تحریم

بررسی تأثیر حکومت‌ها بر مشاغل غیردولتی در شرایط جنگ
تغییر حکومت با اثرگذاری بر اقتصاد، قوانین، امنیت سرمایه و روابط خارجی، به‌طور اجتناب‌ناپذیر بر کسب‌وکارهای خصوصی نیز تأثیر می‌گذارد.

پرسش:

 امروز راننده تاکسی می‌گفت خدا کنه جنگ زودتر تموم بشه. گفتم با نابودی آمریکا ان‌شاءالله. گفت برای من راننده تاکسی فرق نداره کی حکومت کنه، هر کی بیاد من پشت این فرمون دارم مسافرکشی می‌کنم. سؤالم اینه واقعاً تغییر حکومت‌ها تأثیری روی مشاغل غیردولتی نداره؟

پاسخ :

از نگاه برخی افراد، تغییر حکومت‌ها اثری بر فعالیت اقتصادی بخش خصوصی ندارد و معتقدند هر اتفاقی رخ دهد، ازآنجاکه فعالیت آنها ربطی به دولت‌ها ندارد، از نتایج تغییر حکومت‌ها در امان هستند. پرسش این است که آیا واقعاً تغییر حکومت‌ها تأثیری بر مشاغل غیردولتی نمی‌گذارد و بخش خصوصی می‌تواند خود را از پیامدهای این تغییرات مصون نگه دارد؟ این نکته که تغییر حکومت‌ها بر مشاغل غیردولتی تأثیر ندارد، ریشه در نگاه تقلیل‌گرایانه‌ای دارد که حکومت‌ها را از اقتصاد بخش خصوصی جدا می‌پندارد. واقعیت آن است که با اینکه مشاغل غیردولتی تغذیۀ مستقیمی از بودجۀ عمومی نمی‌کنند، اما در چارچوب نهادها، قوانین و سیاست‌هایی تعریف می‌شوند که دولت‌ها در آن حکومت‌ها خالق و ضامن آنها هستند. تغییر حکومت چه از راه انقلاب، کودتا، انتخابات یا اصلاحات، از کانال‌های متعددی کسب‌وکارهای خصوصی را دگرگون می‌کند.

تأثیر تغییر حکومت بر مشاغل غیردولتی از مسیرهای مختلفی تحلیل‌شدنی است که به آنها اشاره می‌کنیم.

1. ثبات اقتصادی و پیش‌بینی‌پذیری

تغییر حکومت معمولاً با دورهٔ عدم قطعیت و بی‌ثباتی همراه است؛ نوسانات ارزی، تورم، بلاتکلیفی در قراردادها و اختلال زنجیرهٔ تأمین؛ درحالی‌که سرمایه‌گذار بخش خصوصی برای تصمیم به تولید، استخدام و سرمایه‌گذاری نیاز به محیط باثبات دارد.؛ به‌ویژه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط که ذخیرۀ نقدی اندکی دارند، در چنین دوره‌ای به‌شدت آسیب می‌بینند؛ حتی همان راننده تاکسی طرح‌شده در پرسش پرسشگر محترم؛ چراکه تورم، عامل اصلی کوچک‌شدن سفره اوست و نتیجه این تورم، تلاش بیشتر، اما قدرت خرید کمتر خواهد بود.

2. نظام تنظیم‌گری (مقررات)

هر حکومت، رویکرد متفاوتی در مجوزدهی، مالیات، تعرفه‌ها، حداقل دستمزد، قوانین کار، استانداردهای زیست‌محیطی و حمایت از تولید دارد؛ برای نمونه خصوصی‌سازی‌ها یا ملی‌سازی صنایع در حکومت‌ها بر زندگی اقشار کم‌درآمد جامعه به‌ویژه مشاغل کوچک اثرگذار خواهد بود. همچنین مالیات بر ارزش افزوده، قوانین سخت‌گیرانۀ استخدام یا حذف یارانه‌ها، همگی سودآوری و حتی امکان بقای بنگاه‌های خصوصی را تغییر مستقیم می‌دهد. درمجموع نمی‌توان رویکردهای اقتصادی حکومت‌ها را در زندگی مردم یک جامعه بی‌تأثیر دانست.

3. امنیت سرمایه‌گذاری و حقوق مالکیت

اگر تغییرات در یک حکومت در قالب انقلاب یا کودتا باشد، ممکن است مصادره، لغو قراردادهای بلندمدت یا تغییر ساختار مالکیت رخ دهد. حتی در تغییرات دموکراتیک نیز احکام قضایی مرتبط با مالکیت معنوی، قراردادهای مشارکت و حقوق تألیف تغییر می‌یابد. سرمایه‌گذار خارجی یا داخلی وقتی احساس کند قوانین با تغییر حکومت دستخوش دگرگونی اساسی می‌شود، از ورود به پروژه‌های جدید خودداری می‌کند. این اتفاق اقتصاد را در توسعه و پایداری با مشکل روبرو خواهد کرد که نتیجۀ آن به طور غیرمستقیم در سفره افراد مختلف جامعه از جمله قشر آسیب‌پذیر، ملموس‌تر خواهد بود.

4. سیاست‌های پولی و ارزی

حکومت ها و به تبع آن دولت‌ها رویکردهای متفاوتی در برابر نرخ ارز، کنترل سرمایه و نقدینگی دارند. تغییر حکومتی که به جهش ارزی یا تورم افسارگسیخته بینجامد، قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد و تقاضا برای کالاها و خدمات بخش خصوصی را دگرگون می‌کند؛ درنتیجه کسب‌وکارهای وابسته به مواد اولیۀ وارداتی یا صادرات بیش از دیگران آسیب می‌بینند.

5. مناسبات بین‌المللی و تحریم‌ها

تغییر حکومت می‌تواند به گشایش یا تشدید تحریم‌ها، خروج یا ورود به معاهدات تجاری و تغییر سطح روابط دیپلماتیک بینجامد؛ برای مثال تأثیر تحریم‌های ثانویۀ آمریکا پس از تغییر سیاست‌های دولت امریکا در دورۀ ترامپ بر هزاران واحد تولیدی و خدماتی خصوصی در کشورهای ثالث از این قبیل است. کسب‌وکارهای غیردولتی که به نقل‌وانتقال فناوری، سرمایه یا کالا از خارج وابسته‌اند، به‌شدت متأثر می‌شوند.

6. امنیت فیزیکی و نظم اجتماعی

تغییرات حکومتی گاه با ناآرامی‌های خیابانی، اعتصابات سراسری، درگیری‌های داخلی یا فروپاشی موقت نظم همراه است. تعطیلی بازارها، مسدودی راه‌ها، آسیب به اموال و ناامنی سرمایه‌گذاری همۀ کسب‌وکارهای خصوصی را از خواربارفروشی تا کارخانه تولیدی تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ برای نمونه می‌توان به سقوط دولت در لیبی (۲۰۱۱) (1) اشاره کرد که به نابودی گستردۀ مشاغل غیردولتی انجامید.

7. نقش خلاقیت و تلاش فردی در بهبود اوضاع اقتصادی

نکتۀ دیگری که باید بدان توجه کرد، اقدام و فعالیت فردی در جهت بهبود شرایط و موقعیت اقتصادی فرد و کشور است. گاهی برخی از مردم ما فراموش می‌کنند که اقتصاد این کشور را بیگانگان نمی‌سازند، بلکه همین مردم با تلاش‌های فردی می‌توانند وضعیت درخشانی را برای کشور رقم بزنند. نگرش بهبود اوضاع اقتصادی بر اثر تغییر حکومت، از ایدۀ غلط و کاذب وابستگی مطلق اقتصادی مردم به حکومت سرچشمه می‌گیرد که هم خطرناک است و هم در عمل امکان تحقق ندارد. اخلاق کار باید در سطح فردی تقویت شود؛ خلاقیت‌های فردی در سطح گسترده و علاقه به انجام وظیفه تا حدی در بین ما ایرانیان غریب است. بخشی از پیشرفت سریع کشورهایی مانند چین، کره جنوبی و ژاپن مدیون تلاش‌های فردی است که حاصل جمع آن، پیشرفت کل کشور را در پی داشته است.

در نکتۀ پایانی گفتنی است که شدت و نوع تأثیر تغییر بر اقتصاد یک کشور به ماهیت تغییر حکومت بستگی دارد؛ بدین معنا که در تغییرات قانونی و تدریجی در درون حکومت (انتخابات در نظام‌های باثبات)، تأثیرات عمدتاً غیرمستقیم و میان‌مدت است؛ اما در تغییرات انقلابی یا کودتا، تأثیرات مستقیم، سریع و عمیق است؛ در‌حالی‌که در اصلاحات ساختاری درون نظام (مثل برنامه تعدیل اقتصادی)، تأثیرات گزینشی و تدریجی است. روشن است که تحت هر شرایطی این تأثیر برای تمام بخش‌ها اعم از دولتی و غیردولتی انکارناپذیر است.

نتیجه:

این ادعا که «تغییر حکومت بر مشاغل غیردولتی تأثیر ندارد»، از منظر علوم سیاسی و اقتصادی کاملاً مردود است. چنین دیدگاهی ناشی از درک نادرست از رابطۀ دولت و بازار است. دولت در جایگاه تنظیم‌گر اصلی، تأمین‌کنندهٔ زیرساخت، تعیین‌کنندۀ سیاست‌های پولی و مالی و ضامن امنیت سرمایه‌گذاری، چارچوبی را تعریف می‌کند که تمامی فعالیت‌های اقتصادی اعم از دولتی و غیردولتی در درون آن شکل می‌گیرد. تغییر حکومت به‌مثابۀ تغییر قواعد بازی است؛ بنابراین تفاوت مشاغل غیردولتی با مشاغل دولتی تنها در شیوه و شدت تأثیرپذیری است، نه در وجود یا عدم وجود تأثیر. بنگاه‌های خصوصی ممکن است انعطاف‌پذیرتر باشند، اما مصون از تحولات سیاسی نیستند. بنابراین هر تحلیلی از آیندۀ اشتغال در بخش خصوصی باید متغیر «ثبات یا تغییر نظام حکمرانی» را مورد توجه خود قرار دهد؛ از‌این‌رو حتی راننده تاکسی هم متأثر از تغییرات در نظام حکمرانی خواهد بود.

پی‌نوشت:

1. «داستان سقوط حکومت معمر قذافی در لیبی»؛ فرارو، کد خبر: 852061؛ در:

https://alnk.ir/nds.

چرا امام خمینی با آمریکا صلح نکرد؟
امام خمینی دشمنی آمریکا با ایران را ناشی از اخراج آن از کشور و تلاشش برای تسلط دوباره بر منابع ایران می‌دانست و بر استقلال انقلاب تأکید داشت.

پرسش:

چرا امام خمینی با آمریکا صلح نکرد تا آمریکا ما را تحریم نکند؟ چرا امام خمینی به‌جای صلح با آمریکا، آمریکاستیزی را انتخاب کرد تا مردم تحت تحریم قرار گیرند؟ (اغتشاشات)

پاسخ:

یکی از پرسش‌ها درباره انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی این است که چرا امام خمینی رحمه‌الله‌علیه به‌جای صلح با آمریکا، آمریکاستیزی را انتخاب کرد تا مردم تحت تحریم قرار گیرند؟

 پیش از توضیح درباره «چرایی آمریکاستیزی امام خمینی»، ابتدا باید به این پرسش پاسخ دهیم که آیا امام خمینی رحمه‌الله‌علیه و انقلابیون در ابتدا و پیش‌دستانه روند ستیز با آمریکا را آغاز کردند؟ امام خمینی رحمه‌الله‌علیه با توجه به آگاهی سیاسی و تاریخی دقیقی که از وقایع تاریخ معاصر ایران داشت، از ابتدای شروع نهضت به استقلال نهضت و انقلاب از ابرقدرت‌های جهانی تأکید ویژه‌‌ای می‌کردند و تصریح داشتند که انقلاب مردم ایران، انقلاب اسلامی برای براندازی حکومت طاغوتی پهلوی است و به هیچ‌کدام از ابرقدرت‌ها یعنی آمریکا و شوروی وابسته نیست.

1. سیاست استکبارستیزی امام خمینی مبتنی بر تجربه تاریخی ملت ایران

امام خمینی رحمه‌الله‌علیه با توجه به وقایع مشروطه، کودتای 1299، ورود متفقین به ایران و نیز کودتای 28 مرداد، به‌خوبی می‌دانست که استعمارگران به‌ویژه آمریکا همواره درصدد دشمنی با مردم ایران هستند و هیچ‌گاه و در هیچ برهه‌ای از تاریخ معاصر، منفعتی برای مردم ایران نداشته‌اند؛ ازاین‌رو امید داشتن به آن‌ها، واهی است. از طرف مقابل آمریکایی‌ها که بعد از کودتای 28 مرداد به قدرت مطلق در ایران دست یافته بودند و با برخورداری از حق کاپیتولاسیون در ایران جولان می‌دادند، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از به‌ثمر‌نشستن نهضت حضرت امام و مردم مسلمان ایران به‌کار بستند و از هیچ کاری برای به‌شکست‌کشاندن انقلاب اسلامی دریغ نکردند.

2. نقش سفارت آمریکا در توطئه علیه انقلاب اسلامی ایران

مهم‌ترین و ملموس‌ترین اقدام آمریکا در روزهای منتهی به انقلاب اسلامی، طرح عملیات کودتای کورتاژ بود. ژنرال هایزر که در آن روزها به ایران سفر کرده بود، قصد داشت در این عملیات، انقلاب اسلامی ایران را پیش از تولد به مرگ برساند. در این میان، سفارت آمریکا نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کرد؛ این سفارت که درواقع پایگاهی آمریکایی برای جاسوسی و خرابکاری و تلاش برای تحقق اهداف آمریکا در ایران بود، از سال‌ها پیش از انقلاب می‌کوشید با اقدامات دقیق و حساب‌شده، افزون بر جلوگیری از وقوع انقلاب، به استمرار حکومت پهلوی کمک کند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز تمام مخالفان جمهوری اسلامی تحت رصد و حمایت آمریکا بودند و سعی داشتند با برنامه‌ریزی کودتای نوژه، انقلاب اسلامی را در بدو تولد نابود کنند. این تحرکات و اقدامات ستیزه‌جویانه از جانب آمریکا از چشم حضرت امام و انقلابیون پنهان نبود. حضرت امام هم قبل از انقلاب و هم در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی عنوان کرده بود که به دنبال برقراری روابط حسنه با تمام کشورهای جهان (به‌استثنای رژیم صهیونیستی) بر اساس احترام متقابل و منافع ملی کشور است؛ اما آمریکا هیچ‌گاه خواستار چنین رابطه‌ای نبوده و نیست و همواره به دنبال تسلط و استیلا بر ایران بوده و هست و اساساً با ماهیت و ذات انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی سر سازش و صلح نداشته و ندارد.

 

3. تسخیر لانه جاسوسی، اقدام تدافعی ملت ایران در برابر آمریکا

تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران که منجر به قطع روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا شد، به‌یقین واکنش منطقی و طبیعی و عاقلانه از جانب انقلابیون ایران به پناه‌دادن به شاه مخلوع و بلوکه‌کردن میلیاردها دلار دارایی ایران در بانک‌های خارج و چند دهه ظلم و خرابکاری و جاسوسی و بدخواهی آمریکا برای مردم ایران بود. آمریکایی‌ها هم پذیرفته‌اند که تسخیر سفارت آمریکا در آن برهه، امری کاملاً پیش‌بینی‌پذیر بوده است. بعدازاین ماجرا هم که سنگین‌ترین تحریم‌های تاریخ بر ایران وارد شد و نشان داد که آمریکا به چیزی کمتر از نابودی جمهوری اسلامی رضایت نمی‌دهد و بدیهی است که با چنین دشمن زیاده‌خواه و جنایتکاری، امکان صلح و آشتی وجود ندارد. درواقع ایران و امام خمینی رحمه‌الله‌علیه و انقلابیون نبودند که ستیز با آمریکا را انتخاب کردند، بلکه آمریکا و کشورهای جبهه آمریکا بودند که نپذیرفتن انقلاب ایران و ستیز با جمهوری اسلامی را انتخاب کردند و حتی یک‌لحظه مشروعیت و حقانیت خواست اکثریت مردم ایران برای سرنگونی حکومت طاغوت را نپذیرفتند؛ بنابراین به‌جای اینکه درباره چرایی دشمنی آمریکا و ایران، امام خمینی رحمه‌الله‌علیه و انقلابیون را خطاب قرار دهیم، باید از آمریکا بپرسیم که چرا بیش از هشتادسال است دست از سر مردم ایران بر‌نمی‌دارد؟ به‌جای اینکه از تحریم‌شده بپرسیم چرا با رفتارت سبب وضع تحریم شدی، باید از تحریم‌کننده بپرسیم که چرا برخلاف تمام قوانین بین‌المللی، یک انقلاب نوپا و نظام سیاسی مستقل و مردمی را تحریم کرده‌ای؟

 

4. اذعان دولت‌مردان پهلوی به خوی استکباری دولت آمریکا

نکته مهم دیگر اینکه حتی اگر حضرت امام و انقلابیون، چشم خود را بر روی همه جنایت‌های آمریکا در حق مردم ایران می‌بستند و صلح با آمریکا را انتخاب می‌کردند، آمریکا بازهم تا تحقق نابودی هویت انقلاب اسلامی و ایجاد وابستگی دست از کار نمی‌کشید و قرار نبود صلح با آمریکا سرآغاز پیشرفت کشور باشد؛ چراکه حتی دولت‌مردان سرسپرده آمریکا همچون علی امینی که سال‌ها در خدمت آمریکا بود، به‌صراحت بیان می‌کند: «ایالات‌متحده دشمن بدی برای هر کشور و دوست بدتری برای آن‌هاست.» (1) جالب اینجاست که حتی خود آمریکایی‌ها نیز به این نکته اذعان دارند؛ ازجمله هنری کسینجر ـ نظریه‌پرداز و سیاستمدار برجسته آمریکایی ـ می‌گوید: «دشمن آمریکا بودن خطرناک است؛ اما دوست آمریکا بودن مصیبت‌بار است.» (2)

بنابراین برای دست‌یابی به پیشرفت نباید به آمریکا امید داشته باشیم و منتظر باشیم که آمریکا تحریم‌هایش را بردارد، بلکه باید بکوشیم این تحریم‌ها را بی‌اثر کنیم و روی پای خودمان بایستیم.

نتیجه:

فریاد آزادی‌خواهی امام خمینی رحمه‌الله‌علیه با استقلال از قدرت‌های استکباری و استعماری آغاز شد. امام خمینی رحمه‌الله علیه بر اساس تجربه تاریخی ملت ایران از استعمار دولت آمریکا، قیام کرد و از آغاز برای ریشه‌کنی استعمار از کشورمان به میدان آمد. دولت آمریکا از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی درصدد نابودی آن برآمد. سفارتخانه آمریکا از روزهای واپسین عمر رژیم پهلوی تا زمان تسخیر، اقدامات متعددی ازجمله چند کودتا را علیه انقلاب اسلامی رقم زد. دشمنی با ملت ایران، سابقه تاریخی دارد و علت ادامه آن، دسترسی‌نداشتن این قدرت استعماری به منابع ملی ماست. سازش با آمریکا به معنای قبول غارت منابع کشور از سوی این دولت خبیث است.

پی‌نوشت‌ها:

1. اسناد لانه جاسوسی؛ ج 8، ص 339.

2. خاطرات عَلَم؛ ج 6، ص 406.

چرایی مشکلات اقتصادی و معیشتی با وجود منابع سرشار طبیعی
ایران با وجود منابع فراوان، به‌دلیل وابستگی به نفت و ضعف در بهره‌گیری از سرمایه انسانی، نتوانسته از ثروت‌های خود استفاده مطلوب کند.

پرسش:

باوجود منابع سرشار طبیعی، چرا نظام جمهوری اسلامی از این منابع برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی استفاده نمی‌کند؟

پاسخ:

ایرانی یکی از غنی‌ترین کشورهای جهان در عرصه منابع طبیعی است. بااین‌وجود، مردم ایران به میزان لازم از این منابع، بهره‌مند نمی‌شوند. سطح فقر و شکاف طبقاتی نسبتاً بالاست. کالاهای اساسی دچار تورم بسیار بالایی است. ثبات قیمت‌ها تقریباً امری غریب است. پرسشی که مطرح است آنکه، چرا باوجوداین منابع غنی، مردم ایران از رفاه نسبی خوبی برخوردار نیستند و چرا منابع طبیعی، فقر مردم ایران را چاره نکرده است؟

1. رابطه منابع طبیعی و فقر در ایران

موضوع این پرسش رابطه منابع طبیعی و فقر در ایران است. ایران یکی از غنی‌ترین کشورهای دنیا از جهت تنوع و گستردگی و نیز کمیت بالای منابع طبیعی است. کشور ما بر اساس برخورداری از مجموعه منابع طبیعی در ردیف 10 کشور اول جهان قرار دارد. معنای این سخن آن است که مردم ایران از جهت برخورداری و ثروتمندی باید در ردیف 10 کشور اول دنیا قرار داشته باشند، باوجود این منابع سرشار طبیعی، ایرانیان مانند پادشاهی که بر ذخیره‌ای انبوه از طلا نشسته و از وجود آن بی‌خبر باشد، از این منابع عظیم بی‌بهره یا کم‌بهره مانده‌اند. منابع طبیعی در ایران یا به‌صورت کامل بهره‌وری نشده و بخش زیادی از آن هدر رفته است و یا به جیب عده‌ای خاص رفته و توده‌های مردم از آن بی‌بهره بوده‌اند. توجه به شاخص‌های فقر، شکاف طبقاتی و بی‌عدالتی در جامعه ایرانی، این ادعا را به اثبات می‌کند.

2. منابع طبیعی و فقر در ایران

کشور ما سرشار از منابع خدادادی است. در حوزه نفت و گاز، بر اساس اعلام سازمان زمین‌شناسی آمریکا، ایران از حیث برخورداری از ظرفیت‌های اکتشافی جدید نفت و گاز، پس از عراق و روسیه در رتبه سوم جهان قرار گرفته است. ایران هم‌اکنون با دارا بودن بیش از 160 میلیارد بشکه ذخیره درجای نفت و حدود 34 تریلیون مترمکعب ذخیره درجای گاز از وضعیت مناسبی برای تأمین انرژی در دهه‌های آینده برخوردار است. مطالعات نشان می‌دهد با رعایت برخی الگوهای تولید، ایران می‌تواند تا حدود 94 سال آینده نفت خام برای تولید داشته باشد. (1) در بخش زغال‌سنگ ایران در رتبه 30 کشورهای صاحب منابع زغال‌سنگ (2) قرار دارد. همچنین ایران در حوزه فلزات از ذخایر قابل‌توجهی شامل طلا، مس، سرب، روی، منگنز، سنگ‌آهن و ... برخوردار است. (3) اما بااین‌وجود، عموم مردم ایران از این مواهب عظیم طبیعی و خدادادی، کمتر بهره‌مند شده و افراد زیر‌خط‌فقر در ایران به‌صورت مداوم در حال افزایش هستند. (4)

3. نفت و دولت رانتی در ایران

دقت در تاریخ هفتادساله گذشته نشان می‌دهد که یکی از اصلی‌ترین منابع طبیعی در کشور ما به یکی از دردسرهای بزرگ ما تبدیل شده است. (5) به دولت‌هایی که درآمد آنان بر یک محصول خاص و آماده استوار است دولت‌های رانتی گفته می‌شود. (6) دولت‌های رانتی، به دلیل برخورداری از یک محصول آماده از مردم بی‌نیاز شده و مردم نیز به دریافت حقوق، دستمزد و یارانه از سوی دولت وابسته می‌شوند. پیامدهای این امر در تاریخ گذشته ما بسیار سنگین بوده است. در چنین وضعیتی خلاقیت‌ها کمتر بروز و ظهور می‌یابند. مردم بجای تلاش برای ایجاد شغل و درآمد مستقل از دولت، به پرداختی‌های ناچیز دولت چشم می‌دوزند و اصطلاحاً نان‌خور دولت می‌شوند و درنتیجه عائله دولت بسیار بزرگ می‌شود. بخش اعظم درآمد دولت، صرف پر کردن شکم عائله عظیم آن شده که روزبه‌روز بر وسعت آن افزوده می‌شود و درنتیجه از انجام کارهای زیربنایی و عمرانی غفلت می‌کند و یا کارهای عمرانی و زیربنایی در اولویت چندم قرار می‌گیرد. البته توجه به این نکته ضروری است که خدمات عمومی که طی سالیان اخیر از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران، انجام گرفته، از محل درآمدهای نفتی بوده است. ازاین‌رو ممکن است درآمدهای نفتی به‌صورت مستقیم به مردم پرداخت نشود، اما بخشی از آن به‌صورت خدمات زیرساختی عمومی در خدمت عموم مردم قرار گرفته است. مشکل دیگری که هم‌زمان با این موضوعات ایجاد شده است بی‌توجهی به خلاقیت‌های فردی، منابع انسانی و نیز غفلت دولت و مردم از دیگر منابع طبیعی کشور است. نفت به‌عنوان منبع درآمد آماده و آسان، باعث بی‌نیازی مردم و دولت از منابع غنی غیرنفتی می‌شود. ازاین‌رو در صورت ایجاد اشکال در چرخه درآمدزایی نفتی، باوجود منابع غنی دیگر، مردم و دولت دچار حمله فقر و نابرخوداری می‌شوند. از سوی دیگر، دولت رانتی، خود به‌عنوان توزیع‌کننده درآمدهای نفتی، ثروت برآمده از فروش نفت را توزیع می‌کند و این امر نیز باعث افزایش قدرت دولت، اختلال در روند عادلانه توزیع ثروت، شکل‌گیری کانون‌های فساد در دولت و درنتیجه کاهش برابری و عدالت اجتماعی می‌شود.

4. فرآوری منابع طبیعی در ایران

منابع طبیعی غالباً به‌خودی‌خود و به‌صورت مستقیم قابل استفاده نیست و نیاز به فرآوری دارد. فرآوری شامل مراحل کشف، استخراج و درنهایت تبدیل آن به کالای قابل استفاده و فروش است. انجام این مراحل بر اساس نوع منبع طبیعی و ارزش نهایی محصولات فرآوری شده، مستلزم دانش فنی و فنّاوری متناسب آن است. اگر به تاریخ ۱۵۰‌ساله اخیر که توجه بشر به منابع طبیعی جدی‌تر شده نگاه کنیم، می‌توانیم وضعیت منابع طبیعی در ایران را به سه دوره ۵۰‌ساله تقسیم کرده و مشکلات سر راه فرآوری منابع طبیعی در هر یک از این سه دوره را بهتر فهم کنیم. ۵۰‌ساله نخست این دوره، زمانه استبداد قاجاری است. دوره قاجاریه یکی از سیاه‌ترین دوره‌های تاریخ ایران است. استبداد قاجاریه و استعمار روسی و انگلیسی، توان هرگونه توجه به منابع طبیعی و انسانی را از ملت سلب کرده بود. اگر توجهی به منابع طبیعی بود نیز از جانب اجانب بود که منابع طبیعی کشور را به یغما می‌بردند. دوره 50‌ساله دوم از سلطنت رضاخانی تا انقلاب اسلامی نیز توجه عمده به نفت بود و ما را دچار مشکل دولت رانتی کرد که هنوز پیامدهای سیاسی اقتصادی فرهنگی و اجتماعی آن پابرجاست. دوره اخیر که دوره انقلاب اسلامی است نیز مشکلات عدیده‌ای ما را از توجه به فرآوری منابع طبیعی غیرنفتی بازداشته است. آغاز جنگ تحمیلی، بازسازی خرابه‌های جنگ، توطئه‌های مختلف دشمنان، افزایش جمعیت و هزاران مسئله دیگر، وابستگی دولت‌های جمهوری اسلامی به نفت را در‌پی داشت. علی‌رغم تصریح مقام معظم رهبری مبنی بر پایان وابستگی به نفت، (7) اقدامات مؤثر و عملی در این زمینه انجام نشده است. باید توجه داشت که فرآوری منابع طبیعی نیازمند سرمایه‌گذاری است. این امر مستلزم همکاری و تعامل میان دولت و بخش خصوصی است. نکته دیگری که باید به آن توجه کرد، محدودیت برداشت از منابع طبیعی است. دولت‌ها نمی‌توانند به‌صورت نامحدود از منابع طبیعی برداشت کنند؛ زیرا این امر باعث فقر نسل‌های آینده می‌شود و نیز منابع طبیعی نیز دارای محدودیت جدی هستند. برخی از کارشناسان حوزه نفت و گاز معتقدند برخلاف تصور عموم، منابع گازی ایران محدود است و نسبت به برداشت بی‌رویه هشدار داده‌اند. (8)

5. جایگاه نیروی انسانی در میان منابع

برترین منابع ماندگار هر کشوری، نیروی انسانی آن است. برخی کشورها ماند ژاپن باوجود فقر منابع طبیعی، با سرمایه‌گذاری در بخش آموزش نیروی انسانی در زمره غنی‌ترین و پیشرفته‌ترین کشورهای دنیا قرار گرفته‌اند. نتیجه‌گیری کشور ما دارای منابع باارزش و غنی منابع طبیعی است. ایران ازلحاظ ارزش و تنوع منابع طبیعی در میان 10 کشور اول جهان قرار دارد. باوجوداین منابع عظیم، مردم ایران از درآمد سرشار این منابع برخوردار نشده‌اند. عوامل متعددی باعث نابرخورداری عموم ملت ایران از مواهب طبیعی شده است. علی‌رغم تنوع منابع طبیعی در ایران، عمده وابستگی دولت و ملت ایران به نفت بوده است. درآمدهای نفتی باعث استقلال دولت از ملت، افزایش قدرت دولت به قیمت کاهش قدرت مردم، نابرابری در توزیع ثروث، کم‌توجهی به منابع غیرنفتی، وابستگی مردم به درآمدهای دولتی و کاهش خلاقیت شده است. همچنین درآمدهای آماده نفتی باعث بی‌توجهی به پرورش منابع انسانی شده است. بخشی از درآمدهای حاصل از منابع نفتی صرف امور روزمره، هزینه‌های گزاف دولتی، هزینه‌های جاری، یارانه‌های پیدا و پنهان و مانند آن شده است. همچنین خدمات عمومی پس از انقلاب اسلامی مانند اقدامات زیربنایی در حوزه‌های مختلف از محل درآمدهای نفتی بوده است. انجام خدمات عمومی هزینه‌های گزافی به دنبال دارد، اما ممکن است مردم وجود این خدمات را به‌صورت مستقیم احساس نکنند و تصور کنند درآمدهای نفتی به آن‌ها نرسیده است. مسئله دیگر فرآوری منابع طبیعی است. فرآوری منابع طبیعی مستلزم سرمایه، فنّاوری متناسب و عزم جدی ملت و دولت در این زمینه است. محدودیت منابع طبیعی و توجه به سهم آیندگان در این منابع نیز ازجمله مسایل حوزه منابع طبیعی است. مجموعه عواملی که گفته شد باعث شده تا مردم ایران از منابع طبیعی کشور به میزان لازم برخوردار نشوند و یا احساس کنند میزان برخورداری آنان از منابع طبیعی، تناسبی با کمیت و تنوع این منابع در کشور ندارد.

نتیجه:

 کشور ما سرشار از منابع خدادادی است، اما مردم ما تاکنون کمتر از این منابع بهره‌مند شده‌اند و علل عمده آن، تسلط قدرت‌های استعماری بر نفت، وابستگی کشور به اقتصاد نفتی، هزینه‌های سنگین فرآوری و استخراج منابع و سهم آیندگان از آن است. همچنین باید توجه داشت که منابع انسانی ما، از منابع طبیعی آن اهمیت بیشتری دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد.

 پی‌نوشت‌ها:

1. وزارت نفت، آمار و اطلاعات مرتبط با نفت و گاز، https://b2n.ir/s63785. (بایگانی سایت، بدون تاریخ)

2. ملکی، احسان، آگاه، آزاده، بررسی وضعیت زغال‌سنگ ایران نسبت به جهان، دومین کنگره ملی ذغال سنگ ایران، 1393.

3. میزان و ارزش این منابع از طریق پایگاه‌های اینترنتی متعدد، قابل دسترسی و مطالعه است.

4. مرکز تحقیقات و بررسی‌های اقتصادی اتاق ایران، فقر و وضعیت آن در ایران و جهان، سایت اتاق ایران آنلاین، 1، 12، 1397، 17693، https://b2n.ir/e59200.

5 رضا امیرخانی در یک روایت طنز و داستانی، مسئله نفت در ایران را در کتابی با عنوان «نفحات نفت» بررسی کرده است. این کتاب، اطلاعات مفیدی درزمینهٔ پیامد اقتصاد نفتی در ایران، ارائه می‌دهد.

6. برای اطلاع از ویژگی دولت رانتی نگاه کنید به: حاجی یوسفی، امیرمحمد، دولت، نفت و توسعه اقتصادی در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اول، 1378، ص 35 به بعد.

7. خامنه‌ای، سید علی، بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم رضوی، سایت khamenei.i، 4، 1، 1375، https://khl.ink/f/2791..

8. درخشان، مسعود، فاجعه گازی در پیش است، سایت نفت ما، 15، 7، 1398، https://b2n.ir/b86862.

تأثیر مکانیزم ماشه بر اقتصاد ایران
مکانیسم ماشه اثر متوسط دارد؛ فشار اقتصادی و تورمی ایجاد می‌کند اما حمایت چین و روسیه و تعاملات شرق بخشی از آن را خنثی می‌سازد.

پرسش:

مکانیزم ماشه فعال شد و قیمت دلار و طلا در حال رکوردشکنی افسانه‌ای است. برخی معتقدند مکانیسم ماشه تأثیر مستقیمی بر سفره مردم دارد و گروهی از دولتمردان و کارشناسان به‌شدت این قضیه را انکار می‌کنند. حقیقت چیست؟ آیا مکانیسم ماشه تأثیر مستقیمی بر سفره مردم دارد یا خیر، اگر تأثیری ندارد افزایش قیمت دلار چگونه قابل توجیه است؟

پاسخ:

مکانیسم ماشه یا اسنپ‌بک (Snapback Mechanism) سازوکاری در چارچوب برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) بود که در جریان مذاکرات هسته‌ای ایران، قدرت‌های جهانی (گروه ۱+۵) برای اطمینان از اجرای تعهدات ایران، آن را طراحی کردند. بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱، اگر یکی از طرف‌های توافق ادعا کند که ایران به تعهداتش عمل نکرده است، می‌تواند اطلاعیه‌ای به شورای امنیت ارائه دهد. در این صورت شورای امنیت سازمان ملل، ۳۰ روز فرصت دارد تا با رأی‌گیری، جلوی بازگشت تحریم‌ها را بگیرد؛ امّا چون هر عضو دائم حق وتو دارد، عملاً هیچ کشوری نمی‌تواند مانع بازگشت خودکار تحریم‌ها شود. ازاین‌رو، اصطلاح «ماشه» به مفهوم فعال شدن سریع و اجتناب‌ناپذیر این فرایند است. این سازوکار با اقدام تروییکای اروپایی درنهایت در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵ فعال شد و 6 قطعنامه‌ تحریمی علیه ایران را بازگرداند. به دنبال آن، قیمت دلار، طلا و کالاهای اساسی در بازار ایران در حال رکوردشکنی افسانه‌ای است. اینجا برخی معتقدند مکانیسم ماشه تأثیر مستقیمی بر سفره مردم دارد و گروهی از دولتمردان و کارشناسان معتقدند اثر روانی دارد و تأثیر جدی در اقتصاد نخواهد داشت. حال سؤال این است که آیا مکانیسم ماشه تأثیر مستقیمی بر سفره مردم دارد یا خیر؟ اگر تأثیری ندارد افزایش قیمت دلار چگونه قابل توجیه است؟

۱. فعال شدن مکانیسم ماشه

باید بدانیم که علیرغم بیشترین بازرسی‌ها از سایت‌های هسته‌ای ایران توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌ای، در تمام موارد، گزارش آژانس حاکی از صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای ایران است. بااین‌حال، طرف‌های آمریکایی و اروپایی از همان سال‌های ابتدایی برجام، دنبال بهانه‌جویی برای فشار بر ایران بودند، ازجمله؛ در ۲۹ مارس ۲۰۱۶، ایالات‌متحده، بریتانیا، فرانسه و آلمان، نامه‌ای مشترک به دبیرکل سازمان ملل متحد (بان کی‌مون) نوشتند و ایران را به «سرپیچی» از قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت از طریق آزمایش‌ موشک‌هایی که «ذاتاً قابلیت حمل سلاح‌های هسته‌ای» دارند، متهم کردند. (1) در ۹ ژوئن ۲۰۲۰ دبیرکل سازمان ملل متحد (آنتونیو گوترش) در گزارش دوسالانه خود به شورای امنیت سازمان ملل در مورد تحریم تسلیحاتی ایران بیان کرد که موشک‌های کروز استفاده شده در چندین حمله ۲۰۱۹ به عربستان سعودی منشأ ایرانی داشته‌اند. (2) در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۲، وزارت امور خارجه ایالات‌متحده آمریکا ایران را به نقض قطعنامه ۲۲۳۱ از طریق فروش پهپادهای شاهد ۱۳۱ و شاهد ۱۳۶ به روسیه متهم کرد. (3) مهم‌ترین بهانه‌جویی‌ها در سال 2025 توسط آمریکا و اروپا، طرح شد و گمانه‌زنی‌های بی‌اساس آژانس انرژی اتمی و گزارش نهادهایی همچون شورای مقاومت ملی ایران بود که بهانه‌ای برای حمله به سایت‌های هسته‌ای ایران توسط آمریکا شد. هرچند آژانس، چند روز بعد اعتراف کرد که فعالیت‌های ایران کاملاً صلح‌آمیز است، اما همچنان حمله آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای مشروع ایران را محکوم نکرده است.

۲. تأثیر مکانیسم ماشه بر اقتصاد ایران

برای تحلیل جامع و واقع‌بینانه این مسئله، باید چند نکته را مدنظر قرار داد: در نظام حقوق بین‌الملل، فعال‌سازی مکانیسم ماشه به معنای بازگشت خودکار مجموعه‌ای از تحریم‌ها و محدودیت‌هایی است که پیش‌تر به‌موجب توافق بین‌المللی تعلیق یا لغو شده‌اند. این اقدام بدون نیاز به رأی‌گیری مجدد و اجماع شورای امنیت، تحریم‌های شورای امنیت را به‌صورت خودکار بازمی‌گرداند. گرچه ادعا می‌شود که تحریم‌های مشمول مکانیسم ماشه، تحریم‌های هسته‌ای و نظامی هستند و به اقتصاد ایران مربوط نمی‌شود، اما یک موج فشار اقتصادی و حتی دیپلماتیک نیز به دنبال خواهد داشت؛ چراکه آمریکا برخی از نهادها، شرکت‌ها و اشخاص ایرانی را به فهرست تحریم‌هایش افزوده است. برخی از این شرکت‌ها و نهادها در کشورهای دیگر مستقر هستند و این تحریم‌ها، برخی از کشورها را به همکاری با آمریکا و تعطیلی یا تضعیف تعاملات ایران می‌کشاند. برخی کشورها، هزینه قطع ارتباط و تحریم ایران را بر هزینه تنش با آمریکا، ترجیح می‌دهند؛ به‌عنوان نمونه، ترکیه در واکنش به مکانیسم ماشه و تحریم‌های آمریکا، اموال، دارایی‌ها و حساب‌های ۲۰ شخص و ۱۸ نهاد ایرانی را بلوکه کرد. (4) اساساً این قاعده را نباید فراموش کرد که امور و پدیده‌ها، جزیره‌های جدای از هم نیستند، بلکه به یکدیگر وابسته‌اند و فشار به هرکدام، بر سایرین نیز تأثیر می‌گذارد.

۳. شرطی شدن بازار ایران نسبت به نوسانات قیمت دلار

ذائقه بازار و اقتصاد ایران، به رخدادهای بین‌المللی، دلار و رسانه، شرطی شده است؛ یعنی بااینکه برخی از حلقه‌های زنجیره اقتصاد ایران، ربطی به دلار ندارد، اما موج تلاطم‌های دلاری، آن‌ها را نیز در بر می‌گیرد و در تمام چرخه اقتصاد تأثیر می‌گذارد. به‌علاوه امواج رسانه‌ای و ادراک‌سازی‌ها، تأثیر به‌شدت مخرب‌تری بر اقتصاد ایران دارد. به‌همین‌دلیل وقتی دولت‌مردان یا برخی کارشناسان می‌گویند که مکانیسم ماشه، اثر روانی دارد نه اقتصادی، اتفاقاً باید دانست که اثر روانی بر اقتصاد ایران، بسیار شکننده و مخرب است و بخشی از موج‌های گرانی دلار و طلا و کالاها و انتظارت تورمی، ناشی از همین اثر روانی است.

۴. مخالفت چین و روسیه با اجرایی شدن مکانیسم ماشه

از طرفی، موضع‌گیری صریح چین و روسیه در مخالفت با مشروعیت مکانیسم ماشه، بسیار اهمیت دارد؛ چراکه به‌عنوان دو قطب اقتصادی و سیاسی، هرچند نتوانستند مانع بازگشت تحریم‌ها شوند، اما از منظر سیاسی و دیپلماتیک نشان می‌دهد که اجماع کامل علیه ایران شکل نگرفته است و همچنین در تحریم‌ها و موج‌های فشار بر ایران، همراهی نخواهند کرد. چین به‌عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان و یکی از اصلی‌ترین مشتریان نفت ایران، نشان داده است که مایل به حفظ روابط راهبردی با ایران است و این مخالفت، تلاشی است برای تضمین مسیرهای همکاری اقتصادی و امنیتی در آینده. همچنین، مسکو از منظر راهبردی، پرونده ایران را بخشی از معادله گسترده‌تر رقابت خود با غرب می‌داند. مخالفت روسیه با ماشه، علاوه بر همگرایی با ایران، حامل این پیام نیز هست که غرب قادر به انحصار کامل تصمیم‌گیری در شورای امنیت نخواهد بود. اجرایی شدن معاهده مشارکت راهبردی ایران و روسیه از 10 مهرماه 1404 نیز بسیار نویدبخش است. اقدام این دو قدرت بزرگ، هم مشروعیت اقدامات غرب را زیر سؤال می‌برد و هم بیانگر تداوم روابط اقتصادی با ایران است. اظهارات ریچارد نفیو (معمار تحریم‌های ایران)، مبنی بر اینکه چین و روسیه نمی‌گذارند، کمیته تحریم ایجاد شود و آن را وتو می‌کنند، شاهدی روشن بر این مسئله است. (5)

۵. امکان‌های ایران در مقابله با مکانیسم ماشه

فعال شدن مکانیسم ماشه صرفاً به معنای افزایش فشار بر ایران نیست؛ بلکه پیامدهای آن، طرف‌های مقابل و کشورهای منطقه‌ای حامی آن‌ها را نیز در بر خواهد گرفت. ایران می‌تواند با این بهانه‌جویی، از اهرم‌های فشار خویش استفاده کند؛ به‌عنوان‌مثال می‌تواند با به‌کارگیری تهدید عضویت در NPT و سیاست ابهام هسته‌ای، نیازهایش را پیش ببرد یا با سلطه بر تنگه هرمز، بر عبور‌و‌مرور کشورهای معارض ازجمله کشتی‌های اروپایی، فشار بیاورد و هزینه‌شان را بالا ببرد. این عوامل سبب می‌شوند که ایران نه در موقعیت انفعال، بلکه در موقعیت بازیگری فعال و تعیین‌کننده باقی بماند.

نتیجه:

بررسی تحلیل‌ها و نظرات نشان می‌دهد که افراط‌وتفریط‌ها، نگاه واقعی به مسئله ندارند؛ مکانیسم ماشه نه اقتصاد ایران را دچار فروپاشی می‌کند و نه بی‌تأثیر خواهد بود؛ بلکه در بخش‌هایی تأثیر جدی دارد و انتظارت تورمی را بالا می‌برد، اما همراهی چین و روسیه با ایران نیز بخشی از فشارهای را خنثی می‌کند.

پی‌نوشت‌ها:

1. Iran missile tests defied UN resolution, say US and European allies". Deutsche Welle. Mar 30, 2016.

2. Arms seized by U.S., missiles used to attack Saudi Arabia 'of Iranian origin': U.N." Reuters (به انگلیسی). 12 June 2020.

3. Ukraine war: US says Iranian drones breach sanctions". BBC. 18 October 2022.

4. تابناک، لیست شرکت‌های تحریم شده ایران در ترکیه، tabnak.ir، کد خبر ۱۳۳۱۹۲۱، 10 مهر 1404، https://www.tabnak.ir/005aUb.

5. سایت مشاوره حقوقی دینا، مکانیسم ماشه چیست؟ heyvalaw.com.

تنبیه سخت و غافلگیرانه رژیم صهیونیستی توسط نیروهای حماس هیمنه این رژیم را ویران کرده است و این، میزان اثرگذاری محور مقاومت که در رأس آن ایران است را نشان می دهد
تبعات عملیات طوفان الاقصی مهرماه 1402 برای ایران چیست؟

پرسش:
تبعات عملیات طوفان الاقصی مهرماه 1402 برای ایران چیست؟ رسانه‌ها مرتباً از تاوانی که مردم عادی ایران بابت ماجراجویی‌های جمهوری اسلامی ایران در این ماجرا خواهند داد، انسان را نگران می‌کنند.
 

پاسخ:
ایران به‌عنوان جدی‌ترین و قوی‌ترین حامی محور مقاومت و ایده نابودی اسرائیل، در ماجرای عملیات گسترده و غافلگیرانه طوفان الاقصی متهم اصلی پشتیبانی از این ماجرا توسط رژیم صهیونیستی است. مردم در این رابطه نگران‌اند که تبعات این واقعه، دامن مردم ایران را در تورم و گرانی و حتی جنگ بگیرد.

در رابطه با تبعات عملیات طوفان الاقصی و تبلیغات و تصوراتی که در این رابطه وجود دارد نکات زیر مهم است.
1. نخست اینکه کسانی با شدت و قاطعیت از تبعات احتمالی وقایع سرزمین‌های اشغالی در مهر 1402 مردم را نگران و از سیاست‌های مدافعانه نظام متنفر می‌کنند که خود از مدافعان و حامیان جدی تحریم‌های گسترده علیه ملت ایران بوده‌اند. همان‌هایی که از پیروزی دمکرات‌ها در انتخابات آمریکا نگران بودند که نکند توافقات احیا شود و فشارها بر مردم ایران کمی کاهش پیدا کند تا احتمال شورش‌های اجتماعی کم شود. مسیح علی نژاد (معصومه قمی‌کلایی) چهره مشهور برانداز در شبکه‌های فارسی و مجازی، بارها در دیار با مقامات آمریکایی
از آنان درخواست تحریم‌های بیشتر ایران را داشته است. شیرین عبادی نیز در پارلمان کانادا خواستار تحریم حداکثری ایران شد. رضا پهلوی، مریم رجوی و... نیز به همین شکل از آمریکا و تحریم‌های ظالمانه آن حمایت کرده و خواستار تشدید آن شدند.(1)  شبکه‌های فارسی‌زبان مانند من و تو و ایران اینترنشنال نیز در این دسته قرار دارند.

2. کسانی تصمیم گرفته‌اند مردم را تحت تأثیر تبلیغات خود قرار دهند که فراموش کرده‌اند که مکرر و مرتب، جمهوری اسلامی را به طبل توخالی و رجزخوانی بی‌خاصیت متهم کرده و قدرت نظام را مورد تمسخر و تحقیر قرار می‌دادند که اسرائیل مکرر و مرتب در حال ضربه زدن به شما است و شما توان هیچ تنبیهی ندارید؛ اما اکنون‌که اسرائیلی‌ها با تنبیه سخت و غافلگیرانه و بی‌سابقه نیروهای حماس قرارگرفته‌اند، نظام را متهم به ماجراجویی پرهزینه می‌کنند.

3. بخش بزرگی از قدرت داخلی و خارجی یک نظام سیاسی در میزان نقش و اثرگذاری او در معادلات منطقه‌ای مشخص می‌شود. ثبات و رفع تهدیدات مهم در درجه اول و منافع مقطعی مانند کاهش و افزایش قیمت ارز، در درجه دوم اهمیت است. یکی از دلایلی که جنگ با ایران، هزینه بسیار بالایی دارد، سازمان‌ها و گروه‌های قدرتمند نظامی وابسته به ایران در منطقه خاورمیانه است. وقتی سنگرهای مبارزه با دشمن متعدد است، هزینه دفاع، به‌شدت کاهش می‌یابد. ازاین‌روست که ابرقدرت‌ها و کشورهای هم‌پیمان آن در همه جای جهان هزینه‌های هنگفتی برای سرمایه‌گذاری نظامی و ایجاد پایگاه‌های فراوان برای حفظ و مدیریت منافع برون‌مرزی خودپرداخت می‌کنند.

4. برخی به نحوی از عبارت «سرمون در لاک خودمان باشد» استفاده می‌کنند که گویی در یک جهان و منطقه گل‌وبلبل به سر می‌بریم که نه خبر از قتل و غارت و جنگ است و نه خبری از دخالت‌های متجاوزانه ابرقدرت‌ها و نه خبری از طرح خاورمیانه جدید. ما با اسرائیلی مواجه هستیم که شعارش فتح سرزمین‌های نیل تا فرات و رویکردش کاملاً نازیانه(2)  و آپارتایدی(3)  است و اگر برخورد نظام جمهوری اسلامی ایران و همراهانش نبود، با فاجعه و تهدید عظیم‌تری مواجه بودیم. سیاست خارجی ما بر اساس سه اصل عزت، حکمت و مصلحت بناشده، اما اگر رفتار نظام جمهوری اسلامی منفعلانه و همراه با محافظه‌کاری‌های غیرعاقلانه باشد و ایران تبدیل به یک کشور ضعیف و غیر مؤثر شود که توان دفاع از خود را نیز از دست بدهد، ناظران، نظام اسلامی را مورد ملامت قرار نمی‌دهند و آن را متهم به ناتوانی نمی‌کنند؟

5. به دلیل وجود متغیرهای فراوان، نمی‌توان با اطمینان پیش‌بینی کرد، اما گسترش این جنگ بیش از آنکه برای ما تهدید باشد برای کشورهای محافظه‌کار غربی و منطقه‌ای هراس‌آور است. اسرائیل ثابت کرده است که حتی توان مقابله و پیروزی در مقابل حزب‌الله لبنان را ندارد و اگر در کنار حماس، حزب‌الله به ویران کردن سرزمین‌های اشغالی مبادرت بورزد، شرایط برای این رژیم، به‌مراتب هولناک‌تر می‌شود. کما اینکه حملات خمپاره‌ای لبنان در این ماجرا هنوز از سوی اسرائیل بی‌جواب مانده و اسرائیل، تصمیمی به گشودن جبهه‌های جدید را نداشته است. کشورهای منطقه نیز با گسترش جنگ، تصمیماتی اتخاذ خواهند کرد که به نفع اسرائیل نیست.

نتیجه:
میزان قدرت اصلی یک نظام سیاسی پیش از بهبود مقطعی شرایط داخلی، در پیشگیری و کنترل تهدیدات خارجی است. ایران بیش از هر چیز باید به منافع بلندمدت خود یعنی قدرت و تسلط منطقه‌ای و توان مقابله با تهدیدات بیندیشد.

پی نوشت:
1. ایرانی‌هایی که خواهان تحریم ایران هستند/ چند می‌گیری مزدور باشی؟+ فیلم، خبرگزاری فارس، 4 آبان 1399:  http://fna.ir/f05qon
2. نازیسم (Nazism) ایدئولوژی مبتنی بر نژادپرستی، ملی‌گرایی، وبرتری دولت بر فرد و مرام و هدف حزب نازی آلمان بود. حزب نازی آلمان، حزب کارگران ناسیونال سوسیالیست آلمان، از تغییر نام حزب کارگران آلمان (بنیاد در ۱۹۱۹) پدید آمد و هیتلر از ۱۹۲۱ تا ۱۹۴۵ رهبر آن بود. این تفکر، اجازه و مجوز هرگونه تجاوزی به غیر را هموار می‌کرد.
3. آپارتاید (Apartheid) یا جدانژادی که واژه‌ای به زبان هلندی است یکی از اشکال تبعیض نژادی را بیان می‌کند و در اصل عبارت است از سیاست تبعیضی که نژادپرستان کشور جمهوری آفریقای جنوبی علیه اکثریت سیاه‌پوست بومی و بومیان آن کشور اعمال می‌کردند. صهیونیست‌ها نیز به‌صورت افراطی‌تر در مورد خود و قوم یهود، چنین افکاری دارند.

مکانیسم ماشه و راه فعال شدنش و پیامدهای آن
مکانیسم ماشه بخشی از برجام است که برای ضمانت اجرای برجام در آن گنجانده شده است و تروئیکای اروپایی به‌عنوان عضوی از برجام، قابلیت فعال‌کردن آن را دارد.

پرسش:

مکانیسم ماشه چیست؟ چگونه فعال می‌شود، فعال شدن آن چه پیامدهایی دارد و آیا دولت‌های اروپایی بدون آمریکا می‌توانند آن را فعال کنند؟

پاسخ:

مقدمه

در محافل متعدد سیاسی یکی از موضوعاتی که در سیاست خارجی ایران همواره مورد بحث و توجه است، مسئله بحران هسته‌ای ایران در عرصه بین‌المللی و فشارهای سنگین نظام سلطه بر ایران در پی توافق مشترک معروف به برجام پیرامون اصطلاحی به نام مکانیسم ماشه و اسنپ‌بک است. اکنون‌که طرف‌های اروپایی به‌صورت مکرر ایران را به نقض توافق برجام متهم می‌سازند، بحث این مکانیسم دوباره داغ شده است و از شیوه و تبعات فعال شدن آن مباحث متعددی مطرح می‌گردد. حال باید دید که کم و کیف این مکانیسم و فعال شدن آن به چه صورت است.

پاسخ اجمالی:

یکی از موضوعاتی که در سیاست خارجی ایران همواره مورد بحث و توجه است، مسئله بحران هسته‌ای ایران در عرصه بین‌المللی و فشارهای سنگین نظام سلطه بر ایران در پی توافق مشترک معروف به برجام پیرامون اصطلاحی به نام مکانیسم ماشه و اسنپ‌بک است. مکانیسم ماشه بخشی از برجام است که برای ضمانت اجرای برجام در آن گنجانده شده و بر اساس آن اگر یکی از طرف‌های برجام به این جمع‌بندی برسد که طرف دیگر به تعهدات ذکر شده در این توافق پایبند نیست، می‌تواند به کمیسیون مشترک شکایت کند. سازوکار ماشه یا سازوکار رسیدگی به اختلاف در برجام با اصرار آمریکایی‌ها در این توافق‌نامه گنجانده شده تا به ادعای آن‌ها، اگر ایران از برجام سرپیچی کرد، تحریم‌هایی بین‌المللی که با برجام، برچیده شده، دوباره بتوان بازگرداند یا بازگشت خودکار سریع اسنپ‌بک (Snapback) اتفاق می‌افتد. تروئیکای اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) برخلاف آمریکا، به‌عنوان عضوی از برجام، قابلیت فعال‌کردن آن را دارند.

پاسخ تفصیلی:

پاسخ به پرسش پرسشگر محترم پیرامون مکانیسم ماشه و تبعات فعال شدن آن و چگونگی فعال‌سازی آن، مستلزم توجه به فرایند ذیل است:

1. تبیین مفهومی مکانیسم ماشه (Trigger mechanism

مکانیسم ماشه، در راستای حل‌اختلاف پیش‌بینی‌شده در برجام، فرآیندی است که اگر یکی از طرف‌های برجام به این جمع‌بندی برسد که طرف دیگر به تعهدات ذکر شده در این توافق پایبند نیست، می‌تواند به کمیسیون مشترک شکایت کند. سازوکار ماشه یا سازوکار رسیدگی به اختلاف در برجام با اصرار آمریکایی‌ها در این توافق‌نامه گنجانده شده تا به ادعای آن‌ها، اگر ایران از برجام سرپیچی کرد، تحریم‌هایی بین‌المللی که با برجام، برچیده شده، دوباره بتوان بازگرداند یا بازگشت خودکار سریع اسنپ‌بک (Snapback) اتفاق می‌افتد. سازوکار ماشه که در بند‌های ۳۶ و ۳۷ برجام پیش‌بینی‌شده، هنگامی فعال می‌شود که یکی از طرف‌های برجام، اعتراض کند که طرف مقابل، به برجام متعهد نمانده است و باید این شکایت در کمیسیونی که در چارچوب برجام و با هدف نظارت بر اجرای آن تأسیس شده است بررسی شود. اگر در بازه زمانی ۳۵ روزه، موضوع شکایت آن‌گونه که شاکی می‌خواهد حل و بررسی نشود، شاکی می‌تواند موضوع حل‌نشده را به‌عنوان دلیلی برای توقف اجرای تعهدات برجام در نظر بگیرد. همچنین شاکی می‌تواند با آگاه‌سازی شورای امنیت سازمان ملل درباره حل نشدن موضوع شکایت، عدم اجرای چشمگیر آن را متضمن شود. پس‌ازآن، شورای امنیت نیز ۳۰ روز فرصت دارد تا درباره استمرار تعلیق تحریم‌ها یا بازگرداندن آن‌ها قطعنامه صادر کند. اگر در این مدت، شورای امنیت نتواند در این زمینه قطعنامه صادر کند، تمام تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل که قبل از برجام برقرار شده بودند، به‌طور خودکار بازمی‌گردند. به این سازوکار، مکانیسم ماشه یا بازگشت سریع تحریم‌ها هم می‌گویند. نکته مهم این سازوکار، این است که بازگشت تحریم‌ها، قابل وتو نیست بلکه «عدم بازگشت تحریم‌ها» قابلیت وتو دارد؛ یعنی رأی‌گیری برای «بازگشت تحریم‌ها» انجام نمی‌شود بلکه برای «ادامه تعلیق تحریم‌ها» انجام می‌شود که حتی اگر شورا به آن رأی ندهد، یک عضو دارای حق وتو می‌تواند رأی را وتو کرده و عملاً تحریم‌ها بازگردند. به کار افتادن سازوکار حل اختلاف، یا مکانیسم ماشه، می‌تواند تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران را بازگرداند و همه قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت بار دیگر برای همه کشور‌های عضو سازمان لازم‌الاجرا شود.(1)

2. بررسی سابقه تلاش برای فعال‌کردن مکانیسم ماشه؛

در سال ۲۰۲۰ ایالات‌متحده تلاش کرده بود تا با استناد به یک‌بند قطعنامه ۲۲۳۱، تمامی تحریم‌های تعلیق‌شده علیه ایران را بازگرداند اما با توجه به این‌که آمریکا در سال ۲۰۱۸ با تصمیم دونالد ترامپ از برجام خارج شده بود و دیگر «عضوی از توافق» نبود نتوانست به هدف خود برسد و در این مسیر شکست خورد. در متن قطعنامه ۲۲۳۱ آمده است که هر کشور «شرکت‌کننده» در توافق هسته‌ای می‌تواند درصورتی‌که کشور دیگر را ناقض تعهد تشخیص دهد، درخواست فعال شدن این مکانیسم را ارائه دهد؛ اما ازآنجایی‌که ایالات‌متحده در سال ۲۰۱۸ از این توافق خارج شده بود، اروپا استدلال آمریکا را نپذیرفت و این کشور را به لحاظ قانونی عضوی از برجام به‌شمار نیاورد. این درحالی است که ایالات‌متحده مدعی بود که از برجام خارج شده و نه از قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت و درنتیجه می‌تواند همچنان یکی از اعضای آن به‌شمار رود و درنتیجه خواهد توانست مکانیسم ماشه را فعال کند. در اوت سال ۲۰۲۰ مایک پمپئو، وزیر خارجه وقت درخواست برای فعال‌سازی این مکانیسم را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرد اما درنهایت از ۱۵ عضو، ۱۳ کشور با آن مخالفت کردند تا درخواست آمریکا با قاطعیت رد شود.(2)

3. امکان فعال‌سازی مکانیسم ماشه توسط کشورهای اروپایی عضو برجام؛

بر اساس توضیحات بالا، اعضای اروپایی برجام یعنی فرانسه و انگلیس و آلمان می‌توانند موضوع عدم پایبندی ایران به برجام را به کمیسیون مشترک برجام ارجاع دهند و مسیر فعال‌سازی مکانیسم ماشه را به جریان بیندازند. این مکانیزم در 18 اکتبرماه 2025 یعنی تنها چند ماه دیگر منقضی خواهد شد و طبیعتاً طرف‌های غربی برجام، در این چند ماه خواهان استفاده از این فرصت برای وادار‌کردن ایران به انجام یک‌طرفه تعهدات و یا نشستن مجدد پای میز مذاکره خواهند شد. نمایندگان سه کشور اروپایی طرف برجام (انگلیس، فرانسه و آلمان) اواخر آذرماه 1403، در نامه خود به شورای امنیت سازمان ملل اعلام کرده‌اند که: «ما بر عزم خود برای استفاده از همه ابزارهای دیپلماتیک برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، ازجمله استفاده از مکانیسم ماشه (اسنپ بک) در صورت لزوم، تأکید می‌کنیم».(3)

4. ادعاهای نمایندگان اروپایی درحالی است که ایران بعد از 13 بار راستی آزمایی طبق گزارش آژانس به تمام تعهدات برجامی خود عمل کرده بود اما ابتدا طرف اصلی برجام یعنی ایالات‌متحده آمریکا از آن خارج شد و تحریم‌های سنگین‌تری نسبت به قبل از برجام بر دوش ایران انداخت و سپس طرف اروپایی که وعده جبران بخشی از خسارات بین‌المللی را داده بود، به هیچ‌کدام از وعده‌های خود عمل نکرد. درواقع طرف غربی خواهان این است که ایران به‌صورت یک‌طرفه به برجام پایبند بماند. رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با کارگزاران نظام در این رابطه فرمودند: «حالا آن سه کشور اروپایی هم اعلامیّه می‌دهند، اعلام می‌کنند که ایران به تعهّدات هسته‌ای خودش در برجام عمل نکرده! از این طرف یکی از آن‌ها سؤال کند (مگر) شما عمل کردید؟ شما میگویید ایران به تعهّدات خودش در برجام عمل نکرده؛ خیلی خب، شما به تعهّدات خودتان در برجام عمل کردید؟ شما از روز اوّل عمل نکردید؛ بعد که آمریکا خارج شد، قول دادید که یک‌جوری جبران کنید، زیر قولتان زدید؛ باز یک‌چیز دیگر گفتید، زیر آن قول دوّم هم زدید. بالاخره بی‌چشم‌و‌رویی هم یک حدّی دارد؛ آدم خودش به تعهّدش عمل نکند، بعد به‌طرف (مقابل) بگوید: چرا به تعهّدت عمل نمی‌کنی!»(4)

نتیجه‌گیری:

مکانیسم ماشه بخشی از برجام است که برای ضمانت اجرای برجام در آن گنجانده شده است و تروئیکای اروپایی به‌عنوان عضوی از برجام، قابلیت فعال‌کردن آن را دارد.

پی‌نوشت‌ها:

1. مکانیسم ماشه چیست و چطور فعال می‌شود؟ پایگاه خبری تحلیلی فرارو، 29 آبان 1403، https://fararu.com/fa/news/800500.

2. مکانیسم ماشه چیست و کشورهای اروپایی چطور می‌توانند آن را فعال کنند؟ یورونیوز، 6/1/2025، https://parsi.euronews.com/2025/01/06/how-european-powers-can-active-trigger-dispute-mechanism.

3. تروئیکای اروپا آماده فعال‌سازی مکانیسم ماشه علیه ایران، خبرگزاری ایسنا، 22 آذر 1403، isna.ir/xdSsSR.

4. رهبر معظم انقلاب، بیانات در دیدار مسئولان نظام، خامنه‌ای دات آی آر، 18 اسفند 1403، https://khl.ink/f/59631.

کاهش گسترده ارزش پول ملی، اگر همراه با کاهش قدرت خرید مردم باشد،احتمال بروز پیامدهایی همچون اعتراضات اجتماعی و ناامیدی به آینده را افزایش می‌دهد.

پرسش:

پیامدهای سیاسی و اجتماعی کاهش گسترده ارزش پول ملی چیست و آیا راهکاری برای کاهش تأثیر این پیامدها وجود دارد؟

پاسخ:

مقدمه

کاهش ارزش پول ملی به معنای کاهش ارزش واحد پول یک کشور، نسبت به قیمت طلا یا سایر پول‌های خارجی است. در سالیان اخیر، ارزش پول ملی کشورمان به‌صورت پیوسته، کاهش یافته است. آیا امکان حفظ ارزش پول ملی وجود دارد؟ عوامل مختلف کاهش پول ملی ایران چیست و چه پیامدهای اجتماعی و سیاسی دارد؟

متن پاسخ

1. اهمیت و ارزش پول ملی

افزایش یا کاهش ارزش پول ملی می‌تواند نقش زیادی در اقتصاد یک کشور ایفا کند. بر اساس نظریات اندیشه‌مندان بزرگ علم اقتصاد، کاهش ارزش پول ملی مؤثرترین ابزار برای از بین بردن یک حکومت است. بر همین اساس، ریچارد نفیو، مسئول تیم طراحی تحریم علیه ایران، در کتاب معروف خودش به اسم «هنر تحریم‌ها» می‌گوید که در سال ۲۰۱۲ و به واسطه اقداماتی که ما انجام دادیم، پول ملی ایران در چند هفته تا سه برابر با کاهش ارزش مواجه شد، یا مثلاً «الیوت آبرامز، نماینده ویژه وزارت امورخارجه آمریکا در امور ایران - در دوران ترامپ - گفته است که فشارهای آمریکا نتایج بزرگی دارد، ارزش پول ایران سقوط کرده است.» اظهار نظر این افراد و دیگرانی همچون مارشال بیلینگزلی، دستیار وزیر خزانه‌داری آمریکا یا جیمز ریکاردز، تحلیلگر ارشد سیا، در کتاب «جنگ ارزی»، همگی نشان از آن دارد که دشمنان ایران «بهترین راه و مسیر تغییر رژیم را در ایران از طریق جنگ اقتصادی و هدف قرار دادن تضعیف پول ملی می‌دانند.»(1) ازاین‌رو مقام معظم رهبری بارها به این جنگ اقتصادی دشمن اشاره کرده و از کاهش ارزش پول ملی به عنوان یکی از مشکلات اصلی اقتصاد نام برده‌اند. ایشان در موارد مختلف از مسئولان اقتصادی خواسته‌اند که برای تقویت پول ملی برنامه‌ریزی و تلاش کنند.(2)

2. پیامدهای سیاسی و اجتماعی کاهش ارزش پول ملی

کاهش گسترده پول ملی همچون سایر مشکلات اقتصادی می‌تواند پیامدهای سیاسی و اجتماعی مهمی به دنبال داشته باشد که از جمله آنها می‌توان به نارضایتی مردم از دولت، بی‌اعتمادی به وعده‌های مسئولان، کاهش مشارکت سیاسی، شکل‌گیری اعتراض‌های اجتماعی، گسترش ناهنجاری‌های فرهنگی، ایجاد حس ناامیدی به آینده در اثر انباشت مشکلات، کوچک‌نمایی پیشرفت‌های کشور در سایر حوزه‌ها از طریق بزرگ‌نمایی مشکلات اقتصادی توسط رسانه‌های معاند و... اشاره کرد.

3. اصلاح برداشت‌های غلط نسبت به کاهش ارزش پول ملی

در زمینه کاهش ارزش پول ملی حداقل دو برداشت اشتباه وجود دارد؛ اول آن که کاهش ارزش پول ملی همیشه بد نیست و در صورت مدیریت صحیح می‌تواند نتایج مثبتی همچون ایجاد مزیت‌های صادراتی و ارزآوری برای کشور، کاهش کالاهای وارداتی و در نتیجه جایگزین شدن آن با کالاهای داخلی داشته باشد. همه این موارد به نوبه خود از دو جهت باعث رشد تولید داخل و فعال شدن چرخه اقتصادی کشور می‌شود. ازاین‌رو برخی کشورها مثل چین در دوره‌هایی اقدام به کاهش ارزش پول خود کرده‌اند(3). نکته دوم که بسیار حائز اهمیت است آن که پایین بودن ارزش پول ملی یک کشور همیشه به معنای وضعیت بد رفاهی مردم آن کشور نیست. همچنین بالا بودن ارزش پول یک کشور لزوماً به معنای خوب بودن وضعیت رفاهی و اقتصادی مردم آن کشور نیست، «چرا که اولاً با حذف چند صفر از واحد پولی کشور می‌توان یک ‌شبه ارزش پول ملی را بسیار بالا برد؛ در حالی که در رفاه عمومی هیچ تغییری رخ نمی‌دهد. در ثانی، بررسی درآمد سرانه در کنار ارزش پول ملی است که می‌تواند وضعیت قدرت خرید مردم را نشان دهد، نه صرف توجه به ارزش پول ملی.(4) متأسفانه ریال ایران جزء کم ارزش‌ترین ارزهای ملی است. معمولاً افراد با شنیدن چنین خبری تصور می‌کنند که «وضع اقتصاد ایران از همه‌ کشورهای دنیا بدتر است و متوسط رفاه یک ایرانی، از رفاه افراد سایر کشورها کمتر است»؛ اما «بر اساس آمارهای بانک جهانی، ایران در سال 2020 میلادی در شاخص قدرت خرید سرانه رتبه‌ 85م دنیا را از میان 197 کشور کسب کرده است؛ یعنی اگر جهان را به دو نیمه تقسیم کنیم، ما در نیمه بالایی قرار داریم و به‌طور میانگین، قدرت خرید مردم در 112 کشور از ما ایرانیان کمتر است... این نشان می‌دهد که اسکناس‌های بی‌ارزش‌ترین پول دنیا، چندان هم بی‌ارزش نیست و توانسته قدرت خرید ایرانیان را از 112 کشور بالاتر نگه‌ دارد.»(5) با این توضیح آنچه که به عنوان اثرات نفی کاهش ارزش پول ملی بیان شد، وقتی بروز می‌کند که در کنار این کاهش، قدرت خرید مردم هم کاهش یابد.

4. راهکارهای کاهش تأثیر این پیامدها

برای کاهش پیامدهای سیاسی و اجتماعی در اثر بی‌ارزش شدن پول ملی باید در درجه اول، ریشه مشکل را اصلاح کرد. اولین گام در این راستا تلاش بیشتر مسئولان برای تقویت ارزش پول ملی و قدرت خرید مردم متناسب با جنگ اقتصادی دشمن است. اقداماتی مانند پرداخت یارانه یا سبد معشیتی نیز می‌تواند در کوتاه مدت و به عنوان یک راهکار موقت به کاهش این پیامدها کمک کند. یک راهکار بسیار مهم در اینجا توجه افکار عمومی به جنگ شناختی و رسانه‌ای دشمن است. دشمن تلاش دارد در کنار تحریم اقتصاد کشور و تضعیف ارزش پول ملی، چنین وانمود کند که مردم ایران بدبخت‌ترین مردم جهان هستند و گویا در هیچ زمینه‌ای پیشرفت نداشته‌اند، اما همان طور که اشاره شد آمار بانک جهانی خلاف این ادعا را نشان می‌دهد. در همین راستا مطالعه کتاب ارزشمند «صعود چهل‌ساله 1 و 2» به خوبی نشانگر پیشرفت کشور مبتنی بر آمار بین‌المللی در حوزه‌های مختلف است. مردم ایران به برکت انقلاب اسلامی و با مقاومت مثال‌زدنی خود توانسته‌اند به‌رغم هشت سال جنگ تحمیلی، بیش از چهار هزار تحریم اقتصادی، ترور صدها تن از نخبگان و دانشمندان ایرانی و ده‌ها توطئه داخلی و خارجی، به پیشرفت‌های حیرت‌آوری دست یابند. همان گونه که در عرصه هسته‌ای، نانو، هوا و فضا، پزشکی، سلول‌های بنیادی، نظامی و... توانسته‌ایم جزء رتبه‌های اول جهانی باشیم، در عرصه اقتصاد هم می‌توانیم به مراتب وضعیت بهتری داشته باشیم، به شرط آن که مسئولانی که با رأی خود سرکار می‌آوریم، همچون شهید حاج قاسم سلیمانی باشند تا بتوانند با کمترین امکانات، بزرگ‌ترین نقشه‌های دشمن را نقش بر آب کرده و کشور را از وابستگی نظامی به آمریکا تبدیل به یک قدرت مستقل منطقه‌ای کنند.

نتیجهگیری

با توجه به آنچه گفته شد، کاهش گسترده ارزش پول ملی، اگر همراه با کاهش قدرت خرید مردم باشد، احتمال بروز پیامدهایی همچون اعتراضات اجتماعی و ناامیدی به آینده را افزایش می‌دهد. راهکار اصلی جلوگیری از این پیامدها، تقویت اقتصاد کشور و توجه مسئولان و افکار عمومی به جنگ اقتصادی و رسانه‌ای دشمن است.

پی‌نوشتها

1. صمصامی، حسین، هدف دشمن در جنگ اقتصادی، تضعیف ارزش پول ملی است، پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری(مد ظله)، 18/12/1400ش، https://khl.ink/f/49723.

2. ر.ک: پیام نوروزی، 01/01/1398ش؛ بیانات به مناسبت عید غدیر، 10/05/1399ش؛ بیانات در جلسه با هیئت دولت، 02/06/1399ش.

3. پورابراهیمی، محمدرضا، سه‌گامِ مجلس برای تحقق رونق تولید، پایگاه اطلاع‌رسانی مقام معظم رهبری (مدظله)، 17/01/1398ش، https://khl.ink/f/42136.

4. چرا «ریال ایران بی‌ارزش‌ترین پول دنیا شد» بی‌ارزش است؟، خبرگزاری تسنیم، 20/09/1401ش، https://tn.ai/2808590.

5. چرا «ریال ایران بی‌ارزش‌ترین پول دنیا شد» بی‌ارزش است؟، خبرگزاری تسنیم، 20/09/1401ش، https://tn.ai/2808590

تغییرات شدید اقتصادی با تغییر دولت‌ها در ایران ناشی از ترکیبی از وابستگی اقتصاد به سیاست‌های دولتی، ضعف ساختارهای اقتصادی و تأثیر فشارهای خارجی و... است.

پرسش:

چرا تأثیر دولت‌های مختلف در ایران بر اقتصاد، این‌چنین شدید و عمیق است؟ به‌عنوان نمونه، با گذشت زمان کوتاهی پس از دولت شهید رئیسی، در دوره جدید، با کمبود تأمین انرژی و افزایش تورم عجیب، در سطح گسترده مواجه هستیم، درحالی‌که رشد اقتصادی در سال 401 حدود 4 درصد بوده است. در دولت‌های قبلی نیز چنین تأثیر عمیقی را مشاهده می‌کنیم. آیا این تغییرات دفعی و بی‌قاعده، به معنای نبود ساختارهای اقتصادی محکم در کشور نیست؟ ماجرا چیست؟

پاسخ:

مقدمه

در تاریخ ایران دولت‌ها همواره تأثیر عمیقی بر اقتصاد داشته‌اند؛ به‌گونه‌ای که حضور یک دولت با رشد اقتصادی و حضور دولتی دیگر با کاهش شدید رشد اقتصادی همراه بوده است. دوران پس از انقلاب نیز از این مسئله مستثنا نیست. به‌عنوان نمونه در دولت شهید رئیسی، طبق آمار بانک جهانی، شاهد رشد اقتصادی تا 5 درصد در ایران هستیم، اما طبق تخمین بانک جهانی در دوره جدید با کاهش رشد اقتصادی تا 3 درصد مواجهیم.(1)

 مشکل کمبود تأمین انرژی و افزایش ادامه‌دار تورم از دیگر مواردی است که در دوره دولت جدید با آن مواجهیم؟ دلیل تأثیر عمیق دولت‌ها بر اقتصاد چیست؟ آیا این تغییرات دفعی به معنای نبود ساختارهای اقتصادی محکم در کشور نیست؟

 

متن پاسخ

پاسخ به این سؤال نیازمند بررسی عوامل متعددی است که بر اقتصاد ایران تأثیر می‌گذارند. برخی از مهم‌ترین دلایلی که باعث می‌شوند تغییر دولت‌ها در جمهوری اسلامی ایران تأثیرات شدیدی بر اقتصاد داشته باشند و این تغییرات دفعی و عمیق باشند را می‌توان موارد زیر برشمرد.

 

مهم‌ترین دلایل تأثیر دولت‌ها بر نوسانات رشد اقتصادی ایران

 

1. وابستگی شدید اقتصاد ایران به دولت

وابستگی شدید اقتصاد در ایران به دولت در دو حوزه مهم تصمیم‌گیری و نهادسازی تبلور یافته است که به‌طور مختصر توضیحاتی دراین‌باره ارائه می‌شود.

 الف. تصمیم‌گیری‌های دولت‌محور:

 اقتصاد ایران به‌شدت به سیاست‌های دولت وابسته است. تصمیمات کلیدی اقتصادی، ازجمله نرخ ارز، قیمت انرژی و سیاست‌های تجاری، عمدتاً توسط دولت گرفته می‌شود. این موضوع باعث می‌شود که تغییرات در سیاست‌گذاری دولت، تأثیرات فوری و گسترده‌ای بر اقتصاد داشته باشد. البته در همه اقتصادهای دنیا سیاست‌گذاری‌های اقتصادی به‌نوعی از دولت متأثر است، اما آنچه عمق تأثیر دولت بر اقتصاد را تعیین می‌کند، شدت این وابستگی است.. البته گفتنی است کارشناسان اقتصادی درباره شرایط و میزان دخالت دولت در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌ها اختلاف‌نظر دارند و بر این اساس، دیدگاه‌ها درباره حجم دخالت دولت در اقتصاد متفاوت شده است.

 ب. نبود نهادهای مستقل اقتصادی:

 در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، نهادهایی مانند بانک مرکزی یا شوراهای مستقل اقتصادی مسئولیت سیاست‌گذاری اقتصادی را به‌طور مستقل از دولت بر عهده ‌دارند؛ اما در ایران، این نهادها معمولاً تحت تأثیر سیاست‌های کوتاه‌مدت دولت هستند. اگرچه موضوع استقلال نهادی چون بانک مرکزی نیز محل اختلاف میان کارشناسان است، برخی معتقدند که اگر استقلال بانک مرکزی به معنای جدایی سیاست‌های پولی از سیاست‌های مالی نظام اقتصادی باشد، بانک مرکزی از تسلط دولت خارج می‌شود و دولت نمی‌تواند به میل خود و به هر میزان به استقراض از بانک مرکزی یا انتشار پول برای تأمین کسری بودجه روی آورد. درنتیجه ارزش پول ملی حفظ خواهد شد.(2) با توجه به این نکته روشن است که نبود نهادهای مستقل اقتصادی موجب تأثیر عمیق دولت بر اقتصاد می‌شود.

 

2. ضعف در زیرساخت‌ها و ساختارهای اقتصادی پایدار

ضعف در زیرساخت‌ها و ساختارهای اقتصادی ایران عامل دیگر اثر عمیق تغییر دولت‌ها بر اقتصاد ایران است. برخی از مؤلفه‌های این ضعف عبارت‌اند از:

 الف. اقتصاد نفت‌پایه:

 وابستگی شدید اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی و نقش بزرگ دولت در اقتصاد، باعث می‌شود که اقتصاد به تغییرات در مدیریت دولتی حساس باشد و هر تغییری در سیاست‌های نفتی، بودجه‌ای، یا دیپلماسی اقتصادی به‌سرعت کل اقتصاد را تحت تأثیر قرار ‌دهد؛ چراکه نفت نقش تعیین‌کننده‌ای در مصارف و مخارج کشور ایفا می‌کند.

 ب. نبود سیاست‌های بلندمدت صحیح و پایدار:

 سیاست‌های اقتصادی در ایران معمولاً کوتاه‌مدت و مبتنی بر رفع فوری مشکلات است. این موضوع باعث می‌شود که هر دولت، سیاست‌های متفاوتی را در پیش بگیرد و اقتصاد کشور به‌شدت ناپایدار شود. برنامه‌ریزی بلند‌مدت صحیح و پایدار و به تعبیر دیگر طراحی سیاست‌های کلان اقتصادی می‌تواند تا حدودی اثرات منفی تغییر دولت‌ها را کاهش دهد.

 

3. عدم اطمینان و پیش‌بینی‌ناپذیری اقتصاد ایران

الف. تغییرات ناگهانی در قوانین و مقررات:

یکی از معضلات نظام اقتصادی ایران تغییر ناگهانی قوانین و مقررات توسط نهادها و سازمان‌های مسئول دولتی است. ازجمله آن‌ها می‌توان به قوانین مربوط به تغییر نرخ ارز، حذف یارانه‌ها، یا اعمال محدودیت‌های جدید بر تجارت اشاره کرد. این تغییرات، فضای عدم اطمینان برای فعالان اقتصادی ایجاد می‌کند و موجب بی‌ثباتی در اقتصاد می‌شود. البته تلاش‌هایی برای رفع این معضل در دولت شهید رئیسی صورت گرفت و تغییر ناگهانی قوانین و مقررات ممنوع شد.(3)

 ب. تورم و انتظارات تورمی:

 اقتصاد ایران به‌شدت از تورم مزمن رنج می‌برد. یکی از مشکلات مهم اقتصاد ایران مزمن شدن تورم در آن است. سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها، به‌ویژه در حوزه پولی و ارزی، می‌تواند انتظارات تورمی را به‌سرعت تغییر دهد و به شوک‌های قیمتی منجر شود. این اتفاق موجب رشد بی‌اعتمادی به آینده اقتصاد می‌شود و نتیجه آن عدم کاهش قیمت‌های افزایش‌یافته در دوران شوک قیمتی خواهد بود.(4)

 

4. فشارهای خارجی و تحریم‌ها

الف. نقش تحریم‌ها:

 تحریم‌های اقتصادی تأثیر عمیقی بر اقتصاد ایران داشته و هر دولتی رویکرد متفاوتی برای مقابله با این فشارها دارد. این تفاوت در رویکردها، تغییرات گسترده‌ای در اقتصاد ایجاد می‌کند. برای مثال، در دولت‌های مختلف شاهد سیاست‌های متفاوتی در مورد مدیریت ارز و تجارت خارجی بوده‌ایم. طبیعی است که این سیاست‌ها اثر مستقیم و غیرمستقیم بر روی اقتصاد ایران خواهد داشت.

 ب. وابستگی به واردات:

 ساختار اقتصادی ایران به‌گونه‌ای است که به واردات کالاهای اساسی وابسته است. هرگونه تغییر در سیاست‌های دولت یا روابط خارجی، مستقیماً بر تأمین کالاهای اساسی، قیمت‌ها و تورم اثر می‌گذارد.

 

5. ناکارآمدی ساختار حکمرانی اقتصادی

الف. عدم شفافیت و فساد:

 یکی از مشکلات عمده اقتصاد ایران، عدم شفافیت و فساد در درون سیستم است. این مسئله باعث می‌شود که حتی سیاست‌های مناسب نیز به‌درستی اجرا نشوند و درنتیجه، اقتصاد آسیب ببیند؛ بنابراین میزان تلاش دولت‌ها در مقابله با فساد و بسترسازی برای تحقق هرچه بیشتر شفافیت اثر مستقیم بر اقتصاد ایران خواهد گذاشت.(5)

 ب. نوسان و ناترازی در مدیریت انرژی و منابع:

 کمبود انرژی، مانند برق و گاز، نشان‌دهندة فقدان برنامه‌ریزی بلندمدت و سرمایه‌گذاری کافی در زیرساخت‌های انرژی است. این موضوع نشان‌دهنده ضعف مدیریت در حوزه‌های کلیدی اقتصاد است. هر چه تغییر مدیریت در دولت‌ها به این ضعف بیشتر دامن بزند، اقتصاد ایران با چالش جدی‌تری مواجه خواهد شد. همه آنچه گفته شد به معنای نبودِ ساختارهای قوی اقتصادی است که یکی از دلایل اصلی این مشکلات است.

 

 ساختارهای محکم اقتصادی باید شامل موارد زیر باشند:

نهادهای مستقل و حرفه‌ای: مانند بانک مرکزی مستقل که سیاست‌های پولی را بدون تأثیر از دولت اجرا کند.

سیاست‌گذاری پایدار و قابل پیش‌بینی: که فضای اطمینان برای فعالان اقتصادی ایجاد کند.

تنوع در منابع درآمدی: کاهش وابستگی به نفت و توسعه سایر بخش‌های اقتصادی.

مبارزه با فساد: که اعتماد عمومی و کارآمدی سیستم اقتصادی را افزایش دهد.

تحقق مؤلفه‌های فوق به معنای شکل‌گیری ساختار محکم اقتصادی است که می‌توان امید داشت، تغییر دولت‌ها لرزه‌های شدیدی نمی‌تواند در آن ایجاد کند.

 

نتیجه‌ گیری

ازآنچه نگاشته شد روشن می‌شود که تغییرات شدید اقتصادی با تغییر دولت‌ها در ایران ناشی از ترکیبی از وابستگی اقتصاد به سیاست‌های دولتی، ضعف ساختارهای اقتصادی و تأثیر فشارهای خارجی و... است. برای کاهش این تأثیرات، نیاز به اصلاحات عمیق و ایجاد نهادهای مستقل و قوی در حوزه زیرساخت‌ها، منابع، بازیگران و سیاست‌گذاری اقتصادی وجود دارد.

 

پی‌نوشت‌ها

1. ر.ک: موسوی، حبیب، «گزارش بانک جهانی از اقتصادهای درحال‌توسعه در قرن 21»، اکو ایران، کد خبر: 81925، https://B2n.ir/j84501.

2. ر.ک: «استقلال بانک مرکزی و تأثیرات آن بر متغیرهای کلان اقتصادی»، نشریه اتاق بازرگانی، شماره 13، 1385، ص 14.

3. ر.ک: صدای بورس، کد خبر: 457350، sedayebourse.ir/x5TvH.

4. ر.ک: «مشکل پیش‌بینی‌ناپذیر بودن اقتصاد ایران»، شفقنا، https://fa.shafaqna.com/?p=678774.

5. ر.ک: «فساد و عدم شفافیت، دو معضل اصلی اقتصاد ایران»، خبرگزاری تسنیم، https://tn.ai/539098

تحریم‌‌های خارجی حدود 30 درصد در مشکلات کشور مؤثر بوده و 70 درصد آن به خاطر عوامل درونی مانند سوء تدبیر، امیدهای واهی به بیگانگان بوده است.

پرسش:

قبل از روی کار آمدن این دولت اعلام می‌شد که فقط بیست درصد مشکلات ناشی از تحریم است و هشتاد درصد آن از بی‌عرضگی است؛ اما اکنون علی‌رغم ژست‌های کاذب و حمایت همه‌جانبه داخلی، بجای پول نفت به ما دارو می‌دهند. چرا به افکار عمومی احترام گذاشته نمی‌شود و واقعیت‌ها بیان نمی‌شود؟

پاسخ:

در بازه تبلیغاتی داوطلبان ریاست جمهوری 1400 و قبل‌تر از آن برای انتقاد از عملکرد دولت قبلی، اعلام می‌شد که عمده مشکلات کشور مربوط به سوء تدبیر و کم‌کاری یا خیانت و نفوذ در بدنه دولت هست و می‌توان عمده مشکلات کشور را با استفاده از توان داخلی و تدبیر مناسب حل کرد و درآمدهای حاصل از صادرات و فروش نفت را با مذاکره دریافت کرد؛ اما باروی کار آمدن دولت جدید، همچنان به بجای پول نفت و صادرات مواد دیگر به کشور مواد مصرفی و دارو می‌دهند. چرا در موقع انتخابات وعده‌ها و حرف‌های شعاری زده و به افکار عمومی احترام نمی‌گذارند و با مردم صادق نیستند؟

برای پاسخ به این سؤال، ابتدا لازم هست به چند نکته زیر توجه کرد.

1- عامل مشکلات عمومی کشور

انسان در زندگی با واقعیات و مزاحمت‌هایی روبه‌رو هست. برخی برای رسیدن به هدف‌ها ممکن است کمک یا مزاحم باشد. با قاطعیت می‌توان گفت اگر مزاحمت‌ها وجود نداشتند، رسیدن به اهداف، زمان زیادی نمی‌خواست. یک گروه متشکل قوی می‌توانستند این اهداف را سریع برآورده کنند؛ منتها در سر راه انسان موانع وجود دارد. اساساً همین وجود مانع است که انسان را به تلاش وامی‌دارد. عامل مشکلات عمومی کشور را می‌توان در دو مورد کلی موانع درونی و موانع بیرونی تقسیم کرد.

موانع درونی یعنی آن چیزهایی که در درون خود انسان‌ها وجود دارد؛ موانع درونی، ضعف‌های فکری و عقلانی، راحت‌طلبی، آسان‌گرائی، سهل‌انگاری، آسان‌پنداری، گریز از چالش، زشت و ناپسند دانستن مواجهه‌ی با مشکلات، آماده نبودن برای مواجهه‌ی با مشکلات، تربیت اخلاقی و تاریخىِ بازمانده‌ی از دوران گذشته، خشم و شهوت‌های بی‌مهار و تربیت‌نشده، دل‌بستگی به عادات و عقاید خرافىِ میراثی و بد فهمیدن دستور دین و ... از ضعف‌های درونی ماست.

روش اسلامی مبارزه با این موانع، جهاد تبیین است و همین تبیین‌ها موجب شد که انقلاب اسلامی بر بسیاری از این پیش‌زمینه‌های تاریخی و تربیت‌های غلط فائق بیاید و فائق آمد. البته در بعضی‌اش هم هنوز فائق نیامده که آن انگیزه‌های دیگری مثل این مصرف‌گرائی و اسراف و ... دارد که جزو میراث‌های ما از گذشته است. (1)

بخش دیگر از موانع درونی، عدم اهتمام برخی از مسئولین به همه آرمان‌های انقلاب و در برخی موارد عمل خلاف آرمان‌ها است. بسیاری از ناکامی‌های امروز در عرصه‌ی رسیدن به هدف‌های انقلاب و اداره‌ی مطلوب کشور، به خاطر کم‌اعتنایی به عدالت است. اسم عدالت می‌آید و اما در مقام عمل نسبت به خود اغماض می‌شود. خیلی از امکانات و برخورداری‌ها را برای خود روا داشته، ولی برای دیگران روا داشته نمی‌شود. (2)

برای درمان این مشکلات درونی در سطح فردی و اجتماعی توسط مردم و مسئولان، باید بیشتر به سمت اسلامی شدن، مسلمان شدن و مؤمنانه و مسلمانانه زندگی کردن رفت. باید به سمت زندگی علوی رفته و روح زندگی علوی که عدالت، تقوا، پارسایی، پاک‌دامنی، بی‌پروائىِ درراه خدا و میل و شوق به مجاهدتِ درراه خدا است را در خود زنده کرده، به سمت این‌ها رفت؛ اگر قدم‌به‌قدم تحول درونی خود را جدی گرفته و پیش ببریم و پایبندی خود را به ارزش‌ها و اصولِ خود عملاً نشان دهیم، کارایی و توفیقات ما هم بیشتر خواهد شد و این موانع حل خواهند شد.(3)
در مورد موانع بیرونی هم می‌توان به تحمیل فشارهای خارجی (جنگ، تحریم و فتنه‌انگیزی‌ها...) برای کند کردن حرکت نظام به سمت آرمان‌ها اشاره کرد.

حمله نظامی به طبس، کودتای نوژه، تحریک عراق و تحمیل جنگ علیه ایران، رویارویی و دخالت نظامی مستقیم در جنگ و سقوط هواپیمای مسافربری، فشارهای اقتصادی و اقدامات تحریمی علیه نظام، حمایت، سازمان‌دهی و هدایت مخالفان نظام، فضاسازی سیاسی و تبلیغاتی و جنگ روانی علیه نظام، اختصاص بودجه‌های کلان برای مقابله با نظام اسلامی، مقابله با دستیابی جمهوری اسلامی به فناوری هسته‌ای، تهاجم فرهنگی و جنگ نرم، فتنه‌انگیزی در کشور و حمایت و برنامه‌ریزی برای سقوط نظام اسلامی، بلوکه کردن دارایی‌های خارجی کشور، خروج یک‌طرفه از برجام و ... گوشه‌ای از شرارت‌های آمریکا علیه ملت ایران است. (4)

اگر دشمن توطئه نمی‌کرد؛ اگر دشمن به رهبری استکبار جهانی و در رأسش امریکای پلید و خبیث، علیه این مملکت فعالیت نمی‌کرد، خیلی از کارهای عمرانی و زیربنایی انجام‌شده بود. برای مثال اگر جنگ هشت‌ساله را بر ما تحمیل کردند، به خاطر این بود که ما دیرتر به بازسازی کشور و زنده کردن زمینه‌های عمران بپردازیم. استعمار و استکبار می‌دانند که اگر ملت ما به کمک مسئولان و گردانندگان و مدیران دلسوز کشور بتواند ایرانی آباد و آزاد بسازد و آحاد جامعه را کاملاً مرفه و برخوردار از عدالت‌ اجتماعی و سایر ارزش‌های اسلامی کند و در زیر چتر شریعت مقدسه‌ی اسلام نگه دارد، در آن صورت انقلاب‌ بزرگ و شکوهمند ما به‌خودی‌خود و بدون آنکه کسی تلاش کند، به همه‌ی کشورهای اسلامی صادر خواهد شد و الگوی دیگران قرار خواهد گرفت.(5)
2- بررسی میزان تأثیر تحریم بر اقتصاد کشور

فدایی و همکاران اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت تحریم‌های اقتصادی بر رشد اقتصادی در ایران را بررسی و به این نتیجه رسیدند که اعمال تحریم‌های ضعیف تأثیر معناداری بر رشد اقتصادی نداشته، ولی تحریم متوسط و قوی در کوتاه‌مدت به ترتیب بـا ضـرایب 0098/0 و 43/0 تأثیر منفی بر رشد اقتصادی دارد.

نتایج رابطه بلندمدت نشان مـی‌دهـد کـه اعمـال تحـریم‌هـای اقتصادی ضعیف و قوی در بلندمدت تأثیر معنـاداری بـر رشـد اقتصادی نداشته، ولی تحریم‌های متوسط بـا ضـریب 0.024 در بلندمدت تأثیر منفی بر رشد اقتصادی داشته است؛ زیرا در مورد تحریم‌های ضعیف با روش کوتاه‌مدت تأثیر تحریم‌ها را خنثی و لذا تأثیری بر رشـد تولید نخواهد داشت. همچنین تـأثیر تحـریم‌هـای اقتصـادی در بلندمـدت کمرنگ‌تر می‌شود به‌ویژه زمانی که تحریم‌های اقتصادی قوی باشد، کشور هدف به‌شدت سعی می‌کند تا در بلندمدت ساختار خود را در برابر آن مقاوم ساخته و تأثیر آن را خنثی سازد.

اما در مورد تحریم‌های متوسط تغییر ساختاری، صرفه اقتصادی ندارد و دور زدن نیز به‌طور کامل نمی‌تواند تأثیر تحریم‌ها را خنثی کند، لذا حتی در بلندمدت نیز این نوع تحریم‌ها بر رشد تولیـد تأثیر قابل‌توجهی خواهد داشت. (6)

هم‌چنین مرزبان و همکاران تأثیر تحریم‌های اقتصادی بر تولید و رفاه اجتماعی ایران را بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که درجه تأثیر تحریم‌های نفتـی بـر میـزان رفـاه در اقتصـاد ایـران حدود 30 درصد کاهشی و اثر تحریم هم‌زمان سرمایه‌ای و نفتـی بـر میـزان رفـاه در اقتصـاد ایران بین 30 تا 50 درصد کاهشی بوده است. (7)

پس با توجه با این نتایج تحقیقات انجام‌شده، میزان تأثیر تحریم‌ها در اقتصاد و رفاه مردم حدود 30 درصد است و 70 درصد باقی‌مانده به عوامل داخلی مرتبط هست. البته می‌توان سهم تحریم در کاهش رفاه اقتصادی مردم را نیز با اقداماتی از قبیل کاهش وابستگی به نفت، اعمال سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، تکیه‌بر توان داخلی، دیپلماسی فعال، کاهش وابستگی به تولیدات خارجی، متنوع سازی نظام ارزش محصولات، عضویت در پیمان‌های جهانی با کشورهای دوست مثل گروه شانگ های و بریکس و تعامل سازنده با کشورهای همسایه و منطقه و ... کاهش داد.

بررسی وعده‌های داده‌شده در رقابت‌های انتخاباتی

طبق نتایج تحقیقات و شواهد تجربی حدود 30 درصد مشکلات کشور ناشی از تحریم است و 70 درصد آن به خاطر عوامل درونی مانند سوء تدبیر و امیدهای واهی به بیگانگان و عوامل بیان‌شده در بخش اول است.

در دوره قبل دولت راه‌حل تمام مشکلات کشور به برجام و اف‌ای‌تی‌اف و مذاکرات گره‌زده شده بود و حتی کار به‌جایی رسیده بود که برخی ادعا داشتند که باید مذاکره شود تا مشکل آب مردم نیز به‌وسیله آن حل شود.

این گره زدن تمام مشکلات کشور به مذاکرات و تعطیلی صنایع داخلی و رکود در کشور و ... چیزی بود که مورد نقد واقع می‌شد. باروی کار آمدن دولت جدید و بدون برجام و اف‌ای‌تی‌اف و ... تنها با تعامل سازنده و دیپلماسی عزتمندانه، خیلی از گره‌های خارجی حل و اموال بلوکه‌شده آزاد یا درحالی‌که آزادسازی بوده و خرید واکسن کرونا و عضویت در پیمان شانگهای و درخواست عضویت در گروه بریکس و افزایش صادرات و فروش نفت و مشتقات نفتی و دریافت مبلغ آن، تأمین مواد اولیه مورد نیاز و ... از ثمرات نگاه صحیح به روابط بین‌الملل بر اساس عزت و مصلحت ملی است و امروز، ایران از طوفان تحریم عبور کرده و دولت با عملکرد خود نشان داد که ریشه مشکلات کشور در داخل هست و بخشی از مشکلات کنونی حاصل احتکار و گران سازی ارز و سپس فروش مواد اولیه با ارز گران، سوء تدبیر و سو استفاده‌های شخصی از جایگاه و یک‌بخشی از مشکلات هم وابسته به ساختارهای حکمرانی اشتباه و غیر اسلامی در سطح نهادهای حکومتی و نظارتی و ... است که به عوامل درونی بازمی‌گردد و باید این مشکلات هم برطرف گردد. البته باید توجه کرد که کار دشمن، همیشه دشمنی کردن و جلوگیری از پیشرفت و کم جلوه دادن دستاوردهای انقلاب و تکیه‌بر نقاط ضعف و کاستی‌هاست که لازم هست با نگاه بصیرانه و تحلیل درست، حیله‌های دشمن و نقاط ضعف درونی را شناخته و از هم تفکیک کرده و برای هرکدام راه‌حل مناسب اتخاذ گردد.

نتیجه
نتایج بررسی‌های دقیق و علمی و شواهد تجربی نشان می‌دهد که تحریم‌‌های خارجی حدود 30 درصد در مشکلات کشور مؤثر بوده و 70 درصد آن به خاطر عوامل درونی مانند سوء تدبیر، امیدهای واهی به بیگانگان، عدم تکیه‌بر ظرفیت‌های داخلی، ضعف‌های فکری و عقلانی، راحت‌طلبی، آسان‌گرائی، سهل‌انگاری، آسان‌پنداری، گریز از چالش، زشت و ناپسند دانستن مواجهه‌ی با مشکلات، آماده نبودن برای مواجهه‌ی با مشکلات، تربیت اخلاقی و تاریخىِ غلط بازمانده‌ی از دوران گذشته، خشم و شهوت‌های بی‌مهار و تربیت‌نشده، دل‌بستگی به عادات و عقاید خرافىِ میراثی و بد فهمیدن دستور دین و ... است.

درگذشته عده‌ای سعی بر این داشتند که تمام مشکلات کشور را به عوامل بیرونی و تحریم گره‌زده و تنها راه‌حل را نیز در مذاکره می‌دیدند و می‌گفتند تحریم‌های ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید. تا مسئله محیط‌زیست حل شود. تا اشتغال جوانان حل شود. تا صنعت جامعه حل شود. تا آب خوردن مردم حل شود. تا منابع آبی زیاد شود. تا بانک‌های ما احیا شود و ... این گره زدن تمام مشکلات کشور به مذاکرات، تعطیلی صنایع داخلی، کاهش چشمگیر تولید، رکود اقتصادی و ... چیزی بود که موردنقد منتقدین واقع می‌شد. زیرابه بهانه تحریم، کشاورزی و صنعت داخلی و کنترل بازار داخلی و ... نیز تعطیل‌شده بودند.

اما باروی کار آمدن دولت جدید و بدون گره زدن مشکلات کشور به برجام و اف‌ای‌تی‌اف و ... بخشی مشکلات داخلی با تکیه‌بر توان داخلی و شعار ما می‌توانیم حل گردید و کارخانه‌هایی که سال‌ها تعطیل یا نیمه فعال بودن رونق گرفته و رشد اقتصادی کشور بدون برجام و اف‌ای‌تی‌اف تنها با تعامل سازنده و دیپلماسی عزتمندانه و فعالانه، بعد از سال‌ها مثبت شد. خیلی از گره‌های خارجی حل و اموال بلوکه‌شده آزاد و تأمین واکسن کرونا انجام‌شده و ایران در پیمان شانگ های عضو گردیده و درخواست عضویت در گروه بریکس را داده و صادرات و فروش نفت و مشتقات نفتی افزایش‌یافته و درآمدهای آن دریافت شده، مواد اولیه مورد نیاز تأمین و ... که این‌ها بخشی از ثمرات نگاه صحیح به روابط بین‌الملل بر اساس عزت، حکمت و مصلحت است و امروز، ایران از دوران تأثیرپذیری شدید از تحریم عبور کرده و دولت با عملکرد خود نشان داد که ریشه مشکلات کشور در داخل بوده و ناشی از احتکار و گران سازی ارز و سپس فروش مواد اولیه با ارز گران، سوء تدبیر و سو استفاده‌های شخصی از جایگاه و یک‌بخشی از مشکلات هم وابسته به ساختارهای حکمرانی اشتباه و غیر اسلامی در سطح نهادهای حکومتی و نظارتی و ... است که به عوامل درونی بازمی‌گردد و باید این مشکلات هم برطرف شدنی است.

البته باید در مقابل دشمن که همیشه در حال دشمنی کردن، جلوگیری از پیشرفت، کم جلوه دادن دستاوردهای انقلاب و تکیه‌بر نقاط ضعف و کاستی‌ها هست باید آمادگی لازم را داشت و با نگاه بصیرانه و تحلیل درست، حیله‌های دشمن و نقاط ضعف درونی را شناخته و از هم تفکیک کرده و برای هرکدام راه‌حل مناسب اتخاذ کرد.

پی‌نوشت‌ها:
1.  خامنه‌ای، سید علی، بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های شیراز، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۸۷/۰۲/۱۴،
3431، https://khl.ink/f/3431

2. خامنه‌ای، سید علی، بیانات در دیدار مسئولان سازمان صداوسیما،

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۸۱/۱۱/۱۵،

7227،https://khl.ink/f/7227
3. خامنه‌ای، سید علی، بیانات در دیدار کارگزاران نظام‌، پایگاه

اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۸۳/۰۸/۰۶،

3256، https://khl.ink/f/3256

4. مجتبی زاده، علی، شرارت‌های آمریکا علیه ایران، مکاتبه و اندیشه، پاییز و زمستان 1392، شماره 47، صفحه 90 تا 104.

5. خامنه‌ای، سید علی، بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، پایگاه

اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۶۸/۰۴/۱۸،

2133، https://khl.ink/f/2133

6. فدایی، مهدی؛ درخشان، مرتضی، تحلیل اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت تحریم‌های اقتصادی بر رشد اقتصادی در ایران، پژوهش‌های رشد و توسعه اقتصادی، بهار 1394، شماره 18، صفحه 132-113.

7. مرزبان، حسین؛ استادزاد، علی حسین، تأثیر تحریم‌های اقتصادی بر تولید و رفاه اجتماعی ایران، دوره 20، شماره 63، تیر 1394، صفحه 37-69.