۱۴۰۵/۰۳/۱۳ ۱۴:۰۰ شناسه مطلب: 101597
پرسش:
با توجه به تفاسیر شیعه و سنی از آیه اکمال دین چگونه بر غدیر و اثبات ولایت امام علی استفاده میشود؟
پاسخ:
خداوند متعال در آیه 3 سوره مائده میفرماید: ﴿الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً ﴾؛ امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند بنابراین، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.
درباره کلمه «الیوم» در میان مفسران سخنان بسیاری گفته شده است، ولى آن چه جاى شک و شبهه نیست این است که چنین روزى باید روز بسیار مهمى در تاریخ زندگى پیامبر صلیالله علیه و آله و مسلمانان باشد، نه یک روز ساده و عادى و معمولى، زیرا این همه اهمیت براى یک روز عادى معنى ندارد.
مفسّران شیعه همگی اتفاق نظر دارند که این قسمت از آیه شریفه در روز عید غدیر خم و در شأن ولایت امیر مؤمنان علی علیهالسلام نازل شده است؛ اما مشهور مفسّران اهل سنّت علیرغم احادیثی که درباره نزول این آیه در شأن ولایت امیر مؤمنان علیهالسلام در کتبشان موجود است، معتقدند این آیه در روز عرفه نازل شده و با ولایت امیر مؤمنان علیهالسلام ارتباطی ندارد.
1- آیه اکمال دین
در آثار قرآن پژوهان شیعی و سنّی، درباره تفسیر «آیه إکمال» خطوط کلی و نقاط مشترکی را میتوان یافت که در درک درست معنای آیه مؤثر میباشند و عبارتاند از:
1. سوره مائده به اجماع فریقین، سوره مدنی است و از آخرین سورههای قرآن است، الاّ عبارت ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ﴾؛ که در حجهالوداع نازل شده است.[1]
2. فقره ﴿الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً﴾؛ از بقیه اجزای آیه که درباره حکم خوردنی هاست، جدا هست و به ماقبل و ما بعد خود ارتباطی ندارد، به همین دلیل همیشه فریقین این فقره را جداگانه بحث کردهاند.
3. از نظر فریقین، هر دو لفظ «الیوم» در آیه اکمال که یکی از ناامیدی کفار در آن روز خبر میدهد و دیگری از اکمال دین و اتمام نعمت و خشنودی خداوند از آیین اسلام سخن میگوید، به یک روز مشخص یا دورهای از زمان دلالت دارد و تفکیکی در آنها نیست، از اینرو مفسّران از صحابه، تابعین و جملگی سلف و خلف تا به امروز همگی دو جملهای که با «الیوم» آغاز شده است را متصل به هم گرفته و یکی را متمم دیگری دانستهاند.
4. در تمام روایات شیعی و سنّی که به علت نزول آیه تصریح شده، اعم از روایاتی که بر نزول آیه در عرفه یا غدیر دلالت دارد، علّت نزول آیه، ولایت امام علی علیهالسلام ذکر شده است. تنها در یک روایت از ابن عباس قولی دیگر افزون بر آن علّت، نقل شده است که مخالف با قول دیگر نقل شده از اوست که علت نزول آیه را ولایت امام علی علیهالسلام میداند.[2]
پس در این که این قسمت از آیه در حجهالوداع نازل شده است، شک و شبههای نیست، ولی اختلاف بر سر این است که آیا کلمه «الیوم» به روز خاصی چون عرفه یا غدیر خم اشاره دارد یا اشاره به دوره خاصی است؟ و ثانیاً مراد از مأیوس شدن کفّار از دین مسلمانان و اکمال دین و اتمام نعمت در این آیه چیست؟
«علامه طباطبایی» تکتک این احتمالات را بیان کرده و مورد بررسی قرار دادهاند. ایشان ابتدا به تحلیل معنای «دوره خاص» بودن «الیوم» پرداخته و میگویند:
1. اگر مراد از کلمه «یوم» دورهای باشد که اسلام با بعثت رسول خدا صلیالله علیه و آله و دعوت آن جناب ظاهر شد، درست نیست، زیرا مسلمانان قبل از بعثت دینی نداشتند که به خاطر ناقص بودنش کفار طمع بسته باشند که دین آنان را باطل ساخته یا در آن دخل و تصرفى بکنند.
2. اگر مراد از کلمه «یوم» دوره بعد از فتح مکه است، این احتمال نیز درست نیست زیرا آیه شریفه دلالت به اکمال دین دارد و ما میدانیم که بعد از فتح مکه دین خدا کامل و نعمتش تمام نشده بود، چون فتح مکه در سال هشتم هجرت اتفاق افتاد و بسیارى از واجبات دینى اسلام بعد از این سال نازل شد و بسیارى از حلالها و حرامها بین فتح مکه و بین درگذشت رسول خدا صلیالله علیه و آله تشریع گردید. علاوه بر این که جمله: ﴿الَّذِینَ کَفَرُوا﴾؛ انحصارى به مشرکین عرب ندارد، بلکه میفرماید به طور کلى کفار دنیا از دین مسلمانان مأیوس شدند.
