آیات غدیر، غدیر در قرآن، غدیر خم.

شأن نزول آیات سوره معارج
ارتباط آیه اول سوره معارج با واقعه غدیر و اعتراض نعمان بن حارث، با وجود مکی بودن سوره، بر اساس روایات فریقین و شواهد قرآنی قابل اثبات و دفاع است.

پرسش:

شأن نزول آیه ی «سال سائل بعذاب واقع» چه بوده؟ با توجه به مکی بودن سوره ی معارج؛ چگونه این آیه می تواند بعد از واقعه ی غدیر نازل شده باشد؟

پاسخ:

سوره مَعارِج هفتادمین سوره و از سوره‌های مکی قرآن است که در جزء ۲۹ جای دارد. این سوره با نقل داستان کسی آغاز می‌شود که از خداوند برای خودش عذابی درخواست کرد و بعد از آن، عذاب الهی در حق او محقق شد؛ چنانکه آمده﴿سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ لِّلْکَافِرِ‌ینَ لَیْسَ لَهُ دَافِعٌ﴾؛ در باب شأن نزول این آیه-ی شریفه چندین گزارش نقل شده است. مشهورترین شأن نزول این آیه را مربوط به ماجرای اعتراض نُعمان بن حارث فهری به اعلام جانشینی امام علی علیه‌السلام بعد از واقعه غدیر دانسته‌اند.

اکثر مفسران شیعه، شأن نزول آیه نخست سوره معارج را مربوط به نعمان بن حارث فهری یا فرد دیگری می دانند[1] که به اعلام جانشینی امیرالمؤمنین علیه‌السلام در واقعه غدیر اعتراض کرد. او وقتی خبر جانشینی امام علی علیه‌السلام را از پیامبر صلی‌الله علیه و آله شنید، خطاب به پیامبر صلی‌الله علیه و آله گفت: «از ما خواستی به یگانگی خدا و نبوتت شهادت دهیم، ما هم شهادت دادیم. سپس ما را به جهاد، حج، روزه، نماز و زکات امر کردی، ماهم پذیرفتیم؛

اما به این‌ها راضى نشدى تا اینکه این جوان (علی علیه السلام) را به جانشینى خود منصوب کردى. آیا این تصمیم خودت است یا خداوند»؟ پیامبر صلی‌الله علیه و آله سوگند یاد کرد که این سخن از جانب خداوند است. نعمان گفت: «خداوندا، اگر این سخن حق است و از ناحیه توست، سنگى از آسمان بر سر من ببار»![2] بر اساس روایات، پس از درخواست وی، سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و کشته شد. سپس این آیه نازل شد.

آلوسی و ابن‌تیمیه از مفسران اهل سنت معتقدند این آیه با واقعه غدیر ارتباط ندارد؛ چراکه سوره معارج مکی است و قبل از هجرت پیامبر صلی‌الله علیه و آله به مدینه نازل شده است، در حالی که واقعه غدیر در سال دهم قمری و پس از بازگشت پیامبر صلی‌الله علیه و آله از حجه‌الوداع رخ داده است.[3] در پاسخ گفته می شود که:

 اولاً: در بسیاری از منابع اهل سنت نیز روایاتی در مورد نزول این آیه درباره حوادث غدیر آمده است. علّامه امینى نیز در کتاب الغدیر این روایت را از سى نفر از علماى اهل سنّت (با ذکر مدرک و عین عبارت) نقل می‌کند، ازجمله  حلبی در «سیره حلبى»، حموینی در «فرائد السّمطین»، قرطبی در «الجامع لاحکام القرآن» سبط بن جوزی در «تذگره الخواص»، «زرندی در درر السّمطین»، شافعی در «السّراج المنیر»، سیوطی در «شرح جامع الصّغیر»، حافظ ابوعبید هروى در «تفسیر غریب القرآن»، موصلی در «تفسیر شفاء الصّدور» و کتاب‌های دیگری که این روایات را نقل کردند.[4] برخی از مفسرین نیز مانند ثعلبی[5] و...، از ابن عباس نقل می‌کنند که این آیات در شأن «نضر بن حارث» نازل شده که با توجه به شباهت نام نضر بن حارث و نعمان بن حارث احتمال یک نفر بودن و یا تصحیف نام مطرح می شود؛ چراکه نضربن حارث در جنگ بدر کشته شد و ماجرای کشته شدن او با این آیه تناسب ندارد.

 ثانیاً: مکّى بودن یک سوره دلیل بر این نیست که تمام آیات آن در مکه نازل شده است؛ سوره هاى متعدّدى در قرآن مجید داریم که مکّى نامیده شده است، ولى تعدادى از آیات آن در مدینه نازل‌شده.

سوره‌هایی نیز در قرآن است که تحت عنوان مدنى ثبت شده، ولى تعدادى از آیات آن در مکه نازل گردیده است. به‌عنوان مثال سوره عنکبوت از سوره‌های مکّى است؛ در حالى که ده آیه اوّل آن طبق گفته قرطبى در تفسیرش و بعضى دیگر از دانشمندان، در مدینه نازل شده است.[6] یا هفت آیه اوّل سوره‏ کهف‏ که به‌عنوان سوره‏ مکّى‏ شناخته شده طبق تفسیر قرطبى و بسیاری از مفسرین در مدینه نازل شده است[7] و یا سوره مجادله هم که مطابق قول معروف مدنى است ولی ده آیه اوّل آن طبق تصریح بعضى از مفسّران در مکه نازل شده است.[8]

ثالثاً: برخی شواهد نشان می‌دهد که آیات دیگری از این سوره هم مدنی باشند؛ چنانکه در آیه ی 22 این سوره آمده﴿والذین فی اموالهم حق معلوم﴾؛ در حالی که تشریع زکات در مدینه اتفاق افتاده؛[9] و اگر این آیه مدنی باشد، ناگزیر آیات بعدی آن‌هم که تحت استثنا قرار دارند و چهارده آیه‌اند که از ﴿الا المصلین﴾؛ شروع و به ﴿فی جنات مکرمون﴾؛ ختم می‌شوند، مدنی هستند، چراکه همه سیاقی متحد دارند و مستلزم یکدیگرند.

