خیانت

اثر شایعه‌سازی در جنگ و بررسی استفادۀ مسلمانان از شایعه علیه دشمن
در اسلام، فریبِ دشمن در چارچوب جنگ مجاز است، اما شایعه‌سازیِ ظالمانه و آسیب‌زننده به حقیقت و بی‌گناهان جایز نیست.

پرسش:

 از آغاز جنگ دائماً از ترامپ دروغ و شایعه‌سازی می‌شنویم؛ اثر شایعه‌سازی در جنگ چیست و آیا نیروهای اسلام نیز از شایعه علیه دشمن استفاده می‌کنند یا این کار مجاز نیست؟

پاسخ:

امروزه جنگ‌ها بسیار پیچیده و ترکیبی شده‌اند؛ ازاین‌رو درگیری تنها در میدان نظامی رخ نمی‌دهد، بلکه عرصۀ ذهن‌ها، اراده‌ها و افکار عمومی نیز به میدان تقابل تبدیل می‌شود. جنگ روانی به‌مثابۀ ابزاری کارآمد و کم‌هزینه، دارای ابزارهای متعددی است. شایعه‌سازی همچون سلاح سرد جنگ‌های رسانه‌ای، ابزاری است که می‌تواند روحیه یک ملت یا ارتش را تضعیف یا تقویت کند و شکست را تبدیل به پیروزی یا پیروزی را به شکست بدل نماید. گسترش اخبار نادرست گاهی بیش از یک حمله نظامی در ایجاد ترس، سردرگمی، بی‌اعتمادی و شکست اثرگذار است. این شیوه در جنگ احد به کار گرفته شد و موجب فروپاشی انسجام ارتش اسلام گردید؛ به گونه‌ای که رزمندگان اسلام فرار کردند و پیامبر را با شماری چند چون امیرمؤمنان علیه السلام تنها گذاشتند.

پرسشی که امروزه پیش می‌آید این است که از آغاز جنگ رمضان همواره از ترامپ، دروغ و شایعه‌سازی می‌شنویم؛ اثر شایعه‌سازی در جنگ چیست؟ و آیا نیروهای اسلام نیز از شایعه علیه دشمن استفاده می‌کنند یا این کار مجاز نیست؟

1. مفهوم‌شناسی شایعه

شایعه به معنای اطلاعاتی مبالغه‌آمیز و نادرست است که سلسله‌وار بین افراد جامعه هدف پخش می‌شود. شایعه کهن‌ترین رسانۀ جهان نامیده می‌شود. شایعه زمانی رخ می‌دهد که امری برای مخاطب، اهمیت داشته باشد و موقعیت‌های ناآشنا و نامتعارف رخ دهد و وضعیت بلاتکلیفی ایجاد شود. بنابراین فرمول شایعه از چهار عنصر بلاتکلیفی و ابهام، اهمیت مسئله، اضطراب و زودباوری تشکیل می‌شود (1).

2. کارکردهای شایعه‌سازی در جنگ (2)

شایعه و دروغ‌افکنی کارکردهای متعددی در جامعه دارد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:

الف) اختلال ذهنیت اجتماعی و کاهش تاب‌آوری

نخستین هدف در جنگ روانی و شایعه‌سازی، مختل‌کردن ذهنیت و اراده جامعه است. شایعه در جامعه آثار متعددی دارد: اول: سبب بدبینی، تضعیف روحیه و انفعال افکار عمومی می‌شود و جامعه را از همراهی با نظام سیاسی ناامید می‌کند. دوم: موجب تفرقه و چنددستگی جامعه می‌شود و زمینه اختلاف درونی را فراهم می‌آورد. سوم: سطح هیجان اجتماعی را بالا می‌برد و موجب هرج‌و‌مرج و تصمیم‌های عجولانه و سریع می‌شود و زمینۀ فروپاشی نظم اجتماعی را فراهم می‌آورد؛ درنتیجه آسیب‌پذیری جامعه بالا می‌رود.

امروزه با گسترش رسانه‌های جمعی به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی، زمینۀ انتشار شایعه بسیار بالاست و ممکن است در چند ساعت، یک شایعه در تمام جغرافیای یک کشور یا حتی در بخشی از جغرافیای جهان منتشر شود.

ب) اختلال ذهنیت سیاسی و انفعال در تصمیم‌سازی

در شرایط جنگ، انسجام نهادی و تصمیم‌گیری و همچنین سرعت عمل بسیار مهم است. در واقع در جنگ گاه وقایع پیچیده و غیرمنتظره‌ای به وجود می‌آید که تصمیم‌گیران و مسئولان باید بتوانند در کمترین زمان لازم، بهترین تصمیم را اتخاذ کنند و به خنثی‌کردن نقشۀ دشمن بپردازند. اگر درون دستگاه ادارۀ کشور، اختلاف و تردید زیاد شود، نمی‌توانند به‌درستی و در زمان لازم تصمیم بگیرند؛ به همین دلیل دشمن از شایعه به‌مثابۀ یکی از مهم‌ترین ابزارهای تردیدافکنی و انفعال در بین مسئولان به کار می‌گیرد تا بتواند اداره کشور هدف را قفل کند و به‌راحتی بر آنها مسلط شود.

