اخلاق

با سلام.در خواندن نماز کاهلی می کنم.خیلی هم ناراحتم.کارهای بدی نمی کنم.ولی در هم نشینی با دوستانم این طور شدم.فکر می کنم اگر نماز بخونم بدبختی سراغم می آید.تورو خدا راهنماییم کنید دانشجوی کارشناسی ارشد هستم

پاسخ تان را در قالب چند نکته بیان می کنیم :
اول : آگاهی و معرفت، درمان هر دردی است.
یکی از علل ترک نماز یا سستی در انجام آن، عدم آشنایى با فلسفه نماز است. همان طور که شما نیز به این بی اطلاعی تان اقرار کردید و گفتید (فکر می کنم اگر نماز بخونم، بدبختی سراغم می آید)، اگر انسان بداند نماز یعنی چه و چرا نماز می خواند، پایبندی و تقید به نماز اول وقت چه آثاری و برکاتی در زندگی دنیا و آخرت او دارد و سبک شمردن نماز و عدم پایبندی به نماز اول وقت یا ترک آن چه عواقب و نتایجی خواهد داشت، قطعاً با میل تمام، بلکه عاشقانه به سوی نماز خواهد رفت؛ زیرا کسی که نسبت به نماز و به فلسفه و علت اقامه آن معرفت پیدا می کند، از درون وجود خویش معنای با خدا حرف زدن و راز دل با او گفتن را درک می کند. حالش پیش از فرا رسیدن موقع نماز و بلند شدن صدای روح نواز اذان ، همانند آن عاشق شیدایی و فدایی می شود که نه همچون مجنون منتظر لیلی و نه همچون زلیخا اسیر زلف یوسف و یک تبسم او، بلکه هزاران بار جنونش از مجنون فزون تر و چشم به انتظار نماز ماندنش از زلیخا جانسوزتر می گردد.
از این رو، هنگام نماز برای او، هنگامه به پایان رسیدن هجران و چشم انتظاری است. هنگام فرا رسیدن لحظات وصال و عشقبازی عاشق و معشوق حقیقی است. قطعاً هیچ لذتی برای او لذت بخش تر از نماز خواندن و مناجات و راز و نیاز کردن با معشوق حقیقی اش، یعنی خدا نیست. مرحوم آیة الله بهجت شبی بعد از نماز فرمود: اگر سلاطین عالم می دانستند که انسان در حال عبادت چه لذت هایی می برد، هیچ گاه دنبال مسائل مادی نبودند. (1)
دوم: آگاهی از عواقب ترک نماز یا سستی و کاهلی در آن.
اگر انسان از بی خبری و حال و هوای بچگی در آید و به عواقب زیان بار گناهان از جمله سستی و کاهلی در اقامه نماز یا ترک نماز آگاهی پیدا کند، گناه نمی کند . هرگز جرأت نمی کند در نماز یا هر عبادت دیگری سستی کند؛ زیرا آن را با هلاکت و نیستی خویش برابر می بیند.
می گویند حضرت موسی (ع) در ایام کودکی که در دربار فرعون بود، روزی چنگ انداخت و ریش بلند فرعون را محکم کشید؛ به گونه ای که فرعون عصبانی شد و گفت: این بچه همان فردی است که تاج و تخت مرا بر باد خواهد داد، باید او را بکشم. به او گفتند: او بچه است، خوب و بد را تشخیص نمی دهد. الآن ظرفی از آتش و ظرفی از طلا را جلوی او می گذاریم. اگر دستش را به سوی آتش دراز کرد، حرف ما درست است و کشیدن ریش تو از روی عمد نبوده و اگر به سوی طلا دستش دراز شد، حق با تو است .
ما انسان ها و به اصطلاح آدم های بزرگ گاهی همانند بچه ها هستیم . دست به سوی آتش دراز می کنیم تا آن را بر داریم و بخوریم؛ چون از عواقب و اثر سوزندگی آتش بی خبریم . اگر آثار و عواقب ترک نماز و روزه و ارتباط با خدا، خوردن مال حرام و مال یتیم، غیبت و تهمت و سایر گناهان را می دانستیم و آن را در وجود خود حس می کردیم، هرگز گناه نمی کردیم؛ زیرا بچه به دلیل نادانی دست به سوی آتش یا لجن دراز می کند؛ ولی ما بزرگ ترها با ترک نماز یا سستی و کاهلی در آن و یا انجام هر گناه دیگر، همه هستی خود را به آتش می کشیم؛ بلکه خود را هیزم جهنم می کنیم:
