پرسش وپاسخ

سلام چرا خداوند بندگان صالح خود را رنج میدهد ولذت میبرد؟؟ آیا این عدالت است که کسی زجر بکشد وسختی و خداوند لذت ببرد؟؟؟ چرا برای امتحان الهی باید سر امام حسین بریده شود وآنوقت خداوند رضایت دهد ولذت ببرد از پر پر شدن و قطعه قطعه شدن امام حسین؟ این دور از انسانیت ومردانگی است؟؟؟ چرا خداوند صالحان وپاکان را زجر میدهد وخودش لذت میبرد وشاد میشود؟؟؟؟

در ابتدا باید اشاره شود که بر خلاف آن چه در پرسش آمده خداوند از رنجی که از سوی ستمگران بر بندگان صالح او تحمیل می شود نه تنها خوشحال نشده و به تعبییر پرسشگر محترم لذت نمی برد. بلکه از آن رخ ها شدیدا غضبناک و به تعبیر قرآن متاسف می شود و چه بسا در همین انتقام بندگان صالح خود را از افراد ظالم می گیرد لذا فرمود: «فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعين» (1)امّا هنگامى كه ما را به خشم آوردند، از آنها انتقام گرفتيم و همه را غرق كرديم.
پس حکمت امتحانات الهی نسبت به بندگان خود حتی بندگان صالح خویش برای آن اموری نیست که در پرسش تصور شده، بلکه فلسفه آن را باید در اموری دیگری جستجو نمود که به نمونه های از آنها اشاره می شود:
چون خداوند، قادر و عالم مطلق بوده و فضل و رحمت او بی نهایت است، باید زیباترین و کامل‏ترین جهان را خلق می کرد .زیباترین وجود و کامل‌ترین جهان، دنیایی است که موجودی با اختیار خود در عرصه‏های سخت امتحان در حالی که عشق به خدای نادیده می‏ورزد صحنه‏های زیبایی از عشق به معشوق را خلق کند.
اگر در جهان خلقت صحنه هایی که در کربلا رخ داد ، ویا ابراهیم (ع) در ذبح اسماعیل (ع) به رغم محبت به فرزندش آفرید، نبود و یا نمایش عشق یوسف (ع) و اعتماد او به خداوند در حالی که در اوج جوانی و زیبائی بود و همه چیز برای او فراهم بود، اگر این ها در عرصه‏های جهان نبود، آیا جهان بدون این صحنه‏های عالی و شگفت آور و زیبا باز کامل‏ترین و زیباترین جهان بود ؟ این نکته همان است که از آن به نظام احسن تعبیر می‏شود .
پس اصولا یکى از مهم ترین سنت هاى الهى، امتحان و آزمایش الهى است. انسان ها در هر لحظه از زندگى خود در حال گذراندن آزمون هاى متفاوت هستند، و در دوره گذار به سر مى‏برند. آزمون ها ، همیشگى دائمى و فراگیر مى‏باشند.
از لحظه‏اى که تکلیف متوجه انسان است تا زمانى که مرگ انسان را فرا مى‏گیرد، چنین است .صرف گفتن شهادتین و ایمان آوردن کافى نیست که انسان دین دار واقعى باشد. باید ایمان از مرحله لسان به اعماق جان رسوخ نماید. خدا در سوره عنکبوت مى‏فرماید:
«آیا مردم گمان کردند به حال خود رها مى‏شوند و آزمایش نخواهند شد؟! کسانى را که پیش از آنان بودند آزمودیم، (و این ها را نیز امتحان مى‏کنیم) (1)
مفهوم آزمایش خداوند با آزمایش هاى ما بسیار متفاوت است. آزمایش هاى ما براى شناخت بیش تر و رفع ابهام و جهل است، اما آزمایش الهى «پرورش و تربیت» است.
در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است. این یک قانون کلّى و سنّت دائمى پروردگار است که براى شکوفا کردن استعداد هاى نهفته و پرورش دادن بندگان، ‌آنان را مى آزماید؛ به این معنا که انسان ها را به میدان عمل مى کِشد تا ورزیده و آزموده و پاک شوند و لایق قرب خدا گردند.
امتحان خدا به کار باغبانیِ پر تجربه اى شبیه است که دانه هاى مستعد را در زمین هاى آماده مى پاشد. دانه ها با استفاده از مواهب طبیعى شروع به رشد مى کنند و با مشکلات مى جنگند و با حوادث پیکار مى نمایند و در برابر طوفان هاى سخت و سرماى کشنده و گرماى سوزان، ایستادگى به خرج مى دهند تا شاخة گلِ زیبایی، یا درختى تنومند و پرثمرى بار آید که بتواند به زندگى و حیات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد. این رمز آزمایش هاى الهى است.
قرآن مجید به این حقیقت تصریح کرده: «او آنچه را در سینه دارید،‌ مى آزماید تا دل هاى شما کاملاً خالص گردد و او به همه اسرار درون شما آگاه است».(2)
