مشكلات و اختلالات رواني

سلام من پارسال به صحت طلاقم شک کردم حدوداً 10 مورد شک که هر کدام را حداقل 2 بار زنگ به دفتر مقام رهبری و استفتاء کتبی از اینترنت یکی یکی رد می کردم در این حین کلا به تقلیدم شک کردم که بدون تحقیق بوده شروع کردم به تحقیق بماند که چه بلایی سرم آمد رفتم سراغ آقای مکارم شیرازی و تمام آن شک های طلاق و شک در مورد پذیرش توبه بابت گذشته را تلفنی و اینترنتی از دفتر ایشان پرسیدم گفتند مشکلی نیست باز به تقلیدم شک کردم و تمام این سؤال ها را از دفتر و سایت آقای وحید خراسانی پرسیدم همه گفتند درست است فقط یک مورد استفتاء اینترنتی گفتند طلاق باطل است باز دیوانه شدم اینبار گفتند اعلم آقای سیستانی است و تقلیدم را به ایشان بر گرداندم و باز تمام سؤال ها را حداقل هر سؤال 2 نفر و حداکثر 6 بار دفتر قم و مشهد پرسیدم گفتند مشکلی نیست اوضاع روحیم بهم ریخت و همسرم (همسر فعلیم که بعد طلاق با ایشان ازدواج کرده ام) مرا دکتر اعصاب و روان بردند 7 تا قرص روزی به من دادند که فقط می خوابیدم کمی آرام شدم ولی از زندگی ساقط شده بودم قرص ها را قطع کردم دوباره شروع به استفتاء گرفتن (شکهای جدید در باب طلاقم) کردم تا 3 بار این دکتر رفتن ها و قرص خوردن و قطع کردن ادامه داشت تا 1 ماه پیش که باز قرص را به خاطر خواب زیاد قطع کردم و دوباره چند روز است استفتاء گرفتن ها شروع شده زنگ می زنم هر سوال 2 تا 3 نفر (مشهد قسمت خانم ها، بعد قسمت آقایان بعد قم) از دفتر آقای سیستانی می پرسم، نمی دانم من واقعا وسواس شده ام؟ قبول ندارم وسواس دارم می گویند اعتنا به فکر هایت نکن ولی من قبول ندارم فکر هایم وسواسی است؟ فکر می کنم مرا دیگر خدا دوست ندارد هر کاری کنم من جهنمی هستم؟ طلاقم باطل بوده و الآن به همسر فعلیم حرام هستم و زنا کارم و دیگر بخششی برایم نیست؟ خانوم آخری از دفتر آقای سیستانی گفت این بار در زندگیت سر افکارت شکست دوباره بخوری نمی توانی قد اعلم کنی، آیا من به نظر آقای سیستانی وسواس دارم؟ واقعا باید به فکر هایم اعتنا نکنم؟ حتی در اینکه وسواس دارم شک دارم کمکم کنید من وسواسی هستم یا نه؟ البته نمازی بدون شک نمی خوانم، در وضو هم زیاد شک می کنم و غسلم بسیار سخت راضی می شوم، ولی باز شک دارم که وسواس در صحت طلاقم دارم، آخر تو را به خدا من وسواسی حساب می شوم؟ و اگر به فکرهایم حتی ظن به صحیح بودنشان دارم بی تفاوت باشم ذمّه ام نزد خداوند خالی است یا نه؟

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
با توجه به گزارشي كه از مشكل خود داده ايد شما به وسواس فكري و عملي دچار شده ايد، لذا ما برايتان ايامي سرشار از ياد پرودگار و فارغ از وسواسي كه از طرف شيطان تلقين مي شود تا بندگان خدا در دين خود سست شوند، آرزو مي كنيم، چه آنكه طبق فرموده قرآن كريم شيطان هميشه امر به زشتي و پليدي مي كند و زشتي و پليدي وسواس بر كسي پوشيده نيست و به همين جهت وسواس چه فكري و چه عملي منسوب به شيطان است. و انسان موحد كه فقط خدا را مي پرستد بايد خود را از شر آن رها كند تا از دام شيطان برهد.
من در زير توضيحي پيرامون وسواس كه در روانشناسسي باليني از اختلالات اضطرابي شمرده شده است مي دهم و سپس راهكارهايي براي مقابله با آن تقديم مي دارم البته اين راهكارها بايد بعد از مراجعه ي شما به روان پزشك و دخالت دارويي ايشان پيگيري شود و دليل اينكه شما مي گوييد وقتي داروها را قطع مي كنم مشل عود مي كند بخاطر اينست كه در درمان وسواس فقط به دخالت دارويي اكتفاء مي كنيد در حالي كه در درمان وسواس شديد قدم اول دخالت دارويي است و براي تكميل درمان حتما بايد از تكنيك هاي روان درماني كه بهتر است زير نظر روان درمانگر(روانشناس باليني) انجام شود، بهره گرفته شود.
وسواس از جمله ي اختلال هاي اضطرابي است يعني ريشه ي آن به اضطراب باز مي گردد و معادل انگليسي آن obssession است، ولي برخي معتقدند كه وسواس معادل خوبي براي اين واژه نيست. زيرا نقطة مركزي در آنچه كه به نام وسواس مشهور است «گيردادن» است و بهتر است كه معادل واژة فوق را «گير دادن» بدانيم زيرا گير دادنِِ «بيمارگونه» و غير عادي، ويژگي مشترك تمام انواع و اقسام وسواس است.
وسواس نوعي احساسِ اجباري براي تكرار افكار و اعمالي است كه خود شخصِ وسواسي، نيز به بيهوده بودن آن آگاه است. دائماً افكاري اضطراب آور در ذهن او بصورت اجباري تكرار مي شوند و شخص براي رهايي از اضطرابي كه اين افكار تكرار شوندة اجباري براي او ايجاد مي كنند به انجام اعمالي بصورت تكراري دست مي زند. مثلاً هنگام نماز شيطان اين فكر را بصورت تكرار شونده در ذهن شخص دامن مي زند كه: نكند تكبير نگفته باشي و نمازت باطل باشد، و شخص براي رها شدن از اين فكر تكرار شونده و آزار دهنده، عمل گفتن تكبير را تكرار مي كند و يا مثلاً براي گريز از اينكه ممكن است نيت نكرده باشد، مكرراً نيت را با صداي بلند تكرار مي كند! امّا باز راضي نمي شود، زيرا آن فكر آزار دهنده دوباره به ذهن او مي آيد و او ناچار است براي رهايي دوباره عمل را تكرار كند. نظير كساني كه چندين بار قفل درب خانه را به خاطر اطمينان از قفل بودن آن دوباره وارسي و يا باز و بسته مي كنند.
وسواس از نظر محتوا، در يك تقسيم بندي كلي به سه قسم تقسيم مي شود:
1- وسواس فكري كه محتوايش فكري است؛ در اين قسم شخص به گيردادن هاي فكر خود كه بصورت اجباري دائما تكرار مي شوند و شخص را راحت نمي گذارند مبتلا مي شود. يعني يك فكر خاصي بدون اراده او و بصورت آزار دهنده اي در ذهن او تكرار مي شود و شخص را بيچاره مي سازد كه اگر فرد اقدام به درمان آن نكند اين اختلال پيشرفت كرده و حتي امكان دارد شخص را به حد جنون برساند. اين قسم خود به چندين دسته تقسيم مي شود مثل وسواس تكرار اعدا در ذهن و وسواس تكرار يك جمله در ذهن و ... .
2- وسواس عملي كه محتوايش عمل است، در اين قسم شخص به طور ناخود خواسته مبادرت به تكرار يك عمل مي كند، مثلا درب خانه را قفل مي كند و بعد از اينكه چند قدم از خانه دور شد دوباره باز مي گردد و قفل درب را باز بيني مي كند و دوباره بعد از چند ثانيه باز مي گردد و همين كار را تكرار مي كند. كه اين قسم نيز به دسته هاي مختلفي همانند وسواس دقت وسواس شستوشو و غيره تقسيم مي شود.
3- وسواسي كه محتوايش فكري عملي است، گاهي دو قسم ذكر شده؛ باهم تركيب شده و قسم سومي به نام وسواس فكري و عملي كه در اصطلاح روانشناسي علامت اختصاري آن OCD (obsession compulsion disorder) به معني اختلال وسواس فكري وعملي مي باشد، درست مي كنند. در اين قسم شخصي كه دچار وسواس فكري است، براي رهايي از فشارهاي افكاري كه بصورت آزاردهنده اي در ذهن او تكرار ميشوند و دست از سر او برنمي دارند؛ به تكرار يك عمل روي مي آورد تا آن فكر مزاحم دمي او را راحت بگذارد. مثلا فكري در ذهن شخص كه به او مي گويد دستت نجس است، دائما و به صورت آزار دهنده اي تكرار مي شود و شخص براي رهايي دست خود را مي شويد و چون دوباره آن فكر بطور ناخواسته اي تكرار مي شود شخص دوباره براي رهايي شستن دست خود را تكرار مي كند و دائما اين عمل تكرار مي شود.
برخي از زمينه هاي پيدايش و تداوم وسواس بدين قرار است: نگراني فكري و خيالات واهي، نداشتن اعتماد به نفس، برخي از زمينه هاي ژنتيكي، مشكلات روحي و رواني، وابستگي بيش از حدّ به پدر و مادر، ضعف اراده، تحولات ايّام بلوغ، عوامل محيطي، بي اطّلاعي از احكام، در وسواس هايي كه محتواي ديني دارند، غفلت از ياد خدا و پرداختن به خود كه مي تواند يك عامل مهّم در ابتلا به وسواس هايي باشند كه محتواي ديني دارند.
معمولا وسواس يك مبناي زيست شناختي(biological) دارد، در اين صورت شخص مبتلا به وسواس و بويژه در نوع شديد آن، بايد ابتدا به يك متخصص اعصاب و روان (روان پزشك) مراجعه نمايد تا با شروع درمان بوسيله دارو تا حدّي بتواند بر خود مسلّط شود و بعد از آن مداخلات روان درماني و رفتار درماني (توسط يك روانشناس باليني) براي بهبود وضيت شخص مبتلا به وسواس شروع مي شود. تكنيك هاي كنترل و توقف فكر و غرقه سازي بهترين و متداول ترين روش براي درمان انواع وسواس مي باشد ولي همانطور كه گفته شد در وسواس هاي شديد ابتدا بايد درمان دارويي توسط يك متخصص اعصاب و روان(روانپزشك) صورتَ پذيرد. و براي مقابله با وسواس فكري تكنيك هايي مانند بازداري انديشه، جابجايي انديشه و آموزش مواجهه صحيح با افكار مزاحم، و مقابله با تصاوير ذهني مزاحم وجود دارد كه در صورت نياز به استفاده ازآنها بايد با مشاورين مراكز مشاوره تماس گرفت. زيرا حضور مشاور در اجراي اين تكنيك ها و دست كم آموزش آنها ضروري مي باشد. در مورد درمان وسواس همكاري خانواده بسيار مهم است كه وظايفشان در درمان توسط روانشناس باليني به آنها تذكر داده مي شود.
مطالبي كه به عرض تان رسيد براي آشنايي اجمالي شما با اختلال وسواس بود، كه بنابر مبناي برخي از روانشناسان، دادن آگاهي و بينش به شخص مي تواند در طريق درمان بسيار مفيد باشد.
من چند راهكار براي مقابله با وسواس به شما ارائه مي دهم، امّا همانطور كه عرض شد اگر ابتلاء به وسواس شما شديد است، ابتدا بايد به يك متخصص اعصاب و روان مراجعه نماييد تا با چند داروي بسيار ساده مقداري از وسواس شما را كاهش دهد و بعد از اينكه مقداري بر خودتان مسلط شديد راهكارهاي پيشنهادي را بكار بگيريد.
1- همانطور كه گفته شد برخي از وسواسهاي اين چنيني ريشه در جهل به احكام دارد و شما مي توانيد با مراجعه به احكام بسياري از اعمال خود را اصلاح كنيد، مثلاً در رسالة مراجع تقليد از شكهايي كه هرگز نبايد به آن اعتنا كرد شك كثير الشك است و يا شرط نجس دانستن چيزي اينست كه با چشم خود ديده باشيد كه آن چيز نجس شده است و حدس وگمان نمي تواند اثبات كنندة نجاست باشد، شستن مخرج غائط در حدي معمول كه ميان عرف رايج است مقصود شارع مقدس مي باشد و بيش از اين مثل بازبيني آن بوسيله ذرات موجود در دستمال كاغذي بي شك دستور شيطان است كه چون بنده خدا هستيد نبايد به آن توجه نماييد. و اگر به دستورهايي كه در رساله ها آمده بي اعتنايي كنيد و همچنان به وسواس خو پاي بفشاريد، معلوم مي شود كه ديگر پاي خدا درميان نيست و شيطان بر گردة شما سوار شده، و منيّت بر شما حاكم كرده است، زيرا احكام خدا معلوم و دين او بسيار راحت است. فقها و مراجع تقليد نيز همگي بر اين نظر اتفاق نظر دارند كه شخص وسواس هرگز نبايد به شك و ترديدهاي خود اعتنا كند و اگر مقلدين به همين نكته توجه كنند و بخواهند طبق نظر مرجع تقليد كه حكم خدا است عمل كنند و نه طبق نظر خودشان كه از القاآت شيطان است، بخش مهم بلكه تمام حالت وسواس عملي شان حل مي شود. ما در اينجا به يكي دو استفتا از حضرت آيت الله مكارم شيرازي اشاره مي كنيم و يادآور مي شويم كه ساير مراجع تقليد نيز مثل همين ديدگاه را در رساله هاي عمليه شان دارند و چه خوب است شما نيز به رساله عمليه مرجع تقليد خودتان مراجعه كنيد كه در آن صورت به همين مطلب پي خواهيد برد.
ايشان (مسأله 47 ، استفتاآت جديد، ج 2) در پاسخ به يك استفتا در مورد طهارت و نجاست شخص وسواس فرموده اند: «به يقين اعتنا كردن شما به مواردي كه برخواسته از وسواس است حرام مي باشد و بايد آن را ترك كنيد و ما مسؤوليت آن را به گردن مي گيريم». در مسأله 48 نيز در استفتا ديگري به شخص دچار وسواس مي گويند: «وظيفه شما اين است كه به ساير مردم نگاه كنيد و ببينيد در چه حد به اين امور اعتنا مي كنند و علم به نجاست پيدا مي كنند (منظور قشر متدين است) آن مقدار كه آنها يقين پيدا مي كنند و آب مي كشند شما هم آب بكشيد و نسبت به بقيه تكليفي نداريد. هر چند فكر شما به شما بگويد نجس است زيرا در اين گونه موارد افراد متدين عادي علم و يقين به نجاست پيدا نمي كنند». و در مسأله 88 نيز خطاب به شخص دچار وسواس مي فرمايند: «بهترين راه ترك وسواس بي اعتنايي به آن است؛ يعني ملاحظه كنيد ديگران چه مقداري مثلا براي غسل معطل مي شوند شما هم چنين كنيد مثلا 10 دقيقه يا حداكثر يك ربع، اگر شيطان گفت درست نشد اعتنا نكنيد عمل شما صحيح است و نگران نباشيد و ما مسؤوليت آن را بر عهده مي گيريم».
2- تكنيك بعدي استفاده ازتنش زدايي (ريلكسيشن) است، كه بسيار عالي و مؤثر است چون وسواس از اختلالات اضطرابي است يعني ريشه در وسواس دارد، آموزش و بكار گيري اين تكنيك مي تواند در كاهش اضطراب و در نتيجه كاهش وسواس تاثير زيادي داشته باشد، پژوهشگران در پژوهش هاي خود پيرامون اين تكنيك كاربردي كه در سايت هاي مختلف قابل رؤيت است، اثبات كرده اند كه بكار گيري اين تكنيك در بسياري از موقعيت هاي اضطراب زاي زندگي تاثير بسزايي در كاهش اضطراب دارد، اين محققان در منابع به حدود سي وپنج مشكلي كه با بكار گيري اين تكنيك برطرف مي شود اشاره كرده اند. شما مي توانيد با مراجعه به يكي از مراكز مشاوره و روان درماني نسبت به آموزش يكي از روش هاي آن اقدام نماييد. من در زير به برخي از مشكلاتي كه با اين تكنيك مي توان برآنها غلبه كرد براي شما برمي شمرم.
الف- سردرد ناشي از انقباض عضلات جمجمه، سردرد هاي مزمن تنشي به دليل تنش بيش از حد در عضلات اسكلتي سر و گردن آغاز مي شوند و آموزش تنش زدايي تدريجي در تقليل سردرد تنشي اثر غير قابل انكاري دارد.
ب- ميگرن كه به عنوان ضربان يك جانبة سردرد(فقط در يك قسمت از سر) كه از درئن و يا اطراف چشمها آغاز مي شود تعريف شده و اغلب بوسيلة يك بو، دل بهم خوردگي، تهوع، و....برانگيخته ميشود و گاهي توام با روان بي اشتهايي، حالت تهوع، استفراغ كج خلقي، حساسيت، اختلال بينايي است. البته بيماراني كه تمرين منظم خانگي داشته اند رضايت خيلي بيشتري از كاهش سردردها داشته اند.
پ- تقليل اضطراب و درمان انواع هراس ها مانند هراس از گربه، حساسيت زدايي نظامدار يكي از اصلي ترين شيوه هاي درمانگري در انواع هراس است و تنش زدايي يكي از مولفه هاي اصلي اين روش به حساب مي آيد.
ت- با كاهش اضطراب به دنبال تنش زدايي، بخاطر كم شدن دفاع هاي ايمني بدن كه در حالت اضطراب براه مي افتند، تحمّل ما در تحمل تنيدگی ها افزايش مي يابد.
ث- تقليل رگه هاي اضطرابي و تظاهرات اضطرابي زنان بار دار
ج- درمان اضطراب امتحان
چ-تقليل اضطراب كودكاني كه در مدرسه دچار اضطراب مفرط شده اند.
ح-تقليل عوامل اضطرابي شخصيت مانند، تنش عصبي، ضعف من، اضطراب پارانويا گونه، نداشتن تصوير روشن از خود، و ....
خ- درمان فشار خون، آرامش با افزايش سرم k+ در خون رابطه مثبت و معني دار دارد و k+ نيز با سلامت رواني رابطة مثبتي دارد و تنش زدايي با كاستن از ضربان قلب باعث افزايش اين سرم در خون مي شود.
د- درمان بي خوابي و اختلالهاي مربوط به خواب. (تنش زدايي بدني به اين افراد كمك مي كند كه بسرعت بخواب روند.)
ذ- روش مقابله اي در بيماران مبتلا به سرطان و نيز تقليل برانگيختگي اين بيماران هنگام شيمي درماني
ر- درمان و پيشگيري از عود و رشد بيماريهاي روان- تني
ز- بهبود بيماريهاي تني روانزاد
ژ- كاهش ناراحتي هاو تنيده گيهاي ناشي از بيماريهاي قلب و عروق
ط- تقويت حافظه( بهبود فرآيند ضبط، باز شناسي، و اندوزش اطلاعات)
ظ- تغيير و تقليل رگه هاي اضطرابي شخصيت
ع-كنترل و غلبه بر لكنت زبان
غ- تقليل حملات صرع
ف- بهبود كودكان مبتلا به فزون كنشي
ق- درمان بيماران مبتلا به آسم
ك- تقليل دردهاي مربوط به قاعدگي
گ- كاهش اسپاسمهاي عضلاني در بيماران مبتلا به فلج مغزي
ل- بهبود تمرينهاي ورزشي و دستيابي به استعدادهاي كامل خود در ورزش
م- بهبود عملكردهاي اجرايي و فعاليت هاي شغلي
ن- افزايش اعتماد به نفس در برخورد هاي اجتماعي
ريلكسيشن انواع و اقسامي دارد كه يكي از راحترين آنها روش ريلكسيشن خوزه سيلوا است، ، بدين ترتيب كه در جاي خلوتي روي صندلي راحتي بنشينيد تمام چيزهايي كه به بدن شما فشار وارد مي آورد مثل ساعت گردنبند كمربند و... از خود جدا سازيد تنفس شكمي عميق بكشيد و بعد از شمارش تا 8 آنرا به آرامي از بيني خارج سازيد بعد از اينكه سه بار اينكار را كرديد چشمانتان آرام را ببنديد و آنگاه از 25 به آرامي شروع به شمارش معكوس نماييد و به تنفس عميق ديافراگمي ادامه دهيد آنگاه بعد از رسيدن به صفر( كه حدود بيست دقيقه طوال مي كشد، نفس عميقي بكشيد و چشمانتان را به آرامي باز كنيد دو هفته اول روز دو الي سه بار اينكار را بكنيد بعد از عدد 50 شروع كنيد بعد 75 بعد عدد 100 در حين انجام تمرين تمركز خود را از روي عدد برنداريد و همواره روي آنها زوم نماييد. بعد از مدتي احساس خواهيد نمود اضطراب از وجود شما رخت بربسته است البته اگر اين تمارين را زير نظر يك روان درمانگر انجام دهيد بهتر است، در اثناء اين عمليات بايد آنچه را كه باعث اضطراب شما مي شود را بطور محسوسي بذهن آوريد تا تدريجا ذهن شما نسبت به موضوع مصونيت پيدا كند و ديگر از آن پريشان نگردد.
3 - وسواس به خاطر فكر زايد است و فكر زايد بخاطر وقت زايد است و وقت زايد به خاطر بي كاري است و لذا از جمله كارهايي كه شما مي توانيد براي رهايي از وسواستان به آن متوسل شويد مشغول كردن خودتان به كارهاي اجتماعي و ورزش و تفريحات جمعي است، تا آنجا كه مي توانيد از تنهايي بپرهيزيد و خود را به كارهاي مختلف مشغول كنيد تا افكار وسواسي فرصت پيدا نكنند كه به ذهن شما وارد شوند براي اوقات شبانه روز جدولي را تهيه كنيد و كارها و فعاليت هاي شبانه روزي خود را در آن يادداشت نموده و سعي كنيد برنامه اي تهيه نمائيد كه زمان خالي بودن فعاليت نداشته باشيد. برنامه تدوين شده بايد متناسب با توانايي هاي جسمي و رواني تان باشد و از هر گونه افراط و تفريط خودداري نمائيد. و اوقات فراغت را نيز با نوعي فعاليت ورزش، نظافت اتاق، مطالعه روزنامه، انجام فعاليت هاي هنري و هر كار مورد علاقه ديگري، پر كنيد.
4- از آنجا كه معمولاً افكار ورفتار مزاحم در تنهايي به سراغ افراد مي آيد، حتي المقدور از قرار گرفتن در مكان هاي خلوت و تنهايي به مدت زياد اجتناب كنيد حتي سعي كنيد مثلا مطالعات خود را در كتابخانه و قرائت خانه اي عمومي انجام دهيد در اتاق، تنها نخوابيد، هنگام غذا خوردن، تنها غذا نخوريد و تنها مسافرت نكنيد. هرگاه احساس تنهايي كرديد، از جاي خود برخيزيد و با ديگران ارتباط برقرار كنيد. ورزش هاي دسته جمعي انجام دهيد ارتباط خود را با افراد شاد و با نشاط و اجتماعي (و در عين حال متدين) بيشتر كنيد و از گوشه گيري جداً بپرهيزيد. اگر درس مي خوانيد، براي مطالعة درسهايتان هرگز در خانه و يا در اتاق خلوت نكنيد سعي نماييد كه تمام مطالعاتتان در كتابخانه باشد.
5- با كارهاي مختلف به تقويت ارادة خود بپردازيد تا بتوانيد به برخي از كارهايي كه بصورت اجباري انجام مي دهيد يك «نه» بزرگ بگوييد.
6- به برخي از آثار و پيامدهاي زشت و سوء وسواس فكر كنيد و ببينيد كه اين كارهاي زشت و بي دليل چگونه شما را پيش خانواده، دوستان و آشنايان خوار و خفيف كرده و شما كه قبلا شخصيّت خوب، مثبت و محترمي بين همگان داشتيد، اكنون فردي سَبُك، مسخره و دلقك اطرافيان شده ايد. و توجه داشته باشيد كه اگر به وسواس خود پايان ندهيد اوضاع بسيار وخيم تر از الان خواهد شد و احتمالا كارتان به دارو درماني و بيمارستان رواني خواهد كشيد و هميشه اين ذكر را با توجه به معني آن بر زبان و قلب خود جاري كنيد كه:«بِسم الله و بِالله، تَوكَلتُ علي الله، اعوذُ بِالله السميعُ العليم مِن الشيطانِ الرجيم.
7- تقابل به ضد: براي كساني كه از آلودگي و نجاست هراس دارند و اين هراس منشا اضطراب و وسواس در آنها شده است ، آلوده سازي عمدي شخص توسط خود او يا ديگران ، از راههاي درمان و رفع حساسيت به اين امر است . اگر اين روش با تكرار تحمل شود به طور قطع موثر خواهد بودچون مبتلا به وسواس در شستشو هستيد، خود را در معرض چيزهاي آلوده و نجس قرار دهيد و يا به تجسّم چنين موقعيت هايي بپردازيد و از انجام دادن آن كار خودداري نكنيد. از فردي بخواهيد خودش را در معرض اين موقعيت ها يا موضوع هاي ذكر شده قرار دهد بدون اين كه «واكنش بي اختياري» از خودش نشان دهد. سپس شما نيز همان كار را انجام دهيد. اين كار باعث مي شود موضوع ها يا موقعيت هاي اضطراب آور، كم كم اثر خود را از دست بدهد و اضطراب شما كاهش پيدا كند. در واقع ريشه و علت اصلي وسواس (اضطراب) از بين برود.
8- مواجه سازي: اين روشي براي توقف تقويت دو جانبه رفتارهاي جبري و اضطرابهاي ماست. ما مي دانيم اگر شما به مدت طولاني در يك موقعيت استرس زا باقي بمانيد بتدريج به آن عادت كرده، اضطراب شما ازبين مي رود. بنابراين شما با موقعيتي كه از آن هراس داريد رودرو مي شويد،اما در عين حال انجام امور جبري تكراري مانند چك كردن مداوم يا تميز كردن(پيشگيري از پاسخ عملي) را متوقف مي كنيد ومنتظر مي شويد تا اضطراب از شما دور شود.
معمولا بهتر است اين كار را قدم به قدم انجام دهيد.
* فهرستي از تمام چيزهايي كه در حال حاضر از آنها مي ترسيد يا اجتناب مي كنيد را تهيه كنيد.
* تمام موقعيت ها يا افكاري كه كمتر از همه شما را مي ترسانند يا كمتر از آنها اجتناب مي كنيد را در انتهاي فهرست قرار دهيد و بدترين ها را در ابتداي آن.
* سپس از انتها شروع كرده و به سمت ابتداي فهرست بياييد و سعي كنيد يك به يك به حل آنها بپردازيد. به مورد بعدي صعود نكنيد مگر انكه به قبلي به طور كامل چيره شده باشيد. اين كار بايد روزانه و لا اقل يكي دو هفته انجام پذيرد. هر بار لازم است شما اين كار را تا وقتي انجام دهيد كه مدت زمان اضطرابتان را به كمتر از نصف زماني كه در بدترين حالت طول مي كشد كاهش دهيد - حدود 60-30 دقيقه براي شروع.
* ثبت مقياسي از اينكه اضطرابتان هر 30 دقيقه به چه ميزان است (مثلا صفر براي بدون ترس تا 100 براي ترس شديد) خواهيد ديد احساس ترس چطور افزايش يافته و بعد كاهش مي يابد.
شما مي توانيد برخي مراحل را با درمانگر خود تمرين كنيد، ولي اكثر اوقات بايستي اين كار را در محيطي كه در آن احساس راحتي مي كنيد و به تنهايي انجام دهيد.
مهم است به ياد داشته باشيد كه شما نياز نداريد از تمام اضطرابتان خلاصي يابيد بلكه فقط تا ميزاني كه احساس بهتري كنيد. به ياد داشته باشيد كه اضطرابتان:
* نا خوشايند است اما لطمه اي به شما نخواهد زد.
* در نهايت از بين خواهد رفت.
* با تمرين مواجهه با آن ساده تر خواهد شد.
دو روش مفيد وتخصصي مواجه سازي و غرقه سازي بهتراست توسط يك مشاور يا روانشناس انجام شود. لذا تاكيد مي شود اگرازمشكل خودنگران هستيد وتمايل داريد به طوركامل آن را برطرف كنيد حضوري به يك مشاوريا روانشناس مراجعه نماييد.
درمان دارويي: كه درصوورت لزوم بايد توسط روانپزشك تجويز وتحت نظرايشان مصرف شود.
در منابع اسلامي وسواس پديده شناخته شده ايست و به آن به عنوان وسوسه اي از سوي شيطان اشاره مي شود. به عنوان مثال در كتاب اصول كافي ( باب عقل و جهل ) آمده است : در نزد امام صادق (ع) شخصي را به عقل و درايت نام بردند و گفتند او وسواس دارد، حضرت فرمود: چگونه عاقل است كه شيطان را اطاعت مي كند؟ در اين راستا:
1- به خودتان تلقين كنيد كه «وسواس» يك نوع كار شيطاني است و بايد هر چه زودتر دست از آن بردارم
2- به خدا توكل كنيد و از او استعانت بجوييد تا هر چه زودتر بر اين مشكل فايق آييد.در اين مورد حتي منابع اسلامي از قول معصومين (ع) روشهاي متعددي را براي پيشگيري و درمان وسواس پيشنهاد كرده اند ، كه از آن جمله، بهره از ادعيه و اذكار خاصي از جمله (لا اله الاالله) و ( لاحول و لا قوة الابا الله) مي باشد كه در حقيقت ماحصل همه آن روشها را مي توان در ذكر خدا خلاصه کرد.

سلام. یکی از دوستان من دچار هم جنس بازی شده است.او به افرادی پیشنهاد می دهد و اغلب با پاسخ منفی مواجه می شود. این رفتار (پیشنهاد دادن) حدود دو هفته است که در او به وجود آمده است. او قبلا هم یک بار رابطه داشته و من بی خبر بوده ام. می خواستم بدانم در میان گذاشتن این موضوع با خانواده اش می تواند کارساز باشد و یا اوضاع را وخیم تر می کند؟ او نوجوانی 16 ساله (پسر) است, به واجبات دین عمل می کند و یک خواهر دانشجو دارد.

با عرض سلام حضور دوست عزيز، چون گرايش به جنس مخالف در اين سن يكي از اختلالات هويت جنسي محسوب مي شود. لذا شما بايد با پدر ايشان بصورت منطقي و مستدل صحبت نماييد تا ايشان را نزد يك روان شناس باليني با تجربه و متدين ببرند. اگر درتهران زندگي مي كنيد مي توانيد در اين رابطه با كلينيك دكتر يونسي تماس بگيرند. 02144015879
موفق باشید.

سلام خسته نباشید من تا الان که زندم احساس میکنم تو زندگی شکست خوردم و باختم و خیلی دوست دارم ازین دنیا رها بشم یعنی بمیرم ایا دعا کردن برای مردن گناهه ایا براورده میشه چطوری میشه به این چیز برسم به خصوص دوست دارم من زودتر از همسرم بمییرم درست زمانی که همه زنده اند یعنی پدر و مادر و بستگانو و همسر و من زود تر از همهی این ادما بمیرم ولی دوست دارم قبل از مردن گناهانمو اعم از حق الله و حق الناسو جبران کنم بعد برم بد جور کم اوردم نمیدونم چیکار کنم؟؟؟؟؟ میشه بگید پشت سر کسی که غیبت کردیم ایا حق الناسه ؟؟؟؟اگه هست چطور میشه جبرانش کرد؟؟؟؟

پرسشگر گرامي ! احساس شكست، غربت و تنهايي ات را در اين دنياي پهناور درك مي كنيم كمبود محبت، تنها ماندن، و تحمل برخي سختي ها سبب افسردگي روحي شما شده، و باعث شده كه بر اعصاب و روان خود نتوانيد كاملا مسلط باشيد. ولي راه خلاصي از اين وضعيت، دعا كردن براي مردن نيست. هنر آن است كه شكست ها و مشكلات را به پُل عظيم پيروزي و نردبان مستحكم ترقي و تعالي تبديل كنيم، نه آن كه مرگ خود را آروزكنيم! زيرا جوهره انسان و همه كمالات، استعدادها، و معادن و ذخايردروني وجود انسان در برخورد با مشكلات و در ميدان هاي مبارزه با سختي ها تبلور مي يابد، شكوفا مي شود و ميوه مي دهد.
شما بايد به جاي طلب مرگ از خداوند استقامت و صبر و استواري طلب كنيد، و از او بخواهيد شما را در آزمايشهاي سخت و دشوار زندگي موفق و پيروز سازد.
چه آن كه دل و قلبت مالامال از عشق و ايمان به خدا و ائمه و اولياي الهي است، پس چرا راه صبر و استقامت و بردباري را همانند امامان و پيروان راستين آنان در پيش نمي گيري؟ آيا نمي داني در اين دنيا هر كسي با ايمان تر است سختي و مشكلاتش هم بيشتر است، ولي در آخرت به عكس است؟ در آخرت پاداش و مقامي را كه خداوند به سختي كشيده هاي صبور دنيا مي دهد به اندازه اي شگفت انگيز است كه همه بهشتي ها آرزو مي كنند و مي گويند: اي كاش ما هم در دنيا بيشتر سختي مي كشيديم، و حاجات و خواسته هايمان بر آورده نمي شد تا در مقام و منزلت اين ها قرار مي گرفتيم؟
پرسشگر گرامي! نعمت وجود و هستي و زندگي در اين جهان از نعمت‏هاي بزرگ الهي است. كسي كه آرزوي مرگ مي‏كند، گويا اين نعمت بزرگ را كفران كرده و آن را ناديده مي‏انگارد.
در حديث آمده است كه روزي پيامبر اكرم(ص) به عيادت بيماري رفت. از او احوالپرسي كرد. بيمار از درد و مشكلاتش ناليد و آرزوي مرگ كرد. حضرت به او فرمود: «لَا تَتَمَنَّ الْمَوْتَ فَإِنَّكَ إِنْ تَكُ مُحْسِناً تَزْدَدْ إِحْسَاناً وَ إِنْ تَكُ مُسِيئاً فَتُؤَخَّرُ تُسْتَعْتَبُ فَلَا تَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ؛ (1) آرزوي مرگ نداشته باش ،زيرا اگر تو آدم خوب و نيكو كاري باشي با طولاني تر شدن عمرت بر كارهاي نيك شما افزوده مي شود و اگر آدم بدي باشي با تأخير افتادن مرگت، چه بسا دچار عتاب شوي. (در نتيجه توبه كني و يا گرفتار سختي و رنج هايي در دنيا شوي كه كفاره بدي ها و گناهانت شود و به خاطر آن آمرزيده شوي)». يكي از خوشبختي هاي انسان اين است كه عمرش طولاني باشد و در نتيجه با توبه و انابه به سوي قيامت و سراي ابدي برود.
از اين رو امير المؤمنين(ع) مي فرمايد:«لا تتمنّ الموت الّا بشرط وثيق؛(2) آرزوي مرگ نكنيد، مگر آن كسي كه در اثر اطاعت و بندگي خدا، آخرتش را آن چنان آباد كرده باشد كه به نجات و خلاصي خود اطمينان و يقين داشته باشد»، و از طرفي هيچ كس نيست كه يقين داشته باشد كه حتما آمرزيده شده و اهل بهشت است.
به محتوا و معاني دعاهاي ماه مبارك رمضان به ويژه دعاهاي دهه آخر، و به خصوص دعاهاي شب هاي قدر راملاحظه كنيد كه چگونه ائمه طاهرين عليهم السلام از طريق دعا به ما آموزش مي دهند كه از خدا بخواهيم عمر ما را طولاني كند.
اما در مورد حق الناس و جبران غيبت: حق الناس را مي توان به دو دسته تقسيم كرد. حق الناس مالي و غير مالي. كسي كه حقي يا مالي را از ديگران ضايع كرده باشد، نخست بايد از اين گناه بزرگ توبه كند، و از خدا عذر خواهي نمايد. زيرا در درجه اول قانون خدا نا ديده گرفته شده، يعني اول حق الله ضايع شده، سپس حق الناس. پس از توبه و استغفار، جبران حق الناس واجب است، مالي باشد يا غير مالي. اگر مالي باشد بايد عين مال – اگر موجود باشد- يا مثل و يا قيمت مال را به صاحبانش بدهد، و يا از آنان رضايت و حلاليت بخواهد، اگر صاحبان مال مرده است، به اولاد و ورثه اش بدهد، و يا از ورثه اش حلاليت طلب كند، و اگر حق الناس غير مالي باشد مثل غيبت، فحش، توهين و تحقير و تهمت، بايد
از هر كسي كه احتمال مي دهيد حق او را از اين طريق ضايع كردي، حلاليت و رضايت بگيريد، و اگر آن طرف را نمي شناسيد، يا دسترسي به او نداريد، يا از كساني است كه مي‌دانيد يا احتمال مي‌دهيد ، رضايت نمي‌دهد و حلال نمي‌كند، بلكه اگر از موضوع با خبر شود باعث ايجاد كدورت و دشمني مي‌گردد، دنبال طلب رضايت و حلاليتش نرويد بلكه از گناه خود توبه و استغفار كنيد، و براي آن طرف نيز دعا كنيد، صدقه بدهيد يا كار خير ديگري را انجام دهيد و ثوابش را به آن شخص هديه كنيد، چه آن كه آنان در روزتنگدستي در عالم برزخ و قيامت به شدت به ثواب اين گونه كارها نياز دارند و از شما راضي خواهند شد.
امام صادق(ع) از پدرانش عليهم السّلام روايت مى‏نمايد كه رسول خدا(ص) فرمودند: كسى كه به كسى ظلم كند و آنگاه او را پيدا نكند كه از او حلاليت بخواهد، بايد استغفار نمايد. زيرا اين كار قطعا كفاره آن خواهد بود.(3) اما حق الله مثل نماز و روزه و...نخست بايد از ضايع كردن و بي توجهي به آن توبه و استغفار كنيد، و بعد تصميم بگيريد كه آن را جبران كنيد، و بر اساس ملاحظه توانايي خود برنامه ريزي كنيد. و اگر از عهده انجام همه آن بر نمي آييد، هر اندازه مي توانيد، انجام دهيد. و اگر عملي مثل روزه را به هيچ وجه نمي توانيد، با گرفتن قضاء، جبران كنيد، زياد استغفار كنيد و كفاره روزه را بدهيد، و اگر از جهت مالي نيز مشكل داريد، كفاره نيز از گردن شما ساقط است.
ببينيد خداي ارحم الراحمين چه قدر دين را آسان گرفته است؟! به اندازه توانايي انسان از او تكليف مي خواهد نه بيشتر.
پي نوشت ها:
1. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه، الناشرمؤسسه آل البيت، قم، سنه النشر/1409 ه.ق، ج2 ، ص449.
2. عبد الواحد بن تميمي آمدي، معجم الفاظ غرر الحكم درر الكلم، الناشر مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه، تاريخ النشر/ذي القعده 1413./ تحقيق مصطفي درايتي، ص1072.
3. شيخ صدوق، ثواب الاعمال، ترجمه ابراهيم محدث بندرريگى‏، ناشر انتشارات اخلاق‏، ص 587.
موفق باشید.

دختری هستم 23 ساله دو سال پیش متوجه شدم که پرده بکارتم حلقوی بوده و با هیچ نزدیکی پاره نمی شود از این موضوع استفاده غیر اخلاقی کردم و در شهر دیگری نزدیک شهر خودمان با مردان بسیاری دوست شدم و با آنها نزدیکی کردم و بابت آن هیچ دستمزدی نمی گرفتم مدتی است که توبه کردم و خیال میکردم که گذشته ام را کسی نمیداند به تازگی با یکی از آشناها حرفم شد و او خیلی چیزهارا گفت حالا فهمیدم که خیلی ها از این موضوع خبر دارن به غیر از خانواده ام. من تو خونواده ی تعصبی و پاکی بزگ شدم نمیخوام اونا چیزی بدونند خیلی نا امید شدم نمیدونم برای جبران این اشتباهم چکار باید بکنم کمکم کنید من افسردگی شدید دارم و سالهاست که تحت درمانم نمی توانم تحمل کنم می ترسم کارم به خودکشی یا مسایل دیگه بکشه به دادم برسید من دیگه توبه کردم

شما به خاطر اينكه عده اي از افراد از گناه شما مطلع شده اند ناراحت شده ايد و ابراز پشيماني مي كنيد. اما بايد بدانيد كه خداوند از همه چيز آگاه است و اين نكته را نيز بايد توجه داشته باشيد كه همه چيز در پيشگاه خداوند روشن است و چيزي از ديد او مخفي نيست. أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى‏(1): آيا او ندانست كه خداوند (همه اعمالش را) مى‏بيند؟!
اگر از اين واهمه داريد كه عده اي گناه مخفيانه تان را فهميده اند بايد بدانيد كه يك روز همه اسرار فاش و بر ملا خواهد شد و در آن روز ديگر از چشم كسي، گناهان ما پوشيده نخواهد بود. يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ. فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ (2): در آن روز كه اسرار نهان (انسان) آشكار مي شود، و براى او هيچ نيرو و ياورى نيست!
هر چند ارتباطات شما در گذشته گناه بوده، اما گناه هر چه باشد قابل توبه است. كافي است كه در كنار اين پشماني فعلي، عزم جدي و حقيقي بر ترك آن داشته باشيد؛ زيرا عزم جدي بر ترك گناه است كه در كنار پشيماني موجب قبولي توبه و بخشش الهي مي شود. قرآن مي فرمايد:«يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكمْ ثُمَّ تُوبُوا اِلَيهِ؛(3) اي قوم! از خدا آمرزش بخواهيد. سپس به سوي او توبه كنيد».
واقعيت آن است كه من بعد از خواندن نامه شما از اينكه اشرف مخلوقات عالم، سر سپرده شيطان شده و به راحتي تمامي هستي خود را بر باد فنا داده، بسيار تعجب كردم. در عين حال، هر چند دير، اما خوشبختانه شما به اين حقيقت دست يافته ايد كه گناهان جز تكه تكه شدن روح و خستگي آن و اضطراب و نگراني و از دست رفتن ارزش هاي انساني نتيجه اي در بر نداشته است. اين حالت (آگاهي و فهم و پشيماني ) حالت ارزشمندي است كه بايد قدر آن را بدانيد. كمي در رفتار خود تامل كنيد. از گذشته عبرت بگيريد. چگونه به راحتي خود را در اختيار افرادي شيطان صفت گذارديد. از اين به بعد بيشتر مراقب باشيد. فريب نخوريد. مطمئن باشيد حتي افرادي كه ارتباط نامشروع با جنس مخالف بر قرار مي كنند در هنگام انتخاب همسر، ‌كسي را به عنوان شريك زندگي انتخاب مي كنند كه اهل اين گونه مراودات نباشد. پس هستي خود را در معرض حراج براي اهل هوي و هوس نگذاريد.
به هر حال، هيچ گاه خودتان را مساوي با رفتار ناشايست خود ندانيد. در پيشگاه خداوند عزيز و دوست داشتني هستيد و براي جبران گناهان ريز و درشت راه به روي همه بندگان باز است. برگرديد و گذشته هارا فراموش كنيد. حتي به ارتباطات گذشته فكر هم نكنيد. با نامحرمان به هيچ عنوان ارتباط نداشته باشيد. به خداوند توكل كنيد و به او اميدوار باشيد. عذاب ها و كيفرهايي كه در روايات براي ارتباط غير شرعي با نامحرم ذكر شده(4)، براي كساني است كه بر گناه خود اصرار داشته باشند و نخواهند توبه كنند. اما كساني كه از كارهاي زشت خود ناراحت و پشيمانند و به درگاه خداي مهربان توبه و استغفار مي كنند، خداوند گناه آنان را مي بخشد. آنان را مورد آمرزش قرار مي دهد.(5)
راهكار اساسي براي خروج از وضعيت روحي كه داريد،‌ازدواج است. بدانيد هيچ چيزي نمي تواند به نياز عاطفي و غريزه جنسي شما به طيبي و طاهري و گوارايي ازدواج، پاسخ دهد. از اين رو است كه وقتي انسان در كنار همسر قرار مي گيرد، به انس و آرامش مي رسد. اين آرامش نه يك امر مجازي و قرار دادي است، بلكه امري حقيقي و فطري است كه بر حسب خلقت ما طرح ريزي شده است. قرآن مي فرمايد: وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون (6)؛ از نشانه هاي او اين است كه براي شما از جنس خودتان جفتي آفريد تا در كنار او آرامش يابيد. ميان شما مودت و رحمت قرار داد و در اين كار نشانه هايي است براي كساني كه تفكر مي كنند.
بنابراين سعي كنيد هر چه زودتر ازدواج كنيد.
فكر اينكه دست به اقداماتي مثل خودكشي بزنيد را هم از خود دور كنيد چرا كه گناه را نبايد با گناه ديگر پاك كرد. اگر گناه كرده ايد در پي استغفار باشيد نه ارتكاب گناه بزرگتر.
نكته بسيار مهم:
مبادا از گناهان گذشته خود با احدي حتي خواستگار و همسران آينده تان صحبت كنيد! مطمئن باشيد پنهان كردن اين موضوع منافاتي با صداقت ندارد. بر اساس آيات و روايات آبروي انسان از همه چيز مهم تر است. كسي حق ندارد آبروي ديگران و بلكه آبروي خويش را از بين ببرد و از آن مهم تر نزد ديگران به گناه خويش اعتراف كند. حتي در ذهن خودتان نيز به اين مساله فكر نكنيد. مراقب باشيد بار ديگر در دام شيطان نيفتيد. توصيه مي كنيم گذشته را فراموش كنيد و در پي ساختن آينده خويش باشيد. براي جبران گذشته و گناهان سعي كنيد بعد از توبه واقعي، به كارهاي خير و عبادت و امور خداپسند بيشتر بپردازيد و كفه حسنات و اعمال خوبش را سنگين تر كنيد.
پى نوشت‏ها:
1. علق (96) آيه 14.
2. طارق (86) آيه 9 و 10.
3. هود (11) آيه52.
4. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، مؤسسه آل البيت عليهم‏السلام قم، 1409 ه.ق، ج20، ص 196و 198.
5. زمر (39) آيه 53.
6. روم (30) آيه 21.
موفق باشید.

من پسری 18ساله هستم وازبچکی با خاله هم سن خود بزرگ شدم.تا چند سال پیش بین من واو حس عشق پیدا شد و الان حدود 2سال است که این حس حکم فرما است .هرجفتمان از اینده که قرار است جدا باشیم میترسیم وتا به حال چندین بار قصد خود کشی به سرم زده ایا این دوستی حرام است؟

اين مسأله يكي از اشتباهات استراتژيك خانواده ها از جمله والدين شما و والدين خاله تان مي باشد. عدم دورانديشي در اين روابط عاطفي، فرجامي جز آن چه در حال تجربه آن هستيد ندارد. در هر صورت اگر ما عشق را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم رگه هايي از سه اختلال عمده روان پزشكي يعني اضطراب افسردگي و وسواس فكري در آن مشهود است. مثلا ترس از جدايي چيزي جز اضطراب جدايي نيست. فرد مضطرب با هر حمله و هجمه اضطرابي مي كوشد تا از طريق پناه بردن به يك فرد يا شي آرامشگر از سطح اضطرابش بكاهد. شما و ايشان نيز با هر بالا آمدن سطح اضطرابي به يكديگر پناه مي بريد و با تصور ترك اين آرامشگر بيروني بر خود مي لرزيد. يا مثلاً قصد خودكشي در برخي موارد در افراده افسرده حال به وجود مي آيد و فردي كه از افسردگي به دور است بسيار بعيد ايست كه ثانيه اي به خودكشي بينديشد. يا همچون يك فرد وسواسي، شما وسواس گونه به او مي انديشيد و نمي توانيد يك آن از او دست بكشيد و .....
همان طور كه اين اختلالات بسترساز عشق مرضي گشته است، درمان تخصصي آن ها از طريق مراجعه به روان شناس باليني و روانپزشك سهم بسزايي در حذف و تعديل كم دردسر عشق مرضي دارد. بي شك خوددرماني در اين گونه موارد كم تأثير است و شما چاره اي نداريد تا براي گذر بي آسيب از اين رابطه نافرجام به يك متخصص به صورت حضوري مراجعه نماييد. ترديدي وجود ندارد كه در همان 2و3 جلسه اول شاهد تحولات اميداوار كننده اي در خود خواهيد بود و به تدريج حس توانمندي براي نيل به يك زندگي مستقل در شما و ايشان رشد مي يابد.
بهتر است به جاي تفكر در راه كارهاي صددرصد آسيب زا و گناه آلود مانند خودكشي به راه كارهاي تخصصي تر از جمله كمك گرفتن از يك روانشناس و روانپزشك متوسل شويد. نيازي به قطع يكباره رابطه نيست، بلكه تعديل آن مثلاً از رابطه حضوري به رابطه تلفني و بعد پيامكي و.... نيز براي گام هاي اول كفايت مي كند.
البته به واسطه رشد عقلي و بلوغ فكري روز افزون شما به تدريج بر سطح استقلال شناختي-عاطفي شما افزوده مي گردد و شما با گذر از دوره نوجواني و جواني به پختگي هاي بيشتر مي رسيد.
آرامش هر دوي شما متوقف بر استقلال رواني روز افزون شماست و همواره وابستگي رواني عاطفي چيزي جز اضطراب و تنيدگي براي ما به ارمغان نمي آورد.
كار را زياد دشوار ندانيد و بدانيد كه با برداشتن اولين گام هاي تخصصي شرايط شما روز به روز بهتر و دل انگيزتر خواهد شد. تجارب باليني ما روان شناسان نشان مي دهد كه درمان عشق امري شدني است هر چند در ابتدا امري ناشدني به نظر مي رسد. نمونه اين مسأله را ما در مرگ عزيزترين كسان خود تجربه مي كنيم اگر شما فرزندي داشته باشيد كه صد درصد به او وابسته باشيد و خداي ناكرده بر اثر تصادف يا بيماري از دنيا برود، بعد از مدتي به فراغ او عادت مي كنيد و بر خلاف تصور اوليه تان تداوم زندگي بدون او را امري شدني و قابل تحقق مي يابيد.
موفق باشید.

سلام .خسته نباشید.دختر20ساله ای هستم که میتونم قسم بخورم یک لحظه هم تو تموم این 20 سال احساس دختربودن نکردم وبه تازگی متوجه شدم که جراحی تغییرجنسیت تو ایران هم انجام میشه .من از احساس وتصمیمم صد درصد مطمعنم اما میدونم خونواده و به کل اکثر ادمایی که میشناسم بااین موضوع نه اشنایی دارند ونه قبولش میکنن وازاون جایی هم که ما کرد هستیم مخالفت ها چندین برابره .میشه لطف کنید دیدگاه ونظرقران رو دراین مورد بگید و همین طور یه رانمایی که من چطور میتونم این مسئله رو مطرح کنمو خونوادم .مخصوصا بابامو راضی به جراحی تغییر جنسیت کنم؟؟ممنون میشم اگه به سوالم جواب بدید

حكم تغيير جنسيت
ظاهر آن است كه تغيير جنس مرد به زن به سبب عمل و بر عكس آن، حرام نيست. و همچنين اين عمل در خنثى حرام نيست تا ملحق به يكى از دو جنس شود. و آيا اگر زن در خود تمايلاتى از سنخ تمايلات مرد يا بعضى از آثار رجوليّت را مى‌بيند يا مرد در خود تمايلات جنس مخالف را يا بعضى از آثار آن را مى‌بيند، تغيير آن واجب است؟ ظاهر آن است كه واجب نيست. در صورتى كه شخص، حقيقتا از جنسى باشد و ليكن تغيير جنسيت او به آنچه كه مخالف او است، ممكن باشد.
مسألۀ 2- اگر علم به اينكه او قبل از عمل، در جنس مخالف، داخل است، فرض شود، و كار عمل، جنس او را به ديگرى تبديل نمى‌كند. بلكه از آنچه كه مستور است، كشف مى‌نمايد، در وجوب ترتيب آثار جنس واقعى و حرمت آثار جنس ظاهر شبهه‌اى نيست‌؛ پس اگر معلوم باشدكه او مرد است آنچه كه بر مردان واجب و حرام است بر او واجب و حرام مى‌باشد و بر عكس آن. و امّا وجوب تغيير صورت او و كشف آنچه كه باطن است، واجب نمى‌باشد مگر اينكه عمل، به تكاليف شرعى يا بعضى از آنها بر آن متوقف باشد و احتراز از محرمات الهى ممكن نباشد مگر به آن پس واجب مى‌شود.(1)
جهت اطلاع بيشتر مي توانيد مراجعه كنيد به: مجله فقه اهل بيت عليهم السلام (فارسى)، ج‌3، ص 286.
پي نوشت ها:
1. خمينى، سيد روح اللّٰه موسوى - مترجم: اسلامى، على، تحرير الوسيلة - ترجمه، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ج‌4، ص 479
و تحرير الوسيلة - ترجمه، ج‌4، ص 481.
موفق باشید.

سلام چرا برای کاهش اضطراب به خیال پردازی حنسی و خودارضایی متوسل میشویم

همانطور كه مي دانيد اضطراب نقش مؤثري در تشديد قواي جنسي دارد. هميت اضطراب در توليد نياز جنسي كاذب سهم هم به سزايي دارد. ارضاي جنسي تا حدودي براي كاهش اضطراب مفيد است. و به اين جهت خداوند ازدواج را براي انسان ها قرار داده تا علاوه بر توليد مثل و زياد شدن مومنان، آرامش و كاهش اضطراب آنها نيز از راه شرعي تامين گردد. اگر ارضاي جنسي از طريق حرام (مانند استمنا) صورت گيرد، با اين كه به صورت موقت از اضطراب مي‌كاهد، ولي پس از مدت كوتاهي به خاطر تشديد احساس گناه سطح اضطراب را دو چندان مي‌كند. با اين وصف اضطراب هم علت و هم معلول استمنا محسوب مي‌گردد.
2ـ همان طور كه اضطراب در گرايش به خودارضايي مؤثر است، كاهش اضطراب از طريق ورزش سنگين منظم، تنفس عميق 25 تا 30 بار در روز، تن‌آرامي (ريلكسيشن) و داروهاي گياهي و شيميايي سهم بسزايي در كاهش ميل به خودارضايي دارد. در رابطه با عدم امكان ازدواج هم بهتر بود مطالب بيشتري را ارئه مي كرديد. اما به طور كلي در رابطه با مسائل مالي، بايد گفت مشكل مالي نمي تواند دليل خوبي براي ترك ازدواج باشد. البته توصيه مي شود تا پيش از درمان خودارضايي، اقدام به ازدواج نكنيد.
3ـ به هيچ وجه خود را ناپاك ندانيد. پسر مؤمني هستيد كه به هر دليلي دچار يك كژ رفتاري گشته‌ايد. هيچ‌گاه خودتان مساوي با رفتار ناشايست خود ندانيد. بنده خدا هستيد و خداوند بنده اي را كه به سويش آيد ،طرد نمي كند. براي جبران گناهان ريز و درشت راه روي همه بندگان باز است؛ زيرا رحمت و بخشايش الهي بسيار بزرگ و گسترده تر از هر گناهي است.
5ـ مانند يك محقق دست به تحقيق در زمينه افكار، احساسات و رفتارهاي انگيزاننده ميل به خودارضايي در خود بزنيد. در طي مدت يك ماه مراحل آغاز تا پايان يك وهله خودارضايي را در برگه‌اي ياد داشت نماييد . اين كار را براي وهله‌هاي ديگري كه اتفاق مي‌افتد، تكرار كنيد. زمان و مكان و شرايط جسمي و روحي در قبل و بعد از خودارضايي را ثبت نماييد. در طي يك ماه ببينيد يك وهله خودارضايي با چه فكري آغاز مي‌گردد، سپس اين فكر مزاحم چه احساس در شما برمي‌انگيزد و اين احساس چگونه به رفتار خودارضايي در شما مي‌انجامد، همچنين معمولاً در چه زماني‌هايي و در چه مكان‌هايي و در چه شرايط جسمي ـ روحي ميل به خودارضايي در شما تشديد مي‌گردد.
پس از پايش و رصد رواني يك ماهه به تجزيه و تحليل و جمع‌بندي نتايج بپردازيد . از نتايج اين تحقيق مي‌توانيد راهكارهاي كارآمد ترك يا لااقل تعديل خودارضايي را استخراج نماييد، مثلاً وقتي كه اعصاب تان خرد است، وقتي كه دوستان متأهل خود را مي‌بينيد، وقتي كه با مادرتان جر و بحث مي‌كنيد، وقتي كه اضطراب امتحان داريد، يا وقتي كه به فيلم يا تصوير خاصي مي‌انديشيد.
عيناً همين قضيه در زمينه مكان‌هاي تحريك‌زا تكرار مي‌گردد. وقتي در اتاق خواب هستم، وقتي تنها در خانه هستم، وقتي دستشويي مي‌روم و...
از سوي ديگر نگاهي موشكافانه به پرونده گذشته خودارضايي خويش بيفكنيد، ببينيد در چه شرايطي توانسته‌ايد بر خودارضايي فايق آييد. با چه تكنيك‌هاي فاصله بين وهله‌هاي خودارضايي را افزايش داده‌ايد، چه زماني براي ترك كوتاه مدت يا دراز مدت خودارضايي موفق بوده‌ايد.
در اين مرحله نيز تحقيق نيز به تجزيه و تحليل و جمع‌بندي نتايج بپردازيد. پايش رواني دست شما را براي اتخاذ يك راهكار مناسب باز مي‌كند.
6 ـ خودارضايي نوعي اعتياد رواني محسوب مي‌گردد . در برخي جهات شباهات زيادي با انواع ديگر اعتياد (مانند مواد مخدر و الكل و...) دارد.
همه متخصصان درمان اعتياد در اين موضوع هم‌عقيده اند كه بازگشت ناخواسته به شرايط قبل امري طبيعي و يكي از مراحل درمان محسوب مي‌گردند. بسياري از معتاداني كه اقدام به ترك كرده‌اند ، در طول فرايند درمان ناخواسته دچار لغزش‌هاي رفتاري مي‌گردند . لغزش‌هاي رفتاري به هيچ وجه به معناي شكست درمان نيست. يكي از علت هايي غلطيدن دوباره به اعتياد قبلي، قرار گرفتن در محيطي است كه در آن جا اعتياد زياد اتفاق افتاده بود.، مثلاً ياد‌آوري يك صحنه خاص، يا قرار گرفتن در مثلاً حمام و هنگام شستن آلت و... به همين خاطر بسيار توصيه مي شود كه در آن شرايط خاص قرار نگيرند.
در هر حال لغزش‌هاي غير اختياري طبيعي است . نبايد به بزرگ‌نمايي آن پرداخت. متأسفانه در افرادي كه به خود درماني اعتياد مي‌پردازند و از نعمت هدايت درمانگر محرومند، هر گونه بازگشت را به منزله شكست قطعي در درمان تلقي مي‌كنند. اين باعث توهم عدم كنترل و بي‌ارادگي فرد مي گردد. اين تصور آسيب‌زا، فرد را از ادامه درمان مأيوس مي‌سازد ، در حالي كه درصد پيشرفت درمان فرد بسيار بالاست.
اگر نيك بنگريد، با كمي واقع‌نگري مي‌توانستيد لغزش‌هاي هر از گاهي خود را با ديدي مثبت‌تر مديريت نماييد.
7 ـ منصف باشيد . همان طور كه به تنبيه ذهني ـ عملي خودارضايي خويش مي‌پردازيد، به تشويق ذهني ـ عملي موفقيت‌هايي هرچند اندك خود در ترك خودارضايي بپردازيد.
اگر حتى يك روز هم در ترك موفق بوديد، با كمال سخاوت به تشويق خود بپردازيد. خود تشويقي مي‌تواند علاوه بر ارتقاي سطح اعتماد به نفس و عزت‌نفس به كاهش اضطراب شما كمك شاياني كند. خود تشويقي مي‌تواند به صورت كلامي يا غير كلامي (مانند خريد يك بستي يا ديدن يك فيلم جذاب يا سجده شكر و ...) باشد.
8ـ با پرهيز از هر گونه خودسرزنشي و خود ملامت‌گري به يادداشت نكات مثبت خود بپردازيد. هزاران نكته مثبت داريد كه نبايد با بزرگ نمايي نكات منفي‌تان به بوته فراموشي سپرده شود. ارزشمندي تان نسبت به خود كمك موثري در ترك اين گناه فراهم مي آورد.
9ـ براي 24 ساعت خود برنامه‌ريزي سبك و سهل الوصول انجام دهيد. با اشتغال ذهني به امور مثبت از هر گونه اشتغال فكري به تفكرات تحريك‌زا پرهيز نماييد. وقت فراغت براي خود قرار ندهيد و بي خود در جاهاي تحريك كننده مانند اينترنت پرسه نزنيد. با وجود آماده بودن شرايط محيطي و...ترك گناه بسيار مشكل و حتي نامقدور است.
10ـ سعي نماييد از تكنيك‌هاي انزجار درماني و شرطي‌زدايي استفاده كنيد. لذت كاذب خود ارضايي را با يك امر منزجر كننده ذهني مانند تصور صحنه تهوع‌آور يا خوردن داروي تلخ پيوند بزنيد و با آن تداعي نماييد يا آن كه فرايند شرطي شده (اضطراب - خودارضايي) را به (اضطراب - ورزش يا تفريح سالم، تنفس عميق، رفتن به سر يخچال و آب خوردن و...) تبديل نماييد.
راهكارهاي ترك خود ارضايي:
1- سعي كنيد هميشه پيش از خواب مثانه خود را تخليه كنيد . شب‏ها به خصوص غذايي سبك ميل كنيد.
2- هرگز شكم خود را بيش از حد معمول پر نكنيد بلكه اگر تا چند لقمه ديگر جاي داريد، از غذا دست بكشيد.
3- از پوشيدن لباس‏هاي تنگ و چسبان (به خصوص لباس زير ) اجتناب ورزيد.
4-هرگز در حمام به طور كامل لخت نشويد.مثلا در حالي كه هنوز زير شلوار به پا داريد ،قسمت فوقاني بدن خود را بشوييد. از ليف و صابون زدن به اندام جنسي خود كه باعث تحريك آن مي شود بپرهيزيد.مطمئن باشيد صرف تماس آب وصابون با اندام جنسي بدون دست ورزي براي بهداشت آن كفايت مي كند.
5- هرگز فكر گناه را به ذهن خود راه ندهيد . از تصور و تخيل امور جنسي و شهواني سخت پرهيز كنيد.
6- از خواندن، شنيدن، نگاه كردن به امور و تصاوير شهوت زا دوري كنيد.
7- از خوردن مواد غذايي محرك مانند: خرما،پياز، فلفل، تخم‏مرغ و غذاهاي چرب اجتناب و يا به حداقل اكتفا نماييد.
8- از نگاه كردن و دست‏ورزي به اندام جنسي خود پرهيز كنيد.
9- هرگز به رو نخوابيد.
10- هيچ‏گاه تنها در يك مكان نباشيد تا فرصت و زمينه گناه از بين برود.
11- براي تخليه انرژي زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
12- هيچ‏گاه بيكار نباشيد. هميشه براي مشغول ساختن خود به فعاليتي مطلوب و مثبت برنامه داشته باشيد.
13- روزه بگيريد. حتي اگر روزه واجب به عهده نداريد ،روزه مستحبي بگيريد. اگر قادر نيستيد، روزه تربيتي بگيريد، يعني به كم ترين مقدار غذا و كم‏حجم‏ترين نوع غذاها اكتفا كنيد. وعده غذايي خود را كم كنيد.
14- هرگز به نامحرم نگاه نكنيد، حتي اگر به ارتباط كلامي با آن ها مجبور باشيد.
15- با جنس مخالف رفتار متكبرانه داشته باشيد، هرگز با روي باز و نرمي با آن ها برخورد نكنيد.
16- هرگاه افكار جنسي به ذهن شما حمله ور شد، ذهن خود را مثلاً با بستن يك كش به مچ دست خود و كشيدن و رها كردن آن از آن افكار منصرف كنيد. به خود هشدار دهيد.
17- به بدي اين گناه و عواقب آن بيانديشيد، ولي احساس گناه شما از اين كار نبايد به حدي باشد كه در شما ايجاد اضطراب مخل به سلامت روان كند.
18- به محض لغزش فوراً توبه كنيد. هرگز از رحمت خدا مأيوس نباشيد و بدانيد رحمت خدا از گناه شما بزرگ تر است.
19- قرآن زياد بخوانيد و در معاني آيات آن تفكر كنيد.
20-در مجالس مذهبي، دعا و توسل و موعظه زياد شركت كنيد.
21- از كتبي كه جنبه موعظه و بيدارگري قلبي دارد بهره بگيريد. مقيد باشيد در روز چند ساعت به مطالعه اين‏گونه كتب بپردازيد. براي مثال مجموعه كتاب‏هاي شهيد دستغيب توصيه مي‏شود به خصوص كتاب گناهان كبيره، قلب قرآن، ايمان، قلب سليم و معاد و ….

موفق و موید باشید

با عرض سلام و خسته نباشید من با یکی از همکلاسی ها که مدت 2سال از با هم دوست هستیم و من از اول به دلیل زیبایی چهره واخلاقیات خاص او را تحسین و دوست میدارم اما مدتی است که علاقه ای بسیار شدید به دیدن پای او دارم ودیگر هیچ اندامی از شما میخواهم که به من راه حلی نشان دهید که از اشتیاق دیدن او دست بردارم و مانند یک دوست صمیمی عمل کنیم آیا امکان دارد

اين علاقه بسيار شديد به ديدن پا چه بسا ريشه در يك اختلال ويژه داشته باشد به گونه اي كه براي رهايي از آن چاره اي جز درمان تخصصي نداشته باشيد به ويژه اگر اين علاقه با برانگيختگي شديد هيجاني جنسي همراه باشد.
در هر صورت نقش انگيزه هاي هشيار و ناهشيار جنسي در تشديد اين علاقه تا حدودي روشن است و با اين وصف حتي رابطه دوستي شما مصون از گناه و حرام نيست. شك نكنيد هرگونه تداوم بخشي به اين رابطه، صددرصد به ضرر طرفين تمام خواهد شد و سعادت دو دنياي شما را به مخاطره مي اندازد.
از روز روشن تر است كه تغيير وضعيت و تبديل رابطه فعلي شما به يك رابطه دوستي بي آسيب، صددرصد نشدني است و شما چاره اي جز اقدامات جدي تر براي تعديل روز افزون و نهايت ترك كامل رابطه نداريد. شر اين رابطه چه بسا تا دنياي ديگر گريبان شما را رها نكند و اگر شما خواهان حفظ دين و دنياي خود هستيد. بايد لااقل دور اين يك نفر را خط بكشيد. پس هر گونه انديشه در زمينه تداوم رابطه از اساس با درمان پايدار شما منافات دارد و هيچ گونه جواز شرعي بر استمرار بخشي آن وجود ندارد.
توصيه مي شود در صورت تداوم و تشديد اين مسأله در اسرع وقت به يك روانپزشك خانم مراجعه كنيد.

موفق و موید باشید

سلام جوانی هستم21 ساله هیچ دختری من را محل نمیدهد وهمیشه ناموفق بودم . من کم شانسم دخترها از من بدشان میاید با این که خیلی زیبا هستم.. من دچار افسردگی شدم هیچ دختری من را محل نمیدهد وهمه آنان از من بدشان میاید. من از بس جواب رد شنیدم خسته شدم تو عمرم یک دختر من را محل هم نداده درحالی که خیلی زیبا هستم........ من کم شانسم وبدبخت. حتی در دانشگاه هم همکلاسیهایم به من توجه ندارند وبا من دوست نمیشوند من افسردگی گرفتم..................... کمکم کنید حتی خداوند هم از من بدش میاید ومن را منفور ساخته وعزیز نداشته من خسته شدم از بیمحلی دخترها

دوست گرامی، ریشه های مشکل شما را می‌توان در چند موضوع جستجو نمود که ما به تفکیک به هریک می پردازیم و راهکارهایی جهت مقابله با هریک ارائه می نماییم.
يكي از ریشه های عمده مشكل شما مربوط به برهم خوردن توازن منابع شناخت خود است. توضیح اینکه در روانشناسي بحثي به نام «منابع شناخت ‌خود» وجود دارد؛ منابع شناخت خود، هسته اصلي شخصيت هر فرد را تشكيل مي دهد كه شخص با توجه به اين منابع، شخصيت خود را در طول زمان شكل مي دهد و روابط میان فردی خود را مدیریت می نماید. در شناخت خود و رفتار بر اساس آن، از سه منبع استفاده می شود:
1- اظهار نظرهاي ديگران،(social feed back ) كه به آن پسخوراند و يا بازخورد اجتماعي نيز گفته مي‌شود، و به اين معني است كه فرد به خاطر تشويق ‌هاي ديگران و روبرو شدن با باز خورد مثبت از سوي جامعه (جو گيري اجتماعي) در تكرار عمل خويش اصرار مي‌ورزد و يا به خاطر نظر نامساعد ديگران و دريافت باز خورد منفي از سوي جامعه، اقدام به ترك عمل خود مي‌كند.
2- خود‌ مشاهده‌گري: منبع‌ديگر براي شناخت خود است، كه در آن افراد به بازشناسي توانايي ها و ناتواني ها و نقاط مثبت و منفي خود مي پردازند و با تكيه به نقاط مثبت به جبران نقاط منفي خود بپردازند و به خود باوری برسد.
3- مقايسه اجتماعي: سوّمين منبع براي شناختِ خود محسوب مي‌شود. یعنی شخص باید خود را هم با بالاتر از خود و هم با پایین تر ازخود مقایسه نمایدتا از این طریق به جایگاه واقعی خود پی ببرد و بتواند با واقع بینی به مدیریت توانایی های خود جهت گام برداشتن بسوی اهداف بپردازد.
روان درمانگران براي اصلاح مشكل فرد، زوج، و يا خانواده، به تنظیم این سه منبع شناخت خود می پردازند زيرا يكي از عوامل مهّمِ ايجاد مشكل هاي عاطفي و شناختي براي افراد وخانواده‌ها بهم خوردن تنظيم، توازن وتعادل اين سه عامل است، كه براي بازگشت سلامتي و بسامان شدن، تنظيم دوبارة آنها ضروري است. سهم نرمال و استانداردِ هر يك از سه منبع، در شناخت خود حدود33% مي‌باشد، كه اگر يكي از آنها كمتر و يا بيشتر شود آشفتگي و نابساماني آغاز مي‌شود؛ بعنوان مثال، آدم هايي كه خود مشاهده گري آنها غلبه دارد به وسواس هاي فكري وعملي دچار می شوند. پس براي اينكه شما طبق فرمودة آية قرآن «وَ نَفسٍ وَ ما سَوّاها» [3] بشويد و شخصيّت معتدل و متعادلي داشته باشيد، بايد اين سه منبع شناخت خود را باهم مساوي كنيد. و اما در رابطه با مشکل شما، باید عرض نمایم که منبع اول از منابع شناخت شما که دهن بینی اجتماعی(social feed back ) است بطور ناهمگوني رشد كرده و متورم شده است و دو از دو منبع دیگر پیش افتاده است.و در مقابل خود مشاهده گری شما بشدت تضعیف شده و در سطح بسیار پایینی قرار گرفته است، یکی از مشکلات شخصیتی این افراد رفتار ناجرات مندانه است که در روانشناسی به آن ویژگی شخصیتی non assertive اطلاق می شود. که تکنیکهایی جهت درمان آن ذکر خواهیم نمود. شما از اين مسئله نگرانيد كه ديگران به شما محل نميگذارند، اين فكر منفي را در خود تقويت كرده ايد وخودتان را برحسب بازخورد ديگران مي سنجيد. شما بايد از موقعيت و توانايي هاي خودتان آگاهي و شناخت كافي داشته باشيد و با كمك نكات مثبتي كه داريد سعي كنيد خودتان را بپذيريد و نكات مثبت خود را تقويت و نكات منفي خود را اصلاح كنيد. در اين شرايط است كه با داشتن نكات منفي و مثبت به پذيرش خود مي رسيد و خود را قبول مي كنيد كه در نتيجه آن، ديگران هم شما را قبول خواهند داشت و با ديده پذيرش به شما خواهند نگريست. اين در حالي است كه شما برعكس اين كار را انجام مي دهيد، يعني سعي مي كنيد با پذيرش از طرف ديگران به خود باوري برسيد.
كاري كه شما بايد انجام بدهيد اين است كه با خود مشاهده گري خودتان را بشناسيد و به نقاط مثبت و منفي خودتان بينش پيدا كنيد. من نكاتي را براي افزايش اعتماد به نفس و تقويت آن بيان مي كنم و اميدوارم با ممارست و تمرين اعتماد به نفس خود را ارتقاء دهيد،سعي كنيد تا به بيشرفت تحصيلي وموقعيت هاي عالي برسيد تا ديگران خواهان برقراري رابطه سالم اجتماعي باشما شوند. یکی از مشکلات عدیده ای که این گونه افراد با آن دست به گریبان هستند خود بازداری از بروز احساسات نهفتة شان است. این افراد همیشه خود را با توجه به نگاه دیگران تنظیم می کنند و برای همین اگر احساسی داشته باشند که فکر می کنند دیگران آن را نمی پسندند، آن را فرو می خورند و به درون خود می ریزند. مثلا اگر در جمعی یک نفر کار اشتباهی مرتکب شود، به جای بروز احساس خود مبنی بر اشتباه بودن رفتار فرد خاطی، این احساس را به درون خود منتقل می کنند. این گونه افراد با مشکلات و آشفتگی های زیادی در عرصه های فردی و اجتماعی روبرو می شوند و امکان دارد سرانجام کار آن ها به افسردگی حاد ختم شود.
مشكل دوم شما ناجراتمندي است، با توجه به مباحث پیش گفته، یکی از مشکلات شخصیتی افرادی که بالانس منابع شخصيتشان بهم خورده ودهن بيني اجتماعي يا همان فيدبك هاي اجتماعي در آنها رشدكرده، رفتارناجرات مندانه است كه درروانشناسي به آن ویژگی شخصیتی اطلاق می شود. این ویژگی شخصیتی خود منشاء اختلالات بسیاری است و باید اصلاح شود. براي اصلاح آن راهكارهاي مختلفی پيشنهاد شده است و به اندازه اي مهم است كه آموزش رفتار جرات مندانه يك از مهارتهاي اصلي زندگي قرار گرفته است. مهارت جرات مندي به فرد كمك مي كند كه بتواند به خود اطمينان داشته باشد، اعتماد به نفس خود را افزايش دهد، احترام ديگران را جلب كند، توانايي تصمييم گيري خود را بهبود بخشد، حقوق خود را حفظ كند، احساس هاي خود را ابراز كند، روابط خود را بهبود بخشد، اعتراض كند، نظر خود را به راحتي بيان دارد، به راحتي درخواست خود را مطرح كند، و به راحتي درخواستی را رد كند.
امّا روش تغيير ناجرات مندي به جرات ورزي و تقويت عزت نفس كه علت ضعيف شدن خود مشاهده گري و متورم شدن فيدبكهاي اجتماعي است: اين گونه افراد براي تغيير، ابتدا بايد به طور مفصل و هر روز مثلا چند دقيقه، كه رفته رفته، زيادتر هم مي‌شود، در ذهن خود موفقيت هايي را كه جرات ورزي در زندگي شان ببار خواهد آورد را مجسم كنند. تصور كنيد كه مثلا پدرشان و يا مادرشان و يا مثلا كسي كه طرز نگاه و تشويق او به آنها در زندگي خيلي مهم است با ديدن اين تحول عظيم در آنها چقدر خوشحال خواهد شد و چقدر به او افتخار خواهد كرد، و جايگاه اجتماعي شان چقدر از رتبه فعلي خود به درجات بسيار بالا تري صعود خواهد كرد. اين كار انگيزه شان را در به چنگ آوردن مهارت جرات ورزي، بالا خواهد برد. بايد به آسيب هايي كه از توجه بيش از حدشما به اين مسئله به وجود مي آيد توجه كنيد تا انگيزه لازم براي تغيير بيداكنيد.
مساله ديگري كه بايد به آن توجه داشته باشيد اين است كه، يكي از دلايل گرفتار شدن افراد در دام بي جراتي، رودربايستگي و انفعال، عدم آگاهي آنها ازحدود حقوق خود و ديگران است. لذا موقعيت هايي را كه در آنها ناجرات مندانه عمل مي‌كنند، شناسايي كنند و سپس با تحليل منطقي اين موقعيت ها، خود را براي مواجهه صحيح و جرات مندانه در موقعيت مشابه بعدي آماده كنند. اينگونه افراد بايد توجه داشته باشند كه محبت و احترام به ديگران و تذكر به آنها در مورد انجام وظايف‌شان بخوبي قابل جمع است. و پر رويي و پرخاشگري هيچ ربطي به جرات مندي و قاطعيت ندارد. اين باوري غلط است كه اگر بخواهيد وظايف خود را به نحو احسن انجام دهيد با ديگران تضاد پيدا خواهيد كرد، زيرا انجام وظيفه، افراد وظيفه شناس را خوشحال خواهد كرد و موجب ارتقاي شخصيتي شخص خواهد شد و افرادي را كه به فكر تنبلي و تجاوز به حقوق ديگران هستند را بر سر جاي خود خواهد نشاند.
قبل از اينكه مثلا در جمع همكلاسي ها حاضر شوند و يا در ميان جمع دوستان و يا فاميل شروع به صحبت كنند، خود را آرام سازند؛ مثلا با چند تنفس عميق برخودشان مسلط شوند و آنگاه سعي نمايند بيانات خود را بصورت آرام، مودبانه ولي قاطعانه مطرح كنند.
برخي از جملاتي را كه افراد جرات مند و قاطع بصورت آرام و مودبانه در برخورد با ديگران بكار مي برند را ياد بگيرند و در خلوت، جلوي آينه بايستند و با خود تمرين كنند تا بتوانند انها را در موقعيت هاي خاص به راحتي بكار ببرند.
تمرین «نه» گفتن را تمرين كنند كه در صورت لزوم و موقعيت هاي اجتماعي مختلف در جاهايي كه لازم است به راحتي نه بگويند. اگر امكان شركت در گروههاي آموزش مهارت جرات ورزي را داريد، در اين كارگاهها شركت فعال نماييد
مسئله مهم ديگر تاثير برقراري ارتباط خوب در جذب مخاطب مي باشد. شايد شما در برقراري ارتباط با ديگران عواملي را رعايت نمي كنيد كه باعث شده بقيه شما راطرد كنند. برای داشتن یک ارتباط خوب پیش از هر چیز به یک نفوذ و قدرت تاثیر گذاری نیاز داریم . افرادی که حتی در سلام و علیک و ارتباط اولیه انرژی کافی را هزینه نمی‌کنند و برای آن لحن مناسب انتخاب نمی کنند چنین طرز تلقی را به مخاطب خود می دهند که من خیلی اهمیت ندارم تو اگر نخواستی می توانی حتی پاسخ سوال من را هم ندهی.ا گر دقت کنید هر چه سلام خود را با صدای رساتر و واضح تر داشته باشیم پاسخ رساتر و مشخص تری را دریافت می کنیم. بنابراین برای قدم اول باید برای خویشتن احترام و اهمیت کافی قایل باشید تا با اعتماد به نفس بیشتری رفتار کنید.
1- خودتان را محدود نکنید: از آنجا که عکس العمل های مردم در مقابل هر یک از رفتارهای شما متفاوت است، بهتر است همانطور که صلاح می دانید عمل کنید و از عکس العمل منفی آنها ناراحت نشوید. برای شروع ارتباط اگر از طرف مقابلتان روی خوش ندیدید و احساس کردید که تمایلی به صحبت و ارتباط با شما ندارد بهتر است بدون آنکه ناراحت شوید یا واکنش غیر منطقی و بی ادبانه ای نشان دهید از خیرش بگذرید و به حرف ها و یا حرکات آزار دهنده اش اعتنا نکنید
2- راجع به عقیده ی آنها سوال کنید: قبل از هر رابطه ای کافی است موضوع مشترکی برای صحبت پیدا کنید و عقیده ی طرف مقابل را در مورد آن بپرسید تا بابی برای ادامه ی صحبت شود و خود به خود سخن به سمت یک رابطه ی خوب برود، مثلاً می توانید اظهار نظری در مورد هوا، روز و یا موقعیت های دیگر کنید.
3- از خودتان بگویید: برای برقراری ارتباط کافی است که در ابتدا خودتان را معرفی کنید و مختصری در مورد شغل، سن و سال، وضعیت تاهل و محل زندگی تان بگویید.
4- سر و وضع مرتبی داشته باشید: به خاطر داشته باشید که مردم همیشه به طرف افرادی جلب می شوند که ظاهری آراسته و تمیز دارند.
5- زیاده روی نکنید: اگر شخص مقابلتان از جنس مخالفتان است بهتر است بار اول در صحبت زیاده روی نکنید، چرا که ممکن است او و دیگران از رفتار و حرکات شما سوء تعبیر کنند
6- اظهار خوشحالی کنید: به طرف مقابل بگویید که آشنا شدن با یک فرد جدید چقدر برایتان ارزشمند است و اینکه از آشنایی با او چقدر خوشحال هستید؛ بعد وی را برای صرف چای یا عصرانه به خانه تان دعوت کنید تا طبق رسوم تعارفی کرده باشید
7- برقراری ارتباط چشمی گاهی برای شروع ارتباط ضروری است: این رفتار در هنگام گفتگو می‌تواند نشانه توجه، علاقه و درگیری باشد. در حین گفتگو اگر مستقیما به چشمان كسی كه با او حرف می‌زنید نگاه كنید، می‌توانید صمیمی بودن خود را به او انتقال دهید اما اگر هنگام گفتگو با اشخاص به جای دیگر خیره شوید نامطمئن بودن خود را القاء كرده‌اید و اگر بیش از اندازه به چشمان او نگاه كنید احتمالا احساس بدی پیدا می‌كند و به این نتیجه می‌رسد كه او را زیر حمله قرار داده‌اید. نگاه كردن بی‌وقفه به چشمان مخاطب نه درست است و نه ضرورت دارد. وقتی با دیگران حرف می‌زنید به حالتهای نگاه‌های خود دقت كنید و بكوشید كه به تدریج از نگاه‌های خود استفاده بهتری كنید.نگاه كردن آرام و پیوسته، و گاه برگرفتن این نگاه به گفتگو حالت مشخص‌تر و دوستانه‌تری می‌دهد. هنگام صحبت با دیگران دقت كنید تا بدانید كه وقتی تنه شما كمی به سمت مخاطب شما نزدیك می‌شود بر صمیمیت گفتگوی شما تا چه حد اضافه می‌شود.
8- از طرفتان تعریف کنید: اما دقت کنید که دروغ نگویید. مثلاً اگر می بینید که موهای طرفتان به طرز مسخره ای زشت است، از موهایش تعریف نکنید اما اگر مثلاً از کفش هایش یا هر چیز دیگری خوشتان آمده با لبخند عنوان کنید. یک تمجید بی ریا و خالصانه راه بسیار خوبی برای نزدیک شدن به طرف مقابل است. اما دقت کنید این تمجید درمورد مسئله ای خیلی شخصی نباشد که او را بترساند یا باعث شود که احساس ناراحتی کند.
9- حرف طرف مقابل را دنبال کنید. موافقت کنید، مخالفت کنید، و نظرتان را ابراز کنید. تلاش کنید که با بی توجهی از آن نگذرید
10- عبارات و جملات جالب و خنده دار می تواند حال و هوای مکالمه را عوض کند و موضوعات جدیدی را برای صحبت کردن پیش رویتان قرار دهد.
هشدارها
1- طرف مقابل را با سوال بمباران نکنید.
2- با لحنی صحبت کنید که طرف مقابل تصور نکند که مجبورید که حرفی بزنید. با آرامش و وقف های مناسب حرف بزنید.
3- سوال های خصوصی نپرسید.
4- ارتباط چشمی برقرار کنید.
5- درمورد ظاهر طرف مقابل یا کس دیگری اظهار نظر منفی نکنید چون ممکن است طرفتان با کسی که از او انتقاد می کنید، آشنا باشند.
6- هیچ وقت قسم نخورید، بی احترامی نکنید، توهین نکنید، بحث های جنسی و مذهبی یا ملیتی را به میان نکشید.
7- در برخورد با افراد هیچوقت مغرورانه رفتار نکنید که انگار همه چیز دان هستید.
8- بچگانه و خام رفتار نکنید، حرف نزنید و لباس نپوشید.
9- صحبت دو نفر دیگر را قطع نکنید. اجازه بدهید مکالمه آنها تمام شود و بعد حرفتان را بزنید.
10- همیشه الفاظ "خواهش می کنم"، "متشکرم" "لطف می کنید" و امثال این را در صحبت هایتان بگنجانید. مودب بودن نشانه هوش و کمال شماست به اطرافیانتان احترام بگذارید.
11- و اینکه سعی کنید از سبک ارتباطی جراتمندانه استفاد ه کنید.
12- خصوصیات کلامی و غیرکلامی افراد جرات مند.
o شنونده و پذیرا هستند.
o تن صدای محکم و استوار دارند.
o در هنگام صحبت با دیگران به چهره آنان نگاه می کنند.
o عدم استفاده از کلمات مطلق، مانند، باید، حتما، الزاما و...
o داشتن وضعیت بدنی راست، متعادل و راحت.
o حتی وقتی که موافق چیزی نیستند، نهایت احترام طرف مقابل را حفظ کرده و حقوق انسانی او را رعایت می کنند.
o دادن پاسخ های خود انگیخته با لحنی دوستانه، اما قاطع مسائل مهم را ذکر می کنند و از حاشیه روی افراطی پرهیز می کنند.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها