آیه تبلیغ

ارتباط آیه ابلاغ با غدیر
مجموعه قرائن و روایات مرتبط با آیات ۳ و ۶۷ سوره مائده، به‌صراحت گویای آن است که پیام الهیِ ابلاغ‌شده توسط پیامبر(ص)، موضوع ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) بوده است.

پرسش:

آیه﴿ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ ... ﴾؛که در بین آیات مربوط به اهل کتاب است، چگونه بر غدیر و اثبات ولایت امام علی دلالت دارد؟ در خود آیه یا آیات قبل و بعد که چیزی در این باره گفته نشده؟

پاسخ:
خداوند متعال در آیه شریفه 67 سوره مائده می‌فرماید: ﴿ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ﴾؛ اى پیامبر آن چه را از سوى پروردگارت به تو نازل شده است اعلام کن و اگر چنین نکنى، رسالت الهى را نرسانده‌ای و (بدان که) خداوند تو را از (شرّ) مردم (و کسانى که تحمّل شنیدن این پیام مهم را ندارند) حفظ می‌کند. همانا خداوند گروه کافران را هدایت نمی‌کند (به مقصدشان نمی‌رساند).

این چه پیامی است که اگر پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله آن را به مردم ابلاغ نکند گویا رسالتش را انجام نداده است؟ یعنی چیزی است که معادل رسالت است. این چه پیامی است که انتظار می‌رود عکس‌العمل شدیدی از طرف مردم داشته باشد؟ این چه پیامی است که نهایتاً ارتباط با کفّار نیز دارد و خداوند متعال آن‌ها را در رسیدن به اهدافشان ناکام می‌گذارد؟ مگر کفّار بعد از این آیه دست از دشمنی با مسلمانان کشیدند؟ خیر، پس این کدام هدف و مقصد بود که کفار از رسیدن به آن مأیوس شدند: ﴿الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ، فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْن﴾؛ امروز، کسانى که کفر ورزیدند، از (زوال) دین شما ناامید شدند پس از آن‌ها نهراسید و (از مخالفت من) بهراسید.[1]

این آیه به دلایلى که خواهد آمد، به جانشینى حضرت على علیه‌السلام و نصب او به ولایت در غدیر خم به هنگام برگشت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله از سفر حج در سال دهم هجرى مربوط است. جالب این که این آیه در میان دو آیه‌ای قرار گرفته که مربوط به اقامه کتاب آسمانى است و شاید اشاره به این باشد که میان رهبر معصوم و اقامه‏ کتاب آسمانى، پیوند محکمى برقرار است. آرى، امام است که می‌تواند کتاب آسمانى را به پا دارد و این کتاب خداست که می‌تواند امام واقعى را معرفی کند.

شیعه و سنی؛ آیه تبلیغ درباره علی بن ابیطالب علیه‌السلام

همه‏ مفسّران شیعه به اتکاى روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام و نیز بعضى از مفسّران اهل سنت به عنوان یکى از مصادیق، آیه را مربوط به نصب حضرت على علیه‌السلام در غدیر خم به ولایت و امامت دانسته‌اند. جالب آن که صاحب «تفسیر المنار»[2] از «مسند احمد» و «ترمذى» و «نسایى» و «ابن ماجه»، حدیثِ «مَن کُنتُ مَولاهُ فَعلىٌّ مَولاهُ» را با سند صحیح و موثّق بیان کرده است و سپس با دو جمله به خیال خود در آن تشکیک نموده است: اوّل این که مراد از ولایت، دوستى است. (غافل از آن که دوستى نیاز به بیعت گرفتن و تبریک گفتن و آن همه تشریفات در غدیر خم نداشت)؛ دوّم آن که اگر حضرت على علیه‌السلام امام و رهبر بعد از رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله بود، چرا فریاد نزد و ماجراى نصب خود را در غدیر نگفت؟! (غافل از آن که در سراسر نهج‌البلاغه و کلمات حضرت على علیه‌السلام ناله‌ها و فریادها مطرح است، ولى صاحب المنار گویا آن ناله‌ها و فریادها را نشنیده است).

در تمام قرآن تنها در این آیه است که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله نسبت به کتمان پیام، تهدید شده که اگر نگویى، تمام آن چه را که در 23 سال رسالت گفته‌ای، هدر می‌رود. پس باید دید چه پیام مهمى است که این گونه بیان می‌شود؟ پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله به حضرت على علیه‌السلام فرمود: «لو لم ابلغ ما امرت به من ولایتک لحبط عملى» اگر آن چه درباره ولایت تو است به مردم نرسانم تمام اعمال من محو می‌شود. [3]

در کتاب «الدر المنثور» از تفاسیر روایی اهل سنت، در ذیل آیه تبلیغ آمده: «و أخرج ابن أبى حاتم و ابن مردویه و ابن عساکر عن أبى سعید الخدری قال‏ نزلت هذه الآیه، یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ،‏ على رسول الله صلى الله علیه و سلم یوم غدیر خم فی على بن أبى طالب‏»؛ ابن ابی حاتم و ابن مردویه و ابن عساکر از ابی سعید الخدری روایت کرده‌اند که آیه «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ» در روز غدیر خم بر رسول خدا صلی‌الله علی و آله درباره علی بن ابیطالب نازل شده است.[4]

هم چنین در روایت دیگری از ابن مردویه از ابن مسعود، نقل شده که ما در زمان رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله این آیه را چنین می‌خواندیم (چنین تفسیر می‌کردیم) که ﴿یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ﴾؛ که علی بن ابیطالب مولای مؤمنین است و ﴿وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاس﴾.[5]

1- بیان تفسیری:

در این آیه چند نکته است که جهت‌گیری محتوایى آن را روشن می‌کند:
1. سوره مائده، در اواخر عمر شریف پیامبر صلی‌الله علیه و آله نازل شده است.
2. در این آیه، به جاى «یا أیها النبی»، تعبیر «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ» آمده است که نشانه‏ یک رسالت مهم است.

3. به جاى فرمان «أبلغ»، فرمان «بَلِّغْ» آمده که نشانه‏ ابلاغ قطعى و رسمى و مهم است.

4. پیامبر نسبت به نرساندن یک پیام مهم تهدید شده که اگر نگوید، همه‏ زحماتش به هدر می‌رود.

5. رسول خدا صلی‌الله علیه و آله از عواقب کارى هراس دارد که خداوند او را دلدارى می‌دهد که ما تو را از شر مردم نگه می‌داریم.
6. پیامبر، از جان خود نمی‌ترسد؛ زیرا در روزگار تنهایى که با بت‌ها مبارزه می‌کرد و در جنگ‌ها که با مشرکین درگیرى نظامى داشت، از خطرها نمی‌ترسید. (در حالى که سنگ‌باران می‌شد و یارانش شکنجه می‌شدند؛ حالا در اواخر عمر و در میان این همه یار بترسد!)

7. در آیه، پیامى است که به لحاظ اهمیت، با همه پیام‌های دوران نبوّت و رسالت برابر است که اگر این پیام به مردم نرسد، گویا همه‏ پیام‌ها محو می‌شود.
8. محتواى پیام، باید مسئله‌ای اساسى باشد، وگرنه در مسائل جزئى و فردى، این همه تهدید و دلدارى لازم نیست.

9. پیام آیه، مربوط به توحید و نبوّت و معاد نیست، چون این اصول، در روزهاى اوّل بعثت در مکه بیان شده و نیازى به این همه سفارش در اواخر عمر آن حضرت ندارد.

10. پیام آیه، مربوط به نماز، روزه، حج، زکات، خمس و جهاد هم نیست، چون این‌ها در طول 23 سال دعوت پیامبر بیان شده و مردم نیز به آن عمل کرده‌اند و هراسى در کار نبوده است.

