آیین همسرداری

وظیفه زن در مقابل قطع ارتباط شوهر با خانواده اش
در مواجهه با قطع رابطه شوهر با والدین، وظیفه زن ایفای نقش «مصلح ملایم» است. او نباید در قطع رحم مشارکت کند.اما باید با مشورت‌همسر را به سمت اصلاح هدایت نماید.

پرسش:

شوهرم به‌خاطر مشکلاتی ارتباط را با خانواده‌اش قطع کرده است و مادرش ناراضی است؛ وظیفه من چیست؟

پاسخ:

وظیفه زن در مقابل قطع ارتباط شوهر با خانواده‌اش، از منظر اخلاق اسلامی و حقوق خانواده، دارای ابعاد بسیار پیچیده و حساس است؛ چراکه هم‌زمان میان دو حق بنیادین یعنی «حقوق والدین» و «حقوق زوجیت» قرار می‌گیرد. همان‌طور که قبلاً بیان شد مسئله‌ی قطع‌رابطه میان فرزند و والدین (قطع رحم،) یکی از جدی‌ترین آسیب‌های اجتماعی و مذهبی در ساختار خانواده است که پیامدهای سنگین اخروی و دنیوی به همراه دارد. زمانی که میان شوهر و خانواده‌ی او، به‌ویژه مادر، تنش ایجاد شده و منجر به قطعی رابطه می‌گردد، همسر (زن) در موقعیتی حساس قرار می‌گیرد. این موقعیت، از یک‌سو مستلزم رعایت حقوق همسر و حفظ آرامش خانه است و از سوی دیگر، به دنبال وظیفه‌اش در قبال این قطع ارتباط است. برای توضیح این وظیفه، نکاتی را تقدیم می‌کنیم.

1. پرهیز از تأیید قطعی رحم

 هیچ‌گونه وظیفه‌ای بر عهده زن نیست که در قطع‌رابطه همسر با والدین او مشارکت کند یا با سکوت خود، او را به این گناه تشویق نماید. قرآن کریم بر اهمیت پیوندها تأکید دارد و می‌گوید از این موضوع از انسان سؤال خواهد شد:

 «از همان خدایى که به [نام] او از یکدیگر درخواست مى‌کنند و در حق خویشاوندان [تقوا داشته باشید؛] زیرا خدا همواره مراقب شماست

 پس اولین وظیفه زن این است که هیچ مشارکت و تأیید و تشویقی نسبت به این قطع‌رابطه نداشته باشد. چون علاوه بر معصیت بودن آن، بعد از مدتی ممکن است خانواده شوهر همه این اتفاقات را از سوی زن ببینند یا بعد از مدتی رابطه شوهر با خانواده‌اش خوب شود و از این تأیید و تشویق‌ها در زمان قطع‌رابطه ناراحت شود و این رفتارهای زن، در روزگار خوشی شوهر با خانواده‌اش، چماقی بر سر زن شود.

2. ایفای نقش مشاور خیرخواه

 وظیفه بعدی شما مشورت است، نه دستور دادن. حد‌الامکان باید مشکلاتی که گفتید را ریشه‌یابی کنید و برایش راه‌حل‌های واقعی پیدا کنید. با یک مشاور در این زمینه می‌توانید صحبت کنید و بعد از ریشه‌یابی و یافتن راهکارها، با همسرتان صحبت کنید تا مشکلات را مرتفع کند. از فشار مستقیم برای صلح اجتناب کنید. گاهی فشار زیاد باعث پناه بردن بیشتر شوهر به موضع خود می‌شود.

3. کلامی نرم

 از سویی دیگر باید با کلامی نرم، پیامدهای معنوی قطع رابطه را به او یادآوری کند. قرآن در مواجهه با پدر و مادر مشرک نیز دستور می‌دهد:

 «در دنیا به‌صورت پسندیده با آن‌ها مصاحبت کن.» (2)

 اگر این دستور برای والدین مشرک است، برای والدین مسلمان به‌طریق‌اولی واجب است.

4. حفظ حرمت پدر و مادر همسر

 حتی اگر شوهر با پدر و مادرش اختلاف دارد، زن نباید در برابر والدین او بی‌احترامی کند. احترام به مادر همسر، بخشی از تکریم جایگاه خانواده است که در روایات بر آن تأکید شده است. حتی بهتر است مداخله غیرمستقیم در جهت صلح بین شوهر و خانواده‌اش داشته باشد. اگر امکان دارد، بدون اینکه شوهر احساس کند مورد قضاوت قرار گرفته، از طریق کلامی یا رفتاری، نشانه‌های محبت مادر را (در صورت وجود) یا اهمیت رضایت او را القا کند. یادآوری محبت‌ها و لطف‌های مادر و خانواده به شوهر، او را به والدین نزدیک می‌کند یا دست‌کم در تصمیمش تردید ایجاد می‌کند.

5. تفکیک میان «عدم حضور» و «قطع رابطه»

 زن می‌تواند به همسر کمک کند تا میان «دوری موقت برای کاهش تنش» و «قطع کامل رابطه» تفکیک قائل شود. دوری برای آرامش می‌تواند موقتی باشد، اما قطع کامل (قطعی رحم) جایز نیست.

6. مدافع حقوق همسر در برابر زیاده‌خواهی

 اگر دلیل قطع‌رابطه، ظلم یا تعرض خانواده شوهر به حقوق یا آرامش خانه است، وظیفه زن این است که مدافع همسرش باشد، البته نه با ابراز این موضوع در مقابل خانواده شوهر به‌گونه‌ای که باعث شعله‌ور شدن اختلاف شود، بلکه باید در خلوت خود و شوهرش به او اطمینان دهد که در حالتی در مقابل این ظلم کنار شوهرش می‌ایستد و با او خواهد بود تا شوهرش آرام شود. می‌تواند در این مواقع از شوهرش بخواهد از ظرفیت افراد معتبر و ریش‌سفید فامیل استفاده کند و از آن‌ها بخواهد که با خانواده‌اش صحبت کنند و ریش‌سفیدی کنند تا حقوقش پایمال نشود. البته وظیفه زن این نیست که شوهر را به‌سوی ظلمِ والدین سوق دهد، بلکه اگر راهی محترمانه برای احقاق حقوق شوهر نیست، باید به دنبال یافتن راهی برای «فاصله‌گذاری محترمانه» باشید، نه «قطع رابطه».

7. استمداد از خداوند و دعا

 در مسائل پیچیده خانوادگی که قدرت اراده فرد محدود است، سلاح اصلی دعا است. امام صادق علیه‌السلام به تأثیر دعا در تغییر سرنوشت، با بیان شیوائی اشاره کرده می‌فرماید: یکی از اموری که قضای الهی را دگرگون می‌سازد، دعا است، زیرا خدا است که به دعا چنین قدرتی را داده است که به‌هم‌زننده تقدیر است و این حقیقت فلسفی را با جمله زیر بیان کرده است:

 «این دعایی است که فرمان الهی بر آن نوشته شده است که دگرگون‌کننده قضای الهی است!» (3)

 برای اصلاح رابطه شوهر و خانواده‌اش باید دعا کرد که دعا بسیار سفارش شده و دارای اثر است.

نتیجه‌:

وظیفه زن در شرایط اختلاف شوهر با خانواده خویش، مسیری میان صبر استراتژیک و تلاش جهت اصلاح است. زن نباید در تقابل با شوهر قرار بگیرد که منجر به تنش بیشتر در خانه شود و نباید نیز در سکوت، گناه قطع رحم او را تأیید کند. بهترین رویکرد، اتخاذ نقش مشاور و مصلح آرام است؛ کسی که با استناد به آیات الهی و روایات معصومین و مشورت با مشاوران و ریشه‌یابی مشکلات و یافتن و کاربست راهکارها، همواره یادآور پیوندهای خانوادگی است، اما درعین‌حال، حق همسر خود را در داشتن خانه‌ای آرام و بدون فشار روانی از سوی خانواده‌ی وی، حفظ می‌کند. هدف نهایی نباید صرفاً برگرداندن او به خانه مادر باشد، بلکه هدف باید بازگرداندن او به مسیر بندگی و رعایت حقوق واجب باشد. صلح پایدار تنها زمانی حاصل می‌شود که شوهر احساس کند همسرش درک‌کننده رنج اوست، اما درعین‌حال، راه غلط (قطع رحم) را برای او تزیین نمی‌کنید. وظیفه زن در اینجا، نه مداخله‌ی مستقیم در تصمیمات استقلال‌طلبانه یا هیجانی همسر، بلکه ایفای نقش «واسطه‌ی صلح» و «حفاظت از مرزهای اخلاقی» است. زن باید میان نقش خود به‌عنوان همسر (که وظیفه‌ی حمایت از شوهر را دارد) و نقش خود به‌عنوان یک مؤمنه (که وظیفه‌ی خیرخواهی برای نجات روح همسر از گناه قطع رحم را دارد) توازن برقرار کند. دعا همیشه مؤثر و مهم است و وظیفه نهایی دعا برای اصلاح روابط است.

پی‌نوشت‌ها:

1. وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ»، سوره نساء، آیه ۱

2. «وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا»، سوره لقمان، آیه ۱۵

3. «وَ ذَلِکَ الدُّعَاءُ مَکْتُوبٌ عَلَیْهِ الَّذِی یُرَدُّ بِهِ الْقَضَاء»، مجلسى، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار، بیروت، چاپ دوم، 1403 ق، ج 5، ص 141

حد و مرزهایی اخلاقی در دعواهای زن و شوهری
برای حفظ سلامت زندگی زناشویی در شرایط چالش‌برانگیز، لازم است نسبت به تعیین و پایبندی به «خطوط قرمزو شناخت ضعف‌های اخلاقی خود و همسر، اهتمام شود.

پرسش:

در شرایط چالشی زندگی - مثل دعواهای زن‌وشوهری، چه حدومرزهای اخلاقی را در گفت‌وگو رعایت کنیم تا به زندگی زناشویی ما آسیب وارد نشود؟

پاسخ:

گفت‌وگوها و ارتباطات خانوادگی گاهی در شرایط عادی و متعارف زندگی است و گاهی در بستر چالش‌هایی مانند بیماری، غم، ناراحتی، اختلافات و تعارضات رخ می‌دهد. شرایط دشوار و چالشی زندگی، می‌تواند کانون خانواده و ارتباطات حاکم برآن را متزلزل و حتی دچار خسارات جبران‌ناپذیر کند. از همین جهت لازم است مرزهای اخلاقی برای این مواقع ترسیم شود تا بتوان در پرتو کاربست آن‌ها، به مدیریت صحیح روابط زناشویی در شرایط چالشی پرداخته و از خسارات آن جلوگیری نمود. در ادامه به نکاتی دراین‌باره اشاره می‌شود.

نکته اول: تعهد نسبت به خطوط قرمز زندگی

بایسته است برای زندگی زناشویی، خطوط قرمزی تعیین شود و هر‌کدام از زوجین متعهد شوند که هیچ‌گاه آن‌ها را زیر پا نخواهند گذاشت. توهین به عقاید و مقدسات دینی، تهمت به پاک‌دامنی زن و خیانت مرد، حفظ حرمت بزرگ‌ترها، مخصوصاً پدر و مادر همسر، دوری از آسیب و صدمات بدنی و جسمی، ازجمله مواردی است که می‌تواند بخشی از خطوط قرمزی باشد که در تعهدی طرفینی یا تعهدی وجدانی توسط هرکدام از زوجین قرار می‌گیرد. علاوه بر این‌ها، حساسیت‌های فوق‌العاده همسر، درباره یک سخن یا یک رفتار نیز می‌تواند خط قرمزی باشد که شکستن آن کانون روابط زناشویی را دچار آسیب می‌کند.

نکته دوم: شناختن ضعف‌های اخلاقی خود و خانواده

به‌طورمعمول بسیاری از انسان‌ها یک یا چند ضعف اخلاقی دارند که ممکن است از ناحیه آن ضعف، به استحکام روابط خانوادگی‌شان آسیب وارد شود. به‌عنوان‌مثال افرادی که زود عصبانی می‌شوند، احساس حقارت می‌کنند، بدبین یا بددهن هستند، در شرایط چالشی زندگی این ضعف‌ها بروز پیدا می‌کند و ممکن است رفتار یا سخنی از آن‌ها صادر شود که جبران آن دشوار یا غیرممکن باشد. شناخت ضعف‌های اخلاقی و شناخت دامنه آثار مخرب احتمالی آن و تلاش برای رفع آن‌ها، می‌تواند از عواقب سوء آن‌ها در شرایط نامتعارف و چالشی زندگی جلوگیری کند.

نکته سوم: اندیشیدن به عواقب سخن و رفتار

روشن است که برخی حرف‌ها یا رفتارها ممکن است اثری پایدار و ناخوشایند بر روح و روان زوجین وارد آورد به‌طوری‌که سال‌ها از رفتار یا سخن همسر خود آزرده‌خاطر بوده و عاملی برای فاصله افتادن بین او و همسرش شود؛ بنابراین در دعواهای زن‌و‌شوهری باید به عواقب و پیامدهای هر سخن و رفتاری اندیشیده شود. به تعبیر عرفی نباید همه پل‌های پشت سر خود را خراب کنند تا جایی که امکان بازگشت وجود نداشته باشد.

نکته چهارم: دوری از جروبحث

زوجین آستانه تحمل خود را بالا ببرند و در کارها و رفتارهای همسرشان با تسامح و تساهل رفتار کنند تا تعارض رخ نداده و ادامه پیدا نکند. حتی اختلافات فکری یا درخواست‌های طرفینی نیز نباید آن‌ها را به مشاجره بکشاند. تنها باید با یکدیگر گفت‌وگو کنند و دلایل را ارائه دهند و به دنبال راه‌حل باشند. امام هادى علیه‌السلام می‌فرماید:

 «مجادله کردن، دوستى دیرین را از بین می‌برد و پیوند استوار را از هم می‌گسلد و کمترین چیزى که در مجادله هست، چیره‌جویى است و چیره‌جویى، خود عامل اصلى قطع رابطه هست.» (1)

نکته پنجم: کنترل خشم

شاید بتواند ادعا کرد بخش زیادی از خسارات جبران‌ناپذیری که در گفت‌وگوهای چالشی زن و شوهر اتفاق می‌افتد به جهت عدم کنترل و مدیریت خشم است. از همین است که «کظم غیظ»، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین صفات پرهیزکاران در آموزه‌های دینی مطرح شده است؛ بنابراین یکی از کارهای لازم زوجین، تلاش برای مدیریت و کنترل خشم و غضب است. دراین‌باره توجه به تکنیک‌های ذیل توصیه می‌شود:

الف: شناخت سطح خشم

برخی افراد به علت ترس یا ضعف نفسانی، در عمل خشم و غضب چندانی ندارند، برخی افراد نیز پرخاشگر و تندمزاج محسوب می‌شوند و در هر موقعیتی و به هر علتی ممکن است خشمگین شوند و نتوانند خشم خود را کنترل کنند. در این میان افرادی نیز هستند که متعادل محسوب می‌شوند یعنی خشم دارند و البته بر خشم خود کنترل دارند و در مواقع لزوم بر اساس معیارهای اخلاقی از آن استفاده می‌کنند. اینکه هرکدام از زوجین تشخیص دهند در کدام دسته قرار دارند، قدم اول برای مصون ماندن از آسیب‌ها و حتی فواید آن است.

ب: شناخت عامل خشم

خشم هرگز بدون دلیل نبوده، اما این دلیل به‌ندرت موجّه و مورد قبول است. (2) گاهی علت خشم یک ضعف یا رذیله اخلاقی است مانند حسد، کینه، لجاجت، سوءظن و طمع و یا ضعف نفسانی و احساس حقارت که در این موارد باید به رفع رذیله اخلاقی پرداخت.

 از دیگر علل بروز خشم این موارد است: تحقیر شدن یا مورد تبعیض واقع شدن، فریب‌کاری، عهدشکنی، رفتارحاکی از بی‌توجهی، تجاوز بدنی یا کلامی، پیش‌داوری. (3) بعد از تشخیص عامل خشم باید بر اساس نوع عامل باید به مدیریت و کنترل آن پرداخت.

ج: یادآوری عواقب دنیوی و اخروی خشم

خشم و غضب راه شیطان را به‌سوی انسان باز و به او نزدیک می‌سازد، زیرا ایمان و عقل که دو مانع قوی در برابر هجمه‌های شیطان هستند به هنگام غضب، ضعیف و ناتوان می‌شوند و موانع از سر راه شیطان برداشته می‌شود. به همین دلیل به‌آسانی در انسان نفوذ می‌کند.

نکته ششم: پرهیز از شک

همسران باید تلاش کنند که از روی گمان حرف و سخنی را در رابطه با همسر خود نپذیرند و در ذهن خود نبرند و بر طریق ظن و گمان‌ها حرف نزنند و قضاوت نکنند. در قرآن کریم آمده است:

 «و بیشتر آن‌ها، جز از گمان (و پندارهای بی‌اساس)، پیروی نمی‌کنند؛ (درحالی‌که) گمان، هرگز انسان را از حق بی‌نیاز نمی‌سازد (و به‌حق نمی‌رساند)! به‌یقین، خداوند ازآنچه انجام می‌دهند، آگاه است.» (4)

 همچنین فرموده است:

 «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید، چراکه بعضی از گمان‌ها گناه است و هرگز (در کار دیگران) تجسس نکنید و هیچ‌یک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به‌یقین) همه شما از این امر کراهت دارید؛ تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است.» (5)

 در همین رابطه لازم است:

برای هر سخنی، حجت شرعی داشته باشند؛ در ارزیابی کلام همسر احساسی عمل نکنند، بلکه ملاک و معیار خوب داشته باشند؛

در هر امری قبل از آنکه برخورد منفی یا سلبی داشته باشند ابتدا دلایل همسر خود را بشنوند؛

قبل از هر انتقاد، تحلیل و بررسی درباره انتقاد خود داشته باشند.

نکته هفتم: حق پذیر بودن و لجبازی نکردن

ممکن است یکی از زوجین رفتار حقی در همسر خود ببیند و یا رفتار ناحقی را در رفتار خود تشخیص ‌دهد، ولی لج بازی مانع پذیرش حق و تمکین به آن ‌شود. دراین‌باره توجه شود که لج بازی صفتی زشت و مورد نهی دین است. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرموده است:

 «لجاجت جنگ‌ها به بار می‌آورد و دل‌ها را کینه ور می‌سازد.» (6)

نکته هشتم: پرهیز از طعنه و تحقیر همسر یا خانواده او

در هنگام گفت‌وگوی چالشی نباید همسران یکدیگر را تحقیر کنند یا طعنه زنند. اگر فرد چنین وظیفه‌ای در قبال دیگران دارد به‌طریق‌اولی نسبت به همسر خود که حق بیشتری بر او داشته و وظیفه دارد از طعنه و تحقیر او پرهیز کند. در قرآن کریم تأکید شده است که اگرچه فرد از رفتار همسر خود کراهت دارد، ولی این نباید سبب شود با او به‌صورت ناشایست برخورد کند. فرموده است:

 «با آنان، به‌طور شایسته رفتار کنید و اگرچه از آن‌ها، کراهت داشتید.» (7)

نکته نهم: ممنوعیت کناره‌گیری

کناره‌گیری و قهر زن و شوهر مورد نهی آیات و روایات قرار گرفته است. در مورد کناره‌گیری شوهر در سوره مبارکه نساء آمده است:

 «شما هرگز نمی‌توانید (ازنظر محبت قلبی) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هرچند کوشش نمایید! ولی تمایل خود را به‌کلی متوجه یک‌طرف نسازید که دیگری را به‌صورت زنی که شوهرش را ازدست‌داده درآورید! و اگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است.» (8)

 عبارت «فَلا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَهِ،» گویای این نکته است که نباید شوهر به دلیل برخی مسائل (در اینجا وجود همسر دوم) از همسر خود کناره‌گیری کند.

نکته دهم: تغافل داشتن

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام درباره نقش پراهمیت تغافل در زندگی می‌فرمایند: «کسی که تغافل نکند و چشم خود را بر بسیاری از امور نبندد، زندگانی تلخی خواهد داشت.» (9)

 روایت نشان می‌دهد یکی از عوامل تلخ‌کامی در زندگی و فاصله افتادن بین زن و شوهر، به رخ کشیدن هرگونه خطا و کوتاهی همسر است؛ بنابراین لازم است هرکدام از زوجین خطای دیگری را به روی خود نیاورد و از کنار آن کریمانه رد شود.

نتیجه:

برای حفظ سلامت زندگی زناشویی در شرایط چالش‌برانگیز مانند دعواهای زن‌وشوهری، لازم است ابتدا با تعیین و پایبندی به «خطوط قرمز» (مانند عدم توهین به خانواده) و شناخت ضعف‌های اخلاقی خود و همسر، از آسیب‌های جبران‌ناپذیر پیشگیری شود. همچنین باید پیش از هر سخنی به عواقب آن اندیشیده شود، از بحث‌وجدل پرهیز شود و خشم، با شناخت ریشه‌ها و یادآوری عواقب دنیوی و اخروی آن مدیریت شود. همچنین پرهیز از قضاوت بر پایه گمان و شک، خودداری از لجبازی و طعنه، اجتناب از کناره‌گیری از همسر و درنهایت تمرین «تغافل» (نادیده گرفتن عمدی خطاهای کوچک)، از روش‌های کلیدی هستند که می‌توانند کانون خانواده را حتی در سخت‌ترین لحظات محکم نگه ‌دارند.

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. سالاری، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روان‌شناسی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1398.

2. شعاع کاظمی، مهرانگیز، ارتباط و تأثیر آن بر سلامت خانواده، «معرفت». 1384، ش 91، ص 10.

پی‌نوشت‌ها:

1. «المِراءُ یُفسِدُ الصَّداقَهَ القَدیمَهَ و یَحلُلُ العُقدَهَ الوَثیقَهَ و أقلُّ ما فیهِ أن تَکونَ فیهِ المُغالَبهُ و المُغالَبهُ اُسُّ أسبابِ القَطیعَهِ.» دیلمی، حسن بن محمد، اعلام الدین فی صفات المومنین، قم، موسسه آل البیت علیهم‌السلام، 1408 ق، ص 311.

2. گلمن، دانیل، هوش عاطفى، ترجمه حمیدرضا بلوچ، تهران، جیحون، 1379، ص 101.

3. خنیفر، حسین؛ پورحسینی، مژده، مهارت‌های زندگی، قم، مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران،1390، ص 262.

4. «وَمَا یتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا یغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِمَا یفْعَلُون.» سوره یونس، آیه 36.

5. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ.» سوره حجرات، آیه 12.

6. «اللجاجُ یَنتِجُ الحروب وَ یُوغِرُ القُلوب.» محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، 1377، ح ۵۶۶۲.

7. «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیئًا وَیجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیرًا کَثِیرًا.» سوره نساء، آیه 19.

8. «وَلَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَینَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَهِ وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُورًا رَحِیمًا.» سوره نساء، آیه 129.

9. «مَن لم یَتَغافَلْ و لا یَغُضَّ عن کثیرٍ مِن الاُمورِ تَنَغَّصَت عِیشَتُهُ.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح 10375.

باسلام لطفا براي دانستن در باره زندگي مشترك و مسائل زناشوئي چند كتاب معرفي بفرمائيد

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
مطالعه کتاب هاي زير خواسته شما را ان شاءالله تأمين مي کند :
1- نقش دين در خانواده: احسان بخش، صادق، رشت: ناشر، 1372.
2- بهشت خانواده: دكتر مصطفوي
3- آيين همسرداري، ابراهيم اميني
4- ازدواج مكتب انسان سازي، شهيد دكتر پاك‏نژاد
5- بهداشت ازدواج از نظر اسلام، دكتر صفدر صانعي
6- همسران برتر، دكتر غلامعلي افروز
7- اخلاق معاشرت، دكتر علي قائمي
8- خانواده متعادل، شرفي