نتیجه:

آیه  ی اول سوره ی معارج با داستان شخصی آغاز شده که از خداوند برای خودش طلب عذابی کرد و بعد از آن، عذاب الهی در حق او محقق شد. مشهور است که شأن نزول این آیه مربوط به ماجرای اعتراض نُعمان بن حارث فهری به اعلام جانشینی امام علی علیه‌السلام بعد از واقعه غدیر بوده است. در پاسخ به افرادی چون ابن تیمیه که ایراد گرفتند که این سوره مکی بود و نمی تواند آیه ی آغاز آن مدنی باشد گفته شد که اولاً اکثر مفسران اهل سنت چنین روایتی را نقل کردند؛ ثانیاً آیات بسیاری از سوره های قرآن که مکی و یا مدنی بودند برخلاف آن بوده؛ ثالثاً شواهد نشان می دهد از آیات 24 این سوره به بعد، نیز در مدینه نازل شده است.

جهت مطالعه ی بیشتر:

مقاله، بررسی آیه ﴿سال سائل بعذاب واقع﴾؛ از منظر فریقین، نوشته فارض رجب اف.

پی نوشت ها:

[1]. مکارم شیرازی،‌ ناصر، تفسیر نمونه،‌ تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش. ج ۲۵، ص ۸.

[2]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲ ش. ج ۱۰، ص ۵۲۹.

[3]. آلوسی، سید محمود، روح‌المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق علی عبدالباری عطیه، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ ق، ج ۱۵، ص ۶۳؛ ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنه النبویه فی نقض کلام الشیعه القدریه، محقق محمد رشاد سالم، ریاض، جامعه الامام محمد بن سعود الاسلامیه، ۱۴۰۶ ق، ج ۷، ص ۴۵.

[4]. امینی، عبدالحسین، الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه‏، چاپ اول‏،  1416 ق، ج 1، ص 460-471.

[5]. ثعلبی، احمد ابواسحاق، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن (تفسیر ثعلبی)، محقق ابی محمد بن عاشور، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1422 ق، ج 10، ص 35.

[6]. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر القرطبی) بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا، ج 13، ص 323.

[7]. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر القرطبی) بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا، ج 10، ص 346.

[8]. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر القرطبی) بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا، ج 7، ص 269.

[9]. طباطبایی، سید محمدحسین؛‌ المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، 1391ه، ج 20، ص 5.

غدیر در قرآن
آیات مرتبط با غدیر شامل آیه ابلاغ رسالت، آیه اکمال دین و آیه شأن نزول سوره معارج هستند که بر استحکام مقام ولایت حضرت علی (ع) تأکید دارند.

پرسش:

آیات قرآن کریم مرتبط با غدیر و اعلان ولایت امام علی علیه‌السلام کدم‌اند؟

پاسخ:

درباره ولایت امام علی علیه­السلام، آیات زیادی داریم، ولی با توجه به سؤال که در خصوص غدیر و آیات مرتبط با آن است می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

آیه اول:

آیه ابلاغ رسالت است که در سال دهم هجری و سال آخر حیات پیامبر صلی‌الله علیه و آله و در حال بازگشت از آخرین حج پیامبر (حجه‌الوداع) نازل شده است:

«یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ‏ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرین‏»؛ اى پیامبر! آن چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر نکنى، رسالت او را انجام نداده‌ای! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه می‌دارد؛ و خداوند، جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی‌کند.[1]

آیه دوم:

آیه اکمال دین است که پس از اعلام عمومی ولایت و جانشینی حضرت علی علیه­السلام، این آیه نازل شد:

﴿... الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ‏ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دینا...﴾؛ امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند؛ بنابراین، از آن‌ها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم‏.[2]

نکته: این آیه بنا به حکمت‌ها و مصالحی و به دستور الهی و توسط پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در بین آیه 3 سوره مبارکه «مائده» قرار داده شده است.
آیه سوم:

از آیات نازل شده مرتبط با واقعه غدیر، آیات ابتدایی سوره مبارکه «معارج» است:

﴿ سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ‏ * لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ‏﴾؛ تقاضا کننده‌ای تقاضاى عذابى کرد که واقع شد. این عذاب مخصوص کافران است و هیچ کس نمی‌تواند آن را دفع کند.[3]

شأن نزول آیه فوق در روایتی از امام صادق علیه­السلام از اجداد بزرگوارشان چنین آمده:

چون پیامبر صلی‌الله علیه و آله على علیه­السلام را در روز غدیر خم منصوب به خلافت کرد و فرمود: «هر که من مولاى اویم پس على مولاى اوست» و این در عالم پراکنده و به گوش همه رسید؛ «نعمان بن حرث فهرى» وارد بر رسول خدا صلی‌الله علیه و آله گردید و گفت ما را امر نمودى که شهادت بر توحید و یکتایى خدا داده و بگوییم لا اله الّا اللَّه و این که تو پیامبرى، ما هم اطاعت کردیم؛ پس ما را فرمان جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی، ما پذیرفتیم؛ آن گاه راضى نشدى تا این جوان (اشاره به حضرت علی علیه‌السلام) را تعیین به خلافت و وصایت خود نمودى و گفتى: من کنت مولاه فعلّى مولاه؛ پس این کار از ناحیه تو است یا از طرف خداست؟

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمودند: قسم به خدایى که جز او خدایى نیست، این کار از طرف خدا و امر اوست.

پس «نعمان بن حرث» پشت بر پیامبر کرده و این آیه را می‌خواند: «اللّهُمَّإِنْکانَهذا هُوَ الْحَقَّمِنْعِنْدِکفَأَمْطِرْ عَلَینا حِجارَهًمِنَالسَّماءِ»؛ بار خدایا اگر این کار حق و از طرف تو است، پس ببار بر ما سنگى از آسمان،[4] پس خداوند سنگى بر سر او زد و او را کشت و آیه ﴿سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ... ﴾؛ را نازل فرمود.[5]

نکته:
برخلاف آیات اول و دوم که در روز غدیر نازل شده‌اند، آیه سوم، روز غدیر نازل نشده است، ولی در خصوص واقعه روز غدیر است.

