تربيت اخلاقي

راهکارهای پیشگیرانه و اصلاحی دعوای فرزندان
مدیریت دعوای فرزندان با ترکیب پیشگیری (از طریق قانون‌گذاری، عدالت، همدلی و نظارت) و مداخله‌ی هدفمند، از آسیب‌های رفتاری جلوگیری می‌کند.

پرسش:

فرزندانم در بیشتر مواقع حتی برسرچیزهای کوچک، با هم دعوا و مشاجره می‌کنند، چگونه برای رفع این چالش اقدام کنم؟

پاسخ:

برای مدیریت و کاهش دعواهای فرزندان، والدین باید به‌جای برخوردهای واکنشی و مقطعی، از راهبردهای پیشگیرانه، اصلاحی و مداخلات هدفمند استفاده کنند. در ادامه، راهکارهایی ارائه می‌شود که با کاربست آن‌ها می‌توان از شدت و تکرار دعواها کاست و زمینه را برای روابطی سالم‌تر فراهم آورد.

نکته اول: راهکارهای پیشگیرانه و ایجابی (کاهش زمینه‌های بروز دعوا)

این دسته شامل اقداماتی است که والدین می‌توانند پیش از وقوع دعوا به‌کار گیرند تا از بروز یا تشدید تعارضات جلوگیری کند.

۱. تعیین قوانین و چارچوب‌های رفتاری

پیش از هرگونه تعامل میان فرزندان، باید قوانین روشنی درباره رفتارهای ممنوع مانند: کتک‌کاری، فحش‌دهی، سروصدای آزاردهنده و تجاوز به حریم دیگران وضع شود. این قوانین، مرزهای رفتاری را مشخص کرده و از بروز بسیاری از تعارضات پیشگیری می‌کند.

۲. آموزش راه‌حل‌های جایگزین برای حل اختلاف

فرزندان باید بیاموزند که در دعواهای خواهر و برادری از چه روش‌هایی نمی‌توانند برای به‌کرسی نشاندن حرف خود استفاده کنند و چه روش‌هایی جایگزین مناسب است. والدین باید فهرستی از رفتارهای مشاجره‌آمیز را به همراه راه‌حل‌های جایگزین در اختیار فرزندان قرار دهند. برای نمونه، اگر کودک از دست‌زدن به اسباب‌بازی‌هایش ناراضی است، به‌جای کتک‌کاری، باید شیوه درست بیان مخالفت و پیشنهاد مشارکت را بیاموزد.

3. ایجاد فعالیت‌های مشترک بیرون از خانه

فراهم‌آوردن موقعیت‌هایی که فرزندان در فضای بیرون از خانه فعالیت‌های گروهی داشته باشند، موجب تقویت همدلی و مراقبت آنان از یکدیگر می‌شود. والدین باید از این بستر برای کاهش تنش‌های درون‌خانگی و افزایش همکاری میان فرزندان بهره گیرند.

4. رفتار اختصاصی به‌جای رفتار یکسان

برخی محققان (1) معتقدند که برخورد یکسان با همه فرزندان ضروری نیست؛ بلکه باید به نیازهای منحصربه‌فرد هر کودک پاسخ داد. این رفتار اختصاصی نباید به تبعیض و ناعدالتی بینجامد، بلکه باید متناسب با نیاز و شأن هر فرزند باشد.

5. مشاجره ‌گریزی همیشه راه‌حل نیست

مشاجره سازنده، بخشی طبیعی از رشد اجتماعی کودکان است و می‌تواند به استقلال فکری و تقویت قدرت بیان و حتی سازگاری آنان کمک کند. والدین نباید انتظار داشته باشند فرزندان همواره با یکدیگر موافق باشند. به‌جای منع کامل مشاجره، باید به آنان آموزش دهند که چگونه با مهربانی و بیان روشن، خواسته‌های خود را مطرح کنند و نیاز به زورگویی یا پرخاش نداشته باشند.

6. مدیریت حس مالکیت همراه با آموزش اشتراک

اجازه داده شود هر فرزند برای خود اسباب‌بازی اختصاصی داشته باشد و از عبارت «مال منه» استفاده کند. این کار به ارضای حس مالکیت کمک می‌کند، اما در کنار آن، مهارت اشتراک‌گذاری و همیاری نیز باید آموزش داده شود.

7. ممنوعیت تماشای فیلم‌های نامناسب

محتوای خشونت‌آمیز رسانه‌ها، تأثیر مستقیم بر رفتار پرخاشگرانه کودکان دارد. تماشای فیلم‌ها و بازی‌های خشن، رفتارهای نادرست را در فرزندان درونی می‌سازد و آنان را به تقلید از شخصیت‌های منفی ترغیب می‌کند. والدین باید نظارت جدی بر محتوای مصرفی فرزندان داشته باشند.

8. پرهیز از مقایسه فرزندان با یکدیگر

مقایسه فرزند با خواهر یا برادرش، برای اصلاح رفتار، زمینه‌ساز خشم، کینه و بدبینی آنان نسبت به یکدیگر و والدین می‌شود. مثلاً نباید گفت: «چرا تو مانند برادرت لباس‌هایت را آویزان نمی‌کنی؟»

9. پرهیز از تبعیض و رعایت عدالت

رفتار اختصاصی نباید به تبعیض بینجامد، زیرا تبعیض تخم کینه و دشمنی می ‌پاشد. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند:

 «بین فرزندان به مساوات رفتار کنید، چنان‌که دوست دارید در نیکی و محبت به شما به مساوات رفتار کنند.» (2)

 باید توجه شود که حتی در مواردی به‌ظاهر کم‌اهمیت مانند بوسیدن یکی از فرزندان و نبوسیدن دیگری نیز تبعیض محسوب می‌شود. (3)

10. اصلاح ارتباط والدین با یکدیگر

الگوی ارتباطی والدین، به‌طور مستقیم بر روابط فرزندان تأثیر می‌گذارد. رفتارهای ناسالمی همچون دورویی، دروغ، خلف وعده، کینه‌توزی، تمسخر، سرزنش و زورگویی میان والدین، در میان فرزندان نیز بازتولید می‌شود. والدین باید الگوی سالمی از ارتباط باشند تا فرزندان از آن پیروی کنند.

11. پرهیز از زندگی آشفته و بی‌قانون

نظم، مسئولیت و همکاری، سه رویکرد اساسی در خانواده است. والدین باید رفتارهای پذیرفتنی و ناپذیرفتنی را تعیین کنند و در صورت بروز رفتارهای ناشایست، واکنش به‌موقع نشان دهند. مسئولیت‌ها باید مشخص و نظارت بر آن‌ها منطقی باشد و انتظار کمال از فرزندان نداشته باشند.

12. تقویت عواطف مثبت و همدلی میان فرزندان

دعواها اغلب ناشی از عدم درک متقابل و ضعف همدلی است. والدین باید با آموزش مهارت همدلی، به فرزندان بیاموزند که چگونه خود را جای دیگری بگذارند و احساسات خواهر یا برادر خود را درک کنند. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرمایند:

 «هرکس دوست دارد خداوند به او عقل دهد، باید آنچه را برای خود می‌پسندد برای دیگران نیز بپسندد.» (4)

 این اصل، پایه همدلی و مدارا در روابط خواهر و برادری است.

13. آموزش مهارت‌های خودکنترلی و مدیریت خشم

بسیاری از دعواها ناشی از عدم توانایی در کنترل خشم است. والدین باید به فرزندان بیاموزند که در هنگام عصبانیت، چگونه خود را کنترل کنند و از واکنش‌های آنی و پرخاشگرانه پرهیز نمایند. تکنیک‌هایی مانند تنفس عمیق، شمردن تا ده، یا ترک موقت موقعیت، می‌تواند در این زمینه مؤثر باشد.

14. تقویت روحیه گذشت و بخشش

والدین باید فرزندان را به عفو و بخشش تشویق کنند و نشان دهند که پس از هر دعوا، گذشت و آشتی، نشانه بزرگی و کرامت انسانی است. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرمایند:

 «هرگاه بر دشمن خود توانا شدی، گذشت از او را سپاسگزاری از توانایی خود قرار ده.» (5)

15. توجه به زمان‌های خاص و شرایط فیزیولوژیک

بسیاری از دعواها در زمان‌های خاصی مانند خستگی، گرسنگی، یا نزدیک به خواب رخ می‌دهد. والدین باید به این شرایط توجه داشته باشند و در این زمان‌ها، از فرزندان انتظار رفتار ایده‌آل نداشته باشند. مدیریت زمان بازی، استراحت و تغذیه، می‌تواند به‌طور چشمگیری از تعداد دعواها بکاهد.

16. شناسایی علل زمینه‌ساز دعواها

شناخت علل رفتارهای پرخاشگرانه که منجر به دعوا می‌شود، گامی مؤثر در پیشگیری از آن‌هاست. ازجمله این علل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد (6)

• تقویت رفتار توسط والدین با تذکر ندادن

• مشاهده رفتار والدین در برداشتن وسایل دیگران بدون اجازه

• عدم دسترسی کودک به وسیله یا عدم امکان تهیه آن

• انتقام‌جویی یا آسودگی خاطر از رفتار فرزند دیگر

• تبعیض بین فرزندان

• تداخل زمانی در انجام کارهای مشترک

 

نکته دوم: راهکارهای اصلاحی و مدیریت دعوا (مداخله در هنگام وقوع)

این دسته شامل اقداماتی است که والدین هنگام بروز دعوا یا مشاجره باید به‌کار گیرند تا از آسیب‌های روحی و جسمی جلوگیری کرده و رابطه فرزندان را ترمیم نمایند.

1. تغییر نقش‌ها

در مواردی که یکی از فرزندان نقش زورگو و دیگری نقش قربانی را به خود گرفته است، والدین باید با تغییر این نقش‌ها، چرخه ناسالم را بشکنند. برای این منظور، باید از سرزنش مداوم فرزند زورگو پرهیز کرده و با مهربانی خواسته‌های خود را مطرح کنند و برای فرزند قربانی نیز مهارت مذاکره و تعامل را تقویت نمایند. (7)

2. محروم کردن

در مواردی که احتمال بروز دعوا وجود دارد، پیش از وقوع آن، باید پیامدهای مشخصی مانند محرومیت از وسیله مورد نزاع یا تماشای تلویزیون، به فرزندان گوشزد شود. اگر فرزندان به درخواست والدین برای یافتن راه‌حل توجه نکنند، باید به‌تناسب سن و ظرفیتشان، از بازی با یکدیگر محروم شوند.

3. جلوگیری از نهادینه شدن رفتارهای نادرست

در اولین رفتار ناشایست، باید واکنش مناسب نشان داده و نادرستی کار را روشن کرد. برای جبران رفتار نادرست، روش‌هایی همچون عذرخواهی، تقسیم خوراکی یا بخشیدن اسباب‌بازی آموزش داده شود. تغافل در موارد جزئی جایز است، اما تکرار یک رفتار نادرست بدون بازخواست، آن را نهادینه می‌کند.

4. مداخله مؤثر و مدیریت هدفمند دعواها

دعواهای خواهر و برادری، اگر مدیریت شوند، می‌توانند کارکردهای مثبتی داشته باشند. شیوه مداخله باید منطقی و رشددهنده باشد و شامل تکنیک‌های زیر باشد:

• پرهیز از پیش‌داوری درباره یکی از فرزندان

• تشویق و پاداش در هنگام سازش و رفتارهای محبت‌آمیز

• یادآوری توانایی‌های مثبت هر یک در هنگام مشاجره برای زمینه‌سازی سازش

• نهی قاطع از هرگونه خشونت فیزیکی در خانه

• حفظ صبوری و خویشتن‌داری در برخورد با دعواها

• در نظر گرفتن مجازات مشترک برای هر دو طرف (مانند انجام کاری باهم)

• بررسی علل مشاجره، به‌ویژه بر سر وسایل و استفاده از راه‌حل‌هایی چون:

o تقاضای مؤدبانه برای گذشت از حق

o معامله با والدین (بخشیدن وسیله در ازای اجابت درخواست دیگر)

o حمایت از حق با واگذاری تصمیم‌گیری نهایی به خود فرزندان

5. تعیین سطح مشاجره و مداخله متناسب

دعواها در سطوح مختلفی رخ می‌دهند و نوع مداخله باید متناسب با شدت آن تنظیم شود. در ادامه به چند سطح و نحوه مداخله اشاره می‌شود.

• سطح یک: مشاجره جزئی بدون آسیب جسمی و روحی: والدین می‌توانند کمترین مداخله را داشته باشند و بگذارند خودشان مشکل را حل کنند.

• سطح دو: مشاجره شدید همراه با پرخاشگری: والدین باید با تأیید عصبانیت هر دو، تبیین موقعیت، بازگویی دیدگاه‌ها و ارائه راه‌حل، مداخله مفید داشته باشند.

• سطح سه: دعوا با آسیب احتمالی: والدین باید احساسات خود را از دعوا ابراز کنند (مثلاً «این سروصدا منو ناراحت می‌کند،») خطرات را شرح دهند، فرزندان را از هم جدا کنند، هرکدام را به اتاق خود بفرستند و جداگانه با آن‌ها گفت‌وگو کنند. در صورت فوق‌العاده بودن سطح مشاجره، جلسه مشترک با حضور هر دو برای ارائه راه‌حل برگزار شود.

6. استفاده از روش «دور کردن از موقعیت» در هنگام اوج دعوا

هنگامی‌که دعوا به اوج می‌رسد و فرزندان توانایی کنترل خود را از دست می‌دهند، بهترین راه، جدا کردن آنان از موقعیت و فرستادنشان به اتاق‌های جداگانه برای مدتی است تا هر دو آرام شوند. پس از آرامش، می‌توان درباره علت دعوا و راه‌حل‌های آن با آنان گفت‌وگو کرد.

 

نتیجه

مدیریت مؤثر دعوای فرزندان، مستلزم تلفیق راهبردهای پیشگیرانه و اصلاحی است. در حوزه پیشگیری، والدین باید با وضع قوانین شفاف، آموزش مهارت‌های جایگزین حل اختلاف، تقویت همدلی، خودکنترلی و روحیه بخشش، ایجاد فعالیت‌های مشترک بیرون از خانه، مدیریت حس مالکیت همراه با اشتراک، نظارت بر محتوای رسانه و اصلاح الگوی ارتباطی خود، زمینه تنش را بزدایند. همچنین پرهیز از مقایسه و تبعیض، رعایت عدالت، برقراری نظم، توجه به شرایط فیزیولوژیک (خستگی و گرسنگی،) شناسایی علل ریشه‌ای مانند انتقام‌جویی یا تقویت ناخواسته و پذیرش مشاجره‌ سازنده به‌جای منع کامل، از بروز تعارضات می‌کاهد. در مواجهه با دعوا، مداخله باید هدفمند و متناسب با سطح آن باشد؛ در مشاجرات جزئی کمترین دخالت، در پرخاشگری شدید تأیید احساسات و ارائه راه‌حل و در موارد آسیب‌زا جداسازی فیزیکی، گفتگوی جداگانه و دورکردن از موقعیت صورت گیرد. تغییر نقش‌های ناسالم (زورگو و قربانی)، اعمال پیامدهای مشخص مانند محرومیت، جلوگیری از نهادینه‌شدن رفتار نادرست با واکنش به‌موقع، تشویق به سازش و استفاده از مجازات مشترک یا واگذاری تصمیم‌گیری به خودشان، به شکستن چرخه زورگویی و ترمیم رابطه کمک می‌کند.

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. ایمانی، محسن؛ شیروانی، الهام، علل بروز درگیری‌های فرزندان در خانواده و نحوه مدیریت و اصلاح آن‌ها، تهران، پرکاس، ۱۳۹۲.

2. بابایی خورزوقی، علی، والدین و دوره حساس نوجوانی، اصفهان، دارخوین، 1399.

پی‌نوشت‌ها:

1. فیبر، ادل؛ مازلیش، الین، خواهران و برادرانی بدون رقابت، ترجمه مریم وتر، تهران، علم، ۱۳۸۷، ص ۱۱۵.

2. فیض کاشانی، محسن، المحجه البیضاء، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۸۳، ج ۲، ص ۴۶.

3. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، شریف رضی ۱۴۱۳ ق، ص ۳۲۱.

4. «مَن أَحَبَّ أَن یُعطیَهُ اللّه‌ُ عَقلَهُ فَلْیُحِبَّ لِلنّاسِ ما یُحِبُّ لِنَفسِهِ.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح ۸۶۶۵.

5. «إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّکَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُکْرًا لِلْقُدْرَهِ عَلَیْهِ.» سید رضی‏، نهج‌البلاغه، مصحح: صبحی صالح، قم، هجرت‏، 1414 ق، حکمت ۲۰.

6. ایمانی، محسن؛ شیروانی، الهام، علل بروز درگیری‌های فرزندان در خانواده و نحوه مدیریت و اصلاح آن‌ها، تهران، پرکاس، ۱۳۹۲، ص ۲۹-۳۴.

7. فیبر، ادل؛ مازلیش، الین، خواهران و برادرانی بدون رقابت، ترجمه مریم وتر، تهران، علم، ۱۳۸۷، ص 125-169.

راهکارهای ارتباط سازنده و صمیمانه با فرزند
ارتباط سازنده با نوجوان با احترام، همدلی، گفت‌وگوی شفاف و حفظ استقلال و حریم خصوصی او، اعتماد و صمیمیت خانواده را تقویت می‌کند.

پرسش :

 رابطه من و فرزندم خوب نیست. احساس می‌کنم نه من حرف او را می‌فهمم و نه او حرف مرا؛ چکار کنم تا بتوانم ارتباطی سازنده و صمیمانه با او داشته باشم؟

پاسخ:

یکی از چالش‌های والدین در برخی خانواده‌های امروزی، برقراری ارتباطی مؤثر، سازنده و پویا با فرزندان است. این مهم فراتر از محبت و خیرخواهی صرف، نیازمند کسب مهارت‌‌های ارتباطی خاصی است که با شناخت نیازهای روانی و رشدی فرزندان همراه باشد. در این نوشتار به مجموعه‌‌ای از نکات کاربردی اشاره می‌شود که توجه و کاربست آنها می‌تواند زمینه‌ساز ارتباطی صمیمانه، احترام‌آمیز و پایدار میان والدین و فرزندان گردد.

1. پرهیز از ملامت‌گری در برابر خطاها

فرزندان در برهه‌های مختلف رشد به‌ویژه دوران نوجوانی، خطاها و اشتباه‌های مکرری دارند که این امر نه‌تنها طبیعی، بلکه از اقتضائات انسان‌ است. ملامت و سرزنش بی‌‌وقفه در مواجهه با هر خطایی، نه‌تنها اثر بازدارندگی ندارد، بلکه به‌تدریج سبب کاهش اعتمادبه‌نفس و افزایش احساس گناه و حقارت در فرزند می‌شود و او را از والدین جدا می‌کند و موجب به‌وجودآمدن فاصله و شکاف و اختلاف میان آنها می‌شود. در روایتی آمده است: «ملامت زیاد، دشمنی می‌آورد» (1).

2. تکریم شخصیت و تفکیک آن از رفتار

هنگام بروز خطا، شایسته است ابتدا از ویژگی‌های مثبت شخصیتی فرزند یاد شود تا او احساس ارزشمندی کند؛ سپس رفتار نادرستش به گونۀ غیرتحقیرآمیز تذکر داده شود. میان «شخصیت» و «رفتار» باید تفکیک قائل شد تا اصل شخصیت فرزند مخدوش و تخریب نشود و او احساس نکند که تمام وجودش زیر سؤال رفته است. این رویکرد، زمینه را برای پذیرش تذکر و اصلاح رفتار فراهم می‌کند.

3. پرهیز از تجسس بی‌جا در امور دینی

پس از واگذاری تکالیف دینی، پیگیری انجام آنها ضروری است؛ اما تجسس درباره صحت و سقم ادعای فرزند در انجام تکالیف ممکن است به مرور زمان سبب نفرت او از دستورات دینی یا والدین شود. بهتر است با اعتماد به سخن فرزند و با پیش‌فرض صداقت او، از کنجکاوی افراطی پرهیز شود. در سیره امام خمینی رحمة الله علیه آمده است که پس از پرسش از نماز فرزندان، به پاسخ «خواندم» بسنده می‌کردند و هیچ‌گونه بازجویی و کنجکاوی نمی‌کردند (2).

4. پرکردن شکاف‌های شناختی و عاطفی

برای برقراری ارتباطی مؤثر با نوجوان یا جوان باید ادراکی دقیق از شرایط زندگی، دغدغه‌ها و دنیای درونی او به ‌دست آورد. والدین با پاسخ به پرسش‌های زیر می‌توانند میزان شناخت خود را از فرزندشان ارزیابی کنند:

* فرزند شما بیشتر انرژی خود را صرف چه کاری می‌کند؟

* چه مسائل شخصی او را درگیر کرده است؟

* چه چیزهایی او را آزرده‌خاطر می‌کند؟

* چه کسانی بیش از همه بر اندیشه و رفتار او تأثیر دارند؟

* نام سه دوست صمیمی او را بگویید.

