دعاها

مهم ترین آداب ذکر از منظر روایات
ذکر حقیقی،فراتر از تکرار زبانی،پیوند میان طهارت،حضور قلب،درک عظمت الهی عمل صالح است که با هم‌سو کردن دل و رفتار،زندگی را به حضور دائمی در پیشگاه خدا تبدیل میکند

پرسش:

مهم‌ترین آداب ذکر از منظر روایات چیست؟

پاسخ:

ذکر خداوند متعال، یکی از والاترین عبادت‌ها و کلیدهای تقرب الهی است؛ اما ذکر، تنها تکرار کلمات بر زبان نیست؛ بلکه فرآیندی است که میان قلب، زبان و عمل، پیوندی ناگسستنی برقرار می‌کند. روایات معصومین علیهم‌السلام نشان می‌دهند که برای رسیدن به حقیقت ذکر، باید آداب و شرایط خاصی رعایت شود تا این ذکر از مرتبه تکرار لفظی، به مرتبه حضور در پیشگاه حق ارتقا یابد.

 در ادامه، مهم‌ترین آداب ذکر بر اساس آموزه‌های روایی ارائه می‌شود.

 

۱. طهارت

نخستین قدم در مواجهه با عظمت خداوند، برخورداری از طهارت است. این طهارت هم شامل پاکیزگی ظاهری (وضو) و هم پاکیزگی باطنی (از پلیدی‌ها) می‌شود. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در این زمینه می‌فرمایند:

«إِنِّی کَرِهْتُ أَنْ أَذْکُرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا عَلَى طُهْرٍ؛ (1)

همانا من دوست ندارم خداوند عزوجل را جز درحالی‌که پاک و مطهر هستم، یاد کنم

 

۲. حضور قلب و خشوع

ذکر بدون حضور قلب، بدنی است بی‌روح. یکی از مهم‌ترین آداب، دستیابی به مرحله‌ای است که در آن، فرد ازخودبی‌خود شده و تمام تمرکز او معطوف به ذکر حق باشد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در تبیین این حقیقت می‌فرمایند:

«لَنْ تَذْکُرَهُ حَقِیقَهَ الذِّکْرِ حَتَّى تَنْسَى نَفْسَکَ فِی ذِکْرِکَ وَ تَفْقُدَهَا فِی أَمْرِکَ؛ (2)

هرگز حقیقت ذکر را تجربه نخواهی کرد، مگر آنکه در ذکر خود، خود را فراموش کنی و در امور خویش، خود را نیابی

همچنین خشوع و آرامش در ذکر، از ویژگی‌های مؤمنان است. چنان‌که در روایتی از امام صادق علیه‌السلام نقل شده که خداوند به موسی علیه‌السلام فرموده است:

«أَکْثِرْ ذِکْرِی بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ کُنْ عِنْدَ ذِکْرِی خَاشِعاً وَ عِنْدَ بَلَائِی صَابِراً وَ اطْمَئِنَّ عِنْدَ ذِکْرِی‏؛ (3)

شب‌و‌روز، بسیار مرا یاد کن و هنگام یاد من خاشع باش و هنگام بلای من صابر و در هنگام یاد من آرام و مطمئن باش

 

۳. اخلاص و تقوا

ذکر نباید به یک عادت زبانی تبدیل شود که با رفتار انسان در تضاد باشد. روایات تأکید دارند که ذکر باید خالص باشد و با تقوا همراه گردد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند:

«اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً خَالِصاً تَحْیَوْا بِهِ أَفْضَلَ الْحَیَاهِ وَ تَسْلُکُوا بِهِ طَرِیقَ النَّجَاه؛ (4)

خداوند را با ذکری خالص یاد کنید؛ که به‌وسیله آن برترین زندگی را خواهید داشت و راه نجات را طی خواهید کرد

ازنظر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نیز ذکر بدون عمل، بی‌اثر است:

«الذَّاکِرُ بِلَا عَمَلٍ کَالرَّامِی بِلَا وَتَرٍ؛ (5)

آن‌که ذکر گوید، اما عمل نکند، مانند تیراندازی است که کمان ندارد

 

۴. تعظیم خداوند در قلب

ذکر، بازتابی از عظمت خدا در دل انسان است. مؤمن نباید با زبان به یاد خدا باشد درحالی‌که در قلبش جلال او را بزرگ نداشته باشد. پیامبر صلی‌الله علیه و آله در وصیت خود به ابوذَر می‌فرمایند:

«یَا أَبَاذَرٍّ لِیَعْظُمْ جَلَالُ اللَّهِ فِی صَدْرِک؛‏ (6)

ای اباذر، باید جلال خداوند در سینه‌ات بزرگ باشد

ایشان در تعقیب نافله‌های ظهرشان همواره دعا می‌کردند که:

«ارْزُقْنِی الرَّهْبَهَ مِنْکَ وَ الرَّغْبَهَ إِلَیْکَ وَ الْخُشُوعَ لَکَ وَ الْوَقَارَ وَ الْحِبَاءَ مِنْکَ وَ التَّعْظِیمَ لِذِکْرِک‏؛ (7)

بار خدایا! رهبت (ترسِ آمیخته به تعظیم) از خودت، رغبت (اشتیاق) به‌سوی خودت، خشوع در پیشگاهت، وقار و سنگینی [در رفتار]، حیا از خودت و تعظیم و بزرگداشتِ ذکرت را روزی من گردان

در همین راستا، امام صادق علیه‌السلام تبیین می‌کنند که ذکرِ همراه با تعظیم، حجاب‌های میان بنده و خالق را می‌افکند، اما غفلت از ذکر، باعث قساوت قلب و ظلمت روح می‌شود. (8)

 

۵. نشاط و اشتیاق به لقاء الهی

ذکر نباید با خستگی و بی‌میلی انجام شود، بلکه باید با اشتیاق و انرژی همراه باشد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در دعایی فرموده‌اند:

«اَسأَلُکَ أن تَرزُقَنی... َ قُوَّهً فِی عِبَادَتِکَ وَ نَشَاطاً لِذِکْرِکَ مَا اسْتَعْمَرْتَنِی فِی أَرْضِک‏؛ (9)

از تو می‌خواهم که [به من] روزی کنی… نیرویی در پرستشت و نشاطی برای یادت تا مادامی‌که مرا در زمینت زنده نگاه داشته‌ای (و در زمینت ساکن گردانده‌ای)

 همچنین، ذکر باید مایه اشتیاق به وصال باشد؛ چنان‌که امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند:

«مَنْ ذَکَرَ اللَّهَ تَعَالَى خَالِیاً وَ لَمْ یَشْتَقْ إِلَى لِقَائِهِ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ؛ (10)

هر کس خدا را یاد کند و مشتاق دیدار او نباشد، به خویشتن استهزاء کرده است

نتیجه:

آنچه از مجموع این آموزه‌ها برمی‌آید، این است که ذکر حقیقی، منظومه‌ای جامع از طهارت، خشوع، اخلاص، تعظیم و نشاطِ جان است که تمام ساحات وجودی انسان را در برمی‌گیرد؛ ذکری که نه‌تنها با تقوا و عمل صالح پیوند خورده، بلکه بنده را به چنان رتبه‌ای می‌رساند که خود را در پیشگاه حق فراموش کرده و تنها مشتاق لقای او می‌شود. امید است با اهتمام به این آداب قدسی، ذکر ما از مرحله‌ی تکرار لفظی به میدان عمل و مجاهدت درونی ارتقا یابد.

پی‌نوشت‌ها:

1. احمد بن عیسی، أمالی احمد بن عیسی، محقق: موید صنعانی، علی بن اسماعیل، بیروت: دار المحجه البیضاء، ۱۴۲۸ ه.ق، ج ۱، ص ۵۰۵.

2. لیثى واسطى، على بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، محقق / مصحح: حسنى بیرجندى، حسین‏، قم: دار الحدیث‏، 1376 ش، ص 525، ح 9567.

3. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 497، ح 9.

4. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏8، ص 17، ح 3.

5. ابن رازی، جعفر بن احمد، جامع الأحادیث (ابن رازی)، مصحح: حسینی نیشابوری، محمد، مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۴۲۹ ه.ق، ص ۸۹.

6. ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى، ‏ مجموعه ورام، محقق / مصحح: ندارد، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامى آستان قدس رضوى‏، 1369 ش، ج‏2، ص 58.

7. طوسى، محمد بن الحسن‏، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، محقق / مصحح: ندارد، بیروت: مؤسسه فقه الشیعه، 1411 ق، ج‏1، ص 42.

8. شهید ثانى، زین‌الدین بن على‏، شرح مصباح الشریعه، مترجم: گیلانى، عبدالرزاق بن محمد هاشم‏، ص 23.

9. ابن طاووس، على بن موسى‏، مهج الدعوات و منهج العبادات، محقق / مصحح: کرمانى، ابوطالب و محرر، محمدحسن، قم: دار الذخائر، 1411 ق،‏ ص 100.

10. کراجکى، محمد بن على‏، معدن الجواهر و ریاضه الخواطر، محقق / مصحح: حسینى، احمد، تهران: المکتبه المرتضویه، 1394 ق‏، ص 59.

بررسی توصیۀ روایات به همراه‌داشتن حرز یا سورۀ حدید برای رزمندگان
سیره اهل‌بیت (ع) در توصیه به حرزها و ادعیه برای محافظت از رزمندگان، تأکیدی بر پیوند میان ابزارهای معنوی و اراده الهی به عنوان عوامل یاری‌بخش در میدان نبرد است.

پرسش:

رزمنده‌ای که می‌خواهد با فعالیت‌های خود بیشتر به اسلام و جامعه اسلامی خدمت کند، آیا در روایات حرز یا دعایی برای همراه‌داشتن توصیه شده است؟ مثلاً گفته می‌شود همراه‌داشتن سورۀ حدید اثر خاصی دارد؛ آیا چنین مطلبی در روایات آمده است؟

پاسخ:

شهید بالاترین درجه و مقام نزد خدای متعال را دارد و شهادت هم از بلندترین آرمان‌های دین اسلام است؛ اما به این معنا نیست که انسان خود را در میدان نبرد در معرض دشمن و تیررس او قرار دهد تا به‌آسانی کشته شود، بلکه بر اساس آموزه‌های دینی، باید بیشترین محافظت را از خود داشته باشد و چنان نبرد کند که بیشترین خسارت را به دشمن وارد کند؛ با این وجود اگر به شهادت رسید، خدای متعال به او درجات عالی عنایت می‌فرماید. بر اساس این اصل، راهکارهای متعددی در فرامین اسلامی برای حفظ جان سربازان و نظامیان در میدان نبرد بیان شده است؛ از جمله یکی از فرمان‌های اهل‌بیت علیهم السلام برای در‌امان‌ماندن نیروها از کشته و مجروح‌شدن توسط دشمن، خواندن و همراه‌داشتن برخی حرزها و دعاهاست. در این نوشتار با جستجو و بررسی احادیث، به پرسش مطرح‌شده در دو بخش پاسخ می‌دهیم؛ در بخش نخست، تعدادی از حرزها و دعاهای توصیه‌شده آورده می‌شود؛ در بخش دوم نیز به صورت خاص و موردی، روایات موجود درباره سورۀ «حدید» و آثار آن دربارۀ محافظت سربازان در جنگ بررسی می‌شود.

البته این نکته گفتنی است که دعاها، ذکرها و حرزها زمانی اثرگذار است که اراده الهی به آن تعلق گیرد؛ بنابراین اگر مرگ کسی قطعی شده باشد، ممکن است در صورت عمل به این دستورها باز هم نتیجه‌ای برای او حاصل نشود. بر این اساس در چنین موقعیت‌هایی نباید دربارۀ دستورهای اهل‌بیت علیهم السلام بدبینی ایجاد شود؛ چنان‌که با توجه به روایات فراوان اهل‌بیت علیهم السلام در مورد اثرگذاری صدقه در پیشگیری از بلاها و مصایب ممکن است شخصی صدقه بدهد، اما به او بلا و مصیبتی برسد یا ممکن است پزشکی حازق با توجه به آزمایش‌های متعدد و تشخیص صحیح بیماری، دارویی مفید و مؤثر را به بیماری تجویز کند؛ ولی برای بیمار با مصرف آن دارو بهبودی حاصل نشود که هیچ انسان عاقلی در این حالت پزشک را مقصّر نمی‌داند.

بخش اول: دعاها و حرزهای محافظ شخص

در این بخش به ذکر برخی از حرزها و دعاهایی می‌پردازیم که برای در‌امان‌ماندن از حمله‌ها و ضربه‌های دشمن توصیه شده است.

دعای اول: همراه‌داشتن حرز امام جواد علیه السلام

یکی از دستورالعملهایی که در روایات برای ایمنی از دشمن توصیه شده است، همراه‌داشتن حرز امام جواد علیه السلام است. این حرز به گونه‌ای در محافظت شخص در برابر دشمن مؤثر است که حتی از مأمون نیز محافظت کرد (1).

دعای دوم: نوشتن و همراه‌داشتن سوره محمد صلی الله علیه وآله

امام صادق علیه السلام دربارۀ آثار و برکات سوره محمد صلی الله علیه وآله فرمودند: «مَنْ کَتَبَهَا وَ حَمَلَهَا فِی وَقْتِ مُحَارَبَةٍ أَوْ قِتَالٍ فِیهِ خَوْفٌ أَمِنَ ذَلِکَ ...: کسی که این سوره را بنویسد و هنگام جنگ و نبرد با خود همراه داشته باشد، از آن در امان می‌ماند» (2).

دعای سوم: دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله در صبح و شام

از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است که هر کسی این دعا را هر صبح و شام بخواند، خدای متعال چهار فرشته را مأمور می‌کند تا از پیش رو، پشت سر و سمت راست و چپ او را محافظت کنند و در امان خدای متعال باشد و اگر همه جن و انس بکوشند تا به او زیانی برسانند، نتوانند. آن دعا چنین است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ بِسْمِ اللَّهِ خَیْرِ الْأَسْمَاءِ بِسْمِ اللَّهِ رَبِّ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ بِسْمِ اللَّهِ الَّذِی لَا یَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ سَمٌّ وَ لَا دَاءٌ بِسْمِ اللَّهِ أَصْبَحْتُ وَ عَلَى اللَّهِ تَوَکَّلْتُ بِسْمِ اللَّهِ عَلَى قَلْبِی وَ نَفْسِی بِسْمِ اللَّهِ عَلَى دِینِی وَ عَقْلِی بِسْمِ اللَّهِ عَلَى أَهْلِی وَ مَالِی بِسْمِ اللَّهِ عَلَى مَا أَعْطَانِی رَبِّی بِسْمِ اللَّهِ الَّذِی لَا یَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ‏ شَیْ‏ءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ‏ اللَّهُ اللَّهُ رَبِّی لَا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ أَعَزُّ وَ أَجَلُّ مِمَّا أَخَافُ وَ أَحْذَرُ عَزَّ جَارُکَ وَ جَلَّ ثَنَاؤُکَ وَ لَا إِلَهَ غَیْرُکَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ نَفْسِی وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ سُلْطَانٍ شَدِیدٍ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَ مِنْ شَرِّ قَضَاءِ السَّوءِ وَ مِنْ کُلِّ دَابَّهٍ أَنْتَ‏ آخِذٌ بِناصِیَتِها إِنَّکَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ وَ أَنْتَ‏ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ حَفِیظٌ - إِنَّ وَلِیِّیَ اللَّهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّى الصَّالِحِینَ ‏- فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ» (3).

دعای چهام: دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله قبل از جنگ خیبر برای سلامت نیروها

هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه وآله به نزدیکی خیبر رسیدند، دستور به توقف نیروها دادند؛ آن‌گاه دست خود را به سمت آسمان بلند کردند و برای در‌امان‌ماندن و سلامت نیروها از شر دشمن، چنین دعا فرمودند: «اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ مَا أَظْلَلْنَ وَ رَبَّ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ وَ مَا أَقْلَلْنَ وَ رَبَ‏ الشَّیَاطِینِ‏ وَ مَا أَضْلَلْنَ‏ أَسْأَلُکَ خَیْرَ هَذِهِ الْقَرْیَةِ وَ خَیْرَ مَا فِیهَا وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّهَا وَ شَرِّ مَا فِیهَا» (4).

دعای پنجم: دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله هنگام مواجهه با دشمن

امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند رسول خدا صلی الله علیه وآله هرگاه با دشمن مواجه می‌شد، نیروهای نظامی، اسبان و شترها را جمع می‌کردند، آن‌گاه چنین دعا می فرمودند: «اللَّهُمَّ أَنْتَ عِصْمَتِی‏ وَ نَاصِرِی‏ وَ مَانِعِی‏ اللَّهُمَّ بِکَ أَصُولُ وَ بِکَ أُقَاتِلُ» (5).

دعای ششم: دعای امام سجاد علیه السلام

امام صادق علیه‌ السلام از جد بزرگوارش علی بن الحسین علیه‌ السلام نقل می‌کند که ایشان فرمودند: «اگر انس و جن برای آزار‌رساندن به من جمع شوند، هرگاه این کلمات را بخوانم، هرگز از هیچ خطری باکی نخواهم داشت»؛ دعا به این ترتیب است: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص اللَّهُمَّ إِلَیْکَ أَسْلَمْتُ نَفْسِی وَ إِلَیْکَ وَجَّهْتُ وَجْهِی وَ إِلَیْکَ أَلْجَأْتُ ظَهْرِی وَ إِلَیْکَ فَوَّضْتُ أَمْرِی اللَّهُمَّ احْفَظْنِی بِحِفْظِ الْإِیمَانِ مِنْ بَیْنِ یَدَیَّ وَ مِنْ خَلْفِی وَ عَنْ یَمِینِی وَ عَنْ شِمَالِی وَ مِنْ فَوْقِی وَ مِنْ تَحْتِی وَ مِنْ قِبَلِی وَ ادْفَعْ عَنِّی بِحَوْلِکَ وَ قُوَّتِکَ فَإِنَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِکَ» (6).

دعای هفتم: دعای نوشتهشده بر شمشیر امیرمؤمنان علیه السلام

سلمان فارسی می‌گوید دیدم بر جلد شمشیر امیرمؤمنان علیه السلام جملاتی نوشته است؛ پس پرسیدم ای امیرمؤمنان، این جملاتی که بر شمشیر شما نوشته شده، چیست؟ فرمودند: این یازده جمله است که رسول خدا صلی الله علیه و‌آله به من آموزش دادند؛ آیا دوست داری به تو یاد دهم که آن را برای محافظت در سفر و منزل در شب و روز از مالت و فرزندانت بخوانی؟ گفتم: بله. حضرت فرمودند هرگاه نماز صبح خواندی، بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا عَالِماً بِکُلِّ خَفِیَّةٍ یَا مَنِ السَّمَاءُ بِقُدْرَتِهِ مَبْنِیَّةٌ یَا مَنِ الْأَرْضُ بِقُدْرَتِهِ مَدْحِیَّةٌ یَا مَنِ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِنُورِ جَلَالِهِ مُضِیئَةٌ یَا مَنِ الْبِحَارُ بِقُدْرَتِهِ مَجْرِیَّةٌ یَا مُنْجِیَ یُوسُفَ مِنْ رِقِّ الْعُبُودِیَّةِ یَا مَنْ یَصْرِفُ کُلَّ نَقِمَةٍ وَ بَلِیَّةٍ یَا مَنْ حَوَائِجُ السَّائِلِینَ عِنْدَهُ مَقْضِیَّةٌ یَا مَنْ لَیْسَ لَهُ حَاجِبٌ یُغْشَى وَ لَا وَزِیرٌ یُرْشَى صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ احْفَظْنِی فِی سَفَرِی وَ حَضَرِی وَ لَیْلِی وَ نَهَارِی وَ یَقَظَتِی وَ مَنَامِی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَحْدَهُ» (7).

دعای هشتم: دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله در جنگ احزاب برای درامانماندن از دشمن

رسول خدا صلی الله علیه وآله در جنگ احزاب برای در‌امان‌ماندن از دشمن، چنین دعا فرمودند: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِنُورِ قُدْسِکَ وَ عَظَمَةِ طَهَارَتِکَ وَ بَرَکَةِ جَلَالِکَ مِنْ کُلِّ آفَةٍ وَ عَاهَةٍ وَ مِنْ طَوَارِقِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ إِلَّا طَارِقاً یَطْرُقُ بِخَیْرٍ اللَّهُمَّ أَنْتَ غِیَاثِی فَبِکَ أَسْتَغِیثُ وَ أَنْتَ مَلَاذِی فَبِکَ أَلُوذُ وَ أَنْتَ مُعَاذِی فَبِکَ أَعُوذُ یَا مَنْ ذَلَّتْ لَهُ رِقَابُ الْجَبَابِرَهِ وَ خَضَعَتْ لَهُ مَقَالِیدُ الْفَرَاعِنَهِ أَعُوذُ بِکَ مِنْ خِزْیِکَ وَ مِنْ کَشْفِ سَتْرِکَ وَ مِنْ نِسْیَانِ ذِکْرِکَ وَ الِانْصِرَافِ عَنْ شُکْرِکَ أَنَا فِی حِرْزِکَ فِی لَیْلِی وَ نَهَارِی وَ ظَعْنِی وَ أَسْفَارِی وَ نَوْمِی وَ قَرَارِی ذِکْرُکَ شِعَارِی وَ ثَنَاؤُکَ دِثَارِی لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ تَعْظِیماً لِوَجْهِکَ وَ تَکْرِیماً لِسُبُحَاتِ نُورِکَ وَ أَجِرْنِی مِنْ خِزْیِکَ وَ مِنْ کَشْفِ سِتْرِکَ وَ سُوءِ عِقَابِکَ وَ اضْرِبْ عَلَیَّ سُرَادِقَاتِ حِفْظِکَ وَ أَدْخِلْنِی فِی حِفْظِ عِنَایَتِکَ وَ عذنی [عِدْنِی‏] بِخَیْرٍ مِنْکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ» (8).

دعای نهم: خواندن و همراه‌داشتن دعای جوشن کبیر

یکی از دعاهایی که برای محافظت انسان از دشمن در میدان نبرد توصیه شده، خواندن و همراه‌داشتن دعای جوشن کبیر است. امام کاظم علیه السلام از پدر خود امام جعفر صادق علیه السلام و ایشان از پدر خود از جدّ بزرگوارش و ایشان از پدر خود امام حسین علیه السلام نقل می‌کند که پدرم امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند: «اى فرزندم، می‌خواهی تو را از یکی از اسرار الهی که رسول خدا صلی الله علیه وآله به من تعلیم نمود، آگاه نمایم؟ گفتم: بلى اى پدر، فدای شما شوم. پدرم فرمودند: در روز جنگ احد جبرئیل علیه السلام بر رسول خدا صلى الله علیه وآله فرود آمد، در‌حالی‌که آن روز بسیار هولناک و گرم بود و رسول خدا صلی الله علیه وآله زرهى بسیار سنگین بر تن داشت که از جهت گرمى هوا و حرارت زره، توانایى برداشتن آن را نداشت. پیامبر صلى الله علیه وآله فرمودند در این هنگام سر خود را به جانب آسمان بلند نمودم و خداى متعال را دعا کردم، ناگهان دیدم درهاى آسمان گشوده شد و نور جبرئیل علیه السلام اطراف مرا پوشاند و به من گفت: السّلام علیک یا رسول‌اللَّه. در جواب گفتم: و علیک السّلام اى برادر من جبرئیل. جبرئیل فرمودند: خداى بلندمرتبه تو را سلام می‌رساند و مى‌‏فرماید: این جوشن را از بدن خود بیرون نما و در عوض آن این دعا را قرائت نما؛ پس هرگاه این دعا را بخوانى و آن را با خود همراه داشته باشی، مانند آن زره بر بدن تو خواهد بود. گفتم: اى برادرم جبرئیل علیه السلام، این دعا مخصوص من است یا براى امّت من نیز هست؟ جبرئیل گفت: یا رسول‌الله، این هدیه‏اى از جانب خداى تعالى به سوى تو و امت توست» (9).

دعای دهم: دعای جوشن صغیر

یکی دیگر از دعاهایی که قرائت آن در دفع دشمن و محفوظ‌ماندن از بلاها مؤثر است، دعای جوشن صغیر است. زمانی موسی الهادی - خلیفه عباسی - تصمیم گرفت بزرگان خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله به‌ویژه موسی بن جعفر علیه السلام را به قتل برساند. علی بن یقطین در نامه‌‌ای این مطلب را به امام کاظم علیه السلام گزارش دادند. آن حضرت نامه را برای بستگان و شیعیان خویش خواند و فرمودند: نظر شما در‌این‌باره چیست؟ همگی گفتند نظر ما این است که خود را از این ستمکار مخفی کنی و از دسترس او دور گردی. امام علیه السلام تبسمی کردند و فرمودند: ترس نداشته باشید که در اولین نامه‌ای که از عراق آید، خبر مرگ موسی بن مهدی خواهد رسید. سپس توضیح دادند که بر اثر خواندن این دعا، جدّ خود پیامبر صلی الله علیه وآله را در خواب دیدند و مژده هلاکت دشمن را از آن حضرت شنیدند (10).

امام شهید سیدعلی خامنه‌ای رضوان الله تعالی علیه، در جنگ 33 روزه حزب‌الله با رژیم صهیونستی، رزمندگان اسلام را به خواندن دعای جوشن صغیر توصیه فرمودند و این دعا را برای انسان مضطر دانست؛ انسانی که در یک اضطرار شدید است و می‌‌خواهد با خدا حرف بزند (11).

بخش دوم: خواص سورۀ حدید در جنگ

در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه وآله آمده است: «مَنْ قَرَأَهَا عِنْدَ مُوَاجَهَهِ أَعْدَائِهِ اِنْحَرَفُوا عَنْهُ وَ سَلِمَ مِنْهُمْ وَ لَمْ یُضِرُّوهُ: کسی که سورۀ حدید را هنگام مواجهه با دشمن بخواند، دشمنان از او روی می‌گردانند و از آفت‌های آنها سالم می‌ماند و از جانب آنها به او ضرری نمی‌رسد» (12).

در روایت دیگری از آن حضرت آمده است: «مَنْ کَتَبَهَا وَ عَلَّقَهَا عَلَیْهِ وَ هُوَ فِی الْحَرْبِ لَمْ یُصِبْهُ سَهْمٌ وَ لاَ حَدِیدٌ وَ کَانَ قَوِیَّ الْقَلْبِ فِی طَلَبِ الْقِتَال ...: کسی که سورۀ حدید را بنویسد و در جنگ با خود همراه نماید، هیچ تیری به او اصابت نمی‌کند و در مبارزه با دشمن، قوت قلب می‌یابد» (13).

نتیجه:

اهل‌بیت علیهم السلام برای در‌امان‌ماندن نیروهای نظامی و سربازان اسلام از کشته و مجروح‌شدن توسط دشمن، خواندن و به‌همراه‌داشتن برخی حرزها و دعاها را توصیه کرده‌اند؛ برای نمونه می‌توان به همراه‌داشتن حرز امام جواد علیه السلام، نوشتن و همراه‌داشتن سوره محمد صلی الله علیه وآله، همراه‌داشتن دعای نوشته‌شده بر شمشیر امیرمؤمنان علیه السلام، خواندن و همراه‌داشتن دعای جوشن و خواندن دعای پیامبر صلی الله علیه وآله در جنگ خیبر و احزاب اشاره کرد. دربارۀ بخش دوم پرسش نیز این نتیجه به دست آمد که اهل‌بیت علیهم السلام به خواندن و همراه‌داشتن سورۀ «حدید» برای محافظت سربازان در میدان نبرد توصیه کرده‌اند.

نکتۀ دیگری که می‌توان در نتیجه به آن اشاره کرد اینکه در روایات بر مباشرت شخص برای نوشتن این دعاها و حرزها تصریح نشده است؛ از‌این‌رو می‌توان چنین برداشت کرد که اگر برای خود شخص امکان نوشتن آن وجود ندارد، شخص دیگری به نیت وی برایش بنویسد.

پی‌نوشت‌ها:

1. علی بن موسی ابن‌طاووس؛ مهج الدعوات و منهج العبادات؛ محقق/ مصحح: ابوطالب کرمانى و محمدحسن محرر؛ قم: دارالذخائر، 1411 ق، ص 36.

2. علی بن موسی ابن‌طاووس؛ الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان؛ قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام، 1409 ق، ص 89.

3. علی بن موسی ابن‌طاووس؛ مهج الدعوات و منهج العبادات؛ ص 75.

4. محمد بن محمد مفید؛ الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد؛ قم: کنگره شیخ مفید، 1413 ق، ج 1، ص 125.

5. محمد بن محمد ابن‌اشعث؛ الجعفریات (الأشعثیات)؛ تهران: مکتبه النینوى الحدیثه، [بی‌تا]، ص 217.

6. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج 2، ص 559.

7. محمدباقر مجلسى؛ بحار الانوار؛ چ 2، بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1403 ق، ج 83، ص 192.

8. علی بن موسی ابن‌طاووس؛ مهج الدعوات و منهج العبادات؛ ص 71.

9. علی بن موسی ابن‌طاووس؛ مهج الدعوات و منهج العبادات؛ ص 228.

10. محمدباقر مجلسى؛ بحار الانوار؛ ج 91، ص 318.

11. https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=43606.

12. سیدهاشم بن سلیمان بحرانى؛ البرهان فی تفسیر القرآن؛ قم: مؤسسه بعثه، 1374 ش، ج 5، ص 573.

13. سیدهاشم بن سلیمان بحرانى؛ البرهان فی تفسیر القرآن؛ ج 5، ص 277.

دعاها و اذکار واردشده برای آسان‌شدن لحظه احتضار
اسلام برای تسهیل لحظه احتضار، مجموعه‌ای از دعاهای جامع ارائه داده است که شامل ذکرهای دوران سلامتی برای تأثیر در زمان مرگ، و دعاهای تلقینی بر بالین محتضر است.

پرسش:

با استناد به روایات معصومان علیهم السلام، چه دعاها و اذکاری برای آسان‌شدن لحظه احتضار و جان‌دادن توصیه شده است؟ منظور دعاها و اذکاری است که خود شخص بتواند آنها را قرائت کند.

پاسخ:

لحظات پایانی عمر انسان که به «سکرات موت» معروف است، برای بسیاری از انسان‌ها دشوار و سبب اضطراب و نگرانی‌‌هایی شده است. در متون روایی شیعه، مجموعه‌‌ای از دعاها و اعمال بیان شده است که در آسانی جان‌دادن و کاهش سکرات و سختی‌های مرگ مؤثر است. با توجه به پرسش مطرح‌شده، برای پرهیز از طولانی‌شدن مباحث، در اینجا فقط به برخی دعاها و اذکار بیان‌شده از سوی اهل‌بیت علیهم السلام پرداخته می‌شود و در پرسش و پاسخی دیگر، اعمال و رفتارهایی که سبب آسانی جان‌دادن می‌گردد، آورده می‌شود.

 

1. دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله هنگام رحلت آن حضرت

در حالات رسول خدا صلی الله علیه وآله آمده است در حالت احتضارِ آن حضرت، ظرف آبی نزد ایشان بود که دستش را در جام فرو می‌برد و صورتش را با آن آب پاک می‌کرد و چنین دعا می‌فرمودند: «اَللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَىَّ سَکَرَاتِ اَلْمَوْتِ» (1).

 

2. دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله

از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است که برای آسانی سکرات موت این‌گونه دعا کنید: «اللَّهُمَّ مَنْ آمَنَ بِکَ وَ شَهِدَ أَنِّی‏ رَسُولُکَ‏ فَحَبِّبْ‏ إِلَیْهِ‏ لِقَاکَ وَ سَهِّلْ عَلَیْهِ قَضَاکَ وَ أَقْلِلْ مَالَه» (2).

 

3. دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله برای آسانی جان‌دادن عبدالله بن رواحه

به رسول خدا صلی الله علیه وآله خبر رسید که عبدالله بن رواحه سخت در بستر بیماری است. پیامبر صلی الله علیه وآله برخاستند و نزد ایشان رفتند و ما نیز با آن حضرت رفتیم. وقتی وارد شدیم، دیدیم او بیهوش است. چیزی نمی‌‌دانست و زنان بر بالین او گریه و فریاد می‌‌کردند. رسول خدا صلی الله علیه وآله سه بار او را صدا زدند، اما او پاسخی نداد. پیامبر صلی الله علیه وآله این‌گونه دعا کردند: «اَللَّهُمَّ هَذَا عَبْدُکَ إِنْ کَانَ قَدِ اِنْقَضَى أَجَلُهُ وَ رِزْقُهُ وَ أَثَرُهُ فَإِلَى جَنَّتِکَ وَ رَحْمَتِکَ وَ إِنْ لَمْ یَنْقَضِ أَجَلُهُ وَ رِزْقُهُ وَ أَثَرُهُ فَعَجِّلْ شِفَاءَهُ وَ عَافِیَتَهُ»؛ در این حالت بود که مرگ او فرارسید (3).

 

4. دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله بر بالین محتضر

امام صادق علیه السّلام فرمودند به رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله خبر رسید مرگ فلانی فرارسیده است. پیامبر صلّى اللّه علیه وآله با جمعى از اصحاب به ‌سوی او شتافتند. محتضر بی‌هوش در بستر افتاده بود. حضرت فرمودند: اى ملک‌الموت، از این مرد دست‌ بردار تا از او چیزى بپرسم. مرد به هوش آمد و رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله به او فرمودند: چه مى‌‌دیدى‌؟ مرد گفت: سفیدى بسیار و سیاهى بسیارى دیدم. حضرت فرمودند: کدام‌یک از آن دو به تو نزدیک‌‌تر بود؟ گفت: سیاهى. رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله فرمودند: بگو: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الْکَثِیرَ مِنْ مَعَاصِیکَ وَ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ مِنْ طَاعَتِک‏». آن شخص این ذکر را گفت و باز بیهوش شد. حضرت فرمودند: اى ملک‌الموت، بار مرگ را بر او سبک گردان تا از وى چیزى بپرسم. مرد به هوش آمد و حضرت فرمود: چه مى‌دیدى‌؟ گفت: سفیدى بسیار و سیاهى بسیارى دیدم. فرمود: کدام‌یک از آن دو به تو نزدیک‌‌تر بود؟ مرد گفت: سفیدى. رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله فرمودند: «خداوند رفیق شما را آمرزید». راوى گوید امام صادق علیه السّلام فرمودند: «هرگاه بر بالین کسى که در حال مرگ است، حاضر شدید، این کلام را به او بگویید تا آن را تکرار کند» (4).

 

5. دعای امیرمؤمنان علیه السلام بر بالین محتضر

در روایتی آمده است که هرگاه امیرمؤمنان علیه السلام بر بالین شخص محتضری حاضر می شدند، دعایی را با او تلقین می‌کردند تا تکرار نماید و وقتی محتضر آن را تکرار کردند، فرمودند برای تو نگرانی وجود ندارد. دعا چنین است: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ وَ مَا بَیْنَهُمَا وَ رَبِ‏ الْعَرْشِ‏ الْعَظِیمِ‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ‏ رَبِ‏ الْعالَمِینَ» (5).

شبیه این دعا از رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله نیز نقل شده است. وقتی شخص محتضر آن دعا را خواند، پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: «سپاس خداوند که او را از آتش دوزخ رهانید» (6).

 

6. دعای حضرت زهرا سلام الله علیها پس از نماز ظهر

حضرت زهرا سلام الله علیها در تعقیب نماز ظهر دعایی را می‌خواندند و در آن از خدای متعال، آسانی جان‌دادن را درخواست می‌نمودند؛ به دلیل طولانی‌بودن دعا، به قسمتی از آن اشاره می‌شود: «سُبْحَانَ ذِی الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنِیفِ سُبْحَانَ ذِی الْجَلَالِ الْبَاذِخِ الْعَظِیمِ سُبْحَانَ ذِی الْمُلْکِ الْفَاخِرِ الْقَدِیمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی بِنِعْمَتِهِ بَلَغْتُ مَا بَلَغْتُ مِنَ الْعِلْمِ بِهِ وَ الْعَمَلِ لَهُ وَ الرَّغْبَهِ إِلَیْهِ ..... وَ لَا تُسَلِّطْ عَلَیَّ سُلْطَاناً عَنِیداً وَ لَا شَیْطَاناً مَرِیداً بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ وَ صَلَّى اللَّهُ‏ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً» (7).

7. دعای امام سجاد علیه السلام هنگام احتضار

امام سجاد علیه السلام هنگام احتضار این‌گونه دعا فرمودند: «اَللَّهُمَّ اِرْحَمْنِی فَإِنَّکَ کَرِیمٌ اَللَّهُمَّ اِرْحَمْنِی فَإِنَّکَ رَحِیمٌ» و پیوسته آن را تکرار می‌کردند تا اینکه از دنیا رحلت نمود، درود خدا بر ایشان باد (8).

 

8. دعای امام صادق علیه السلام به حریز سجستانی

حریز سجستانی می‌گوید محضر امام صادق علیه السلام بودیم، مردی آمد و گفت ای پسر رسول خدا، سه روز است برادرم در حال احتضار است و جان‌دادن او سخت شده است. حضرت فرمودند بگو: «اللَّهُمَّ سَهِّلْ عَلَیْهِ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ»؛ سپس امر فرمودند که بستر او را به محل نمازش منتقل کنند، به خواست خداوند مرگ او آسان می‌شود (9).

 

9. دعای امام صادق علیه السلام در آخر شب

عبدالرحمن بن حجاج می‌گوید وقتی آخر شب می‌شد، امام صادق علیه السلام با صدای بلند به گونه‌ای که اهل خانه آن را بشنوند، چنین دعا می‌کردند: «اللَّهُمَ‏ أَعِنِّی‏ عَلَى‏ هَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ وَسِّعْ عَلَیَّ ضِیقَ الْمَضْجَعِ وَ ارْزُقْنِی خَیْرَ مَا قَبْلَ الْمَوْتِ وَ ارْزُقْنِی خَیْرَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ» (10).

 

10. دعای «اللَّهُمَّ بَارِکْ لِی فِی الْمَوْتِ»

امام صادق علیه السلام فرمودند برای آسانی مرگ چنین دعا کنید: «اللَّهُمَّ بَارِکْ لِی فِی الْمَوْتِ اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى الْمَوْتِ اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى سَکَرَاتِ الْمَوْتِ اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى غَمِّ الْقَبْرِ اللَّهُمَ‏ أَعِنِّی‏ عَلَى‏ ضِیقِ‏ الْقَبْرِ اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى ظُلْمَهِ الْقَبْرِ اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى وَحْشَةِ الْقَبْرِ اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى أَهْوَالِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ اللَّهُمَّ بَارِکْ لِی فِی طُولِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ اللَّهُمَّ زَوِّجْنِی مِنَ الْحُورِ الْعِینِ». آن‌گاه دو رکعت نماز بخوانید و پس از نماز بگویید: «اللَّهُمَّ لَا بُدَّ مِنْ أَمْرِکَ وَ لَا بُدَّ مِنْ قَدَرِکَ وَ لَا بُدَّ مِنْ قَضَائِکَ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِکَ اللَّهُمَّ فَمَا قَضَیْتَ عَلَیْنَا مِنْ قَضَاءٍ وَ قَدَّرْتَ عَلَیْنَا مِنْ قَدَرٍ فَأَعْطِنَا مَعَهُ صَبْراً یَقْهَرُهُ وَ یَدْمَغُهُ وَ اجْعَلْهُ لَنَا صَاعِداً فِی رِضْوَانِکَ یُنْمِی فِی حَسَنَاتِنَا وَ تَفْضِیلِنَا وَ سُؤْدُدِنَا وَ شَرَفِنَا وَ مَجْدِنَا وَ نَعْمَائِنَا وَ کَرَامَتِنَا فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ لَا تَنْقُصْهُ مِنْ حَسَنَاتِنَا اللَّهُمَّ وَ مَا أَعْطَیْتَنَا مِنْ عَطَاءٍ أَوْ فَضَّلْتَنَا بِهِ مِنْ فَضِیلَةٍ أَوْ أَکْرَمْتَنَا بِهِ مِنْ کَرَامَهٍ فَأَعْطِنَا مَعَهُ شُکْراً یَقْهَرُهُ وَ یَدْمَغُهُ وَ اجْعَلْهُ لَنَا صَاعِداً فِی رِضْوَانِکَ وَ فِی حَسَنَاتِنَا وَ سُؤْدُدِنَا وَ شَرَفِنَا وَ نَعْمَائِکَ وَ کَرَامَتِکَ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ اللَّهُمَّ وَ لَا تَجْعَلْهُ لَنَا أَشَراً وَ لَا بَطَراً وَ لَا فِتْنَةً وَ لَا مَقْتاً وَ لَا عَذَاباً وَ لَا خِزْیاً فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِکَ مِنْ عَثْرَهِ اللِّسَانِ وَ سُوءِ الْمَقَامِ وَ خِفَّةِ الْمِیزَانِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَقِّنَا حَسَنَاتِنَا فِی الْمَمَاتِ وَ لَا تُرِنَا أَعْمَالَنَا عَلَیْنَا حَسَرَاتٍ وَ لَا تُخْزِنَا عِنْدَ قَضَائِکَ وَ لَا تَفْضَحْنَا بِسَیِّئَاتِنَا یَوْمَ نَلْقَاکَ وَ اجْعَلْ قُلُوبَنَا تَذْکُرُکَ وَ لَا تَنْسَاکَ وَ تَخْشَاکَ کَأَنَّهَا تَرَاکَ حَتَّى نَلْقَاکَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَبْدِلْ سَیِّئَاتِنَا حَسَنَاتٍ وَ اجْعَلْ حَسَنَاتِنَا دَرَجَاتٍ وَ اجْعَلْ دَرَجَاتِنَا غُرُفَاتٍ وَ اجْعَلْ غُرُفَاتِنَا عَالِیَاتٍ اللَّهُمَّ وَ أَوْسِعْ لِفَقِیرِنَا مِنْ سَعَةِ مَا قَضَیْتَ عَلَى نَفْسِکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مُنَّ عَلَیْنَا بِالْهُدَى مَا أَبْقَیْتَنَا وَ الْکَرَامَةِ مَا أَحْیَیْتَنَا وَ الْمَغْفِرَةِ إِذَا تَوَفَّیْتَنَا وَ الْحِفْظِ فِیمَا یَبْقَى مِنْ عُمُرِنَا وَ الْبَرَکَةِ فِیمَا رَزَقْتَنَا وَ الْعَوْنِ عَلَى مَا حَمَّلْتَنَا وَ الثَّبَاتِ عَلَى مَا طَوَّقْتَنَا وَ لَا تُؤَاخِذْنَا بِظُلْمِنَا وَ لَا تُقَایِسْنَا بِجَهْلِنَا وَ لَا تَسْتَدْرِجْنَا بِخَطَایَانَا وَ اجْعَلْ أَحْسَنَ مَا نَقُولُ ثَابِتاً فِی قُلُوبِنَا وَ اجْعَلْنَا عُظَمَاءَ عِنْدَکَ وَ فِی أَنْفُسِنَا أَذِلَّهً وَ انْفَعْنَا بِمَا عَلَّمْتَنَا وَ زِدْنَا عِلْماً نَافِعاً أَعُوذُ بِکَ مِنْ قَلْبٍ لَا یَخْشَعُ وَ مِنْ عَیْنٍ لَا تَدْمَعُ وَ صَلَاهٍ لَا تُقْبَلُ أَجِرْنَا مِنْ سُوءِ الْفِتَنِ یَا وَلِیَّ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ» (11).

 

11. خواندن کلمات فَرَج

امام باقر علیه السلام فرمودند هرگاه بر بالین بیماری رسیدی که جان‌دادن او سخت شده بود، بگو هفت بار این دعا را بخواند: «أَعُوذُ بِاللَّهِ‏ الْعَظِیمِ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ الْکَرِیمِ مِنْ کُلِّ عِرْقٍ نَفَّارٍ وَ مِنْ شَرِّ حَرِّ النَّارِ»؛ سپس کلمات فَرَج را به او تلقین نما. راوی می‌گوید عرض کردم یابن رسول‌الله، کلمات فَرَج چیست؟ حضرت فرمودند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ وَ مَا فِیهِنَّ وَ مَا بَیْنَهُنَّ وَ مَا تَحْتَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ». سپس روی او را به محل نمازش برگردان، به اذن الهی مرگش آسان می‌شود به اذن الهی (12).

نتیجه:

مطالعه و جستجوی روایات اهل‌بیت علیهم السلام درباره سکرات موت این نتیجه را به دست می‌دهد که معصومان علیهم السلام دعاها و اذکار فراوانی را برای آسانی جان‌دادنِ مؤمنان بیان کرده‌اند. برخی از این دعاها به افراد آموزش داده شده است تا در موقع سلامتی و در طول عمر خود بخوانند که اثر آن را لحظۀ جان‌دادن ببینند و برخی دیگر دعاهایی است که لحظۀ جان‌دادن به محتضر تلقین نموده‌اند تا آن را تکرار نماید یا دیگران برای محتضر بخوانند. از جمله این دعاها می‌توان به دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله هنگام رحلت آن حضرت، دعای آن حضرت بر بالین عبدالله بن رواحه، دعای امیرمؤمنان علیه السلام بر بالین محتضر، دعای حضرت زهرا سلام الله علیها پس از نماز ظهر، دعای امام سجاد علیه السلام هنگام احتضار و دعای امام صادق علیه السلام به حریز سجستانی اشاره کرد.

پی‌نوشت‌ها:

1. محمد بن احمد فتال نیشابورى؛ روضة الواعظین و بصیرة المتعظین؛ قم: رضى، 1375 ش، ج 2، ص 429.

2. علی بن موسی ابن‌طاووس؛ فلاح السائل و نجاح المسائل؛ قم: ‏بوستان کتاب، 1406 ق، ص 176.

3. نعمان بن محمد مغربى ابن‌حیون؛ دعائم الإسلام؛ ‏محقق/ مصحح: آصف فیضى؛ چ 2، قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام، 1385 ق، ج 1، ص 225.

4. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج 3، ص 125.

5. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج 3، ص 124.

6. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج 3، ص 124.

7. محمدباقر مجلسی؛ بحار الأنوار؛ چ 2، بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1403 ق، ج 78، ص 241.

8. عبدالله بن بسطام؛ طبّ الأئمه علیهم السلام؛ محقق/ مصحح: محمدمهدی خرسان؛ چ 2، قم، دارالشریف الرضی، 1411 ق، ص 79.

9. «... قَالَ حَوِّلُوا فِرَاشَهُ إِلَى مُصَلَّاهُ الَّذِی کَانَ یُصَلِّی فِیهِ فَإِنَّهُ یُخَفَّفُ عَلَیْهِ إِنْ کَانَ فِی أَجَلِهِ تَأْخِیرٌ وَ إِنْ کَانَتْ مُدَّتُهُ [مَوْتُهُ‏] قَدْ حَضَرَتْ فَإِنَّهُ یُسَهَّلُ عَلَیْهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى» (سعید بن هبة‌الله قطب‌الدین راوندى؛ الدعوات؛ قم: مدرسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، 1407 ق، ص 250).

10. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج 2، ص 539.

11. محمد بن حسن طوسی؛ تهذیب الأحکام؛ تصحیح: حسن الموسی خرسان؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه‏، 1407 ق، ج 3، ص 94.

12. عبدالله بن بسطام؛ طبّ الأئمه علیهم السلام؛ ص 118.

بررسی محتوایی دعای افتتاح و اعتبارسنجی آن
دعای افتتاح، دعایی معتبر و پرمحتوا برای شب‌های ماه رمضان است که با مضامین توحید، بندگی و انتظار ظهور امام زمان(عج)، پیوندی معنوی با خداوند ایجاد می‌کند.

پرسش:

دعاى افتتاح از چه کسى نقل شده است و آیا معتبر است و آداب، زمان و مکان خاصی برای قرائت آن در روایات نقل شده است؟

پاسخ:

دعاهای نقل‌شده از اهل‌بیت علیهم ‌السلام، بخش مهمی از میراث معنوی و عاطفی شیعیان را شکل می‌دهند. در میان این میراث، «دعای افتتاح» جایگاه ویژه‌ای دارد؛ زیرا افزون بر محتوای عمیق، پیوندی ژرف میان بندگی، معرفت الهی و امید به ظهور امام زمان علیه ‌السلام برقرار می‌کند. این دعا در شب‌های ماه رمضان خوانده می‌شود و مؤمنان به وسیلۀ آن با خداوند متعال آن راز‌و‌نیاز می‌کنند. در این نوشتار کوشیده شده است اعتبار و جایگاه این دعا بررسی و جایگاه آن مشخص شود.

1. معرفی دعای افتتاح

دعای افتتاح از نیایش‌هایی است که بسیاری از مؤمنان در شب‌های ماه رمضان با آن مأنوس هستند و قرائت می‌کنند. آغاز این دعا با ستایش خداوند است و عظمت و مهربانی او را یادآور می‌شود. دعاکننده خدا را شکر می‌کند که او را به راه درست هدایت کرده و بخشنده و مهربان است. دعاکننده همچنین برای رفع گرفتاری‌ها و بخشش گناهانش، خدا را سپاس می‌گوید.

در ادامۀ دعا، بر پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و اهل‌بیت پاکش علیهم ‌السلام درود فرستاده می‌شود. این بخش نشان می‌دهد که دعاکننده، هدایت را در پیروی از راه پیامبر صلی الله علیه وآله و امامان علیهم‌السلام می‌داند و از خدا می‌خواهد که بر آنان رحمت فرستد؛ به‌ویژه برای ظهور امام زمان علیه ‌السلام و برقراری عدالت در جهان دعا می‌کند.

در پایان، دعاکننده از سختی‌ها و مشکلات در جامعه به خدا شکایت می‌کند و از او یاری می‌خواهد. او امیدوار است که با ظهور امام زمان علیه ‌السلام، همۀ مشکلات حل شود، عدالت برقرار گردد و مؤمنان در پناه رحمت الهی، عزت و آرامش یابند. این دعا، نهایت امید و انتظار برای ظهور منجی بشریت را بیان می‌کند.

2. منابع دعای افتتاح

دعای افتتاح در چند کتاب معتبر شیعه آمده است:

الف) تهذیب الاحکام

این کتاب متعلق به شیخ طوسی است (متوفای 460) است. تهذیب الاحکام از کتب اصلی (اربعه) و معتبر شیعه به شمار می‌آید و کهن‌ترین کتابی است که به نقل این دعا می‌پردازد. در این کتاب ابتدای دعای افتتاح چنین آمده است: «تَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِی کُلِّ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ مِنْ أَوَّلِ الشَّهْرِ إِلَى آخِرِهِ وَ هُوَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَفْتَتِحُ الثَّنَاءَ بِحَمْدِکَ وَ أَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوَابِ بِمَنِّک‏ ...: در هر شب از ماه رمضان از آغاز تا پایان، این دعا را بخوان. خدایا ستایش تو را با حمد و ثنا می‌گشایم و تویی که به لطف خویش انسان را به گفتار درست هدایت نمایی ...» (1).

در این کتاب به‌صراحت دعای افتتاح به معصوم علیه ‌السلام نسبت داده نشده است. دربارۀ آداب قرائت آن نیز بیان شده است که این دعا در هر شب ماه رمضان از اول تا آخر خوانده می‌شود.

ب) مصباح المتهجد

این کتاب نیز متعلق به شیخ طوسی است. شیخ در این کتاب نیز دعای افتتاح را به معصوم مستند نمی‌کند و آن را برای هر شب ماه رمضان می‌داند (2).

ج) إقبال الأعمال

سید بن طاووس (664 ق‏)، از عالمان متبحر در علم دعا نیز این دعا را در کتاب خود با نام إقبال الأعمال‏ ذکر کرده است. ایشان دعای افتتاح را از نسخه‌ای منسوب به ابوجعفر محمد بن عثمان عمری ـ دومین نایب خاص امام زمان علیه ‌السلام ـ روایت می‌کند. در این اثر نیز نسبت مستقیم به امام معصوم علیه ‌السلام دیده نمی‌شود؛ اما وجود دعا در نسخۀ نیابت، اهمیت آن را دوچندان می‌کند.

د) اختیار المصباح الکبیر

ابن‌باقی قرشی (متوفای قرن 7) نیز این دعا را در کتاب خود با نام اختیار المصباح الکبیر نقل کرده است (3)؛ اما او نیز این دعا را مستند به معصوم علیه‌ السلام نکرده است. این دعا مطابق نقل این کتاب، در شب‌های ماه رمضان خوانده می‌شود.

هـ) منهاج الصلاح

کتاب منهاج الصلاح از کتب ادعیه علامه حلی (متوفای 726) است. اطلاعات دعای افتتاح در این کتاب همانند کتاب اختیار المصباح الکبیر است. نکته‌ای که وجود دارد اینکه علامه حلی در کتاب المصباح لفظ استحباب را برای خواندن این دعا به کار برده است: «و یستحبّ أن یدعو فی کلّ لیله من شهر رمضان: مستحب است که در هر شب ماه رمضان این دعا خوانده شود» (4).

و) کتاب بلد الامین و کتاب المصباح

المصباح و بلد الأمین دو کتاب دعایی متعلق به ابراهیم بن على عاملى‏ کفعمی (905 ق‏) هستند. این دو کتاب نیز بدون استناد‌دادن دعای موردنظر به معصوم علیه ‌السلام، بیان می‌کنند که این دعا در شب‌های ماه رمضان خوانده می‌شود (5).

کفعمی در کتاب المصباح نیز از لفظ استحباب برای خواندن این دعا استفاده می‌کند (6).

3. اعتبار دعای افتتاح

با بررسی منابع یادشده روشن می‌شود که دعای افتتاح در آثار کهن و معتبر عالمان شیعه از قرن‌های نخستین تا قرن نهم قمری نقل شده است. با اینکه در هیچ‌یک از این منابع، سندی مستقیم از امام معصوم علیه ‌السلام ذکر نمی‌شود، وجود آن در دست نایب خاص امام زمان علیه ‌السلام و نقل پیاپی آن در آثار معتبر، نشان‌دهندۀ جایگاه معنوی و استحباب آن است.

متن دعا نیز گویای عمق و حقیقتی بلند است؛ سرشار از توحید، ایمان، امید، معرفت و انتظار. این دعا آینه‌ای از روح بندگی و آرزوی تحقق وعدۀ الهی در ظهور منجی موعود است. از حیث آداب نیز برای زمان قرائت آن فقط به شب‌های ماه مبارک رمضان اشاره شده است و مکان یا شرایط خاصی برای خواندنش تعیین نمی‌شود.

بنابراین می‌توان گفت هرچند دعای افتتاح به‌صراحت از امام معصوم علیه ‌السلام نقل نشده است، اما تعدد منابع کهن، تأکید عالمان بزرگ و محتوای ژرف و الهام‌بخش آن، اعتبار و ارزش قرائت این دعا را تثبیت می‌کند. نیایش با دعای افتتاح در شب‌های ماه رمضان، هم نشانۀ بندگی و شکر است و هم ابراز انتظار و عشق به ظهور حق.

نتیجه:

با توجه به بررسی منابع تاریخی و محتوایی، دعای افتتاح از دعاهای معتبر و پرمایه‌ای است که در آثار عالمان متقدم شیعه نقل شده است و بزرگان دین بدان توجه داشته‌اند. سند مستقیم آن از امام معصوم علیه ‌السلام در دست نیست؛ اما انتقال آن از طریق چهره‌هایی چون نایب دوم امام زمان علیه ‌السلام و تأیید استحباب قرائت در شب‌های ماه رمضان، به آن پشتوانه‌ای قابل ‌اعتماد می‌بخشد. این دعا بیان‌کنندۀ روح انتظار، امید و بندگی در برابر خداوند است و قرائت آن، فرصتی برای تجدید ایمان و پیوند دوباره با آرمان عدالت و ظهور حق به شمار می‌آید.

پی‌نوشت‌ها:

1. محمد بن الحسن طوسى؛ تهذیب الأحکام؛ محقق/ مصحح: حسن الموسوی خرسان؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه‏، 1407 ق‏، ج ‏3، ص 108.

2. محمد بن الحسن طوسی؛ مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ بیروت: مؤسسه فقه الشیعه، 1411 ق، ج ‏2، ص 578.

3. علی بن حسین ابن‌باقی قرشی؛ اختیار المصباح الکبیر؛ محقق: مهدی دلیری گلپایگانی؛ قم: مکتبه العلامه المجلسی، ۱۴۳۲ ق، ج 2، ص 53.

4. حسن بن یوسف علامه حلی؛ منهاج الصلاح؛ محقق: عبدالحمید میردامادی؛ ۱۴۳۰ ق، ص 260.

5. ابراهیم بن على عاملى کفعمى؛ البلد الأمین و الدرع الحصین؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1418 ق‏، ص 193.

6. ابراهیم بن على عاملى کفعمى؛ المصباح للکفعمی (جنة الأمان الواقیه)؛ قم: دارالرضی (زاهدی)، 1405 ق، ص 578.

بررسی مفهومی جنگیدن با دشمن با دعا در روایات
روایات، دعا را سلاحی برتر از ابزار مادی می‌دانند که مؤمن با آن در برابر دشمنان و سختی‌ها یاری، استقامت و پیروزی می‌یابد.

پرسش:

در روایتی نقل شده است «به وسیله دعا با دشمن بجنگید که دعا از شمشیر کارسازتر است»؛ منظور این سخن چیست؟ منظور نفرین‌کردن دشمن است یا دعا برای هدایتشان و پیروزی خود؟

پاسخ:

«دعا» در متون دینی تنها یک عمل عبادی صرف نیست، بلکه به‌مثابۀ نیرویی معنوی، تربیتی و حتی بازدارنده در برابر تهدیدها و دشواری‌‌ها معرفی شده است. در آیات قرآن کریم و روایات، دعاهایی برای مقابله با دشمنان وارد شده است. در برخی روایات مضمون «دعا سلاح مؤمن است» تکرار شده است و نافذتر از سلاح جنگی دانسته می‌شود. نوشتار حاضر به بررسی محتوایی این روایات می‌پردازد.

الف) دعا؛ سپر معنوی مؤمن در برابر دشمنان

«دعا» در منابع روایی، عملی عبادی و ابزار معنوی با کارکردهای مختلف معرفی شده است؛ از جمله دعا سلاح مؤمن، ستون دین و نور آسمان‌‌ها و زمین خوانده شده است (1). احادیث ارائه‌‌شده نشان می‌‌دهد که دعا به‌مثابۀ ابزار و سلاحی مؤثر برای مؤمن در مواجهه با دشمنان معرفی شده است. محورهای کلیدی این احادیث بر اهمیت دعا در جایگاه یک عمل نیرومند معنوی، درخواست از خدا برای دفع شر و همچنین طلب یاری در برابر تهدیدها تأکید دارند.

1. دعا به‌مثابۀ سلاح و ابزار مبارزه: امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل فرمودند:‏ «أَ لَا أَدُلُّکُمْ عَلَى سِلَاحٍ یُنْجِیکُمْ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَ یُدِرُّ أَرْزَاقَکُمْ‏ قَالُوا بَلَى قَالَ تَدْعُونَ رَبَّکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ فَإِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاءُ: آیا شما را به سلاحى راهنمایى نکنم که شما را از دشمنان رهایى دهد و روزى شماها را فراوان کند؟ عرض کردند: چرا. فرمود: پروردگارتان را در شب و روز بخوانید؛ زیرا سلاح مؤمن، دعاست» (2).

2. حضرت رضا علیه السّلام همیشه به اصحاب خود می‌فرمود: «عَلَیْکُمْ بِسِلَاحِ الْأَنْبِیَاءِ فَقِیلَ وَ مَا سِلَاحُ الْأَنْبِیَاءِ قَالَ الدُّعَاءُ: بر شما باد به اسلحه پیامبران. به ایشان عرض شد: اسلحه پیامبران چیست‌؟ فرمود: دعاست» (3).

3. امام صادق علیه السلام فرمودند: «إِنَّ الدُّعَاءَ أَنْفَذُ مِنَ‏ السِّنَانِ:‏ دعا از نیزه نافذتر است» (4). در نقل دیگر فرمودند: «الدُّعَاءُ أَنْفَذُ مِنَ السِّنَانِ الْحَدِیدِ: دعا از نیزۀ تیز نافذتر است» (5). این تعبیر نشان می ‌دهد دعا ابزار قدرتمند معنوی برای مؤمن در تمام عرصه‌‌ها، از جمله مقابله با دشمنان است.

4. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «الدُّعَاءُ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ‏ وَ مَتَى تُکْثِرْ قَرْعَ الْبَابِ یُفْتَحْ لَکَ: دعا سپر مؤمن است و هرگاه بسیار درى را کوبیدى، به روى تو باز شود» (6). این روایت با توجه به سپربودن دعا، کارکرد دفاعی‌بودن آن را می‌رساند.

5. عبداللّه بن سنان می‌گوید شنیدم امام صادق علیه السّلام فرمودند: «الدُّعَاءُ یَرُدُّ الْقَضَاءَ بَعْدَ مَا أُبْرِمَ إِبْرَاماً فَأَکْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ مِفْتَاحُ کُلِّ رَحْمَةٍ وَ نَجَاحُ کُلِّ حَاجَةٍ وَ لَا یُنَالُ مَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا بِالدُّعَاءِ وَ إِنَّهُ لَیْسَ بَابٌ یُکْثَرُ قَرْعُهُ إِلَّا یُوشِکُ أَنْ یُفْتَحَ لِصَاحِبِهِ: دعا، قضایى که سخت مبرم شده برمى‌‌گرداند؛ بسیار دعا کن که کلید هر رحمت و کامیابى براى هر حاجت است و به آنچه نزد خدا عزوجل است نتوان رسید جز به دعا و هیچ درى بسیار کوبیده نشود جز اینکه امید به بازشدن آن نزدیک شود» (7). این روایت به‌روشنی تأکید می‌‌کند که دعا مانع بلا و شرّ می‌‌شود و کارکردی معادل یک «دفاع» دارد.

ب) مواجهه با دشمن: دعا برای نابودی یا دعا برای هدایت؟

با توجه به مجموعه احادیث، می‌‌توان دریافت که مقصود از جنگ با دشمن به وسیله دعا، منحصر در نفرین یا درخواست هلاکت نیست، بلکه این مفهوم گسترده ‌تر است. درمجموع، محورهای کلیدی «درخواست آمرزش، ثبات‌قدم و نصرت از خداوند در جنگ»، «دعا برای هدایت آنان» و «نفرین بر دشمنان» را نشان می‌‌دهند.

در آموزه‌های دینی، نمونه‌‌هایی از دعا در میدان جنگ ذکر شده است:

1. در قرآن کریم، دعای مجاهدان حقیقی این‌گونه توصیف شده است: «وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ: و چون [طالوت و اهل ایمان] برای جنگ با جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند، گفتند: پروردگارا، بر ما صبر و شکیبایی فروریز و گام‌هایمان را استوار ساز و ما را بر گروه کافران پیروز گردان» (8). همچنین در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرینَ * وَ ما کانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فی‏ أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ: چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگ کردند. آنها هیچ‌‌گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان می‌‌رسید، سست و ناتوان نشدند [و تن به تسلیم ندادند]؛ و خداوند استقامت‌‌کنندگان را دوست دارد * سخنشان تنها این بود که پروردگارا، گناهان ما را ببخش و از تندروی‌های ما در کارها چشم‌‌پوشی کن؛ قدم‌های ما را استوار بدار و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان» (9). این آیه نشان می‌‌دهد دعا در جنگ شامل طلب آمرزش، استواری و نصرت از خداوند است.

2. دعای دفع دشمن: امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه برای پیروزی مرزداران و دفع دشمنان دعا می‌فرمایند: «... اللَّهُمَّ افْلُلْ بِذَلِکَ عَدُوَّهُمْ، وَ اقْلِمْ عَنْهُمْ أَظْفَارَهُمْ، وَ فَرِّقْ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ أَسْلِحَتِهِمْ، وَ اخْلَعْ وَثَائِقَ أَفْئِدَتِهِمْ، وَ بَاعِدْ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ أَزْوِدَتِهِمْ، وَ حَیِّرْهُمْ فِی سُبُلِهِمْ، وَ ضَلِّلْهُمْ عَنْ وَجْهِهِمْ، وَ اقْطَعْ عَنْهُمُ الْمَدَدَ، وَ انْقُصْ مِنْهُمُ الْعَدَدَ، وَ امْلَأْ أَفْئِدَتَهُمُ الرُّعْبَ، وَ اقْبِضْ أَیْدِیَهُمْ عَنِ الْبَسْطِ، وَ اخْزِمْ أَلْسِنَتَهُمْ عَنِ النُّطْقِ، وَ شَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ وَ نَکِّلْ بِهِمْ مَنْ وَرَاءَهُمْ، وَ اقْطَعْ بِخِزْیِهِمْ أَطْمَاعَ مَنْ بَعْدَهُمْ اللَّهُمَّ عَقِّمْ أَرْحَامَ نِسَائِهِمْ، وَ یَبِّسْ أَصْلَابَ رِجَالِهِمْ، وَ اقْطَعْ نَسْلَ دَوَابِّهِمْ وَ أَنْعَامِهِمْ، لَا تَأْذَنْ لِسَمَائِهِمْ فِی قَطْرٍ، وَ لَا لِأَرْضِهِمْ فِی نَبَاتٍ ...: خدایا، به سبب آن امور، دشمنانشان را در‌هم‌شکن و دست قدرت آن نابکاران را از ایشان جدا ساز و بین دشمن و جنگ‌افزارشان فاصله انداز و بندهای دلشان را از جا بر کن و میان آنان و آذوقه‌هایشان دوری انداز و در فنون جنگی‌‌شان سرگردانشان ساز و از مقصدشان گمراهشان کن و کمک را از آنان بِبُر و از تعدادشان بکاه و دلشان را از بیم و ترس پر کن و قدرتشان را از فعّالیّت بر ضد مرزداران باز دار و زبانشان را از سخن علیه آنان ببند و با شکست‌خوردنشان گروه پشت سرشان را پراکنده ساز و شکست آنان را مایه عبرت دیگران کن و با خواری و زبونی آنان، آرزوهای کسانی را که پس از آنهایند قطع کن. خدایا، زنانشان را عقیم ساز و صلب مردانشان را خشک کن و نسل چهارپایان و گاو و گوسفندشان را قطع فرما، به آسمانشان اجازه باریدن و به زمینشان رخصت روییدن مده» (10). این دعا مستقیم برای دفع دشمن و درخواست برای دفع شرّ، کاستن از دشمنی و رفع خطر است.

3. دعا برای هدایت دشمنان: امام علی علیه السلام در جنگ صفین هنگامى که شنیدند عده‌اى از یارانش به اهل شام دشنام مى‌دهند، فرمودند: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ‏ وَ لَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ قُلْتُمْ مَکَانَ سَبِّکُمْ إِیَّاهُمْ اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَیْنِنَا وَ بَیْنِهِمْ وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى یَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ وَ یَرْعَوِیَ عَنِ الْغَیِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِه: من خوش ندارم که شما دشنام‌دهنده باشید؛ اما اگر کردارشان را تعریف و حالات آنان را بازگو مى‌کردید، به سخن راست نزدیک‌تر و عذرپذیرتر بود. خوب بود به جاى دشنام آنان مى‌گفتید: خدایا خون ما و آنها را حفظ کن، بین ما و آنان اصلاح فرما و آنان را از گمراهى به راه راست هدایت کن، تا آنان که جاهل‌اند، حق را بشناسند و آنان که با حق مى‌ستیزند، پشیمان شده به حق بازگردند» (11).

4. نفرین دشمن: در مواردی که دشمن پس از اتمام حجت، بر کفر و ظلم خود اصرار می‌‌ورزد، مباهله و نفرین (که خود نوعی دعا و درخواست از خدا برای رسواکردن و مجازات ظالم است)، به‌مثابۀ آخرین حربه مطرح می‌‌شود. «فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبینَ: پس هرکه با تو درباره او [عیسی] پس از آنکه بر تو [به واسطه وحی، نسبت به احوال وی] علم و آگاهی آمد، مجادله و ستیز کند، بگو بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را و ما زنانمان را و شما زنانتان را و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت کنیم؛ سپس یکدیگر را نفرین نماییم، پس لعنت خدا را بر دروغ‌گویان قرار دهیم» (12).

همان‌‌گونه که در نمونه‌‌های قرآنی و روایی مشاهده شد، مؤمنان در جنگ از خداوند، طلب آمرزش، نصرت، ثبات‌قدم و هدایت می‌‌کنند. این نوع دعا، سلاحی معنوی برای تقویت روحیه و طلب یاری از منبع قدرت بی‌‌نهایت است. در مواردی که دشمن پس از اتمام حجت، بر کفر و ظلم خود اصرار می‌‌ورزد، مباهله و نفرین (که خود نوعی دعا و درخواست از خدا برای رسوا‌کردن و مجازات ظالم است)، به عنوان آخرین حربه مطرح می‌‌شود.

نتیجه:

احادیث متعددی بر نقش محوری دعا در رویارویی با دشمنان و سختی‌‌ها تأکید دارند. در این روایات، دعا نه‌تنها عملی عبادی، بلکه ابزاری مؤثر و کارآمد معرفی شده است که می‌‌تواند در مقابله با دشمنان، کارسازتر از سلاح‌‌های مادی باشد. این متون بیان می‌‌دارند که دعا، سلاحی برای مؤمنان است که با توسل به آن می‌‌توانند از گزند دشمنان در امان بمانند و بر مشکلات برتری یابند. استفاده از دعا همچون ابزار جامع معنوی در تقابل با دشمن است. این مفهوم هم شامل دعا برای طلب یاری، هدایت، استقامت و پیروزی از خداوند می‌‌شود (مانند دعاهای مجاهدان در میدان جنگ) و هم در مرحله نهایی و پس از اتمام حجت، می‌‌تواند شامل درخواست از خدا برای رسوایی و مجازات دشمن سرسخت (نفرین) باشد. تأکید روایت بر کارسازتر‌بودن دعا از شمشیر، بر نقش تعیین‌‌کنندۀ عامل معنوی و ارتباط با خدا در سرنوشت نبردها دلالت دارد.

پی‌نوشت‌ها:

1. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج ‏2، ص 468.

2. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 468.

3. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 468.

4. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 469.

5. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 469.

6. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 468.

7. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 470.

8. بقره: 250.

9. آل‌عمران: 146 ـ 147.

10. على بن الحسین علیه السلام امام چهارم؛ الصحیفه السجادیه؛ قم: الهادی، 1376 ش، دعای 27، ص 126.

11.‏ محمد بن حسین شریف الرضى؛ نهج‌البلاغه (للصبحی صالح)؛ قم: هجرت، 1414 ق، خطبه 206.

12. آل‌عمران: 61.

دعاها، ذکرها و نمازهایی برای توسل و استغاثه به امام زمان (عجل الله فرج
مهدویت و دعا برای فرج امام زمان(عج) موضوعی کلیدی در اسلام است که اهل‌بیت(ع)با معرفی اعمال عبادی به آن پرداخته‌اند تا مؤمنان در دوران غیبت به آن حضرت تقرب یابند.

پرسش:

چه دعاها، ذکرها و نمازهایی برای توسل و استغاثه به امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) هست؟ و هر دعا و ذکر رو باید چه مدت و چه تعداد بخوانیم؟

پاسخ:

موضوع مهدویت و فرج حضرت صاحب‌الزمان (عجل الله فرجه الشریف) از موضوعات مهم در جهان اسلام است. در روایات بسیاری به دعا برای ایشان امر شده است. اهل‌بیت (علیهم‌السلام) نه ‌تنها به دعا سفارش کرده‌اند، بلکه دعا، نماز و زیارت‌هایی را نیز معرفی نموده‌اند. مؤمنان می‌توانند در ایام غیبت با تمسک به این اعمال، خود را به امام زمان (عجل الله فرجه الشریف)، نزدیک نمایند و از توسل با او بهره بگیرند و باعث ثبوت ایمان و نجات از مهلکه‌ها و فتنه‌های آخرالزمان شود؛ در ادامه برخی از این ادعیه معرفی می‌شود:

در مورد ارتباط مؤمنان با امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) دعا، نماز و زیارت‌های فراوانی وجود دارد. این اعمال در کتاب‌هایی مانند مفاتیح‌الجنان و صحیفه مهدیه جمع‌آوری شده است. مفاتیح‌الجنان کتابی مشهور در موضوع دعا است که نویسنده آن شیخ عباس قمی از علما بزرگ شیعه به‌ حساب می‌آید. کتاب صحیفه مهدیه نیز اثر سید مرتضی مجتهدی سیستانی است که بسیاری از ادعیه و نمازها و زیارات امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) را جمع‌آوری نموده است.

ذکر تمامی این اعمال در متن حاضر نمی‌گنجد بنابراین برای نمازها و ادعیه مرتبط با امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) فقط به چند نمونه معتبر بسنده می‌شود.

1-نماز هدیه به امام زمان (عجل الله فرجه الشریف)

از معصومان (علیهم‌السلام) نقل شده که اگر می‌توانید علاوه بر نمازهای یومیه، نماز دیگری بخوانید و آن را به یکی از ائمه (مثلاً امام زمان «عجل الله فرجه الشریف») هدیه نمایید. این نماز مانند سایرِ نمازهای دو رکعتی است با این توصیف که بعد از ذکر رکوع و سجده، در هر رکعت سه بار ذکر «صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِین‏.» گفته می‌شود. پس از سلام نماز نیز این دعا خوانده می‌شود:

اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ وَ مِنْکَ السَّلَامُ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْأَخْیَارِ وَ أَبْلِغْهُمْ مِنِّی أَفْضَلَ التَّحِیَّهِ وَ السَّلَامِ اللَّهُمَّ إِنَّ هَذِهِ الرَّکَعَاتِ هَدِیَّهٌ مِنِّی إِلَى عَبْدِکَ وَ نَبِیِّکَ وَ رَسُولِکَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ اللَّهُمَّ فَتَقَبَّلْهَا مِنِّی وَ أَبْلِغْهُ إِیَّاهَا عَنِّی وَ أَثِبْنِی عَلَیْهَا أَفْضَلَ أَمَلِی وَ رَجَائِی فِیکَ وَ فِی نَبِیِّکَ عَلَیْهِ السَّلَامُ وَ وَصِیِّ نَبِیِّکَ وَ فَاطِمَهَ الزَّهْرَاءِ ابْنَهِ نَبِیِّکَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سِبْطَیْ نَبِیِّکَ وَ أَوْلِیَائِکَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ (علیه‌السلام) یَا وَلِیَّ الْمُؤْمِنِینَ یَا وَلِیَّ الْمُؤْمِنِینَ یَا وَلِیَّ الْمُؤْمِنِینَ. (1)

2- دعا برای ظهور امام زمان در قنوت نماز

دعایی از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نقل شده که ایشان در قنوت نمازهای خویش می‌خواندند. در این دعا ظهور امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) را با عبارات زیر از خداوند طلب می‌نماییم.

اللَّهُمَّ إِلَیْکَ شُخِصَتِ الْأَبْصَارُ وَ نُقِلَتِ الْأَقْدَامُ وَ رُفِعَتِ الْأَیْدِی وَ مُدَّتِ الْأَعْنَاقُ وَ أَنْتَ دُعِیتَ بِالْأَلْسُنِ وَ إِلَیْکَ سِرُّهُمْ وَ نَجْوَاهُمْ فِی الْأَعْمَالِ رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَیْرُ الْفاتِحِینَ اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ غَیْبَهَ نَبِیِّنَا وَ قِلَّهَ عَدَدِنَا وَ کَثْرَهَ عَدُوِّنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَیْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا فَفَرِّجْ ذَلِکَ اللَّهُمَّ بِعَدْلٍ تُظْهِرُهُ وَ إِمَامِ حَقٍّ تَعْرِفُهُ إِلَهَ الْحَقِّ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ. (2)

می‌توان این دعا را در هر نماز واجب و مستحب قرائت کرد.

3-دعا امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) پس از هر نماز واجب

از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده که این دعا پس از هر نماز واجب خوانده شود. مضامین این دعا در مورد امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) است.

اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَانَا صَاحِبَ الزَّمَانِ أَیْنَمَا کَانَ وَ حَیْثُمَا کَانَ مِنْ مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا عَنِّی وَ عَنْ وَالِدَیَّ وَ عَنْ وُلْدِی وَ إِخْوَانِی التَّحِیَّهَ وَ السَّلَامَ عَدَدَ خَلْقِ اللَّهِ وَ زِنَهَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مَا أَحْصَاهُ کِتَابُهُ وَ أَحَاطَ عِلْمُهُ اللَّهُمَّ إِنِّی أُجَدِّدُ لَهُ فِی صَبِیحَهِ هَذَا الْیَوْمِ وَ مَا عِشْتُ فِیهِ مِنْ أَیَّامِ حَیَاتِی عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَهً لَهُ فِی عُنُقِی لَا أَحُولُ عَنْهَا وَ لَا أَزُولُ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ نُصَّارِهِ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُمْتَثِلِینَ لِأَوَامِرِهِ وَ نَوَاهِیهِ فِی أَیَّامِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ اللَّهُمَّ فَإِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کَفَنِی شَاهِراً سَیْفِی مُجَرِّداً قَنَاتِی مُلَبِّیاً دَعْوَهَ الدَّاعِی فِی الْحَاضِرِ وَ الْبَادِی اللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَهَ الرَّشِیدَهَ وَ الْغُرَّهَ الْحَمِیدَهَ وَ اکْحُلْ بَصَرِی بِنَظْرَهٍ مِنِّی إِلَیْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ اللَّهُمَّ اشْدُدْ أَزْرَهُ وَ قَوِّ ظَهْرَهُ وَ طَوِّلْ عُمُرَهُ اللَّهُمَّ اعْمُرْ بِهِ بِلَادَکَ وَ أَحْیِ بِهِ عِبَادَکَ فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ فَأَظْهِرِ اللَّهُمَّ لَنَا وَلِیَّکَ وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ الْمُسَمَّى بِاسْمِ رَسُولِکَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ حَتَّى لَا یَظْفَرَ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْبَاطِلِ إِلَّا مَزَّقَهُ- وَ یُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یُحَقِّقُهُ اللَّهُمَّ اکْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّهَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّهِ بِظُهُورِهِ- إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً وَ نَراهُ قَرِیباً وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ. (3)

بنابراین خوب است این دعا به عنوان تعقیب بعد از هر نماز واجب قرائت شود.

4-دعاهای مربوط به امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) در ایام خاص

دعاهایی برای امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) نیز نقل شده که مربوط به اوقات خاصی از سال است. به‌عنوان نمونه دعای روز عاشورا منقول از امام صادق (علیه‌السلام) (5) از این نوع دعاهاست که در روز شهادت امام حسین (علیه‌السلام) قرائت می‌شود. دعای ندبه (4) که شکایت به خداوند در غیبت امام عصر (عجل الله فرجه الشریف) است در اعیادی مانند فطر، قربان و غدیر خوانده می‌شود. همچنین می‌توان دعا افتتاح (6) که برای هر شب ماه مبارک رمضان خوانده می‌شود را از این دست دعاها معرفی نمود. این دعاها نیز چون روز مشخصی دارند، خواندنشان در آن روز فضیلت بالاتری خواهد داشت.

5-دعاهایی که مخصوص روز معینی نیست

برخی از ادعیه مرتبط با امام زمان (عجل الله فرجه الشریف)، ویژه روز مشخصی نیستند و می‌توان هر روز آن‌ها را قرائت نمود. برای نمونه می‌توان به دعای عهد (7) اشاره کرد که صبح‌ها خوانده می‌شود و بهترین وقت آن بعد از نماز صبح است.

دعای غریق نیز نیایشی است که قرائت آن سفارش شده است. این دعا از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده و ایشان فرموده‌اند که خواندن آن موجب نجات انسان از شبهات در موقعی که افراد بدون امام و راهنما هستند خواهد شد. متن این دعا چنین است:

یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک. (8)‏

همچنین از این امام بزرگوار روایت شده که به یکی از اصحاب خود به نام زراره، سفارش نمود تا این دعا را در زمان غیبت امام عصر (عجل الله فرجه الشریف) بخواند: «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی»‏. (9)

برای این دعاها تعداد و ایام خاصی مشخص نشده، بنابراین مؤمنان می‌توانند در حد توان از این ادعیه بهره بگیرند.

6-زیارت امام زمان (عجل الله فرجه الشریف)

برای زیارت امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) نیز زیارت‌نامه‌های زیادی وجود دارد. از بهترین زیاراتی که می‌توان برای ایشان قرائت نمود، زیارت آل یاسین (10) است. برای این زیارت نامه نیز تعداد مشخصی لحاظ نشده است.

نتیجه‌:

اعمال که مؤمنان در زمان غیبت می‌توان به وسیله آن‌ها با امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) ارتباط بگیرند فراوان است. نمازهای هدیه به امام زمان (عجل الله فرجه الشریف)، دعا برای ظهور ایشان و دعا برای امام (عجل الله فرجه الشریف) پس از نماز از جمله این اعمال شمرده می‌شود. همچنین دعاهایی برای ایشان ذکر شده است که برخی از این دعاها مربوط به روز خاصی از سال هستند و جهت بهره‌مندی کامل از آثار این اعمال، بهتر است در روز مشخص شده انجام شوند. دعاهایی نیز وارد شده که مخصوص روز خاصی نیست و مؤمنان می‌توانند در هر زمانی از آن‌ها بهره بگیرند. در کنار این نمازها و دعاها می‌توان از زیارت ‌نامه‌هایی که برای امام عصر (عجل الله فرجه الشریف) وارد شده، نیز استفاده نمود.

پی‌نوشت‌ها:

1. سید ابن طاووس، على بن موسى‏، جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع، قم: دار الرضى‏، 1330 ق، ص 17.

2. شیخ بهایى، محمد بن حسین‏، مفتاح الفلاح فی عمل الیوم و اللیله من الواجبات و المستحبات (ط - القدیمه)، بیروت: نشر دار الأضواء، 1405 ق، 57.

3. کفعمی، ابراهیم بن علی، البلد الأمین و الدرع الحصین، بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1418 ق، ص 552.

زیارت و استغاثه: فردی یا جمعی، پنهانی یا آشکارا؟
دعا در اسلام، چه فردی و چه جمعی، اهمیت دارد؛ دعای پنهانی به اخلاص و ثواب بیشتر کمک می‌کند و دعای جمعی باعث تقویت همبستگی و تسریع اجابت می‌شود.

پرسش:

زیارت و استغاثه بر اساس روایات به شکل فردی افضل است یا جمعی؟ و انفرادی و پنهانی سفارش شده است یا جمعی و آشکارا؟

پاسخ:

«دعا» در فرهنگ دینی اسلام، فراتر از فعل عبادی صرف است و به‌مثابۀ ابزاری برای ارتباط بی‌واسطه و صمیمی مؤمن با پروردگار دانسته می‌شود. پرسش کلیدی دربارۀ دعا این است که آیا باید فردی و مخفیانه یا جمعی و آشکار انجام گیرد؟ قرآن کریم و احادیث با بیان‌کردن هر دو شیوه، برای هر یک ویژگی‌ها و آثاری ذکر کرده‌اند. بخش نخست این بررسی به برتری‌ها و آثار دعای فردی می‌پردازد؛ در بخش دوم اهمیت دعا در جمع بررسی شده است و در تحلیل نهایی، موقعیت‌های متفاوت مانند «اهداف دعا، زمینه معنوی شخص، تأثیر اجتماعی» نشان می‌دهند که هر کدام از فردی‌بودن و جمعی‌بودن در شرایط خاصی دارای فضیلت هستند.

 

1. آثار و فضیلت دعای انفرادی

یکی از محورهای مهم در آموزه‌های قرآنی و روایی، برتری و آثار مثبت دعای فردی و پنهانی است. قرآن کریم در آیۀ 55 سورۀ «اعراف» بر اصل «خفی‌بودن دعا» تأکید می‌کند و می‌فرماید: ﴿ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْیَهً إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ﴾: پروردگارتان را از روی فروتنی و زاری و مخفیانه بخوانید [و از شرایط دعا تجاوز نکنید]؛ به‌یقین خدا متجاوزان را دوست ندارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در تفسیر این آیه فرمودند: «خَیْرُ الدُّعَاءِ الْخَفِیُّ قَالَ تَعَالَى ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً: بهترین دعا، دعاى در نهان است. خداوند متعال مى‌فرماید: پروردگارتان را به زارى و نهانى بخوانید» (1).

در این حدیث، برتری «پنهان‌بودن» معیاری اساسی در ارزش‌گذاری اعمال عبادی بیان شده است. در روایاتی دیگر از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز بهترین عبادت و بهترین ذکر، پنهانی آن دانسته شده است (2). حتی در برخی روایات، دعای پنهانی از حیث ارزش، بالاتر از دعای آشکار دانسته شده است؛ از جمله امام رضا (علیه ‌السلام) می‌فرماید: «دَعْوَهُ الْعَبْدِ سِرّاً دَعْوَهً وَاحِدَهً تَعْدِلُ سَبْعِینَ دَعْوَهً عَلَانِیَهً: دعاى نهانى بنده، برابر با هفتاد دعاىِ آشکار است» (3).

روایاتی شبیه به این حدیث، از دیگر ائمه نیز نقل شده است (4)؛ از جمله امام صادق (علیه ‌السلام) فرمودند: «وَ اللَّهِ الْعِبَادَهُ فِی السِّرِّ أَفْضَلُ مِنْهَا فِی الْعَلَانِیَهِ: سوگند به خدا، عبادت پنهانی برتر از عبادت آشکار است» (5). همچنین در حدیثی دیگر فرموده‌اند: «مَا یَعْلَمُ عِظَمَ ثَوَابِ الدُّعَاءِ وَ تَسْبِیحِ الْعَبْدِ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ نَفْسِهِ إِلَّا اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى: عظمت ثواب دعا و تسبیحی را که بنده در خلوت خویش کند، جز خدای تبارک‌ و تعالی هیچ‌کس نداند» (6).

این روایات نشان می‌دهد دعا در خفا نه‌تنها نشانه صدق نیت و خلوص است، بلکه ثواب و اثر آن نیز چند برابر دعاهای علنی ارزیابی شده است.

افزون بر این روایات، در تاریخ نیز نقل شده است که اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) به این شیوه عمل می‌کردند و عبادات فراوانی را در خفا و پنهانی انجام می‌دادند؛ برای نمونه «دعای کمیل» از دعاهایی است که امیرالمؤمنین (علیه ‌السلام) آن را در تنهایی و در سجده می‌خواندند؛ بدین معنا که کمیل آن را در موقعیت شخصی امام مشاهده و برای دیگران نقل کرده است (7).

بنابراین بر اساس مجموعه آیات و روایات، می‌توان نتیجه گرفت دعا در خلوت و به شکل فردی دارای ارزش معنوی مضاعفی است؛ زیرا هم ریا را از بین می‌برد و هم اخلاص را در ارتباط با خداوند تقویت می‌کند.

2. آثار و فضیلت دعای جمعی

در برابر توصیه‌های مکرر به دعا در خلوت، مجموعه‌ای از روایات نیز بر اهمیت و آثار مثبت دعای دسته‌جمعی تأکید کرده‌اند. این روایات نشان می‌دهند که جمع‌شدن مؤمنان برای دعا، زمینۀ استجابت سریع‌تر دعا را فراهم می‌آورد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لَا یَجْتَمِعُ أَرْبَعُونَ رَجُلًا فِی أَمْرٍ وَاحِدٍ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُمْ حَتَّى لَوْ دَعَوْا عَلَى جَبَلٍ لَأَزَالُوهُ: هرگاه چهل مرد گِرد هم آیند و براى حاجتى واحد به درگاه خدا دعا کنند، به‌یقین خداوند دعایشان را اجابت مى‏کند؛ حتى اگر کوهى را نفرین کنند، آن کوه را [با دعایشان‏] از جا برمى‏کنند» (8).

امام صادق (علیه ‌السلام) نیز در چند روایت همین معنا را با تعابیر مختلف بیان کرده‌اند. ایشان فرمودند: «مَا اجْتَمَعَ أَرْبَعَهُ رَهْطٍ قَطُّ عَلَى أَمْرٍ وَاحِدٍ فَدَعَوُا اللَّهَ إِلَّا تَفَرَّقُوا عَنْ إِجَابَهٍ: هیچ‏گاه چهار تن گِرد هم نیامدند و براى مطلبى واحد به درگاه خدا دعا نکردند، مگر اینکه با اجابت آن از هم جدا شدند» (9). دربارۀ دعای جمعی روایت دیگری نیز از این امام بزرگوار نقل شده است: «مَا مِنْ رَهْطٍ أَرْبَعِینَ رَجُلًا اجْتَمَعُوا فَدَعَوُا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی أَمْرٍ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونُوا أَرْبَعِینَ فَأَرْبَعَهٌ یَدْعُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَشْرَ مَرَّاتٍ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونُوا أَرْبَعَهً فَوَاحِدٌ یَدْعُو اللَّهَ أَرْبَعِینَ مَرَّهً فَیَسْتَجِیبُ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ لَهُ: هیچ‏گاه چهل مرد گِرد هم نیامدند و براى کارى به درگاه خداوند عزوجل دعا نکردند، مگر آنکه خداوند دعایشان را اجابت کرد. اگر چهل نفر نبودند، چهار نفر ده بار دعا کنند، به‌یقین خداوند دعایشان را اجابت مى‏کند و اگر چهار نفر نبودند، یک نفر چهل بار دعا کند، خداوند عزیزِ جبّار دعایش را اجابت مى‏کند» (10).

در حدیثی دیگر نیز از امام صادق (علیه ‌السلام) بیان شده است: «چنانچه سه مؤمن در نزد برادرى که از گزند او آسوده‏اند و از شرّش بیمناک نیستند و به خیرش امید دارند، گِرد آیند، اگر خدا را بخوانند، اجابتشان مى‏کند و اگر چیزى از او بخواهند، عطایشان مى‏فرماید و اگر از او بیشتر بخواهند، بیشترشان مى‏دهد و اگر سکوت کنند [و لب به خواهش نگشایند]، خداوند، بى‏درخواست به آنان عطا می‌کند» (11).

حضرت در کلامی دیگر فرموده‌اند: «هیچ‏گاه سه مؤمن [به بالا] گِرد هم نمى‏آیند، مگر آنکه به همان تعداد، فرشته [در جمع آنان‏] حاضر مى‏شوند و اگر آنها دعاى خیر کنند، آن فرشتگان "آمین" مى‏گویند و اگر از شرّى [به خدا پناه‏] پناه جویند، آنان نیز دعا مى‏کنند تا خداوند آن شر را از ایشان بگردانَد و اگر حاجتى درخواست کنند، آن فرشتگان نزد خداوند شفاعت مى‏نمایند و برآوردن آن حاجت را از او می‌خواهند» (12).

سیره اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) نیز شاهدی روشن بر ارزش دعاهای دسته‌جمعی است. در احادیثی بیان شده است که این بزرگواران گروهی نیز دعا می‌کردند. در حدیثی از امام صادق (علیه ‌السلام) نقل شده است: «کَانَ أَبِی إِذَا حَزَنَهُ أَمْرٌ جَمَعَ النِّسَاءَ وَ الصِّبْیَانَ ثُمَّ دَعَا وَ أَمَّنُوا: پدرم [امام باقر علیه ‌السلام‏]، هرگاه پیشامدى اندوهناکش مى‏ساخت، زنان و کودکان را گِرد مى‏آورد، سپس دعا مى‏کرد و آنها "آمین" مى‏گفتند» (13).

در سیره امام صادق (علیه‌ السلام) نیز نقل شده است که ایشان وقتی شب‌ها برای نماز شب بیدار می‌شدند، دعای خود را به گونه‌ای بلند می‌خواندند تا اهل منزل صدای دعای او را بشنوند (14).

همچنین در مورد «دعای عرفه» امام حسین (علیه ‌السلام) بیان شده است که ایشان این دعا را در جمع اصحاب و یاران خویش با چشمان اشک‌بار قرائت کردند (15).

افزون بر این در برخی موارد همچون نماز باران و دعای آن یا دعاهای مرتبط با وقایع اجتماعی، شکل جمعی دعا نه‌تنها توصیه شده است، بلکه در سیرۀ ائمه (علیهم‌ السلام) نیز اجرا شده است (16).

حضور امام صادق (علیه ‌السلام) در مسجد با وجود بیماری در شب بیست‌وسوم رمضان نیز نمونه‌ای از اهتمام ایشان به عبادت در جمع مؤمنان است (17). اگرچه در این حدیث اشاره‌ای به جمعی‌بودن دعا و عبادات ایشان نشده است، اما حضور در مسجد ناگریز موجب حضور در جمع مؤمنان است.

در سیرۀ انبیای الهی نیز آمده است که حضرت موسی (علیه السلام) دعا می کرد و هارون و در ادامه سایر ملائک آمین می‌گفتند و سپس دعای آنها مورد استجابت قرار گرفت: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص دَعَا مُوسَى وَ أَمَّنَ هَارُونُ وَ أَمَّنَتِ الْمَلَائِکَهُ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَى قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُمَا: رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) فرمود: حضرت موسى دعایى کرد و هارون آمین گفت و فرشتگان نیز آمین گفتند؛ پس خداى تبارک و تعالى فرمود: هر آینه دعاى شما مستجاب شد» (18).

در برخی روایات نیز آدابی برای دعای دسته‌جمعی بیان شده است؛ مثلاً نقل شده است در برخی موارد، آمین‌گفتن از سوی حاضران لازم است (19).

از سوی دیگر، برپایی دعای دسته‌جمعی می‌تواند از مصادیق تعظیم شعایر الهی نیز به شمار ‌آید؛ یعنی همان‌گونه که نماز جماعت، حج یا برپایی مجالس عزاداری و یاد اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) نشانه‌ای از هویت دینی مسلمانان است، اجتماع مؤمنان برای دعا نیز می‌تواند جلوه‌ای از همین شعایر باشد. به معنای دیگر، دعای ‌جمعی افزون بر جنبۀ عبادی و استجابت، نشان‌دهنده پیوند قلبی جامعه مؤمنان با خداوند است؛ از‌این‌رو توصیه روایات به دعای جمعی را می‌توان در راستای بزرگداشت شعایر الهی و تقویت همبستگی دینی نیز دانست.

بر اساس این شواهد، دعا در جمع نه‌تنها جایز است، بلکه در سیره معصومان (علیهم السلام) نیز وجود داشته است و افزون بر تقویت همبستگی مؤمنان، عاملی برای اجابت سریع‌تر دعاست و فرشتگان نیز با همراهی خود بر آن اثر می‌گذارند.

 

3. علت تأکید بر هر دو شیوۀ دعا؛ فردی و جمعی

با توجه به آیات و روایات، روشن می‌شود هیچ‌یک از دو شیوۀ دعا (فردی و جمعی) نفی نشده است، بلکه هر دو دارای جایگاه و آثار ویژه‌ای هستند. برای تأکید بر هر کدام از دو شیوه چند توجیه و تحلیل می‌توان ارائه کرد:

الف) تفاوت هدف دعا

گاهی دعا ناظر به ارتباط شخصی بنده با خداوند و درخواست‌های فردی است؛ مانند توبه و اعتراف به گناهان. در این موارد، مخفی‌بودن انفرادی رجحان دارد؛ زیرا آشکار‌کردن گناه ممکن است موجب سرزنش یا سوءبرداشت دیگران شود. بر همین اساس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ذیل آیۀ ﴿وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ﴾ فرمودند: «ذلک فی الدعاء لا ترفع صوتک فی الدعاء فتذکر ذنوبک فیسمع منک فتعیر بها: این در دعاست. هنگام دعاکردن صدایت را بلند مکن که چون گناهانت را یاد کنى، دیگران بشنوند و بدان‌ها سرزنشت کنند» (20).

بنابراین در دعاهایی که محتوای شخصی و خصوصی دارند، پنهان‌کاری نشانه حکمت و مصلحت است؛ اما در دعاهایی که محتوای عمومی و اظهارشدنی دارند (مانند دعا برای رفع مشکلات جامعه یا طلب رحمت و برکت) شکل جمعی و علنی بهتر است.

 

ب) پرهیز از آسیب‌های معنوی

همان‌گونه که برای هر کدام از دو شیوۀ دعا فضایل فراوانی ذکر شده است، هر کدام نیز می‌توانند آفت‌های خاص خود را داشته باشند. دعای علنی ممکن است زمینۀ ریا و خودنمایی را پدید آورد؛ اما دعای پنهانی می‌تواند خطر عُجب و غرور معنوی را در پی داشته باشد. بنابراین اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) هر دو مسیر را باز گذاشته‌اند تا هر مؤمنی با توجه به روحیۀ خود، شیوه مناسب را برگزیند. کسی که حضور در جمع به او انگیزه و صفای بیشتری می‌دهد، می‌تواند در جمع دعا کند؛ ولی کسی که خلوت را برای اخلاص خویش مفیدتر می‌داند، به دعا در خفا بپردازد.

ج) تفاوت توانایی‌ها و نیازهای افراد

گاهی فرد به دلیل محدودیت‌های زبانی یا ناآشنایی با ادعیه مأثور اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) نمی‌تواند به‌خوبی در خلوت خود نیایش کند. در چنین شرایطی، دعای جمعی فرصتی برای بهره‌گیری از مضامین بلند ادعیه است. در مقابل، مؤمنی که توانایی لازم را برای خواندن و تدبر در دعاهای فردی دارد، می‌تواند از خلوت خود بهره بیشتری ببرد. بنابراین هر دو شیوۀ دعا پاسخ‌گوی تنوع نیازها و ظرفیت‌های مؤمنان است.

از مجموع این دلایل روشن می‌شود که توصیه به هر دو نوع دعا در روایات، ناظر به شرایط و اهداف متفاوت است. دعای فردی تقویت‌کنندۀ بُعد شخصی، اخلاقی و تربیتی انسان است و دعای جمعی، بُعد اجتماعی و همبستگی ایمانی را گسترش می‌دهد. بنابراین قرآن و سنت نه‌تنها تعارضی میان این دو روش باقی نمی‌گذارند، بلکه هر یک را تکمیل‌کننده دیگری معرفی می‌کنند.

 

نتیجه

«دعا» در فرهنگ اسلامی هم به شکل فردی و هم جمعی اهمیت دارد و هر دو شیوه فضایل و آثار خاص خود را دارند. دعاهای فردی به دلیل پنهانی‌بودن، اخلاص و خلوص نیت را افزایش می‌دهند و از ریاکاری جلوگیری می‌کنند؛ در‌حالی‌که دعاهای جمعی با ایجاد همبستگی میان مؤمنان، زمینۀ اجابت سریع‌تر دعا و تقویت همبستگی اجتماعی و دینی را فراهم می‌آورند. تفاوت در اهداف، نیازها و شرایط فردی موجب شده است هر دو روش جایگاه ویژه‌ای داشته باشند و مکمل یکدیگر باشند، نه اینکه در تعارض با هم باشند. اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) با عمل و سخن خود نشان داده‌اند که هر دو شیوه در جایگاه خود ارزشمند و اثرگذارند.

پی‌نوشت‌ها:

1. حسن بن محمد دیلمى؛ إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی)؛ قم: الشریف الرضی‏، 1412 ق، ج ‏1، ص 154.

2. همان.

3. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج ‏2، ص 476، ح 1.

4. سعید بن هبة الله قطب‌الدین راوندى؛ الدعوات/ سلوة الحزین؛ قم: مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف)، [بی‌تا]، ص 18، ح 7.

5. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج 4، ص 8، ح 2.

6. علی بن موسی ابن‌طاووس؛ فلاح السائل و نجاح المسائل؛ قم: بوستان کتاب‏، 1406 ق‏، ص 36.

7. محمد بن حسن طوسى؛ مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ بیروت: مؤسسه فقه الشیعه، 1411 ق، ج ‏2، ص 844.

8. سعید بن هبة الله قطب‌الدین راوندى؛ الدعوات/ سلوة الحزین؛ ص 30.

9. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 487، ح 2.

10. همان، ح 1.

11. همان، ص 178، ح 14.

12. همان، ص 187، ح 6.

13. همان، ص 487، ح 3.

14. همان، ص 539.

15. ابراهیم بن على عاملى کفعمى؛ البلد الأمین و الدرع الحصین؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1418 ق‏، ص 258.

16. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏8، ص 217، ح 266.

17. محمد بن حسن طوسى؛ الأمالی؛ محقق/ مصحح: مؤسسه البعثه؛ قم: دارالثقافه، 1414 ق، ص 676، ح 1428.

18. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 510، ح 8.

19. عبدالله بن جعفر حمیرى؛ قرب الإسناد؛ قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام‏، 1413 ق‏، ص 298، ح 1173.

20. اسماعیل بن ابراهیم الجعفی البخاری؛ التاریخ الکبیر؛ دیاربکر: المکتبه الإسلامیه، [بی‌تا]، ج ٣، ص ٢٥٧.

«ذکر یونسیه» ذکری با‌فضیلت است که ریشه در قرآن و روایات دارد و برای رفع غم و اندوه و استجابت دعاها توصیه شده است.

پاسخ:

«ذکر» یکی از راه‌‌هاى پرورش ایمان است. ذکرهاى زبانى، وجود و حضور خداوند را به انسان تلقین مى‌‌کند، ضمیر او را تغییر می‌دهد و درنهایت به ذکر قلبى مى‌‌انجامد. از فواید ذکر زبانى این است که زبان آدمى به خیر خوی مى‌‌کند و به طاعت الهی مشغول مى‌‌گردد. «ذکر یونسیه» را در میان ذکرها به گره‌گشایی شگفت‌آور می‌شناسند؛ ذکری که با ختم آن می‌توان حاجت‌روایی را تجربه کرد. این نوشتار به بررسی ذکر یونسیه در روایات می‌پردازد.

1. ذکر یونسیه در قرآن

حضرت یونس علیه‌السلام مدتی در میان قوم خود تبلیغ کرد؛ چون ایمان نیاوردند، آنان را نفرین کرد و از نزد آنان رفت و سوار بر کشتی شد. خداوند حضرت یونس علیه‌السلام را به دلیل پایداری‌نکردن در دعوت مردم، در شکم ماهی گرفتار کرد؛ حضرت توبه کرد و برای نجات خود دست به دعا برداشت (1). «ذکر یونسیه» بخشی از آیۀ 87 سورۀ «انبیاء» است که حضرت یونس علیه‌السلام در شکم ماهی آن را می‌خواند و به واسطه آن از غم و اندوه نجات می‌یابد. ذکر به این ترتیب است: «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ: هیچ معبودی جز تو نیست؛ تو منزه‌ای، من از ستمکاران بودم».

2. ذکر یونسیه در روایات

«ذکر یونسیه» مستقیم از قرآن کریم (انبیاء: ۸۷) گرفته شده است؛ این مسئله نشان‌دهندۀ بالاترین درجه اصالت در میان متون اسلامی برای آن است. افزون بر این، روایات متعددی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) بر اهمیت و فضیلت این ذکر تأکید دارند که در ادامه روایاتی دراین‌باره اشاره می‌شود.

1. هشام بن سالم و محمّد بن حمران از امام صادق (ع) این‌گونه روایت کرده‌اند: «وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اِغْتَمَّ کَیْفَ لاَ یَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى "لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ اَلظّالِمِینَ" (2) فَإِنِّی سَمِعْتُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ بِعَقِبِهَا "فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ اَلْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی اَلْمُؤْمِنِینَ"‏ (3) (4): در شگفتم از کسى که اندوه دارد، چگونه به قول خداوند عزّ‌و‌جلّ‌ پناه نمی‌برد که [به حکایت از یونس پیغمبر] می‌فرماید: "معبود حقّى جز تو نیست؛ منزّه‌اى تو، همانا که من از ستمکاران بوده‌‌ام"؛ زیرا من از خداوند عزّ‌و‌جلّ‌ شنیده‌‌ام که به دنبال این بیان می‌گوید: "پس ما دعاى او را مستجاب کردیم و او را از آن بلیّه نجات دادیم و مؤمنان را این‌گونه نجات می‌دهیم"».

2. سید بن طاوس دعای یونس را که مشتمل بر «ذکر یونسیه» است، چنین نقل می‌کند: «یا رَبِّ مِنَ الْجِبَالِ أَنْزَلْتَنِی وَ مِنَ الْمَسْکنِ أَخْرَجْتَنِی وَ فِی الْبِحَارِ صَیرْتَنِی وَ فِی بَطْنِ الْحُوتِ حَبَسْتَنِی فَلا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» فَأَنْجَاهُ اَللَّهُ مِنَ اَلْغَمِّ (5): پروردگارا، مرا از کوه‌ها فرود آوردی و از خانه بیرون آوردی و در دریاها قرار دادی و در شکم ماهی محبوس کردی؛ معبودی جز تو نیست، منزه‌ای تو، همانا من از ستمکاران بودم». پس خداوند او را از اندوه نجات داد.

3. در برخی منابع اهل سنت از پیامبر (ص) نقل شده است: «دَعْوَهُ ذِی النُّونِ الَّتِی دَعَا بِهَا فِی بَطْنِ الْحُوتِ‌: لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ‌، لَمْ یَدْعُ مُسلَمٌ بِهَا فِی کُربَهٍ إلاّ اِسْتَجَاب اللَّهُ لَهُ‌ (6): دعای یونس که در شکم نهنگ انجام داد: "هیچ معبودی جز تو نیست؛ تو پاک و منزه‌ای، همانا من از ستمکاران بودم"، هیچ مسلمانی در مضیقه با آن دعا نکرد مگر اینکه خداوند او را اجابت کرد».

4. به خواندن آیات 87 و 88 سوره «انبیاء» که مشتمل بر «ذکر یونسیه» است، در رکعت اول نماز غفیله بعد از سوره حمد توصیه شده است (7). بنابراین با توجه به وجود آیات قرآن و روایات، «ذکر یونسیه» از اعتبار روایی برخوردار است.

3. تعداد ذکر در روایات

در روایات دربارۀ تعداد مشخص برای «ذکر یونسیه» عدد دقیقی ذکر نشده است؛ با این وجود برخی از عالمان و عارفان بر اساس تجربه‌های شخصی یا روایات غیر‌مستقیم، اعدادی را برای تکرار این ذکر پیشنهاد کرده‌اند. مهم‌‌ترین نکته در ذکر «یونسیه»، توجه به معنا و مفهوم آن و حضور قلب در هنگام ذکر‌گفتن است. بنابراین هرچه این ذکر با توجه و حضور قلب بیشتری ادا شود، آثار معنوی و روحی آن بیشتر خواهد بود.

4. زمان و دلیل خواندن ذکر یونسیه

ذکر را می‌توان در تمامی اوقات به کار برد؛ اما برای «ذکر یونسیه» برخی اوقات و دلایل خاص در روایات توصیه شده است:

1. برخی روایات بعد از نماز صبح را بیان کرده‌اند؛ محمد بن فرج گوید حضرت جواد (ع) این دعا را به من نوشت و آن را به من آموخت و فرمود: هرکه آن را پس از نماز صبح بخواند، حاجتى نخواهد جز اینکه برایش میسر گردد و خداوند مهم او را کفایت کند. و آن دعا این است: «بِسْمِ اَللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ «وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اَللّهِ إِنَّ اَللّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ فَوَقاهُ اَللّهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا»، «لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ اَلظّالِمِینَ `فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ اَلْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی اَلْمُؤْمِنِینَ»، «حَسْبُنَا اَللّهُ وَ نِعْمَ اَلْوَکِیلُ `فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَهٍ مِنَ اَللّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ»، «ما شاءَ اَللّهُ»، لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّهَ إِلاَّ بِاللَّهِ اَلْعَلِیِّ اَلْعَظِیمِ، مَا شَاءَ اَللَّهُ لاَ مَا شَاءَ اَلنَّاسُ مَا شَاءَ اَللَّهُ وَ إِنْ کَرِهَ اَلنَّاسُ حَسْبِیَ اَلرَّبُّ مِنَ اَلْمَرْبُوبِینَ حَسْبِیَ اَلْخَالِقُ مِنَ اَلْمَخْلُوقِینَ حَسْبِیَ اَلرَّازِقُ مِنَ اَلْمَرْزُوقِینَ حَسْبِیَ اَلَّذِی لَمْ یَزَلْ حَسْبِی مُنْذُ قَطُّ حَسْبِیَ اَللَّهُ اَلَّذِی «لا إِلهَ إِلاّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ اَلْعَرْشِ اَلْعَظِیمِ ... » (8).

2. برای فرزند‌دار‌شدن هم خواندن ذکر یونسیه وارد شده است؛ ابوجمیله گوید: مردى خراسانى در منطقه ربذه به امام صادق (ع) عرض کرد: فدایت گردم، من فرزنددار نمى‌‌شوم. امام (ع) فرمود: «إِذَا رَجَعْتَ إِلَى بِلاَدِکَ وَ أَرَدْتَ أَنْ تَأْتِیَ أَهْلَکَ فَاقْرَأْ إِذَا أَرَدْتَ ذَلِکَ: "وَ ذَا اَلنُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادى فِی اَلظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ اَلظّالِمِینَ"، إِلَى ثَلاَثِ آیَاتٍ فَإِنَّکَ سَتُرْزَقُ وَلَداً إِنْ شَاءَ اَللَّهُ‏ (9): هنگامى که به وطن خود برگشتى و خواستى با همسرت آمیزش کنى، این آیه و سه آیه بعد از آن را بخوان: "وَ ذَا اَلنُّونِ‌ إِذْ ذَهَبَ‌ مُغاضِباً فَظَنَّ‌ أَنْ‌ لَنْ‌ نَقْدِرَ عَلَیْهِ‌ فَنادى‌ فِی اَلظُّلُماتِ‌ أَنْ‌ لا إِلهَ‌ إِلاّ أَنْتَ‌ سُبْحانَکَ‌ إِنِّی کُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّالِمِینَ‌" إن‌شاء‌اللّه به‌زودى فرزندى روزى تو خواهد شد».

نتیجه:

«ذکر یونسیه» ذکری با‌فضیلت است که ریشه در قرآن و روایات دارد و برای رفع غم و اندوه و استجابت دعاها توصیه شده است. تعداد مشخصی برای تکرار آن در روایات ذکر نشده است؛ اما مهم‌ترین نکته، توجه به معنا و حضور قلب هنگام ذکر‌گفتن است.

پی‌نوشت‌ها:

1. صافات: ۱۳۹ ـ ۱۴۸؛ انبیاء: ۸۷؛ یونس:۹۸؛ محمد‌باقر مجلسی، بحار الأنوار، ج ۱۴، ص ۳۸۱ ـ ۳۸۲ (چ 2، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، 1403 ق).

2. انبیاء: 87.

3. انبیاء: 88.

4. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، 4 ج‏4، ص393 (چ 2، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1413 ق).

5. علی بن موسی ابن‌طاووس، مهج الدعوات و منهج العبادات، ص311 (قم: دار‌الذخائر، 1411 ق).

6. محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری؛ المستدرک علی الصحیحین، ج 5، ص 70 (قاهره: دارالتأصیل، 1435 ق).

7. سید‌محمد‌کاظم طباطبایى یزدى، العروة الوثقى (المحشّى)، ج ‌2، ص 246 (قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1419 ق).

8. محمد بن یعقوب کلینى، الکافی، ج ‏2، ص 547 ـ 548 (چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق).

9. محمد بن یعقوب کلینى، الکافی، ج ‏6، ص 10 (چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق).

 

مؤمنان بعد از نمازهای واجب خود اعمالی انجام می‌دهند که این اعمال برگرفته از روایات هست و درنتیجه خوب است که مؤمنان بر انجام این اعمال مداومت داشته باشند.

پرسش:

آیا اینکه بعد از نماز جماعت سه صلوات می‌فرستند، مؤمنان به هم دیگر دست می‌دهند و در آخر نماز هم به ائمه سلام می‌دهند برگرفته از روایات است، یعنی اولاً این سه عمل برای تعقیبات نمازهای واجب سفارش شده است؟ ثانیاً ثواب خاصی برای آن بیان گردیده است؟

پاسخ:

برخی اعمالی که بین مؤمنان رواج دارد مستند روایی دارد، برخی نیز گرچه اعمال نیکو و شایسته‌ای هستند، اما روایتی برای آن یافت نشده است.

 سه عمل، پس از نماز جماعت بین مؤمنان رایج است:

 اول اینکه پس از سلام نماز، سه بار صلوات می‌فرستند؛

 دوم اینکه به یکدیگر دست می‌دهند؛

 و سوم اینکه برمی‌خیزند و با رو کردن به جوانب مختلف، به اهل‌بیت علیهم‌السلام سلام می‌دهند.

 برای اینکه مشخص شود این اعمال، مستند روایی دارد یا خیر، با بررسی احادیث هر موضوع، پاسخ در سه بخش مجزّا ارائه می‌شود.

 

بخش اول: بررسی مستندات روایی صلوات پس از نماز

یکی از اعمالی که بین مؤمنان بسیار رواج دارد، خواندن آیه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ...» و صلوات فرستادن پس از نمازهای جماعت است. این صلوات را معمولاً سه بار تکرار می‌کنند. با جستجو در احادیث، روایاتی یافت شد که به نظر می‌رسد می‌تواند مستند روایی کافی برای این عمل باشد و جواز آن را از احادیث ثابت کرد.

روایت اول:

در روایتی از امام کاظم علیه‌السلام آمده است:

 «مَنْ قَالَ فِی دُبُرِ صَلَاهِ الصُّبْحِ وَ صَلَاهِ الْمَغْرِبِ قَبْلَ أَنْ یَثْنِیَ رِجْلَیْهِ أَوْ یُکَلِّمَ أَحَداً «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً (1) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ ذُرِّیَّتِهِ قَضَى اللَّهُ لَهُ مِائَهَ حَاجَهٍ سَبْعِینَ فِی الدُّنْیَا وَ ثَلَاثِینَ فِی الْآخِرَهِ؛ هر کس پس از نماز صبح و مغرب پیش از آنکه از جای خود حرکت کند یا با کسى سخن گوید، آیه "إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ..." را بخواند، سپس بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اهل‌بیت علیهم‌السلام صلوات فرستد، خداوند صد حاجت او را برآورده می‌کند؛ هفتاد حاجت در دنیا و سى حاجت در آخرت.» (2)

بر اساس این روایت، خواندن آیه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ...» و فرستادن ذکر صلوات بعد از نماز صبح و مغرب توصیه شده است. حدیث موردبحث، اثر این عمل را برآورده شدن صد حاجت آن شخص بیان نموده است.

روایت دوم:

در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده است:

 «کسی که بعد از تسبیحات حضرت زهرا علیها‌السلام، دعای "إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً لَبَّیْکَ رَبَّنَا وَ سَعْدَیْکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى ذُرِّیَّهِ مُحَمَّدٍ وَ السَّلَامُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ... وَ بَارِکْ لِی فِیمَا أَعْطَیْتَنِی وَ ارْحَمْنِی إِذَا تَوَفَّیْتَنِی‏ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر." بخواند؛ غَفَرَ اللَّهُ ذُنُوبَهُ کُلَّهَا وَ عَافَاهُ مِنْ یَوْمِهِ وَ سَاعَتِهِ وَ شَهْرِهِ وَ سَنَتِهِ إِلَى أَنْ یَحُولَ الْحَوْلُ مِنَ الْفَقْرِ وَ الْفَاقَهِ وَ الْجُنُونِ وَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ وَ مِنْ مِیتَهِ السَّوْءِ وَ مِنْ کُلِّ بَلِیَّهٍ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ کَتَبَ لَهُ بِذَلِکَ شَهَادَهَ الْإِخْلَاصِ بِثَوَابِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ ثَوَابُهَا الْجَنَّهُ الْبَتَّهَ فَقُلْتُ لَهُ هَذَا لَهُ إِذَا قَالَ ذَلِکَ فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنَ الْحَوْلِ إِلَى الْحَوْلِ فَقَالَ وَ لَکِنْ هَذَا لِمَنْ قَالَهُ مِنَ الْحَوْلِ إِلَى الْحَوْلِ مَرَّهً وَاحِدَهً یُکْتَبُ لَهُ ذَلِکَ وَ أَجْزَأَهُ لَهُ إِلَى مِثْلِ یَوْمِهِ وَ سَاعَتِهِ وَ شَهْرِهِ مِنَ الْحَوْلِ إِلَى الْحَوْلِ الْجَائِی الْحَائِلِ عَلَیْهِ... (3)؛ خداوند، تمام گناهان او را آمرزیده و از همان لحظه و روز و ماه و سال تا سال دیگر، از نادارى، نیازمندى، دیوانگى، جذام، پیسى، مرگ بد و از هر گرفتارى و بلایى که از آسمان به زمین فرو مى‏آید، عافیت می‌بخشد و براى او در برابر این عمل، شهادت به کلمه اخلاص «لا إله إلّا اللَّه» همراه با ثواب آن تا روز قیامت نوشته می‌شود و ثواب و پاداش آن مسلّما بهشت است... .»

بر اساس این روایت، تسبیحات حضرت زهرا علیها‌السلام و خواندن دعایی که آیه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً» و همچنین صلوات بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و اهل‌بیت علیهم‌السلام، بخشی از آن است، پس از هر نماز توصیه شده است. شیخ طوسی می‌نویسد: «ینبغی أن یقال عقیب کل فریضه؛ شایسته است این دعا بعد از هر نماز خوانده شود.» (4)

بر اساس این حدیث، عمل موردبحث، دارای ثواب و آثار فراوانی است. بیمه یک‌ساله شخص، رهایی از فقر، نجات از دیوانگى، جذام، پیسى، مرگ بد و از هر گرفتارى و بلایى که از آسمان به زمین فرو می‌آید، از آثار آن است همچنین ثواب «لا إله إلّا اللَّه» که بهشت است به او داده می‌شود.

روایت سوم:

در روایتی از امیرمؤمنان علیه‌السلام آمده است:

 «... إِذَا قَرَأْتُمْ‏ "إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِ"‏ فَصَلُّوا عَلَیْهِ فِی الصَّلَاهِ کَثِیراً وَ فِی غَیْرِه...؛ هنگامی‌که آیه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ...» را قرائت کردید، بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله زیاد صلوات بفرستید، در نماز باشید یا غیر نماز.» (5)

در جمع‌بندی این احادیث، می‌توان گفت شایسته است پس از نماز، آیه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ...» خوانده شود، سپس صلوات فرستاده شود، به نظر می‌رسد فرستادن سه صلوات هم منعی نداشته باشد، بلکه مطلوب است زیرا در روایت سوم آمده است که پس از شنیدن این آیه، زیاد صلوات بفرستید. البته با توجه به روایت دوم و همچنین روایاتی که بر انجام تسبیحات حضرت زهرا علیها‌السلام، بلافاصله پس از نماز تأکید نموده‌اند، بهتر است این عمل پس از تسبیحات حضرت زهرا علیها‌السلام انجام شود و جمع بین هر دو صورت گیرد؛ بنابراین، بر اساس روایات، این عمل دارای ثواب و آثار فراوانی است.

 

بخش دوم: بررسی دست دادن مؤمنان پس از نماز جماعت

یکی دیگر از اعمالی که بین مؤمنان رواج دارد و پس از نمازها آن را انجام می‌دهند، دست دادن به یکدیگر است. البته این دست دادن معمولاً با دعا کردن برای قبول اعمال یکدیگر انجام می‌شود. وقتی با هم مصافحه می‌کنند به یکدیگر «تقبّل الله» می‌گویند. با جستجو در روایات، حدیثی که به‌طور خاص بر دست دادن مؤمنان به یکدیگر بعد از اتمام نماز جماعت دلالت نماید، یافت نشد، اما در داستان معراج رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله آمده است وقتی آن حضرت نماز جماعت خواندند و انبیای الهی به ایشان اقتدا کردند، پس از نماز، حضرت ابراهیم علیه‌السلام با رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و امیرمؤمنان علیه‌السلام، مصافحه نمود. (6) شاید به استناد همین روایت و همچنین با توجه به اصل استحباب مصافحه بین برادران دینی و آثار و برکات فراوانی که مصافحه در ایجاد ارتباط و علاقه بین مؤمنان دارد، بسیاری از فقها، از دست دادن به یکدیگر و دعا برای قبول اعمال هم نهی ننموده، بلکه آن ‌را عملی مطلوب شمرده‌اند هرچند باید مراقب بود که آن را به‌قصد رجاء (به امید ثواب) انجام دهند. (7) البته شایسته است این عمل هم پس از تسبیحات حضرت زهرا علیها‌السلام انجام شود.

 

بخش سوم: بررسی سلام دادن به معصومان علیهم‌السلام پس از نماز

عمل دیگری که بین بسیاری از مؤمنان مشهور است اینکه پس از نماز، به‌صورت فردی یا دسته‌جمعی ایستاده و به جوانب مختلف رو می‌کنند و به معصومان علیهم‌السلام سلام می‌دهند. با جستجو و بررسی احادیث، مشخص شد در مورد سلام دادن به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، مستند روایتی وجود دارد. احمد بن ابی نصر بزنطی می‌گوید از امام رضا علیه‌السلام پرسیدم پس از نماز چگونه بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله سلام دهم و صلوات فرستم؟ حضرت فرمودند، می‌گویی:

 «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدَ ابْنَ عَبْدِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا خِیَرَهَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حَبِیبَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا صَفْوَهَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَمِینَ اللَّهِ، أَشْهَدُ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ، وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مُحَمَّدُ ابْنُ عَبْدِ اللَّهِ، وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ نَصَحْتَ لِأُمَّتِکَ، وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِ رَبِّکَ، وَ عَبَدْتَهُ حَتَّى أَتَاکَ الْیَقِینُ، فَجَزَاکَ اللَّهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَفْضَلَ مَا جَزَى نَبِیّاً عَنْ أُمَّتِهِ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ.» (8)

در مورد سلام دادن به دیگر معصومان علیهم‌السلام نیز شیخ صدوق می‌نویسد:

 «وقتی از تسبیحات حضرت زهرا علیها‌السلام فارغ شد، بگو: اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ وَ مِنْکَ السَّلَامُ وَ لَکَ السَّلَامُ وَ إِلَیْکَ یَعُودُ السَّلَامُ‏ سُبْحانَ رَبِّکَ‏ رَبِّ الْعِزَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ‏ وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ السَّلَامُ‏ عَلَى‏ الْأَئِمَّهِ الْهَادِینَ‏ الْمَهْدِیِّینَ‏ السَّلَامُ عَلَى جَمِیعِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلَائِکَتِهِ السَّلَامُ عَلَیْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ، ثُمَّ تُسَلِّمُ عَلَى الْأَئِمَّهِ وَاحِداً وَاحِداً علیهم‌السلام وَ تَدْعُو بِمَا أَحْبَبْتَ.» (9)

 چنان‌که در این نقل آمده ایشان می‌فرمایند پس از سلام به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، به تک‌تک امامان علیهم‌السلام، سلام دهید. یادآوری می‌شود گرچه شیخ صدوق این موضوع را به معصوم منتسب نکرده‌اند، اما بیان مطلبی از سوی ایشان در کتاب مهم "من لا یحضره الفقیه" که از کتب اربعه و اصلی حدیثی شیعه است، احتمال وجود مستند روایی برای این مطلب نزد ایشان را افزایش می‌دهد.

علاوه بر این مطالب، می‌توان برای سلام دادن به معصومان علیهم‌السلام از عموماتی که سلام بر آن حضرات علیهم‌السلام از راه دور را سفارش کرده و آن را نوعی زیارت شمرده‌اند و اجر و مزد فراوانی برای آن بیان کرده‌اند، بهره برد؛ بنابراین می‌توان سلام بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را بر اساس روایت، انجام داد و سلام به دیگر معصومان علیهم‌السلام را نیز به‌قصد رجاء و امید ثواب بردن، انجام داد.

 

نتیجه‌گیری

در جمع‌بندی این احادیث، در مورد صلوات فرستادن، می‌توان گفت مستند روایی به‌قدر کافی وجود دارد. شیوه انجام آن نیز شایسته است این‌گونه باشد که پس از نماز، آیه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ...» خوانده شود سپس، صلوات فرستاده شود. به نظر می‌رسد فرستادن سه صلوات هم منعی نداشته باشد، بلکه مطلوب است. البته با توجه به روایاتی که بر انجام تسبیحات حضرت زهرا علیها‌السلام، بلافاصله پس از نماز تأکید نموده‌اند، بهتر است این عمل پس از تسبیحات حضرت زهرا علیها‌السلام انجام شود و جمع بین هر دو صورت گیرد. نکته دیگر اینکه این عمل دارای ثواب و آثار فراوانی است.

درباره دست دادن مؤمنان پس از نماز جماعت به یکدیگر، غیر از حدیث معراج که دست دادن حضرت ابراهیم علیه‌السلام به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و امیرمؤمنان علیه‌السلام را مطرح کرده، روایت دیگری یافت نشد. همچنین در مورد سلام دادن به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، مستند روایی وجود دارد و با توجه به روایات عام زیارت از راه دور، می‌توان پس از نمازها به امامان علیهم‌السلام نیز به‌قصد ثواب، سلام داد.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره احزاب، آیه 56.

2. ابن بابویه، محمد بن على، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم، ‏دار الشریف الرضی للنشر، چاپ دوم، 1406 ق، ص 156.

3. ابن طاووس، على بن موسى‏، فلاح السائل و نجاح المسائل، قم، ‏بوستان کتاب‏، چاپ اول، 1406 ق، ص 135.

4. طوسى، محمد بن الحسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، چاپ اول، 1411 ق، ج 1، ص 51.

5. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول‏، محقق/مصحح، غفارى، علی‌اکبر، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم، 1404 ق، ص 119.

6. «... فَلَمَّا انْقَضَتِ الصَّلَاهُ قُمْتُ إِلَى إِبْرَاهِیمَ علیه السلام فَقَامَ إِلَیَّ فَصَافَحَنِی وَ أَخَذَ بِیَمِینِی بِکِلْتَا یَدَیْهِ وَ قَالَ مَرْحَباً بِالنَّبِیِّ الصَّالِحِ وَ الِابْنِ الصَّالِحِ وَ الْمَبْعُوثِ الصَّالِحِ فِی الزَّمَانِ الصَّالِحِ وَ قَامَ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَصَافَحَهُ وَ أَخَذَ بِیَمِینِهِ بِکِلْتَا یَدَیْهِ وَ قَالَ مَرْحَباً بِالابْنِ الصَّالِحِ وَ وَصِیِّ النَّبِیِّ الصَّالِحِ یَا أَبَا الْحَسَن‏... .» مجلسى، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار، محقق/مصحح، جمعى از محققان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج 18، ص 317.

7. به‌عنوان نمونه ر.ک: گلپایگانى، سید محمدرضا، مجمع المسائل، قم، دارالقرآن الکریم، چاپ دوم، 1409 ق، ج 1، ص 112، س 310؛ خامنه‌اى، سید على، أجوبه الاستفتائات، قم، دفتر معظم له، چاپ اول، 1424 ق، ص 151، س 730؛ تبریزى، جواد، استفتائات جدید، قم، بی‌جا، چاپ اول، بی‌تا، ص 87، س 413؛ خویى، سید ابوالقاسم موسوى، صراط النجاه (المحشّى)، قم، مکتب نشر المنتخب، 1416‌، ج 3، ص 72، س 205؛ لنکرانى، محمد فاضل، جامع المسائل، قم، انتشارات امیر قلم، قم، 1425 ق، ص 97، س 398؛ مکارم شیرازى، ناصر، الفتاوى الجدیده، قم، انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب علیه‌السلام، 1427 ق، ج 1، ص 78، س 281.

8. حمیرى، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد، محقق/مصحح، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، چاپ اول، 1413 ق، ص 382.

9. ابن بابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه‏، محقق/مصحح، غفارى، علی‌اکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1413 ق، ج 1، ص 322.

اصرار بر استجابت دعا نه تنها مورد نهی نیست؛ بلکه در روایات تأکید شده که انسان در دعا کردن مداومت داشته باشد و از اجابت نشدن سریع آن دلسرد نشود.

پرسش:

در برخی احادیث بر لزوم تأکید بر دعا و درخواست از خدا توصیه شده؛ در حالی که در برخی دیگر، از اصرار بر خواسته‌ها نهی شده است. آیا این دو مطلب با یکدیگر تناقض دارند؟

پاسخ:

مقدمه

دُعا، طلب و درخواست بندگان از خداوند برای رسیدن به خواسته‌هاست. در متون دینی، دعا به‌عنوان یکی از راه‌های ارتباط با خدا و برترین عبادت‌ها شمرده شده است. در پرتو دعا انسان با بزرگ‏ترین منبع فیض هستی ارتباط صمیمانه برقرار می‌کند و از تنهایی نجات می‌یابد. برای استجابت دعا شرایطی وجود دارد. یکی از شرایط آن، اصرار بر دعا از سوی بنده است. این نوشتار به بررسی این شرط در روایات می‌پردازد.

پاسخ اجمالی

دُعا، طلب و درخواست بندگان از خداوند برای رسیدن به خواسته‌ها است. در روایات اسلامی تأکید شده که انسان در دعا کردن مداومت داشته باشد و از اجابت نشدن سریع آن دلسرد نشود. بنابراین در دعا و خواستن حاجت از پروردگار نباید مسامحه و سهل‌انگاری شود؛ بلکه باید اصرار ورزید و پافشاری کرد. اما در برخی موارد، از اصرار نامناسب در دعا نهی شده است که منظور از این روایات این است که نباید چیزی را با اصرار نادرست و به‌زور از خداوند بخواهیم، بلکه باید به حکمت او اعتماد کنیم. پس انسان باید بر خواسته خود در هنگام دعا اصرار داشته باشد، اما بر استجابت ظاهری یا همان نتیجه مشخص، اصرار نداشته باشد. اصرار بر دعا امری مطلوب است، البته به شرطی که با رضایت به قضا و قدر الهی همراه باشد.

پاسخ تفصیلی

1. روایات مرتبط با اصرار بر دعا

در روایات اسلامی تأکید شده که انسان در دعا کردن مداومت داشته باشد و از اجابت نشدن سریع آن دلسرد نشود.

از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُلِحِّینَ فِی الدُّعَاءِ؛(1) خداوند اصرارکنندگان در دعا را دوست دارد

ولید بن عقبه هجری می‌گوید: شنیدم امام صادق علیه‌السلام می‌فرمود:‏ «وَ اللَّهِ لَا یُلِحُّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی حَاجَتِهِ إِلَّا قَضَاهَا لَهُ؛(2) به خدا سوگند، هیچ بندهای در دعا پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزّوجلّ نکند مگر اینکه حاجتش را برآورد

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ کَرِهَ إِلْحَاحَ النَّاسِ بَعْضِهِمْ عَلَی بَعْضٍ فِی الْمَسْأَلَهِ وَ أَحَبَّ ذَلِکَ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ أَنْ یُسْأَلَ وَ یُطْلَبَ مَا عِنْدَهُ؛(3) خدا بد دارد که بنده‌ها بر یکدیگر در انجام حاجت اصرار ورزند و اصرار را نسبت به خودش دوست دارد، خداوند عزّوجلّ دوست میدارد که از او درخواست شود و آنچه نزد او است خواهش شود

امام صادق علیه‌السلام از رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله نقل فرمودند:‏ «رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً طَلَبَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَهً فَأَلَحَّ فِی الدُّعَاءِ اسْتُجِیبَ لَهُ أَوْ لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ وَ تَلَا هَذِهِ الْآیَهَ «وَ أَدْعُوا رَبِّی عَسی أَلَّا أَکُونَ بِدُعاءِ رَبِّی شَقِیًّا»(4)؛(5) خداوند بندهای را رحمت کند که از خدای عزّوجلّ‌ حاجتی را بخواهد و درباره آن اصرار ورزد، چه اجابت شود و چه نشود، سپس این آیه را خواند: «و به درگاه پروردگارم دعا کنم به امید اینکه در دعا به درگاه پروردگارم بدبخت نباشم»».

در برخی از ادعیه، خداوند با این صفات معرفی شده: «یَا مَنْ لَا یُخَیِّبُ الْمُلِحِّینَ عَلَیْه‏؛(6) ای آن‌که اصرارکنندگان درگاهت را ناامید نمیسازى!»؛ «یا من... وَ لَا یُبْرِمُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّین‏؛(7)‏ ای کسی که... اصرار و پا فشاری اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:‏ «لَوْ لَا إِلْحَاحُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی اللَّهِ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ لَنَقَلَهُمْ مِنَ الْحَالِ الَّتِی هُمْ فِیهَا إِلَی حَالٍ أَضْیَقَ مِنْهَا؛(8) اگر مؤمنان برای طلب روزی نزد خداوند اصرار نمیورزیدند خداوند آنها را از آن حال به تنگدستی بیشتری منتقل میکرد

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «إن الله ... جَبَلَ بَعْضَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْإِیمَانِ فَلَا یَرْتَدُّونَ أَبَداً وَ مِنْهُمْ مَنْ أُعِیرَ الْإِیمَانَ عَارِیَّةً فَإِذَا هُوَ دَعَا وَ أَلَحَّ فِی الدُّعَاءِ مَاتَ عَلَی الْإِیمَانِ‏؛(9) همانا خداوند... مؤمنان را به سرشت ایمان آفریده و هرگز برنمیگردند و برخی باشند که ایمانی به عاریت دارند و هرگاه دعا کند و در دعا اصرار ورزد با ایمان بمیرد

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

«إِنَّ الْعَبْدَ الْوَلِیَّ لِلَّهِ یَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَمْرِ یَنُوبُهُ فَیَقُولُ لِلْمَلَکِ الْمُوَکَّلِ بِهِ اقْضِ لِعَبْدِی حَاجَتَهُ وَ لَا تُعَجِّلْهَا فَإِنِّی أَشْتَهِی أَنْ أَسْمَعَ نِدَاءَهُ وَ صَوْتَهُ وَ إِنَّ الْعَبْدَ الْعَدُوَّ لِلَّهِ لَیَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَمْرِ یَنُوبُهُ فَیُقَالُ لِلْمَلَکِ الْمُوَکَّلِ بِهِ اقْضِ لِعَبْدِی حَاجَتَهُ وَ عَجِّلْهَا فَإِنِّی أَکْرَهُ أَنْ أَسْمَعَ نِدَاءَهُ وَ صَوْتَه‏؛(10) بنده‌ای که دوست خداست، وقتی حادثه‌ای برایش رخ می‌دهد، به درگاه خدا دعا می‌کند. خداوند به فرشته‌ای که موکل بر اجابت اوست می‌فرماید: حاجت بنده‌ام را برآور، ولی در آن شتاب مکن که من میل دارم صدا و آواز او را بشنوم. اما بنده دشمن خدا وقتی دعا می‌کند، خداوند بر فرشته موکل به آن حاجت دستور می‌دهد حاجتش را زود برآورید و در برآوردن آن شتاب کنید. که من خوش ندارم صدا و آواز او را بشنوم

از این روایت استفاده می‌شود خداوند وقتی بنده مؤمنی را دوست داشته باشد، اجابت دعای او را به تأخیر می‌اندازد، به دلیل آن که صدای او را دوست دارد و می‌خواهد بنده، بیشتر به درگاهش الحاح و اصرار کند؛ چون تأخیر در اجابت سبب تکرار دعا می‌شود و در نتیجه باعث تقویت نیروی روحی و ایمان دعا کننده می‌گردد. اما فاسق را چون دوست ندارد، فوراً دعایش را اجابت می‌کند تا آن را تکرار نکند.

محمد بن مسلم گوید: به امام گفتم به من دعائی بیاموز: «فَقَالَ فَأَیْنَ أَنْتَ عَنْ دُعَاءِ الْإِلْحَاحِ قَالَ قُلْتُ وَ مَا دُعَاءُ الْإِلْحَاحِ فَقَالَ اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ مَا بَیْنَهُنَّ وَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ وَ رَبَّ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ وَ إِسْرَافِیلَ وَ رَبَّ الْقُرْآنِ الْعَظِیمِ وَ رَبَّ مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالَّذِی تَقُومُ بِهِ السَّمَاءُ وَ بِهِ تَقُومُ الْأَرْضُ وَ بِهِ تُفَرِّقُ بَیْنَ الْجَمْعِ وَ بِهِ تَجْمَعُ بَیْنَ الْمُتَفَرِّقِ وَ بِهِ تَرْزُقُ الْأَحْیَاءَ وَ بِهِ أَحْصَیْتَ عَدَدَ الرِّمَالِ وَ وَزْنَ الْجِبَالِ وَ کَیْلَ الْبُحُورِ ثُمَّ تُصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ثُمَّ تَسْأَلُهُ حَاجَتَکَ وَ أَلِحَّ فِی الطَّلَبِ؛(11) فرمود: تو کجایی که دعای الحاح را بخوانى، گفتم: دعای الحاح چیست‌؟ در پاسخ فرمود: بارخدایا! پروردگار هفت آسمان و آنچه میان آنهاست و پروردگار عرش بزرگ و پروردگار جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و پروردگار قرآن عظیم و پروردگار محمد خاتم پیامبران، راستی من از تو خواهش دارم به آنچه آسمان بر آن برپاست و به آنچه زمین بدان برپاست و بدان پراکنده کنی جمع را و جمع کنی پراکنده را و زنده‌ها را با آن روزی دهی و آمار کنی شمار ریگ‌ها و وزن کوه‌ها و پیمانه دریاها را. سپس درود فرستی بر محمد و آل محمد و سپس حاجت خود را بخواهی و درخواست خود تکرار کنى

این روایات نشانگر مجاز بودن و مطلوب بودن اصرار بر دعاست. بنابراین در دعا و خواستن حاجت از پروردگار نباید مسامحه و سهل‌انگاری باشد؛ بلکه باید اصرار ورزید و پافشاری کرد. ازاین‌رو، پافشاری و اصرار بر دعا، نه‌تنها گناهی ندارد، بلکه کار بسیار خوبی است و خدا آن را دوست دارد.

2. روایات درباره نهی از اصرار نامناسب در دعا

در منابع روایی، تأکید بر دعا و اصرار در آن فراوان است؛ اما در برخی موارد، از اصرار نامناسب در دعا نهی شده است. در ادامه، برخی از روایات که به نوعی توصیه می‌‌کنند در دعا زیاده‌روی و اصرار نادرست نکنید، ذکر می‌شود.

الف. نهی از عجله و بیصبری در دعا

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا دَعَا لَمْ یَزَلِ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِی حَاجَتِهِ مَا لَمْ یَسْتَعْجِلْ؛(12) همانا چون بنده دعا کند خدای تبارک و تعالی در کار حاجت او است مادامی که آن بنده شتاب نکند

در منابع اهل سنت از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده: «لَا یَزَالُ یُسْتَجَابُ لِلْعَبْدِ مَا لَمْ یَدْعُ بِإِثْمٍ أَوْ قَطِیعَهِ رَحِمٍ‌. مَا لَمْ یَسْتَعْجِلْ‌». قِیلَ‌: یَا رَسُولَ اللَّهِ‌! مَا الِاسْتِعْجَالُ؟ قَالَ «یَقُولُ‌: قَدْ دَعَوْتُ‌، وَ قَدْ دَعَوْتُ‌، فَلَمْ أَرَ یَسْتَجِیبُ لِی. فَیَسْتَحْسِرُ عِنْدَ ذَلِکَ‌، وَ یَدَعُ الدُّعَاءَ‌؛(13) دعای بنده مستجاب می‌‌شود، مادامی که برای گناه یا قطع رحم دعا نکند و عجله نورزد. پرسیدند: چگونه عجله می‌‌کند؟ فرمودند: می‌‌گوید: دعا کردم و دعا کردم، اما اجابتی ندیدم، پس ناامید می‌‌شود و دعا را ترک می‌‌کند.» در این روایت، نهی از عجله و ناامیدی در دعا آمده است. نباید به گونه‌ای دعا کرد که اگر سریع مستجاب نشد، فرد ناراحت و ناامید شود.

ب. تعیین تکلیف نکردن برای خداوند در دعا

برخی افراد اصرار دارند که حتماً و سریعاً دعایشان مستجاب شود، در حالی که ممکن است تأخیر در اجابت به نفع آنان باشد. امام علی علیه‌السلام فرمودند: «رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْکَ الْإِجَابَهُ، لِیَکُونَ ذَلِکَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ السَّائِلِ، وَ أَجْزَلَ لِعَطَاءِ الْآمِلِ؛(14) گاهی در اجابت دعا تأخیر می‌‌افتد تا پاداش درخواست‌کننده بزرگ‌تر و عطای آرزومند کامل‌تر شود.» این روایت توصیه می‌کند که بنده باید به حکمت خداوند اعتماد داشته باشد و اصرار بیش از حد نداشته باشد.

هنگام دعا، انسان نباید برای خداوند تعیین تکلیف کند که حاجت را چگونه و چه زمانی برآورده کند، بلکه باید باور داشته باشد که خداوند بهترین تصمیم را می‌گیرد. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ عَسَی أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَی أَن تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛(15) چهبسا چیزی را خوش نداشته باشید، در حالی که خیر شما در آن است، و چهبسا چیزی را دوست داشته باشید، در حالی که شرّ شما در آن است؛ و خدا می‌‌داند و شما نمی‌دانید

این آیه نشان می‌‌دهد که گاهی اصرار بر چیزی که فکر می‌کنیم به نفع ماست، ممکن است در واقع به ضرر ما باشد. پس نباید چیزی را با اصرار نادرست و به‌زور از خداوند بخواهیم؛ بلکه باید به حکمت او اعتماد کنیم.

پس انسان باید بر خواسته خود در هنگام دعا، اصرار داشته باشد؛ اما نباید بر استجابت ظاهری یا همان نتیجه مشخص، اصرار کند. مثلاً؛ شخصی که صاحب فرزند نمی‌شود، نباید ناامید شده و دست از دعا کردن بر دارد، بلکه باید تا آخر عمر دعا کند تا خداوند به او فرزند صالح عطا کند؛ اما بر استجابت و نتیجه آن اصرار و پافشاری نکند و از این‌که به‌ظاهر این دعا برآورده نمی‌‌شود، بی‌تابی نکرده و از رحمت الهی ناامید نشده و افسرده نگردد.

ج. دعا باید همراه با تواضع و تسلیم باشد

امام علی علیه‌السلام فرمودند: «خَیْرُ الدُّعَاءِ مَا صَدَرَ عَنْ صَدْرٍ نَقِیٍّ وَ قَلْبٍ تَقِیٍّ؛(16) بهترین دعا آن است که از سینهای پاک و دلی پرهیزکار برخیزد.» دعایی که با پاکی قلب و تسلیم در برابر حکمت الهی باشد، بهتر از دعایی است که همراه با اصرار نامناسب و طلبکاری از خداوند باشد.

در روایات توصیه به دعا و اصرار بر آن شده، زیرا از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده: «الدعاء مخ‏ العبادة؛(17) دعا مخ و اصل عبادت است.» دعا تأثیر معنوی فراوانی برای انسان دارد. آنچه در دعا اهمیت دارد توجه به حقیقت و پی بردن به ارزش دعا است. زیرا دعا نوعی مناجات و توسل موجودی بی‌ارزش با وجود بی‌نهایت است. در پرتو این مناجات، موجود بی‌ارزش، ارزش پیدا کرده و مورد توجه حق تعالی قرار می‌گیرد. «مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ؛(18) پروردگارم برای شما ارجی قائل نیست اگر دعای شما نباشد.» دعا و توسل به حق تعالی صرفاً ابزاری برای گرفتن حاجت نمی‌باشد؛ بلکه مقصود عبادت و تقرّب به خداوند است. بنابراین دعا کننده چه نتیجه دلخواه بگیرد، چه نگیرد، عبادت کرده و به خداوند نزدیک شده است.

نتیجهگیری:

اصرار بر استجابت دعا نه‌ تنها مورد نهی نیست؛ بلکه در منابع حدیثی به آن توصیه شده است. در روایات تأکید شده که انسان در دعا کردن مداومت داشته باشد و از اجابت نشدن سریع آن دلسرد نشود. اصرار نشانه‌ی امید و توکل است، وقتی بنده‌ای مکرر دعا می‌‌کند، نشان‌ دهنده‌ی اعتماد او به خداوند و امید به رحمت الهی است. تأخیر در استجابت به معنای رد شدن نیست، گاهی تأخیر در اجابت به صلاح بنده است، زیرا خداوند بهتر می‌داند که چه زمانی و چگونه به دعای بنده‌اش پاسخ دهد. اصرار نباید به نوعی طلبکار بودن تبدیل شود، دعا باید همراه با تواضع و پذیرش حکمت الهی باشد، نه اینکه انسان به‌ گونه‌ای دعا کند که گویی به اجابت آن حق دارد. اصرار بر دعا امری مطلوب است، البته به شرطی که با رضایت به قضا و قدر الهی همراه باشد.

پی‌نوشت‌ها:

1. ‏شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، مطبعه حیدریه، نجف، چاپ اول، بی‌تا، ص131.

2. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص475.

3. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص475.

4. سوره مریم، آیه 48.

5. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص475.

6. علی بن الحسین علیه‌السلام، امام چهارم، الصحیفه السجادیه، دعای ششم، دفتر نشر الهادى، قم، چاپ اول، 1376ش، ص204.

7. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص594.

8. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص261.

9. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص419.

10. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص490.

11. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص585.

12. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص474.

13. مسلم بن حجاج،‌ صحیح مسلم، دارالحدیث، 1412ق، ج4، ص2096.

14. شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج البلاغه (للصبحی صالح)، هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق، ص399، نامه 31.

15. سوره بقره، آیه ۲۱۶.

16. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص468.

17. إبن فهد حلى، احمد بن محمد، عده الداعی و نجاح الساعی، دارالکتب الإسلامی، چاپ اول، 1407ق، ص29.

18. سوره فرقان، آیه 77.

صفحه‌ها