پرسش وپاسخ

سلام من هنوز جواب سوال اولم را نگرفتم .که چرا اسلام در تمام جهان بر مردم حداقل عرضه نشده مثل ایران و بقیه کشورها تا آنها هم خود تشخیص دهند چه دینی انتخاب کنند؟ من نمی گوییم با زور یا اعجاز دین تحمیل شود و یا چرا نشده نه من منظورم این است که چرا مثل کشور خودمان ایران و یا کشورهای همسایه که اسلام کامل معرفی شده و مردم خود انتخاب میکنند در غرب نشده تا آنها دیگر این بهانه را نداشته باشند که حجت بر آنها تمام نشده بود و اسلام را نمی شناختیم و اگر می شناختیم عمل می کردیم. راستش من هنوز باز هم احساس پوچی میکنم وقتی می بینم منی که بارها از گناه های مختلف و از درخواستهای مختلفی در مورد گناه به من می شده و من آنها را طوری رد می کردم انگار چیز خطرناکی است با کسی که غرق انواع گناه است هیچ فرقی ندارم احساس پوچی میکنم چون احساس میکنم من با دانستن و گناه کردن به عذاب دچار می شوم اما کسانی که گناهانی مثل رقص و خوردن مشروب و روابط جنسی دارن و آنچنان درگیر گناه هستند که به این مسائل مثل گناه بودن یا نبودن ندارن و یا حتی کسانی که بطور کم دچار این گناه ها هستند اما در اثر درگیری مسائل مادی زندگی سراغ یاد گیری و تحقیق نمی روند و خودشان فکر می کنن کار درستی می کنن چه در ایران و خارج و بخاطر جهالت باز خواست نمیشن و وظیفه ای ندارن احساس می کنم عمرم را تلف کردم. حتی به تازگی حسرت موقعیتهای گناهی را که داشتم و نکردم را می خورم.چون حس میکننم اگر یاد نمی گرفتم و من هم نمی کردم می شود جاهل قاصر همانطوری که در استفتائات مراجع ذکر شده. یک سوال دیگر برایم مطرح شده در زمینه همین مسئله بالا .مدتی است سخنان بعضی از روحانیون را در موبایلها پخش میکنن که مثل شخصی قبلا گناه کار بوده مقید نبود و حتی نماز نمی خوانده و مشروب می خورده اما عشق به امام حسین (ع) داشته و عنایاتی به او میشده یکی از آنها این داستان است که:شخص مشروب خوری می خواسته در مراسم امام حسین شرکت کنه اما اهالی محل نمی گذارند و خود شخص در زیر زمین خانه خود به تنها شروع به عزاداری میکنه و در رو.ز عاشورا در حین عزارداری میمره و یاداستانهای دیگری. آیا نمازی که این همه سفارش شده هیچ ارزشی نداره و روایت شده که شفاعت ائمه به کسی که نماز سبک بشماره نمیرسه درست نیست.واقعا من گیج شدم چی درسته چی غلط اگر نماز ستون دینه پس چطور شخص بدون نماز به چنین عشقی و چنین مقامی میرسه.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
به نظر مي رسد در پاسخ قبلي ما چندان تامل و دقت به كار نبرديد و گرنه مساوي دانستن خود با بسياري از افرادي كه نام برديد، كاملا بي معناست ؛ دوست عزيز! عالم ما عالم علت ها و معلول هاست . خداوند ساختار عالم را بر اساس اراده و اختيار انسان ها بنا نموده است تا هركه هرگونه كه مي خواهد و مي تواند عمل كند ، در نتيجه سنت هاي الهي اديان آسماني آن گونه كه لازم بود ،درعالم گسترش نيافت .
اگر مانعي در مسير تبليغ و هدايت هاي انبيا به وجود نمي آمد، ايشان پيام خداوند را به همه مردم عالم مي رساندند ، اما ظالمان و مستكبران و جباران مانع اين امر شده، تلاش نمودند جلوي گسترش اديان و تعاليم انبيا را بگيرند .
اگر توقع داريد كه خداوند مانع قصد و نيت و عمل ظالمان در طول تاريخ بشود مثلا ظالمي كه عليه اسلام و پيامبر به قيام و مقابله برمي خيزد ،با اعجاز الهي زمين گير شود ، اين امر در سنت خداوند نادرست محسوب شده، عملي نخواهد شد . همان گونه كه خداوند اجازه تلاش و تبليغ دين حق را به مومنان داده ، امكان و اجازه ممانعت و مخالفت و جلوگيري را به ظالمان و مخالفان هم داده است ؛ نتيجه اين امر همين شده كه حقايق عالم به طور كامل به گوش همه جهانيان نرسيده است .
اما در خصوص اعمال ناپسند و گناهاني كه از انجام آزادانه آن توسط نامسلمانان به شكلي نادرست و غبطه گونه ناراحتيد و ترك اين زشتي ها از جانب خود را ظلمي ناخواسته به خود مي دانيد ، هرچند قبلا توضيح داده شد ، باز به صراحت عرض مي كنيم :
اين افراد نا آشنا با حقيقت اسلام از دو حال خارج نيستند ،
1.يا در اين جهل وناداني شان به واسطه فضاي فكري و فرهنگي و امكانات اطلاع رساني و شناخت حقيقت در وضعيتي هستند كه عذري براي بي توجهي و عدم دسترسي به حق را ندارند . در اين صورت وضعيت اين افراد - كه در زمان كنوني اكثر مردم جهان را تشكيل مي دهند - روشن است . آن ها عذري در برابر نيافتن حقيقت و عمل نكردن به دستورات الهي نداشته ، عاقبت اسف بار كفار در انتظار آنان است .
2.يا آن كه به دلايل گوناگون در جهل خود تقصيري نداشته ،واقعا از شناخت حقيقت محروم بوده ، امكان تحقيق و بررسي درست در زمينه اديان زنده و مباني فكري و آييني جامعه خود و اموري از اين دست را ندارند .واقعا دين و آيين خود را حق مي دانند ؛ اين افراد هرچند در خصوص مسلمان نشدن مورد مواخذه قرار نمي گيرند اما در عين حال از هر مسلك و مرامي كه باشند، بيش از نود درصد اعمال نام برده شما در تفكرات ديني وآييني خودشان هم مذموم و معصيت محسوب مي شود ، در نتيجه در قيامت به واسطه همين امور عذاب خواهند شد .
فرض كنيد يك مسيحي در بين همه آنچه نام برديد، تنها رقص و خوردن مشروب بر اساس تفكر ديني خودش مجاز و حلال باشد و در قيامت در برابر آن مواخذه نشود ، اما هر نوع رابطه جنسي غير مشروع و همجنس بازي و... در تفكر ديني او هم مطرود و مذموم و از بدترين گناهان به حساب مي آيد كه خود را از لحاظ شرعي مجاز به انجام آن نمي بيند . اگر هم بدان عمل مبادرت مي ورزد ، يا اصولا به دين و ايين و خدا و امور ماورايي اعتقاد نداشته ، يا اينكه اعتقادي ضعيف داشته ، از روي بي ايماني اين عمل حرام را انجام داده و آن را توجيه مي كند .
علاوه بر همه اين ها چنان كه در قبل هم اشاره كرديم حتي مشروب خواري و مانند آن امري نيست كه عقل و فطرت انساني در برابر آن قضاوتي نداشته باشد . نسبت به درستي و نادرستي آن حكمي نكند. يكي از مهم ترين ابزار معرفت ما و وسيله اي كه درقيامت در برابر ادراكات آن مورد سوال خداوند قرار مي گيريم ،عقل ماست .
در اقصي نقاط عالم بسيار بسيار بعيد است افرادي را بيابيد كه اعمال قبيحي مانند تجاوزات جنسي و همجنس بازي در مرام و مسلك آنان جايز و كاملا مباح باشد . در عين حال به حكم عقل و فطرت انساني خود،اين امور را كاملا درست و قابل قبول بدانند و در اين نوع نگرش و نگاه معرفتي خود هم هيچ گونه تقصيري نداشته باشند . احتمال نادرستي اين بينش را نداده، امكان دست يابي به حقيقت را هم به هيچ وجه نداشته باشند.
اسلام تنها دراين فرض و با اين همه احتمال و قيد و شرط چنين فردي را بي گناه و معذور تلقي مي كند . او در برابر اعمالش مورد مواخذه خداوند قرار نمي گيرد ؛ هر چند در عين حال وضعيت چنين فردي در آخرت ،با كسي كه در رنج درك معرفت صحيح و دين حق قرار گرفته ، در كوران فشارهاي اميال دروني و حكم عقل راه درست را برگزيده ، به درستي حقيقت را از باطل تشخيص داده است و بدان پايبند بوده ، به هيچ وجه قابل قياس نيست . نمي توان اين دو را در برخورداري از نعمت هاي بي بديل خداوند در بهشت با هم مقايسه نمود .
اما در خصوص مساله داستان ها و حكاياتي كه در مورد عنايت اهل بيت به برخي افراد كه گناهاني داشتند اما به خاطر محبت امام حسين عليه السلام اهل نجات مي شوند بايد بگوييم :
اولا: فارغ از هر نوع رد يا تاييد اين قبيل خواب ها و داستان ها ،اسلام و تشيع دين عقل و منطق است . نمي توان امور غير منطقي و خلاف اصول و مباني ديني را در آن به بهانه هاي گوناگون وارد كرد ؛ همه اين نوع داستان ها تا زماني ممكن است قابل قبول باشند كه با اصول و مباني فكري و عقيدتي ما قابل تطبيق باشند .و گرنه نمي توان آن ها را درست دانست ؛ معيار و مبنا براي ما قرآن و سنت قطعي پيامبر و اهل بيت عليهم السلام است . هرآنچه با اين امور منطبق نباشد، به حكم عقل قابل قبول نيست .
ثانيا : از لحاظ ارزشي هم اين قبيل داستان ها هيچ ارزش سندي و نقلي ندارد تا بتواند مثلا با آيات قرآن و روايات مسلم در تقابل قرار بگيرد . در نتيجه نمي توان اين داستان ها را در برابر آيات و روايات قطعي معتبر ديد ، تنها در مواردي كه چنين تقابل و تعارضي وجود نداشته باشد، مي توان در حد يك احتمال به اين قبيل داستان ها توجه اخلاقي كرد و نه بيش تر .
اما جداي از آنچه گفته شد، نبايد فراموش كرد كه بر اساس مباني فكري و عقيدتي شيعه عقلا محال نيست كه فردي به واسطه محبت به اهل بيت فرصت توبه و بازگشت بيابد و اهل سعادت و رستگاري گردد ، زيرا محبت اهل بيت و اشك بر امام حسين كه تجلي محبت است ، يكي از اساسي ترين اركان ايمان محسوب مي شود .همان گونه كه ممكن است فردي بعد از سال ها گناه و معصيت با توبه اي كوتاه همه گذشته خود را پاك كرده، به مسيرهدايت برگردد ، به همين نسبت هم ممكن است كه با جلب توجه اهل بيت فرصت بازگشت بيابد .
البته اين امر بديهي است كه محبت اهل بيت با معصيت خداوند و انجام گناه قابل جمع نيست. محبتي مورد توجه و ارزشمند است كه فرد را به سمت اصلاح اعمال و رفتارهايش بكشاند.حقيقت امر همان است كه در روايات آمده كه« شفاعت اهل بيت به كسي كه به نماز بي توجهي كند نمي رسد » .

به علت نداشتن فونت فارسی و ناخوانا بودن سوالات اینحا پاسخ میدهم دختر.فوق دیپلم.شیعه.ایت الله بهحت. سلام در حقبقت من فبلا خود ارضایی می کردم اما دیدم گناهه توبه کردم جدیدا چند عکس از هم جنس خودم دیدم با پوشش نا مناسب و ساعتی بعد باورزش درازو نشست وتوجه بیشتر به اندام خودم در اینه ارضا شدم من دوباره مرتکب گناه شدم؟ اگر اره باید مجددا تویه کنم؟از ترس دوباره ارضا شدنم حین ورزش مدتیه ورزش رو کنار گذاشتم کارم درسته؟ به علت نداشتن فونت فارسی و ناخوانا بودن سوالات اینحا پاسخ میدهم دختر.فوق دیپلم.شیعه.ایت الله بهحت.

پرسش: ديني شرح به علت نداشتن فونت فارسي و ناخوانا بودن سوالات اين جا پاسخ مي دهم دختر.فوق ديپلم.شيعه.آيت الله بهحت.
خود ارضايي مي کردم اما ديدم گناهه. توبه کردم .جديدا چند عکس از همجنس خودم ديدم با پوشش نامناسب و ساعتي بعد با ورزش دراز و نشست وتوجه بيش تر به اندام خودم در آينه ارضا شدم . دوباره مرتکب گناه شدم؟ اگر آره ،بايد مجددا تويه کنم؟از ترس دوباره ارضا شدنم حين ورزش مدتيه ورزش رو کنار گذاشتم .کارم درسته؟

پاسخ: باعرض سلام و تشکر از ارتباط شما با اين مركز.
خودارضايي گرچه با نگاه کردن به اندام باشد حرام است .
توبه لازم دارد و توبه آن پشيماني و استغفار است .اگر به خاطر ورزش خاص به گناه مي افتيد، ورزش خود را تغيير دهيد.

من يك زمان روزه نميگرفتم حالا چگونه بايد قضا و كفاره آن را بدهم يعني براي هر يك روزه 60 روز روزه بگيرم؟ چگونه كفاره اش را بدهم ؟‌20 سال سن دارم

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
روزه هايي که عمدا نگرفته ايد، بايد قضاي آن ها را روزه بگيريد، علاوه بر قضا؛ براي هر روز واجب است کفاره بدهيد، يعني براي هر روز يا بايد دو ماه روزه بگيريد که 31 روز آن پي در پي باشد يا شصت فقير را سير كنيد يا به هر كدام يك مد كه تقريباً ده سير است،(750 گرم ) طعام از گندم يا جو يا آرد و مانند اين ها بدهيد، دادن پول کفايت نمي کند.(1)
اگر فقرا را مي شناسيد و مي توانيد به آن ها طعام بدهيد، کفاره را به فقرا به صورت طعام بدهيد، اگر نمي توانيد يا فقيري نمي شناسيد، پول آن را به دفتر مرجع خود و يا به امام جمعه شهر خود بدهيد و بگوئيد پول کفاره روزه است، تا از طرف شما به فقرا طعام بدهند.
پي نوشت:
1. آيت الله بهجت، توضيح المسائل، مسأله1329-1331.

با سلام بعد از غسل جنابت چنانچه متوجه بشيم مقداري از مني از محبل بيرون داره مياد غسل جه حكمي دارد من بعد از 15سال ترك نماز شروع به خواندن نماز كردم نمازهخاي كه تابه حال نخواندهام چه حكمي دارد

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز
اگر يقين داشته باشيد كه مني همسر است، فقط حكم آن نجاست است و نياز به غسل ندارد وغسل شما صحيح است، فقط لازم است جاي نجس را بشوييد.
2-آن مقدار از نمازها كه يقين داريد نخوانده ايد بايد قضا نماييد.

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
نماز نشسته مثل نماز خواندن در حال ايستادن است .همان نمازي که بايد با قيام و ايستادن خوانده شود ، به صورت نشسته خوانده مي شود، به اين صورت که رو به قبله بنشيند و تکبيره الاحرام بگويد و نماز را بخواند .در رکوع به مقدار رکوع خم شود و ذکر رکوع را بگويد. بعد دوباره بنشيند و بعد به سجده برود و مثل ساير نماز دوسجده را به جا آورد . بعد از تمام شدن دوسجده دو باره بنشيند و رکعت دوم را بخواند .به همين ترتيب تا رکعت آخر، نماز را ادامه دهد.(1)
پي نوشت:
1. توضيح المسائل مراجع (با حاشيه آيت الله گلپايگاني)ج1 ،م 970.

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز
در زمان نامزدي هم ممکن است غسل لازم باشد .
توضيح: به دو چيز انسان جنب مى شود و وقتي جنب شد بايد غسل جنابت کند : اول آميزش, اگر انسان آميزش کند و به اندازه ختنه‌گاه يا بيشتر در جلو يا عقب داخل شود هم زن و هم مرد هر دو جنب مى شوند و بايد غسل جنابت کنند گرچه مني بيرون نيايد... دوم بيرون آمدن منى ، چه در خواب باشد يا بيدارى ، كم باشد يا زياد با شهوت باشد يا بى شهوت ، با اختيار باشد يا بى اختيار.1
پي نوشت:
1. توضيح المسائل مراجع ج1 م 345.
.

مرجع تقلید قبلی من آقای بهجت بود که حالا فوت کرده .آیا بنده حتما باید مرجع تقلیدجدیدی انتخاب کنم یا میتوانم هنوز هم ازایشان تقلید کنم؟

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز
تمامي مراجع فعلي فرموده اند بقا بر تقليد از ميت جايز است.کسي که مرجع تقليدش از دنيا رفته است، مي‌تواند با اجازة يک مرجع تقليد زنده، بر تقليد از مرجع تقليد مرحومش باقي باشد. يعني در مسئله بقاء برميت از يک مرجع زنده تقليد کند و مطابق نظر او باقي بماند(1)البته به فتواي آيات عظام صافي ، سيستاني ، مکارم ،زنجاني ، فاضل و بهجت اگر مرجعي که فوت کرده، اعلم باشد، بقا بر او واجب است.
پي‌نوشت‌:
1. توضيح المسائل مراجع، ج 1، مسئله 9 و ذيل آن .

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

در جایی حدیثی ( کتاب طبقات ابن سعد)خواندم که شهوت پیامبر (ص) به اندازه چهل مرد می باشد ?کدام امام یک همسر داشته که نشان دهد چند همسری طبیعی نیست؟ شما از کجا تشخیص می دهید که مردان ممکن است این میل طبیعی چند همسری را نداشته باشندخودتان را شاهد بیاورید و صادقانه جواب دهید؟ چگونه میتوان جلوی تمایل ذهنی به زنان را گرفت؟

پرسشگر محترم با سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز؛
صرف نظر از درستي يا نادرستي سند اين مطلب بايد توجه داشت :پيامبري كه در دوران زندگي به مبارزه با نفس پرداخته و ديو شهوت را به خاك نشانده ،چگونه مي توان در حق ايشان چنين مطلبي را پذيرفت ؟پيامبر (ص) در دوران جواني (زمان به اوج رسيدن شهوت)هواي نفس را سركوب وقوه شهويه را مهار نموده ، با مطالعه زندگي حضرت درميابيدكه ازدواج‌هاي پيامبر(ص) به جز ازدواج با حضرت خديجه، بعد از پنجاه سالگي و در دوران پيري بوده، در دوران جواني و حدود بيست و پنج تا پنجاه سالگي،‌ دوران نيرومندي و قدرت غريزة جنسي است . خيلي از افراد در اين دوران دنبال تنوع و ارضاي حداکثري غريزة جنسي هستند . بعد از آن که سن انسان از پنجاه گذشت،‌اين غريزه رو به کاهش و ضعف مي‌رود. اگر فردي دنبال مسائل جنسي باشد ،معمولاً قبل از رسيدن به سن پنجاه سالگي، بيش تر به سراغ اين مسايل مي رود ، در حالي که در مورد پيامبر اين گونه نبوده است .
او در زمان جواني انساني پاک بود . هنگام ازدواج نيز با زني که بيش از سن او بود،ساليان زياد زندگي کرد حتي پيشنهاد قريش مکه را براي دست برداشتن از رسالت خود در مقابل ازدواج با زيباترين دختر مکه رد مي کند. اين ها نشانه هاي چيست؟
اگر مي بينيد پيامبرپس از پنجاه سالگي ازدواج هاي مكرر دارد ،بر اساس مصالح اسلامي و اجتماعي بوده. پيامبر با اين روش، نفوذ اجتماعي خود را تقويت کرد . دشمني‌ها و کينه‌توزي‌هاي دشمنان اسلام را کاهش داد و ضريب امنيتي مسلمانان را بالا برد.
براي آگاهي بيش تر به کتاب همسران پيامبر(ص) از حسن عاشوري لنگرودي مراجعه نماييد.
اسلام تعدد زوجات را بدون قيد و شرط و نامحدود قبول ندارد. با بررسي وضع محيط­هاي مختلف قبل از اسلام به اين نتيجه مي‏رسيم که تعدد زوجات به طور نامحدود، امر عادي بوده و قبل از اسلام جريان داشته؛ تعدد زوجات از ابتکارات اسلام نيست، بلکه دين آن را در چارچوب ضرورت‏هاي زندگي انسان محدود ساخته ، براي آن قيد و شرايط سنگين قرار داده است.
قوانين اسلام براساس نيازهاي واقعي بشراست، نه احساسات، زيرا ممکن است هر زني از آمدن رقيب در زندگي ناراحت بشود، ولي وقتي مصلحت تمام جامعه در نظر گرفته شود و احساسات را به کنار بگذاريم، فلسفه تعدد زوجات روشن مي‏شود. هيچ کس نمي‏تواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگي، بيش از زنان در معرض خطر مرگ قرار دارند . در جنگ‏ها و حوادث ديگر، قربانيان اصلي را آن‏ها تشکيل مي‏دهند.
نيز نمي‏توان انکار کرد که بقاي غريزه جنسي مردان از زنان طولاني‏تر است، زيرا زنان در سن معيني، آمادگي جنسي خود را از دست مي‏دهند، در حالي که در مردان چنين نيست.
هم چنين زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتي از دوران حاملگي، عملاً ممنوعيت آميزش دارند، در حالي که در مردان اين ممنوعيت وجود ندارد.
از همه گذشته زناني هستند که به علل گوناگوني همسران خود را از دست مي‏دهند . اگر تعدد زوجات نباشد، آن‏ها بايد براي هميشه بدون همسر باقي بمانند.
با در نظر گرفتن اين واقعيت‏ها در اين گونه موارد (که تعادل ميان مرد و زن به هم مي‏خورد) ناچاريم عددزوجات را انتخاب کنيم به شکلي که کساني که قدرت دارند بيش از يک همسر را اداره کنند و از نظر جسمي و مالي و اخلاقي مشکلي براي آن‏ها ايجاد نمي‏شود، نيز قدرت بر اجراي کامل عدالت ميان همسران و فرزندان دارند، به آن‏ها اجازه داده شود که بيش از يک همسر انتخاب کنند.
در پايان چند نکته را ذکر مي‏کنيم:
1 - جواز تعدد زوجات با اين که در بعضي موارد يک ضرورت اجتماعي است . از احکام مسلم اسلام محسوب مي‏شود، اما شرايط آن با گذشته تفاوت بسيار کرده است، زيرا زندگي درگذشته، يک شکل ساده داشت . رعايت عدالت بين زنان آسان بود و از عهده غالب افراد برمي‏آمد، ولي در زمان ما بايد کساني که مي‏خواهند از اين قانون استفاده کنند، مراقب عدالت همه جانبه باشند. اگر قدرت بر اين کار دارند، چنين اقدامي بنمايند. اقدام به اين کار از روي هوي و هوس نبايد باشد.
2 - تمايل پاره‏اي از مردان را به تعدد همسر نمي‏توان انکار کرد. اين تمايل اگر جنبه هوس داشته باشد، مورد تأييد نيست، اما گاه عقيم بودن زن و علاقه شديد مرد به داشتن فرزند، اين تمايل را منطقي مي‏کند، يا گاهي بر اثر تمايلات شديد جنسي و عدم توانايي همسر اول براي برآوردن خواسته غريزي، مرد خود را ناچار به ازدواج دوم مي‏بيند. حتي اگر از طريق مشروع انجام نشود، از طريق نامشروع اقدام مي‏کند. در اين گونه موارد نمي‏توان منطقي بودن خواسته مرد را انکار کرد.(1)
گاهي مسئله تعدد زوجات در يک خانه موجب کينه و دشمني مي‌شود اما اين اشکال بر افراد وارد است که دشمني مي‌ورزند، نه بر اسلام و تعاليمش، زيرا دين قانون تعدد زوجات را به طور وجوبي وضع نکرده است. در واقع تعدد زوجات در اسلام يک قاعده نيست، بلکه يک استثنا است . تنها حکم به جواز داده شده، نه الزام، چنان که براي آن شرطي گذاشته شده و آن اطمينان مرد به اين است که مي‏تواند ميان زنان به عدالت عمل کند.(2)
پي‏نوشت‏ها:
1. تفسير نمونه، ج‏3، ص 256 - 260؛ مجموعه آثار، مطهري، ج‏19، ص 357 - 361.
2. الميزان، ج‏4، ص 319؛ مرتضي مطهري، مجموعه آثار، ج19، ص 302.

چرا فقها ار جمله بروجردی طباطبایی و بعض دیگر غير از امام خميني با حکومت هاي فاسد که اکثريت مردم مبارزه نکردند و اصلا امام خمینی را همراهی نکردند؟ آیا اسلام آمریکایی داشتند؟ چطور مثل ابراهیم خلیل عمل نکردند حضرت ابراهیم (ع) به بتخانه حمله کرد و بتهای اکثریت مردم را شکست و اگر امروز در هندوستان بود آیا او و طرفدارانش یعنی شماها باز هم بتها را می شکستند؟

پرسشگر محترم با سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز؛
ابتدا لازم است بين دومقوله:
1)مبارزه ومخالفت با عملكردهاي ظالمانه حكومت ظالمان و
2) تشكيل حكومت فرق گذاشت.
به رغم مشي ويژه آيه الله بروجردي در مسايل سياسي ،در اين مورد كه آيه الله بروجردي وساير علما ومجتهدين در برابر عملكردهاي ظالمانه حكومت سكوت اختيار كرده باشند نمي پذيريم ،زيرا وي چه در طول مرجعيت عامه و چه قبل از آن با شاه به مبارزه پرداخت . بارها تهديد کرد اگر کارهاي پشت پرده رژيم عملي شود ، از کشور خارج مي‌شوم.(1)
در جايي ديگر گفته بود : در قبال خلاف‌کاري ها و قانون شکني هاي دولت ساکت نمي‌نشينم.(2)
در بسياري موارد بدين علت که شاه عملکرد مناسبي نداشت ،نمايندگان وي را به حضور نمي‌پذيرفت.(3)
وي با بي بند و باري شاه نيز به شدت مخالفت مي‌کرد .بارها شاه را به حضور نپذيرفت . کمک يک مليون توماني وي را به مسجد اعظم قبول نکرد.(4)
مخالفت او با شاه بر سر مسائل جزيي نبود بلکه اغلب، در مواردي به مخالفت پرداخت که رژيم آن را از اهداف حياتي خود به شمار مي‌آورد. مبارزات وي عليه شاه در اين مقاله نمي‌گنجد.تنها به يك مورد اشاره مي كنيم:
مخالفت با اصلاحات ارضي 43 .
در دوره اي که دمکرات ها و کندي در آمريکا قدرت را به دست گرفتند، فشارهاي زيادي به شاه ايران وارد آمد تا اصلاحات را در قالب لوايح ششگانه انقلاب سفيد به اجرا بگذارد. شاه به ايشان در ضمن نامه اي نظرشان را جويا شد و آيت الله‌بروجردي در پاسخ به نامه شاه مبني برضرورت اصلاحات با مشورت علما به خصوص با امام خميني(ره)، نوشت:
«شما مي گوييد در ممالک ديگر اسلامي اصلاحات شده، آن ممالک اول جمهوري شدند و بعد اصلاحات کردند.»(5)
آيت الله‌بروجردي در مقابله با اصلاحات به شدت مبارزه مي‌کرد .وي در جايي در مورد اصلاحات مي‌گويد:
«به شاه بگوييد کاري نکند [انجام اصلاحات] که عصايم را بر دارم و عمامه ام را بر سر بگذارم و تاج و تختش را ويران کنم.»(6)
در نامه‌‌اي به بهبهاني مي‌کوشد هر سخني از اصلاحات را با توجه به اينکه اسلام حامي حق مالکيت خصوصي است، تحريم کند .(7) وي در ادامه اعتراضات نامه اي به سردار فاخر رياست مجلس وقت مي‌نويسد و از وي مي‌خواهد جداً با اصلاحات مخالفت کند.
تهديدهاي آيت الله‌بروجردي شاه را به تکاپو مي‌اندازد . با ترس از تغيير سلطنت، مجبور مي‌شود اصلاحات را تا زمان فوت وي تأخير بياندازد. نقش وي در توقف روند اصلاحات به حدي بود که نويسندگان نوشته‌اند با فوت وي يکي از بزرگ‌ترين موانع داخلي در راه اصلاحات و نوسازي غرب‌گرايانه از بين رفت.(8)
تشكيل حكومت يا عدم تشكيل حكومت از سوي مجتهدان مبتني بر شرايط زمان و مكان و مباني فقهي و كلامي است. اگر فقيهي زمينه را براي حكومت مي‏ديد، بي شك حكومت اسلامي را بر پا مي‏كرد. همين حقيقت را حضرت علي(ع) فرمود: "اگر حضور مردم و پيمان خدا نبود كه از عالمان گرفته كه در برابر ظالمان و شكم خوران و گرسنگي مظلومان ساكت نباشيد، ريسمان شر خلافت را به گردنش مي‏انداختم تا هر جا مي‏خواهد برود".
يكي از عوامل مهم تأثير گذار در مباني مجتهدان، شرايط زمان و مكان است. چنان كه زمان و مكان در سيره و گفتار معصومان(ع) تأثير گذار بوده است.
امام حسن(ع) با معاويه صلح مي‏كند و امام حسين(ع) قيام مي‏كند . امام علي(ع) 25 سال سكوت كرده و بعد به تشكيل حكومت مي‏پردازد. طبيعي است اين اختلاف ريشه در شرايط زمان و مكان دارد.
عدم تشكيل حكومت از سوي آيت اللَّه بروجردي و سايرين مبتني بر شرايط زمان و مكان بوده. درآن زمان ، شرايط تشكيل حكومت ديني فراهم نبود، از اين رو حكومت تشكيل ندادند، فراهم نبودن شرايط ممكن است بر اثر عدم رشد فرهنگي مردم يا سياست حكومت‏ها باشد، ولي در زمان امام تا اندازه‏اي شرايط تشكيل حكومت فراهم شده بود، زيرا امام به فرهنگ سازي پرداخته و مردم را آماده قيام نمود.
البته شجاعت و قاطعيت، مديريت، زمان‏شناسي و خداباوري امام، او را از فقيهان ديگر متمايز مي‏ساخت.
امام راحل عقيده دارد ولايت حق فقيهان بوده كه در طول تاريخ از آنان گرفته و غصب شده است. امام باور دارد اگر زمينه تشكيل حكومت ديني فراهم شود، بر فقيهان تشكيل حكومت واجب است. هرگاه فقيهي تشكيل حكومت داد، بر فقيهان ديگر واجب است از او اطاعت كنند.

پي نوشت ها :
1-دواني؛ نهضت روحانيون ايران؛‌ ص25.
2-جلال الدين مدني؛ همان؛ ص611.
3-محمدعلي‌آبادي؛ همان؛ ص 195.
4-علي دواني؛ زندگاني آيت الله بروجردي؛ ص410.
5-مجله حوزه؛ ش44-43؛ ص101.
6-محمدعلي‌آبادي؛ همان؛ ص219
7-يرواند آبراهاميان؛ همان؛ ص422.
8-تحولات سياسي اجتماعي ايران (57-20)؛ به کوشش مجتبي مقصودي؛ تهران؛ روند80؛ ص358.
رجوع شود به سايت http://www.hawzah.net

صفحه‌ها