حديث

پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم): از افراد مجذوم فرار کنید، اما در برخی از گزارش‌ها آمده است که پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) با آنان‌ هم‌نشین و هم‌غذا می شدند

در مورد ارتباط با افرادی که مبتلابه بیماری مسری هستند، در روایات به‌ظاهر ناهمخوانی وجود دارد که در برخی از آن‌ها با تأکید اعلام‌شده از آنان دوری‌کنیم؛ مانند پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم): از افراد مجذوم فرار کنید، همان‌گونه که از شیر فرار می‌کنید؛ اما در برخی از گزارش‌ها آمده است که پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم‌السلام) با آنان‌ هم‌نشین و هم‌غذا می‌شدند: پیامبر اسلام، دست فردی که مبتلابه جذام بود را گرفته و با نام خدا و اعتماد و توکل بر پروردگار با او در یک‌کاسه هم‌غذا شد. وجه جمع چیست؟

پاسخ اجمالی

در زمان‌های گذشته، انواع مختلفی از بیماری‌های مسری مانند «جذام» و «طاعون» شیوع داشت، در مورد چگونگی برخورد افراد با این بیماران، روایاتی وجود دارد که در ظاهر باهم متعارض هستند و همخوانی ندارند. برخی از روایات، سفارش به دوری گزیدن از آن‌ها و برخی دیگر دلالت بر هم‌نشینی معصومان (علیهم‌السلام) با آن افراد دارند. وجه جمعی که بین این دودسته احادیث می‌توان به دست آورد این است که مبنای توصیه حضرات در این روایات، توجه به جنبه‌های مختلف مانند حفظ کرامت، اخلاق اسلامی و ارتباط پزشک و بیمار در برخورد با بیماران واگیردار است. علاوه بر آن، معصومان (علیهم‌السلام)، تعدیل‌کننده رفتارها در جامعه هستند. گاه مردم جامعه آن‌قدر به بیماری‌های مسری بی‌توجه‌اند که پیشوایان دینی با توصیه‌هایی آنان را به رعایت بهداشت دعوت می‌کنند و در طرف مقابل، گاه جامعه نسبت به افراد بیمار، حساسیتی شدید و بیش‌ازاندازه نشان می‌دهد تا جایی که آنان را از محیط طرد کرده و به انزوای مطلق می‌کشاند که در این زمان، رهبران دینی وظیفه خود می‌دانند تا با سفارش‌های زبانی و رفتارهای عملی، این حساسیت را تعدیل نمایند؛ ازاین‌رو ممکن است گزارش‌های به‌ظاهر متضاد، در شرایط متفاوت رخ‌داده باشد.

پاسخ تفصیلی

در مورد چگونگی ارتباط با افرادی که مبتلابه بیماری مسری هستند، به نظر می‌رسد بین برخی از روایات به‌ظاهر، ناهمخوانی وجود دارد، مثلاً نسبت به بیماری «جذام» در بعضی از روایات، اعلام‌شده که از آن‌ها دوری‌کنید اما در برخی از گزارش‌ها آمده است که پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم‌السلام) با آنان ‌هم‌نشین و هم‌غذا می‌شدند.

1. روایات دوری از مَجذوم

به‌عنوان‌مثال در روایتی از امام صادق باواسطه ائمه دیگر از امیرالمؤمنین (علیهم‌السلام) نقل‌شده است که پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) در ضمن وصیت‏هاى خود چنین فرمودند:

«کرِهَ أَنْ یکلِّمَ الرَّجُلُ مَجْذُوماً إِلَّا أَنْ یکونَ بَینَهُ وَ بَینَهُ قَدْرُ ذِرَاعٍ وَ قَالَ فِرَّ مِنَ‏ الْمَجْذُومِ‏ فِرَارَک‏ مِنَ الْأَسَدِ»؛ (1)

مکروه است با شخصی که مرض جذام دارد معاشرت و صحبت شود، مگر این‌که بین آن دو به‌اندازه یک ذراع فاصله باشد و حضرت رسول (صلی‌الله علیه و آله و سلم) فرمود: از شخص جذامى فرار کن همان‌طور که از شیر فرار می‌کنی.

در روایت دیگر از حضرت رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) نقل‌شده است که فرمودند:

«أَتَاهُ مَجْذُومٌ لِیبَایعَهُ فَلَم‏ یمُدَّ یدَهُ إِلَیهِ بَلْ قَالَ أَمْسِک یدَک فَقَدْ بَایعْتُک»؛ (2)

شخصی که مبتلابه جذام بود برای بیعت نزد پیامبر آمد، اما حضرت به او دست نداده و فرمودند: بدون آن‌که با من دست بدهی، بیعتت را پذیرفتم.

هم‌چنین در روایت دیگری از حضرت چنین نقل‌شده است که:

«لَا تُطِیلُوا النَّظَرَ إِلَى الْمَجْذُومِ وَ إِذَا کلَّمْتُمُوهُ فَلْیکنْ بَینَکمْ وَ بَینَهُ قِیدُ رُمْح‏»؛ (3)

به افراد مبتلابه خوره، زیاد نگاه نکنید و وقتی با آنان گفت‌وگو می‌کنید، به‌اندازه یک نیزه از آنان دورباشید.

در روایت دیگر از امام کاظم (علیه‌السلام) از رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله و سلم) بیان‌شده است که:

«خَمْسَةٌ یجْتَنَبُونَ عَلَى کلِّ حَالٍ الْمَجْذُومُ وَ الْأَبْرَصُ وَ الْمَجْنُونُ وَ وَلَدُ الزِّنَا وَ الْأَعْرَابِی»؛ (4)

پنج نفرند که درهرحال باید از [هم‌نشین شدن با] آنان اجتناب کرد؛ جذامی، پیس، دیوانه، زنازاده و اعرابی.

2. روایات هم‌نشینی با مَجذوم

اما در مقابل، برخی از گزارش‌ها از سیره اهل‌بیت (علیهم‌السلام) وجود دارد که با افراد مبتلابه جذام، هم‌نشین و هم‌غذا می‌شدند؛ به‌عنوان‌مثال:

«أَبِی عبدالله (عَلَیه ِالسَّلَامُ) قَالَ: لَقَدْ مَرَّ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ (عَلَیه ِالسَّلَامُ) بِمَجْذُومِینَ فَسَلَّمَ عَلَیهِمْ وَ هُمْ یأْکلُونَ فَمَضَى ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ الْمُتَکبِّرِینَ فَرَجَعَ إِلَیهِمْ فَقَالَ إِنِّی صَائِمٌ وَ قَالَ ائْتُونِی بِهِمْ فِی الْمَنْزِلِ قَالَ فَأَتَوْهُ فَأَطْعَمَهُمُ ثُمَّ أَعْطَاهُم‏»؛ (5)

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: امام سجاد (علیه‌السلام) از کنار چند نفر جذامى که مشغول غذا خوردن بودند عبور می‌کرد. آن‌ها امام را به خوردن غذا دعوت کردند. امام پاسخ داد: اگر روزه نداشتم، می‌خوردم! سپس وقتى به منزل رسید دستور داد تا غذایی تهیه کنند و در تهیه غذا هر چه می‌توانند از خرج، مضایقه نکنند و آن مبتلایان به جذام را به منزل خود دعوت نموده و به همراه آنان غذا خورد.

 در گزارش دیگر آمده است که پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) دست فردی که مبتلابه جذام بود را گرفته و فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ ثِقَةً بِاللَّهِ وَ تَوَکلًا عَلَیهِ» یعنی بانام خدا و اعتماد و توکل بر پروردگار؛ و سپس با او در یک‌کاسه، هم‌غذا شد. (6)

3. بررسی سند

بر اساس بررسی‌های انجام‌شده، روایات دسته اول را «علامه مجلسی» بدون ذکر سند، از طریق اهل سنت نقل کرده است و در هیچ‌کدام از منابع معتبر حدیثی شیعه وجود ندارد، غیر از روایت اول -«کرِهَ أَنْ یکلِّمَ الرَّجُلُ مَجْذُوماً إِلَّا أَنْ یکونَ...»- که در کتاب «من لایحضره الفقیه» و روایت -«خَمْسَةٌ یجْتَنَبُونَ عَلَى کلِّ حَالٍ الْمَجْذُومُ ...»- که در کتاب «الخصال» آورده شده است؛ البته سند این دو روایت نیز با توجه به بررسی که در نرم‌افزار «داریة النور» صورت گرفته، ضعیف است. لازم به ذکر است که نظرات رجالی مطرح‌شده در این نرم‌افزار، زیر نظر اساتید و کارشناسان متخصص علم رجال نوشته‌شده است.

اما دو روایاتی که دلالت بر هم‌نشینی معصومان (علیهم‌السلام) دارند؛ روایت اول فقط در کتاب «الامالی طوسی» و روایت دوم را نیز «علامه مجلسی» بدون سند، از منابع اهل سنت نقل کرده است.

4. وجه جمع

فارغ از بحث سندی، نظرات متعددی در مورد وجه جمع بین احادیثی که سفارش به دوری کردن از بیماری‌های مسری دارند، با احادیثی که این بیماری‌ها را واگیردار نمی‌دانند و حتی معصومان (علیهم‌السلام) با آن‌ها هم‌نشین می‌شدند، وجود دارد:

4-1. دیدگاه علماء

الف) برخی گفته‌اند ممکن است ائمه به دلیل کمال توکل، از این حکم مبرا باشند، به‌عبارت‌دیگر چون آن‌ها کمال توکل به خدا را دارند، درنتیجه، بیماری بر آن‌ها اثری ندارد؛ یا این‌که چون خودشان می‌دانند خداوند، آن‌ها را به این بیماری‌ها مبتلا نمی‌کند، پس با آن‌ها هم‌نشین و هم‌غذا می‌شوند. (7)

پس هم‌نشین شدن با آن‌ها برای معصومان (علیهم‌السلام) ایرادی نداشته، اما به دیگران به دلیل ضعف توکل توصیه‌شده تا احتیاط کنند. (8)

ب) روایات مربوط به فاصله گرفتن از جذامی، دلالت بر وجوب ندارد، بلکه دلیل بر جواز این کار و یا استحباب دوری از آن‌ها؛ به دلیل احتیاط و پرهیز از سرایت بیماری است. (9)

«مرحوم ملا صالح مازندرانی» نیز ضمن نقل این دیدگاه در ادامه می‌گوید: مؤید این مطلب، حدیثی از «جابر» با سند اهل سنت است که گزارش‌شده پیامبر با جذامی هم‌غذا شد و فرمود: «آکل ثقة باللّه و توکلا علیه» یعنی توکل بر خدا.

ایشان در ادامه می‌گوید: نقل‌شده است که در مورد دوری از جذامی، یکی از همسران حضرت گفت: گریزی نیست چون رسول خدا فرمود: «لَا عَدْوَى‏» -یعنی سرایت نمی‌کند- و ما یک خدمتکار داشتیم که مبتلابه جذام بود، بااین‌حال در کاسه غذا می‌خورد و آب می‌نوشید و بر بسترم می‌خوابید. (10)

ج) «علامه مجلسی» به نقل از علماء اهل سنت نقل کرده است، روایاتی که ارتباط با افراد جذامی را مجاز می‌دانند، ناسخ روایاتی هستند که به دور شدن و فاصله گرفتن از آن‌ها توصیه می‌کنند. (11)

4-2. توصیه به جنبه پزشکی و حفظ کرامت و اخلاق اسلامی

به نظر می‌رسد علاوه بر سخنانی که علماء شیعه و اهل تسنن نقل کرده‌اند، نکات دیگری می‌توان در جمع بین این دودسته روایات بیان کرد:

 یکی از ویژگی‌های اخلاق اسلامی این است که مسیر رشد اخلاقی را بر همه انسان‌ها به‌طور مساوی گشوده می‌داند؛ هر انسان، کرامت والایی دارد و مبنای تصمیم‌گیری درباره جسم و جان انسان نیز همین کرامت انسانی است و مبنای کرامت نیز «تقوا» هست، همچنان که خداوند فرمودند: «إِنَّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکمْ» (12) بنابراین، ارزش تمام انسان‌ها فارغ از تقوا سنجیده نمی‌شود پس بیماری دلیلی بر پَست بودن انسان‌ها نیست؛ به‌عبارت‌دیگر چنین بیماری‌هایی ننگ اجتماعی نیستند بلکه مبتلایان می‌توانند آن را نشانه‌های لطف و رحمت الهی بدانند چون آن‌ها به سبب رنج بیماری، از خداوند پاداش معنوی می‌گیرند؛ پس باید برای زندگی آن‌ها ارزش قائل شد و نباید تحقیر و استهزا شوند.

