پرسش وپاسخ

سلام علیکم و رحمه الله بنده به دنبال آیاتی از قرآن کریم هستم که در مورد دوستی با مردم که شامل دوستی ادیان دیگر و کفار و حتی دین اسلام، دوستی با جنس موافق و مخالف ، --بخصوص جنس مخالف--و ... بنده برای تفسیر از تفسیروالمیزان استفاده می کنم. خیلی متشکرم بابت زحماتی که انجام می دهید و بنده را هم عفو بفرمایید. نوروزتان بر شما و همه آشنایان مبارک.

پرسشگر محترم ما در این مجموعه وظیفه پاسخگویی به سوال های اعتقادی، قرآنی و ... را بر عهده داریم و تقاضای شما انجام یک کار پژوهشی است که ما از انجام آن معذوریم.
به عنوان آدرس دهی:
قرآن کتابی است که به مهر و محبت دعوت می کند. خدای قرآن خدای رحیم، رحمان، رئوف ، لطیف و ... است و بندگان را همرنگ خود می خواهد. به اسماء و صفات خدا در آیات مراجعه کنید تا ببینید که اسم های غضبی خدا نسبت به اسم های رحمت خدا بسیار کم است و دیگر این که غضب خدا هم ناشی از رحمت اوست از این رو در سوره "الرحمن" جهنم و عذاب هایش به عنوان رحمت و نعمت های خدا شمارش شده اند. این آیات که بیان اسم ها و صفات خداست ما را همرنگی با خدا دعوت می کند.
به آیات مربوط به پیامبران مراجعه کنید تا ببینید آنان مظهر رحمت واسعه خداوند هستند و باید به پیروی از آنان مظهر آن مهر و عاطفه شویم.
در مورد دوستی با جنس مخالف هم با توجه به عام بودن آیات و روایات دعوت کننده به مهر و محبت و نهی های وارد شده در عشق بازی های حرام ، معلوم می شود که تا زمانی که به جنس مخالف از باب انسانی محبت می شود و شهوت و جنسیت و عشق بازی حرام در آن نباشد، جایز بلکه ارزشمند است و وقتی شائبه های جنسیت و لذت و شهوت در کار می آید، اگر همراه با علقه ای زوجیت شرعی است، باز هم خوب است مانند عشق به همسر و اگر بدون این علقه ها باشد، حرام و ممنوع است. مثلا حضرت موسی وقتی بر چاه مدین وارد می شود و دختران شعیب را در کناری می بیند که گوسفندان خود را از وارد شدن بر چاه مانع می شوند و می فهمد که آنها از اختلاط با مردان هرزه فراری اند، به آنها کمک کرده و گوسفندانشان را سیراب ساخته و روانه می گرداند.(1) این گونه ارتباط ها و همکاری ها و دوستی هایی که به شائبه های جنسی و لذت دهی و لذت گیری حلال آلوده نباشد، جایز است.
به آیات دعوت کننده به مهر و عفو و صفح و ... مراجعه کنید. از جمله:
لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ (2)
خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمى‏كند. چرا كه خداوند عدالت‏پيشگان را دوست دارد.
این آیه فقط از دوستی و محبت به کافرانی که با مسلمانان علم جنگ برافراشته اند، نهی می کند و دوستی و محبت و خدمت به بقیه را جایز می شمارد.
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنينَ وَليجَةً وَ اللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُون (3)
آيا گمان كرديد كه (به حال خود) رها مى‏شويد در حالى كه هنوز كسانى كه از شما جهاد كردند، و غير از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خويش انتخاب ننمودند، (از ديگران) مشخّص نشده‏اند؟! (بايد آزمون شويد و صفوف از هم جدا گردد) و خداوند به آنچه عمل مى‏كنيد، آگاه است!
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفي‏ صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ (4)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! محرم اسرارى از غير خود، انتخاب نكنيد! آنها از هر گونه شرّ و فسادى در باره شما، كوتاهى نمى‏كنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد. (نشانه‏هاى) دشمنى از دهان (و كلام) شان آشكار شده و آنچه در دلهايشان پنهان مى‏دارند، از آن مهمتر است. ما آيات (و راه‏هاى پيشگيرى از شرّ آنها) را براى شما بيان كرديم اگر انديشه كنيد!