3. اگر مراد از کلمه «یوم» دوره بعد از آیات سوره برائت است که اسلام تقریباً بر شبه جزیره عرب گسترش یافته، آثار شرک و سنن جاهلیت از بین رفته، زمانى که دیگر مسلمانان در معابد و معاهد دین و از آن جمله در مناسک حج احدى از مشرکین را نمیدیدند که مراسم شرک را انجام دهد؛ این احتمال هم به هیچ وجه قابل قبول نیست زیرا مشرکین عرب هر چند که بعد از نزول سوره برائت و برچیده شدن بساط شرک از دین مسلمانان مأیوس شدند و رسوم جاهلیت محو شد، الا این که دین اسلام هنوز کامل نشده بود، چون فرایض و احکامى بعد از سوره برائت نازل شد، از آن جمله فرایض و احکامى است که در سوره مائده آمد و مفسرین اتفاق دارند بر این که سوره مائده در اواخر عمر رسول خدا صلیالله علیه و آله نازل شده و همه میدانیم که بسیارى از احکام حلال و حرام و حدود و قصاص در این سوره است.[3]
پس با نادرست بودن این سه احتمال که کلمه «یوم» به معناى دوره و ایام باشد، به ناچار باید بگوییم مراد از این کلمه یک روز معینى است، روزى است که خود این آیه در آن روز نازل شده است. در این صورت دو احتمال قوی در بین شیعه و اهل سنّت وجود دارد: عرفه و غدیر خم.
«علامه طباطبایی» به بررسی این دو احتمال نیز پرداخته میگوید:
الف) اگر مراد از این روز معین، روز عرفه در حجهالوداع باشد که بسیارى از مفسرین این را گفتهاند و بعضى از روایات هم بر طبق آن وارد شده، در این صورت میپرسیم معناى مأیوس شدن کفار از دین مسلمانان در آن روز معین چیست؟ آیا معنایش این است که مشرکین قریش از این که بار دیگر زورشان برسد که دین اسلام را از بین ببرند مأیوس شدند که بسیار احتمال بیپایهای است، براى این که مشرکین عرب دو سال قبل یعنى در فتح مکه مأیوس شدند که سال هشتم هجرت بود، نه در روز عرفه از حجهالوداع که سال دهم از هجرت بوده؛ و یا منظور این است که همه کفار از دین مسلمانان مأیوس شدند هم مشرکین و هم یهود و هم نصارا و هم مجوس و هم سایرین، در حالی که ما میدانیم یهود و نصارا در آن روز از غلبه بر مسلمین مأیوس نشده بودند و قوت و شوکت اسلام از چهار دیوارى جزیره العرب آن روز تجاوز نکرده بود.
و از جهتى دیگر باید درباره این روز یعنى روز عرفه دقت و تأمل کنیم، ببینیم چه رابطهای بین روز عرفه یعنى روز نهم ماه ذیالحجه سال دهم هجرت با جمله: ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی﴾؛ که در آیه مورد بحث قرار گرفته برقرار است. چه بسا ممکن است کسى بگوید: رابطه این بوده که در آن روز امور حج به حد کمال رسید، چون رسول خدا صلیالله علیه و آله به نفس شریف خود در آن مراسم شرکت کرده بود و تک، تک احکام حج را هم میگفت و هم خودش پیاده میکرد.
اما متأسفانه این احتمال را هم نمیتوان پذیرفت زیرا چگونه اکمال حج، اکمال دین محسوب میشود، ولی تعلیم نماز و روزه و حج و زکات و جهاد و سایر معارف را که قبلاً تشریع شده بود تکمیل دین ندانیم؟ از این هم که بگذریم این احتمال باعث میشود که رابطه فقره اول یعنى جمله: ﴿الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ﴾؛ با فقره دوم یعنى جمله: ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ﴾؛ قطع بشود، چه رابطهای تصور میشود که میان تعلیم حج تمتع براى مسلمانان و میان مأیوس شدن کفار از دین مسلمین بوده باشد؟
و چه بسا ممکن است کسى دیگر بگوید: مراد این آیه این است که در این روز یعنى روز نزول سوره مائده با نازل شدن بقیه حلال و حرامها، دین تکمیل شد، چون بعد از آن روز دیگر حلال و حرامى نازل نشد و مراد از اکمال دین این است که یأس بر دلهای کفار مسلط گشته، آثار این نومیدى و یأس بر چهره هاشان نمودار گشت.