* در مشکلات حاد، بیشتر به چه کسی مراجعه می‌کند؟

* از نظر او بزرگ‌ترین نقطۀ قوتش چیست؟

* بزرگ‌ترین نقطۀ ضعفش چیست؟

* بهترین سرگرمی مورد علاقه‌اش چیست؟

* غذاهای مورد علاقه‌اش کدام است؟

* قهرمانان مورد علاقه‌اش چه کسانی هستند؟

* در ارتباط با جنسیت خود چه نگاهی دارد؟

* در ارتباط با بدن و ظاهر خود چه تصوری دارد؟

اگر والدین در پاسخ به درصد بالایی از این پرسش‌ها ناتوان باشند، یعنی شکاف عمیقی میان آنها و فرزندشان وجود دارد که مانع ارتباط مؤثر و پویا خواهد شد و نشانۀ آن است که دنیای فرزند با تصورات و انتظارات والدین هماهنگ نیست.

5. اصلاح زاویۀ نگاه و بازبینی باورهای غلط

برخی بینش‌های نادرست دربارۀ شیوۀ تعامل با فرزند، مانعی جدی در بهبود روابط است؛ از جمله «اگر با فرزندم دوست شوم، دیگر برای حرف‌هایم ارزشی قائل نمی‌شود»، «فرزندم از اول بچه خوبی نبود»، «باید به هر طریق ممکن او را سر‌به‌راه کنم» و «آنها هیچ درک و منطقی ندارند». بازبینی و بازطراحی این نگرش‌ها، گامی اساسی در اصلاح ارتباط و ایجاد فضای احترام و اعتماد متقابل است.

6. شیوۀ سخن‌گفتن برای جلب توجه و گوش‌دادن فعال

برای واداشتن نوجوان به گوش‌دادن فعال باید از کلمۀ «من» برای بیان احساسات استفاده کرد تا فرزند احساس خطاب و نصیحت مستقیم نکند. همچنین باید پیام‌ها را دقیق، شفاف و غیرابهام‌آمیز طراحی کرد، در موضوعات با بار عاطفی از قبل اندیشید و حتی نوشت تا از شتاب‌زدگی در بیان پرهیز شود و همواره عشق و محبت خود را در قالب پیام‌های کلامی و غیرکلامی ابراز داشت (3).

7. شفاف‌سازی منطق رفتاری برای فرزند

بهتر است والدین والدین تا حد امکان دلیل تصمیم خود را برای فرزند تبیین کنند؛ مثل دلیل ممنوعیت تمسخر، دیروقت بیرون‌بودن یا رانندگی بدون همراه. درواقع به ‌جای بیان آمرانه و خشک، از طریق بیان علت نادرستی آن رفتار انتقال داده شود. این کار افزون بر کاهش احتمال مخالفت و مقاومت فرزند، بینش صحیحی به او می‌دهد و او را به این درک می‌رساند که نهی‌ها و امرهای والدین از سر خودخواهی نیست، بلکه منطقی پشت آنها وجود دارد، هرچند در نهایت فرزند آن منطق را نپذیرد.

8. حمایت هوشمندانه در چالش‌ها

نوجوان و جوان در دوره رشد با مشکلات و چالش‌های متعددی روبروست. والدین باید در این شرایط در کنار او باشند؛ با وجود این، حمایتشان باید هوشمندانه و متناسب با موقعیت باشد. گاهی لازم است مشکل را به‌کلی والدین حل کنند؛ گاهی همراه با تذکراتی درباره اشتباه‌ها، گاه با مشورت بدون دخالت مستقیم و گاهی نیز بدون اطلاع فرزند موانع رفع گردد تا احساس استقلال و توانمندی او حفظ شود.

9. اجازۀ پرسشگری و گفتگوی آزادانه

نوجوان با انبوهی از پرسش‌ها و تعارض‌های اخلاقی، دینی و هویتی مواجه است؛ ازاین‌رو به طور طبیعی از بسیاری امور حتی مسائل منافی با عفت، پرسش‌هایی مطرح می‌کند. این نوع کنجکاوی‌ها نباید والدین را غافلگیر یا آشفته کند، بلکه باید باب گفتگو را برای فرزند بگشایند. در سیره پیامبراکرم صلی الله علیه وآله آمده است که جوانی برای اجازه زنا خدمت حضرت رسید؛ اما حضرت با پرسش‌های هدفمند و منطقی، بینش او را اصلاح کرد و جوان به‌اختیار از عمل خود منصرف شد (4).

10. ابراز عواطف مثبت و حمایت‌گری عاطفی

حالات عاطفی در هنگام ارتباط، بر انگیزش، ادراک، تصمیم‌گیری و قضاوت‌های بین‌فردی تأثیر می‌گذارند (5). ابراز عواطف مثبت و خوشایند در برخورد با فرزندان، سبب شکل‌گیری و افزایش دوستی و علاقه می‌شود و روابط والدین و فرزندان را مستحکم‌تر می‌کند. پژوهش‌های جامعه‌شناختی نشان می‌دهد وجود‌نداشتن روابط محبت‌آمیز و حمایت‌گرانه و نیز بدرفتاری و خشونت والدین از عوامل مهم کج‌روی فرزندان است (6).

11. ارتقای سطح گفتگو

نوجوانان اغلب عادت به پاسخ‌های کوتاه و مبهم دارند که مانع عمق‌یابی ارتباط می‌شود. برای خروج از این چرخه و ارتقای سطح گفتگو به سطحی عمیق‌تر و صمیمی‌تر، باید به تکنیک‌های ذیل توجه کرد:

* انتخاب موضوع اثربخش که نتیجه دهد؛

* چشم‌پوشی از برخی بدخلقی‌ها؛

* ابراز درک احساسات با جملاتی نظیر «من واقعاً درک می‌کنم که تو باید چه احساسی داشته باشی»؛

* پرهیز از تأیید افراطی تمام احساسات؛

* بیان خاطرات و تجربیات مشابه والدین از دوران جوانی؛

* استفاده از شوخی و مزاح متناسب که صمیمیت می‌آورد؛

* گوش‌دادن بدون نقد و نصیحت و مشورت‌گرفتن در امور روزمره؛

* اهمیت‌دادن به مشکلات و نگرانی‌های او؛

* برخورد محترمانه و فراموش‌نکردن اینکه فرزند دیگر کودک نیست و شایسته احترام همچون هر بزرگسال دیگری است.

12. همدلی عملی و ملموس

همدلی فراتر از گفتن «من احساس تو را درک می‌کنم» است و باید به ‌گونه‌ای باشد که فرزند آن را به‌خوبی احساس کند. برای تحقق همدلی، لازم است ابتدا تجربه عاطفی فرزند دقیقاً درک شود، سپس آن درک به‌درستی در قالب کلمات منتقل گردد و از نشانه‌ها و حرکات غیرکلامی مانند حالات چهره و زبان بدن نیز برای ابراز همدلی استفاده شود. این رویکرد موجب جلب اعتماد فرزند به والدین می‌شود و او را به پذیرش توصیه‌ها ترغیب می‌کند. حتی در صورت نارضایتی از نتیجه، مقاومت کمتری نشان می‌دهد و همکاری بیشتری با والدین خواهد داشت.

13. احترام به استقلال‌طلبی و هویت فردی

اگر نوجوان یا جوان احساس کند که او را انسانی مستقل و بالغ نمی‌دانند، ممکن است برای اثبات استقلال خود به رفتارهای نادرست و گاه سرکشانه روی آورد تا از این طریق توجه دیگران را جلب کند و هویت خود را تثبیت بخشد. احترام به استقلال شخصیتی و مالی او به صورت معقول، از بروز این واکنش‌های منفی پیشگیری می‌کند. در سیره امام خمینی رحمة الله علیه آمده است که با دادن پول‌توجیبی به فرزندان و آزادگذاشتن آنها در خرج‌کردن، به استقلال مالی آنان اهمیت می‌دادند (7).

14. تقویت مهارت گوش‌دادن فعال

یکی از مهم‌ترین ارکان ارتباط مؤثر، توانایی گوش‌دادن فعال است. والدین باید زمانی را به شنیدن بدون قطع‌کردن، قضاوت‌نکردن و آماده‌سازی پاسخ اختصاص دهند. گوش‌دادن فعال به فرزند این پیام را می‌دهد که نظرات و احساسات او برای والدین ارزشمند است و همین امر موجب به‌وجودآمدن اعتماد و صمیمیت بیشتر می‌شود.

15. پرهیز از مقایسۀ فرزند با دیگران

مقایسه فرزند با همسالان، خواهران و برادران یا همکلاسی‌ها، یکی از آفت‌های جدی ارتباط والدین و فرزندان است. این کار عزت ‌نفس فرزند را خدشه‌دار می‌کند و احساس ناکارآمدی و رقابت ناسالم را در او برمی‌انگیزد.

16. به‌رسمیت‌شناختن و مدیریت تعارضات

تعارض و اختلاف‌نظر در هر رابطه‌ای طبیعی است؛ مهم دراین‌باره، شیوۀ مدیریت و حل تعارضات است. والدین باید یاد بگیرند که اختلاف‌ها را به ‌جای سرکوب یا تشدید، به فرصتی برای گفتگو و شناخت متقابل تبدیل کنند. استفاده از عبارات «من» به ‌جای «تو»، تمرکز بر مشکل نه شخص و جستجوی راه‌حل‌های بردبرد، از روش‌های مؤثر در‌این‌باره است (8).

17. اهمیت زمان‌های کیفی و فعالیت‌های مشترک

گذراندن زمان‌های کیفی (نه کمّی) در کنار فرزند یکی از مؤثرترین راه‌های تقویت رابطه است. فعالیت‌های مشترکی همچون ورزش، گردش، بازی، مطالعه کتاب یا حتی آشپزی با هم، فرصت‌های غیررسمی برای گفتگو و نزدیکی عاطفی را فراهم می‌آورد. این لحظات، حافظه عاطفی مثبتی در ذهن فرزند ایجاد می‌کند و بستر مناسبی برای برقراری ارتباط عمیق‌تر است.

18. احترام به حریم خصوصی با رعایت حد اعتدال

نوجوانان و جوانان به حریم خصوصی خود حساس هستند. والدین باید ضمن حفظ نظارت منطقی، به حریم شخصی فرزند مانند فضای مجازی، اتاق شخصی و مکالمات خصوصی او احترام بگذارند. ورود بی‌رویه و تجسس در امور خصوصی، اعتماد را از بین می‌برد و فرزند را به پنهان‌کاری سوق می‌دهد. البته این مسئله به معنای بی‌توجهی و رها‌کردن نیست، بلکه منظور نظارت غیرمحسوس و همراه با احترام است.

19. برقراری ارتباط غیرکلامی مثبت

ارتباط به کلمات محدود نمی‌شود. زبان بدن، لحن صدا، تماس چشمی و حالات چهره، پیام‌های قدرتمندی به فرزند منتقل می‌کنند. لبخند گرم، نگاه محبت‌آمیز، بغل‌کردن و نوازش و حتی سکوت همراه با توجه می‌تواند بیش از کلمات، احساس امنیت و پذیرش را در فرزند ایجاد کند.

20. آموزش غیرمستقیم از طریق داستان، مثال و الگوی عینیبودن

فرزندان به‌ویژه نوجوانان، گاهی در برابر پند و اندرز مستقیم مقاومت نشان می‌دهند. استفاده از داستان‌ها، تمثیل‌ها و مثال‌های عینی به‌ویژه الگوی عینی‌بودن خود والدین، روشی مؤثر و غیرمستقیم برای انتقال مفاهیم اخلاقی و تربیتی است.

نتیجه:

ارتباط صمیمانه و سازنده با فرزند به‌ویژه در دوران نوجوانی و جوانی، فرایندی هدفمند و چندسویه است که از رهگذر تلفیق آگاهانۀ مهارت‌های ارتباطی تحقق می‌یابد. این فرایند با پرهیز از ملامت‌گریِ مخرب، تفکیک رفتار از شخصیت فرزند و ترک تجسس‌های بی‌جا در امور دینی آغاز می‌شود و با تلاش برای پرکردن شکاف‌های شناختی و عاطفی از طریق شناخت دقیق دنیای درونی او، اصلاح باورهای غلط والدینی و به‌کارگیری شیوۀ گفتگوی غیرخطابی و شفاف ادامه می‌یابد. شفاف‌سازی منطق پشت تصمیمات، حمایت هوشمندانه و متناسب با موقعیت و گشودن فضای پرسشگری آزادانه، همراه با ابراز عواطف مثبت و ارتقای سطح گفتگو به سوی همدلی عملی و ملموس، زمینه‌ساز اعتماد و نزدیکی عاطفی می‌شود. در این مسیر، احترام به استقلال‌طلبی و هویت فردی، گوش‌دادن فعال، پرهیز از مقایسه، مدیریت خردمندانه تعارضات، اختصاص زمان‌های کیفی برای فعالیت‌های مشترک، رعایت حریم خصوصی با نظارتی محترمانه، بهره‌گیری از ارتباط غیرکلامی مثبت و آموزش غیرمستقیم از طریق داستان و الگوی عینی‌بودن والدین، حلقه‌های مکمل این زنجیره تربیتی هستند.

برای مطالعۀ بیشتر:

1. محمدرضا احمدی؛ «مبانی روان‌شناختی ارتباط مؤثر والدین با فرزندان در محیط خانواده»؛ فصلنامه معرفت، ش ۱۰۴، 1385 ش، ص ۱۸ ـ ۲۶.

2. علی بابایی خورزوقی؛ والدین و دوره حساس نوجوانی (آنچه والدین باید درباره دوره نوجوانی بدانند)؛ اصفهان: دارخوین، 1399 ش.

پی‌نوشت‌ها:

1. ابومحمد حسن ابن‌شعبه حرانی؛ تحف العقول؛ قم: اسلامی، 1404 ق، ص ۸۱.

2. علی‌اکبر سبزیان؛ زندگی به سبک روح‌الله؛ مشهد: الشمس، 1389 ش، ص ۴۹.

3. کیت کلی؛ بزرگ‌کردن نوجوان؛ ترجمۀ فرزانه نوری؛ تهران: نشر نواندیش، ۱۳۸۹ ش، ص ۳۶ ـ ۴۱.

4. محمد محمدی ری‌شهری؛ حکمت‌نامه جوان؛ قم: دارالحدیث، ۱۳۸۹ ش، ص ۸۰.

5. حسین بستان؛ اسلام و جامعه‌شناسی خانواده؛ قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳ ش، ص ۱۰۰.

6. اون هارجى و دیگران؛ مهارت‌های اجتماعی در ارتباط میان‌فردی؛ ترجمۀ خشایار بیگی و مهرداد فیروزبخت؛ تهران: نشر رشد، ۱۳۸۴ ش، ص ۲۷۴.

7. علی‌اکبر سبزیان؛ زندگی به سبک روح‌الله؛ ص 64.

8. جی مک‌گرا؛ پرکردن شکاف؛ ترجمۀ مهدی قراچه‌داغی؛ تهران: آسیم، 1387 ش، ص 38.

راهکارهای رشد فردی در کسب‌و‌کار
رشد فردی کاسب مسلمان با نیت الهی،صداقت،امانت‌داری،پرهیز از حرام،رعایت حقوق مردم، نظم،اعتدال و افزایش دانش شکل می‌گیرد و تجارت او را وسیله تقرب به خدا می‌سازد.

پرسش:

اگر یک کاسب یخواهد رشد فردی داشته باشد، چه کارهایی باید انجام دهد؟(مسائل فردی)

پاسخ:

کسب‌و‌کار در فرهنگ اسلامی تنها یک فعالیت اقتصادی صرف نیست، بلکه عرصه‌ای برای رشد معنوی، تربیت اخلاقی و ساختن شخصیت انسان به شمار می‌آید. کاسب با رعایت برخی نکات و آداب شرعی و اخلاقی، نه‌تنها معاش خود و خانواده‌اش را تأمین می‌کند، بلکه در شمار مجاهدان راه خدا و عابدان صالح قرار می‌گیرد. بر همین اساس، رشد فردی برای یک کاسب، تنها به افزایش مهارت‌های فنی یا گسترش سرمایه محدود نمی‌شود، بلکه رشد ایمانی، اخلاقی، علمی و اجتماعی را نیز دربر می‌گیرد. از سوی دیگر، فضای پیچیده‌ی امروزِ بازار که آمیخته با رقابت شدید، فشارهای اقتصادی، وسوسه‌های درآمد نامشروع و ضعف اعتماد عمومی است، بیش از پیش ضرورت توجه به تلاش برای رشد فردی و خودسازی را برای کاسب مسلمان آشکار می‌کند. در این نوشتار به برخی از اصول بنیادین رشد فردی برای کاسب می‌پردازیم.

1. اصلاح نیت و تبدیل کسب به عبادت

نخستین گام در رشد فردی یک کاسب، اصلاح نیت و الهی‌کردن هدف از کسب‌و‌کار است. قرآن کریم اصل جهت‌گیری زندگی را چنین ترسیم می‌کند: «بگو همانا نماز من، عبادات من، زندگی و مرگ من برای خدا، پروردگار جهانیان است» (1). این آیه نشان می‌دهد که تمام شئون زندگی انسان از جمله کار و تجارت می‌تواند در دایرۀ عبادت قرار گیرد، البته اگر جهتِ آن خدا باشد. در روایات نیز به‌صراحت طلب روزی حلال با نیت تأمین معاش خانواده و خدمت به خلق، عبادت شمرده شده است. امام صادق علیه ‌السلام می‌فرمایند: «هر کسی دنیا را [روزی و معاش را] برای بی‌نیاز‌شدن از مردم و رسیدگی به خانواده‌اش و مهربانی با همسایه‌اش طلب کند، روز قیامت خدا را دیدار می‌کند در‌حالی‌که صورتش مانند ماه شب چهارده می‌درخشد» (2). بنابراین کمترین نیت کاسب موحد از تجارت باید این باشد که بتواند به وسیله آن شخصیتش را حفظ کند. در روایت دیگری نقل شده است که امام برخی قصد و نیت‌ها از تجارت را تأیید کرده‌اند؛ مانند نفع‌رساندن به خود و خانواده، انجام صله رحم با کمک مالی‌کردن به ارحام یا پذیرایی و مهمانی‌دادن به آنها، صدقه‌دادن، به‌جا‌آوردن حج و عمره (3). این موارد از مصادیق نیت صحیح و خوب هستند که تأیید شده‌اند؛ پس اگر کسی چنین نیت‌هایی از تجارت داشته باشد، می‌توان گفت کاری انجام داده است که از نظر اسلامی، دارای ارزش اخلاقی است. بنابراین کاسب برای رشد فردی باید این موارد را رعایت کند:

الف) هدف اصلی خود را رضای خدا، بی‌نیازی از خلق، کمک به خانواده و خدمت به جامعه قرار دهد؛

ب) از نیت‌های آلوده مانند ریا، فخرفروشی، ظلم به دیگران و جمع مال به هر قیمت بپرهیزد؛

ج) هر روز نیت خود را بازنگری و مراقبه کند تا تجارت او در مسیر عبادت قرار گیرد.

2. پایبندی به صداقت و امانت در معامله

رکن مهم رشد شخصیتی و معنوی کاسب، صداقت و امانت‌داری در معاملات است. قرآن کریم با هشدار شدید در کم‌فروشی و خیانت در معامله می‌فرماید: «وای بر کم‌فروشان» (4) و در آیه‌ای دیگر دستور می‌دهد: «پیمانه و وزن را به عدالت کامل دهید» (5). کاسبی که به دنبال رشد فردی است، باید این امور را رعایت کند:

الف) در معرفی کالا، کیفیت، قیمت و شرایط کاملاً صادق باشد؛

ب) از هرگونه فریب، دروغ، پنهان‌کردن عیوب کالا و تبلیغات گمراه‌کننده پرهیز کند؛

ج) خود را در برابر خدا و وجدان خویش و به مال مردم و اعتماد آنان مسئول بداند.

صداقت و امانت افزون بر رشد معنوی، سبب جلب اعتماد مشتری و ثبات و برکت در کسب خواهد شد.

3. رعایت حقوق مردم و اجتناب از ظلم و ربا

یکی از موانع بزرگ رشد فردی، تضییع حقوق دیگران و ورود به معاملات حرام است. قرآن کریم با تعبیر بسیار شدید، ربا را اعلان جنگ با خدا و رسول می‌داند: «اگر [از ربا] دست نکشید، بدانید که به جنگ با خدا و رسول او برخاسته‌اید» (6). در آیه‌ای دیگر به‌صراحت بر حرمت خوردن اموال مردم به باطل تأکید دارد: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اموال یکدیگر را به ناحق نخورید، مگر آنکه تجارتی از روی رضایت طرفین باشد» (7).

کاسب به ‌منظور رشد فردی باید به رعایت این امور بپردازد:

الف) سرمایۀ خود را از هرگونه مال مشکوک، حرام یا آلوده به ربا پاک نگه دارد؛

ب) حقوق شرعی همچون خمس و زکات را در صورت تعلق پرداخت کند؛

ج) در قراردادها حق کارگر، شریک، مشتری و سایر طرف‌ها را منصفانه رعایت کند؛

د) از سوءاستفاده از ناآگاهی یا اضطرار مردم خودداری کند.

چنین پایبندی به عدالت هم شخصیت کاسب را تعالی می‌بخشد و هم اعتماد اجتماعی را تقویت می‌کند.

4. نظم، برنامه‌ریزی و رعایت اعتدال در کار و زندگی

رشد فردی تنها به حوزۀ معنوی خلاصه نمی‌شود، بلکه به شیوۀ مدیریت زمان، نظم در امور و تعادل بین کار، عبادت و خانواده نیز مربوط است. قرآن کریم اصل اعتدال را در زندگی چنین بیان می‌کند: «و آنان که چون انفاق کنند، نه اسراف می‌کنند و نه سخت‌گیری، بلکه میان این دو راهی میانه برمی‌گزینند» (8). این اصل اعتدال در زمان و توان نیز جاری است؛ یعنی نه کار آن‌چنان‌که انسان را از عبادت، خانواده و سلامت غافل کند و نه بیکاری و تنبلی. امیرالمؤمنین علیه ‌السلام در حدیثی معروف، تقسیم‌بندی زیبا برای وقت انسان ارائه می‌دهند: «برای خود چهار بخش وقت قرار دهید: برای مناجات با خدا، برای معاش، برای معاشرت برادران مورد اعتماد و برای لذت‌های حلال» (9). بنابراین کاسب برای رشد فردی باید این امور را رعایت کند:

الف) برای روز و هفتۀ خود برنامۀ مشخصی داشته باشد (زمان کار، عبادت، خانواده، مطالعه، استراحت)؛

ب) به وقت نماز احترام بگذارد و آن را در دل برنامۀ کاری جای دهد؛

ج) از فرسودگی شغلی با تنظیم ساعت کار، استراحت کافی و توجه به سلامت جسم و روح جلوگیری کند؛

د) نظم در ثبت حساب‌ها، پیگیری امور مشتریان و مدیریت موجودی را جدی بگیرد.

نظم و اعتدال افزون بر بالابردن بهره‌وری و سود مشروع، به تعادل روانی و رشد شخصیت کمک شایانی می‌کند.

 

5. تلاش برای افزایش دانش و مهارت (علم دینی و علمی)

رشد فردی کاسب بدون افزایش دانش و مهارت ناقص خواهد بود. کسی که قصد شروع کاری را دارد و باید مسئولیتی را قبول کند، لازم است تخصص کافی (دانش و مهارت) در آن کار داشته باشد و اگر ندارد، لازم است آموزش ببیند؛ همچنین لازم است تعهد کافی داشته باشد و شرایط و قوانین آن کار را رعایت کند. در قرآن کریم آمده است وقتی حضرت یوسف خواست خود را کاندیدای امور اقتصادی مصر کند، فرمود: «مرا سرپرست خزانه‌هاى این سرزمین قرار ده؛ زیرا من نگهبان دانایی هستم» (10). برای یک کاسب، این علم دو عرصۀ اصلی دارد:

اول: دانش دینی مرتبط با کسب: احکام معاملات، حلال و حرام تجارت، احکام ربا، بیع، اجاره، شرکت، و نیز اخلاق حرفه‌ای؛

دوم: دانش و مهارت شغلی: شناخت بازار، مهارت‌های ارتباط با مشتری، اصول حسابداری، بازاریابی حلال، مدیریت مالی و استفادۀ صحیح از ابزارهای جدید.

یک کاسب برای رشد فردی باید:

الف) در حد لازم، کتاب‌ها یا دوره‌های مرتبط با «فقه المعاملات» را مطالعه کند یا از روحانیون مورد اعتماد بپرسد؛

ب) به طور منظم زمانی را برای مطالعه، شرکت در کلاس‌های آموزشی یا یادگیری مهارت‌های جدید شغلی اختصاص دهد؛

ج) از تجربۀ افراد موفق و متدین در صنف خود بهره ببرد و به نوعی «استاد و الگو» برای خودش انتخاب کند.

چنین ترکیبی از علم دینی و مهارت حرفه‌ای، رشد همه‌جانبۀ کاسب را تضمین می‌کند.

6. مراقبت معنوی: ذکر، توکل و کنترل نفس در دل بازار

بازار چونان میدان آزمون‌های نفسانی است؛ از حرص و طمع، حسادت به رقبا، خشم به مشتریان دشوار تا وسوسۀ دروغ و تقلب. کاسب برای رشد معنوی در دل بازار می‌تواند:

الف) روز خود را با توکل بر خدا، خواندن چند آیۀ قرآن یا دعای کوتاه آغاز کند؛

ب) در طول روز ذکرهای کوتاه (مانند «لا اله الا الله»، «استغفرالله»، «یا رزّاق») را در دل تکرار کند؛

ج) هنگام مواجهه با وسوسۀ دروغ، تقلب یا ظلم به یاد قیامت و حساب الهی بیفتد؛

د) با ‌وضو‌بودن، نماز اول وقت (در حد امکان) و خواندن دست‌کم چند آیۀ قرآن، فضای معنوی در محیط کار ایجاد کند. این مراقبت معنوی به کاسب کمک می‌کند در شرایط سخت اقتصادی نیز از حدود الهی خارج نشود و آرامش درونی خود را حفظ کند.

نتیجه‌:

رشد فردی یک کاسب در نگاه قرآن و معارف اهل‌بیت علیهم ‌السلام، مسیری است که از نیت آغاز می‌شود و به سیر همه‌جانبۀ انسان در عرصه‌های ایمانی، اخلاقی، علمی و رفتاری منتهی می‌گردد. کاسب مسلمان اگر نیت خود را الهی کند، در معاملات صادق و امین باشد، حقوق مردم را رعایت و از هرگونه معاملۀ حرام و ظالمانه پرهیز نماید، برنامه‌ریزی و نظم را در کنار اعتدال در کار و زندگی به کار گیرد؛ با این وجود همواره در پی افزایش دانش دینی و مهارت‌های حرفه‌ای باشد، تجارت او نه‌تنها وسیلۀ تأمین معاش، بلکه نردبانی برای تقرب به خدا خواهد شد. آیات قرآن کریم و روایات اهل‌بیت علیهم ‌السلام نشان می‌دهد که بازار می‌تواند مدرسۀ خودسازی باشد؛ به شرط آنکه کاسب بازار را تنها محل سود مادی نداند، بلکه صحنۀ امتحان الهی و مجالی برای خدمت به خلق تلقی کند. چنین نگرشی است که از یک کاسب عادی، تاجر صادق و امین می‌سازد.

پی‌نوشت‌ها:

1. «قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» (انعام: ۱۶۲).

2. «مَن طَلَبَ الدُّنْیَا اسْتِعْفَافاً عَنِ النَّاسِ وَ سَعْیاً عَلى عِیالِهِ وَ تَعَطُّفاً عَلى جَارِهِ لَقِیَ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَیْلَهَ الْبَدْرِ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج ۵، ص ۷۸).

3. «قَالَ رَجُلٌ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ اللَّهِ إِنَّا لَنَطْلُبُ الدُّنْیَا وَ نُحِبُّ أَنْ نُؤْتَاهَا فَقَالَ تُحِبُّ أَنْ تَصْنَعَ بِهَا مَا ذَا قَالَ أَعُودُ بِهَا عَلَى نَفْسِی وَ عِیَالِی وَ أَصِلُ بِهَا وَ أَتَصَدَّقُ بِهَا وَ أَحُجُّ وَ أَعْتَمِرُ فَقَالَ ع لَیْسَ هَذَا طَلَبَ الدُّنْیَا هَذَا طَلَبُ الْآخِرَهِ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۵، ص ۷2).

4. «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ» (مطففین: 1).

5. «وَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ» (انعام: ۱۵۲).

6. «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ» (بقره: ۲۷۹).

7. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْکُم» (نساء: ۲۹).

8. «وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا» (فرقان: ۶۷).

9. «اجْعَلُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ أَیَّامِکُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ: سَاعَةً لِمُنَاجَاةِ اللَّهِ، وَ سَاعَةً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ، وَ سَاعَةً لِمَعَاشَرَهِ الإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ، وَ سَاعَةً تُخْلُونَ فِیهَا لِلذَّاتِکُمْ …» (محمدباقر مجلسى؛ بحار الأنوار؛ چ 2، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1403 ق، ج 75، ص 346).

10. «قالَ اجْعَلْنِی عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیم» (یوسف: 55).

حد و مرزهایی اخلاقی در دعواهای زن و شوهری
برای حفظ سلامت زندگی زناشویی در شرایط چالش‌برانگیز، لازم است نسبت به تعیین و پایبندی به «خطوط قرمزو شناخت ضعف‌های اخلاقی خود و همسر، اهتمام شود.

پرسش:

در شرایط چالشی زندگی - مثل دعواهای زن‌وشوهری، چه حدومرزهای اخلاقی را در گفت‌وگو رعایت کنیم تا به زندگی زناشویی ما آسیب وارد نشود؟

پاسخ:

گفت‌وگوها و ارتباطات خانوادگی گاهی در شرایط عادی و متعارف زندگی است و گاهی در بستر چالش‌هایی مانند بیماری، غم، ناراحتی، اختلافات و تعارضات رخ می‌دهد. شرایط دشوار و چالشی زندگی، می‌تواند کانون خانواده و ارتباطات حاکم برآن را متزلزل و حتی دچار خسارات جبران‌ناپذیر کند. از همین جهت لازم است مرزهای اخلاقی برای این مواقع ترسیم شود تا بتوان در پرتو کاربست آن‌ها، به مدیریت صحیح روابط زناشویی در شرایط چالشی پرداخته و از خسارات آن جلوگیری نمود. در ادامه به نکاتی دراین‌باره اشاره می‌شود.

نکته اول: تعهد نسبت به خطوط قرمز زندگی

بایسته است برای زندگی زناشویی، خطوط قرمزی تعیین شود و هر‌کدام از زوجین متعهد شوند که هیچ‌گاه آن‌ها را زیر پا نخواهند گذاشت. توهین به عقاید و مقدسات دینی، تهمت به پاک‌دامنی زن و خیانت مرد، حفظ حرمت بزرگ‌ترها، مخصوصاً پدر و مادر همسر، دوری از آسیب و صدمات بدنی و جسمی، ازجمله مواردی است که می‌تواند بخشی از خطوط قرمزی باشد که در تعهدی طرفینی یا تعهدی وجدانی توسط هرکدام از زوجین قرار می‌گیرد. علاوه بر این‌ها، حساسیت‌های فوق‌العاده همسر، درباره یک سخن یا یک رفتار نیز می‌تواند خط قرمزی باشد که شکستن آن کانون روابط زناشویی را دچار آسیب می‌کند.

نکته دوم: شناختن ضعف‌های اخلاقی خود و خانواده

به‌طورمعمول بسیاری از انسان‌ها یک یا چند ضعف اخلاقی دارند که ممکن است از ناحیه آن ضعف، به استحکام روابط خانوادگی‌شان آسیب وارد شود. به‌عنوان‌مثال افرادی که زود عصبانی می‌شوند، احساس حقارت می‌کنند، بدبین یا بددهن هستند، در شرایط چالشی زندگی این ضعف‌ها بروز پیدا می‌کند و ممکن است رفتار یا سخنی از آن‌ها صادر شود که جبران آن دشوار یا غیرممکن باشد. شناخت ضعف‌های اخلاقی و شناخت دامنه آثار مخرب احتمالی آن و تلاش برای رفع آن‌ها، می‌تواند از عواقب سوء آن‌ها در شرایط نامتعارف و چالشی زندگی جلوگیری کند.

نکته سوم: اندیشیدن به عواقب سخن و رفتار

روشن است که برخی حرف‌ها یا رفتارها ممکن است اثری پایدار و ناخوشایند بر روح و روان زوجین وارد آورد به‌طوری‌که سال‌ها از رفتار یا سخن همسر خود آزرده‌خاطر بوده و عاملی برای فاصله افتادن بین او و همسرش شود؛ بنابراین در دعواهای زن‌و‌شوهری باید به عواقب و پیامدهای هر سخن و رفتاری اندیشیده شود. به تعبیر عرفی نباید همه پل‌های پشت سر خود را خراب کنند تا جایی که امکان بازگشت وجود نداشته باشد.

نکته چهارم: دوری از جروبحث

زوجین آستانه تحمل خود را بالا ببرند و در کارها و رفتارهای همسرشان با تسامح و تساهل رفتار کنند تا تعارض رخ نداده و ادامه پیدا نکند. حتی اختلافات فکری یا درخواست‌های طرفینی نیز نباید آن‌ها را به مشاجره بکشاند. تنها باید با یکدیگر گفت‌وگو کنند و دلایل را ارائه دهند و به دنبال راه‌حل باشند. امام هادى علیه‌السلام می‌فرماید:

 «مجادله کردن، دوستى دیرین را از بین می‌برد و پیوند استوار را از هم می‌گسلد و کمترین چیزى که در مجادله هست، چیره‌جویى است و چیره‌جویى، خود عامل اصلى قطع رابطه هست.» (1)

نکته پنجم: کنترل خشم

شاید بتواند ادعا کرد بخش زیادی از خسارات جبران‌ناپذیری که در گفت‌وگوهای چالشی زن و شوهر اتفاق می‌افتد به جهت عدم کنترل و مدیریت خشم است. از همین است که «کظم غیظ»، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین صفات پرهیزکاران در آموزه‌های دینی مطرح شده است؛ بنابراین یکی از کارهای لازم زوجین، تلاش برای مدیریت و کنترل خشم و غضب است. دراین‌باره توجه به تکنیک‌های ذیل توصیه می‌شود:

الف: شناخت سطح خشم

برخی افراد به علت ترس یا ضعف نفسانی، در عمل خشم و غضب چندانی ندارند، برخی افراد نیز پرخاشگر و تندمزاج محسوب می‌شوند و در هر موقعیتی و به هر علتی ممکن است خشمگین شوند و نتوانند خشم خود را کنترل کنند. در این میان افرادی نیز هستند که متعادل محسوب می‌شوند یعنی خشم دارند و البته بر خشم خود کنترل دارند و در مواقع لزوم بر اساس معیارهای اخلاقی از آن استفاده می‌کنند. اینکه هرکدام از زوجین تشخیص دهند در کدام دسته قرار دارند، قدم اول برای مصون ماندن از آسیب‌ها و حتی فواید آن است.

ب: شناخت عامل خشم

خشم هرگز بدون دلیل نبوده، اما این دلیل به‌ندرت موجّه و مورد قبول است. (2) گاهی علت خشم یک ضعف یا رذیله اخلاقی است مانند حسد، کینه، لجاجت، سوءظن و طمع و یا ضعف نفسانی و احساس حقارت که در این موارد باید به رفع رذیله اخلاقی پرداخت.

 از دیگر علل بروز خشم این موارد است: تحقیر شدن یا مورد تبعیض واقع شدن، فریب‌کاری، عهدشکنی، رفتارحاکی از بی‌توجهی، تجاوز بدنی یا کلامی، پیش‌داوری. (3) بعد از تشخیص عامل خشم باید بر اساس نوع عامل باید به مدیریت و کنترل آن پرداخت.

ج: یادآوری عواقب دنیوی و اخروی خشم

خشم و غضب راه شیطان را به‌سوی انسان باز و به او نزدیک می‌سازد، زیرا ایمان و عقل که دو مانع قوی در برابر هجمه‌های شیطان هستند به هنگام غضب، ضعیف و ناتوان می‌شوند و موانع از سر راه شیطان برداشته می‌شود. به همین دلیل به‌آسانی در انسان نفوذ می‌کند.

نکته ششم: پرهیز از شک

همسران باید تلاش کنند که از روی گمان حرف و سخنی را در رابطه با همسر خود نپذیرند و در ذهن خود نبرند و بر طریق ظن و گمان‌ها حرف نزنند و قضاوت نکنند. در قرآن کریم آمده است:

 «و بیشتر آن‌ها، جز از گمان (و پندارهای بی‌اساس)، پیروی نمی‌کنند؛ (درحالی‌که) گمان، هرگز انسان را از حق بی‌نیاز نمی‌سازد (و به‌حق نمی‌رساند)! به‌یقین، خداوند ازآنچه انجام می‌دهند، آگاه است.» (4)

 همچنین فرموده است:

 «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید، چراکه بعضی از گمان‌ها گناه است و هرگز (در کار دیگران) تجسس نکنید و هیچ‌یک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به‌یقین) همه شما از این امر کراهت دارید؛ تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است.» (5)

 در همین رابطه لازم است:

برای هر سخنی، حجت شرعی داشته باشند؛ در ارزیابی کلام همسر احساسی عمل نکنند، بلکه ملاک و معیار خوب داشته باشند؛

در هر امری قبل از آنکه برخورد منفی یا سلبی داشته باشند ابتدا دلایل همسر خود را بشنوند؛

قبل از هر انتقاد، تحلیل و بررسی درباره انتقاد خود داشته باشند.

نکته هفتم: حق پذیر بودن و لجبازی نکردن

ممکن است یکی از زوجین رفتار حقی در همسر خود ببیند و یا رفتار ناحقی را در رفتار خود تشخیص ‌دهد، ولی لج بازی مانع پذیرش حق و تمکین به آن ‌شود. دراین‌باره توجه شود که لج بازی صفتی زشت و مورد نهی دین است. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرموده است:

 «لجاجت جنگ‌ها به بار می‌آورد و دل‌ها را کینه ور می‌سازد.» (6)

نکته هشتم: پرهیز از طعنه و تحقیر همسر یا خانواده او

در هنگام گفت‌وگوی چالشی نباید همسران یکدیگر را تحقیر کنند یا طعنه زنند. اگر فرد چنین وظیفه‌ای در قبال دیگران دارد به‌طریق‌اولی نسبت به همسر خود که حق بیشتری بر او داشته و وظیفه دارد از طعنه و تحقیر او پرهیز کند. در قرآن کریم تأکید شده است که اگرچه فرد از رفتار همسر خود کراهت دارد، ولی این نباید سبب شود با او به‌صورت ناشایست برخورد کند. فرموده است:

 «با آنان، به‌طور شایسته رفتار کنید و اگرچه از آن‌ها، کراهت داشتید.» (7)

نکته نهم: ممنوعیت کناره‌گیری

کناره‌گیری و قهر زن و شوهر مورد نهی آیات و روایات قرار گرفته است. در مورد کناره‌گیری شوهر در سوره مبارکه نساء آمده است:

 «شما هرگز نمی‌توانید (ازنظر محبت قلبی) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هرچند کوشش نمایید! ولی تمایل خود را به‌کلی متوجه یک‌طرف نسازید که دیگری را به‌صورت زنی که شوهرش را ازدست‌داده درآورید! و اگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است.» (8)

 عبارت «فَلا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَهِ،» گویای این نکته است که نباید شوهر به دلیل برخی مسائل (در اینجا وجود همسر دوم) از همسر خود کناره‌گیری کند.

نکته دهم: تغافل داشتن

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام درباره نقش پراهمیت تغافل در زندگی می‌فرمایند: «کسی که تغافل نکند و چشم خود را بر بسیاری از امور نبندد، زندگانی تلخی خواهد داشت.» (9)

 روایت نشان می‌دهد یکی از عوامل تلخ‌کامی در زندگی و فاصله افتادن بین زن و شوهر، به رخ کشیدن هرگونه خطا و کوتاهی همسر است؛ بنابراین لازم است هرکدام از زوجین خطای دیگری را به روی خود نیاورد و از کنار آن کریمانه رد شود.

نتیجه:

برای حفظ سلامت زندگی زناشویی در شرایط چالش‌برانگیز مانند دعواهای زن‌وشوهری، لازم است ابتدا با تعیین و پایبندی به «خطوط قرمز» (مانند عدم توهین به خانواده) و شناخت ضعف‌های اخلاقی خود و همسر، از آسیب‌های جبران‌ناپذیر پیشگیری شود. همچنین باید پیش از هر سخنی به عواقب آن اندیشیده شود، از بحث‌وجدل پرهیز شود و خشم، با شناخت ریشه‌ها و یادآوری عواقب دنیوی و اخروی آن مدیریت شود. همچنین پرهیز از قضاوت بر پایه گمان و شک، خودداری از لجبازی و طعنه، اجتناب از کناره‌گیری از همسر و درنهایت تمرین «تغافل» (نادیده گرفتن عمدی خطاهای کوچک)، از روش‌های کلیدی هستند که می‌توانند کانون خانواده را حتی در سخت‌ترین لحظات محکم نگه ‌دارند.

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. سالاری، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روان‌شناسی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1398.

2. شعاع کاظمی، مهرانگیز، ارتباط و تأثیر آن بر سلامت خانواده، «معرفت». 1384، ش 91، ص 10.

پی‌نوشت‌ها:

1. «المِراءُ یُفسِدُ الصَّداقَهَ القَدیمَهَ و یَحلُلُ العُقدَهَ الوَثیقَهَ و أقلُّ ما فیهِ أن تَکونَ فیهِ المُغالَبهُ و المُغالَبهُ اُسُّ أسبابِ القَطیعَهِ.» دیلمی، حسن بن محمد، اعلام الدین فی صفات المومنین، قم، موسسه آل البیت علیهم‌السلام، 1408 ق، ص 311.

2. گلمن، دانیل، هوش عاطفى، ترجمه حمیدرضا بلوچ، تهران، جیحون، 1379، ص 101.

3. خنیفر، حسین؛ پورحسینی، مژده، مهارت‌های زندگی، قم، مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران،1390، ص 262.

4. «وَمَا یتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا یغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِمَا یفْعَلُون.» سوره یونس، آیه 36.

5. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ.» سوره حجرات، آیه 12.

6. «اللجاجُ یَنتِجُ الحروب وَ یُوغِرُ القُلوب.» محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، 1377، ح ۵۶۶۲.

7. «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیئًا وَیجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیرًا کَثِیرًا.» سوره نساء، آیه 19.

8. «وَلَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَینَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَهِ وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُورًا رَحِیمًا.» سوره نساء، آیه 129.

9. «مَن لم یَتَغافَلْ و لا یَغُضَّ عن کثیرٍ مِن الاُمورِ تَنَغَّصَت عِیشَتُهُ.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح 10375.