ج) سنجش افکار عمومی و بررسی ذائقۀ جامعه

یکی از کارکردهای شایعه، سنجش افکار عمومی و تست ذائقه جامعه و روحیه یک ملت و همچنین تست دستگاه تصمیم‌ساز است (3). دشمن برای اینکه اقداماتی انجام دهد، باید واکنش ها و بازخوردها را پیش‌بینی کند و بر اساس فرمول فایده و هزینه، اقدام را انجام دهد؛ برای مثال یکی از تاکتیک‌ها در جنگ، استفاده از ترور است. برای پایین‌آوردن هزینه ترور، باید ابتدا ترور شخصیت انجام شود و از هدف ترور، حساسیت‌زدایی انجام گیرد تا هزینه آن به حداقل برسد. یکی از کارهایی که دشمن آمریکایی در جنگ رمضان علیه ایران به کار گرفت، همین بود که بعد از اغتشاشات دی‌ماه 1404، موج سنگینی از تخریب علیه رهبر ایران راه انداخت و بعد برای تست ذائقه جامعه و مسئولان، گزاره‌های ترور را مطرح کرد. در‌نتیجه به این جمع‌بندی رسید که فایدۀ این کار از هزینه‌اش بیشتر است و اقدام به شهادت رهبری کرد.

3. حکم شایعه‌سازی در اسلام

شایعه نوعی خدعه است. در اسلام به‌کار‌گیری خدعه و فریب جایز نیست و تنها در جنگ مجاز دانسته شده است. فقیه بزرگ، صاحب جواهر، جواز به‌کارگیری خدعه در جنگ را مطرح می‌کند و از علامه حلی در کتاب تذکره و منتهی؛ ادعای اجماع و اتفاق فقیهان را بر آن نقل کرده است (4). یکی از مستنداتی که برای جواز خدعه در جنگ مطرح کرده‌اند، جریان جنگ احزاب و مبارزه حضرت علی علیه السلام با عمرو بن عبدود است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: «الحرب خدعة». بنابراین به‌کارگرفتن خدعه و فریب در اسلام در جایگاه یک ابزار جایز است؛ ازاین‌رو آنچه در روایات به طور مطلق نهی شده است، «غدر» یعنی پیمان‌شکنی و خیانت است. اسلام اجازۀ پیمان‌شکنی و خیانت را مگر در صورت شکسته‌شدن آن پیمان از طرف مقابل یا رعایت‌نکردن مقررات و شرایط آن نمی‌دهد (5).

نتیجه:

شایعه در جنگ، ابزاری بسیار مؤثر برای تضعیف روحیه، ایجاد آشفتگی و ضربه‌زدن به انسجام جامعه و تصمیم‌گیران است. اسلام با دروغ و خیانت (غَدر) مخالف است؛ اما فریب جنگی (خُدعه) را در برابر دشمن متجاوز و در شرایط جنگی مجاز می‌داند.

پی‌نوشت‌ها:

1. صلاح نصر؛ جنگ روانی؛ ترجمۀ محمد حقیقت کاشانی؛ تهران: نشر سروش، 1380 ش، ص 309.

2. سایت پرسمان، «جواز مکر و خدعه - منع غدر و پیمان‌شکنی - خدعه در جنگ»؛ 10/07/1390؛ در:

https://www.porseman.com/!11394.

3. غلامرضا حاجی‌حسین‌نژاد؛ «شایعه و کارکردهای آن در عملیات روانی»؛ فصلنامه عملیات روانی، ش 8، س 4، 1384 ش، ص 19.

4. محمدحسن نجفی؛ جواهر الکلام؛ چ 5، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1374 ش، ج 21، ص 79.

5. محمد بن الحسن الحر العاملی؛ وسائل الشیعه؛ تهران: مکتبة الاسلامیه، 1387 ش، ج 11، ص 51.

بررسی بی‌ثباتی عمدی در اقتصاد ایران
سانات ارزی نتیجه عوامل مختلف اقتصادی است و هرچند دولت در مدیریت آن نقش دارد، تصمیم‌گیرنده مطلق نیست و عمدی‌بودن این نوسانات قابل اثبات نیست.

پرسش:

آیا ممکن است به‌عمد بی‌ثباتی در اقتصاد برای ایجاد نارضایتی و اعتراضات طراحی شده باشد؟ (اغتشاشات)

پاسخ :

طی ماه‌های اخیر، کشور ایران شاهد نوسانات ارزی بسیار زیادی بوده است؛ بی‌ثباتی قیمت ارز سبب تزلزل در روابط و تبادلات اقتصادی به‌ویژه در سطح خرد و بازار شد؛ بر همین اساس در روزهای اخیر شاهد اعتراض بازاریان بودیم. اعتراض بازاریان با گفتگوی نمایندگان آنان با دولت تقریباً به اتمام رسیده بود؛ اما از سوی دیگر شاهد تصمیم‌های اقتصادی جدیدی از سوی دولت بودیم که تأثیر مستقیمی بر قیمت اجناس و کالاهای اساسی داشت، یعنی حذف ارز ترجیحی و آزادسازی قیمت ارز. این اقدام دولت در شرایط اعتراض مردم به بی‌ثباتی قیمت ارز و نوسانات دیگر بازار، سبب خیزش دوباره اعتراضات شد. در این میان، برخی تحلیلگران اقتصادی و سیاسی نیز از این اقدام دولت شگفت‌زده شدند؛ بر همین اساس این پرسش برای بسیاری پیش آمد که آیا این اقدامات دولت به‌راستی از روی موقعیت‌سنجی انجام گرفت یا نوعی عمد برای کشاندن مردم به خیابان‌ها و اعتراض علیه نظام اسلامی وجود داشته است؟