جواب: اولاً: باید ببینیم بسته شدن باب تشریع، چه زمانى بوده، آیا روز نزول سوره مائده که سوره مورد بحث ما است و به پایان رسیدن روز عرفه سال نهم بوده؟ که روایات بسیارى وارد شده بر این که احکام و واجباتى بعد از آن روز نازل شد و آن قدر این روایات بسیار است که نمیتوان آنها را بیارزش شمرد. در این مورد میتوان به روایاتی که در تفسیر آیه کلاله (در آخر سوره نساء) و آیات ربا آمده مراجعه کرد.
ثانیاً: بنابراین احتمال، منظور از جمله: ﴿الَّذِینَ کَفَرُوا﴾؛ چه کسانى خواهند بود؟ اگر منظور کفار عرب باشند که در آن روز اثرى از آنها نمانده بود تا درباره آنان صحبت شود و گفته شود اینها دیگر مأیوس شدند، چون اسلام در سال نهم هجرت بساط شرک را از میان عرب برچیده بود، کسى در آن میان نبود که به غیر اسلام تظاهرى بکند؛ و اگر منظور از این جمله کفار غیر عرب از سایر امتها و نژادهاى غیر عرب باشد که همانطور که گذشت آنها از پیروز شدن بر اسلام مأیوس نشده بودند.
و احتمالهای دیگری که نیاز به بیان آنها نیست زیرا با استدلالهای بیان شده، بطلان آنها نیز روشن خواهد بود.[4]
ب) اگر مراد از کلمه «یوم» روز غدیر خم باشد، هیچ کدام از اشکالات فوق وارد نمیشود زیرا کفّار بعد از نومیدى و نرسیدن شان، به اهداف شومى که داشتند آخرین امیدى که به زوال دین و موت دعوت حقه آن بستند این بود که به زودى داعى به این دعوت و قائم به امر آن یعنى رسول خدا صلیالله علیه و آله از دنیا میرود و فرزند ذکورى هم که اهدافش را تعقیب کند ندارد و منشأ این امیدواری شان این بود که آنها میپنداشتند دعوت دینى هم یک قسم سلطنت و پادشاهى است که در لباس نبوت و دعوت و رسالت عرضه شده است، پس اگر او بمیرد یا کشته شود اثرش منقطع و یادش و نامش از دلها میرود، همانطور که وضع همه سلاطین و جباران چنین بوده است و یک پادشاه یا امپراطور هر قدر هم که در نیرومندى و دیکتاتورى و سوار شدن بر گرده مردم به نهایت درجه میرسید، به محض این که میمرد، یادش هم از دلها میرفت و قوانین و سنتهایش با خود او دفن میشد.
آرى مادام که امر دین قائم به شخص معینى باشد، دشمنان آن میتوانند این آرزو را در سر بپرورانند که با از بین رفتن آن شخص، دین هم از بین برود، ولى وقتى قیام به حاملى شخصى، مبدل به قیام به حاملى نوعى شد، آن دین به حد کمال میرسد و از حالت حدوث به حالت بقاء متحول گشته، نعمت این دین تمام میشود.
و این وجه خود مؤید روایاتى است که میگوید آیه شریفه مورد بحث در روز غدیر خم در مورد ولایت على علیهالسلام نازل شد، یعنى روز هیجدهم ذیالحجه سال دهم هجرت و بنابراین دو فقره آیه به روشنترین ارتباط مرتبط میشوند و هیچ یک از اشکالات گذشته هم وارد و متوجه نمیشود.[5]
3- مستندات روایی
در روایات فراوانى که از طرق معروف اهل تسنن و شیعه نقل شده صریحاً این مطلب آمده است که آیه شریفه فوق در روز غدیر خم و به دنبال ابلاغ ولایت على علیهالسلام نازل گردید، «تفسیر نمونه» مواردی از این روایات را چنین فهرست میکند:
1. دانشمند معروف سنى «ابن جریر طبرى» در کتاب «ولایت» از «زید بن ارقم» صحابى معروف نقل میکند که این آیه در روز غدیر خم درباره على علیهالسلام نازل گردید.
2.«حافظ ابو نعیم اصفهانى» در کتاب «ما نزل من القرآن فى على علیهالسلام» از ابوسعید خدرى (صحابى معروف) نقل کرده که پیامبر صلیالله علیه و آله در غدیر خم، على علیهالسلام را به عنوان ولایت به مردم معرفى کرد و مردم متفرق نشده بودند تا این که آیه ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ...﴾؛ نازل شد، در این موقع پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: «اللَّه اکبر على اکمال الدین و اتمام النعمه و رضى الرب برسالتى و بالولایه لعلىّ من بعدى، ثم قال من کنت مولاه فعلىّ مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله»؛ اللهاکبر بر تکمیل دین و اتمام نعمت پروردگار و خشنودى خداوند از رسالت من و ولایت على علیهالسلام بعد از من، سپس فرمود: هر کس من مولاى اویم على علیهالسلام مولاى او است، خداوندا! آن کس که او را دوست بدارد دوست بدار و آن کس که او را دشمن دارد، دشمن بدار، هر کس او را یارى کند یارى کن و هر کس دست از یاریاش بر دارد دست از او بردار.