راهکارهای تقویت عفت جنسی در فرزندان
پرورش عفت جنسی فرزندان با پیشگیری از تحریک، تقویت دین‌داری و حیا، شکل‌دهی هویت فطری و پیشگیری از نابهنجاری، از راه مراقبت و آموزش هدفمند انجام می‌شود.

پرسش:

با توجه به تأکید امامان معصوم علیهم السلام بر عفت جنسی، برای ایجاد و تقویت عفت جنسی در فرزندانمان، چه کارهایی می‌توانیم انجام دهیم؟

پاسخ:

در جامعۀ امروز که ارزش‌های اخلاقی با چالش‌های گوناگونی مواجه است، تربیت فرزندانی عفیف و پاک آرزوی هر پدر و مادر متدین و آگاهی است. در این نوشتار می‌کوشیم با بیانی ساده و کاربردی، اقدامات اساسی و راهکارهایی عملیاتی برای تقویت عفت جنسی در فرزندان ارائه دهیم تا والدین بتوانند با به‌کاربردن این رهنمودها، ضمن محافظت از فرزندان خود در برابر آسیب‌ها، نسلی پاک و بافضیلت تربیت کنند.

بخش اول: اصول رشد و تقویت عفت جنسی

برای ایجاد و تقویت عفت جنسی در فرزندان می‌توان چند اصل کلی اارئه داد که بر تمام فعالیت‌ها و اقدامات تربیتی والدین حاکم است؛ به طوری که در همۀ مراحل و شرایط و نیز اقدامات تربیتی مرتبط با عفت جنسی به کار گرفته می‌شوند. کاربست این اصول از طریق راهکارها و تکنیک‌های تربیتی، نقشی بنیادین در ایجاد و تقویت عفت جنسی دارد.

نکتۀ اول: اصل پیشگیری از تهییج و تحریک

یکی از اساسی‌ترین راه‌های برون‌رفت از بی‌عفتی مرتبط با غریزۀ جنسی و نیز تقویت و رشد عفت در اخلاق اسلامی، کنترل تحریک‌پذیری و تهییج این غریزه است. اخلاق دینی با شناختی که از غریزه جنسی ارائه می‌دهد و بر آن پافشاری می‌کند، منطقی ویژه درباره این غریزه اعمال می‌کند؛ منطقی که با این تصور که رها‌کردن مسیر ارضای غریزه جنسی موجب سیر‌شدن و بی‌میلی و آسودگی در آن می‌شود، متفاوت است. تأکید در اخلاق دینی بر این است که غریزۀ جنسی غریزه‌ای عمیق، نیرومند و دریاصفت است و هرچه بیشتر اطاعت شود، سرکش‌تر می‌شود (1). بر اساس این نگرش، تحریک و تهییج و آزادی بی‌قید این قوه نه‌تنها سبب اشباع و ارضای درست و بهنجار آن نمی‌شود، بلکه موجب به‌وجودآمدن انحراف‌ها و آسیب‌های بی‌شماری می‌شود؛ ازاین‌رو والدین باید بکوشند تا از هر عامل به‌وجودآورندۀ تحریک و تهییج این غریزه پرهیز کنند.

نکتۀ دوم: اصل شکل‌دهی نقش و هویت جنسی مطابق فطرت

شرایط و اقدامات تربیتی باید به گونه‌ای فراهم شود تا فرزند در مسیر رشد غریزه جنسی، رشدی بهنجار و مطابق با خلقت خود داشته باشد. بر اساس این اصل، تلاش بر این است تا هویت جنسی و نقش‌های جنسیتی فرد بر هم منطبق شود تا فرزند نظر مثبتی به هویت جنسی و نیز نقش‌های جنسیتی خود داشته باشد و رفتارها و کنش‌های مطابق با آنها را به‌خوبی ایفا کند؛ به گونه‌ای که دختر به دختر‌بودن خویش و پسر به پسر‌بودن خود افتخار کنند و نقش‌های مرتبط با آن را به‌خوبی ایفا نمایند و والدین نیز فعالیت‌ها و اقدامات خود را با نقش و هویت جنسی فرزندان انطباق دهند.

نکتۀ سوم: اصل تحکیم دین‌داری برای تقویت عفت جنسی

غریزه جنسی یکی از امیال طبیعی وجود انسان است که به طور طبیعی به مرحله شکوفایی می‌رسد؛ بر همین اساس یکی از مهم‌ترین اصول برای در‌امان‌ماندن از آثار و پیامدهای منفی آن، تقویت خودمهارگری فرزند است که از طریق تحکیم دین‌داری ایجاد می‌شود. درواقع مهم‌ترین عامل در تقویت عفت به‌ویژه عفت جنسی، تقویت اعتقادات دینی و پایبندی به اعتقادات مذهبی است که به شکل نیرویی باطنی و خودمهارگر فرد را از انجام کارهایی برخلاف عقل و شرع باز‌می‌دارد. مذهب و اعتقادات مذهبی مهم‌ترین عامل در تصحیح رفتارهای اخلاقی و ایجاد ضمانت اجرایی برای تحقق آنها هستند.

نکتۀ چهارم: اصل تحکیم و تقویت حیا

حیا در اخلاق اسلامی جایگاه رفیعی دارد؛ به طوری که در رأس مکارم اخلاق قرار می‌گیرد. در تعریف حیا گفته‌اند نیرویی‌ است مهارکننده و نظم‌دهنده که رفتار و افکار انسان را بر اساس شرع و عرف تنظیم می‌کند (2). بر همین اساس تقویت و نهادینه‌کردن عنصر حیا در فرزندان، سبب جلوگیری از بسیاری از آفت‌های غریزه جنسی می‌‌شود. درواقع حیا موجب پدید‌آمدن عفت می‌شود؛ همچنان‌که حضرت علی علیه السلام فرموده است: «نتیجۀ حیا‌داشتن، عفت است» (3). نهادینه‌کردن و تقویت تدریجی این عنصر فرد را از رفتارها، کنش‌ها، تخیلات و اندیشه‌ دربارۀ مسائل جنسی پرهیز می‌دهد و شرایط مناسبی برای تقویت عفت جنسی فراهم می‌کند. انسان باحیا نه‌تنها خود به رفتار، گفتار و اندیشه جنسی دست نمی‌زند، بلکه از دیدن هرزگی و بی‌حیایی‌های دیگران نیز پرهیز می‌کند.

نکتۀ پنجم: اصل پیشگیری از نابهنجاری‌ها و کژکاری غریزه جنسی

مراد از نابهنجاری جنسی در تلقی دینی، هر نوع رفتاری است که برخلاف فطرت و طبیعت این غریزه باشد (4). بنابراین پیشگیری از نابهنجاری جنسی یعنی پیشگیری از هرآنچه برخلاف فطرت این غریزه و برخلاف کمال نهایی آن است. عوامل مختلفی در ایجاد نابهنجاری جنسی دخالت دارند. کودکی که دچار سوءاستفاده جنسی شده است، در بزرگسالی بروز برخی نابهنجاری های جنسی مانند بچه‌بازی و برخی کژکارکردهایی مانند اختلال واژینیسم در او محتمل است. تحقیقات برخی متخصصان بالینی نشان داده است اختلال شخصیت مرزی واکنش پیچیده‌ای به آسیب سوءاستفاده‌شدن جنسی در دوران کودکی است (5). تحقیقات در کشور ما نیز نشان می‌دهد حدودده‌درصد افراد جامعه به اختلالات جنسی مبتلا هستند (6)؛ بنابراین والدین باید مراقبت کنند فرزند آنها دچار اختلالات و کژکاری‌های مرتبط با غریزه جنسی نشود.

بخش دوم: فراهم‌آوردن زمینه‌ها و عوامل تحقق اصول اساسی (راهکارهای عملیاتی)

بعد از شناخت اصول اساسی رشد و تقویت عفت جنسی، باید به راهکارهای عملی تحقق آنها اشاره کرد. این راهکارها در دو دسته جای می‌گیرند که هر کدام دو سطح دارند؛ دستۀ اول راهکارهای ایجابی هستند که از یک‌سو زمینه‌های مناسب رشد عفت جنسی را فراهم می‌کنند و با عنوان «علل اعدادی» مطرح هستند؛ از سوی دیگر عواملی که نقش مستقیمی در تقویت عفت ایفا می‌کنند. دستۀ دوم راهکارهای سلبی هستند که به فعالیت‌های سلبی و ممنوع اشاره دارند؛ این دسته نیز از یک‌سو مربوط به زدودن زمینه‌هایی است که موجب بی‌عفتی می‌شود؛ از سوی دیگر به موانعی اشاره دارد که راه تقویت عفت جنسی را سد می‌کند.

نکتۀ ششم: شناخت انحراف‌های جنسی و راه‌های مقابله با آنها

هر رفتاری که برخلاف فطرت و هدف خلقت غریزه جنسی باشد، انحراف محسوب می‌شود و باید کوشید فرزند از گرفتار‌شدن به انحراف‌های جنسی مصون بماند. روشن است که برای تحقق این مهم، در گام نخست انواع رفتارها و انحراف‌های جنسی شناخته شود تا اولاً بتوان از ابتلای به آنها جلوگیری کرد؛ ثانیاً در صورت بروز بتوان با آنها مقابله نمود. در این قسمت به چند مورد شایع از این نوع انحراف‌ها و اختلال‌ها اشاره می‌کنیم و راهکارهایی برای برون‌رفت از آنها ارائه می‌شود.

 

* هم‌جنس‌بازی: به این معناست که فرد می‌کوشد با هم‌جنس خود به روابط جنسی بپردازد وخود را ارضا کند (7). برای پیشگیری از این اختلال توجه به دو نکته لازم است:

الف) منع از تجربۀ روابط لذت‌بخش جنسی در دوران کودکی از هم‌جنس؛

ب) منع از ایجاد تجربه‌های ناخوشایند از جنس مخالف در دوران خردسالی.

* خود‌ارضایی: خودارضایی یا استمنا آثار منفی بر روان و جسم فرد دارد و مانع تأثیر روش‌های تربیتی می‌شود. از عواملی که در پیشگیری از این بیماری مؤثر است، می‌توان به کنترل نگاه، ایجاد مشغله علمی و فکری، انجام فعالیت‌های پرتحرک، کنترل نوع غذاهای مورد استفاده، نپوشیدن لباس‌های تنگ چسبان و پلاستیکی، کنترل حس لامسه و کنترل ارتباط با محارم اشاره کرد.

* نظربازی: مراد از نظربازی، چشم‌چرانی و نگاه از روی لذت به نامحرم و مظاهر شهوانی است. این عمل نوعی عادت و ارضای جنسی به دنبال دارد (8) و مقدمه‌ای است برای رفتارهای پرخطر. برای پیشگیری از این اختلال منع تماشای محرک‌های جنسی لازم است.

* بچه‌بازی: یعنی نوجوان یا بزرگسال به کودکان تمایل جنسی کنترل‌ناپذیر دارد (9). والدین باید در نوع پوشش کودک دقت داشته باشند و لباس‌های سبب تحریک جنسی این‌گونه افراد را نپوشانند؛ همچنین کودک را در خلوت با افراد اجنبی قرار ندهند.

* تمایل به مفعول واقع‌شدن: از دیگر انحراف‌های جنسی، تمایل به فاعل‌خواهی مردان است. مبدل‌پوشی و آرایش‌های زنانه از جمله نشانه‌های این بیماری است. نوع فعالیت‌هایی که به کودک واگذارمی‌شود، در پیشگیری یا ایجاد این انحراف جنسی تأثیرگذار است.

* تبرج و خودنمایی زنان: از دیگر نابهنجاری‌های جنسی است که در آن برخی زنان با خودنمایی و جلوه‌نمایی می‌کوشند توجه مردان را به خود جلب کنند و با این عمل به ارضای جنسی خود می‌پردازند (10)، پوشیدن لباس‌های تنگ و رنگارنگ، برهنه‌کردن قسمت‌هایی از بدن مانند پا، دست‌ها، گوش‌ها و گردن، به شکل عروسک‌درآوردن کودکان دختر و ...، از نشانه‌های این بیماری است. نهادینه‌کردن ارزش‌ها و اعتقادات دینی به‌ویژه عنصر حیا و عفت در دختران برای دور‌کردن از این اختلال مؤثر است.

* عورت‌نمایی: عورت‌نمایی از انحراف‌های جنسی میان مردان است. از جمله ویژگی‌های تشخیصی این انحراف، خیال‌پردازی‌های برانگیزندۀ جنسی شدید، رفتارهای جنسی مانند کشف عورت در انظار عمومی، بازی‌کردن با آلت در اماکن عمومی و پوشیدن شلوارهای دارای فاق کوتاه است (11). والدین باید بکوشند از هرگونه کشف عورت کودک، نگاه به آن و بازی با آن خودداری کنند.

نکتۀ هفتم: مراقبت ذهنی

حالت‌های روحی و روانی والدین در هنگام انعقاد نطفه به لحاظ زمینه‌سازی برای تربیت و تقویت عفت جنسی اثر دارد. در برخی روایات از آمیزش با همسر درحالی‌که میل و شهوت زن دیگری در ذهن مرد است، منع شده و آمیزش در این حالت را موجب اختلال در جنسیت و حافظۀ نوزاد دانسته‌اند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می‌فرمایند: «با شهوت زن دیگری با همسرت جماع مکن؛ چون ممکن است دارای فرزندی شوی که زن‌صفت، ماده‌صفت و تباه‌مغز باشد» (12).

نکتۀ هشتم: جدایی مکان

درحالی‌که کودکی در اتاق باشد، مرد نباید با همسرش آمیزش داشته باشد. به نظر می‌رسد نه‌تنها نباید کودکان آمیزش والدین را ببینند، بلکه در مکان آمیزش نیز نباید حضور داشته باشند. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «پیامبر الهی صلی الله علیه و آله فرمود: به خدا سوگند، اگر مردی با همسرش آمیزش کند و در اتاق طفل بیداری باشد که آن دو را در حال جماع مشاهده نماید و سخنانشان و حتی صدای نفس‌کشیدنشان را بشنود، آن کودک هرگز موفق نخواهد بود؛ و اگر پسر باشد یا دختر، سرانجام آلوده به زنا خواهد شد» (13).

نکتۀ نهم: سازگاری و سازش

اختلاف و ناسازگاری والدین موجب اضطراب روحی در فرزندان می‌شود. تحقیقات بر رفتارهای چندهزار نفر از نوجوانان بزهکار، نشان می‌دهد در خانواده‌هایی که سازش پدر و مادر کمتر است، درصد انحراف و بزهکاری فرزندان بیشتراست (14)؛ در برخی موارد عادت به خودارضایی در پسران و دوستی دختران با پسران به دلیل تسکین اضطراب‌ها و ناراحتی‌های روحی و روانی است که بر اثر ناسازگاری والدین در منزل ایجاد شده است (15). پرهیز از اختلاف و ناسازگاری و ایجاد فضایی امن و پیوند عاطفی محکم والدین با یکدیگر یکی از عوامل دوری فرزندان از انحرافات و اختلالات جنسی است.

نکتۀ دهم: کنترل دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها و خواندنی‌ها

گفته شد یکی از اصول اساسی در عفت جنسی، جلوگیری از تحریک و تهییج این غریزه است. از سوی دیگر، از جمله مهم‌ترین عوامل تحریک غریزۀ جنسی، کنترل‌نکردن چشم و گوش است. همچنین خواندن رمان‌ها، داستان‌ها و طنزهای جنسی و محرک موجب تحریک می‌شود؛ بنابراین لازم است والدین مداوم و مستمر از آنچه فرزندشان می‌بیند یا می‌شنود یا می‌خواند، کنترل لازم را داشته باشند. امرزوه به دلیل فروان‌شدن استفاده از گوشی‌های هوشمند، انواع و اقسام تصاویر، فیلم‌ها، موسیقی‌ها و داستان‌های جنسی در دسترس کودکان و نوجوانان است که باید والدین کنترل همۀ آنها را در برنامۀ خود داشته باشند. ایجاد انضباط در استفاده از فضای مجازی و به طور کلی آنچه مربوط به دیدن، شنیدن و خواندن است باید از سوی والدین کنترل و محدودیت‌هایی برای آن وضع شود.

نکتۀ یازدهم: کنترل خوردنی‌ها و پوشیدنی‌ها

بر اساس اصل پیشگیری از تحریک و تهییج، توجه به دو عامل تغذیه و پوشش در کنترل قوای جنسی و تقویت عفت ضروری است.

تغذیه: نوع مواد غذایی مصرفی می‌تواند بر میزان تحریک‌پذیری غریزۀ جنسی تأثیرگذار باشد؛ بنابراین پرهیز از زیاده‌روی در مصرف غذاها و خوراکی‌های محرک به‌ویژه در دوران نوجوانی و جوانی که این غریزه در حال شکوفایی است، توصیه می‌شود.

پوشش: لباس و نوع پوشش نیز هم برای خود فرد و هم برای دیگران می‌تواند عاملی محرک باشد. انتخاب لباس‌های مناسب، غیرتنگ و متناسب با شئون اخلاقی به کاهش تحریک کمک می‌کند. عادت به پوشش‌های نامناسب و تحریک‌کننده، به‌تدریج می‌تواند حیا را در وجود فرد تضعیف کند و او را به سمت رفتارهای ناهنجار سوق دهد. این مراقبت در مورد پوشش فرزندان، برای دختران حائز اهمیت بیشتری است.

نکتۀ دوازدهم: کنترل حریم محرم و نامحرم

والدین باید دربارۀ رعایت حریم محرم و نامحرم اهتمام داشته باشند، آموزش‌های لازم را به تناسب سن فرزندان به آنها بدهند و از حریم‌شکنی مراقبت کنند. والدین باید بکوشند فرزندشان تجربۀ لذت‌بخش جنسی با جنس مخالف خود را نداشته باشد؛ همچنین افزون بر کنترل معاشرت او با جنس مخالف، محدودیت‌هایی برای او وضع شود؛ از سوی دیگر باید به تناسب سن و رشد قوای جنسی این محدودیت‌ها باید بیشتر و دقیق‌تر شود؛ برای نمونه پوشش دختری که به سن تکلیف رسیده است، در مقابل نامحرم باید با رعایت حدود شرعی باشد یا شوخی دختر و پسری که به سن تمیز رسیده‌اند، کنترل و حریم‌های آن تذکر داده شود. همچنین خلوت با ناهم‌جنس کنترل شود و تجربۀ روابط لذت‌بخش حذف شوند.

 

نکتۀ سیزدهم: تدبیر در پاسخ

پرسیدن پرسش‌هایی مانند اینکه من از کجا آمدم؟ بچه‌ها چطور به دنیا می‌آیند؟ چرا مردها بچه به دنیا نمی‌آورند؟ و ... در سن زیر هفت سال از سوی کودکان شایع است. نوع پاسخ والدین در این‌گونه پرسش‌ها بسیار مهم است. نباید این‌گونه پرسش‌ها بی پاسخ بماند، بلکه با بیان چند جملۀ کوتاه، پاسخی درخور فهم کودک داده شود. همچنین نباید با تندی و خشونت برخورد شود. پاسخ نیز به گونه‌ای باشد که سبب تحریک کودک و موجب کنجکاوی‌های جنسی او نشود (16). رویکرد دینی در پاسخ این‌گونه پرسش‌ها می‌تواند مفید باشد؛ مثلاً تمثیل و تشبیه پیرامون خلقت به کار گرفته شود.

نکتۀ چهاردهم: حساسیت و آموزش مسائل شرعی به تناسب رشد قوای جنسی

کودک از سنی خاص، تفاوت بین بدن زن و مرد را درک می‌کند؛ همچنین هرچه به دوران بلوغ و بزرگ‌سالی نزدیک می‌شود، قوای جنسی او بیشتر اوج می‌گیرد و فعال می‌شوند؛ ازاین‌رو کم‌کم کشش‌های جنسی و میل به جنس مخالف در او اوج می‌گیرد. بنابراین لازم است والدین دربارۀ این مسائل حساسیت لازم را داشته باشند و اقدامات و مراقبت‌هایی انجام دهند. البته مراد این نیست که آشکارا به آموزش‌های جنسی بپردازند، بلکه بایسته است همواره به مسئله آموزش مسائل شرعی و احکام روابط زن و مرد، حجاب و حیا اهتمام داشته باشند و کودک را متوجه وظایف دینی‌اش کنند. همچنین لازم است به تناسب رشد فرزند، به آموزش‌هایی پیرامون خطرها و عواقب اعمال و رفتارهای جنسی در زندگی دنیا و آخرت پرداخته شود. آموزش‌ها نباید به گونه‌ای باشد که موجب کنجکاوی جنسی، تحریک غریزه جنسی و ایجاد دغدغۀ ذهنی جنسی شود.

نکتۀ پانزدهم: کنترل معاشرت با هم‌جنس

روابط و معاشرت فرزند با هم‌جنس خود باید به‌درستی مدیریت شود. عدم کنترل و مدیریت روابط کودک با هم‌جنس خود ممکن است زمینه‌ساز انحراف‌های جنسی شود. کودکان یا نوجوانانی که با هم‌سالان از جنس خود تجربه‌های لذت‌بخشی دارند، ممکن است در بزرگسالی نیز بخواهند همان تجربه‌ها را تکرار کنند. این افراد حتی پس از ازدواج نیز تمایل دارند با همسر خود به شیوه‌ای جمع شوند که به کودک هم‌جنس خود در دوران کودکی نزدیک می‌شده‌اند (17).

