پرسش وپاسخ

آیا عرق کسی که استمنا کرده نیز نجس است و باید علاوه بر غسل لباسش را نیز عوض کند؟

عرق کسی که استمنا می کند ، نجس نیست . فقط باید غسل جنابت انجام دهد . عوض کردن لباس ها لازم نیست . اگر لباس ها به عرق جنب از راه حرام خیس باشد ، نمی تواند با آن لباس ها نماز بخواند، گرچه آن لباس پاک است .(1)
لطفا در ارتباط هاي بعدي نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد .
پي نوشت:
1. توضيح المسائل مراجع، ج1، مسئله 116.

در خطبه ی قاصعه، امیرالمومنین (علیه السلام) در مورد عبادات شش هزار ساله ی شیطان لعین صحبت می کنند و در این باره می فرمایند: «روشن نیست این تعداد سال از سال های دنیا بوده است یا از سال های آخرت». این روشن نبودن آیا با علم الهی امام (ع) مغایرت دارد یا خیر؟

پاسخ:
حضرت در اين خطبه مي فرمايد:« لَايُدْرَى‏ أمِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَة» و نمي فرمايد:« لا أدري أمِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَة». معناي اين دو عبارت يكي نيست.
معناي عبارت اول اين است كه «معلوم نيست شش هزار سال طبق محاسبه سال هاى دنيا بوده يا آخرت»‏ و معناي عبارت دوم اين است كه « نمي دانم شش هزار سال طبق محاسبه سال هاي دنيا بوده يا آخرت». اگر حضرت عبارت دوم را به كار مي برد، مي توانستيم اشكال شما را بپذيريم و بگوييم عبارت با علم الهي امام مغايرت دارد اما حضرت اين عبارت را به كار نبرده و فرمود: «معلوم نيست ...». عبارت مفهومش اين نيست كه امام از اين مسئله خبردار نبوده، بلكه اشاره به اين است كه توده مردم از آن آگاه نيستند. نزد مردم معلوم نيست كه اين شش هزار سال طبق محاسبه سال هاي دنيا بوده يا آخرت.(1)

پي نوشت:
1. پيام امام اميرالمؤمنين، آيت الله مكارم شيرازي، ج‏7، ص 364.

باسلام اینکه اکثر افراد میگن در دوره صفویه احادیث زیادی جعل وسند سازی شده است و مردم نیز پذیرفته اند و اکنون در زمان حال نیز استفاده میشود تا چه حد صحت دارد؟وچه دلایلی برای رد یا اثبات این گفته وجود دارد. بنده میبینم وگاهی عمیقا به فکر میروم که چرا مرم اینقدر به مستحبات توجه میکنند و از واجبات دوری.به عنوان مثال همین امروز همه پس از اتمام مراسم دعای عرفه مسجد را ترک کردند در حالیکه به اذان مغرب 5 دقیقه مانده بود.

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
در این که چرا شیعیان تقید لازم را به واجبات به خصوص نماز و جماعت و دیگر واجبات ندارند، ولی نسبت به مستحبات و توسلات و زیارات و...خیلی عنایت دارند، باید تحقیق میدانی و مفصل صورت گیرد.
شاید یکی از وجوه آن تبلیغ غلط روایات مربوط به مستحبات از جانب مبلغان ديني باشد.(1)
متاسفانه برخي مبلغان بدون این که قیدها و شرط های عامی که وجود دارد و روایات مربوط به مستحبات را مقید و مشروط می کند، ذکر کنند، به تبلیغ مستحبات می پردازند . شیعیان عوام را بدان روایات بدون ذکر قید و شرط شان دلخوش می کنند . آن ها هم با توجه به تبليغ غلط ، در صدد رفع بی قیدی خود نسبت به واجبات بر نمی آیند.
دلایل دیگر هم ( كوتاهي مردم در آشنا شدن با مسائل ديني و صدا و سيما و.....)باید بررسی شود.
جعل حدیث از صدر اسلام و از زمان خود پیامبر وجود داشته ، در هر دوره ای نسبت به بعضی وجوه به تناسب شرایط و اوضاع زمان، شدت یافته ، ولی این که در دوران صفویه جریان جعل حدیث شدت یافته باشد، تا به حال در منبع معتبری بدان بر نخورده ایم.
ممکن است منظور همان معضل بالا باشد که اشاره شد، یعنی از این دوره اهل منبر با نقل روایات مربوط به مستحبات و بدون تبیین قید و شرط آن ها در تربیت دینی مردم انحراف و اخلال ایجاد کردند . حاصل آن بی تقیدی نسبت به انجام واجبات به خصوص نماز و جماعت و روآوردن افراطی و غیر صحیح به مستحبات و زیارات شد.
پی نوشت ها:
1. شرح چهل حدیث، امام خمینی،ص568-576 . مناسب است فرازی از سخن امام در این جا آورده شود:
پس اى عزيز، شيطان تو را مغرور نكند و هواهاى نفسانيه تو را گول نزند. البته انسان تنبل مبتلا به شهوات و حب دنيا و جاه و مال، مثل نويسنده، هميشه دنبال بهانه است از براى تأييد تنبلى خود، و هر چه موافق با شهوات او باشد و مؤيد هواهاى نفسانيه و خيالات شيطانيه او باشد، اقبال به آن نمايد و چشم و گوش خود را به آن باز كند، بدون آن كه فحص از مغزاى آن نمايد يا به مقابلات و معارضات آن نظر نمايد.
بيچاره گمان مى‏كند به مجرد دعوى تشيع و حب اهل بيت طهارت و عصمت(و انجام بعض اعمال مستحب یا تلاوت بعض سور و ادعیه) جواز ارتكاب هر محرّمى را خداى نخواسته دارد و قلم تكليف، نعوذ باللّه، از او برداشته شده! بدبخت نمى‏داند كه شيطان بر او تعميه كرده(بینایی او را گرفته)، و در آخر عمر بيم آن است كه محبت بي مغز بيفايده نيز از دستش برود و با كف تهى در صف نواصب اهل بيت محشور گردد. آخر دعوى محبت كسى [كه‏] بيّنه نداشته باشد پذيرفته نيست.
ممكن نيست من با شما دوست باشم و محبت و اخلاص داشته باشم، و بر خلاف تمام مقاصد و مطلوبات شما اقدام كنم. درخت محبت ثمره و نتيجه‏اش عمل بر طبق آن است، و اگر اين ثمره را نداشته باشد، بايد دانست كه محبت نبوده، خيال محبت بوده.
پيغمبر اكرم و اهل بيت مكرم او، صلوات اللّه عليهم، تمام عمر خود را صرف در بسط احكام و اخلاق و عقايد نمودند و يگانه مقصد آن ها نشر احكام خدا و اصلاح و تهذيب بشر بوده و هر قتل و غارت و ذلت و اهانتى را در راه اين مقصد شريف سهل شمردند و از اقدام باز نماندند، پس محبّ و شيعه آن ها كسى است كه در مقاصد آن ها با آن ها شركت كند و پيروى از آثار و اخبار آن ها كند. اينكه در اخبار شريفه اقرار به لسان و عمل به اركان را از مقوّمات ايمان شمرده ،بيان يك سرّ طبيعى و سنّة اللّه جاريه است، چون كه حقيقت ايمان ملازم با اظهار و عمل است. عاشق در جبلّه طبيعيه اوست اظهار عشق و تغزّل در شأن معشوق، و عمل به لوازم ايمان و محبت خدا و اولياى او. [اگر] عمل نكرد ،مؤمن نيست و محبت ندارد. و اين صورت ايمان و محبت بى مغز و معنى نيز با جزئى حوادث، و في الجمله فشار، از بين مى‏رود و صفر اليد (دست خالي)به دار جزاى اعمال منتقل شود.

