پرسش وپاسخ
۱۳۸۹/۰۶/۱۰ ۰۲:۰۱ شناسه مطلب: 18113
۱۳۸۹/۰۶/۱۰ ۰۲:۰۱ شناسه مطلب: 18112
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما من جوانی 20 ساله هستم و مشکل من شهوتم می باشد.نمیدانم باید چه کنم . خداوند متعال در قرآن جوانان را به ازدواج (موقت و دائم) توصیه میکند. ولی من شرایط ازدواج دائم را ندارم .ولی تصمیم دارم ازدواج موقت کنم ولی نمیدانم باید چه کار کنم .به کجا مراجعه کنم؟ آیا خانه عفاف وجود دارد یا نه؟ اگر هم وجود دارد رفتن به آنجا صحیح است یا نه؟تو رو خدا کمکم کنید و یک جواب کامل و راه گشا ارائه نمایید. من چگونه می توانم یک زن را به صیغه خودم در آورم؟ آیا مرکزی است یا نه؟ من تا امروز با تمام وجودم صبر کرده ام تا به گناه زنا آلوده نشوم چون اعتقاد دارم خدا و اسلام راه حلی را برای ما جوانان که در اوج شهوت هستیم و قصد ازدواج موقت داریم گذاشته است . مشکل من خیلی مهم است .تو رو خدا جوابی کامل وعملی و راه گشا ارائه نمایید. اگر اسلام کامل و جامع است پس باید راه حلی برای این مشکل داشته باشد . در روزگاری که سن ازدواج بالا رفته و مشکل همه جوانان می باشد.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
هرچند نياز به همسر و ازدواج (موقت يا دايم )يک نياز طبيعي و شرعي محسوب ميگردد ، ولي ورود ناشيانه و بدون حساب و کتاب در اين عرصه، ضررهاي بسياري براي فرد در پي خواهد داشت كه برخي تا آخر عمر هم قابل جبران نيست.
با توجه به سن نسبتاً پايين شما چه بسا برخي از دلايل شما براي ازدواج موقت ناکافي و غير همه جانبه نگر باشد.
در مورد چگونگي ازدواج بايد گفت: ازدواج موقت به صورت نظري (و نه عملي)كار ساده اي است . مي توانيد بايک نگاه گذرا به رساله عمليه از کيفيت آن با خبر شويد.
توجه شما را به نکات ذيل جلب مينماييم:
1ـ به هيچ وجه خود را دست و پا بسته فرض نکنيد. با يک جمله « من شرايط ازدواج دائم را ندارم » کار را تمام شده فرض نکنيد. ازدواج زمان بر است و بايد با صبر و آرامش به برطرف کردن موانع آن پرداخت.
براي كسي كه به علت نداشتن همسر موجب افتادن در گناه مي شود،ازدواج واجب است . روشن است كه واجب يعني اقدام، يا فراهم كردن شرايط آن.
2ـ ازدواج موقت هر چند پاسخي جزئي به نياز شماست، ولي در بسياري موارد باعث تشديد غير قابل کنترل نياز جنسي ميگردد.
تا قبل از تجربه روابط جنسي، کنترل قواي جنسي به مراتب سهلتر از بعد تجربه روابط ميباشد. اين نکته مهمي است که در صورت عدم توجه به آن، فرد را خواسته يا ناخواسته وارد گرداب غرايز غير قابل مهار مينمايد. به عنوان مثال يک رابطه کوتاه يک ساعته روزها يا ماههاي متوالي شما را درگير پيدا کردن مورد جديد ازدواج موقت مينمايد.
3ـ از نظر روانشناختي ازدواج دائم و خويشتنداري همه جانبه در شرايط حاضر از ازدواج موقت کم حاشيهتر است. چه بسا در صورت عدم امکان ازدواج دائم ،خويشتنداري همه جانبه از بسياري جهات از ازدواج موقت براي شما سهلتر و کم آسيبتر باشد.
4ـ متأسفانه هيچ مرکز رسمي يا غير رسمي متولي ساماندهي بحث ازدواج موقت نيست. از طريق رسمي نميتوانيد به مورد مناسب خود دست يابيد. افراد خواهان اين موضوع بايد با پرس و جوي شخصي و ارتباط با افراد دست اندرکار به اين مهم دست يابند. سازمان ملي جوانان بعضاً در اين مورد داراي اطلاعات کلي ميباشد که نيازمند پيگيري ميباشد.