نکتۀ شانزدهم: جداسازی بسترها

وقتی فرزندان به هفت تا ده‌سالگی رسیدند، باید بستر آنها از یکدیگر شود. مراد از جداسازی، جداکردن بستر پسر از دختر نیست، بلکه به مطلق جداسازی بستر کودکان اشاره شده است؛ بنابراین جداسازی بستر پسر از پسر و دختر از دختر را هم دربر می‌گیرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می‌فرمایند: «بسترهای پسر و پسر، دختر و دختر و پسر و دختر را از ده‌سالگی از هم جدا کنید» (18). اختلافی دراین روایات دربارۀ زمان جدایی بستر کودکان وجود دارد؛ با این وجود در برخی روایات شش‌سالگی، در برخی هفت‌سالگی و در برخی ده‌سالگی زمان جدایی بستر فرزندان از یکدیگر قرار داده شده است. شاید سرچشمۀ این اختلاف‌ها، در‌نظرگرفتن شرایط کودکان به لحاظ تحریک‌پذیری جنسی باشد.

نکتۀ هفدهم: تمایز در فعالیت‌ها

تفکیک فعالیت‌ها و امور مرتبط با کودکان بر اساس جنسیت آنها می‌تواند زمینه مناسبی برای تربیت جنسی مطلوب فراهم آورد. ایجاد تمایز در فعالیت‌ها و شئون مرتبط با جنسیت فرد از جمله دستورات دینی در تربیت جنسی است. امام صادق علیه السلام در جواب فردی که از آراستن با طلا پرسیدند، می‌فرمایند: «آراستن با طلا برای زنان و دختران آری؛ اما برای پسران خیر» (19). برخی از این تمایزات که لازم است والدین و مربیان دربارۀ آنها دقت‌نظر لازم را داشته باشند، عبارت‌اند از:

الف) تمایز در کارها و فعالیت‌ها: نوع کار و فعالیتی که به کودکان واگذار می‌شود، متناسب با جنسیت‌شان باشد.

ب) تمایز در هدیه و اسباب‌بازی: نوع اسباب‌بازی‌ها و هدیه‌هایی که برای کودک خریداری می‌شود، باید به تناسب جنسیت‌اش باشد؛ برای مثال توپ و تفنگ و ماشین اسباب‌بازی پسرانه و عروسک و قابلمه و کاسه اسباب‌بازی دخترانه است.

ج) تمایز در مجالس و محافل: بهتر است برای بردن کودک به مجالسی مانند نماز جماعت و عروسی و مشاهد مشرفه، تناسب جنسیتی رعایت شود؛ از‌این‌رو کودک پسر همراه با مادر و کودک دختر همراه با پدر به این‌گونه مجالس برده نشود.

نکتۀ هجدهم: مادر و دختر، پسر و پدر

بایسته است کارهای مرتبط با دختر بر عهده مادر قرار گیرد و امور و شئونات مرتبط با پسر بر عهدۀ پدر باشد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: «امور دختران را به مادران آنها واگذارید» (20). پدر باید روابط خود را با دختر و مادر با پسر به گونه‌ای منطقی کم کند تا هر کدام از فرزندان با الگوگیری از والد هم‌جنس خود به نقش‌های جنسیتی مرتبط با خلقت خود بپردازند و از جهت عاطفی، شناختی و رفتاری هویت و نقش جنسیتی متناسب با خلقت خود بیابند.

نکتۀ نوزدهم: حیای جنسی والدین

برخی والدین به تصور خردسال‌بودن فرزندان، مسائل مربوط به امور زناشویی را در برابر فرزندانشان رعایت نمی‌کنند؛ درحالی‌که این نوع رفتارها به منزله الگوهای ناهشیار عمل می‌کند و بر عفت جنسی فرزند تأثیرگذار است. کودک هر آنچه را می‌بیند، به خاطر می‌سپارد و در ذهن او نقش می‌بندد. معصومان علیهم السلام به این مسئله بسیار دقت‌نظر داشته‌اند؛ به طوری که امام صادق علیه السلام در روایتی به اهمیت حیای جنسی از زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اشاره می‌کنند و درنهایت می‌فرمایند: «علی بن الحسین علیهم السلام هرگاه می‌خواست با همسرش هم‌بستر شود، درها را می‌بست، پرده‌ها را می‌انداخت و خدمتکاران را بیرون می‌کرد» (21). بوسیدن و درآغوش‌گرفتن یا دیگر موارد معاشقه و ملاعبۀ والدین در حضور کودک یا پوشیدن لباس‌های نیمه‌برهنه و زننده، تصویرهای ذهنی برای کودک ایجاد می‌کند؛ تصویرهایی که ممکن است تا مدت‌های مدیدی پایدار بماند و زمینۀ بی‌عفتی فراهم آید.

نکتۀ بیستم: ستر عورت

پوشاندن عورت در مقابل کودک از دیگر دستورات مورد تأکید برای تقویت عفت جنسی است. باید از هر کاری که موجب کشف عورت والدین و به طریق اولی دیگران برای کودک می‌شود، پرهیز کرد؛ همچنین از بردن کودک به حمام در‌حالی‌که والدین برهنه هستند، پرهیز شود. آموزش‌های جنسی که مستلزم این نوع شناخت‌ها باشند، روا نیستند. همچنین لازم است اعضای جنسی خود کودک نیز پوشانده شوند. بنابراین باید در حضور دیگران و حتی خواهر و برادرهای او عورت کودک پوشیده باشد.

نکتۀ بیست‌و‌یکم: منع کنجکاوی و بازی جنسی

ممکن است کودکان دور از چشمان والدین به کنجکاوی‌های جنسی بپردازند و بازی‌های جنسی انجام دهند؛ برای مثال دور از چشمان والدین لباس یکدیگر را درآورند و با اعضای جنسی یکدیگر بازی کنند. برای پرهیزدادن از چنین رفتارهایی از تنهاگذاشتن کودکان جلوگیری شود. همچنین رفتارها و بازی‌های کودکان غیر‌مستقیم کنترل شود و از بازی‌هایی که جنبه جنسی دارند، منع شوند. در موارد وقوع این‌گونه بازی‌ها نیز با ملایمت، زشت‌بودن این رفتارها توضیح داده شود.

نکتۀ بیست‌و‌دوم: پیشگیری از سوء‌استفادۀ جنسی

تحقیقات نشان می‌دهد بسیاری از نابهنجاری‌های جنسی ریشه در آسیب‌های روحی دارند (22). برخی متخصصان بالینی طبق تحقیقاتی که انجام داده‌اند، معتقدند بسیاری از اختلال‌های جنسی ناشی از چنین آسیب‌هایی است. اختلال شخصیت مرزی واکنش پیچیده‌ای به آسیب سوء‌استفادۀ جنسی در دوران کودکی است (23). همچنین برخی کژکاری‌های جنسی مانند واژینیسم (مقاربت دردناک) گاه ریشه در همین مسئله دارد (24). بنابراین لازم است روابط کودک با غربیه‌ها و حتی آشنایان کنترل گردد و اطلاعاتی کلی دربارۀ چگونگی تعامل با دیگران به فرزند داده شود؛ باید این‌گونه مسائل تحت عناوینی مانند حیا و عفاف توضیح داده شوند. والدین باید به کودکان خود بیاموزند که هیچ‌گاه نباید به کسی اجازه دهند لباس‌شان را درآورد یا با اعضای جنسی‌شان بازی کند.

نکتۀ بیست‌و‌چهارم: منع بوسیدن، در‌آغوش‌گرفتن و بازی با اعضای جنسی

از بوسیدن و درآغوش‌گرفتن کودکان در سنین شش و هفت‌سالگی به بعد باید خودداری شود. امام کاظم علیه السلام می‌فرمایند: «وقتی دختر به شش‌سالگی رسید، جایز نیست مردی که محرم او نیست، او را ببوسد و در آغوش بگیرد» (25)؛ همچنین از بوسیدن لب‌ها و دهان فرزندی که دوران صغارت را پشت سر می‌گذارد، باید پرهیز شود.

نکتۀ بیست‌و‌پنجم: مبدل‌پوشی ممنوع

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمایند: «خدا لعنت کند مردانی را که خود را شبیه زنان می‌کنند و زنانی که خود را شبیه مردان می‌سازند» (26). مبادرت به چنین رفتارهایی، آسیب‌های جنسی را در پی خواهد داشت. به گفته محققان یکی از اختلال‌های جنسی، یادگارپرستی همراه با مبدل‌پوشی است (27). این اختلال در مردان یافت می‌شود؛ به این ترتیب که مرد علاقۀ کنترل‌ناپذیری برای پوشیدن لباس‌های زنانه دارد و از این طریق ارضای جنسی می‌شود. این اختلال اغلب با استمنا و خیال‌پردازی‌های جنسی همراه است (28). روان‌شناسان بالینی معتقدند اغلب افرادی که با این نوع اختلال مواجه می‌شوند، معمولاً مبدل‌پوشی را در دوران کودکی تجربه کرده‌اند (29)؛ بنابراین لازم است والدین از هرگونه مبدل‌پوشی چه از روی تفریح و چه از روی شوخی و برای شادکردن فرزند پرهیز کنند.

نتیجه:

ایجاد و تقویت عفت جنسی در فرزندان، فرایندی تدریجی، هوشمندانه و مستلزم آگاهی، برنامه‌ریزی و عمل هماهنگ والدین است. این مهم با پایبندی به اصول بنیادین پنج‌گانه شامل پیشگیری از تحریک، شکل‌دهی هویت جنسی فطری، تحکیم دینداری، تقویت حیا و پیشگیری از نابهنجاری‌های جنسی آغاز می‌شود. سپس باید به‌کارگیری راهکارهای عملی ایجابی و سلبی در همه ابعاد زندگی محقق شوند؛ از جمله از طریق مراقبت‌های ذهنی والدین در هنگام انعقاد نطفه، سازگاری والدین، مدیریت و کنترل دقیق محتوای شنیدنی‌ها، دیدنی‌ها، خواندنی‌ها، خوردنی‌ها و پوشیدنی‌های محرک، الزام به رعایت حریم‌ محرم و نامحرم، آموزش‌ مسائل شرعی متناسب سن، تدبیر در پاسخ به پرسش‌های جنسی، تفکیک جنسیتی در بستر، در فعالیت‌ها و نقش‌ها و در پوشش، پوشیدگی اعضای جنسی و روابط جنسی و پیشگیری جدی از هرگونه سوءاستفاده، کنجکاوی و بازی جنسی، امکان تحقق اصول پیش‌گفته باید فراهم شود.

برای مطالعۀ بیشتر:

1. روح‌الله شهریاری؛ «الگوی تربیت جنسی با رویکرد اسلامی»؛ فصلنامه تربیت تبلیغی، ش 13 و 14، 1395 ش، ص 5 ـ 38.

2. علی‌نقی فقیهی؛ «خانواده و شیوه‌های تربیت جنسی کودکان، مبتنی بر آموزه‌های اسلامی»؛ فصلنامه تربیت تبلیغی، ش 13 و 14، 1395 ش، ص 39 ـ 62.

پی‌نوشت‌ها:

1. مرتضی مطهری؛ اصول فلسفه و روش رئالیسم؛ چ 17، تهران: صدرا، 1391 ش، ص 107.

2. عباس پسندیده؛ غنچه‌های شرم: نگاهی نو به مفهوم حیا؛ قم: دارالحدیث، 1386 ش، ص 10.

3. «ثمرة الحیاء العفّه» (عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی؛ غررالحکم و درر الکلم؛ مصحح: سیدمهدی رجایی؛ چ 2، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1410 ق، ص ۳۶۱.

4. محمدتقی مصباح یزدی؛ اخلاق در قرآن؛ چ 5، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1391 ش، ج 2، ص 210.

5. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیب‌شناسی روانی؛ مترجم: یحیی سیدمحمدی؛ چ 11، تهران: نشر روان، 1392 ش، ج 2، ص 202.

6. غلامرضا متقی‌فر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ چ 2، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1389 ش، ص 26.

7. غلامرضا متقی‌فر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ ص 205.

8. غلامرضا متقی‌فر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ ص 211.

9. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیب‌شناسی روانی؛ ج 2، ص 7.

10. غلامرضا متقی‌فر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ ص 216.

11. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیب‌شناسی روانی؛ ج 2، ص 13.

12. «لاتُجَامِعِ امْرَأَتَکَ‏ بِشَهْوَهِ امْرَأَهِ غَیْرِکَ فَإِنِّی أَخْشَى إِنْ قُضِیَ بَیْنَکُمَا وَلَدٌ أَنْ یَکُونَ مُخَنَّثاً أَوْ مُؤَنَّثاً مُخَبَّلا» (محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ من لایحضره الفقیه؛ قم: جامعه المدرسین، 1404 ق، ج ‏3، ص 551)

13. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ من لایحضره الفقیه؛ ج 3، ص 551.

14. ابوالقاسم اکبری؛ عوامل ناسازگاری کودک و نوجوان؛ [بی‌جا]: رشد و توسعه، 1384 ش، ص 47.

15. ابوالقاسم اکبری؛ عوامل ناسازگاری کودک و نوجوان؛ ص 47.

16. علی‌نقی فقیهی؛ تربیت جنسی: مبانی، اصول و روش‌ها از منظر قرآن و حدیث؛ چ 5، قم: دارالحدیث، 1391 ش، ص 129.

17. غلامرضا متقی‌فر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ ص 206.

18. محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ بیروت: مؤسسة الوفا، 1404 ق، ج 104، ص 96.

19. «نَعَم النِّساءَ وَالجوارِیَ، وَاما الغُلامانُ فَلا» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج 66، ص 540).

20. «آمرُوا النساءَ فی بَناتِهنَّ» (علی بن حسام‌الدین متقی هندی؛ کنز العمال فی سنن الاقوال والافعال؛ بیروت: مکتبه التراث الاسلامی، 1397 ق، ج 16، ص 309).

21. «کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام إِذَا أَرَادَ أَنْ یَغْشى‏ أَهْلَهُ، أَغْلَقَ الْبَابَ، وَ أَرْخَى السُّتُورَ، وَ أَخْرَجَ الْخَدَمة» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج ‏11، ص 142).

22. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیب‌شناسی روانی؛ ج 2، ص 202.

23. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیب‌شناسی روانی؛ ج 2، ص 202.

راه های پیشگیری از افکار منفی و خطورات نفسانی
بر پایهٔ روایات و آموزه‌های اخلاقی، پیشگیری از افکار باطل با تقویت یاد خدا و عبادات و نیز کنترل حواس و پرهیز از آلودگی‌های ظاهری و باطنی تحقق می‌یابد.

پرسش:

گاهی اوقات هیچ فکر منفی سراغم نمی‌آید و از این بابت خیلی خوشحال هستم. دوست دارم این حالت ادامه داشته باشد. به نظر شما چه راه‌هایی برای پیشگیری از مبتلا شدن به افکار منفی وجود دارد؟ 

پاسخ:

یکى از کارهای لازم برای تعالی اخلاقی، تسلّط بر هوس ‌بازی خیال است و گرنه هجوم افکار منفی و اسارت در آن، مجالى براى پیشرفت اخلاقی و پیمودن صراط قرب نمی‌دهد و تمام نیروها و استعدادها را در وجود انسان، باطل و ضایع مى‏گرداند. از همین‌رو یکی از ضرورت‌هایی که سالکان راه عبودیّت بر آن تأکید دارند و خود نیز به آن اهتمام داشته‌اند، این است که باید بر قوّه متخیّله خویش ولایت و ربوبیّت پیدا ‏کنند و آن را بَرده و مطیع خویش ‏سازند. برای آنکه بتوان از اسارت هوس‌های شیطانی خیال رها شده و در عوض واردات الهی و نیک جایگزین آن شود، دو سطح از اقدامات شامل سلبی و ایجابی قابل ارائه است که در ادامه اشاره می‌شود.

نکته اول: راه‌های پیشگیری از افکار منفی در سطح سلبی

منظور از سطح سلبی، مجموعه اقداماتی است که حیث منفی و پرهیزمدارانه دارند و در حقیقت اشاره به برطرف کردن، زدودن یا ترک کردن زمینه‌ها و عواملی است که موجب پدید آمدن افکار منفی می‌شوند. فاعل اخلاقی برای آنکه بتواند از ابتلای به افکار منفی پیشگیری کند در یک مرحله باید عواملی که موجب پدید آمدن آن‌ها می‌شوند را شناسایی و از آن‌ها پرهیز کند. روش‌های متنوعی در این سطح می‌توان توصیه نمود که برخی از آن‌ها به‌تناسب افراد و ویژگی‌های شخصیتی آن‌ها، متفاوت است. همین‌طور گاهی وابسته به شرایط زمانی و مکانی است. در ادامه به برخی از روش‌های سلبی اشاره می‌شود.

1. تصفیه ظاهر و باطن

یکی از محققانی که به بحث نفی خواطر اهتمام ویژه‌ای داشته است و با بهره‌گیری از مبانی حکمی و قرآنی، دستورالعمل‌های ویژه‌ای مطرح و توصیه نموده است صدرالمتالهین شیرازی است. در بحث نفی خواطر او معتقد است راه مقابله با وسوسه‌ها و استیلای وهم به افکار باطل و خیالات فاسد، بهره‌گیری از شرع است. او با تقسیم شریعت به ظاهری و باطنی معتقد می‌شود سالک باید به طهارت ظاهر و تهذیب آن از خبائث و نجاسات جسمانی و ترک لذات همت کند تا تاریکی‌های تحت سیاست بدن اصلاح شوند. در بُعد شریعت باطنی نیز صدرا معتقد می‌شود تهذیب باطن از فحشا و تاریکی‌های باطنی و تصفیه آن از صفات شهویه ازجمله وظایف سالک است. (1) صدرالمتالهین همچنین طهارت ظاهری را مقدم بر طهارت باطنی می‌داند. (2)

2. عدم استمرار و پرهیز از بقای اختیاری

چنانکه برخی محققان گفته‌اند گاهی بدون اختیار، خیالات باطل به ذهن وارد می‌شود. (3) یکی از کارهایی که در این مواقع شایسته است انجام شود این است که وقتی فرد اسیر افکار منفی شد باید سعی کند به طریقی جلوی ترتیب اثر دادن آن‌ها را بگیرد؛ یعنی تلاش کند از استمرار آن جلوگیری کند. بالاخره هرچند وارد شدن افکار دست‌کم گاهی بی‌اختیار است، اما بقا و استمرار آن و مخصوصاً ترتیب اثر دادن به آن‌ها در اختیار انسان است؛ از همین جهت بایسته است با به‌کارگیری فن‌هایی از استمرار و اسارت افکار باطل جلوگیری شود. یکی از توصیه‌هایی که در منابع روایی برای این کار شده است استعاذه است. (4)

3. ریاضت قوای ظاهری

به اعتقاد برخی محققان، سبب وارد شدن خاطره‌ها، یا امری است بیرونی و یا امری باطنی است. عامل بیرونی مواردی را شامل می‌شود که از طریق شنیدن یا دیدن حاصل می‌شود و سپس اندیشه فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. (5) بدین‌جهت کنترل قوای ظاهری و مخصوصاً شنیدنی‌ها و دیدنی‌ها به‌عنوان یکی از راه‌های سلبی جلوگیری از ورود افکار منفی به ذهن شمرده می‌شود. از همین جهت است که صدرالمتالهین معتقد می‌شود ریاضت فکری یکی از ضرورت‌های سلوک است. (6) ریاضت قوای ظاهری تلاشی است برای کنترل و پرهیز‌مداری در قوای ظاهری تا با کنترل آن‌ها بتوان از اسارت در خیالات باطل مصون ماند.

 

نکته دوم: راه‌های پیشگیری از افکار منفی در سطح ایجابی

در کنار رویکرد سلبی که به پرهیز‌مداری اشاره دارد، می‌توان از رویکرد ایجابی نیز سخن گفت. منظور از سطح ایجابی مجموعه اقدامات مثبت و بایدها است و در حقیقت اشاره به شناسایی عوامل و زمینه‌ها دارد. در این رویکرد عامل اخلاقی با انجام افعال و دستورالعمل‌های ویژه و استمرار بخشیدن به آن‌ها، می‌تواند به ضبط و مهار ذهن دست‌یافته، افکار و واردات مثبت را تجربه کند و از این طریق از ابتلای به افکار منفی مصون بماند. در ادامه به برخی از روش‌هایی که در این سطح قابل توصیه است اشاره می‌شود.

1. اهتمام به عبادات شرعیه

بسیاری از اهل معرفت و سلوک بر انجام اعمال عبادی به‌مثابه یکی از بهترین روش‌ها بر تسلط بر قوای فکری و ذهنی تأکید نموده‌اند. به اعتقاد آن‌ها براى کسب پیروزى در این راه، هیچ ‌وسیله‌ای مانند عبادت که اساسش توجه به خدای متعال است، مؤثر نیست. امام خمینی (ره) یکی از اسرار بزرگ عبادات شرعیه را قوت روح و تسلط بر ذهن می‌داند و می‌افزاید به‌وسیله عبادات شرعیه بدن و قوای آن تابع و منقاد روح گردیده و اراده نفس در آن‌ها کارکن شود و ملکوت نفس بر ملک غالب شود. (7) ریاضت‌کشانی که از راه‌های دیگر وارد می‌شوند ممکن است با مهمل گذاشتن زندگى و ستم بر بدن و تحمیل محرومیت‌ها، اندکى بدان دست یابند، ولى آنچه مورد تأکید دین و اهل معرفت و سلوک است راه عبادت است، بدون آنکه نیازى به آن کارهاى ناروا باشد. توجّه دل به خدا و تذکر این حقیقت که در برابر خالق و مدبر هستی قرار گرفته است، زمینه تجمّع خاطر و تمرکز ذهن را فراهم می‌کند و او را از افکار باطل و منفی دور می‌سازد.

