پرسش وپاسخ

امتحان دوست كه مي گويند يعني چه ؟و چگونه مي توان دوست را شناخت ؟و اگر دوستمان بد بود بايد تركش كنيم يا بسازيمش ؟(هرچند كه تجربه هايم از شكست هايي در دوستي خورده ام نشان مي دهد كه با حرف من و تو ساخته نمي شوند).و اگر به دليل بد نامي دوست نخواهيم او را ترك كنيم و بدون تحقيق به او اعتماد كنيم و بعد از مدتي از او خسته شويم و به بهانه فشار خانواده (كه واقعا هم فشار ميدهند)او را ترك كنيم آيا مشكلي دارد حتي اگر با بولدوزر از روي قلبش گاز داده باشيم؟

گام اوّل در دوست‌يابي، دوست‌شناسي است. اگر اين امر به طور شايسته‌اي انجام نگيرد، مراحل بعدي فرجام خوبي نخواهد داشت.
در پاسخ به اين كه چگونه دوست خوب را از بد بازشناسيم، بايد گفت: تنها با آزمايش و امتحان اين امر ميسر است. پروين اعتصامي مي‌گويد:
پروين، نخست زيور ياران صداقت است
باري نيازموده، كسي را مدار دوست
تا دوستي را نيازموده‌ايم، نبايد به او اعتماد كنيم. اكتفا كردن به ظاهر و روي خوش كافي نيست.
براي آزمودن دوستان مهم‌ترين راه، هفت چيز است:
1ـ آزمايش روحي:
اگر روان و عواطف خويش را به خوبي بشناسيم، از راه احساس دروني مي‌توان ميزان محبت ديگري را تشخيص داد. در حديث آمده است: "محبت قلبي برادرت را نسبت به خود، از محبت قلبي خويش نسبت به او بشناس"(1).
2ـ آزمودن به گاه نياز:
در موقع نيازمندي، مي‌توان دوست را شناخت. از لقمان نقل است كه گويد: "برادرت را مشناس مگر در وقت نيازت به او"(2).
دوست مشمار آن كه در نعمت زند لاف ياري و برادر خواندگي
دوست آن دانم كه گيرد دست دوست در پريشان حالي و درماندگي
3ـ آزمودن علاقه دوست به برقراري پيوند نزديك‌تر:
آيا او دوست دارد كه به سخن تو گوش دهد؟ آيا از همنشيني با تو احساس رضايت دارد؟ آيا كارهاي خوب تو را ميان مردم مطرح مي‌كند؟
4ـ آزمودن در سختي‌ها:
دوست خوب كسي است كه در گرفتاري‌ها به ياري‌ات بيايد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "دوست را در هنگام گرفتاري و سختي بيازماي".(3)
5ـ آزمودن به هنگام خشم:
هر انساني چهره واقعي‌اش را در حال خشم آشكار مي‌سازد، از اين رو امام صادق(ع) فرمود: "اگر برادرت سه بار بر تو خشمگين شد و سخن ناخوشايندي درباره‌ات نگفت، او را براي خود حفظ كن"(4).
6ـ آزمودن در سفر:
آدمي در سفر، لباس تكلف و ريا را از تن خود بيرون مي‌آورد و آن طور رفتار مي‌كند كه واقعاً مي‌انديشد، از اين رو مي‌توان دوست را در سفر آزمود. در روايات. يكي از روش‌ها، دوست را آزمودن به هنگام مسافرت دانسته‌اند.(5)
7ـ آزمودن به هنگام زوال قدرت:
دوستي واقعي، ناشي از سِمَت و مقام نيست و با نبود آن ها نيز پابر جاست. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "هنگام زوال قدرت، دوست از دشمن شناخته مي‌شود".(6)
دوستي با افراد ناصالح به قصد امر به معروف و نهي از منکر و به شرط وجود توانايي براي اصلاح اشکالي ندارد اما اگر اميدي به اصلاح نيست ومي دانيد از كوشش و سعي خود نتيجه‏اي به دست نمي آوريد، او را به قهر و قطع ارتباط تهديد كنيد، البته اگر تأثير مثبت داشته باشد. آخرين راه حل، قطع ارتباط است؛ زيرا اگر چه تغييري در خُلق و خوي دوست تان نمي‏بينيد، ولي چون در مسير غير حق قرار گرفته، اگر مردم اين موضوع را بدانند، هرگونه ارتباط شما با او (اگر تأثيري در شما نداشته باشد) موجب اتهام تان خواهد شد. علاوه بر اين از تأثير تدريجي و پنهاني و ناخودآگاه چنين ارتباطي در امان نخواهيد بود. بدون آن كه متوجه باشيد، كم و بيش و به تدريج تحت تأثير قرار خواهيد گرفت. اميرمؤمنان(ع) فرمود: "از دوستي با بدكار حذر كنيد، زيرا او دوست خود را به هر چيز پوچ و ناچيز مي‏فروشد".(7)نيز فرمود: "با شخص شرير (بدكار) مصاحبت و آميزش مكن، زيرا طبع تو، شر و بدي را از طبع او مي‏دزدد و تو نمي‏داني".(8)امام صادق(ع) فرمود: "هر كسي با رفيق بد دوستي كند، سالم نمي‏ماند".(9)
پي‌نوشت‌ها:
1. ميزان الحكمه، ج 5، ص 311.
