه را می پذیرد. بلکه توبه کننده واقعی را دوست دارد.
توبه که به معنی پشیمانی واقعی از معصیت است، هم موجب بخشش گناه شده و هم صفحه قلب را از آلودگی به گناه پاک و تیرگی را مبدّل به روشنایی می سازد.
پی نوشت ها:
1. نور (24) آیه 31.
2. زمر(39) آیه 53.
3. محمد ری شهری، میزان الحکمه، ماده ذنب، شماره 6655، ج 2، ص 997.
۱۳۹۱/۰۱/۱۲ ۱۱:۰۶ شناسه مطلب: 65189
چرا استمنا بدست همسر حرام نیست؟این کار همان ضررهای خودش را در هر حالت بهمراه دارد.مثلا اگر دور چشم سیاه می شود در ان حالت هم باید سیاه بشود.
پاسخ:
اولا معیار برای درک درستی یا نادرستی یک عمل از منظر شرع قواعد و اصول و مبانی معرفی شده از جانب شریعت است نه درک خاص و جزئی ما مانند ضررداشتن یا نداشتن یک عمل در نتیجه حتی اگر از نظر پزشکی اثبات شود که خود ارضایی هیچ ضرر جسمی جدی هم ندارد ، باز این عمل حرام است .
در خصوص حرمت استمناء مبانی کشف حرمت این عمل منابع دینی و نقلی ماست ؛ در واقع حرمت چنین عملی از آیه 5 تا 7 سوره مومنون به دست می آید: «وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلىَ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانهُُمْ فَإِنهَُّمْ غَيرُْ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَالِكَ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْعَادُون»؛ (1) و آن ها كه دامان خود را (از آلودهشدن به بىعفتى) حفظ مىكنند، تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند، كه در بهرهگيرى از آنان ملامت نمىشوند و كسانى كه غير از اين طريق را طلب كنند، تجاوزگرند».
پس هر نوع ارضاي جنسي خارج از اين محدوده عدوان و معصيت و مورد ملامت است. به همین دلیل هنگامی که از حضرت صادق (ع) در مورد استمنا مى پرسند، مى فرماید: گناه بزرگى است که خداوند در قرآن مجید از آن نهى فرموده، استمنا کننده مثل این است که با خودش نکاح (زنا) کرده باشد. اگر کسى را که چنین کارى مى کند، بشناسم ، با او هم خوراک نخواهم شد. (2)
البته از آنجا که ما معتقدیم قوانین اسلام از طرف خداوند«حکیم» است. «حکیم» بودن خداوند این پیام را دارد که هیچ فرمان و حکمی را بدون«حکمت» و دلیل و برهان صادر نمی کند. بنا بر این هر چیزی را که «ممنوع و حرام» اعلام کرده، قطعاً انجام آن مفاسد و ضرر و خسارت هایی داشته که می تواند جسمی، روحی، فردی یا اجتماعی و .... باشد ، که نادیده گرفتن آن، اثرات تخریبی و منفی شکننده ای در کوتاه مدت یا دراز مدت خواهد داشت.
همان گونه که در خصوص استمناء همین مساله مورد تاکید اندیشمندان قرار می گیرد که بخشی از آنها عبارتند از:
1ـ تحریک زیاد هیپوتالاموس و در نتیجه تحریک افراطی غدد جنسی که سبب پرکاری و نامتناسب آنها میشود، بلوغ زودرس را به دنبال دارد.
2ـ کاهش و تخلیه مکرر قوای جسمی و روحی به ضعف عمومی بدن و بالاخره پیری زودرس میانجامد.
3ـ به علت افزایش جریان خون در اعضای تناسلی، مغز و مراکز حساس، پیوسته دچار کاهش نسبی جریان خون میشود، همچنین تخلیههای مکرر عصبی و عدم ارضای روحی در دراز مدت، موجب ضعف عصبی و عوارض روحی میگردد.
4ـ رکود فکری، اختلاف و ضعف حافظه، کاهش اراده در کسانی که استمنا میکنند، دیده میشود.
5ـ ضعف بینایی و بیاشتهایی، و در صورت افراط، ضعف استخوانی و ناراحتی مفصلی در این افراد شایع است.
6ـ فرد از نظر فکری نوعی توجه نسبتاً مداوم به موضوعهای جنسی پیدا میکند که این امر مانع تفکر آزاد میشود و بنا بر این، از عوامل رکود فکری به حساب میآید.
7ـ در مراحل افراطی به ضعف جنسی و انزال زودرس منجر میشود.
8ـ به علت ارضای ناقص و غیرطبیعی و اختلالهای حاصله، بعد از ازدواج غالباً امور زناشویی به طور طبیعی صورت نمیگیرد و گاه شخص در روابط زناشویی شکست خواهد خورد.
9ـ گوشهگیری، یأس و بیتفاوتی نسبت به مسائل مهم حیاتی، غم و کدورت روانی و عوارض دیگر آن است.
10ـ در موارد بسياري به شدت آزارطلبی یا خودآزاری در اين عمل دیده میشود. (3)
اما ارتباط جنسی با همسر هرچند از غیر آمیزش و به صورت استمناء توسط بدن او باشد ، هرگز چنین پیامدهایی را نخواهد داشت. در نگاه دقیق تر، تفاوت های ظریفی بین این دو روش ارضای نیاز جنسی وجود دارد که در این جا به سه مورد اشاره می کنیم:
1. استمنا، آمیزش با خود است. تحریک کننده و تحریک پذیر، یک نفر است. همین طور ایجاد کننده شرایط اوج لذت (گرم شدن، تصور لذت و...) توسط خود ارضا شونده فراهم می شود. در این جا تمام وجود فرد (در عین وحدت و یکپارچگی) باید دو پاره شود: یکی ارضا شونده و دیگری تحریک کننده. دو پاره شدن، آسیب هایی در پی دارد، از جمله اختلال در سیستم توجه و تمرکز. در مراتب بالاتر، به نوعی توهم منجر خواهد شد.
2. آن گاه که بدن انسان تأمین کننده نیاز جنسی او گردد، چون بدن همیشه همراه او است، کم کم او را در یک حالت تحریک جنسی دائم قرار می دهد؛ چون از خودش لذت می برد. این فاصله روانی اندک، وی را به سوی حالت تحریک دائمی سوق می دهد. تحریک پذیری سریع، زود و دائم جدای از آثار مخرب اجتماعی، پیامدهای جسمی زیانباری خواهد داشت.
3. چون در استمنا ارضای جنسی فقط از طریق انزال منی بدون هیچ گونه ارضای عاطفی، دیداری، شنیداری، لمسی و... حاصل می شود، ارضا به شدت ناقص، ناکام کننده و بدون معادل خارجی می باشد. ارضای ناقص، یعنی آزاد شدن 100 واحد انرژی و هزینه کردن فقط 20 تا 30 درصد آن که باقی مانده انرژی، زمینه ساز اختلالات روانی مثل اضطراب و ... می شود؛ در حالی که در ارضا توسط همسر، همه این موارد تقریبا منتفی می باشد.
پي نوشتها:
1. مومنون (23) آيه 5-7.
2. عاملي، شيخ حر، وسایل الشیعه، موسسه آل البيت، قم،1409 ه.ق، ج 18 ، ص 575.
3. محمديان، محمود، بلوغ تولدي ديگر، انجمن اولياء و مربيان، تهران، 1384ه ش.
۱۳۹۱/۰۱/۱۲ ۰۸:۴۱ شناسه مطلب: 65182
با سلام بنده چند وقت پیش در خواب از آلتم مایعی خارج شد که هم لزج و هم چسبنال بود. آیا من به بلوغ رسیده ام؟
نشانه های بلوغ یکی از سه چیز است:
1. روییدن موی درشت زیر شکم بالای عورت؛
2. بیرون آمدن منی؛
3. تمام شدن 15سال قمری در مرد و تمام شدن 9 سال قمری در زن.
از این رو اگر مایعی همراه با شهوت و جستن از شما بیرون آمده و بدن بعد از آن سست شده باشد، بالغ به شمار می روید، ولی اگر همراه با شهوت و جستن نبوده یا شک در آن دارید از این راه بلوغ شما ثابت نمی شود.(1)
پی نوشت:
1. امام خمینی، توضیح المسائل، مسأله 2138؛ آیت الله خامنه ای، اجوبه الاستفتائات، سوال 177.
جهت تسهیل و تسریع در امر پاسخگوئی از این پس، پرسشهای فقهی و احکام شرعی را تنها از طریق سامانه پاسخگوئی پیامکی به شماره 30009640 ، نشانی اینترنتی http://www.30009640.ir/sms و یا تلفن 09640 مطرح نمایید.
۱۳۹۱/۰۱/۱۱ ۱۶:۱۳ شناسه مطلب: 65151
سلام، آیا فرشتگان مختار هستند؟ اگر مختار هستند، پس چرا معصوم می باشند؟ (با توجه به اینکه یک طرف وحی فرشتگان می باشند پس باید معصوم باشند) و اگر مختار نیستند، پس چرا در مقابل انسان سجده نکردند؟ یعنی از حکم خدا سرپیچی کردند.
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اولا تعارضی بین مختار بودن و معصوم نبودن نیست. چنان که همه انبیاء و ائمه معصوم هستند. اما در عین حال مختار هم هستند، پس نمی توان گفت اگر فرشتگان مختارند پس چرا معصومند؛ آن چه که از معارف دینی به دست می آید آن است که فرشتگان دارای مسئولیت ها و تکالیفی هستند. اما در انجام این وظایف خود تخطی و تخلف نمی کنند و به همین دلیل خداوند آن ها را از هر نوع عصیان و تخطی مصون داشته است:
« لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُون (1) هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى كنند و آنچه را فرمان داده شده اند (به طور كامل) اجرا مى نمايند! »
به همین جهت ادعای تخلف آنان از دستور الهی هم نادرست است زیرا در قرآن تصریح شده که همه فرشتگان بر آمد سجده کردند و تنها ابلیس سجده نکرد که در همین آیه تأکید می شود او از جنیان بود نه فرشتگان:
« فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّه؛ (2) آنها همگى سجده كردند جز ابليس- كه از جن بود- و از فرمان پروردگارش بيرون شد ». پس به یقین ابلیس از فرشتگان نبود. بلکه از جنس جن که امکان عصیان و تخلف دارد بود، هرچند به نوعی تصور فرشته بودن ابلیس وجود داشته چنان که از امام صادق (ع) در مورد ابلیس سؤال شد که آیا از فرشتگان بود؟ حضرت فرمود:
«ابلیس از جن بود، ولی همراه فرشتگان بود؛ آن چنان که آنها فکر میکردند از جنس آنان است؛ اما خدا می دانست که از آنها نیست». (3)
پینوشتها:
1. تحریم (66) آیه 6.
2. کهف (18)، آیه 50.
3. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ق، ج 60، ص 218.