 بوعلی سینا در نمط نهم اشارات پس از تشریح عبادت افراد عوام که تنها براى مزد انجام می‌دهد به عبادت‌های مقرون به معرفت اشاره نموده و درباره آثار آن می‌گوید:

«عبادت ازنظر اهل معرفت، ورزش همت‌ها و قواى وهمیه و خیالیه است که در اثر تکرار و عادت دادن به حضور در محضر حق، همواره آن‌ها را از توجّه به مسائل مربوط به طبیعت و مادّه به‌سوى تصورات ملکوتى بکشاند و درنتیجه، این قوا تسلیم «سرضمیر» و فطرت خداجویى انسان گردند و مطیع او شوند به حدّى که هر وقت اراده کند که در پى جلب جلوه حق برآید، این قوا در جهت خلاف فعّالیّت نکنند و کشمکش درونى میان دو میل علوى و سفلى ایجاد نشود و «سرباطن» بدون مزاحمت این‌ها از باطن کسب اشراق کند.» (8)

2. بهره‌گیری از اذکار مأثور

ذکر برای در امان ماندن از هجوم بی‌امان اندیشه‌های باطل و بهره‌مندی از افکار نیک، بهترین حربه و نیز وسیله است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره اهمیت ذکر در حفظ انسان از امور باطل می‌فرماید:

 «یاد خدا سرمایه هر مؤمن و سودش رهایی از شیطان است.» (9)

 از همین جهت یکی از راه‌هایی که در منابع روایی در هنگام مواجهه با افکار باطل به آن توصیه شده است استفاده از برخی اذکار ویژه است. بنابر برخی روایات گفتن اذکار «لاحول و لاقوه الا بالله العلیّ العظیم» (10) و همچنین گفتن ذکر شریف «لا اله الا الله» توصیه شده است. (11) همچنین در روایت دیگری رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله توصیه به گفتن روزی صدمرتبه ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم،» نموده است و یکی از آثار آن را دوری از غم دانسته‌اند. (12) غم مصداقی از افکار منفی و باطل می‌تواند باشد که روح و روان فرد را می‌آزارد و باعث ایجاد غم و اندوه می‌شود.

3. اشتغال ذهنی و فکری

به اعتقاد شهید مطهری نفس انسان به‌گونه‌ای است که همیشه باید او را مشغول داشت یعنی همیشه باید یک کاری داشته باشد که او را متمرکز کند و وادار به آن کار نماید و الا اگر شما به او کار نداشته باشی او شما را به آنچه دلش می‌خواهد وادار می‌کند و آن‌وقت است که دریچه خیال به روی انسان باز می‌شود... و همین خیالات است که انسان را از داشتن تمرکز ذهن و فکر دور می‌کند، اما برعکس وقتی انسان یک کار دارد، آن کار وشغل او را به سمت خود می‌کشد و جذب می‌کند و به او مجال برای فکر و خیال باطل نمی‌دهد. (13) به این حقیقت در روایات اشاره شده است. در روایتی امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرموده است:

 «اگر تو نفس را به کاری مشغول نکنی، او تو را به خودش مشغول می‌کند.» (14). مولوی در بیان زیبایی این حقیقت را این‌گونه بیان نموده است:

می‌گریزد ضدها از ضدها - شب گریزد چون بر افروز ضیاء

چون درآید نام پاک اندر دهان - نی پلیدی ماند و نی آن دهان (15)

4. دعا و توسل

یکی از راه‌های در امان ماندن از بسیاری از آفات و گناهان و مخصوصاً افکار و خیالات باطل و فاسد، دعا و استعانت از خدای متعال است. در روایتی حضرت سجاد علیه‌السلام از وسوسه‌های نفس به خدای متعال شکوه نموده و عرض می‌کند:

«شکوه می‌کنم به‌سوی تو ای خدای من ... از وسوسه‌های نفس.» (16) همچنین در روایتی حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرموده است:

 «وقتی یکی از شما گرفتار وسوسه شیطان شد، به خدای متعال استعاذه کند و بگوید: "آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ مُخْلِصاً لَهُ اَلدِّینَ".» (17)

5. تلاوت قرآن

حضرت سجاد علیه‌السلام در بیان زیبایی درباره اثر قرآن بر دوری انسان از اندیشه‌های بدی که ممکن است بر سلامت باطن انسان آسیب برسانند گفته است:

 «خدایا برمحمد و آل خود درود فرست و پیوسته با قرآن ظاهر ما را اصلاح کن و خطرات وسوسه‌ها و اندیشه‌های بد را از زیان‌رسانی به سلامت باطن ما بازدار.» (18)

 در همین رابطه برخی محققان توصیه به تلاوت آیه سخره (19) نموده‌اند. مرحوم حسن‌زاده آملی معتقد است تأثیر آیه سخره در صفای قلب، اطمینان نفس و نفی خواطر و نیز زدودن شک و وسواس، یقینی است و دستور آن از حضرت وصی است. (20) ملاصالح مازندرانی در شرح اصول کافی می‌گوید: بنابر حدیث، قرائت آیه سخره، هفتاد مرتبه موجب صفا و اطمینان قلب شده و رفع شک و وسوسه می‌کند. (21)

6. افزایش و تعمیق معرفت

شناخت عمیق و معرفت دقیق درباره حضرت حق و او را حاضر و ناظر دانستن و همچنین شناخت دقیق و عمیق نفس و قوای آن و همچنین شناخت ضعف‌های شخصیتی می‌تواند فرد را جهت دور ماندن از افکار منفی یاری دهد. صدرالمتالهین پس از بیان انواع واردات ذهنی و بیان شباهت‌های خواطر شیطانی و ملکی می‌گوید دلیل نفوذ آفات بر قلب، ضعف علم به نفس و باقی ماندن هواهای نفسانی در قلب آدمی است. (22)

نتیجه:

با بررسی منابع روایی و توصیه‌های بزرگان معرفت و سلوک می‌توان دو سطح از راهکارهای ایجابی و سلبی را جهت پیشگیری از افکار و خیالات باطل ارائه نمود. در سطح ایجابی راهکارهایی مانند استمداد از ذکرهای مأثور مانند ذکر شریف «لا اله الا الله» و «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم،» اهتمام به عبادات شرعیه، ایجاد اشتغال ذهنی و فکری، دعا و توسل، تلاوت قرآن و افزایش و تعمیق معرفت را می‌توان ذکر نمود و در سطح سلبی روش‌هایی مانند ریاضت دادن به قوای ظاهری و کنترل قوای بینایی و شنوایی، پاکی ظاهر از نجاسات و آلودگی‌ها و باطن از فحشا و گناه و پرهیز کردن از بقای اختیاری و ترتیب اثر ندادن به افکار منفی قابل توصیه است.

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. صادقی نیری، رقیه، الهیاری نژاد، مریم، مثبت اندیشی و خوش‌بینی در نهج‌البلاغه، پژوهشنامه نهج‌البلاغه، 1392، ش 1، ص 74-63.

2. اوستین، جول، رهایی از افکار منفی: اندیشه بهتر، زندگی بهتر، ترجمه مریم امامی، تهران، ملینا، 1399.

پی‌نوشت‌ها:

1. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، کسر اصنام جاهلیه، تهران، بنیاد حکمت صدرا، 1381، ص 152-153.

2. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، کسر اصنام جاهلیه، تهران، بنیاد حکمت صدرا، 1381، ص 152-153.

3. نراقی، مهدی بن ابی ذر، جامع السعادات، ترجمه کریم فیضی، قم، قائم آل علی علیه‌السلام، 1396، ج 1، ص 335.

4. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء، 1403 ق، ج 67، ص 39.

5. نراقی، مهدی بن ابی ذر، جامع السعادات، ترجمه کریم فیضی، قم، قائم آل علی علیه‌السلام، 1396، ج 1، ص 335.

6. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، کسر اصنام جاهلیه، تهران، بنیاد حکمت صدرا، 1381، ص 53.

7. امام خمینی سلام‌الله‌علیه، چهل حدیث، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 1386، ص 125.

8. ابن‌سینا، شرح ‌الاشارات و التنبیهات، تصحیح مجتبی زارعی، قم، بوستان کتاب، 1381، ج 2، ص 592.

9. «ذِکرُ اللّه رَأسُ مالِ کلِّ مُؤمِنٍ و رِبحُهُ السلامَهُ مِنَ الشیطانِ.» عبدالواحد بن محمدتمیمی آمدی، غررالحکم و درر الکلم، تصحیح: مهدی رجائى،‏ قم‏، دارالکتاب الإسلامی،1410 ق، ص 188.

10. ابن‌بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)، الامالی، چاپ پنجم، تحقیق: حسین اعلمی، بیروت، موسسه الاعلمی، 1376، ص 543.

11. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق: غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج ۲، ص ۴۲۴.

12. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء، 1403 ق، ج ۹۰، ص ۱۸۶.

13. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، تهران، صدرا، 1387، ج 22، ص 789.

14. «هِیَ نَفْسُکَ إِنْ لَمْ تَشْغَلْهَا شَغَلَتْکَ.» ورام بن ابی فراس، تنبیه الخواطر (مجموعه ورام)، قم، مکتبه الفقیه، 1410 ق، ج 2، ص 134.

15. جلال‌الدین محمد بلخی، مثنوی معنوی مولوی، نسخه الکترونیک، [بی‌جا]، 1394، دفتر سوم.

16. «أَشْکُو إِلَیْکَ یَا إِلَهِی...وَسْوَسَهَ نَفْسِی.» امام سجاد علیه‌السلام، صحیفه سجادیه، ترجمه: عبدالمجید آیتی، تهران، سروش، 1375، دعای 51.

17. «إِذَا وَسْوَسَ اَلشَّیْطَانُ إِلَى أَحَدِکُمْ فَلْیَتَعَوَّذْ بِاللَّهِ وَ لْیَقُلْ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ مُخْلِصاً لَهُ اَلدِّینَ.» طبرسی‏، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، قم، شریف رضی، 1370 ش، ص 377.

18. «اللهمَ صَلِ علی مُحمدٍ وَآله وَادم بِالقرآن صلاح ظاهرنا وَ احجب بِهِ خَطرات الوَساوس عن صِحهِ ضَمائرنا.» امام سجاد علیه‌السلام، همان، دعای 42.

19. آیه سخره به آیات ۵۴، ۵۵ و ۵۶ سوره اعراف اشاره دارد. این آیات به این دلیل «سخره» نامیده شده‌اند که در آن‌ها به تسخیر و مسخر بودن مخلوقات در برابر خداوند اشاره شده است؛ به‌عبارت‌دیگر، این آیات بیان می‌کنند که همه‌چیز، ازجمله خورشید، ماه، ستارگان و... تحت اراده و فرمان الهی هستند.

20. حسن‌زاده آملی، حسن، رساله نور علی نور در ذکر ذاکر و مذکور، چاپ ششم، قم، تشیع، 1371، ص 127؛ همو، هزار و یک نکته، چاپ پنجم، تهران، رجا، 1365، ص 799.

21. مازندرانی، محمدصالح بن احمد، شرح الکافی؛ الاصول والروضه، تهران، المکتبه الاسلامیه، 1382، ص 285.

22. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، مفاتیح الغیب، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، 1363 ش، ص 160.

مدارا در تعلیم و تربیت و بیان معارف عمیق
افراد مختلف توان و ظرفیت متفاوتی دارند؛ در مقام تعلیم و تربیت و در ارائه مطالب و معارف دینی باید رعایت ظرفیت و تحمل افراد را کرد و با افراد ضعیف مدارا کرد.

پرسش:

دوستم زیاد مذهبی نیست و ظرفیت شنیدن برخی مطالب دینی را ندارد اگر آن مطالب را بگویم ایرادی دارد؟(تقیه مداراتی)

پاسخ:

تعلیم معارف دینی و تربیت انسان، قواعد و روش‌هایی دارد که اگر رعایت نشود، نتیجة عکس خواهد داد و باعث می‌شود معارف دینی مورد قبول قرار نگیرند و رشد و تربیت اتفاق نیافتد. ازاین‌رو اهل‌بیت علیهم‌السلام این قواعد را به ما یاد داده‌اند تا با رعایت آنها تعلیم و تربیت صحیح اتفاق بیافتد؛ در ادامه در قالب نکات برخی از این قواعد بیان خواهد شد که مجموع این نکات جواب پاسخ سوال فوق خواهد بود.

نکته اول: ظرفیتهای متفاوت و تکالیف متناسب

انسان‌ها از نظر ظرفیت، استعداد و توان با همدیگر متفاوت هستند و طبیعتاً در یادگیری و تربیت هم متفاوت خواهند بود. اگر این تفاوت‌ها، در مقام تعلیم و تربیت مورد توجه قرار نگیرند، می‌توانند آسیب‌زا باشند.

 قرآن کریم هم بیان می‌کند که در دستگاه الهی به این تفاوت‌ها توجه شده است، ازاین‌رو، میزان تکلیف همه یکسان نیست و تکالیف افراد با یکدیگر متفاوت خواهد بود. قرآن کریم در این رابطه چند مرتبه تذکر می‌دهد که:

«لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا؛(1) خدا هیچ کس را جز به اندازه توانایی‌اش تکلیف نمی‌کند

نکته دوم: سلسله مراتب داشتن معارف دینی

از طرفی مطالب و معارفی که در دین مطرح شده چه در بخش معارف و چه در بخش احکام و وظائف در یک سطح نیستند و از نظر سختی در فهم یا التزام با هم متفاوت هستند. ازاین‌رو برای ایمان و معرفت هم درجات متعددی مطرح شده است. عبدالعزیز قراطیسی می‌گوید:

 «نزد امام صادق علیه‌السلام رفتم و برخی از کارها و سخنان شیعیان (منظور نقاط ضعف و مشکلات آنهاست) را به او عرض کردم؛ حضرت فرمودند: ای عبدالعزیز! ایمان ده درجه دارد، مانند نردبانی که ده پله دارد و پله‌پله از آن بالا می‏روند، کسی که در درجه اول است به کسی که در درجه دوم است نگوید که تو چیزی نیستی و کسی که در درجه دوم است به کسی که در درجه سوم است چنین نگوید، تا رسید به درجه دهم.»(2)

نکته سوم: سخت بودن برخی از مراتب معارف

برخی از معارف دینی بسیار سخت و عمیق می‌باشند و فهم و اعتقاد به آنها کار هر کسی نیست و لوازم خاص به خود را نیاز دارد؛ مثلاً مراتب بالای معارف توحیدی یا امام‌شناسی بسیار سخت و عمیق می‌باشند. ازاین‌رو در روایات به شدت تأکید شده است که اینگونه معارف را به هرکسی یاد ندهید و مواظب ظرفیت طرف مقابل باشید. چنانچه حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند:

 «با مردم در حدِّ فهم و شناختی که دارند برخورد کنید و آنچه را انکار می‌کنند به آنها ارائه نکنید و آنان را بر خودتان و بر ما نشورانید؛ زیرا امر (ولایت) ما سخت و سنگین است.»(3)

 آنچنان فهم برخی مسائل بلند توحیدی و ولایی و اسرار علوم سخت است، که در روایت داریم اگر ابوذر (باوجودی که در درجه نه ایمان است) می‌دانست که در قلب حضرت سلمان چه اعتقادات و معارفی هست او را می‌کشت.(4) ازاین‌رو در روایت آمده است که امر ولایت و برخی از احادیث و فرمایشات اهل‌بیت علیهم‌السلام آنچنان سخت است و نیاز به مقدمات مختلف دارد که نه‌تنها هر انسانی، بلکه هر ملکی هم تحمل فهم آن و اعتقاد بدان را ندارد؛ بلکه فقط ملائکه مقرب این ظرفیت را دارند و نه‌ هر پیامبری، بلکه فقط پیامبرهای مرسل و نه‌ هر مومنی؛ بلکه فقط مؤمنینی که قلبشان را برای ایمان امتحان کرده‌اند، می‌توانند آنها را بفهمند و به آن اعتقاد پیدا کنند.(5) این تحمل و توان برای درک و اعتقاد، تنها در هوش و استعداد فکری خلاصه نمی‌شود؛ بلکه علاوه بر آن باید قلب آنها نورانی شده باشد و دارای قلب سلیم شده باشند و اخلاق حسنه پیدا کرده باشند تا در مجموع به ظرفیت لازم برای فهم و اعتقاد و تحمل مراتب بلند و سخت معرفتی رسیده باشند. چنانچه از امام صادق علیه‌السلام نقل شده که فرمودند:

 «قطعاً احادیث ما سخت و دشوار است به‌طوری که آنها را فقط دل‌های نورانی و قلب‌های سلیم و اخلاق‌های نیکو تحمل می‌نمایند».(6)

نکته چهارم: تقسیم‌بندی مطالب دینی به واجبات و مستحبات

حال که ظرفیت‌ها و توان‌های افراد مختلف، متفاوت می‌باشد، در شریعت و احکام الهی دو دسته احکام وجود دارد؛ یک دسته احکام الزامی و حتمی که از آنها به واجبات و محرمات تعبیر می‌شود و رعایت آنها برای همه الزامی می‌باشد؛ و یک دسته احکام غیرالزامی که از آنها به مستحبات و مکروهات تعبیر می‌شود و رعایتشان الزامی نیست؛ اما نسبت به رعایت آنها تشویق و ترغیب ارائه شده است.

نکته پنجم: لزوم مدارا در امور مستحبی و معارف بلند

با توجه به نکات قبل، اسلام به همه مومنین بخصوص افرادی که در مقام تعلیم و تربیت دیگران هستند، مانند عالمان دینی یا والدین یا معلمین و اساتید، سفارش به مدارای تربیتی کرده است؛ به این معنی که در مقام تعلیم و تربیت رعایت ظرفیت افراد را بکنید. در یاد دادن و رشد دادن افراد عجله نکنید. نباید بیش از طاقت و تحمل افراد به دوش آنها بار علمی یا عملی بگذارید. باید معارف بلند یا احکام و توصیه‌های سخت غیرالزامی را از آنها بپوشانید و فعلاً یا اصلاً به آنها یاد ندهید. چنانچه امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:

 «ما امر شده‌ایم که از آنها (افراد ضعیف) خودداری کنیم و کتمان کنیم، شما هم پنهان کنید از کسی که خدا دستور داده به صرف نظر از آن و پنهان کنید از کسی که خدا دستور داده به ستر و کتمان از او.»(7)

 البته چنانچه اشاره شد، مسئله مدارا در احکام الزامی یعنی واجبات و محرمات مطرح نیست و همه باید این احکام را یاد بگیرند و سعی بر عمل به آنها داشته باشند؛ اما در احکام غیرالزامی و در ارائه معارف و مکارم بلند و عمیق لازم است با دیگران مدارا و رعایت ظرفیت آنها بشود.

نکته ششم: عواقب تحمیل کردن بر دیگران

در کلمات اهل‌بیت علیهم‌السلام در مورد کسانی که مدارای تربیتی را رعایت نمی‌کنند و بیش از توان و ظرفیت افراد، بر دوش آنها بار معرفتی یا عملی می‌گذارند، هشدارهای سختی داده شده است و پیامدهای دشواری برای آن شمرده شده است. از جمله اینکه فرموده‌اند این کار باعث این می‌شود که طرف مقابل شکسته و گمراه و هلاک شود (8) و مسئولیت جبران این گمراهی با همان کسی است که با او مدارا نکرده است. چنانچه امام صادق علیه‌السلام در این باره فرمودند: «ای عبدالعزیز! کسی را که (در درجات ایمان) پایین‏تر از توست ساقط مکن که بالاتر از تو، تو را ساقط می‏کند، هر گاه کسی را دیدی که پایین‏تر از توست و توانستی او را تا درجه خودت بالا بیاوری، این کار را بکن و چیزی را که طاقت آن را ندارد بر او تحمیل مکن که او را می‏شکنی، و هر کس مؤمنی را بشکند باید جبران کند، زیرا تو اگر به بچه شتر بار شتر نه‌ساله را بزنی او را از بین برده‏ای.»(9)

حتی در برخی از روایات هشدار داده‌اند که اگر در موقعیتی نامناسب و به افرادی که تحمل و توان لازم را ندارند مطلبی بلند و عمیق را گفتی و طرف مقابل انکار کرد و در نهایت باعث شد معارف عمیق دینی سبک شمرده و تحقیر شود؛ خداوند شما را بابت این کار ذلیل خواهد کرد.(10)

نتیجهگیری:

افراد مختلف توان و ظرفیت متفاوتی دارند؛ در مقام تعلیم و تربیت و در ارائه مطالب و معارف دینی باید رعایت ظرفیت و تحمل افراد را کرد و با افراد ضعیف مدارا کرد تا به مرور زمان توان و ظرفیت لازم را پیدا نمایند؛ چرا که خداوند متعال از هر کس به اندازه ظرفیت و توان او تکلیف می‌خواهد. ازطرفی برخی از معارف دینی، مانند معارف توحیدی و ولایی یا رعایت برخی آداب و نکات اخلاقی، خیلی سخت و عمیق هستند و فهم و اعتقاد به آنها یا رعایت آنها کار هرکسی نیست و نیاز به پیش‌شرط‌های خاص به خود دارد؛ ازاین‌رو باید در ارائه آنها به افراد مختلف، احتیاط کرد و قبلاً ظرفیت تحمل آن را در ایشان سنجید. اگر با افراد ضعیف، مدارای لازم نشود، شکسته و هلاک می‌شوند و مسئولیت گمراه شدن اینگونه افراد با کسی است که با آنها در مقام تعلیم و تربیت مدارای لازم را نکرده است و عواقب سختی در انتظار آنها می‌باشد.

منابع برای مطالعه بیشتر:

  • روش‌های تربیتی در قرآن، نوشته سیدعلی حسینی‌زاده، شهاب‌الدین مشایخی.
  • مدارا و آثار تربیتی آن در جامعه، نوشته سکینه گنج‌خانلو

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره بقره، آیه286.

2. «عَنْ عَبْدِ اَلْعَزِیزِ اَلْقَرَاطِیسِیِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی ابی‌عَبْدِ اَللَّهِ (علیه‌السلام) فَذَکَرْتُ لَهُ شَیْئاً مِنْ أَمْرِ اَلشِّیعَةِ وَ مِنْ أَقَاوِیلِهِمْ فَقَالَ یَا عَبْدَ اَلْعَزِیزِ اَلْإِیمَانُ عَشْرُ دَرَجَاتٍ بِمَنْزِلَةِ اَلسُّلَّمِ لَهُ عَشْرُ مَرَاقِیَ وَ تُرْتَقَی مِنْهُ مِرْقَاةً بَعْدَ مِرْقَاةٍ فَلاَ یَقُولَنَّ صَاحِبُ اَلْوَاحِدَةِ لِصَاحِبِ اَلثَّانِیَةِ لَسْتَ عَلَی شَیْءٍ وَ لاَ یَقُولَنَّ صَاحِبُ اَلثَّانِیَةِ لِصَاحِبِ اَلثَّالِثَةِ لَسْتَ عَلَی شَیْءٍ حَتَّی اِنْتَهَی إِلَی اَلْعَاشِرَة»؛ شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الخصال، تحقیق و تصحیح: علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه، اول، 1362ش، ج۲، ص۴۴۸.

3. «خالِطوا النّاسَ بِما یَعرِفونَ، و دَعوهُم مِمّا یُنکِرونَ، و لا تُحَمِّلوهُم عَلی أنفُسِکُم و عَلَینا؛ فإنَّ أمرَنا صَعبٌ مُستَصعَبٌ»؛ شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الخصال، تحقیق و تصحیح: علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه، اول، 1362ش، ج‏2، ص624.

4. «عَنْ ابی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام) قَالَ: ذُکِرَتِ التَّقِیَّةُ یَوْماً عِنْدَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع فَقَالَ وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِی قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ وَ لَقَدْ آخَی رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بَیْنَهُمَا فَمَا ظَنُّکُمْ بِسَائِرِ الْخَلْقِ إِنَّ عِلْمَ الْعُلَمَاءِ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یَحْتَمِلُهُ إِلَّا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ‏ أَوْ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ فَقَالَ وَ إِنَّمَا صَارَ سَلْمَانُ مِنَ الْعُلَمَاءِ لِأَنَّهُ امْرُؤٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلِذَلِکَ نَسَبْتُهُ إِلَی الْعُلَمَاءِ»؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، تحقیق و تصحیح: حسن کوچه باغی، تهران، اعلمی، 1404ق، ج‏1، ص25.

5. «عَنْ ابی‌جَعْفَرٍ (علیه‌السلام) قَالَ سَمِعْتُ یَقُولُ‏ إِنَّ حَدِیثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یَحْتَمِلُهُ إِلَّا ثَلَاثٌ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا حَمْزَهَ أَ لَا تَرَی أَنَّهُ اخْتَارَ لِأَمْرِنَا مِنَ الْمَلَائِکَهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ مِنَ النَّبِیِّینَ الْمُرْسَلِینَ وَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ الْمُمْتَحَنِینَ»؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، تحقیق و تصحیح: حسن کوچه باغی، تهران، اعلمی، 1404ق، ج‏1، ص25.

6. «إِنَّ حَدِیثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یَحْتَمِلُهُ إِلَّا صُدُورٌ مُنِیرَةٌ أَوْ قُلُوبٌ سَلِیمَةٌ وَ أَخْلَاقٌ حَسَنَةٌ» صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، تحقیق و تصحیح: حسن کوچه باغی، تهران، اعلمی، 1404ق، ج‏1، ص25.

7. «فَأَمَرَنَا بِالْکَفِّ عَنْهُمْ وَ السَّتْرِ وَ الْکِتْمَانِ فَاکْتُمُوا عَمَّنْ أَمَرَ اللَّهُ بِالْکَفِّ عَنْهُ وَ اسْتُرُوا عَمَّنْ أَمَرَ اللَّهُ بِالسَّتْرِ وَ الْکِتْمَانِ عَنْهُ»؛ کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، 8 جلد، تهران، اسلامیه، چهارم، 1407ق، ج‏1، ص403.

8. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله)‏ إِنَّ حَدِیثَ آلِ مُحَمَّدٍ صَعْبٌ‏ مُسْتَصْعَبٌ‏ لَا یُؤْمِنُ بِهِ إِلَّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ فَمَا وَرَدَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَدِیثِ آلِ مُحَمَّدٍ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فَلَانَتْ لَهُ قُلُوبُکُمْ وَ عَرَفْتُمُوهُ فَاقْبَلُوهُ وَ مَا اشْمَأَزَّتْ مِنْهُ قُلُوبُکُمْ وَ أَنْکَرْتُمُوهُ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلَی الْعَالِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ إِنَّمَا الْهَالِکُ أَنْ یُحَدِّثَ أَحَدُکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنْهُ لَا یَحْتَمِلُهُ فَیَقُولَ وَ اللَّهِ مَا کَانَ هَذَا وَ اللَّهِ مَا کَانَ هَذَا وَ الْإِنْکَارُ هُوَ الْکُفْرُ»؛ کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، 8 جلد، تهران، اسلامیه، چهارم، 1407ق، ج‏1، ص401.

9. «یَا عَبْدَ اَلْعَزِیزِ لاَ تُسْقِطْ مَنْ هُوَ دُونَکَ فَیُسْقِطَکَ مَنْ هُوَ فَوْقَکَ إِذَا رَأَیْتَ اَلَّذِی هُوَ دُونَکَ فَقَدَرْتَ أَنْ تَرْفَعَهُ إِلَی دَرَجَتِکَ رَفْعاً رَفِیقاً فَافْعَلْ وَ لاَ تَحْمِلَنَّ عَلَیْهِ مَا لاَ یُطِیقُهُ فَتَکْسِرَهُ فَإِنَّهُ مَنْ کَسَرَ مُؤْمِناً فَعَلَیْهِ جَبْرُهُ لِأَنَّکَ إِذَا ذَهَبْتَ تَحْمِلُ اَلْفَصِیلَ حَمْلَ اَلْبَازِلِ فَسَخْتَهُ»؛ شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الخصال، تحقیق و تصحیح: علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه، اول، 1362ش، ج۲ ص۴۴۸.

10. «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه‌السلام) إِنَّ أَمْرَنَا هَذَا مَسْتُورٌ مُقَنَّعٌ بِالْمِیثَاقِ مَنْ هَتَکَهُ أَذَلَّهُ اللَّهُ»؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، تحقیق و تصحیح: حسن کوچه باغی، تهران، اعلمی، 1404ق، ج‏1، ص28.

راه های مدیریت مشکلات و بلاها
بر اساس آیات و روایات، بلاها در زندگی طبیعی و گاه لازمه رشد انسان‌اند. برای مقابله با بلاها؛ استغفار، دعا و توسل و دوری از گناه پیشنهاد شده است.

پرسش:

من مشکلات، سختی و بلاهای زیادی در زندگی‌ام دارم. به نظر شما چه باید کرد؟

پاسخ:

برای پاسخگویی به سؤال فوق در ابتدا نکاتی مهم در مورد نوع نگاه به دنیا و بلاهای دنیایی طرح می‌گردد و در ادامه راه‌هایی که برای دفع و رفع بلاها در منابع دینی مطرح شده، تقدیم می‌شود.

 

نکته اول: تصحیح نگاه به دنیا و زندگی

یکی از نکات مهمی که باید به آن توجه داشت این است که طبیعت زندگی دنیا، وجود برخی مشکلات و بلاها هست. حال که انسان، مسافری است که باید به سفر خود ادامه دهد تا به مقصد خلقت خود برسد و در این دنیا برای رشد و تکامل و بزرگ شدن آمده، خداوند حکیم زندگی دنیا را طوری خلق کرده که مایه رشد و بزرگ شدن او گردد. لذا در قرآن فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی کَبَدٍ؛ (1) همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفریدیم

 امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند‏:

 «ازجمله چیزهایى که خداوند متعال به موسى علیه‌السلام وحى کرد، این بود که:

 «آفریده‌ای نیافریده‌ام که نزد من محبوب‏تر از بنده مؤمنم باشد. او را مبتلا مى‏سازم چون برایش بهتر است؛ به او عافیت مى‏بخشم چون برایش بهتر است، از او مى‏گیرم و محرومش مى‏سازم چون برایش بهتر است. من بهتر مى‏دانم که چه چیز بنده مرا اصلاح مى‏کند؛ پس باید که بر بلاى من صبور باشد و از نعمت‌هایم سپاسگزار و از حکم و قضاى من خشنود تا او را در شمار بندگان صدّیق خود بنویسم.» (2)

 

نکته دوم: شناخت آثار مثبت بلاها

این بلاها و سختی‌هایی که سر راه انسان قرار می‌گیرد هرکدام آثار مخصوص به خود و علت خاص به خود را دارد؛ برخی برای بخشش گناهان است و برخی برای دور شدن او از غفلت و برخی برای امتحان و بالارفتن درجه انسان و برخی برای اصلاح صفات ناپسند انسان است و برخی هم نتیجه عذاب و خشم الهی به خاطر گناهان و ظلم‌هایی است که او انجام داده است. چنانچه حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند:

 «خداوند بندگان خود را با انواع سختى‏ها مى‏آزماید و با مشکلات زیاد به عبادت مى‏خواند و به اقسام گرفتارى‏ها مبتلا مى‏سازد تا کبر و خودپسندی را از دل‏هایشان خارج کند و به‌جای آن فروتنى آورد و درهاى فضل و رحمتش را به روى‏شان بگشاید و وسایل عفو و بخشش را به‌آسانی در اختیارشان گذارد.(3) پس نباید سختی‌ها و مشکلات را به چشم امری بد و مذموم نگاه کرد و همه صاحبان بلا را انسان‌های رانده‌شده و نفرین‌شده دانست؛ بلکه می‌بایست در اغلب موارد بلاها را نشانه لطف و توجه و تربیت الهی دانست. همچنان‌که آیات و روایات بسیاری در این زمینه وارد شده است. اگر فلسفه و حکمت بلاها را به‌خوبی شناختیم؛ آنگاه صبر و تحمل و مدارای ما با آن‌ها خیلی بهتر خواهد شد.

 

نکته سوم: استغفار

اگرچه سختی‌ها و بلاها آثار مثبت فراوانی دارند، اما این به معنای این نیست که انسان دست روی دست بگذارد و برای جلوگیری یا رفع آن‌ها اقدامی انجام ندهد؛ بلکه در فرهنگ دینی راه‌های فراوانی برای دفع یا رفع بلاها ذکر شده است. ازجمله یکی از این راه‌ها استغفار زیاد روزانه است تا اگر گناه و اشتباهی باعث نزول بلا شده است خداوند غفار به برکت این استغفارها ما را ببخشد. چنانچه امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «درهای بلا را با استغفار از خود دفع نمایید.» (4)

 

نکته چهارم: صدقه

یکی از راه‌های دیگر دفع و رفع بلاها، دادن صدقه است. چنانچه پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند: صدقه، بلا را دفع می‌کند و مؤثرترین داروست؛ صدقه، قضاى حتمى را دفع می‌کند و چیزى جز دعا و صدقه درد و بیماری‌ها را از بین نبرد. (5) خداى یکتا درد، توده معده، آتش‌سوزی، غرق شدن، ویرانى و دیوانگى را با صدقه دفع می‌کند. پس رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله هفتاد بلا را برشمرد. (6)

 

نکته پنجم: دعا و اذکار

یکی از اسباب مؤثر در دفع و رفع بلاها دعا و اذکار است. پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «باب‌های بلا را با دعا دفع کنید.» (7)

 اهل‌بیت علیهم‌السلام ادعیه و اذکار و حرزهای متنوع و متعددی برای در امان ماندن از بلاها و برطرف شدن آن‌ها بیان کرده‌اند.

 

نکته ششم: توسل به اهل‌بیت علیهم‌السلام

یکی از نقش‌هایی که خداوند متعال برای اهل‌بیت علیهم‌السلام قرار داده، پناهگاه بودن ایشان برای دیگران است. آری این بزرگواران پناهگاه امن الهی در دستگاه خلقت می‌باشند؛ از این رو هر کس به ایشان پناه ببرد و متوسل و متوجه به ایشان باشد در امن‌وامان الهی قرار می‌گیرد و از انواع بلاها و مشکلات و کید دشمنان در امان خواهد بود. چنانچه در زیارات و روایات این بزرگواران چنین توصیف شده‌اند:

 «کهف الوری (پناهگاه مخلوقات)، سفینه النجاه (کشتی نجات)، الذاده الحماه (دفع‌کنندگان و حمایت‌کنندگان)، أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَیْکُم ‏(هر کس به شما پناهنده شد در امان قرار گرفت) وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَم ‏(به‌وسیله شما خدا غم و اندوه را برطرف می‌نماید) وَ بِکُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَ فَرَّجَ عَنَّا غَمَرَاتِ الْکُرُوبِ وَ أَنْقَذَنَا مِنْ شَفَا جُرُفِ الْهَلَکَاتِ وَ مِنَ النَّار (و به‌وسیله شما بود که خدا ما را از ذلت بیرون آورد و گشایش داد به گرفتاری‌های سخت ما و نجاتمان داد از پرتگاه هلاکت و نابودى و هم از آتش دوزخ)» (8) پس توسل هرروزه به این بزرگواران با خواندن زیارت‌نامه‌های ایشان یا دعاهای توسل یا تشرف به حرم‌های ایشان یا صلوات فرستادن بر ایشان یا گریه بر مصائبشان یا شادی در شادی‌شان و ... باعث در امان ماندن از سختی‌ها و بلاها است و برطرف شدن آن‌ها می‌گردد.

 

نکته هفتم: پرهیز از گناه و اخلاق فاسده

یکی از اصلی‌ترین دلایل نزول بلاها گناهان و خطاها و اخلاق ناپسند انسان است. قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید:

 «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ؛(9) هر مصیبتی به شما رسد به‌دلیل اعمالی است که انجام داده‌اید و بسیاری را نیز عفو می‌کند

 امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:

 «خدا نعمتى به بنده‌ای نداده که از او بگیرد جز آنکه گناهى کند که به‌سبب آن مستحق سلب نعمت شود.» (10)

 پس باید سعی کرد از گناهان و رفتارهای ناپسند خودداری کرد و در صورت ارتکاب با استغفار از نزول بلاها جلوگیری کرد.

 

نکته هشتم: پرهیز از آزار و اذیت دیگران

یکی از گناهانی که به‌طور ویژه در روایات نسبت به آن هشدارهای شدید داده‌اند ظلم و آزار رساندن به دیگران و اذیت آن‌ها است؛ خصوصاً نسبت به حق‌داران مانند والدین و ضعفا و حیوانات که باعث آه و نفرین آن‌ها شده و اسباب نزول بلا می‌گردد. پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «از نفرین مظلوم بترس که به‌سوی آسمان می‌رود.» (11)

 

نکته نهم: اعراض نکردن از یاد خدا

قرآن کریم یکی دیگر از دلایل مبتلا شدن به سختی‌ها و فشارها را روی‌گرداندن از یاد خدا معرفی می‌نماید:

 «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَهً ضَنْکاً؛ (12) و هر کس از یاد من روی‌گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت

 پس یکی از راه‌های نجات از فشارها و سختی‌ها روی آوردن حقیقی به خدا و یاد نمودن او در شبانه‌روز است.

نتیجه:

 انسان برای رهایی از بلاها و مشکلات در ابتدا باید نگاه خود را به زندگی دنیا و بلاها و گرفتاری‌هایش تصحیح نماید و آثار مثبت فراوانی که اغلب بلاها دارند را بشناسد تا بتواند بهتر تحمل نماید و از این فرصت‌ها استفاده لازم را ببرد و همچنین با به کار گرفتن دعا، صدقه، استغفار و توسل به اهل‌بیت علیهم‌السلام و پرهیز از گناه و ظلم و فراموشی خدا، بلاها و مشکلات زندگی را دفع و رفع نماید.

منابع مطالعاتی:

1. گفتارهایی پیرامون بلایا و گرفتاری‌ها: نویسنده: دکتر سید حسن افتخار زاده، ناشر: نیک معارف.

2. راز سختی‌ها و بلاها در زندگی نویسنده: محسن عطاءالله، انتشارت دارالحدیث.

3. روش‌های توان‌افزایی در سختی‌ها، محسن عطاءالله، عباس پسندیده، انتشارت دارالحدیث.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره بلد: آیه 4.

2. الإمامُ الصّادقُ علیه‌السلام- فیما أوحى‏ اللَّهُ تعالى‏ إلى‏ موسى‏ علیه‌السلام-: «ما خَلَقتُ خَلْقاً أحَبَّ إلَیَّ مِن عَبدیَ المؤمنِ، فإنّی إنّما أبْتَلِیهِ لِمَا هُو خَیرٌ لَهُ، واعافِیهِ لِما هُو خیرٌ لَهُ، وأزْوِی عَنهُ لِما هُو خَیرٌ لَهُ، وأنا أعلَمُ بما یَصلُحُ علَیهِ عبدی، فلْیَصْبِرْ على‏ بلائی، ولْیَشکُرْ نَعْمائی، ولْیَرْضَ بقَضائی، أکتُبْهُ فی الصِّدِّیقینَ عِندی.» شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، التوحید، تحقیق: هاشم حسینی، قم، جامعه مدرسین حوزه، اول، 1398 ق، ص: 405.

3. «ولکنّ اللَّه یَخْتبِرُ عِبادَهُ بأنواعِ الشَّدائدِ، ویَتَعبّدُهُم بأنواعِ المَجاهِدِ، ویَبْتَلیهِم بضُروبِ المَکارِهِ؛ إخْراجاً للتَّکَبُّرِ مِن قلوبهِمْ، وإسْکاناً للتَّذَلُّلِ فی نُفوسِهِم، ولِیَجْعلَ ذلکَ أبواباً فُتُحاً إلى‏ فضلِهِ، وأسباباً ذُلُلًا لِعَفوِهِ.» شریف رضی، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه، تحقیق و تصحیح: صبحی صالح، قم، هجرت، اول، 1414 ق، ص: 294.

4. «ادفَعُوا أبوابَ البَلاءِ بالاستِغفارِ.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، ج‏9، ص: 29.

5. «الصَّدَقَهُ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ وَ هِیَ‏ أَنْجَحُ‏ دَوَاءً وَ تَدْفَعُ الْقَضَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً وَ لَا یَذْهَبُ بِالْأَدْوَاءِ إِلَّا الدُّعَاءُ وَ الصَّدَقَهُ.» مجلسی، محمدباقر‏، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الأطهار علیهم‌السلام، 110 جلد، تحقیق: جمعی از محققان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، دوم، 1403 ق، ج‏93، ص: 137.

6. «إِنَّ اللَّهَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَیَدْفَعُ بِالصَّدَقَهِ الدَّاءَ وَ الدُّبَیْلَهَ وَ الْحَرَقَ وَ الْغَرَقَ وَ الْهَدْمَ وَ الْجُنُونَ وَ عَدَّ ص سَبْعِینَ بَاباً مِنَ السُّوءِ.» کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفارى، چهارم، دار الکتب الاسلامیه، تهران _ ایران، 1407 ق، ج‏4، ص: 5.

7. «ادْفَعُوا أَبْوَابَ‏ الْبَلَاءِ بِالدُّعَاءِ.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، ج‏7، ص: 42

8. رک: زیارت جامعه کبیره، صدوق، محمد بن على‏ بن بابویه، من لایحضره الفقیه، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، دوم، جامعه مدرسین حوزه، قم، 1413 ق، ج‏2، ص: 610.

9. سوره شورى: آیه 30.

10. «ما أنعَمَ اللَّهُ على‏ عبدٍ نِعمَهً فَسَلَبَها إیّاهُ حتّى‏ یُذنِبَ ذَنباً یَستَحِقُّ بذلکَ السَّلبَ.» کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفارى، چهارم، دار الکتب الاسلامیه، تهران _ ایران، 1407 ق، ج‏2، ص: 274.

11. «اتَّقُوا دَعْوَهَ الْمَظْلُومِ‏ فَإِنَّ دَعْوَهَ الْمَظْلُومِ تَصْعَدُ إِلَى السَّمَاءِ.» طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، الشریف الرضی، چهارم، 1412 ق، ص: 276.

12. سوره طه: آیه 124

یاد و ذکر خدا و اولیای الهی از معارف قطعی الهی است و توسل به امامان و زنده نگه داشتن نام و یادشان در جامعه خود نوعی اقامه شعائر الهی است.

پرسش:

خانمی هستم که علاوه بر خانه داری، به دلیل تحصیلات و علاقه‌ای که دارم در فضای مجازی گروهی را اداره می‌کنم و پست‌هایی درباره امام زمان (علیه‌السلام) قرار می‌دهم. بعضی‌ها می‌گویند وقتی خدا هست و در قرآن آمده که باید یاد او باشیم دیگر یاد امام زمان معنا ندارد و این همه تبلیغ و پست گذاری صحیح نیست! آیا واقعا یاد امام زمان بی‌فایده است؟ یعنی در تربیت و تزکیه مؤثر نیست؟ به ما کمک نمی‌کند که به خدا برسیم؟ اصلاً یاد امام زمان در مسیر سلوک و معنویت چه جایگاهی دارد و چقدر مهم است؟ ممنون که توضیح می‌دهید.

پاسخ:

توسل و ذکر و یاد خدا و اولیای الهی از دیرباز مورد بحث و گفتگو بین عموم مردم و دانشمندان بوده است. آن چه از کلمه توسّل ظاهر است، معناى کمک گرفتن از وسیله‌ای براى رسیدن به مقصود است. انسان براى رسیدن به مراد خویش، باید به اسباب و واسطه‌های فیض، متوسل شود. ایجاد مزرعه‌ای آباد، جز از طریق شخم زدن زمین و کاشتن نهال و دادن آب و کود به مقدار مشخص و زمان معیّن و ... امکان‌پذیر نیست. بر این اساس، توسّل به معناى استفاده از اسباب، لازمه زندگى انسان در جهانى است که قانون اسباب و مسببات بر آن حاکم است. لازم است قدری دقیق‌تر با مفهوم توسل و جایگاه آن در اندیشه اسلامی و فلسفه آن آشنا شویم تا شبهات در مورد منافات آن با اعتقادات الهی و پاسخ آن‌ها در مورد ذکر و توسل به امامان مخصوصاً امام زمان (علیهم‌السلام) را پیدا کنیم:

1. ابتدا باید به شما تبریک بگوییم و شما را تشویق کنیم برای این که علاوه بر محبت و اعتقاد درست به امام زمان (عج)، در راستای تبلیغ نام و یاد ایشان نیز قدم برمی دارید. در آغاز باید بگوییم که اساساً بین توصیه به یاد خدا و توصیه به یاد و ذکر امامان مخصوصاً امام زمان هیچ منافاتی نیست؛ یعنی اگر کمی در معارف اسلامی جستجو کنیم تاییدات بسیاری زیادی پیدا می‌کنیم که توسل به امامان را تأیید و آن را در راستای ذکر و یاد خداوند متعال معرفی می‌کند. روشن‌ترین اشاره به توسل در قرآن آمده است که خداوند صریحاً به مؤمنان دستور می‌دهد برای تقریب به او وسیله‌ای بجویند: «ای اهل ایمان! تقوای الهی داشته باشید و دست‌آویز و وسیله‌ای برای تقرّب به سوی او بجویید؛ و در راه او بکوشید تا رستگار شوید». (1) برخی از روایات مراد از «وسیله» را اهل‌بیت (علیهم اسلام) معرفی نموده است. به عنوان نمونه از سلمان فارسی روایت شده است که از محمد (صلی‌الله علیه و آله) شنیدم که می‌گفت: خداوند عز و جل می‌گوید ای بندگانم آیا شما نیازهاى بزرگى ندارید؟ بدانید که به این نیازهاى بزرگ نمى‌‏رسید مگر این که محبوب‌ترین خلق از شما شفاعت کند. پس بدانید که گرامى‏‌ترین خلق در نزد من افضل‌ترین آن‌ها در نزد من محمد و برادرش على هست و بعد از على هم امامانى هستند که آن‌ها وسیله‌ها نزد خداوند مى‌‏باشند. پس آگاه باشید هر کس حاجتى از من بخواهد و محمد و آل پاکش را واسطه قرار بدهد، من آن حاجت‌ها را به خاطر محبوب‌ ترین خلقم در نزد من اجابت مى‏‌کنم. (2)

توسل به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) ریشه در آیات دیگری از قرآن نیز دارد و از بندگان خواسته شده است که به ریسمان الهی چنگ زنند و گرد هم آیند: «به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید» (3) بنا بر روایتی، امام صادق (ع) فرمودند: ما (اهل‌بیت) همان ریسمان الهی هستیم که خداوند تبارک و تعالی فرموده است. (4) بنابراین در منابع اسلامی و مخصوصاً شیعی توسل و ذکر و یاد امامان نه تنها منعی ندارد، بلکه توصیه شده نیز هست. دلیلش هم واضح است ما معصومان را واسطه فیض و آبرومندان درگاه الهی می‌دانیم و به درگاه آن‌ها به عنوان اولیای الهی می‌رویم، نه خدای نکرده فردی در عرض خدا و یاد او. وقتی روح می‌خواهد و مغز دستور می‌دهد و اراده ایجاد می‌شود و دست تکان می‌خورد و مطلبی می‌نویسد می‌گوییم دست نوشت در صورتی که اراده و مغز و روح هم فعال بودند و توجه به دست عین توجه به بقیه است و جدای از آن نیست بلکه روح بر همه این‌ها احاطه دارد. اگر امام زمان را می‌خوانیم معنایش فراموشی خداوند نیست، بلکه عین یاد اوست زیرا او بر همه چیز احاطه دارد.

2. اما در مورد آثار و برکات ذکر و یاد امامان با اندک جستجویی در زیارت نامه‌های مستند مطالب بسیاری خوبی به دست می‌آید. مخصوصاً در مورد امام زمان عج در زیارت نامه‌ها معارف بالایی پیدا می‌شود. در نظر شیعه پیامبر و اهل‌بیت ایشان وسایط فیض الهی هستند که خداوند از طریق ایشان برکات خویش را بر بشر می‌فرستد و این وساطت هم در زمینه تکوین و هم در زمینه تشریع و هدایت بشر است و از طرف دیگر حیات و ممات ایشان یکسان است؛ از این‌رو تمسّک و توسل به این انوار پاک در دنیا باعث وساطت این بزرگواران نزد پروردگار و حل شدن مشکلات با افاضه الهی و موجب شفاعت آن‌ها در قیامت می‎گردد و کسی که قدم در راه اطاعت از دستورات آن‌ها بنهد رستگار خواهد شد. لذا در زیارت جامعه که از لسان مبارک امام هادی (علیه‌السلام) صادر گردیده، این‌گونه می‎خوانیم: «هر کس نزد شما آمد، نجات خواهد یافت و کسی که از شما فاصله گرفت هلاک می‎شود... هر کس شما را دوست بدارد خدا را دوست داشته و هر کس با شما دشمنی کند با خدا دشمنی کرده است... به شما خداوند آغاز می‎کند و به شما پایان می‎دهد و به وسیله شما باران می‎فرستد و به وسیله شما آسمان را نگه می‎دارد... هر که خدا را خواهد باید از طریق شما آغاز کند و به خدا تقرّب جوید...»(5) در مورد شخص امام زمان (عج) در دعای ندبه می‌خوانیم «کجاست آن باب الهی که از آن به حریم خدا در آیند»؟ «کجاست آن وسیله‌ای که فیوضات آسمان را به اهل زمین می‌رساند»؟ همان‌ گونه که در این فقرات از دعای ندبه مشاهده می‌شود، ولیّ زمان حضرت صاحب‌الزمان (عج) هم واسطه‌ی رساندن فیض‌ها و برکات الهی به موجودات و انسان‌ها است؛ و هم درگاهی است که باید از آن به پیشگاه پروردگار وارد شد. اوج آرزوی عارفان و اهل سلوک و معنویت رسیدن به رستگاری و پذیرش بندگی ایشان است و در منابع معتبر این مهم با موالات و علاقه‌مندی و رفت و آمد در خانه معصومان حاصل می‌شود همان طور که در زیارت نامه آمده است. «رستگاران با ولایت شما رستگار می‌شوند و ... با دوستی و موالات شما طاعات واجب قبول می‌شود». (6)

بنابراین توسل به امام زمان و زنده نگه ‌داشتن یاد و نام ایشان، نه تنها منافاتی با یاد خدا ندارد بلکه یاد و زیارت آن‌ها در راستای توحید و خدا پرستی است و اثرات معنوی دارد و انسان را به رستگاری نزدیک می‌کند. روش شما در زنده نگه‌ داشتن یاد ایشان درست و صحیح است و اگر می‌توانید با مطالعه و انتخاب مطالب و پوسترهایی که در مورد توسل و یاد اهل ‌بیت در فضای مجازی موجود است و انتشار آن‌ها در گروه خودتان غیرمستقیم پاسخ این شبهات را بدهید و بیش از این نیز وظیفه‌ای ندارید. لزومی به بحث و کدورت و جنجال نیست.

نتیجه:

یاد و ذکر خدا و اولیای الهی از معارف قطعی الهی است و توسل به امامان و زنده نگه داشتن نام و یادشان در جامعه خود نوعی اقامه شعائر الهی است؛ و تأکیدات زیادی در منابع معتبر بر این امر شده است. توسل به امامان راه رسیدن به توحید و خداوند است. آن‌ها وسیله رسیدن به خدا و آبرومندان و شفیعان مایند. اثرات معنوی زیادی بر توسل به آن‌ها مترتب است از جمله رستگاری و قبولی طاعات و تسهیل در تربیت و تزکیه به جهت الگو بودن آن‌ها و هدایت باطنی که آن‌ها در مسیر سلوک اخلاقی و رشد آدمی انجام می‌دهند ... که نشان می‌دهد باید در امر زنده نگه ‌داشتن یادشان بیش از پیش کوشا بود.

منابع برای مطالعه بیشتر:

1. آثار و برکات توسل به امام زمان، سید عباس اسلامی.

2. فصلنامه علمی تخصصی مهدی موعود تمام شمارگان.

3. کتاب ذکر دانشنامه جهان اسلام: بابک عباسی، فریده محرمی.

4. ترجمه کتاب منتخب الاثر: لطف‌الله صافی گلپایگانی برای شناخت امام زمان.

5. آفاق محبت به اهل‌بیت: عبدالحسین امینی.

6. محبت نجات بخش: عبدالرضا جمالی.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره مائده، آیه ۳۵.

2. شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت (علیهم‌السلام)، قم، چاپ اول، 1409 ق، ج 7، ص 101.

3. سوره آل‌عمران، آیه 103.

4. علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ دوم، 1403 ق، ج ۲۴، ص ۸۴.

5. شیخ صدوق، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم، 1413 ق، ج 2، ص 613.

6. همان.

برای مواجهه با فرد دروغگو،ابتدا باید ریشه‌های دروغ‌گویی او را شناسایی کنید. سپس با تغییر رفتار خود و الگو شدن در صداقت زمینه‌ای برای تغییر رفتار او فراهم کنید.

پرسش:

یکی از نزدیکانم خیلی دروغ می‌گوید! چگونه با ایشان رفتار کنم؟(شیوه مواجهه با فرد دروغگو)

پاسخ:

مباحث اخلاقی و معنوی، هم در جهت تثبیت و هم در جهت انحراف، اموری زمان‌بر هستند؛ به‌عنوان‌مثال، نمی‌توان گفت کسی یک‌شبه دروغگو شده و یا یک‌شبه دست از دروغ برمی‌دارد. امور متعددی در مسیر زندگی انسان می‌تواند به‌تدریج بر کمیت و کیفیت فضائل و رذائل اخلاقی در وجود انسان‌ها اثر بگذارد. در نگاه دین، انسان نمی‌تواند نسبت به عملکرد و رفتار دیگران بی‌تفاوت باشد. این مسئولیت عظیم نسبت به همة افراد جامعه موضوعیت دارد و در رابطه با افراد نزدیک، دوست، آشنا، فامیل و مخصوصاً اعضای خانواده از درجة اهمیت بیشتری برخوردار است.

پاسخ:

همة ما، به‌عنوان مسلمان، موظف هستیم تا یکدیگر را امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نماییم. در این مسئله باید همچون پزشکی ماهر در ابتدا به دنبال بررسی علت‌ها باشیم و پس از کشف علل بیماری، جهت درمان آن اقدام نماییم. قرآن می‌فرماید:

 «مردان وزنان باایمان، ولی (و یارویاور) یکدیگرند؛ امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر می‌کنند.»(1)

  دررابطه‌با ضرورت امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در روایت آمده است:

 «برای چشم باایمانی که عصیان خداوند را می‌بیند، روا نیست آن چشم به هم خورَد تا این‌که وضعیت را تغییر دهد.»(2)

 

شیوه‌های مواجهه با فرد دروغگو

1. شروع تغییر از خود

ما نمی‌توانیم در وهلة اول رفتار دیگران را تغییر دهیم؛ بلکه باید در تلاش باشیم تا خودمان بهترین رفتارها را داشته باشیم تا به برکت رفتارهای خوب ما، دیگران نیز اثر مثبت بپذیرند؛ پس تذکردادن‌های مداوم، جروبحث کردن در رابطه با دروغ و غر زدن‌های پیوسته، نمی‌تواند نتیجة خوبی به بار آورد. شما باید به میزان پای‌بندی خود به صداقت، دقت کنید و حواستان باشد که این پای‌بندی شعارگونه نباشد؛ بلکه حقیقتاً اهل عمل باشید تا نزدیکانتان از دیدن عمل شما، به این امور ترغیب گردند؛ اما اگر سهل‌انگاری، ولو به میزان محدود، در رفتار خود شما هم دیده شود، اطرافیان انگیزه‌ای برای تغییر نخواهند داشت.

2. پیدا کردن ریشه‌ها

گاهی دروغ گفتن افراد به دلیل ضعف مبانی اعتقادی آن‌ها است؛ بنابراین شما باید از طریق پیشنهاد گفتگو با کارشناسان دینی به ایشان، برای تقویت زیربناهای اعتقادی او بکوشید و بدین ترتیب دیدگاه اعتقادی او را تقویت کنید. گاهی عمل انسان ناشی از جهل و غفلتش نسبت به عوارض مثبت یا منفی آن عمل است. به همین دلیل بهتر است در گفتگوهای روزانه به شکل مستمر، اما به میزان کم، گهگاه از فواید و برکات صداقت و تأثیرات بد دروغ‌گویی بر زندگی با ایشان صحبت کنید. برخی از افراد بدین دلیل دروغ می‌گویند که از برخورد دیگران به‌وقت صداقت، احساس ناامنی می‌کنند. در واقع این افراد وقتی راست گفته‌اند، مجبور شده‌اند به دیگران حساب پس بدهند و احتمالاً با برخوردهای چکشی بقیه روبرو شده‌اند؛ به همین دلیل برای فرار از این واکنش‌ها به دروغ‌گویی رو می‌آورند. ازاین‌رو، بر اطرافیان و مخصوصاً والدین لازم است تا هنگام مواجه‌شدن با صداقت فرزندان، به‌گونه‌ای برخورد نکنند که آنها را از راست گفتن پشیمان سازند.

3. نهی غیرمستقیم

نهی‌ازمنکر خویش را غیرمستقیم انجام دهید، تا قبح این گناه ریخته نشود. ارسال کلیپ، پیامک، تبیین حکم شرعی مسئله، محتوای سخنرانی، معرفی کتاب و... در رابطه با گناه مزبور، می‌تواند در تغییر رویة ایشان مؤثر باشد. پس بهتر است غیرمستقیم سطح آگاهی ایشان را نسبت به عواقب این‌گونه رفتارها بالا ببرید. یقین داشته باشید که تذکر شما در درازمدت ان‌شاءالله جواب خواهد داد. قرآن می‌فرماید:

 «و پیوسته تذکّر ده، زیرا تذکّر مؤمنان را سود می‌بخشد».(3)

4. نقش اعجازگونة محبت

با بذل محبت به ایشان و درک شرایطشان سعی کنید او را از محبت غنی نمایید. خریدن هدیه برای ایشان، اطمینان‌دادن به او نسبت به اینکه حامی او در همة شرایط هستید، دفاع از او در امور قابل‌دفاع، در خانواده و... می‌تواند منجر به تقویت رابطة عاطفی شما با ایشان گردد. وقتی رابطه‌ها عمیق شود، تبعیت نیز بیشتر خواهد بود و اگر تذکر بدهید حرف‌شنوی ایشان افزون‌تر خواهد گشت. با رفتار خوبتان به او اطمینان دهید که تکیه‌گاه خوبی برای او هستید. تقویت بستر گفتگوی کلامی بین اعضای خانواده و نزدیکان می‌تواند منجر به تقویت رابطة عاطفی شود. مطمئن باشید محبت‌ورزی اثری اعجازگونه دارد. شما با ابزار محبت و به‌دور از تنش و تشنج می‌توانید ایشان را متقاعد کنید تا به صداقت رو بیاورند. مراقب باشید در این مسیر دچار افشاگری، بردن آبروی ایشان، سرزنش و رسوا کردن ایشان مقابل دیگران نگردید.

5. حذف عوامل محیطی

شاید عوامل محیطی و یا دوستان و اطرافیان منجر به تشویق و ترغیب ایشان به دروغ‌گویی شده‌اند. تأثیر اطرافیان و ارتباط با آنان را در اثرپذیری انسان نمی‌توان نادیده گرفت؛ بنابراین برای دعوت ایشان به صداقت باید در صورت امکان عوامل محیطی را مدیریت و یا حذف کرد. اگر دوستان مشترکی دارید یا در بین فامیل افراد مؤمن و متعهدی هستند می‌توانید به بهانه‌های مختلف زمینة دیدار و رفت‌وآمد با آن‌ها را فراهم نمایید تا به‌واسطة این معاشرت‌ها او نیز تأثیر پذیرد.

6. بهره‌بردن از واسطه‌ها

از واسطه‌هایی که روی ایشان تأثیرگذار هستند استفاده نمایید. مثلاً اگر حرف‌شنوی ایشان از بزرگ‌ترها زیاد است، می‌توانید محرمانه این موضوع را با آن‌ها مطرح کنید و از آن‌ها درخواست کنید تا غیرمستقیم، به ایشان تذکر دهند.

7. تمرکز بر رفتارهای خوب

یکی از اموری که می‌تواند در عدم‌رغبت افراد به انجام کارهای خوب اثرگذار باشد، این است که کارهای نیک و شایستة آن‌ها و ویژگی‌های مثبتی که دارند دیده نمی‌شود. گاهی افراد برای استمرار کار نیک نیازمند تشویق‌اند؛ بنابراین سایر ویژگی‌های مثبت ایشان را برجسته کرده و از این طریق زمینه را برای تشویق ایشان به صداقت فراهم آورید.

8. ایجاد اعتمادبه‌نفس

برخی از افراد نیز به دلیل عدم اعتمادبه‌نفس و یا کمبودهایی که داشته‌اند برای جلب‌توجه و دریافت منفعت و پاداش مادی و معنوی دروغ می‌گویند. در برخورد با این افراد نیز لازم است، ضمن توجه به نیازهای آن‌ها، رفتارهای شایسته و صفات نیک آنها را نیز پررنگ نماییم تا از این طریق دیده شوند.

9. پرهیز از تجسس

لزومی ندارد دائماً به دنبال تجسس در امور شخصی او باشید و یا دائم دروغ‌هایش را به رخ او بکشید، گاهی لازم است تغافل کرده و از تجسس و پیگیری دروغ‌ها اجتناب کنید. یادتان باشد هدف از برخورد با فرد دروغگو اصلاح اوست و نه تحقیر یا انتقام.

10. مدیریت ارتباط

اگر کم‌شدن ارتباط یا حتی قطع موقت ارتباط امکان‌پذیر باشد، گاهی برای تلنگر و بعد از نتیجه‌نگرفتن از تذکرات می‌توان روابط را محدود کرد.

نکته:

از دعا و توسل به اهل‌بیت علیهم‌السلام هرگز غافل نشوید. چراکه ما موظف شده‌ایم تا خواسته‌های مادی و معنوی خویش را با تمسک به این ذوات نورانی از خداوند طلب نماییم.

نتیجهگیری:

تبیین قبح دروغ‌گویی و تشریح عواقب و آثار مادی و معنوی آن می‌تواند بر تغییر رویة شخص دروغگو اثرگذار باشد. عده‌ای نیز فقط با محبت دیدن تغییر می‌کنند؛ بر شما لازم است تا متناسب با نوع شخصیت او از روش مناسب استفاده کنید. در هیچ‌یک از مراحل ارشاد و راهنمایی از برخورد نیک و احترام نهادن دور نشوید. علاوه بر این، تبلیغ عملی داشته باشید و خودتان پای‌بند به صداقت باشید. هنگامی که با دروغ‌گویی افراد مواجه می‌شوید آرامش خود را حفظ کرده و از واکنش‌های هیجانی، همچون خشم و عصبانیت، پرهیز کنید. گاهی هم لازم است به طور صریح با شخص دروغگو گفتگو کرده و در مورد علت دروغ‌هایش از او سؤال کنید.

منابع برای مطالعه بیشتر:

1. واجب فراموش‌شده، راهبردهای مقام معظم رهبری در زمینه امربه‌معروف و نهی از منکر

2. شیوه‌های امربه‌معروف و نهی از منکر، از مهدیه خسروی

پی‌نوشت‌ها:

1. «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ ۚ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکرِ»؛ توبه، آیه 71.

2. «لایَحِلُّ لِعَینٍ مُؤمِنَهٍ تَرَی اللَّهَ یُعصَی فَتَطرِفَ حَتَّی تُغَیِّرَهُ»؛ الحر العاملی، العلامه الشیخ محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، بیروت، لبنان، ط الإسلامیه، ج11، ص399.

3. «وَذَکرْ فَإِنَّ الذِّکرَیٰ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ»؛ ذاریات، آیه 55.

صفحه‌ها