2.همان، ص 312.
3. همان.
4. همان.
5. بحار الانوار، ج 78، ص 10.
6. ميزان الحكمه، ج 5، ص 312.
7 - صادق احسان بخش، آثار الصادقين، ج 10، ص 520.
8 - همان، ص 369.
9 - بحارالانوار، ج 75ص 216.

چگونه مي توانم اعتدال را رعايت كنم. زيرا در هر زمينه اي احساس افراط كاري يا تفريط مي كنم و اصلا نمي توانم مرز بين اعتدال را با اين دو تشخيص دهم لطفا راهمنايي كنيد

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
تنها راه پرهيز از افراط و تفريط، بالا بردن سطح آگاهي و شناخت است؛ زيرا امام علي(ع) منشأ افراط و تفريط را ناداني مي داند:
لا يري الجاهل الاّ مفرطاً أو مفرّطاً؛ نادان ديده نمي شود. مگر آن كه افراط يا تفريط مي كند.(1)
در طول تاريخ افرادي كه به افراط يا تفريط كشيده شده ، كساني بوده اند كه يا جمود داشته و يا جاهل بوده اند،‌اما قرآن امت اسلامي را معتدل مي داند، نه جاهل و نه جامد. اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد: اليمين و الشمال مضلّة و الطريق الوسطي هي الجادّة؛ انحراف به چپ و راست هر دو غلط و گمراهي است . راه درست طريق ميانه است.(2)
براي رسيدن به اعتدال و ميانه روي بايد شناخت خود را نسبت به واقعيت هاي زندگي و تعاليم اسلامي افزايش دهيم . در همه مراحل، زندگي پيشوايان دين را سرمشق خود سازيم.در اسلام, قرآن و اهل بيت, معيار اعتدال به شمار مى آيند. امام على(ع) مى فرمايد: از اين امت هيچ كس با آل محمد قياس نمى شود, زيرا اين خاندان, پايه دين و تكيه گاه يقين هستند. تندروان به سوى آن ها باز خواهند گشت . وا پس ماندگان, ناگزير خود را به آن ها مى رسانند.(3)
استاد مطهرى مى گويد: اگر ما آن راهى را كه ائمه اطهار در مقابل راه هاى ديگران براى ما باز كرده اند برويم, هم از افراط و تندروى هاى بعضى مصون مى مانيم و هم از تفريط و جمود بعضى ديگر. (4)با اين بيان معلوم مي شود کسي که معتدل نباشد ،انسان کامل نيست .ممکن است در يک جهت پيشرفت کرده باشد اما از جهات ديگر ضعيف باشد .با اعتدال نيز مي توان به مقامات معنوي رسيد.سيره امامان معصوم اعتدال بود اما به قله رفيع کمالات دست يافته بودند. نمونه ديگر درعصر حاضر امام خميني است که روش معتدلي داشت اما عارف و فقيه و سياستمدار و فيلسوف بود و شخصيتي کم نظير داشت.
پي نوشت ها :
1. نهج البلاغه، فيض الاسلام، كلمات قصار 67.
2. همان، خطبة 16.
3. نهج البلاغه فيض الاسلام, خطبه 2.
4. اسلام و مقتضيات زمان, ج 1, ص 113.

اگر خون دستی که به اندازه یک هشتم سوزن باشد، به هنگام دستمال کشیدن زیر فرش (کفِ خانه سرامیک است) کشیده شود ولی عین نجاست در زیر فرش دیده نشود، آیا باید فرش را شست؟ آیا احتمال این می رود که چون رنگ زیر فرش قهوه ای است، با آن رنگ محو شده باشد؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
اگر عين خون يا نجاست آن به وسيله رطوبت به زير فرش منتقل نشده يا شک در انتقال آن داريد، کف خانه و فرش پاک است . به شک خود نبايد اعتنا کنيد.(1) توجه بيجا و بيش از حد منجر به بروز بيماري وسواسي و انسان گرفتار شيطان مي شود.
پي نوشت:
1.آيت الله بهجت؛توضيح المسائل؛م 128و127.

من يك گناه بزرگ مي كنم و تركش برام امكان نداره چجوري روم بشه از خدا كمك بخوام با چه زبوني كه كمكم كنه اصلا اراده براي ترك گناهم ندارم اما مي دونم كه از خدا كمك بخواي كمكت مي كنه اما ديگه از تنها بودن خودم مي ترسم.....

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما ؛ و تشكر به خاطر ارتباط تان با اين مركز؛
پيش از هر چيز روح پاك جو و نگراني از ابتلاي به گناه را در شما ارج نهاده و شما را تحسين مي كنيم . اين نشان از ايمان شما دارد ، بنابراين زمينه دور شدن از گناه و باز گشت به فطرت ومعنويت و نزديک شدن به خدا در شما هست، بايد« همت واراده و پشتكار» را نيز به ‌آن ضميمه كنيد. فرصتي را که خدا داده ، غنيمت شمار تا لطف و عنايتش به خشم وغضب تبديل نشود.
دوست عزيز ! نظير سؤال شما را يک کسي از حضرت امام حسين عليه السلام پرسيد و عرض كرد: گناهكارم ، معصيت و نافرماني خدا مي کنم ، صبر بر معصيت ندارم و نمي توانم در برابر برخي گنا هان نفس امّاره ام را کنترل کنم ، مرا موعظه فرما. حضرت فرمود: «پنج عمل انجام ده، آن گاه هرکاري خواستي بکن:
1ـ روزي خدا را نخور و هر چه مي خواهي گناه و نا فرماني خدا كني بکن.
2ـ از ولايت خدا بيرون رو و هر چه خواستي گناه كن.
3ـ در جايي گناه كن كه خدا تو را نبيند.
4ـ به هنگام مرگ نگذار حضرت عزرائيل جانت را بگيرد و هر چه خواستي گناه كن.
5ـ وقتي مالك دوزخ تو را به آتش مي اندازد، داخل آتش نرو بگو من نمي روم ، آن وقت هر گناهي خواستي انجام ده».(1)
در اين حديث حضرت مي خواهد بگويد: تو كه بر هيچ يك از اين پنج چيز قادر نيستي، پس چگونه گناه انجام مي دهي و خود را بدبخت مي كني؟!
آري دوست عزيز عامل اصلي بدبختي آدمي گناه است . اگر انسان بخواهد از گناه دوري كند و از اين سمّ مهلك نجات يابد، رعايت نكات زير ضروري است:
1- تصميم جدي و قاطع بر گناه نكردن؛
تا انسان عزم راسخ بر ترك گناه نداشته باشد، چندان توفيقي در عدم ارتكاب گناه به دست نمي آورد.
2-توجه كامل به اين كه خداوند در همه حالات آگاه و ناظر بر اعمال ما است
حتي بر خطورات قلبي ما ( که در دل مي گذرد) احاطه دارد و از آن ها هم با خبر است. اگر انسان چنين يقيني داشته باشد، خجالت مي كشد گناه كند و از دستورهاي خالقش سرپيچي نمايد. براي اين كه انسان به چنين توجهي موفق شود، بايد هميشه به ياد خدا باشد . علي(ع) فرمود: «خدا را در همه جا ياد كنيد، زيرا در همه جا با شما است». (2) حضرت در حديث ديگر فرمود: «ذكر دو گونه است: ياد خدا به هنگام مصيبت و بهتر از آن ياد خدا در رويارويي با گناه و معصيت است كه مانع از ارتكاب حرام مي شود».(3) قرآن فرمود: «آيا (او كه اهل گناه و شرك است) ندانست كه خدا مي بيند؟».(4)
3- تفكر در عواقب زيان بار گناه:
اگر انسان توجه كامل داشته باشد كه معصيت افزون بر آثار سوء دنيوي، چه عذاب هاي غير قابل تحمل اُخروي به دنبال دارد، مطمئناً از گناه دوري مي جويد.
قرآن مي فرمايد: « هر كس به خدا با حالت گناه وارد شود، جزاي او جهنمي است كه در آن جا نه مي ميرد و نه زنده مي ماند».(5) در آيه ديگر فرمود: «(در روز قيامت) گناهكار دوست دارد كه فرزندان، زن، برادر، همه خويشان و همه اهل زمين را فدا مي كرد تا از عذاب نجات مي يافت، (ولي) چنين نيست، (بلكه) آن آتش شعله كش است و ...».(6)
4- مقايسه بين بهشت و جهنم.
اگر انسان از نعمت هاي بهشت و عذاب هاي جهنم اطلاعات اجمالي هم داشته باشد، مطمئناً به بهشت شوق پيدا مي كند و از جهنم مي ترسد، در نتيجه مرتكب گناه نمي شود.
اميرمؤمنان(ع) فرمود: «مغبون كسي است كه بهشت عالي را به گناه پست بفروشد».(7)
5- عمر انسان زودگذر است و در آينده بسيار نزديك به نتايج اعمالش خواهد رسيد؛
اگر انسان به اين مسئله توجه داشته باشد و فكر نكند كه فعلاً خبري از سراي آخرت نيست، در عدم ارتكاب گناه مؤثر است، چرا كه خيلي از افراد به خيال اين كه عواقب وخيم معصيت دير به سراغ انسان مي آيد، مرتكب معصيت مي گردند. قرآن فرموده: «گناهکاران آن روز را دور مي بينند، و ما آن را نزديك مي بينيم».(8)
6- زياد سبحان الله گفتن،
باعث مي شود شيطان از انسان دور شود.
وقتي شيطان از انسان دور شود، ديگر گناه نمي كند. امام صادق(ع) فرمود: «شيطان گفته است: پنج كس مرا بيچاره ساخته و راه به آن ها ندارم و بقيه مردم در اختيار منند:
1ـ كسي كه با نيّت صادق به سوي خدا رود و در تمام كارها به او توكّل كند.