اگر آزمایش الهى نبود، استعداد ها شکوفا نمى شد . میوه هاى اعمال بر شاخسار نمایان نمى گشت. معلوم است که امتحان براى پاداش و کیفرى است که بشر با آن مواجه خواهد شد.(3)
علامة طباطبائى (ره ) مى فرماید: امتحان الهى صرفاً براى این است که صلاحیت باطنى انسان از نظراستحقاق ثواب و یا عذاب به منصه ظهور برسد (4). این یک شیوه کلى و سنت دائمى پروردگار است که براى شکوفا کردن استعدادهاى نهفته و از قوه به فعل رساندن، آن ها را مى آزماید، یعنى همان گونه که فولاد را براى استحکام بیش تر در کوره مى گذارند تا به اصطلاح آب دیده شود و فلز خالص تر به دست آید، آدمى را نیز در کوره حوادث سخت پرورش مى دهند تا مقاوم و خالص گردد.(5)
از طرف دیگر آنچه در نتیجه این آزمون ها متجلی می گردد، ملاک مرتبه و جایگاه انسان ها در زندگی حقیقی اخروی شان است.در دادگاه محاسبه خداوند به همبن نتایج در برابر انسان ها استدلال می شود تا جای عذر و انتقادی در مقابل ایشان نباشد ؛ على علیه السلام مى فرماید:
گرچه خداوند بزرگ به روحیات بندگانش از خودشان آگاه تر است، ولى آن ها را امتحان مى کند تا کارهاى خوب و بد که معیار پاداش و کیفر است، از آن ها ظاهر گردد.(6)
پس آزمون‌ها از دو جهت هدف خلقت را تأمین می‏کند:
نخست خلق زیباترین و کامل‏ترین عالم .
دیگری که از دل نکته نخست در می‏آید: اراده الهی به آن تعلق گرفته که کمال انسان در کوره آزمایش‌ها و در پس سختی‏ها به دست او برسد، مانند سنگ و فلزات مختلف که باید در آزمایشگاه‌های مختلف و در کوره‏ها و درجات مختلف، حرارت و آزمایش دیده شود تا فلز خالص پدید آید.
همه زیبایی و کمال عالم هستی و همه جمال خلقت انسان نیز رسیدن به نتیجه قرب خداوند و به فعلیت رساندن کمالات بالقوه درونی در کوره حوادث و آزمایش دنیا و با اختیار و انتخاب خود است. نهادن اولیه این کمالات در وجود او جلوه و زیبایی به مجموعه خلقت نمی بخشد و موجود برتری چون انسان را در مجموعه عالم متجلی نمی سازد .
بنابر این کمال و ماهیت انسان به گونه ای است که در سایه آزمون های جهان هستی، سختی‌ها، مشکلات و حوادثی که برای او اتفاق می افتد، و نحوه برخورد با آن‌ها استعدادهای بالقوه به صورت بالفعل درآمده، راه سعادت و شقاوت خود را تعیین می‌نماید. انسان ها برای تکامل آفریده شده اند، اما نه تکامل اعطایی و ناخود اگاه بلکه تکاملی خود خواسته و به دست آْمده از پس آزمون ها و امتحانات سخت و دشوار.
در حقیقت رسیدن به درجات بالای تعالی و کمال حقیقتی، دست یافتنی و از مقوله "شدن " می باشد که لازم است انسان خود را به آن برساند. خداوند از ما می خواهد که خود را به این مرتبه و مقام برسانیم. حقیقتی که در ابتدا به طور غیر ارادی و بدون اختیار دارا بودیم، این بار در طی آزمایش گوناگون و با تلاش خود به دست آوریم تا بهشت حقیقی را که نتیجه کمال و تعالی است،به دست آوریم .به طور خلاصه میتوان گفت سوال از آزمایش یا انتظار نبود آزمایش مساوی است با سوال از اصل آفرینش انسان و بیهوده شدن اصل آفرینش، اگر قرار بود با اراده الهی جنایت یزید و یزیدیان منع میشد دیگر خلقت انسان بیهوده میشد ،ولی خداوند انسانها را مختار آفرید و راه خوبی و بدی را به آنها نشان داد و در امتداد رفتار آنها برای حسینیان بهشت و یزیدیان جهنم را قرار داد.
پی‌نوشت‌ها :
1. عنکبوت(29)آیه 2 و 3.
2. نهج البلاغه، نشر موسسه امیرالمو منین قم 1375 ش، کلمات قصار، جمله 93.
3. علامه طبا طبایی، تفسیر المیزان، نشر جامعه مدرسین، ج 20، ص 5 - 10؛ ونیز : ناصر مکارم تفسیر نمونه، نشر دار الکتب الاسلا میه تهران بی تا، ‌ج1، ص 526 - 530 و ج 24، ص 314 - 318،
4. علامه طبا طبایی همان ج 4، ص 61.
5. نهج البلاغه فیض الاسلام، کلمات قصار، جمله 90 .
6 . کلینی، اصول کافى، نشر دار الکتب الاسلامیه تهران 1380 ق، ج 4، ص 148.

در آیه ی «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم» منظور از أولی الامر فقط امام معصوم است؟ آیا آیت الله خامنه ای هم اولوالامر است؟

پاسخ:
مصداق "اولو الامر" در آیه شریفه قطعا معصومین هستند و غیر معصوم را شامل نمی شود زیرا در آیه به اطاعت مطلق و بدون قید و شرط از معصوم امر شده، همچنان که به اطاعت مطلق از خدا و رسول امر شده، اطاعت مطلق مختص خدا و معصومین می باشد.
فقیهان شیعه در این مورد اتفاق و اجماع دارند و هیچ فقیهی از شیعه، غیر معصومین را مورد و مصداق این آیه و "اولوالامر" ندانسته و نشمرده است.
بسیاری از فقیهان به این آیه برای اثبات لزوم اطاعت از فقیه استناد کرده اند، با این بیان که فقیه دارای شرایط به عنوان نایب امام معصوم است و به امر امام معصوم حق امر و نهی دارد.
به حکم امام معصوم موظف به پیروی از احکام و دستور فقیهان واجد شرایط می باشیم چون معصوم، ولی امر است و اطاعت از دستور معصوم واجب است. او فقیه را به عنوان نایب خود معرفی کرده، پس اطاعت از فقیه دارای شرایط در حکم اطاعت از امام معصوم است و فقیه، ولی امر، به امر امام معصوم است و در طول معصوم قرار دارد؛ یعنی از معصوم کسب حجیت و لزوم اطاعت می کند، نه اینکه در عرض معصوم و مصداق مستقیم آیه باشد.
بیان آیت الله جوادی آملی به شرح زیر است:
"در اثبات ولایت فقیه نیز روشن شد که عقل حکم می کند که اجرای احکام دین باید استمرار داشته باشد و مختص به زمان پیامبر (ص) و معصومین(ع) نبوده، اگرچه "اولی الامر" در آیه کریمه "اطیعوا الله و..." ظاهر در معصومین (ع) است و آنان اولی الامر بالاصاله هستند، ولی در عصر غیبت معصوم طبق رهنمود عقل و نیز به دستور خود معصومین، نایبان ایشان، اولی الامر هستند اما" اولی الامر بالتبع" نه "اولی الامر بالاصاله" وهمان گونه که در عصر حضور و ظهور معصوم، نایبان خاص بسیاری از کارها را به عهده داشتند و مباشرت خود معصوم شرط نبود، در عصر غیبت نیز نایبان عام اداره امور را به دست دارند.(1)
قطعا آیت الله مصباح جز همین را نمی گوید.

پی نوشت ها :
1. ولایت فقیه ، جوادی املی ، ص370 .

