پاسخ ارائه شده به سؤالِ یک پرسشگر با مشخصات خاص است. در صورتی که سؤال یا ابهامی برای شما ایجاد شده از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
وظیفه زن در مقابل قطع ارتباط شوهر با خانواده اش
در مواجهه با قطع رابطه شوهر با والدین، وظیفه زن ایفای نقش «مصلح ملایم» است. او نباید در قطع رحم مشارکت کند.اما باید با مشورت‌همسر را به سمت اصلاح هدایت نماید.

پرسش:

شوهرم به‌خاطر مشکلاتی ارتباط را با خانواده‌اش قطع کرده است و مادرش ناراضی است؛ وظیفه من چیست؟

پاسخ:

وظیفه زن در مقابل قطع ارتباط شوهر با خانواده‌اش، از منظر اخلاق اسلامی و حقوق خانواده، دارای ابعاد بسیار پیچیده و حساس است؛ چراکه هم‌زمان میان دو حق بنیادین یعنی «حقوق والدین» و «حقوق زوجیت» قرار می‌گیرد. همان‌طور که قبلاً بیان شد مسئله‌ی قطع‌رابطه میان فرزند و والدین (قطع رحم،) یکی از جدی‌ترین آسیب‌های اجتماعی و مذهبی در ساختار خانواده است که پیامدهای سنگین اخروی و دنیوی به همراه دارد. زمانی که میان شوهر و خانواده‌ی او، به‌ویژه مادر، تنش ایجاد شده و منجر به قطعی رابطه می‌گردد، همسر (زن) در موقعیتی حساس قرار می‌گیرد. این موقعیت، از یک‌سو مستلزم رعایت حقوق همسر و حفظ آرامش خانه است و از سوی دیگر، به دنبال وظیفه‌اش در قبال این قطع ارتباط است. برای توضیح این وظیفه، نکاتی را تقدیم می‌کنیم.

1. پرهیز از تأیید قطعی رحم

 هیچ‌گونه وظیفه‌ای بر عهده زن نیست که در قطع‌رابطه همسر با والدین او مشارکت کند یا با سکوت خود، او را به این گناه تشویق نماید. قرآن کریم بر اهمیت پیوندها تأکید دارد و می‌گوید از این موضوع از انسان سؤال خواهد شد:

 «از همان خدایى که به [نام] او از یکدیگر درخواست مى‌کنند و در حق خویشاوندان [تقوا داشته باشید؛] زیرا خدا همواره مراقب شماست

 پس اولین وظیفه زن این است که هیچ مشارکت و تأیید و تشویقی نسبت به این قطع‌رابطه نداشته باشد. چون علاوه بر معصیت بودن آن، بعد از مدتی ممکن است خانواده شوهر همه این اتفاقات را از سوی زن ببینند یا بعد از مدتی رابطه شوهر با خانواده‌اش خوب شود و از این تأیید و تشویق‌ها در زمان قطع‌رابطه ناراحت شود و این رفتارهای زن، در روزگار خوشی شوهر با خانواده‌اش، چماقی بر سر زن شود.

2. ایفای نقش مشاور خیرخواه

 وظیفه بعدی شما مشورت است، نه دستور دادن. حد‌الامکان باید مشکلاتی که گفتید را ریشه‌یابی کنید و برایش راه‌حل‌های واقعی پیدا کنید. با یک مشاور در این زمینه می‌توانید صحبت کنید و بعد از ریشه‌یابی و یافتن راهکارها، با همسرتان صحبت کنید تا مشکلات را مرتفع کند. از فشار مستقیم برای صلح اجتناب کنید. گاهی فشار زیاد باعث پناه بردن بیشتر شوهر به موضع خود می‌شود.

3. کلامی نرم

 از سویی دیگر باید با کلامی نرم، پیامدهای معنوی قطع رابطه را به او یادآوری کند. قرآن در مواجهه با پدر و مادر مشرک نیز دستور می‌دهد:

 «در دنیا به‌صورت پسندیده با آن‌ها مصاحبت کن.» (2)

 اگر این دستور برای والدین مشرک است، برای والدین مسلمان به‌طریق‌اولی واجب است.

4. حفظ حرمت پدر و مادر همسر

 حتی اگر شوهر با پدر و مادرش اختلاف دارد، زن نباید در برابر والدین او بی‌احترامی کند. احترام به مادر همسر، بخشی از تکریم جایگاه خانواده است که در روایات بر آن تأکید شده است. حتی بهتر است مداخله غیرمستقیم در جهت صلح بین شوهر و خانواده‌اش داشته باشد. اگر امکان دارد، بدون اینکه شوهر احساس کند مورد قضاوت قرار گرفته، از طریق کلامی یا رفتاری، نشانه‌های محبت مادر را (در صورت وجود) یا اهمیت رضایت او را القا کند. یادآوری محبت‌ها و لطف‌های مادر و خانواده به شوهر، او را به والدین نزدیک می‌کند یا دست‌کم در تصمیمش تردید ایجاد می‌کند.

5. تفکیک میان «عدم حضور» و «قطع رابطه»

 زن می‌تواند به همسر کمک کند تا میان «دوری موقت برای کاهش تنش» و «قطع کامل رابطه» تفکیک قائل شود. دوری برای آرامش می‌تواند موقتی باشد، اما قطع کامل (قطعی رحم) جایز نیست.

6. مدافع حقوق همسر در برابر زیاده‌خواهی

 اگر دلیل قطع‌رابطه، ظلم یا تعرض خانواده شوهر به حقوق یا آرامش خانه است، وظیفه زن این است که مدافع همسرش باشد، البته نه با ابراز این موضوع در مقابل خانواده شوهر به‌گونه‌ای که باعث شعله‌ور شدن اختلاف شود، بلکه باید در خلوت خود و شوهرش به او اطمینان دهد که در حالتی در مقابل این ظلم کنار شوهرش می‌ایستد و با او خواهد بود تا شوهرش آرام شود. می‌تواند در این مواقع از شوهرش بخواهد از ظرفیت افراد معتبر و ریش‌سفید فامیل استفاده کند و از آن‌ها بخواهد که با خانواده‌اش صحبت کنند و ریش‌سفیدی کنند تا حقوقش پایمال نشود. البته وظیفه زن این نیست که شوهر را به‌سوی ظلمِ والدین سوق دهد، بلکه اگر راهی محترمانه برای احقاق حقوق شوهر نیست، باید به دنبال یافتن راهی برای «فاصله‌گذاری محترمانه» باشید، نه «قطع رابطه».

7. استمداد از خداوند و دعا

 در مسائل پیچیده خانوادگی که قدرت اراده فرد محدود است، سلاح اصلی دعا است. امام صادق علیه‌السلام به تأثیر دعا در تغییر سرنوشت، با بیان شیوائی اشاره کرده می‌فرماید: یکی از اموری که قضای الهی را دگرگون می‌سازد، دعا است، زیرا خدا است که به دعا چنین قدرتی را داده است که به‌هم‌زننده تقدیر است و این حقیقت فلسفی را با جمله زیر بیان کرده است:

 «این دعایی است که فرمان الهی بر آن نوشته شده است که دگرگون‌کننده قضای الهی است!» (3)

 برای اصلاح رابطه شوهر و خانواده‌اش باید دعا کرد که دعا بسیار سفارش شده و دارای اثر است.

نتیجه‌:

وظیفه زن در شرایط اختلاف شوهر با خانواده خویش، مسیری میان صبر استراتژیک و تلاش جهت اصلاح است. زن نباید در تقابل با شوهر قرار بگیرد که منجر به تنش بیشتر در خانه شود و نباید نیز در سکوت، گناه قطع رحم او را تأیید کند. بهترین رویکرد، اتخاذ نقش مشاور و مصلح آرام است؛ کسی که با استناد به آیات الهی و روایات معصومین و مشورت با مشاوران و ریشه‌یابی مشکلات و یافتن و کاربست راهکارها، همواره یادآور پیوندهای خانوادگی است، اما درعین‌حال، حق همسر خود را در داشتن خانه‌ای آرام و بدون فشار روانی از سوی خانواده‌ی وی، حفظ می‌کند. هدف نهایی نباید صرفاً برگرداندن او به خانه مادر باشد، بلکه هدف باید بازگرداندن او به مسیر بندگی و رعایت حقوق واجب باشد. صلح پایدار تنها زمانی حاصل می‌شود که شوهر احساس کند همسرش درک‌کننده رنج اوست، اما درعین‌حال، راه غلط (قطع رحم) را برای او تزیین نمی‌کنید. وظیفه زن در اینجا، نه مداخله‌ی مستقیم در تصمیمات استقلال‌طلبانه یا هیجانی همسر، بلکه ایفای نقش «واسطه‌ی صلح» و «حفاظت از مرزهای اخلاقی» است. زن باید میان نقش خود به‌عنوان همسر (که وظیفه‌ی حمایت از شوهر را دارد) و نقش خود به‌عنوان یک مؤمنه (که وظیفه‌ی خیرخواهی برای نجات روح همسر از گناه قطع رحم را دارد) توازن برقرار کند. دعا همیشه مؤثر و مهم است و وظیفه نهایی دعا برای اصلاح روابط است.

پی‌نوشت‌ها:

1. وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ»، سوره نساء، آیه ۱

2. «وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا»، سوره لقمان، آیه ۱۵

3. «وَ ذَلِکَ الدُّعَاءُ مَکْتُوبٌ عَلَیْهِ الَّذِی یُرَدُّ بِهِ الْقَضَاء»، مجلسى، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار، بیروت، چاپ دوم، 1403 ق، ج 5، ص 141