پرسش وپاسخ

من نذر حضرت ابوالفضل دارم و اکنون به حاجتم رسیده ام و می دانم باید نذر خود را اداء کنم. مادرم می گوید که نذرت را اداء نکن تا خود به کربلا بروی و اداء کنی.

حالا سوال من این است که آیا اشکالی ندارد که من نذرم را اداء نکنم تا خود به کربلا بروم یا اینکه نه این دو مقوله ازهم جداست و من با ید نذرم را از طریق کسی دیگر اداء کنم و بعدا اگه توفیق زیارت کربلا نصیبم شد بروم؟

 

پاسخ:
اگر تاریخ معینی برای نذر خود در نظر گرفته اید، باید در همان تاریخ نذر را انجام دهید، هر چند در کربلا نباشد. اما اگر تاریخ معینی را در نظر نگرفته اید، در صورتی که عازم کربلا هستید، می توانید صبر کنید در کربلا نذر خود را انجام دهید.(1)

پی نوشت:
1. آیت الله فاضل،توضیح المسائل، مسأله 2772 و2783و 2785.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

در ماه 3 یا 4 بار محتلم میشوم ومجرد هستم از این بابت خیلی عصبی هستم واز راه دیگری ارضا نمیشوم و شرایط ازدواج هم ندارم ایا میتوانم خود ارضایی کنم جواب دهید. ممنون

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز. .
یکی از مسایلی که در دوران جوانی برای جوانان اتفاق می افتد، احتلام است و این یک چیز عادی و طبیعی است .
اصولاً از نشانه هاي سالم بودن يك جوان از نظر روحي و جسمي اين است كه در دوران جواني، چه در خواب و چه در بيداري نعوظ پيدا كند. اين حركت يا مولود خواب هاي مهيج و يا تجسم سيماي جنس مخالف و يا انديشيدن در مسائل جنسي است . ممكن است بر اثر خواب ديدن، جنابت و احتلام هم حاصل شود . در اين صورت غسل جنابت واجب مي شود .در این حالت لازم است به اعصاب خود مسلط باشيد . بدون خجالت و حيا به حمام رفته و غسل كنيد . دوره جواني، دوران هيجانات فكري و احساسي است . يكي از نشانه هاي سلامت روحي و جسمي همين است. بروز حالات شهواني در انسان، بیش تر در اثر رشد هورمون هاي جسماني است.
دوست عزيز !
محتلم شدن شما در اين سن بسيار طبيعي و نشانه سلامتي شما است . بايد از اين جهت خدا را سپاسگزار باشيد. عدم احتلام یا احتلام دیر به دیر، به تنهايي مشكلی نيست. اگر گاهي خواب هايي ببينيد كه باعث شود مني با شهوت از شما خارج شود، براي سلامتي دستگاه تناسلي كافي است. معمولاً اگر هر هفته و یا دو هفته یک بار احتلام صورت گیرد، طبیعی و عادی است . محتلم شدن در هر روز یا دو روز یک بار غیر عادی است. در این صورت لازم است برای درمان به متخصص اعصاب و روان و روانشناس بالینی مراجعه شود.
هر وقت كيسه هاي مني به حد كافي پر شوند ،خود به خود احتلام ايجاد مي شود. جای هیچ گونه نگرانی نیست.
گاهی بي اطلاعي جوان از مسائل حساس دوران جوانی و بلوغ، موجب اختلال رواني و تزلزل در شخصيّتش مي گردد و در نهايت آينده اي مبهم و تاريك در انتظارش خواهد بود. جوان بايد در اين دوران حساس و بحراني ، قدر جواني اش را بداند . افكار خود را مشغول كنجكاوي ناآگاهانه و انحراف آميز درباره مسايل جنسي ننمايد، زيرا جستجوي بيش از حد در اين باره زمينه وسوسه هاي شيطاني را در وجود وي فراهم مي آورد . ادامه تحصيل و زندگي طبيعي او را با دشواري و سرگرداني رو به رو مي سازد . در نتيجه ، استعدادهاي سرشار و نيروي شاداب جواني از دست مي رود.
دوست عزيز!
برخورد شما با پديده جنسي بايد بسيار عاقلانه و همراه با احتياط باشد. از تحريك دستگاه تناسلي اجتناب كنيد. بلكه بايد از دستكاري و بازي اعضاي تناسلي به شدت پرهيز كنيد . خود را به تحصيل و كارهاي مختلف مشغول سازيد. آلت تناسلي براي بقاي نسل و لذت حلال است. فقط با ازدواج امكان بهره برداري از آن ميسّر مي شود . چون فعلاً شرایط ازدواج براي شما مهیا نیست، بايد از افكار و تخيلات تحريك آميز و گفت و گو درباره مسائل جنسي و بازي غير متعارف با دوستان پرهيز كنيد تا هر چه ديرتر غريزه شهوت بيدار شود و براي شما مزاحمت ايجاد نكند.
احتلام و جنب شدن در خواب علل مختلفی دارد از جمله؛
1. نداشتن همسر و تجرد.
انسان معمولاً بعد از اختيار كردن همسر، به ندرت در خواب جنب مى شود.
2. تغذيه. استفاده از غذاهاى مقوى ، چرب و شيرين خصوصاً هنگام شب نيز از عوامل مستعدّ براى جنابت در وقت خواب است. مصرف برخي غذاها مانند انواع گوشت ها، مواد لبني (كره ، پنير، دوغ و ماست )، شيريني (خرما، انجير،انگور و...) ادويه و گياهان (فلفل ، دارچين ، زنجفيل ، زردچوبه ، مارچوبه ، ترنجبين و...) در زياد شدن شهوت و جنب شدن تاثير دارند. اما اين نبايد باعث شود كه مصرف آن ها را كلا ترك كنيد ، بايد كم تر مصرف كنيد .
3. فكر.
بسيارى از جوان هاى مجرد، دلمشغولى هاى خاصی نسبت به خود دارند . هنگام شب و وقت استراحت به تفكر و تخيل در مورد جاذبه هاى جنسى مى پردازند . اين عامل اثر خود را خواهد كرد.شخص در خواب، محتلم و جنب مى شود.
4. ديدن صحنه هاي تحريك كننده در روز يا گفتگو درباره مسايل جنسي در كنار دوستان ، موجب خواب ديدن در شب و جنب شدن مي شود.
به هر حال جوان بايد از ابتداى بلوغ، غريزه جنسى را به كنترل در آورد تا از انحراف مصون بماند. نداشتن وسیله مناسب برای ارضای غریزه جنسی و فراهم نبودن شرایط ازدواج در هیچ صورت مجوز برای خودارضایی نمی گردد، چرا که خودارضایی گذشته از حرام بودنش در شرع مقدس اسلام، آسیب ها و عوارض خطرناک و ناخوشایندی دارد برای جسم و روح انسان که غالباً گریبانگیر مبتلایان به این عمل زشت می گردد.
برای آشنایی با عوارض و آسیب های خودارضایی و نیز برای مشاهده راهکارهای درمان خودارضایی و میل به آن، می توانید به سایت پاسخگو و دیگر سایت های مرتبط مراجعه کنید.
اضطراب نقش مؤثري در تشديد قواي جنسي دارد. در توليد نياز جنسي کاذب سهم به سزايي دارد. ارضاي جنسي تا حدودي براي کاهش اضطراب مفيد است. اگر ارضاي جنسي از طريق حرام (مانند خود ارضایی) صورت گيرد، با اين که به صورت موقت از اضطراب مي‌کاهد، ولي پس از مدت کوتاهي به خاطر تشديد احساس گناه سطح اضطراب را دو چندان مي‌کند. با اين وصف اضطراب هم علت و هم معلول خود ارضایی محسوب مي‌گردد.
همان طور که اضطراب در گرايش به خودارضايي مؤثر است، کاهش اضطراب از طريق ورزش های سنگين و منظم، تنفس عميق 25 تا 30 بار در روز، تن‌آرامي (ريلکسيشن) و داروهاي گياهي و شيميايي سهم به سزايي در کاهش ميل جنسی دارد.
منی در بدن انسان نقش حیاتی دارد .به همین خاطر نباید آن را به راحتی هدر داد. در بدن انسان، مقداری از منی جذب خون می شود . در ساختن سلول های مغزی و استخوانی و دیگر لوازم بدن کمک بسیار خوبی می کند. اکنون اگر کسی در اثر تحریک جنسی و خودارضایی زیاد در دوران جوانی مقدار زیادی از منی خود را هدر دهد، نتیجه آن
می شود که مغز و اعصاب- به ویژه اعصاب چشم و شنوایی انسان- از آن مقدار منی که در نیرو بخشیدن به مغز و اعصاب لازم است ،بی بهره و محروم می ماند . انسان را از نظر قوای مغزی و عصبی ناتوان می سازد. در نتیجه چنین فردی از نظر ضریب هوشی و کنترل اعصاب و بینایی چشم و محکمی مهره های کمر دچار ناتوانی و ضعف می شود.
از سوی دیگر مقداری از منی صرف رشد خود بیضه ها می شود، ولی جوانی که عادت به خودارضایی پیدا می کند، با هدر دادن منی ، جلوی رشد طبیعی و لازم بیضه های خود را می گیرد . با این کار، باعث می شود که بیضه هایش رشد لازم را نکنند و کوچک بمانند. بیضه هایی هم که از اندازه لازم کوچک تر باشند ،روشن است که نمی توانند به اندازه کافی منی بسازند. در نتیجه جوان مبتلا به خودارضایی با بیضه های کوچک و منی ناکافی، هم به مغز و استخوان و اعصاب خود زیان می رساند ؛ هم اگر ازدواج کند ،نخواهد توانست از نظر لذت جنسی همسر خود را خشنود سازد و یا صاحب فرزند گردد.
به هر حال دست آفرینش و خداى متعال كه به حكمت بالغه اش غريزه جنسی را در نهاد انسان گذارده، تا نسل انسان باقى بماند، به خاطر وجود غريزه نيرومند است كه انسان ها گرايش به جنس مخالف مي يابند . با همة مشكلاتي كه وجود دارد يا تصور مي شود، به ازدواج روي مي آورند . حاضرند بسياري از سختي ها و مشكلات را به خاطر آن تحمّل كنند يا برخود هموار نمايند . از بسياري از خواسته هاي خود يا خودخواهي ها بكاهند. خداوند از روى رحمت و هدايت خود راه هاى آسان و معقول كنترل و ارضای آن را پيش پاى او قرار داده است . نسبت به بيراهه ها و انحراف از مسير درست نيز، هشدارهاى لازم را به انسان داده است. راه هايى كه بايد با شناخت و عمل به آن ها، سلامت جسم و جان خويش را پاس بداريم و از خطر و پى آمد كارهايى همچون انحرافات جنسی برهانيم.
موفق باشید.