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام من دختری 25 ساله با یه پسر 28 ساله آشنا شدم همدیگرو خیلی دوست داریم ولی بنا به مشکلاتی نمیتوانیم ازدواج کنیم و از طرفی نمیتوانیم روابط را قطع کنیم این رابط را چه میتوان کرد.آیا میتوانیم صیغه محرمیت موقت بخونیم تا مرتکب گناه هم نشویم. مرسی از شما

با توجه به ضرورت انتخاب مرجع تقليد در عمل به تكاليف شرعي و همچنين وجود اختلاف نظر مراجع عظام تقليد در برخي مسائل، لطفا پس از تعيين مرجع تقليد، سوال خود را مجددا ارسال نماييد تا مطابق نظرمرجع شما پاسخ داده شود.
پرسشگر گرامی!
جهت تسهیل و تسریع درامر پاسخگویی از این پس، برای ارسال پرسشهای فقه و احکام از سامانه پیامکی مرکز 30009640 یا پاسخگویی 09640 استفاده نمایید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

هنگامیکه شرایطی برای گرفتن اذن پدر موجود نیست (آن هم به دلیل احترام و حفظ حرمت) پس "هیچ" راهی شرعی برای دوستی پاک و علاقه نمی ماند که جحتی خدا دوستانه داشته باشد؟؟ (فقط جحت تکمیل اطلاعات شرعی .) ممنون

ازدواج چیزی فراتر از دوستی است و مسئله بسیار مهمی است که در احکام اسلامی و از نظر حقوقی و قانونی مقررات زیادی به دنبال دارد و یک مسئله ساده نیست که هر کس هر وقت بخواهد با یکی دوست شود و بعد از مدتی از یکدیگر جدا بشوند. لذا در اسلام و بلکه تمامی ادیان الهی و حتی نزد افراد غیر دینی مقرراتی برای ازدواج مقرر شده است از جمله اینکه اگر دختر باکره بخواهد ازدواج بکند باید با اجازه از پدر یا جد پدریش باشد. ولی اگر باکره نباشد مثلا شوهرش فوت شده یا طلاق گرفته می تواند بدون اجازه از پدرش ازدواج بکند بنابراین شما که می خواهید ازدواج بکنید بروید دنبال خانمی که باکره نباشد حال خواستید با اجرای عقد ازدواج دوست باشید یا با هم مسایل زنا شویی داشته باشید و اگر خواستید با دختر باکره ازدواج کنید باید شرایط ازدواج که از جمله اذن پدر هست مراعات کنید.(1)
پی نوشت ها :
1 . امام خمینی، توضیح المسایل، م 2376 .
با توجه به ضرورت انتخاب مرجع تقليد در عمل به تكاليف شرعي و همچنين وجود اختلاف نظر مراجع عظام تقليد در برخي مسائل، لطفاهروقت سوال شرعی می پرسید مرجع تقلید خود را مشخص کنید تا مطابق نظرمرجع شما پاسخ داده شود.

من یک جوان17ساله هستم درس می خوانم.ازاین گناه کبیره نمی توانم خلاص شوم. لطفامرایاری کنید........

پاسخ:
بیش از هر چیز، نامه شما از پاکی درونی تان حکایت دارد. امید است که در اسرع وقت به ترک کامل خودارضایی نایل آیید.
راهکارهای ترک خودارضایی در سایت پاسخگو آمده است.می توانید با دیدی مثبت تر و خریدارانه تر، به اجرای با نشاط تک تک راهکارها بپردازید.
شک نکنید که اگر خواهان پاکی باشید، می توانید حتی با عملی کردن یکی از راهکارها، به ترک پایدار نایل آیید. ترک خودارضایی آن طور که برخی خیال می کنند، دشوار نیست و دلیل آن هم درصد بالای افراد موفق در ترک می باشد.
در ادامه توجه شما را به مطلبی در زمینه ترک خودارضایی جلب می نمایم:
1- اضطراب نقش مؤثری در تشدید قوای جنسی و در تولید نیاز جنسی کاذب دارد. ارضای جنسی تا حدودی برای کاهش اضطراب مفید است. اگر ارضای جنسی از طریق حرام (مانند استمنا) صورت گیرد، با این که به صورت موقت از اضطراب می‌کاهد، ولی پس از مدت کوتاهی به خاطر تشدید احساس گناه سطح اضطراب را دوچندان می‌کند. با این وصف اضطراب هم علت و هم معلول استمنا محسوب می‌گردد. کلافگی به هم ریختگی و عصبانیت شما ریشه در اضطراب بالا دارد.
2ـ همان طور که اضطراب در گرایش به خودارضایی مؤثر است، کاهش اضطراب از طریق ورزش سنگین منظم، تنفس عمیق 25 تا 30 بار در روز، تن‌آرامی (ریلکسیشن) و داروهای گیاهی و شیمیایی سهم بسزایی در کاهش میل به خودارضایی دارد.
3ـ به هیچ وجه خود را ناپاک ندانید. پسر مؤمنی هستید که به هر دلیلی دچار یک کژ رفتاری گشته‌اید. هیچ‌گاه خودتان مساوی با رفتار ناشایست خود ندانید. بنده خدا هستید و خداوند بنده ای را که به سویش آید ،طرد نمی کند. برای جبران گناهان ریز و درشت راه روی همه بندگان باز است؛ زیرا رحمت و بخشایش الهی بسیار بزرگ و گسترده تر از هر گناهی است.
4ـ احساس گناه اگر چه به معنای بیداری وجدان و نفس سرزنشگر انسان و مطلوب است، اما احساس افراطی به هیچ وجه مطلوب خدا و دین نیست، بلکه احساس گناه فزاینده در راستای وساوس شیطانی است. احساس گناه یکی از بزرگ‌ترین منابع اضطراب‌زاست. می‌توان دریافت که احساس گناه بیش از حد زمینه‌ای برای خودارضایی بیش تر فراهم می‌آورد، پس با بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس و امید به لطف و بخشش بیکران الهی به تعدیل احساس گناه بپردازید.
5ـ برای کاهش اضطراب و افکار وسواس‌گونه به روانپزشک مراجعه نمایید . در برخی موارد دارو درمانی سبک بسیار مؤثر است.
6ـ مانند یک محقق دست به تحقیق در زمینه افکار، احساسات و رفتارهای انگیزاننده میل به خودارضایی در خود بزنید. در طی مدت یک ماه مراحل آغاز تا پایان یک وهله خودارضایی را در برگه‌ای یاد داشت نمایید . این کار را برای وهله‌های دیگری که اتفاق می‌افتد، تکرار کنید. زمان و مکان و شرایط جسمی و روحی در قبل و بعد از خودارضایی را ثبت نمایید. در طی یک ماه ببینید یک وهله خودارضایی با چه فکری آغاز می‌گردد، سپس این فکر مزاحم چه احساس در شما برمی‌انگیزد و این احساس چگونه به رفتار خودارضایی در شما می‌انجامد، همچنین معمولاً در چه زمانی‌هایی و در چه مکان‌هایی و در چه شرایط جسمی ـ روحی میل به خودارضایی در شما تشدید می‌گردد.
پس از پایش و رصد روانی یک ماهه به تجزیه و تحلیل و جمع‌بندی نتایج بپردازید . از نتایج این تحقیق می‌توانید راهکارهای کارآمد ترک یا لااقل تعدیل خودارضایی را استخراج نمایید، مثلاً وقتی که اعصاب تان خرد است، وقتی که دوستان متأهل خود را می‌بینید، وقتی که با مادرتان جر و بحث می‌کنید، وقتی که اضطراب امتحان دارید، یا وقتی که به دختر یا فیلم یا تصویر خاصی می‌اندیشید.
عیناً همین قضیه در زمینه مکان‌های تحریک‌زا تکرار می‌گردد. وقتی در اتاق خواب هستم، وقتی تنها در خانه هستم، وقتی دستشویی می‌روم و...
از سوی دیگر نگاهی موشکافانه به پرونده گذشته خودارضایی خویش بیفکنید، ببینید در چه شرایطی توانسته‌اید بر خودارضایی فایق آیید. با چه تکنیک‌های فاصله بین وهله‌های خودارضایی را افزایش داده‌اید، چه زمانی برای ترک کوتاه مدت یا دراز مدت خودارضایی موفق بوده‌اید.
در این مرحله نیز تحقیق نیز به تجزیه و تحلیل و جمع‌بندی نتایج بپردازید. پایش روانی دست شما را برای اتخاذ یک راهکار مناسب باز می‌کند.
7 ـ خودارضایی نوعی اعتیاد روانی محسوب می‌گردد . در برخی جهات شباهات زیادی با انواع دیگر اعتیاد (مانند مواد مخدر و الکل و...) دارد.
همه متخصصان درمان اعتیاد در این موضوع هم‌ عقیده اند که بازگشت ناخواسته به شرایط قبل امری طبیعی و یکی از مراحل درمان محسوب می‌گردند. بسیاری از معتادانی که اقدام به ترک کرده‌اند ، در طول فرایند درمان ناخواسته دچار لغزش‌های رفتاری می‌گردند . لغزش‌های رفتاری به هیچ وجه به معنای شکست درمان نیست. یکی از علت هایی غلطیدن دوباره به اعتیاد قبلی، قرار گرفتن در محیطی است که در آن جا اعتیاد زیاد اتفاق افتاده بود.، مثلاً یاد‌آوری یک صحنه خاص، یا قرار گرفتن در مثلاً حمام و هنگام شستن آلت و... به همین خاطر بسیار توصیه می شود که در آن شرایط خاص قرار نگیرند.
در هر حال لغزش‌های غیر اختیاری طبیعی است . نباید به بزرگ‌نمایی آن پرداخت. متأسفانه در افرادی که به خود درمانی اعتیاد می‌پردازند و از نعمت هدایت درمانگر محرومند، هر گونه بازگشت را به منزله شکست قطعی در درمان تلقی می‌کنند. این باعث توهم عدم کنترل و بی‌ارادگی فرد می گردد. این تصور آسیب‌زا، فرد را از ادامه درمان مأیوس می‌سازد ، در حالی که درصد پیشرفت درمان فرد بسیار بالاست.
8 ـ منصف باشید . همان طور که به تنبیه ذهنی ـ عملی خودارضایی خویش می‌پردازید، به تشویق ذهنی ـ عملی موفقیت‌هایی هرچند اندک خود در ترک خودارضایی بپردازید.
اگر حتى یک روز هم در ترک موفق بودید، با کمال سخاوت به تشویق خود بپردازید. خود تشویقی می‌تواند علاوه بر ارتقای سطح اعتماد به نفس و عزت‌نفس به کاهش اضطراب شما کمک شایانی کند. خود تشویقی می‌تواند به صورت کلامی یا غیر کلامی (مانند خرید یک بستی یا دیدن یک فیلم جذاب یا سجده شکر و ...) باشد.
9ـ با پرهیز از هر گونه خودسرزنشی و خود ملامت‌گری به یادداشت نکات مثبت خود بپردازید. هزاران نکته مثبت دارید که نباید با بزرگ نمایی نکات منفی‌تان به بوته فراموشی سپرده شود. ارزشمندی تان نسبت به خود کمک موثری در ترک این گناه فراهم می آورد.
10ـ برای 24 ساعت خود برنامه‌ریزی سبک و سهل الوصول انجام دهید. با اشتغال ذهنی به امور مثبت از هر گونه اشتغال فکری به تفکرات تحریک‌زا پرهیز نمایید. وقت فراغت برای خود قرار ندهید و بی خود در جاهای تحریک کننده مانند اینترنت پرسه نزنید. با وجود آماده بودن شرایط محیطی و...ترک گناه بسیار مشکل و حتی نامقدور است.
11ـ سعی نمایید از تکنیک‌های انزجار درمانی و شرطی‌زدایی استفاده کنید. لذت کاذب خود ارضایی را با یک امر منزجر کننده ذهنی مانند تصور صحنه تهوع‌آور یا خوردن داروی تلخ پیوند بزنید و با آن تداعی نمایید یا آن که فرایند شرطی شده (اضطراب - خودارضایی) را به (اضطراب - ورزش یا تفریح سالم، تنفس عمیق، رفتن به سر یخچال و آب خوردن و...) تبدیل نمایید.
12ـ به هیچ وجه خود را دست و پا بسته فرض نکنید. بدانید صدها هزار توانسته‌اند که ترک کنند و شما از آنان مستثنا نیستید.
موفق باشید.

با عرض سلام خدمت كارشناسان محترم. بنده چند سوال از خدمت شما داشتم . 1 - آيا عوارض ناشي از خودارضايي با درمان بهبود مي يابد؟ 2 - اگر پاسخ اين سوال مثبت است اين بهبودي كامل است يا جزئي و با چه درماني حاصل مي شود "درمان موقت يا درمان دائم كه همان ازدواج است" ؟ باتشكر

پاسخ:
قطعاً ترک کامل خودارضایی مهمترین عامل در رفع عوارض آن می باشد بسته به نوع و شدت عوارض با ترک کامل این عوارض مرتفع می گردند و این بهبودی در بسیار موارد جزیی نیست و بسیار چشمگیر است درمان دایم متوقف بر ازدواج نیست و هر پسر مجردی می تواند به درمان دایم نایل آید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

دست دادن با فردی که در مورد جنسیت آن مطمئن نیستیم مانند جاستین بیبر چه حکمی دارد؟

اگر نمی دانید مرد است یا زن لازم است احتیاط کنید و دست ندهید.(1)
پی نوشت:
1. سوال تلفنی,با شماره 02517840001, از دفتر آیت الله مکارم.

صفحه‌ها