1. لزوم توجیه افکار عمومی پیش از اقدامات مهم دولت

اقدامات دولت‌ها آثار مستقیم و گاهی عمیق و شدیدی بر زندگی مردم دارد؛ از‌این‌رو توجیه افکار عمومی قبل از اقدامات به‌ویژه مهم و اثرگذار، اصلی اساسی در سیاست‌گذاری است. آگاه‌کردن مردم از اقدامات آینده، موجب به‌وجودآمدن برکات و ثمره‌های فراوانی می‌شود؛ از جمله می‌تواند ابعاد مختلف آن تصمیم را برای دولت‌مردان آشکار کند؛ واکنش مردم پیش از اجرایی‌شدن اقدام، برای دولت‌مردان روشن شود؛ نقاط مثبت و منفی، روشن و در صورت امکان تقویت و اصلاح شود؛ از همه مهم‌تر، افکار عمومی برای پذیرش تصمیم و آثار مختلف آن آماده می‌گردد. این اقدام از ایجاد شوک به جامعه جلوگیری می‌کند و مانع واکنش‌های هیجانی و احساسی جامعه به تصمیم‌ها می‌شود. رهبر معظم انقلاب نیز بارها بر آگاه‌کردن مردم از اقدامات و تصمیم‌های دولت تأکید کرده‌اند.

2. پیشینۀ تصمیم‌های مهم دولت‌ها و تأثیر آگاه‌کردن مردم

تصمیم‌های مهم اقتصادی دولت‌ها در تاریخ انقلاب اسلامی، آثار زیادی بر زندگی مردم گذاشته است. اصل این تصمیمات و آثار آن، وزن و پیامد یکسانی نداشته‌اند؛ اما آگاه‌کردن یا نکردن مردم از این تصمیمات، نتایج شگرفی را به دنبال داشته است؛ نمونۀ مهم این تصمیمات، اجرایی‌کردن قانون هدفمندی یارانه‌ها در دولت دوم محمود احمدی‌نژاد بود. بر اساس این تصمیم، دولت دهم تصمیم گرفت یارانه انرژی را کاهش دهد و مبلغ معادل آن را مستقیم به حساب مردم واریز کند. به طور طبیعی بر اثر این تصمیم، قمیت بنزین افزایش نسبتاً شدیدی یافت و چنانچه می‌دانیم، جامعه ایرانی به افزایش قیمت بنزین، حساسیت خاصی دارد. تصمیم افزایش قمیت بنزین می‌توانست پیامدهای خطرناکی را در پی داشته باشد؛ اما به دلیل آگاه‌کردن جدی مردم درباره این تصمیم، واکنش جامعه به آن چندان سنگین نبود و دولت دهم تقریباً با کمترین چالش این تصمیم را اجرایی کرد.

الگوی مقابل این رفتار در دولت دوم حسن روحانی مشاهده می‌شود؛ دولت دوازدهم نیز تصمیم مشابهی درباره افزایش قیمت بنزین اتخاذ کرد، اما به دلیل آگاهی‌نداشتن جامعه از این تصمیم و اجرای یک‌بارۀ آن، به جامعه شوک نسبتاً شدیدی وارد شد و شاهد واکنش هیجانی مردم در مقابل این اقدام بودیم که متأسفانه اعتراض‌های خیابانی را در پی داشت و منجر به کشته و زخمی‌شدن تعدادی از معترضان و مأموران امنیتی شد. حسن روحانی در پاسخ به این پرسش که چرا پیش‌تر مردم را آگاه نکرده بودید، اظهار داشت: «من خود نیز صبح جمعه مطلع شدم». امروزه این واکنش در جامعۀ ایران به یک شبه ضرب‌المثل تبدیل شده و نمادی از کارهایی است که دولت‌مردان بدون آگاه‌کردن مردم انجام می‌دهند.

3. نقش دولت در بی‌ثباتی قمیت ارز

ارز ابزاری برای تبادلات اقتصادی است که در اختیار دولت است و ورود و خروج آن در بازار داخلی، در کنترل و مدیریت دولت قرار دارد. گاهی برخی تصور می‌کنند که دولت قدرت تام‌الاختیاری برای تصمیم‌گیری در حوزه ارز دارد و هیچ عاملی اثرگذاری بر تصمیم‌های دولت ندارد؛ درحالی‌که این تصور اشتباه است. در سالیان اخیر دولت‌های مختلف از جناح‌های متفاوت سیاسی از بازنگشتن ارز از سوی شرکت‌های صادرات و واردات انتقاد کرده‌اند؛ هم شهید رئیسی و هم حسن روحانی با وجود اختلاف سلیقه و اندیشه در حوزۀ اقتصاد و سیاست، از بازنگشتن ارز صادرات به داخل کشور اظهار ناراحتی شدید کرده‌اند. این واکنش‌ها نشان می‌دهد با وجود مدیریت و کنترل دولت بر ارز، دولت تنها تصمیم‌گیرندۀ این حوزه نیست. نتیجۀ این استدلال آن است که نباید نوسانات قمیت ارز را به‌کلی به دولت نسبت دهیم؛ از‌این‌رو افزایش شدید قیمت ارز در ماه‌های اخیر را هم می‌توان با همین قاعده تحلیل کرد. سهم دولت در افزایش قیمت ارز هرچه باشد، تأثیر آن بر زندگی مردم انکار‌ناپذیر است؛ اما موضوعی که درک آن برای جامعه مشکل است، ایجاد شوک ناشی از آزادسازی نرخ ارز است که در ادامه به آن اشاره می‌شود.

4. حذف ارز ترجیحی و ایجاد شوک اقتصادی

چنانچه در مقدمه این بحث اشاره شد، دولت مسعود پزشکیان پس از اعتراض بازاریان و گسترش اعتراضات به سطح جامعه، نشستی را با حضور نمایندگان بازاریان برگزار کرد و تصمیماتی به نفع آنان اتخاذ کرد که موجب رضایت نسبی بازاریان گردید و ماجرا تقریباً خاتمه یافت؛ اما از سوی دیگر، ناگهان شاهد تصمیم دیگری در زمینه اقتصادی بودیم: آزادسازی نرخ ارز یا حذف ارز ترجیحی. این اقدام دولت که پس از افزایش بی‌رویه کالاها در ماه‌های اخیر انجام شد، سبب ایجاد التهاب در جامعه شد؛ چراکه بر اثر این تصمیم، قیمت غیریارانه‌ای برخی از کالاهای اساسی چند برابر افزایش یافت. به طور طبیعی آستانۀ صبر جامعۀ ایرانی که طی چند ماه گذشته با افزایش بی‌قاعدۀ قیمت کالاها مواجه بوده است، فروریخت و شاهد واکنش شدید جامعه بودیم. این تصمیم دولت، موجب از سرگیری دوباره اعتراضات شد؛ اما این بار اغتشاشگران نیز از این اعتراض‌های مردم سوءاستفاده کردند و خیابان‌ها را به میدان جنگ بدل نمودند.

تصمیم دولت در زمینه آزادسازی نرخ ارز را به دو گونه می‌توان تحلیل کرد:

اول: دولت‌مردان از قبل چنین تصمیمی گرفته بودند، اما زمان اجرای آن معین نشده بود و از‌آنجا‌که واکنش اعتراضی مردم به این تصمیم روشن بود، تصمیم گرفتند این تصمیم را زودتر اجرایی کنند تا در آیندۀ نزدیک، شاهد واکنش اعتراضی جدیدی نباشیم.

دوم: دولت‌مردان از واکنش مردم آگاه بودند و اعتراض بازاریان سبب شد این تصمیم را نیز اجرایی کنند تا دامنه اعتراضات شدیدتر شود و نظام اسلامی تحث فشار بیشتری قرار گیرد.

پذیرش تحلیل دوم، مستلزم واردکردن اتهام خیانت به دولت‌مردان است؛ چراکه در شرایط فعلی هرگونه اقدام در جهت تحریک مردم علیه نظام اسلامی، به معنای خیانت به کشور و نظام سیاسی است؛ از‌این‌رو نمی‌توان به‌راحتی چنین اتهامی را به دولت‌مردان وارد کرد. البته این سخن به معنای وجود‌نداشتن نفوذ در تصمیم‌گیران نیست؛ اما اتهام خیانت به‌ویژه به مجموعه دولت بسیار سنگین است و به‌راحتی اثبات‌شدنی نیست. بنابراین باید تحلیل اول را بپذیریم که دولت کوشیده است واکنش مردم به تصمیم آزادسازی قمیت ارز را با اعتراض بازاریان به نوسانات قمیت ارز ادغام کند؛ در‌نتیجه جامعه را از واکنش اعتراضی در یکی ـ دو ماه آینده نجات دهد. اگر این تحلیل را بپذیریم، اقدام دولت دفاع‌شدنی است؛ اما همچنان یک پرسش ملت بی‌جواب می‌ماند و آن اینکه چرا بعد از این همه تجربیات حکمرانی در پنج دهۀ گذشته، مردم باید آخرین کسانی باشند که از تصمیم‌های مهم اقتصادی آگاه می‌شوند؟ و چرا هیچ فاصله‌ای میان اعلام تصمیمات و اجرای آنها وجود ندارد؟ این پرسش‌ها را یاید دولت‌مردان پاسخ دهند.

نتیجه:

در سالیان اخیر، دولت‌های مختلف از جناح‌های متفاوت سیاسی از بازنگشتن ارز از سوی شرکت‌های صادرات و واردات انتقاد کرده‌اند؛ هم شهید رئیسی و هم حسن روحانی با وجود اختلاف سلیقه و اندیشه در حوزه اقتصاد و سیاست، از بازنگشتن ارز صادرات به داخل کشور، اظهار ناراحتی شدید کرده‌اند. این واکنش‌ها نشان می‌دهد با وجود مدیریت و کنترل دولت بر ارز، دولت تنها تصمیم‌گیرنده این حوزه نیست؛ بنابراین نمی‌توان نوسانات ارزی را عمدی تلقی کرد. البته نقش دولت در چگونگی مقابله با این چالش‎‌ها و مدیریت آن انکارناپذیر است. در‌نهایت می‌توان گفت عدم‌ اطلاع‌رسانی و شیوه مقابله دولت با نوسانات ارزی و تورم برخی اشکال‌هایی را دارد؛ اما عمدی‌بودن این نوسانات به معنای اتهام خیانت به دولت‌مردان است که اثبات‌ناپذیر است.