این دو آیه فقط گرفتن دوست همراز و یسیار صمیمی که به رازهای باطنی و امور پوشیده فرد آگاهی و اشراف دارد از غیر مؤمنان را نهی کرده، ولی از دوستی ها و ارتباط های محبت آمیز عادی نهی نکرده است.
براي اطلاعات بيشتر به آيات (بقره 83، احزاب 70، نساء 25 ، مائده 5و...) مراجعه كنيد .
و ...
پی نوشت ها:
1. قصص (28) آیه 23.
2. ممتحنه (60) آیه 8.
3. توبه (9) آیه 16.
4. توبه (9) آیه 118.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام من نسبت به دوست خودم بدبین شده ام احساس میکنم که دوستی ما خیلی کم است. مثلا امروز دوست من می توانست مرا به خانه مان با ماشینش برساند،ولی گفت می دانی که بنزین گران است. و گفت خودت برو . در حالی که من اگر جای او بودم دوست داشتم او را برسانم.برایم هم مهم نبود که چه قدر بنزین مصرف شود. او فردی با تقوا است حالا به نظر شما من دوستی ام را با او ادامه دهم؟ کمک کنید

در روایات از دوستی با کسی که عقل و خرد(1) و صلاحیت اخلاقی(2)ندارد و به تعهدات خویش پای بند نیست، نهی شده است. امام صادق‏(ع) می‏فرماید:"دوستی حد و مرزی دارد. هر کس آن‏ها را مراعات کرد، دوست حقیقی است و گرنه نسبت دوستی به او نده. حدود دوستی عبارتند از:
1 . آن که نهان و آشکارش برای تو یکسان باشد.
2 . زینت تو را زینت خود و عیب تو را عیب خویش شمارد.
3 . اگر به ریاست و ثروت و پست و مقام برسد، رفتارش عوض نشود.
4 . اگر تمکن پیدا کرد، از آن چه دارد، نسبت به تو دریغ نورزد.
5 . تو را در گرفتاری‏ها رها نکند و تنها نگذارد". (3)
امام سجاد علیه‏السلام مردم را از رفاقت با پنج دسته برحذر داشته است:
ای فرزندم، به پنج گروه نظر کن و با آن‏ها رفاقت نکن و سخن نگو و همراه آن‏ها نشو:
1 - از رفاقت با دروغ‏گو بپرهیز که او مانند سراب است که نزدیک را دور و دور را نزدیک جلوه می‏دهد.
2 - از دوستی با گناهکار اجتناب کن که تو را به یک لقمه یا کم‏تر می‏فروشد.
3 - از رفاقت با بخیل خودداری کن که تو را در زمانی که نیاز به او داری، رها می‏کند.
4 - از مصاحبت با نادان بپرهیز که او می‏خواهد به تو نفع رساند. اما ضرر می‏رساند.
5 - از دوستی با کسی که از خویشاوندانش بریده، دوری کن که او را در قرآن ملعون یافته‏ام". (4) دوست خوب کسی است که به آداب دوستی متعهد باشد.
با توجه به آن چه گذشت:
چنان چه دوست شما ویژگی های یک دوست خوب را دارد و خصوصا اگر تمکن داشته باشد، از آن چه دارد، نسبت به شما دریغ نورزدو در گرفتاری‏ها شما را رها و تنها نگذارد، بهتر است با استفاده از اسباب تقویت دوستی این رشته رفاقت را محکم تر کنید. یکی از مهمترین اسباب در استحکام رشته رفاقت و دوستی، پرهیز از بدبینی و سوءظن است.
معنای حسن ظن داشتن به افراد این است که درباره اشخاص گمان بد نداشته باشیم، نه این که یک باره با کمال سادگی دین و دنیای خود را به آن ها تسلیم کنیم. این کار خلاف عقل و دین است که آدمی به اشخاصی که شناخت درست و کاملی ندارد و آنان را هنگام عمل نیازموده، اعتماد کند و تسلیم آنان شود.
بر این اساس بر فرض مثال اگرچه دوست شما می توانست شما را به خانه برساند، ولی گفت می دانی که بنزین گران است، باید سخن او را حمل بر صحت و عدم تمکن و توانایی او در پرداخت هزینه بنزین و...نمایید.