5ـ تجربه مراجعان نشان ميدهد ورود در اين عرصه هر چند در ابتدا صد در صد شرعي ميباشد، ولي در ادامه شما را به واديهاي غير شرعي (مانند نگاه خارج از چارچوب به زنان به بهانه پيدا کردن مورد، ورود تدريجي در باندهاي غير سالم، تمرکز شبانه روزي بر اطفاي غريزه و...) ميکشاند.
چه بهتر که در حد امکان از ورود ناشيانه به اين وادي پرهيز نماييد .در صورت يافتن مورد مناسب زمان صيغه را طبق ضوابط شرعي به مدتهاي طولانيتر مثلاً چند ماه يا چند سال افزايش دهيد. صيغههاي کوتاه مدت عمر شريف تان را در کوچه پس کوچههاي مورد يابي تلف خواهد کرد.
اميد است با بازنگري همه جانبه روزنههايي هرچند اندک براي ازدواج دائم (که در پرتو تلاش شبانهروزي شما مسير است) بر خود بگشاييد . تا آن زمان با تعديل قواي جنسي خود را از چاله به چاه اميال نيفکنيد.
موفق و سربلند باشيد.
۱۳۸۹/۰۶/۱۰ ۰۰:۳۴ شناسه مطلب: 18107
۱۳۸۹/۰۶/۰۹ ۲۲:۳۹ شناسه مطلب: 18105
۱۳۸۹/۰۶/۰۹ ۲۱:۰۷ شناسه مطلب: 18102
حکم در مورد گوش دادن آهنگ خارجی در موقع ورزش کردن چیست؟
پاسخ: پرسشگر گرامي باسلام و تشکر از ارتباط با اين مرکز.
موسيقي که مخصوص مجالس لهو ولعب باشد ،حرام است. در غير اين صورت اشکال ندارد.(1)
فرقي بين موسيقي داخلي و خارجي وهمچنين براي ورزش يا غير ورزش نيست.
تشخيص اينکه کدام موسيقي مخصوص مجالس گناه ولهو مي باشد، به عهده خود مکلف مي باشد.
پي نوشت :
1. آيه الله فاضل ، استفتائات ، ج1 ، س987.
۱۳۸۹/۰۶/۰۹ ۱۹:۳۲ شناسه مطلب: 18099
با سلام با فرض پذيرش عالمي به نام ذرپيش از زندگي دنيا دسته اي از روايات پيرامون آن وارد شده است كه عده اي افراد بشر در همان عالم سوء انتخاب داشته و مثلا سر باز زده اند يا اقرار نكرده اند يا ولايت را نپذيرفته اند و از اين قبيل. 1- حال سوال اين است كه اگر محتواي اين دسته را بپذيريم و سندا و دلالتا خدشه اي نكنيم آيا صرف همان انكار برخي انسان ها موجب عصيان و عقاب ميشود يا خير؟ 2- اگر پذيرش مفاد اين روايات (يا حتي آيه اي از قرآن با اين اوصاف) باعث انكار اصول مسلم عقلي مثل اصل اختيار در عالم يا مثلا اصل تكليف و ثواب و عقاب و... شود بايد چه برخوردي با اين دسته از آيات و روايات كرد؟ اگر بايد طرد شوند به چه دليل؟ با تشكر
پرسش: عام ذرشرح : با فرض پذيرش عالمي به نام ذرپيش از زندگي دنيا دسته اي از روايات پيرامون آن وارد شده است كه عده اي افراد بشر در همان عالم سوء انتخاب داشته و مثلا سر باز زده اند يا اقرار نكرده اند يا ولايت را نپذيرفته اند و از اين قبيل. 1- اگر محتواي اين دسته را بپذيريم و سندا و دلالتا خدشه اي نكنيم، آيا صرف همان انكار برخي انسان ها موجب عصيان و عذاب مي شود ؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
در مورد «عالم ذر» منابع محدودي در آيات و روايات وجود دارد. در نتيجه اختلاف در مورد اصل اين عالم و ويژگي هاي آن بسيار است ، اما در هر صورت آياتي(1) وجود دارد که مفادش آن است که از فرزندان آدم پيمان بر ربوبيت خدا گرفته شده، اما اين پيمان چگونه و در چه زمان بوده است، توضيحي نميدهد. از اين جهت مفسران درباره اين پيمان اختلاف کردهاند.
