خطبه غدیر در منابع اهل سنت

تبریک خلیفه اول در منابع اهل سنت
تبریک گفتن صحابه و خلفا به امام علی (ع) پس از فرمان غدیر، قرینه‌ای قطعی بر این است که واژه «مولا» در این حدیث به معنای «سرپرستی و ولایت» بوده است.

پرسش:

آیا این که خلیفه اول در غدیر خم به امام علی علیه‌السلام تبریک گفت، در منابع معتبر اهل سنت نیز وجود دارد؟

پاسخ:
حدیث غدیر از احادیث مورد اتفاق فریقین (شیعه و اهل تسنن) است و نقل آن‌ در منابع روایی و تاریخی به صورت متواتر، ثابت شده است؛ اما درباره دلالت این حدیث میان شیعه و اهل سنت با توجه به معنای واژه «مولا» اختلاف نظر است. یکی از قرائنی که لفظ مولی را به معنای سرپرستی و رهبری دینی متعیّن می‌سازد، تبریک‌ گویی برخی از صحابه به امام علی علیه‌السلام است که اهمیت جایگاه داده شده به آن‌ حضرت از سوی پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله را می‌رساند و معنای دوستی و یاری و سایر معانی مولا را از دایره احتمال خارج می‌سازد. اینک تبریک ‌گویی شیخین (ابوبکر و عمر) به ویژه خلیفه اول به امام علی علیه‌السلام را در منابع اهل سنت مورد بررسی قرار می‌دهیم.

  1. تبریک گفتن صحابه به پیامبر و امام علی علیهما­السلام

تبریک و تهنیت گفتن مردم در روز غدیر به امام علی علیه‌السلام، نخستین بار به دستور خود پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله صورت گرفت. علامه امینی در کتاب گران‌سنگ الغدیر به نقل از کتاب «روضه الصفا» از منابع تاریخی اهل سنت چنین می‌نویسد: پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در روز غدیر به امیر مؤمنان علیه‌السلام دستور داد تا در خیمه‌ای بنشیند و به همه مردم دستور داد تا در خیمه به ایشان تبریک بگویند و پس از تبریک گویی مردم، به امهات المؤمنین (همسران خود) نیز دستور داد تا به ایشان شاد باش و تبریک بگویند. (1) ایشان همچنین به نقل از طبری، تاریخ نویس بزرگ اهل سنت می‌نویسد: ابوبکر و عمر و عثمان و طلحه و زبیر نخستین کسانی بودند که با پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و امام علی علیه‌السلام دست دادند و باقی مهاجر و انصار و سایر مردم نیز دست دادند و نماز ظهر و عصر را خواندند و سپس ادامه دادند تا آن که نماز مغرب و عشاء را نیز خواندند و بیعت و دست دادن تا سه روز ادامه داشت. (2)
2. تهنیت گفتن خلیفه اول و دوم

در منابع متعدد اهل سنت، سخن از تبریک گفتن خلیفه دوم به امام علی علیه‌السلام به میان آمده است. در برخی از آن‌ منابع، علاوه بر تبریک گفتن خلیفه دوم، تبریک گویی خلیفه اول نیز گزارش شده است. اِبْن عُقْده در کتاب الولایه (3)، ابن حجر در الصَّواعِق المُحْرِقه (4) و مُناوی در فیضُ القَدیر (5) پس از نقل حدیث، حدیث غدیر، تبریک گفتن ابوبکر و عمر را این چنین نقل کرده‌اند:

«أمْسَیْتَ یَا ابْن أبی طَالِبٍ مَوْلَیَ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ؛ (6) ای پسر ابوطالب تو مولا و پیشوای هر مرد و زن مؤمنی گردیدی».

تبریک گویی عُمَر در منابع اهل سنت با عبارت‌های مختلفی بیان شده است. خطیب بغدادی (6) و حاکم حسکانی (7) می‌نویسند عُمَر پس از حدیث غدیر چنین گفت: «بَخْ بَخْ لَکَ یَا ابْن أبی طَالِب أَصْبَحْتَ مَوْلَایَ وَ مَوْلَى کُلِّ مُؤْمِنٍ ٍ وَ مُؤْمِنَه؛ به‌به (آفرین به) تو ای پسر ابوطالب؛ تو مولا و پیشوای من و هر مرد و زن مؤمنی شده‌ای».

احمد بن حنبل (8) و ابن ابی شیبه، (9) قندوزی (10) و فخر رازی (11) تبریک گویی وی را چنین نقل کرده‌اند: هَنیئاً لَکَ یَا بْنَ أَبی طالِبٍ أَصْبَحْتَ مَوْلاى و مولی کُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَهٍ؛ مبارک باد بر تو ای پسر ابوطالب؛ تو مولا و پیشوای من و هر مرد و زن مؤمنی شده‌ای.

دانشمندانی مانند ذهبی (12)، ابن عساکر (13)، ابن کثیر (14)، هر دو عبارت تبریک گویی را بیان کرده‌اند. باقلانی (15)، دمشقی (16) و صفی الرحمن مبارکفوری (17) تنها عبارت «أصبحت مولى کل مؤمن ومؤمنه» را بدون «بخ بخ و هنیئا» آورده‌اند.

نتیجه:
یکی از شواهدی که واژه مولا در حدیث غدیر را متعیّن در معنای سرپرستی می‌سازد، تبریک گفتن صحابه به ویژه خلیفه اول و دوم به امام علی علیه‌السلام است. این تبریک گویی که ابتدا به دستور پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم بوده است در منابع اهل سنت گزارش شده است. ابن عقده، ابن حجر عسقلانی و مناوی، تبریک گفتن ابوبکر و عمر را گزارش کرده‌اند. احمد بن حنبل، ابن ابی شیبه، قندوزی، خطیب بغدادی، ابن عساکر، ذهبی، حاکم حسکانی، فخر رازی، مبارکفوری، باقلانی و بکری نیز تبریک گویی عمر را در کتاب‌های خود بیان نموده‌اند.

پی‌نوشت‌ها:
1. امینی، عبدالحسین، الغدیر، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ چهارم، 1397 ق، ج 1، ص 271.

2. همان. ص 270.

3. ابن عقده کوفی، احمد بن محمد، الولایه، بی‌جا، بی‌تا بی‌نا، ص 155.
4. هیثمی، احمد ابن حجر، الصواعق المحرقه على اهل الرفض والضلال والزندقه، محقق: عبدالرحمن بن عبدالله الترکی؛ کامل محمد الخراط، لبنان، مؤسسه الرساله چاپ اول، 1417 ق، ج 1، ص 110.

5. مناوی، عبد الرؤوف، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، تحقیق: تصحیح احمد عبدالسلام، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1415 ق، ج 6، ص 282.

6. خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، تحقیق: مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1417 ق، ج 8، ص 248.

7. حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تحقیق: محمدباقر محمودی، قم، مؤسسه الطبع والنشر التابعه لوزاره الثقافه والإرشاد الإسلامی، چاپ اول، 1411 ق، ج 1، ص 203؛ در این کتاب به جای مؤمن، مسلم آمده است.

8. شیبانی، احمد بن حنبل، مسند احمد، دار صادر، بیروت، بی‌تا، ج 4، ص 281.
9. ابن أبی شیبه، عبدالله بن محمد، مصنف ابن ابی شیبه، تحقیق: سعید اللحام، بیروت، دارالفکر للطباعه والنشر والتوزیع، چاپ اول، 1409 ق، ج 7، ص 503.

10. قندوزی، ینابیع الموده لذوی القربى، تحقیق: سید علی جمال أشرف الحسینی، دارالأسوه للطباعه والنشر، چاپ اول، 1416 ق، ج 1، ص 98، من حیاه الخلیفه، ص 220 – 224.

11. رازی، محمد بن عمر (فخر رازی) التفسیرالکبیر، بی‌جا، چاپ سوم، بی‌تا، ج 12، ص 50.
12. مؤسسه الرساله، چاپ نهم، 1413 ق، ج 19، ص 328؛ ذهبی، شمس‌الدین تاریخ الإسلام، تحقیق: عمر عبدالسلام تدمرى، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ اول، 1407 ق، ج 3، ص 633.

13. ابن عساکر، ابوالقاسم، تاریخ مدینه دمشق، تحقیق: علی شیری، بیروت، دارالفکر للطباعه والنشر والتوزیع، بی‌نا، 1415 ق، ج 42، ص 221 و 233.

14. ابن کثیر، اسماعیل، البدایه والنهایه، تحقیق: علی شیری، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1408 ق. ج 7، ص 386؛ ج 5، ص 229.

15. باقلانی، ابوبکر، تمهید الأوائل وتلخیص الدلائل، تحقیق: عمادالدین أحمد حیدر، بیروت، مؤسسه الکتب الثقافیه، 1414 چاپ سوم، 1993 م، ص 453.

16. دمشقی محمد بن احمد جواهر المطالب فی مناقب الإمام علی علیه‌السلام، تحقیق: محمدباقر محمودی، قم، مجمع إحیاء الثقافه الإسلامیه، چاپ اول، 1415 ق، ج 1، ص 296.
17. مبارکفوری، صفی الرحمن، تحفه الأحوذی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول،1410 ق. ج 10، ص 148.

داستان غدیر در منابع اهل سنت
فضائل امیرالمؤمنین(ع)بسیار فراوان است وحدیث غدیر نیز از مشهورترین آنهاست که در منابع معتبر حدیثی،تاریخی وتفسیری اهل‌سنت توسط عالمان بزرگ اهل سنت تأیید شده است.

پرسش:

آیا حدیث غدیر در منابع مهم اهل سنت هم ذکر شده است؟

 

 

پاسخ:
سال 10 هجری قمری وقتی پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله از حجه‌الوداع باز می‌گشت، از سوی خداوند مأموریت یافت که در غدیر خم بار دیگر به صورت علنی در بین تمام مسلمانان ولایت و سرپرستی امام علی علیه‌السلام را معرفی کند. حضرت در این سرزمین خطبه ایراد فرمودند که به خطبه غدیر معروف است، حدیث غدیر بخشی از این خطبه است که در آن، پیامبر فرمود: «مَن کُنتُ مَولاهُ فهذا علی مَولاهُ ...». این خطبه یکی از بهترین و قوی‌ترین دلایل بر اثبات ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. حدیث غدیر در بسیاری از منابع شیعه و سنی ذکر شده است که در این نوشته به برخی ازمنابع مهم اهل سنت اشاره خواهد شد.

حدیث غدیر در منابع مهم اهل سنت

حدیث غدیر در منابع مهم و متعدد اهل سنت نقل شده که برای نمونه برخی از آن‌ها آورده می‌شود.

1. سنن ترمذی یکی از کتاب‌های معتبر در نزد مسلمانان اهل تسنن است؛ نویسنده این کتاب ابو عیسی محمد تِرمِذی از عالمان قرن سه هست؛ ایشان به نقل از زید بن ارقم نقل می‌کند که رسول خدا صلی‌الله علیه و آله حدیث غدیر را با عبارت «مِنْ کنتُ مَوْلَاهُ فعلی مَوْلَاهُ» بیان فرموده است. (1)
2. اِبْن اَبی شَیْبه از محدث، فقیه، مفسّر و مورخ نام‌آور اهل تسنن است. بسیاری از عالمان، محدثان و فقیهان نامدار اهل سنت مانند «بخاری» «احمد بن حنبل» از شاگردان او هستند. کتاب او به نام «المُصَنَف» نزد اهل سنت از جوامع کهن حدیثی بشمار می‌آید. در این کتاب، حدیث غدیر این‌گونه نقل شده است: «عن جابر بن عبدالله قال: کنّا بالجُحفه بغدیر خُمٍّ إِذَا خَرَجَ علینا رَسُولُ اللَّهُ فَأَخَذَ بید علی فَقَالَ: مِنْ کنتُ مَوْلَاهُ فعلی مَوْلَاهُ؛ (2) جابر بن عبدالله می‌گوید ما در منطقه غدیر غم بودیم که رسول خدا صلی‌الله علیه و آله تشریف آوردند آن حضرت دست علیه‌السلام را گرفته و فرمودند: هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست».

3. کتاب «سنن ابن ماجه» یکی دیگر از کتاب‌های معتبر اهل تسنن است، این نگاشته یکی از شش کتاب معتبر اهل سنت است که با عنوان صحاح سته شناخته می‌شوند. نویسنده آن «ابن ماجه قزوینی» از عالمان و محدثان قرن سوم است. ایشان در ضمن نقل یکی از جریانات تاریخی، حدیث غدیر را از سعد بن أبی وقاص این‌گونه آورده است: یک سال که معاویه برای حج به مکه آمده بود، به ملاقات او رفتم در این هنگام، حاضران براى خوشحال کردن معاویه، از على علیه‌السلام بدگویی کردند از شنیدن نکوهش آنان، خشمناک شده و گفتم: چنین سخنان نابجا و نابخردانه را درباره بزرگوارى می‌گویید که خودم از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله شنیدم که فرمودند: «مِنْ کنت مَوْلَاهُ فعلی مَوْلَاهُ». (3)

4. سلیمان بن احمد طبرانی، نیز از محدثان و راویان بزرگ اهل تسنن است. ایشان کتاب به نام «المعجم الکبیر» دارد که آن را بر اساس ترتیب نام راویان گرد آوری کرده است. طبرانی حدیث غدیر را در این کتاب چنین آورده است: «حبشی بْنِ جناده یقول: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی‌الله علیه و آله: یقول یوم غدیر خُمّ: اللَّهُمَّ مَنْ کنت مَوْلَاهُ فعلی مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ أُعِنَّ مَنْ أَعَانَهُ؛ (4) حبشی بن جناده می‌گوید از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله شنیدم که در روز غدیر خم می‌گفت: خداوندا! هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست خداوندا! با دوست او دوست باش و با دشمن او دشمن! و یاری نما کشی که او را یاری می‌نماید و کمک کار باش کسی که کمک کار اوست».

5. المستدرک علی الصحیحین، کتاب حدیثی دیگری است که حدیث غدیر را بیان کرده است. نویسنده این اثر «ابوعبدالله محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری» از عالمان قرن پنجم اهل تسنن است که دیگر عالمان اهل سنت از او به نیکی و بزرگی یاد کرده‌اند. موضوع این کتاب، احادیث صحیح السندی است که به عنوان متمم و تکمله بر دو کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم جمع ‌آوری شده است. حاکم نیشابوری در این کتاب به جمع‌آوری احادیث با شرط دو محدث بزرگ اهل سنت یعنی «بخاری» و «مسلم» پرداخت. ایشان بعد از نقل حدیث غدیر می‌نویسد: «هذه حدیث صحیح علی شرط الشیخین» یعنی این حدیث بر اساس شرایط بخاری و مسلم صحیح است. (5)

6. کتاب «الدرّ المنثور فى التفسیر بالمأثور» تألیف جلال‌الدین عبدالرحمن سیوطى است. سیوطی از دانشمندانی است که آثار فراوانی دارد و از بزرگترین عالمان، محدثان، مورخان و مفسران و ادیبان عرب اهل سنت به شمار می‌آید. در تفسیر وی، احادیث پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم، صحابه و تابعان نقل شده است. سیوطی در درالمنثور حدیث غدیر را این گونه آورده است: لَمَّا کان یوم غدیر خُمٍّ وَ هُوَ یوم ثمانی عَشَرَ مِنْ ذی الْحِجَّهِ قَالَ النبی صلی‌الله علیه و آله: مِنْ کنت مَوْلَاهُ فعلی مَوْلَاهُ فَانْزِلْ اللَّهِ الیوم اکملت لکم دینکم؛ (6) در روز غدیر خم یعنی هجدهم ذی‌الحجه رسول خدا صلی‌الله علیه و آله فرمودند: «هر کس من مولای اویم پس علی مولای اوست؛ خداوند آیه «الیوم اکملت لکم دینکم» را امروز نازل کرد».
7. عمادالدین ابوالفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر، محدث، مورخ و مفسر متعصب اهل تسنن است. معروف است که ایشان بسیاری از حقائق را تحریف و یا کتمان کرده است، مخصوصاً در ذکر فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام جانب عدل و انصاف را رعایت نکرده و بسیاری از فضائل را نادیده گرفته است. با این حال در شان نزول آیه «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ» می‌نویسد: وَ قَدْ روی ابْنِ مردویه مِنْ طریق ابی هَارُونَ عَنْ ابی سعید خدری أَنَّهَا نَزَلَتْ علی رَسُولَ اللَّهِ صلی‌الله علیه و آله یوم غدیر خُمٍّ حین قَالَ لعلی: «مِنْ کنت مَوْلَاهُ فعلی مَوْلَاهُ؛ (7) ابن مردویه از طریق ابی هارون از ابی سعید خدری نقل نموده که این آیه در روز عید غدیر خم زمانی که به علی علیه‌السلام گفت هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست، نازل شد». (7)

بنابراین بزرگان و عالمان اهل تسنن «حدیث غدیر» را در کتاب‌های مختلف خود ذکر کرده‌اند که بیان همه آن‌ها در این نگاشته امکان ندارد؛ تنها به هفت مورد از منابع مهم اهل سنت در این نوشته، اشاره گردید، اما عالمان و دانشمندان دیگر اهل سنت همچون «خطیب بغدادى»، (8) «ابن عساکر» (9) و ... نیز به طُرق مختلف «حدیث غدیر» را بیان کرده‌اند که از ذکر آن‌ها خود داری می‌کنیم.

نتیجه:
فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام آن چنان فراوان است که نه تنها در کتاب‌های شیعه، بلکه در منابع حدیثی، تاریخی و تفسیری اهل تسنن نیز همچون دُر گهرباری خودنمایی می‌کنند. از جمله این فضائل می‌توان به «حدیث غدیر» اشاره کرد که دانشمندان و عالمان نامدار و پرآوازه اهل تسنن در نگاشته خود به آن اشاره کرده‌اند. عالمانی همچون تِرمذی، اِبْن اَبی شَیْبه، ابن ماجه قزوینی، طبرانی، حاکم نیشابوری، سیوطی، این کثیر دمشقی و ... از جمله کسانی هستند که صدور این حدیث صحه گذاشته‌اند و آن را در آثار خود نقل نموده‌اند.

پی‌نوشت‌ها:
1. ترمذی، ابی عیسی محمد بن عیسی بن سوره، سنن ترمذی، تحقیق: عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت: دارالفکر، چاپ دوم، 1403 ق، ج 12، ص 175.

2. ابن ابی شیبه الکوفی، المصنف فی الاحادیث و الآثار، تحقیق: سعید اللحام، بیروت: دارالفکر، چاپ اول: 1409 ق، ج 7، ص 495.

3. ابن ماجه القزوینی، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، بیروت: دارالفکر، بی‌تا، ج 1، ص 45.

4. طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، بیروت: مکتبه ابن تیمیه، 1427 ق، ج 4، ص 4.
5. حاکم نیشابوری، ابوعبدالله محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، تحقیق: محمود مطرجی، بیروت: دارالفکر، چاپ اول، 1422، ج 3، ص 109.

6. سیوطی، جلال‌الدین، الدر المنثور فی تفسیر الماثور، قم: کتاب‌خانه آیت‌الله مرعشی نجفی، 1404 ق، ج 3، ص 323. 7. ابن کثیر، ابوالفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: یوسف عبدالرحمن المرعشی، بیروت: دارالمعرفه، 1422 ق، ج 3، ص 28.

8. خطیب بغدادی، ابوبکر احمد بن علی بن ثابت بن احمد بن مهدی، تاریخ بغداد، المحقق: د. بشار عواد معروف، بیروت: دارالغرب الاسلامی، 1422 ق، ج 8، ص 372 و ج 14، ص 303.

9. ابن عساکر، ابوالقاسم علی بن الحسن بن هبه الله، تاریخ دمشق، محقق: عمرو بن غرامه العمروی، بیروت: دارالفکر، 1415 ق، ج 42، ص 11.