فراموش نکنید گاهی انتظارات بیش از حد و نا بجا سبب دلخوری انسان از دیگران و کم کم قطع روابط می شود. در این مورد نیز تامل کنید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر با بخش تلفنی مرکز (09640) تماس بگیرید و با طرح جزئیات، راهنمایی لازم را دریافت نمایید.
مطالعه کتب زیر را توصیه می کنیم:
1- دوستی در قرآن و حدیث، ری شهری؛
2- دوستی و دوستان، سید هادی مدرس، ترجمه حمیدرضا شیخی و حمیدرضا آژیر، از انتشارات آستان قدس رضوی، 1376 ؛
3- آئین دوستی (دوست یابی) دیل کارنگی، انتشارات پیمان 1378؛
پی‏نوشت‏ها:
1. غرر الحكم و درر الكلم، عبدالواحد بن محمد التميمي، مكتب الإعلام الإسلامي - قم، 1366 ه. ش، ص429 .
2. همان، ص 431.
3. محدث نورى، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت عليهم السلام قم، 1408 ه.ق ، ج8، ص 329 .
4. ثقة الاسلام كلينى، الكافي‏، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه.ش، ج2، ص 376 .

سلام من 20سالمه.دانشجویه حقوقم.ترم دوم بود که با یکی از همکلاسیام دوست شدم.تقریبا 10ماه با هم رابطه داشتیم.ولی یه روز گفت خواستگار دارم باید ازدواج کنم گفت نمیتونم ای همه شرایط خوب رو از دست بدم.میگفت بایدمنو ببخشی خلاصه تا جایی که اطلاع دارم داره عقد میکنه.حالا من نمیدونم چطوری فراموشش کنم.قبل این خانم من باکسی رابطه نداشتم در واقع اولی نفری بود که وابستش شدم.ازتو خواهش میکنم کمکم کنید اصلا نمیتونم به هیچ خانمی دیگه اعتماد کنم.

پرسشگر گرامی قبل از ذکر تکنیک های برای رهایی از دام وابستگی های عشقی با توجه به تجارب گرانقدر مرکز مان به شما توصیه می‌کنم که بعد از این بخاطر آسیب زا بودن روابط دوستی پسر و دختردر قبل ازدواج، اکیدا از ایجاد چنین دوستی هایی خوداری نمایید. یکی از آسیب های چنین دوستی هایی اینست که در اینگونه دوستی ها دختر و پسر وابستگی شدید بهم پیدا می کنند و چون تا ازدواج آنها صد اما و اگر وجود دارد و اصلا معلوم نیست که موفق به ازدواج باهم می شوند و یانه، و به محض بروز مشکل درمسیر ازدواج و یا ازدواج کردن یکی از آنها با شخص دیگری، آنها کاملا بهم می‌ریزند و توان درس‌خواندن و یا پیگیری اهداف عالیه تحصیلی خود را تا مدت طولانی از دست می دهند و مدت بسیار زیادی به جای درس خواندن و پیشرفت با بحرانهای روحی و روانی دست بگریبان می شوند. و متاسفانه این مسئله ای است که بارها و بارها درمحیطهای آموزشی مختلف تکرار شده و می شود و سلامت روان بسیاری از جوانان را با خطر مواجه می سازد.
