پرسش:
در قرآن کریم، دو واژه «ربّ» و «ربّنا» حدود 200 مرتبه بهصورت منادی آمده است. در همه این موارد بدون حرف ندا است و فقط در دو مورد بهصورت «یا ربّ» (فرقان/30؛ زخرف/88) با حرف ندا یعنی «یا» همراه شده است. چه سرّی در حذف (یا) ندا در آیات مرتبط با دعا در قرآن کریم است؟ چرا در اکثر موارد بدون حرف ندا و در این دو مورد با حرف ندا آمده است؟
«یا» از حروف ندا است و این حروف برای خواندن مخاطب استفاده میشود. حذف حرف ندا «یا» جایز است، مگر در مواردی همچون ندبه و استغاثه که در آنها کشیدن صدا مطلوب است. مراد از ندبه، دادوفریاد کسی است که مصیبتی بر او وارد شده و منظور از استغاثه، داد زدن و فریادرس خواستن کسی است که گرفتار شده و کمک میخواهد. (1)
چرایی حذف شدن حرف ندا
وقتی انسان خدا را میخواند، نیازی به حرف ندا که برای خطاب دور به کار میرود، نیست؛ زیرا خداوند از رگ گردن به انسان نزدیکتر است. (2) این حذف، نشاندهنده شدت حضور الهی و عدم وجود فاصله بین بنده و پروردگار است. وقتی دعاکننده میگوید «ربّ» گویی در حضور خداوند است و نیازی به ندا کردن از دور ندارد. چنانکه در حالت دعا و تضرع، بنده در اوج نیاز و اضطرار قرار دارد و حذف «یا» فوریت در درخواست را نشان میدهد. افزون بر این، استعمال حرف «یا» گاهی ظهور در فرمان آمرانه دارد و حذف آن برای جلوگیری از چنین برداشتی و افزایش جلال و تعظیم خداوند است تا ندای بنده صرفاً بیان نیاز و تواضع باشد، نه فرمان. در ادامه، چند نمونه از موارد حذف «یا» را بهصورت موردی باهم بررسی میکنیم:
از مشهورترین مواردی که حرف ندا «یا» در قرآن حذف شده، آیه 29 سوره یوسف است:
«یُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هٰذٰا وَ اِسْتَغْفِرِی لِذَنْبِکِ إِنَّکِ کُنْتِ مِنَ اَلْخٰاطِئِینَ؛
یوسفا! این داستان را ندیده بگیر؛ و تو [ای بانو!] از گناهت استغفار کن؛ زیرا تو از خطاکارانی.»
قصد عزیز مصر از صدا کردن یوسف علیهالسلام، این بود که از او بخواهد کار زشت زلیخا را نادیده بگیرد و پنهان کند. بعید نیست که حذف حرف ندا در این آیه در راستای این باشد که بلند و طولانی حرف زدن عزیز مصر درباره این کار زشت با غرض پنهانکاری، منافات داشته است. چنانکه مثلاً حضرت مریم علیهاالسلام پسازاین که از فرزنددارشدن خود خبردار میشود، خطاب به خداوند عرض میکند:
«قٰالَتْ رَبِّ أَنّٰى یَکُونُ لِی وَلَدٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ ... .؛ (3)
[مریم] گفت: پروردگارا! چگونه برای من فرزندی خواهد بود، درحالیکه هیچ بشری با من تماس نگرفته؟! ... .»
حضرت نمیخواهد کسی از بچهدارشدن او باخبر شود و چنین فضایی با اختصار، بلندنشدن صدا و حذف حرف ندا سازگار است. مصداق دیگر، غرق شدن پسر حضرت نوح علیهالسلام است:
«وَ نٰادىٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقٰالَ رَبِّ إِنَّ اِبْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ اَلْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ اَلْحٰاکِمِینَ؛ (4)
و نوح [پیش از توفان] پروردگارش را ندا داد و گفت: پروردگارا! بهراستیکه پسرم از خاندان من است و یقیناً وعدهات [به نجات خاندانم] حق است و تو بهترین داورانی.»
علت حذف «یا» در این آیه نیز فوریت است؛ چراکه حضرت پسرش را در حال غرق شدن میبیند و چنین فضایی مقتضی اختصار و کوتاهی سخن است.
حذف حرف ندا از سر «ربّ»
بررسی آیاتی که حرف ندا «یا» از سر «ربِّ: پروردگارم» حذف شده، نشان میدهد که شخص دعاکننده معمولاً یا در مقام نجوا و گفتوگوی خصوصی با خداوند و در صمیمیترین لحظات خود با او بوده یا در درخواست او فوریتی وجود داشته است. برای نمونه، ابلیس وقتی از درگاه الهی رانده میشود، از او میخواهد او را از بین نبرد و تا قیامت به او فرصت بدهد. (5) حضرت نوح از خداوند میخواهد پسرش را نجات دهد. حضرت ابراهیم که به سن پیری رسیده و هنوز فرزندی ندارد، از خدا فرزند صالح درخواست میکند و بعدها از او میخواهد که مکه را محل امنی قرار دهد. (6) حضرت لوط که مهمانش را در خطر دیده، از خدا میخواهد او را بر قوم مفسد یاری دهد. (7) حضرت یوسف در مقابل مکر زلیخا و زنان مصر به خدا پناه میبرد و زندان را بر گناه ترجیح میدهد. (8) حضرت موسی از خداوند شرح صدر میخواهد و از او میخواهد در مقابله با فرعون به او کمک کند. (9) مادر مریم، خدا را صدا میزند و فرزندش را نذر معبد میکند. (10) زکریا در سن پیری برای فرزنددارشدن دعا میکند. (11) و... .
چرایی حذف نشدن حرف نداء «یا» از سر «ربّ»
در دو موردی که حرف ندا «یا» باقی مانده، شاهد شکایت و استغاثه پیامبر از قومش هستیم. حضرت در آیه 30 سوره فرقان از «مهجوریت قرآن» در نزد مشرکان قوم خودشان قریش به خدا شکایت کرده و از او کمک خواسته است؛ چراکه آنان، قرآن را «مهجور»، سخنان پریشان، هذیان، بیهوده، افسانههای گذشتگان و... میدانستند (12):
«وَ قٰالَ اَلرَّسُولُ یٰا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اِتَّخَذُوا هٰذَا اَلْقُرْآنَ مَهْجُوراً؛
و پیامبر [در قیامت] میگوید: پروردگارا! همانا قوم من این قرآن را متروک گذاشتند!»
چنانکه، این ندا میتواند بیانگر شدت تأثر و اندوه پیامبر و حالتی شبیه به «ندبه» از مهجوریت قرآن باشد.
آیه 88 سوره زخرف نیز شکایت پیامبر از قومش و اعتراض به ایمان نیاوردن آنان است:
«وَ قِیلِهِ یٰا رَبِّ إِنَّ هٰؤُلاٰءِ قَوْمٌ لاٰ یُؤْمِنُونَ؛
میگوید: پروردگارا! اینان گروهی هستند که ایمان نمیآورند.»
در این آیه نیز، پیامبر در برابر قوم لجوج و بیایمان خود، به خدا پناه میبرد و از عدم ایمان آنها شکایت و استغاثه میکند. ذکر «یا» در اینجا نیز میتواند اهمیت و جدیت شکایت و همچنین شدت ناامیدی و یأس پیامبر از ایمان آوردن قومش را نشان دهد.
نتیجه:
1. حذف حرف ندا، رویه معمول در گفتار است که بیانگر نزدیکی و فوریت در دعاست؛ اما حذف حرف ندا در ندبه و استغاثه جایز نیست.
2. آیههای 30 سوره فرقان و 88 سوره زخرف که «یا» در آنها حذف نشده، هرچند «ندبه» و «استغاثه» اصطلاحیِ علم نحو نیستند، اما هر دو، شکایت پیامبر به درگاه الهی و کمک خواستن از او میباشند. گویی پیامبر از شدت اندوه و حالتی شبیه به ندبه و در مقام استغاثه از خداوند با صدای بلند و از عمق جان ندا میکند و از خداوند کمک میخواهد. همانطور که حذف «یا» در ندبه و استغاثه نحوی جایز نیست، بهتر است در این مورد نیز که شبیه به ندبه و استغاثه هستند، حرف «یا» حذف نشود.
برای مطالعه بیشتر:
کهندل جهرمی، مرضیه؛ علینژاد چمازکنی، فاطمه؛ میرحق جولنگرودی، سعیده، گذری بر زیباشناسی اسلوب ندا در قرآن کریم، مطالعات قرآنی، پاییز 1390 ش، ش 7، صص 71_82.
پینوشتها:
1. عباس، حسن، النحو الوافی، قم، دارالمحبین، چاپ اول، 1428 ق، ج 4، ص 6، 7، 61 و 70.
2. سوره ق، آیه 16؛ سوره واقعه، آیه 85.
3. سوره آلعمران، آیه 47.
4. سوره هود، آیه 45.
5. سوره اعراف، آیه 14.
6. سوره بقره، آیه 126.
7. سوره عنکبوت، آیه 30.
8. سوره یوسف، آیه 33.
9. سوره طه، آیه 25.
10. سوره آلعمران، آیه 35.
11. سوره آلعمران، آیه 38.
12. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، چاپ اول، 1400 ش، ج 60، ذیل آیه 30 سوره فرقان.