"پس از آتشی که هیزم آن مردم بد کردار و سنگ خارا است، بپرهیزید". (2) "آن ها جز آتش جهنم در شکم های خود فرو نمی برند". (3) نه تنها دست به سوی لجن دراز می کنیم، بلکه آن را سر می کشیم؛ چنان که قرآن باطن کارهای ما را این گونه گزارش می دهد:
«لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُن؛ (4) غذایی جز چرک و خون نصیب شان نمی شود. این طعامی است که آن را جز خطاکاران و گنهکاران نمی خورند».
در این جا فقط به دو روایت معروف در مورد عواقب سبک شمردن نماز که جامعیّت دارد، اشاره مى کنیم:
الف) حضرت رسول (ص) مى فرماید: «هر کس نماز را سبک بشمارد، دچار پانزده بلا مى شود: شش بلا در دنیا، سه بلا هنگام مرگ، سه بلا در قبر و سه بلا هنگامى که از قبر بیرون مى آید. آنچه در دنیا به آن دچار مى شود:
1. خداوند برکت را از عمر او بر مى دارد.
2. خداوند برکت را از روزى اش بر مى دارد.
3. چهره خوبان از او گرفته مى شود.
4. کار نیک وى پاداش نخواهد داشت.
5. دعایش به اجابت نمى رسد.
6. از دعاى خوبان بهره‏اى نخواهد برد.
امّا آنچه هنگام مرگ به آن دچار مى شود:
1. با ذلت و خوارى مى میرد.
2. گرسنه از دنیا مى رود.
3. تشنه مى میرد.
امّا آنچه در قبر گریبانش را مى گیرد:
1. خداوند ملکى را در قبر وى مى گمارد تا او را شکنجه دهد.
2. قبر بر وى تنگ خواهد گرفت.
3. درون قبر وى تاریک خواهد بود.
آنچه در قیامت هنگام برخاستن از قبر به آن دچار مى شود:
1. خداوند فرشته‏اى بر او مى گمارد تا وى را با صورت بر زمین بکشد.
2. با وى محاسبه سختى خواهد داشت.
3. هرگز خداوند به وى نظر رحمت نمى افکند». (5)
ب) امام صادق (ع ) فرمود: رسول الله (ص ) فرمود: «لیس منی من استخف بالصلوه لایرد علی الحوض لا والله ؛ (6) به خدا قسم! از من نیست کسی که نماز را سبک بشمارد و کنار حوض کوثر بر من وارد نمی شود».
نماز زمینه ساز توفیق های مختلف و یاری کننده انسان در عرصه های متفاوت زندگی مادی و معنوی است . خداوند در قرآن می‌فرماید: «از شکیبایی و نماز یاری جویید. به راستی این (کار) گران است؛ مگر بر افراد فروتن و متواضع ». (7)
ارتباط با خداوند و چنگ زدن به ریسمان الهی و پیوند دائمی با خداوند، انسان را بسیار یاری می کند تا بتواند ناهمواری ها را هموار و سختی ها را پشت سر بگذارد.
نکته مهم: دوست بد در انحراف انسان بسیار مؤثر است که خودتان هم گفتید در همنشینی با دوستانم این طور شده ام. توصیه می کنیم برای خدا از دوستانی که شما را نسبت به نماز بی اهمیت می کنند، فاصله بگیرید و با افراد با خدا و با نماز و با مکان های مذهبی مانند مساجد بیش تر ارتباط برقرار نمایید.
تذکر:
هیچ کس با خواندن یک یا چند کتاب و رساله یا پای منبر نشستن و موعظه شنیدن، به معرفت لازم و محرک و شوق آور در مورد خدا و نماز نخواهد رسید. این ها تماماً ابزارهایی هستند که می توانند سبب بیداری و آگاهی انسان گردند؛ درست مثل همین نامه که برای شما نوشته ایم. آنچه آگاهی ها را به «نور» و «هدایت» تبدیل می کند و به معرفت محرّک و مشوّق مبدّل می سازد، «اراده و تصمیم جدی، عمل آگاهانه و خالصانه» شما است.

