۱۴۰۵/۰۳/۱۱ ۲۳:۴۶ شناسه مطلب: 101588
پرسش:
آیا امیرالمؤمنین و معصومان دیگر علیهمالسلام به حدیث غدیر استناد یا اشاره کردهاند؟
پاسخ:
حدیث غدیر یکی از احادیثی است که در دانش حدیث به آن، «حدیث متواتر» گفته میشود؛ یعنی روایان آن در هر نسل (طبقه) آن قدر زیاد هستند که احتمال غیر واقعی بودن آن و همدستی آنها برای گزارش یک جریان دورغ، منتفی است. حدیث متواتر از نظر اعتبار در بالاترین درجه قرار دارد و باعث علم و یقین شنوندگان میشود. تعداد این احادیث زیاد نیست، از بین آنها میتوان به حدیث غدیر اشاره نمود؛ بنابراین در صدور این روایت، تردیدی وجود ندارد، اما در طول تاریخ برخی استناد به این روایت برای اثبات ولایت امیر مؤمنان علیهالسلام و فرزندانشان را ناکافی دانستهاند و تلاش کردهاند تا با ایجاد شبهات بسیار، این روایت معتبر را از نظر دلالت، دچار مشکل بدانند. یکی از شبهات چنین است که اگر جریان غدیر برای اثبات امامت بوده، پس چرا خود معصومان علیهمالسلام به آن استناد نکردهاند؟! در ادامه تلاش میشود با ارائه نمونههایی از کلمات اهلبیت علیهمالسلام، اساس این شبهه ابطال شود.
الف) استناد امیر مؤمنان علیهالسلام به غدیر
علامه امینی در بخشی از کتاب شریف الغدیر، نمونههایی از روایات و گزارشات تاریخی را با عنوان «المناشده و الاحتجاج بحدیث الغدیر الشریف» آورده است. در این بخش، چندین مورد از کلمات امیر مؤمنان علیهالسلام گزارش شده که حضرت، برای احقاق حق خود نسبت به حکومت و خلافت بر مسلمانان، به حدیث غدیر استناد کردهاند. برای نمونه، در جریان شورا که برای تعیین خلیفه بعد از عمر، تشکیل شد، حضرت به حدیث غدیر استناد کرده و خطاب به اعضا فرمودند: آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا صلیالله علیه و آله درباره او فرموده باشد.
مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ (1)
حاضران اذعان کردند که این تعبیر برای غیر علی علیهالسلام، بیان نشده است. علامه امینی این روایت را از کتاب مناقب خوارزمی که از عالمان اهل سنت بوده، گزارش میکند تا نشان دهد، خود حضرت در مسیر تلاش برای قرار گرفتن در جایگاه خلافت از هیچ چیزی دریغ نکرده و افزون بر فضائل دیگرشان، انتصاب در غدیر را همواره به دیگران یادآور میشدند.
در موارد متعدد دیگر امیرالمؤمنین به حدیث غدیر استناد کرده است؛ بلافاصله پس از ارتحال پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله در مناظرهای، به عنوان مخالفت با بیعت با خلیفه اول، در مسجد مدینه فرمود: مگر رسول خدا صلیالله علیه و آله در روز غدیر خم حجت را بر مردم تمام نکرد؟ و مگر جای عذری برای کسی باقی مانده بود؟ (2)
همچنین هفت روز پس از رحلت پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله وقتی از جمعآوری قرآن فارغ شد میان مردم رفت؛ خطبه خواند و پس از مدح خدا، رسول خدا و بیان طریق نجات، چنین فرمود: صریحترین کلام رسول خدا صلیالله علیه و آله در معرفی من به جانشینی خود ... بعد از پایان مراسم حج، هنگام بازگشت، در غدیر خم دستور داد شِبه منبری برایش آماده کردند. آن گاه بر منبر فراز آمد و بازوی مرا گرفت و بلند کردند و با صدای بلند و رسا در میان انبوه جمعیت فرمود: هر که من سرور و مولایش هستم، علی سرور و مولای او است. (3)
ب) استناد دیگر معصومان علیهمالسلام به غدیر
در ادامه این بخش از کتاب الغدیر، علامه نمونههای دیگری از استناد معصومان مانند حضرت زهرا سلامالله علیها و امام حسن علیهالسلام را نقل میکند. همچنین موارد متعددی را از قول صحابه سرشناس و حاضران در واقعه غدیر مانند عمار یاسر، عبدالله بن جعفر، عمر بن عاص و اسبغ بن نباته گزارش میکند که در بیاناتشان جریان غدیر و انتصاب امیر مؤمنان علیهالسلام را یادآور شدهاند. همچنین برخی خلفای اموی و عباسی مانند عمر بن عبدالعزیز و مأمون نیز بر آن تصریح کردهاند.
در یکی از گزارشها، حضرت زهرا سلامالله علیها خطاب به مردم چنین فرمودهاند:
أنسیتم قول رسول الله صلیالله علیه و آله یوم غدیر خم، مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ؟ (4)
آیا این کلام رسول خدا صلیالله علیه و آله در روز غدیر خم را فراموش کردهاید که فرمودند هر که من مولای اویم، علی هم مولای اوست؟
کلام حضرت سلامالله علیها در واقع استفهام و سؤال توبیخی است که چرا به این زودی واقعه غدیر و پیام آن را که انتصاب علی به عنوان ولی و امام جامعه بود را فراموش کردهاید؟!
علاوه بر خود امیرالمؤمنین علیهالسلام، سایر معصومان علیهمالسلام نیز به جهت روشنگری و به حسب تکلیف الهی در مقاطع مختلف به آن استناد و احتجاج کردهاند که در منابع حدیثی ذکر شده است.
نتیجه:
بر این اساس، شبهه عدم استناد خود امیر مؤمنان علیهالسلام به غدیر و یا دیگر معصومان علیهمالسلام به این مسئله محکم برای اثبات ولایت، بسیار سست و ضعیف است. متأسفانه، زمانی که جامعه به مسیر انحراف عقیدتی کشیده میشود، برخی از عالم نمایان، تلاش میکنند مطابق میل طاغوت، موضوعات را تفسیر و توجیه کنند و در این بحث تلاش کردهاند تا پیام غدیر را چیزی غیر از ولایت و خلافت عنوان کنند و شاهدی سست برای آن دست و پا کنند که اگر چنین بود، باید خود امام و یا دیگر معصومان به آن استناد میکردند. حال آن که موارد متعددی از این استناد در تاریخ و منابع روایی گزارش شده که به سادگی بنیان این شبهه را فرود میریزد.
پینوشتها:
1. امینی، عبدالحسین، الغدیرفی الکتاب و السنه و الادب، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۲ ق، ج 1، ص 160.
2. همان، ص 197.
3. طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج، محقق/مصحح: خرسان، محمدباقر، مشهد: نشر مرتضی، چاپ اول، 1403 ق، ج ۱، ص ۱۸۴.
4. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق/مصحح، غفاری، علیاکبر، آخوندی، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج ۸، ص ۱۸ و ۲۵ و ۲۷.