پی نوشت ها:

[1]. سوره مائده، آیه 67.

[2]. سوره مائده، آیه 3.

[3]. سوره معارج، آیه 1 و 2.

[4]. سوره انفال، آیه 32.

[5] . طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏10، ص 530؛ حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج ‏5، ص 411.

سوره معارج و غدیر
بر اساس تفاسیر فریقین، آیات آغازین سوره معارج در پاسخ به اعتراضِ یکی از منافقین به انتصاب حضرت علی(ع) در غدیر نازل شد که با دعای خود بر علیه این واقعه، هلاک شد.

پرسش:

آیه اول سوره معارج ارتباطش با غدیر چیست؟ (با توجه به تفاسیر شیعه و سنی)

پاسخ:

از آیات نازل شده مرتبط با واقعه غدیر، آیات ابتدایی سوره مبارکه «معارج» است:

﴿ سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ‏ * لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ‏﴾؛ تقاضا کننده‌ای تقاضاى عذابى کرد که واقع شد. این عذاب مخصوص کافران است و هیچ کس نمی‌تواند آن را دفع کند.[1]

شأن نزول آیه فوق در روایتی از امام صادق علیه‌السلام از اجداد بزرگوارشان چنین آمده:

چون پیامبر صلی‌الله علیه و آله على علیه‌السلام را در روز غدیر خم منصوب به خلافت کرد و فرمود: «هر که من مولاى اویم، پس على مولاى اوست» و این در عالم پراکنده و به گوش همه رسید؛ «نعمان بن حرث فهرى» وارد بر رسول خدا صلی‌الله علیه و آله گردید و گفت ما را امر نمودى که شهادت بر توحید و یکتایى خدا داده و بگوییم لا اله الّا اللَّه و این که تو پیامبرى، ما هم اطاعت کردیم؛ پس ما را فرمان جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی، ما پذیرفتیم؛ آن گاه راضى نشدى تا این جوان (اشاره به حضرت علی علیه‌السلام) را تعیین به خلافت و وصایت خود نمودى و گفتى: من کنت مولاه فعلّى مولاه؛ پس این کار از ناحیه تو است یا از طرف خداست؟

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمودند: قسم به خدایى که جز او خدایى نیست، این کار از طرف خدا و امر اوست.

پس «نعمان بن حرث» پشت بر پیامبر کرده و این آیه را می‌خواند: «اللّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِک فَأَمْطِرْ عَلَینا حِجارَهً مِنَ السَّماءِ»؛ بار خدایا اگر این کار حق و از طرف تو است، پس ببار بر ما سنگى از آسمان؛[2]  پس خداوند سنگى بر سر او زد و او را کشت و آیه ﴿سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ...﴾؛  را نازل فرمود.[3]

این مطلب در منابع و تفاسیر شیعی، زیاد نقل شده است.

اما در منابع اهل سنت، غالباً صحبتی از غدیر نشده و گرچه برخی آن را مربوط به «نعمان بن حرث فهرى» و جنگ بدر دانسته یا وجوه و احتمالات دیگر، ولی هیچ کدام موضوع غدیر را مطرح نکرده‌اند؛ البته برخی از عالمان اهل سنت نیز مثل «قرطبی» هستند که در تفسیر خود، در بین احتمال‌هایی که بیان کرده، همین موضوع غدیر و ماجرای فرمایش پیامبر صلی‌الله علیه و آله «من کنت مولاه فعلّى مولاه» را آورده و ماجرایی کاملاً مشابه مطلبی که در بالا از امام صادق علیه‌السلام آورده شد را نقل می‌کند.[4]

«ثعلبی» نیز که از عالمان اهل سنت است در تفسیر روایی خود، همین روایتی که از امام صادق علیه‌السلام نقل شد را می‌آورد.[5]

نتیجه:

طبق تفاسیر شیعی و نیز برخی تفاسیر اهل سنت، آیات ابتدایی سوره معارج ناظر به فردی از منافقین است که از انتصاب حضرت علی علیه‌السلام در روز غدیر، ناراحت و معترض بود و آن را قبول نداشت و نزد پیامبر صلی‌الله علیه و آله آمد و اعتراضش را بیان کرد و سپس دعا کرد اگر واقعاً این دستور الهی است، خدا سنگی از آسمان بر سر او فرود آورد، سپس سنگی از آسمان بر سر او اصابت کرد و به هلاکت رسید.

پی نوشت ها:

[1]. سوره معارج، آیه 1 و 2.

[2]. سوره انفال، آیه 32.

[3].. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن ج ‏10، ص 530؛ حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج ‏5، ص 411.

[4]. قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج ‏18، ص 278 و 279.

[5]. ثعلبى، احمد بن محمد، الکشف و البیان المعروف تفسیر الثعلبی‏، ج 10، ص 35.

ارتباط آیه ابلاغ با غدیر
مجموعه قرائن و روایات مرتبط با آیات ۳ و ۶۷ سوره مائده، به‌صراحت گویای آن است که پیام الهیِ ابلاغ‌شده توسط پیامبر(ص)، موضوع ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) بوده است.

پرسش:

آیه﴿ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ ... ﴾؛که در بین آیات مربوط به اهل کتاب است، چگونه بر غدیر و اثبات ولایت امام علی دلالت دارد؟ در خود آیه یا آیات قبل و بعد که چیزی در این باره گفته نشده؟

پاسخ:
خداوند متعال در آیه شریفه 67 سوره مائده می‌فرماید: ﴿ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ﴾؛ اى پیامبر آن چه را از سوى پروردگارت به تو نازل شده است اعلام کن و اگر چنین نکنى، رسالت الهى را نرسانده‌ای و (بدان که) خداوند تو را از (شرّ) مردم (و کسانى که تحمّل شنیدن این پیام مهم را ندارند) حفظ می‌کند. همانا خداوند گروه کافران را هدایت نمی‌کند (به مقصدشان نمی‌رساند).

این چه پیامی است که اگر پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله آن را به مردم ابلاغ نکند گویا رسالتش را انجام نداده است؟ یعنی چیزی است که معادل رسالت است. این چه پیامی است که انتظار می‌رود عکس‌العمل شدیدی از طرف مردم داشته باشد؟ این چه پیامی است که نهایتاً ارتباط با کفّار نیز دارد و خداوند متعال آن‌ها را در رسیدن به اهدافشان ناکام می‌گذارد؟ مگر کفّار بعد از این آیه دست از دشمنی با مسلمانان کشیدند؟ خیر، پس این کدام هدف و مقصد بود که کفار از رسیدن به آن مأیوس شدند: ﴿الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ، فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْن﴾؛ امروز، کسانى که کفر ورزیدند، از (زوال) دین شما ناامید شدند پس از آن‌ها نهراسید و (از مخالفت من) بهراسید.[1]

این آیه به دلایلى که خواهد آمد، به جانشینى حضرت على علیه‌السلام و نصب او به ولایت در غدیر خم به هنگام برگشت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله از سفر حج در سال دهم هجرى مربوط است. جالب این که این آیه در میان دو آیه‌ای قرار گرفته که مربوط به اقامه کتاب آسمانى است و شاید اشاره به این باشد که میان رهبر معصوم و اقامه‏ کتاب آسمانى، پیوند محکمى برقرار است. آرى، امام است که می‌تواند کتاب آسمانى را به پا دارد و این کتاب خداست که می‌تواند امام واقعى را معرفی کند.

شیعه و سنی؛ آیه تبلیغ درباره علی بن ابیطالب علیه‌السلام

همه‏ مفسّران شیعه به اتکاى روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام و نیز بعضى از مفسّران اهل سنت به عنوان یکى از مصادیق، آیه را مربوط به نصب حضرت على علیه‌السلام در غدیر خم به ولایت و امامت دانسته‌اند. جالب آن که صاحب «تفسیر المنار»[2] از «مسند احمد» و «ترمذى» و «نسایى» و «ابن ماجه»، حدیثِ «مَن کُنتُ مَولاهُ فَعلىٌّ مَولاهُ» را با سند صحیح و موثّق بیان کرده است و سپس با دو جمله به خیال خود در آن تشکیک نموده است: اوّل این که مراد از ولایت، دوستى است. (غافل از آن که دوستى نیاز به بیعت گرفتن و تبریک گفتن و آن همه تشریفات در غدیر خم نداشت)؛ دوّم آن که اگر حضرت على علیه‌السلام امام و رهبر بعد از رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله بود، چرا فریاد نزد و ماجراى نصب خود را در غدیر نگفت؟! (غافل از آن که در سراسر نهج‌البلاغه و کلمات حضرت على علیه‌السلام ناله‌ها و فریادها مطرح است، ولى صاحب المنار گویا آن ناله‌ها و فریادها را نشنیده است).

در تمام قرآن تنها در این آیه است که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله نسبت به کتمان پیام، تهدید شده که اگر نگویى، تمام آن چه را که در 23 سال رسالت گفته‌ای، هدر می‌رود. پس باید دید چه پیام مهمى است که این گونه بیان می‌شود؟ پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله به حضرت على علیه‌السلام فرمود: «لو لم ابلغ ما امرت به من ولایتک لحبط عملى» اگر آن چه درباره ولایت تو است به مردم نرسانم تمام اعمال من محو می‌شود. [3]

در کتاب «الدر المنثور» از تفاسیر روایی اهل سنت، در ذیل آیه تبلیغ آمده: «و أخرج ابن أبى حاتم و ابن مردویه و ابن عساکر عن أبى سعید الخدری قال‏ نزلت هذه الآیه، یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ،‏ على رسول الله صلى الله علیه و سلم یوم غدیر خم فی على بن أبى طالب‏»؛ ابن ابی حاتم و ابن مردویه و ابن عساکر از ابی سعید الخدری روایت کرده‌اند که آیه «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ» در روز غدیر خم بر رسول خدا صلی‌الله علی و آله درباره علی بن ابیطالب نازل شده است.[4]

هم چنین در روایت دیگری از ابن مردویه از ابن مسعود، نقل شده که ما در زمان رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله این آیه را چنین می‌خواندیم (چنین تفسیر می‌کردیم) که ﴿یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ﴾؛ که علی بن ابیطالب مولای مؤمنین است و ﴿وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاس﴾.[5]

1- بیان تفسیری:

در این آیه چند نکته است که جهت‌گیری محتوایى آن را روشن می‌کند:
1. سوره مائده، در اواخر عمر شریف پیامبر صلی‌الله علیه و آله نازل شده است.
2. در این آیه، به جاى «یا أیها النبی»، تعبیر «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ» آمده است که نشانه‏ یک رسالت مهم است.

3. به جاى فرمان «أبلغ»، فرمان «بَلِّغْ» آمده که نشانه‏ ابلاغ قطعى و رسمى و مهم است.

4. پیامبر نسبت به نرساندن یک پیام مهم تهدید شده که اگر نگوید، همه‏ زحماتش به هدر می‌رود.

5. رسول خدا صلی‌الله علیه و آله از عواقب کارى هراس دارد که خداوند او را دلدارى می‌دهد که ما تو را از شر مردم نگه می‌داریم.
6. پیامبر، از جان خود نمی‌ترسد؛ زیرا در روزگار تنهایى که با بت‌ها مبارزه می‌کرد و در جنگ‌ها که با مشرکین درگیرى نظامى داشت، از خطرها نمی‌ترسید. (در حالى که سنگ‌باران می‌شد و یارانش شکنجه می‌شدند؛ حالا در اواخر عمر و در میان این همه یار بترسد!)

7. در آیه، پیامى است که به لحاظ اهمیت، با همه پیام‌های دوران نبوّت و رسالت برابر است که اگر این پیام به مردم نرسد، گویا همه‏ پیام‌ها محو می‌شود.
8. محتواى پیام، باید مسئله‌ای اساسى باشد، وگرنه در مسائل جزئى و فردى، این همه تهدید و دلدارى لازم نیست.

9. پیام آیه، مربوط به توحید و نبوّت و معاد نیست، چون این اصول، در روزهاى اوّل بعثت در مکه بیان شده و نیازى به این همه سفارش در اواخر عمر آن حضرت ندارد.

10. پیام آیه، مربوط به نماز، روزه، حج، زکات، خمس و جهاد هم نیست، چون این‌ها در طول 23 سال دعوت پیامبر بیان شده و مردم نیز به آن عمل کرده‌اند و هراسى در کار نبوده است.

پس محتواى این پیام مهم که در اواخر عمر شریف پیامبر صلی‌الله علیه و آله نازل شده چیست؟

روایات بسیارى از شیعه و سنّى، ما را از تحیّر نجات داده و راه را نشان می‌دهد. روایات می‌گوید: آیه مربوط به هجدهم ذی‌حجه سال دهم هجرى در سفر حجه‌الوداع پیامبر اسلام است که آن حضرت در بازگشت به سوى مدینه در مکانى به نام «غدیر خم» به امر الهى فرمان توقّف داد و همه در این منطقه جمع شدند. مکانى که هم آب و درخت داشت و در گرماى حجاز، کارساز بود و هم محل جدا شدن کاروان‌های زائران مکه بود و اهل یمن، عراق، شام، مدینه و حبشه از هم جدا می‌شدند. [6]

«عیاشى» در تفسیر خود ـ با واسطه‌هایی ـ از ابن عباس و جابر بن عبدالله، روایت کرده است که: خداوند پیامبر را مأمور کرده بود که على را به خلافت نصب کند؛ لکن بیم داشت که بگویند: پسرعموی خود را برگزیده و او را مورد انتقاد قرار دهند. [7]

2- ولایت؛ راز مأیوس شدن کفار

طبق بیان «علامه طباطبایی» روشن است که تمامیت یأس کفار حتماً باید به خاطر عامل و علتى بوده باشد که عقل و اعتبار صحیح آن را تنها عامل ناامیدى کفار بداند و آن این است که خداى سبحان براى این دین کسى را نصب کند که قائم مقام رسول خدا صلی‌الله علیه و آله باشد و در حفظ دین و تدبیر امر آن و ارشاد امت متدین کار خود آن جناب را انجام دهد، به نحوى که خلأى براى آرزوى شوم کفار باقى نماند و کفار براى همیشه از ضربه زدن به اسلام مأیوس شوند.

آرى ما دام که امر دین قائم به شخص معینى باشد، دشمنان آن می‌توانند این آرزو را در سر بپرورانند که با از بین رفتن آن شخص دین هم از بین برود، ولى وقتى قیام به حاملى شخصى، مبدل به قیام به حاملى نوعى شد، آن دین به حد کمال می‌رسد و از حالت حدوث به حالت بقاء متحول گشته، نعمت این دین تمام می‌شود.[8] از این‌رو این آیه را بر پیامبر صلی‌الله علیه و آله نازل فرمود و در روز غدیر خم، على علیه‌السلام را بر رهبرى مسلمانان منصوب کرد.

امام باقر علیه‌السلام فرمودند:

«بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَهِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَهِ فَأَخَذَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَکُوا هَذِهِ یَعْنِی الْوَلَایَهَ؛ اسلام بر پنج چیز استوار است: بر نماز، زکات، روزه، حج و ولایت اهل‌بیت و چیزى به اندازه‏ ولایت مورد توجّه نبود، امّا مردم چهارتاى آن را پذیرفتند و ولایت را ترک کردند.[9]

نتیجه:

قرائن موجود در آیه 67 و 3 سوره مائده و روایاتی که در این میان وجود

دارد، همه نشان می‌دهد که مراد از پیامی که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله

مأمور به ابلاغ آن بوده، ولایت امیر مؤمنان علی علیه‌السلام بوده است.

پی نوشت ها:

[1]. سوره مائده، آیه 3.

[2]. ر. ک: رضا، محمد رشید، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر به تفسیر المنار، ج 4، ص 464 – 466.

[3]. قمى مشهدى، محمد بن محمدرضا،  تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب‏، ج 4، ص 193.

[4]. سیوطى، عبدالرحمن بن ابى ‏بکر، الدر المنثور فى التفسیر بالماثور، ج 2، ص 298.

[5]. همان.

[6]. ر. ک: قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج ‏3، ص 127-130.

[7]. عياشى، محمد بن مسعود، التفسير(تفسير العياشي)، محقق: رسولى، هاشم‏، تهران، مكتبة العلمية الاسلامية،1380 ه.ق، چاپ اول، ج 1، ص 331؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ج 7، ص 117.

[8]. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: موسوی همدانی، ج 5، ص 284.

[9]. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج 2، ص 18.

غدیر در تفسیر فریقین آیه اکمال
با توجه به قرائن قرآنی و روایی، منظور از«الیوم»در آیه۳ سوره مائده،روز غدیر خم است؛ روزی که پیامبر اکرم(ص) امیرالمؤمنین علی(ع)را به‌عنوان جانشین خود معرفی کرد.

پرسش:

با توجه به تفاسیر شیعه و سنی از آیه اکمال دین چگونه بر غدیر و اثبات ولایت امام علی استفاده می‌شود؟

پاسخ:
خداوند متعال در آیه 3 سوره مائده می‌فرماید: ﴿الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً ﴾؛  امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند بنابراین، از آن‌ها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.

درباره کلمه «الیوم» در میان مفسران سخنان بسیاری گفته شده است، ولى آن چه جاى شک و شبهه نیست این است که چنین روزى باید روز بسیار مهمى در تاریخ زندگى پیامبر صلی‌الله علیه و آله و مسلمانان باشد، نه یک روز ساده و عادى و معمولى، زیرا این همه اهمیت براى یک روز عادى معنى ندارد.

مفسّران شیعه همگی اتفاق نظر دارند که این قسمت از آیه شریفه در روز عید غدیر خم و در شأن ولایت امیر مؤمنان علی علیه‌السلام نازل شده است؛ اما مشهور مفسّران اهل سنّت علیرغم احادیثی که درباره نزول این آیه در شأن ولایت امیر مؤمنان علیه‌السلام در کتبشان موجود است، معتقدند این آیه در روز عرفه نازل شده و با ولایت امیر مؤمنان علیه‌السلام ارتباطی ندارد.

1- آیه اکمال دین

در آثار قرآن پژوهان شیعی و سنّی، درباره تفسیر «آیه إکمال» خطوط کلی و نقاط مشترکی را می‌توان یافت که در درک درست معنای آیه مؤثر می‌باشند و عبارت‌اند از:

1. سوره مائده به اجماع فریقین، سوره مدنی است و از آخرین سوره‌های قرآن است، الاّ عبارت ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ﴾؛ که در حجه‌الوداع نازل شده است.[1]

2. فقره ﴿الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً﴾؛ از بقیه اجزای آیه که درباره حکم خوردنی هاست، جدا هست و به ماقبل و ما بعد خود ارتباطی ندارد، به همین دلیل همیشه فریقین این فقره را جداگانه بحث کرده‌اند.
3. از نظر فریقین، هر دو لفظ «الیوم» در آیه اکمال که یکی از ناامیدی کفار در آن روز خبر می‌دهد و دیگری از اکمال دین و اتمام نعمت و خشنودی خداوند از آیین اسلام سخن می‌گوید، به یک روز مشخص یا دوره‌ای از زمان دلالت دارد و تفکیکی در آن‌ها نیست، از این‌رو مفسّران از صحابه، تابعین و جملگی سلف و خلف تا به امروز همگی دو جمله‌ای که با «الیوم» آغاز شده است را متصل به هم گرفته و یکی را متمم دیگری دانسته‌اند.

4. در تمام روایات شیعی و سنّی که به علت نزول آیه تصریح شده، اعم از روایاتی که بر نزول آیه در عرفه یا غدیر دلالت دارد، علّت نزول آیه، ولایت امام علی علیه‌السلام ذکر شده است. تنها در یک روایت از ابن عباس قولی دیگر افزون بر آن علّت، نقل شده است که مخالف با قول دیگر نقل شده از اوست که علت نزول آیه را ولایت امام علی علیه‌السلام می‌داند.[2]

پس در این که این قسمت از آیه در حجه‌الوداع نازل شده است، شک و شبهه‌ای نیست، ولی اختلاف بر سر این است که آیا کلمه «الیوم» به روز خاصی چون عرفه یا غدیر خم اشاره دارد یا اشاره به دوره خاصی است؟ و ثانیاً مراد از مأیوس شدن کفّار از دین مسلمانان و اکمال دین و اتمام نعمت در این آیه چیست؟

2- بیان و استدلال تفسیری

«علامه طباطبایی» تک‌تک این احتمالات را بیان کرده و مورد بررسی قرار داده‌اند. ایشان ابتدا به تحلیل معنای «دوره خاص» بودن «الیوم» پرداخته و می‌گویند:
1. اگر مراد از کلمه «یوم» دوره‌ای باشد که اسلام با بعثت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و دعوت آن جناب ظاهر شد، درست نیست، زیرا مسلمانان قبل از بعثت دینی نداشتند که به خاطر ناقص بودنش کفار طمع بسته باشند که دین آنان را باطل ساخته یا در آن دخل و تصرفى بکنند.
2. اگر مراد از کلمه «یوم» دوره بعد از فتح مکه است، این احتمال نیز درست نیست زیرا آیه شریفه دلالت به اکمال دین دارد و ما می‌دانیم که بعد از فتح مکه دین خدا کامل و نعمتش تمام نشده بود، چون فتح مکه در سال هشتم هجرت اتفاق افتاد و بسیارى از واجبات دینى اسلام بعد از این سال نازل شد و بسیارى از حلال‌ها و حرام‌ها بین فتح مکه و بین درگذشت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله تشریع گردید. علاوه بر این که جمله: ﴿الَّذِینَ کَفَرُوا﴾؛ انحصارى به مشرکین عرب ندارد، بلکه می‌فرماید به‌ طور کلى کفار دنیا از دین مسلمانان مأیوس شدند.

 3. اگر مراد از کلمه «یوم» دوره بعد از آیات سوره برائت است که اسلام تقریباً بر شبه جزیره عرب گسترش یافته، آثار شرک و سنن جاهلیت از بین رفته، زمانى که دیگر مسلمانان در معابد و معاهد دین و از آن جمله در مناسک حج احدى از مشرکین را نمی‌دیدند که مراسم شرک را انجام دهد؛ این احتمال هم به هیچ وجه قابل قبول نیست زیرا مشرکین عرب هر چند که بعد از نزول سوره برائت و برچیده شدن بساط شرک از دین مسلمانان مأیوس شدند و رسوم جاهلیت محو شد، الا این ‌که دین اسلام هنوز کامل نشده بود، چون فرایض و احکامى بعد از سوره برائت نازل شد، از آن جمله فرایض و احکامى است که در سوره مائده آمد و مفسرین اتفاق دارند بر این که سوره مائده در اواخر عمر رسول خدا صلی‌الله علیه و آله نازل شده و همه می‌دانیم که بسیارى از احکام حلال و حرام و حدود و قصاص در این سوره است.[3]

 پس با نادرست بودن این سه احتمال که کلمه «یوم» به معناى دوره و ایام باشد، به ناچار باید بگوییم مراد از این کلمه یک روز معینى است، روزى است که خود این آیه در آن روز نازل شده است. در این صورت دو احتمال قوی در بین شیعه و اهل سنّت وجود دارد: عرفه و غدیر خم.

 «علامه طباطبایی» به بررسی این دو احتمال نیز پرداخته می‌گوید:
الف) اگر مراد از این روز معین، روز عرفه در حجه‌الوداع باشد که بسیارى از مفسرین این را گفته‌اند و بعضى از روایات هم بر طبق آن وارد شده، در این صورت می‌پرسیم معناى مأیوس شدن کفار از دین مسلمانان در آن روز معین چیست؟ آیا معنایش این است که مشرکین قریش از این که بار دیگر زورشان برسد که دین اسلام را از بین ببرند مأیوس شدند که بسیار احتمال بی‌پایه‌ای است، براى این که مشرکین عرب دو سال قبل یعنى در فتح مکه مأیوس شدند که سال هشتم هجرت بود، نه در روز عرفه از حجه‌الوداع که سال دهم از هجرت بوده؛ و یا منظور این است که همه کفار از دین مسلمانان مأیوس شدند هم مشرکین و هم یهود و هم نصارا و هم مجوس و هم سایرین، در حالی که ما می‌دانیم یهود و نصارا در آن روز از غلبه بر مسلمین مأیوس نشده بودند و قوت و شوکت اسلام از چهار دیوارى جزیره العرب آن روز تجاوز نکرده بود.

 و از جهتى دیگر باید درباره این روز یعنى روز عرفه دقت و تأمل کنیم، ببینیم چه رابطه‌ای بین روز عرفه یعنى روز نهم ماه ذی‌الحجه سال دهم هجرت با جمله: ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی﴾؛  که در آیه مورد بحث قرار گرفته برقرار است. چه بسا ممکن است کسى بگوید: رابطه این بوده که در آن روز امور حج به حد کمال رسید، چون رسول خدا صلی‌الله علیه و آله به نفس شریف خود در آن مراسم شرکت کرده بود و تک، تک احکام حج را هم می‌گفت و هم خودش پیاده می‌کرد.
اما متأسفانه این احتمال را هم نمی‌توان پذیرفت زیرا چگونه اکمال حج، اکمال دین محسوب می‌شود، ولی تعلیم نماز و روزه و حج و زکات و جهاد و سایر معارف را که قبلاً تشریع شده بود تکمیل دین ندانیم؟ از این هم که بگذریم این احتمال باعث می‌شود که رابطه فقره اول یعنى جمله: ﴿الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ﴾؛ با فقره دوم یعنى جمله: ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ﴾؛ قطع بشود، چه رابطه‌ای تصور می‌شود که میان تعلیم حج تمتع براى مسلمانان و میان مأیوس شدن کفار از دین مسلمین بوده باشد؟
و چه بسا ممکن است کسى دیگر بگوید: مراد این آیه این است که در این روز یعنى روز نزول سوره مائده با نازل شدن بقیه حلال و حرام‌ها، دین تکمیل شد، چون بعد از آن روز دیگر حلال و حرامى نازل نشد و مراد از اکمال دین این است که یأس بر دل‌های کفار مسلط گشته، آثار این نومیدى و یأس بر چهره ‏هاشان نمودار گشت.

جواب: اولاً: باید ببینیم بسته شدن باب تشریع، چه زمانى بوده، آیا روز نزول سوره مائده که سوره مورد بحث ما است و به پایان رسیدن روز عرفه سال نهم بوده؟ که روایات بسیارى وارد شده بر این که احکام و واجباتى بعد از آن روز نازل شد و آن قدر این روایات بسیار است که نمی‌توان آن‌ها را بی‌ارزش شمرد. در این مورد می‌توان به روایاتی که در تفسیر آیه کلاله (در آخر سوره نساء) و آیات ربا آمده مراجعه کرد.

 ثانیاً: بنابراین احتمال، منظور از جمله: ﴿الَّذِینَ کَفَرُوا﴾؛  چه کسانى خواهند بود؟ اگر منظور کفار عرب باشند که در آن روز اثرى از آن‌ها نمانده بود تا درباره آنان صحبت شود و گفته شود این‌ها دیگر مأیوس شدند، چون اسلام در سال نهم هجرت بساط شرک را از میان عرب برچیده بود، کسى در آن میان نبود که به غیر اسلام تظاهرى بکند؛ و اگر منظور از این جمله کفار غیر عرب از سایر امت‌ها و نژادهاى غیر عرب باشد که همان‌طور که گذشت آن‌ها از پیروز شدن بر اسلام مأیوس نشده بودند.

و احتمال‌های دیگری که نیاز به بیان آن‌ها نیست زیرا با استدلال‌های بیان شده، بطلان آن‌ها نیز روشن خواهد بود.[4]

ب) اگر مراد از کلمه «یوم» روز غدیر خم باشد، هیچ کدام از اشکالات فوق وارد نمی‌شود زیرا کفّار بعد از نومیدى و نرسیدن شان، به اهداف شومى که داشتند آخرین امیدى که به زوال دین و موت دعوت حقه آن بستند این بود که به زودى داعى به این دعوت و قائم به امر آن یعنى رسول خدا صلی‌الله علیه و آله از دنیا می‌رود و فرزند ذکورى هم که اهدافش را تعقیب کند ندارد و منشأ این امیدواری شان این بود که آن‌ها می‌پنداشتند دعوت دینى هم یک قسم سلطنت و پادشاهى است که در لباس نبوت و دعوت و رسالت عرضه شده است، پس اگر او بمیرد یا کشته شود اثرش منقطع و یادش و نامش از دل‌ها می‌رود، همان‌طور که وضع همه سلاطین و جباران چنین بوده است و یک پادشاه یا امپراطور هر قدر هم که در نیرومندى و دیکتاتورى و سوار شدن بر گرده مردم به نهایت درجه می‌رسید، به محض این که می‌مرد، یادش هم از دل‌ها می‌رفت و قوانین و سنت‌هایش با خود او دفن می‌شد.

آرى مادام که امر دین قائم به شخص معینى باشد، دشمنان آن می‌توانند این آرزو را در سر بپرورانند که با از بین رفتن آن شخص، دین هم از بین برود، ولى وقتى قیام به حاملى شخصى، مبدل به قیام به حاملى نوعى شد، آن دین به حد کمال می‌رسد و از حالت حدوث به حالت بقاء متحول گشته، نعمت این دین تمام می‌شود.

و این وجه خود مؤید روایاتى است که می‌گوید آیه شریفه مورد بحث در روز غدیر خم در مورد ولایت على علیه‌السلام نازل شد، یعنى روز هیجدهم ذی‌الحجه سال دهم هجرت و بنابراین دو فقره آیه به روشن‌ترین ارتباط مرتبط می‌شوند و هیچ یک از اشکالات گذشته هم وارد و متوجه نمی‌شود.[5]

3- مستندات روایی

در روایات فراوانى که از طرق معروف اهل تسنن و شیعه نقل شده صریحاً این مطلب آمده است که آیه شریفه فوق در روز غدیر خم و به دنبال ابلاغ ولایت على علیه‌السلام نازل گردید، «تفسیر نمونه» مواردی از این روایات را چنین فهرست می‌کند:

 1. دانشمند معروف سنى «ابن جریر طبرى» در کتاب «ولایت» از «زید بن ارقم» صحابى معروف نقل می‌کند که این آیه در روز غدیر خم درباره على علیه‌السلام نازل گردید.

 2.«حافظ ابو نعیم اصفهانى» در کتاب «ما نزل من القرآن فى على علیه‌السلام» از ابوسعید خدرى (صحابى معروف) نقل کرده که پیامبر صلی‌الله علیه و آله در غدیر خم، على علیه‌السلام را به عنوان ولایت به مردم معرفى کرد و مردم متفرق نشده بودند تا این که آیه ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ...﴾؛ نازل شد، در این موقع پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: «اللَّه اکبر على اکمال الدین و اتمام النعمه و رضى الرب برسالتى و بالولایه لعلىّ من بعدى، ثم قال من کنت مولاه فعلىّ مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله»؛ الله‌اکبر بر تکمیل دین و اتمام نعمت پروردگار و خشنودى خداوند از رسالت من و ولایت على علیه‌السلام بعد از من، سپس فرمود: هر کس من مولاى اویم على علیه‌السلام مولاى او است، خداوندا! آن کس که او را دوست بدارد دوست بدار و آن کس که او را دشمن دارد، دشمن بدار، هر کس او را یارى کند یارى کن و هر کس دست از یاری‌اش بر دارد دست از او بردار.

 3. «خطیب بغدادى» در تاریخ خود از ابوهریره از پیامبر صلی‌الله علیه و آله چنین نقل کرده که بعد از جریان غدیر خم و پیمان ولایت على علیه‌السلام و گفتار عمر بن خطاب «بخ بخ یا بن ابی‌طالب اصبحت مولاى و مولا کل مسلم»؛ (مبارک باد مبارک باد ای فرزند ابوطالب، تو مولای من و مولای هر مسلمانی شدی) آیه ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ﴾؛ نازل گردید.[6]

«علامه امینی» تک‌تک رجال سند این حدیث را بر اساس معیارهای اهل سنت در کتاب‌های معروف رجالی آنان بررسی کرده و توثیق دانشمندان رجالی آنان را در این باره آورده است.[7]

 مؤلف «تفسیر نمونه» می آورد: در کتاب نفیس «الغدیر» علاوه بر روایات سه‌گانه فوق، سیزده روایت دیگر نیز در این زمینه نقل شده است.

در کتاب «احقاق الحق» از جلد دوم تفسیر «ابن کثیر» صفحه 14 و از «مقتل خوارزمى» صفحه 47 نزول این آیه را درباره داستان غدیر از پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله نقل کرده است.

در تفسیر «برهان» و «نور الثقلین» نیز ده روایت از طرق مختلف نقل شده که این آیه درباره على علیه‌السلام یا روز غدیر خم نازل گردیده است.
«مرحوم علامه سید شرف‌الدین» در کتاب «المراجعات» چنین می‌گوید که نزول این آیه در روز غدیر در روایات صحیحى که از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده ذکر گردیده و اهل سنت، شش حدیث با اسناد مختلف از پیامبر صلی‌الله علیه و آله در این زمینه نقل کرده‌اند که صراحت در نزول آیه در این جریان دارد.

از آن چه در بالا گفتیم روشن می‌شود که اخبارى که نزول آیه فوق را در جریان غدیر بیان کرده در ردیف خبر واحد نیست که بتوان با تضعیف بعضى اسناد آن، آن‌ها را نادیده گرفت، بلکه اخبارى است که اگر متواتر نباشد لااقل مستفیض است و در منابع معروف اسلامى نقل شده، اگر چه بعضى از دانشمندان متعصب اهل تسنن، مانند «آلوسى» در تفسیر «روح المعانى» تنها با تضعیف سند یکى از این اخبار کوشیده‌اند بقیه را به دست فراموشى بسپارند و چون روایت را برخلاف مذاق خویش دیده‌اند مجعول و نادرست قلمداد کنند و یا مانند نویسنده «تفسیر المنار» با تفسیر ساده‌ای از آیه گذشته، بدون این که کمترین اشاره‌ای به این روایات کند، شاید خود را در بن ‏بست دیده که اگر بخواهد روایات را ذکر کرده و تضعیف کند برخلاف انصاف است و اگر بخواهد قبول کند برخلاف مذاق او است.[8]

نکته:
شاید بتوان بین دو دسته روایتی که درباره زمان و مکان نزول آیه اکمال است (نزول در عرفه، نزول در غدیر) جمع کرد تا تهافت بین آن‌ها از بین برود. از جمله وجوه جمع این است که بگوییم: آیه اکمال دو بار نازل شده است، یک ‌بار در عرفه و بار دیگر در غدیر و هر دو مربوط به اعلان ولایت امام علی علیه‌السلام است. شاهد بر این وجه جمع، حدیثی است که «ابن طاووس» از «احمد بن محد الطبری» ـ معروف به خلیلی ـ نقل کرده است.[9]

نتیجه:

همه قرائن درون آیه و بیرون آیه، از قرآن کریم و روایاتی که در منابع شیعی و اهل سنّت وجود دارد حکایت می‌کند که مراد از کلمه «الیوم» در آیه 3 سوره مائده، روز غدیر خم است که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله امیر مؤمنان علی علیه‌السلام را به عنوان جانشین خود اعلان کردند.

پی نوشت ها:

[1]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ج3، ص 231.

[2]. ر. ک: نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت از دیدگاه فریقین، ص 179-181.
 

[3]. ر. ک: طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 168 تا 170.

[4]. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج5، ص 170 تا 174.

[5]. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج5، ص 174 تا 178.

[6]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 4، ص 266-267.

[7]. نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت از دیدگاه فریقین، ص 208.

[8]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 4، ص 267-268.

[9]. نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت از دیدگاه فریقین، ص 188.