عفت

آثار و پیامدهای عفت و بی عفتی
عفت در اخلاق الهی، فردی و اجتماعی، سرچشمهٔ ارتباط با خدا، آرامش درون و سلامت جامعه است و بی‌عفتی موجب گسست معنوی، فروپاشی شخصیت و تباهی اجتماع می‌گردد.

پرسش:

برای اینکه دیگران را با ارزش عفت آشنا کنیم، چه پیامدهای مثبت یا خطرات بی‌عفتی را باید برایشان توضیح دهیم؟ (آثار و پیامدهای عفت و بی‌عفتی)

پاسخ:

برای آشنایی و ترغیب دیگران به عفت، بیان روشن پیامدهای ارزشمند آن ضروری است. کارکردهای عفت تنها به بُعد اجتماعی محدود نمی‌شود، بلکه این فضیلت در سه ساحتِ اخلاق، یعنی اخلاق الهی، فردی و اجتماعی، برکات گسترده‌ای به همراه دارد. در مقابل، بی‌عفتی نیز به همان اندازه در این حوزه‌ها پیامدهای زیانباری ایجاد می‌کند. در ادامه، ابتدا آثار مثبت عفت و سپس پیامدهای منفی بی‌عفتی، با استناد به منابع دینی، به‌اختصار بررسی می‌شود تا اهمیت پایبندی به این خصلت والا در شکل‌دهی به زندگی سالم و متعالی آشکار گردد.

نکته اول: آثار و پیامدهای عفت در اخلاق الهی

اگرچه نمود اجتماعی عفت آشکارتر است، اما بر پایه منابع دینی، این فضیلت در ساحت اخلاق الهی که تجلی‌گاه آن در عبادت، دعا و مناجات است نیز از کارکردهایی بنیادین برخوردار است. عفت به‌عنوان عاملی تأثیرگذار، هم در تقرب به پروردگار و هم در کیفیت و قبولی عبادات و مناجات نقش ایفا می‌کند. در متون دینی، عفت گاه برترین عبادت و کلید استجابت دعا شمرده شده است. در ادامه، مهم‌ترین این آثار در رابطه انسان با خداوند بررسی می‌شود.

1. پاداش عظیم اخروی

یکی از برجسته‌ترین پاداش‌های عفت‌پیشگی، اجر و مغفرت الهی است. خداوند در سوره احزاب، ده گروه از مردان و زنان را مستحق آمرزش و پاداشی بی‌کران معرفی می‌کند که ازجمله آنان پاک‌دامنان و عفیفانی هستند که دامن خود را از آلودگی‌ها حفظ کرده‌اند:

 «مردان و زنان پاک‌دامن و مردان و زنانی که بسیار خدا را یاد می‌کنند، خداوند برای همه آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است.» (1)

 نکته قابل‌تأمل در این آیه، یاد بسیار خدا در کنار حفظ عفت است که پیوندی ناگسستنی میان این دو فضیلت را نشان می‌دهد؛ گویی عفت، جلوه‌ای عملی از ذکر الهی است که نتیجه آن، رسیدن به مغفرت و اجری است که عظمتش را تنها خدا می‌داند. (2)

2. یاری ویژه الهی و استجابت دعا

از دیگر موهبت‌های عفت در بُعد رابطه با خدا، بهره‌مندی از «نصرت» و حمایت ویژه پروردگار است. این یاری خاص که در قرآن کریم به‌عنوان لطفی مخصوص بندگان مخلص شمرده شده، به‌روشنی در داستان حضرت یوسف علیه‌السلام تجلی یافته است. آنجا که خداوند به‌پاس عفت و پاک‌دامنی آن پیامبر، او را از بدی و فحشا مصون داشت:

 «آن زن قصد او کرد و او نیز - اگر برهان پروردگار را نمی‌دید- قصد وی می‌نمود! این‌چنین کردیم تا بدی و فحشا را از او دور سازیم؛ چراکه او از بندگان مخلص ما بود!» (3)

 این آیه نشان می‌دهد که عفت، کلید گشودن درِ نصرت الهی و دوری از هر سوء و پلیدی است.

3. هم‌ردیف شهیدان در بهشت

پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در بیانی فرموده است:

 «سه گروه پیش از همه وارد بهشت می‌شوند: شهید درراه خدا، برده‌ای که بردگی‌اش او را از طاعت خداوندگارش بازنداشته است و تهیدستِ عیالوارِ خویشتن‌دار.» (4)

4. عفت برترین عبادت و برترین جهاد فی سبیل الله

امام امیرالمؤمنین علیه‌السلام، عفت را برترین عبادت شمرده است. (5) تعبیر به عفت در اینجا، ممکن است به معنی وسیع آن استعمال شده و یا ممکن است در مقابل شکم‌پرستی و شهوت جنسی به‌کار رفته باشد. امام باقر علیه‌السلام فرموده است:

 «خداوند به چیزی برتر از عفّت شکم و شهوت (پرهیز از حرام در خوردن و رابطه جنسی) عبادت نشده است.» (6)

 عفت پیشگی نه‌تنها از برترین عبادات، بلکه به‌منزله برترین جهادها و مجاهدت‌های درراه خداوند متعال است. در روایتی آمده است کدام تلاش درراه اطاعت خدا، برتر از عفت در مقابل شکم ومسایل جنسی است.» (7)

 

نکته دوم: آثار و کارکردهای عفت در اخلاق فردی

عفت‌پیشگی، علاوه بر ثمرات معنوی در ارتباط با خدا، تأثیرات عمیقی در ساحت اخلاق فردی و رابطه انسان با خویشتن بر‌جای می‌گذارد. این فضیلت، نقشی اساسی در تکوین شخصیت، سلامت روان، تعادل جسمانی و مدیریت امیال درونی ایفا می‌کند. در حقیقت، عفت به‌عنوان نیرویی درونی، فرد را در مسیر تعالی، سلامت و آرامش درونی رهنمون می‌سازد.

1. عامل نیکو شدن صفات شخصیتی

حضرت علی علیه‌السلام فرمود:

 «کسی که نگاه‌هایش عفیف باشد اوصاف و اخلاقش نیکو می‌گردد.» (8)

2. حفظ کرامت و عزت‌نفس

علاوه بر کارکردهای معنوی، عفت در بعد فردی دارای کارکردهای روان‌شناختی و روحی و حتی جسمی نیز هست. قرآن کریم، تعفف (خویشتن‌داری) را چنان ارزشمند می‌داند که افراد عفیفِ نیازمند، در نظر دیگران چونان بی‌نیازان جلوه می‌کنند:

 «نادان [از روی ناآگاهی] آنان را به خاطر خویشتن‌داری‌شان بی‌نیاز می‌پندارد.» (9) امیرالمؤمنین علیه‌السلام عفت را نشانه غیرت و بزرگواری دانسته و بیان فرموده‌اند که عفت از غیرت نشاءت می‌گیرد. (10)

3. عفت موجب سلامت جسم

یکی از مظاهر عفت، عفت در شکم است. بر اساس روایات، عفت در شکم موجب سلامت جسمی است. در روایتی آمده است:

 «از پرخوری بپرهیز که انواع بیماری‌ها را تحریک کرده و سرچشمه مرض‌هاست.» (11)

4. سلامت روانی و آرامش درونی

عفت موجب سلامت و آرامش درونی است و فرد را از اندوه دور می‌کند و بعلاوه موجب سلامت و پاکی درون است. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرموده است: «کسى که چشم خود را پایین اندازد، دلش را آسوده گرداند؛» (12)

 یعنی عفت در نگاه، آرامش قلب را درپی دارد. در قرآن کریم نیز آمده است:

 «این (کار) برای دل‌های شما پاکیزه‌تر است.» (13)

5. از بین برنده غم و اندوه

در روایتی آمده است:

 «ریشه عفّت قناعت است و میوه‌اش کم شدن اندوه‌ها.» (14)

 میوه عفت کم شدن اندوه دانسته شده است. قناعت باعث می‌شود آدم برای به دست آوردن بیشتر، دنبال راه‌های نادرست نرود و کسی که عفیف و قانع باشد، نه حسرت داشته‌های دیگران را می‌خورد و نه از رسوایی و عذاب وجدان می‌ترسد درنتیجه غم و اندوه او کم می‌شود یا ازبین می‌رود.

6. کنترل امیال نفس

یکی دیگر از آثار و پیامدهای مثبت عفت کنترل و تعدیل خواسته‌ها و تمایلات نفس انسان به‌ویژه غریزه‌ی جنسی اوست. این پیامد طبیعی‌ترین اثری است که برعفت مترتب می‌گردد، چراکه ازنظر لغوی و اصطلاحی نیز عفت به همین معنا آمده است. در قاموس گفته شده: «عفّت در لغت به معنای مناعت طبع و حالت نفسانی است که از غلبه‌ی شهوت و خواسته‌های نفس باز می دارد.» (15) در معنای اصطلاحی آن نیز به همین امر اشاره شده که عفت عبارت است از حالتی نفسانی که به‌وسیله‌ی آن، خواهش‌ها و تمایلات انسان به کنترل او درمی‌آید و تعدیل می‌شود. حالت اعتدالی که مفهوم عفّت است و در عقل و شرع هر دو پسندیده است. (16)

با توجّه به همین معانی می‌توان گفت کنترل و مهار خواسته‌ها و تمایلات نفس طبیعی‌ترین پیامد مثبت عفّت است. راز این مطلب در این نکته نهفته است که در صورت برخورداری مردان و زنان از عفّت، عواملی که تحریک‌کننده‌ی غریزه‌ی جنسی است از محیط زندگی‌شان برچیده می‌شود و یک حالت طبیعی در زندگی آن‌ها حاکم می‌گردد. به این طریق از هیجان و تحریک غریزه‌ی جنسی افراد به‌طور غیرطبیعی جلوگیری می‌شود. در روایات اسلامی نیز به این اثرِ عفّت اشاره شده است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود:

 «عفّت نیز شهوت را کاهش می‌دهد.» (17)

7. راهی برای حفظ حرمت خود

شهید مطهری به نقل از ویل دورانت نکته‌ای از ویلیام جیمز درباره اهمیت حیاء جنسی نقل کرده و می‌گوید ازنظر او، حیا امر غریزی نیست، اکتسابی است، زنان دریافتند که دست‌ودل بازی مایه طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند...زنان بی‌شرم جز در موارد زودگذر برای ما مردان جذاب نیستند. خودداری از انبساط و امساک در بذل‌و‌بخشش بهترین سلاح برای شکار مردان است، اگر اعضای نهانی انسان را در معرض عام تشریح می‌کردند توجه ما به آن جلب می‌شد، ولی رغبت و قصد به‌ندرت تحریک می‌گردید. مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیا است و بدون آنکه بداند حس می‌کند که این خودداری ظریفانه از یک لطف و رقت عالی خبر می‌دهد، حیا و درنتیجه عزیز بودن زن و معشوق واقع‌شدن او برای مرد پاداش‌های خود را پس‌انداز می‌کند و درنتیجه نیرو و شجاعت مرد را بالا می‌برد و او را به اقدامات مهم وامی‌دارد و قوایی را که در زیر سطح آرام حیات ما ذخیره شده است بیرون می‌ریزد. (18) به اعتقاد شهید مطهری حریم نگه‌داشتن زن میان خود و مرد یکی از وسایل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. (19) اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله استفاده کند. اسلام مخصوصاً تأکید کرده است که زن هراندازه متین‌تر و باوقارتر و عفیف‌تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد بر احترامش افزوده می‌شود.

 

نکته سوم: آثار و کارکردهای عفت در اخلاق الهی

کارکردهای عفت تنها به حوزه فردی و ارتباط با خدا محدود نمی‌شود، بلکه تأثیرات آن به شکلی گسترده در عرصه اخلاق اجتماعی و روابط میان انسان‌ها نیز تجلی می‌یابد. این آثار را می‌توان در دو سطح «خانواده و پیوند زناشویی» و «جامعه» مورد بررسی قرار داد. عفت، به‌عنوان عاملی کلیدی، در تحکیم نهاد خانواده، ایجاد امنیت اخلاقی و تضمین سلامت و تعالی اجتماع نقش‌آفرینی می‌کند.

1. پاک‌دامنی و وفاداری همسران

اگر همسر عفیف باشد، علاوه بر آنکه خود را حفظ نموده است و آلوده به گناه و خیانت نکرده است، پاک‌دامنی او در اخلاق و رفتار همسرش نیز تأثیر داشته، او را به‌سوی خوبی‌ها سوق می‌دهد. امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «از زنان مردم چشم بپوشید تا همسرانتان عفیف بمانند.» (20)

 این روایت به‌روشنی بر اثر دوسویه عفت در پاک‌دامنی و وفاداری همسران اشاره دارد.

2. امنیت و سلامت از تجاوز و تعدی

عفت موجب پدید آمدن امنیت و حفظ آبرو و حیثیت افراد، مخصوصاً زنان می‌شود. از همین جهت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در وصیت به امام حسن علیه‌السلام درباره جایگاه عفت در پوشش و حجاب فرموده است:

 «بی‌گمان، سخت‌گیری در [رعایت] حجاب، سبب پایدار ماندن و حفظ (آبرو و حیثیت) آنان می‌شود.» (21)

 در بیان دیگری آمده است:

 «محفوظ داشتن زن، به حال او مفیدتر و براى زیبایی‌اش پایدارتر است.» (22) همچنین در روایتی یکی از آثار عفت‌پیشگی، مصون ماندن دانسته شده است: «نتیجه پاک‌دامنی، مصون ماندن است.» (23)

3. کاهش هزینه‌های زندگی

انسان عفیف، خواسته‌ها و تمایلات خود را مهار و تعدیل می‌کند، ازاین‌رو تسلیم زیاده‌خواهی‌های نفس خویش نمی‌شود. فردی که از عفّت برخوردار است به آنچه از راه حلال به دست آورده بسنده می‌کند و به سراغ حرام نمی‌رود. کنترل خواسته‌ها و تمایلات نفس و اکتفا نمودن به آنچه از حلال در اختیار دارد، از مصادیق بزرگ عفّت است. چنان‌که امام علی علیه‌السلام فرمود:

 «آگاه باش به‌درستی که قناعت داشتن و غلبه بر خواسته‌های نفس از مصادیق بزرگ عفّت است.» (24)

4. تأمین امنیت روانی

بر اساس بیان قرآن کریم عفت در پوشش موجب امنیت است و به‌عنوان یک عامل بازدارنده اجتماعی عمل می‌کند و با ایجاد حریم امن برای زنان، زمینه را برای کاهش جرائم جنسی و اخلاقی فراهم می‌سازد. درنتیجه، عفت عمومی که با حجاب تقویت می‌شود، نه‌تنها به امنیت فردی زنان کمک می‌کند، بلکه امنیت اخلاقی کل جامعه را نیز تضمین می‌نماید. دراین‌باره فرموده است:

 «این (حجاب) برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است.» (25)

5. حفظ زنان از طمع بیماردلان

در قرآن کریم یکی از علل توصیه به عفت، حفظ زنان از طمع‌ورزی بیماردلان دانسته شده است. دراین‌باره فرموده است:

 «ای زنان پیامبر، شما همانند دیگر زنان نیستید، اگر از خدا بترسید. پس به نرمی سخن مگویید تا آن مردی که در قلب او مرضی هست به طمع افتد و سخن پسندیده بگویید.» (26)

6. کاهش بزه و آسیب‌های اجتماعی

عفت در عرصه اجتماع از جهت کاهش آسیب‌های اجتماعی کارکردهای فراوانی دارد، به‌عنوان نمونه موجب کاهش طلاق می‌شود، چون همسران را از خیانت و بی‌توجهی نسبت به یکدیگر، از دوستی و رفاقت‌های خارج از چارچوب شرع و اخلاق حفظ می‌کند، عواملی که هرکدام موجب حفظ خانواده از جدایی و از‌هم‌پاشیدگی است. همچنین موجب جلوگیری از شیوع بیماری‌ها و انحرافات مرتبط با غریزه جنسی مثل لواط و زنا و... می‌شود. علاوه بر این‌ها موجب حفظ و سلامت نسل و مانع تولد فرزندان نامشروع می‌شود. فرزندانی که به دلیل عدم وجود یکی از والدین، زمینه گرفتار شدن به بزه‌های اجتماعی در آن‌ها زیادتر می‌شود.

7. امنیت و حفظ نیروی کار و فعالیت اجتماع

کشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می‌کند. برعکس آنچه مخالفین حجاب خرده‌گیری کرده‌اند و گفته‌اند: «حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است»، بی‌حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است. آنچه موجب فلج کردن نیروی زن و حبس استعدادهای او است حجاب به‌صورت زندانی کردن زن و محروم ساختن او از فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است و در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. اسلام نه می‌گوید که زن از خانه بیرون نرود و نه می‌گوید حق تحصیل علم و دانش ندارد - بلکه علم و دانش را فریضه مشترک زن و مرد دانسته است- و نه فعالیت اقتصادی خاصی را برای زن تحریم می‌کند. اسلام هرگز نمی‌خواهد زن بیکار و بی‌عار بنشیند و وجودی عاطل و باطل بار آید. پوشانیدن بدن به‌استثناء وجه و کفین مانع هیچ‌گونه فعالیت فرهنگی، اجتماعی یا اقتصادی نیست. آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذت‌جوئی‌های شهوانی است. آیا اگر پسر و دختری در محیط جداگانه‌ای تحصیل کنند و فرضاً در یک محیط درس می‌خوانند دختران بدن خود را بپوشانند و هیچ‌گونه آرایشی نداشته باشند بهتر درس می‌خوانند و فکر می‌کنند و به سخن استاد گوش می‌کنند یا وقتی‌که کنار هر پسری یک دختر آرایش‌کرده با دامن کوتاه نشسته باشد؟ آیا اگر مردی در خیابان و بازار و اداره و کارخانه و غیره با قیافه‌های محرک و مهیج زنان آرایش‌کرده دائماً مواجه باشد بهتر سرگرم کار و فعالیت می‌شود یا در محیطی که با چنین مناظری روبرو نشود؟ اگر باور ندارید از کسانی که در این محیط کار می‌کنند بپرسید. هر مؤسسه یا شرکت یا اداره‌ای که سخت مایل است کارها به‌خوبی جریان یابد، از این نوع آمیزش‌ها جلوگیری می‌کند. (27)

 

نکته چهارم: پیامدها و عواقب بی‌عفتی

در ادامه اشاره به آثار مثبت عفت، نمی‌توان از پیامدهای مخالف آن، یعنی بی‌عفتی، غافل ماند. بی‌عفتی در بُعد فردی، موجب تضعیف شخصیت و کرامت نفس، آشفتگی روانی و از دست دادن آرامش درونی، تسلط امیال سرکش، آسیب به سلامت جسم و عامل از بین رفتن حرمت و احترام شخصی می‌شود. در ساحت الهی، انسان را از لطف و قرب خداوند محروم می‌سازد؛ و در عرصه اجتماعی، موجب ناامنی اجتماعی و افزایش جرائم، شیوع بیماری‌ها و آسیب‌های اجتماعی، تضعیف نیروی کار و بازدهی جامعه، عامل تخریب بنیان خانواده و سبب از بین رفتن حریم امن برای زنان می‌شود. این پیامدها، ضرورت پایبندی به فضیلت عفت را بیش‌ازپیش آشکار می‌سازد.

 

نتیجه

معرفی ارزش والای عفت و ترغیب به آن، نیازمند ارائه‌ی تصویری جامع از کارکردهای عفت و بی‌عفتی است. بر همین اساس بررسی منابع دینی نشان می‌دهد عفت در سه ساحت اخلاق، ایفای نقش می‌کند. در ساحت اخلاق الهی، عفت به‌مثابه‌ی برترین عبادت و جهاد، وسیله‌ی اتصال به مغفرت، نصرت و پاداش بی‌کران پروردگار می‌گردد و بی‌عفتی، این رشته‌ی اتصال را می‌گسلد و انسان را از فیض قرب الهی محروم می‌سازد؛ در قلمرو اخلاق فردی، عفت با نقش‌آفرینی به‌عنوان مهارکننده‌ی امیال، تعدیل‌گر خواسته‌ها و پاسدار حریم درون، موجب سلامت جسم و روان، آرامش باطن، عزت‌نفس، شخصیت‌یابی نیکو و مصونیت از حسرت و اندوه است و نقطه‌ی مقابل آن، اسارت در تمایلات، بیماری روان، ذلت نفس و ازدست‌رفتن کرامت ذاتی انسان است؛ و در گستره‌ی اخلاق اجتماعی، عفت کارکردی زیربنایی داشته، با ایجاد حریم‌های امن در خانواده و جامعه، موجب استحکام پیوند زناشویی، مصونیت از تجاوز، کاهش چشمگیر بزهکاری و آسیب‌هایی چون طلاق، فرزندان نامشروع و بیماری‌ها، افزایش تمرکز و بهره‌وری نیروی کار و درنهایت تأمین سلامت و تعالی نسل و اجتماع می‌شود، حال‌آنکه بی‌عفتی همان‌گونه که بنیان خانواده را با خیانت و بی‌وفایی متلاشی می‌کند، جامعه را نیز در گرداب ناامنی، هرز رفتن انرژی‌ها، شیوع فساد و انحطاط اخلاقی فرومی‌برد.

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. مطهری، مرتضی، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، تهران، صدرا، 1392.

2. مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، تهران، صدرا، 1386.

پی‌نوشت‌ها:

1. «وَ الحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَافِظاتِ وَ الذَّاکرِینَ اللَّهَ کثِیرًا وَ الذَّاکرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَهً وَ أَجْرًا عَظِیمًا.» سوره احزاب، آیه 35.

2. مصباح یزدی، محمدتقی، اخلاق در قرآن، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1391، ج 2، ص 324.

3. «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بهَا لَوْلا أَن رَّءَا بُرْهَنَ رَبِّهِ کذَالِک لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِین.» سوره یوسف، آیه 24.

4. «ثلاثهٌ أوَّلُ مَن یَدخُلُ الجَنّهَ: الشَّهیدُ فی سبیلِ اللّه و المَمْلوکُ لَم یَشغَلْهُ رِقُّهُ عَن طاعهِ رَبّهِ و فَقیرٌ ذو عِیالٍ مُتَعفِّفٌ.» ورام بن ابی فراس، تنبیه الخواطر (مجموعه ورام)، قم، مکتبه الفقیه، 1410 ق، ج 2، ص 121.

5. «افضل العباده العفاف.» کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق: غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج ۲، ص ۷۹.

6. «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْءٍ أَفْضَلَ مِنْ عِفَّهِ بَطْنٍ وَفَرْجٍ.» کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق: غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج ۲، ص ۷۹.

7. «ای الاجتهادافضل من عفه بطن و فرج.» کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق: غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج ۲، ص ۷۹.

8. «مَنْ عَفَّتْ أطرافُهُ حَسُنَتْ أوصافُهُ.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح 9050.

9. «یُحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ.» سوره بقره، آیه 273.

10. «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ وَعِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَیْرَتِهِ.» سید رضی، نهج‌البلاغه، مصحح: صبحی صالح، قم، هجرت‏، 1414 ق، حکمت ۴۷.

11. «ایاک و ادمان الشبع فانه یهیج الاسقام و یثیر العلل.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح 2681.

12. «مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ أَرَاحَ قَلْبَهُ.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح 9122.

13. «ذَ‌لِکَ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ.» سوره احزاب، آیه ۵۳.

14. «أَصْلُ الْعَفَافِ الْقَنَاعَهُ وَثَمَرَتُهَا قِلَّهُ الأَحْزَانِ.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح ۴۱۱۴.

15. قریشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1412 ق، ج 7، ص 18.

16. نراقی، مهدی بن ابی ذر، جامع السعادات، ترجمه کریم فیضی، قم، قائم آل علی (ع)، 1396، ج 2، ص 15.

17. «العفّه تضعّف الشهوه.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ص 256.

18. مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، تهران، صدرا، 1386، ص 90-91.

19. مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، تهران، صدرا، 1386، ص 90-91.

20. «عَفُّوا عَنْ نِساءِ النّاسِ تَعُفَّ نِساؤُکُمْ.» مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء، 1403 ق، ج 71، ص 270.

21. فَإِنَّ شِدَّهَ الْحِجَابِ أَبْقَى عَلَیْهِنَّ.» سید رضی، نهج‌البلاغه، مصحح: صبحی صالح، قم، هجرت‏، 1414 ق، نامه ۳۱.

22. «صِیَانَهُ الْمَرْأَهِ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَأَدْوَمُ لِجَمَالِهَا.» نوری طبرسی، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل، بیروت، مؤسسه آل البیت (ع) لإحیاء التراث، 1408 ق، ج 14، ص 255.

23. «ثَمَرَهُ الْعِفَّهِ الصِّیانَهُ.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح 5493.

24. «ألا و انّ القناعه وغلبه الشهوه من اکبر العفاف.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ص 735.

25. «ذَ‌لِکَ أَدْنَى‌ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ.» سوره احزاب، آیه ۵۹.

26. «یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً.» سوره احزاب، آیه 32.

27. مطهری، مرتضی، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، تهران، صدرا، 1392، ص 84-85.

عفت را می‌توان بر اساس ابعاد مختلف، به انواع گوناگونی چون عفت عام و خاص و همچنین عفت در اندیشه، عاطفه و رفتار تقسیم کرد.

پرسش:
عفت دقیقاً به چه معناست و چه اقسام و مراتبی دارد؟ آیا عفت در جنبه‌های مختلف زندگی انسان (نگاه، گفتار، رفتار و افکار) قابل تفکیک است؟ 
 

پاسخ:
مقدمه
عفت از فضائل اخلاقی برجسته در نظام اخلاق اسلامی است که نقش کلیدی در سعادت و تعالی انسان ایفا می‌کند. این فضیلت نه‌تنها در کنترل غریزه جنسی، بلکه در ابعاد گوناگون زندگی فردی و اجتماعی نمود دارد. در متون دینی و اخلاقی، عفت به‌عنوان یکی از ارکان چهارگانه فضیلت‌های اصلی در کنار حکمت، عدالت و شجاعت معرفی شده است. شناخت معنا، مراتب و اقسام عفت می‌تواند در فهم جایگاه و کارکردهای آن نقش مهمی ایفا کند که در ادامه به تبیین آن پرداخته می‌شود.
نکته اول: تعریف عفت
الف: عفت در لغت:
 عفت از ریشه «ع.ف. ف» است. بر اساس معاجم لغوی، «عفّت» در لغت به معنای «خودداری» آمده است که شامل: خودداری از حرام، (1) و یا چیزی که حلال نیست (2) و یا هر چیزی که شایسته نیست (3) و همچنین خودداری از سؤال و درخواست از مردم (4) می‌شود. راغب در معنای لغوی عفت معنایی عام برای آن در نظر گرفته و گفته است: عفت بروز حالتی برای نفس است که به‌واسطه آن از چیرگی خواسته‌های نفسانی جلوگیری می‌شود. (5) ابن منظور نیز معنایی عام برای عفت در نظر گرفته و گفته است: «عفت یعنی خویشتن‌داری ازآنچه حلال و زیبنده نباشد.» (6)
ب: عفت در اصطلاح:
 در تبیین اصطلاحی عفت، مرحوم نراقی عفّت را این‌گونه معنا می‌کند: «عفّت، ملکه انقیاد و رام شدن قوه شهوت در پیشگاه عقل است به‌گونه‌ای که تحت امرونهی آن قرار گیرد؛ یعنی آنجا که عقل مصلحت می‌داند اقدام کند و آنجا که عقل در آن مفسده می‌بیند پرهیز کند و هیچ‌گاه با اوامر و نواهی عقل مخالفت نکند.» (7) فضائل اخلاقی مانند عفت، در حقیقت صفاتی هستند که از ملکات نفسانی سر می‌زنند؛ بنابراین عفت ملکه‌ای در نفس است که واجد آن، نفس خود را تأدیب کرده و به مرحله‌ای رسیده است که رفتارهای اخلاقی متناسب با آن، برای او عادت شده و از روی مشقت و فشار صادر نمی‌شوند.
ج: ضد عفت:
 در روایتی از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که فرمود:
 «یکی از سجایای اخلاقی عفت است که ضد آن بی‌پروایی است.» (8)
 صاحب جامع السعادات با تصریح به این‌که معنای عفّت، اعتدال و میانه‌روی در قوه شهوت است، دو صفت «شره» و «خمود» را جانب افراط‌وتفریط قوه شهوت می‌داند. (9)

نکته دوم: انواع و اقسام عفت
الف: انواع عفت بر اساس قلمرو:
 بر اساس معانی که برای عفت بیان شد می‌توان گفت عفت معنایی عام و گسترده دارد که مدیریت تمامی تمایلات سرکش درونی را شامل می‌شود. (10) البته در میان تمایلات نفسانی غریزه جنسی جایگاه خاصی دارد. ازاین‌رو عفت گاه در معنای خاص به مدیریت این غریزه اطلاق می‌شود. پس عفت در معنای عام به معنای کنترل مطلق خواهش‌های نفسانی است (11) و در کاربرد خاص و محدود عفت به معنای کنترل خواهش‌ها و تمایلات جنسی است .(12) بدین‌سبب در معنای خاص عفت جنسی مورد نظر است از همین جهت برخی محققان از آن به پرهیزکاری در خصوص مسائل جنسی تعبیر نموده‌اند. (13)
ب: انواع عفت بر اساس ابعاد وجودی انسان:
 گفته شد عفت بروز حالتی برای نفس است که به‌واسطه آن از چیرگی خواسته‌های نفسانی جلوگیری می‌شود و همچنین عفت به معنای خویشتن‌داری ازآنچه حلال و زیبنده نباشد دانسته شد. بدین‌جهت ازآنجایی‌که مطلق خودداری از افعال زشت در معنای عفت لحاظ شده است می‌توان بر اساس ابعاد مختلف وجودی انسان عفت را به سه قسمت تقسیم نمود که عبارت است از:
1. عفت در اندیشه؛ به معنای پرهیز از افکار و اندیشه‌های زشت و باطل؛
2. عفت در عواطف؛ به معنای خودداری از تمایلات منفی، باطل و قبیح؛
3. عفت در رفتار؛ به معنای پرهیز از رفتارهای زشت و قبیح.
ج: انواع عفت بر اساس متعلق:
 از جهت متعلق افعال و با نظر به قلمرو عفت، می‌توان چند قسم کلی برای عفت در نظر گرفت که هرکدام از آن‌ها انسان را از مجموعه‌ای از رفتارهای زشت دور می‌کند. بر این اساس می‌توان عفت را فضیلت یا ملکه‌ای دانست که انسان را از انواع مختلفی از خواسته‌ها و تمایلات منفی بازمی‌دارد. درنتیجه می‌توان از حیث متعلق، ابعاد مختلف عفت را از یکدیگر متمایز کرد، هرچند خاستگاه همه آن‌ها ملکه‌ای است که موجب خودداری انسان از انجام کارهای زشت می‌شود. بر اساس همین تقسیم، می‌توان مصادیق ذیل را ازجمله اقسام شاخص عفت که در آیات و روایات به نحوی به آن‌ها تصریح شده است، نام برد:
1. عفت جنسی (عفت فرج)؛ عفت در غریزه جنسی به معنای مدیریت و کنترل شهوت جنسی و تبعیت آن از عقل و شرع است که موجب می‌شود انسان از رفتارهای ضد اخلاقی و انحرافات مرتبط با این غریزه مانند انواع روابط نامشروع، پرهیز نماید. در برخی روایات عفت جنسی از برترین عبادات دانسته شده است. (14)
2. عفت شکم (عفت بطن)؛ خوردن و آشامیدن ازجمله نیازها و غرایز آدمی است که نیاز به مدیریت و کنترل دارند به‌طوری‌که انسان نمی‌تواند هر آنچه میل و اشتهای او می‌کشد را بخورد یا بنوشد. عفت در شکم به معنای کنترل قوای شهویه و امیال در حوزه خوردن و آشامیدن و انطباق آن‌ها با عقل و شرع است. در روایتی که در قسمت قبل اشاره شد به این نوع از عفت نیز تصریح شده است.
3. عفت در نگاه (عفت چشم) و پوشش؛ در قرآن کریم به عفت در نگاه تأکید شده و فرموده است:
 «به مردان مؤمن بگو: چشمان خود را [ازآنچه حرام است مانند دیدن زنان نامحرم و عورت دیگران] فروبندند و شرمگاه خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزه‌تر است، قطعاً خدا به کارهایی که انجام می‌دهند، آگاه است و به زنان باایمان بگو: چشمان خود را ازآنچه حرام است فروبندند.»
 همین‌طور به عفت در پوشش نیز به نحوی اشاره شده است:
 «اى فرزندان آدم! لباسى براى شما آفریدیم که اندام شمارا مى‌پوشاند و مایه‌ی زینت شماست؛ امّا جامه‌ی پرهیزگارى بهتر است. این‌ها [همه] از آیات خداست تا متذکّر [نعمت‌هاى او] شوند.»
4. عفت در کلام و بیان: زبان باوجودآنکه عضوی به‌ظاهر کوچک است، اما عدم کنترل آن و عدم عفت‌ورزی در آن می‌تواند انسان را به تباهی در اخلاق و دین بکشاند. غیبت، تهمت، دروغ‌گویی، افتراء، عیب‌جویی، تمسخر و... ازجمله آفات زبان است که عفت ورزی در زبان به معنای حفظ انسان از این آفات است.

نکته سوم: مراتب عفت
بر اساس قلمروی که برای عفت بیان شد و ازآنجایی‌که خودداری و پرهیزمداری دارای اقسام، مراتب و سطوحی است، می‌توان از مراتب عفت سخن گفت. در این مراتب، اولین مرحله پرهیز از حرام است که حداقل عفت‌ورزی است. در مرتبه بعد، دوری از مکروهات است و در مرتبه بعد دوری از مشتبهات قرار دارد و در مرتبه والاتر، دوری و پرهیز از هر آنچه می‌تواند انسان را به غفلت یا لغزش بکشاند قرار دارد، مانند ترک برخی لذت‌های حلال.

نتیجه
«عفت» به معنای خودداری یا خویشتن‌داری ازآنچه حلال یا زیبنده نیست، تعریف می‌شود. در اصطلاح، عفت ملکه‌ای است که قوه شهوت را تحت انقیاد و فرمان عقل درمی‌آورد، به‌گونه‌ای که کاملاً تحت امرونهی عقل قرار گیرد؛ نقطه مقابل آن «بی‌پروایی» است. عفت را می‌توان بر اساس ابعاد مختلف، به انواع گوناگونی چون عفت عام و خاص و همچنین عفت در اندیشه، عاطفه و رفتار تقسیم کرد. ازنظر متعلق (آنچه باید کنترل شود)، انواع شاخص آن شامل عفت جنسی، عفت در خوردن (شکم)، عفت در نگاه و پوشش و عفت در کلام است. همچنین، مراتب عفت را می‌توان از خویشتن‌داری در برابر حرام شروع کرده و تا پرهیز از مکروهات، امور مشتبه و حتی لذت‌های حلال دسته‌بندی نمود.

 

 جهت مطالعه بیشتر
1. شجریان، مهدی، واکاوی معنای عفت در دانش فقه و اخلاق، اصول فقه، ش 2، تابستان 1404، ص 201-232.
2. اکبری، محمود، عفت و پاک‌دامنی در اسلام، فتیان، قم ۱۳۹۵ ش.
3. اخوی، رضا، زلال عفت، بهار دل‌ها، قم، ۱۳۸۸ ش.

پی‌نوشت‌ها
1. الجوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح تاج اللغه و صحاح العربیه، بیروت، دارالعلم، 1404 ق، ج 4، ص 1406.
2. فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، بیروت: موسسه الاعلمی. العین، 1408 ق، ج 1، ص 92.
3. ابی‌الحسن، احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغه، تحقیق: عبدالسلام و محمد هارون، قم: مکتب اعلام الاسلامیه، 1404 ق، ج 4، ص 3 و ج 6، ص 104.
4. ابن منظور، محمد بن مکرم‏، لسان¬العرب‏، بیروت: دار احیا التراث العربی، 1408 ق، ج 9، ص 243.
5. راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بن محمد، معجم مفردات الفاظ قرآن، تهران، المکتبه المرتضویه، 1416 ق، ص 573.
6. «العفه الکف عما لایحل و لایجمل»؛ ابن منظور، محمد بن مکرم‏، لسانالعرب‏، بیروت: دار احیا التراث العربی، 1408 ق، ج 9، ص 243.
7. نراقی، مهدی بن ابی ذر، جامع السعادات، ترجمه کریم فیضی، قم، قائم آل علی علیه‌السلام، 1396، ج 2، ص 12.
8. «والعفه و ضدها التهتک»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق: علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج 1، ص 21
9. نراقی، مهدی بن ابی ذر، جامع السعادات، ترجمه کریم فیضی، قم، قائم آل علی علیه‌السلام، 1396، ج 1، ص 528.
10. مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق اسلامی در نهج‌البلاغه: خطبه متقین، قم، نسل جوان، 1385، ج 1، ص 340.
11. ابوحیان توحیدی، علی بن محمد، الصداقه و الصدیق، دمشق، درالفکر، 1421 ق، ص 226-228
12. بیهقی، احمد بن حسین، شعب الایمان، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1421 ق، ج 4، ص 351.
13. مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه امام علی بن ابی‌طالب، 1385، ج 1، ص 316.
14. «ان افضل العباده عفه البطن والفرج»؛ ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، مصحح علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، 1404 ق، ص 296.
15. «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ* وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ»؛ سوره نور، آیه 30 و 31.
16. «یا بَنی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ»؛ سوره اعراف، آیه 26.
 

از سوی بخش پشتیبانی علمی مرکز ملی پاسخگویی برگزار شد:

به گزارش روابط عمومی مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، استاد ارجمند جناب حجت الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت‏پور در این نشست علمی با تفکیک بین پوشش اسلامی و حفظ پاکدامنی افزود: سیر فرهنگ‏سازی پوشش اسلامی با روش پاکدامنی در جامعه دو مقوله جداست که هر کدام نیاز به تبیین و برنامه‏ریزی مجزا دارد، اما این جلسه حول مبحث پوشش اسلامی است.

مدیر مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران با اشاره به تعبیر «ستر» برای حجاب و پوشش اسلامی در لسان قرآن و روایات گفت: بحث پوشش اسلامی در سوره احزاب مطرح شد که نودمین سوره در ترتیب نزول است و در مدینه در مدینه نازل شده است.

وی افزود: این پوشش در واقع جهت انتساب زن در جامعه مومنین و نماد مسلمانی است. همچنین آیه مربوط به عفت در سوره نور که صدودومین سوره قرآن به ترتیب نزول است مطرح می شود و ضرورت عفت را به عنوان تذکری مطرح می‏کند. در حقیقت دستور پوشش برای اثبات مسلمانی است و همین زن با وجود پوشش، نیاز به عفت داشت که آیه سوره نور نازل گردید.

حجت الاسلام والمسلمین بهجت‏پور با بیان پوشش که علامت تشخص در جامعه اسلامی است گفت: به میزانی که زن در جامعه اسلامی احساس افتخار نکند، پایبندی کمتری به بحث پوشش اسلامی دارد و لذاست که باید تلاش کنیم زنی که به مسلمانی افتخار می‏کند و می‏خواهد آن را بروز دهد، تربیت کنیم.

وی با اشاره به ده ویژگی افراد در جامعه ایمانی که در آیه 35 سوره احزاب مطرح گردیده افزود: راهبردی که از این آیه می‏توان گرفت این است که باید زنان پوشیده را ترویج کنیم و با تبیین مولفه‏های زنی که در پوشش اسلامی است باید گفت زنی که این پوشش را دارد، این زن ده ویژگی را در کمالش داشته و اینجاست که قدرت تعریف از زنان محجبه پیدا شود.

شایان ذکر است نشست‏های علمی در بخش‏ پشتیبانی علمی مرکز در گروه های قرآن و حدیث، احکام، اخلاق، مشاوره، کلام و تاریخ، با رویکرد پاسخگویی به طور پیوسته با استفاده از حضور اساتید مبرز برگزار می‏شود.

 

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.