تحریم‌‌های خارجی حدود 30 درصد در مشکلات کشور مؤثر بوده و 70 درصد آن به خاطر عوامل درونی مانند سوء تدبیر، امیدهای واهی به بیگانگان بوده است.

پرسش:

قبل از روی کار آمدن این دولت اعلام می‌شد که فقط بیست درصد مشکلات ناشی از تحریم است و هشتاد درصد آن از بی‌عرضگی است؛ اما اکنون علی‌رغم ژست‌های کاذب و حمایت همه‌جانبه داخلی، بجای پول نفت به ما دارو می‌دهند. چرا به افکار عمومی احترام گذاشته نمی‌شود و واقعیت‌ها بیان نمی‌شود؟

پاسخ:

در بازه تبلیغاتی داوطلبان ریاست جمهوری 1400 و قبل‌تر از آن برای انتقاد از عملکرد دولت قبلی، اعلام می‌شد که عمده مشکلات کشور مربوط به سوء تدبیر و کم‌کاری یا خیانت و نفوذ در بدنه دولت هست و می‌توان عمده مشکلات کشور را با استفاده از توان داخلی و تدبیر مناسب حل کرد و درآمدهای حاصل از صادرات و فروش نفت را با مذاکره دریافت کرد؛ اما باروی کار آمدن دولت جدید، همچنان به بجای پول نفت و صادرات مواد دیگر به کشور مواد مصرفی و دارو می‌دهند. چرا در موقع انتخابات وعده‌ها و حرف‌های شعاری زده و به افکار عمومی احترام نمی‌گذارند و با مردم صادق نیستند؟

برای پاسخ به این سؤال، ابتدا لازم هست به چند نکته زیر توجه کرد.

1- عامل مشکلات عمومی کشور

انسان در زندگی با واقعیات و مزاحمت‌هایی روبه‌رو هست. برخی برای رسیدن به هدف‌ها ممکن است کمک یا مزاحم باشد. با قاطعیت می‌توان گفت اگر مزاحمت‌ها وجود نداشتند، رسیدن به اهداف، زمان زیادی نمی‌خواست. یک گروه متشکل قوی می‌توانستند این اهداف را سریع برآورده کنند؛ منتها در سر راه انسان موانع وجود دارد. اساساً همین وجود مانع است که انسان را به تلاش وامی‌دارد. عامل مشکلات عمومی کشور را می‌توان در دو مورد کلی موانع درونی و موانع بیرونی تقسیم کرد.

موانع درونی یعنی آن چیزهایی که در درون خود انسان‌ها وجود دارد؛ موانع درونی، ضعف‌های فکری و عقلانی، راحت‌طلبی، آسان‌گرائی، سهل‌انگاری، آسان‌پنداری، گریز از چالش، زشت و ناپسند دانستن مواجهه‌ی با مشکلات، آماده نبودن برای مواجهه‌ی با مشکلات، تربیت اخلاقی و تاریخىِ بازمانده‌ی از دوران گذشته، خشم و شهوت‌های بی‌مهار و تربیت‌نشده، دل‌بستگی به عادات و عقاید خرافىِ میراثی و بد فهمیدن دستور دین و ... از ضعف‌های درونی ماست.

روش اسلامی مبارزه با این موانع، جهاد تبیین است و همین تبیین‌ها موجب شد که انقلاب اسلامی بر بسیاری از این پیش‌زمینه‌های تاریخی و تربیت‌های غلط فائق بیاید و فائق آمد. البته در بعضی‌اش هم هنوز فائق نیامده که آن انگیزه‌های دیگری مثل این مصرف‌گرائی و اسراف و ... دارد که جزو میراث‌های ما از گذشته است. (1)

بخش دیگر از موانع درونی، عدم اهتمام برخی از مسئولین به همه آرمان‌های انقلاب و در برخی موارد عمل خلاف آرمان‌ها است. بسیاری از ناکامی‌های امروز در عرصه‌ی رسیدن به هدف‌های انقلاب و اداره‌ی مطلوب کشور، به خاطر کم‌اعتنایی به عدالت است. اسم عدالت می‌آید و اما در مقام عمل نسبت به خود اغماض می‌شود. خیلی از امکانات و برخورداری‌ها را برای خود روا داشته، ولی برای دیگران روا داشته نمی‌شود. (2)

برای درمان این مشکلات درونی در سطح فردی و اجتماعی توسط مردم و مسئولان، باید بیشتر به سمت اسلامی شدن، مسلمان شدن و مؤمنانه و مسلمانانه زندگی کردن رفت. باید به سمت زندگی علوی رفته و روح زندگی علوی که عدالت، تقوا، پارسایی، پاک‌دامنی، بی‌پروائىِ درراه خدا و میل و شوق به مجاهدتِ درراه خدا است را در خود زنده کرده، به سمت این‌ها رفت؛ اگر قدم‌به‌قدم تحول درونی خود را جدی گرفته و پیش ببریم و پایبندی خود را به ارزش‌ها و اصولِ خود عملاً نشان دهیم، کارایی و توفیقات ما هم بیشتر خواهد شد و این موانع حل خواهند شد.(3)
در مورد موانع بیرونی هم می‌توان به تحمیل فشارهای خارجی (جنگ، تحریم و فتنه‌انگیزی‌ها...) برای کند کردن حرکت نظام به سمت آرمان‌ها اشاره کرد.

