پرسش وپاسخ
۱۳۸۹/۰۷/۰۷ ۱۴:۱۱ شناسه مطلب: 19849
سلام دوستان و خسته نباشید من خیلی وقت بود که استمنا میکردم و نمی دونستم که این کار از نظر شرعی حرامه و وقتی که این رو فهمیدم توبه کردم و خدا شاهده که از اون به بعدانجام ندادم و خواستم گذشته ام رو جبران کنم - خب اون موقعه هایی که من استمنا میکردم اصلا محتلم نمیشدم و از وقتی که توبه کردم در هفته 2-3 بار محتلم میشم و این موضوع من و اطرافیانم رو ناراحت کرده و دیگران به من یه جور دیگه نگاه میکنن (برادر-خواهر)و... خب حالا من چیکارکنم ؟.راستی اون موقع ها من افراط در این کار نداشتم شاید یکی دو بار در ماه . و راستی من به دوستم گفتم این کار حرامه گفت یه آیه تو قرآن بیار تا من انجام ندم اگه ایه ای هست راهنماییم کنید ممنون و التماس دعا
اگر كسي با دست يا وسايل مصنوعي به ارضاي جنسي اقدام كند، گناهكار است و اين كار را استمنا يا خود ارضائي مي گويند. حرمت چنين عملي از سوره مباركه مؤمنون از آيه پنج تا هفت به دست مي آيد : وَ الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ؛ ( 5 ) و آن ها كه دامان خود را از آلودگى به بىعفتى حفظ مىكنند .
إِلاَّ عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ ؛(6) تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزان شان دارند كه در بهرهگيرى از آن ها ملامت نمىشوند.
فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ ؛(7) و هر كس غير اين طريق را طلب كند. تجاوزگر است .
هنگامي كه از حضرت صادق (ع) در مورد استمنا مى پرسند، مى فرمايد: گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن مجيد از آن نهى فرموده است . استمنا كننده مثل اين است كه با خودش نكاح (زنا)كرده . اگر كسى را كه چنين كارى مى كند بشناسم، با او هم خوراك نخواهم شد . (1)
كسي كه سابقا مرتكب چنين عملي شده، با توبه مي تواند آثار اين گناه را پاك نموده ، با خود و خدا عهد نمايد كه بار ديگر اين عمل را مرتكب نمي شود. از ديدگاه پزشكان استمنا آثار زيانباري بر جسم و روح و روان وارد مي سازد .
الف ) آسيبهاى جسمانى استمنا يا خود ارضائي .
1 ) ضعف و تحليلِ قواىِ جسمانى
كاهش انرژى جسمانى بدن از مضرات مهم و جبرانناپذير خودارضايى است. احساس خستگى عارضه طبيعى انزال است، اگر خودارضايى در شبانه روز به دفعات تكرار شود ، احساس خستگى در ساعات مختلف همراه انسان است. در نتيجه به مرور زمان ضعف و بى حالى در فرد تثبيت شده ، طبيعت ثانوى براى او ايجاد مىكند. كاهش و تخليه مكرر قواى جسمانى به ضعف عمومى و دائمى بدن و بالاخره به پيرى زودرس مىانجامد.
... وقتى قلم به دست مىگيرم، زود خسته مىشوم و قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را روى زمين مىگذارم تا وقتى كه دستم كمى قدرت پيدا كند و دوباره بنويسم. «نامهاى از يك جوان»
... آن چه امروز برايم باقى مانده است (از ناحيه اين عمل) جسمى نحيف و درهم شكسته است.«نامهاى از يك جوان».
... با اين كه ورزشكارم ،زانوهايم مرتب سست مىشود. «پسرى 18 ساله»
من كه دخترى پر جنب و جوش و داراى چهرهاى روشن بودم، كم كم به دخترى بى حال، كم تحرك و رنگ پريده مبدل شدم.
«دخترى 15 ساله، كلاس اول تجربى»
لاغرى، لرزش بدن، پژمردگى،ضعف مفاصل، تشنج، زردى و تيرگى چهره، از نشانهها و عوارض ضعف جسمانى است .
متأسفانه ضعف جسمانى به همين جا ختم نمىشود. بلكه كل بدن را ساقط مىكند. شخصى كه مبتلا به اين عمل شوم شود، رفته رفته ضعف شديد در خود احساس كرده، كمر درد او را آزار مي دهد تا اين كه به فلج عمومى بدن مبتلا مي شود.
2 ) ضعف بينايى .
خود ارضاىي به تدريج در نور چشم و قدرت بينايى اثر مىگذارد و آن را كاهش مىدهد. درجات و شدت ضعف چشم بستگى به درجات و شدت خودارضايى دارد و اين به حدى است كه گاه به نابينايى منجر مىشود.
با اين كه اهل ورزش هستم ،چشمانم خسته مىشود و جلو چشمم تيره و تار مىشود به حدى كه سرگيجه مىگيرم. آيا اين از عوارض خودارضايى است ؟ «نامهاى از يك پسر 18 ساله»
جوانى كه هشت سال مبتلا به خودارضايى بود، وقتى مىخواست كتابى را بخواند ،چشم هايش سياهى مىرفت ، حدقههاى چشم او بيش از حد معمول گشاد و باز شده بود . در قعر چشمهاى خود درد شديد احساس مىكرد . (به نقل از مشكلات جنسى نسل جوان) .
روزى در يكى از خيابانهاى يزد چشمم به جوانى حدوداً بيست و پنج ساله افتاد كه در اثر نابينايى به همراه برادرش حركت مىكرد، چون با برادرش آشنا بودم ، جلو رفتم و سؤال كردم: چرا چنين شده است؟ گفت: او مبتلا به انحراف جنسى (خودارضايى) بوده است و دست از اين كار برنداشته است تا به اين روز افتاد. (همان).
3 ) آسيبپذيرى در برابر بيمارى ها
تحليل رفتن قدرت بدن و قواى جسمانى، بستر پذيرش ساير بيمارىها را فراهم مىآورد. جسمى كه با خود ارضايى ضعيف شده است نمىتواند در مقابل ميكروب ها و ويروس ها از خود دفاع كند. جوانى مبتلا به اين عمل شوم بود، در همين حين به يكى از بيمارىهاى همراه با تب دچار شد و در همان حال خودارضايى مىكرد، در روز ششم بيمارى كاملاً ضعيف شده بود و در نتيجه مرگ او را فراگرفت .
4 ) آسيب دستگاه تناسلى و ناتوانىهاى جنسى و توليد مثل .
خودارضايى اثرات مهمى در دستگاه تناسلى از خود برجاى مىگذارد. دكتر «هوچنين سون» معتقد است كه عموم ناراحتىهاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار خودارضايى است. بعضى از اين اثرات عبارت اند از:
تورم غدد وذى
تورم كانال نطفه
تورم قسمت پايينى و عقب كانال ادرار
شل شدن عضلات تناسلى
خروج بى اختيار منى با كوچكترين حادثه
ايجاد قاعدگى نامنظم و خروج ترشحات چركى و احساس درد هنگام قاعدگى در دختران
از بين رفتن پرده بكارت
ارضاى ناكامل جنسى و از دست دادن لذت مقاربت بعد از ازدواج
ناتوانى و تأخير توليد مثل به خاطر ضعف مكرر دستگاه تناسلى و انزال زودهنگام
بيماري هاى مقاربتى
عقيم شدن
5 ) آسيب مراكز عصبى و غدد در مغز
در اثر خودارضايى و تحريك زياد، هيپوتالاموس آسيب مىبيند. مغز و مراكز حساس ديگر مكرراً دچار كاهش نسبى جريان خون مىشوند و از اين طريق آسيبهاى جبرانناپذير و بر آن ها وارد مىشود. تخليههاى مكرر عصبى، موجب ضعف اعصاب مىشود. خودارضايىهاى مكرر، مركز عصبى را دچار حساسيت و ضعف و خستگى و اختلال مىسازد. به گفته يكى از دانشمندان، خود ارضايى موجب ضعف قواى شهوانى و بى رمق و بى جان شدن آن ها مىشود .
به طور كلى اختلال قواى بينايى، شنوايى (مثل صداى زنگ در گوش و وز وز كردن) و... از ضعف و اختلال اعصاب است .
... قسمتهاى عمده بدن من يعنى قلب و اعصابم به هم ريخته است. «نامهاى از يك جوان»
و تو اى جوان عزيز به خود آى . آسيبها را جلوى چشم خويش تابلو كن . با تأمل در اين منظره نامطلوب و غيرقابل قبول، خود را از دام اين بلا نجات بده.
كم خونى .
كم اشتهايى و مشكلات گوارشى ؛
كم خوابى و اختلال در خواب ؛
تنگى نفس ؛
سر درد و سرگيجه ؛
پيدايش تغييرات در نخاع و ستون فقرات .
همگى از آسيبهاى جسمى خودارضايى هستند .
ب ) آسيبهاى روحى - روانى
1 ) ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمركز فكرى
يكى از پى آمدهاى خودارضايى، ضعف و تحليل قواى جسمانى است. اين به نوبه خود ناشى از اختلال در عملكرد سيستم مغز و اعصاب است. اختلال در اين سيستم موجب مىشود كه بخش حافظه كارايى لازم را نداشته باشد. علاوه بر اين، شخصِ مبتلا به خودارضايى به خاطر تمركز در اين عمل و توجه نسبتاً مداوم به موضوعات جنسى، حواس پرت و ناتوان در تمركز فكرى است كه اين خود عامل ديگرى براى كاهش مستمر حافظه است.
از عوامل حفظ و تقويت حافظه آن است كه فرد به كارهاى علمى و فكرى مشغول باشد ،در حالى كه شخص خودارضا از كارهاى علمى و فكرى باز مىماند . اين خود عامل ديگرى براى ضعف حافظه چنين اشخاصى است.
... استعداد كافى داشتم و تحصيل مىكردم اما اكنون استعدادم كم شده و مطالب را درست درك نمىكنم و با فشار و سختى به تحصيل ادامه مىدهم. «نامهاى از يك دانشآموز»
2 ) اضطراب .
دلهره و دلواپسى از ويژگىهايى است كه دائماً فرد خودارضا را رها نمىكند، او مرتب با خود درگير است و نمىتواند با خود كنار آيد. افكار آشفته، وسواس فكرى، بى ثباتى، درهم ريختگى فكرى دامن گير اوست: «نكند كسى بفهمد»، «كى و چگونه اين كار را تكرار كنم»، «كى مىشود نجات پيدا كنم» و... لحظهاى آرام و قرار ندارد، سرزنش و تحقير خود به علت ارتكاب گناه، شخصيت او را در هم مىكوبد. گاهى تأخير در ترك و اين كه بعد از ترك چه مىشود، امان او را مىگيرد.
... آيا با تركِ خودارضايى باز هم علائم آن باقى مىماند. «امضا: همدم مرگ»
... آيا پس از ترك مىتوانم ازدواج كنم و صاحب فرزند شوم؟ آيا بخشوده خواهم شد؟ «نامهاى از يك جوان»
آن چه امروز از اين عمل برايم باقى مانده است، روحى متزلزل و بغض و نفرتى متراكم است. «نوجوان 17 ساله تهرانى»
3 ) افسردگى .
بى احساسى و بى تفاوتى، بى نشاطى و بى ذوقى، سستى و گوشهگيرى، غم و اندوه، عدم علاقه به امور هنرى، ورزشى، مسائل معنوى و... همگى از نشانههاى بارز و حتمى افسردگى است.
4 ) پرخاشگرى و بداخلاقى .
شخصِ خودارضا نسبت به كوچكترين محرك محيطى حساس است، حوصله گفت و گو با ديگران را ندارد، زود رنج است و سريعاً از كوره در مىرود، به نور زياد، صدا، رفت و آمد و... حساسيت فوقالعاده دارد.
5 ) يأس از زندگى .
... در سنين 16 يا 17 سالگى دو مرتبه دست به خودكشى زدم ولى موفق نشدم، اكنون در ميان طوفان مرگبارى به اين سو و آن سو مىروم، شايد هم يك سويش نابودى باشد. «نامهاى از يك جوان»
... تصميم گرفتهام اگر راهى برايم نباشد خودكشى كنم.... «دختر 18 ساله تهرانى»
6 ) از بين رفتن خلاقيتها، توانايىها و سركوب شدن استعدادها .
7 ) عدم ميل به تحصيل، مطالعه، تحقيقات علمى و فعاليتهاى فكرى .
8 ) هوس باز و بىبند و بار شدن و اعتياد به ارضاى جنسى نامشروع .
9 )بى عاطفه، كم رو و خجل .
10 ) عدم اعتماد به نفس و احساس حقارت، ضعف اراده .
11 ) از بين رفتن صفاى دل و بى علاقهگى نسبت به امور معنوى، مجالس دعا، جماعات و... .
12 ) احساس گناه، عذاب وجدان .
ج ) آسيبهاى اجتماعى .
خودارضايى يك حس گريز از اجتماع پديد مىآورد كه در اثر افراط و تكرار در او ريشهدارتر خواهد شد . فرد در گوشهاى خود را منزوى و به افكار دور و دراز مىپردازد. توجه به لذات شخصى، سبب سستى روابط اجتماعى مىگردد . حيات جمعى را دچار مخاطره مىسازد. فردِ خودارضا به غير از ميل به انزواجويى در عرصه اجتماعى نيز با مردم جوششى ندارد . از زندگى جمع احساس لذت نمىكند. اين جاست كه نه تنها شخصيت اجتماعى و انسانى چنين افرادى تدريجاً متزلزل شده بلكه جامعه نيز از وجود نيرو جوان و پرانرژى محروم گرديده است . در دراز مدت موجب اختلال در نظام اجتماعى مىشود .
اين دسته از آسيبها عبارت اند از :
1 ) بى آبرويى ؛
2 ) مشكلات خانوادگى ؛
3 ) انزواى اجتماعى، طرد شدن از جامعه و مشكل دوست يابى ؛
4 ) مشكلاتى در ازدواج از قبيل :
عدم پذيرش در خواستگارى
اكنون خواستگاران فراوانى دارم كه هر يك از ديگرى بهتر هستند. به دليل همين مسئله (خودارضايى و از دست دادن بكارت) است كه مجبورم به خواستگارانم جواب رد بدهم. بدون اينكه پدر و مادرم علت نپذيرفتن من را بدانند.
«دخترى 18 ساله از تهران»
بر اثر خودارضايى دامنم لكه دار شده و حالا خواستگاران فراوانى دارم كه هر كدام از ديگرى بهتر است. به من بگوييد چه كار كنم.
«نامهاى از يك دختر جوان»
بى ميلى به ازدواج و تأخير در آن
بى ميلى به همسر
ناتوانى در مقاربت صحيح و ارضاى جنسى خود و همسر
ناسازگارى خانوادگى
سرد بودن كانون خانواده
ناتوانى در برابر مشكلات و سختىها پس از ازدواج
طلاق و متزلزل شدن كانون خانواده
5 ) افت تحصيلى .
اين كار روى تحصيلات من به شدت اثر گذاشت، من كه تا سال سوم راهنمايى جزء شاگردان خوب كلاس بودم، در سال سوم راهنمايى، ثلث اول يك تجديدى آوردم. «دختر 15 ساله»
6 ) بزهكارى .
7 ) عدم علاقه نسبت به فداكارى و خدمتگزارى به همنوعان و...
8 ) لذت نبردن از دوستىها و مهر و محبتها در روابط با پدر و مادر، بستگان و دوستان و بالاخره بريدن از آنان .
9 ) از بين رفتن عزت، پاكدامنى، شرف و حيا .
10 ) انحطاط و انحراف فكرى و عملى خود و به انحراف كشيدن ديگران .
11 ) ايجاد خطرات اجتماعى براى خانواده خود و نواميس ديگران .
12 ) سوء استفاده جنسى و تجاوز به كودكان .
13 ) ترويج و اشاعه فحشا و منكرات .
14 ) شيوع بيمارىهاى مقاربتى در جامعه .
15 ) حسادت و بدبينى .
د ) آسيبهاى معنوى و اخروى :
همه آسيبهاى سه گانه كه سخن از آن ها به ميان رفت قابل اصلاح و جبران است اما آسيب معنوى به اين راحتى قابل جبران نيست. چون اولاً: آسيب به قلب و دل است كه هيچ کدام از ابعاد وجود آدمى به ارزش، كارايى، حساسيت و لطافت قلب و دل او نيست. به تعبير قرآن و روايات اسلامى، گناه به انسان سرازير مىشود و آن را فاسد و از كار مىاندازد.
دوّم: اين آسيب فقط دنيوى نيست.
قرآن كريم مىفرمايد: چنين نيست كه بعضى خيال مىكنند، بلكه اعمال خلاف شان چون زنگارى بر دلهاي شان نشسته، از درك حقيقت واماندهاند: «كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون».(2)
كلمه «ران» در آيه مذكور به معناى زنگار است. زنگ يا زنگار در امور مادى همان چيزى است كه روى فلزات و اشياى قيمتى مىنشيند، همان لايه قرمز رنگى كه بر اثر رطوبت هوا روى آهن و مانند آن ظاهر مىشود . معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتن شفافيت و درخشندگى آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است.(3)
آرى، بدترين اثر گناه، تاريك ساختن قلب و از ميان بردن نور علم و حس تشخيص است. «گناهان از اعضا و جوارح سرازير قلب مىشوند» . (4)
مرحوم علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( 5 ) مىفرمايد: از آيه شريفه سه نكته استفاده مىشود :
1 ) اعمال زشت، نقش و صورتى به نفس و روح انسان مىدهند ؛
2 ) اين نقش و صورت خاص، مانع آن است كه نفس آدمى حق و حقيقت را درك كند ؛
3 ) نفس آدمى به حسب طبع اوليهاش صفا و جلايى دارد كه با داشتن آن، حق را آن طور كه هست درك مي كند. قلب از ديدگاه قرآن جايگاه مهمى دارد قرآن كريم اولاً: قلب را مهمترين مركز شناخت در انسان معرفى مىكند.