3. «خطیب بغدادى» در تاریخ خود از ابوهریره از پیامبر صلیالله علیه و آله چنین نقل کرده که بعد از جریان غدیر خم و پیمان ولایت على علیهالسلام و گفتار عمر بن خطاب «بخ بخ یا بن ابیطالب اصبحت مولاى و مولا کل مسلم»؛ (مبارک باد مبارک باد ای فرزند ابوطالب، تو مولای من و مولای هر مسلمانی شدی) آیه ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ﴾؛ نازل گردید.[6]
«علامه امینی» تکتک رجال سند این حدیث را بر اساس معیارهای اهل سنت در کتابهای معروف رجالی آنان بررسی کرده و توثیق دانشمندان رجالی آنان را در این باره آورده است.[7]
مؤلف «تفسیر نمونه» می آورد: در کتاب نفیس «الغدیر» علاوه بر روایات سهگانه فوق، سیزده روایت دیگر نیز در این زمینه نقل شده است.
در کتاب «احقاق الحق» از جلد دوم تفسیر «ابن کثیر» صفحه 14 و از «مقتل خوارزمى» صفحه 47 نزول این آیه را درباره داستان غدیر از پیغمبر اکرم صلیالله علیه و آله نقل کرده است.
در تفسیر «برهان» و «نور الثقلین» نیز ده روایت از طرق مختلف نقل شده که این آیه درباره على علیهالسلام یا روز غدیر خم نازل گردیده است.
«مرحوم علامه سید شرفالدین» در کتاب «المراجعات» چنین میگوید که نزول این آیه در روز غدیر در روایات صحیحى که از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده ذکر گردیده و اهل سنت، شش حدیث با اسناد مختلف از پیامبر صلیالله علیه و آله در این زمینه نقل کردهاند که صراحت در نزول آیه در این جریان دارد.
از آن چه در بالا گفتیم روشن میشود که اخبارى که نزول آیه فوق را در جریان غدیر بیان کرده در ردیف خبر واحد نیست که بتوان با تضعیف بعضى اسناد آن، آنها را نادیده گرفت، بلکه اخبارى است که اگر متواتر نباشد لااقل مستفیض است و در منابع معروف اسلامى نقل شده، اگر چه بعضى از دانشمندان متعصب اهل تسنن، مانند «آلوسى» در تفسیر «روح المعانى» تنها با تضعیف سند یکى از این اخبار کوشیدهاند بقیه را به دست فراموشى بسپارند و چون روایت را برخلاف مذاق خویش دیدهاند مجعول و نادرست قلمداد کنند و یا مانند نویسنده «تفسیر المنار» با تفسیر سادهای از آیه گذشته، بدون این که کمترین اشارهای به این روایات کند، شاید خود را در بن بست دیده که اگر بخواهد روایات را ذکر کرده و تضعیف کند برخلاف انصاف است و اگر بخواهد قبول کند برخلاف مذاق او است.[8]
نکته:
شاید بتوان بین دو دسته روایتی که درباره زمان و مکان نزول آیه اکمال است (نزول در عرفه، نزول در غدیر) جمع کرد تا تهافت بین آنها از بین برود. از جمله وجوه جمع این است که بگوییم: آیه اکمال دو بار نازل شده است، یک بار در عرفه و بار دیگر در غدیر و هر دو مربوط به اعلان ولایت امام علی علیهالسلام است. شاهد بر این وجه جمع، حدیثی است که «ابن طاووس» از «احمد بن محد الطبری» ـ معروف به خلیلی ـ نقل کرده است.[9]
نتیجه:
همه قرائن درون آیه و بیرون آیه، از قرآن کریم و روایاتی که در منابع شیعی و اهل سنّت وجود دارد حکایت میکند که مراد از کلمه «الیوم» در آیه 3 سوره مائده، روز غدیر خم است که پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله امیر مؤمنان علی علیهالسلام را به عنوان جانشین خود اعلان کردند.
پی نوشت ها:
[1]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، ج3، ص 231.
[2]. ر. ک: نجارزادگان، فتحالله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت از دیدگاه فریقین، ص 179-181.
[3]. ر. ک: طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 168 تا 170.
[4]. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج5، ص 170 تا 174.
[5]. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج5، ص 174 تا 178.
[6]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 4، ص 266-267.
[7]. نجارزادگان، فتحالله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت از دیدگاه فریقین، ص 208.
[8]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 4، ص 267-268.
[9]. نجارزادگان، فتحالله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت از دیدگاه فریقین، ص 188.