2ـ كسي كه در شبانه روز زياد تسبيح گويد.
3ـ كسي كه هر چه براي خود مي پسندد، براي برادر مؤمن خود نيز بپسندد.
4ـ كسي که در وقت رويارويي با مصيبت ناله و فرياد نزند.
5ـ كسي كه به آن چه خدا قسمتش كرده است ، راضي باشد».(9)
7- نماز؛ نماز آدمى را از كارهاى زشت و گناه باز مى دارد.(10)
خود را مقيد کن همه نماز ها به خصوص نماز صبح را اول وقت و در آرامش کامل بخواني .رکوع وسجود را کامل و با حوصله انجام دهي .توجه داشته باشي که با چه کسي داري صحبت مي کني . با چه کسي پيمان بندگي مي بندي و مي گويي: "خدايا فقط تو را مي پرستم . فقط از تو اطاعت مي کنم . فقط از تو کمک مي طلبم"آيا بعد از اين پيمان درست است از هواي نفس و دشمن قسم خورده انسان يعني از شيطان اطاعت کني ؟
8- محاسبه و مراقبب:
كسى كه دنبال ترک گناه و خواهان رشد و تكامل معنوى است ، بايد مراقب اعمال خود باشد . هر روز يا هر شب پيش از خواب از خودش حساب کشي كند . ببيند صبح تا شب چه کار هايي کرده ،چند تا گناه کرده ،اگر خدا گناهان را نبخشد، چه سرنوشت شومي خواهد داشت. پس توبه کند. با گريه و التماس عاجزانه از خدا بخواهد او را بيامرزد . توفيق ترک گناه به او عنايت کند تا به تدريج نقايص و كاستى هاى خود را جبران و نقاط قوتش را تقويت نمايد.
9- دورى گزيدن از صحنه گناه؛
پيشگيرى از گناه آسان ترين راه مبارزه با گناه است. جوانى كه مى خواهد گناه نكند ،بايد خود را از صحنه هاى گناه دور نگه دارد. مثلاً از ديدن عكس و فيلم مبتذل و اختلاط با نامحرم و شركت در مجلس يا عرصه هاي گناه بپرهيزد.
جهت آگاهي بيش تر و ترغيب براي عملياتي کردن توصيه ها کتاب هاي زير را مطالعه کنيد:
1- کيفر گناه و آثار و عواقب خطرناک آن ، از سيد هاشم رسولي محلاتي
2- گناه شناسي، از آقاي محسن قرائتي
3- گناهان کبيره، از آيت الله شهيد دستغيب
4- پيام قرآن ،ج 6 از آيت الله مکارم شيرازي
5- معراج السعاده،از نراقي
پي نوشت ها:
1. صادق احسان بخش، آثار الصادقين، ج 6،ص349
2. همان، ص 295، شماره 8567.
3. همان، ص 294، شماره 8562.
4. علق (95) آيه 14.
5. طه (20) آيه 74.
6. معارج (70) آيه 11 ـ 15.
7 . غررالحكم، ج 1، ص 356.
8. معارج ، آيه 6.
9. آثار الصادقين، ج 6، ص 290، شماره 8543.
10. عنكبوت (29) آيه 45.

با سلام ایا ابی که از زنان هنگام روابطه زناشوئی عاشقانه خارج میشود نجس است؟ ایا هنگام رابطه زناشوئی به دخول منجر نشود ولی زن به نفس نفس افتاد و هیچ ابی از او خارج نشده (اصلا هنگام ارضا زن ابی از او حارج میشود)غسل بر او واجب است یا نه؟ با تشکر

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز
هنگامي که زن ارضا مي شود، آبي از او خارج مي شود . تا آب خارج نشده باشد، غسل واجب نيست .
زن با دو چيز جنب مي شود و هرگاه جنب شود، بايد غسل جنابت کند:
1- داخل شدن آلت تناسلي مرد به جلو يا عقب زن که اگر به اندازه ختنه گاه يا بيش تر داخل شود، زن و مرد هر دو جنب مي شوند، گرچه مني خارج نشود و ارضا نشوند.
2-بيرون آمدن مني ، چه در خواب باشد يا در بيداري.
اگر زن بر اثر تحريک هاي جنسي به قدري تحريک شود که به اوج لذت و شهوت جنسي برسد و در آن حال مايعي از او خارج شود جنب مي شود.
اگر به اوج لذت نرسد و مايع خارج شود و يا به اوج لذت برسد، ولي مايعي خارج نشود و يا شک کند که مايعي خارج شد يا نه ، جنب نمي شود و غسل لازم نيست.
زن اگر يقين به خارج شدن مني پيدا کند ، جنب مي شود . اگر يقين پيدا نکند ، جنب نمي شود. بنابراين مواقعي که زن بر اثر تحريک هاي شهواني مقداري لذت مي برد و در آن حال رطوبتي از او خارج مي شود ،چون به اوج شهوت نرسيده ، جنب نمي شود . رطوبت خارج شده هم پاک است و وضو و غسل را باطل نمي کند.(1)
اوج لذت و شهوت به حالتي گفته مي شود. که در آن حال معمولا انسان از خود بي خود مي شود . لذت زيادي مي برد و مني بيرون مي ريزد. بعد از تمام شدن آن حال انسان احساس تخليه شدن و ارضامي کند . حالت شهوتش تمام و بدنش سست مي شود . حالت تحريک آميزي که قبل از تخليه شدن داشت ، ديگر آن حالت را ندارد. مثل اين که انسان گرسنه دلش غذا مي خواهد، ولي وقتي غذا خورد و سير شد ، ديگر ميل به غذا ندارد.
1. آيت الله خامنه اي، استفتاآت، سوال 171؛ امام خميني، استفتاآت، ج1 ،سوال101-104؛ آيت الله بهجت، استفتا آت ،ج1 ،سوال 705 و812.آيت الله مکارم، توضيح المسائل ،م361و مسائل کثيرالابتلا ،م18.
آ

آیا زمین هم مثل آسمان هفت گانه است(7زمین داریم)؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
در مورد زمين در قرآن آمده:
اللَّهُ الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً؛
در اين آيه فرموده: خدايي که هفت آسمان را آفريد و از زمين مثل آن ها؛
در اين که مراد از "مثل آن ها" چيست، اختلاف است . شايد نتوان معناي قطعي آن را معلوم کرد. نظرهايي که در باره اين عبارت داده شده ،به شرح زير است:
1. منظور مثل در آيه قدرت است ،يعني همان گونه که آسمان هاي هفت گانه دلالت آشکار بر قدرت بي پايان خداوند دارند، خلقت زمين هم مانند آن ها چنين دلالت آشکاري دارد . در اين دلالت کم تر از آسمان هاي هفت گانه نيست. اين که آسمان هميشه در قرآن به لفظ جمع آمده و زمين هميشه به لفظ مفرد آمده ،معلوم مي شود که آن دو با هم اختلاف دارند .زمين هم مانند آسمان هفتگانه نيست.(1)
2. ممکن است تقدير جمله اين باشد:"و خلق مثلهن الارض" بنا بر اين نظر حرف"من" بيانيه است . معنايش اين مي شود :" زمين را هم مثل آسمان ها خلق کرد". بنا بر اين نظر منظور از آسمان ها کرات آسماني است . زمين هم مثل آن ها کروي خلق شده . بنا بر اين نظر اين آيه از معجزات علمي قرآن است.(2)
بنا بر اين نظر "هفت" عدد کثرت است و آسمان ها همان کرات بيشمار هستند .
3. ممکن است همان گونه که خدا هفت آسمان آفريده ، در کهکشان هم هفت کره با شرايطي مثل شرايط زمين آفريده باشد.(3)
4.ممکن است منظور طبقات هفتگانه زمين باشد که مثل پوست پياز همديگر را احاطه کرده اند . اولينش همين پوسته زمين آست که ما بر آن زندگي مي کنيم.(4)
5. ممکن است منظور قاره هاي زمين باشد که به وسيله اقيانوس ها احاطه شده اند . طبق جغرافياي جديد و قديم تقسيم بندي هاي هفتگانه مختلف داشته است.(5)
6.ممکن است مراد از جمله" وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ"، اين است كه خدا از زمين چيزى( موجودي) خلق كرده، مثل آسمان هاى هفتگانه، و آن عبارت است از انسان كه موجودى است مركب از ماده زمينى و روحى آسمانى، كه در آن روح نمونه ‏هايى از ملكوت آسمانى است.(6)
پي نوشت ها:
1. التحرير و التنوير، ج‏28، ص 304.
2. همان.
3. ترجمه الميزان،ج19،ص546.
4. همان.
5. همان،ص547.
6. همان.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با عرض سلام وخسته نباشیدمدت 4 ماه است که دچار بیماری وسواس شده ام در هر چیزی شک می کنم گاهی فکر می کنم نماز و روزه هایم اشتباه است بعد که ان حل شد مشکل در نجس و پاکی پیدا می کنم قبلا وسواس عملی داشتم ولی در حال حاضر وسواسم بیشتر فکری شده یعنی همش فکر می کنم جایی از خانمان نجس هست البته نمی گویم نجس نشده قبلا مثلا جایی از خانمان نجس شده و بعد به جاهای دیگر سرایت داده شده طوری که دیگر نمی شود اب کشید در حال حاضر عین نجاست به جایی نیست ولی تمام خانه نجس شده من باید چه کار کنم در ضمن تا قبل از وسواسم خیلی در نجس و پاکی رعایت نمی کردم تکلیف من چیست خانه را که نمی توان اب کشید ولی ایا چیزهایی که می توانم بشویم اب بکشم یا برای هم جا حکم طهارت جاری کنم شیطان خیلی اذیتم می کند همش فکر نجس و پاکی هستم جوری که اصلا از نجاست می ترسم گاهی تمام روز را به این چیزها و چیز هایی که نجس شده فکر می کنم دیگر حتی درس هم نمی توانم بخوانم حتی در این ماه عزیز که می گویند شیطان در غل وزنجیر است رهایم نکرده از خدا و ائمه خیلی کمک خواستم ولی حل نشد به پزشک هم مراجعه کرده ام از شما می خواهم به من راهنمایی کنید راهی بگذارید که مشکلم حل شود متشکرم من مقلد اقای صادق شیرازی هستم لطفا زودتر پاسخ دهید متشکرم

با سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز.
وسواس(فكري و عملي) يکي از اختلالات نسبتاً رايج در جهان است . متأسفانه درمان فوري و اورژانسي ندارد . نيازمند مشاورة حضوري (حداقل 20 جلسه)مي‌باشد . درمان‌هاي نوشتاري ثمره چنداني براي شما نخواهد داشت. با کوچک ترين شرايط اضطرابي ، باز به جاي اول تان بازگشت مي‌کنيد.
وسواس ريشه در اضطراب بالاي فرد دارد. ميزان وسواس متناسب با سطح اضطراب فرد در نوسان است . اگر به هر دليلي از جمله عوامل استرس‌زاي محيطي ،اضطراب فرد افزايش يابد، وسواس هم فزوني مي يابد. پس هر چه فرد به کمک تکنيک‌هاي شناختي يا رفتاري، سطح اضطرابش را پايين بياورد، در کاهش وسواس موفق‌تر است.
با پيگيري جدي درمان خود، از پي‌جويي راه‌هاي خلاصه و... پرهيز کنيد ،چرا که شما را در چرخه معيوب قرار مي‌دهد و از آرامش کامل و رشد روحي و... باز مي‌دارد. درمان واقعي وسواس زير نظر متخصص حداقل 20 جلسه طول مي‌کشد و با چهار دستور عمل ساده(مثل مشاوره اينترنتي) قابل حل نخواهد بود.
توصيه مي شود به جاي مشاوره هاي غير حضوري و احياناً نامه نگاري هاي متعدد با تصميم جانانه به درمان دارويي، از طريق مراجعه به روانپزشک و روان درماني از طريق روانشناس متخصص اختلالات اضطرابي و وسواس بپردازيد.

در ادامه توجه شما را به مطلبي در زمينه وسواس جلب مي نمايم:
در حالت وسواس مي‌گويند نجس بپوش و با لباس نجس نماز بخوان . مي‌دانيد که بيمار هستيد، پس بايد به همان شکل عمل کنيد. هيچ انسان سالمي داروي پني‌سيلين و مانند آن مصرف نمي‌کند، اما بيمار مصرف مي‌کند.
در ادامه به بررسي مسئله وسواس از جهات مختلف پرداخته و راهکارهاي عملي آن را بيان کرده‌ايم. اميدوايم با شناختي که به دست مي‌آوريد و با عمل به راهکارها هرچه زودتر خود را درمان کنيد و عوارض آن نيز به خواست خداوند برطرف شود.
اين بيماري در سايه تلقينات شيطاني ايجاد شده و برخي از عوامل ديگر آن را تشديد نموده، حتي ذهن و فكر را در تسخير خود قرار داده و مفهوم غلطي را از نماز و طهارت و عبادات در ذهن شما قرار داده است.
امام صادق (ع) فرمود: "شيطان با وسوسه نمي‏تواند عليه آدمي اقدام كند، مگر آن كه آدمي از ياد خدا روي برگرداند و فرمان خدا را گردن ننهاده و نهي وي را بي اهميت بنگارد". (1)
در روايت ديگر از عبدالله بن سنان آمده است: به امام صادق (ع) قضيه مردي را گفتم كه در وضو وسواس دارد، آن گاه افزودم: او مردي عاقل است، امام فرمود: چگونه عاقل است، در حالي كه از شيطان پيروي مي‏كند؟! (2)
بنابراين انسان وسواسي قبل از آن كه پيرو خدا و عقل باشد، تابع شيطان و هواي نفس خود است . به جاي آن كه از حكم خدا و پيامبر تبعيت كند، از هواي نفس خود پيروي مي‏كند؛ زيرا خداوند در قرآن مي‏فرمايد : "يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر؛ خداوند خواسته است كه بر شما آسان بگيرد و نمي‏خواهد به كسي سخت بگيرد". همان گونه كه در روايات آمده، اسلام دين سهله و سمحه است، معنايش اين است كه احكام الهي، راحت و آسان است . خداوند هيچ گاه بر انسان‏ها سخت نمي‏گيرد، به همين جهت در هيچ حكمي سخت‏گيري نكرده است. اگر روزه گرفتن براي انسان مشقت دارد، نبايد روزه بگيرد و به جاي آن بايد طعام و غذا بدهد.
با نگاهي گذرا به مسائل و احكام در رساله‌هاي علمية مراجع آسان گيري به وضوح مشخص است.
ايمان، دين داري و تسليم بودن در برابر دستور الهي، عوامل وسواس را از بين مي‌برد. اگر انسان در مسائل ديني افراط و تفريط كند، مرتكب حرام شده است.
امام امت (قده) در هواپيماي خارجي به دستشويي رفت، وضو گرفت و با دست تر دستگيرة دستشويي هواپيما را لمس كرد. سپس شروع به نماز خواندن نمود.
امام در نوفل لوشاتو خانه‌اي كرايه كردند كه موكت داشت. امام رفت، وضو گرفت و پاهاي خود را شست و روي موكت راه رفت و در گوشه‌اي نماز خواند. با اين كه حضرت امام اهل كتاب را نجس مي‌دانست، اين گونه رفتار مي‌كند.
اين كه فردي مي‌گويد: «به دلم نمي‌چسبد»، وسوسة شيطان است. نبايد خواستة دل را بر دستور دين مقدم كرد.اعمال وسواسي بازتاب بدي براي ديگران دارد و آنان را نسبت به دين و ايمان بدبين مي‌كند . گناه شخص را مضاعف مي‌كند. چنين شخصي تنها براي خود مشکل ايجاد نمي‌کند، بلکه ديگران را نيز اسير وسواسي خود مي‌سازد. بيماري وسواسي به تدريج حلاوت ايمان را در ساية تكرار اين گناه از بين مي‌برد و فرد را به جايي مي‌رساند كه مرتكب گناهان بزرگ مي‌شود حتي به خدا جسارت مي‌كند.
اصولا عمل وسواس مخالفت با خدا و رسول است.
ورد زبان و حالت درون وسواس اين است كه به من نمي‏چسبد . عملي را كه خدا صحيح دانسته است، او صحيح نمي‏داند! دراحکام ديني آمده است كه بايد به نجاست يقين داشته باشد تا حكم به نجاست شود، اما هنگامي كه در جايي که شك در نجاست چيزي دارد، حكم به نجاست مي‏دهد، در حالي كه دين اسلام، در مورد شك به نجاست ،حكم به طهارت داده است. پس شخص وسواس بر خلاف حكم خدا، خودش حكم صادر مي‌كند، يا بهتر بگوييم شيطان براي او حكم صادر مي‌كند. با كمك شيطان براي خود احكامي درست مي‏كند و به آن ها عمل مي‏نمايد و از حكم خدا و پيامبر دوري مي‏كند، و اين متابعت از شيطان و هواي نفس (دلچسب بودن براي خودش) و روي گرداني از خدا و حكم الهي است.
در زمان رسول خدا، پاك‏ترين و بهترين انسان‏ها زندگي مي‏كردند. آب لوله كشي و امكانات امروز نبود، در حالي كه حضرت فرمود: "بهترين امت من آن است كه با يك مد (750 گرم) آب، وضو گرفته و با يك من(سه ليتر) آب، غسل نمايد". امت پيامبر، فقط كساني نبودند كه آن زمان زندگي مي‏كردند.
علماي اسلامي مي‏گويند: وسوسه يك حالت نفساني و تخيل شيطاني است و عمل به آن حرام است.
امام خميني(ره) مي‏فرمايد: "وسوسه از شيطان است و جايز نيست شخص به آن اعتنا نمايد، بلكه بايد در طهارت و نجاست و غسل و وضو، مثل متعارف مردم عمل كند".(3)
درجايي ديگر مي‏فرمايد: "وسواسي نبايد به شك‏هاي خود اعتنا كند . اگر اعتنا كند، كار حرامي كرده است . هر عملي را بيش از يك بار نبايد انجام دهد .اگر انجام دهد، حرام است".(4)
برخي از علما مي‏گويند: حرام است انسان خود را در معرض وسواس قرار دهد، چون در معرض وسواس قرار داد، اطاعت از شيطان است و اطاعت از شيطان، مبغوض خداوند متعال است.(5)
آيت الله مكارم شيرازي در پاسخ شخصي كه از بيماري وسواسي رنج مي‏برد و به دعا و توسلات روي آورده بود، فرمود: "مشكل شما در واقع از خود شما است . مقصر اصلي خودتان هستيد .به همين دليل دعاي شما مستجاب نمي‏شود .علت اصلي آن ندانستن مسئله است. مسئله اصلي اين است كه بر شما واجب نيست يقين به طهارت و غسل و مانند آن پيدا كنيد.
آنچه بر شما به عنوان يك وظيفه شرعي لازم است، اين است كه به مقدار ساير مردم آب بريزيد . به همان قناعت كنيد، هر چند شك در غسل و طهارت داشته باشيد . ما مسئوليت شرعي اين حكم را مي‏پذيريم. شما از امروز فقط به مقدار مردم آب بريزيد و با بدن نجس و حالت جنابت (به گمان خودتان) نماز بخوانيد .هيچ اشكالي هم ندارد و نماز و روزه شما كاملاً صحيح است . ما به اين وسيله بر شما و تمام افراد وسواسي اتمام حجت مي‏كنيم و مخالفت با آن گناه است. از خداوند مي‏خواهيم كه به شما توفيق توجه به اين مسئله را عنايت كند و از دام شيطاني نجات پيدا كنيد". (6)
با وجود چنين فتواي كاملاً صريح و آشكار جاي هيچ گونه ترديد و دو دلي بر شما باقي نمي‏ماند و حجت بر شما تمام است. با وجود چنين مسئله‏اي به چيز زيادتري براي درمان اين بيماري نياز نداريد، فقط احتياج به اراده قوي و تصميم جدي داريد .
در عين حال براي موفقيت بيش تر و اطمينان شما براي غلبه بر اين بيماري، نكاتي چند و توصيه هايي را بيان مي‏كنيم:
1 - به عواقب اين بيماري توجه كنيد و براي هميشه با آن خداحافظي كنيد. به هم خوردن نظم فردي و اجتماعي و درون خانواده، ايجاد سوءظن، بي اعتنايي افراد، بي ارزش شدن، مورد تمسخر قرار گرفتن، ايجاد تنفر نسبت به احكام اسلام، بدبيني به خدا و...
2 - بر اثر وسواس و تكرار اعمال، عمر ارزشمند خود را هدر داده و در مقابل چيزي را به دست نياورده‏ايد، حتي همان را كه وسواس داريد، از دست داده و از واجبات ديگر عقب مانده‏ايد.
3 - با خود اين جمله را در موقع آرامش تكرار كنيد: " به خواست خداوند، قطعاً بر اين بيماري غلبه پيدا مي‏كنم و توان آن را دارم".
4 - به يكي از دوستان و نزديكان كه از بيماري شما آگاهي دارد و بيش تر اوقات با شما است، بگوييد كه در مواقع وسواسي عمل كردن و تكرار عمل تذكر دهد و شما را از تكرار بازدارد.
5 - فكر خود را به كارهاي شايسته و ارزنده مشغول سازيد، مانند مطالعه كتاب‏هاي مفيد، تفريح و ورزش. سعي نماييد هر روز صبح ده دقيقه ورزش نماييد تا با نشاط باشيد.
6 -با ناديده گرفتن شك و ترديد بر خلاف خواست شيطان عمل كنيد.
شك وترديد زياد از شيطان است، نبايد به آن اعتنا نمود، چون تنهاهدف آن خبيث اين است كه از او اطاعت شود.(7)
آدم وسواس بايد جهت دور نمودن شيطان از خود، با نيت نماز باطل، نمازش را به پايان برساند . اگر در وضو و غسل شك مي‏كند، بگويد مي‏خواهم با وضو و غسل باطل نماز بخوانم.
اگر در طهارت و نجاست بدن يا لباس وسواس دارد، بگويد مي‏خواهم با بدن نجس نماز بخوانم، به اين ترتيب شيطان مأيوس شده و از انسان دور مي‏گردد.
7 - دور شدن از وسواسي‏ها:
چون مصاحبت فرد وسواسي با وسواسي ديگر، سبب مي‏شود عملش را عادي بداند و حتي در مقايسه با عمل او بر آيد، لازم است افراد وسواسي به طور جدي خود را از وسواسي‏ها دور نگه دارند و هيچ گونه تماس و ارتباطي با آنان نداشته باشند و در صورت ناچاري به مقدار ضرورت اكتفا گردد.
8- مسافرت و معاشرت و زندگي در جمع:
افراد وسواس معمولا ديگران را نجس مي‏دانند، با ديگران دست نمي‏دهند، در ليوان يا استكان‏هاي عمومي، آب و چاي نمي‏نوشند، از ظروف و فرش عمومي استفاده نمي‏كنند و لباس خود را جدا نگه مي‏دارند، از اين رو گوشه گيرند و با ديگران كمتر ارتباط دارند. بايد باافراد وسواس دائما در ارتباط بود .او را به ميان جمع و زندگي اردويي كشاند . با ترتيب دادن مسافرت‏هاي دسته جمعي كه همه افراد ناگزيرند شيوه واحدي را پذيرا شوند، مي‌توان با وسواسي گري به صورت غيرمستقيم و به دور از تنش مبارزه نمود.
9- اشتغال و سرگرمي:
قسمتي از دوباره كاري‏ها براي آن است كه فرد وسواس، وقت و فرصتي كافي براي انجام آن احساس مي‏كند. اشتغال و داشتن سرگرمي و تنگ كردن وقت، او را وادار مي‏كند كه به برخي از امور بي اعتنا گردد.
10- از كتاب هاي نوشته شده در اين زمينه استفاده كنيد، مانند "وسواس" نوشته‏ي آقاي مصطفي زماني.
ما رااز وضع خود با خبر سازيد.
پي‌نوشت‏ها:
1. بحارالانوار، ج 72، ص 124، ح 2.
2. اصول كافي، ج 1، ص 12، ح 10.
3. استفتئات، ج 1، ص 110.
4. همان، ص 111.
5. فاضل لنكراني، استفتائات، ج 2، ص 87.
6. استفتائات جديد، آيت الله مكارم شيرازي، ص 38 ،سؤال 37.
7. الحر العاملي، وسايل الشيعه، ج 5، ص 329.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها