اضطراب

ارتباط پیشگیری از اتفاقات ناگوار احتمالی و ضعف ایمان
دور شدن از منطقه پرخطر برای حفظ جان، با وجود توکل، نشانه ضعف ایمان نیست بلکه عقلانیت، تدبیر و مسئولیت‌پذیری در راستای حفظ جان است.

پرسش :

 اگر برای نگرانی بچه‌ها یا خودم یا همسرم یا پیشگیری از اتفاقات ناگوار احتمالی تهران نمانم، به معنای این است که ایمانم ضعیف است؟ وظیفه چیست؟

پاسخ:

در زندگی انسان‌ها، بحران‌ها و چالش‌های مختلفی به وجود می‌آید که می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌های آنان اثر بگذارد. این بحران‌ها می‌توانند به شکل‌های گوناگون از جنگ‌ها و بلایای طبیعی گرفته تا وضعیت‌های اجتماعی و اقتصادی بروز پیدا کنند. افراد در چنین مواقعی به طور معمول با احساساتی نظیر اضطراب، ترس و ناامنی روبرو می‌شوند و این احساسات بر عملکرد و واکنش‌های آنها تأثیر می‌گذارد. یکی از مسائلی که در این شرایط مطرح می‌شود، به ارتباط میان ایمان و عمل برمی‌گردد. اسلام در جایگاه دینی جامع، همواره بر اهمیت توکل به خدا در کنار عقل و تدبیر تأکید داشته است. حفظ جان و امنیت خود و خانواده از اصول اساسی اخلاقی و دینی به شمار می‌آید؛ بنابراین سنجش شرایط و اتخاذ تصمیم‌های مناسب می‌تواند در موقعیت‌های پرخطر نه‌تنها یک عمل عقلانی، بلکه وظیفه‌ای ایمانی است. بر همین اساس، برای تشخیص وظیفه در شرایط بحرانی باید هم به آموزه‌های دینی توجه کرد و هم واقعیت‌های موجود را با دقت سنجید.

ایمان و توکل

ایمان به خدا و اعتقاد به تقدیر الهی به انسان‌ها آرامش و اطمینان می‌دهد؛ اما این ایمان نباید به معنای نادیده‌گرفتن واقعیت‌های عینی و عقلانی باشد. ایمان در اسلام، ترکیبی از توکل و تدبیر است؛ یعنی انسان باید با اعتقاد به خداوند، از ابزارها و امکانات موجود برای حفظ جان خود و خانواده استفاده کند. توکل زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان پس از به‌کارگیری عقل و تلاش خود، نتیجه را به خداوند بسپارد. گاهی تصور می‌شود که ترک یک منطقۀ پرخطر با توکل به خدا ناسازگار است، درحالی‌که در آموزه‌های دینی، توکل به معنای رهاکردن اسباب و بی‌توجهی به خطرها نیست؛ بنابراین اگر انسان پس از بررسی واقع‌بینانۀ شرایط، احتمال عقلاییِ وقوع خطر را جدی بداند و برای حفظ جان خود و خانواده اقدام کند، این رفتار نه‌تنها منافاتی با توکل ندارد، بلکه می‌تواند مصداق عمل به وظیفه‌ای باشد که خداوند بر عهده او قرار داده است. در مقابل، نادیده‌گرفتن خطر‌های جدی و پیش‌بینی‌پذبر بدون وجود تکلیف شرعی یا مسئولیت ویژه، لزوماً نشانه ایمان قوی‌تر نیست و چه‌بسا نوعی بی‌احتیاطی محسوب شود.

عقلانیت در تصمیم‌گیری

تصمیم‌گیری در بحران‌ها نیاز به تفکر عقلانی و سنجش موقعیت‌ها دارد. عقل، نعمتی الهی است که به انسان اجازه می‌دهد با رویکردی منطقی به موقعیت‌های پرخطر نگاه کند. با وجود این، انجام مسئولیت‌های اجتماعی و خانوادگی از وظایف اخلاقی مؤمنان است. استفاده از عقل و تدبیر می‌تواند به ما کمک کند از احساسات منفی و اضطراب‌ها فاصله بگیریم و با آرامش بیشتری به تصمیم‌گیری بپردازیم. عقلانیت در تصمیم‌گیری نه‌تنها یک ضرورت، بلکه وظیفه‌ای اخلاقی است که باید همواره مدنظر قرار گیرد و به ما امکان می‌دهد در شرایط بحرانی، ضمن محافظت از خود و خانواده‌مان، به دیگران نیز کمک کنیم.

اهمیت غریزۀ بقا

غریزۀ بقا در انسان‌ها، انگیزه‌ای طبیعی و ذاتی به ‌حساب می‌آید. این غریزه به انسان‌ها توانایی می‌دهد تا در شرایط خطرناک به‌سرعت واکنش نشان دهند؛ به همین دلیل اگر انسان از خطری می‌ترسد و به دفاع از خود و اطرافیان می‌پردازد و نگران وجود خطر است، این مسئله مذموم نیست و به منطق غریزۀ بقا در وجود انسان برمی‌گردد. این غریزه به ما یادآوری می‌کند که حفظ جان و امنیت خود و دیگران از اولویت‌های اساسی است. پس وجود این غریزه لزوماً به معنای ضعف ایمان نیست؛ حتی بسیاری از پیامبران و اولیای الهی نیز در برابر خطرهای واقعی، اقدامات احتیاطی انجام می‌دادند و این امر منافاتی با ایمان آنان نداشت.

ضرورت حفظ جان

یکی از اصول بنیادین در نگاه اسلام، حفظ جان و سلامتی است. آیات بسیاری از قرآن کریم بر ضرورت حفظ جان خود و دیگران اشاره می‌کند؛ از جمله خداوند می‌فرماید: «و خودکشی نکنید؛ خداوند نسبت به شما مهربان است» (1). این آیه به‌روشنی نشان‌دهندۀ اهمیت حفظ جان انسان‌هاست. حفظ جان نه‌تنها وظیفه‌ای دینی، بلکه مسئولیتی اجتماعی نیز به شمار می‌آید؛ بنابراین حفظ جان و سلامتی باید همواره در اولویت قرار گیرد و به‌مثابۀ اصلی اساسی در زندگی ما مدنظر باشد. بر همین اساس، در بسیاری موارد دوری از خطرهای جدی و پیش‌بینی‌پذیر نه‌تنها مجاز، بلکه اقدامی مسئولانه و مطابق با آموزه‌های دینی است.

مسئولیت در برابر خانواده

از وظایف هر والد یا سرپرستی، اولویت‌دادن به امنیت و سلامت خانواده است. در صورت وجود خطرهای جدی، ترک مکان خطرناک نه‌تنها نشانه‌ای از ضعف ایمان نیست، بلکه دلیلی بر مسئولیت‌پذیری و توجه به امانت الهی است. انسان‌ها در قبال خانواده و عزیزان خود مسئولیت دارند و نگهداری از آنها نیز بخشی از وظایف ایمانی به شمار می‌آید؛ بنابراین تصمیمی که با هدف محافظت از همسر، فرزندان یا افراد تحت تکفل گرفته شود، می‌تواند مصداق انجام ‌وظیفۀ شرعی و اخلاقی باشد.

تعارض بین دفاع و حفاظت

دفاع از کشور و جامعه، وظیفه‌ای اخلاقی است. در شرایط بحرانی، این دو مسئولیت یعنی حفاظت از خانواده و دفاع از میهن ممکن است به‌شدت با یکدیگر در تضاد قرار گیرند. افراد در این لحظات بحرانی با انتخاب‌های دشواری روبرو می‌شوند که نه‌تنها بر خودشان، بلکه بر عزیزان و جامعه نیز تأثیر می‌گذارد. درک این تنش و مدیریت آن نیازمند خودآگاهی و همدلی است؛ یعنی باید با دقت به نیازهای خود و دیگران توجه کنیم و درنهایت، تصمیماتی بگیریم که نه‌تنها بر اساس عقلانیت، بلکه بر اساس ارزش‌های اخلاقی‌مان باشد. وظیفۀ افراد در چنین شرایطی یکسان نیست و میزان مسئولیت هر شخص با توجه به جایگاه، توانایی و نقش اجتماعی او متفاوت خواهد بود.

ارزیابی واقع‌بینانه

هر فرد و خانواده‌ای شرایط خاص خود را دارد. تصمیم‌گیری در این مواقع نیازمند عقلانیت، آگاهی و درنظرگرفتن واقعیت‌هایی است که افراد با آن مواجه هستند. برخی ممکن است به دلیل تخصص و مشاغل خود مانند پزشکان، امدادگران یا افرادی که در خطوط مقدم کمک‌رسانی فعالیت می‌کنند، ماندن را برمی‌گزینند تا به دیگران کمک کنند. این ماندن و خطرپذیری هم منطقی و هم به معنای ایفای نقش حیاتی در حمایت از جامعه است؛ بنابراین هر انتخابی باید با دقت و درنظرگرفتن پیامدهای آن در زمینه‌های شخصی و جمعی انجام شود. این ارزیابی واقع‌بینانه به ما کمک می‌کند در شرایط بحرانی، ضمن اتخاذ تصمیم‌های بهتر، به مسئولیت‌های خود به‌درستی عمل کنیم. بنابراین نمی‌توان برای همۀ افراد، نسخه‌ای واحد پیچید و هر کسی باید وظیفه خود را متناسب با شرایط واقعی‌اش تشخیص دهد.

مدیریت احساسات در بحران

احساساتی مانند ترس، اضطراب و گناه ممکن است در زمان بحران به سراغ افراد بیاید. این احساسات طبیعی هستند و نمی‌توان آنها را نشانه‌ای از ضعف ایمان فرض کرد؛ بلکه رفتار منطقی و معقول در مواجهه با این احساسات می‌تواند نشانه‌ای از قدرت ایمان و قدرت مدیریت فرد باشد. احساسات انسانی باید به‌درستی مدیریت شوند تا فرد تصمیم‌های بهتری اتخاذ کند. احساس گناه ناشی از ترک یک منطقۀ پرخطر نیز همیشه موجه نیست و باید میان ترس طبیعی و کوتاهی در انجام ‌وظیفه تفاوت قائل شد.

نتیجه‌:

ترک مکان خطرناک در شرایط جنگ لزوماً نشانه ضعف ایمان نیست، بلکه می‌تواند نشان‌دهندۀ مسئولیت و عقلانیت فرد باشد. ایمان و تدبیر در شرایط بحران باید همواره در کنار هم قرار بگیرند. تصمیم‌های درست در چنین شرایطی نیازمند ترکیبی از ایمان، عقل و توجه به شرایط است. انسان‌ها باید در حفظ جان خود و دیگران کوشا باشند؛ زیرا وظیفه‌ای است که نه‌تنها ارزش انسانی آنها را بالا می‌برد، بلکه مطابق با آموزه‌های دینی و اخلاقی است. درنهایت اینکه ایمان واقعی در عمل و در توجه به ارزش‌های انسانی تجلی می‌یابد و بر این باور استوار می‌شود که حفاظت از جان‌های بی‌گناه و عزیزان، یکی از بالاترین درجات ایمان است؛ بنابراین اگر فردی پس از بررسی شرایط و با هدف حفظ جان خود و خانواده، تصمیم به ترک منطقه‌ای پرخطر بگیرد، نمی‌توان صرفاً به دلیل این تصمیم او را دارای ایمان ضعیف دانست؛ بلکه معیار اصلی، انجام مسئولانه وظیفه و عمل بر اساس عقل و وجدان است.

پی‌نوشت:

1. «وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا» (نساء: 29).

دلایل متعدد جسمی و روانی، موجب بی خوابی در انسان می گردد. از برخی بیماری های ساده و مزمن، تا برخی اختلالات روان شناختی مثل اضطراب، که نیاز به بررسی تخصصی دارد.
دلایل کم خوابی یا بی خوابی

پرسش:
ممنون می شوم بفرمایید که چه چیزی باعث کم خوابی یا بی خوابی می شود؟ درگیری فکری و وسواس یا یک مکانیزم فیزیولوژی خاص در مغز؟ برخی می گویند یکی از دلایل چشم زخم، کم خوابی یا بی خوابی است. لطفا کمک کنید که آن را برطرف کنم.
 

پاسخ:
با سلام و عرض ادب؛ در خصوص سؤال مطرح شده چند نکته خدمت شما عرض می شود: 

اول) دلایل متعدد جسمی و روانی، موجب بی خوابی در انسان می گردد. از برخی بیماری های ساده و مزمن مثل اختلالات هورمونی، برخی داروها، برخی صدمات در مغز و ... تا برخی اختلالات روان شناختی مانند، اضطراب، تنش فکری ناشی از استرس شدید، بروز حوادث ناگوار در گذشته برای فرد، افسردگی، الگوهای نادرست خواب و نیز برخی عادت ها مثل دیر غذا خوردن یا رژیم و سبک غذا خوردن نامناسب و ... و همچنین محیط نامناسب برای خواب همه و همه می توانند دلایل بدخوابی یا بی خوابی در انسان باشند. 

دوم) در خصوص رابطه مستقیم بین بی خوابی و چشم زخم که بتوان آن را علت بی خوابی دانست دلیل علمی و حتی روایی و دینی پیدا نکرده ایم و بیشتر ادعاهایی که توسط برخی افراد در این زمینه مطرح می شود ناشی از موهومات و خرافات و بدون دلیل و مستند علمی و دینی می باشند پس بهتر است ذهن خود را بی خود درگیر این امور نکرده و برای حل مشکلات از این دست به دنبال راه حل های مناسب عادی و علمی و شرعی مستدل باشید. 

سوم) برای داشتن خواب مناسب توصیه می کنیم: 
• سعی کنید لااقل قبل از خواب اضطراب و استرس خود را کاهش دهید. اغلب بی خوابی های شبانه، نشانه فشارهای روحی و فکری در طول روز هستند. دوش آب گرم یا ولرم، ریلکسیشن، تنفس عمیق دیافراگمی، مطالعه، قدم زدن در هوای آزاد و ... می تواند استرس کاهش دهد. 
• از محرک ها نیز فاصله بگیرید. پس دیدن فیلم های ترسناک و شنیدن اخبار خشونت آمیز و یا خواندن کتاب های ترسناک یا مطالب و عکس و فیلم تحریک آمیز را قبل از رفتن به تختخواب ترک کنید. اینها در واقع محرک هایی هستند که مستقیما به بی خوابی یا کابوس و رویاهای بد و مشوش آور منجر می شوند. 
• رعایت بهداشت خواب نیز در خواب مناسب و بهینه موثر است، هر شب یک ساعت معین بخوابید و هر روز سر یک ساعت معین بیدار شوید. در صورتی که خسته نیستید و خوابتان نمی آید به رختخواب نروید. به اتاق خوابتان از لحاظ سطح نور و گرما رسیدگی کنید. اتاق خواب را به اندازه کافی تاریک نمایید و درجه حرارت اتاق را متعادل نگه دارید (زیاد گرم یا سرد نباشد) و در صورت امکان، از اتاق خواب فقط برای خوابیدن استفاده نمایید. 
• ورزش مرتب مثل ورزش کردن روزانه به مدت 20 تا 30 دقیقه می تواند به داشتن خواب خوب کمک کند. البته فعالیت قبل از خواب باعث بی خوابی می شود بنابراین حداقل 5 تا 6 ساعت قبل خواب ورزش کنید. 
• برنامه غذایی تان را هم برای خواب مناسب اصلاح کنید تا اگر ارتباطی بین کیفیت خواب و غذایی که می خورید وجود داشته باشد مشکل رفع شود. قبل از خواب چیزی نخورید، عدم هضم غذا ممکن است یکی از دلایل اصلی بی خوابی یا کابوس می باشد. خوردن غذا قبل خواب، باعث بالا رفتن متابولیسم بدن شده و سیگنال هایی به مغز می فرستد که باعث فعال شدن آن می شود. همچنین از خوردن مواد غذایی که باعث بی خوابی مثل آنهایی که کافئین دار هستند خودداری نمایید. 

موفق باشید.
 

وابستگی عاطفی مادر به فرزند، به ویژه در ماه های اولیه تولد، امری غریزی و خدادادی است که در وجود مادران قراردارد اما استرس بیش از حد در آن، باید بررسی شود.
وابستگی شدید مادر به فرزند

پرسش:
سلام واحترام 
منزل مادر شوهرم در نزدیکی منزل ما است و یک کوچه با ما فاصله دارد. من نوزاد 4 ماهه ای دارم. مادر شوهرم اصرار داشتند و دارند که بچه را نزد ایشان ببریم تا او را برای هواخوری به بیرون منزل ببرند. 
از حدود 2 ماهگی فرزندم، چندین بار همسرم درخواست داشت که بچه را آماده کنم تا او را به منزل مادرشان ببرند. یک بار بچه را آماده کردم و ایشان هم او را به منزل مادرشان بردند. چند بار هم هنگام درخواست ایشان، خودم هم همراه بچه به آنجا رفتم ولی وقتی بچه را در اختیار مادر شوهرم قرار می دهم حالم بد می شود. بدنم شروع به لرزیدن می کند و استرس شدید می گیرم. اصلا دلم نمی خواهد که این کار را انجام دهم. از طرفی این احساس را هم دارم که بعد از مدتی بچه به آن ها وابسته می شود. 
حتی یک مرتبه دعوای شدیدی با همسرم سر این موضوع داشتم. الان طوری شده ام که حتی برای کارهای کوچک هم نمی توانم بچه را نزد همسرم بگذارم چرا که احساس می کنم او را بدون هماهنگی با من به منزل مادرشان خواهند برد. لطفا بفرمایید چه کاری باید انجام دهم. 
تشکر
 

پاسخ:

باسلام و احترام، از حسن اعتماد شما به این مرکز سپاسگزاریم. 
احساس شما به عنوان یک مادر کاملا طبیعی و قابل درک است. وابستگی عاطفی مادر به فرزند، به ویژه در ماه های اولیه تولد، امری فطری است. خداوند در وجود مادران غریزه ای قوی قرارداده که به طور طبیعی نگران سلامتی و آسایش فرزند هستند. این حس طبیعی است.
در مقابل، توجه داشته باشید که ممکن است این استرس ناشی از ترسی باشد که در وجود شما نهادینه شده است. به این معنی که در گذشته اتفاقی مشابه برای شما افتاده است و شما از این جدایی می ترسید. 
همچنان ممکن است این ترس شما به روابط شما با همسر و مادر ایشان برگردد. 
با توجه به محدودیت مشاوره مکتوب و عدم اطلاع از جوانب مسئله و برای مدیریت این شرایط، توجه به نکات زیر می تواند مفید باشد: 
۱. گفتگوی صمیمانه با همسر: با آرامش و بدون تنش، نگرانی های خود را با همسرتان در میان بگذارید. توضیح دهید که جدایی موقت از نوزاد برای شما استرس شدیدی ایجاد می کند و از او بخواهید این احساس را درک کند. پیشنهاد دهید که در ابتدا، ملاقات ها در حضور خودتان انجام شود تا کم کم به شرایط عادت کنید.

۲. تعیین محدودیت های منطقی: مثلاً توافق کنید که نوزاد تنها برای ساعات محدود و در حضور شما به خانه مادرشوهر برود. این کار به تدریج به کاهش اضطراب شما کمک می کند. 

۳. تقویت اعتماد به نفس: ترس از وابستگی نوزاد به دیگران ممکن است ناشی از عدم اعتماد به نفس باشد. به خود یادآوری کنید که شما مادر اصلی او هستید و این ارتباط عمیق با حضور دیگران کمرنگ نخواهد شد. 

۴. درخواست کمک تخصصی: اگر اضطراب شما به حدی است که باعث لرزیدن یا اختلال در زندگی روزمره می شود، مشورت با یک مشاور خانواده یا روانشناس می تواند بسیار مؤثر باشد. 

۵. توجه به سلامت روان خود: استرس بیش از حد می تواند بر سلامت شما و نوزاد تأثیر بگذارد. تمرین های تنفسی یا ذهن آگاهی را برای آرامش بیشتر امتحان کنید. 

همراه گرامی، سعی کنید در این فرآیند، رابطه احترام آمیز با مادرشوهرتان را حفظ کنید. می توانید از او بخواهید برای ملاقات نوزاد به خانه شما بیاید تا کم کم به حضور دیگران با فرزندتان عادت کنید. اگر پس از این اقدامات، همچنان احساس ناراحتی شدید دارید، توصیه می کنیم با شماره ۰۹۶۴۰۰ (مرکز مشاوره) تماس بگیرید تا با راهنمایی دقیق تر، شما را همراهی کنند. 

موفق و سعادتمند باشید.
 

استرس و اضطراب نسبت به جریانات روزمره زندگی تا حدی قابل قبول است ولی خروج آن از حالت طبیعی، لطمه های جبران ناپذیری به روح و جسم انسان وارد می کند.
کنترل استرس و اضطراب شدید نسبت به مشکلات احتمالی در زندگی

پرسش:

سلام علیکم. من از آینده می ترسم. از تشکلیل خانواده، کنکور، شغل آینده، مرگ و ... از همه این ها می ترسم. بعضی اوقات با خودم می گویم که ای کاش به دنیا نیامده بودم و این زندگی سخت را تجربه نمی کردم. متأسفانه استرس و اضطراب خیلی زیادی در مورد ادامه زندگی و مسائلی که بوجود خواهد آمد دارم؛ لطفا کمکم کنید.

پاسخ:

با سلام. از پرسش شما این گونه مشخص است که سطح اضطراب شما در خصوص بروز مشکلات و اتفاقات ناگواری که احتمال می دهید در آینده برای شمارخ دهد، بسیار زیاد شده است و همین مسئله فکر و ذهن شما را مختل کرده است. 
برای کنترل و کم شدن این اضطراب ها و ترس ها که با آن روبه رو شده اید، چند نکته و پیشنهاد برای شما داریم:

اول) در گوشه ای آرام و ساکت و بدون دغدغه خاصی بنشینید و در مورد علت اصلی استرس و اضطراب و ترس های خود فکر نمایید و آنها را لیست کنید. بعد از کشف علت آنها (علت های احتمالی)، به این فکر کنید که برای برطرف شدن ترس ها و اضطراب های تان چه کاری می توانید انجام دهید. صرف فکر کردن به روش های حل مسئله و توجه به توانایی و قابلیت هایتان از شدت این گونه ترس ها و اضطراب ها می کاهد و اعتماد به نفس شما را در مواجهه با این مشکلات تقویت می نماید.

دوم) مثبت اندیشی را تمرین کنید. کنترل فکر یکی از مهمترین راهکارهای برون رفت از اضطراب است و ارتباط تنگاتنگی میان احساسات و افکار وجود دارد. پس با ورود اضطراب و استرس شدید در شما، باید یک فرآیند ارادی در خودتان به وجود آورید که مسیر فکری تان از جاری شدن در کانال افکار منفی و اضطراب آور، به کانال روشن بینی و مثبت اندیشی منتقل شود یا دست کم موجب شود تا افکار منفی به ذهن تان نیاید. 
یکی از روش های مهم در این مواقع، توجه کردن فکر و ذهن به موضوع دیگر است تا مجال ورود افکار منفی به ذهن پیش نیاید. برای این کار می توانید یک کار سرگرم کننده و مورد علاقه و یا یک ورزش مفرح و یا پیاده روی در هوای آزاد و بوستان ها و مطالعه یک رمان مورد علاقه دیدن فیلم خنده دار و ... را انتخاب کنید. 

سوم) بزرگ نمایی نکنید. به این نکته هم توجه کنید، که شایعات و پیش بینی ها و بزرگ نمایی ها در مورد وقوع این حوادث در زندگی انسان معمولا چه توسط خود انسان و چه توسط دیگران رخ می دهد. پس در مواجهه با این شایعات بهتر است با دیدی واقع گرایانه و همه جانبه توجه کرده و از دیدن و یا خواندن و یا شنیدن اخبار و شایعات دیگر در شبکه های مجازی و ... که مولد ترس فزاینده هستند، پرهیز نمایید. 

چهارم) سعی کنید تنها نباشید. تنهایی در این شرایط می تواند شرایط روحی شما را به مراتب بدتر کند. پس با دوستان و آشنایانی که احساس نزدیکی بیش تری می کنید و شرایط شما را درک می کنند و مثبت اندیش هستند، حرف بزنید و با آنها درد دل نمایید. خود صحبت کردن در مورد نگرانی ها و البته راهبردهای مقابله با آن می تواند اضطراب را کاهش دهد. 

پنجم) از نظر دینى راه مقابله با اضطراب‏ها و نگرانى‏ها و ناامیدی ها، توجه به دعا و راز و نیاز با خداوند متعال است. دلیل آن هم این است که خدای متعال بسیار تواناتر از اشخاصی هستند که با زبان و یا قدرت خود، توانایی برطرف کردن مشکلات مادی و روانی ما را دارند، پس خود تکیه بر خدای متعال در مشکلات و راز و نیاز با او، اضطراب و افکار منفی و ترس را کاهش می دهد. 

ششم) در آخر اگر با عمل به توصیه های بالا نتوانستید بر این افکار منفی (حتی به صورت کم ) غلبه نمایید، صحبت کردن با یک مشاور باتجربه به صورت حضوری می تواند کمک شایانی در رفع این مشکل نماید. 

موفق باشید.
 

انسان ها عمدتا در مواجهه با مسائل جدید زندگی که شناخت کمتری نسبت به آن دارند دچار اضطراب و استرسی می شوند که با گذشت زمان و انجام برخی راهکارها برطرف می شود.
تپش قلب و لرزش بدن هنگام فکر کردن به کارهای مهم

پرسش:

مدتی است وقتی کار مهمی مثل مأموریت کاری یا کار مهم شخصی دارم بی اختیار بدنم شروع به لرزیدن می کند و این لرزش، در هوای سرد بیشتر هم می شود. تپش قلب پیدا می کنم و صحبت کردن هم برایم خیلی مشکل می شود و یا حتی وقتی در حال مطالعه مسئله مهمی هستم هم این حالت به من دست می دهد انگار که خودم در واقعیت، در همان مکانی هستم که الان در حال مطالعه آن می باشم. 
خودم این را می دانم که منشأ این حالت من از ترس نیست ولی دلیل بوجود آمدن آن را نمی فهمم.
 

پاسخ:

با سلام و تشکر از اعتماد شما به این مرکز 
دوست عزیز، در بررسی و تبیین و ریشه یابی مشکلاتی که بیان کردید، اولین و مهمترین علتی که به نظر می آید، استرس و اضطراب آشکار و پنهان شماست که با کنترل آنها می توانید به مرور زمان بر این مشکل غلبه یابید. 

برای کنترل بهتر اضطراب و استرس تان توصیه می کنیم:

● قبل از هر چیز به این نکته مهم توجه کنید که معمولاً انسان ها با ورود به جایی جدید یا مواجه با مسائل جدید زندگی که شناخت کمتری نسبت به آن دارند، کمی دچار استرس و اضطراب و تشویش ذهنی می گردند که با گذشت زمان و شناخت بیشتر و مسلط شدن بر مکان و شرایط جدید، این اضطراب ها و استرس ها کاهش می یابد و به وضعیت نرمال خود می رسد. پس نگران نباشید با گذشت زمان و شناخت بیشتر شما از موقعیت اضطراب کاهش و تشویش فکری کمتری خواهید داشت. 

● برای سرعت در کاهش اضطراب و استرس خود، ارزیابی دقیقی از علت مشکل تان، داشته باشید. بعد از کشف علت های آن، به این فکر کنید که برای برطرف شدن حالت اضطراب و استرس تان چه کاری بهتر بود انجام شود یا می توانید انجام دهید. این راهکار برای این است که توجه به روش برطرف کردن مشکل و همچنین توانایی و قابلیت هایتان در زندگی، این اضطراب ها و استرس ها کاهش می یابد و بهتر می شود آنها را حل نمایید. 

● با انجام برخی تمرین ها و تکنیک ها می توانید اضطراب خود را کم کنید و آن را به کنترل خود در آورید. برخی از آنها عبارتند از:
تنفس عمیق (به این صورت که چند ثانیه هوا را در ریه های خود نگه دارید. سپس به آرامی تا ۱۰ بشمارید و هوا را آزاد کنید.)؛
تن آرمیدگی یا ریلکسیشن (برای آموزش آن می توانید به کتابهایی که در این رابطه نوشته شده و یا به برخی مراکز مشاوره روان شناختی مراجعه کنید)؛ 
انجام ورزش های مفرح و مورد علاقه مثل پیاده روی و شنا و کوهنوردی و طبیعت گردی و ... ، تا حدود زیادی از اضطراب خود را بکاهید. 

● مثبت اندیشی و کنترل فکر یکی از مهمترین راهکارهای برون رفت از اضطراب است. یکی از روش های کنترل فکر به این صورت است که با ورود اضطراب و استرس شدید در شما، باید یک فرآیند ارادی در خودتان به وجود آورید که مسیر فکری تان از جاری شدن در کانال افکار منفی و اضطراب آور، به کانال دیگر منتقل شود یا دست کم موجب شود تا افکار منفی به ذهن تان نیاید. توجه دادن فکر و ذهن به موضوع دیگر (مثل توجه به کار و تلاش و تحصیل، خواندن یک رمان، حل یک مسئله ریاضی، قدم زدن در هوای آزاد و ...) برای مجال نیافتن ورود افکار منفی به ذهن، از مهمترین روش های انحرف فکر است. 

● از نظر دینى راه مقابله با اضطراب‏ها و نگرانى‏ها و ناامیدی ها، توجه به دعا و راز و نیاز با خداوند متعال است. دلیل آن هم این است که خدای متعال بسیار تواناتر از اشخاصی هستند که با زبان و یا قدرت خود، توانایی برطرف کردن مشکلات مادی و روانی ما را دارند، پس خود تکیه بر خدای متعال در مشکلات و راز و نیاز با او، اضطراب و افکار منفی و ناامیدی را کاهش می دهد. 

● در صورتی که با موارد بالا موفق به کنترل اضطراب خود نشدید و این علایم در شما ادامه داشت، بهترین کار مراجعه حضوری به یک مشاور روان شناس خبره است. امروزه ما با طیف وسیعی از مشکلات اضطرابی روبرو هستیم که برای درمان هر یک از آن ها روش های درمانی خاص وجود دارد که تاثیرگزاری بیشتر این درمان ها منوط به ارزیابی حالات روانی شخص و ریشه یابی دقیق مشکل او توسط یک روان شناس خبره می باشد. 

موفق باشید.
 

احساس تنگی نفس و تپش قلب در حالت های اضطرابی مثل ترافیک یا احساس گیر افتادن، هرچند ممکن است غیر منطقی به نظر برسد اما واقعیتی است که راه حل های ساده ای دارد.
حالت تنگی نفس در هنگام اضطراب

پرسش:

مشکلی برای خودم و یکی از اعضای خانواده ام به وجود آمده که بنظرم یک نوعی از اضطراب است مثلا اگر در ترافیک سنگین قرار بگیرم و یا اگر در ترافیک از چپ و از راست قفل بشوم ناگهان انگار هوا نیست و حالت تنگی نفس بهم دست می دهد و می ترسم. شخصی میگفت انگار آهن ماشین ها قدرتی دارند که نمی گذارند من نفس بکشم هرچند می دانم که این حرف عقلانی نیست ولی لطف کنید و راه حلی به من پیشنهادکنید که اینطور دچار اضطراب نشوم. ممنون

پاسخ:
آنچه شما و دیگران توصیف می‌کنید، به‌نظر می‌رسد تجلی اضطراب موقعیتی باشد که در شرایط خاصی مانند ترافیک سنگین و احساس گیر افتادن بروز می‌کند. این حالات، هرچند ممکن است غیرعقلانی به نظر برسند، اما تجربه‌ی واقعی و آزاردهنده‌ای برای فرد هستند.
توضیح علمی این پدیده این است که در مواجهه با محرکی که مغز آن را «تهدید» تلقی می‌کند (مانند احساس گیر افتادن و ناتوانی در فرار)، سیستم عصبی سمپاتیک فعال شده و واکنش «جنگ یا گریز» را فعال می‌کند. این واکنش باعث آزاد شدن هورمون‌هایی مانند آدرنالین می‌شود که علائمی چون تنگی نفس (احساس کمبود هوا)، تپش قلب، تعریق، و احساس ترس شدید را ایجاد می‌کند. این علائم، همان‌طور که اشاره کردید، می‌تواند به «احساس ناتوانی در تنفس» منجر شود، حتی اگر از نظر فیزیولوژیکی هوا به‌وفور در دسترس باشد. برداشت همراه شما از «قدرت آهن ماشین‌ها» نیز نوعی تلاش ذهن برای توجیه این تجربه‌ی ناگهانی و ترسناک است.

راهکارها برای رفع این اضطراب:
۱. تکنیک‌های تنفس عمیق: آموزش و تمرین تنفس دیافراگمی (شکمی) بسیار مؤثر است. در لحظات اضطراب، دم عمیق از طریق بینی (۴ ثانیه)، حبس نفس (۴ ثانیه) و بازدم آرام و طولانی از طریق دهان (۶ ثانیه) می‌تواند پاسخ استرس را آرام کند.

۲. بازسازی شناختی: به چالش کشیدن افکار غیرمنطقی. به‌جای «هوا نیست» یا «ماشین‌ها مانع نفس کشیدنند»، یادآوری کنید که «این یک حس اضطراب است و هوا به‌اندازه کافی وجود دارد. من در ترافیک گیر افتاده‌ام اما این وضعیت موقتی است و این احساس می‌گذرد.»

۳. مواجهه تدریجی: قرار گرفتن داوطلبانه و تدریجی در موقعیت‌های مشابه (مانند رانندگی در ترافیک‌های کوتاه‌تر و کم‌شدت‌تر) و استفاده از تکنیک‌های تنفس و بازسازی شناختی برای مدیریت اضطراب.

۴. مدیریت استرس عمومی: ورزش منظم، خواب کافی، و تکنیک‌های آرام‌سازی (مانند مدیتیشن) در بلندمدت به افزایش تاب‌آوری در برابر اضطراب کمک می‌کنند.

اگر این علائم شدید یا مداوم هستند، مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک برای دریافت درمان‌های تخصصی‌تر مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT) توصیه می‌شود.
 

هر شب موقع خواب احساس ناامیدی می کنمو مرگ عزیزانم را در اثر بیماری کرونا مرور می کنم؟
 اضطراب، افکار مزاحم، اختلال خواب، بیماری، کرونا 

هر شب موقع خواب احساس ناامیدی می کنم و در خیالات خود افرادی را می بینم که به منزل ما آمده اند و با لباس مخصوص همسر و فرزندان را برده اند و مرگ عزیزانم را در اثر بیماری کرونا مرور می کنم؟

پاسخ:

مشخص است که شیوع بیماری کرونا، باعث نگرانی شدید و افکار ناامیدکننده و تکراری در شما شده است. داشتن چنین افکار و خیالاتی و مرور مرتب آن‌ها می‌تواند استرس زیادی در شما ایجاد کند و حتی در صورت عدم ابتلا به بیماری، از چند جهت آسیب ببینید. برای حل مشکل خود به این نکات دقت کنید:

1. استرس ناشی از این افکار می‌تواند سیستم ایمنی بدنتان را تضعیف کند و آسیب‌پذیری شمارا در مقابل بیماری‌های مختلف ازجمله بیماری کرونا افزایش دهد. این در حالی است که افراد خوش‌بین و امیدوار در برابر بیماری‌ها ازجمله بیماری کرونا، از قدرت دفاعی بیشتری برخوردارند و سیستم ایمنی بدنشان مقابله مؤثرتری با بیماری دارد.

2. سعی کنید در زمان حال زندگی کنید و قدر داشته‌هایتان را بدانید و گرمابخش جمع خانواده باشید. اکنون‌که به این بیماری مبتلا نیستید، امیدوار باشید که با توکل بر خدا و با رعایت نکات بهداشتی به این بیماری مبتلا نخواهید شد. پس با اجتناب از پیش‌بینی منفی، فاجعه سازی و افکار منفی که همانند یک ویروس عمل می‌کنند، شادی، نشاط، انگیزه و انرژی را به زندگی خود تزریق کنید.

3. برای مقابله با این افکار در زمان هجوم آن‌ها خود را مشغول به انجام کارهای مختلفی کنید تا ذهنتان از این افکار خالی شود.

4. روابط اجتماعی خود را از طریق تماس‌های تلفنی و مجازی حفظ کنید و گسترش دهید. داشتن رفتارهای حامیانه و دریافت چنین رفتارهایی از افراد دیگر می‌تواند نقش بسیار مثبتی در افزایش روحیه شما و کاهش چنین افکاری داشته باشد.

5. با استفاده از تکنیک‌های خودآرامسازی مثل ریلکسیشن و تمرکز روی حرکات و آرامش بعد از حرکات، یا تنفس عمیق دیافراگمی و تمرکز روی تنفستان برای چند دقیقه، خود را آرام کنید. (1)

6. تمرکز خود را روی مسائل قابل حل ببرید. به این معنا که شما نمی‌توانید غیر از رعایت بهداشت و کم کردن استرس کار دیگری برای مقابله با شیوع بیماری انجام دهید؛ بنابراین به‌جای تمرکز روی این بیماری و افکار درباره مسائلی که تسلطی روی آن ندارید اهدافی برای خود ترسیم کنید، برایشان برنامه‌ریزی کنید یا اهداف قبلی‌تان را با برنامه‌ریزی در این روزها پیگیری کنید.

7. برای افزایش احساسات مثبت، حتماً لیستی از فعالیت‌های لذت‌بخش و شادی‌آفرینی که امکان اجرای آن به همراه اعضای خانواده در خانه وجود دارد را تهیه کنید و به کار ببندید.

8. در صورت عدم موفقیت در مقابله با افکار منفی و ادامه فشارهای روانی حتماً در وهله اول از مشاوره‌های تلفنی و در صورت ادامه مشکل به‌صورت حضوری به روانشناس یا روان‌پزشک مراجعه کنید.

پی‌نوشت:

  1. . ر.ک: راهنمای آموزش آرام‌سازی روانی، نوشته: داگلاس برنستین و تامس بورکووک، ترجمه دکتر صاحبی، انتشارت دانشگاه فردوسی مشهد. همچنین: لیهی، رابرت؛ درمان نگرانی: هفت گام برای غلبه بر نگرانی؛ ترجمه زهرا اندوز و حسن حمیدپور، تهران، ناشر: ارجمند، 1395.

 

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

لیهی، رابرت؛ درمان نگرانی: هفت گام برای غلبه بر نگرانی؛ ترجمه زهرا اندوز و حسن حمیدپور، تهران، ناشر: ارجمند، 1395

 

کلمات کلیدی

 اضطراب، افکار مزاحم، نگرانی، بیماری، کرونا

اضطراب مرگ و وسواس مرگ چیست؟ آیا قرار گرفتن افراطی در معرض پیام های بهداشتی و اخبار ناگوار ما را به این دو دچار می کند؟
اضطراب مرگ، وسواس مرگ، پیام های بهداشتی، اضطراب، وسواس فکری–عملی، اخبار ناگوار 

اضطراب مرگ و وسواس مرگ چیست؟ آیا قرار گرفتن افراطی در معرض پیام های بهداشتی و اخبار ناگوار ما را به این دو دچار می کند؟

پاسخ:

مرگ واقعیتی است که ترس از آن ممکن است عمومی ‌باشد، اما افراد در ابراز واکنش‌های احساسی نسبت به آن متفاوت هستند. اما اضطراب مرگ (1)، ترسی مداوم، غیرطبیعی و مرضی از مرگ یا مردن است. این مفهوم به مرگ هراسی (ترس از مرگ) و مرده هراسی (ترس از مرده) نیز اطلاق می‌شود (2).

یکی از اشکال اضطراب مرگ و واکنش‌های افراد نسبت به مرگ، وسواس مرگ (3) است. وسواس مرگ، اشتغالات ذهنی، تکانه‌ها و عقاید مقاوم مربوط به مرگ را شامل می‌شود و در سه بعد نشخوار مرگ (4)، سلطه مرگ (5)، عقاید تکراری مربوط به مرگ قابل‌بررسی است. می‌توان گفت بعضی از مردم در مورد موضوع مرگ دل‌مشغولی دارند. وسواس مرگ تهدیدی برای سلامت روان، به‌ویژه در افراد جوان‌تر، به شمار می‌رود، چراکه ترس از مرگ در این گروه سنی بسیار قوی‌تر از بزرگ‌سالان است (6).

افزایش اضطراب ناشی از اخبار ناگوار و مخصوصاً شایعات در منابع بسیاری ذکرشده است. تردیدی نیست که اخبار بیماری و مرگ افراد و گسترش آن، می‌تواند اضطراب مرگ را افزایش دهد؛ اما درباره میزان تأثیرگذاری قرارگیری افراطی در معرض نکات بهداشتی برافزایش اضطراب مرگ و وسواس مرگ باید گفت، گرچه نمی‌توان بدون تحقیقات میدانی در این مورد به‌طور قطعی سخن گفت، اما می‌توان چنین فرضیه‌ای را در نظر گرفت که هر چه تمرکز ذهن نسبت به پیام‌های بهداشتی افراط گونه باشد، افکار مرتبط با بیماری و مرگ با مضامین جلوگیری از بیماری و مرگ ناشی از آن نیز بیشتر در ذهن حضور می‌یابند. همچنین خطاهای شناختی منجر به حالات اضطرابی و وسواسی مانند فاجعه سازی (7) درباره امکان وجود آلودگی، تعمیم مبالغه‌آمیز (8) درباره گسترش آلودگی، تفکر همه‌یاهیچ (9) درباره ابتلای به بیماری و نتیجه آن و ... نیز می‌تواند دل‌مشغولی افراد را نسبت به مرگ افزایش دهد. طبق نظریه شناختی درباره نحوه ارتباط فکر و احساس، چنین افکار منفی می‌تواند احساسات منفی در پی داشته باشد و اضطراب، خصوصاً اضطراب مرگ را افزایش دهد و با افزایش افکار و باورهای مرتبط با آلودگی، بیماری و مرگ به‌صورت تکراری در ذهن، وسواس مرگ را موجب شود.

برای مقابله با چنین وضعیتی لازم است افراد از پیگیری اخبار ناگوار خصوصاً از کانال‌های غیر معتبر و همچنین از پیگیری پیام‌های بهداشتی تکراری خودداری نمایند؛ ضمن جستجو و پیگیری اخبار مثبت و خوشایند دیگری که همواره وجود دارند و نیز با مشغول شدن به کارهای دیگر ازجمله پیگیری اهداف، تمرکز روی مسائلی که توسط فرد قابل‌حل است، انجام فعالیت‌های معنوی، داشتن تفریحات سالم، ورزش، به‌کارگیری شوخ‌طبعی و بهره بردن از رفتارهای حمایتی و روابط اجتماعی مقدور، از تمرکز افراطی بر این پیام‌های بهداشتی و اخبار ناگوار جلوگیری کنند.

پی‌نوشت‌ها:

  1. death anxiety
  2. بهرامی، نسیم و دیگران، اضطراب مرگ و ارتباط آن باکیفیت زندگی زنان مبتلابه سرطان، مرکز تحقیقات مراقبت‌های پرستاری دانشگاه علوم پزشکی ایران (نشریه پرستاری ایران)، تیر 1392، ش 82، دوره 26، ص 51-61.
  3. death obsession
  4. death rumination
  5. death dominance
  6. محمد زاده، علی، بررسی رابطه بین وسواس مرگ با روش‌های مقابله مذهبی، عمل به باورهای دینی و سبک‌های دل‌بستگی به خدا، مجله روان‌پزشکی و روانشناسی بالینی ایران، سال بیست و یکم، شماره 3، پاییز 1394، ص 243 -236.
  7. catastrophic thinking
  8. over-generalization
  9. all-or-nothing thinking

کلمات کلیدی

اضطراب مرگ، وسواس مرگ، پیام‌های بهداشتی، اضطراب، وسواس فکری–عملی، اخبار ناگوار

من نوجوانی هستم 15 ساله که الان حدود 2سال است که به استمنا معتاد شده ام و هرگونه کاری که برای فراموش کردن این کار(زشت) میکنم بی فایده است خواهش میکنم کمکم کنید.

گناهبا سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
توجه شما را به نکات ذيل جلب مي نمايم:
1- اضطراب نقش مؤثري در تشديد قواي جنسي دارد . در توليد نياز جنسي کاذب سهم به سزايي دارد. ارضاي جنسي تا حدودي براي کاهش اضطراب مفيد است. اگر ارضاي جنسي از طريق حرام (مانند استمنا) صورت گيرد، با اين که به صورت موقت از اضطراب مي‌کاهد، ولي پس از مدت کوتاهي به خاطر تشديد احساس گناه سطح اضطراب را دوچندان مي‌کند. با اين وصف اضطراب هم علت و هم معلول استمنا محسوب مي‌گردد.
2ـ همان طور که اضطراب در گرايش به خودارضايي مؤثر است، کاهش اضطراب از طريق ورزش سنگين منظم، تنفس عميق 25 تا 30 بار در روز، تن‌آرامي (ريلکسيشن) و داروهاي گياهي و شيميايي سهم بسزايي در کاهش ميل به خودارضايي دارد.
3ـ به هيچ وجه خود را ناپاک ندانيد. پسر مؤمني هستيد که به هر دليلي دچار يک كژ رفتاري گشته‌ايد. هيچ‌گاه خودتان مساوي با رفتار ناشايست خود ندانيد. بنده خدا هستيد و خداوند بنده اي كه به سويش آيد طرد نمي كند. براي جبران گناهان ريز و درشت راه روي همه بندگان باز است؛ زيرا رحمت و بخشايش الهي بسيار بزرگ و گسترده تر از هر گناهي است.
4ـ احساس گناه اگر چه به معناي بيداري وجدان و نفس سرزنشگر انسان و مطلوب است، اما احساس افراطي به هيچ وجه مطلوب خدا و دين نيست، بلکه احساس گناه فزاينده در راستاي وساوس شيطاني است. احساس گناه يکي از بزرگ‌ترين منابع اضطراب‌زاست. مي‌توان دريافت که احساس گناه بيش از حد زمينه‌اي براي خودارضايي بيش تر فراهم مي‌آورد، پس با بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس و اميد به لطف و بخشش بيکران الهي به تعديل احساس گناه بپردازيد.
احساس گناه اگر چه نشان از بيداري نفس لوامه و وجدان پاك شما دارد و اين بسيار خوب است، اما اين احساس تا حدي خوب و مفيد که فرد را به سمت جبران خطاها از طريق انجام اعمال نيک و خداپسندانه رهنمون سازد، و احساس گناه اطرافي و خودسرزنشي بيش از حد كه تمام خوشي را از انسان بگيرد، به هيچ روي مطلوب نبوده و با ايجاد اضطراب ناخواسته و ندانسته به گناه بيش تر سوق مي دهد.
5ـ براي کاهش اضطراب به روانپزشک مراجعه نماييد . در برخي موارد دارو درماني سبک بسيار مؤثر است.
6ـ مانند يک محقق دست به تحقيق در زمينه افکار، احساسات و رفتارهاي انگيزاننده ميل به خودارضايي در خود بزنيد. در طي مدت يک ماه مراحل آغاز تا پايان يک وهله خودارضايي را در برگه‌اي ياد داشت نماييد . اين کار را براي وهله‌هاي ديگري که اتفاق مي‌افتد، تکرار کنيد. زمان و مکان و شرايط جسمي و روحي در قبل و بعد از خودارضايي را ثبت نماييد. در طي يک ماه ببينيد يک وهله خودارضايي با چه فکري آغاز مي‌گردد، سپس اين فکر مزاحم چه احساس در شما برمي‌انگيزد و اين احساس چگونه به رفتار خودارضايي در شما مي‌انجامد، همچنين معمولاً در چه زماني‌هايي و در چه مکان‌هايي و در چه شرايط جسمي ـ روحي ميل به خودارضايي در شما تشديد مي‌گردد.
پس از پايش و رصد رواني يک ماهه به تجزيه و تحليل و جمع‌بندي نتايج بپردازيد . از نتايج اين تحقيق مي‌توانيد راهکارهاي کارآمد ترک يا لااقل تعديل خودارضايي را استخراج نماييد، مثلاً وقتي که اعصاب تان خرد است، وقتي که دوستان متأهل خود را مي‌بينيد، وقتي که با والدين جر و بحث مي‌کنيد، وقتي که اضطراب امتحان داريد، يا وقتي که به دختر يا فيلم يا تصوير خاصي مي‌انديشيد.
عيناً همين قضيه در زمينه مکان‌هاي تحريک‌زا تکرار مي‌گردد. وقتي در اتاق خواب هستم، وقتي تنها در خانه هستم، وقتي دستشويي مي‌روم و...
از سوي ديگر نگاهي موشکافانه به پرونده گذشته خودارضايي خويش بيفکنيد، ببينيد در چه شرايطي توانسته‌ايد بر خودارضايي فايق آييد. با چه تکنيک‌هاي فاصله بين وهله‌هاي خودارضايي را افزايش داده‌ايد، چه زماني براي ترک کوتاه مدت يا دراز مدت خودارضايي موفق بوده‌ايد.
در اين مرحله نيز تحقيق نيز به تجزيه و تحليل و جمع‌بندي نتايج بپردازيد. پايش رواني دست شما را براي اتخاذ يک راهکار مناسب باز مي‌کند.
7 ـ خودارضايي نوعي اعتياد رواني محسوب مي‌گردد . در برخي جهات شباهات زيادي با انواع ديگر اعتياد (مانند مواد مخدر و الکل و...) دارد.
همه متخصصان درمان اعتياد در اين موضوع هم‌ عقيده اند که بازگشت ناخواسته به شرايط قبل امري طبيعي و يکي از مراحل درمان محسوب مي‌گردند. بسياري از معتاداني که اقدام به ترک کرده‌اند ، در طول فرايند درمان ناخواسته دچار لغزش‌هاي رفتاري مي‌گردند . لغزش‌هاي رفتاري به هيچ وجه به معناي شکست درمان نيست. يكي از علت هايي غلطيدن دوباره به اعتياد قبلي، قرار گرفتن در محيطي است كه در آن جا اعتياد زياد اتفاق افتاده بود.، مثلاً ياد‌آوري يك صحنه خاص، يا قرار گرفتن در مثلاً حمام و هنگام شستن آلت و... به همين خاطر بسيار توصيه مي شود كه در آن شرايط خاص قرار نگيرند.
در هر حال لغزش‌هاي غير اختياري طبيعي است . نبايد به بزرگ‌نمايي آن پرداخت. متأسفانه در افرادي که به خود درماني اعتياد مي‌پردازند و از نعمت هدايت درمانگر محرومند، هر گونه بازگشت را به منزله شکست قطعي در درمان تلقي مي‌کنند. اين باعث توهم عدم کنترل و بي‌ارادگي فرد مي گردد. اين تصور آسيب‌زا، فرد را از ادامه درمان مأيوس مي‌سازد ، در حالي که درصد پيشرفت درمان فرد بسيار بالاست.
اگر نيک بنگريد، با کمي واقع‌نگري مي‌توانستيد لغزش‌هاي هر از گاهي خود را با ديدي مثبت‌تر مديريت نماييد.
8 ـ منصف باشيد . همان طور که به تنبيه ذهني ـ عملي خودارضايي خويش مي‌پردازيد، به تشويق ذهني ـ عملي موفقيت‌هايي هرچند اندک خود در ترک خودارضايي بپردازيد.
اگر حتى يک روز هم در ترک موفق بوديد، با کمال سخاوت به تشويق خود بپردازيد. خود تشويقي مي‌تواند علاوه بر ارتقاي سطح اعتماد به نفس و عزت‌نفس به کاهش اضطراب شما کمک شاياني کند. خود تشويقي مي‌تواند به صورت کلامي يا غير کلامي (مانند خريد يک بستي يا ديدن يک فيلم جذاب يا سجده شکر و ...) باشد.
9ـ با پرهيز از هر گونه خودسرزنشي و خود ملامت‌گري به يادداشت نکات مثبت خود بپردازيد. هزاران نکته مثبت داريد که نبايد با بزرگ نمايي نکات منفي‌تان به بوته فراموشي سپرده شود. ارزشمندي تان نسبت به خود كمك موثري در ترك اين گناه فراهم مي آورد.
10ـ براي 24 ساعت خود برنامه‌ريزي سبک و سهل الوصول انجام دهيد. با اشتغال ذهني به امور مثبت از هر گونه اشتغال فکري به تفکرات تحريک‌زا پرهيز نماييد. وقت فراغت براي خود قرار ندهيد و بي خود در جاهاي تحريك كننده مانند اينترنت پرسه نزنيد. با وجود آماده بودن شرايط محيطي و...ترك گناه بسيار مشكل و حتي نامقدور است.
11ـ سعي نماييد از تکنيک‌هاي انزجار درماني و شرطي‌زدايي استفاده کنيد. لذت کاذب خود ارضايي را با يک امر منزجر کننده ذهني مانند تصور صحنه تهوع‌آور يا خوردن داروي تلخ پيوند بزنيد و با آن تداعي نماييد يا آن که فرايند شرطي شده (اضطراب - خودارضايي) را به (اضطراب - ورزش يا تفريح سالم، تنفس عميق، رفتن به سر يخچال و آب خوردن و...) تبديل نماييد.
12ـ به هيچ وجه خود را دست و پا بسته فرض نکنيد. بدانيد صدها هزار توانسته‌اند که ترک کنند و شما از آنان مستثنا نيستيد.
در ادامه توجه شما را به مقاله اي در زمينه خود ارضايي جلب مي نمايم:
خودارضايي يكي از انحرافات جنسي است كه داراي عوارض روحي و جسمي فراواني دارد از جمله؛ افسردگي و بي حالي و ضعف بينايي ، ضعف قواي جسماني ، آسيب دستگاه تناسلى و ناتوانى‏هاى جنسى و توليد مثل، بيماري هاى مقاربتى‏،عقيم شدن‏،كم خونى، كم اشتهايى و مشكلات گوارشى؛كم خوابى و اختلال در خواب؛ تنگى نفس؛ سر درد و سرگيجه؛پيدايش تغييرات در نخاع و ستون فقرات، ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمركز فكرى‏،اضطراب ،افسردگى‏، پرخاشگرى و بداخلاقى‏، يأس از زندگى‏،از بين رفتن خلاقيت‏ها، توانايى‏ها و سركوب شدن استعدادها، عدم ميل به تحصيل، مطالعه، تحقيقات علمى و فعاليت‏هاى فكرى، هوس باز و بى‏بند و بار شدن ،افت تحصيلى‏،بزهكارى و ... .
مهم ترين عوامل ترك عبارتند از؛
1- از بين بردن زمينه هاي اين عمل مانند؛ ديدن و خواندن تثاوير و مطالب تحريك زا، دوستان ناباب، استفاده نادرست از اينترنت و ...
2- آگاهي از عوارض و آسيب هاي ناگوار آن.
3- تقويت اراده.
عواملي در تقويت اراده مؤثر است مانند:
1ـ تمركز بخشيدن به فعاليت هاي گوناگون.
2ـ توجه به عبادات به ويژه نماز كه تمرين تمركز فكر است.
3ـ پايان رسانيدن كارهاي نيمه تمام.
4ـ تلقين مثبت:
همواره به خود اين گونه تلقين كنيد كه ارادة انجام اين كار را داريد و شكست مفهومي ندارد. تلقين در ترك عادات نامطلوب و غلبه بر خودارضايي مؤثر است.
پل ژاگو مي گويد: "وقتي بخواهيم با عادت زشتي ستيزه كنيم، ابتدا بايد نتايج نامطلوب آن را در نظر مجسّم سازيم، بعد منافعي را كه در نتيجة ترك آن عايد مي شود، در روح خود تصور كنيم، در نتيجة اين عمل، هر بار كه چنين نمايشي در روح خود مي دهيم، بر آن تحريك يا وسوسه چيرگي يافته و لذت ترك آن را در خود احساس مي كنيم. اگر تلقين به نفس را بلافاصه پيش از خواب اجرا كنيم، مؤثرتر از مواقع ديگر خواهد بود.
به طور كلي، متمركز ساختن فكر در كاري كه مي خواهيم براي اجراي آن فردا صبح در فلان ساعت بيدار شويم كافي است".
بنابراين بايد خود را باور كنيد و ترس و شكست را به خود راه ندهيد. بدانيد كه اگر بخواهيد مي توانيد. اين جمله شعار نيست، بلكه در عمل نيز افراد براي ايجاد و تقويت هر چه بيش تر اراده، به فوايد و آثار آن و نتيجه اي كه به دست خواهيد آورد، نيز اهميت آن و آينده روشني كه داريد، همچنين نجات از مشكل و سختي كه با آن روبرو هستيد، به شما كمك خواهد كرد. به پاداش عظيم اخروي و رضايت حضرت دوست (به جهت سختي و مشكل بودن ترك عمل) توجه نماييد. به خاطر داشته باشيد هر چه گناه و ترك عمل سنگين تر باشد و تلاش بيش تري لازم داشته باشد، در صورت تحقّق، انسان را به كمالات بالاتري مي رساند كه براي ديگران شايد حتي قابل تصوّر نباشد..
از اين رو هرگز يأس به خود راه ندهيد و براي آن برنامه ريزي كنيد. به راهکار هايي كه مطرح مي كنيم، توجه نماييد و آن را به كار ببنديد، قطعاً اثر آن را خواهيد يافت.
راهکارهاي ترک خود ارضايي:
1- سعي كنيد هميشه پيش از خواب مثانه خود را تخليه كنيد . شب‏ها به خصوص غذايي سبك ميل كنيد.
2- هرگز شكم خود را بيش از حد معمول پر نكنيد بلكه اگر تا چند لقمه ديگر جاي داريد، از غذا دست بكشيد.
3- از پوشيدن لباس‏هاي تنگ و چسبان (به خصوص لباس زير ) اجتناب ورزيد.
4-هرگز در حمام به طور کامل لخت نشويد.مثلا در حالي که هنوز زير شلوار به پا داريد ،قسمت فوقاني بدن خود را بشوييد. از ليف و صابون زدن به اندام جنسي خود که باعث تحريک آن مي شود بپرهيزيد.مطمئن باشيد صرف تماس آب وصابون با اندام جنسي بدون دست ورزي براي بهداشت آن کفايت مي کند.
5- هرگز فكر گناه را به ذهن خود راه ندهيد . از تصور و تخيل امور جنسي و شهواني سخت پرهيز كنيد.
6- از خواندن، شنيدن، نگاه كردن به امور و تصاوير شهوت زا دوري كنيد.
7- از خوردن مواد غذايي محرك مانند: خرما،پياز، فلفل، تخم‏مرغ و غذاهاي چرب اجتناب و يا به حداقل اكتفا نماييد.
8- از نگاه كردن و دست‏ورزي به اندام جنسي خود پرهيز كنيد.
9- هرگز به رو نخوابيد.
10- هيچ‏گاه تنها در يك مكان نباشيد تا فرصت و زمينه گناه از بين برود.
11- براي تخليه انرژي زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
12- هيچ‏گاه بيكار نباشيد . هميشه براي مشغول ساختن خود به فعاليتي مطلوب و مثبت برنامه داشته باشيد.
13- روزه بگيريد . حتي اگر روزه واجب به عهده نداريد ،روزه مستحبي بگيريد . اگر قادر نيستيد، روزه تربيتي بگيريد، يعني به كم ترين مقدار غذا و كم‏حجم‏ترين نوع غذاها اكتفا كنيد . وعده غذايي خود را كم كنيد.
14- هرگز به نامحرم نگاه نكنيد، حتي اگر به ارتباط كلامي با آن ها مجبور باشيد.
15- با جنس مخالف رفتار متكبرانه داشته باشيد، هرگز با روي باز و نرمي با آن ها برخورد نكنيد.
16- هرگاه افكار جنسي به ذهن شما حمله ور شد ، ذهن خود را مثلاً با بستن يك كش به مچ دست خود و كشيدن و رها كردن آن از آن افکار منصرف کنيد. به خود هشدار دهيد.
17- به بدي اين گناه و عواقب آن بيانديشيد ،ولي احساس گناه شما از اين کار نبايد به حدي باشد که در شما ايجاد اضطراب مخل به سلامت روان کند .
18- به محض لغزش فوراً توبه كنيد. هرگز از رحمت خدا مأيوس نباشيد و بدانيد رحمت خدا از گناه شما بزرگ تر است.
19- قرآن زياد بخوانيد و در معاني آيات آن تفكر كنيد.
20-در مجالس مذهبي، دعا و توسل و موعظه زياد شركت كنيد.
21- از كتبي كه جنبه موعظه و بيدارگري قلبي دارد بهره بگيريد . مقيد باشيد در روز چند ساعت به مطالعه اين‏گونه كتب بپردازيد . براي مثال مجموعه كتاب‏هاي شهيد دستغيب توصيه مي‏شود به خصوص كتاب گناهان كبيره، قلب قرآن، ايمان، قلب سليم و معاد و….
22- اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و عيادت از نزديكان و... پر كنيد.
23-به معاد و قيامت فكر كنيد.
24- ذكر لاحول ولا قوة الا باللَّه را زياد بر زبان جاري سازيد.
25- اگر دوباره وسوسه شديد، با غسل و تيمم حتما سعي کنيد عبادت‏هاي خود مانند نماز و روزه و... انجام دهيد . اين کار به نوبه خود تاثير به سزايي در ترک اين عمل دارد .
26- از محيط هاي آلوده، سخت دوري كنيد .بيش تر وقت خود را در كتابخانه بگذرانيد . بي‏علت در خيابان‏هاي آلوده پرسه نزنيد .
27- بعد از موفقيت در ترک ، حتي به طور موقت ، خود را تشويق نماييد . مثلا اگر يک روز توانستيد استمنا نکنيد ، جايزه اي به خود بدهيد ( مثلا يک بستني يا هر چه که دوست داريد ) . اگر اين مدت بيش تر شد ، اين روند را ادامه دهيد .
اين راهکارها وقتي نتيجه مي‏بخشد كه هر چه دقيق‏تر به آن عمل شود .زمان نتيجه آن بستگي به شرايط و خصوصيات افراد دارد، ازاين‏رو فقط انرژي شما صرف عمل به دستورات شود.
موفق و مويد باشيد.

باتوجه به فرزندی دارم کلاس دوم دبیرستان در مورد نماز و طهارت بسیار وسواس پیدا کرده تا اندازه ای که در زمان نماز خواندن بایستی مقدار بسیار زیادی اب مصرف کند حداقل یک ساعت وقت طهارت وضو نماید سپس باشک نماز بخواند در این بین بایستی هیچ بچه ای دور او نرود همه را فرمان می دهد که تو کفش بیار ان یکی جا نماز بیار و الی اخر مثلا بایستی حتما با کفش خیس روی فرش بیلید نکند فرش کثیف باشد و با غیره و با توجه به اینکه معمولا برای کارهای دینی وسواس دارد نمی خواهم خدایی ناکرده کاری کنم باعث پشیمانی شود لطفا مرا راهنمایی نمایید با تشکر و قبولی طاعات دراین ماه عزیز و میمون

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
وسواس عملي يکي از اختلالات نسبتاً رايج در جهان است . متأسفانه به هيچ وجه درمان فوري و اورژانسي ندارد . نيازمند مشاورة حضوري (حداقل 20 جلسه)مي‌باشد . درمان‌هاي نوشتاري ثمره چنداني براي فرزند شما نخواهد داشت. با کوچک ترين شرايط اضطرابي ، باز به جاي اولش بازگشت مي‌کند.
وسواس ريشه در اضطراب بالاي فرد دارد. ميزان وسواس متناسب با سطح اضطراب فرد در نوسان است . اگر به هر دليلي از جمله عوامل استرس‌زا محيطي ، اضطراب فرد افزايش يابد، وسواس هم فزوني مي يابد. پس هر چه فرد به کمک تکنيک‌هاي شناختي يا رفتاري، سطح اضطرابش را پايين بياورد، در کاهش وسواس موفق‌تر است.
با پيگيري جدي درمان فرزند خود، از پي‌جويي راه‌هاي خلاصه و... پرهيز کنيد ،چرا که فرزند شما را در چرخه معيوب قرار مي‌دهد . از آرامش کامل و رشد روحي و... باز مي‌دارد. درمان واقعي وسواس زير نظر متخصص حداقل 20 جلسه طول مي‌کشد . با چهار دستور عمل ساده(مثل مشاوره اينترنتي) قابل حل نخواهد بود.
توصيه مي شود به جاي مشاوره هاي غير حضوري و احياناً نامه نگاري هاي متعدد با تصميم جانانه به درمان دارويي ايشان، از طريق مراجعه به روانپزشک و روان درماني از طريق روانشناس متخصص اختلالات اضطرابي و وسواس بپردازيد.

صفحه‌ها