و اما در مورد بخش دیگر پرسش شما باید عرض نمایم که در روانشناسی تکنیکهایی برای نجات افراد از دام عشق و عاشقی و وجود دارد که در ذیل به آن اشاره می شود:
توجه به این نکته در ابتدا بسیار حیاتی است که برخي از روان شناسان در این باره مي‌گويند که کار کردن با چنین افرادی( افرادی که عاشق کسی شده اند) بسیار سخت است زیرا اين ها مثل آدمهاي «مانيک»هستند؛ مانيک‌ها ازآن حالت «مانياي» خود‌شان خيلي خوششان مي‌آيد، و راضی به ترک آن حالت نمی شوند. شما اگربه بيمارستان بیمارانی که اختلالات روانی دارند، برويد، موارد جالبي می بینید. مثلا وقتی به قسمت زنان مي‌رويد، مي‌بينيد خانمی که «مانيک»است ومي‌خواند و مي‌رقصد و بسیار خوش است اما همينکه پرستار را مي‌بيند که آمپول دستش است و براي مداواي او مي‌آيد به شما پناه مي‌برد و مي‌گويد مرا از دست آن پرستار که مي‌خواهد اين حالت را از من بگيرد نجات دهيد، وقتي پرستار آمپول را به او مي‌زند مثل لاستيکي که پنچر شده باشد بادش مي‌خوابد و ديگر اصلا از آن حالات خبري نيست، و اين حالت را دوست ندارد و مي‌خواهد در همان حالت شيدايي بماند و لذّت ببرد. روان‌شناسان مي‌گويند: اينهایي که درگير روابط رمانتيک و عاشقانه هستند، مثل افراد مانيک هستند که از مانيا بودن خودشان خيلي لذت مي‌برند ولذا انگيزه‌اي براي خروج از اين حالت ندارند. پس قدم اول و بسیار حیاتی برای حل مشکل شما اینست که در خود اراده ای برای خروج از این حالت آسیب زا ایجاد کنید که توجه دقیق به بحث شناختی قبلی می تواند این انگیزه و اراده را در شما ایجاد کند. به تجربه برای من ثابت شده است که رهایی از این حالت احساسی آسیب زا امکان دارد بشرطی‌که خود شخص، تقاضای کمک برای رهایی از این مشکل بنیان برافکن را داشته باشد و بخواهد از این حالت خلاص شود، زیرا در این صورت شخص عاشق، دیگر آن حالت بی رغبتی افراد مانیک برای درمان را ندارد و انگیزه برای درمان و نجات از این حالت ویرانگر دراو ایجاد شده و مقداری بینش درونی(insight) نسبت به عاقبت بد ادامة این وضعیّت خود پیدا کرده است. در اين زمينه ما يک سري تکنيک‌هاي براي کمک به شما ارائه می دهیم.
قدم اول: تکنیک اوّل: «رُمَنس» زدايي؛ در اولیّن قدم باید برای شما روشن شود که، رومنس و عشق عاشقی يک پديدة پیش پا افتاده و روزمرّه است! حال چطور به اين نکته واقف شوید؟ و به این نقطه برساید؟ سعي کنید با تمام جزئيات اين حالات و تجارب رمانتيک خود را که با فلانی داشته ای بنويسید وبعدآنرا با صدای بلند برای خود بخوانيد و گاهي اوقات استفاده از ضبط صوت و آينه براي اين منظور خيلي خوب است يعني در حين اينکه متنی را که نوشته اید، مي‌خوانيد و یا از ضبط صوت صدای خود را گوش می‌کنید در آينه نیز خودتان را نگاه کن، حال باید گفت که چرا اين کار را انجام مي‌دهيم؟ اگر شما رفته باشيد خانة کسي، و در آن خانه يک غذاي لذت بخشي خورده باشيد و خيلي به شما خوش گذشته باشد، بار اوّل که تعريف مي‌کنيد با لذت تمام آن را تعريف مي‌کنيد، ‌و دفعة دوّم کمي لذت آن کمتر مي‌شود و بار سي‌ام و چهلم ديگري لذتي از تعريف کردن آن نمي‌بريد ويواش يواش رنگ مي‌بازد، اين همان حالتی است که من درمانگر در پی آن هستم ومي‌خواهم، شما به آن برسید و ببینید که اين يک حالت یک پديدة روزمرّه است که اگر انسان عنان خود را دست شیطان بدهد هر روز بارها و بارها انسان را بدام آن می اندازد. فکر نکنید که این حالت شیدایی شما يک چيز خیلی ويژه است و آسمان سوراخ شده و فقط یک مورد برایتان پایین افتاده است، همه از اين تجربه‌ها دارند، امّا آنهايي که ضعیف و «نان اَسِر‌تيو»هستند، بدام آن مي‌افتند و افراد«اَسِر‌تيو» و عزّت مند براحتي از کنار آن ردّ مي‌شوند. اين نوع مردها يا زنهايي که اين حالت را دارند و رمانتيک هستند مي‌گويند: اوه خدای من، يک رویداد فوق العاده و بی‌نظیر برای من رخ داده و باید آنرا غنییمت شمرده و خوب از آن استفاده کنم چون آسمان سوراخ شده، واين مورد بی نظیر براي من از آسمان افتاده!، پس شما باید اين توهم را از ذهن خود بزدائيد و بيرون کنید و تنها راه آن همين است که گفتم. توجّه کنيد که هر چقدر اين عمل زياد تکرار شود، آن‌حالت عاشقانه ای که دارید، عادي‌ترمی شود و روزمرّه‌گي بیشتری پيدا مي‌کند، و اگر شما بتوانيد این حالت خاص خود را به حالت روزمره‌گي برسانيد، در «رُمَنس» زدایی ( برطرف کردن حالت عاشقانه) موفق شده‌ايد، همانگونه که گفته شد، اين تکنیک را «رُمَنس» زدايي مي‌گويند. یعنی شخص درگير حالتهاي رمنسي و عشقی است و با نصيحت نمي‌شود او را درست کرد مثلا نمی توان به او گفت: اين کارها بد است وخوبیّت ندارد، او اینها را نمی پذیرد و قبول نمي‌کند و تازه اگر بپذیرد و قبول کند باز سراغ ماجرای عاشقانه خودش می رود زیرا دلش درگیر آن است و اینگونه حرفها به عقل و سر مربوط است یعنی عقلی‌که در سر است آن را می پذیرد، اما دل کاری به عقل و سر ندارد و کار خودش را می‌کند و خود مختار است و به خاطر کششي که دارد، دوباره مي‌رود سراغ عشق و عاشقی و کار خود را انجام مي‌دهد، پس اين یک تکنيک قشنگ و کاربردی برای اینگونه موارد است و اگر دقيق اجرا شود کارآیی زیادی دارد.
بعد از اجرای این تکنیک به عنوان قدم اوّل که باعث می‌شود شخص از حالتهای عاشقانة خود سير و اشباع شود، تکنيک بعدي را بعنوان دومیّن گام در جهت درمان او، برمی داریم.
قدم دوم: تکنیک دوّم که باید به عنوان قدم بعدی برداشته شود بزرگ نمایی نکات منفی معشوق است: این تکنیک بايد بعد از اجرای تکنيک اول انجام گیرد به این صورت که شما باید نقطه‌هاي منفي طرف را هم ببینید و هم بگوييد و بنویسید؛ زيرا بالاخره هر کسي يک نکات مثبت و يک نکات منفي دارد، البته بايد توجه داشته باشيد که ابتدا اوّل بايد تکنيک اوّل را انجام دهيد تا ابرهاي عشق به کناري رود تا شخص بتواند نکات منفي طرف را هم ببيند زيرا اگر از همان اوّل که عشق او شديد است ، به او بگوييد نکات منفي‌معشوقت را هم بگو، بی درنگ خواهد گفت: يار من در حسن وجمال وکمال و رفتار بي‌نظير است و تمامش حسن است و اصلاً عیبی ندارد که من آنرا به شما بگویم! امّا وقتي بوسيلة تکنيک اوّل اندکي ابرهاي توهم کنار رود، شخص مي‌تواند نکات منفي طرف را هم ببيند و بگويد. در تکنيک اوّل شخص معشوق خود را تماماً گل مي‌بيند ومن به عنوان درمانگر با تکنيک اوّل او را وادار مي‌کنم تا اين گل را آنقدرببويد که ديگر بويش براي او عادي شود و آنگاه در تکنيک دوّم به خارها مي‌پردازم و به او مي‌گويم که قشنگ با تمام جزئيات فکرکن و هر شب دو مورد از آن خارها و نکات منفي طرف را با جزئيات ريز بنويس و با صداي بلند بخوان و بخواب. بايد اين کار قبل از خواب انجام شود. چون اگر روان‌شناسي «هيلگارد» را خوانده باشيد می دانید که آدمها وقتي يک چيز را قبل از خواب ياد مي‌گيرند وسپس به خواب مي‌روند انبار گرداني مغزي مي‌شود و ذهن شروع مي‌کند به سازمان دادن لذا بايد این کار، درست قبل از خواب اتفاق بيافتد.