همچنان از امام سجاد (علیه‌السلام) سؤال شد که آیا از کسی که گرفتار بیماری طاعون است بیزار باشیم، طاعون را علامت عذاب او بدانیم؟

حضرت فرمود: اگر گنه‌کار است از او بیزار باشید، چه طاعون گرفته باشد یا نگرفته باشد و اگر مطیع خداوند عزوجل است طاعون (عذاب او نیست، بلکه رحمت بر اوست و) مایه پاک شدن او از گناه است. در حقیقت خداوند قومى را به طاعون عذاب کند و باهمان طاعون رحمتش را بر قومى دیگر قرار می‌دهد. آیا نمی‌بینید که او خورشید را روشنی‌بخش بنده‏هاى خودساخته و باعث رسیدن میوه‏هاى آن‌ها و فرارسیدن خوراک آن‌ها کرده و چه‌بسا که به‌وسیله همان خورشید، مردمى را عذاب کند و به سوزش آن گرفتار سازد، چه در قیامت به‌واسطه گناهانش و در دنیا به بدی کارهایشان. (13)

بنابراین، روایاتی که سفارش به گریزان بودن از بیماران مسری می‌کنند اولاً به معنای توهین و هتک حرمت آن‌ها نیست؛ ثانیاً به معنای این نیست که فرد مبتلابه بیماری مسری، عضو کاملاً فعال جامعه نباشد یا از داشتن مشاغل مهم محروم بماند، بلکه این دودسته از احادیث برای رفتار اجتماعی و دشواری‌های ناشی از جذام، رهنمودهایی، هم اخلاقی و هم پزشکی دارد.

پس روایات دسته اول که به دوری از بیماری‌های مسری توصیه دارند، به جنبه پزشکی آن نظر داشته، به همین دلیل مثلاً فرموده‌اند «وقتی با آنان گفت‌وگو می‌کنید، به‌اندازه یک نیزه از آنان دورباشید».

روایات دسته دوم که گزارشی از هم‌نشینی و هم‌غذا بودن اهل‌بیت (علیهم‌السلام) با جذامیان است، دلالت بر این می‌کنند که از جهت اخلاق اسلامی، صحیح نیست آن‌ها را از جامعه محروم و به آن‌ها توهین کرد، به همین دلیل مثلاً امام سجاد (علیه‌السلام) وقتی می‌بیند مردم با تنفر و وحشت از آن‌ها دوری می‌کردند، آن‌ها را به خانه خود دعوت کرده و با ایشان‌ هم‌غذا می‌شوند.

4-3. حفظ آرامش روحی و روانی جامعه

یکی دیگر از دلایل توصیه به دوری، حفظ آرامش روحی و روانی افراد بیمار و غیر بیمار است. به‌عبارت‌دیگر وقتی افرادی مانند جذامی‌ها، بیش از آن‌که از بیماری خود رنج ببرند از تنفر و انزجار مردم رنج می‌کشند، ائمه (علیهم‌السلام) راه‌حل‌هایی هم برای افراد بیمار و هم افراد غیر بیمار بیان می‌کنند؛ مثلاً امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«لَا تَنْظُرُوا إِلَى أَهْلِ الْبَلَاءِ فَإِنَّ ذَلِک یحْزُنُهُمْ»؛ (14)

به بلازده‌ها نگاه نکنید، چون مایه اندوه آن‌ها است.

یا در روایت دیگر رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«لَا تُدِیمُوا النَّظَرَ إِلَى أَهْلِ الْبَلَاءِ وَ الْمَجْذُومِینَ فَإِنَّهُ یحْزُنُهُمْ»؛ (15)

نگاه پیوسته به گرفتاران و جذامیان نکنید که مایه اندوه آن‌ها است.

بر اساس این دو روایت، یکی از دلایل توصیه معصومان (علیهم‌السلام) به دوری از افراد جذامی، آرامش خود آن‌ها است.

از سوی دیگر رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«أَقِلُّوا مِنَ النَّظَرِ إِلَى أَهْلِ الْبَلَاءِ وَ لَا تَدْخُلُوا عَلَیهِمْ وَ إِذَا مَرَرْتُمْ بِهِمْ فَأَسْرِعُوا الْمَشْی لَا یصِیبُکمْ مَا أَصَابَهُمْ»؛ (16)

به مبتلا، کم نگاه کنید و بر آن‌ها وارد نشوید و چون بر آن‌ها رسیدید، زود بگذرید تا دردشان به شما نرسد.

برخی از بیماران ‌هم ازلحاظ ذهنی و هم جسمی آزاردهنده هستند، به همین دلیل معصومان (علیهم‌السلام) برای حفظ روح و روان افراد جامعه توصیه کرده‌اند که از آن‌ها دوری کنند.

نکته دیگر این‌که هرچند گفته‌اند بیماری‌هایی مانند جذام، مسری هستند اما به دلایلی ممکن است افرادی مطلقاً استعداد ابتلا به آن را نداشته باشند و یا این‌که همه آن نوع بیماری‌ها خطرناک نباشند، به همین دلیل مثلاً پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) دست فردی که مبتلا بود را گرفت و با وی هم‌غذا شد.

نتیجه

نتیجه‌ای که از مجموعه سخنان در جمع بین این دودسته روایات می‌توان در نظر گرفت این است که فارغ از بحث سندی، این موارد هیچ‌گونه تعارضی باهم ندارند بلکه هر دسته از آن‌ها به یک جنبه پرداخته است؛ با این توضیح که حق کرامت یا حرمت داشتن اشخاص در جامعه، همانند حق حیات، از موارد بسیار مهم در زندگی اجتماعی است. انسان یک موجود اجتماعی است و هنگامی می‌تواند به رشد و تکامل موردنظر خویش برسد که بتواند از مواهب و نعمات الهی اعم از مادی و معنوی، فردی و اجتماعی استفاده کند؛ لذا برای ایجاد بستر مناسب جهت تکامل انسان، در درجه نخست بایستی حرمت و احترام اجتماعی انسان که نیاز طبیعی و فطری اوست صیانت گردد و مورد تحقیر واقع نشود. با توجه به این اصل، منظور معصومان (علیهم‌السلام) از کناره‌گیری با افراد بیماری، صرفاً جنبه پزشکی دارد نه اینکه درصدد تحقیر این افراد باشد؛ بنابراین درآیات قرآن و روایات اسلامی، اشاره‌های فراوانی در زمینه حقوق بیماران وجود دارد که نشانگر دقت نظر اسلام به این مسئله است. نتایج به‌دست‌آمده در مطالعه حاضر نشان‌دهنده توجه اسلام به جنبه‌های مختلفی نظیر کرامت و ارزش انسان‌ها، ارتباط پزشک و بیمار و تقوا در برخورد با بیماران واگیردار است.

به‌هرحال اصل بر رعایت بهداشت و دوری از افراد مبتلابه بیماری‌های مسری است، اما اگر به مرحله‌ای برسد که به دل‌شکستگی آنان منجر شود، افرادی که از توکل بالاتری برخوردار هستند، ایثار کرده و آسیب دیدن احتمالی خود را فدای به دست آوردن دل آن بیماران می‌کنند.

پی‌نوشت‌ها

  1. ابن‌بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)، (1413 ق)، من لایحضره الفقیه، محقق: علی‌اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین، ج ‏3، ص 557.
  2. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج ‏62، ص 82.
  3. همان، ص 83.
  4. ابن‌بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)، الخصال، محقق: علی‌اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین،1362 ش، ج ‏1، ص 287.
  5. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی (للطوسی)، قم: دار الثقافة، چاپ اول، 1414 ق، ص 673.
  6. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، همان، ج ‏62، ص 82.
  7. همان، ج ‏72، ص 130.
  8. جزائرى، نعمت‌الله بن عبدالله‏، ریاض الأبرار فی مناقب الأئمة الأطهار، بیروت: مؤسسة التاریخ العربی‏، چاپ اول، 1427 ق، ج ‏2، ص 35.
  9. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، همان، ج ‏72، ص 131.
  10. مازندرانی، محمد صالح، شرح الکافی، محقق: ابوالحسن شعرانی، تهران: المکتبة الاسلامیة، چاپ اول، 1382 ق، ج ‏8، ص 335.
  11. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، همان، ج ‏72، ص 131.
  12. سوره حجرات، آیه 13.
  13. قطب‌الدین راوندى، سعید بن هبة الله‏، الدعوات (للراوندی)/سلوة الحزین، قم: انتشارات مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف)، چاپ اول، 1407 ق، ص 171.
  14. طبرسى، على بن حسن‏، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، نجف: المکتبة الحیدریة، چاپ دوم، 1385 ق، ص 28.
  15. ابنا بسطام، عبدالله و حسین‏، طب الأئمة (علیهم‌السلام)، محقق/مصحح: خرسان، محمدمهدی، قم: دارالشریف الرضی‏، چاپ دوم، 1411 ق، ص 106.
  16. همان.

 

کلمات کلیدی

بیماری واگیردار، بیماری جذام، بیماری طاعون، هم‌نشینی با بیمار

برخی با استناد به حدیثی از پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) که در مورد بیماری‌ها، فرمودند: «لَا عَدْوَى‏-قابل سرایت نیستند»معنی و مفهوم آن را نیز بیان کن
لا عدوی، سرایت بیماری، جذام، احادیث طبی، بیماری واگیردار، مفهوم‌شناسی حدیث

برخی با استناد به حدیثی از پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) که در مورد بیماری‌ها، فرمودند: «لَا عَدْوَى‏-قابل سرایت نیستند»؛ اعتقاد دارند هيچ‌کس مريضي را از شخص ديگري نمي‌گيرد و مسري بودن مَرَض و سرايت آن از توطئه‌هاي دشمنان و دروغ است! لطفاً علاوه بر اعتبار سنجی سند، معنی و مفهوم آن را نیز بیان کنید.

پاسخ اجمالی

جمله «لَا عَدْوَی» بخشی از حدیثی است که در منابع حدیث شیعه و سنی به پیامبر منتسب شده است. این حدیث از سویی با مسلمات تجربی و پزشکی و از سوی دیگر، با برخی روایات در تعارض است؛ ازاین‌رو موردتوجه اندیشمندان و پژوهشگران مباحث حدیثی قرارگرفته و نظرات متعددی در بین علماء شیعه و اهل‌تسنن در توضیح و شرح این حدیث بیان‌شده است. برخی افراد با استناد به این حدیث، ادعا می‌کنند که هیچ بیماری قابل واگرفتن نیست. حال آن‌که با چشم‌پوشی از اشکالاتی که بر سند این حدیث وارد است، به نظر می‌رسد منظور پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) نفی مطلق سرایت نیست، بلکه با توجه به قرائن موجود در متن حدیث، مراد از نهی در این روایت، نهي از اعتقاد خرافی بوده و برفرض که معنای «لَا عَدْوَی» عدم سرایت باشد، نمی‌توان از آن مطلق عدم سرایت در تمام بیماری‌ها را ثابت کرد.

پاسخ تفصیلی

عبارت «لَا عَدْوَى» بخشی از حدیثی است که در کتاب «الکافی» و هم‌چنین برخی از منابع معتبر اهل سنت، مانند «صحیح البخاری» و «صحیح مسلم»، در ضمن حدیثی از پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) گزارش‌شده است. اندیشمندان شیعه و اهل ‌سنت و شارحان این کتاب‌ها نظرات متعددی در معنا و مفهوم آن بیان کرده و سعی بر آن داشته‌اند معنایی قابل‌پذیرش برای آن و توجیهی در جمع بین این حدیث و احادیثی که معارض آن به نظر می‌رسد ارائه دهند.

1. متن روایت

روايت اشاره‌شده به اين صورت است که فردي به نام «نضر به قِرْوَاشٍ» شتردار مي‌گويد: از امام صادق (علیه‌السلام) درباره شتري که جَرَب (نوعي بيماري پوستي-گَری) دارد، پرسيدم که آيا او را از شترانم جدا کنم، از ترس سرايت «جرب» آن و نيز از سوت زدن براي حيوان براي اين‌که آب بياشامد؟ امام صادق (عليه‌السلام) فرمودند:

«إِنَّ أَعْرَابِيّاً أَتَى رسول‌الله صلّي‌الله عليه و آله فَقَالَ يَا رسول‌الله إِنِّي أُصِيبُ الشَّاةَ وَ الْبَقَرَةَ وَ النَّاقَةَ بِالثَّمَنِ الْيَسِيرِ وَ بِهَا جَرَبٌ فَأَکرَهُ شِرَاءَهَا مَخَافَةَ أَنْ يُعْدِيَ ذَلِک الْجَرَبُ إِبِلِي وَ غَنَمِي فَقَالَ لَهُ رسول‌الله صلّي‌الله عليه و آله يَا أَعْرَابِيُّ فَمَنْ أَعْدَى الْأَوَّلَ ثُمَّ قَالَ رسول‌الله صلّي‌الله عليه و آله لَا عَدْوَى وَ لَا طِيَرَةَ وَ لَا هَامَةَ وَ لَا شُؤْمَ وَ لَا صَفَرَ وَ لَا رَضَاعَ بَعْدَ فِصَالٍ وَ لَا تَعَرُّبَ بَعْدَ هِجْرَةٍ وَ لَا صَمْتَ يَوْماً إِلَى اللَّيْلِ وَ لَا طَلَاقَ قَبْلَ النِّکاحِ وَ لَا عِتْقَ قَبْلَ مِلْک وَ لَا يُتْمَ بَعْدَ إِدْرَاک‏»؛ (1)

يک باديه‌نشين نزد رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: يا رسول‌الله! من به گوسفند و گاو و شتر ارزان‌قيمت برمي‌خورم که به «جرب» مبتلا است، خوشم نمي‌آيد که آن را بخرم، مبادا جربش به شتر و گوسفندم سرايت کند.

پيامبر خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: پس چه کسي اوّلي را مبتلا کرد؟

سپس فرمود: نه سرايت (عدوي)، نه فال بد، نه فال پرنده شب، نه سوت زدن، نه شيرخوارگي بعد از فصال و از شير گرفتن، نه تعرّب بعد از هجرت و ايمان، نه‌روزه سکوت از روز تا شب، نه طلاق قبل از ازدواج، نه آزادي پيش از بردگي و نه يتيمي بعد از بلوغ [در اسلام تشريع نشده است].

مرحوم «کليني» اين حديث را در کتاب «روضه الکافي» با سند ضعيف نقل مي‌کند. سند کامل حدیث چنین است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ أَخْبَرَنَا النَّضْرُ بْنُ قِرْوَاشٍ الْجَمَّال‏». راوی اصلی این حدیث «نضر بن قرواش» شتردار (جمال) است که در منابع رجالی، توثیق و مدحی برای وی وجود ندارد. (2) اما سایر راویان حدیث، از بزرگان روات هستند.

در منابع بعدي شيعه نيز قسمتي از اين حديث و يا همان جمله در ضمن حديثي وجود دارد، مثلاً در «نهج‌البلاغه» نيز اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) مي‌فرمايد: «الطِّيَرَةُ لَيْسَتْ بِحَقٍّ وَ الْعَدْوَى لَيْسَتْ بِحَق‏». (3)

هم‌چنين روايت موردنظر در منابع حديثي معتبر اهل سنت ازجمله «صحاح سته» نيز با گزارش‌هاي گوناگون آمده است، مثلاً در «صحيح مسلم» از «ابوهريره» چنين نقل‌شده:

«قَالَ رسول‌الله (صلي الله عليه و سلم) لاَ عَدْوَى وَ لاَ صَفَرَ وَ لاَ هَامَةَ فَقَالَ أَعْرَابِيٌّ يَا رسول‌الله! فَمَا بَالُ الإِبِلِ تَکونُ فِي الرَّمْلِ کأَنَّهَا الظِّبَائُ فَيَجِيئُ الْبَعِيرُ الأَجْرَبُ فَيَدْخُلُ فِيهَا فَيُجْرِبُهَا کلَّهَا؟ قَالَ فَمَنْ أَعْدَى الأَوَّلَ؟ وَ فِيْ رِوَايَةٍ: لاَ عَدْوَى وَ لاَ طِيَرَةَ وَ لاَ صَفَرَ وَ لاَ هَامَةَ». (4)

بنابراین چون اين حديث در دو کتاب «بخاري» (5) و «مسلم» آمده طبيعتاً از ديد اهل سنت اين حديث ضعيف نيست.

2. بررسی مفهوم حدیث

احاديثي که فهم آن‌ها مشکل است، بخشي از ميراث حديثي مي‌باشند. شارحان و مؤلفان کتاب‌هاي حديثي، هر يک به‌تناسب زمان، برخي از احاديث دشوارفهم را تبيين کرده‌اند؛ اما گذر زمان و آشنايي با علوم جديد گاهي باعث مي‌شود ديد ديگري در فهم حديث پديد آيد و احتمال جديدي را در پي‌آورد و يا احتمال‌هاي قبلي مردود شود.

يکي از احاديث مشکل، همين حديث «لاعدوي» است. همان‌گونه که گفته شد، مؤلفان و شارحان شيعه و سني سعي کرده‌اند معنايي قابل‌پذيرش براي آن ذکر کنند و توجيهي نيز در جمع بين اين حديث و احاديثي که معارض آن به نظر مي‌رسد ارائه دهند که به‌صورت خلاصه نکاتي بيان مي‌شود:

الف) در بين روايات معصومان (علیهم‌السلام)، احاديثی وجود دارد که با حديث «لا عدوي» معارض هستند، يعني معنايي مقابل معناي اين حديث بيان کرده است، مثلاً از امام سجاد (علیه‌السلام) نقل‌شده است که پيامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «فِرَّ مِنَ الْمَجْذُومِ فِرَارَک مِنَ الْأَسَد» يعني از جذامي فرار کن همان‌گونه که از شير فرار مي‌‌کني. (6)

ب) از سوي ديگر حديث موردنظر با مسلمات تجربه‌هاي بشري در زمينه‌هاي پزشکي و سرايت برخي از بيماري‌ها و مسري بودن آن‌ها نيز ناسازگار است.

3. اقوال مطرح‌شده

با توجه به اين دو نکته، در توضيح اين روايت چند نظر وجود دارد:

1. برخي گفته‌اند مقصود اين است که پيامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) با اين بيان، نقش مستقل طبيعت را در سرايت بيماري نفي نموده و به نقش خدا در امور، ازجمله سرايت بيماري توجه داده‌اند. پس تا خداوند نخواهد بيماري سرايت نمي‌کند. بنابراین، ويروس‌ها و ميکروب‌ها و... نمي‌توانند در سرايت بيماري به‌طور مستقل و بدون اراده خداوند نقشي داشته باشند. (7)

2. برخي ديگر گفته‌اند که بيماري، استقلالي در سرايت خود ندارد و سرايت آن منوط به خواست خداوند است، (8) بسياري از انديشمندان شيعه و سني به اين نظر قائل هستند. (9)

3. برخي ديگر گفته‌اند که آنچه از بيماري منتشر مي‌شود، رايحه بيماري است و آن است که منجر به بيماري شدن هم‌نشين با شخص بيمار مي‌شود و خود بيماري سرايت نمي‌کند. (10)

4. برخي نيز در جمع بين اين حديث و حديث «فر من المجذوم فرارک من الاسد» چنين توجيه کرده‌اند که «حديث فرار» دال بر وجوب فرار است و حديث «لا عدوي» را تخصيص مي‌زند. (11)

براي اطلاع کامل در موردنظرات ارائه‌شده مي‌توانيد به مقاله: حديث «لا عدوي»: انتساب و مفهوم شناسي (پژوهشي درباره خاستگاه واگيردار نبودن بيماري‌ها در اسلام)، نويسنده: محمود کريميان، مجله علوم حديث، سال بيست و يکم، شماره اول، مراجعه کنيد.

بنابراین به‌صورت کلي، اين حديث از گذشته تا حال، دست‌خوش نقد و نظرات حديث پژوهان شيعي و اهل سنت بوده است. برخي در دوره معاصر اين حديث شريف را جعلي خوانده‌اند و برخي ظاهرگرايان، از اين حديث، مطلق نفي سرايت بيماري را استنباط نموده‌اند.

4. مفهوم حدیث با توجه به وحدت سیاق

برخي ديگر از محققان نيز گفته‌اند: -در صورت پذيرش حديث «لا عدوي»، ظاهراً- اين حديث به‌هيچ‌عنوان به معناي نفي سرايت بيماري از شخص بيمار به شخص سالم نيست. درنتيجه نه معارض با رواياتي همچون «فِرَّ مِنَ الْمَجْذُومِ فِرَارَک مِنَ الْأَسَد» است و نه مخالف با مسلمات علوم تجربي عصر حاضر؛ بلکه به نظر مي‌رسد در اين روايت، اندکي نقل به معنا يا تصحيف صورت گرفته است. با توجه به قرائن موجود در کل روايت، واقعيت مسئله اين است که حديث «لا عدوي» در مقام دفع يک آموزه خرافي يا يک آموزه اشتباه از يک اعرابي بیان‌شده است.

براي مطالعه بيشتر در این زمينه مي‌توانيد به مقاله: ايضاحي بر حديث «لا عدوي»، نويسنده: علي اميري به آدرس زیر مراجعه کنيد:

 http://tebona.ir/2018/06/942/

به‌عبارت‌دیگر، با توجه به قرینه «وحدت سیاق»، منظور پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) از نفی سرایت، نفی از اعتقاد خرافی است. شاهد این برداشت، نفی موارد دیگر است که در روایت بیان‌شده است. حضرت نفی «لا عدوی» را در کنار مواردی مانند طیره، هامَة، شُؤم و صَفَر که از باورهای غلط جاهلی بود قرار می‌دهد. بدیهی است که هیچ‌یک از این امور، ارتباطی با حوزه سلامت و طبابت ندارد، بلکه وجه ‏مشترکشان این است که عرب جاهلی آن‌ها را تماماً نحس می‌شمرد و در صورت مواجهه، منتظر وقوع حادثه ناگواری می‌بود؛ به همین دلیل، نبی خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) همه آن‌ها را یکجا و در یک سیاق انکار کرده است و اعراب جاهلی را به نقش خداوند و مشیت الهی در وقایع زندگی یادآور می‌کند. از سوی دیگر برفرض که «عدوی» به معنای «واگیری در همه بیماری‌ها باشد» با توجه به این‌که سؤال آن شخص در مورد بیماری خاصی است، نمی‌توان آن را به تمام بیماری‌ها اطلاق داد و به استناد آن، اصل واگیری را در مورد ‏هر مرضی انکار کرد!‏

نکته دیگر این‌که وجود بیماری‌های واگیردار، امری قطعی و مورد اتّفاق همه اطبّاء و از وجدانیّات هر انسان عاقلی است و نمی‌توان با تمسک به‌ظاهر یک حدیث، آن‌ها را نادیده ‏گرفت.‏

نتیجه

برخي اين حديث را ضعيف دانسته و آن را رد کرده‌اند. برخي ديگر نيز آن را توجيه کرده و گفته‌اند:

 1-منظور از حديث رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله و سلم) اين است که تا خداوند نخواهد هيچ بيماري‌ها در سرايت، استقلال ندارد.

2-نهي در اين حديث، نهي تکويني نيست تا معنا چنين باشد «واگير واقعيت ندارد» بلکه نهي مولوي است يعني‌ «از واگير دوري‌کنيد».

3-با توجه به قرینه «وحدت سیاق»، مراد از نهی در این روایت، نهي از اعتقاد خرافی بود که ظاهراً در آن زمان شايع بود، نه نهي مطلق سرايت، درنتیجه هیچ ارتباطی با حوزه سلامت و طبابت ندارد.