پس محتواى این پیام مهم که در اواخر عمر شریف پیامبر صلی‌الله علیه و آله نازل شده چیست؟

روایات بسیارى از شیعه و سنّى، ما را از تحیّر نجات داده و راه را نشان می‌دهد. روایات می‌گوید: آیه مربوط به هجدهم ذی‌حجه سال دهم هجرى در سفر حجه‌الوداع پیامبر اسلام است که آن حضرت در بازگشت به سوى مدینه در مکانى به نام «غدیر خم» به امر الهى فرمان توقّف داد و همه در این منطقه جمع شدند. مکانى که هم آب و درخت داشت و در گرماى حجاز، کارساز بود و هم محل جدا شدن کاروان‌های زائران مکه بود و اهل یمن، عراق، شام، مدینه و حبشه از هم جدا می‌شدند. [6]

«عیاشى» در تفسیر خود ـ با واسطه‌هایی ـ از ابن عباس و جابر بن عبدالله، روایت کرده است که: خداوند پیامبر را مأمور کرده بود که على را به خلافت نصب کند؛ لکن بیم داشت که بگویند: پسرعموی خود را برگزیده و او را مورد انتقاد قرار دهند. [7]

2- ولایت؛ راز مأیوس شدن کفار

طبق بیان «علامه طباطبایی» روشن است که تمامیت یأس کفار حتماً باید به خاطر عامل و علتى بوده باشد که عقل و اعتبار صحیح آن را تنها عامل ناامیدى کفار بداند و آن این است که خداى سبحان براى این دین کسى را نصب کند که قائم مقام رسول خدا صلی‌الله علیه و آله باشد و در حفظ دین و تدبیر امر آن و ارشاد امت متدین کار خود آن جناب را انجام دهد، به نحوى که خلأى براى آرزوى شوم کفار باقى نماند و کفار براى همیشه از ضربه زدن به اسلام مأیوس شوند.

آرى ما دام که امر دین قائم به شخص معینى باشد، دشمنان آن می‌توانند این آرزو را در سر بپرورانند که با از بین رفتن آن شخص دین هم از بین برود، ولى وقتى قیام به حاملى شخصى، مبدل به قیام به حاملى نوعى شد، آن دین به حد کمال می‌رسد و از حالت حدوث به حالت بقاء متحول گشته، نعمت این دین تمام می‌شود.[8] از این‌رو این آیه را بر پیامبر صلی‌الله علیه و آله نازل فرمود و در روز غدیر خم، على علیه‌السلام را بر رهبرى مسلمانان منصوب کرد.

امام باقر علیه‌السلام فرمودند:

«بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَهِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَهِ فَأَخَذَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَکُوا هَذِهِ یَعْنِی الْوَلَایَهَ؛ اسلام بر پنج چیز استوار است: بر نماز، زکات، روزه، حج و ولایت اهل‌بیت و چیزى به اندازه‏ ولایت مورد توجّه نبود، امّا مردم چهارتاى آن را پذیرفتند و ولایت را ترک کردند.[9]

نتیجه:

قرائن موجود در آیه 67 و 3 سوره مائده و روایاتی که در این میان وجود

دارد، همه نشان می‌دهد که مراد از پیامی که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله

مأمور به ابلاغ آن بوده، ولایت امیر مؤمنان علی علیه‌السلام بوده است.

پی نوشت ها:

[1]. سوره مائده، آیه 3.

[2]. ر. ک: رضا، محمد رشید، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر به تفسیر المنار، ج 4، ص 464 – 466.

[3]. قمى مشهدى، محمد بن محمدرضا،  تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب‏، ج 4، ص 193.

[4]. سیوطى، عبدالرحمن بن ابى ‏بکر، الدر المنثور فى التفسیر بالماثور، ج 2، ص 298.

[5]. همان.

[6]. ر. ک: قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج ‏3، ص 127-130.

[7]. عياشى، محمد بن مسعود، التفسير(تفسير العياشي)، محقق: رسولى، هاشم‏، تهران، مكتبة العلمية الاسلامية،1380 ه.ق، چاپ اول، ج 1، ص 331؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ج 7، ص 117.

[8]. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: موسوی همدانی، ج 5، ص 284.

[9]. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج 2، ص 18.

وجه صدور و ارتباط آیه اکمال با غدیر
با توجه به جایگاه آیات اکمال و تبلیغ در اثبات واعلام ولایت امیرالمؤمنین(ع)در غدیر،نظمِ قرارگیری آیات در قرآن،تدبیر حکیمانه‌ای برای ابلاغ این پیام الهی بوده است.

پرسش:

آیه اکمال دین چه زمانی نازل شده و با غدیر و اعلان ولایت امام علی چه ارتباطی دارد؟ اگر مرتبط است چرا دنبال هم نیستند؟ (با توجه به تفاسیر شیعه و سنی)

پاسخ:
خداوند متعال در آیه 3 سوره مائده می‌فرماید: ﴿... الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً...﴾؛ امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند بنابراین، از آن‌ها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.

 فریقین (شیعه و سنی) به پیروی از روایات درباره زمان نزول این آیه تنها دو قول را مطرح کرده‌اند: نزول آن در عرفه و نزول آن در غدیر خم. از نظر شیعه تمام وجوهی که برای علت نزول این آیه و روز نزول آن احتمال داده شده و یا ذکر شده است به جز علت نزول آیه درباره ولایت امام علی علیه‌السلام و روز نزول آن در غدیر خم، مخدوش است.

 پس مفسّران شیعه همگی اتفاق نظر دارند که این قسمت از آیه شریفه در شأن ولایت امیر مؤمنان علی علیه‌السلام نازل شده است؛ اما جمهور مفسّران اهل سنّت علیرغم احادیثی که درباره نزول این آیه در شأن ولایت امیر مؤمنان علیه‌السلام در کتاب‌های شان موجود است، معتقدند این آیه در روز عرفه نازل شده و با ولایت امیر مؤمنان علی علیه‌السلام ارتباطی ندارد.

1- استدلال به اکمال دین:

نویسنده کتاب «بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت از دیدگاه فریقین» چنین استدلال می آورد:

در متن روایاتی که از شاهدان نزول آیه یعنی صحابه پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله به ما رسیده، درباره علت نزول این آیه تنها دو امر ذکر گردیده است که یکی قول «ابن عباس» هست:

 «کان المشرکون و المسلمون یحجون جمیعا فلما نزلت براءه فنفى المشرکون عن البیت الحرام و حج المسلمون لا یشارکهم فی البیت الحرام أحد من المشرکین فکان ذلک من تمام النعمه و هو قوله الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی؛ مشرکان و مسلمانان همگی با هم حج می‌گزاردند، هنگامی که سوره برائت نازل شد و مشرکان از بیت‌الحرام رانده شدند، مسلمانان بدون شرکت مشرکان حج گزاردند. این از اتمام نعمت هست که خداوند در آیه فرموده است: امروز برای شما دینتان را کامل کردم و نعمتم را به اتمام رساندم.»[1]

قول دوم با صراحت می‌گوید علت نزول این آیه به خاطر نصب ولایت امام علی علیه‌السلام است. این قول از امام علی، ابوسعید خدری و ابوهریره نقل شده که در آن می‌گوید: «لمّا نَصَب رسولُ الله علیّاً یومَ غدیر خُم لهُ بالولایه هَبَطَ جبریل علیه بهذه الآیه: ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ﴾؛ چون رسول خدا صلی‌الله علیه و آله علی علیه‌السلام را در غدیر خم نصب کرد و مردم را به ولایت او فراخواند، جبرئیل بر ایشان این آیه را فرود آورد: امروز دینتان را برای شما کامل کردم.

از ابن عباس و زید بن ارقم و جابر بن عبدالله انصاری نیز این قول نقل شده است.

قول اول که تنها از ابن عباس نقل شده، افزون بر آن‌که احتمال دارد در مقام بیان یکی از مصادیق اتمام نعمت باشد نه آن که علت نزول این آیه را بیان کند، مخالف با قول دیگر از ابن عباس است که علت نزول را ولایت امام علی می‌داند و نیز مخالف با ظاهر آیه است که نشان می‌دهد در آن روز حادثه‌ای اتفاق افتاده که موجب اکمال دین (از یک سو) و یأس کفار از دین (از سوی دیگر) شده است و حال آن که عدم شرکت مشرکان در اعمال حج، موجب اکمال دین و یأس از کفار از دین نخواهد بود.[2]

2- مستندات روایی و اقوال مفسران:

روایاتی که درباره زمان و مکان نزول این آیه نیز نقل شده، دو دسته‌اند، یک دسته زمان نزول را در عرفه می‌دانند و دسته دیگر در غدیر خم و هر دو دسته در مصادر فریقین یافت می‌شود، با این تفاوت که تمام روایات شیعی اعم از روایاتی که بر نزول آیه در عرفه یا غدیر دلالت دارد، جملگی آن‌ها، علت نزول آیه را اعلام ولایت امام علی علیه‌السلام می‌دانند؛ اما روایات اهل سنت مختلف است؛ در برخی این علت بیان نشده و در یک روایت علت نزول، نفی مشرکان از خانه خدا در حجه‌الوداع گفته شده است و در برخی از آن‌ها نیز علت نزول آیه، اعلان ولایت امام علی است.[3]
شاید بتوان بین دو دسته روایتی که درباره زمان و مکان نزول آیه اکمال است (نزول در عرفه، نزول در غدیر) جمع کرد تا تهافت بین آن‌ها از بین برود. از جمله وجوه جمع این است که بگوییم: آیه اکمال دو بار نازل شده است، یک ‌بار در عرفه و بار دیگر در غدیر و هر دو مربوط به اعلان ولایت امام علی علیه‌السلام است. شاهد بر این وجه جمع، حدیثی است که «ابن طاووس» از «احمد بن محد الطبری» ـ معروف به خلیلی ـ نقل کرده است.[4] چون پیامبر خدا در عرفه وقوف کردند، جبرئیل این آیه را نازل کرد و گفت: ای محمد، علی را بر پا کن و بر ولایت او بیعت بگیر. . . ؛ پس حضرت از توطئه اهل نفاق و شقاوت که مبادا در بین امت تفرقه بسازند یا آنان را به جاهلیت برگردانند، بیمناک شد؛ چرا که از دشمنی و کینه توزی عده‌ای نسبت به امام علی با خبر بودند، از این‌رو، از جبرائیل تضمین خواستند... تا به غدیر خم رسیدند... [5]

برخی از بزرگان شیعه[6] و برخی از اهل سنت نیز این احتمال را داده‌اند.[7]
احتمال دیگر آن است که آیه تنها در عرفه نازل شده و پیامبر خدا نیز در عرفه آن را ابلاغ کرده باشند و بار دیگر در غدیر نیز ابلاغ شده باشد؛ زیرا علت نزول آیه با مسئله غدیر و آیه (تبلیغ) عصمت ارتباط وثیق دارد.[8]
«علامه طباطبایی» می‌گوید: می‌توان احتمال داد که خداى تعالى قسمت عمده سوره مائده را که آیه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» و توأم با آن آیه ولایت را در روز عرفه نازل کرده باشد، ولى رسول خدا صلی‌الله علیه و آله بیان ولایت را تا روز غدیر خم تأخیر انداخته باشد و اما خودش آن آیه را در همان روز عرفه تلاوت کرده باشد. [9]

این احتمال‌ها برای جمع بین دو دسته روایت است، ولی اگر نتوان آن‌ها را جمع کرد، احادیثی که از نزول آیه در عرفه حکایت می‌کنند (به ویژه آن دسته احادیث که علت نزول را غیر از ولایت امام علی می‌دانند) به دلیل ضعف‌های متعدد درون متنی و برون متنی ساقط خواهند بود.[10]

اما روایاتی که در مصادر شیعه درباره مورد نزول آیه تبلیغ وارد شده، همه پیرامون اعلان ولایت امام علی علیه‌السلام است و آن را مربوط به روز غدیر خم می‌داند. آیه تبلیغ، از یک سو با آیات ولایت (آیه 55 سوره مائده)، اولی الامر (آیه 59 نساء) و اکمال (آیه 3 سوره مائده) و از سوی دیگر با حدیث ثقلین پیوند خورده است. [11]

سؤال و جواب:

تنها سؤالى که باقى می‌ماند این است که چرا بین آیه «اکمال» و «تبلیغ» که هر دو مربوط به جریان غدیر است فاصله افتاده است؟! یکى آیه 3 سوره مائده و دیگرى آیه 67 همین سوره است. ثانیاً این قسمت از آیه که مربوط به جریان غدیر است ضمیمه به مطالبى شده که درباره گوشت‌های حلال و حرام است و در میان این دو تناسب چندانى به نظر نمی‌رسد.
در پاسخ باید گفت:

اولاً: می‌دانیم آیات قرآن و هم‌ چنین سوره‌های آن، بر طبق تاریخ نزول، جمع ‏آورى نشده است، بلکه بسیارى از سوره‌هایی که در مدینه نازل شده مشتمل بر آیاتى است که در مکه نازل گردیده و به عکس، آیات مدنى را در لابه‌لای سوره‌های مکى مشاهده می‌کنیم. با توجه به این حقیقت جدا شدن این دو آیه از یکدیگر در قرآن جاى تعجب نخواهد بود. (البته طرز قرار گرفتن آیات هر سوره تنها به فرمان پیامبر صلی‌الله علیه و آله بوده است) آرى، اگر آیات بر طبق تاریخ نزول جمع‏ آورى شده بود جاى این ایراد بود.

ثانیاً ممکن است قرار دادن آیه مربوط به «غدیر» در لابه‌لای احکام مربوط به غذاهاى حلال و حرام، براى محافظت از تحریف و حذف و تغییر بوده باشد، زیرا بسیار می‌شود که براى محفوظ ماندن یک شى‏ء نفیس آن را با مطالب ساده ‏اى می‌آمیزند تا کمتر جلب توجه کند.[12]

نتیجه:

1. دو آیه اکمال و تبلیغ هر دو مربوط به ولایت امیر مؤمنان علیه‌السلام است، اولی ولایت ایشان را اثبات می‌کند و دومی دستور ابلاغ آن را به پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله می‌دهد. بنا بر مشهور، هر دوی این آیات در غدیر خم نازل شده است، اما حتی اگر قائل به نزول آیه اکمال در عرفه باشیم، باید حکمت این کار را آماده سازی پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله برای ابلاغ آن در روز غدیر خم دانست که با آیه تبلیغ محقق شده است.
2. پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله بنا بر حکمت بالغه خود و به دستور خداوند متعال گاهی آیات قرآن کریم را برخلاف زمان و ترتیب نزول، در قرآن کریم جایگذاری می‌کردند که یکی از موارد آن محافظت قرآن کریم از تحریف بوده است.

پی نوشت ها:

[1]. سیوطی، جلال‌الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج 2، ص 258.

[2]. نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت از دیدگاه فریقین، ص 184-185.

[3]. نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت از دیدگاه فریقین، ص 185-186.

[4]. همان، ص 188.

[5]. ابن طاووس، الیقین، ص 344.

[6]. ر. ک: مجلسی، محمدباقر، مرآه العقول فی شرح اخبارآل الرسول، ج 3، ص260.

[7]. نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت از دیدگاه فریقین، ص 189.

[8]. همان.

[9]. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 196.

[10]. نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت از دیدگاه فریقین، ص 189.

[11]. همان، ص 131.

[12]. ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 4، ص270.