حمله نظامی به طبس، کودتای نوژه، تحریک عراق و تحمیل جنگ علیه ایران، رویارویی و دخالت نظامی مستقیم در جنگ و سقوط هواپیمای مسافربری، فشارهای اقتصادی و اقدامات تحریمی علیه نظام، حمایت، سازمان‌دهی و هدایت مخالفان نظام، فضاسازی سیاسی و تبلیغاتی و جنگ روانی علیه نظام، اختصاص بودجه‌های کلان برای مقابله با نظام اسلامی، مقابله با دستیابی جمهوری اسلامی به فناوری هسته‌ای، تهاجم فرهنگی و جنگ نرم، فتنه‌انگیزی در کشور و حمایت و برنامه‌ریزی برای سقوط نظام اسلامی، بلوکه کردن دارایی‌های خارجی کشور، خروج یک‌طرفه از برجام و ... گوشه‌ای از شرارت‌های آمریکا علیه ملت ایران است. (4)

اگر دشمن توطئه نمی‌کرد؛ اگر دشمن به رهبری استکبار جهانی و در رأسش امریکای پلید و خبیث، علیه این مملکت فعالیت نمی‌کرد، خیلی از کارهای عمرانی و زیربنایی انجام‌شده بود. برای مثال اگر جنگ هشت‌ساله را بر ما تحمیل کردند، به خاطر این بود که ما دیرتر به بازسازی کشور و زنده کردن زمینه‌های عمران بپردازیم. استعمار و استکبار می‌دانند که اگر ملت ما به کمک مسئولان و گردانندگان و مدیران دلسوز کشور بتواند ایرانی آباد و آزاد بسازد و آحاد جامعه را کاملاً مرفه و برخوردار از عدالت‌ اجتماعی و سایر ارزش‌های اسلامی کند و در زیر چتر شریعت مقدسه‌ی اسلام نگه دارد، در آن صورت انقلاب‌ بزرگ و شکوهمند ما به‌خودی‌خود و بدون آنکه کسی تلاش کند، به همه‌ی کشورهای اسلامی صادر خواهد شد و الگوی دیگران قرار خواهد گرفت.(5)
2- بررسی میزان تأثیر تحریم بر اقتصاد کشور

فدایی و همکاران اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت تحریم‌های اقتصادی بر رشد اقتصادی در ایران را بررسی و به این نتیجه رسیدند که اعمال تحریم‌های ضعیف تأثیر معناداری بر رشد اقتصادی نداشته، ولی تحریم متوسط و قوی در کوتاه‌مدت به ترتیب بـا ضـرایب 0098/0 و 43/0 تأثیر منفی بر رشد اقتصادی دارد.

نتایج رابطه بلندمدت نشان مـی‌دهـد کـه اعمـال تحـریم‌هـای اقتصادی ضعیف و قوی در بلندمدت تأثیر معنـاداری بـر رشـد اقتصادی نداشته، ولی تحریم‌های متوسط بـا ضـریب 0.024 در بلندمدت تأثیر منفی بر رشد اقتصادی داشته است؛ زیرا در مورد تحریم‌های ضعیف با روش کوتاه‌مدت تأثیر تحریم‌ها را خنثی و لذا تأثیری بر رشـد تولید نخواهد داشت. همچنین تـأثیر تحـریم‌هـای اقتصـادی در بلندمـدت کمرنگ‌تر می‌شود به‌ویژه زمانی که تحریم‌های اقتصادی قوی باشد، کشور هدف به‌شدت سعی می‌کند تا در بلندمدت ساختار خود را در برابر آن مقاوم ساخته و تأثیر آن را خنثی سازد.

اما در مورد تحریم‌های متوسط تغییر ساختاری، صرفه اقتصادی ندارد و دور زدن نیز به‌طور کامل نمی‌تواند تأثیر تحریم‌ها را خنثی کند، لذا حتی در بلندمدت نیز این نوع تحریم‌ها بر رشد تولیـد تأثیر قابل‌توجهی خواهد داشت. (6)

هم‌چنین مرزبان و همکاران تأثیر تحریم‌های اقتصادی بر تولید و رفاه اجتماعی ایران را بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که درجه تأثیر تحریم‌های نفتـی بـر میـزان رفـاه در اقتصـاد ایـران حدود 30 درصد کاهشی و اثر تحریم هم‌زمان سرمایه‌ای و نفتـی بـر میـزان رفـاه در اقتصـاد ایران بین 30 تا 50 درصد کاهشی بوده است. (7)

پس با توجه با این نتایج تحقیقات انجام‌شده، میزان تأثیر تحریم‌ها در اقتصاد و رفاه مردم حدود 30 درصد است و 70 درصد باقی‌مانده به عوامل داخلی مرتبط هست. البته می‌توان سهم تحریم در کاهش رفاه اقتصادی مردم را نیز با اقداماتی از قبیل کاهش وابستگی به نفت، اعمال سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، تکیه‌بر توان داخلی، دیپلماسی فعال، کاهش وابستگی به تولیدات خارجی، متنوع سازی نظام ارزش محصولات، عضویت در پیمان‌های جهانی با کشورهای دوست مثل گروه شانگ های و بریکس و تعامل سازنده با کشورهای همسایه و منطقه و ... کاهش داد.

بررسی وعده‌های داده‌شده در رقابت‌های انتخاباتی

طبق نتایج تحقیقات و شواهد تجربی حدود 30 درصد مشکلات کشور ناشی از تحریم است و 70 درصد آن به خاطر عوامل درونی مانند سوء تدبیر و امیدهای واهی به بیگانگان و عوامل بیان‌شده در بخش اول است.

در دوره قبل دولت راه‌حل تمام مشکلات کشور به برجام و اف‌ای‌تی‌اف و مذاکرات گره‌زده شده بود و حتی کار به‌جایی رسیده بود که برخی ادعا داشتند که باید مذاکره شود تا مشکل آب مردم نیز به‌وسیله آن حل شود.

این گره زدن تمام مشکلات کشور به مذاکرات و تعطیلی صنایع داخلی و رکود در کشور و ... چیزی بود که مورد نقد واقع می‌شد. باروی کار آمدن دولت جدید و بدون برجام و اف‌ای‌تی‌اف و ... تنها با تعامل سازنده و دیپلماسی عزتمندانه، خیلی از گره‌های خارجی حل و اموال بلوکه‌شده آزاد یا درحالی‌که آزادسازی بوده و خرید واکسن کرونا و عضویت در پیمان شانگهای و درخواست عضویت در گروه بریکس و افزایش صادرات و فروش نفت و مشتقات نفتی و دریافت مبلغ آن، تأمین مواد اولیه مورد نیاز و ... از ثمرات نگاه صحیح به روابط بین‌الملل بر اساس عزت و مصلحت ملی است و امروز، ایران از طوفان تحریم عبور کرده و دولت با عملکرد خود نشان داد که ریشه مشکلات کشور در داخل هست و بخشی از مشکلات کنونی حاصل احتکار و گران سازی ارز و سپس فروش مواد اولیه با ارز گران، سوء تدبیر و سو استفاده‌های شخصی از جایگاه و یک‌بخشی از مشکلات هم وابسته به ساختارهای حکمرانی اشتباه و غیر اسلامی در سطح نهادهای حکومتی و نظارتی و ... است که به عوامل درونی بازمی‌گردد و باید این مشکلات هم برطرف گردد. البته باید توجه کرد که کار دشمن، همیشه دشمنی کردن و جلوگیری از پیشرفت و کم جلوه دادن دستاوردهای انقلاب و تکیه‌بر نقاط ضعف و کاستی‌هاست که لازم هست با نگاه بصیرانه و تحلیل درست، حیله‌های دشمن و نقاط ضعف درونی را شناخته و از هم تفکیک کرده و برای هرکدام راه‌حل مناسب اتخاذ گردد.

نتیجه
نتایج بررسی‌های دقیق و علمی و شواهد تجربی نشان می‌دهد که تحریم‌‌های خارجی حدود 30 درصد در مشکلات کشور مؤثر بوده و 70 درصد آن به خاطر عوامل درونی مانند سوء تدبیر، امیدهای واهی به بیگانگان، عدم تکیه‌بر ظرفیت‌های داخلی، ضعف‌های فکری و عقلانی، راحت‌طلبی، آسان‌گرائی، سهل‌انگاری، آسان‌پنداری، گریز از چالش، زشت و ناپسند دانستن مواجهه‌ی با مشکلات، آماده نبودن برای مواجهه‌ی با مشکلات، تربیت اخلاقی و تاریخىِ غلط بازمانده‌ی از دوران گذشته، خشم و شهوت‌های بی‌مهار و تربیت‌نشده، دل‌بستگی به عادات و عقاید خرافىِ میراثی و بد فهمیدن دستور دین و ... است.

درگذشته عده‌ای سعی بر این داشتند که تمام مشکلات کشور را به عوامل بیرونی و تحریم گره‌زده و تنها راه‌حل را نیز در مذاکره می‌دیدند و می‌گفتند تحریم‌های ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید. تا مسئله محیط‌زیست حل شود. تا اشتغال جوانان حل شود. تا صنعت جامعه حل شود. تا آب خوردن مردم حل شود. تا منابع آبی زیاد شود. تا بانک‌های ما احیا شود و ... این گره زدن تمام مشکلات کشور به مذاکرات، تعطیلی صنایع داخلی، کاهش چشمگیر تولید، رکود اقتصادی و ... چیزی بود که موردنقد منتقدین واقع می‌شد. زیرابه بهانه تحریم، کشاورزی و صنعت داخلی و کنترل بازار داخلی و ... نیز تعطیل‌شده بودند.

اما باروی کار آمدن دولت جدید و بدون گره زدن مشکلات کشور به برجام و اف‌ای‌تی‌اف و ... بخشی مشکلات داخلی با تکیه‌بر توان داخلی و شعار ما می‌توانیم حل گردید و کارخانه‌هایی که سال‌ها تعطیل یا نیمه فعال بودن رونق گرفته و رشد اقتصادی کشور بدون برجام و اف‌ای‌تی‌اف تنها با تعامل سازنده و دیپلماسی عزتمندانه و فعالانه، بعد از سال‌ها مثبت شد. خیلی از گره‌های خارجی حل و اموال بلوکه‌شده آزاد و تأمین واکسن کرونا انجام‌شده و ایران در پیمان شانگ های عضو گردیده و درخواست عضویت در گروه بریکس را داده و صادرات و فروش نفت و مشتقات نفتی افزایش‌یافته و درآمدهای آن دریافت شده، مواد اولیه مورد نیاز تأمین و ... که این‌ها بخشی از ثمرات نگاه صحیح به روابط بین‌الملل بر اساس عزت، حکمت و مصلحت است و امروز، ایران از دوران تأثیرپذیری شدید از تحریم عبور کرده و دولت با عملکرد خود نشان داد که ریشه مشکلات کشور در داخل بوده و ناشی از احتکار و گران سازی ارز و سپس فروش مواد اولیه با ارز گران، سوء تدبیر و سو استفاده‌های شخصی از جایگاه و یک‌بخشی از مشکلات هم وابسته به ساختارهای حکمرانی اشتباه و غیر اسلامی در سطح نهادهای حکومتی و نظارتی و ... است که به عوامل درونی بازمی‌گردد و باید این مشکلات هم برطرف شدنی است.

البته باید در مقابل دشمن که همیشه در حال دشمنی کردن، جلوگیری از پیشرفت، کم جلوه دادن دستاوردهای انقلاب و تکیه‌بر نقاط ضعف و کاستی‌ها هست باید آمادگی لازم را داشت و با نگاه بصیرانه و تحلیل درست، حیله‌های دشمن و نقاط ضعف درونی را شناخته و از هم تفکیک کرده و برای هرکدام راه‌حل مناسب اتخاذ کرد.

پی‌نوشت‌ها:
1.  خامنه‌ای، سید علی، بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های شیراز، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۸۷/۰۲/۱۴،
3431، https://khl.ink/f/3431

2. خامنه‌ای، سید علی، بیانات در دیدار مسئولان سازمان صداوسیما،

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۸۱/۱۱/۱۵،

7227،https://khl.ink/f/7227
3. خامنه‌ای، سید علی، بیانات در دیدار کارگزاران نظام‌، پایگاه

اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۸۳/۰۸/۰۶،

3256، https://khl.ink/f/3256

4. مجتبی زاده، علی، شرارت‌های آمریکا علیه ایران، مکاتبه و اندیشه، پاییز و زمستان 1392، شماره 47، صفحه 90 تا 104.

5. خامنه‌ای، سید علی، بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، پایگاه

اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۶۸/۰۴/۱۸،

2133، https://khl.ink/f/2133

6. فدایی، مهدی؛ درخشان، مرتضی، تحلیل اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت تحریم‌های اقتصادی بر رشد اقتصادی در ایران، پژوهش‌های رشد و توسعه اقتصادی، بهار 1394، شماره 18، صفحه 132-113.

7. مرزبان، حسین؛ استادزاد، علی حسین، تأثیر تحریم‌های اقتصادی بر تولید و رفاه اجتماعی ایران، دوره 20، شماره 63، تیر 1394، صفحه 37-69.

دادن چنين نسبتي به همسر پيغمبر اسلام(ص) خلاف شرع و عقل و منطق است

دادن چنين نسبتي به همسر پيغمبر اسلام(ص) خلاف شرع و عقل و منطق است 

در روايات و كتب معتبر آنچه درباره همسران پيامبر اسلام(ص) و پيامبران ديگر قطعي فرض شده است، اين است كه همسر هيچ پيامبري اهل فحشا و زنا نبوده است. خود پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند:

«قال النبي (ص) ما زنت امرأة نبي قط»(1) پيامبر(ص) فرمودند همسر پيامبر خدا هرگز زنا نكرده است.

همچنين از قول ابن عباس نقل شده كه: «مَا زَنَتْ امْرَأَةُ نَبِيٍّ قَطُّ، لِمَا فِي ذَلِكَ مِنَ التَّنْفِيرِ عَنِ الرَّسُولِ (ص)، وَ إِلْحَاقِ الْوَصْمَةِ بِهِ»(2)؛ همسر پيامبر هرگز زنا نكرده است زيرا چنين نسبت دادني هتك حرمت به پيامبر و نسبت عيب دادن به ايشان است.

علاوه بر اينكه نسبت زنا دادن به زنان مسلمان و مومن، از نظر قرآن و دين اسلام، كاري ناپسند و گناهي است كبيره كه اگر نسبت دهنده نتواند آنرا ثابت كند بايد بر او حد جاري كرد، تا چه رسد به نسبت زنا دادن به همسر پيامبر گرامي اسلام(ص) كه خداوند آنها را مادر مومنين خوانده است: «النَّبِيُّ أَوْلي‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ...»(3)؛ پيامبر، نسبت به مؤمنان از خودشان اولي و سزاوارتر است، و همسرانش [به منزله‏] مادران آنانند.

پي نوشت ها:

1. شريف لاهيجي، محمد بن علي، تفسير شريف لاهيجي، دفتر نشر داد، ج4، ص523.

2. طريحي، فخر الدين بن محمد، مجمع البحرين، انتشارات مرتضوي، ج6، ص244.

3. احزاب(33)آيه6.