قدم سوم: تکنیک سوّم به رخ کشیدن است : وقتي تکنیک دوّم هم به خوبی انجام شد و شما تمام خارها و معایب معشوق خود را هم دیدید و لمس کرید، مي‌توانيد به عنوان قدم سوم روي اين تفسير کار کنيد که: خّب آيا اين همان کسی است که تو با اين قدرت داري رويش سرمايه‌گذاري مي‌کني و تمام هستي‌ات، رابطة خانوادگی ات، و آبرويت را روي آن گذاشته‌ای! البته بحث شناختی که در ابتدای پاسخ ذکر شد برای این مرحله نیز مفید می باشد. آقای پرفسور بک مثلثي در این زمينة دارد به این صورت که یک راس آن s یک راس آن i و یک راس آن g است مثلاً آن عشق و علاقه ای که تو با این آدم داری چقدر s است، یعنی چقدر استحکام و پایایی دارد، زيرا عشقهاي رنگي گذرا هستند و با آمدن رنگ برترهمچون حبابی از بین می روند بدین معنی‌که به همان دلیلی‌که به معشوق اول دل سپرده بودیم به معشوق زیباتر تر از معشوق اول دل می‌سپریم و از معشوق اوّل دست بر می داریم این طبیعت انسان است که شیطان نیز بخوبی از آن آگاه است و برای کشاندن انسان بدنبال خود با مهارت خاصّی از آن استفاده می کند و چقدرI است يعني چقدر از اين مُحَسناتي‌که برای معشوقت برشمردی، جزو خصوصيات ذاتي اين آقا است. و به شرايط شما و یا ایشان ربطي ندارد و طرف فيلم‌بازي نمی کند و چقدرG است يعني اين حالت تا چه حدّ مي‌تواند فراگیر باشد و تمام زندگي تو را تحت تأثير خود قرار دهد و آن را از هم بپاشاند و اگر دست برداري تا چه حدّ زندگي تو متحّول مي‌شود و رو به بهبود مي‌رود، تمام اينها را بايد با جزئي‌ترين وجوه براي خودتان تشريح کنيد. مثلا با خود بگویید: اگر دست از این عشق بکشید کلّ زندگي شما چگونه مي‌شود و اگر نکشيد چطور می شود و اگر هردم دنبال یکی که از قبلی بهتر است راه بیافتی و بروی چه می شود و کارت به کجا می کشد. يعني «گلوباليني» زندگي تان را در هر دو صورت به طور دقيق با هم مقايسه کنيد و روی نتایج آن تفکر نمایید. کار کردن با این مثلث این خوبی را دارد که وقتی مثلا s مثلث در نظرتان خُرد می‌شود و می‌فهمید که اين عشق یک چیز گذرا و ناپایدار است، ویا i آن ویا g آن خرد می شود و اينها همه ارزش زدايي از حالتهاي «رمنس» و عشق و عاشقی است. يعني زدودن حالت‌هاي رمانتيک است.
البته در صورت امکان پیشنهاد ما اینست که این تکنیکها را زیر نظر یک مشاور و یا روان درمانگر با تجربه پی گیری نمایید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام اول نظر خودتون روراجع به طرح تفکیک جنسیتی دانشگاهها بگید؟ نظر مراجع در این باره چی هست؟ مخصوصا دوست دارم نظر مقام معظم رهبری رو هم بدونم لطفا سریع بهم پاسخ بدید چون فوری به جوابش احتیاج دارم با تشکر

از آیت الله خامنه ای سوال شده:
برخى از افراد در ظاهر مذكّر هستند. ولى از جهات روحى و روانى ويژگيهاى جنس مؤنّث را دارند و تمايلات جنسى زنانه در آنان بطور كامل وجود دارد و اگر مبادرت به تغيير جنسيت نكنند به فساد مى‌افتند. آيا معالجه آنان از طريق انجام عمل جراحى جايز است؟
جواب:عمل جرّاحى مذكور براى كشف و آشكار كردن واقعيت جنسى آنان اشكال ندارد، به شرطى كه اين كار مستلزم فعل حرام و ترتّب مفسده‌اى نباشد. (1)
آیت الله فاضل در مورد تغییر جنسیت فرموده:
تغيير جنسيت دو صورت دارد: الف: گاهى صرفاً ظاهرى و صورى است، يعنى مثلًا طبيعت بدن مؤنّث است و در واقع اثرى از آلت انوثيت نيست. بلكه فقط يك جراحى صورى انجام مى‌گيرد و چيزى شبيه آلت مذكّر ظاهر مى‌گردد، اين كار حرام است و بايد به شدت از آن پرهيز نمود و اگر ازدواجى بر اساس آن صورت بگيرد، حرام و باطل است. ب: ولى گاهى تغيير جنسيت واقعى است، يعنى با جراحى كردن، عضو تناسلى واقعى كه بر اثر مانعى پوشيده بوده ظاهر مى‌گردد، اين كار ذاتاً جايز است، مخصوصاً در مواردى كه آثار جنس مخالف در شخص باشد.
امّا چون اين جراحى نياز به لمس و نظر دارد، تنها در موارد ضرورت جايز است.
در موارد زير تغيير جنسيت و مشخص كردن جنسيت واقعى واجب مى‌شود: الف: اگر افراد دوجنسى در انجام اعمال و وظايف شرعى خود مانند:
محرميّت، ازدواج، ارث، نماز و ... دچار مشكل شوند و تنها راه خروج از اين مشكل، تغيير جنسيت و مشخص كردن جنسيت واقعى باشد؛ ب: اگر دوجنسى بودن موجب ابتلا به بيمارى‌هاى شديد جسمى يا روانى و يا اختلال در زندگى خانوادگى شود و پزشك متخصص، تنها راه‌
احكام پزشكان و بيماران (فاضل)، ص: 141‌
علاج را در تغيير جنسيت و مشخص كردن جنسيت واقعى بداند؛ ج: اگر در شخص آثار يا تمايلات جنس مخالف باشد و عدم تغيير جنسيت باعث ارتكاب حرام شرعى يا قبح عرفى گردد. البته در همۀ موارد سه‌گانه بايد حتّى المقدور از ارتكاب اعمال حرام خوددارى شود و در صورت لزوم به مقدار ضرورت اكتفا گردد. (2)
پی نوشت ها:
1. آیت الله خامنه ای، اجوبه الاستفتائات، سوال 1278.
2. آیت الله فاضل، احكام پزشكان و بيماران (ص 140، مسئله 343.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام من جوونی هستم19 ساله که الان 4ساله خانومی که هم سن خودم هست دوست دارم . من متولد 27/2/1372هستم حدود 4سال پیش شیفته یک دختر خانومی که فامیل نسبتا دور بود شدم.بطوری که اصلاوجود اطرافیانم رو احساس نمیکردم. تادوسال پیش موضوع روباخانوادم مطرح کردم خانوادم مخالفتی نکردن .حدود7ماه پیش موضوع رو بایک واسته باخانواده دختر خانوم در میون گذاشتم اون هاهم مخالفتی نکردن تا5ماه پیش که موضوع رو باخوده دختر خانوم درمیون گذاشتم امابامخالفت شدید دختر خانوم روبه رو شدم خیلی اوضاع روحیم بهم ریختست از شما راهنمای میخوام ممنون(دختر خانوم 20روز ازمن بزرگ تر هست 7/2/1372به دنیاامده)الان من باید چیکار کنم نه میتونم فراموشش کنم نه قبول میکنه

هم دين هم روانشناسي همواره بر تقدم پيشگیري بر درمان پای فشرده اند دين به همه دختران و پسران توصيه مي كند كه با حفظ حريم نگاه از اساس مجالي براي بروز و تشديد عشق هاي محنت زا باقي نگذارند متاسفانه شما بي توجه به اين توصيه هاي پيشگيرانه 4 سال از بهترين سال هاي عمر خود را مصروف يك امر موهوم نموده ايد موهوم از اين جهت كه دوطرفه بودن اين عشق توهمي بيش نبوده است بدیهي است وقتي امر پيشگیري امري پيش پا افتاده قلمداد مي گردد امر درمان به غايت دشوار مي گردد اين كه شما از ما يا هر روان شناس و مشاور ديگر بپرسيد الان من بايد چه كار كنم معلوم نيست راه كار موثري براي برون رفت شما از اين مخمصه عاطفي فرا چنگ شما بيايد.
پر واضح است كه اصرار شما بر ازدواج با ايشان با وجود انكارهاي مكرر چيزي از اقتدار مثبت مردانه عزت نفس و خود ارزشمندي باقي نمي گذارد پسري كه تحقير شد ديگر نمي تواند در صحنه هاي مختلف زندگي زناشويي مقتدرانه عمل كند يا سكان زندگي را به دست گيرد مضافا به اين كه ایشان همسن شما مي باشد همين هم سني تهديد كننده جدي اقتدار مثبت (و نه منفي به معناي مرد سالاري و ...) شما مي باشد. اقتدار مثبت مرد چيزي است كه زنان بيش از خود مردان خواهان ان مي باشند و مايه دلگرمي زنان مي باشد.
نكته ديگر اين كه اساسا سن شما براي انتخاب همسر تا حدي زود است و نوعي ناپختگي در تصميم گيري از جمله تصميم گيري در زمينه انتخاب همسر در شما وجود دارد.
نكته ديگر اين كه فارغ از جواب مثبت يا منفي اين دختر آيا شما مقدمات اوليه تشكيل زندگي را داريد يا نه ايا مي توان در 15 سالگي عاشق شد در 19 سالگي خواستگاري و عقد کرد و سال ها بعد ازدواج كرد معقول اين است كه از فاصله اشنايي تا عقد و ازدواج زياد طولاني نشود چرا كه هر ازدواج فرسايشي پيامدهاي بسيار منفي در زندگي مشترك به همراه خواهد داشت.
نكته ديگر اين كه شما در اولين گام جدي يعني ابراز علني عشقتان به اين دختر با مخالفت شديد ايشان مواجه شده ايد همين مساله نشان می دهد كه انتخاب عاشقانه از اساس اسيب زا و پر مخاطره است و معلوم نبود اگر شما پا در زندگي مشترك مي نهاديد چه مقدار این عدم همتايي ها و هم كفوي ها و همچنين اختلاف سلايق و نظرات براي شما اشكار مي شد انتخاب همسر فقط در پرتو ملاكمندي عاقلانه و نه عاشقانه ممكن است و گرنه ناكامي هاي يكي پس از ديگري فرا خواهند رسيد.
نكته ديگر اين كه عشق و شيفتگي بر خلاف ظاهر دل انگيزش باطني مرضي دارند و اگر كسي از سلامت رواني نسبي بر خوردار باشد هيچ گاه عاشق و شيفته هيچ چيز و هيچ كس نمي گردد عشقي كه به كاهش شديد عملكرد در طولاني مدت بينجامد احتمالا ريشه در سه اختلال عمده روانپزشكي يعني اضطراب وسواس افسردگي دارد پس شيفتگي امري غرور افرين و مايه مباهات نيست و بايد ديدي واقع بينانه تر به عشق وسواس گونه داشت.
نكته ديگر اين كه زمين به اسمان نيامده است و شما ان قدر توانايي دارید كه از اين مخمصه عاطفي به سلامت بيرون اييد سن شما براي هر تغيير و تحولي بسيار مناسب است و شما مي توانيد با يك بازسازي شناختي عاطفي و البته كار شبانه روزي مقدمات ازدواج خود را با دختري به مراتب بهتر از اين دختر فراهم اوريد.
يك زندگي ساده و بي الايش اما مقتدرانه و عزت مندانه با يك دختر معمولي به مراتب از زندگي غير عزتمندانه با اين دختر (هر چند بهترين و بي نظير ترين دختر جهان باشد) شيرين تر پايدارتر موفق تر است.
به خود بياييد و سال هاي اتي عمرتان را به 4 سال عشق نا فرجام تان ملحق نسازيد عاشقي چه خوب باشد چه بد چه سلامت باشد چه مرض اختصاص 4 سال به ان كفايت مي كند و شما بايد از باز تجربه ان به شدت حذر نماييد. احتمالا به تنهايي از عهده حل اين مشكل بر نمي اييد و ضروري است به مدد مشاوره تخصصي با روانشناسان و مشاوران از اين گردنه زندگي عبور كنيد هر چند تجارب ما نشان مي دهد كه همه اين حرف ها تاثير خاصي بر شما دوست عزيز ندارد و احتمالا شما بارها بارها به خواستگاري ايشان اقدام خواهيد كرد ولي در حد امكان اين اقدامات غير احترام اميز را به حداقل برسانيد.

با سلام مرا ببخشید که دومین بار است که سوال می پرسم. آیا اگر کسی از خواب بیدار شود وببیند که در حال جب شدن است ودر آن موقع خود را تحریک کند تا بیشتر خارج شود.آیا استمنا محسوب می شود؟ خیلی خیلی متشکرم

پاسخ:
بله استمنا محسوب می شود.
با توجه به ضرورت انتخاب مرجع تقليد در عمل به تكاليف شرعي و همچنين وجود اختلاف نظر مراجع عظام تقليد در برخي مسائل، لطفاهروقت سوال شرعی می پرسید مرجع تقلید خود را مشخص کنید تا مطابق نظرمرجع شما پاسخ داده شود.

صفحه‌ها