 4- برفرض که مراد، نهی از سرایت باشد، نمی‌توان از آن، مطلق عدم سرایت در تمام بیماری‌ها را ثابت کرد.

پی‌نوشت‌ها

  1. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، تهران: اسلاميه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج ‏8، ص 196.
  2. ن.ک: طوسى، محمد بن حسن‏، رجال الطوسی، محقق/مصحح: قيومى اصفهانى، جواد، قم: مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجامعة المدرسين بقم المقدسه‏، چاپ سوم، 1373 ش، ص 148، ش 1636 و ص 315، ش 4685.
  3. شريف الرضى، محمد بن حسين‏، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، محقق/مصحح: فيض الإسلام، قم: هجرت، چاپ اول، 1414 ق، ص 546.
  4. نيشابوري، مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، بیروت: دارالفکر، بی‌تا حديث 1486.
  5. بخاري، ابو عبدالله محمد بن اسماعيل، صحيح البخاري، بیروت: دارالفکر، ج 7، ص 31.
  6. ابن‌بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، محقق: غفاری، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین، چاپ دوم، 1413 ق، ج ‏3، ص 557.
  7. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج 55، ص 319.
  8. مازندرانی، محمدصالح، شرح الکافی، محقق: ابوالحسن شعرانی، تهران: المکتبة الاسلامیة، چاپ اول، 1382 ق، ج 12، ص 258.
  9. عسقلانی، ابن حجر شهاب‌الدین، فتح الباري، بیروت: دارالمعرفه، چاپ دوم، بی‌تا ج 10، ص 135.
  10. ابن قتيبه، عبدالله بن مسلم بن قتیبه، تأويل مختلف الحديث، بیروت: دارالکتب العلمیه، بی‌تا ص 96.
  11. مازندرانی، محمدصالح، شرح الکافی، محقق: ابوالحسن شعرانی، تهران: المکتبة الاسلامیة، چاپ اول، 1382 ق، ج 8، ص 358.

 

کلمات کلیدی

لا عدوی، سرایت بیماری، جذام، احادیث طبی، بیماری واگیردار، مفهوم‌شناسی حدیث

ويروس کرونا زياد در ذهنم تأثیر گذاشته و من را دچار استرس کرده، دعايي هست بخوانم تا خودم و خانواده‌ام و شيعيان مولا مصون بمانند؟
بیماری، استرس روانی، ذکر، توسل، تفال، تطیر، فال خوب زدن، فال بد زدن، زیارت عاشورا

ويروس کرونا زياد در ذهنم تأثیر گذاشته و من را دچار استرس کرده، دعايي هست بخوانم تا خودم و خانواده‌ام و شيعيان مولا مصون بمانند؟

پاسخ اجمالی

کنترل روانی از اموری است که به مراجعه به روانشناس و مشاور نیاز دارد. روش عمومی و اختصاصی برای آرامش‌بخشی و فاصله از افکار بد، در متون دینی بیان‌شده است؛ مثبت اندیشی، توسل، با یاد خدا بودن، اذکار خاص برای پیشگیری از بلا و بیماری، توصیه به برخی از اعمال که از استجابت و تأثیر بالایی برخوردار است، مانند زیارت عاشورا را ازجمله این موارد می‌توان دانست؛ بنابراین، علاوه بر مراجعه به مشاور، دستورالعمل‌های ذکرشده می‌تواند راهی برای گذر از این قسمت از زندگی شما باشد.

پاسخ تفصیلی

انسان در مواجه با مشکلات متعدد ابتدا باید بر اعصاب خود مسلط و از هرگونه مسئله‌اي که باعث شود ذهن به سمت این‌گونه مسائل کشانده شود، دوری کند. مشورت با یک مشاور حاذق و متدین، در این راه بسیار کارساز است. در مرحله بعد برای جلوگیری و درمان امراض، توصيه‌هايي از سوی دین بیان‌شده است که علاوه بر رعايت اصول بهداشتي، مي‌توانيد از آن‌ها بهره ببريد؛ در ذيل به چند نمونه از اين راهکارها اشاره مي‌شود:

1. یکی از راهکارهایی که در متون دینی در برابر افکار بد بیان‌شده، فال خوب زدن و دوری از فال بد زدن است؛ این نکته در مفاهيم ديني با واژه تفأل (فال نيک زدن) و تطيّر (فال بد زدن) بیان‌شده است. در دوران جاهليت، اعراب برخي از تصميم‌‌گيري‌ها را بر اساس جهت پرواز پرندگان انجام مي‌دادند؛ براي مثال اگر در حال حرکت بودند و پرنده‌اي به سمت راستشان پرواز مي‌کرد، آن را به فال نيک مي‌گرفتند و مسير خود را ادامه مي‌دادند و اگر به سمت چپشان پرواز مي‌کرد، آن را شوم مي‌پنداشتند و از ادامه مسير منصرف مي‌شدند. آن‌ها گاه خود پرنده‌اي را از لانه‌اش پرواز مي‌دادند تا از جهت پرواز او تصميم بگيرند که به مسيرشان ادامه دهند يا خير. (1) با پيدايش اسلام، پيامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) از اين کار منع کرد. وي تطيّر را نوعي شرک (2) و کفر (3) دانست؛ بنابراین، توصیه می‌شود از هرگونه فکر بد و ناامیدکننده در این موضوع، اجتناب و بافکرهای خوب و امید به خدا از این مرحله زندگی گذر نمایید. در قرآن کریم نیز مشرکاني که در مبارزه با پيامبران الهي به «تطيّر» متوسل مي‌شدند، مذمت و منشأ آن ناداني بیان‌شده است. (4) ازجمله خداوند فرمودند: «وَاِنْ تُصِبْهُمْ سَييهٌ يطَّيرُوا بِمُوسي وَ مَنْ مَعَهُ»؛ هرگاه ناراحتي به فرعونيان مي‌رسيد آن را از شوم بودن موسي و همراهانش مي‌دانستند (5) و فرستادگان حضرت مسيح (علیه‌السلام) را به شوم بودن متهم کردند. (6)

2. یاد خدا بودن از توصیه‌های دیگری است که در آموزه‌های دینی مطرح‌شده است. قرآن کریم می‌فرماید:

 «أَلا بِذِکرِ اللَّهِ‏ تَطْمَئِنُّ‏ الْقُلُوب»‏؛ (7)

همانا یاد خدا آرامش‌بخش دل‌هاست.

در روایات متعدد، اذکاری بری آرامش و رفع بلا و بیماری بیان‌شده است، به‌عنوان‌مثال امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: اگر بعد از نماز صبح و نماز مغرب، هفت بار گفته شود «بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحِيمِ‏ لَا حَوْلَ‏ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ الْعَلِيِ‏ الْعَظِيم‏» خداوند عزوجل هفتاد نوع بلاء از شخص بگرداند که آسان‌ترین آن‌ها پيسى و ديوانگى است و اگر شقى باشد از شقاوت به درآید و در سعادتمندان نوشته شود. (8) در روايتِ «ابى بصير» از آن حضرت روایت مشابهی نقل‌شده که می‌گوید «آسان‌ترين آن بلاها جنون است و جذام و برص و اگر شقى باشد من اميدوارم که خداوند عزوجل او را به سعادت منتقل سازد». (9) در روایات متعدد به این ذکر سفارش شده است، مثلاً امام کاظم (علیه‌السلام) فرمودند: چون نماز مغرب را خواندى پايت را دراز مکن و با کسي سخن مگو تا صدبار بگویى ‏«بسم اللَّه الرحمن الرحيم و لا حول و لا قوة الّا باللَّه العلى العظيم‏» و صدبار هم پس از نماز صبح بگو: هر که آن را گويد خدا از او صد نوع از انواع بلا دفع کند که از آن جمله است: برص و جذام و شيطان و سلطان. (10)

3. قرائت زیارت عاشورا از توصیه‌های مهم دیگری است. امام صادق (علیه‌السلام) به شخصی به نام «صفوان» فرمودند:

زيارت عاشورا را بخوان و بر آن مواظبت کن، به‌درستي که من چند خير را براي خواننده آن تضمين مي‌کنم، اول زيارتش قبول شود. دوم سعي و کوشش او مشکور باشد، سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و نااميد از درگاه او برنگردد، زيرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد». (11)

مواردی که بیان گردید ازجمله امور مهمی‌بود که در آموزه‌های اسلام برای آرامش روح و روان سفارش شده است. برای مطالعه بیشتر در این زمینه می‌توان به مقاله «راه‌های مقابله با روان‌پریشی از نگاه قرآن و روایات» نویسنده: حسین خاکپور و...، مجله پژوهش در دین و سلامت، دوره 1، شماره 3، تابستان 1394 مراجعه کرد.

نتیجه

متون دینی به جهت آرام‌بخشی انسان‌ها در برهه‌های مختلف زندگی، راهکارهای متعددی را بیان نمودند، ازجمله این راهکارها مثبت‌اندیشی، توسل، به یاد خدا بودن، اذکار مخصوص برای پیشگیری از بیماری و توصیه به اموری است که استجابت و اثربخشی آن‌ها بسیار بالاست، زیارت عاشورا نیز یکی از دعاهایی است که اثرات مثبتی می‌تواند داشته باشد.

پی‌نوشت‌ها

  1. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، تهران: اسلاميه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج ۷، ص ۱۵۷.
  2. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران: دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374 ش، ج ۶، ص ۱۰۶.
  3. م‍ت‍ق‍ی هندی‌، ع‍ل‍ی‌ ب‍ن‌ ح‍س‍ام‌ال‍دی‍ن‌، ک‍ن‍ز‌ال‍ع‍م‍ال‌ ف‍ی‌ س‍ن‍ن‌‌الاق‍وال‌ و‌الاف‍ع‍ال‌، بیروت: دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۵ ق، ج ۱۰، ح ۲۸۵۷۰.
  4. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران: دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374 ش، ج ۱۵، ص ۲۵۰.
  5. سوره اعراف، آيه ۱۳۱
  6. سوره يس، آيه ۱۸.
  7. سوره رعد، آیه 28.
  8. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، تهران: اسلاميه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج ‏2، ص 531.
  9. همان.
  10. همان.
  11. طوسى، محمد بن الحسن‏، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، بیروت: مؤسسه فقه الشيعة، چاپ اول، 1411 ق، ج ‏2، ص 781.

 

کلمات کلیدی

بیماری کرونا، استرس روانی، ذکر، توسل، تفاضل، تطیر، فال خوب زدن، فال بد زدن، زیارت عاشورا

روایات شفا بودن سؤر مؤمن با توجه به این که می تواند حامل میکروب و بیماری باشد، چگونه قابل جمع است؟
سؤر مؤمن، تواضع، بیماری مسری، تعارض احادیث، نیم خورده مؤمن، فهم حدیث

روایات شفا بودن سؤر مؤمن با توجه به این که می تواند حامل میکروب و بیماری باشد، چگونه قابل جمع است؟

پاسخ اجمالی

روایات متعددی درباره شفا بودن نیم‌خورده مؤمن وجود دارد، از سوی دیگر روایاتی نیز وجود دارد که دلالت بر پرهیز و خودداری از نزدیک شدن با بیمار دارند و در آن‌ها سفارش به احتیاط کرده و زیاد نزدیک شدن به مریض را نهی کرده‌اند. وجه جمعی که می‌توان برای این دودسته از روایات ارائه کرد این است که روایات سؤر مؤمن و شفا بودن آن، ناظر به‌وقت سلامتی و شرایط عادی جامعه است که نیم‌خورده مؤمن استفاده شود و اسراف نشود، اما به هنگام شیوع بیماری که احتمال انتقال بیماری هست، احتیاط در ترک است.

پاسخ تفصیلی

مجموع‌نگری به آموزه‌های دینی، در دین‌شناسی و برای برداشت صحیح از دین، کاری ضروری است، «شیخ طوسی» در کتاب «تهذیب الاحکام» و «الإستبصار» که دو کتاب اصلی از چهارکتاب محوری شیعه است، به جمع بین اخبار و رفع تعارض بین آن‌ها پرداخته است و انگیزه خود را از این کار در ابتدای کتاب توضیح داده که افرادی از شیعه به علت عدم توانایی علمی در حل این تعارض‌ها بین روایات، از مذهب شیعه خارج شدند و مذهب دیگری برگزیدند (1) ازاین‌رو فهم صحیح و مجموعی از احادیث و آیات، کاری ضروری و از ارکان مهم دین‌شناسی است.

1. روایات سؤر مؤمن

در روایات متعدد، سؤر مؤمن و شفا بودن آن مطرح‌شده است؛ به‌عنوان‌مثال از امام صادق (علیه‌السلام) نقل است که فرمود:

«فِی سُؤْرِ الْمُؤْمِنِ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعِینَ دَاء» در نیم‌خورده مؤمن شفای هفتاد مریضی است. (2)

روشن است که عدد هفتاد در این نوع روایات ناظر به تعداد زیاد است نه لزوماً عدد هفتاد مدنظر باشد.

هم‌چنین از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم) نقل است که فرمودند:

«مَنْ شَرِبَ مِنْ سُؤْرِ أَخِیهِ تَبَرُّکاً بِهِ خَلَقَ اللَّهُ بَینَهُمَا مَلَکاً یسْتَغْفِرُ لَهُمَا حَتَّى تَقُومَ السَّاعَة»؛ (3)

هر کس از باقیمانده نوشیدنی برادر مؤمن خویش برای تبرک جستن بنوشد، خدای متعال فرشته‌ای را خلق کند تا برای آن دو تا روز قیامت استغفار کند.

در روایت دیگر از امام رضا (علیه‌السلام) نقل است که فرمود:

«مَنْ شَرِبَ مِنْ سُؤْرِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ یرِیدُ بِذَلِک التَّوَاضُعَ أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ الْبَتَّة»؛ (4)

هر کس از باقیمانده نوشیدنی برادر مؤمن خویش بنوشد و قصدش از این کار تواضع و فروتنی باشد، خدای متعال او را حتماً به بهشت می‌برد.

در این دسته روایات توجه به چند قید، مهم است، اول این‌که محور، فرد مؤمن است، دوم قصد تبرک و در روایت سوم به‌قصد تواضع چنین کند.

بنابراین، ازجمله آثار و برکات نیم‌خورده مؤمن این است که زمینه‌ساز شفا و سلامتی می‌شود و خداوند به فضل و کرمش و به برکت ایمان، نه‌تنها زمینه مرض و انتقال بیماری را در نیم‌خورده مؤمن از بین می‌برد بلکه آن را شفابخش و سلامت آفرین قرار می‌دهد.

2. روایات دور گزیدن از بیماری مُسری

از سوی دیگر دسته‌ای از روایات است که توصیه می‌کنند از بیمار واگیردار، مانند افراد جذامی، لازم است فاصله گرفته شود؛ به‌عنوان‌مثال در روایتی از امام صادق باواسطه ائمه دیگر از امیرالمؤمنین (علیهم‌السلام) نقل‌شده است که پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) در ضمن وصیت‏هاى خود چنین فرمودند:

«کرِهَ أَنْ یکلِّمَ الرَّجُلُ مَجْذُوماً إِلَّا أَنْ یکونَ بَینَهُ وَ بَینَهُ قَدْرُ ذِرَاعٍ وَ قَالَ فِرَّ مِنَ‏ الْمَجْذُومِ‏ فِرَارَک‏ مِنَ الْأَسَدِ»؛ (5)

مکروه است با شخصی که مرض جذام دارد معاشرت و صحبت شود، مگر این‌که بین آن دو به‌اندازه یک ذراع فاصله باشد و حضرت رسول (صلی‌اللَّه علیه و آله و سلم) فرمود: از شخص جذامى فرار کن همان‌طور که از شیر فرار می‌کنی.

هم‌چنین در روایت دیگر از حضرت رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) نقل‌شده است که فرمودند:

«أَتَاهُ مَجْذُومٌ لِیبَایعَهُ فَلَم‏ یمُدَّ یدَهُ إِلَیهِ بَلْ قَالَ أَمْسِک یدَک فَقَدْ بَایعْتُک»؛ (6)

شخصی که مبتلابه جذام بود برای بیعت نزد پیامبر آمد، اما حضرت به او دست نداده و فرمودند: بدون آن‌که با من دست بدهی، بیعتت را پذیرفتم.

هم‌چنین در روایت دیگری از حضرت چنین نقل‌شده است که:

«لَا تُطِیلُوا النَّظَرَ إِلَى الْمَجْذُومِ وَ إِذَا کلَّمْتُمُوهُ فَلْیکنْ بَینَکمْ وَ بَینَهُ قِیدُ رُمْح‏»؛ (7)

به افراد مبتلابه خوره، زیاد نگاه نکنید و وقتی با آنان گفت‌وگو می‌کنید، به‌اندازه یک نیزه از آنان دورباشید.

در این روایات نزدیک شدن بیش‌ازحد به فرد جذامی (و به‌طورکلی هر فردی که دارای بیماری مسری است) نهی شده است و حتی در نقل بالا پیامبر نیز از دست دادن به فرد جذامی ـ شاید به علت گوشزد کردن رعایت بهداشت به دیگران نه بی‌احترامی به آن شخص ـ خودداری کرده است، قطعاً در میان افرادی که در جامعه آن روز مبتلابه بیماری شده‌اند، مؤمنان نیز بوده‌اند و بااین‌حال سفارش به رعایت فاصله با آن‌ها شده است چه رسد به اینکه نیم‌خورده آنان را کسی بخورد.

نتیجه

جمع بین این دودسته روایات را می‌توان این‌گونه بیان داشت که روایات دسته اول می‌گوید خوردن نیم‌خورده مؤمن به‌قصد شفا و تبرک جستن، کار خوبی است و اگر این کار با تواضع باشد و تکبری در کار نباشد، خدای متعال این کار را بی‌پاسخ و اجر نخواهد گذاشت، به‌شرط این‌که آن مؤمن در حالت صحت و شرایط عادی باشد و الا اگر بیماری فراگیر شده باشد و احتمال واگیر، زیاد باشد، باید احتیاط کرد، چنان‌که در روایات آمده به‌اندازه یک نیزه فاصله رعایت شود؛ پس به‌طریق‌اولی نیم‌خورده آن افرادی که ناقل بیماری یا احتمال ناقل بودن آنان زیاد است را نباید خورد.

پی‌نوشت‌ها

  1. طوسى، محمد بن الحسن‏ (شیخ طوسی)، تهذیب الاحکام، تحقیق: حسن موسوی خرسان، تهران: اسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 1، ص 2، مقدمه مؤلف.
  2. ابن‌بابویه، محمد بن على‏ (شیخ صدوق)، ثواب الأعمال و عقاب الاعمال، قم: دار الشریف الرضی، چاپ دوم، 1406 ق، ص 151.
  3. محدث نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم: مؤسسه آل البیت (علیهم‌السلام)، چاپ اول، 1408 ق، ج 17، ص 18. (این روایت در «مستدرک الوسائل» به نقل از کتاب «الاختصاص» منسوب به «شیخ مفید» از پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) نقل‌شده است، اما در چاپ فعلی کتاب «الاختصاص» وجود ندارد، همین روایت را «شیخ صدوق» در کتاب «ثواب الاعمال»، ص 151 به‌عنوان حدیثی مرفوع و بدون انتساب به معصوم نقل کرده است).
  4. ابن‌بابویه، محمد بن على‏ (شیخ صدوق)، مصادقة الإخوان، تحقیق: سید علی کاظمی، کاظمین: مکتبة الامام صاحب‌الزمان، چاپ اول، 1402 ق، ص 52.
  5. ابن‌بابویه، محمد بن على‏ (شیخ صدوق)، کتاب من لایحضره الفقیه، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین، چاپ دوم، 1413 ق، ج ‏3، ص 557.
  6. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعة لدُرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت: دارإحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج ‏62، ص 82.
  7. همان، ص 83.

 

کلمات کلیدی

سؤر مؤمن، بیماری مسری، تعارض احادیث، نیم‌خورده مؤمن، فهم حدیث

آیا درمان آن ها صرفاً با اسباب معنوی مانند دعا و...بود یا بر اساس طب اسلامی و گیاهی بود؟ ثانیاً اگر بر اساس طب اسلامی و سنتی بود؟
احادیث پزشکی، بیماری های مسری، داروهای حدیثی

در زمان ائمه (علیهم السلام)، بیماری های خطرناکی مانند وبا، طاعون و... وجود داشت، از سوی دیگر طب شیمیایی نیز وجود نداشت اما آن ها درمان می شدند؛ اولاً آیا درمان آن ها صرفاً با اسباب معنوی مانند دعا و...بود یا بر اساس طب اسلامی و گیاهی بود؟ ثانیاً اگر بر اساس طب اسلامی و سنتی بود، آیا بااین وجود، طب اسلامی و گیاهی برای درمان بیماری های میکروبی، مانند کرونا بهتر از طب شیمیایی نیست؟

پاسخ اجمالی

ائمه (علیهم‌السلام) در برخورد با بیماری‌ها علاوه بر راهکارهای معنوی، به راهکارهای پیشگیرانه و تجویز داروهای عمومی برای تمام بیماری‌ها، در برخی موارد نیز تجویز دارو برای بیماری معین توصیه‌هایی بیان فرموده‌اند. از سوی دیگر مراجعه اصحاب ائمه به طبیب و استفاده از داروهای آنان، این نکته را نتیجه می‌دهد که ائمه (علیهم‌السلام) از مراجعه به پزشک خودداری ننموده و استفاده بشر از علوم پزشکی را جایز دانسته‌اند.

پاسخ تفصیلی

ائمه اطهار (علیهم‌السلام) در برخورد با بیماری‌های واگیر مانند طاعون، وبا و... راهکارهای متعددی را برای مردم زمانه خود و عموم شیعیان بیان نمودند. توجه به موارد زیر می‌تواند تنوع راهکارهای ایشان را نشان دهد:

1. راهکارهای پیشگیرانه

توجه به اصل پیشگیری از بیماری قبل از درمان، نه‌فقط کیفیت زندگی را ارتقا می‌بخشد بلکه از پیامدهای بسیاری از بیماری‌ها جلوگیری می‌کند. در احادیث اهل‌بیت (علیهم‌السلام) روایات بسیار زیادی در این زمینه ذکرشده است. مثلاً امام رضا (علیه‌السلام) در یک توصیه کلی فرمودند:

«فَالْجَسَدُ بِهَذِهِ الْمَنْزِلَةِ وَ بِالتَّدْبِیرِ فِی الْأَغْذِیةِ وَ الْأَشْرِبَةِ یصْلُحُ وَ یصِحُّ وَ تَزْکو الْعَافِیةُ فِیه‏»؛ (1)

بدن به‌منزله همان زمین است و با تدبیری که در خوراکی‌ها و نوشیدنی‌ها به کار می‌رود، صحیح و سالم می‌ماند و نیروی سلامتی در آن زیاد می‌گردد.

تکیه این نوع احادیث بر اصل تغذیه سالم، برای پیشگیری از وقوع بیماری است و سرتاسر توصیه‌های پزشکی آن حضرات مبتنی بر اصول پیشگیرانه است. در این راستا سفارش‌هایی همچون توجه به نوع تغذیه هماهنگ با مزاج، زمان و مکان و نیز تجویز شربت مخصوص به همراه غذا و سایر دستورالعمل‌های پزشکی، مبتنی بر همین اصل استوار است. البته روایات متعددی در این زمینه وجود دارد که در کتاب‌های حدیث، ابواب «اطعمه و اشربه» به بیان برخی از آن‌ها پرداخته‌شده است. (2)

2. راهکارهای عمومی درمان

یکی دیگر از دستورات ائمه (علیهم‌السلام) این است که اشاره به بیماری خاصی ندارند، بلکه به‌صورت عمومی، اموری را شفابخش، معرفی کرده‌اند که از آن‌ها در درمان بیماری‌های واگیر هم قابل‌برداشت است. به‌عنوان‌مثال در روایات چنین آمده است:

«أَرْوِی عَنِ الْعَالِمِ (علیه‌السلام) أَنَّ حَبَّةَ السَّوْدَاءِ مُبَارَکةٌ یخْرِجُ الدَّاءَ الدَّفِینَ مِنَ الْبَدَنِ»؛ (3)

 از عالم -امام رضا (علیه‌السلام)- روایت‌شده که سیاه‌دانه برکت دارد و درد درون‌تن را بیرون آورد.‏

هم‌چنین در روایت دیگر از حضرت نقل‌شده است که:

«أَنَ‏ حَبَّةَ السَّوْدَاءِ شِفَاءٌ مِنْ کلِّ دَاءٍ إِلَّا السَّامَ وَ عَلَیکمْ بِالْعَسَلِ وَ حَبَّةِ السَّوْدَاءِ»؛ (4)

سیاه‌دانه درمان هر درد است جز مرگ، بر شما باد به عسل و سیاه‌دانه.

در این دو روایت، اثربخشی سیاه‌دانه و دردزدایی این ماده اشاره و روایت دوم به ترکیب سیاه‌دانه با عسل که دوای تمام بیماری‌ها است اشاره دارد.

هم‌چنین موارد دیگر، مانند آب زمزم (5)، تربت قبر امام حسین (علیه‌السلام) (6) و ...نیز سفارش شده است.

3. داروهای اختصاصی بیماری‌های واگیردار

برخی از دستورات ائمه (علیهم‌السلام) برای بیماری‌های خاص، مانند وبا و... صادر گردیده است، مثلاً در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) چنین واردشده:

«شَکا إِلَیهِ رَجُلٌ الْوَبَاءَ فَقَالَ لَهُ وَ أَینَ أَنْتَ عَنِ الطَّیبِ الْمُبَارَک قَالَ قُلْتُ وَ مَا الطَّیبُ الْمُبَارَک فَقَالَ سُلَیمَانِیکمْ هَذَا قَالَ فَقَالَ أَبُو عبدالله (علیه‌السلام) إِنَّ أَوَّلَ مَنِ اتَّخَذَ السُّکرَ سُلَیمَانُ بْنُ دَاوُدَ (علیه‌السلام)». (7)

مردى نزد امام صادق (علیه‏السلام) از وبا اظهار ناراحتى کرد. امام (علیه‏السلام) از او پرسید: «با پاک خجسته چگونه‏اى؟». گفتم: پاک خجسته چیست؟ فرمود: «این [شِکرِ] سلیمانى شما». امام صادق (علیه‏السلام) هم‌چنین فرمود: نخستین کسى که شکر ساخت «سلیمان بن داوود» بود.

«مرحوم کلینی» باب جداگانه‌ای را با عنوان «بَابُ السُّکر» تدوین نموده است. البته این‌که شکری که در روایات آمده با این شکر امروزی مطابقت داشته باشد نیازمند تحقیق است.

4. راهکارهای معنوی

راهکارهای دیگر که از سوی ائمه بیان گردیده، راهکار معنوی است که شامل توصیه ایشان به قرائت برخی سوره‌ها، قرائت برخی از ادعیه با آداب خاص و انجام برخی از اعمال است.

به‌عنوان‌مثال امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند:

«لَوْ قُرِئَتِ الْحَمْدُ عَلَى مَیتٍ سَبْعِینَ مَرَّةً ثُمَّ رُدَّتْ فِیهِ الرُّوحُ مَا کانَ ذَلِک عَجَباً»؛ (8)

اگر سوره حمد هفتاد بار بر مرده‏اى خوانده شود و روح به تن او بازگردد شگفت نیست.

دعاهای متعددی در این زمینه از سوی ائمه (علیهم‌السلام) صادرشده است که برخی از آن‌ها را «مرحوم کلینی» در کتاب «الکافی» تحت عنوان «بَابُ الدُّعَاءِ لِلْعِلَلِ وَ الْأَمْرَاض» جمع‌آوری کرده است. (9)

5. مراجعه به طبیب

در خصوص مراجعه به پزشک، هنگام بیماری و عملکرد ائمه (علیهم‌السلام) در این زمینه، گزارش‌های متعددی وجود دارد که اصحاب بزرگوار آنان حتی به طبیبان غیرمسلمان مراجعه می‌کردند. (10) حتی نقل‌شده است که بعد از ضربت خوردن امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) پزشکان کوفه بر بالین ایشان حاضر می‌شوند، (11) با آن‌که در آن زمان، علاوه بر حضرت علی، سه امام دیگر (علیهم‌السلام) نیز در کنارشان حضور داشتند.

6. استفاده از علوم طبی جدید

در خصوص استفاده از داروهای سنتی و یا داروهای علوم پزشکی جدید، بهتر است توجه داشت که هم داروهای طب سنتی و هم داروهای جدید، در صورت عدم نیاز یا نیازمندی که در آن، مصرف غیر صحیح صورت پذیرد، ضررهایی را متوجه انسان می‌کند؛ اما اگر درصدد کشف درمان بیماری، استفاده شود مانعی ندارد. «یونس بن یعقوب» نقل می‌کند از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدم که بیماران داروهای مختلفی مصرف می‌کنند که گاه نتیجه‌ای نداده و منجر به فوت آنان می‌شود و گاه نیز درمان می‌شوند، البته درصد درمان یافتگان بیشترند. (تکلیف ما در مقابل این داروها چیست؟) امام فرمودند: خداوند بیماری‌هایی را در میان بشر قرار داده و درمان آن‌ها را نیز امکان‌پذیر کرده است و هیچ بیماری وجود ندارد، مگر این‌که درمانی نیز برای آن متصور است (خواه بشر بدان دست‌یافته باشد و خواه نیاز به پژوهش بیشتری باشد) بنابراین، هیچ ایرادی ندارد که با یاد خدا داروهای موجود را مصرف کنید. (12)

این روایت دقیقاً به این نکته اشاره می‌کند که انسان باید در شناخت درمان‌ها بکوشد و حتی اگر با شکست‌ها نیز مواجه شود، نباید از تلاش خود دست بردارد، اما در همه حال نباید به دانش خود مغرور شده و از یاد خدا غافل شود.

نتیجه

معصومان (علیهم‌السلام) در برخورد با بیماری‌ها علاوه بر امور معنوی، به راهکارهای پیشگیرانه و تجویز داروهای عمومی و برخی اوقات داروهای اختصاصی توصیه نمودند. در خصوص مراجعه به پزشک و استفاده از دارو هم با توجه به احادیث، در صورت لزوم از جانب ائمه (علیهم‌السلام) منعی وارد نشده است.

پی‌نوشت‌ها

  1. طب الرضا (علیه‌السلام)، ترجمه امیر صادقى، تهران: معراجی، چاپ ششم، 1381 ش، ص 20.
  2. به‌عنوان نمونه مراجعه کنید: نورى، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البیت (علیهم‌السلام)، قم: مؤسسة آل البیت (علیهم‌السلام)، چاپ اول، 1408 ق، ج ‏16، ص 455.
  3. الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا (علیه‌السلام)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البیت (علیهم‌السلام)، مشهد: مؤسسه آل البیت (علیهم‌السلام)، چاپ اول، 1406 ق، ص 346.
  4. همان.
  5. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، قم: الشریف الرضى، چاپ چهارم، 1412 ق، ص 155.
  6. همان، ص 167.
  7. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق/ مصحح، غفاری، علی‌اکبر، آخوندی، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407 ق، ج ‏6، ص 334.
  8. همان، ج 2، ص 123.
  9. همان، ج ‏2، ص 564.
  10. ابنا بسطام، عبدالله و حسین‏، طب الأئمة (علیهم‌السلام)، محقق/مصحح: خرسان، محمدمهدی، قم: دارالشریف الرضی، چاپ دوم، 1411 ق، ‏ص 63.
  11. ابن أبی الحدید، عبدالحمید بن هبة الله‏، شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، محقق/مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل‏، قم: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ اول، 1404 ق، ج ‏6، ص 119.
  12. ابنا بسطام، عبدالله و حسین‏، طب الأئمة (علیهم‌السلام)، همان، ص 63.

 

کلمات کلیدی

احادیث پزشکی، بیماری‌های مسری، داروهای حدیثی

آیا در روایات اهل بیت (علیهم السلام)، تجویزی بر گریختن از مناطق آلوده به بیماری واگیردار در روایات وجود دارد؟
شبهات حدیثی، احادیث پزشکی، بیماری های مسری، بوسیدن ضریح

آیا در روایات اهل بیت (علیهم السلام)، تجویزی بر گریختن از مناطق آلوده به بیماری واگیردار در روایات وجود دارد؟ چگونه است که اولین و بیشترین تأکید افراد -مسئول یا غیرمسئول، مذهبی یا بی دین- بر محدودیتِ حضور در مساجد و مشاهد مشرفه و ترکِ آن ها قرارگرفته و هر که از راه می رسد دستور تعطیلی حرم ها را صادر می کند؟!

پاسخ اجمالی

دین اسلام در رابطه با بهداشت فردی و اجتماعی و پیشگیری و درمان آن‌ها از بیماری، دستورات متعددی بیان فرموده است. در آموزه‌های اسلام، انسان، ازآنچه باعث هلاکتش می‌شود و یا ضرر قابل‌توجهی را به دنبال داشته باشد، بر حذر داشته شده است. هم‌چنین روایات، توصیه‌های دیگری نیز مبنی بر هجرت از مکان سرایت بیماری، منع از رفتن به مکان شیوع بیماری، رعایت فاصله با بیماران و ترک مکانی که بیماران در آن حضور دارند، وجود دارد.

پاسخ تفصیلی

در منابع روایی شیعه و سنی، به‌صورت کلی نسبت به چگونگی برخورد و درمان بیماری‌ها، راهکارهای بسیاری ارائه‌شده است. هم‌چنین سفارش‌هایی نیز به‌صورت خاص، از سوی ائمه اطهار (علیهم‌السلام) در مواجه با بیماران که مریضی مسری دارند صادرشده است که به برخی از آن‌ها اشاره خواهد شد.

1. دوری گزیدن از مناطق آلوده به بیماری مسری

احادیث متعددی در کتاب‌های روایی بر دور شدن از مناطق آلوده به بیماری وجود دارد، به‌عنوان‌مثال شخصی به ‌نام «حلبی» می‌گوید: از امام صادق (علیه‌السلام) درباره شیوع وبا در یک منطقه معین یا در هر سرزمینی پرسیدم که کسی که در آنجا ساکن است، (از ترس وبا) منطقه را ترک می‌کند، حضرت فرمودند:

«لَا بَأْسَ إِنَّمَا نَهَى رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله و سلم) عَنْ ذَلِک لِمکان رَبِیئَةٍ کانَتْ بِحِیالِ الْعَدُوِّ فَوَقَعَ فِیهِمُ الْوَبَاءُ فَهَرَبُوا مِنْهُ فَقَالَ رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله و سلم) الْفَارُّ مِنْهُ کالْفَارِّ مِنَ الزَّحْفِ کرَاهِیةَ أَنْ یخْلُوَ مَرَاکزُهُمْ»؛ (1)

اشکال ندارد، همانا پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) از این امر برای ساکنان منطقه‌ای که در برابر دشمن بودند و وبا در آنجا پدید شد و مردمان آن شهر گریختند، نهی کردند و فرمودند: گریز از این مکان، همانند گریز از میدان جهاد است تا مبادا مراکز مرزى را به‌کلی خالى کنند.

احادیث دیگری، در بخش‌های مختلف ابواب حدیثی و فقهی وجود دارد که گریختن مردم در شرایط عادی از مناطق آلوده به بیماری خاص را بلامانع می‌داند، به‌عنوان‌مثال «شیخ حر عاملی» در کتاب «وسائل الشیعه»، بابی با عنوان «بَابُ جَوَازِ الْفِرَارِ مِنْ مکان الْوَبَاءِ وَ الطَّاعُونِ إِلَّا مَعَ وُجُوبِ الْإِقَامَةِ فِیهِ کَالْمُجَاهِدِ وَ الْمُرَابِط» (2) -یعنی فصل مربوط به مجاز بودن گریختن از جاهایی که وبا و طاعون در آن رواج دارد، جز در مواردی که ماندن در آنجا برای کسانی مانند رزمندگان و مرزداران واجب است- ذکر می‌کند و در آن پنج روایت که مضمون همه آن‌ها بسیار به هم نزدیک و نشان‌گر ضرورت اتخاذ روش‌های عُقَلایی در برابر بیماری‌های واگیردار است را بیان می‌کند. مرحوم «محدث نوری» نیز، دو روایت از کتاب «الأصول الستة عشر» به این صورت نقل می‌کند:

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم‏ ٍ قَال‏: «قُلْتُ لَهُ أَی أَبَا جَعْفَرٍ (علیه‌السلام) وَبَاءٌ إِذَا وَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ أَ نَعْتَزِلُ قَالَ وَ مَا بَأْسٌ أَنْ تَعْتَزِلَ الْوَبَاءَ وَ قَدْ قَالَ رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله و سلم) لِرَجُلٍ أَخْبَرَهُ أَنَّهُ کانَ فِی دَارٍ فِیهَا إِخْوَتُهُ فَمَاتُوا وَ لَمْ یبْقَ غَیرُهُ ارْتَحِلْ مِنْهَا وَ هِی ذَمِیمَة»؛ (3)

محمد بن مسلم گوید: به امام باقر (علیه‌السلام) گفتم: هنگامی‌که وبا (بیماری همه‌گیر) در سرزمینی پدید آید، آیا ما خانه‌نشینی و گوشه‌نشینی و کناره‌گیری از مردم برگزینیم؟

امام فرمودند: چه اشکالی دارد که از وبا و بیماری فراگیر فاصله و کناره بگیری، درحالی‌که رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله و سلم) به مردی که به آن حضرت خبر داد که در خانه‌ای همراه برادرانش بود و برادرانش همه مرده بودند و فقط او باقی‌مانده بود، فرمود: از آن خانه فاصله بگیر و دور شو، درحالی‌که این خانه مذموم است!

هم‌چنین روایات دیگری نیز وجود دارد که به‌صراحت، توصیه می‌کنند از بیماری‌های واگیردار باید فاصله گرفت مثلاً پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) در برخورد با جذامیان و حدفاصل با آن‌ها این‌گونه فرمودند:

«کرِهَ أَنْ یکلِّمَ الرَّجُلُ مَجْذُوماً إِلَّا أَنْ یکونَ بَینَهُ وَ بَینَهُ قَدْرُ ذِرَاعٍ وَ قَالَ فِرَّ مِنَ الْمَجْذُومِ فِرَارَک مِنَ الْأَسَدِ»؛ (4)

مکروه است با شخص مجذوم از نزدیک سخن گفتن جز اینکه میان او و مجذوم ذراعى فاصله باشد و فرمود: از شخص جذامى بگریزید چنان‌که از شیر درنده‏ می‌گریزید.

این روایت علاوه بر نگه‌داشتن حدفاصل بین فرد بیمار و سالم، توصیه می‌کند به نماندن در مکانی که بیماری واگیردار در آن حضور دارد و شاید این به جهت سرعت در سرایت مریضی باشد.

 بر اساس روایت بیان‌شده، هجرت و فاصله گرفتن از محل آلوده، مانعی ندارد مگر این‌که موارد استثناء، مانند گریز از میدان جنگ باشد. البته روایات متعدد دیگر همچون روایت «لا ضرر و لاضرار» (5) وجود دارد که در مواجه با مریضی‌های مسری می‌توان از آن بهره برد؛ (معنای لا ضرر و لا ضرار این است که؛ در تشریع و اجرای احکام اسلامی، ضرر رساندن به دیگران نفی‌شده است).

 لازم به ذکر است، هرچند اصل، بر رعایت بهداشت و دوری از افراد مبتلابه بیماری‌های مسری است، اما نباید به‌گونه‌ای باشد که به مرحله تحقیر و تمسخر آن‌ها منجر شود؛ هم‌چنان‌که گزارش‌شده است امام سجاد (علیه‌السلام) از کنار چند نفر جذامى که مشغول غذا خوردن بودند، عبور می‌کرد. آن‌ها امام را به خوردن غذا دعوت کردند. امام پاسخ داد: اگر روزه نداشتم، می‌خوردم! سپس وقتى به منزل رسید دستور داد تا غذایی تهیه کنند و آن مبتلایان به جذام را به منزل خود دعوت نموده و به همراه آنان غذا خورد. (6)

علاوه بر این احادیث، قرآن کریم نیز به‌صورت کلی می‌فرماید:

«لَا تُلْقُوا بِأَیدِیکمْ إِلَى التَّهْلُکه»؛ (7)

خود را به دست خویش به هلاکت نیفکنید.

بر اساس این آیه نیز انسان باید در حفظ جسم و جان خویش کوشا باشد و از مناطقی که احتمال خطر در آن‌ها زیاد است، مانند مناطقی که مریضی واگیردار در آن شیوع دارد، لازم است، احتیاط کند و از آن دوری گزیند البته طبیعتاً استثناءهایی مانند حفظ جان مؤمن و... از این قاعده می‌تواند خارج شود.

2. تعطیلی مساجد و مشاهد مشرفه

در ماجرای شیوع ویروس‌ها و بیماری‌های واگیردار، مانند کرونا، همچون هر رویداد دیگر بهتر است افراد در قلمرو تخصصی خود اظهارنظر کنند. اظهارنظر تخصصی درباره واگیر بودن این بیماری و خطرآفرین بودن یا نبودن حضور در محافل عمومی، بی‌تردید بر عهده پزشکان است و اظهارنظر دیگران در این زمینه فاقد اعتبار است. البته توصیه به ترک زیارت‌ها و مراسم عبادی جمعی، مانند نماز جماعت و دعاها، بهتر است از سوی متولیان امور دینی صورت بگیرد. البته تردیدی نیست که فقها برای اعلام نظر تخصصی خود برای تعطیل موقت برخی از مصادیق عبادات و تعظیم شعائر، ناگزیر به مراجعه به نظرات کارشناسی پزشکان و مبنا قرار دادن آن‌ها هستند.

نکته دیگر این‌که باز بودن مساجد و حرم‌ها به‌عنوان یک مکان عمومی، به معنای الزام یا تشویق مردم به حضور در آنجا نیست و هیچ منافات ندارد که حرم باز باشد اما به مردم نیز نسبت به پیامدهای حضور در مجامع عمومی هشدار و آگاهی داده شود.

نتیجه

بنابراین از مجموع آیات و روایات مطرح‌شده می‌توان نتیجه گرفت، در مکان‌هایی که امکان سرایت مریضی به دلیل تجمع در آن‌ها بسیار بالاست باید خودداری نمود. در برخی از بیماری‌های مسری، فرد ناقل مدت‌زمانی را حتی بدون علائم می‌گذراند و بدین‌وسیله باعث سرایت مریضی می‌گردد؛ لذا در مجامعی مانند حرم‌های شریف که علاوه بر تجمع، سطوحی را دارند که باعث می‌شود افراد با آن‌ها برخورد داشته و سرعت انتقال بیشتر می‌شود، محدودیت‌ها امری عقلایی است.

پی‌نوشت‌ها

  1. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق/مصحح، غفاری، علی‌اکبر، آخوندی، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 8، ص 108؛ ابن‌بابویه، محمد بن على‏ (شیخ صدوق)، علل الشرایع، قم: کتاب فروشی داورى‏، چاپ اول، 1385 ق، ج 2، ص 520.
  2. ن.ک: شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل الشیعة، محقق/مصحح: مؤسسة آل البیت (علیهم‌السلام)، قم: مؤسسة آل البیت (علیهم‌السلام)، چاپ اول، 1409 ق، ج 2، ص 429.
  3. محدث نورى، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، محقق/مصحح: مؤسسة آل البیت (علیهم‌السلام)، قم: مؤسسة آل البیت (علیهم‌السلام)، چاپ اول، 1408 ق، ج ‏2، ص 96.
  4. ابن‌بابویه، محمد بن على (شیخ صدوق)، کتاب من لایحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، چاپ دوم، 1413 ق، ج 3، ص 557.
  5. ن.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، همان، ج 5، ص 280؛ طوسى، محمد بن الحسن‏، الخلاف، تهران: دارالکتب الإسلامی، 1365 ق، ج 3، ص 440.
  6. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، همان، ج 2، ص 123.
  7. قرآن کریم، سوره بقره، آیه 195.

 

کلمات کلیدی

احادیث پزشکی، بیماری‌های مسری، بوسیدن ضریح، شبهات حدیثی

در مورد ارتباط با افرادی که مبتلابه بیماری مسری هستند، روایات به ظاهر ناهمخوانی وجود دارد که در برخی از آن ها با تأکید اعلام شده که از آنان دوری کنیم
بیماری واگیردار، بیماری جذام، بیماری طاعون، هم نشینی با بیمار

در مورد ارتباط با افرادی که مبتلابه بیماری مسری هستند، روایات به ظاهر ناهمخوانی وجود دارد که در برخی از آن ها با تأکید اعلام شده که از آنان دوری کنیم؛ مانند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم): از افراد مجذوم فرار کنید، همان گونه که از شیر فرار می کنید؛ اما در برخی از گزارش ها آمده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) با آنان هم نشین و هم غذا می شدند: پیامبر اسلام، دست فردی که مبتلابه جذام بود را گرفته و بانام خدا و اعتماد و توکل بر پروردگار با او در یک کاسه هم غذا شد. وجه جمع چیست؟

پاسخ اجمالی:

در زمان های گذشته، انواع مختلفی از بیماری های مسری مانند «جذام» و «طاعون» شیوع داشت، در مورد چگونگی برخورد افراد با این بیماران روایاتی وجود دارد که در ظاهر باهم متعارض هستند و همخوانی ندارند. برخی از روایات سفارش به دوری گزیدن از آن ها و برخی دیگر دلالت بر هم نشینی معصومان (علیهم السلام) با آن افراد دارند. وجه جمعی که بین این دودسته احادیث می توان به دست آورد این است که مبنای توصیه حضرات در این روایات، توجه به جنبه های مختلف مانند حفظ کرامت، اخلاق اسلامی و ارتباط پزشک و بیمار در برخورد با بیماران واگیردار است. علاوه بر آن، معصومان (علیهم السلام)، تعدیل کننده رفتارها در جامعه هستند. گاه مردم جامعه آن قدر به بیماری های مسری بی توجه اند که پیشوایان دینی با توصیه هایی آنان را به رعایت بهداشت دعوت می کنند و در طرف مقابل، گاه جامعه نسبت به افراد بیمار، حساسیتی شدید و بیش ازاندازه نشان می دهد تا جایی که آنان را از محیط طرد کرده و به انزوای مطلق می کشاند که در این زمان، رهبران دینی وظیفه خود می دانند تا با سفارش های زبانی و رفتارهای عملی، این حساسیت را تعدیل نمایند؛ ازاین رو ممکن است گزارش های به ظاهر متضاد در شرایط متفاوت رخ داده باشد.

 

پاسخ تفصیلی:

در مورد چگونگی ارتباط با افرادی که مبتلابه بیماری مسری هستند، به نظر می رسد بین برخی از روایات به ظاهر، ناهمخوانی وجود دارد، مثلاً نسبت به بیماری «جذام» در بعضی از روایات، اعلام شده که از آن ها دوری کنید اما در برخی از گزارش ها آمده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) با آنان هم نشین و هم غذا می شدند.

1. روایات دوری از مَجذوم

به عنوان مثال در روایتی از امام صادق باواسطه ائمه دیگر از امیرالمؤمنین (علیهم السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در ضمن وصیت‏هاى خود چنین فرمودند:

«کرِهَ أَنْ یکلِّمَ الرَّجُلُ مَجْذُوماً إِلَّا أَنْ یکونَ بَینَهُ وَ بَینَهُ قَدْرُ ذِرَاعٍ وَ قَالَ فِرَّ مِنَ‏ الْمَجْذُومِ‏ فِرَارَک‏ مِنَ الْأَسَدِ»؛ (1)

مکروه است با شخصی که مرض جذام دارد معاشرت و صحبت شود، مگر اینکه بین آن دو به اندازه یک ذراع فاصله باشد و حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از شخص جذامى فرار کن همان طور که از شیر فرار می کنی.

در روایت دیگر از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمودند:

«أَتَاهُ مَجْذُومٌ لِیبَایعَهُ فَلَم‏ یمُدَّ یدَهُ إِلَیهِ بَلْ قَالَ أَمْسِک یدَک فَقَدْ بَایعْتُک»؛ (2)

شخصی که مبتلابه جذام بود برای بیعت نزد پیامبر آمد، اما حضرت به او دست نداده و فرمودند: بدون آن که با من دست بدهی، بیعتت را پذیرفتم.

