پرسش وپاسخ

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

 

امام علي عليه السلام: چگونه ادّعاى دوستى خدا مى كند، كسى كه دوستى دنيا در قلبش جاى گرفته است ؟! غرر الحكم و درر الكلم 7002

 

پرسش 1:
آيا با غسل هايي غير از جنابت مي توان نماز خواند؟ شرح غسل جنابت مستحب چطور؟

پاسخ:
ّْبا سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز .
فتواي مراجع در اين مسئله متفاوت است : به فتواي امام خميني ، آيت الله خامنه اي و آيت الله بهجت : با غسل هاي واجب غير از غسل جنابت نمي توان نماز خواند . بعد از انجام غسل بايد
براي نماز وضو گرفت .
ديگر فقيهان معاصر همانند آيات عظام : فاضل , خويى , سيستاني تبريزى , مكارم شيرازى و شبيرى زنجانى مى فرمايند: در غسل هاى واجب غير از جنابت نيز نيازى به وضو نيست . (1)
اما در مورد غسل هاي مستحب:
به فتواي آيات عظام : امام خميني،بهجت،اراکي،گلپايگاني، فاضل، صافي، خامنه اي (2) وجعفر سبحاني (3) باغسل هاي مستحبي بدون وضو نمي شود نماز خواند. به فتواي آيات عظام: خوئي،تبريزي،زنجاني،مکارم، سيستاني، صانعي،(4) وحيد،(5) و نوري همداني(6) با غسل مستحبي که مستحب بودنش ثابت شده باشد ، مي شود نماز خواند.
غسل هاي واجب هم به خاطر نماز و امور ديگري که در رساله هاي عمليه بيان شده ، واجب هستند و هم به خودي خود مستحب اند، مثلا غسل جنابت مستحب است ، ولي به خاطر نماز واجب مي شود . اگر غسل جنابت (چه به نيت واجب و چه به نيت مستحب) انجام شد ، براي نماز خواندن با آن غسل وضو لازم نيست.
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ، نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظريه مرجع شما پاسخ بدهيم .
پي­ نوشت­ها:
1 . توضيح المسائل مراجع،ج1،مسئله646 و 466 و 391 .
2. اجوبه الاستفتاات ،س 188 .
3. توضيح المسائل، م385.
4. همان، م 633.
5 . همان،م652.
6. همان،م 647.

 

امام علي عليه السلام: چگونه ديگرى را اصلاح مى كند، آن كه خود را اصلاح نكرده است؟! غرر الحكم و درر الكلم 6995

 

پرسش 1:
آيا با غسل هايي غير از جنابت مي توان نماز خواند؟ شرح غسل جنابت مستحب چطور؟

پاسخ:
ّْبا سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز .
فتواي مراجع در اين مسئله متفاوت است : به فتواي امام خميني ، آيت الله خامنه اي و آيت الله بهجت : با غسل هاي واجب غير از غسل جنابت نمي توان نماز خواند . بعد از انجام غسل بايد
براي نماز وضو گرفت .
ديگر فقيهان معاصر همانند آيات عظام : فاضل , خويى , سيستاني تبريزى , مكارم شيرازى و شبيرى زنجانى مى فرمايند: در غسل هاى واجب غير از جنابت نيز نيازى به وضو نيست . (1)
اما در مورد غسل هاي مستحب:
به فتواي آيات عظام : امام خميني،بهجت،اراکي،گلپايگاني، فاضل، صافي، خامنه اي (2) وجعفر سبحاني (3) باغسل هاي مستحبي بدون وضو نمي شود نماز خواند. به فتواي آيات عظام: خوئي،تبريزي،زنجاني،مکارم، سيستاني، صانعي،(4) وحيد،(5) و نوري همداني(6) با غسل مستحبي که مستحب بودنش ثابت شده باشد ، مي شود نماز خواند.
غسل هاي واجب هم به خاطر نماز و امور ديگري که در رساله هاي عمليه بيان شده ، واجب هستند و هم به خودي خود مستحب اند، مثلا غسل جنابت مستحب است ، ولي به خاطر نماز واجب مي شود . اگر غسل جنابت (چه به نيت واجب و چه به نيت مستحب) انجام شد ، براي نماز خواندن با آن غسل وضو لازم نيست.
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ، نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظريه مرجع شما پاسخ بدهيم .
پي­ نوشت­ها:
1 . توضيح المسائل مراجع،ج1،مسئله646 و 466 و 391 .
2. اجوبه الاستفتاات ،س 188 .
3. توضيح المسائل، م385.
4. همان، م 633.
5 . همان،م652.
6. همان،م 647.

با سلام جوانی هستم 22ساله.من در تنهایی و خلوت خویش به هیچ وجه گناهی رو انجام نداده و حتی به فکر گناه و معصیت نمی افتم و بلکه مشغول به امور مستحبی دین ومطالعه هستم ...اما همین که در جمع اعضای خانواده و آشنایان و یا دوستان خود قرار میگیرم به طور عجیبی تغییر میکنم و اعمالم دست خودم نیست ونمیتوانم قبل از کارهایم تفکر کنم و دچار عصبانیت بی جا،تند مزاجیٰ،کلمت بد به زبان آوردن،و گاهی اوقات حتی مسخره کردن دیگران و(به طور کامل جوگیر میشوم).......ولی همین که تنها میشوم از تمام این کردار خود پشیمانم و از خداوند استغفار میجویم لطفا مرا راهنمایی کنید (من بخش جزیی این نقص را شاید ندانستن آداب اسلامی در اجتماع و معاشرت میدانم لطفا علاوه بر پاسخ جامع وکارساز خود منابعی را برای این کمبود معرفی نمایید)با تشکر فراوان

پرسش: اخلاق شرح با سلام جواني هستم 22ساله.من در تنهايي و خلوت خويش به هيچ وجه گناهي رو انجام نداده و حتي به فکر گناه و معصيت نمي افتم و بلکه مشغول به امور مستحبي دين ومطالعه هستم ...اما همين که در جمع اعضاي خانواده و آشنايان و يا دوستان خود قرار مي گيرم به طور عجيبي تغيير مي کنم و اعمالم دست خودم نيست ونمي توانم قبل از کارهايم تفکر کنم و دچار عصبانيت بي جا،تند مزاجي?،کلمات بد به زبان آوردن،و گاهي اوقات حتي مسخره کردن ديگران و(به طور کامل جوگير مي شوم).......ولي همين که تنها مي شوم از تمام اين کردار خود پشيمانم و از خداوند استغفار مي جويم. لطفا مرا راهنمايي کنيد .بخش جزيي اين نقص را شايد ندانستن آداب اسلامي در اجتماع و معاشرت مي دانم. لطفا علاوه بر پاسخ جامع وکارساز خود منابعي را براي اين کمبود معرفي نماييد.

پاسخ: با سلام و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز
امروزه رفتارهايي نظير مسخره كردن ديگران و تند مزاجي و بد دهاني و ... از اموري نيست كه در زشتي آن ترديدي وجود داشته باشد . البته كسي منكر تاثيرات آشنايي با آداب اسلامي در اصلاح و كردار افراد نيست اما نمي توان مدعي شد هر كس آداب معاشرت دانست و زشتي ها را شناخت، تمام راه را طي كرده است ، زيرا اگر چه دانستن آداب معاشرت سبب فراگيري راه هاي برخورد صحيح با ديگران و شناخت رفتار هاي ناپسند مي شود اما آيا شناخت به تنهايي موجب ترك رفتارهاي ناپسندي چون عصبانيت و مسخره كردن و فحاشي و ... هم مي شود؟
به نظر مي رسد صرف دانستن زشتي رفتار هاي ناپسند تاثير فراواني در ترك آن ها نداشته باشد .چه بسيارند انسان هايي كه زشتي رفتار و كردار خود را مي دانند اما آن را انجام مي دهند . اين نشان مي دهد براي رهايي از رفتار هاي ناپسند به اكسيري غير از علم و شناخت نياز داريم و آن اراه و خواست دروني ماست. در پرتو اكسير اراده است كه انسان علم و عمل را به يكديگر پيوند مي دهد.
بنابراين مي توان گفت اساسي ترين و مشکل ترين گام در مسير رهايي از رفتارهاي ناپسندي چون تمسخر و فحاشي و ... « خواستن و داشتن عزم و اراده قوي و استوار» است . انسان براي رهايي از اين رفتار هاي زشت و ناپسند بايد نيروي اراده را در خود تقويت نمايد. البته تقويت عزم و اراده مرحله اي است که بايد به تدريج و با صبر و حوصله حاصل شود.
در نامه خود نوشته ايد :
" همين که در جمع اعضاي خانواده و ... قرار مي گيرم ،به طور عجيبي تغيير مي کنم و دچار عصبانيت بي جا،تند مزاجي،کلمات بد به زبان آوردن، گاهي اوقات حتي مسخره کردن ديگران مي شوم ،ولي همين که تنها مي شوم ،از تمام اين کردار خود پشيمانم و از خداوند استغفار مي جويم."
آنچه نوشته ايد ،نشان مي دهد از زشتي مسخره كردن و ... اطلاعات كافي داريد.بعد از اتمام مجلس پشيمان شده و استغفار مي كنيد. بنابراين بايد دنبال نقصان ديگري غير از علم و دانايي در وجود خود بگرديد. به نظر مي رسد براي مبارزه با رذايل اخلاقي مذكور نياز به يك اراده قوي داريد تا بتوانيد در ترك رفتار هاي زشت شما را كمك نمايد .در تقويت اراده عوامل متعدّدى تأثير گزار هستند كه بايد رعايت شده و با عواملى كه موجب ضعف اراده مى‏شود مبارزه گردد.
يكى از عوامل مهم تقويت اراده، مبارزه با عادت‏هاى بد و ناپسند است؛ از اين رو بايد سعى شود با هواهاى نفسانى (كه انسان را به اعمال ناپسند مى‏كشاند) مبارزه شده و از عادات ناپسند جلوگيرى گردد .
بايد رذايل اخلاقي نظير عصبانيت و مسخره كردن و .... ريشه يابي شوند كه سبب بروزاين رفتار ها از انسان چيست ؟ بعداز پيدا كردن آن عوامل آن ها را از بين ببرد . با ريشه كن نمودن آن عوامل انسان مي تواند اين رفتار هاي نا پسند را به مرور و كم كم از خود دور نمايد .
آرامش روانى مؤثرترين عامل تقويت اراده است.تحصيل اين آرامش در گرو انجام وظايف الهى و حاضر دانستن خداوند در همه صحنه‏هاى زندگى است. نماز را اوّل وقت خواندن، مقررّات الهى را رعايت نمودن، اجتناب از گناه، هر كدام به تنهايي از مهم‏ترين عوامل تقويت اراده به شمار مى‏آيند. كسى كه روزه مى‏گيرد؛ در واقع با تمام هوس‏ها و رذايل اخلاقى مبارزه مى‏كند.
توصيه‏هاى كاربردى براى تقويت اراده :
بايد طبق برنامه‏اى جدى به تقويت اراده خود بكوشيد . همواره سعى كنيد برخود مسلط باشيد. راه هاى مختلفى وجود دارد ولى مهم آن است كه در راه درمان آن كاملا جدى باشيد . آنچه پيشنهاد مى‏شود ، بدون كم ترين كاستى به اجرا گذاريد:
1. كاملا به خود مطمئن باشيد كه مى‏توانيد روحيه خود را تغيير دهيد، ولى براى نتيجه گيرى عجول نباشيد، بلكه با خود فكر كنيد بايد حداقل يك سال روى رفتارهاى خود كار كنيد . اگر چنين نموديد، حتما پس از آن دگرگونى رفتارى خواهيد شد.
2. از حساسيت بيش از حد در هر زمينه بپرهيزيد.
3. خود را به انجام وظايف و تكاليف دينى مقيد نماييد، همواره سعى كنيد نماز خود را اول وقت بخوانيد، حتى اگر مشغول نوشتن مطالبى باشيد كه فقط چند سطر يا كلمه‏اى از آن باقى مانده باشد يا با كسى مشغول صحبت كردن هستيد، آن را رها كنيد . خواسته و ميل درونى خود را فداى اراده انسانى خود سازيد، انجام تكاليف و عباداتى همچون نماز در اول وقت و روزه و حج و جهاد و صدقه و انفال مالى، باعث تقويت اراده مى‏گردند.
4. با خود شرط كنيد كه هيچ گاه و در هيچ شرايطى برخورد تند نداشته باشيد . اگر ناگهان از شما برخورد تندى سر زد ،خود را جريمه كنيد؛ مثلا تصميم بگيريد - يا در صورت امكان نذر كنيد - كه مثلا اگر بر سر كسى فرياد زديد ،فلان مبلغ صدقه بدهيد، يا شب نماز شب بخوانيد، يا يك روز روزه بگيريد. كارآيى اين روش، بسيار بالا است .بسيارى از علماى بزرگ بدين سان تمرين عملى و خودسازى نموده‏اند.
5. از تفريحات سالم و تقويت كننده اراده؛ مانند كوهنوردى، شنا، دو و پياده‏روى و گردش در طبيعت و... نيز استفاده كنيد.
6. در تصميم‏گيرى‏ها حتى‏الامكان با افراد عاقل و پخته مشورت نماييد . از اقدامات عجولانه و مطالعه نشده بپرهيزيد.
7. بيش تر با افراد خوش خلق و غير عصبى معاشرت كنيد.
8. از موقعيت‏هاى كه زمينه تندخويى در آن فراوان است اجتناب كنيد .در موقعيت‏هايى حضور يابيد كه رفتار پرخاشگرانه در آن جا ديده نمى‏شود .از موقعيت‏هاى كه شما را به تندى نمودن دعوت مى‏كند دور شويد.
9. قبل از هر عملى در مورد پيامد آن تفكّر و بيانديشيد .آن گاه اقدام نمائيد . با تمرين اين راهكار و به كارگيرى آن در مورد تمام رفتارها، اندك اندك كنترل خويش را بر تمام رفتارها توسعه بخشيد.
10. به برخى رفتارها و حالاتى كه از افراد سر زد و شما را به عصبانيت دعوت مى‏كند توجه نكنيد ،مثلاً اگر كسى با حرف ناروا شما را بر مى‏افروزد ،از شنيدن و گوش سپردن به سخنان وى اجتناب كنيد حتى گوش ندهيد يا محيط را ترك كنيد .ديگر به گفته‏هاى او دقت و توجه نكرده و آن ها را در ذهن خود مرور نكنيد. نسبت به ديگر اعمال فيزيكى و رفتارهاى پرخاشگرانه و تحريك كننده نيز همين طور واكنش نشان دهيد .راه بى‏توجهى و تغافل را پيش گيريد.
11. سطح شناخت خود را با مطالعه و تفكر از زشتى، ناپسند بودن، غيرقابل جبران بودن اعمال پرخاشگرانه بالا ببريد. مثلاً روايات، آيات و داستان‏هايى را كه در مورد اين نوع رفتارها و آثار آن‏ها نوشته شده ،مطالعه كنيد . بعد در مورد آن ها فكر كنيد. حتى در برخى موارد به آثار رفتار تندى كه خود مرتكب آن شده‏ايد، توجه و آن عمل و زشتى آن را در ذهن خود مرور و بزرگ معرفى كنيد، به گونه‏اى كه به يك حالت خود هشدارى از درون دست يابيد. آثار فردى و اجتماعى و پيامدهاى حيثيتى آن عمل زشت را لحظه به لحظه در ذهن خود مرور و قبح آن را براى خود بزرگ جلوه دهيد تا از درون از آن عمل متنفّر شويد.
12. به هنگام بروز عصبانيت و تندخوئى سريع، حالات خود را تغيير دهيد مثلاً اگر ايستاده‏ايد ،بنشينيد . اگر نشسته‏ايد ،دراز بكشيد . صورت خود را با آب سرد بشويد . يك ليوان آب خنك بياشاميد . خود را از موقعيت دور سازيد.
13. از خواندن قرآن به مقدار زياد و در نوبت‏ها متعدد در طول 24 ساعت هرگز غفلت نورزيد ،چه قرآن تأثير عظيم در رسيدن به حالت سكينه و آرامش درونى دارد. همين طور عبادت‏هاى خود مانند نماز را در اول وقت و با حضور قلب كامل به جا آوريد كه تأثير بزرگى در رسيدن به اطمينان خاطر دارد و آدمى را از درون به سكوى آرامش مى‏سپارد.
14. بعد از استحمام و به هنگام خروج از حمام دو پاى خود را تا قوزك با آب سرد بشوييد.
15. ديگر رفتارهاى عادى و روزمره خود را نيز با تسلط كامل بر رفتار و بدون شتابزدگى انجام دهيد .آن ها را آرام آرام تعقيب كنيد تا نرم‏خويى و پرحوصلگى بر تمام رفتارهاى شما حاكميت پيدا كند.
16. شرح موارد فوق را در جدولى بنويسيد . موارد انجام و يا تخلف از آن را يادداشت كنيد . همواره سعى كنيد موارد تخلف را كاهش داده و بيش تر از پيش خود را به انجام آن ها مقيد سازيد حتى قبل از بروز آن موقعيت‏ها و به صورت مستمر راهكارهاى فوق را سرلوحه اعمال خود قرار دهيد . از آن به بعد بايد ميزان موارد پرخاشگرى شما كاهش يابد . آن ها را نيز يادداشت كنيد . كم كم از ميزان آن‏ها در طول روز، هفته و... بكاهيد و خود تنبيهى را به كار بگيريد.
17. از ميزان پايبندى خود به راهكارها و تأثير آن ها در تسلط بر رفتارتان گزارشى براى ما ارسال نمائيد تا پيشرفت و سير حل مشكل را با همكارى همديگر پيگيرى نماييم . در صورت لزوم راهكارهاى ديگرى خدمت تان ارائه كنيم.
**در پايان کتاب اخلاق معاشرت از جواد محدثي و
اخلاق عملي از مهدوي کني و
اخلاق در قرآن از مکارم شيرازي و
معجزه اراده از وجيهه آذرمى جهت مطالعه معرفي مي شود.

 

امام علي عليه السلام: بدترينِ مردم ، كسى است كه خود را بهترينِ ايشان مى داند . غرر الحكم و درر الكلم 5701

 

پرسش 1:
سن 21 سالگي براي پسر مناسب است شرح پسري هستم 19 ساله .دختري را دوست دارم. او نيز مرا دوست دارد .ما در غياب خانواده صيغه خوانده ايم .حالا دختر اصرار دارد که من 2 ساله ديگه برم خواستگاري ولي به نظر من سنم کم است .

پاسخ:
با سلام خدمت شما برادر گرامي...
مشکل شما در عين سادگي بسيار پيچيده است. اين که دختري را دوست داريد و ايشان هم شما را دوست دارد، کار ويژه‌اي انجام نداده‌ايد. هر پسري در سنين شما مي‌تواند به راحتي به جنس مخالف خود علاقمند گردد، پس تا اين جا جز اينكه خويشتنداري و دورانديشي نكرده ايد ، کار خاصي انجام نداده‌ايد.
غالباً‌ دختر ترجيح مي دهد كه با هدف ازدواج و پيوند هميشگي با يك پسر دوست شود‌. او همانند پسر به فكر ارضاي غريزه جنسي نيست كه امروز يكي و فردا يكي ديگر .اگر واقعاً هدف شما ازدواج باشد ، به صرف دوست داشتن و بدون رعايت ملاک‌هاي انتخاب همسر نمي‌توان اساس يک زندگي موفق را بنا نهاد . متأسفانه آينده زندگي شما در هاله‌اي از ابهام قرار مي‌گيرد.
غالباً ‌پسران در دوستي هاي خود دنبال ارضاي نيازهاي غريزي خود هستند تا تشكيل خانواده و انتخاب همسر و ازدواج . اين مسئله كم و بيش در رابطه دوستانه شما با دختر نيز آشكار است.
چه بهتر بود که در شروع اين رابطه آسيب‌زا کمي بيشتر تأمل مي‌کرديد . بي‌دليل خود را در اين مخمصه عاطفي و غريزي قرار نمي‌داديد.
هرچند اصرار دختر با توجه به شرايط به وجود آمده ،معقول به نظر مي‌رسد ،ولي موانع بسياري (که کوچک ترين آنها سن اندک شماست) بر سر راه ازدواج قرار دارد ، اگر چه به هيچ وجه اين راه آشنايي براي ازدواج توصيه نمي شود ، يعني اگر سن شما هم براي ازدواج مناسب بود ، به دلايل بسياري باز اين راه درستي براي ازدواج نيست.
از سويي مرجع تقليد شما براي ما مشخص نيست . چه بسا صيغه شما از اساس باطل باشد و روابط شما نامشروع تلقي گردد. در اين زمينه بايد از طريق پرس‌وجو از کارشناسان فقهي همين مرکز(با شماره 09640 بدون کد وهزينه) يا دفاتر مراجع معظم تقليد حکم صيغه را جويا شويد.
شايسته است در اولين فرصت با بازنگري جانانه در پرونده رابطه گذشته‌تان و با کمک مشاورين کارآزموده براي آينده ارتباطي خود تصميم منطقي و به دور از هر گونه احساسات و عواطف بگيريد.وضعيت ارتباطي شما در زمان حاضر به هيچ وجه مطلوب نيست . هر گونه اهمال‌کاري و دست روي دست گذاشتن در اين زمينه مشکل شما را به صورت روزافزون پيچيده‌ مي‌نمايد.

 

امام علي عليه السلام: به كودكان خود نماز بياموزيد و چون به سنّ بلوغ رسيدند ، آنان را براى نماز بازخواست كنيد . غرر الحكم و درر الكلم 6305

 

پرسش 1:
درمانده شرح با سلام و تشکر از اينکه منو تنها نمي ذارين و هر سوالي داشته باشم کمکم مي کنين.سخن شما را تاييد و تصديق مي کنم. البته 1چيز جالبي که ديروز برام اتفاق افتاد اين بود که يکي از دوستهاي ديگه ي من که از من خيلي دور هست و در شهر تهران زندگي مي کنه ديروز به من اس ام اس زد که براي گرفتن حاجاتت ختم قرآن برات نذر کردم. وقتي اين حرف را بهم گفت ياد خوابي افتادم که ديده بودم. چون من اين نذر خريدن 1قران بزرگ و ختم کردنش را 4-5 ماه پيش کرده بودم و اون دوستم هم برام بدون اينکه من اين نذرم را براش بيان کنم اون هم براي من ختم قران نذر کرده . نمي دونم نظر شما چي هست؟ شايد اين خوابم براي اين بود که آگاه بشم که کسي هم براي من داره اين لطف را ميکنه و دعام مي کنه و شايد هم ثوابش را دوستم برده و شايد...........الله اعلم

پاسخ:
پرسشگر گرامي با عرض سلام وتشکر از از ارتباط واعتمادتان
نمي توان در مورد ارتباط آن خواب و عمل دوستتان نظر قاطعي داد. اين امر را به فال نيک بگيريد و نسبت به گرفتن حاجت خود اميدوار باشيد.

 

امام علي عليه السلام: در شگفتم از كسى كه به احسان فرا دستش اميد دارد ، چگونه فرودستش را محروم مى كند . غرر الحكم و درر الكلم 6285

 

پرسش 1:
سلام خسته نباشيد در خصوص غيبت و حق الناس سوال داشتم که در بخش توضيحات مطرح مي کنم . شرح بنده قصد ازدواج داشتم که طي مشورت با خانواده آنها يکي از همسايگان حدوداً 14 سال پيش ما را به من پيشنهاد کردند و گفتند که دخترش را بگير خانواده خوبي هستند و فقط پدرش آدم بد اخلاقي هست و از بداخلاقي وي مي گفتند که من با توجه به تعريفي که کردند شايد در قالب شوخي گفتم :((ما را نکشد)) معني اين جمله يعني ما را به قتل نرساند ، برداشت ديگري نکنيد . حال اين سوال براي من پيش آمده که آيا با توجه به اينکه من طرف را چهرتن نمي شناسم و اگر او را و خانواده اش را ببينم نمي شناسم ولي پدرم و مادرم او را و خانواده اش را مي شناسند ، غيبت محسوب مي شود و لازم است که طرف (پدر دختره) را پيدا کنم و از او حلاليت بطلبم ؟ وظيفه من چيست ؟ لطفا در کنار پاسخ اشاره جزئي به سوال کنيد که من بفهمم جواب کدام سوال من است .

پاسخ:
پرسشگر گرامي با عرض سلام وتشکر از از ارتباط واعتمادتان
گفتن اين جمله که ما را نکشد غيبت حساب نمي شود .

 

امام علي عليه السلام: زخمِ زبان ، دردناك تر از زخمِ نيزه است . غرر الحكم و درر الكلم6011

 

پرسش 1:
مورد مدرسه علميه و طلبگي؟ شرح
آيا پوشيدن عبا و گذاشتن عمامه در مدارس علميه و پس از پايان آن اجباري است؟

پاسخ:
ّْْبا سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز .
پوشيدن لباس روحانيت براي روحانيان اجباري نيست، و اگر ديده مي‌شود بعضي از طلاّب جوان عبا به دوش مي‌اندازند، از روي علاقه است.
البته مرسوم است پس از گذراندن مقطع سطح که طلبه حدود 8 سال به تحصيل ادامه داده است، ملبّس به لباس روحانيت (عبا، قبا، عمامه) شود، ولي اجباري در پوشش آن و يا سال و درجه خاصي براي آن وجود ندارد.

پرسش 2:
مدرسه علميه اي وجود دارد که به صورت نيمه وقت يا پاره وقت باشد؟
پاسخ:
در اين باره با روابط عمومي مركز مديريت حوزه علميه با شماره تلفن 7740971الي4تماس بگيريد.
پرسش 3:
آيا تعهد به تبليغ در مدارس علميه اجباري است؟

پاسخ:
از قديم روحانيون نسبت به امر تبليغ خود جوش عمل مي كردند. اين مهم را جزء تكاليف خود مي دانسته و وظيفه اخلاقي خود مي ديدند، تا در مسير روشنگري ، ارشاد وهدايت مردم ،گام بردارند. اكنون نيز اين امر را به مقتضاي وظيفه و تكليف، به واسطه نهادهاي ساماندهي تبليغي مانند : دفتر تبليغات انجام مي دهند .تعهد واجباري در بين نيست .فقط روحانيان طرح هجرت كه براي مدت بيش از يك سال، به شهرها و روستاها اعزام مي شوند، در امر تبليغ متعهد مي شوند .

 

امام علي عليه السلام: به دنبال جمع ميان دنيا و آخرت بودن از نيرنگ هاى نفس است . غرر الحكم و درر الكلم 5995

 

پرسش 1:
سئوال در مورد مسائل زنا شويي شرح با سلام . من مدتي است که ازدواج کرده ام ولي تاکنون موفق نشده ام يک رابط خوب جنسي با همسرم داشته باشم . عليرقم تلاش زيادم جهت تحريک او قبل از انجام دخول ولي ارضاء نمي شود و هميشه عمل دخول با درد بسيار زيادي براي همسرم همراه است .نمي دانم چکار کنم کمکم کنيد .

پاسخ:
برادر گرامي با تشكر از تماس تان با اين مركز
درد يا ناراحتي در داخل يا اطراف مهبل (واژن) در زمان دخول يا بعد از مقاربت از مشكلات شايع زنان است كه ممكن است علت جسمي يا عاطفي (روحي) داشته باشد. علت هرچه باشد بايد با مراجعه به پزشك متخصص زنان در تشخيص علت و درمان آن در صدد درمان آن برآييد زيرا دردناك بودن مقاربت مي‌تواند موجب كاهش ميل جنسي و حتي بروز مشكل در رابطه با همسر گردد. يکي از دلايل شايع درد هنگام آميزش براي زنان خشکي واژن است. اگر خانم به هر دليل آمادگي دخول را نداشته باشد، اين عمل مي تواند بسيار دردناک باشد. در اکثر موارد خشکي واژن به دليل نداشتن پيش نوازي کافي است، يعني خانم اين فرصت را پيدا نکرده که از نظر جسمي به محرک هاي جنسي پاسخ دهد و محيط واژن به اندازه کافي لغزنده نيست. از جمله دلايل و شرايط ديگري که مي تواند باعث خشکي واژن شود داروهايي است که فرد مصرف مي کند.
بنابراين اگر مطمئن هستيد که پيش نوازي به اندازه کافي داريد و واژن آمادگي لازم را براي دخول دارد و هنوز درد دارد به پزشک زنان و زايمان مراجعه کنيد چون ممکن است همسرتان به ديسپاروني يا اختلال آميزش دردناک دچار باشد.
موفق باشيد.

1- شنيدم سني ها نماز ظهر و عصر و همچنين مغرب و عشا را نيز جدا از هم مي خوانند. آيا درست است؟ چرا سني ها و شيعه ها اين تفاوت را دارند و دليل هر کدام چيست؟

 

امام علي عليه السلام: پيوند با خويشاوندان ، دارايى ها را به بار مى نشاند و مرگ را به تأخير مى اندازد . غرر الحكم و درر الكلم 5847

 

پرسش 1: سوال شرح 1- شنيدم سني ها نماز ظهر و عصر و همچنين مغرب و عشا را نيز جدا از هم مي خوانند. آيا درست است؟ چرا سني ها و شيعه ها اين تفاوت را دارند و دليل هر کدام چيست؟ پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما ؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛ اهل سنت خواندن نماز را در پنچ وقت (غير از حالت اضطرار) واجب مي دانند ، اما شيعه آن را مستحب و داراي ثواب دانسته و خواندن در سه وقت را نيز در حالت عادي جايز مي داند. دليل هر كدام آيات و روايتي است كه در اين زمينه وارد شده و تفسيرهاي متفاوتي ارائه مي دهند . شيعه به پيروي از اهل بيت خواندن در پنج وقت را مستحب ، نه اينكه واجب باشد ؛ بنابراين اگر كسي نماز را در پنج وقت فضليت بخواند ،‌ ثواب بسيار دارد كه در توضيح المسايل مراجع نيز تحت عنوان وقت هاي فضليت هر يك از نمازها بيان شده است. به عقيده شيعه ، اجازه جمع نمازها در سه وقت فقط براي موارد اضطرار نبوده بلکه موارد غير اضطراري را هم شامل است. اقامة نماز در پنج وقت و اداي هر نماز در وقت فضيلت خود، شيوة پيامبر و پيشوايان ديگر و عموم مسلمانان صدر اسلام بوده و آنان غالباً پنج نماز را در پنج وقت مي‌خواندند. اما آيا «تفريق» و فاصله افکندن ميان نمازها ـ چنان که بسياري از فقهاي اهل تسنّن قائل هستند ـ واجب است يا اين که امري است مستحب و بسان ساير مستحبّات که انسان در فعل و ترک آن مختار است، اجباري بر يک طرف در کار نيست ـ اگر چه انجام آنها به طور جداگانه بهتر مي‌باشد؟ دانشمندان شيعه به پيروي از احاديثي که از عمل پيامبر حکايت مي‌کند و از رواياتي که از پيشوايان بزرگ اسلام رسيده و به پيروي از ظواهر آيات قرآن، در تمام اعصار اسلام، ‌تفريق ميان نمازها را مستحب دانسته و به مردم مي‌گفتند که فاصله انداختن ميان نمازها و اقامه هر نمازي در وقت فضيلت خود مستحب و افضل است. در عين حال مي‌توان اين مستحب را ترک نمود و معني مستحب همين است. البته جمع ميان دو نماز، نه به اين معنى است که يکي را در وقت ديگري مي‌خوانيم، مثلاً ‌اگر نماز مغرب و عشا را در سر شب خوانديم، چنين نيست که عشا را در غير وقت خود به جا آورده باشيم، بلکه هر دو نماز را در وقت مشترک خود گزارده‌ايم؛ زيرا از آغاز مغرب تا نيمه شب، وقت هر دو نماز است (جز اين که از اوّل مغرب به اندازه سه رکعت، به نماز مغرب اختصاص دارد، و از آخر به اندازه چهار رکعت به نماز عشا؛ و باقيمانده وقت ميان هر دو نماز مشترک است).هر موقع عشا را در کنار مغرب ـ‌يعني اوّل شب ـ‌و يا مغرب را در آخر وقت کنار نماز عشا بخوانيم، ‌هر دو را در وقت به جا آورده‌ايم، ولي مستحب است که نمازگزار، نماز مغرب را سر شب و نماز عشا را پس از زوال شفق به جا آورده و اگر کسي اين شرط را رعايت نکند، ‌فقط يک مستحب را ترک کرده است. چرا جمع ميان دو نماز جايز است؟ دليل و گواه ما بر جواز جمع ميان دو نماز احاديثي است که از پيشواي ششم حضرت صادق(ع) نقل شده و مرحوم شيخ حرّ عاملي اين احاديث را در کتاب خود گرد آورده است. تنها محدّثان شيعه نيستند که احاديث را نقل نموده‌اند، بلکه محدّثان اهل تسنن نيز روايات مربوط به جواز جمع ميان نمازها را ـ حتى در مواقعي که عذري در پيش نيست ـ از پيغمبر نقل کرده‌اند. در حدود ده روايت در کتاب‌هاي معتبر خود از ابن عبّاس و معاذ بن جبل و عبدالله بن مسعود و عبدالله بن عمر ذکر نموده‌اند: 1ـ محدّث معروف جهان تسنن، ‌احمد بن حنبل، در کتاب معروف خود از ابن عباس نقل مي‌کند: «صلّى رسول الله(ص) الظهر و العصر جميعاً، والمغرب والعشاء جميعاً من غير خوف ولا سفر؛(2) رسول خدا نمازهاي ظهر و عصر، و مغرب و عشا را با هم در يک جا، بدون داشتن عذري مانند ترس از دشمن و مسافرت به جا آورد».(2) 2ـ باز همان محدّث از طريق جابر بن زيد از ابن عبّاس نقل مي‌کند: « با پيامبر هشت رکعت نماز ظهر و عصر و هفت رکعت نماز مغرب و عشا را يک جا به جا آورده‌ام». اين حديث از ابن عباس به عبارت‌هاي گوناگوني نقل شده است. 3ـ نيز در کتاب خود از عبدالله شقيق نقل مي‌کند: «روزي ابن عباس براي مردم خطابه‌اي ايراد مي‌کرد و سخنراني او به اندازه‌اي طول کشيد که ستارگان در آسمان پيدا شدند، مردي از «بني‌تميم» برخاست و به عنوان اعتراض گفت:اکنون وقت نماز مغرب است و ادامه سخن سبب مي‌شود که وقت آن سپري گردد. ابن عبّاس به وي گفت: من به سنّت و روش پيامبر از شما آشناترم، مي‌ديدم که پيامبر خدا نماز ظهر و عصر و نيز مغرب و عشا را با هم مي‌خواند. راوي مي‌گويد : در اين مطلب به شک و ترديد افتادم، جريان را به ابوهريره گفتم. او گفتار ابن عبّاس را تصديق کرد».(3) 4ـ محدّث معروف مسلم بن الحجاج القشيري متوفّاي سال 261 هجري قمري، يک باب در صحيح خود به عنوان «جمع نماز در حضر» منعقد نموده و چهار روايت در اين زمينه نقل نموده است که سه روايت از آن به «ابن عباس» و يکي به «معاذ بن جبل» منتهي مي‌گردد ؛(4) مضمون اين چهار حديث با آنچه نقل کرديم ،يکي است. در اين روايات به نکته تازه‌اي اشاره شده است : وقتي راوي از علّت جمع مي‌پرسد، وي در پاسخ مي‌گويد:‌« خواست امّت خود را به زحمت و مشقّت نيفکند». اين تعليل در روايات شيعه نيز وارد شده و در رواياتي که از امام صادق(ع) در اين باب نقل شده، اين نکته نيز موجود است.(5) 5ـ راويان اين مسأله (جمع ميان دو نماز) منحصر به ابن عبّاس و «معاذ» نيستند، «طبراني» از «عبدالله بن مسعود» نقل مي‌کند که پيامبر خدا ميان نمازهاي ظهر و عصر و مغرب و عشا را براي اين که امّت وي به زحمت نيفتند جمع نمود.(6) عين اين مطلب از عبدالله بن عمر نيز نقل شده است: «پيامبر در حالي که مسافر نبود، ميان دو نماز جمع نمود تا امّت وي در مشقّت نباشند».(7) اينها قسمتي از احاديثي است که محدّثان اهل تسنن در کتاب‌هاي حديث و تفسير خود نقل کرده‌اند . همگي حاکي از اين است که جدا خواندن نمازها امري مستحبي است . اگر مراعات اين مستحب به اصل اداي فريضه لطمه مي‌زند، به دستور پيامبر مي‌توانيم ترک کنيم ـ يعني هر دو را با هم به جا آوريم. امروز در بسياري از مناطق، وضع زندگي طوري تنظيم شده که مراعات اين استحباب، موجب مشقّت شده است . چه بسا سبب مي‌شود که گروهي از انجام اصل نماز سرباز زنند. در اين موقع با الهام گرفتن از راهنمايي پيامبر، مي‌توان براي مراعات «اهم» مسألة تفريق را ترک نمود. اکنون بسياري از فقهاي اهل تسنن همين نظر را دارند، ‌ولي به ملاحظاتي از اظهار نظر خودداري مي‌کنند.(8) پي‌نوشت‌ها: 1. وسائل الشيعه، کتاب الصلوة، ‌باب‌هاي مربوط به وقت نماز (باب 32 و 33). 2. مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 221. 3. همان، ص 251 و قريب به اين مضمون را زرقاني شارح کتاب «موطأ مالک» در شرح خود، ج 1، ص 263، آورده است. 4. صحيح مسلم، ج 2، ص 151. 5. وسائل الشيعه، کتاب صلوة، ابواب وقت، باب 32، حديث‌هاي 2، 3، 4 و 7. 6. شرح موطأ زرقاني، صفحه 263. 7. کنز العمّال، ج ، ص 242. 8. رساله الاسلام، سال هفتم، شمارة 20، ص 156. پرسش 2: آيا در هنگام رکوع مي توان به جاي ذکرش سه مرتبه (سبحان الله) را گفت؟ 3- براي نماز خواندن استفاده از مُهر واجب است؟ پاسخ: مي توان به جاي ذكر خاص ركوع ، سه بار سبحان الله گفت. در نماز بايد سجده بر چيزي باشد كه صحيح است و اين چيز لازم نيست كه حتماً‌ مهر باشد. شيعه معتقد است سجده بر خاک و سنگ و آنچه از زمين مي رويد (غير از خوردني ها و پوشيدني ها و معدني جات) صحيح است . برغيراين موارد صحيح نيست. در بين آنها سجده بر خاك ، بهتر است. پيامبر(ص) فرمود: "جعلت لي الارض مسجداً و طهوراً؛ خداوند زمين را براي من محل سجده و باعث طهارت دانست". از اصحاب ديده شده است كه آنان نيز بر خاك سجده مي‏كردند. "ابن سعد... مي‏نگارد: "مسروق بن اجدع، به هنگام مسافرت، خشتي را با خود برمي‏داشت تا در كشتي بر آن سجده نمايد". مسروق بن اجدع، يكي از تابعين است. اين سخن روشن، بي‏پايگي گفتار كساني را كه همراه داشتن قطعه‏اي از خاك و تربت را شرك و بدعت مي‏پندارند، اثبات مي‏كند . معلوم مي‏گردد كه پيشتازان تاريخ اسلام بدين كار مبادرت مي‏ورزيدند.(1) در كتاب "الفقه علي المذاهب الاربعه" آمده: "سجده بر هر چيز جايز است حتي دستار دور سر، به شرطي كه پاك باشد، اما پيروان ابوحنيفه سجده بر دستار را در صورت ناچاري مكروه دانسته‏اند، ولي اماميه(شيعه) مي‏گويد سجده جايز نيست مگر روي زمين يا آن چه زمين روياينده و از آن چه خوردني و پوشيدني و معدني است نباشد".(2) اين فتواي شيعه بر اساس فرمايش پيامبر و سيره ائمه اهل بيت مي باشد. برخي از فرقه‏هاي اهل سنت (مانند وهابيت) چون ديده‏اند شيعيان به خاطر ثواب بيشتر به خاک (مهر) سجده مي‏كنند (خصوصاً كه مهر تربت كربلا باشد) از آن جا كه اين عمل برخلاف فقه آنان است، موجب حساسيت آنان شده و يا از روي ناداني و تعصب و دشمني با شيعه اين تهمت را بر شيعه وارد کرده اند كه سجده بر مهر، پرستيدن آن است، با اين كه آن‏ها مي‏دانند سجده بر تربت، پرستش آن نيست ؛ زيرا سجده روي خاک است ،نه براي خاک. ضمناً شيعه اصرار ندارد حتماً سجده بر خاك باشد، بلكه اگر سنگ و چوب و گياه باشد، سجده بر آن را جايز مي‏داند.(3) پي‏نوشت‏ها: 1 . سيد رضا حسيني‏نسب، شيعه پاسخ مي‏دهد، ص 108. 2 . قه تطبيقي، ص 94. 3 . محمد حسين ابراهيمي با كاروان حج، ص 57.

صفحه‌ها