۱۴۰۵/۰۲/۳۱ ۲۱:۲۳ شناسه مطلب: 101558
پرسش:
گفته میشود امروزه ازنظر علمی ثابت شده که ماه بخشی از زمین بوده و سپس از آن جدا شده و آیه انشقاق قمر ناظر به جدا شدن ماه از زمین و اعجازی علمی است؛ آیا این ادعا درست نیست؟
قرآن در آیات اولیه سوره قمر از «شکافتن ماه» خبر داده است:
«اِقْتَرَبَتِ اَلسّٰاعَهُ وَ اِنْشقالقمر * وَ إِنْ یَرَوْا آیَهً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ * وَ کَذَّبُوا وَ اِتَّبَعُوا أَهْوٰاءَهُمْ وَ کُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ؛ (1)
قیامت بسیار نزدیک شد و ماه از هم شکافت و اگر معجزهای را ببینند، روی بگردانند و گویند: [این] جادویی همیشگی است! و انکار کردند و هواهای نفسانی خود را پیروی نمودند، درحالیکه هر کاری [در قرارگاه ویژه خود] قرار میگیرد.»
مفسران درباره این آیات با هم اختلاف دارند. به باور مشهور، این آیات ناظر به معجزه «شقالقمر» پیامبر خدا صایاللهعلیهوآله در مکه است. (2) در نقطه مقابل، برخی معتقدند این آیات ناظر به رخدادهای پیشاقیامتی و شکافته شدن ماه در آن زمان است. (3) قول سومی که در این زمینه مطرح شده، این است که آیه انشقاق قمر ناظر به جدا شدن ماه از زمین و اعجازی علمی است.
در این نوشتار اعجاز علمی بودن این آیه مورد بررسی قرار میگیرد.
چگونگی شکلگیری ماه از دیدگاه علم
مطابق یک فرضیه، زمین در آغاز هیچ قمری نداشت تا اینکه پس از چند میلیون سال سیاره کوتولهای در ابعاد مریخ که در مدار زمین وجود داشت و امروزه به آن «تیا» میگویند، از وضعیت پایدار خود خارج شد و با زمین نخستین برخورد کرد. درنتیجه این برخورد، بخشی از زمین بهصورت گوی مذاب از آن جدا شد و پس از انجماد و گذراندن مراحلی، ماه امروزی را تشکیل داد. قبلاً گمان میشد که بیشتر جرم ماه از جرم برخوردکننده یا همان سیاره تیا گرفته شده و نه از زمین نخستین؛ اما مطابق تحقیقات تازهتر بخش زیادی از جرم ماه از زمین نخستین گرفته شده است. (4)
اعجاز علمی بودن آیه انشقاق ماه
محمد بن طنطاوی جوهری (5) در مقام تفسیر آیه اول سوره قمر گفته است: موضوع انشقاق ماه یکی از معجزات علمی قرآن است، نهتنها به این دلیل که قریش آن را درحالیکه کوه حرا بین دو نیمه شکافتهشده آن بود، دید؛ بلکه این رویداد که در زمان پیامبر رخ داده، یادآور جدا شدن ماه از زمین است ... ، این همان چیزی است که آیه به آن اشاره میکند. در غیر این صورت، چرا خداوند ماه را برای شکافتن انتخاب کرد؟ و چرا خداوند خورشید یا یکی از سیارات دیگر را برای این کار انتخاب نکرد؟ ... همه اینها یادآوری برای مسلمانانی است که در حال حاضر خواب هستند، اما در آینده بیدار خواهند شد. این آیات تشویق و انگیزهی جستجوی دانش را ایجاد میکند و فرزندان ملت مسلمان در آینده این علوم را به عهده خواهند گرفت. شکافتن ماه، دریچهای بهسوی دانش و تحقیق در مورد منشأ زمین و منشأ ماه گشود و همه اینها بر ملت مسلمان واجب است. (6)
ادله مخالفان ادعای اعجاز علمی بودن آیه انشقاق ماه
برخی از مفسران ادعای اعجاز علمی بودن آیه اول سوره قمر را قبول نکردهاند. اهم ادله آنان بر این پایه است:
1. فرضیه جدا شدن ماه از زمین هنوز ثابت نشده و برفرض ثبوت، شاید با آیات خلقت در تعارض باشد؛ (7)
2. اگر قرار بود خدا به این نکته علمی اشاره کند، بیان آن درباره جدایی زمین از خورشید سزاوارتر بود تا جدایی ماه از زمین؛
3. حوادث طبیعی بسیاری در جهان اتفاق افتاده، چه ویژگیای برای اشتقاق قمر است که با اقتراب ساعت همراه باشد؟ (8)
4. جدا شدن ماه از زمین یک «اشتقاق» است، اما آیه از «انشقاق» و شکافته شدن خبر داده است. شکافتن تنها در مورد دوتکه شدن چیزی در درون خود آن، بدون جدا شدن از آن، بهکارمیرود؛ (9) بهعبارتدیگر، عرب به جدا شدن چیزى از چیز دیگر که قبلاً با آن یکى بوده، «اشتقاق» میگوید و نه «انشقاق»؛
5. انشقاق ماه در این آیه، چه نشانه نبوت پیامبر باشد و چه یکی از نشانههای قیامت، به جادو بودن متهم شده است، اما اشتقاق ماه از زمین، اگر واقعاً درست باشد، نشانه قدرت خداوند در زمان خلقت خواهد بود و نمیتوان آن را به جادوگری متهم کرد (10) و لذا تاکنون شنیده نشده کسی از ماه با عنوان «سحر مستمر» یاد کند. (11)
نقد ادله مخالفان
به نظر میرسد برخی از نقدها ناشی از عدم دقت در کلام طنطاوی است. وی منکر اشاره قرآن به معجزه شقالقمر پیامبر نیست؛ بلکه میگوید: چرا خدا در میان همه سیاراتی که میتوانست برای نشان دادن معجزه به مشرکان مکه از وسط دو نیم کند، ماه را انتخاب کرد؟ به باور او علت اینکه خداوند از میان همه سیارات، ماه را برای این کار انتخاب کرد، این بود که میخواست به جدا شدن ماه از زمین در گذشته اشاره کند و او فقط همین امر را اعجاز علمی قرآن میداند؛ البته او بهطور ضمنی به آیه 48 سوره ابراهیم نیز اشاره کرده است.
افزون بر این، به باور مصطفوی در التحقیق، ریشه «ش ق ق» در عربی به مطلق شکاف گفته میشود و فرقی نمیکند که جدایی محقق شود یا نشود. (12) اشتقاق از باب افتعال و انشقاق از باب انفعال است و معنای غالبیِ باب افتعال و معنای باب انفعال هردو مطاوعه است؛ (13) بنابراین، نه در ریشه این دو کلمه و نه در هیئت آندو، تفرق یا عدم تفرق لحاظ نشده است. به گفته مصطفوی در «اشتقاق» جدایی لحاظ شده، اما «انشقاق» برای مطلق شکاف و انفراج است؛ پس شاید فرق گذاشتن بین اشتقاق و انشقاق تمام نباشد.
اشکال اصلی به ادعای اعجاز علمی طنطاوی این است که شاید علت انتخاب ماه و نه مثلاً به قول او خورشید، این باشد که مشرکان مکه در شب که ماه در آسمان بود و نه خورشید، از پیامبر طلب معجزه کردند و بههمیندلیل، خدا ماه را انتخاب کرد. چنانکه مطابق برخی روایات این درخواست در شب چهاردهم ذیحجه اتفاق افتاده است؛ حتی مطابق روایات، هنگامیکه مشرکان از پیامبر خدا درخواست معجزه کردند، حضرت از آنان پرسید: چه معجزهای میخواهید؟ آنان از پیامبر خواستند که ماه را دو قطعه کند. (14)
بنابراین، پاسخ سؤالی که طنطاوی میپرسد و سعی میکند تنها پاسخ خود را درست تلقی کند، قابل قبول نیست؛ بلکه پاسخ صحیح چیز دیگری است که روایات به آن اشاره کردهاند.
نتیجه:
1. مطابق فرضیهای علمی، میلیونها سال قبل، پس از برخورد یک سیاره کوچک به زمین، بخشی از زمین جدا شد و با گذشت زمان به شکل ماه کنونی درآمد؛
2. درباره آیه اول سوره قمر سه قول وجود دارد: مشهور آن را ناظر به معجزه شقالقمر پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله در مکه میدانند؛ برخی معتقدند این آیه در مقام بیان رخدادهای پیشاقیامتی و مربوط به آینده است؛
3. طنطاوی درعینحال که قبول دارد آیه درباره معجزه شقالقمر نازل شده، معتقد است: علت اینکه خداوند از میان آنهمه سیاره، ماه را برای شکافتن انتخاب کرد، این بود که خوانندگان قرآن را متوجه جدایی ماه از زمین در گذشته بکند و درنتیجه، آیه از مصادیق اعجاز علمی قرآن است؛
4. از نگاه منتقدان این ادعا درست نیست؛ چراکه عرب برای جدایی ماه از زمین از لفظ «اشتقاق» استفاده میکند، اما در آیه لفظ «انشقاق» آمده که برای شکافته شدن بدون جدایی بهکار میرود؛
5. اشکال اصلی به طنطاوی این است که او میگوید: چون خداوند از میان آنهمه سیاره ماه را برای شکافتن انتخاب کرد و نه مثلاً خورشید را متوجه میشویم که میخواسته به اشتقاق ماه از زمین اشاره کند؛ اما این درست نیست؛ چراکه اولاً ازنظر علمی پدیدآمدن بر اساس جدا شدن از سیارهای دیگر منحصر به ماه نیست؛ ثانیاً مطابق روایات این مشرکان بودند که در شب چهاردهم که ماه کامل بود از پیامبر خواستند آن را دو نیمه کند و این یعنی مشرکان ماه را انتخاب کردند و نه خدا.
برای مطالعه بیشتر:
ژاک ژمیه، «طنطاوی و تفسیر او»، ترجمه فاطمه تهامی، آینه پژوهش، دوره 11، ش 63، مرداد و شهریور 1379 ش، صص 27-58.
پینوشتها:
1. سوره قمر، آیههای 2-4.
2. برای آگاهی درباره این قول و ادله آن ر.ک: خرسان، سید محمدمهدی، مزیل اللبس فی مسألتی شقالقمر و رد الشمس، قم، دلیل ما، ۱۳۸۷ ش؛ قربانی امیرآبادی، علی، «بازخوانی معجزه از منابع کلامی شیعه و تطبیق آن بر واقعه شَقُّالَقمَر»، مرکز حقایق اسلامی، بهنشانی https://alhaqaeq.org/بازخوانی - معجزه - از - منابع - کلامی - شیعه - و -تط.
3. برای آگاهی درباره این قول و ادله آن ر.ک: ملکی معاف، اسلام و منصور پهلوان، «بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و علامه فضلالله درباره تفسیر آیه شقالقمر»، پژوهشهای قرآن و حدیث، سال 49، شماره ۲، ۱۳۹۵ ش، صص 185-205.
4. ویکیپدیا، صفحات «فرضیه برخورد بزرگ» و «ماه».
5. محمد بن طنطاوی جوهری از علمای مصر و از مفسران قرآن است. کتاب «الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم»، عنوان مشهورترین اثر وی است که معمولاً با عناوینی همچون «تفسیر الجواهر» یا «تفسیر طنطاوی» از آن یاد میشود. این کتاب تنها دوره کامل تفسیری با گرایش به علوم تجربی به شمار میآید. به باور طنطاوی، قرآن در بیش از 750 آیه آشکارا از علم سخن گفته و مسلمانان را به اندیشیدن در طبیعت و فراگیری علوم آن تشویق و حتی امر کرده است. (نفیسی، شادی، جریانشناسی تفسیر علمی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ اول، 1397 ش، ص 85-87).
6. طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، 1425 ق، ج 23، ص 266.
7. صادقى تهرانى، محمد، الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، قم، فرهنگ اسلامى، چاپ دوم، 1406 ق، ج27، ص 469.
8. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی، ج 5، ص 58 به نقل از دائرهالمعارف طهور (https://tahoor.com)، مدخل فرق انشقاق با اشتقاق.
9. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1390 ق، ج19، ص 56.
10. صادقی تهرانی، الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، ج27، ص 469.
11. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج19، ص 56.
12. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1368 ش، ج6، ص 94.
13. طباطبائی، محمدرضا، صرف ساده، انتشارات دارالعلم، چاپ 31، 1373 ش، ص 182، ص 177 و 178.
14. قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق: طیب موسوی جزایری، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، 1363 ق، ج 2، ص 341: «اِجْتَمَعُوا أَرْبَعَهَ عَشَرَ رَجُلاً أَصْحَابُ اَلْعَقَبَهِ لَیْلَهَ أَرْبَعَ عَشْرَهَ مِنْ ذِی اَلْحِجَّهِ، فَقَالُوا لِلنَّبِیِّ صلیاللهعلیهوآله: مَا مِنْ نَبِیٍّ إِلاَّ وَ لَهُ آیَهٌ فَمَا آیَتُکَ فِی لَیْلَتِکَ هَذِهِ فَقَالَ اَلنَّبِیُّ صلیالله عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَا اَلَّذِی تُرِیدُونَ فَقَالُوا إِنْ یَکُنْ لَکَ عِنْدَ رَبِّکَ قَدْرٌ فَأْمُرِ اَلْقَمَرَ أَنْ یَنْقَطِعَ قِطْعَتَیْنِ، فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ علیهالسلام وَ قَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اَللَّهَ یُقْرِئُکَ اَلسَّلاَمَ وَ یَقُولُ لَکَ: إِنِّی قَدْ أَمَرْتُ کُلَّ شَیْءٍ بِطَاعَتِکَ، فَرَفَعَ رَأْسَهُ فَأَمَرَ اَلْقَمَرَ أَنْ یَنْقَطِعَ قِطْعَتَیْنِ، فَانْقَطَعَ قِطْعَتَیْنِ».













