تربیت فرزند

راهکارهای پیشگیرانه و اصلاحی دعوای فرزندان
مدیریت دعوای فرزندان با ترکیب پیشگیری (از طریق قانون‌گذاری، عدالت، همدلی و نظارت) و مداخله‌ی هدفمند، از آسیب‌های رفتاری جلوگیری می‌کند.

پرسش:

فرزندانم در بیشتر مواقع حتی برسرچیزهای کوچک، با هم دعوا و مشاجره می‌کنند، چگونه برای رفع این چالش اقدام کنم؟

پاسخ:

برای مدیریت و کاهش دعواهای فرزندان، والدین باید به‌جای برخوردهای واکنشی و مقطعی، از راهبردهای پیشگیرانه، اصلاحی و مداخلات هدفمند استفاده کنند. در ادامه، راهکارهایی ارائه می‌شود که با کاربست آن‌ها می‌توان از شدت و تکرار دعواها کاست و زمینه را برای روابطی سالم‌تر فراهم آورد.

نکته اول: راهکارهای پیشگیرانه و ایجابی (کاهش زمینه‌های بروز دعوا)

این دسته شامل اقداماتی است که والدین می‌توانند پیش از وقوع دعوا به‌کار گیرند تا از بروز یا تشدید تعارضات جلوگیری کند.

۱. تعیین قوانین و چارچوب‌های رفتاری

پیش از هرگونه تعامل میان فرزندان، باید قوانین روشنی درباره رفتارهای ممنوع مانند: کتک‌کاری، فحش‌دهی، سروصدای آزاردهنده و تجاوز به حریم دیگران وضع شود. این قوانین، مرزهای رفتاری را مشخص کرده و از بروز بسیاری از تعارضات پیشگیری می‌کند.

۲. آموزش راه‌حل‌های جایگزین برای حل اختلاف

فرزندان باید بیاموزند که در دعواهای خواهر و برادری از چه روش‌هایی نمی‌توانند برای به‌کرسی نشاندن حرف خود استفاده کنند و چه روش‌هایی جایگزین مناسب است. والدین باید فهرستی از رفتارهای مشاجره‌آمیز را به همراه راه‌حل‌های جایگزین در اختیار فرزندان قرار دهند. برای نمونه، اگر کودک از دست‌زدن به اسباب‌بازی‌هایش ناراضی است، به‌جای کتک‌کاری، باید شیوه درست بیان مخالفت و پیشنهاد مشارکت را بیاموزد.

3. ایجاد فعالیت‌های مشترک بیرون از خانه

فراهم‌آوردن موقعیت‌هایی که فرزندان در فضای بیرون از خانه فعالیت‌های گروهی داشته باشند، موجب تقویت همدلی و مراقبت آنان از یکدیگر می‌شود. والدین باید از این بستر برای کاهش تنش‌های درون‌خانگی و افزایش همکاری میان فرزندان بهره گیرند.

4. رفتار اختصاصی به‌جای رفتار یکسان

برخی محققان (1) معتقدند که برخورد یکسان با همه فرزندان ضروری نیست؛ بلکه باید به نیازهای منحصربه‌فرد هر کودک پاسخ داد. این رفتار اختصاصی نباید به تبعیض و ناعدالتی بینجامد، بلکه باید متناسب با نیاز و شأن هر فرزند باشد.

5. مشاجره ‌گریزی همیشه راه‌حل نیست

مشاجره سازنده، بخشی طبیعی از رشد اجتماعی کودکان است و می‌تواند به استقلال فکری و تقویت قدرت بیان و حتی سازگاری آنان کمک کند. والدین نباید انتظار داشته باشند فرزندان همواره با یکدیگر موافق باشند. به‌جای منع کامل مشاجره، باید به آنان آموزش دهند که چگونه با مهربانی و بیان روشن، خواسته‌های خود را مطرح کنند و نیاز به زورگویی یا پرخاش نداشته باشند.

6. مدیریت حس مالکیت همراه با آموزش اشتراک

اجازه داده شود هر فرزند برای خود اسباب‌بازی اختصاصی داشته باشد و از عبارت «مال منه» استفاده کند. این کار به ارضای حس مالکیت کمک می‌کند، اما در کنار آن، مهارت اشتراک‌گذاری و همیاری نیز باید آموزش داده شود.

7. ممنوعیت تماشای فیلم‌های نامناسب

محتوای خشونت‌آمیز رسانه‌ها، تأثیر مستقیم بر رفتار پرخاشگرانه کودکان دارد. تماشای فیلم‌ها و بازی‌های خشن، رفتارهای نادرست را در فرزندان درونی می‌سازد و آنان را به تقلید از شخصیت‌های منفی ترغیب می‌کند. والدین باید نظارت جدی بر محتوای مصرفی فرزندان داشته باشند.

8. پرهیز از مقایسه فرزندان با یکدیگر

مقایسه فرزند با خواهر یا برادرش، برای اصلاح رفتار، زمینه‌ساز خشم، کینه و بدبینی آنان نسبت به یکدیگر و والدین می‌شود. مثلاً نباید گفت: «چرا تو مانند برادرت لباس‌هایت را آویزان نمی‌کنی؟»

9. پرهیز از تبعیض و رعایت عدالت

رفتار اختصاصی نباید به تبعیض بینجامد، زیرا تبعیض تخم کینه و دشمنی می ‌پاشد. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند:

 «بین فرزندان به مساوات رفتار کنید، چنان‌که دوست دارید در نیکی و محبت به شما به مساوات رفتار کنند.» (2)

 باید توجه شود که حتی در مواردی به‌ظاهر کم‌اهمیت مانند بوسیدن یکی از فرزندان و نبوسیدن دیگری نیز تبعیض محسوب می‌شود. (3)

10. اصلاح ارتباط والدین با یکدیگر

الگوی ارتباطی والدین، به‌طور مستقیم بر روابط فرزندان تأثیر می‌گذارد. رفتارهای ناسالمی همچون دورویی، دروغ، خلف وعده، کینه‌توزی، تمسخر، سرزنش و زورگویی میان والدین، در میان فرزندان نیز بازتولید می‌شود. والدین باید الگوی سالمی از ارتباط باشند تا فرزندان از آن پیروی کنند.

11. پرهیز از زندگی آشفته و بی‌قانون

نظم، مسئولیت و همکاری، سه رویکرد اساسی در خانواده است. والدین باید رفتارهای پذیرفتنی و ناپذیرفتنی را تعیین کنند و در صورت بروز رفتارهای ناشایست، واکنش به‌موقع نشان دهند. مسئولیت‌ها باید مشخص و نظارت بر آن‌ها منطقی باشد و انتظار کمال از فرزندان نداشته باشند.

12. تقویت عواطف مثبت و همدلی میان فرزندان

دعواها اغلب ناشی از عدم درک متقابل و ضعف همدلی است. والدین باید با آموزش مهارت همدلی، به فرزندان بیاموزند که چگونه خود را جای دیگری بگذارند و احساسات خواهر یا برادر خود را درک کنند. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرمایند:

 «هرکس دوست دارد خداوند به او عقل دهد، باید آنچه را برای خود می‌پسندد برای دیگران نیز بپسندد.» (4)

 این اصل، پایه همدلی و مدارا در روابط خواهر و برادری است.

13. آموزش مهارت‌های خودکنترلی و مدیریت خشم

بسیاری از دعواها ناشی از عدم توانایی در کنترل خشم است. والدین باید به فرزندان بیاموزند که در هنگام عصبانیت، چگونه خود را کنترل کنند و از واکنش‌های آنی و پرخاشگرانه پرهیز نمایند. تکنیک‌هایی مانند تنفس عمیق، شمردن تا ده، یا ترک موقت موقعیت، می‌تواند در این زمینه مؤثر باشد.

14. تقویت روحیه گذشت و بخشش

والدین باید فرزندان را به عفو و بخشش تشویق کنند و نشان دهند که پس از هر دعوا، گذشت و آشتی، نشانه بزرگی و کرامت انسانی است. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرمایند:

 «هرگاه بر دشمن خود توانا شدی، گذشت از او را سپاسگزاری از توانایی خود قرار ده.» (5)

15. توجه به زمان‌های خاص و شرایط فیزیولوژیک

بسیاری از دعواها در زمان‌های خاصی مانند خستگی، گرسنگی، یا نزدیک به خواب رخ می‌دهد. والدین باید به این شرایط توجه داشته باشند و در این زمان‌ها، از فرزندان انتظار رفتار ایده‌آل نداشته باشند. مدیریت زمان بازی، استراحت و تغذیه، می‌تواند به‌طور چشمگیری از تعداد دعواها بکاهد.

16. شناسایی علل زمینه‌ساز دعواها

شناخت علل رفتارهای پرخاشگرانه که منجر به دعوا می‌شود، گامی مؤثر در پیشگیری از آن‌هاست. ازجمله این علل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد (6)

• تقویت رفتار توسط والدین با تذکر ندادن

• مشاهده رفتار والدین در برداشتن وسایل دیگران بدون اجازه

• عدم دسترسی کودک به وسیله یا عدم امکان تهیه آن

• انتقام‌جویی یا آسودگی خاطر از رفتار فرزند دیگر

• تبعیض بین فرزندان

• تداخل زمانی در انجام کارهای مشترک

 

نکته دوم: راهکارهای اصلاحی و مدیریت دعوا (مداخله در هنگام وقوع)

این دسته شامل اقداماتی است که والدین هنگام بروز دعوا یا مشاجره باید به‌کار گیرند تا از آسیب‌های روحی و جسمی جلوگیری کرده و رابطه فرزندان را ترمیم نمایند.

1. تغییر نقش‌ها

در مواردی که یکی از فرزندان نقش زورگو و دیگری نقش قربانی را به خود گرفته است، والدین باید با تغییر این نقش‌ها، چرخه ناسالم را بشکنند. برای این منظور، باید از سرزنش مداوم فرزند زورگو پرهیز کرده و با مهربانی خواسته‌های خود را مطرح کنند و برای فرزند قربانی نیز مهارت مذاکره و تعامل را تقویت نمایند. (7)

2. محروم کردن

در مواردی که احتمال بروز دعوا وجود دارد، پیش از وقوع آن، باید پیامدهای مشخصی مانند محرومیت از وسیله مورد نزاع یا تماشای تلویزیون، به فرزندان گوشزد شود. اگر فرزندان به درخواست والدین برای یافتن راه‌حل توجه نکنند، باید به‌تناسب سن و ظرفیتشان، از بازی با یکدیگر محروم شوند.

3. جلوگیری از نهادینه شدن رفتارهای نادرست

در اولین رفتار ناشایست، باید واکنش مناسب نشان داده و نادرستی کار را روشن کرد. برای جبران رفتار نادرست، روش‌هایی همچون عذرخواهی، تقسیم خوراکی یا بخشیدن اسباب‌بازی آموزش داده شود. تغافل در موارد جزئی جایز است، اما تکرار یک رفتار نادرست بدون بازخواست، آن را نهادینه می‌کند.

4. مداخله مؤثر و مدیریت هدفمند دعواها

دعواهای خواهر و برادری، اگر مدیریت شوند، می‌توانند کارکردهای مثبتی داشته باشند. شیوه مداخله باید منطقی و رشددهنده باشد و شامل تکنیک‌های زیر باشد:

• پرهیز از پیش‌داوری درباره یکی از فرزندان

• تشویق و پاداش در هنگام سازش و رفتارهای محبت‌آمیز

• یادآوری توانایی‌های مثبت هر یک در هنگام مشاجره برای زمینه‌سازی سازش

• نهی قاطع از هرگونه خشونت فیزیکی در خانه

• حفظ صبوری و خویشتن‌داری در برخورد با دعواها

• در نظر گرفتن مجازات مشترک برای هر دو طرف (مانند انجام کاری باهم)

• بررسی علل مشاجره، به‌ویژه بر سر وسایل و استفاده از راه‌حل‌هایی چون:

o تقاضای مؤدبانه برای گذشت از حق

o معامله با والدین (بخشیدن وسیله در ازای اجابت درخواست دیگر)

o حمایت از حق با واگذاری تصمیم‌گیری نهایی به خود فرزندان

5. تعیین سطح مشاجره و مداخله متناسب

دعواها در سطوح مختلفی رخ می‌دهند و نوع مداخله باید متناسب با شدت آن تنظیم شود. در ادامه به چند سطح و نحوه مداخله اشاره می‌شود.