حکم نزدیکی از عقب را بیان کنید؟

نزدیکی از عقب با زن به فتوای آیات عظام:
امام خمینی، شبیری زنجانی، گلپایگانی، فاضل، صافی، (1) نوری همدانی،(2) گرامی(3) حرام نیست، ولی مکروه است و کراهتش شدید است.
به نظر آیت الله اراکی در حال حیض بنا بر احتیاط باید ترک شود،
به نظر آیت الله خویی چه درحال حیض و چه غیر حال حیض بنا بر احتیاط حرام است.
به نظر آیت الله سیستانی در حال حیض و پاکی اگر زن راضی نباشد، بنا بر احتیاط جایز نیست.(4)
به نظر آیت الله وحید بنا بر احتیاط واجب در حال حیض باید اجتناب شود . در غیرحال حیض اگر زن راضی باشد ، مکروه است و اگر راضی نباشد، حرام است.(5)
به نظر آیت الله بهجت در حال حیض بنا بر احتیاط واجب جایز نیست . در حال پاکی اگر موجب اذیت زن شود ، حرام وگرنه شدیداً مکروه است.(6)
بنا بر فتوای آیت الله خامنه ای این عمل کراهت شدید دارد و احتیاط در ترک آن است مخصوصا اگر زن راضی نباشد و در صورتی که موجب اذیت او شود حرام است.(7)
آیت الله مکارم: اگر زن راضی باشد کراهت شدید دارد و اگر راضی نباشد جایز نیست و باید ترک شود و زن می تواند در برابر این خواسته از شوهر تمکین نکند.(8)
به نظر آیت الله تبریزی احتیاط ترک آن است.(9)
پی‌نوشت‌ها:
1 ـ 4. توضیح المسائل مراجع، ج1، مسئله 450 و ذیل آن.
5. آیت الله وحید، توضیح المسائل، مسئله 456، و سؤال از دفتر ایشان.
6. آیت الله بهجت، استفتاآت، ج 1، سؤال 1069 و سوال از دفتر ایشان.
7. آیت الله خامنه ای ، پاسخ سوال های مورد ابتلا س 65 .
8. العروةالوثقی، فصل 1، مسأله 1.
9. آیت الله تبریزی، استفتاآت، سؤال 1463.

سلام من پسری هستم که 13ساله و 4 ماه دارم.حدود شش ماه استمنا می کردم.همان طور که می دانید به سن تکلیف نرسیده ام.گناهم چه حکمی دارد؟

به فتوای بیش تر فقها نشانه بالغ شدن یکی از سه چیز است :
1 . روئیدن موی درشت زیر شکم بالای عورت .
2 . بیرون آمدن منی .
3 . تمام شدن پانزده سال قمری در پسران و تمام شدن نه سال قمری در دختران. (1) اگر از شما منی خارج شده، معلوم می شود با نشانه دوم به حد تکلیف رسیده اید .باید واجبات را انجام بدهید و محرمات الهی را ترک کنید.
استمنا از گناهان کبیره است. هر کس مرتکب گناه کبیره شود، مورد مجازات پروردگار قرار می گیرد. امیدواریم با توبه واقعی از عذاب این گناه نجات پیدا کنید. چنانچه با این عمل منی خارج شود، باید غسل جنابت انجام دهید. از دیدگاه روان شناسی نیز استمنا آثار زیانباری بر جسم و روح و روان انسان بر جای می گذارد. اما اگر منی خارج نشده، غسل لازم نیست.
چنانچه نیاز به توضیح داشتید ،نامه نگاری نمایید.
پی‌نوشت‌ :
1 . امام خمینی، توضیح المسائل، م 2252.

با عرض سلام و احترام. من پسری 23 ساله هستم که بیش از یک سال است که با دختری عقد دائم کرده ام. ولی هنوز عروسی نکرده ام. با توجه به اینکه من عقد دائم شرعی مطابق با سنت خدا و پیامبر انجام داده ام ایا می توانم با نامزدم آمیزش جنسی داشته باشم؟ یعنی از نظر خداوند اشکالی ندارد؟ یک سئوال دیگه ای هم داشتم و با چه روشی با نامزدم صحبت کنم که حجابشو صد در صد طبق دستور خداوند رعایت کنه؟ بدون اینکه ناراحت بشه و با کمال میل قبول کنه. در ضمن مرجعه تقلید من آیت الله مکارم شیرازی است. با تشکر

پرسش: ارتباط جنسی و حجاب
شرح : پسری 23 ساله هستم که بیش از یک سال است که با دختری عقد دائم کرده ام. ولی هنوز عروسی نکرده ام. با توجه به اینکه من عقد دائم شرعی مطابق با سنت خدا و پیامبر انجام داده ام ، می توانم با نامزدم آمیزش جنسی داشته باشم؟

پاسخ:
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
بعد از اجرای عقد صحیح شرعی ، زن و شوهر می توانند با هم نزدیکی بکنند و هر گونه لذتی از یکدیگر ببرند . (1)
پی نوشت:
1 . آیت الله مکارم، توضیح المسایل ،م 2062 .

پرسش: سئوال
با چه روشی با نامزدم صحبت کنم که حجابشو صد در صد طبق دستور خداوند رعایت کنه؟ بدون اینکه ناراحت بشه و با کمال میل قبول کنه. در ضمن مرجع تقلید من آیت الله مکارم شیرازی است.

