درصورت ممكن دلايل قراني وروايي هم اگر بفرماييد ممنون ميشم.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
علت اصلي بدي و انحراف فرزند نوح را بايد در عوامل گوناگوني ديد که نتيجه آن مخالفت و نافرماني او با اوامر و نواهي الهي که توسط پدر ابلاغ شده بود ، همان طور که در آيات الهي و روايات، بدان اشاره شده است.
سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى، از حسن بن على الوشاء نقل كرده :
از حضرت رضا عليه السّلام شنيدم كه مى‏فرمود: پدرم فرمود: حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام فرمود:
خداوند عزّ و جلّ به نوح عليه السّلام فرمود: إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ(فرزندت از اهل تو نيست) زيرا مخالفت پدرش را نمود .(1)
در جايي ديگر نوشته شده است:
فرزند نوح، نصيحت و اندرز پدر را نشنيد و تا آخرين نفس دست از لجاجت و خيره‏سرى بر نداشت.(2)
هر يك از افراد بشر در اثر عقيده... و التزام به اعمال صالح و طالح (غير صالح) در عالم ديگر محشور خواهد شد:«انهم ابناء ما عملوا و ثمرات ما فعلوا».هر فردى از بشر به صورت عقيده و عمل خود در عالم ديگر محشور خواهد بود و آيه كريمه (إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ) فرزند نوح را معرفى فرمود . او را به صورت و سيرت كفر و انكار اعلام فرمود . طريق ذاتى سير و سلوك بشر همانا حركات ارادى و افعال اختيارى او است .(3)
فرزند نوح عملي غير صالح بود:
انحراف و بدي فرزند نوح آن اندازه آشکار و علني شده بود که خداي متعال او را عملي غير صالح معرفي کرد ،يعني عصيان او به اندازه اي بود که حتي در وجود خارجي اش هم اثر گذاشته بود.
بعضى از مفسران معتقدند كه در آيه كلمه‏اى در تقدير است، در اصل مفهومش چنين است:« انه ذو عمل غير صالح: فرزند تو داراى عمل غير صالح است».
با توجه به اينكه گاهى انسان در انجام يك كار آن چنان پيش مى‏رود كه گويا عين آن عمل مى‏شود ،در ادبيات زبان هاى مختلف به هنگام مبالغه اين تعبير فراوان ديده مى‏شود، مثلا گفته مى‏شود فلان شخص سر تا پا عدل و سخاوت است، و يا فلان شخص سر تا پا دزدى و فساد است، گويى چنان در آن عمل غوطه‏ور گشته كه ذات او عين آن عمل گشته است.
اين پيامبر زاده نيز آن قدر با بدان بنشست و در اعمال زشت و افكار نادرست شان غوطه‏ور گشت كه گويى وجودش تبديل به يك عمل غير صالح شد.
بنابراين تعبير فوق در عين اينكه بسيار كوتاه و مختصر است، گوياى يك واقعيت مهم در مورد فرزند نوح مى‏باشد، يعنى اى نوح! اگر نادرستى و ظلم و فساد در وجود فرزند سطحى بود، امكان شفاعت در باره او مى‏رفت، اما اكنون كه سر تا پا غرق فساد و تباهى است، جاى شفاعت نيست، اصلا حرفش را نزن!.
سخن مفسران پيرامون او حاوي نکاتي آموزنده است که نمونه هايي ذکر مي شود .
فرزند (نوح)..... وضع كاملا مشخصى نداشته، گاهى با مؤمنان و گاهى با كافران بود، چهره منافق گونه او، هر كس را ظاهرا به اشتباه مى‏انداخت.(4)
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در ذيل حديثى فرمود: مجالسة الابرار للفجّار تلحق الابرار بالفجّار.
متابعت، بلال حبشى را داخل و مخالفت، ابو لهب قرشى را خارج نمود.(5)
قرابت و خويشاوندى و اخوّت دينى و برادرى در راه خدا از قرابت و خويشاوندى نسبى حتّى پدر و فرزندى قوي تر و نيرومندتر است. مؤمنان و مؤمنات بستگان و اوليا يكديگراند و پسر نوح چون كافر شد، به حكم إلهى از پسرى نوح و از خاندان و اهل او هم بيرون شد.
سعدى (ره) چه نيكو سرود:
پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوّتش گم شد
سگ أصحاب كهف روزى چند پى نيكان گرفت و مردم شد(6)
سالم بودن خانواده به تنهايى كافى نيست، محيط كفرآلود مايه‏ بسيارى از انحرافات مى‏شود: «لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ»(7)
در نتيجه فرزند نوح به دليل مخالفت با پدر که در اصل مخالفت با خداي متعال بود ،هم از اهليت فرزند پيامبر بودن افتاد و هم تبديل به عملي غير صالح شد. علت نا اهلي اش هم به محيط و هم به معاشرتش با افراد بد نام بر مي گشت .
پي نوشت ها:
1. علل الشرائع-ترجمه ذهنى تهرانى، ج‏1، ص: 125.
2. برگزيده تفسير نمونه، ج‏2، ص: 348.
3. درخشان پرتوى از اصول كافى، ج‏3، ص: 471.
4. تفسير نمونه، ج‏9، ص: 118.
5. تفسير اثنا عشري، ج‏6، ص: 77.
6. تفسير خسروي، ج‏4، ص: 294 .
7. تفسير نور، ج‏5، ص: 324.