در ذيل به برخي از اين نظريهها اشاره ميکنيم:
أ) نظريه محدّثان اسلامي
محدثان اسلامي براساس فهم برخي از روايات بر اين باورند که خداوند به هنگام آفرينش آدم، تمام فرزندان آينده او را به صورت موجودات ريز درآورد و به آنان گفت: «ألست بربّکم» آنان گفتند «بلي» سپس همگي را به صلب و پشت آدم بازگردانيد. آنان هنگام خطاب الهي داراي عقل و شعور کافي بودند و سخن خدا را شنيدند و پاسخ او را گفتند. اين پيمان به اين خاطر از آنان گرفته شد که راههاي عذر در روز رستاخيز را روي آنان ببندد.(2)
اشکالاتي بر اين نظر وارد شده است که محققان به آن اشاره کردهاند. (3)
ب) نظريه برخي مفسران
گروهي از مفسران معتقدند بايد آيه را بر توحيد فطري حمل نمود. در توضيح نظريه خود گفتهاند: انسان با رشته غرائز و استعدادها و انواع تقاضاها و درخواستهاي طبيعي و فطري به جهان گام مينهد. آدمي هنگام تولد و خروج از صلب پدر و دخول به رحم مادر و در وقت انعقاد نطفه، ذرهاي بيش نيست، ولي در اين ذره استعدادهاي فراوان و لياقتهاي قابل توجهي است، از آن جمله استعداد و فطرت خداشناسي. با تکامل اين ذره در بيرون رحم، تمام استعدادها شکفته شده و به مرحله کمال و فعليت ميرسد.
به عبارت ديگر: خدا انسانها را از پشت پدران و رحم مادران بيرون آورد و آفرينش آنها را با خصوصياتي ترکيب داد که پيوسته پروردگار خود را بشناسند و نياز خود را به او احساس کنند.
هنگامي که انسانها به نياز خود به خدا توجه پيدا کردند و خود را غرق در نياز ديدند، گويي به آنان گفته ميشود:
من خداي شما نيستم؟ آنان ميگويند: چرا گواهي ميدهيم که خداي ما هستي.(4)
ج) نظريه علامه طباطبايي
علامه طباطبايي معتقدند اين آيه ناظر به وجود و حضور جمعي انسانها در حضور خدا است؛ حضوري که غيبت در آن متصور نيست، گويي همه فرزندان آدم يک جا از پشت پدران گرفته شده، گرد هم جمع آمدهاند و در برابر خدا حضور دارند. در اين حالت هر انساني خود را حضوري مييابد و يافتهاش گواهي روشن بر وجود خدا و خداوندگاري او است، ولي قرار گرفتن انسانها در گردونه زمان و تحولات جهان، آدمي را چنان مشغول و از خود بي خود ميکند که از آن علم حضوري که به آفريدگار خود داشت، غافل ميگردد.(5)
آن چه تا اين جا آورديم، ديدگاههاي برخي از محدثان، متکلمان و مفسران راجع به تفسير آيه ذر بود.
پس از بيان نظريات مختلف ميگوييم:
ظاهراً آيه شريفه گفت و گويي بين خدا و انسان ميباشد. در اين گفت و گو خداوند از انسانها اقرار ميگيرد که پروردگار آنان است. اقرار گرفتن براي اتمام حجت بر انسان ميباشد که درآينده ادعاي غفلت نکند.
آيا گفت و گو به همين صورت که در آيه آمده، اتفاق افتاده است؟ موطن و عالمي که اين ميثاق گرفته شده، کجا است؟ دنيا يا غير آن؟ آيا اين ميثاق قبل از تولد انسان گرفته شده يا بعد از آن؟
در پاسخ به اين سئوالات نظريات مختلفي ارائه شده است.
آيت الله جوادي آملي بعد از بررسي نظريات مفسران در آيه، دو احتمال را موجه دانستهاند.
أ) بيان تمثيلي: هر چند ظاهر آيه حاکي از گفت و گويي بين خدا و انسان و گرفتن اقرار است، ولي اين آيه در مقام بيان واقع نيست، بلکه مقصود صرفاً تمثيل است.
خداوند در واقع از فرزندان آدم اقرار نگرفته، بلکه مراد آن است که گويا خداوند از همه انسانها اقرار گرفته است. مسئله ربوبيت خدا و عبوديت انسان به قدري روشن است که گويا همه انسانها گفتند «بلي». شيوه بيان اين آيه بيان تمثيلي است مانند آيه يازدهم سوره فصلت که فرمود: «سپس آهنگ آفرينش آسمان کرد و آن بخاري بود، پس از آن
به زمين فرمود: خواه يا ناخواه بياييد. آن دو گفتند: فرمانپذير آمديم»(6) آن دو گفتند با رغبت ميآييم، در حالي که در واقع گفت و گويي بين خدا و آسمان و زمين واقع نشده است.
پس در آيه ميثاق (عالم ذر) امر و نهي لفظي نيست، بلکه در حقيقت تمثيل است.
بايد توجه داشت که خود قرآن بيان نموده که درصدد تمثيل است.
«اگر قرآن را برکوهي فرو ميفرستاديم، يقيناً آن کوه را از بيم خدا فروتن و از هم پاشيده ميديدي و اين مثلها را براي مردم ميزنيم؛ باشد که آنان بينديشند».(7)
در اين آيه خداوند ميفرمايد که انزال قرآن بر کوه مثلي است که براي به تفکر واداشتن انسان به کار رفته ، بنابراين احتمال گفت و گوي ذکر شده در آيه ميثاق، صرفاً تمثيلي است براي بيان وضوح ربوبيت خدا و عبوديت انسان.(8)
ب)بيان واقعي: معناي دوم که بيش تر مورد نظر است، اين ميباشد که آيه صرفاً تمثيل نيست، بلکه به لسان گفت و گو از واقعيتي سخن ميگويد که در خارج رخ داده و واقعيت اين است که خداوند با زبان دو حجت خود با انسان سخن گفته : يکي زبان عقل (پيمبر دروني انسان) و ديگري زبان وحي از طريق انبيا (پيامبران بيروني). اين دو حجت، خدا را به انسان مينمايانند و ربوبيت او را بيان ميکنند. اين دو از هيچ انساني دريغ نشده است.
با وجود اين دو حجت، ديگر انسان نميتواند ادعاي فراموشي و غفلت کند.
نکتهاي که از آيه به دست ميآيد، نوعي تقدم اين ميثاق بر زندگي انسان ميباشد. از اين رو حجت باطني (عقل) و ظاهري(وحي) هر چند تقدم زماني بر انسان و اعمال ارادي او ندارد، ولي بر مکلف شدن انسان حداقل تقدم رتبي دارد؛ يعني ابتدا حجت بر عبد تمام ميشود، سپس مکلف به تکاليف الهي ميگردد. بنابراين مقصود آيه، گفت و گوي لفظي بين خدا و انسان نيست، بلکه اعطاي دو حجت محکم الهي به انسان است.
با توجه به معناي فوق موطن و عالمي که اين ميثاق الهي در آن رخ داده، دنيا ميباشد و براي هر انساني بعد از تولد او چنين چيزي رخ ميدهد.
بنابراين آيه ميثاق هيچ دلالتي بر ازلي بودن انسان يا حتي هرگونه وجودي قبل از تولد براي آدمي ندارد، بلکه آيه يا صرفاً يک تمثيل است، نه بيان واقع و يا از واقعيت اعطاي حجت باطني و ظاهري سخن ميگويد که مربوط به بعد از تولد انسان ميباشد.(9)
براي آگاهي بيش تر ر.ک: فطرت در قرآن، تفسير موضوعي قرآن کريم، آيتالله جوادي آملي، نشر اسراء قم، فصل سوم. اين کتاب به اقوال مختلف درباره آيه ميثاق پرداخته و بعد از نقل اقوال مختلف، دو نظر فوق را پذيرفته است.
پينوشتها:
1. اعراف(7) آيه 172 - 174.
2. مجمعالبيان، ج5، ص 390، بيروت، مؤسسه اعلمي؛ تفسير فخررازي، ج15، ص 47 - 46، چ داراحياءالتراث، بيروت.
3. تفسير تبيان، ج5، ص 28؛ مجمعالبيان، ج 4، ص 390.
4. مجمعالبيان، ج4، ص 391؛ تفسير ظلال القرآن، ج9، ص 59 - 58؛ تفسير رازي، ج15، ص 53.
5. تفسير الميزان، ج8، ص 455.
6. فصلت(41) آيه 16.
7. حشر(59) آيه21.
8. جوادي آملي، عبدالله، فطرت در قرآن، ص 123 - 126 و 135.
9. همان.
پرسش: اگر پذيرش مفاد اين روايات (يا حتي آيه اي از قرآن با اين اوصاف) باعث انكار اصول مسلم عقلي مثل اصل اختيار در عالم يا مثلا اصل تكليف و ثواب و عقاب و... شود ،بايد چه برخوردي با اين دسته از آيات و روايات كرد؟ اگر بايد طرد شوند، به چه دليل؟
پاسخ:
آموزههاي وحياني (آيات قرآن و روايات متواتر) ممکن است ظاهر برخي از آن ها با قواعد عقلي ناسازگار تلقي شود ، ولي روح وحي و عقل هرگز با هم تعارض ندارد، ولي در خصوص مواردي که تعارض بين مباني عقلي و ظواهر آيات و يا روايات احساس شود، بر اساس آنچه در علم اصول فقه بيان شده، ظاهر آن آموزههاي وحياني به نحوي بايد توجيه شود تا با مباني مسلم عقلي تعارضي نداشته باشد . يعني در چنين مواردي مراد شارع مقدس چيزي نيست که از ظاهر آن آيه و يا روايت فهميده ميشود بلکه آنها در صدد بيان حقيقت ديگر بوده که بايد بدان رسيد و ظاهرش حمل بر قواعد عقلي مي شود ،يعني حکم عقل و از ظاهر آيه و يا روايت دست برميداريم.
اين کار هر کس نيست . هر کس نميتواند به مجرد آن که ظاهر يک آيه و يا روايتي با عقل و فهم او قابل درک نشد، آن را رها کند . به اصطلاح به حکم عقل خودش عمل نمايد. اين کار که در
موردي عقل و ظاهر شرع ممکن است با هم تعارض داشته باشد، يک کار تخصيصي است . بايد سال ها در حوزههاي علمي فنون مختلف علوم اسلامي را فرا گرفت و به درجه اجتهاد رسيد. آن گاه در صورت برخورد به موارد تعارض عقل و آيه و يا روايت تصميمگيري نمود.
اين شيوه برخورد حقيقتي است كه از جانب خود معصومين به ما رسيده است. براي كيفيت برخورد با روايات معارض با اصول و مباني ديني و قراني راهكارهاي معيني ارائه شده است؛ در اين باره مطالعه کتاب اصول فقه، شهيد مطهري که در ضمن مجموعه آثار چاپ شده توصيه مي شود .
۱۳۸۹/۰۶/۰۹ ۱۹:۲۶ شناسه مطلب: 18098
سلام خسته نباشيد خيلي ممنون که به جواب سوالهاي ما ميرسيد سوال من در رابطه با حيض بود زن بايد حيض خود را چگونه ببيند که نمازش باطل و روزه اش خورده ميشود؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
در حايض شدن زن فرقي نمي کند که خون به صورت عادي بيايد و يا اينکه به صورت لکه باشد در صورتي که خون ديدن زن از ده روز بيشتر نشود همه آن را بايد حيض قرار بدهد.
خون حيض از سه روز کمتر وازده روز بيشتر نمي شود. در زمان حيض نماز و روزه حرام است و نماز ها قضا ندارد. ولي روزه هارا بايد قضا نمود.(1)
در صورتي که به پاسخ سوالتان نرسيد. سوال خود را به صورت روشن تري بيان کنيد تا پاسخ دقيق تري بدهيم.
لطفا هر گاه سوال شرعي مي پرسيد نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا براساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم
پي نوشت :
1. توضيح المسائل مراجع ، م440.
۱۳۸۹/۰۶/۰۹ ۱۹:۲۵ شناسه مطلب: 18097
با سلام می خواستم مستحبات نماز یومیه و نافله های شب را بدانم ومی خواستمبدانم من در شهری زندگی می کنم که اکثرا سنی هستند و گاهی مجبور می شوم در خانه های انان نماز به جا اورم آیا اشکالی دارد
پاسخ: پرسشگر گرامي باسلام و تشکر از ارتباط با اين مرکز.
خواندن نماز در خانه اهل سنت اشكال ندارد . در صورتي كه خطر و ترسي نباشد ، بايد به روش شيعيان نماز را بخوانيد.
اما در مورد مستحبات :
مستحبات نماز يوميه بسيار است . براي اطلاع از مستحبات مي توانيد به توضيح المسائل مراجع و همچنين كتاب مفاتيح الجنان و كتاب هاي ديگري كه در اين زمينه نوشته شده است، مراجعه كنيد
مستحبات نماز:
1- مستحب است در نمازهاي يوميه، پيش از نماز اذان و اقامه گفته شود
2- در آغاز شروع به نماز هفت تكبير گفته شود و يكى را تكبيره الاحرام قرار دهد (بهتر است تکبير آخر را تکبيرة الاحرام قرار دهد).
3- بعد از تکبيرة الاحرام دعايي که در رساله عمليه بيان شده است، خوانده شود،
4- قنوت در نماز مستحب است.
5- گفتن تکبيرات پيش از رفتن به رکوع و پيش از رفتن به سجده و بعد از سجده.
6- گفتن سمع الله بعد از رکوع.
7- گفتن« بحول الله »هنگام بلند شدن براي رکعت بعد.
8- همچنين مستحب است اين دعا در سجده آخرخوانده شود: «يا خير المسئولين و يا خير المعطين ارزقنى و ارزق عيالى من فضلك فانك ذو الفضل العظيم» .
يعني: اي بهترين کسي که از او حاجت مي طلبند و اي بهترين بخشندگان ،به من و عيالم از فضل خودت روزي بده که تو داراي فضل عظيمي
9- تعقيبات بعد از نماز (1)
و در مورد نماز شب :
نماز شب 11 ركعت است. 8 ركعت به نيت نافله شب، به صورت 4 تا دو ركعتي مانند نماز صبح خوانده ميشود . 2 ركعت به عنوان نماز شفع مانند نماز صبح . يك ركعت به نيت نماز وتر خوانده ميشود. در نماز وتر بعد از خواندن سوره حمد، 3 مرتبه سوره قل هو الله احد و يك مرتبه قل اعوذ برب الناس و يك مرتبه قل اعوذ برب الفلق خوانده ميشود، سپس دست به قنوت برداشته ميشود. در قنوت 40 مؤمن يا مؤمنه را دعا کنيد . بعد 70 مرتبه استغفر الله ربي و اتوب اليه ميگوييد . سپس 300 مرتبه العفو العفو گفته ميشود، بعد ركوع و سجدهها و تشهد و سلام را به جا ميآوريد.
وقت نماز شب از نيمه شب است تا اذان صبح.(2)
نماز شب و نافله ها را مي شود در حال حرکت ، خوابيده ، پشت به قبله و ... خواند. اگر ايستاده و با حالت معمولي نماز بخوانيد، بايستي روبه قبله نماز بخوانيد .(3)
نماز شب فضيلت فراوان دارد، در ارزش نماز شب كافي است كه بدانيم قرآن مجيد ثواب آن را براي انسان ها قابل درك نمي داند : مؤمنان حقيقي شب ها پهلو از بستر بر مي دارند . خدا را با بيم و اميد مي خوانند . از آن چه روزي شان كرده ايم، انفاق مي كنند. پس هيچ كس نمي داند به پاداش اعمال شان چه نعمت ها به عنوان چشم روشني براي آن ها آماده شده است.(4)
پي نوشت ها :
1. توضيح المسائل مراجع، ج1، مسئله 916 به بعد
2. تحريرالوسيله، ج 1، ص 136.
3 . توضيح المسائل مراجع ، ج 1 ، ص 454 ، مسئله 781 .
4. سجده (32) آية 16 و 17.
۱۳۸۹/۰۶/۰۹ ۱۹:۱۵ شناسه مطلب: 18096
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات جوانی(مرد وجرد) 27 ساله هستم و در ماه رمضان دچار ریزش موی شدید شده ام و با وجود رعایت رژیم مناسب رمضان تحت نظر کارشناس تغذیه،باز هم ریزش ادامه دارد وشدت آن نیز رو به افزایش است. چه باید کرد؟ آیا باید بگذارم موهایم بریزند؟
با سلام وتشکر از ارتباط با اين مرکز
ريزش مو مجوز براي ترک روزه به حساب نمي آيد.
اما در صورتي که يقين داشته باشيد که ريزش مو به دليل روزه مي باشد و اگر روزه را ترک کنيد ريزش موي شما قطع مي شود و نداشتن مو هم براي شما نقص به حساب مي آيد، مي توانيد روزه نگيريد.
در طول سال تا ماه رمضان سال بعد بايد قضا كنيد .در صورتي كه عذر شما تا سال بعد باقي باشد ،قضا لازم نيست .بايد به ازاي هر روز يك مد (750 گرم) طعام (گندم يا جو يا...) به فقير بدهيد.(1)
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ،نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم .
پي نوشت :
1. سوال تلفني از دفتر (7746666-0251) آيه الله خامنه اي .