پاسخ:
می دانید که یکی از شرایط ازدواج موفق و استمرار زندگی مشترک ، کسب هر چه بیش تر آگاهی از شخص مورد نظر و تطبیق دادن او با الگوها و ویژگی هایی است که مورد پسند همسر است. مشکلی که مطرح می کنید ، مسئله ای است که باید قبل از ازدواج مد نظر می داشتید. حد اقل با او در یک جلسه نشست می داشتید و گفتگو می کردید و یا نوع پوشش او را در بیرون از خانه ، محیط کار یا تحصیل و... دیده یا شنیده بودید.
این یک مسئله ظاهری است که با یک یا چند برخورد اولیه کاملاً قابل شناختن بود ، بر خلاف مسایل درونی و اعتقادات و باورها و اخلااق و رفتارها.
با این توضیح از وضعیت حجاب همسرت پیش از عقد آگاهی نداشتید ، یا آگاه بودید؟ اگر از این مسئله ساده آگاهی نداشتید ، نسبت به مسایل مهم تر در مورد او چقدر آگاه شدید یا هستید؟!
اما اگر آگاهی داشتید ،ولی با این وصف بدون قرار و مداری اقدام کردید ، معلوم می شود که بخشی از مشکل ، مربوط به خودتان است . پس اکنون باید با صبر و حوصله زیاد آن را حل نمایید.
همسرتان باید بتواند درک کند که حجاب کامل ، محبت شما را به ایشان بیش تر خواهد کرد. برای او نیز امنیت بیش تر و خوشبختی به همراه خواهد داشت.
آنچه در حجاب (پوشش کامل) مطرح است و دین نیز بر آن تأکید دارد ، امنیت زن و حفظ عفت اجتماعی و استحکام بنیان خانواده و الفت و محبت بیش تر میان همسران است ؛ بنابراین نفع و سود اصلی این مسئله بیش تر متوجه خود انسان به ویژه زنان می شود .
اگر دین بر حجاب تأکید می کند ، برای خوشبختی و سعادت زندگی اجتماعی و فردی انسان ها است .
این حقیقت را با زبان نرم و احترام آمیز به همسرتان تفهیم کنید که « آنچه برای زن باید مهم باشد ، حفظ عفاف و پاکدامنی و داشتن صداقت و پاکی در زندگی است مطمئنم که این ویژگی در شما هست ، همان طور که قرآن فرموده : باید لباس تقوای من ، وسیله ای برای حفظ دیانت و پرهیزگاری من ، آرامش روحی و روانی من ، آسایش زندگی مشترک مان باشید . من نیز باید لباس تقوای شما ، وسیله ای برای حفظ دیانت و پرهیزگاری و آرامش روحی و روانی شما و آسایش زندگی مشترک مان باشم ، (هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنّ)(1)
بنا براین نخست او را از هر گونه اتهامی مبرا می کنید . به او بفهمانید که نوع پوشش نه به معنای نادرست بودن او یا قصد جلب توجه دیگران است ، بلکه نداشتن حجاب باعث سلب امنیت او و به طمع افتادن دیگران خواهد شد. دیگران به چشم دیگری او را نگاه خواهند کرد ، اگر چه خانمی پاک و عفیف است. نمی تواند بگوید که من با دیگران کاری ندارم ، مطمئناً نمایاندن زیبایی های خود به دیگران او را از آزار دیگران یا حداقل نگاه های آزار دهنده و شیطانی دیگران مصون نخواهد کرد.
نکات قابل توجه:
1- در هیچ یک از مراحل ارشاد و راهنمایی از برخورد نیک و ملاطفت‌آمیز و احترام نهادن دور نشوید. با فشار و اجبار کسی را نمی‌توان هدایت نمود . چه بسا تأثیر منفی آن بیش تر از هدایت گردد. اگر نتیجه گفتگوی شما با همسرتان به جبهه‌گیری و حساسیت نشان دادن و صف‌آرایی منتهی شده ، برای مدتی سکوت کرده و حرفی به او نگویید و به دنبال اجرای روش غیر مستقیم باشید .
باید با همسرتان دوست باشید تا حرف تان به عنوان یک دوست موثر باشد. از موضع بالاتر برخورد نکنید .
2- هر شخصی یک نقطه پذیرش و به قول معروف «رگ خوابی» دارد. سعی کنید رگ خواب و نقطه پذیرش او را به دست آورید . از این کانال وارد شوید و هدف خود را تعقیب کنید. با مطالعه روی خصوصیات وی راه نفوذ در او و جلب نظر او را به دست آورید و اقدام کنید.
3- از تکرار در گفتار و نصیحت کردن زیاد آن هم به صورت مستقیم خود داری کنید. موقعیت سنج باشید و به موقع تذکر دهید. زمانی تذکر دهید که مطمئن باشید تأثیر می گذارد. چنانچه زیاده روی در گفتار و تذکر دادن کنید ، حرف های تان به صورت تکراری در آمده و برای او دلزدگی ایجاد خواهد کرد.
4- به نیازهای روانی و عاطفی و جنسی او در محیط خانه بیش تر توجه شود تا احساس کمبود و خلأ نداشته باشد. به راحتی هر نوع لذّت جویی را از همدیگر داشته باشید .فقط به ارضای نیازهای جنسی خود بسنده نکن . اگر می خواهید همسری دلخواه و پاک و پاکدامن داشته باشید ،به ارضای همه نیازهای او در حد عالی و توان خود همت بگمار . زیرا معمولاً کسانی که آلوده می شوند یا حجاب خود را نگه نمی دارند ، مورد کم توجهی شوهر قرار گرفته اند . درون خانه و زندگی مشروع به خواسته ها و نیازهای شان یا توجه نمی شود یا کم مورد توجه است. از این رو تلاش می کنند کمبود خود را از طریق دیگران و نامشروع جبران کنند .
5- به احتمال بسیار همسر شما اقوام و یا دوستانی دارد که به حفظ حجاب کامل ، پایبندی چندانی ندارند . از این رو ایشان با همرنگ شدن با جماعت احساس راحتی بیش تری می کند . ضمن این که ایشان را متوجه کار اشتباه دوستان و اقوامش می کنید ، از ایشان بخواهید که دوستانش را متوجه اشتباه شان کند .

گام نخست
=======
نکته ای که باید در سرآغاز هر اقدامی برای اصلاح و راهنمایی افراد و به تعبیر دینی "امر به معروف و نهی از منکر"مورد توجه قرار گیرد:
1- باید زیر بنای فکری افراد را در مورد خدا و قیامت دگرگون ساخت ، زیرا تقویت بینش و فکر و شناخت و معرفت ،سبب تقویت ایمان و فزونی تقوا و ارتباط با خدا می شود . این امر خود به خود در سایر عملکردهای فرد از جمله رعایت حجاب اسلامی نیز تأثیر خواهد داشت. بنا براین اصلاح فکر و بینش و تقویت اعتقادات و بنیه دینی و توجّه به خدا ومعنویت و قیامت امری ضروری است (البته این امر نباید با تذکر فراوان انجام گیرد).
2-انسان‌ طبق‌فطرتش‌ همواره‌ به‌ چیزی‌ که‌ برایش ‌توجیه شده و مهم جلوه می کند ، توجه‌ و اهتمام‌ می‌ورزد. یکی‌ از دلائل ‌مهم‌ بی توجهی یا کم توجهی به ‌حجاب، عدم ‌شناخت‌ فلسفه ‌آن و نا آشنایی با آثاری است که رعایت و عدم رعایتش در زندگی و سرنوشت انسان در دنیا و آخرت تاثیر می گذارد0
امام‌ علی‌(ع) می‌فرماید:الناس ‌أعداء ما جهلوا؛ انسان‌ دشمن‌ چیزی ‌است‌که ‌به‌ آن‌ نادان است». از این رو لازم است زمینه را برای آشنایی بیش تر همسرتان در مورد «فلسفه حجاب»و آثار و برکات مادی و معنویٍ آن فراهم نمایید،هم چنین از آفات و آسیب هایی که بد حجابی دارد و سلامتی جسمی و آرامش روحی و روانی خانواده ها را به خطر می اندازد و از انواع عذاب هایی که در آخرت متوجه آنان می شود، آگاهش سازید.
بر این‌ اساس لازم‌ است‌ برای تحقق نکته های یاد شده، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم اقدام کنید .

موفق باشید.
پی نوشت :
1. بقره (2) آیه 187.

