معارف قرآن
۱۳۸۹/۰۶/۱۲ ۱۸:۲۵ شناسه مطلب: 18366
شق القمر که از معجزات پیامبر است در کدام سوره قران به ان اشاره شده است؟
با سلام و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز
آيه 1 و 2 سوره قمر به اين معجزه اشاره دارد. آيات بدين شرح است:
«اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِر».
البته بعضي گفته اند انشقاق و شکافته شدن در قيامت رخ مي دهد ،ولي علامه طباطبايي اين آيه را ناظر به همان واقعه اي مي داند که در زمان رسول خدا در مکه رخ داد . در استدلال فرموده که آيه دوم دلالت دارد آنان بعد از ديدن اين آيت ، آن را انکار کرده ، سحر مستمر رسول خدا شمرده اند، در حالي که در قيامت اگر آيتي رخ دهد، کافران نمي توانند آن را انکار کنند و انکار نمي کنند پس اين که آن را انکار کرده و سحر رسول الله شمرده اند، دلالت دارد که شکافته شدن در دنيا و در مواجهه با کافران و مشرکان صورت گرفته است.(ترجمه الميزان،ج19،ص89)
۱۳۸۹/۰۶/۱۲ ۱۸:۲۳ شناسه مطلب: 18364
درتفسیر سوره قدر امده است که فرشتگان و جبرییل در شب قدر سرنوشت انسانها را به امام زمان عرضه میکنند. این تفسیر طبق چه سندی است.در صورتی که شب قدر قبل از اسلام ودر زمان پیامبران پیشین هم وجود داشته است
با سلام و تشکر از ارتباط شما با مرکز ملی؛
شب قدر از اول خلقت بوده و تا آخر خلقت هست. در شب قدر هر سال مقدرات آن سال تعيين مي شود.(1) فرشتگان و روح بر حجت خدا در زمين فرود مي آيند. مقدرات آن سال را بر ايشان عرضه مي کنند . حجت زمان، پيامبران و اوصياي آنان بوده اند تا نوبت به پيامبر اسلام و اوصياي ايشان رسيده ،بعد از امام حسن عسکري تا قيامت، حجت زمان حضرت مهدي موعود(عج) است که آخرين وصي رسول خدا مي باشد.
آيه قرآن مي فرمايد:"تنزل الملائکه و الروح..." و اين صيغه مضارع است که دلالت بر استمرار است . مي فرمايد:انزل فيه القرآن" يعني شب مبارک قدر بوده ، از برکتش اين که قرآن در اين شب نازل شده است، نه اين که بعد از نزول قرآن، اين شب برکت و ارج يافته باشد. بنا بر اين شب قدر از اول خلقت تا آخر خلقت هست.(2)
پي نوشت ها:
1.اصفي،ج2،ص1462.
2. کنز الدقائق،ج14،ص 365 ؛ البرهان،ج5،ص706.
۱۳۸۹/۰۶/۱۱ ۰۱:۱۵ شناسه مطلب: 18214
باسلام، طبق تفسیرآیه 256 سوره بقره در قرآن حکیم که نوشته شده (اصولا اسلام یا هر مذهب حقی...) منظور از هر مذهب حقی فقط اسلام است یا شامل ادیان دیگری مثل مسیحیت و...هم می شود؟
پاسخ:
مقصود از هر مذهب حق، ادياني چون مسيحيت و يهوديت در زمان خود نيز مي باشد، زيرا چنين ادياني در زمان خود و براي مردم آن روزگار حجت و دين حق بودند.
۱۳۸۹/۰۶/۰۷ ۰۹:۲۲ شناسه مطلب: 17812
سني ها مي گويند چرا پيامبر در مکه علي را به عنوان جانشين خود معرفي نکرد؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
اين كه دقيقا علت اين مسأله چه بود، از حوزه فهم و دانش ما بيرون است . پيامبر(ص) هم در اين باره از خود اختياري نداشت . به فرمان الهي در همان نقطه اي كه مأمور به ابلاغ آن شده بود، انجام وظيفه كرد. در واقع پيامبر به چيزي كه مأمور بود، ابلاغ كرد. در عين حال جايگاهي كه براي ابلاغ پيام مزبور انتخاب شده بود، نقطه اي بود كه غير از اهل مكه همه حجاج از آن عبورميكردند و در آن جا همه حجاج وجود داشتند.
ممکن است چند مسئله در خصوص عنوان شدن ولايت علي (ع) در غدير خم دخالت داشته باشد:
1. شايد طرح مسئله در مكه مخالفت جدي در پي مي داشت ، زيرا حضرت علي بسياري از سران قريش و اهل مكه را به دست خود كشته بود . اعلان ولايت و پذيرش در آن جا دشوار مي نمود . خوف فتنه مي رفت . اين مسئله مي تواند از فحواي قسمت پاياني آيه ابلاغ"... والله يعصمك من الناس" (1) (خداوند تو را از (شر) مردم حفظ خواهد كرد )، نيز به دست آيد.
2. شايد انتخاب آن مكان به آن دليل باشد كه اگر در ضمن اعمال حج، اين عمل انجام مي شد ، برجستگي لازم را پيدا نمي كرد . شكوه تاريخي آن محو مي گرديد. از همين رو مكان مستقل و زماني جدا از ديگر اعمال انتخاب شد كه در عين امكان اجتماع عظيم مسلمانان، اين مطلب به عنوان خبري كاملاً تازه و نو، توسط حجاج به بلاد مختلف اسلامي پخش شود ، تا برجستگي و شكوه و طراوت آن بهتر حفظ گردد.
3. در اين جا مي توانست شواهد و قرائني جمع شود كه اين مسئله را برجسته نمايد، مانند اعلان تنها يك واقعه ، نه چيز ديگر ، نگه داشتن مردم در زير آفتاب سوزناك ، برگرداندن كساني كه به جلو رفتند و منتظر ماندن براي كساني كه عقب ماندند ، فرصت كافي براي اعلان و بيعت كردن ديگران با علي (ع) ، در حالي كه در ايام حج در مكه در روزهاي اول كه فرصت كافي وجود داشت ، حضرت علي در يمن بود و در مكه حضور نداشت . در روز هاي آخر به مكه مي رسد كه اعمال حج به صورت فشرده بوده است.
البته ما در تاريخ ديديم كه چگونه با اين همه تمهيدات ، اصل مسئله از مسير خود منحرف شد . كساني اين مسئله را انكار كردند كه در آن جمعيت حضور داشتند ، پس اگر حتي در مكه نيز انجام مي شد ، فرقي در اصل مسئله نداشت ؟ در حالي كه امروز مي بينيم با توجيهاتي چون "ولايت" به معناي دوستي است و مانند آن ، حقانيت ولايت و امامت حضرت علي را انكار مي كنند، پس براي كساني كه نخواهند حقيقت را قبول نمايند ، اين توجيهات ، در صورت اعلان در مكه نيز وجود داشت .
پي نوشت:
1. مائده(5) آيه67.
۱۳۸۹/۰۶/۰۷ ۰۹:۱۹ شناسه مطلب: 17811
فرق ازدواج موقت با زنا چیست؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
زنا عبارت است از مباشرت و نزديكي مرد و زن نامحرم، بدون عقد ازدواج دائم يا غير دائم. اما ازدواج که آثار حقوقي و تعهداتي بين طرفين ايجاد مي کند بايستي طبق ضوابطي انجام گيرد تا آن آثار بر آن بار شود. نيز امکان حمايت قانوني از آن در صورتي که يکي از طرفين عمدا يا ناخواسته قصور ورزد يا تخلف کند بر آن مترتب شود و اين در قالب واژه ها (که به آن عقد ازدواج مي گويند) اعلان مي شود.
واژه ها بيانگر اراده واقعي طرفين است که با توجه به نوع عقد متفاوتند. براي استحکام بخشيدن به اين تعهدات طبق آنچه که ذکر شد. و بر اساس آيات و روايات بايستي صيغه عقد خوانده شود . اگر اجرا نشود و همين طور با هم زناشويي داشته باشند. زناکار محسوب خواهند شد . البته اين امري است اعتباري که در هر سيستم حقوقي، شکل و قالب خاصي دارد.
در شرع مقدس اسلام، پذيرش زوجيت و اعلام انتخاب دو طرف براي زندگي مشترک، با عقد ازدواج صورت ميگيرد.
براي ترتب آثار شرعي و حقوقي تصميم به ازدواج کافي نيست. طرفين تا از طريق عقد ازدواج معتبر دائم يا موقت، با يکديگر پيوند برقرار نکنند، نسبت به همديگر نامحرمند. اين امر تنها مختص پيوند زناشويي نيست، بلکه اگر قصد خريد منزلي را هم داشته باشند قبل از خريد منزل و پيش از وقوع معامله ، آثار خريد و فروش از جمله تخليه مسکن و... صورت نميگيرد. اين مسأله درباره پيوند زناشويي به لحاظ ويژگيهاي خود تأکيد و تشديد شده، چون شرافت و حيثيت انساني، به مراتب ارزشمندتر است و با مال مادي قابل قياس نيست.
در هر صورت ازدواج موقت نوعي ازدواج است که قرآن کريم آن را جايز دانسته و روايات در فضيلت آن نيز وارد شده است.
۱۳۸۹/۰۶/۰۷ ۰۵:۰۱ شناسه مطلب: 17801
با سلام.آیا در زمان پیامبر حجاب بر برده ها واجب نبوده؟ این سوال را با توجه به آیه 59 سوره احزاب می پرسم. و اگر نبوده چرا واجب نبوده؟ مگر حجاب برای حفظ سلامتی جامعه نیست؟ در صورتی که برده های آن زمان زیباتر از زنان عرب بودند.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
در باره عدم وجوب حجاب براي بردگان بايد گفت : بردگان به طور کلي در احکام ، وظايف ، حقوق و کيفر با افراد آزاد فرق داشتند، حکمت هايي وجود داشته که شايد ما به خيلي از آن ها آگاهي نيابيم . بايد تابع دستورات قرآن، پيامبر و امامان باشيم.
شايد يکي از علت هاي عدم وجوب حجاب براي بردگان اين باشد که آنان - معمولا- خدمت مي نمودند .ازاين رو لازم بود آزادي بيش تر داشته باشند. استاد شهيد مطهري نيز علت عدم وجوب حجاب براي بردگان را خدمتکار بودن آنان دانسته است (1)، يعني چون معمولا بردگان کارهاي داخل و خارج از خانه را انجام مي دادند ومرتب در فعاليت بودند ، براي اينکه در اين زمينه راحت تر باشند، تکليف از آنان برداشته شده است، البته معناي اينکه وجوب پوشش سر برداشته شده، اين نيست که بردگان ملزم به بي حجابي باشند، مي توانستند سرخود را به پوشانند ومي توانستند نپوشانند.
شايد يکي از علل عدم وجوب حجاب براي بردگان اين باشد که اين امر با فلسفه حجاب منافات ندارد ، زيرا يکي از فلسفه هاي حجاب اين است که جلوي خودنمايي و جلوه گري زن را بگيرد .از آن جايي که کنيزان معمولا کار مي کردند و به سرو صورت خودرسيدگي نمي کردند، باز بودن سرشان چندان نقشي در جلب توجه مردان نداشت ،از اين رو حجاب براي آن ها واجب نبود.
پي نوشت :
1. مجموعه آثار ، ج 19 ص 489 .
۱۳۸۹/۰۶/۰۷ ۰۱:۳۳ شناسه مطلب: 17792
کدام پیامبر ترازو را اختراع کرد؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
در برخي متون آمده است اولين کسي که کيل و وزن را (ترازو) اختراع نمود، حضرت شعيب (ع) بود (1)
پي نوشت:
1.معارف ومعارف ،ج ،ص505-506.
۱۳۸۹/۰۶/۰۶ ۱۳:۵۰ شناسه مطلب: 17749
باسلام میخواهم بدانم حوض کوثر یعنی چه
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
معني و تفسير لفظ كوثر
شيخ طبرسي در تفسير کوثر گفته: خداوند در مقام شمارش و بيان نعمتهائي كه به پيغمبرش داده ، او را مخاطب ساخته و گفته است: «إِنَّآ أَعْطَيْنَـ'كَ الْكَوْثَرَ».
از عبدالله بن عمر و عائشه روايت شده : كوثر نهري است در بهشت.
ابن عبّاس گويد: چون اين آيه نازل شد، رسول خدا بر منبر بالا رفت و آن را بر مردم قرائت كرد. چون از منبر فرود آمد، مردم گفتند: كوثري كه خدا به تو عنايت كرده چيست؟!
رسول الله فرمود: نهري است در بهشت كه از شير سفيدتر است، از قَدح محكم تر و استوارتر؛ در كنار اين نهر قبّه ها و سقف هاي مدوّر و مقعّري است از دُرّ و ياقوت؛ در آن نهر وارد ميشوند پرندگان سبز رنگي كه گردن هاي معتدل و كشيده همچون گردن شترهاي بُخاتي دارند.
گفتند: چقدر آن پرندگان در خوشي و ناز و نعمت هستند!
فرمود: آيا مي خواهيد شما را به خوش تر و بهتر از آن ها آگاه كنم؟!
گفتند: آري! فرمود: خوش تر و متنعّمتر از آن پرندگان، كسي است كه آن ها را بخورد، از آب كوثر بياشامد، به رضوان خداوند دست يابد.
از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده: كوثر نهري است در بهشت، خداوند آن را به پيغمبر در عوض پسري كه از او فوت شده بود، عنايت كرد.
عَطاء گفته : كوثر حوض رسول الله است، كه مردم در روز قيامت بر آن و بر گرداگرد آن اجتماع ميكنند.
اَنَس گويد: روزي رسول الله نزد ما بود.ناگهان او را چرت و پينكي فرا گرفت؛ سپس با شادي، سر خود را بلند كرد. عرض كردم: سبب خنده شما چيست؟!
فرمود: همين الان براي من سورهاي نازل شد و سورة كوثر را قرائت كرد.
سپس فرمود:آيا مي دانيد كوثر چيست؟! كوثر نهري است كه خداوند به من وعده فرموده، در آن خير بسياري است. كوثر حوضي است كه امّت من در روز قيامت دور آن گرد ميشوند؛ تعداد كاسهها و قدحهائي كه در اطراف حوض است و با آن آب بر مي دارند، به شمار ستارگان آسمان است. چه بسا أفرادي سرشناس را از كنار حوض، ميربايند و دور ميكنند، و من مي گويم: پروردگار من! اين ها از امّت من هستند! در جواب من گفته ميشود: نمي داني بعد از رحلت تو چه كارهائي كرده و چه وقايع و حوادثي پيش آوردهاند!
اين حديث را مسلم در «صحيح» آورده است.
ابن عبّاس و ابن جُبَير و مجاهد : كوثر خير كثير است .
عِكْرمَه : مراد از كوثر نبوّت و كتاب است.
حَسَن : مراد قرآن است.
أبيبكر بن عيّاش : مراد فزوني اصحاب و پيروان است.
بعضي گفتهاند: مراد فزوني ذرّيّه و نَسل است؛ آن قدر از نسل فاطمة زهرا سلام الله عليها خداوند، ذرّيّه و نسل به رسول الله داده كه عدد آنان به شمارش در نميآيد، امتداد آن تا روز قيامت كشيده است.
از حضرت صادق روايت كردهاند كه مراد شفاعت است.
لفظ كوثر قابليّت تمام اين معاني را دارد، بنا بر اين لازم است كه بر تمام اين معاني حمل شود؛ زيرا خداوند در دنيا به رسول الله خير كثير مرحمت كرده، در آخرت نيز وعدة خير كثير داده است.
تمام اين اقوال، تفصيلكلمة كوثر است كه به معناي خير كثير در دنيا و آخرت است(1).
إمام محمّد باقر عليهالسّلام فرمود:
چون روز قيامت برپا شود، خداوند همة مردم را عريان و پا برهنه در زمين همواري جمع مي كند؛ آن ها را در راه محشر به قدري نگه مي دارند كه همگي عرق بسياري ميكنند. نفَسهاي آنان به شدّت مي زند. به قدري كه خداوند ارادهكرده است درنگ مي كنند؛ و اين است معناي گفتار خدا: « فَلاَ تَسْمَعُ إِلاَّ هَمْسًا(2) ؛ در آن وقت(ايپيامبر) نمي شنوي مگر صداي آرام و بدون صوت را.»
در اين حال منادي از عرش ندا مي كند: كجاست پيامبر اُمّي؟
خلائق مي گويند: صداي تو به همه رسيد و همه شنيدند، پيامبر را با اسمش صدا كن!
منادي ندا مي دهد: كجاست پيامبر رحمت: محمّد بنعبدالله؟
رسول الله مي ايستد، از همة مردم جلوتر مي آيد تا اينكه مي رسد به حوضي كه طول آن به قدر مسافت بين أيْلَة و صَنْعَاء مي باشد، در كنار حوض مي ايستد.
پس از آن صاحب شما(رهبر و امام) را ندا مي كنند؛ او هم جلو مي آيد، و در برابر مردم با رسول الله مي ايستد.
سپس به مردماجازه داده مي شود، آنان به حركت در مي آيند. در آن وقت، مردم به دو دسته تقسيم مي شوند: جماعتي بر حوض وارد مي شوند، و جماعتيرا از حوض دور مي كنند.
چونرسول الله ببيند كه از محبّان ما أهل بيت كسي را از حوض دور كنند، گريه مي كند و مي گويد: پروردگار من! شيعة عليّ!
در اين حال خداوند فرشته اي را مي گمارد كه از حضرت بپرسد: اي محمّد! سبب گريه تو چيست؟!
رسول الله مي گويد: چگونه نگريم بر جماعتي كه از شيعيان برادرم عليّ بنأبيطالب هستند، آنان را از حوض دوركرده، و به جانب أصحاب دوزخ روان ساخته اند؟!
خدا مي گويد: اي محمّد! مناز گناهان آن ها گذشتم، همه را به تو بخشيدم. آنان را به تو و به كساني كه از ذرّيّة تو هستند، و آنان آن ذرّيّه را دوست دارند و ولايت آن ها را بر عهده گرفته اند، ملحق ساختم. آن ها را از زمره تو قرار دادم. بر حوض تو وارد كردم. شفاعت تو را در بارة آنان پذيرفتم. تو را بدين جهت گرامي داشتم. (3)
حوضكوثر اختصاص بهعليّ بنأبيطالب عليهالسّلام دارد
چون بر رسول خدا آية «إِنَّآ أَعْطَيْنَـ'كَ الْكَوْثَرَ» نازل شد، عليّ بنأبيطالب پرسيدند: كوثر چيست؟
حضرت فرمود: نهري است كه خداوند به جهت بزرگداشت و گرامي داشت، به من عنايت كرده است.
أميرالمؤمنين گفتند: اين نهر، نهر شريفياست! صفات و خصوصيّات آن را براي ما بيان كنيد!
حضرت فرمود: كوثر نهري است كه از زير عرش خدا جاري است. آبش از شير سفيد تر، از عسل شيرين تر، از كره نرم تر. ريگ هاي درونش از زبرجد و ياقوت و مرجان است، علَف هاي اطراف آن از زعفران است، خاكش از مشك خوشبو است. پايه هايش در زير عرش خداوند است.
در اين حال رسول خدا دست خود را به پهلوي أميرالمؤمنين زد و فرمود: اي عليّ! اين نهر از براي من و تو و محبّان توست كه بعد از من ميآيند.(4)
پي نوشت ها:
1. مجمعالبيان، چ صيدا، ج 5، ص549 .
2 . آية108 طه.
3 . بشارةالمصطفي، چ نجف، ص3؛
مجالسمفيد، مجلس34، ص170 و 171؛
أماليطوسي، چسنگي، ص41 ؛
تفسير قمّي، چ سنگي، ص423 .
4 . مجالسمفيد، مجلس35، ص173؛
أماليطوسي، ص43؛
بشارةالمصطفي، ص5 و 6؛
بحار، ج8، ص18 ،؛
عيونأخبار الرّضا، چسنگي، ص91؛
أماليصدوق، مجلس2، چ سنگي، ص5 و مجلس14، ص37؛
همينروايترا صدوقدر «عيونأخبار الرّضا» در باب28، ص191 از چ سنگي، با همينسند آوردهاست.
نيز بحار الانوار» ج8، ص19؛
معاد شناسي ،ج 9 ،مجلس شصت و ششم .
۱۳۸۹/۰۶/۰۴ ۱۹:۴۹ شناسه مطلب: 17628
با عرض سلام ما زن و شوهری هستیم که یکدیگر را دوست داریم و سعی می کنیم نسبت به تمامی مسائل دینی و شرعی در زندگی مان پایبند باشیم. سوال ما این است که آیا با این عشق و علاقه ای که بین ما وجود دارد آیا ما در قیامت با هم می توانیم باشیم یا خیر؟ اگر یکی از ما بهشتی و دیگری خدایی ناکرده جهنمی باشد، آن وقت چطور؟ ممنون
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
قيامت در واقع دو مرحله دارد :يکي مرحلهاي است که از آن به روز قيامت ياد ميشود، مرحله دوم مربوط به اسکان آدميان در بهشت و جهنم است.
در مرحله اول شرايط به گونهاي است که قران کريم از آن چنين ياد نموده: «يوم يضر المرء من اخيه و امه و ابيه و صاحبته و بينه؛ (1) آن روز که هر کس از برادرش ميگريزد و از مادر و پدرش، و از زن و فرزندانش هم مي گريزد».
بر اساس اين آيه در روز محشر واقعا محشر است . هر کس به گونهاي گرفتار اعمال و نگران سرنوشت خوداست که از همه بستگانش فرار مي کند .ميخواهد آن ها را نبيند و يا نشناسد .در اين مرحله عشق و علاقه ها افراد نسبت به همديگر فراموش خواهد شد و اثري هم ندارد، فقط يک عشق اثر دارد وآن همان است که حافظ شيرين سخن گفته است:
در آن غوغا که کس، کسي را نپرسد من از پير مغان منت پذيرم
مراد امام علي است که عشق و محبت او به داد عاشقانش مي رسد، ساير عشق و پيوندها از هم گسسته خواهد شد. از اين رو قرآن کريم فرمود: «فاذا نفخ في الصور فلا انساب بينهم يومئذ و لا يتسائلون؛ (2) پس آن گاه که در صور دميده شود، ديگر ميان شان نسبت خويشاوندي نماند، و از حال يکديگر نپرسيدند». در تفسير اين آيه گفته شده: مراد اين است که در آن روز انساب خاصيتي ندارد، چون روز قيامت ظرف پاداش عمل است. همه اسباب که يکي از آن ها انساب است، از کار مي افتد و اثري ندارد، از اين رو از حال همديگر نميپرسد. (3)
بنابراين در روز محشر جايي براي اين گونه امور نيست.
اما در مرحله دوم حيات اخروي بعد از پايان حساب و کتاب و استقرار مومنان در بهشت ممکن است جاي اظهار و ظهور اين گونه محبت ها باشد، چون در قرآن کريم تصريح شده که در بهشت مومنان از حال همديگر جويا مي شود: «فاقبل بعضهم علي بعض يتساءلون قال قايل منهم اني کان لي قرين؛ (4) پس بعضي به بعضي ديگر روي آورده و از يکديگر پرسش مي کنند، يکي از آن ميان مي پرسد من رفيقي داشتم».
در تفسير اين آيه گفته شده: اين جمله گفتگويي را که بين اهل بهشت رخ مي دهد، حکايت کرده و مي فرمايد :بعضي از ايشان احوال بعضي ديگر را ميپرسند و بعضي آنچه در دنيا بر سرش آمده ، براي ديگران حکايت مي کند. يکي از اهل بهشت به ديگران ميگويد: من در دنيا رفيقي داشتم که از بين مردم تنها او را انتخاب کرده بودم و او تنها مرا رفيق خود گرفته بود. (5)
طبق اين بيان معلوم مي شود که آرزوي پرسشگر محترم ممکن است در بهشت برآورده شود، البته اين در صورتي است که زن و شوهر هر دو اهل بهشت و به لحاظ درجه و مقام در بهشت همسان باشد، يا از طريق شفاعت به همديگر برسند. اگر يکي اهل بهشت و ديگر اهل دوزخ باشد ،آن که بهشتي است ،در آسايش و از مواهب بهشتي بهرهمند است . آن که اهل دوزخ است، گرفتار عذاب دردناک خواهد بود .بهشتي نه تنها عشق و علاقه نسبت به همسر دوزخي خود ندارد ، بلکه متنفر است.
پي نوشتها:
1. عبس (80) آيه 34- 36.
2. مومنون (23) آيه 101.
3. الميزان ج 15 ص 98- 99.
4. صافات (37) آيه 50-51.
5. الميزان، ج 17 ص 207- 208.