دوم: بيمارى قلب را مهمترين بيمارى به حساب مىآورد و از اين بيمارى به تعابير مختلف و عجيب ياد مىكند: قلب بيمار، قساوت قلب، انحراف قلب، زنگار قلب، كور شدن قلب، مهر شدن قلب، قفل شدن قلب و بالاخره از همه مهم تر مردن قلب. كه جمعاً بيش از هفتاد و دو مورد آمده است .
در اهميت گناه از ديدگاه اسلام همين بس كه اسلام اولاً: كيفر و اثر آن را منحصر به دنيا نكرده است.(6)
دوم: از انديشه و فكر گناه هم منع كرده است تا گناه را از سرچشمه خشك كند. على (ع) مىفرمايد: كسى كه در انجام گناه زياد فكر كند، بالاخره به گناه كشيده مىشود (7).
سوم: از گناه به عنوان درد و بيمارى ياد كرده است. (على (ع) براى دلها بيماريى، دردناكتر از گناه نيست.(8)
چهارم از رفاقت و دوستى با گنهكار و شركت در مجالس گناه به شدت نهى كرده است. على (ع) فرمود: بر فرد مسلمان شايسته نيست كه با گنهكار طرح رفاقت و دوستى بريزد .
پنجم : ترك گناه را بهترين عبادت برشمرده است. على (ع) فرمود: برترين عبادت، دورى گزيدن از گناه است.
اينها بخش بسيار اندك از هشدارهايى است كه اسلام براى دفع اثر زيانبار گناه به انسانها داده است . ( 9 )
براى اين كه به تأثير گناه بر دل و قلب بيش تر پى ببريم، به عنوان نمونه به ذكر چند روايت اكتفا مىكنيم:
رسول اكرم (ص) مىفرمايد: وقتى انسان مؤمن گناهى را مرتكب مىشود، لكه سياهى در قلبش پيدا مىشود . اگر دل از آن بكند و توبه كرده و از خداوند آمرزش طلبد، دوباره قلبش شفاف مىشود . اگر گناه را ادامه دهد، سياهى تمام قلبش را فرا مىگيرد . (10 )
رسول گرامى اسلام(ص): وقتى حرامها ناديده گرفته شود و كسى مرتكب آنها شود، خداوند طورى بر دلش مهر مىزند كه بعد از آن، ديگر قدرت درك و فهم را نداشته باشد . ( 11 )
ظرف، وقتى وارونه شود هيچ چيز در آن قرار نمىگيرد، قلب هم در اثر گناه طورى وارونه مىشود كه ديگر علم و حقيقت در آن جاى نمىگيرد .
خودارضايى هم كه اسلام به شدت از آن نهى كرده است ،شايد از همين باب باشد كه اثر در قلب و دل آدمى مىگذارد . آثار روحى و روانى خودارضايى كه در بخش (ب) بيان گرديد، عمدتاً از همين بيمارى دل ناشى مىشود. در اين جا چند روايت در مورد اثر معنوى گناه خودارضايى بيان مىكنيم.: به اميد آن كه تو اى جوان عزيز و برومند، اى كه چشم اميد پدر ومادر و جامعه به توست، اى آينده ساز خود و جامعه اسلامى به خود آيى و تا دير نشده خود را از اين مهلكه و باتلاق نجات دهى، بدان كه مىتوانى، حتماً مىتوانى!
1 ) امام صادق(ع) فرمود: روز قيامت خداوند با شخص خودارضا گفتگو نمىكند و از چشم خدا مىافتد . (12)
2 ) رسول خدا(ص) فرمود: لعنت خدا و ملائكه خداوند و تمام بشر بر شخص خودارضا است.(13)
3 ) رسول خدا(ص) فرمود: كسى كه خودارضايى مىكند، ملعون است. (14)
4 ) امام صادق(ع) فرمود: خودارضايى گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است.(15)
5 ) امام صادق(ع) فرمود: براى كسى كه خودارضايى كند، در قيامت عذاب دردناكى در نظر گرفته شده است. (16)
در پايان توجه شما را به تحقيقى كه حاصل بررسى 400 نامه رسيده از نوجوانان كشور به برنامه آينده سازان صداى جمهورى اسلامى در دى ماه 1367 است جلب مىكنيم. طبق اين تحقيق افرادى كه مبتلا به خودارضايى مىباشند. به ناراحتىهاى زير مبتلا گشتهاند:
1. ضعيف شدن چشم؛ 2. لاغر شدن صورت؛ 3. ضعف اعصاب؛ 4. تحليل رفتن بدن؛ 5. سردرد و سرگيجه؛ 6. سرماخوردگى زود به زود؛ 7. كم خونى؛ 8. سست شدن زانو؛ 9. سياه شدن دور چشم؛ 10. ضعف حافظه؛ 11. زرد شدن صورت؛ 12. ضعف و اختلالات شنوايى؛ 13. جوش صورت؛ 14. گوشهگيرى؛ 15. اختلال در خواب؛ 16. ايجاد حالت وسواس و ترديد؛ 17. افت تحصيلى .
پينوشتها :
1. وسائل الشيعه ، ج 18 ص 575 .
2 . مطففين(83) آيه 14.
3 . تفسير نمونه ، ذيل آيه 14 مطففين .
4 . همان .
5 . الميزان، ذيل آيه 14 سوره مطففين ؛ مائده(5) آيه 33 .
6 . غررالحكم .
7 . بحار الانوار ، ج 73 ، ص 342 .
8 . وسائل الشيعه ، ج2، ص 269 .
9 . تفسير الميزان ، ذيل آيه 14 مطففين .
10. محمد هويدى، التفسير المعين .
11. الميزان، ذيل آيه 14 سوره مطففين .
12. ميزان الحكمة، ح 18749.
13. همان، ح 18748.
14. همان، ح 18751.
15. همان، ح 18750.
16. همان، ح 18749.
۱۳۸۹/۰۷/۰۷ ۰۰:۱۵ شناسه مطلب: 19831
۱۳۸۹/۰۷/۰۷ ۰۰:۱۳ شناسه مطلب: 19830
ارضا جنسی با همسر از طریق تلفن یا چت چه حکمی دارد؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
مسئله اختلافي است ، مثلا دفتر آيت الله خامنه اي فرمودند اشکال دارد . دفتر آيت الله شبيري زنجاني فرمودند: اشکال ندارد ، گرچه به قصد ارضا باشد و ارضا(خارج شدن مني) هم صورت گيرد. بنابراين لطفا مرجع تقليدت را بنويس تا مطابق نظر وي پاسخ دهيم. (1)
لطفا هر گاه سئوال شرعي داريد نام مرجع تقليد خود را ذكر فرماييد.
پي نوشت:
1. سئوال از دفترمقام معظم رهبري در قم (7743232-0251)و دفتر آيت الله زنجاني(02517740321).
۱۳۸۹/۰۷/۰۵ ۱۵:۱۲ شناسه مطلب: 19755
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مرکز.
وطي(آميزش ) در دبر (عقب) زن به فتواي برخي از مراجع حرام است(1) . به فتواي بعضي كراهت شديد دارد.(2)
برخي فرموده اند: اگر زن راضي نباشد، حرام است. اگر راضي باشد، كراهت شديد دارد.(3)
بنا بر فتواي آيت الله خامنه اي اين عمل کراهت شديد دارد . احتياط در ترک آن است مخصوصا اگر زن راضي نباشد . در صورتي که موجب اذيت او شود ،حرام است .(4)
بنابر فتواي آيت الله تبريزي آميزش با همسر از عقب ، بنابر احتياط واجب جائز نيست.(5)
به هر حال چه اين عمل جايز باشد و چه نباشد ، اين کار عملي غير طبيعي است . چه بسا ممکن است تکرار آن مشکلاتي را در سيستم گوارش و دفع مدفوع براي زن به وجود آورد .
پي نوشت ها :
1. آيات عظام: خويي،اراكي و سيستاني؛ توضيح المسائل مراجع، مسئلة 450 و ذيل آن.
2. امام خميني ، همان .
3. همان، آيت الله فاضل.
4. آيت الله خامنه اي ، پاسخ سوال هاي مورد ابتلا س 65 .
5. آيت الله تبريزي، استفتائات جديد، س 1463.
۱۳۸۹/۰۷/۰۵ ۱۲:۱۹ شناسه مطلب: 19747
۱۳۸۹/۰۷/۰۴ ۱۷:۱۲ شناسه مطلب: 19712
چه اعمالی تو روابط جنسی حرامه؟؟ عذر میخوام خوردن منی یا الت مرد و زن کار حرامیه؟ یا حتی نگاه کردن به هر کدوم؟؟
پرسشگر محترم با سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز؛
هر گونه رابطه جنسي ميان زن و شوهر اشکال ندارد. فقط زن هنگامي که در عادت ماهيانه است، نمي توان با او نزديکي کرد. نزديکي با او از جلو در ايام عادت ماهيانه حرام است (1) . آميزش از عقب بنا به فتواي برخي از مراجع اگر موجب بيماري براي زن بشود يا زن ناراضي باشد، جايز نيست(2) . مني نجس است (3) و خوردن آن حرام است . نگاه کردن به اعضاي تناسلي اشکال ندارد (4) ولي ليسيدن اعضاى تناسلى زن و شوهر و وارد كردن آلت در دهان يکديگر اشكال شرعى ندارد.(5)
اما از نظر پزشكى بايد بسيار محتاط بود. زيرا آلت تناسلى در معرض ابتلا به بيمارى هاى پوستى و رشد قارچ هاى مختلف مى باشد. بايد مطمئن بود ناراحتى پوستى و ديگر بيمارى ها وجود ندارد..
پي نوشت ها:
1. توضيح المسائل مراجع ، م 450
2 . آيت الله خامنه اي ، پاسخ سوال هاي مورد ابتلا س 65 .
3. توضيح المسائل مراجع ،م 78 .
4 . همان م 2436 .
5 . همان م 2412 .
۱۳۸۹/۰۷/۰۴ ۰۷:۲۶ شناسه مطلب: 19680
آیا در قرآن کریم آیاتی در خصوص اثبات ولایت فقیه غیر معصوم و رجوع به مرجعیت غیر معصوم وجود دار؟ (باتشکر)
پاسخ:
چند نکته بايد مورد توجه قرار گيرد:
اول. قرآن منبع اصلي معارف و احکام اسلام است.
دوم. پيامبر مفسر، مبيّن و معلّم قرآن است(1). تفصيل جزئيات احکام و معارف را در سخنان و رفتار ايشان (سيره) بايد يافت. اين منصب بيان و تفسير و تعليم به امر خدا بعد از ايشان به خلفاي ايشان واگذار شده است.
سوم. عقل نور خدايي و پيامبر باطني است(2). دريافت هاي عقل در زمينه معارف و حسن و قبح معتبر و مورد تاييد خداست.
بنا بر اين با توجه به توضيحات بالا منبع احکام و معارف اسلام، قرآن، سنت و عقل است. نبايد انتظار داشت همه احکام و معارف و جزئيات آن ها را در قرآن يافت.
لزوم حکومت از نگاه عقل بديهي است. قرآن شرايط حاکم را بيان کرده از جمله:
شرط اول: اسلام و ايمان.
خداوند مي فرمايد:
لن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا"؛(3) خداوند هرگز كافران را بر مومنان سلطه نمي دهد،
لايتخذ المومنون الكافرين اولياء من دون المومنين و من يفعل ذالك فليس من الله في شي؛(4) مومنان نبايد كافران را به جاي مومنان ولي و سرپرست خود بگيرند. هر كس چنين كند، از لطف و ولايت خدا بي بهره است.
شرط دوم: عدالت.
ولاتركنوا الي الذين ظلموا فتمسكم النار؛(5) به ستم پيشگان گرايش نيابيد كه آتش دوزخ به شما خواهد رسيد،
ركون در روايات به دوستي و اطاعت تفسير شده است،
قال اني جاعلك للناس اماما"(6) قال و من ذريتي قال لاينال عهدي الظالمين؛
خدا فرمود: تو را پيشواي مردم گماردم گفت: و از فرزندان من؟ فرمود: عهد من به ستمكاران نمي رسد.
شرط سوم: فقاهت.
حاكم اسلامي بايد عالم به احكام و معارف و اهداف اسلام باشد. تا بتواند آن ها را اجرا كند و اهداف را محقق سازد. در زمان پيامبر (صلی الله علیه وآله) و امام معصوم (علیه السلام) اين علم از سوي خداوند به آنان داده شده است. در زمان غيبت امام معصوم (ع) داناترين مردم به احكام و معارف و اهداف قرآن بايد متصدي اين مقام باشد.
قرآن درباره شرط علم مي فرمايد:
افمن يهدي الي الحق احق ان يتبع امن لايهدي الا ان يهدي فمالكم كيف تحكمون؛(7)
آيا كسي كه به راه حق هدايت مي كند، سزاوارتر است. از او پيروي شود يا كسي كه راه نمي يابد، مگر آن كه راه برده شود، شما را چه مي شود؟ چگونه داوري مي كنيد؟
فقيه كسي است كه با تخصصي كه سال ها در تحصيل آن كوشش كرده، مي تواند احكام و معارف و اهداف اسلام را از قرآن و سنت و عقل و اجماع به دست آورد. غير فقيه كسي است كه اين تخصص را ندارد. بايد اسلام را از فقيه و اسلام شناس بياموزد.
فقيه و اسلام شناس عادل و توانمند شبيه ترين فرد به معصوم است. در نبود معصوم به حکم شرع و عقل بايد منصب زعامت سياسي جامعه را به کسي سپرد که صلاحيت بيش تري دارد. فقيه عادل و توانمند صلاحيت دارترين فرد است.
قرآن مي فرمايد:
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها؛(8) خدا امر مي کند امانت ها را به اهل و صاحبان صلاحيت بدهيد.
کسي که مي خواهد در رأس حکومت در جامعه اسلامي باشد، بايد هم دين جامعه را به خوبي بشناسد؛ هم عدالت در اجرا داشته باشد؛ هم توان اداره جامعه و تدبير امور را داشته باشد. اگر واجدين اين شرايط متعدد هستند، به حکم عقل و شرع بايد صلاحيت دارترين فرد براي تصدي اين مسئوليت شناخته شود.
بنابراين در قرآن واژه "ولايت فقيه" نيامده و تفصيل اين امر به بيان امامان واگذار شده است.
پي نوشت ها:
1. نحل (16) آيه 44.
2. کافي ،ج1 ،ص 25.
3. نساء (4) آيه 141.
4. آل عمران (3) آيه 28.
5. هود (11) آيه 124.
6. بقره (2) آيه 35.
7. يونس (10) آيه 35.
8. نساء (4) آيه 58.
۱۳۸۹/۰۷/۰۴ ۰۰:۱۹ شناسه مطلب: 19674
با سلام و تشکر از اینکه به سوالم پاسخ دادین اما اگر در زمان روزه بعد از فکر کردن به موارد شهوانی چه در خواب یا بیداری باعث خروج منی شود چه؟آیا روزه باطل میشودو اینکه در جواب من گفته راه حل ازدواج را برای این مشکل مطرح کرده بودین در صورتی که چنین شرایطی مهیا نباشد چه؟اگر این افکار باعث گناهی چون خودارضایی شود؟ یااینکه با صحبت کردن با افراد نامحرم از طریق چت کسی بخواهد این نیاز را برطرف کند مرتکب گناه شده؟ برای جبران آن چه باید کرد؟
پاسخ:
با سلام وتشکر از ارتباط با اين مرکز
در صورتي که خروج مني در خواب باشد، روزه باطل نمي شود.(1)
اما اگر خارج شدن مني درروز و در حال روزه باشد، در صورتي که انسان قصد خروج مني را نداشته و عادت هم نداشته باشد که به اين گونه فکر ها از او مني خارج شود و اطمينان به خارج نشدن مني داشته باشد، ولي به صورت اتفاق مني خارج شود ،روزه اش صحيح است.(2)
بنا براين با سه شرط روزه صحيح است (عدم قصد ، عدم عادت ،اطمينان به خارج نشدن مني ) .در غير اين صورت روزه باطل مي شود.
در صورتي که شرايط ازدواج فراهم نباشد، بايد انسان تقوا پيشه وسعي کند که مرتکب گناه نشود.
خود ارضايي حرام و گناه کبيره است . عوارض نامطلوبي در دنيا و آخرت دارد .ضرر هاي زياد بر جسم و روح انسان وارد مي کند.
براي برطرف کردن اين نياز انسان يا بايد ازدواج کند ويا صبر کند تا شرايط فراهم شود. روي آوردن به صحبت با افراد نامحرم، چه حضوري باشد وچه از طريق چت کردن اشکال دارد ،زيرا اين گونه امور انسان را در پرتگاهاي قرار مي دهند که نجات از آن ها مشکل مي باشد.
کسي که مرتکب اين گناهان شده، واجب است توبه کند . ازخدا طلب عفو و بخشش نمايد. اگر واقعا توبه کند و تصميم برترک بگيرد، خداوند مي بخشد.
توجه به ذکر خداوند و معنويات بهترين وسيله براي ترک وسوسه هاي شيطان مي باشد.
پي نوشت ها :
1. آيه الله فاضل ، توضيح المسائل ، م1642
2. همان ، م 1646
۱۳۸۹/۰۷/۰۳ ۲۱:۵۴ شناسه مطلب: 19667
با سلام، لطفا در مورد غسل شهادت و کیفیت انجام آن توضیح دهید؟ آیا می توان هروقت خواستیم غسل شهادت کنیم؟ آیا غسل شهادت جزء غسل های مستحبی محسوب می شود؟
پاسخ:
غسل مستحبي به نام غسل شهادت نيافتيم.