با سلام.مدتی است که متوجه شدم برادرم بایه دختری رابطه دارد البته بیشتر درحد تلفنی.از آنجایی که خانواده ما یه خانواده مذهبی است و کاملا مخالف این جور روابط است مخصوصا در این سن(برادرم 18ساله است) من نمیدانم چگونه باید با او برخورد کنم و او را متوجه اشتباهش بکنم.پدرم از این جریان کاملا بی اطلاع است.برادرم نماز و روزه اش را انجام میدهد.لطفا مرا راهنمایی کنید تا بتوانم او را از این وضعیت خارج کنم.همچنین باید بگم که او روحیه خیلی حساسی داردو اگر شروع به لج کردن و دعوا و قهر بکند هرکاری را میتواند انجام دهد از جمله اینکه تا هفته ها غذا نخورد یا حتی دست به خودکشی بزند.

پرسش: مدتی است که متوجه شدم برادرم با یه دختری رابطه دارد .البته بیش تر درحد تلفنی.از آن جایی که خانواده ما یه خانواده مذهبی است و کاملا مخالف این جور روابط است مخصوصا در این سن(برادرم 18ساله است) من نمی دانم چگونه باید با او برخورد کنم و او را متوجه اشتباهش بکنم. پدرم از این جریان کاملا بی اطلاع است.برادرم نماز و روزه اش را انجام می دهد. لطفا مرا راهنمایی کنید تا بتوانم او را از این وضعیت خارج کنم.همچنین باید بگم که او روحیه خیلی حساسی دارد و اگر شروع به لج کردن و دعوا و قهر بکند، هر کاری را می تواند انجام دهد از جمله اینکه تا هفته ها غذا نخورد یا حتی دست به خودکشی بزند.
پاسخ: با عرض سلام خدمت شما پرسشگر محترم
در مورد سؤال شما مطالب زير را پيشنهاد مي كنيم:
1. به هيچ عنوان اين مسئله را با شخص ديگري مطرح نكنيد، مگر اينكه شخص مطمئن و راز داري باشد و بتواند به حل اين مسئله كمك كند.
2. سعی کنید رابطه دوستی صمیمانه با ایشان برقرار کنید.
3. علل دوستی با جنس مخالف را از ایشان جویا شوید. چون بعضی به خاطر کمبود محبت در خانه به این گونه دوستی ها رو می آورند.
4. بعد از این که رابطه صمیمی با ایشان برقرار کردید و در واقع دل ایشان را به دست آوردید و زمانی که احساس کرد واقعا یک دوست صمیمی هستید، به تدریج عوارض این گونه ارتباطات را که در ادامه گفته خواهد شد، برای ایشان بیان کنید. مراقب باشید که نصیحت شما به شکل مستقیم نباشد که اثر معکوس خواهد داشت.
5. اگر توانستيد، سعي كنيد بفهميد كه دختر كيست و چه شخصيتي دارد. اگر دختر مناسبي باشد، مي توانيد به برادرتان پيشنهاد ازدواج با او را بدهيد. احتمالا اين پيشنهاد را خيلي صحيح نمي دانيد، اما واقعا چه اشكالي دارد؟ اگر خانواده ها همكاري كنند، مي شود كه يك پسر 18 ساله هم ازدواج كند. حداقل مي توانيد امتحان كنيد.
6. اگر نتوانستيد كه او را قانع كنيد، مراقب باشيد كه روابط آن ها به جاهاي خطرناك كشيده نشود.
7.هم چنين مي توانيد با دختر به صورت ناشناس ارتباط برقرار كنيد و او را از اين كار منع كنيد. اگر صلاح بود، او را تهديد به فاش كردن ارتباط كنيد.
8. در انتها اگر نتوانستيد كه آن ها را به هيچ صورت قانع كنيد، مسئله را به شخصي از اطرافيان خود، كه اطلاعات كافي دارد و انسان معقولي است،اطلاع دهيد تا قضيه را پيگيري كند.
در ادامه بعضي از آسيب هاي روابط نامشروع دختر و پسر را براي شما مي گوييم تا با آن ها مطرح كنيد:
1ـ آسیب روانی:
گاهی دختر و پسری به هم علاقه‌مند مي شوند، اما پس از بی‌وفایی يكي ، طرف ديگر به شدت دچار سرخوردگی گردیده و گاهی تا مرز افسردگی و بیماری‌های شدید روانی بیش می‌رود. هم چنين اعتماد چنین شخصی، به خاطر بی وفایی های که در نتیجه آن ارتباط دیده، از جنس مخالف سلب خواهد شد و در زندگی آینده نمی تواند متعادل باشد.
2ـ آسیب‌های اجتماعی:
دختر و پسري که در شهری کوچک با هم ارتباط دارند و ارتباط آن ها آشکار می شود، چنین اشخاصی جایگاه و شخصیت اجتماعی خود را از دست می‌دهند و تحقیر می‌شوند، حتى اگر ازدواج کنند، نمی‌توانند زندگی متعادلی داشته باشند، ‌زیرا از طرف همسر و خانواده طرف مقابل سرزنش می‌شوند و به هر بهانه‌ای، روابط قبلی وی را به رخش می‌کشند. این پدیده می‌تواند تهدیدی برای نهاد خانواده در جامعه و افزایش میزان طلاق باشد.
3ـ آسیب تربیتی:
دختر و پسري كه با هم ارتباط دارند، جایگاه خود را به عنوان فردی شایسته برای تربیت، در ذهن اولیای خانه و مدرسه و حتى دوستان شان از دست می‌دهند.
4ـ آسیب معنوی:
دختری و پسري که به صورت نامشروع با هم رابطه دارند، با گناه و معصیت، از خداوند دور شده و از نظر اخلاقی نیز آسیب می بینند. آن ها دیگر از عبادت خود لذت نمی‌برند و احساس گناه و ملامت درون، روح شان را آزار می‌دهد، مگر آن که توبه کنند و راه پاکی را پیشه سازند.
5- ضعیف شدن حس اعتماد:
دختران و پسرانی که بر اثر آشنایی در خیابان یا محیط های دیگر و ایجاد علاقه و دوستی بین آن ها، به ازدواج اقدام می کنند، گاهی در زندگی آینده دچار بی اعتمادی می شوند؛ زیرا با خود می گویند همسر او که به راحتی با او دوست شده و با او ارتباط برقرار کرده است، آیا امکان ندارد که قبلا با دیگری نیز دوست شده باشد؟ این فکر همیشه برای زوجین آزار دهنده است. در روابط و تصمیم های زندگی نیز خود را به صورت های مختلف نمایان می سازد. حتی اگر به ازدواج ختم نشود، چون خود با این مسئله مواجه بوده، احتمال می دهد که شاید همسر او نیز با شخص دیگر پیش از ازدواج، رابطه داشته است.
6- نگراني برملا شدن ارتباط:
اين گونه از روابط از آن جا كه به دور از چشم والدين برقرار شده است، در هر دو طرف يك حالت ترس و اضطراب به خاطر آشكار شدن آن به وجود مي آيد كه مي تواند در روند سالم زندگي فردي شخص تاثيري منفي بر جاي گذارد.
7- افت آموزشي و ترك تحصيلي.

سئوال:نزدیکی مرد با همسرش از عقب چه حکمی دارد؟ با سلام،این سئوال را همسرم از شما پرسیده و پاسخ آن را کراهت شدید داده اید و این مساله باعث اختلاف بین من و همسرم شده است این در حالی است که در تفسیر المیزان که بخشی از آن را در ذیل آورده ام و در دنباله آن استناد به روایات متعدد نموده منع نشده است حال می خواهم بدانم چرا در تفسیر وروایات و رای مجتهدین اینقدر اختلاف وجود دارد و به چه دلیل شما آن را کراهت شدید می دانید استدعا دارم آن را با استدلال و معانی در تفسیر المیزان یا ... بیان نمایید. ترجمة الميزان ج : 2ص :316 و آيه شريفه : فاتوهن من حيث امركم الله از نظر سياق شباهت به آيه شريفه : فالان باشروهن و ابتغوا ما كتب الله لكم . و آيه : فاتوا حرثكم اني شئتم ، و قدموا لانفسكم دارد ، پس از اين شباهت چنين به نظر مي‏رسد كه مراد از امر به آمدن در آيه مورد بحث ، امر تكويني است ، كه خلقت و تكوين انسان هم بر آن دلالت دارد ، چون خلقتش مجهز به اعضائي است كه اگر مساله تناسل نبود اعضائي زايد و بيهوده بود ، و نيز مجهز به قوائي است كه انسان را به عمل زناشوئي دعوت مي‏كند ، تا نسل بشر قطع نگردد ، پس امر نامبرده امر شرعي نيست ، همچنانكه منظور از كتابت در جمله : و ابتغوا ما كتب الله لكم نيز همين مساله توالد و تناسل است ، و اين معنا به خوبي از آيه استفاده مي‏شود . البته ممكن است بگوئيم : مراد از امر دستور شرعي است ، و مي‏خواهد مساله ازدواج و تناسل را بطور كفائي واجب كند ، به اين معنا كه بر عموم انسانها واجب است نسلي براي بعد از خود درست كنند ، اگر چند نفر اين كار را كردند ، تكليف از ديگران ساقط است ، مانند ساير واجبات كفائي ، كه زندگي جز با انجام آنها تامين نمي‏شود ، ليكن اين احتمال بعيد است . بعضي از مفسرين به اين آيه استدلال كرده‏اند بر اينكه جمع شدن با زنان از عقب حرام است ، ولي استدلال بسيار سست و ناپسند است ، براي اينكه منشا و اساس آن يكي از دو پندار است ، كه هر دو غلط است ، يا گمان كرده‏اند كه مفهوم ( پس نزد ايشان شويد از آنجا كه خدا دستور داده ) ، اين است كه از عقب نزديك نشويد ، كه اين مفهوم لقب است ، و قطعا حجت نيست ( و اين عبارت كه فرمان تكويني خدا به اينكه بايد نسل بشر حفظ شود با نزديكي از جلو اطاعت مي‏شود ) ، هيچ ربطي به حليت و حرمت ساير اقسام نزديكي ندارد . و يا اينكه پنداشته‏اند : امر به هر چيزي دلالت دارد بر نهي از ضد آن ، كه نيز قطع داريم ترجمة الميزان ج : 2ص :317 بر ضعف چنين دلالتي . (تفسیر و روایات را می توانید در صفحه317ج2 المیزان مطالعه نمایید)

گرچه در برخي از تفاسير به مناسبت آيات فقهي، مباحث فقهي هم مطرح شده، اما صرف مراجعه به تفاسير براي شناخت تفصيلي احكام شايسته نيست . اگر كسي مجتهد و متخصص استنباط احکام است ،بايد با مراجعه به همه منابع فقه (قرآن و روايات و عقل و اجماع) به استنباط احكام بپردازد . اگر تخصص كافي را ندارد و به مرحله اجتهاد نرسيده ،بايد از متخصصان و مجتهدان امور فقهي سوال نمايد.
اما درباره آنچه به تفسير الميزان نسبت داده ايد ،بايد بگوييم كه علامه در اين جا در مقام بيان حكم اين عمل نيست ، بلكه مي خواهد استدلال افرادي كه آميزش از راه پشت را به وسيله آيه 222 سوره بقره حرام مي دانند، نادرست بداند، يعني علامه مي خواهد سستي و فساد استدلال آن ها به آيه 222 سوره بقره را تبيين نمايد . مي فرمايد كه تمسك به اين آيه براي استنباط حرمت اين عمل نادرست است :
« بعضى از مفسرين به اين آيه استدلال كرده‏اند بر اينكه جمع شدن با زنان از عقب حرام است، ولى استدلال بسيار سست و ناپسند است براى اينكه منشا و اساس آن يكى از دو پندار است، كه هر دو غلط است، يا گمان كرده‏اند كه ...‏»(1)
از سوي ديگر علامه وقتي روايات را نقل مي نمايد، از روايات استنباط نمي كند كه اين عمل مباح است و هيچ گونه منع و كراهتي ندارد ،بلكه برخي از روايات را مربوط به جواز آميزش با زن از پشت مي داند :
« ظاهرا مراد از نزديكى با زنان در عقب ايشان اين است كه از عقب در جلو ايشان وطى شود. استدلال به آيه هم بر اين اساس بوده ،هم چنان كه خبر معمر بن خلاد گذشته بر آن شهادت مى‏دهد.»(2)
از برخي روايات ديگر استفاده مي شود آميزش از راه پشت اگر با رضايت زوجه باشد و موجب اذيت و آزار وي نباشد ،حرام نيست . حرام نبودن اعم از اين است كه مباح يا مكروه باشد .علامه نگفته كه مباح است . ايشان نظر ائمه معصومین را كراهت شديده مي داند :
« قول ائمه اهل بيت هر چند جواز با كراهت شديد است، به طورى كه اصحاب اماميه به طرق خود كه تا ائمه دارند آن را روايت كرده‏اند، الا اينكه هيچ يك از ائمه در حكم مساله به آيه: «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ ...»(3) تمسك نكرده‏اند، بلكه به گفتار لوط پيغمبر تمسك كرده‏اند، كه فرمود:« هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ» (4) ، چون لوط با اينكه مى‏دانست قومش جز لواط را نمى‏خواهند، دختران خود را عرضه كرد، و در قرآن كريم آيه‏اى براى نسخ اين حكم نيامده است».(5)
علامه آيه 223 سوره بقره را بيانگر جواز آميزش در فرج از پشت مي داند، نه جواز آميزش در پشت . اگر در روايات هم به اين آيه تمسك شده ،برای دلالت بر جواز آميزش در فرج از پشت تمسك شده ،نه جواز آميزش در پشت. آيه اي كه براي جواز آميزش در پشت به آن تمسك شده، آيه 71 سوره حجر است.
علامه در اين حكم فقهي با فقها اختلافي ندارد . ابهاماتي كه براي شما ايجاد شده، به سبب عدم تأمل كامل در كلام علامه در الميزان است.
پي نوشت ها:
1. ترجمه الميزان، ج‏2، ص 316.
2. همان، ص 326.
3. بقره(2) آيه 223.
4. حجر(15) آيه 71.
5. ترجمه الميزان، ج‏2، ص 327.

اگر  مرد  با  زن  خود  که  جنب  است  نزدیکی  کند  جنین  به  وجود  امده  در  معرض  چه  بیماریهایی  است؟برای  دفع  این  بیماریها   چه  کارهایی  میتوان  انجام  داد؟

خواهر گرامی! از اين كه با ما مكاتبه نموده ايد سپاسگزاريم!
در پاسخ به پرسش شما نکاتی را تقدیم می داریم:
1. حصول جنابت در بانوان به دو طريق است:
الف) دخول و نزدیکی؛ ب ) خروج مني، در خواب يا بيداري.
البته هر مايعي كه از زنان خارج شود، مني نيست. تنها ترشحاتي كه در اوج لذت شهوت جنسي، خارج مي‏گردد، حكم مني را دارد. ولي مايعي كه با شهوت هاي جزئي خارج مي شود، مني نيست.
گاهي پس از برانگيختگي جنسي، مايع سفيد رنگي خارج مي شود، كه آن مايع اگر چه از روي شهوت و احساس لذت خارج شده، ولي مادامي كه علائم مني را نداشته باشد (مذي) ناميده مي‏شود و پاك است و هيچ يك از احكام مني بر آن مترتب نمي‏شود.
علائم مني عبارتند از:
1- مايعي كه خارج مي‏شود از روي شهوت و همراه با ارضاء كامل باشد.
2- با فشار و جستن بيرون مي‏ريزد (در زنان لازم نيست با جستن بيرون آيد).
3- بدن پس از آن، كمي سست مي‏شود.
بنابراين ترشحاتي كه با اندكي شهوت و خوشايندي خارج مي‏شود، پاك است و غسل ندارد؛ ولي مايعي كه همراه با اوج شهوت (ارگاسم) از زن خارج مي‏شود، حكم مني را دارد و موجب جنابت است.
2. نزدیکی و مجامعت بعد از جنابت، در شرع مقدس اسلام حکم خاصی ندارد و از موارد جایز و مباح تلقی می گردد؛ بنابراین نزدیکی بعد از جنابت، تأثیری در بیماری جنین بر فرض حاملگی مادر ندارد.
3. در احکام شرعی، نزدیکی و مجامعت در مواردی مكروه است که یکی از آن موارد، نزدیکی بعد از احتلام (جنب شدن و بیرون آمدن منی در خواب) است که در احکام اسلامی، مکروه شمرده شده است که البته این غیر از نزدیکی بعد از جنابت است؛ در اين موارد و موارد مشابه، ممكن است فرد، دچار عفونت هاي داخل رحمي شده و فضاي پرورش جنين به دليل اين عفونت ها دچار تغييرات نامناسبي خواهد شد؛ البته اين يكي از آسيب هایي است كه ممكن است به وجود بيايد.
4. باید دقت کرد که احکام شرعی بر اساس مصالح واقعی انسان بیان شده است و در مجموع به نفع اوست؛ اگرچه ما از فلسفه و حکمت كامل آن بی اطلاع باشیم.
براساس پاره‏ایي از روايات وارده از ائمه هدي(ع) حالات و رفتارهاي والدين به هنگام آميزش و در دوران بارداري، تأثير زيادي بر روحيات فرزند دارد. به خاطر همین توصیه شده است که زن و شوهری که قصد فرزندآوری دارند، پیش از نزدیکی وضو بگیرند و نماز خوانده و دعا کنند و با آرامش کامل و بدون هرگونه فشار و استرس به عمل آمیزش مبادرت کنند.
اين مطالب از نكات ارزنده و مهم تربيتي اسلام است كه پيش از رشد علمي بشر، به آساني، ريزترين و پيچيده‏ترين مسائل مؤثر در شخصيت افراد را بيان نموده و آنان را در جهت ساختن نسلي بهتر، راهنمايي كرده است.
5. اما در صورت نزديكي، در اين موقعيت كه شما فرموديد، شما بايد با دكتر متخصص تان نسبت به وضعيت بهنجار و نرمال جنين اطلاع كسب كنيد و در صورت به وجود آمدن وضعيت غير عادي، با استفاده از دارو و راهنمايي هاي پزشك متخصص، وضعيت جنين را به حالت نرمال برگردانيد! موفق باشيد.

سلام من پسری 17 ساله هستم که خیلی به خدا ایمان دارم وحتی یه نمازم غذا نشده ولی نمیدانم چرا نمیتونم ترک استمنا کنم.و بعد استمنا کردن مثل دیوانه ها خودمو تنببه می کنم و از کارم پشیمان میشم.تو رو خدا کمکم کنید.خسته شدم.

برادر عزيز! از اين كه با ما مكاتبه كرده و مشكل خود را مطرح كرده ايد، ممنون و متشكريم.
يكي از عواملی که در ايجاد ناراحتي‏هاي روحي مؤثر است، فشار غریزه جنسي است؛ جوانان در دوران بلوغ با فشار شهوت و غریزه جنسي روبرو هستند و اگر به روش صحيح اقدام نكنند، به دامان انحرافات جنسي و خودارضایی كشيده مي‏شوند و دچار اضطراب، احساس گناه، خجالت، بيماري‏هاي بدني و جسمي و عوارض ناخوشایندی از قبيل: ضعيف شدن بينايي چشم، احساس ضعف در پاها، خميده شدن كمر، سفيد شدن زودرس موها، ناتواني جنسي در آينده، ضعف سيستم عصبي، گريز از ازدواج، سرد مزاجي، پژمردگي چهره، ايجاد حلقه سياه دور چشم، خستگي و خواب آلودگی، شرم كاذب، گوشه‏گيري و آشفتگي در خواب و مشكلات فراواني كه با افراط در خودارضایی به وجود مي‏آيد؛ مي‏شوند.
دوست عزیز، در قدم اول سعي كنيد از اضطراب و نگراني و منفي بافي و خودآزاري، پرهيز نماييد، كه علل برخي ناهنجاري هاي رفتاري و اخلاقي، از جمله خود ارضايي است. اگر در شرع، كيفرهايي براي آن بر شمرده شده، براي جلوگيري از ارتكاب گناه است؛ نه اين كه انسان، راه درمان و بازگشت را بسته ببيند. از اين رو با نشاط و اميد، راه درست را طی نموده و از راهکارهای درمان خودارضایی بهره بجویید و این را بدانید که با صرف تنبیه خود، بدون به کار بستن راهکارهای دیگر، در زمینه ترک خودارضایی، توفیقی کسب نخواهید کرد.
بنابراين دوباره تأكيد مي كنيم كه:
شما بايد روز هايي كه پاك هستيد را به رخ خودتان بكشيد و به خودتان افتخار كنيد و زماني كه دچار اين رفتار شديد هم، نبايد خودسرزنشي داشته باشيد! چون خود سرزنشي باعث اضطراب و كاهش اعتماد به نفس و كاهش اراده بر ترك اين رفتار خواهد شد. پس با خود گويي اميدوار كننده، مانند يك بيماري جسماني با اين رفتارتان برخورد كنيد و راهكارهايي كه در زير آمده است را به كار بگيريد:
بدون شک، خود ارضايي يكي از اقسام انحرافات جنسي به شمار مي‏رود. در پيدايش آن علل مختلفي دخالت دارد؛ مانند: تحوّلات بلوغ، عوامل تحريك زا، عقده حقارت، مساعد نبودن محيط خانواده، معاشرت با منحرفان، ضعف ايمان و ناآگاهي از پيامدهاي خودارضايي.(1)
بنابراین برای درمان خودارضایی، ابتدا لازم است زمینه های که منجر به این عمل زشت می شود را از بین ببرید و این را بدانید که زمينه هاي نامناسب نوعاً در همه جا يافت مي شوند که ما به برخی از آنها اشاره می کنیم:
الف) در خانه:
استرس ها، اضطراب ها و ناراحتي هاي داخل منزل كه انسان را یا به خانه گريزي، رفيق بازي و خيابان گردي سوق می دهد و یا به تنهايي و گوشه نشيني در خانه، عصبيت وتشنج، بيماري و سستي و...، می کشاند.
ب) در خيابان:
خانم هاي بي حجاب و بد حجاب، دختراني كه با عشوه و ناز راه مي روند و خود را به هر كس و ناكس عرضه مي كنند، عكس هاي هنر پيشگان زن و عكس هاي روي جلد مجلات و....
ج) داخل مدرسه:
دوستاني كه در اوج طغيان غريزه هستند و عكس ها و فيلم ها و حرف هاي جنسی بین آنان رد و بدل مي شود.
د) در سر سفره :
غذاهايي كه به واسطه خاصيتشان انسان را تحريك مي كنند.
ه) سر و صداهاي مختلف :
صداي تلويزيون، راديو، موسيقي هاي تند مجاز يا غير مجاز، سر و صدای ماشين ها، بچه ها در كوچه و خيابان و...، كه همگي در تخريب روان تأثير دارند.
و) در تنهايي :
خستگي، ميل به آرامش، احساس نياز، سردرگمي، حيرت و بيچارگي، خيال پردازي و....
ز) گرماي كنترل نشده در تابستان و زمستان، لباس هاي گرم پشمي يا مواد نفتي كه به واسطه توليد الكتريسيته ساكن مدارهاي مغناطيسي آدمي را به هم مي زنند و سلب آرامش مي كنند و سبب ريختن عرق بيهوده، ضربان شديد قلب، گشادي عروق و بالا رفتن فشار خون بدن مي گردند؛ رختخواب هاي گرم و نرم، پتوهاي بدون ملحفه و....
به منظور دوری جستن از زمینه های نامناسب که منجر به خودارضایی می شود، توصيه‏هاي زیر ارائه می گردد که در كنترل شهوت و فرار از خودارضايي نقش بسزایی دارند:
1. هیچگاه با شکم پر نخوابید، از اين رو در شب غذاي سبك و كم حجم ميل فرماييد و زودتر غذا ميل كنيد تا به هنگام خواب، احساس پري و سنگيني نكنيد.
2. از پوشيدن لباس‏هاي تنگ و چسبان (به ويژه لباس‏هاي زير) خودداري كنيد.
3. از نگاه كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك كننده، خودداري كرده، به محض رو به رو شدن با اين امور، چشم خود را بسته يا به زمين و آسمان خيره شويد و حتي محيط تحريك كننده را ترك كنيد.
4. از فكر كردن و تصور نمودن و حتي تخيل امور جنسي (چه جنس موافق، چه مخالف) اجتناب كنيد و حتي به قصد داشتن اطلاعات و آگاهي هم به سراغ اين نوع مطالب نرويد.
5. به هيچ بهانه و دليلي به سراغ خواندن مطالب جنسي يا شنيدن شوخي‏هاي جنسي و تحريك كننده نرويد.
6. از مشاهده شوخي‏ها، حركات و رفتارهاي جنسي ديگران و حتي تصور و تخيل آنها خودداري كنيد. هميشه براي ذهن و فكر خود محتواي خوب، مفيد و مورد علاقه و...، در دسترس داشته باشيد تا ذهن در حالت سرگرداني به سراغ اين امور نرود.
7. از خوردن غذاهاي محرك، مانند: خرما، پياز، فلفل، تخم مرغ، سوسيس، كالباس، گوشت قرمز، غذاي پرچرب و ...، اجتناب كنيد. بدانيد بدن شما هرگز دچار كمبود جسمي و سوءتغذيه نمي‏شود. بهتر است كمتر به تغذيه توجه نماييد و هميشه در خود احساس گرسنگي اندك را حفظ كنيد.
8. از نوشيدن افراط گونه آب و مايعات پرهيز كنيد، به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن و به ويژه در بين غذاها و غذاي پرچرب.
9. به منظور تخليه انرژي زايد به طور منظم و زياد نرمش و ورزش كنيد. ورزش‏ها بايد ساده، پيوسته و طولاني مدت انجام گيرد تا بدن از انجام آنها به نوعي رياضت وادار گردد و از شدت فعاليت عرق كند.
10. از دستمالی و دست ورزی اندام تناسلی و جنسی خود و دیگران به شدت بپرهیزید.
11. هرگز بيكار نباشيد و براي اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و اوقات فراغت خود را با مطالعه، گردش، زيارت، هنرهاي دستي و عبادت و هر كار مورد علاقه دیگر، پر كنيد.
12. هرگز در مكاني خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشيد. خود را در محيطهاي شلوغ قرار دهيد.
13. به محض ورود افكار جنسي به ذهنتان، سريع رشته افکارتان را منحرف کنید و به افكار معنوي و مثبت مشغول شويد و به نيت رها شدن از اين فكر نيايش كنيد و نماز بخوانيد و از خداوند كمك بگيريد، در اين حالت اگر در مكان خلوت هستيد، تغيير محيط داده و به مكان‏هاي عمومي برويد.
14. روزه مستحبي بگيريد و اگر توان آن را نداريد، روزه اخلاقي بگيريد، يعني ميزان مصرف غذا و آب مصرفي را كاهش دهيد و فاصله هر وعده غذا را افزايش دهيد و مقدار آن را اندك كنيد.
15. با جنس مخالف كمتر مراوده داشته باشيد و از روي ملايمت، لطف و محبت با آنها صحبت نكنيد.
16. قرآن و ادعيه را زياد بخوانيد؛ در معاني آن فكر كنيد و در مراسم ديني و مذهبي شركت كنيد تا روحيه ديني و ميزان پايبندي‏تان را به رفتارهاي ديني تقويت كنيد و افزايش دهيد.
17. از دوستي با افرادي كه كشش جنسي و تمايل به اين رفتار را در شما افزايش مي‏دهند، سخت دوري كنيد.
18. ياد مرگ و عالم آخرت را هميشه در ذهن و دل خود، زنده نگه داريد.
19. هرگز به رو نخوابيد و يا در حالتي كه اقدام به آن عمل مي‏كنيد قرار نگيريد.
در پايان اين بخش چند تذكر را تقديم مي‏داريم:
الف) توجه داشته باشيد كه تنها رعايت تمام اين امور است كه مي‏تواند شما را به هدفتان برساند. سعی کنید بدون كم و كاست و به صورت مستمر آنها را به كار بگيريد.
ب) به محض ارتكاب گناه، از رحمت الهي مأيوس نباشيد و با توبه، راه پاكي را پيش گيريد. سعي كنيد عواملي كه شما را به تكرار این عمل دعوت مي‏نمايد، حذف كنيد تا ديگر از آن راه ضربه نخوريد.
ج) در تمام حالات و مراحل انجام راهكارها، از خداوند استعانت بجوييد و او را بخوانيد و با پروردگار نيايش كنيد.
موفق و پیروز باشید!

پی نوشت:
1. احمد احمدي، روانشناسي نوجوان و جوان، ص 120.

کسی که دارای طهارت میباشد وبدنش با بدن کسی که نمیداند پاک است یا نه برخورد میکند حکم وضووطهارتش چیست

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
1- اگر کسی یقین به نجس بودن بدن کسی دیگری نداشته باشد، بدن مسلمان محکوم به طهارت است . با تماس بدنی با دیگران، بدن انسان نجس نمی شود . وضو هم باطل نمی شود.
2- در صورتی که بدن انسانی نجس باشد و یقین به نجاست بدنش هم باشد ، اگر بدن خشک باشد و با بدن نجس تماس پیدا کند ، در صورتی که هیچ کدام تر نباشد ، باز هم بدن انسان نجس نمی شود.
3- با فرض آن که بدن کسی نجس باشد و با بدن تر به بدن نجس تماس پیدا کند، در صورتی که تری بدن یکی به دیگری سرایت کند، همان قسمتی از بدن پاک که با جای نجس تماس داشته است ،نجس می شود، ا ما وضو باطل نمی شود.
بدن مسلمان محکوم به طهارت است . تا زمانی که انسان یقین به نجس شدن بدن و لباس مسلمان نداشته باشد، بدن و لباس مسلمان محکوم به طهارت است . جایی را نجس نمی کند(1) . هم چنین بعد از وضو اگر جایی از بدن نجس شود، وضو باطل نمی شود.(2)
پی نوشت ها:
1. آیت الله بهجت، توضیح المسائل، مسأله125 و 127 و 128 .
2. همان، مسأله 208 و 282.

نظر اهل سنت درباره ی به شهادت رسیدن حضرت فاطمه (سلام الله علیها) به دست عمربن خطاب

پاسخ:
با سفارش هاى بسيار پيامبر (صلی الله علیه وآله) مبني بر محبت به خاندانش، متأسفانه برخى حرمت آن را نادیده گرفته، و به هتک آن پرداختند،
در این مورد نصوصى را از کتب اهل سنت نقل مى نماییم، تا روشن شود که مسأله هتک حرمت خانه زهرا(سلام الله علیها) و رویدادهاى بعدى، یک امر تاریخى مسلّم است. با اینکه در عصر خلفا سانسور فوق العاده اى نسبت به نگارش فضایل و مناقب اهل بيت در کار بود، ولى به حکم اینکه (حقیقت شى نگهبان آن است) این حقیقت تاریخى به طور زنده در کتاب هاى تاریخى و حدیثى محفوظ مانده است . در نقل مدارک، ترتیب زمانى را از قرن هاى نخستین ، تا عصر حاضر، در نظر مى گیریم.
1. ابن ابى شیبه و کتاب «المصنَّف»
ابوبکر ابن ابى شیبه (159-235) مؤلف کتاب المصنَّف به سند صحیح نقل مى کند:
انّه حین بویع لأبی بکر بعد رسول اللّه...؛
هنگامى که مردم با ابى بکر بیعت کردند، على و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره مى پرداختند. این مطلب به عمر بن خطاب رسید. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: اى دختر رسول خدا، محبوب ترین فرد براى ما پدر تو است . بعد از پدرت خود تو؛ ولى سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند ، دستور دهم خانه را بر آن ها بسوزانند.
این جمله را گفت و بیرون رفت، وقتى على(ع) و زبیر به خانه بازگشتند، دخت گرامى پیامبر به على و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود، خانه را بر شما بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را که قسم خورده است انجام مى دهد!(1)
2. بلاذرى و کتاب «انساب الاشراف»
احمد بن یحیى جابر بغدادى بلاذرى (متوفاى 270) نویسنده معروف و صاحب تاریخ بزرگ، این رویداد تاریخى را در کتاب «انساب الاشراف» به نحو یاد شده در زیر نقل مى کند.
انّ أبابکر أرسل إلى علىّ یرید البیعة فلم یبایع، فجاء عمر و معه فتیلة... (2)؛
ابوبکر به دنبال على فرستاد تا بیعت کند، ولى على از بیعت امتناع ورزید. سپس عمر همراه با فتیله (آتشزا) حرکت کرد، و با فاطمه در مقابل باب خانه روبرو شد، فاطمه گفت: اى فرزند خطاب، مى بینم در صدد سوزاندن خانه من هستى؟! عمر گفت: بلى، این کار کمک به چیزى است که پدرت براى آن مبعوث شده است!!
3. ابن قتیبه و کتاب «الإمامة و السیاسة»
مورّخ شهیر عبداللّه بن مسلم بن قتیبه دینوری (212-276) از پیشوایان ادب و از نویسندگان پرکار حوزه تاریخ اسلامى است، وى در کتاب «الإمامة و السیاسة» مى نویسد: انّ أبابکر رضی اللّه عنه تفقد قوماً تخلّقوا عن بیعته عند علی ...؛(3)
ابوبکر از کسانى که از بیعت با او سر برتافتند و در خانه على گرد آمده بودند، سراغ گرفت و عمر را به دنبال آنان فرستاد، او به در خانه على آمد و همگان را صدا زد که بیرون بیایند . آنان از خروج از خانه امتناع ورزیدند. در این موقع عمر هیزم طلبید و گفت: به خدایى که جان عمر در دست اوست !بیرون بیایید یا خانه را بر سرتان آتش مى زنم. مردى به عمر گفت: اى اباحفص (کنیه عمر) در این خانه، فاطمه، دختر پیامبر است، گفت: باشد!!
ابن قتیبه دنباله این داستان را سوزناک تر و دردناک تر نوشته است:
عمر همراه گروهى به در خانه فاطمه آمدند، در خانه را زدند، هنگامى که فاطمه صداى آنان را شنید، با صداى بلند گفت: اى رسول خدا !پس از تو چه مصیبت هایى به ما از فرزند خطاب و ابى قحافه رسید. وقتى مردم که همراه عمر بودند، صداى زهرا و گریه او را شنیدند برگشتند، ولى عمر با گروهى باقى ماند و على را از خانه بیرون آوردند، نزد ابى بکر بردند و به او گفتند، بیعت کن، على گفت: اگر بیعت نکنم چه مى شود؟ گفتند: به خدایى که جز او خدایى نیست، گردن تو را مى زنیم... (4)
مسلّماً این بخش از تاریخ براى علاقمندان به ابوبكر و عمر بسیار سنگین و ناگوار مى باشد و برخى در صدد بر آمدند که در نسبت کتاب به ابن قتیبه تردید کنند، در حالى که ابن ابى الحدید استاد فن تاریخ این کتاب را از آثار او مى داند و پیوسته از آن مطالبى نقل مى کند. متأسفانه این کتاب به سرنوشت تحریف دچار شده و بخشى از مطالب آن به هنگام چاپ از آن حذف شده ، در حالى که همان مطالب در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید آمده است.
4. طبرى و تاریخ او
محمّد بن جریر طبرى (متوفاى 310) در تاریخ خود رویداد هتک حرمت خانه وحى را چنین بیان مى کند: أتى عمر بن الخطاب منزل علی ...؛
عمر بن خطاب به خانه على آمد ، در حالى که گروهى از مهاجران در آن جا گرد آمده بودند. وى رو به آنان کرد و گفت: به خدا سوگند! خانه را به آتش مى کشم. مگر اینکه براى بیعت بیرون بیایید. زبیر از خانه بیرون آمد ، در حالى که شمشیر کشیده بود، ناگهان پاى او لغزید و شمشیر از دستش افتاد، در این موقع دیگران بر او هجوم آوردند و شمشیر را از دست او گرفتند. (5)
این بخش از تاریخ حاکى از آن است که اخذ بیعت براى خلیفه با تهدید و ارعاب صورت پذیرفت . حالا این نوع بیعت چه ارزشى دارد؟ خواننده باید خود داورى نماید.
5. ابن عبد ربه و کتاب «العقد الفرید»
شهاب الدین احمد معروف به «ابن عبد ربه اندلسى» مؤلف کتاب «العقد الفرید» متوفاى (463 هـ ) در کتاب خود بحثى مشروح درباره تاریخ سقیفه آورده ، تحت عنوان کسانى که از بیعت ابى بکر تخلف جستند مى نویسد:
فأمّا علی و العباس و الزبیر فقعدوا فی بیت فاطمة حتى بعثت إلیهم أبوبکر...؛
على و عباس و زبیر در خانه فاطمه نشسته بودند که ابوبکر عمر بن خطاب را فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه بیرون کند و به او گفت: اگر بیرون نیامدند، با آنان نبرد کن! در این موقع عمر بن خطاب با مقدارى آتش به سوى خانه فاطمه رهسپار شد تا خانه را بسوزاند، در این موقع با فاطمه روبرو شد. دختر پیامبر گفت: اى فرزند خطاب آمده اى خانه ما را بسوزانى، او در پاسخ گفت: بلى مگر این که در آنچه امّت وارد شدند، شما نیز وارد شوید! (6)
تا این جا بخشى که در آن به تصمیم به هتک حرمت تصریح شده است، پایان پذیرفت، اکنون به دنبال بخش دوم که حاکى از جامه عمل پوشاندن به این نیّت شوم است، مى پردازیم!
مبادا این تصویر پیش آید که آن ها مقصودشان ارعاب و تهدید بود تا على(ع) و یارانش را مجبور به بیعت کنند، و قصد عملى ساختن چنین تهدیدى نداشتند.
دنباله این گفتار نشان مى دهد که آن ها دست به این جنایت بزرگ زدند!
یورش !
6. ابو عبید و کتاب «الاموال»
ابو عبید قاسم بن سلام (متوفاى 224) در کتاب خود به نام «الأموال» که مورد اعتماد فقیهان اسلام است نقل مى کند: عبدالرّحمن بن عوف مى گوید: در بیمارى ابوبکر براى عیادت
وارد خانه او شدم . پس از گفتگوى زیاد به من گفت: آرزو مى کنم اى کاش سه چیز را انجام نمى دادم، همچنان که آرزو مى کنم اى کاش سه چیز را انجام مى دادم. همچنین آرزو مى کنم سه چیز را از پیامبر سؤال مى کردم.
سه چیزى که انجام داده ام و اى کاش انجام نمى دادم. عبارتند از:
«وددت انّی لم أکشف بیت فاطمة و ترکته؛(7)
اى کاش پرده حرمت خانه فاطمه را نمى گشودم و آن را به حال خود وا مى گذاشتم» .
ابو عبید هنگامى که به این جا مى رسد، به جاى جمله: «لم أکشف بیت فاطمة و ترکته...» مى گوید: کذا و کذا. اضافه مى کند که مایل به ذکر آن نیستم!
هرگاه «ابو عبید» روى تعصّب مذهبى یا علّت دیگر از نقل حقیقت سر برتافته است؛ محقّقان کتاب «الاموال» در پاورقى مى گویند: جمله هاى حذف شده در کتاب «میزان الاعتدال» (به نحوى که بیان گردید) وارد شده است، افزون بر آن، «طبرانى» در «معجم» خود و «ابن عبدربه» در «عقد الفرید» و افراد دیگر جمله هاى حذف شده را آورده اند.
7. طبرانى و معجم کبیر
ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانى (260-360) که ذهبى در «میزان الاعتدال» در حقّ او مى گوید: فرد معتبرى است(8) آن جا که درباره ابوبکر و خطبه ها و وفات او سخن مى گوید، یادآور مى شود:
ابوبکر به هنگام مرگ، امورى را تمنا کرد: اى کاش سه چیز را انجام نمى دادم. یکی :هتک حرمت خانه فاطمه نمى کردم و آن را به حال خود واگذار مى کردم!(9)
این تعبیرات به خوبى نشان مى دهد که تهدیدهاى عمر تحقّق یافت.
8. ابن عبد ربه و «عقد الفرید»
ابن عبد ربه اندلسى از عبدالرّحمن بن عوف نقل مى کند:
در بیمارى ابى بکر بر او وارد شدم تا از وي عیادت کنم، گفت: آرزو مى کنم که اى کاش سه چیز را انجام نمى دادم و یکى از آن سه چیز این است:
وودت انّی لم أکشف بیت فاطمة عن شی و إن کانوا اغلقوه على الحرب؛(10)
اى کاش خانه فاطمه را نمى گشودم ، هر چند آنان براى نبرد درِ خانه را بسته بودند.
اسامى و عبارات و شخصیت هایى که این بخش از گفتار خلیفه را نقل کرده اند، خواهد آمد.
9. سخن نَظّام در کتاب «الوافی بالوفیات»
ابراهیم بن سیار نظام معتزلى (160-231) که به خاطر زیبایى کلامش در نظم و نثر به نظّام معروف شده است ،در کتاب هاى متعددى، واقعه بعد از حضور در خانه فاطمه(ع)را نقل مى کند. او مى گوید: انّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتى ألقت المحسن من بطنها؛(11)
عمر در روز اخذ بیعت براى ابى بکر بر شکم فاطمه زد، او فرزندى که در رحم داشت و نام او را محسن نهاده بودند، سقط کرد!
10. مبرد در کتاب «کامل»
محمّد بن یزید بن عبدالأکبر بغدادى (210-285) ادیب و نویسنده معروف و صاحب آثار گران سنگ، در کتاب «الکامل» خود، از عبدالرّحمن بن عوف داستان آرزوهاى خلیفه را یادآور مى شود. (12)
11. مسعودى و «مروج الذهب»
مسعودى «متوفاى 325) در مروج الذهب مى نویسد:
آن گاه که ابوبکر درحال احتضار گفت: فوددت انّی لم أکن فتشت بیت فاطمة و ذکر فی ذلک کلاماً کثیراً؛(13)
اى کاش هتک حرمت خانه زهرا را نمى کردم . در این مورد سخن زیادى گفت!
مسعودى با اینکه نسبت به اهل بیت گرایش هاى نسبتاً خوبى دارد؛ ولى باز این جا از بازگویى سخن خلیفه خوددارى کرده و با کنایه رد شده است، البتّه خدا مى داند و بندگان خدا هم اجمالاً مى دانند!
12. ابن أبى دارم در کتاب «میزان الاعتدال»
«احمد بن محمّد» معروف به «ابن ابى دارم»، محدث کوفى (متوفاى سال 357)، کسى که محمّد بن أحمد بن حماد کوفى درباره او مى گوید: «کان مستقیم الأمر، عامة دهره؛ در سراسر عمر خود پوینده راه راست بود». با توجه به این موقعیت نقل مى کند که در محضر او این خبر خوانده شد:
انّ عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن؛عمر لگدى بر فاطمه زد و او فرزندى که در رحم به نام محسن داشت سقط کرد! (14)
13. عبدالفتاح عبدالمقصود و کتاب «الإمام علی»
وى هجوم به خانه وحى را در دو مورد از کتاب خود آورده است . به نقل یکى بسنده مى کنیم:
«و الّذی نفس عمر بیده، لیَخرجنَّ أو لأحرقنّها على من فیها...؛قسم به کسى که جان عمر در دست اوست ! باید بیرون بیایید یا خانه را بر ساکنانش آتش مى زنم».
عده اى که از خدا مى ترسیدند و رعایت منزلت پیامبر(ص) را پس از او مى کردند، گفتند:
«اباحفص، فاطمه در این خانه است».
بى پروا فریاد زد: «باشد!!».
نزدیک شد، در زد، سپس با مشت و لگد به در کوبید تا به زور وارد شود.
على(ع) پیدا شد...
طنین صداى زهرا در نزدیکى مدخل خانه بلند شد... این ناله استغاثه او بود...!» (15)
این بحث را با حدیث دیگرى از «مقاتل ابن عطیّة» در کتاب الامامة و السیاسة پایان مى دهیم . او در این کتاب مى نویسد:
هنگامى که ابوبکر از مردم با تهدید و شمشیر و زور بیعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتى را به سوى خانه على و فاطمه(ع)فرستاد. عمر هیزم جمع کرد و درِ خانه را آتش زد...(16)
در ذیل این روایت تعبیرات دیگرى است که قلم از بیان آن عاجز است.
نتیجه: با بيان مطالب ياد شده از كتب اهل سنت روشن مي گردد که جريان شهادت و به آتش كشيدن خانه آن بانو امري مسلم است .

پی نوشت ها:
1. المصنف ، ابن أبي شيبة الكوفي ، ج 8،ص572، ، 1409 - 1989 م ، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان.
2. انساب الأشراف،ج 1،ص586 ،چ دار معارف، قاهره.
3. الامامة و السیاسة،ص 12، چ مکتبة تجاریة کبرى، مصر.
4. همان، ص 13.
5. تاریخ طبرى،ج 2،ص443، چ بیروت.
6. عقد الفرید،ج 4،ص93، چ مکتبة هلال.
7. الأموال، پاورقى 4، چ نشر کلیات ازهریة؛
الأموال،ص 144، بیروت ؛
ابن عبد ربه در عقد الفرید،ج 4،ص93 .
8. میزان الاعتدال،ج 2،ص195. چاپ اول ، 1382 - 1963 م ، دار المعرفة للطباعة و النشر - بيروت - لبنان
9. معجم کبیر طبرانى،ج 1،ص62، شماره حدیث 43، دار إحياء التراث العربي ، تحقیق حمدی عبدالمجید سلفی.
10. عقد الفرید،ج 4،ص93، چ مکتبة الهلال.
11. الوافی بالوفیات،ج 6،ص17، ش 2444؛
ملل و نحل شهرستانى،ج 1،ص57، چاپ دار المعرفة، بیروت. در ترجمه نظام به کتاب «بحوث فی الملل و النحل،ج 3،ص248-255 مراجعه شود.
12. شرح نهج البلاغه،ج 2،ص46 و 47، چ مصر.
13. مروج الذهب،ج 2،ص301، چ دار اندلس، بیروت.
14. میزان الاعتدال،ج 3،ص459.
15. عبدالفتاح عبدالمقصود، امام علی بن ابى طالب،ج 4،ص276-277.بي تا، بي جا .
16. کتاب الامامة و الخلافة، ص 160 و 161، تألیف مقاتل بن عطیّة که با مقدّمه اى از دکتر حامد داود استاد دانشگاه عین الشمس قاهره به چاپ رسیده، چ بیروت، مؤسّسة البلاغ.

سلام.من یه خواهش ازتون دارم.و خواهش من اینه:من یه سوال ازتون دارم و خواهش می کنم هم کاربران و هم مدیران سایت جواب سوالم را به ایمیلم بفرستم از شما خواهش می کنم که حتی المقدور جوابم را به ایمیلم بفرستید.و اما سوال. من تا به حال 2 بار خود ارضایی کرده ام و از لذت آن آگاهم.در برخی سایت ها نوشته شده بود که خود ارضایی ضرر های بسیاری دارد و در بعضی سایت ها مانند ویکی پدیا که سایت جامعی است نوشته شده بود که خود ارضایی هیچ ضرری ندارد و برای تخلیه جنسی فرد موثر است.همه ی شما قبول دارید که فرهنگ غرب فرهنگ پیشرفته ای است و پزشکان متخصصی را دارا هستند.چطور است که از نظر غربی ها خود ارضایی هیچ عارضه ای برای بدن ندارد ولی از نظر ما ایرانیان برای خود ارضایی طوماری از ضررات جسمی پیدا می کنیم و حتما این را هم قبول دارید که در هر کاری اگر اعتدال و میانه روی رعایت شود ضرری ندارد.نه افراط و نه تفریط.اگر من نوجوان نتوانم خود را ارضا نمایم پس باید چه جوری این از شر این غریضه جنسی خلاص شوم؟ حال اگر به نظر شما من در خود ارضایی میانه روی کنم (هر 9 روز یکبار) و فقط جهت تخلیه جنسی از آن استفاده کنم آیا مشکلات جسمی بر من حاکم می شود؟ اگر مشکلاتی دارد می شود نام ببرید لطفا منبع بیاورید و حقایق را بگویید.با تشکر باز هم تکرار می کنم لطفا جوابم را به ایمیلم ارسال کنید.خواهش می کنم کمکم کنید. آدرس ایمیل: saman.arman18@gmail.com

اگر كسي با دست يا وسايل مصنوعي به ارضاي جنسي اقدام كند، گناهكار است و اين كار را خودارضایی مي گويند. اين عمل در هر صورت حرام و از گناهان بزرگ است . هيچ يك از فقها آن را جایز ندانسته، بلكه حرام شمرده اند؛ حرمت چنين عملي از آيه "فمن ابتغي وراء ذلك فاولئك هم العادون" به دست مي آيد: كساني كه براي اقناع غريزه جنسي خود ، راهي غير از ازدواج طلب كنند، تجاوزگرند. (1)
هنگامي كه از حضرت صادق (ع) در مورد استمنا مي پرسند ، مي فرمايد: گناه بزرگي است كه خداوند در قرآن مجيد از آن نهي فرموده ، استمنا كننده مثل اين است كه با خودش نكاح زنا كرده ، اگر كسي را كه چنين كاري مي كند بشناسم ، با او هم خوراك نخواهم شد. (2)
اينكه علما با اين كار به شدت مبارزه كرده اند و در روايات از اين كار مذمت شده، به خاطر اين است كه اولاً: انسان بايد در موقع مناسب ازدواج كند ، نه اينكه از راه هاي ديگر خود را تخليه كند .
دوم: تحريم اين كار باعث جلوگيري از شيوع و افراط از اين كار مي شود. چه بسا جواناني كه به اين كار مبتلا شده و زندگي و سلامت خود را از دست داده اند. حتي برخي از اين افراد با اينكه همسر دارند ،باز دست از اين كار برنداشته و به عوارض آن مبتلا شده اند.
تحريم استمنا به صورت يك حكم و قانون كلي به نفع انسان است . تجويز اين كار توسط شرع و دين آثار زيانباري به بار مي آورد.
از آن جا که غريزه جنسي يكي از نعمت هايي است كه خداوند در اختيار انسان قرار داده ، وجود اين تمايل و احساس دروني نه تنها مضر نيست ، بلكه مفيد است ، ولي بايد تعديل شود.
راه صحيح ارضاي غريزة جنسي، ازدواج است. رسول خدا (ص) مي فرمايد: "اي گروه جوانان،‌ هر يك از شما كه قدرت ازدواج دارد، حتماً اقدام كند، زيرا اين بهترين وسيله است كه چشم را از نگاه هاي آلوده و عورت را از بي عفتي محافظت مي كند". (3)
اگر ازدواج فعلاً براي شما ميسر نیست، قرآن مجيد راه مقابله با طغيان غريزه جنسي را خويشتن داري و عفت پيشگي مي داند: "آن ها كه امكان ازدواج ندارند، بايد عفت پيشه كنند تا خداوند آنان را به فضلش بي نياز كند". (4)
تسلط بر نفس و حفظ عفاف و تعديل غريزه جنسي، كار بسيار دشواري است كه نياز به مقاومت سرسختانه دارد. امام علي (ع) مي فرمايد: "شهوت ها و خواسته هاي نفساني،‌بيماري هاي كشنده هستند . بهترين داروي آن ها، صبر و پايداري در برابر آن ها است". (5)
معمولاً نياز جنسی در ايام نوجواني و بلوغ بر اثر ترشح هورمون هاي جنسي و تغييرات فيزيولوژيكي و رواني كه در فرد به وجود مي آيد، پديدار مي شود، ولي به دليل فراهم نبودن ساير شرايط ازدواج مانند بلوغ فكري، اجتماعي و اقتصادي در بيش تر افراد با كمي تأخير ارضا مي شود. به دلايلي ممكن است بعضي از جوانان در ارضاي اين نياز دچار انحراف جنسي شوند و از طريق نامشروع بخواهند اين نياز طبيعي را ارضا كنند. يكي از راه هاي انحرافي كه عوارض رواني- جسماني بسيار نامطلوبي به دنبال دارد، مبتلا شدن به خودارضايي است.
آنچه از برخی سكسولو‍يست های غربی از خودارضایی به عنوان روند طبيعي تخلیه جنسي بيان شده، درست نمی باشد زیرا:
اولاً: برخی از آن ها سعي دارند انحراف هاي جنسي را به صورت يك نظريه علمي يا نياز طبيعي معرفي نمايند . در اين راستا حتي براي همجنس بازي و خشونت هاي جنسي و مانند آن نيز نظريه علمي دست و پا مي كنند.
دوم: اگر اين نظريه درست هم باشد ، مربوط به اوايل بلوغ و آن زماني است كه به جهت عدم آگاهي كامل نوجوان ، يا حس كنجكاوي و تحريك جنسي و مانند آن ، ناخود آگاه به سوي ارضاي جنسي با خود كشيده مي شود ، اما مطمئناً تداوم اين حالت و عادت كردن به آن ، يك نوع بيماري است.
سوم: علی رغم پیشرفت های چشمگیر دانشمندان غربی در زمینه های گوناگون، خصوصاً پزشکی باید عرض کرد که آنان هنوز از بسیاری از اسرار طبیعت و علوم مختلف آگاهی ندارند؛ بارها اتفاق افتاده که نظریه ای را در زمانی تایید کرده اند، ولی پس از گذشت زمانی دیگر، آن نظریه را ابطال کرده اند . این همه به جهت محدود بودن علم و آگاهی انسان از رموز طبیعت است . حال با این وصف چه کسی از خالق هستی به جهان هستی عالم تر است؟ بدون شک خدا و رسولان او عالم ترند و نظريات بیان شده از جانب خداوند از اتقان و صحت برخوردار است . جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمی ماند. اگر چه علم امروز هنوز نتواند آن را تایید کند. اما بارها اتفاق افتاده که دانشمندان با تحقیق و بررسی در آخر به نظر مطرح شده از جانب خداوند رسیده اند.
پس با این که ما هم اذعان داریم که در برخی جهات دانشمندان غربی متخصص تر هستند، ولی نظر آن ها را مصون از اشتباه نمی دانیم . در جايی که خداوند- از آن جا که خالق انسان و هستی است و نسبت به او شناخت دقیق دارد- نظری بدهد ، نظر او بر نظر همه اندیشمندان جهان برتری و اولویت دارد و نظر او مقدم است.
چهارم: در نامه هاي بسياري كه از طرف بيماران جنسي با اين مركز صورت گرفته ، افراد از عواقب دردناك خودارضایی در رنج و عذاب هستند . از ما براي حل اين مشكل و ترك خود ارضايي كمك خواستند.
مشكلاتي كه براي خودارضایی ذكر مي شود ، بر گرفته از نامه ها و با مراجعه به كتاب هايي است كه از طرف كارشناسان نوشته شده است . همه اين مشكلات صرف نظر از مشكل اخلاقي و ديني است كه در اين موضوع وجود دارد . اصولاً گناه بودن آن نيز در دين به جهت همين مشكلات و مشكلات متعدد پنهان اين مسئله است.
مطمئناً خداوند كه آگاه به نيازهاي انساني و عوامل سعادت و سلامت انساني است ، تنها چيزي را كه زيان آور براي جسم و روح و روان است ، حرام مي داند ، اگر چه ما از بسياري از آن ها به جهت عدم پيشرفت علم و دانش ، يا عدم توجه آگاه نباشيم.

پي نوشت ها:
1. مؤمنون(23)آيه 7.
2. وسائل الشيعه ،ج 18،ص 575.
3.مكارم الاخلاق، ص 100.
4.نور(24) آية33.
5.غررالحكم، ج 1، ص 72.

صفحه‌ها