پی نوشت ها:
1. مؤسسه البهجه، بهجه القلوب ( زندگی نامه آیة الله بهجت )، مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت بهجت ، ص 16.
2. بقره (2)، آیه 24.
3. بقره (2)، آیه 174.
4. الحاقه (69)، آیه 35 و 36.
5. المحدث النوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت، قم، 1408 ه.ق . ج 1، ص 172 و 171.
6. حاج شيخ عباس قمي، سفينه البحار، دار الاسوة الطباعة و النشر، 1422 ه.ق، واژه "صلاه".
7. بقره (2)، آیه 45.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

من14ساله ام من از طریق نفسم به این راه کشیده شدم چگونه توبه کنم؟

پاسخ:
@@@@پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
جوان عزیز!‌چه زود به ارزیابی و شناخت خویش همت گماشتی و بر خود چیره آمدی . این حال خوش و تداوم راهِ خود شناسی را از دست مده. بدان که حقیقت توبه، پشیمانی است. علامتش، آه و اندوه و حسرتی است که جانش را فرا می گیرد. از خوف و بیم آثار گناه رنج می برد. تا سوز و اندوه و خوف و بیم بر جان کسی نیفتد، توبه کامل حاصل نشده است. در سایه چنان سوز درونی است که آثار هلاکت بار معصیت از قلب و روح زدوده می‌شود. دل، صاف و رقیق می گردد. در شما این‌ آثار و نشانه ها به خوبی مشهود است.
وقتی سوز و اندوه و پشیمانی، دل را فرا گرفت، شیرینی گناه به تلخی مبدل می‌شود، به گونه ای که هرگاه به یاد گناه می افتد، خاطرش آزرده و دچار عذاب روحی و وجدان می گردد. چنین حالتی، نشانه توبه و بازگشت انسان به خدا و لطف و رحمت خاص حضرت حق به گناهکار است.
بنابراین از این فرصت استفاده کرده و از راه رفته به درگاه الهی ابراز پشیمانی کنید. با خدا عهد ببندید که مرتکب این گناه نخواهی شد. زیرا توبه از گناه دو رکن دارد:
یکی ابراز پشیمانی از عملی که انجام داده است.
دیگری عزم و اراده بر ترک و عدم تکرار آن.
به رحمت الهی امیدوار باشید.تنها شیطان است که از درگاه خداوند رانده شده و رجیم است. کَرَم و لطف خداوند چنان وسیع و گسترده است که اگر فرعون و سایر طاغوت های تاریخ هم توبه می کردند،حق تعالی توبه آنان را می پذیرفت و از گناه آنان می گذشت.
فراموش نکنید که ناامیدی از خدا، گناهش از گناه نگاه به تصاویر مستهجن و زشت بالاتر است. به خصوص آن که از این گناه نجات یافته اید.
در صورت تحقق توبه از انسان شکی نیست که خداوند آن را می‌پذیرد. این بشارت را خداوند در قرآن داده است: «هو الّذی یقبل التوبة عن عباده ویعفو عن السیئات؛(1) خدا است که توبة بندگانش را می‌پذیرد و گناهان آنان را عفو می‌نماید».
بنابراین نگران گناه قبلی نباشید. همه گناهان از جمله نگاه به تصاویر مستهجن، در دنیا قابل اصلاح و جبران و در نتیجه قابل بخشش و آمرزش الهی است. برای توبه از نگاه به تصاویر مستهجن تنها پشیمانی و عزم بر ترک آن لازم است که در شما این دو، وجود دارد. در توبه همیشه به روی بندگان گناهکار باز است و امکان بازگشت فراهم می باشد.
این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی باز آی
توبه حقیقی چنان انسان را دگرگون می‌کند که گویی هیچ گناهی را مرتکب نشده است. پذیرش توبه شرایط خاصی دارد. هر گاه آن شرایط محقق گشت، توبه نیز مورد قبول حق تعالی قرار می‌گیرد.(2)
خداوند در آیات کثیری به گناهکاران و کسانی که به خود ستم کردند و خودشان را در معرض معصیت قرار دادند، توصیه کرده است که توبه کنند و رابطه بین خود و خدا را اصلاح کنند. خداوند همة گناهان آنان را خواهد بخشید، قرآن مجید می‌فرماید: «مگر کسانی که توبه کردند و به اصلاح کارهای فاسد خود پرداختند و آن چه را کتمان کرده بودند بیان کنند. در این صورت توبه آن ها را می‌پذیرم و من بسیار عذرپذیر و قبول کننده توبه و مهربانم».(3)
چه کسی در وفای به عهد راستگوتر از خداوند است؟ قرآن مجید وعده داده که خداوند توبه را از بندگانش می‌پذیرد.(4) بنا بر این گناهکاری که به گناه خویش اعتراف دارد و از آن پشیمان است و عزم جدّی بر ترک گناه و جبران گناهان گذشته از حق النّاس و حق اللَّه دارد، باید به قبولی توبه خویش و رحمت و مغفرت خداوند امیدوار باشد.
نگاه به تصاویر شهوت آمیز اثرات سویی بر روح و روان انسان می گذارد،مانند : ریشه دواندن هوای نفس و شهوت ، ایجاد غفلت.کور شدن عقل و قلب از آینده و عاقبت نگری.ایجاد و تداوم حسرت و اندوه به واسطه اشتباهات فکری و علمی ناشی از آن ، فاصله گرفتن از فطرت توحیدی . برای فرار از دام های شیطان که از جمله آن ها نگاه به تصاویر شهوت آمیز است ،راهکارهایی وجود دارد که در صورت تمایل در نامه بعدی بنویسید تا بیان کنیم.
موفق و سربلند باشید.

پی نوشت ها:
1. شورى (42) آیه 25.
2. جهت آگاهی از توبه و مسائل آن کتاب «توبه از دیدگاه قرآن و حدیث» نوشته علیرضا حسنی را مطالعه کنید.
3. بقره (2) آیه 160.
4. شوری (42) آیه 25.

سلام من تا الان گناه استمنا زیاد داشته ام چه گونه می توانم ان ها رو با اعمال خوب جبران کنم؟؟؟؟؟تا از عذاب دنیا و قبر و ...در امان باشم تشکر

گناه هر چند بزرگ باشد، قابل توبه و بازگشت است. توبه از آن در درگاه الهى پذیرفته مى شود. آثار و برکات توبه در دنیا و آخرت نمایان مى گردد، به شرط آن که توبه حقیقى باشد. از عمق دل توبه کرده باشد. یعنی پشیمانی راستین از عملکرد گذشته و استغفار و طلب آمرزش از خداوند، تصمیم جدی بر ترک آن در حال و آینده . با این شیوه توبه کردن هر گناهی خواه خود ارضایی باشد یا غیر ،آمرزیده می شود . زیرا خدای مهربان همه گنه کاران و کسانی را که با معصیت خدا به خودشان ستم روا داشته اند ،به توبه و بازگشت از گناه دعوت کرده، سپس فرموده: خداوند تمام گناهان را می آمرزد:« ان الله یغفر الذنوب جمیعاً»(1)
توبه کار واقعى اگر از عواملى که گناه را وسوسه و تداعى مى کند، برحذر باشد و خود را در پیشگاه خدا شرمنده ببیند و همواره در صدد کسب رضاى او باشد ،خداوند نه تنها توبه او را مى پذیرد، بلکه او را دوست و محبوب خویش بر می گزیند . چنان که در آیه 222 بقره می فرماید: »« ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین».موفق باشید.
پی نوشت :
1. زمر (39) ، آیه 59.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

برای رسیدن به حد عصمت چه کار باید کرد و لازمه این کار داشتن چه ویژگیهایی در شخص است؟

پاسخ:
در ابتدا باید گفت:
گرچه نصاب تام عصمت یعنی عصمت مطلق اختصاص به چهارده نفر دارد، ولی ممکن است مراتب نازل از عصمت نصیب سایر افراد نیز بشود، زیرا گوهر اصلی انسان که نفس ناطقه‌ اوست، به گونه ای آفریده شده که اگر بخواهد، با تامین برخی شرایط می تواند به قله بلند عصمت برسد، زیرا نفس انسان با حرکت جوهری و تکامل معنوی از قوه به فعلیت رسیده و می تواند از آفت‌های سهو، نیسان، غفلت، جهالت و هر گونه ناپاکی مصون باشد، چون محدوده نفوذ شیطان محصور به مراحل وهم و خیال است که وابسته به طبیعت انسان است، اما مراتب عقل و قلب کاملا از قلمرو و نفوذ شیطان مصون است. سهو، نسیان، غفلت و جهل و هر ناپاکی دیگر در آن ساحت قدسی راه نمی‌یابد. بنا بر این چون شوون هستی انسان محدود به مراتب طبیعی، خیالی وهمی نیست، اگر کسی به مرتبه عقل خالص و قلب سلیم راه یافت، می تواند همچون فرشتگان از گزند لغزش های علمی و عملی مصون بماند. (1)
از سوی دیگر مصونیت معصومان در برابر گناه از مقام معرفت و علم و تقوای سرچشمه می‌گیرد، درست همانند پرهیز از پاره ای از گناهان برای بسیاری از افراد که به خاطر علم و آگاهی و ایمان و معرفت آن را ترک می‌کند، مثلاً هرگز با بدن لخت و عریان، قدم در کوچه و خیابان نمی‌گذارد. گروه زیادی از مردم نسبت به گناهانی مانند سرقت مسلحانه در شب یا قتل انسان‌های بی گناه یا انتحار و خودکشی مصونیت دارند. دارای حالت درونی خاصی می‌باشند که عوامل پیدایش این نوع گناهان در محیط ذهن آن ها، چنان محکوم و مورد تنفر می‌باشد که حتی به فکر آن نیز نمی افتند. بنا بر این بیش تر انسان‌ها از حد و درجه ضعیفی از عصمت برخوردارند.
گفتنی است که عصمت معصومان از دو چیز برخوردار است،
یکی علم و آگاهی از حقیقت و آثار گناه؛
دیگر ایمان محکم که آن ها را از گناه باز می‌دارد، بی آن که اختیار آن ها برای انجام یا ترک گناه سلب شده باشد.
معصوم در عین قدرت بر انجام گناه، با اختیار خودش گناه را ترک می‌نماید. مانند انسانی که به سیم لختِ برق دست نمی‌زند و یا باقی مانده غذای بیمارِ مبتلا به جذام و سل را نمی‌خورد.
از آن جا که منشأ عصمت «اراده و اختیار» آدمی است، (2) هر انسان صاحب اراده‏ای، می‏ تواند با ریاضت شرعی و تهذیب نفس، به مقام عصمت دست یابد. بنا بر این خداوند هیچ کس را از رسیدن به مقام عصمت محروم نکرده است. از این رو عصمت منحصر به پیغمبران و امامان معصوم (ع) نیست (3)؛ چنان که حضرت مریم (س)، حضرت فاطمه (س) و مخلصینی دیگر (4) که نه پیامبر بودند و نه امام - به مقام شامخ عصمت دست یافته‏ اند.
از طرف دیگر عصمت مراتب متعدد دارد. مراتب پائین تر عصمت که عصمت از گناه باشد، برای دیگران نیز دست یافتنی است. (5)
گرچه دست یابی بدین مقام منیع برای هر کسی به آسانی نمی شود و دشوار است؛ ولی در هر صورت مراتب نازل آن مقام دست یافتنی است‌. برای‌رسیدن ‌به ‌تزکیه و مقام عصمت نسبی ‌بعضی ‌از بزرگان ‌دو مرحله ‌پیشنهاد کرده‌اند:
1ـ تهذیب ‌نفس‌از بدی‌ها یعنی ‌تصفیه‌دل ‌از اخلاق ‌زشت ‌و دوری‌از گناه‌. این‌عمل ‌را تصفیه‌ و تخلیه ‌هم‌ می‌نامند.
2ـ پرورش ‌و تکمیل ‌نفس ‌به ‌وسیله ‌تحصیل‌ علوم ‌و معارف‌ برحق ‌و فضائل‌ و مکارم‌ اخلاق ‌و انجام‌ عمل‌صالح‌. این‌ عمل ‌را تحلیه‌ هم‌ می‌گویند، یعنی ‌پرورش ‌و تکمیل‌ و آرایش‌دادن‌. (6) البته‌ قبل ‌از تخلیه ‌و تحلیه ‌باید انسان ‌ضعف‌ خود را بشناسد. راه‌های‌ تشخیص‌ نقاط‌ ضعف‌ عبارتند از:
1ـ تقویت‌عقل‌.
2ـ تفکر قبل‌ از عمل‌.
3ـ بدبینی ‌به‌ نفس ‌(خود بین‌نبودن‌).
4ـ مراجعه ‌به ‌طبیب‌ روحانی‌.
5ـ مراجعه‌ به‌ دوست ‌دانا.
6ـ از عیب‌ دیگران ‌پند گرفتن‌.
پس‌ از این ‌که ‌بیماری‌ اخلاقی ‌شناخته‌ شد، باید وارد میدان‌ مبارزه‌ شد. آن ‌چه‌ در تهذیب ‌نفس ‌ما را یاری ‌می‌کند عبارتند از:
1ـ تفکر:
امام‌خمینی‌می‌گوید:
«اوّل ‌شرط‌ مجاهده‌ با نفس‌ و حرکت‌ به‌ جانب‌ حق ‌تعالی‌، تفکر است ‌و تفکر در این ‌مقام‌ عبارت‌ است ‌از آن ‌که‌: انسان ‌لا اقل‌ در هر شب ‌و روزی ‌مقداری ‌فکر کند در این ‌که ‌آیا مولای ‌او که ‌او را در این‌ دنیا آورده‌ و تمام ‌اسباب ‌آسایش ‌و راحتی ‌را از برای ‌او فراهم ‌کرده‌... آیا وظیفه ‌ما با این‌ مولای‌ مالک‌الملوک‌ چیست‌؟». (7)
2ـ توجه ‌به‌ کرامت‌انسانی‌:
کسی‌که ‌به ‌مقام‌ شامخ ‌خود پی‌ببرد، از رذایل ‌دوری‌ خواهد کرد، امام ‌علی ‌(ع‌) می‌فرماید:
«هر کس ‌نفس ‌خود را گرامی‌ بدارد، شهوت‌ها برای ‌او کوچک‌ و بی‌ارزش‌خواهد بود». (8)
3ـ مشارطه‌:
در اوّل ‌روز انسان‌ با خود شرط‌ کند که‌ امروز بر خلاف‌ امر الهی ‌رفتار نکند.
4ـ مراقبه‌:
انسان‌در طول‌روز مراقب‌اعمال‌خود باشد. این‌مرحله‌از حساس‌ترین‌مراتب‌سیر و سلوک‌به‌شمار می‌رود. قرآن ‌مجید بر این‌نکته‌تأکید دارد که‌خداوند بر احوال‌و اعمال‌شما نظارت‌دارد: «إنّ اللّه ‌کان‌ علیکم‌ رقیباً؛ (9) خداوند بر شما مراقبت‌دارد». کسی ‌که ‌از آیه‌ فوق‌ درس‌ گرفته‌ باشد، همواره ‌خدا را ناظر بر کارهای ‌خود می‌داند و از غفلت‌و گناه‌ دوری ‌می‌وزرد.
5ـ محاسبه‌:
برای ‌تزکیه ‌نفس ‌لازم ‌است ‌از اعمال‌ روزانه‌ حساب‌رسی ‌به‌ عمل ‌آید.
6ـ مؤاخذه ‌و مجازات‌:
پس ‌از محاسبه ‌لازم ‌است ‌نفس ‌به ‌خاطر عمل ‌زشتی ‌که ‌انجام ‌داده‌، تنبیه ‌و مجازات ‌شود تا از تکرار آن ‌جلوگیری‌گردد.

پی‌نوشت‌ها:
1. جوادی آملی، وحی و نبوت در قرآن، نشر مرکز اسرا ، قم،1381 ش، ص 201.
2. پژوهشی در عصمت معصومان، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول، 1377، فصل سوم، ص 72 - 43.
3. تفسیر موضوعی قرآن کریم، نشر مرکز اسرا، قم 1378ش. ج 9، ص 20-22.
4. علامه طباطبایی، المیزان، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ج 3، ص 205.
5. جعفر سبحاني ، الالهيات ، قم ،‌نشر موسسه امام صادق عليه السلام ، 1423 هـ . ق ، ج 3، ص 203- 205.
6. ابراهیم‌امینی‌، خود سازی‌ نشر بوستان کتب قم 1375 ش، ص‌ 46.
7. امام‌خمینی‌، چهل‌حدیث‌ نشر موسسه آثار امام 1378 ش ، ص‌ 234.
8. نهج‌البلاغه‌، نشر موسسه امیر المومینین ، قم 1380 ش ، قصار 449.
9. نساء (4) آیه‌1.

گناه عمل استمناء بیشتر است یا نزدیکی با دختران خیابانی

اگرچه استمنا از گناهان بزرگ است، ولی از روایات استفاده می شود که گناه رابطه جنسی با نا محرم، یعنی گناه زنا، بیش تر از استمنا است. در روایتی از امام صادق - علیه السلام - نقل شده است، راوی سؤال می کند که آیا گناه استمنا بزرگ تر است یا گناه زنا؟ حضرت در پاسخ می فرماید: «هو ذنب عظیم»؛ (1) «زنا، گناه بزرگی است».
از این روایت و مضمون روایات دیگری که از معصومین - علیهم السلام - صادر شده است، استفاده می شود که گناه زنا بیش تر می باشد.
در عین حال، از بعضی روایات استفاده می شود که گناه استمنا، مثل گناه زنا است.
در روايتي دیگری که از امام صادق - عليه السلام - نقل شده است، ایشان مي فرمايد: استمنا، مثل زنا است؛ يعني گناه زنا را دارد. (2) در روايت ديگر، ابي بصير از امام صادق - عليه السلام - نقل مي کند که حضرت فرمود: خداوند روز قيامت با سه کس سخن نمي گوید و نظر رحمت به آن ها نمي کند و گناه آن ها را نمي بخشد و عذاب دردناک براي آنان است. از جمله اين سه طائفه، کسي است که در دنيا استمنا کرده باشد. (3)
توجه به این نکته در باب گناهان ضروری است که هر گناه از آن جهت که معصیت خداوند است، گناه بزرگ حساب
می شود . اگر کسی گناهی را کوچک بشمارد، همان گناه از بزرگ ترین گناهان به شمار می رود.
پی نوشت ها:
1.وسائل‏الشيعة، ج 28، ص 364، باب3: باب أن من استمنى فعليه التعزير.
2. همان، ج 14، باب 30: من ابواب النکاح المحرّم و ما يناسبه، روايت 2.
3. همان، باب 28، روايت 7.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها