آسانی سکرات موت

دعاها و اذکار واردشده برای آسان‌شدن لحظه احتضار
اسلام برای تسهیل لحظه احتضار، مجموعه‌ای از دعاهای جامع ارائه داده است که شامل ذکرهای دوران سلامتی برای تأثیر در زمان مرگ، و دعاهای تلقینی بر بالین محتضر است.

پرسش:

با استناد به روایات معصومان علیهم السلام، چه دعاها و اذکاری برای آسان‌شدن لحظه احتضار و جان‌دادن توصیه شده است؟ منظور دعاها و اذکاری است که خود شخص بتواند آنها را قرائت کند.

پاسخ:

لحظات پایانی عمر انسان که به «سکرات موت» معروف است، برای بسیاری از انسان‌ها دشوار و سبب اضطراب و نگرانی‌‌هایی شده است. در متون روایی شیعه، مجموعه‌‌ای از دعاها و اعمال بیان شده است که در آسانی جان‌دادن و کاهش سکرات و سختی‌های مرگ مؤثر است. با توجه به پرسش مطرح‌شده، برای پرهیز از طولانی‌شدن مباحث، در اینجا فقط به برخی دعاها و اذکار بیان‌شده از سوی اهل‌بیت علیهم السلام پرداخته می‌شود و در پرسش و پاسخی دیگر، اعمال و رفتارهایی که سبب آسانی جان‌دادن می‌گردد، آورده می‌شود.

 

1. دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله هنگام رحلت آن حضرت

در حالات رسول خدا صلی الله علیه وآله آمده است در حالت احتضارِ آن حضرت، ظرف آبی نزد ایشان بود که دستش را در جام فرو می‌برد و صورتش را با آن آب پاک می‌کرد و چنین دعا می‌فرمودند: «اَللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَىَّ سَکَرَاتِ اَلْمَوْتِ» (1).

 

2. دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله

از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است که برای آسانی سکرات موت این‌گونه دعا کنید: «اللَّهُمَّ مَنْ آمَنَ بِکَ وَ شَهِدَ أَنِّی‏ رَسُولُکَ‏ فَحَبِّبْ‏ إِلَیْهِ‏ لِقَاکَ وَ سَهِّلْ عَلَیْهِ قَضَاکَ وَ أَقْلِلْ مَالَه» (2).

 

3. دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله برای آسانی جان‌دادن عبدالله بن رواحه

به رسول خدا صلی الله علیه وآله خبر رسید که عبدالله بن رواحه سخت در بستر بیماری است. پیامبر صلی الله علیه وآله برخاستند و نزد ایشان رفتند و ما نیز با آن حضرت رفتیم. وقتی وارد شدیم، دیدیم او بیهوش است. چیزی نمی‌‌دانست و زنان بر بالین او گریه و فریاد می‌‌کردند. رسول خدا صلی الله علیه وآله سه بار او را صدا زدند، اما او پاسخی نداد. پیامبر صلی الله علیه وآله این‌گونه دعا کردند: «اَللَّهُمَّ هَذَا عَبْدُکَ إِنْ کَانَ قَدِ اِنْقَضَى أَجَلُهُ وَ رِزْقُهُ وَ أَثَرُهُ فَإِلَى جَنَّتِکَ وَ رَحْمَتِکَ وَ إِنْ لَمْ یَنْقَضِ أَجَلُهُ وَ رِزْقُهُ وَ أَثَرُهُ فَعَجِّلْ شِفَاءَهُ وَ عَافِیَتَهُ»؛ در این حالت بود که مرگ او فرارسید (3).

 

4. دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله بر بالین محتضر

امام صادق علیه السّلام فرمودند به رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله خبر رسید مرگ فلانی فرارسیده است. پیامبر صلّى اللّه علیه وآله با جمعى از اصحاب به ‌سوی او شتافتند. محتضر بی‌هوش در بستر افتاده بود. حضرت فرمودند: اى ملک‌الموت، از این مرد دست‌ بردار تا از او چیزى بپرسم. مرد به هوش آمد و رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله به او فرمودند: چه مى‌‌دیدى‌؟ مرد گفت: سفیدى بسیار و سیاهى بسیارى دیدم. حضرت فرمودند: کدام‌یک از آن دو به تو نزدیک‌‌تر بود؟ گفت: سیاهى. رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله فرمودند: بگو: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الْکَثِیرَ مِنْ مَعَاصِیکَ وَ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ مِنْ طَاعَتِک‏». آن شخص این ذکر را گفت و باز بیهوش شد. حضرت فرمودند: اى ملک‌الموت، بار مرگ را بر او سبک گردان تا از وى چیزى بپرسم. مرد به هوش آمد و حضرت فرمود: چه مى‌دیدى‌؟ گفت: سفیدى بسیار و سیاهى بسیارى دیدم. فرمود: کدام‌یک از آن دو به تو نزدیک‌‌تر بود؟ مرد گفت: سفیدى. رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله فرمودند: «خداوند رفیق شما را آمرزید». راوى گوید امام صادق علیه السّلام فرمودند: «هرگاه بر بالین کسى که در حال مرگ است، حاضر شدید، این کلام را به او بگویید تا آن را تکرار کند» (4).

 

5. دعای امیرمؤمنان علیه السلام بر بالین محتضر

در روایتی آمده است که هرگاه امیرمؤمنان علیه السلام بر بالین شخص محتضری حاضر می شدند، دعایی را با او تلقین می‌کردند تا تکرار نماید و وقتی محتضر آن را تکرار کردند، فرمودند برای تو نگرانی وجود ندارد. دعا چنین است: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ وَ مَا بَیْنَهُمَا وَ رَبِ‏ الْعَرْشِ‏ الْعَظِیمِ‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ‏ رَبِ‏ الْعالَمِینَ» (5).

شبیه این دعا از رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله نیز نقل شده است. وقتی شخص محتضر آن دعا را خواند، پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: «سپاس خداوند که او را از آتش دوزخ رهانید» (6).

 

6. دعای حضرت زهرا سلام الله علیها پس از نماز ظهر

حضرت زهرا سلام الله علیها در تعقیب نماز ظهر دعایی را می‌خواندند و در آن از خدای متعال، آسانی جان‌دادن را درخواست می‌نمودند؛ به دلیل طولانی‌بودن دعا، به قسمتی از آن اشاره می‌شود: «سُبْحَانَ ذِی الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنِیفِ سُبْحَانَ ذِی الْجَلَالِ الْبَاذِخِ الْعَظِیمِ سُبْحَانَ ذِی الْمُلْکِ الْفَاخِرِ الْقَدِیمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی بِنِعْمَتِهِ بَلَغْتُ مَا بَلَغْتُ مِنَ الْعِلْمِ بِهِ وَ الْعَمَلِ لَهُ وَ الرَّغْبَهِ إِلَیْهِ ..... وَ لَا تُسَلِّطْ عَلَیَّ سُلْطَاناً عَنِیداً وَ لَا شَیْطَاناً مَرِیداً بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ وَ صَلَّى اللَّهُ‏ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً» (7).

7. دعای امام سجاد علیه السلام هنگام احتضار

امام سجاد علیه السلام هنگام احتضار این‌گونه دعا فرمودند: «اَللَّهُمَّ اِرْحَمْنِی فَإِنَّکَ کَرِیمٌ اَللَّهُمَّ اِرْحَمْنِی فَإِنَّکَ رَحِیمٌ» و پیوسته آن را تکرار می‌کردند تا اینکه از دنیا رحلت نمود، درود خدا بر ایشان باد (8).

 

8. دعای امام صادق علیه السلام به حریز سجستانی

حریز سجستانی می‌گوید محضر امام صادق علیه السلام بودیم، مردی آمد و گفت ای پسر رسول خدا، سه روز است برادرم در حال احتضار است و جان‌دادن او سخت شده است. حضرت فرمودند بگو: «اللَّهُمَّ سَهِّلْ عَلَیْهِ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ»؛ سپس امر فرمودند که بستر او را به محل نمازش منتقل کنند، به خواست خداوند مرگ او آسان می‌شود (9).

 

9. دعای امام صادق علیه السلام در آخر شب

عبدالرحمن بن حجاج می‌گوید وقتی آخر شب می‌شد، امام صادق علیه السلام با صدای بلند به گونه‌ای که اهل خانه آن را بشنوند، چنین دعا می‌کردند: «اللَّهُمَ‏ أَعِنِّی‏ عَلَى‏ هَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ وَسِّعْ عَلَیَّ ضِیقَ الْمَضْجَعِ وَ ارْزُقْنِی خَیْرَ مَا قَبْلَ الْمَوْتِ وَ ارْزُقْنِی خَیْرَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ» (10).

 

10. دعای «اللَّهُمَّ بَارِکْ لِی فِی الْمَوْتِ»

امام صادق علیه السلام فرمودند برای آسانی مرگ چنین دعا کنید: «اللَّهُمَّ بَارِکْ لِی فِی الْمَوْتِ اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى الْمَوْتِ اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى سَکَرَاتِ الْمَوْتِ اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى غَمِّ الْقَبْرِ اللَّهُمَ‏ أَعِنِّی‏ عَلَى‏ ضِیقِ‏ الْقَبْرِ اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى ظُلْمَهِ الْقَبْرِ اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى وَحْشَةِ الْقَبْرِ اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى أَهْوَالِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ اللَّهُمَّ بَارِکْ لِی فِی طُولِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ اللَّهُمَّ زَوِّجْنِی مِنَ الْحُورِ الْعِینِ». آن‌گاه دو رکعت نماز بخوانید و پس از نماز بگویید: «اللَّهُمَّ لَا بُدَّ مِنْ أَمْرِکَ وَ لَا بُدَّ مِنْ قَدَرِکَ وَ لَا بُدَّ مِنْ قَضَائِکَ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِکَ اللَّهُمَّ فَمَا قَضَیْتَ عَلَیْنَا مِنْ قَضَاءٍ وَ قَدَّرْتَ عَلَیْنَا مِنْ قَدَرٍ فَأَعْطِنَا مَعَهُ صَبْراً یَقْهَرُهُ وَ یَدْمَغُهُ وَ اجْعَلْهُ لَنَا صَاعِداً فِی رِضْوَانِکَ یُنْمِی فِی حَسَنَاتِنَا وَ تَفْضِیلِنَا وَ سُؤْدُدِنَا وَ شَرَفِنَا وَ مَجْدِنَا وَ نَعْمَائِنَا وَ کَرَامَتِنَا فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ لَا تَنْقُصْهُ مِنْ حَسَنَاتِنَا اللَّهُمَّ وَ مَا أَعْطَیْتَنَا مِنْ عَطَاءٍ أَوْ فَضَّلْتَنَا بِهِ مِنْ فَضِیلَةٍ أَوْ أَکْرَمْتَنَا بِهِ مِنْ کَرَامَهٍ فَأَعْطِنَا مَعَهُ شُکْراً یَقْهَرُهُ وَ یَدْمَغُهُ وَ اجْعَلْهُ لَنَا صَاعِداً فِی رِضْوَانِکَ وَ فِی حَسَنَاتِنَا وَ سُؤْدُدِنَا وَ شَرَفِنَا وَ نَعْمَائِکَ وَ کَرَامَتِکَ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ اللَّهُمَّ وَ لَا تَجْعَلْهُ لَنَا أَشَراً وَ لَا بَطَراً وَ لَا فِتْنَةً وَ لَا مَقْتاً وَ لَا عَذَاباً وَ لَا خِزْیاً فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِکَ مِنْ عَثْرَهِ اللِّسَانِ وَ سُوءِ الْمَقَامِ وَ خِفَّةِ الْمِیزَانِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَقِّنَا حَسَنَاتِنَا فِی الْمَمَاتِ وَ لَا تُرِنَا أَعْمَالَنَا عَلَیْنَا حَسَرَاتٍ وَ لَا تُخْزِنَا عِنْدَ قَضَائِکَ وَ لَا تَفْضَحْنَا بِسَیِّئَاتِنَا یَوْمَ نَلْقَاکَ وَ اجْعَلْ قُلُوبَنَا تَذْکُرُکَ وَ لَا تَنْسَاکَ وَ تَخْشَاکَ کَأَنَّهَا تَرَاکَ حَتَّى نَلْقَاکَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَبْدِلْ سَیِّئَاتِنَا حَسَنَاتٍ وَ اجْعَلْ حَسَنَاتِنَا دَرَجَاتٍ وَ اجْعَلْ دَرَجَاتِنَا غُرُفَاتٍ وَ اجْعَلْ غُرُفَاتِنَا عَالِیَاتٍ اللَّهُمَّ وَ أَوْسِعْ لِفَقِیرِنَا مِنْ سَعَةِ مَا قَضَیْتَ عَلَى نَفْسِکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مُنَّ عَلَیْنَا بِالْهُدَى مَا أَبْقَیْتَنَا وَ الْکَرَامَةِ مَا أَحْیَیْتَنَا وَ الْمَغْفِرَةِ إِذَا تَوَفَّیْتَنَا وَ الْحِفْظِ فِیمَا یَبْقَى مِنْ عُمُرِنَا وَ الْبَرَکَةِ فِیمَا رَزَقْتَنَا وَ الْعَوْنِ عَلَى مَا حَمَّلْتَنَا وَ الثَّبَاتِ عَلَى مَا طَوَّقْتَنَا وَ لَا تُؤَاخِذْنَا بِظُلْمِنَا وَ لَا تُقَایِسْنَا بِجَهْلِنَا وَ لَا تَسْتَدْرِجْنَا بِخَطَایَانَا وَ اجْعَلْ أَحْسَنَ مَا نَقُولُ ثَابِتاً فِی قُلُوبِنَا وَ اجْعَلْنَا عُظَمَاءَ عِنْدَکَ وَ فِی أَنْفُسِنَا أَذِلَّهً وَ انْفَعْنَا بِمَا عَلَّمْتَنَا وَ زِدْنَا عِلْماً نَافِعاً أَعُوذُ بِکَ مِنْ قَلْبٍ لَا یَخْشَعُ وَ مِنْ عَیْنٍ لَا تَدْمَعُ وَ صَلَاهٍ لَا تُقْبَلُ أَجِرْنَا مِنْ سُوءِ الْفِتَنِ یَا وَلِیَّ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ» (11).

 

11. خواندن کلمات فَرَج

امام باقر علیه السلام فرمودند هرگاه بر بالین بیماری رسیدی که جان‌دادن او سخت شده بود، بگو هفت بار این دعا را بخواند: «أَعُوذُ بِاللَّهِ‏ الْعَظِیمِ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ الْکَرِیمِ مِنْ کُلِّ عِرْقٍ نَفَّارٍ وَ مِنْ شَرِّ حَرِّ النَّارِ»؛ سپس کلمات فَرَج را به او تلقین نما. راوی می‌گوید عرض کردم یابن رسول‌الله، کلمات فَرَج چیست؟ حضرت فرمودند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ وَ مَا فِیهِنَّ وَ مَا بَیْنَهُنَّ وَ مَا تَحْتَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ». سپس روی او را به محل نمازش برگردان، به اذن الهی مرگش آسان می‌شود به اذن الهی (12).

نتیجه:

مطالعه و جستجوی روایات اهل‌بیت علیهم السلام درباره سکرات موت این نتیجه را به دست می‌دهد که معصومان علیهم السلام دعاها و اذکار فراوانی را برای آسانی جان‌دادنِ مؤمنان بیان کرده‌اند. برخی از این دعاها به افراد آموزش داده شده است تا در موقع سلامتی و در طول عمر خود بخوانند که اثر آن را لحظۀ جان‌دادن ببینند و برخی دیگر دعاهایی است که لحظۀ جان‌دادن به محتضر تلقین نموده‌اند تا آن را تکرار نماید یا دیگران برای محتضر بخوانند. از جمله این دعاها می‌توان به دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله هنگام رحلت آن حضرت، دعای آن حضرت بر بالین عبدالله بن رواحه، دعای امیرمؤمنان علیه السلام بر بالین محتضر، دعای حضرت زهرا سلام الله علیها پس از نماز ظهر، دعای امام سجاد علیه السلام هنگام احتضار و دعای امام صادق علیه السلام به حریز سجستانی اشاره کرد.

پی‌نوشت‌ها:

1. محمد بن احمد فتال نیشابورى؛ روضة الواعظین و بصیرة المتعظین؛ قم: رضى، 1375 ش، ج 2، ص 429.

2. علی بن موسی ابن‌طاووس؛ فلاح السائل و نجاح المسائل؛ قم: ‏بوستان کتاب، 1406 ق، ص 176.

3. نعمان بن محمد مغربى ابن‌حیون؛ دعائم الإسلام؛ ‏محقق/ مصحح: آصف فیضى؛ چ 2، قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام، 1385 ق، ج 1، ص 225.

4. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج 3، ص 125.

5. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج 3، ص 124.

6. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج 3، ص 124.

7. محمدباقر مجلسی؛ بحار الأنوار؛ چ 2، بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1403 ق، ج 78، ص 241.

8. عبدالله بن بسطام؛ طبّ الأئمه علیهم السلام؛ محقق/ مصحح: محمدمهدی خرسان؛ چ 2، قم، دارالشریف الرضی، 1411 ق، ص 79.

9. «... قَالَ حَوِّلُوا فِرَاشَهُ إِلَى مُصَلَّاهُ الَّذِی کَانَ یُصَلِّی فِیهِ فَإِنَّهُ یُخَفَّفُ عَلَیْهِ إِنْ کَانَ فِی أَجَلِهِ تَأْخِیرٌ وَ إِنْ کَانَتْ مُدَّتُهُ [مَوْتُهُ‏] قَدْ حَضَرَتْ فَإِنَّهُ یُسَهَّلُ عَلَیْهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى» (سعید بن هبة‌الله قطب‌الدین راوندى؛ الدعوات؛ قم: مدرسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، 1407 ق، ص 250).

10. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج 2، ص 539.

11. محمد بن حسن طوسی؛ تهذیب الأحکام؛ تصحیح: حسن الموسی خرسان؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه‏، 1407 ق، ج 3، ص 94.

12. عبدالله بن بسطام؛ طبّ الأئمه علیهم السلام؛ ص 118.

عدم احساس درد شهید هنگام جان دادن و معنای آن
شهادت به دلیل لطف الهی و غلبه‌ی شوق لقاء معبود، با آرامشی همراه است که رنج‌های جسمانی را برای شهید بی‌اثر یا ناچیز می‌سازد.

پرسش:

آیا در روایات بیان شده است که شهید قبل از شهادتش هیچ دردی از جراحت احساس نمی‌کند؟ در صورت صحت، معنای این سخن چیست؟

پاسخ:

از منظر آموزه‌های اسلامی، شهید بالاترین جایگاه را بین بهشتیان دارد و مرگ درراه جهاد با کفار و مشرکان، بهترین نوع مردن است. خدای متعال به شهید اجر فراوانی داده و برخی امتیازات را به‌طور ویژه و خاص برای او در نظر گرفته است.

 اکنون این سؤال مطرح است که آیا شهید هنگام جان دادن، احساس درد می‌کند یا خیر؟ آیا دراین‌باره روایت معتبری وجود دارد؟ در صورت وجود روایتی درباره عدم احساس درد شهید هنگام جان دادن، معنای آن چیست؟ با توجه به سؤال مطرح‌شده، پاسخ در دو بخش ارائه می‌گردد. بخش اول به وجود چنین روایتی و اعتبار آن می‌پردازد و در بخش دوم، معانی احتمالی حدیث با توجه به قرائن مختلف تبیین می‌گردد.

 

بخش اول: بررسی وجود و اعتبار روایت

در پاسخ به سؤال مطرح‌شده درباره عدم احساس درد شهید هنگام جان‌دادن، می‌گوییم با جستجو در منابع روایی شیعه، حدیثی که نص و تصریح چنین الفاظی در آن باشد، نیافتیم، ولی در روایات اهل سنت از قول رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله آمده است:

 «اَلشَّهیدُ لایَجِدُ اَلَمَ الْقَتْلِ اِلاّ کَما یَجِدُ اَحَدُکُمْ مَسَّ الْقُرْصَهِ؛ (1)

 شهید درد کشته شدن را احساس نمی‌کند، مگر در حدّى که یکى از شما پوست دست خود را بین دو انگشت فشار دهد

 این متن، صریح‌ترین متنی است که دراین‌باره وجود دارد.

اما در روایات شیعه برخی احادیث وجود دارد که برداشت چنین معنایی از آن محتمل است، پس می‌توان به‌عنوان مؤیدات محتوایی این حدیث مطرح نمود. مانند روایتی که از امیر مؤمنان علیه‌السلام نقل شده که فرمودند:

 «إِنَّ أَفْضَلَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَأَلْفُ ضَرْبَهٍ بِالسَّیْفِ أَهْوَنُ عَلَیَّ مِنْ مِیتَهٍ عَلَى فِرَاش‏ ؛(2)

 آگاه باشید که برترین مرگ، کشته شدن و مردن درراه خداست، قسم به خدایی که جانم در دست اوست هزار بار مردن با شمشیر درراه خدا برای من آسان‌تر است از مردن طبیعی در بستر

از این روایت می‌توان چنین برداشت نمود که شاید منظور از «أَهْوَنُ عَلَیَّ» آسانی جان دادن شهید و عدم احساس درد باشد.

البته برای تأیید حدیث مورد‌سؤال می‌توان از عمومات روایات (احادیثی که کیفیت جان‌دادن مؤمن را به‌طورکلی بیان نموده‌اند) نیز استفاده کرد. از مجموعه این روایات برمی‌آید که مؤمنین هنگام جان دادن، درد و رنجی را حس نمی‌کنند، ازاین‌رو به مرگ اشتیاق دارند چنان‌که از امام صادق علیه‌السلام سؤال شد مرگ را برای ما توصیف نمایید، حضرت فرمودند:

 «لِلْمُؤْمِنِ کَأَطْیَبِ رِیحٍ یَشَمُّهُ فَیَنْعُسُ لِطِیبِهِ وَ یَنْقَطِعُ التَّعَبُ وَ الْأَلَمُ کُلُّهُ عَنْه‏...؛ (3) مرگ برای مؤمن مانند بویدن خوشبوترین گل‌ها است که آن را می‌بوید و از بوى خوش آن، از حال می‌رود و همه خستگی‌ها و دردهای او از بین می‌رود

بدیهی است وقتی مرگ طبیعی مؤمن چنین آسان و بدون درد باشد، جان دادن شهید که برترینِ مؤمنین است و بر اساس روایات، برترین نوع مرگ را دارد، به‌طریق‌اولی، آسان‌تر خواهد بود.

در جمع‌بندی این بخش باید گفت گرچه متن حدیث موردنظر فقط در منابع اهل سنت آمده و از جهت سند نیز ضعیف ارزیابی می‌شود، اما مؤیدات محتوایی فراوانی که در منابع شیعی دارد و همچنین موافقت با عمومات، باعث اطمینان به صدور چنین محتوایی از معصومان علیهم‌السلام می‌گردد.

 

بخش دوم: تبیین معانی احتمالی حدیث

پس از بررسی اعتبار حدیث و اطمینان نسبی به صدور آن از جانب معصوم علیه‌السلام، تلاش برای کشف و فهم مقصود واقعی روایت یا به تعبیر دیگر، کشفِ مراد جدّی معصوم صورت می‌گیرد. یعنی گاهی معانی برخی روایات، بدیهی، روشن و معلوم است، اما تعدادی از احادیث این‌گونه نبوده، بلکه فهم معنای آن‌ها نیاز به تلاش بیشتر و جمع‌آوری قرائن گوناگون دارد. در حدیث موردبحث نیز چون دلیل یا شاهدی که تصریح بر مراد جدّی معصوم نماید، وجود ندارد، برای فهم مقصود آن باید از قرائن مختلف بهره گرفت.

اکنون با بهره‌گیری از قرائن مختلف، برخی احتمالات معنایی این حدیث بیان می‌گردد.

معنای اول: عدم احساس درد به دلیل محو در جمال و جلال معشوق شدن

یکی از معانی احتمالی این حدیث چنین است که شهید به دلیل شوق و علاقه‌ای که برای رسیدن به معبود خود دارد، هرچند درد داشته باشد، آن را احساس نکرده و متوجه نمی‌شود یعنی چنان محو در وجود حضرت حق گردیده که هیچ دردی را حس نمی‌کند. برای تأیید این معنا می‌توان به جریان تیر کشیدن از پای امیر مؤمنان علیه‌السلام در نماز اشاره نمود که آن حضرت چنان محو جمال پروردگار شده بودند که حتی متوجه هم نشدند. همچنین می‌توان به داستان زنان مصری هنگام مشاهده حضرت یوسف علیه‌السلام اشاره نمود که باوجود بریدن دستان خود، نه‌تنها هیچ دردی را احساس نکردند، بلکه حتی متوجه بریدن دستان خود نشدند. (4)

معنای دوم: عدم احساس درد به دلیل عدم خوف و ترس

یکی دیگر از معانی احتمالی حدیث موردبحث این است که شهید به دلیل نداشتن ترس و خوف نسبت به آینده، دردی که ناشی از سختی و مشقت است را حس نمی‌کند، زیرا یکی از علل اصلی درد و رنج هنگام جان دادن، ترس و وحشت نسبت به آینده است. موید این معنا، روایتی از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله درباره آیه شریفه «وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ‏ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ‏» است که می‌فرمایند:

 «حِینَ یَخَافُ الْکَافِرُونَ مِمَّا یُشَاهِدُونَهُ مِنَ الْعِقَابِ‏ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ‏ عِنْدَ الْمَوْتِ‏ لِأَنَ‏ الْبِشَارَهَ بِالْجِنَانِ‏ تَأْتِیهِم‏؛ (5)

 کافران وقتی عذاب را مشاهده می‌کنند، خوف و ترس دارند، اما مؤمنان به دلیل اینکه بشارت بهشت به آن‌ها داده می‌شود، هیچ حُزن و ناراحتی ندارند

بر اساس این روایت، دلیل عدم خوف و ترس مؤمنان هنگام جان دادن، بشارت به بهشت و آینده روشن است.

معنای سوم: تحمل دردها با توجه به آرمان بلند شهادت

یکی دیگر از معانی احتمالی حدیث مذکور این است که شهید ممکن است به‌دلیل جراحات جسمانی مانند بقیه افراد دردهایی را حس نماید چنان‌که جانبازی که درراه خدا دست و پای خود را ازدست ‌داده است هرچند مانند بقیه بیماران درد و رنج بیماری را دارد، اما با توجه به آرمان بلندی که دارد این دردها را تحمل می‌کند گویی اصلاً درد و رنجی حس نمی‌کند. چنین شخصی مانند کسی است که برای رسیدن به قله کوه و یا دستیابی به گنج گران‌بها، ممکن است در مسیر رسیدن به آن گنج، سختی‌ها و مشقت فراوانی را تحمل نماید که در حالت عادی، حاضر به تحمل مقدار اندکی از آن دردها هم نباشد.

معنای چهارم: از بین رفتن همه دردها با شهادت

معنای دیگری که محتمل است اینکه شهید هرچند قبل از شهادت ممکن است براثر جراحات، درد و رنجهایی داشته باشد، اما به‌محض اینکه به شهادت رسید همه آن رنجها پایان می‌پذیرد گویی اینکه هیچ درد و رنجی نداشته است؛ مانند کسی که درراه رسیدن به قلّه کوه، سختی‌ها و رنجهایی را تحمل می‌کند، ولی به‌محض رسیدن به آرزو و مقصد خود، همه رنجها را چنان فراموش می‌کند که انگار هیچ دردی را تحمل نکرده است. تفاوت این معنا با معنای قبل در این است که در معنای قبل، با توجه به آرمان بلندی که داشت در حین درد آن را تحمل می‌نمود و تحمل درد بر او آسان می‌گشت چنان‌که اگر کسی او را نظاره می‌کرد گمان می‌نمود هیچ دردی ندارد، اما در این معنا، هرچند زمان درد، شدت و سختی آن را حس می‌کند و ممکن است از درد و رنج شدید، فریاد و آه و ناله‌هایی هم بکشد، اما به‌محض شهید شدن یا هنگام رسیدن به لحظه شهادت، همه آن دردها را فراموش کرده و چنان از یاد می‌برد که گویی دردی نداشته است.

معنای پنجم: عدم احساس درد به دلیل لطف خداوند و خارق‌العاده بودن

معنای دیگری که از روایت مذکور به ذهن می‌رسد اینکه در شرایط عادی و طبیعی، مجروحیت و تیر خوردن، با درد و رنج فراوانی همراه است، اما با لطف الهی ممکن است فردی باوجود جراحات شدید در بدن، به‌صورت خارق‌العاده، هیچ درد و رنجی را احساس نکند. در روایتی از امام سجاد علیه‌السلام آمده است که وقتی مرگ مؤمن فرامی‌رسد از مردن کراهت دارد، اما خدای متعال دو گُل خوشبو از بهشت برای او می‌فرستد که نام یکی مُسخیه و دیگری مُنسیه است و با بو کردن آن‌ها، علاقه‌مندی محتضر به مال و دارایی و امور دنیوی از بین می‌رود، آنگاه به مرگ رضایت می‌دهد. (6)

برای این معنا مؤیدات فراوان قرآنی و حدیثی متعددی وجود دارد که ازجمله آن‌ها می‌توان به جریان حضرت ابراهیم علیه‌السلام اشاره نمود که باوجود قرار گرفتن در آتش گسترده، به لطف الهی هیچ سوختگی و دردی حس نمی‌نمود. همچنین می‌توان به زخم‌ها و جراحات فراوان امیر مؤمنان علیه‌السلام در اُحد اشاره کرد که باوجود هشتاد زخم که در بدن داشت، هیچ ناله‌ای نمی‌نمود. (7)

نتیجه:

در مورد بخش اول سؤال باید گفت هرچند روایتی که به عدم احساس درد شهید هنگام جان دادن، تصریح نموده باشد فقط در منابع اهل سنت یافت شد، اما در روایات شیعه مؤیدات محتوایی متعددی برای آن وجود دارد به‌گونه‌ای که اطمینان به صدور چنین محتوایی از معصوم، حاصل می‌شود. برخی از این مؤیدات معنایی، عموماتی است که مرگ مؤمن را آسان و بدون درد و رنج توصیف نموده‌اند.

در پاسخ به بخش دوم سؤال نیز باید گفت با توجه به اینکه معنای واقعی کلام امام علیه‌السلام به‌آسانی از ظاهر الفاظ حدیث فهمیده نمی‌شود یعنی به‌روشنی و به‌طور قطعی نمی‌توان گفت منظور امام علیه‌السلام از عدم درد، درد جسمانیِ حاصل از جراحت و... باشد؛ پس با بهره‌گیری از قرائن مختلف، معانی احتمالی را باید مطرح نمود که ازجمله آن‌ها، عدم احساس درد به دلیل شوق رسیدن به معبود، عدم احساس درد به دلیل عدم خوف و ترس، تحمل دردها به دلیل آرمان بلند شهادت، از بین رفتن همه دردها پس از شهادت و لطف و معجزه الهی برای شهید در لحظه جان دادن است.

پی‌نوشت‌ها:

1. المتقی الهندی، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، علاء الدین علی بن حسام الدین ابن قاضی خان القادری الشاذلی الهندی البرهانفوری ثم المدنی فالمکی الشهیر بالمتقی الهندی، المحقق، بکری حیانی-صفوه السقا، مؤسسه الرساله، چاپ پنجم، 1401 ق، ح 11103.

2. الکافی، کلینى، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح، غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 5، ص 53.

3. ابن بابویه، محمد بن على، عیون أخبار الرضا علیه‌السلام‏، محقق / مصحح، لاجوردى، مهدى، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1378 ق، ج 1، ص 274.

4. «... وَ آتَتْ کُلَّ واحِدَهٍ مِنْهُنَّ سِکِّیناً وَ قالَتِ اخْرُجْ عَلَیْهِنَّ فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُن... .» سوره یوسف، آیه 31.‏

5. حسن بن على، امام یازدهم علیه‌السلام، التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه‌السلام‏، محقق / مصحح، مدرسه امام مهدى علیه‌السلام، قم، مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف، اول، 1409 ق، ص 543.

6. «قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ زَیْنُ الْعَابِدِینَ علیه‌السلام: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: مَا مِنْ شَیْ‏ءٍ أَتَرَدَّدُ عَنْهُ تَرَدُّدِی عَنْ قَبْضِ رُوحِ الْمُؤْمِنِ یَکْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَنَا أَکْرَهُ مَسَاءَتَهُ فَإِذَا حَضَرَهُ أَجَلُهُ الَّذِی لَا یُؤَخَّرُ فِیهِ بَعَثْتُ إِلَیْهِ بِرَیْحَانَتَیْنِ مِنَ الْجَنَّهِ تُسَمَّى إِحْدَاهُمَا الْمُسْخِیَهُ وَ الْأُخْرَى الْمُنْسِیَهُ فَأَمَّا الْمُسْخِیَهُ فَتُسْخِیهِ عَنْ مَالِهِ وَ أَمَّا الْمُنْسِیَهُ فَتُنْسِیهِ أَمْرَ الدُّنْیَا.» طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی، محقق / مصحح، مؤسسه البعثه، قم، دار الثقافه، چاپ اول، 1414 ق، ص 414.

7. «ثُمَّ تَرْکُ اَلْوَهْنِ وَ اَلاِسْتِکَانَهِ إِنَّهُ اِنْصَرَفَ مِنْ أَحَدٍ وَ بِهِ ثَمَانُونَ جِرَاحَهً یَدْخُلُ اَلْفَتَائِلُ مِنْ مَوْضِعٍ وَ یَخْرُجُ مِنْ مَوْضِعٍ.» مفید، محمد بن محمد، الإختصاص، ‏محقق / مصحح، غفارى، علی‌اکبر و محرمى زرندى، محمود، قم، الموتمر العالمى لالفیه الشیخ المفید، چاپ اول، 1413 ق، ص 158.