• سطح یک: مشاجره جزئی بدون آسیب جسمی و روحی: والدین می‌توانند کمترین مداخله را داشته باشند و بگذارند خودشان مشکل را حل کنند.

• سطح دو: مشاجره شدید همراه با پرخاشگری: والدین باید با تأیید عصبانیت هر دو، تبیین موقعیت، بازگویی دیدگاه‌ها و ارائه راه‌حل، مداخله مفید داشته باشند.

• سطح سه: دعوا با آسیب احتمالی: والدین باید احساسات خود را از دعوا ابراز کنند (مثلاً «این سروصدا منو ناراحت می‌کند،») خطرات را شرح دهند، فرزندان را از هم جدا کنند، هرکدام را به اتاق خود بفرستند و جداگانه با آن‌ها گفت‌وگو کنند. در صورت فوق‌العاده بودن سطح مشاجره، جلسه مشترک با حضور هر دو برای ارائه راه‌حل برگزار شود.

6. استفاده از روش «دور کردن از موقعیت» در هنگام اوج دعوا

هنگامی‌که دعوا به اوج می‌رسد و فرزندان توانایی کنترل خود را از دست می‌دهند، بهترین راه، جدا کردن آنان از موقعیت و فرستادنشان به اتاق‌های جداگانه برای مدتی است تا هر دو آرام شوند. پس از آرامش، می‌توان درباره علت دعوا و راه‌حل‌های آن با آنان گفت‌وگو کرد.

 

نتیجه

مدیریت مؤثر دعوای فرزندان، مستلزم تلفیق راهبردهای پیشگیرانه و اصلاحی است. در حوزه پیشگیری، والدین باید با وضع قوانین شفاف، آموزش مهارت‌های جایگزین حل اختلاف، تقویت همدلی، خودکنترلی و روحیه بخشش، ایجاد فعالیت‌های مشترک بیرون از خانه، مدیریت حس مالکیت همراه با اشتراک، نظارت بر محتوای رسانه و اصلاح الگوی ارتباطی خود، زمینه تنش را بزدایند. همچنین پرهیز از مقایسه و تبعیض، رعایت عدالت، برقراری نظم، توجه به شرایط فیزیولوژیک (خستگی و گرسنگی،) شناسایی علل ریشه‌ای مانند انتقام‌جویی یا تقویت ناخواسته و پذیرش مشاجره‌ سازنده به‌جای منع کامل، از بروز تعارضات می‌کاهد. در مواجهه با دعوا، مداخله باید هدفمند و متناسب با سطح آن باشد؛ در مشاجرات جزئی کمترین دخالت، در پرخاشگری شدید تأیید احساسات و ارائه راه‌حل و در موارد آسیب‌زا جداسازی فیزیکی، گفتگوی جداگانه و دورکردن از موقعیت صورت گیرد. تغییر نقش‌های ناسالم (زورگو و قربانی)، اعمال پیامدهای مشخص مانند محرومیت، جلوگیری از نهادینه‌شدن رفتار نادرست با واکنش به‌موقع، تشویق به سازش و استفاده از مجازات مشترک یا واگذاری تصمیم‌گیری به خودشان، به شکستن چرخه زورگویی و ترمیم رابطه کمک می‌کند.

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. ایمانی، محسن؛ شیروانی، الهام، علل بروز درگیری‌های فرزندان در خانواده و نحوه مدیریت و اصلاح آن‌ها، تهران، پرکاس، ۱۳۹۲.

2. بابایی خورزوقی، علی، والدین و دوره حساس نوجوانی، اصفهان، دارخوین، 1399.

پی‌نوشت‌ها:

1. فیبر، ادل؛ مازلیش، الین، خواهران و برادرانی بدون رقابت، ترجمه مریم وتر، تهران، علم، ۱۳۸۷، ص ۱۱۵.

2. فیض کاشانی، محسن، المحجه البیضاء، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۸۳، ج ۲، ص ۴۶.

3. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، شریف رضی ۱۴۱۳ ق، ص ۳۲۱.

4. «مَن أَحَبَّ أَن یُعطیَهُ اللّه‌ُ عَقلَهُ فَلْیُحِبَّ لِلنّاسِ ما یُحِبُّ لِنَفسِهِ.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح ۸۶۶۵.

5. «إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّکَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُکْرًا لِلْقُدْرَهِ عَلَیْهِ.» سید رضی‏، نهج‌البلاغه، مصحح: صبحی صالح، قم، هجرت‏، 1414 ق، حکمت ۲۰.

6. ایمانی، محسن؛ شیروانی، الهام، علل بروز درگیری‌های فرزندان در خانواده و نحوه مدیریت و اصلاح آن‌ها، تهران، پرکاس، ۱۳۹۲، ص ۲۹-۳۴.

7. فیبر، ادل؛ مازلیش، الین، خواهران و برادرانی بدون رقابت، ترجمه مریم وتر، تهران، علم، ۱۳۸۷، ص 125-169.

راهکارهای ارتباط سازنده و صمیمانه با فرزند
ارتباط سازنده با نوجوان با احترام، همدلی، گفت‌وگوی شفاف و حفظ استقلال و حریم خصوصی او، اعتماد و صمیمیت خانواده را تقویت می‌کند.

پرسش :

 رابطه من و فرزندم خوب نیست. احساس می‌کنم نه من حرف او را می‌فهمم و نه او حرف مرا؛ چکار کنم تا بتوانم ارتباطی سازنده و صمیمانه با او داشته باشم؟

پاسخ:

یکی از چالش‌های والدین در برخی خانواده‌های امروزی، برقراری ارتباطی مؤثر، سازنده و پویا با فرزندان است. این مهم فراتر از محبت و خیرخواهی صرف، نیازمند کسب مهارت‌‌های ارتباطی خاصی است که با شناخت نیازهای روانی و رشدی فرزندان همراه باشد. در این نوشتار به مجموعه‌‌ای از نکات کاربردی اشاره می‌شود که توجه و کاربست آنها می‌تواند زمینه‌ساز ارتباطی صمیمانه، احترام‌آمیز و پایدار میان والدین و فرزندان گردد.

1. پرهیز از ملامت‌گری در برابر خطاها

فرزندان در برهه‌های مختلف رشد به‌ویژه دوران نوجوانی، خطاها و اشتباه‌های مکرری دارند که این امر نه‌تنها طبیعی، بلکه از اقتضائات انسان‌ است. ملامت و سرزنش بی‌‌وقفه در مواجهه با هر خطایی، نه‌تنها اثر بازدارندگی ندارد، بلکه به‌تدریج سبب کاهش اعتمادبه‌نفس و افزایش احساس گناه و حقارت در فرزند می‌شود و او را از والدین جدا می‌کند و موجب به‌وجودآمدن فاصله و شکاف و اختلاف میان آنها می‌شود. در روایتی آمده است: «ملامت زیاد، دشمنی می‌آورد» (1).

2. تکریم شخصیت و تفکیک آن از رفتار

هنگام بروز خطا، شایسته است ابتدا از ویژگی‌های مثبت شخصیتی فرزند یاد شود تا او احساس ارزشمندی کند؛ سپس رفتار نادرستش به گونۀ غیرتحقیرآمیز تذکر داده شود. میان «شخصیت» و «رفتار» باید تفکیک قائل شد تا اصل شخصیت فرزند مخدوش و تخریب نشود و او احساس نکند که تمام وجودش زیر سؤال رفته است. این رویکرد، زمینه را برای پذیرش تذکر و اصلاح رفتار فراهم می‌کند.

3. پرهیز از تجسس بی‌جا در امور دینی

پس از واگذاری تکالیف دینی، پیگیری انجام آنها ضروری است؛ اما تجسس درباره صحت و سقم ادعای فرزند در انجام تکالیف ممکن است به مرور زمان سبب نفرت او از دستورات دینی یا والدین شود. بهتر است با اعتماد به سخن فرزند و با پیش‌فرض صداقت او، از کنجکاوی افراطی پرهیز شود. در سیره امام خمینی رحمة الله علیه آمده است که پس از پرسش از نماز فرزندان، به پاسخ «خواندم» بسنده می‌کردند و هیچ‌گونه بازجویی و کنجکاوی نمی‌کردند (2).

4. پرکردن شکاف‌های شناختی و عاطفی

برای برقراری ارتباطی مؤثر با نوجوان یا جوان باید ادراکی دقیق از شرایط زندگی، دغدغه‌ها و دنیای درونی او به ‌دست آورد. والدین با پاسخ به پرسش‌های زیر می‌توانند میزان شناخت خود را از فرزندشان ارزیابی کنند:

* فرزند شما بیشتر انرژی خود را صرف چه کاری می‌کند؟

* چه مسائل شخصی او را درگیر کرده است؟

* چه چیزهایی او را آزرده‌خاطر می‌کند؟

* چه کسانی بیش از همه بر اندیشه و رفتار او تأثیر دارند؟

* نام سه دوست صمیمی او را بگویید.

* در مشکلات حاد، بیشتر به چه کسی مراجعه می‌کند؟

* از نظر او بزرگ‌ترین نقطۀ قوتش چیست؟

* بزرگ‌ترین نقطۀ ضعفش چیست؟

* بهترین سرگرمی مورد علاقه‌اش چیست؟

* غذاهای مورد علاقه‌اش کدام است؟

* قهرمانان مورد علاقه‌اش چه کسانی هستند؟

* در ارتباط با جنسیت خود چه نگاهی دارد؟

* در ارتباط با بدن و ظاهر خود چه تصوری دارد؟

اگر والدین در پاسخ به درصد بالایی از این پرسش‌ها ناتوان باشند، یعنی شکاف عمیقی میان آنها و فرزندشان وجود دارد که مانع ارتباط مؤثر و پویا خواهد شد و نشانۀ آن است که دنیای فرزند با تصورات و انتظارات والدین هماهنگ نیست.

5. اصلاح زاویۀ نگاه و بازبینی باورهای غلط

برخی بینش‌های نادرست دربارۀ شیوۀ تعامل با فرزند، مانعی جدی در بهبود روابط است؛ از جمله «اگر با فرزندم دوست شوم، دیگر برای حرف‌هایم ارزشی قائل نمی‌شود»، «فرزندم از اول بچه خوبی نبود»، «باید به هر طریق ممکن او را سر‌به‌راه کنم» و «آنها هیچ درک و منطقی ندارند». بازبینی و بازطراحی این نگرش‌ها، گامی اساسی در اصلاح ارتباط و ایجاد فضای احترام و اعتماد متقابل است.

6. شیوۀ سخن‌گفتن برای جلب توجه و گوش‌دادن فعال

برای واداشتن نوجوان به گوش‌دادن فعال باید از کلمۀ «من» برای بیان احساسات استفاده کرد تا فرزند احساس خطاب و نصیحت مستقیم نکند. همچنین باید پیام‌ها را دقیق، شفاف و غیرابهام‌آمیز طراحی کرد، در موضوعات با بار عاطفی از قبل اندیشید و حتی نوشت تا از شتاب‌زدگی در بیان پرهیز شود و همواره عشق و محبت خود را در قالب پیام‌های کلامی و غیرکلامی ابراز داشت (3).

7. شفاف‌سازی منطق رفتاری برای فرزند

بهتر است والدین والدین تا حد امکان دلیل تصمیم خود را برای فرزند تبیین کنند؛ مثل دلیل ممنوعیت تمسخر، دیروقت بیرون‌بودن یا رانندگی بدون همراه. درواقع به ‌جای بیان آمرانه و خشک، از طریق بیان علت نادرستی آن رفتار انتقال داده شود. این کار افزون بر کاهش احتمال مخالفت و مقاومت فرزند، بینش صحیحی به او می‌دهد و او را به این درک می‌رساند که نهی‌ها و امرهای والدین از سر خودخواهی نیست، بلکه منطقی پشت آنها وجود دارد، هرچند در نهایت فرزند آن منطق را نپذیرد.

8. حمایت هوشمندانه در چالش‌ها

نوجوان و جوان در دوره رشد با مشکلات و چالش‌های متعددی روبروست. والدین باید در این شرایط در کنار او باشند؛ با وجود این، حمایتشان باید هوشمندانه و متناسب با موقعیت باشد. گاهی لازم است مشکل را به‌کلی والدین حل کنند؛ گاهی همراه با تذکراتی درباره اشتباه‌ها، گاه با مشورت بدون دخالت مستقیم و گاهی نیز بدون اطلاع فرزند موانع رفع گردد تا احساس استقلال و توانمندی او حفظ شود.

9. اجازۀ پرسشگری و گفتگوی آزادانه

نوجوان با انبوهی از پرسش‌ها و تعارض‌های اخلاقی، دینی و هویتی مواجه است؛ ازاین‌رو به طور طبیعی از بسیاری امور حتی مسائل منافی با عفت، پرسش‌هایی مطرح می‌کند. این نوع کنجکاوی‌ها نباید والدین را غافلگیر یا آشفته کند، بلکه باید باب گفتگو را برای فرزند بگشایند. در سیره پیامبراکرم صلی الله علیه وآله آمده است که جوانی برای اجازه زنا خدمت حضرت رسید؛ اما حضرت با پرسش‌های هدفمند و منطقی، بینش او را اصلاح کرد و جوان به‌اختیار از عمل خود منصرف شد (4).

10. ابراز عواطف مثبت و حمایت‌گری عاطفی

حالات عاطفی در هنگام ارتباط، بر انگیزش، ادراک، تصمیم‌گیری و قضاوت‌های بین‌فردی تأثیر می‌گذارند (5). ابراز عواطف مثبت و خوشایند در برخورد با فرزندان، سبب شکل‌گیری و افزایش دوستی و علاقه می‌شود و روابط والدین و فرزندان را مستحکم‌تر می‌کند. پژوهش‌های جامعه‌شناختی نشان می‌دهد وجود‌نداشتن روابط محبت‌آمیز و حمایت‌گرانه و نیز بدرفتاری و خشونت والدین از عوامل مهم کج‌روی فرزندان است (6).

11. ارتقای سطح گفتگو

نوجوانان اغلب عادت به پاسخ‌های کوتاه و مبهم دارند که مانع عمق‌یابی ارتباط می‌شود. برای خروج از این چرخه و ارتقای سطح گفتگو به سطحی عمیق‌تر و صمیمی‌تر، باید به تکنیک‌های ذیل توجه کرد:

* انتخاب موضوع اثربخش که نتیجه دهد؛

* چشم‌پوشی از برخی بدخلقی‌ها؛

* ابراز درک احساسات با جملاتی نظیر «من واقعاً درک می‌کنم که تو باید چه احساسی داشته باشی»؛

* پرهیز از تأیید افراطی تمام احساسات؛

* بیان خاطرات و تجربیات مشابه والدین از دوران جوانی؛

* استفاده از شوخی و مزاح متناسب که صمیمیت می‌آورد؛

* گوش‌دادن بدون نقد و نصیحت و مشورت‌گرفتن در امور روزمره؛

* اهمیت‌دادن به مشکلات و نگرانی‌های او؛

* برخورد محترمانه و فراموش‌نکردن اینکه فرزند دیگر کودک نیست و شایسته احترام همچون هر بزرگسال دیگری است.

12. همدلی عملی و ملموس

همدلی فراتر از گفتن «من احساس تو را درک می‌کنم» است و باید به ‌گونه‌ای باشد که فرزند آن را به‌خوبی احساس کند. برای تحقق همدلی، لازم است ابتدا تجربه عاطفی فرزند دقیقاً درک شود، سپس آن درک به‌درستی در قالب کلمات منتقل گردد و از نشانه‌ها و حرکات غیرکلامی مانند حالات چهره و زبان بدن نیز برای ابراز همدلی استفاده شود. این رویکرد موجب جلب اعتماد فرزند به والدین می‌شود و او را به پذیرش توصیه‌ها ترغیب می‌کند. حتی در صورت نارضایتی از نتیجه، مقاومت کمتری نشان می‌دهد و همکاری بیشتری با والدین خواهد داشت.

13. احترام به استقلال‌طلبی و هویت فردی

اگر نوجوان یا جوان احساس کند که او را انسانی مستقل و بالغ نمی‌دانند، ممکن است برای اثبات استقلال خود به رفتارهای نادرست و گاه سرکشانه روی آورد تا از این طریق توجه دیگران را جلب کند و هویت خود را تثبیت بخشد. احترام به استقلال شخصیتی و مالی او به صورت معقول، از بروز این واکنش‌های منفی پیشگیری می‌کند. در سیره امام خمینی رحمة الله علیه آمده است که با دادن پول‌توجیبی به فرزندان و آزادگذاشتن آنها در خرج‌کردن، به استقلال مالی آنان اهمیت می‌دادند (7).

14. تقویت مهارت گوش‌دادن فعال

یکی از مهم‌ترین ارکان ارتباط مؤثر، توانایی گوش‌دادن فعال است. والدین باید زمانی را به شنیدن بدون قطع‌کردن، قضاوت‌نکردن و آماده‌سازی پاسخ اختصاص دهند. گوش‌دادن فعال به فرزند این پیام را می‌دهد که نظرات و احساسات او برای والدین ارزشمند است و همین امر موجب به‌وجودآمدن اعتماد و صمیمیت بیشتر می‌شود.

15. پرهیز از مقایسۀ فرزند با دیگران

مقایسه فرزند با همسالان، خواهران و برادران یا همکلاسی‌ها، یکی از آفت‌های جدی ارتباط والدین و فرزندان است. این کار عزت ‌نفس فرزند را خدشه‌دار می‌کند و احساس ناکارآمدی و رقابت ناسالم را در او برمی‌انگیزد.

16. به‌رسمیت‌شناختن و مدیریت تعارضات

تعارض و اختلاف‌نظر در هر رابطه‌ای طبیعی است؛ مهم دراین‌باره، شیوۀ مدیریت و حل تعارضات است. والدین باید یاد بگیرند که اختلاف‌ها را به ‌جای سرکوب یا تشدید، به فرصتی برای گفتگو و شناخت متقابل تبدیل کنند. استفاده از عبارات «من» به ‌جای «تو»، تمرکز بر مشکل نه شخص و جستجوی راه‌حل‌های بردبرد، از روش‌های مؤثر در‌این‌باره است (8).

17. اهمیت زمان‌های کیفی و فعالیت‌های مشترک

گذراندن زمان‌های کیفی (نه کمّی) در کنار فرزند یکی از مؤثرترین راه‌های تقویت رابطه است. فعالیت‌های مشترکی همچون ورزش، گردش، بازی، مطالعه کتاب یا حتی آشپزی با هم، فرصت‌های غیررسمی برای گفتگو و نزدیکی عاطفی را فراهم می‌آورد. این لحظات، حافظه عاطفی مثبتی در ذهن فرزند ایجاد می‌کند و بستر مناسبی برای برقراری ارتباط عمیق‌تر است.

18. احترام به حریم خصوصی با رعایت حد اعتدال

نوجوانان و جوانان به حریم خصوصی خود حساس هستند. والدین باید ضمن حفظ نظارت منطقی، به حریم شخصی فرزند مانند فضای مجازی، اتاق شخصی و مکالمات خصوصی او احترام بگذارند. ورود بی‌رویه و تجسس در امور خصوصی، اعتماد را از بین می‌برد و فرزند را به پنهان‌کاری سوق می‌دهد. البته این مسئله به معنای بی‌توجهی و رها‌کردن نیست، بلکه منظور نظارت غیرمحسوس و همراه با احترام است.

19. برقراری ارتباط غیرکلامی مثبت

ارتباط به کلمات محدود نمی‌شود. زبان بدن، لحن صدا، تماس چشمی و حالات چهره، پیام‌های قدرتمندی به فرزند منتقل می‌کنند. لبخند گرم، نگاه محبت‌آمیز، بغل‌کردن و نوازش و حتی سکوت همراه با توجه می‌تواند بیش از کلمات، احساس امنیت و پذیرش را در فرزند ایجاد کند.

20. آموزش غیرمستقیم از طریق داستان، مثال و الگوی عینیبودن

فرزندان به‌ویژه نوجوانان، گاهی در برابر پند و اندرز مستقیم مقاومت نشان می‌دهند. استفاده از داستان‌ها، تمثیل‌ها و مثال‌های عینی به‌ویژه الگوی عینی‌بودن خود والدین، روشی مؤثر و غیرمستقیم برای انتقال مفاهیم اخلاقی و تربیتی است.

نتیجه:

ارتباط صمیمانه و سازنده با فرزند به‌ویژه در دوران نوجوانی و جوانی، فرایندی هدفمند و چندسویه است که از رهگذر تلفیق آگاهانۀ مهارت‌های ارتباطی تحقق می‌یابد. این فرایند با پرهیز از ملامت‌گریِ مخرب، تفکیک رفتار از شخصیت فرزند و ترک تجسس‌های بی‌جا در امور دینی آغاز می‌شود و با تلاش برای پرکردن شکاف‌های شناختی و عاطفی از طریق شناخت دقیق دنیای درونی او، اصلاح باورهای غلط والدینی و به‌کارگیری شیوۀ گفتگوی غیرخطابی و شفاف ادامه می‌یابد. شفاف‌سازی منطق پشت تصمیمات، حمایت هوشمندانه و متناسب با موقعیت و گشودن فضای پرسشگری آزادانه، همراه با ابراز عواطف مثبت و ارتقای سطح گفتگو به سوی همدلی عملی و ملموس، زمینه‌ساز اعتماد و نزدیکی عاطفی می‌شود. در این مسیر، احترام به استقلال‌طلبی و هویت فردی، گوش‌دادن فعال، پرهیز از مقایسه، مدیریت خردمندانه تعارضات، اختصاص زمان‌های کیفی برای فعالیت‌های مشترک، رعایت حریم خصوصی با نظارتی محترمانه، بهره‌گیری از ارتباط غیرکلامی مثبت و آموزش غیرمستقیم از طریق داستان و الگوی عینی‌بودن والدین، حلقه‌های مکمل این زنجیره تربیتی هستند.

برای مطالعۀ بیشتر:

1. محمدرضا احمدی؛ «مبانی روان‌شناختی ارتباط مؤثر والدین با فرزندان در محیط خانواده»؛ فصلنامه معرفت، ش ۱۰۴، 1385 ش، ص ۱۸ ـ ۲۶.

2. علی بابایی خورزوقی؛ والدین و دوره حساس نوجوانی (آنچه والدین باید درباره دوره نوجوانی بدانند)؛ اصفهان: دارخوین، 1399 ش.

پی‌نوشت‌ها:

1. ابومحمد حسن ابن‌شعبه حرانی؛ تحف العقول؛ قم: اسلامی، 1404 ق، ص ۸۱.

2. علی‌اکبر سبزیان؛ زندگی به سبک روح‌الله؛ مشهد: الشمس، 1389 ش، ص ۴۹.

3. کیت کلی؛ بزرگ‌کردن نوجوان؛ ترجمۀ فرزانه نوری؛ تهران: نشر نواندیش، ۱۳۸۹ ش، ص ۳۶ ـ ۴۱.

4. محمد محمدی ری‌شهری؛ حکمت‌نامه جوان؛ قم: دارالحدیث، ۱۳۸۹ ش، ص ۸۰.

5. حسین بستان؛ اسلام و جامعه‌شناسی خانواده؛ قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳ ش، ص ۱۰۰.

6. اون هارجى و دیگران؛ مهارت‌های اجتماعی در ارتباط میان‌فردی؛ ترجمۀ خشایار بیگی و مهرداد فیروزبخت؛ تهران: نشر رشد، ۱۳۸۴ ش، ص ۲۷۴.

7. علی‌اکبر سبزیان؛ زندگی به سبک روح‌الله؛ ص 64.

8. جی مک‌گرا؛ پرکردن شکاف؛ ترجمۀ مهدی قراچه‌داغی؛ تهران: آسیم، 1387 ش، ص 38.

راهکارهای تقویت عفت جنسی در فرزندان
پرورش عفت جنسی فرزندان با پیشگیری از تحریک، تقویت دین‌داری و حیا، شکل‌دهی هویت فطری و پیشگیری از نابهنجاری، از راه مراقبت و آموزش هدفمند انجام می‌شود.

پرسش:

با توجه به تأکید امامان معصوم علیهم السلام بر عفت جنسی، برای ایجاد و تقویت عفت جنسی در فرزندانمان، چه کارهایی می‌توانیم انجام دهیم؟

پاسخ:

در جامعۀ امروز که ارزش‌های اخلاقی با چالش‌های گوناگونی مواجه است، تربیت فرزندانی عفیف و پاک آرزوی هر پدر و مادر متدین و آگاهی است. در این نوشتار می‌کوشیم با بیانی ساده و کاربردی، اقدامات اساسی و راهکارهایی عملیاتی برای تقویت عفت جنسی در فرزندان ارائه دهیم تا والدین بتوانند با به‌کاربردن این رهنمودها، ضمن محافظت از فرزندان خود در برابر آسیب‌ها، نسلی پاک و بافضیلت تربیت کنند.

بخش اول: اصول رشد و تقویت عفت جنسی

برای ایجاد و تقویت عفت جنسی در فرزندان می‌توان چند اصل کلی اارئه داد که بر تمام فعالیت‌ها و اقدامات تربیتی والدین حاکم است؛ به طوری که در همۀ مراحل و شرایط و نیز اقدامات تربیتی مرتبط با عفت جنسی به کار گرفته می‌شوند. کاربست این اصول از طریق راهکارها و تکنیک‌های تربیتی، نقشی بنیادین در ایجاد و تقویت عفت جنسی دارد.

نکتۀ اول: اصل پیشگیری از تهییج و تحریک

یکی از اساسی‌ترین راه‌های برون‌رفت از بی‌عفتی مرتبط با غریزۀ جنسی و نیز تقویت و رشد عفت در اخلاق اسلامی، کنترل تحریک‌پذیری و تهییج این غریزه است. اخلاق دینی با شناختی که از غریزه جنسی ارائه می‌دهد و بر آن پافشاری می‌کند، منطقی ویژه درباره این غریزه اعمال می‌کند؛ منطقی که با این تصور که رها‌کردن مسیر ارضای غریزه جنسی موجب سیر‌شدن و بی‌میلی و آسودگی در آن می‌شود، متفاوت است. تأکید در اخلاق دینی بر این است که غریزۀ جنسی غریزه‌ای عمیق، نیرومند و دریاصفت است و هرچه بیشتر اطاعت شود، سرکش‌تر می‌شود (1). بر اساس این نگرش، تحریک و تهییج و آزادی بی‌قید این قوه نه‌تنها سبب اشباع و ارضای درست و بهنجار آن نمی‌شود، بلکه موجب به‌وجودآمدن انحراف‌ها و آسیب‌های بی‌شماری می‌شود؛ ازاین‌رو والدین باید بکوشند تا از هر عامل به‌وجودآورندۀ تحریک و تهییج این غریزه پرهیز کنند.

نکتۀ دوم: اصل شکل‌دهی نقش و هویت جنسی مطابق فطرت

شرایط و اقدامات تربیتی باید به گونه‌ای فراهم شود تا فرزند در مسیر رشد غریزه جنسی، رشدی بهنجار و مطابق با خلقت خود داشته باشد. بر اساس این اصل، تلاش بر این است تا هویت جنسی و نقش‌های جنسیتی فرد بر هم منطبق شود تا فرزند نظر مثبتی به هویت جنسی و نیز نقش‌های جنسیتی خود داشته باشد و رفتارها و کنش‌های مطابق با آنها را به‌خوبی ایفا کند؛ به گونه‌ای که دختر به دختر‌بودن خویش و پسر به پسر‌بودن خود افتخار کنند و نقش‌های مرتبط با آن را به‌خوبی ایفا نمایند و والدین نیز فعالیت‌ها و اقدامات خود را با نقش و هویت جنسی فرزندان انطباق دهند.

نکتۀ سوم: اصل تحکیم دین‌داری برای تقویت عفت جنسی

غریزه جنسی یکی از امیال طبیعی وجود انسان است که به طور طبیعی به مرحله شکوفایی می‌رسد؛ بر همین اساس یکی از مهم‌ترین اصول برای در‌امان‌ماندن از آثار و پیامدهای منفی آن، تقویت خودمهارگری فرزند است که از طریق تحکیم دین‌داری ایجاد می‌شود. درواقع مهم‌ترین عامل در تقویت عفت به‌ویژه عفت جنسی، تقویت اعتقادات دینی و پایبندی به اعتقادات مذهبی است که به شکل نیرویی باطنی و خودمهارگر فرد را از انجام کارهایی برخلاف عقل و شرع باز‌می‌دارد. مذهب و اعتقادات مذهبی مهم‌ترین عامل در تصحیح رفتارهای اخلاقی و ایجاد ضمانت اجرایی برای تحقق آنها هستند.

نکتۀ چهارم: اصل تحکیم و تقویت حیا

حیا در اخلاق اسلامی جایگاه رفیعی دارد؛ به طوری که در رأس مکارم اخلاق قرار می‌گیرد. در تعریف حیا گفته‌اند نیرویی‌ است مهارکننده و نظم‌دهنده که رفتار و افکار انسان را بر اساس شرع و عرف تنظیم می‌کند (2). بر همین اساس تقویت و نهادینه‌کردن عنصر حیا در فرزندان، سبب جلوگیری از بسیاری از آفت‌های غریزه جنسی می‌‌شود. درواقع حیا موجب پدید‌آمدن عفت می‌شود؛ همچنان‌که حضرت علی علیه السلام فرموده است: «نتیجۀ حیا‌داشتن، عفت است» (3). نهادینه‌کردن و تقویت تدریجی این عنصر فرد را از رفتارها، کنش‌ها، تخیلات و اندیشه‌ دربارۀ مسائل جنسی پرهیز می‌دهد و شرایط مناسبی برای تقویت عفت جنسی فراهم می‌کند. انسان باحیا نه‌تنها خود به رفتار، گفتار و اندیشه جنسی دست نمی‌زند، بلکه از دیدن هرزگی و بی‌حیایی‌های دیگران نیز پرهیز می‌کند.

نکتۀ پنجم: اصل پیشگیری از نابهنجاری‌ها و کژکاری غریزه جنسی

مراد از نابهنجاری جنسی در تلقی دینی، هر نوع رفتاری است که برخلاف فطرت و طبیعت این غریزه باشد (4). بنابراین پیشگیری از نابهنجاری جنسی یعنی پیشگیری از هرآنچه برخلاف فطرت این غریزه و برخلاف کمال نهایی آن است. عوامل مختلفی در ایجاد نابهنجاری جنسی دخالت دارند. کودکی که دچار سوءاستفاده جنسی شده است، در بزرگسالی بروز برخی نابهنجاری های جنسی مانند بچه‌بازی و برخی کژکارکردهایی مانند اختلال واژینیسم در او محتمل است. تحقیقات برخی متخصصان بالینی نشان داده است اختلال شخصیت مرزی واکنش پیچیده‌ای به آسیب سوءاستفاده‌شدن جنسی در دوران کودکی است (5). تحقیقات در کشور ما نیز نشان می‌دهد حدودده‌درصد افراد جامعه به اختلالات جنسی مبتلا هستند (6)؛ بنابراین والدین باید مراقبت کنند فرزند آنها دچار اختلالات و کژکاری‌های مرتبط با غریزه جنسی نشود.

بخش دوم: فراهم‌آوردن زمینه‌ها و عوامل تحقق اصول اساسی (راهکارهای عملیاتی)

بعد از شناخت اصول اساسی رشد و تقویت عفت جنسی، باید به راهکارهای عملی تحقق آنها اشاره کرد. این راهکارها در دو دسته جای می‌گیرند که هر کدام دو سطح دارند؛ دستۀ اول راهکارهای ایجابی هستند که از یک‌سو زمینه‌های مناسب رشد عفت جنسی را فراهم می‌کنند و با عنوان «علل اعدادی» مطرح هستند؛ از سوی دیگر عواملی که نقش مستقیمی در تقویت عفت ایفا می‌کنند. دستۀ دوم راهکارهای سلبی هستند که به فعالیت‌های سلبی و ممنوع اشاره دارند؛ این دسته نیز از یک‌سو مربوط به زدودن زمینه‌هایی است که موجب بی‌عفتی می‌شود؛ از سوی دیگر به موانعی اشاره دارد که راه تقویت عفت جنسی را سد می‌کند.

نکتۀ ششم: شناخت انحراف‌های جنسی و راه‌های مقابله با آنها

هر رفتاری که برخلاف فطرت و هدف خلقت غریزه جنسی باشد، انحراف محسوب می‌شود و باید کوشید فرزند از گرفتار‌شدن به انحراف‌های جنسی مصون بماند. روشن است که برای تحقق این مهم، در گام نخست انواع رفتارها و انحراف‌های جنسی شناخته شود تا اولاً بتوان از ابتلای به آنها جلوگیری کرد؛ ثانیاً در صورت بروز بتوان با آنها مقابله نمود. در این قسمت به چند مورد شایع از این نوع انحراف‌ها و اختلال‌ها اشاره می‌کنیم و راهکارهایی برای برون‌رفت از آنها ارائه می‌شود.

 

* هم‌جنس‌بازی: به این معناست که فرد می‌کوشد با هم‌جنس خود به روابط جنسی بپردازد وخود را ارضا کند (7). برای پیشگیری از این اختلال توجه به دو نکته لازم است:

الف) منع از تجربۀ روابط لذت‌بخش جنسی در دوران کودکی از هم‌جنس؛

ب) منع از ایجاد تجربه‌های ناخوشایند از جنس مخالف در دوران خردسالی.

* خود‌ارضایی: خودارضایی یا استمنا آثار منفی بر روان و جسم فرد دارد و مانع تأثیر روش‌های تربیتی می‌شود. از عواملی که در پیشگیری از این بیماری مؤثر است، می‌توان به کنترل نگاه، ایجاد مشغله علمی و فکری، انجام فعالیت‌های پرتحرک، کنترل نوع غذاهای مورد استفاده، نپوشیدن لباس‌های تنگ چسبان و پلاستیکی، کنترل حس لامسه و کنترل ارتباط با محارم اشاره کرد.

* نظربازی: مراد از نظربازی، چشم‌چرانی و نگاه از روی لذت به نامحرم و مظاهر شهوانی است. این عمل نوعی عادت و ارضای جنسی به دنبال دارد (8) و مقدمه‌ای است برای رفتارهای پرخطر. برای پیشگیری از این اختلال منع تماشای محرک‌های جنسی لازم است.

* بچه‌بازی: یعنی نوجوان یا بزرگسال به کودکان تمایل جنسی کنترل‌ناپذیر دارد (9). والدین باید در نوع پوشش کودک دقت داشته باشند و لباس‌های سبب تحریک جنسی این‌گونه افراد را نپوشانند؛ همچنین کودک را در خلوت با افراد اجنبی قرار ندهند.

* تمایل به مفعول واقع‌شدن: از دیگر انحراف‌های جنسی، تمایل به فاعل‌خواهی مردان است. مبدل‌پوشی و آرایش‌های زنانه از جمله نشانه‌های این بیماری است. نوع فعالیت‌هایی که به کودک واگذارمی‌شود، در پیشگیری یا ایجاد این انحراف جنسی تأثیرگذار است.

* تبرج و خودنمایی زنان: از دیگر نابهنجاری‌های جنسی است که در آن برخی زنان با خودنمایی و جلوه‌نمایی می‌کوشند توجه مردان را به خود جلب کنند و با این عمل به ارضای جنسی خود می‌پردازند (10)، پوشیدن لباس‌های تنگ و رنگارنگ، برهنه‌کردن قسمت‌هایی از بدن مانند پا، دست‌ها، گوش‌ها و گردن، به شکل عروسک‌درآوردن کودکان دختر و ...، از نشانه‌های این بیماری است. نهادینه‌کردن ارزش‌ها و اعتقادات دینی به‌ویژه عنصر حیا و عفت در دختران برای دور‌کردن از این اختلال مؤثر است.

* عورت‌نمایی: عورت‌نمایی از انحراف‌های جنسی میان مردان است. از جمله ویژگی‌های تشخیصی این انحراف، خیال‌پردازی‌های برانگیزندۀ جنسی شدید، رفتارهای جنسی مانند کشف عورت در انظار عمومی، بازی‌کردن با آلت در اماکن عمومی و پوشیدن شلوارهای دارای فاق کوتاه است (11). والدین باید بکوشند از هرگونه کشف عورت کودک، نگاه به آن و بازی با آن خودداری کنند.

نکتۀ هفتم: مراقبت ذهنی

حالت‌های روحی و روانی والدین در هنگام انعقاد نطفه به لحاظ زمینه‌سازی برای تربیت و تقویت عفت جنسی اثر دارد. در برخی روایات از آمیزش با همسر درحالی‌که میل و شهوت زن دیگری در ذهن مرد است، منع شده و آمیزش در این حالت را موجب اختلال در جنسیت و حافظۀ نوزاد دانسته‌اند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می‌فرمایند: «با شهوت زن دیگری با همسرت جماع مکن؛ چون ممکن است دارای فرزندی شوی که زن‌صفت، ماده‌صفت و تباه‌مغز باشد» (12).

نکتۀ هشتم: جدایی مکان

درحالی‌که کودکی در اتاق باشد، مرد نباید با همسرش آمیزش داشته باشد. به نظر می‌رسد نه‌تنها نباید کودکان آمیزش والدین را ببینند، بلکه در مکان آمیزش نیز نباید حضور داشته باشند. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «پیامبر الهی صلی الله علیه و آله فرمود: به خدا سوگند، اگر مردی با همسرش آمیزش کند و در اتاق طفل بیداری باشد که آن دو را در حال جماع مشاهده نماید و سخنانشان و حتی صدای نفس‌کشیدنشان را بشنود، آن کودک هرگز موفق نخواهد بود؛ و اگر پسر باشد یا دختر، سرانجام آلوده به زنا خواهد شد» (13).

نکتۀ نهم: سازگاری و سازش

اختلاف و ناسازگاری والدین موجب اضطراب روحی در فرزندان می‌شود. تحقیقات بر رفتارهای چندهزار نفر از نوجوانان بزهکار، نشان می‌دهد در خانواده‌هایی که سازش پدر و مادر کمتر است، درصد انحراف و بزهکاری فرزندان بیشتراست (14)؛ در برخی موارد عادت به خودارضایی در پسران و دوستی دختران با پسران به دلیل تسکین اضطراب‌ها و ناراحتی‌های روحی و روانی است که بر اثر ناسازگاری والدین در منزل ایجاد شده است (15). پرهیز از اختلاف و ناسازگاری و ایجاد فضایی امن و پیوند عاطفی محکم والدین با یکدیگر یکی از عوامل دوری فرزندان از انحرافات و اختلالات جنسی است.

نکتۀ دهم: کنترل دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها و خواندنی‌ها

گفته شد یکی از اصول اساسی در عفت جنسی، جلوگیری از تحریک و تهییج این غریزه است. از سوی دیگر، از جمله مهم‌ترین عوامل تحریک غریزۀ جنسی، کنترل‌نکردن چشم و گوش است. همچنین خواندن رمان‌ها، داستان‌ها و طنزهای جنسی و محرک موجب تحریک می‌شود؛ بنابراین لازم است والدین مداوم و مستمر از آنچه فرزندشان می‌بیند یا می‌شنود یا می‌خواند، کنترل لازم را داشته باشند. امرزوه به دلیل فروان‌شدن استفاده از گوشی‌های هوشمند، انواع و اقسام تصاویر، فیلم‌ها، موسیقی‌ها و داستان‌های جنسی در دسترس کودکان و نوجوانان است که باید والدین کنترل همۀ آنها را در برنامۀ خود داشته باشند. ایجاد انضباط در استفاده از فضای مجازی و به طور کلی آنچه مربوط به دیدن، شنیدن و خواندن است باید از سوی والدین کنترل و محدودیت‌هایی برای آن وضع شود.

نکتۀ یازدهم: کنترل خوردنی‌ها و پوشیدنی‌ها

بر اساس اصل پیشگیری از تحریک و تهییج، توجه به دو عامل تغذیه و پوشش در کنترل قوای جنسی و تقویت عفت ضروری است.

تغذیه: نوع مواد غذایی مصرفی می‌تواند بر میزان تحریک‌پذیری غریزۀ جنسی تأثیرگذار باشد؛ بنابراین پرهیز از زیاده‌روی در مصرف غذاها و خوراکی‌های محرک به‌ویژه در دوران نوجوانی و جوانی که این غریزه در حال شکوفایی است، توصیه می‌شود.

پوشش: لباس و نوع پوشش نیز هم برای خود فرد و هم برای دیگران می‌تواند عاملی محرک باشد. انتخاب لباس‌های مناسب، غیرتنگ و متناسب با شئون اخلاقی به کاهش تحریک کمک می‌کند. عادت به پوشش‌های نامناسب و تحریک‌کننده، به‌تدریج می‌تواند حیا را در وجود فرد تضعیف کند و او را به سمت رفتارهای ناهنجار سوق دهد. این مراقبت در مورد پوشش فرزندان، برای دختران حائز اهمیت بیشتری است.

نکتۀ دوازدهم: کنترل حریم محرم و نامحرم

والدین باید دربارۀ رعایت حریم محرم و نامحرم اهتمام داشته باشند، آموزش‌های لازم را به تناسب سن فرزندان به آنها بدهند و از حریم‌شکنی مراقبت کنند. والدین باید بکوشند فرزندشان تجربۀ لذت‌بخش جنسی با جنس مخالف خود را نداشته باشد؛ همچنین افزون بر کنترل معاشرت او با جنس مخالف، محدودیت‌هایی برای او وضع شود؛ از سوی دیگر باید به تناسب سن و رشد قوای جنسی این محدودیت‌ها باید بیشتر و دقیق‌تر شود؛ برای نمونه پوشش دختری که به سن تکلیف رسیده است، در مقابل نامحرم باید با رعایت حدود شرعی باشد یا شوخی دختر و پسری که به سن تمیز رسیده‌اند، کنترل و حریم‌های آن تذکر داده شود. همچنین خلوت با ناهم‌جنس کنترل شود و تجربۀ روابط لذت‌بخش حذف شوند.

 

نکتۀ سیزدهم: تدبیر در پاسخ

پرسیدن پرسش‌هایی مانند اینکه من از کجا آمدم؟ بچه‌ها چطور به دنیا می‌آیند؟ چرا مردها بچه به دنیا نمی‌آورند؟ و ... در سن زیر هفت سال از سوی کودکان شایع است. نوع پاسخ والدین در این‌گونه پرسش‌ها بسیار مهم است. نباید این‌گونه پرسش‌ها بی پاسخ بماند، بلکه با بیان چند جملۀ کوتاه، پاسخی درخور فهم کودک داده شود. همچنین نباید با تندی و خشونت برخورد شود. پاسخ نیز به گونه‌ای باشد که سبب تحریک کودک و موجب کنجکاوی‌های جنسی او نشود (16). رویکرد دینی در پاسخ این‌گونه پرسش‌ها می‌تواند مفید باشد؛ مثلاً تمثیل و تشبیه پیرامون خلقت به کار گرفته شود.

نکتۀ چهاردهم: حساسیت و آموزش مسائل شرعی به تناسب رشد قوای جنسی

کودک از سنی خاص، تفاوت بین بدن زن و مرد را درک می‌کند؛ همچنین هرچه به دوران بلوغ و بزرگ‌سالی نزدیک می‌شود، قوای جنسی او بیشتر اوج می‌گیرد و فعال می‌شوند؛ ازاین‌رو کم‌کم کشش‌های جنسی و میل به جنس مخالف در او اوج می‌گیرد. بنابراین لازم است والدین دربارۀ این مسائل حساسیت لازم را داشته باشند و اقدامات و مراقبت‌هایی انجام دهند. البته مراد این نیست که آشکارا به آموزش‌های جنسی بپردازند، بلکه بایسته است همواره به مسئله آموزش مسائل شرعی و احکام روابط زن و مرد، حجاب و حیا اهتمام داشته باشند و کودک را متوجه وظایف دینی‌اش کنند. همچنین لازم است به تناسب رشد فرزند، به آموزش‌هایی پیرامون خطرها و عواقب اعمال و رفتارهای جنسی در زندگی دنیا و آخرت پرداخته شود. آموزش‌ها نباید به گونه‌ای باشد که موجب کنجکاوی جنسی، تحریک غریزه جنسی و ایجاد دغدغۀ ذهنی جنسی شود.

نکتۀ پانزدهم: کنترل معاشرت با هم‌جنس

روابط و معاشرت فرزند با هم‌جنس خود باید به‌درستی مدیریت شود. عدم کنترل و مدیریت روابط کودک با هم‌جنس خود ممکن است زمینه‌ساز انحراف‌های جنسی شود. کودکان یا نوجوانانی که با هم‌سالان از جنس خود تجربه‌های لذت‌بخشی دارند، ممکن است در بزرگسالی نیز بخواهند همان تجربه‌ها را تکرار کنند. این افراد حتی پس از ازدواج نیز تمایل دارند با همسر خود به شیوه‌ای جمع شوند که به کودک هم‌جنس خود در دوران کودکی نزدیک می‌شده‌اند (17).

نکتۀ شانزدهم: جداسازی بسترها

وقتی فرزندان به هفت تا ده‌سالگی رسیدند، باید بستر آنها از یکدیگر شود. مراد از جداسازی، جداکردن بستر پسر از دختر نیست، بلکه به مطلق جداسازی بستر کودکان اشاره شده است؛ بنابراین جداسازی بستر پسر از پسر و دختر از دختر را هم دربر می‌گیرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می‌فرمایند: «بسترهای پسر و پسر، دختر و دختر و پسر و دختر را از ده‌سالگی از هم جدا کنید» (18). اختلافی دراین روایات دربارۀ زمان جدایی بستر کودکان وجود دارد؛ با این وجود در برخی روایات شش‌سالگی، در برخی هفت‌سالگی و در برخی ده‌سالگی زمان جدایی بستر فرزندان از یکدیگر قرار داده شده است. شاید سرچشمۀ این اختلاف‌ها، در‌نظرگرفتن شرایط کودکان به لحاظ تحریک‌پذیری جنسی باشد.

نکتۀ هفدهم: تمایز در فعالیت‌ها

تفکیک فعالیت‌ها و امور مرتبط با کودکان بر اساس جنسیت آنها می‌تواند زمینه مناسبی برای تربیت جنسی مطلوب فراهم آورد. ایجاد تمایز در فعالیت‌ها و شئون مرتبط با جنسیت فرد از جمله دستورات دینی در تربیت جنسی است. امام صادق علیه السلام در جواب فردی که از آراستن با طلا پرسیدند، می‌فرمایند: «آراستن با طلا برای زنان و دختران آری؛ اما برای پسران خیر» (19). برخی از این تمایزات که لازم است والدین و مربیان دربارۀ آنها دقت‌نظر لازم را داشته باشند، عبارت‌اند از:

الف) تمایز در کارها و فعالیت‌ها: نوع کار و فعالیتی که به کودکان واگذار می‌شود، متناسب با جنسیت‌شان باشد.

ب) تمایز در هدیه و اسباب‌بازی: نوع اسباب‌بازی‌ها و هدیه‌هایی که برای کودک خریداری می‌شود، باید به تناسب جنسیت‌اش باشد؛ برای مثال توپ و تفنگ و ماشین اسباب‌بازی پسرانه و عروسک و قابلمه و کاسه اسباب‌بازی دخترانه است.

ج) تمایز در مجالس و محافل: بهتر است برای بردن کودک به مجالسی مانند نماز جماعت و عروسی و مشاهد مشرفه، تناسب جنسیتی رعایت شود؛ از‌این‌رو کودک پسر همراه با مادر و کودک دختر همراه با پدر به این‌گونه مجالس برده نشود.

نکتۀ هجدهم: مادر و دختر، پسر و پدر

بایسته است کارهای مرتبط با دختر بر عهده مادر قرار گیرد و امور و شئونات مرتبط با پسر بر عهدۀ پدر باشد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: «امور دختران را به مادران آنها واگذارید» (20). پدر باید روابط خود را با دختر و مادر با پسر به گونه‌ای منطقی کم کند تا هر کدام از فرزندان با الگوگیری از والد هم‌جنس خود به نقش‌های جنسیتی مرتبط با خلقت خود بپردازند و از جهت عاطفی، شناختی و رفتاری هویت و نقش جنسیتی متناسب با خلقت خود بیابند.

نکتۀ نوزدهم: حیای جنسی والدین

برخی والدین به تصور خردسال‌بودن فرزندان، مسائل مربوط به امور زناشویی را در برابر فرزندانشان رعایت نمی‌کنند؛ درحالی‌که این نوع رفتارها به منزله الگوهای ناهشیار عمل می‌کند و بر عفت جنسی فرزند تأثیرگذار است. کودک هر آنچه را می‌بیند، به خاطر می‌سپارد و در ذهن او نقش می‌بندد. معصومان علیهم السلام به این مسئله بسیار دقت‌نظر داشته‌اند؛ به طوری که امام صادق علیه السلام در روایتی به اهمیت حیای جنسی از زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اشاره می‌کنند و درنهایت می‌فرمایند: «علی بن الحسین علیهم السلام هرگاه می‌خواست با همسرش هم‌بستر شود، درها را می‌بست، پرده‌ها را می‌انداخت و خدمتکاران را بیرون می‌کرد» (21). بوسیدن و درآغوش‌گرفتن یا دیگر موارد معاشقه و ملاعبۀ والدین در حضور کودک یا پوشیدن لباس‌های نیمه‌برهنه و زننده، تصویرهای ذهنی برای کودک ایجاد می‌کند؛ تصویرهایی که ممکن است تا مدت‌های مدیدی پایدار بماند و زمینۀ بی‌عفتی فراهم آید.

نکتۀ بیستم: ستر عورت

پوشاندن عورت در مقابل کودک از دیگر دستورات مورد تأکید برای تقویت عفت جنسی است. باید از هر کاری که موجب کشف عورت والدین و به طریق اولی دیگران برای کودک می‌شود، پرهیز کرد؛ همچنین از بردن کودک به حمام در‌حالی‌که والدین برهنه هستند، پرهیز شود. آموزش‌های جنسی که مستلزم این نوع شناخت‌ها باشند، روا نیستند. همچنین لازم است اعضای جنسی خود کودک نیز پوشانده شوند. بنابراین باید در حضور دیگران و حتی خواهر و برادرهای او عورت کودک پوشیده باشد.

نکتۀ بیست‌و‌یکم: منع کنجکاوی و بازی جنسی

ممکن است کودکان دور از چشمان والدین به کنجکاوی‌های جنسی بپردازند و بازی‌های جنسی انجام دهند؛ برای مثال دور از چشمان والدین لباس یکدیگر را درآورند و با اعضای جنسی یکدیگر بازی کنند. برای پرهیزدادن از چنین رفتارهایی از تنهاگذاشتن کودکان جلوگیری شود. همچنین رفتارها و بازی‌های کودکان غیر‌مستقیم کنترل شود و از بازی‌هایی که جنبه جنسی دارند، منع شوند. در موارد وقوع این‌گونه بازی‌ها نیز با ملایمت، زشت‌بودن این رفتارها توضیح داده شود.

نکتۀ بیست‌و‌دوم: پیشگیری از سوء‌استفادۀ جنسی

تحقیقات نشان می‌دهد بسیاری از نابهنجاری‌های جنسی ریشه در آسیب‌های روحی دارند (22). برخی متخصصان بالینی طبق تحقیقاتی که انجام داده‌اند، معتقدند بسیاری از اختلال‌های جنسی ناشی از چنین آسیب‌هایی است. اختلال شخصیت مرزی واکنش پیچیده‌ای به آسیب سوء‌استفادۀ جنسی در دوران کودکی است (23). همچنین برخی کژکاری‌های جنسی مانند واژینیسم (مقاربت دردناک) گاه ریشه در همین مسئله دارد (24). بنابراین لازم است روابط کودک با غربیه‌ها و حتی آشنایان کنترل گردد و اطلاعاتی کلی دربارۀ چگونگی تعامل با دیگران به فرزند داده شود؛ باید این‌گونه مسائل تحت عناوینی مانند حیا و عفاف توضیح داده شوند. والدین باید به کودکان خود بیاموزند که هیچ‌گاه نباید به کسی اجازه دهند لباس‌شان را درآورد یا با اعضای جنسی‌شان بازی کند.

نکتۀ بیست‌و‌چهارم: منع بوسیدن، در‌آغوش‌گرفتن و بازی با اعضای جنسی

از بوسیدن و درآغوش‌گرفتن کودکان در سنین شش و هفت‌سالگی به بعد باید خودداری شود. امام کاظم علیه السلام می‌فرمایند: «وقتی دختر به شش‌سالگی رسید، جایز نیست مردی که محرم او نیست، او را ببوسد و در آغوش بگیرد» (25)؛ همچنین از بوسیدن لب‌ها و دهان فرزندی که دوران صغارت را پشت سر می‌گذارد، باید پرهیز شود.

نکتۀ بیست‌و‌پنجم: مبدل‌پوشی ممنوع

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمایند: «خدا لعنت کند مردانی را که خود را شبیه زنان می‌کنند و زنانی که خود را شبیه مردان می‌سازند» (26). مبادرت به چنین رفتارهایی، آسیب‌های جنسی را در پی خواهد داشت. به گفته محققان یکی از اختلال‌های جنسی، یادگارپرستی همراه با مبدل‌پوشی است (27). این اختلال در مردان یافت می‌شود؛ به این ترتیب که مرد علاقۀ کنترل‌ناپذیری برای پوشیدن لباس‌های زنانه دارد و از این طریق ارضای جنسی می‌شود. این اختلال اغلب با استمنا و خیال‌پردازی‌های جنسی همراه است (28). روان‌شناسان بالینی معتقدند اغلب افرادی که با این نوع اختلال مواجه می‌شوند، معمولاً مبدل‌پوشی را در دوران کودکی تجربه کرده‌اند (29)؛ بنابراین لازم است والدین از هرگونه مبدل‌پوشی چه از روی تفریح و چه از روی شوخی و برای شادکردن فرزند پرهیز کنند.

نتیجه:

ایجاد و تقویت عفت جنسی در فرزندان، فرایندی تدریجی، هوشمندانه و مستلزم آگاهی، برنامه‌ریزی و عمل هماهنگ والدین است. این مهم با پایبندی به اصول بنیادین پنج‌گانه شامل پیشگیری از تحریک، شکل‌دهی هویت جنسی فطری، تحکیم دینداری، تقویت حیا و پیشگیری از نابهنجاری‌های جنسی آغاز می‌شود. سپس باید به‌کارگیری راهکارهای عملی ایجابی و سلبی در همه ابعاد زندگی محقق شوند؛ از جمله از طریق مراقبت‌های ذهنی والدین در هنگام انعقاد نطفه، سازگاری والدین، مدیریت و کنترل دقیق محتوای شنیدنی‌ها، دیدنی‌ها، خواندنی‌ها، خوردنی‌ها و پوشیدنی‌های محرک، الزام به رعایت حریم‌ محرم و نامحرم، آموزش‌ مسائل شرعی متناسب سن، تدبیر در پاسخ به پرسش‌های جنسی، تفکیک جنسیتی در بستر، در فعالیت‌ها و نقش‌ها و در پوشش، پوشیدگی اعضای جنسی و روابط جنسی و پیشگیری جدی از هرگونه سوءاستفاده، کنجکاوی و بازی جنسی، امکان تحقق اصول پیش‌گفته باید فراهم شود.

برای مطالعۀ بیشتر:

1. روح‌الله شهریاری؛ «الگوی تربیت جنسی با رویکرد اسلامی»؛ فصلنامه تربیت تبلیغی، ش 13 و 14، 1395 ش، ص 5 ـ 38.

2. علی‌نقی فقیهی؛ «خانواده و شیوه‌های تربیت جنسی کودکان، مبتنی بر آموزه‌های اسلامی»؛ فصلنامه تربیت تبلیغی، ش 13 و 14، 1395 ش، ص 39 ـ 62.

پی‌نوشت‌ها:

1. مرتضی مطهری؛ اصول فلسفه و روش رئالیسم؛ چ 17، تهران: صدرا، 1391 ش، ص 107.

2. عباس پسندیده؛ غنچه‌های شرم: نگاهی نو به مفهوم حیا؛ قم: دارالحدیث، 1386 ش، ص 10.

3. «ثمرة الحیاء العفّه» (عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی؛ غررالحکم و درر الکلم؛ مصحح: سیدمهدی رجایی؛ چ 2، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1410 ق، ص ۳۶۱.

4. محمدتقی مصباح یزدی؛ اخلاق در قرآن؛ چ 5، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1391 ش، ج 2، ص 210.

5. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیب‌شناسی روانی؛ مترجم: یحیی سیدمحمدی؛ چ 11، تهران: نشر روان، 1392 ش، ج 2، ص 202.

6. غلامرضا متقی‌فر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ چ 2، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1389 ش، ص 26.

7. غلامرضا متقی‌فر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ ص 205.

8. غلامرضا متقی‌فر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ ص 211.

9. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیب‌شناسی روانی؛ ج 2، ص 7.

10. غلامرضا متقی‌فر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ ص 216.

11. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیب‌شناسی روانی؛ ج 2، ص 13.

12. «لاتُجَامِعِ امْرَأَتَکَ‏ بِشَهْوَهِ امْرَأَهِ غَیْرِکَ فَإِنِّی أَخْشَى إِنْ قُضِیَ بَیْنَکُمَا وَلَدٌ أَنْ یَکُونَ مُخَنَّثاً أَوْ مُؤَنَّثاً مُخَبَّلا» (محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ من لایحضره الفقیه؛ قم: جامعه المدرسین، 1404 ق، ج ‏3، ص 551)

13. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ من لایحضره الفقیه؛ ج 3، ص 551.

14. ابوالقاسم اکبری؛ عوامل ناسازگاری کودک و نوجوان؛ [بی‌جا]: رشد و توسعه، 1384 ش، ص 47.

15. ابوالقاسم اکبری؛ عوامل ناسازگاری کودک و نوجوان؛ ص 47.

16. علی‌نقی فقیهی؛ تربیت جنسی: مبانی، اصول و روش‌ها از منظر قرآن و حدیث؛ چ 5، قم: دارالحدیث، 1391 ش، ص 129.

17. غلامرضا متقی‌فر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ ص 206.

18. محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ بیروت: مؤسسة الوفا، 1404 ق، ج 104، ص 96.

19. «نَعَم النِّساءَ وَالجوارِیَ، وَاما الغُلامانُ فَلا» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج 66، ص 540).

20. «آمرُوا النساءَ فی بَناتِهنَّ» (علی بن حسام‌الدین متقی هندی؛ کنز العمال فی سنن الاقوال والافعال؛ بیروت: مکتبه التراث الاسلامی، 1397 ق، ج 16، ص 309).

21. «کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام إِذَا أَرَادَ أَنْ یَغْشى‏ أَهْلَهُ، أَغْلَقَ الْبَابَ، وَ أَرْخَى السُّتُورَ، وَ أَخْرَجَ الْخَدَمة» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج ‏11، ص 142).

22. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیب‌شناسی روانی؛ ج 2، ص 202.

23. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیب‌شناسی روانی؛ ج 2، ص 202.

برای مقابله با لجبازی و بی‌نظمی کودکان وضع قوانین در خانه وتعیین خط قرمز رفتارهای نامناسب وتنبیهات کوتاه باید انجام شود درمقابل رفتارهای خوب کودک باید تشویق شود

پرسش:

پسری هشت‌ساله دارم که لجبازی می‌کند و بی‌نظم است؛ چگونه برخورد کنم؟

 

پاسخ:

مقدمه

دوران کودکی، عادت‌های اخلاقی و رفتاری کودکان شکل می‌گیرد و کم‌کم در وجودشان تثبیت می‌شود؛ به همین دلیل لازم است که والدین در این دوران فرصت تربیت را از دست ندهند، چرا که با عبور از این دوران تغییر و اصلاح رفتار فرزندان کار سختی خواهد بود. در دوران دبستان لجبازی بچه‌ها و بی‌نظمی آنها تا حدی طبیعی است. در حقیقت بچه‌ها به دلیل این که می‌خواهند حس استقلال در وجود خود را به اثبات برسانند، گاهی به لجبازی رو می‌آورند. البته طبیعی بودن این حالت به معنی این نیست که نباید برای رفع آن تلاش کرد.

پاسخ تفصیلی

در وهلة اول علت لجبازی را مورد بررسی قرار دهید. چه چیزی باعث شده فرزند شما لجبازی کند؟ آیا شما به اندازة کافی به او محبت می‌کنید؟ گاهی لجبازی بچه‌ها نوعی واکنش برای دیده‌شدن است. کودکانی که کمتر محبت می‌بینند و بیشتر نیاز به جلب ‌توجه دارند سعی می‌کنند با لجبازی، بیشتر و بهتر دیده شوند. گاهی لجبازی ناشی از تمایل فرزند به استقلال‌طلبی است. او می‌خواهد با انجام کاری که نسبت به آن اصرار می‌ورزد، حس استقلال خودش را نشان دهد؛ چون والدین او را جدی نگرفته‌اند و به او استقلال نداده‌اند؛ بنابراین با محبت ورزیدن به کودک و مسئولیت‌بخشی به او باید این حس استقلال را تقویت کرد.

1. اصل قانون‌گرایی

بنای خانواده باید مبتنی بر اصول اخلاقی و تربیتی باشد و خانواده‌ای که از این اصول بهره‌ای نبرد مجبور است چالش‌های فراوانی را تجربه کند. از مهم‌ترین اصول تربیتی که می‌تواند بچه‌ها را از لجبازی یا بی‌نظمی دور سازد اصل قانون‌گرایی است. اگر ما می‌خواهیم امر مهمی را در خانواده دنبال کنیم باید آن را به شکل قانون درآوریم؛ مثلاً برای بچه‌ها قانون بگذاریم که قبل و بعد از غذا دستانشان را بشویند و یا حتماً هر شب مسواک بزنند. لازم است برای فرزندان تبیین کنید که برخی قوانین در خانواده قابل‌مذاکره و حذف نیستند؛ بنابراین اگر فرزند حتی به دلیل لجبازی تمایلی برای انجام آن عمل نداشته باشد؛ چون آن را به شکل یک قانون در خانواده تلقی می‌کند خود را ملزم به رعایت آن می‌بیند. استمرار و پایبندی همة اعضای خانواده به این قوانین باعث می‌شود تا خانه و خانواده نظم منطقی پیدا کند.

2. اصل تعیین خط‌قرمزها و تنبیه

بر والدین لازم است از همان ابتدا فرزندان خود را نسبت به خط‌قرمزها آشنا نمایند؛ بنابراین یکی از اصول تربیتی و اخلاقی در خانواده، توجه دادن کودکان و نوجوانان به اثرات نامطلوب رفتارهایشان است. وقتی کودک لجبازی می‌کند و خط‌قرمزها را رد می‌کند لازم است او را نسبت به عواقب رفتارش آگاه نمایید. مثلاً اگر شاهد بی‌نظمی یا لجبازی او بودید، برای یک ساعت یا کمتر او را از انجام کاری که دوست دارد (مثلاً تماشای تلویزیون) محروم نمایید و به او هشدار دهید که این تنبیه پیامد لجبازی یا بی‌نظمی اوست. تنبیه باید بلافاصله بعد از عمل زشت فرزند انجام شود و البته هرگز نباید از تنبیهات سخت بهره برد چرا که نتیجه معکوس دارد.

3. اصل تشویق

ایجاد شوروشعف، حرکت و سرعت، رغبت و شوق به کار، شکوفایی استعدادها، اعتمادبه‌نفس، تکرار و تداوم عمل، جهت‌دهی اعمال و کردار، ازجمله فواید تشویق است. برای رفع لجبازی فرزند زمانی که او رفتارهای مثبت دارد باید بسیار مورد تشویق و تحسین قرار گیرد. در واقع زمان‌هایی که لجبازی نمی‌کند و یا نظم را رعایت کرده و منظم است باید او را تشویق کرده و از رفتارهای خوبش تعریف نمایید. توجه به رفتارهای مثبت، احتمال تکرار آن را افزایش می‌دهد.

4. تقویت رابطه کلامی

کم‌رنگ‌ترین ویژگی در روابط والدین و فرزندان امروزی، ارتباط کلامی است. برقراری گفت‌وگوی دوستانه بین شما و فرزندتان و پایبندی به تمام قواعد و اصول یک گفت‌وگوی صحیح، همچون عدم قضاوت عجولانه، پرهیز از شتاب‌زدگی، پرهیز از تعصب، خوب شنیدن و خوب توجه‌کردن به گفته‌ها، می‌تواند آغازگر یک ارتباط صمیمانه و عامل تبعیت فرزندتان از شما باشد. روابط عاطفی و کلامی ازجمله ویژگی‌هایی است که باید در بین اعضای یک خانواده ساری و جاری باشد. امروزه به دلیل مشکلات متعدد، آستانة تحمل اعضای خانواده پایین آمده و اعضاء حوصلة یکدیگر را ندارند. در صورتی که اگر والدین و سایر اعضاء به تأثیر رد و بدل کردن عواطف و تأثیر اعجاب‌انگیز گفت‌وگو پی ببرند، به‌راحتی از آن نمی‌گذرند. درنظرگرفتن دقایقی از روز برای گفت‌وگو بین اعضاء و توسعه‌دادن مصادیق رفتارهای عاطفی می‌تواند در این میان کمک بزرگی به‌حساب آید. گوش‌دادن فعال و درک احساسات کودک، می‌تواند لجبازی او را کاهش دهد.

5. اصل تعادل و پرهیز از افراط‌وتفریط

تربیت‌هایی با مبنای محبت‌های افراطی در خانواده‌های امروزی به همان میزان خطر دارد که تربیت‌های متحکمانه و آمرانه در خانواده‌های گذشته داشت. خانواده‌ها باید تمرین تعادل کنند و توجه بیش از حد به خود و یا فرزند را کنار گذاشته و از آن طرف از بی‌توجهی به خود و یا فرزند نیز اجتناب نمایند. در برخورد با فرزند لجباز لازم است انعطاف‌پذیر باشید و گاهی حق انتخاب را به او بدهید. لجبازی و پافشاری والدین روی یک امر درحالی‌که آن مسئله قابلیت انعطاف داشته باشد لجبازی کودکان را نتیجه می‌دهد؛ بنابراین در مواردی که می‌شود انعطاف به خرج داد و آسان‌تر گرفت، حتماً منعطف باشید.

6. اصل عمل‌گرایی

تأثیر رفتار والدین بر فرزندان، مخصوصاً رفتار مادر، بر هیچ‌کس پوشیده نیست. در امر تربیت دینی اگر قرار باشد آموزه‌های تربیت اسلامی را به فرزندتان آموزش دهید؛ اما خودتان اهل عمل نباشید، به نتیجة مطلوب نخواهید رسید. کودکان تا قبل از نوجوانی به‌خوبی یاد گرفته و می‌بینند و ضبط کرده و بعد از آن تقلید می‌کنند. در روایت آمده است:

 «امام صادق علیه‌السلام فرمودند: وقتی آیة «أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکمْ وَ أَهْلِیکمْ ناراً» نازل شد، مردم از پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌و‌اله پرسیدند، ما چگونه خود و خانواده‌مان را از آتش حفظ نماییم؟ پیامبر پاسخ دادند: کارهای خوب و خیر انجام دهید و به خانواده‌تان هم تذکر دهید، آن‌ها را بر طاعت دستورات خدا تربیت نمایید».(1)

 اگر والدین خودشان بی‌نظم و لجباز باشند، قطعاً بچه‌ها هم سراغ بی‌نظمی و لجبازی خواهند رفت.

7. پرهیز از خشونت

مطمئناً استفاده از خشونت و اجبار در تربیت تأثیر منفی دارد و هرگز از طریق بدخلقی و دعوا و دادوفریاد و اعمال روش‌های خشک و مستبدانه نخواهید توانست به هدف خود برسید. وقتی والدین با لجبازی فرزند مواجه می‌شوند، لازم است آرامش خود را حفظ کرده و با لحنی آرام، اما قاطع با او گفت‌وگو کنند.

8. هماهنگی در تربیت

روش تربیتی مادر و پدر باید یکسان و مشابه باشد؛ بنابراین در جریان لجبازی فرزندان، والدین باید از مشارکت یکدیگر بهره برده و سعی کنند تا با همیاری همدیگر تربیت دینی فرزند خود را تثبیت نمایند.

9. تربیت از طریق هنر

والدین برای پرورش معنوی، اخلاقی و رفتاری فرزندان خود می‌توانند از قصه‌ها و داستان‌های تربیتی قرآن، بازی‌ها و سرگرمی‌ها با موضوعات دینی، کارهای هنری همچون خطاطی، نقاشی، عکاسی و... استفاده نمایند. تأثیر امور هنری بر تربیت دینی انکارشدنی نیست. می‌توانید کتاب‌هایی با موضوعات دینی و اخلاقی و متناسب با سن کودک خود تهیه‌کرده و خواندن آن‌ها را به فرزندتان پیشنهاد دهید.

10. صبر و استمرار

در فرایند تربیت باید امر تدریج را در نظر گرفت؛ بنابراین برای تربیت دینی نباید عجله کرد؛ بلکه باید با طمأنینه و آرامش و همراه با تدبر پیش رفت.

نتیجهگیری:

بخشی از لجبازی و بی‌نظمی کودکان امری طبیعی است؛ اما طبیعی بودن آن به معنای نادیده گرفتن آن نیست؛ بلکه والدین باید برای رفع این‌گونه رفتارها تلاش کنند. مدیریت لجبازی کودکان نیازمند صبر و استمرار و بهره‌بردن از اصول تربیتی است. اصل قانون‌گرایی و پرهیز از قانون‌گریزی، اصل نظارت، اصل محبت، پرهیز از خشونت، دقت در معاشرت، عمل‌گرا بودن والدین، اصل عفو و تغافل، اصل تشویق، اصل تعادل و پرهیز از افراط‌وتفریط، هماهنگی در تربیت، شناخت نیازهای فرزندان و مدیریت این نیازها و تقویت رابطه کلامی از مهم‌ترین اصولی است که باید در امر تربیت از آن‌ها بهره برد. فراموش نکنیم که در بحث تربیت کودک همه چیز از خود انسان شروع می‌شود. اگر ما به‌عنوان پدر و مادر بر مبنای آموزه‌های دینی عمل نماییم قادر خواهیم بود فرزندان خوبی تربیت کنیم.

برای مطالعه بیشتر:

1. تربیت فرزند، مؤلف حبیب‌الله فرحزاد

2. خانواده و تحول در تربیت، رضا فرهادیان

3. قصه‌های تربیتی، محمدرضا اکبری

پی‌نوشت‌ها:

1. «قالَ ابوعبدالله (علیه‌السلام): أَنَّهُ قَالَ لَمَّا نَزَلَتْ یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکمْ وَ أَهْلِیکمْ ناراً قَالَ النَّاسُ کیفَ نَقِی أَنْفُسَنَا وَ أَهْلِینَا قَالَ اعْمَلُوا الْخَیرَ وَ ذَکرُوا بِهِ أَهْلِیکمْ وَ أَدِّبُوهُمْ عَلَی طَاعَةِ اللَّهِ»: محدث نوری، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام لإحیاء التراث، قم، ج12، ص201.

یکی از رذائل اخلاقی که عوارض و پیامدهای دنیوی و اخروی به همراه دارد، دروغ است. و دروغگو شدن فرزندان ما ریشه در خانواده، تربیت، مدرسه و اجتماع دارد.

پرسش:

 پسرم زیاد دروغ می‌گوید وقتی تذکر می‌دهم، می‌گوید چه اشکالی دارد؟(آثار و پیامدها)

پاسخ:

مقدمه

یکی از رذائل اخلاقی که عوارض و پیامدهای دنیوی و اخروی به همراه دارد، دروغ است. دروغ گفتن چنانچه تکرار شود عادی می‌گردد و ترک آن دشوار خواهد بود. در امر تربیت نیز بر والدین لازم است تا از طریق پایه‌گذاری بنای صداقت در زندگی، فرزندان خویش را به راست‌گویی عادت دهند و چنانچه فرزندان سراغ دروغ رفتند، باتدبیر و مهارت، آنها را نسبت به عوارض این رذیله آگاه نمایند.

متن اصلی پاسخ

این‌که انسان چرا سراغ دروغ می‌رود، ریشه در علت‌های گوناگون دارد. به همین دلیل چنانچه والدینی با دروغ‌گویی فرزند خویش مواجه شدند، لازم است تا علت آن را جستجو کرده و در صدد حل آن برآیند. آنچه منجر به امرکردن دین به یک دستور و الزام بر انجام آن می‌گردد، فواید ظاهر و نهفته در آن عمل است و آنچه باعث نهی از یک عمل و ضرورت بر ترک آن است، عوارض و اثرات منفی آن فعل است. صداقت، فواید بسیار و دروغ‌گویی، زیان‌های متعددی دارد که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد.

فواید صداقت و زیان‌های دروغ‌گویی

از جمله فواید صداقت و زیان‌های دروغ‌گویی عبارتند از:

1. نجات و هلاکت

در روایت دروغ‌گویی مایه هلاکت و صداقت عامل نجات معرفی شده است. حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند:

 «راست‌گو، در آستانه نجات و بزرگواری است، و دروغگو بر لبه پرتگاه و خواری».(1)

2. عزیز بودن و خوار شدن

از دیگر فواید صداقت کسب عزت در میان مردم است؛ حال‌آنکه دروغ انسان را خوار می‌کند. آگاه‌کردن فرزندان از این امر می‌تواند در تشویق آنها به راست‌گویی و ترک دروغ مؤثر باشد.

3. خشم خدا و ملائکه

در روایتی دیگر، عوارض دروغ این‌گونه بیان شده است:

 «دروغگو با دروغ‌گویی خود سه چیز به دست می‌آورد: خشم خدا، نگاه تحقیرآمیز مردم و دشمنی فرشتگان».(2)

4. تخریب ایمان

امام باقر علیه‌السلام می‌فرمایند:

 «دروغ ویران‌کننده ایمان است».(3)

5. بستر گناه و عذاب اخروی

در روایت آمده است: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:

 «از دروغ بپرهیزید، زیرا دروغ انسان را به فسق و فجور می‌کشاند و فسق و فجور هم انسان را روانه آتش جهنم می‌کند».(4)

6. سوءظن و بدبینی

افراد دروغگو به‌واسطه‌ی دروغی که می‌گویند، دچار بدبینی نسبت به مردم می‌شوند و حرف راست را به‌سختی باور می‌کنند. در روایت آمده است: «هر که راستگوتر است سخن مردم را زودتر باور می‌کند و هر که دروغگوتر است بیشتر مردم را دروغگو می‌شمارد».(5)

7. رسوایی

از دیگر عوارض دروغ، رسوا شدن انسان است. دروغگو بالاخره رسوا می‌شود و رسوایی نتیجه‌ای جز بی‌آبرو شدن و فضاحت ندارد. در روایت آمده است:

 «دروغ مایه رسوایی است».(6)

8. ریشه گناهان

رفتارهای انسان زنجیروار به یکدیگر ربط پیدا می‌کنند. دروغ از جمله گناهانی است که بستر سایر گناهان را فراهم می‌آورد. شخصی که دروغ می‌گوید از ترس رسوا شدن، خودش را آلوده به گناهان دیگری همچون غیبت، تهمت و... می‌کند. امام حسن عسکری علیه‌السلام می‌فرمایند:

 «همه پلیدی‌ها در اتاقی قرار دارند و کلید آن در دروغ است».(7)

9. اضطراب

انسانی که دروغ می‌گوید یک‌لحظه آرامش ندارد؛ چرا که هر آن احتمال دارد دروغش برملا گردد و آبرویش برود. ثمرة صداقت، آرامش است و دروغ نتیجه‌ای جز اضطراب نخواهد داشت.

10. عدم هدایت

فرد دروغگو، فرصت هدایت الهی را از دست می‌دهد؛ همان‌گونه که قرآن می‌فرماید:

 «خدا کسی را که اسراف‌کار و بسیار دروغگوست، هدایت نمی‌کند».(8)

11. روسیاهی

از دیگر عوارض دروغ روسیاهی در آخرت است؛ همان‌گونه که قرآن می‌فرماید:

 «و روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند می‌بینی که صورت‌هایشان سیاه است».(9)

 علاوه بر آنچه ذکر شد، دروغ‌گویی موجبات لعن خدا و فرشتگان را فراهم می‌آورد؛ و طبق روایات چنین شخصی نمی‌تواند در زمره صدیقان و شهیدان قرار گیرد. دروغ و جوانمردی و مروت یک‌جا جمع نمی‌شوند. عادت به‌دروغ، فقر و تنگدستی را به همراه دارد.

 فراموش‌کاری را نیز می‌توان از دیگر عوارض دروغ‌گویی برشمرد. چه‌بسا شخص دروغگو برای حفظ و تقویت دروغ خود تا پای ایجاد بدعت در دین نیز پیش برود و آنچه از دین نیست را جزء دین بداند و بنامد. استمرار در دروغ‌گویی، بیماردلی را نتیجه می‌دهد، تا جایی که تشخیص حق از باطل برای دروغگو سخت می‌گردد. دروغگو خود را آمادة پذیرش نفاق می‌کند و به‌راحتی می‌تواند در نقش یک منافق ایفای نقش کند. خسران ابدی، محرومیت از رستگاری، فقدان ادراک و طرد اجتماعی را نیز می‌توان از دیگر عوارض دروغ‌گویی برشمرد.

نتیجهگیری

دروغ‌گویی یا همان کتمان بی‌دلیل حقیقت، از نگاه اسلام فعلی حرام و از گناهان کبیره است. انسان فطرتاً اهل صداقت است و دروغگو شدن فرزندان ما ریشه در خانواده، تربیت، مدرسه و اجتماع دارد. چنانچه فرزندان ما اهل دروغ گفتن باشند، در وهله اول باید علت دروغ‌گویی را ریشه‌یابی کرد. بر والدین واجب است متناسب با سن فرزند و نوع علت به درمان آن مبادرت ورزند. تبیین گناه بودن دروغ و حرام بودن آن، تشریح عوارض و آفت‌های دروغ‌گویی چون محروم شدن از هدایت الهی، بی‌اعتبارشدن در دنیا، روسیاهی در آخرت، طرد از رحمت الهی، کم‌شدن روزی، ازدست‌دادن دوستان، خسران ابدی و... و همچنین بیان فواید صداقت همچون کسب عزت در خانواده و اجتماع، افزایش برکت، تداوم رفاقت‌ها و اجر و پاداش الهی، از مهم‌ترین وظایف والدین برای حل این معضل است.

پی‌نوشت‌ها

1. «الصادِقُ علی شَفا مَنجاةٍ و کَرامَةٍ، و الکاذِبُ علی شَرَفِ مَهواةٍ و مَهانَةٍ»؛ الدشتی، محمد، نهج‌البلاغه، خطبه 86، ص67.

2. «یَکتَسِبُ الکاذِبُ بکذبِهِ ثلاثا: سَخَطَ اللّه علَیهِ، و استِهانَةَ النّاسِ به و مَقتَ الملائکةِ لَهُ»؛ التمیمی الآمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، محقق / مصحح: رجائی، سید مهدی، دارالکتاب الإسلامی، قم، چاپ دوم،1410ق، ص812.

3. «إِنَّ الْکَذِبَ هُوَ خَرَابُ الْإِیمَانِ»؛ الشیخ الکلینی، الکافی، محقق / المصحح: غفاری، علی‌اکبر و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ چهارم،۱۴۰۷ق، ج2، ص339.

4. «إیّاکُمْ وَ الکذْبُ فَإنَّ الکذبَ یَهْدى إلَی الفُجُورِ وَ الفُجُورُ یَهدی إلَی النّارِ»؛ السبزواری، الشیخ محمّد بن محمّد، جامع الأخبار، المحقق: علاء آل جعفر، قم، مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام لإحیاء التراث، ص417

5. «إنّ أشدّ النّاس تصدیقا للنّاس أصدقهم حدیثا و إنّ أشدّ النّاس تکذیبا أکذبهم حدیثا»؛ پاینده، ابوالقاسم، نهج‌الفصاحه، ناشر: دنیای دانش، ص272.

6. «الْکذِبُ فَضَّاح»؛ التمیمی الآمدی، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و درر الکلم، المحقق / المصحح: درایتی، مصطفی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، 1366ش، ص218.

7. «جعلت الخبائث کلها فی بیت وجعل مفتاحها الکذب»، علامه مجلسی، بحارالأنوار، تحقیق: المیانجی، السید ابراهیم و محمد الباقر البهبودی، دارالاحیاء التراث، چاپ سوم، ۱۴۰۳ه‍.ق، ج69، ص263.

8. «إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ»؛ غافر، آیه 28.

9. «وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ تَرَى الَّذِینَ کَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّهٌ ۚ»؛ زمر، آیه 60.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.