اهل سنت معتقدند که اگر مقصود از مولی خلیفه بود پیامبر باید آن را در مراسم حج که اکثریت ممکن حضور داشتند اعلام می فرمود.دلیل دیگر ذکر شده آن است که به دلیل نزدیک بودن زمان فوت پیامبر،این وجود مبارک در صدد بودند تا با اعلام دوستی باامیرالمؤمنین خطر آنهایی که درجنگ های اسلام اقوامشان به دست امیرالمؤمنین کشته شده اند را دور کنند. لطفا جوابی را که به اهل سنت میدهید را برای من بفرستید.با تشکر

با توجه به این که واقعه غدیر خم بعد از مراسم حج بود آیا برای اعلام خلافت امیرالمؤمنین بهتر نبود در مراسم حج که همه مردم حضود داشتند این اعلام انجام می شد؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
به دلیل دو ضلعی بودن پرسش پاسخ در دو محور ارایه می شود:
الف- جایگاهی که برای ابلاغ پیام مزبور انتخاب شده بود، نقطه‏ ای بود که غیر از اهل مکه همه حجاج از آن عبور می‏ کردند و در آن جا همه حجاج وجود داشتند.
در ضمن شاید طرح مسئله در مکه مخالفت بسیار جدی در پی داشت، زیرا حضرت علی (ع) بسیاری از سران قریش و اهل مکه را کشته بود. اعلان ولایت و پذیرش در آن جا دشوار می‌نمود و خوف فتنه می‌رفت. این مسئله می‌تواند از پایان آیه ابلاغ"... والله یعصمک من الناس"(1) خداوند تو را از (شر) مردم حفظ خواهد کرد ، به دست آید.
شاید انتخاب آن مکان به آن دلیل باشد که اگر در ضمن اعمال حج، این عمل انجام می‏ شد، برجستگی لازم را پیدا نمی‏ کرد و شکوه تاریخی آن محو می‏ گردید. از همین‏ رو مکان مستقل و زمانی جدا از دیگر اعمال انتخاب شد که در عین امکان اجتماع عظیم مسلمانان، این مطلب به عنوان خبری کاملاً تازه و نو، توسط حجاج به بلاد مختلف اسلامی پخش شود، تا برجستگی و شکوه و طراوت آن بهتر حفظ گردد.
در این جا می‌توانست شواهد و قرائنی جمع شود که این مسئله را برجسته نماید، مانند اعلان تنها یک واقعه، نه چیز دیگر، نگه داشتن مردم در زیر آفتاب سوزناک، برگرداندن کسانی که به جلو رفتند و منتظر ماندن برای کسانی که عقب ماندند، فرصت کافی برای اعلان و بیعت کردن دیگران با علی (ع)، در حالی که در ایام حج در مکه در روز‌های اول که فرصت کافی وجود داشت، حضرت علی در یمن بود و در مکه حضور نداشت. در روز‌های آخر به مکه می‌رسد که اعمال حج به صورت فشرده بوده است.
البته در تاریخ دیدیم که چگونه با این همه تمهیدات، اصل مسئله از مسیر خود منحرف شد. کسانی این مسئله را انکار کردند که در آن جمعیت حضور داشتند، پس اگر حتی در مکه انجام می‌شد، چه فرقی در اصل مسئله داشت؟ در حالی که امروز می‌بینیم با توجیهاتی چون "ولایت" به معنای دوستی است، حقانیت ولایت و امامت حضرت علی (ع) را انکار می‌کنند، پس برای کسانی که نخواهند حقیقت را قبول نمایند، توجیهات، در صورت اعلان در مکه نیز وجود‌ داشت.
ب- درباره فراز دوم پرسش باید گفت
اولاً:‌ به فرض کلمه مولا در حدیث غدیر از کلمات چند منظوره تلقی شود و هر کسی برداشت خاصی از آن بنماید، جای تردید نیست که این تعبیر در کلام حضرت متأثر از روش وحی و قرآن کریم است. در قرآن کریم در مسایل متعدد و مختلف برای بیان مقاصد الهی از کلماتی استفاده شده که چندین معنا برای آن وجود دارد، ولی همان کلمات به دلیل اسراری که برای ما نهفته است، به کار گرفته شده، در این باره آیات فراوانی قابل طرح است.
در کلّ همان طور که قرآن کریم در بسیاری موارد از کلمات به اصطلاح متشابه استفاده کرده، حقایقی را بیان داشته و سبب و حکمت آن برای کسی به خوبی روشن نیست، پیامبر(ص) نیز در برخی موارد از جمله جریان غدیر از این روش قرآنی استفاده کرده، ولایت را با کلمه «مولا» بیان کرده است.
سرّ اصلی و حکمت واقعی آن شاید به خوبی برای کسی روشن نباشد. این هیچ گونه محذوری ندارد، بلکه در عرف حقایق وحیانی مطرح است.
دوم: پیامبر(ص) در مقام بیان ولایت امیرمؤمنان در روز غدیر از قرآن کریم تبعیت کرده است چون در قرآن کریم نیز جریان ولایت با واژه «ولی» بیان شده : «إنّما ولیّکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون؛(2) ولی شما تنها خدا و پیامبر او است و کسانی که ایمان آورده‌اند. همان کسانی که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند».
بر اساس منابع شیعی و سنی این آیه در شأن امیر مؤمنان (ع) نازل شده مثلاً قوشجی که از علمای بزرگ اهل سنت است، در شرح تجرید الاعتقاد تصریح نموده که به اجماع مفسران این آیه درباره علی(ع) نازل شده است.(3) این آیه که نزد شیعیان معروف به آیة ولایت است، در مقام بیان ولایت علی(ع) از کلمه «ولی» استفاده کرده است.
بنابراین اگر در خطبة غدیر حضرت پیامبر در مقام اعلان ولایت امیرمؤمنان به عنوان سرپرست امت و جانشین بعد از خود از کلمه مولا استفاده کرده ،ممکن است به دلیل تأسّی به قرآن بوده باشد.
سوم: دلایل و شواهدی بسیاری در روز غدیر رخ داده که هر کدام برای کسی که در پی دانستن حقیقت باشد ،نشانه هدایت و دلیل روشن به معنا مولا در کلام پیامبر است، مثلاً هیچ عاقلی نمی‌پذیرد که حضرت پیامبر آن همه مردم مسافر را آن مدت در آفتاب گرم نگاه دارد تا دوستی علی(ع) را به آن ها اعلان کند. از نحوه رخداد غدیر به خوبی معلوم است که حضرت در خطبه غدیر مرادش اعلان سرپرستی امت و جانشین بعد از خود بوده است، و گرنه برای بیان محبت و دوستی آن همه مقدمات لازم نبود ،به خصوص آن که این رخداد در حجة‌الوداع و روزهای آخر عمر حضرت پیش آمده است.
از این گذشته در همان خطبه غدیر حضرت پیامبر قبل از اعلان خلافت و ولایت امیر مؤمنان با تعبیر «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه» این جمله را خطاب به مردم فرمود:
«ألست أولى بکم من أنفسکم؛ آیا من در حق تسلط و ولایت و سرپرستی بر شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟» همه گفتند: بلى یا رسول الله؛ آری شما سزاوارتر هستید.
آن گاه حضرت فرمود: «هر کس من مولای اویم،‌ علی مولای اوست».
از این معلوم می‌شود که کلمه مولا در کلام حضرت به معنای سرپرستی است و نه دوستی.(4)
همان طور که کلام پیشین حضرت به معنای سرپرستی است.
چهارم: خلافت و جانشینی امیر مؤمنان(ع) غیر از جریان غدیر در چند مورد دیگر نیز از سوی پیامبر ابلاغ شده است، مثلاً در جریان یوم الدار، حدیث یوم الدار و حدیث منزلت، حدیث ثقلین و مانند آن ها درباره جانشینی امیر مؤمنان سخن گفته شده ، این روایات غیر از منابع شیعی در کتاب‌های اهل سنت نیز به صورت متواتر نقل شده است.
پس به دلایل گوناگون کلمه مولا در حدیث غدیر مفهوم روشنی دارد . هرگز نمی‌توان آن را به معنای دوستی در آن رخداد تلقی کرد. پیامبر در مکه و در عرفات و منی نیز خواست که مسله ولایت را ابلاغ کند ، ولی بر اثر سر و صدای عده ای موفق نشد .
یکی از دلایل این که مولا به معنای پیشوایی است ، این که در شعر حسان که به مناسبت عدیر سروده ، مولا به همین معنا آمده است. (5)

پی‌نوشت‌ها:
1.مایده(5) آیه67.
2. همان، آیه 55.
3. سیمای اهل بیت در عرفان امام خمینی، ص 208، نشر مؤسسه آثار امام خمینی 1387ش.
4. مرتضى مطهری، مجموعه آثار، ج 4، ص 868، نشر صدرا 1374ش.
5.الغدیر ،ج2 ،ص34 نشر دارالکتب الاسلامیه ،تهران 1366 ش؛
محمد سعیدی مهر، آموزشی کلام اسلامی، ج2 ،ص165 ، طه ،قم،1383 ش.

ملاک های انتخاب همسر را  راهنمایی خواستم و مشاوره خواستم؟

خواهر گرامی! با سپاس و تشکر از ارتباطتان با مرکز.
در باره ازدواج شما با پسر مورد نظر، نکاتی را تقدیم حضورتان می کنیم:
1. اگر واقعاً قصد ازدواج با فرد مورد نظر را داريد و ایشان را در ظاهر فرد مناسبی برای ازدواج می دانید، ابتدا عشق و علاقه را كنار بگذاريد و همچون يك بيگانه با او برخورد كرده، درباره وي تحقيق كنيد؛ برای این که مطمئن شويد از شرايط مثبت و کافی ازدواج برخوردار است.
بدانید هر گونه شتاب و احساسي برخورد كردن، نتايج زيان‏باري را به دنبال خواهد داشت. معمولاً روح حاكم در عشق‏هاي احساسی، عشق ورزيدن است، نه خردورزي؛ در حالي كه براي تصميم‏گيري در باره ازدواج، علاوه بر عشق و مهروزي، بصيرت و تعقل هم لازم است.
پس دقت كنيد و ببيند آيا فرد مورد نظر، از لحاظ اعتقادي، اخلاقي، فكري، فرهنگي و جغرافیایی، اجتماعی، خانوادگي، جسمی و زیبایی، روحی و روانی، سنی، سیاسی، تحصیلی و عشق و علاقه، با شما همخواني دارد يا نه. بدون شک، مهم ترین عامل موفقیت و خوشبختی در ازدواج، وجود تطابق و همخوانی دختر و پسر در زمینه های ذکر شده می باشد. تحقیقات بسیاری این نتیجه را به اثبات رسانیده که زن و شوهرهایی که بیش ترین تطابق و همخوانی و تفاهم را با هم دارند، ازدواج موفق و پایداری دارند و در زندگی با مشکلات کم تری مواجه هستند. به هر حال، اگر ازدواج از روي ترحم و دلسوزي يا بر اساس خجالت و ملاحظه‌کاري و یا از سر اجبار و تحمیلی صورت پذيرد، به هيچ وجه به نفع طرفين تمام نخواهد شد. دير يا زود اثرات مخرب آن بر ازدواج احتمالي شما پديدار خواهد گشت.
2. اگرچه ما از وضعیت خانواده شما و نیز از خودتان بی اطلاعیم و شما در پرسش خود اطلاعاتی در این خصوص بیان نکرده اید تا ما بتوانیم با مقایسه دو خانواده و نیز دختر و پسر میزان همخوانی و تناسب شما در معیار ها را بسنجیم و به یک جمع بندی برسیم، ولی به هر حال، آنچه از لابه لای گفته های شما پیداست و با یک نگاه سطحی در ملاک ها و معیار های ازدواج شما می توان دریافت، این است که شما از لحاظ سطح تحصیلات با پسر مورد نظر همخوانی ندارید. این موضوع می تواند باعث بروز مشکلاتی در زندگی شما گردد و از طرف دیگر، مادر شما با این وصلت به دلایلی که ذکر کردید، مخالف هستند. این مشکل کوچکی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
البته تفاوت در سطح تحصیلات به تنهایی نمی تواند مشکل آفرین باشد؛ بلکه باید دید که آیا در ملاک های اساسی دیگر با هم تناسب دارید یا نه؟ طبیعی است با بودن ملاک های سطح بالاتر می توان از ملاک های پایین تر، چشم پوشید.
در برخی موارد دیده شده زن به دلیل بالاتر بودن مدرک تحصیلی اش نسبت به شوهرش اگر انتقاد و یا پیشنهادی داشته باشد، مرد با این گمان که این پیشنهاد و یا انتقاد به دلیل بالا بودن مدرک می باشد، ممکن است احساس حقارت کند و برای این که مرد بودن خود را ثابت کند، دست به رفتارهایی مانند تحقیر و یا محدودیت های نامناسب و امر و نهی های غیر منطقی بزند؛ در حالی که اگر شما تحصیلات پایین تری از همسرتان را داشتید، ممکن بود انتقاد و یا پیشنهاد را داشتید؛ اما ایشان بر اساس یک ساخت ذهنی، دست به این اقدامات زده است. بنابراین، لزوم آگاهی دادن قبل از ازدواج به همسرتان و ملاحظه کردن زمان، مکان و لحن صحبت ها می تواند به تشکیل نشدن این ساخت ذهنی معیوب کمک کند.
3. این را بدانید که موافقت و مخالفت والدين، در ازدواج تأثیر شگرفی دارد. از ديدگاه روانشناختي، نه تنها موافقت والدين در آغاز، ضرورت يك ازدواج موفق است، بلكه شرط انجام يك ازدواج موفق، رضايت و همراهي مستمر والدين است. چه این که بدون تحصيل رضايت آن ها، هر يك از دختر و پسر در انجام يك عمل خطير كه نيازمند همراهي و تأييد ديگران است، بدون پشتوانه مي مانند و اين خود شروع یک اضطراب ناخواسته و ورود آفت است. چه بسا فرزنداني كه با وجود فراهم بودن تمام شرایط يك ازدواج موفق، چون رضايت والدين را به همراه ندارند، نتوانند يك زندگي شيرين و همراه با پيشرفتي را پيش روي داشته باشند.
اصولاً باید توجه داشت که روابط دختر و پسر پيش از ازدواج، داراي آفت ها و آسيب هاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. از جمله:
1. فقدان شناخت درست و واقع بينانه:
معمولاً ادعا مي شود اين گونه روابط به انگيزه ازدواج شكل مي گيرد، ولي با كمي دقت فهميده مي شود، روح حاكم بر اين روابط، عشق ورزي كور است؛ نه خردورزي. اين نوع انتخاب كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام مي گيرد، به دليل عدم شناخت عميق و واقع بينانه، زندگي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار مي سازد. شناخت پیدا کردن لزوماً به این معنا نیست که دختر و پسر، روابط دوستانه قبل از ازدواج برقرار کنند که در بسیاری از مواقع، هدف اصلی که شناخت باشد، نه تنها تأمین نمی شود، بلکه چه بسا شناخت کاذبی به وجود می آید که آثار آن در آینده، وقتی ازدواج صورت گرفت، ظاهر می شود.
با نگاهی به آمار می توان دید که آمار طلاق بین کسانی که قبل از ازدواج ارتباط های دوستانه داشته اند، بالاتر است. از طرفی، آشنایی و ارتباط دختر و پسر در محیط اجتماع، بیش تر از آن که معرفت ساز باشد، فروزنده هوس ها و معرفت سوز است. عمدتاً دیده می شود فرد آن گونه که هست، خود را نشان نمی دهد، یا به سبب محبت و عشقی که ایجاد شده، نمی تواند عیوب طرف مقابل و جوانب مختلف قضیه را بسنجد. بیشتر رفتارها در آشنایی ها و ارتباط های قبل از ازدواج، به شکل های تصنعی ابراز می شود.
این را به خاطر بسپارید که در بسیاری از مواقع، شناخت شخصیت واقعی و رفتارها و ویژگی های طرف مقابل، بیش تر از طرف دوستان، فامیل ها، خانواده، محیط کار و... به دست می آید.
2. ايجاد جو بدبيني:
دختر و پسر نسبت به هم پس از ازدواج اعتماد نداشته و احتمال وجود رابطه اي ديگر را مي دهند. زن و شوهر بعد از ازدواج همواره با این سؤال رو به رو هستند که آیا شریک زندگیشان که قبلاً با هم دوست بوده اند، شریک قابل اعتمادی است؟ یا ممکن است با چندین نفر دیگر مثل من ارتباط داشته باشد؟ آیا می توان به چنین شخصی اعتماد نمود و نقش مادری و پدری فرزندان را به او سپرد؟
این سؤال ها که در بعضی موارد منشأ وسواس گونه نیز دارد، باعث سوء ظن و عدم آرامش روانی که یکی از اهداف اصلی ازدواج است، می شود که زمینه اصلی بسیاری از دعواها و مشاجرات خانوادگی و نهایتاً طلاق و جدایی می گردد.
3. اضطراب، تشويش و احساس نگراني:
در ارتباط و دوستي هاي موجود بين دختران و پسران قبل از ازدواج، به علت مقاومت خانواده و جامعه در برابر اين مسئله، اين گونه ارتباط ها و دوستي ها با مخاطرات رواني گوناگون از جمله اضطراب و تشويش همراه است. وجود افكار ديگري چون احساس گناه و نگراني از تهديداتي كه توسط پسر براي فاش كردن روابطش با دختر صورت مي گيرد، تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال دارد.
4. محروميت از ازدواج پاك:
دختراني كه در پي اين روابط هستند، معمولاً به جرم آلودگي به اين روابط، شرايط ازدواج پاك را از دست مي دهند. تماس لمسی شما نشانگر ورود در خط قرمزهای الهی است و زنگ خطری است که نباید آن را سرسری گرفت؛ چگونه ادعای تدین و تقید می کنید، در حالی که از حریم عفاف و پاکی فاصله گرفته اید؟!
البته گاهي اوقات به جهت ميل شديد جنسي بي آن كه دختر و پسر (به خصوص دختران) بخواهند، در شرايطي قرار مي گيرند كه حتي اراده خود را از دست مي دهند و ديگر نمي توانند از ارتباط های غیر شرعی و حتی ارتباط جنسي خودداري كنند و ناخود آگاه و بي آن كه بخواهند، كم كم در آن شرايط بدون بازگشت قرار مي گيرند و زماني متوجه مي شوند كه كار از كار گذشته است؛ يعني با فراهم شدن شرايط ديگر، اراده جلوگيري، بسيار سخت و دشوار است. به همين دلیل، در اسلام حتي خلوت كردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مكاني كه رفت و آمد نباشد، حرام و گناه است.
بنابراین، توصیه می کنیم که در درجه اول از اشتباهات خود توبه کنید و به دلیل مبهم و نامشخص بودن وضعیت خواستگاری شما، به هیچ وجه با پسر مورد علاقه تان رابطه برقرار نکنید؛ چراکه برقراری این گونه روابط علاوه بر این که گناه شرعی است، آسیب های فراوانی دارد که بیش ترین آسیب آن متوجه شما خواهد بود.
5. افسردگی پس از جدایی و احتمال خودکشی:
پس از ایجاد ارتباط و به دلیل ارتباط مستمر، نوعی حالت وابستگی بین طرفین ایجاد می شود. در این دوره، طرفین برای حفظ این ارتباط تلاش می کنند و حاضرند هر هزینه ای برای ادامه رابطه بپردازند. آن ها اصرار به ادامه ارتباط و حتی ازدواج هستند. در این حالت، در صورت قطع رابطه و به هم خوردن نامزدی به هر علتی که باشد، به افسردگی شدید منجر شده و موجب بی حوصلگی و یأس و ناامیدی می گردد. میل به زندگی از بین می رود و در مواردی نیز دست به خودکشی می زنند.
از آن جا که به نظر می رسد شما در برخی از معیار ها با پسر مورد نظر تطابق و تناسب ندارید و از آن جا که حکما گفته اند: "جلوی ضرر را از هر وقت بگيري، منفعت است"، پس بهتر است پسر مورد نظر و معشوقتان را فراموش نمایید. بیش از این، وقت خود را هدر ندهید و فرصت های بعدی را از دست ندهید.
توصیه می شود با واقع بینی به این قضیه نگاه کنید. با ملاحظه معیارها و ملاک های ازدواج و آسیب شناسی تفاوت ها، به یک جمع بندی مناسب برسید. در این خصوص، از مشورت با متخصص اهل فن غافل نباشید. اگر باز نظرتان برای ازدواج مثبت بود، آن گاه این مسئله را با مادرتان در میان گذاشته و تلاش کنید که موافقت او را جلب کنید؛ ولی اگر ازدواج شما، با ایشان منتفی شد، در اين صورت بهتر است تصميم جدي بگيريد كه او را فراموش كنيد. براي اين كه بتوانيد برخود فائق آييد و او را فراموش کنید، توصیه می شود:
1. مطمئن باشيد كه در صورت اراده حتمي و قطعي، خواهيد توانست او را فراموش كنيد و حتماً موارد بهتر و مناسب‏تري در آينده، براي ازدواج خواهيد يافت.
2. رابطه و پيوند خود را با خداوند كه مظهر همه زيبايي‏ها و كمال‏ها است، محكم كنيد.
بدانيد كه همه زيبايي‏ها از اوست و تمامي موجودات، مظهر و شعاعي از جمال و جلال اويند. پس عشق‏ورزي به او، عشق حقيقي است و بقيه عشق‏ها و محبت‏ها همه فاني و گذرا هستند.
3. سعي كنيد با مطالعه، ورزش و اشتغالات ديگر، مجالي براي فكر كردن به موضوعي كه براي شما فايده‏اي ندارد، باقي نگذاريد. اوقات فراغت را با كارهاي متنوع پر كنيد تا كم تر به او فكر كنيد. با ايجاد اشتغال فكري و ذهني یا بدني و فيزيكي از بيكاري اجتناب كنيد. با مشغول ساختن خويش به مطالعه كتاب هاي درسي و غير درسي، یا مطالعه كتاب هاي ادبي (شعر و داستان) همچنين با حفظ آيات قرآن یا اشعار مفيد، ذهن خود را از آن فرد منحرف سازيد. شركت در مجامع عمومي نظير: كلاس هاي علمي و آموزشي، ديني و مذهبي، هنري و ادبي، راهكارهاي مفيدي براي فراموشي تدريجي آن فرد هستند.
4. به فعاليت هاي ورزشي اهميت دهيد؛ چون اين نوع فعاليت ها، دريچه اي براي خروج فشارهاي ناشي از تراكم انرژي انباشته شما محسوب مي شود.
5. به ياد داشته باشيد كه بيشتر دوستي ها چنين است؛ دوست به همكلاسي، يا علاقه مندي به پسر كه پس از مدتي با علل و عوامل مختلف قطع مي شود و هر كسي به سراغ كار و زندگي و خوشبختي خود مي رود. پس با اين مسئله به صورت طبيعي برخورد نماييد.
این که می گویید: "خودم به شخصه تاب جدایی ندارم و همه فکرم ایشان شده"، به این دلیل است که قسمتی از خاطرات و برگی از تاریخ زندگی شما بوده است. به هر حال، این جدایی دلیلی داشته که به آن دلیل نتوانسته اید به هم برسید. پس بهتر است منطقی فکر کنید و از دیدارهای مجدد پرهیز کنید. به مسائل دیگر زندگیتان بپردازید. گذشت زمان این اشتیاق را کمتر می کند و چه بسا عشق دیگری در آینده نصیبتان شود. از نظر فیزیولوژی، دوران عاشقی همچون دوران اعتیاد است و در بدن هورمونی ترشح می شود که فرد احساس می کند باید حتماً معشوق را ببیند و ضربان قلب تندتر می زند و حالات عجیبی که ناشی از ترشح همین هورمون است. این حالت، با کم کردن دیدارها و منطقی فکر کردن و با گذشت زمان، قابل حل است.
6. مطمئن باشيد با حفظ شؤون اخلاقي و ديني و رعايت وقار، متانت و حجاب كامل، بهتر خواهيد توانست خود را از دام خطا و لغزش حفظ كنيد. بي ترديد، جوانان غيرتمند، اهل زندگي و وفا و عشق و متدين و هم شأن شما سراغ افرادي چون شما خواهند آمد و براي ازدواجي موفق از شانس بيش تري برخوردار خواهيد بود. پس در حفظ متانت و وقار خود بيشتر دقت كنيد.
بنابراین، توصیه می کنیم که از اشتباهات خود توبه کنید و تا مشخص نشدن وضعیت خواستگاری شما، به هیچ وجه با پسر مورد علاقه تان رابطه برقرار نکنید؛ چراکه برقراری این گونه روابط علاوه بر این که گناه شرعی است، آسیب های فراوانی دارد که به برخی از آن ها اشاره کردیم.
موفق باشید.

مدتی باپسری تماس تلفنی داشتم سپس باایشان بیرون هم میرفتم ازمن خواستگاری کردند ولی به دلیل اینکه ایشان سوادشان درحدسیکل وبنده لیسانس هستم مادرم موافقت نکردند روز به روز مادوتاعاشق تر شدیم وخودم به شخصه تاب جدایی ندارم همه فکرم ایشان شده و متاسفانه بااینکه هر دو باحجاب وهم خودمان وهم خانواده هامون مقید هستیم اما این 4بار آخر باهم تماس لمسی داشته ایم شما بگین چیکار کنم ؟دیگه خسته شدم

خواهر گرامی! با سپاس و تشکر از ارتباطتان با مرکز.
در باره ازدواج شما با پسر مورد نظر، نکاتی را تقدیم حضورتان می کنیم:
1. اگر واقعاً قصد ازدواج با فرد مورد نظر را داريد و ایشان را در ظاهر فرد مناسبی برای ازدواج می دانید، ابتدا عشق و علاقه را كنار بگذاريد و همچون يك بيگانه با او برخورد كرده، درباره وي تحقيق كنيد؛ برای این که مطمئن شويد از شرايط مثبت و کافی ازدواج برخوردار است.
بدانید هر گونه شتاب و احساسي برخورد كردن، نتايج زيان‏باري را به دنبال خواهد داشت. معمولاً روح حاكم در عشق‏هاي احساسی، عشق ورزيدن است، نه خردورزي؛ در حالي كه براي تصميم‏گيري در باره ازدواج، علاوه بر عشق و مهروزي، بصيرت و تعقل هم لازم است.
پس دقت كنيد و ببيند آيا فرد مورد نظر، از لحاظ اعتقادي، اخلاقي، فكري، فرهنگي و جغرافیایی، اجتماعی، خانوادگي، جسمی و زیبایی، روحی و روانی، سنی، سیاسی، تحصیلی و عشق و علاقه، با شما همخواني دارد يا نه. بدون شک، مهم ترین عامل موفقیت و خوشبختی در ازدواج، وجود تطابق و همخوانی دختر و پسر در زمینه های ذکر شده می باشد. تحقیقات بسیاری این نتیجه را به اثبات رسانیده که زن و شوهرهایی که بیش ترین تطابق و همخوانی و تفاهم را با هم دارند، ازدواج موفق و پایداری دارند و در زندگی با مشکلات کم تری مواجه هستند. به هر حال، اگر ازدواج از روي ترحم و دلسوزي يا بر اساس خجالت و ملاحظه‌کاري و یا از سر اجبار و تحمیلی صورت پذيرد، به هيچ وجه به نفع طرفين تمام نخواهد شد. دير يا زود اثرات مخرب آن بر ازدواج احتمالي شما پديدار خواهد گشت.
2. اگرچه ما از وضعیت خانواده شما و نیز از خودتان بی اطلاعیم و شما در پرسش خود اطلاعاتی در این خصوص بیان نکرده اید تا ما بتوانیم با مقایسه دو خانواده و نیز دختر و پسر میزان همخوانی و تناسب شما در معیار ها را بسنجیم و به یک جمع بندی برسیم، ولی به هر حال، آنچه از لابه لای گفته های شما پیداست و با یک نگاه سطحی در ملاک ها و معیار های ازدواج شما می توان دریافت، این است که شما از لحاظ سطح تحصیلات با پسر مورد نظر همخوانی ندارید. این موضوع می تواند باعث بروز مشکلاتی در زندگی شما گردد و از طرف دیگر، مادر شما با این وصلت به دلایلی که ذکر کردید، مخالف هستند. این مشکل کوچکی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
البته تفاوت در سطح تحصیلات به تنهایی نمی تواند مشکل آفرین باشد؛ بلکه باید دید که آیا در ملاک های اساسی دیگر با هم تناسب دارید یا نه؟ طبیعی است با بودن ملاک های سطح بالاتر می توان از ملاک های پایین تر، چشم پوشید.
در برخی موارد دیده شده زن به دلیل بالاتر بودن مدرک تحصیلی اش نسبت به شوهرش اگر انتقاد و یا پیشنهادی داشته باشد، مرد با این گمان که این پیشنهاد و یا انتقاد به دلیل بالا بودن مدرک می باشد، ممکن است احساس حقارت کند و برای این که مرد بودن خود را ثابت کند، دست به رفتارهایی مانند تحقیر و یا محدودیت های نامناسب و امر و نهی های غیر منطقی بزند؛ در حالی که اگر شما تحصیلات پایین تری از همسرتان را داشتید، ممکن بود انتقاد و یا پیشنهاد را داشتید؛ اما ایشان بر اساس یک ساخت ذهنی، دست به این اقدامات زده است. بنابراین، لزوم آگاهی دادن قبل از ازدواج به همسرتان و ملاحظه کردن زمان، مکان و لحن صحبت ها می تواند به تشکیل نشدن این ساخت ذهنی معیوب کمک کند.
3. این را بدانید که موافقت و مخالفت والدين، در ازدواج تأثیر شگرفی دارد. از ديدگاه روانشناختي، نه تنها موافقت والدين در آغاز، ضرورت يك ازدواج موفق است، بلكه شرط انجام يك ازدواج موفق، رضايت و همراهي مستمر والدين است. چه این که بدون تحصيل رضايت آن ها، هر يك از دختر و پسر در انجام يك عمل خطير كه نيازمند همراهي و تأييد ديگران است، بدون پشتوانه مي مانند و اين خود شروع یک اضطراب ناخواسته و ورود آفت است. چه بسا فرزنداني كه با وجود فراهم بودن تمام شرایط يك ازدواج موفق، چون رضايت والدين را به همراه ندارند، نتوانند يك زندگي شيرين و همراه با پيشرفتي را پيش روي داشته باشند.
اصولاً باید توجه داشت که روابط دختر و پسر پيش از ازدواج، داراي آفت ها و آسيب هاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. از جمله:
1. فقدان شناخت درست و واقع بينانه:
معمولاً ادعا مي شود اين گونه روابط به انگيزه ازدواج شكل مي گيرد، ولي با كمي دقت فهميده مي شود، روح حاكم بر اين روابط، عشق ورزي كور است؛ نه خردورزي. اين نوع انتخاب كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام مي گيرد، به دليل عدم شناخت عميق و واقع بينانه، زندگي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار مي سازد. شناخت پیدا کردن لزوماً به این معنا نیست که دختر و پسر، روابط دوستانه قبل از ازدواج برقرار کنند که در بسیاری از مواقع، هدف اصلی که شناخت باشد، نه تنها تأمین نمی شود، بلکه چه بسا شناخت کاذبی به وجود می آید که آثار آن در آینده، وقتی ازدواج صورت گرفت، ظاهر می شود.
با نگاهی به آمار می توان دید که آمار طلاق بین کسانی که قبل از ازدواج ارتباط های دوستانه داشته اند، بالاتر است. از طرفی، آشنایی و ارتباط دختر و پسر در محیط اجتماع، بیش تر از آن که معرفت ساز باشد، فروزنده هوس ها و معرفت سوز است. عمدتاً دیده می شود فرد آن گونه که هست، خود را نشان نمی دهد، یا به سبب محبت و عشقی که ایجاد شده، نمی تواند عیوب طرف مقابل و جوانب مختلف قضیه را بسنجد. بیشتر رفتارها در آشنایی ها و ارتباط های قبل از ازدواج، به شکل های تصنعی ابراز می شود.
این را به خاطر بسپارید که در بسیاری از مواقع، شناخت شخصیت واقعی و رفتارها و ویژگی های طرف مقابل، بیش تر از طرف دوستان، فامیل ها، خانواده، محیط کار و... به دست می آید.
2. ايجاد جو بدبيني:
دختر و پسر نسبت به هم پس از ازدواج اعتماد نداشته و احتمال وجود رابطه اي ديگر را مي دهند. زن و شوهر بعد از ازدواج همواره با این سؤال رو به رو هستند که آیا شریک زندگیشان که قبلاً با هم دوست بوده اند، شریک قابل اعتمادی است؟ یا ممکن است با چندین نفر دیگر مثل من ارتباط داشته باشد؟ آیا می توان به چنین شخصی اعتماد نمود و نقش مادری و پدری فرزندان را به او سپرد؟
این سؤال ها که در بعضی موارد منشأ وسواس گونه نیز دارد، باعث سوء ظن و عدم آرامش روانی که یکی از اهداف اصلی ازدواج است، می شود که زمینه اصلی بسیاری از دعواها و مشاجرات خانوادگی و نهایتاً طلاق و جدایی می گردد.
3. اضطراب، تشويش و احساس نگراني:
در ارتباط و دوستي هاي موجود بين دختران و پسران قبل از ازدواج، به علت مقاومت خانواده و جامعه در برابر اين مسئله، اين گونه ارتباط ها و دوستي ها با مخاطرات رواني گوناگون از جمله اضطراب و تشويش همراه است. وجود افكار ديگري چون احساس گناه و نگراني از تهديداتي كه توسط پسر براي فاش كردن روابطش با دختر صورت مي گيرد، تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال دارد.
4. محروميت از ازدواج پاك:
دختراني كه در پي اين روابط هستند، معمولاً به جرم آلودگي به اين روابط، شرايط ازدواج پاك را از دست مي دهند. تماس لمسی شما نشانگر ورود در خط قرمزهای الهی است و زنگ خطری است که نباید آن را سرسری گرفت؛ چگونه ادعای تدین و تقید می کنید، در حالی که از حریم عفاف و پاکی فاصله گرفته اید؟!
البته گاهي اوقات به جهت ميل شديد جنسي بي آن كه دختر و پسر (به خصوص دختران) بخواهند، در شرايطي قرار مي گيرند كه حتي اراده خود را از دست مي دهند و ديگر نمي توانند از ارتباط های غیر شرعی و حتی ارتباط جنسي خودداري كنند و ناخود آگاه و بي آن كه بخواهند، كم كم در آن شرايط بدون بازگشت قرار مي گيرند و زماني متوجه مي شوند كه كار از كار گذشته است؛ يعني با فراهم شدن شرايط ديگر، اراده جلوگيري، بسيار سخت و دشوار است. به همين دلیل، در اسلام حتي خلوت كردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مكاني كه رفت و آمد نباشد، حرام و گناه است.
بنابراین، توصیه می کنیم که در درجه اول از اشتباهات خود توبه کنید و به دلیل مبهم و نامشخص بودن وضعیت خواستگاری شما، به هیچ وجه با پسر مورد علاقه تان رابطه برقرار نکنید؛ چراکه برقراری این گونه روابط علاوه بر این که گناه شرعی است، آسیب های فراوانی دارد که بیش ترین آسیب آن متوجه شما خواهد بود.
5. افسردگی پس از جدایی و احتمال خودکشی:
پس از ایجاد ارتباط و به دلیل ارتباط مستمر، نوعی حالت وابستگی بین طرفین ایجاد می شود. در این دوره، طرفین برای حفظ این ارتباط تلاش می کنند و حاضرند هر هزینه ای برای ادامه رابطه بپردازند. آن ها اصرار به ادامه ارتباط و حتی ازدواج هستند. در این حالت، در صورت قطع رابطه و به هم خوردن نامزدی به هر علتی که باشد، به افسردگی شدید منجر شده و موجب بی حوصلگی و یأس و ناامیدی می گردد. میل به زندگی از بین می رود و در مواردی نیز دست به خودکشی می زنند.
از آن جا که به نظر می رسد شما در برخی از معیار ها با پسر مورد نظر تطابق و تناسب ندارید و از آن جا که حکما گفته اند: "جلوی ضرر را از هر وقت بگيري، منفعت است"، پس بهتر است پسر مورد نظر و معشوقتان را فراموش نمایید. بیش از این، وقت خود را هدر ندهید و فرصت های بعدی را از دست ندهید.
توصیه می شود با واقع بینی به این قضیه نگاه کنید. با ملاحظه معیارها و ملاک های ازدواج و آسیب شناسی تفاوت ها، به یک جمع بندی مناسب برسید. در این خصوص، از مشورت با متخصص اهل فن غافل نباشید. اگر باز نظرتان برای ازدواج مثبت بود، آن گاه این مسئله را با مادرتان در میان گذاشته و تلاش کنید که موافقت او را جلب کنید؛ ولی اگر ازدواج شما، با ایشان منتفی شد، در اين صورت بهتر است تصميم جدي بگيريد كه او را فراموش كنيد. براي اين كه بتوانيد برخود فائق آييد و او را فراموش کنید، توصیه می شود:
1. مطمئن باشيد كه در صورت اراده حتمي و قطعي، خواهيد توانست او را فراموش كنيد و حتماً موارد بهتر و مناسب‏تري در آينده، براي ازدواج خواهيد يافت.
2. رابطه و پيوند خود را با خداوند كه مظهر همه زيبايي‏ها و كمال‏ها است، محكم كنيد.
بدانيد كه همه زيبايي‏ها از اوست و تمامي موجودات، مظهر و شعاعي از جمال و جلال اويند. پس عشق‏ورزي به او، عشق حقيقي است و بقيه عشق‏ها و محبت‏ها همه فاني و گذرا هستند.
3. سعي كنيد با مطالعه، ورزش و اشتغالات ديگر، مجالي براي فكر كردن به موضوعي كه براي شما فايده‏اي ندارد، باقي نگذاريد. اوقات فراغت را با كارهاي متنوع پر كنيد تا كم تر به او فكر كنيد. با ايجاد اشتغال فكري و ذهني یا بدني و فيزيكي از بيكاري اجتناب كنيد. با مشغول ساختن خويش به مطالعه كتاب هاي درسي و غير درسي، یا مطالعه كتاب هاي ادبي (شعر و داستان) همچنين با حفظ آيات قرآن یا اشعار مفيد، ذهن خود را از آن فرد منحرف سازيد. شركت در مجامع عمومي نظير: كلاس هاي علمي و آموزشي، ديني و مذهبي، هنري و ادبي، راهكارهاي مفيدي براي فراموشي تدريجي آن فرد هستند.
4. به فعاليت هاي ورزشي اهميت دهيد؛ چون اين نوع فعاليت ها، دريچه اي براي خروج فشارهاي ناشي از تراكم انرژي انباشته شما محسوب مي شود.
5. به ياد داشته باشيد كه بيشتر دوستي ها چنين است؛ دوست به همكلاسي، يا علاقه مندي به پسر كه پس از مدتي با علل و عوامل مختلف قطع مي شود و هر كسي به سراغ كار و زندگي و خوشبختي خود مي رود. پس با اين مسئله به صورت طبيعي برخورد نماييد.
این که می گویید: "خودم به شخصه تاب جدایی ندارم و همه فکرم ایشان شده"، به این دلیل است که قسمتی از خاطرات و برگی از تاریخ زندگی شما بوده است. به هر حال، این جدایی دلیلی داشته که به آن دلیل نتوانسته اید به هم برسید. پس بهتر است منطقی فکر کنید و از دیدارهای مجدد پرهیز کنید. به مسائل دیگر زندگیتان بپردازید. گذشت زمان این اشتیاق را کمتر می کند و چه بسا عشق دیگری در آینده نصیبتان شود. از نظر فیزیولوژی، دوران عاشقی همچون دوران اعتیاد است و در بدن هورمونی ترشح می شود که فرد احساس می کند باید حتماً معشوق را ببیند و ضربان قلب تندتر می زند و حالات عجیبی که ناشی از ترشح همین هورمون است. این حالت، با کم کردن دیدارها و منطقی فکر کردن و با گذشت زمان، قابل حل است.
6. مطمئن باشيد با حفظ شؤون اخلاقي و ديني و رعايت وقار، متانت و حجاب كامل، بهتر خواهيد توانست خود را از دام خطا و لغزش حفظ كنيد. بي ترديد، جوانان غيرتمند، اهل زندگي و وفا و عشق و متدين و هم شأن شما سراغ افرادي چون شما خواهند آمد و براي ازدواجي موفق از شانس بيش تري برخوردار خواهيد بود. پس در حفظ متانت و وقار خود بيشتر دقت كنيد.
بنابراین، توصیه می کنیم که از اشتباهات خود توبه کنید و تا مشخص نشدن وضعیت خواستگاری شما، به هیچ وجه با پسر مورد علاقه تان رابطه برقرار نکنید؛ چراکه برقراری این گونه روابط علاوه بر این که گناه شرعی است، آسیب های فراوانی دارد که به برخی از آن ها اشاره کردیم.
موفق باشید.

صفحه‌ها