همچنین در روایت دیگری از حضرت چنین نقل شده است که:

«لَا تُطِیلُوا النَّظَرَ إِلَى الْمَجْذُومِ وَ إِذَا کلَّمْتُمُوهُ فَلْیکنْ بَینَکمْ وَ بَینَهُ قِیدُ رُمْح‏»؛ (3)

به افراد مبتلابه خوره زیاد نگاه نکنید و وقتی با آنان گفت وگو می کنید، به اندازه یک نیزه از آنان دورباشید.

در روایت دیگر از امام کاظم (علیه السلام) از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان شده است که:

«خَمْسَةٌ یجْتَنَبُونَ عَلَى کلِّ حَالٍ الْمَجْذُومُ وَ الْأَبْرَصُ وَ الْمَجْنُونُ وَ وَلَدُ الزِّنَا وَ الْأَعْرَابِی»؛ (4)

پنج نفرند که درهرحال باید از [هم نشین شدن با] آنان اجتناب کرد؛ جذامی، پیس، دیوانه، زنازاده و اعرابی.

2. روایات هم نشینی با مَجذوم

اما در مقابل، برخی از گزارش ها از سیره اهل بیت (علیهم السلام) وجود دارد که با افراد مبتلابه جذام هم نشین و هم غذا می شدند؛ به عنوان  مثال:

«أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیه ِالسَّلَامُ) قَالَ: لَقَدْ مَرَّ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ ع بِمَجْذُومِینَ فَسَلَّمَ عَلَیهِمْ وَ هُمْ یأْکلُونَ فَمَضَى ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ الْمُتَکبِّرِینَ فَرَجَعَ إِلَیهِمْ فَقَالَ إِنِّی صَائِمٌ وَ قَالَ ائْتُونِی بِهِمْ فِی الْمَنْزِلِ قَالَ فَأَتَوْهُ فَأَطْعَمَهُمُ ثُمَّ أَعْطَاهُم‏»؛(5)

امام صادق فرمود: امام سجاد (علیهماالسلام) از کنار چند نفر جذامى که مشغول غذا خوردن بودند،  عبور می کرد. آن ها امام را به خوردن غذا دعوت کردند. امام پاسخ داد: اگر روزه نداشتم، می خوردم! سپس وقتى به منزل رسید دستور داد تا غذایی تهیه کنند و در تهیه غذا هر چه می توانند از خرج مضایقه نکنند و آن مبتلایان به جذام را به منزل خود دعوت نموده و به همراه آنان غذا خورد.

 در گزارش دیگر آمده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دست فردی که مبتلابه جذام بود را گرفته و فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ ثِقَةً بِاللَّهِ وَ تَوَکلًا عَلَیهِ» یعنی با نام خدا و اعتماد و توکل بر پروردگار و سپس با او در یک کاسه هم غذا شد. (6)

3. بررسی سند

بر اساس بررسی های انجام شده، روایات دسته اول را علامه مجلسی بدون ذکر سند از طریق اهل سنت نقل کرده است و در هیچ کدام از منابع معتبر حدیثی شیعه وجود ندارد غیر روایت اول -«کرِهَ أَنْ یکلِّمَ الرَّجُلُ مَجْذُوماً إِلَّا أَنْ یکونَ...»- که در کتاب «من لا یحضره الفقیه» و روایت -«خَمْسَةٌ یجْتَنَبُونَ عَلَى کلِّ حَالٍ الْمَجْذُومُ ...»- که در کتاب «الخصال» آورده شده است؛ البته سند این دو روایت نیز با توجه به بررسی که در نرم افزار «داریه النور» صورت گرفته، ضعیف است. لازم به ذکر است که نظرات رجالی مطرح شده در این نرم افزار، زیر نظر اساتید و کارشناسان متخصص علم رجال نوشته شده است.

اما دو روایاتی که دلالت بر هم نشینی معصومان (علیهم السلام) دارند؛ روایت اول فقط در کتاب «الامالی طوسی» و روایت دوم را نیز علامه مجلسی بدون سند از منابع اهل سنت نقل کرده است.

4. وجه جمع

فارغ از بحث سندی، نظرات متعددی در مورد وجه جمع بین احادیثی که سفارش به دوری کردن از بیماری های مسری دارند، با احادیثی که این بیماری ها را واگیردار نمی دانند و حتی معصومان (علیهم السلام) با آن ها هم نشین می شدند، وجود دارد:

4-1. دیدگاه علماء

الف) برخی گفته اند ممکن است ائمه به دلیل کمال توکل، از این حکم مبرا باشند، به عبارت دیگر چون آن ها کمال توکل به خدا را دارند درنتیجه، بیماری بر آن ها اثری ندارد. یا این که چون خودشان می دانند خداوند، آن ها را به این بیماری ها مبتلا نمی کند، پس با آن ها هم نشین و هم غذا می شوند. (7)

پس هم نشین شدن با آن ها برای معصومان (علیهم السلام) ایرادی نداشته، اما به دیگران به دلیل ضعف توکل توصیه شده تا احتیاط کنند. (8)

ب) روایات مربوط به فاصله گرفتن از جذامی، دلالت بر وجوب ندارد، بلکه دلیل بر جواز این کار و یا استحباب دوری از آن ها؛ به دلیل احتیاط و پرهیز از سرایت بیماری است. (9)

«مرحوم ملا صالح مازندرانی» نیز ضمن نقل این دیدگاه در ادامه می گوید: مؤید این مطلب، حدیثی از «جابر» با سند اهل سنت است که گزارش شده پیامبر با جذامی هم غذا شد و فرمود: «آکل ثقة باللّه و توکلا علیه» یعنی توکل بر خدا.

ایشان در ادامه می گوید: نقل شده است که در مورد دوری از جذامی، یکی از همسران حضرت گفت: گریزی نیست چون رسول خدا فرمود: «لَا عَدْوَى‏» -یعنی سرایت نمی کند- و ما یک خدمتکار داشتیم که مبتلابه جذام بود بااین حال در کاسه غذا می خورد و آب می نوشید و بر بسترم می خوابید. (10)

ج) علامه مجلسی به نقل از علماء اهل سنت نقل کرده است، روایاتی که ارتباط با افراد جذامی را مجاز می دانند، ناسخ روایاتی هستند که به دور شدن و فاصله گرفتن از آن ها توصیه می کنند. (11)

4-2. توصیه به جنبه پزشکی و حفظ کرامت و اخلاق اسلامی

به نظر می رسد علاوه بر سخنانی که علماء شیعه و اهل تسنن نقل کرده اند، نکات دیگری می توان در جمع بین این دودسته روایات بیان کرد:

 یکی از ویژگی های اخلاق اسلامی این است که مسیر رشد اخلاقی را بر همه انسان ها به طور مساوی گشوده می داند؛ هر انسان، کرامت والایی دارد و مبنای تصمیم گیری درباره جسم و جان انسان نیز همین کرامت انسانی است و مبنای کرامت نیز «تقوا» هست، همچنان که خداوند فرمودند: «إِنَّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکمْ» (12) بنابراین، ارزش تمام انسان ها فارغ از تقوا سنجیده نمی شود پس بیماری دلیلی بر پَست بودن انسان ها نیست. به عبارت دیگر چنین بیماری هایی ننگ اجتماعی نیستند بلکه مبتلایان می توانند آن را نشانه های لطف و رحمت الهی بدانند چون آن ها به سبب رنج بیماری، از خداوند پاداش معنوی می گیرند پس باید برای زندگی آن ها ارزش قائل شد پس نباید تحقیر و استهزا شوند.

همچنان که از امام سجاد (علیه السلام) سؤال شد که آیا از کسی که گرفتار بیماری طاعون است بیزار باشیم، طاعون را علامت عذاب او بدانیم؟

حضرت فرمود: اگر گنه کار است از او بیزار باشید چه طاعون گرفته باشد یا نگرفته باشد و اگر مطیع خداوند عزوجل است طاعون (عذاب او نیست، بلکه رحمت بر اوست و) مایه پاک شدن او از گناه است. در حقیقت خداوند قومى را به طاعون عذاب کند و با همان طاعون رحمتش را بر قومى دیگر قرار می دهد. آیا نمی بینید که او خورشید را روشنی بخش بنده‏هاى خودساخته و باعث رسیدن میوه‏هاى آن ها و فرارسیدن خوراک آن ها کرده و چه بسا که به وسیله همان خورشید، مردمى را عذاب کند و به سوزش آن گرفتار سازد، چه در قیامت به واسطه گناهانش و در دنیا به بدی کارهایشان. (13)

بنابراین روایاتی که سفارش به گریزان بودن از بیماران مسری می کنند اولاً به معنای توهین و هتک حرمت آن ها نیست؛ ثانیاً به معنای این نیست که فرد مبتلابه بیماری مسری، عضو کاملاً فعال جامعه نباشد یا از داشتن مشاغل مهم محروم بماند بلکه این دودسته از احادیث برای رفتار اجتماعی و دشواری های ناشی از جذام، رهنمودهایی، هم اخلاقی و هم پزشکی دارد.

پس روایات دسته اول که توصیه به دوری از بیماری های مسری دارند، به جنبه پزشکی آن نظر داشته اند به همین دلیل مثلاً فرموده اند «وقتی با آنان گفت وگو می کنید، به اندازه یک نیزه از آنان دورباشید».

روایات دسته دوم که گزارشی از هم نشینی و هم غذا بودن اهل بیت (علیهم السلام) با جذامیان است، دلالت بر این می کنند که از جهت اخلاق اسلامی، صحیح نیست که آن ها را از جامعه محروم و به آن ها توهین کرد، به همین دلیل مثلاً امام سجاد (علیه السلام) وقتی می بیند مردم با تنفر و وحشت از آن ها دوری می کردند، آن ها را به خانه خود دعوت کرده و با ایشان هم غذا می شوند.

4-3. حفظ آرامش روحی و روانی جامعه

یکی دیگر از دلایل توصیه به دوری، حفظ آرامش روحی و روانی افراد بیمار و غیر بیمار است. به عبارت دیگر وقتی افرادی مانند جذامی ها، بیش از آن که از بیماری خود رنج ببرند از تنفر و انزجار مردم رنج می کشند، ائمه (علیهم السلام) راه حل هایی هم برای افراد بیمار و هم افراد غیر بیمار بیان می کنند؛ مثلاً امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

«لَا تَنْظُرُوا إِلَى أَهْلِ الْبَلَاءِ فَإِنَّ ذَلِک یحْزُنُهُمْ»؛ (14)

به بلازده ها نگاه نکنید، چون مایه اندوه آن ها است.

یا در روایت دیگر رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«لَا تُدِیمُوا النَّظَرَ إِلَى أَهْلِ الْبَلَاءِ وَ الْمَجْذُومِینَ فَإِنَّهُ یحْزُنُهُمْ»؛ (15)

نگاه پیوسته به گرفتاران و جذامیان نکنید که مایه اندوه آن ها است.

بر اساس این دو روایت، یکی از دلایل توصیه معصومان (علیهم السلام) به دوری از افراد جذامی، آرامش خود آن ها است.

از سوی دیگر رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«أَقِلُّوا مِنَ النَّظَرِ إِلَى أَهْلِ الْبَلَاءِ وَ لَا تَدْخُلُوا عَلَیهِمْ وَ إِذَا مَرَرْتُمْ بِهِمْ فَأَسْرِعُوا الْمَشْی لَا یصِیبُکمْ مَا أَصَابَهُمْ»؛ (16)

به مبتلا، کم نگاه کنید و بر آن ها وارد نشوید و چون بر آن ها رسیدید، زود بگذرید تا دردشان به شما نرسد.

برخی از بیماران هم ازلحاظ ذهنی و هم جسمی آزاردهنده هستند، به همین دلیل معصومان (علیهم السلام) برای حفظ روح و روان افراد جامعه توصیه کرده اند که از آن ها دوری کنند.

نکته دیگر این که هرچند گفته اند بیماری هایی مانند جذام، مسری هستند اما به دلایلی ممکن است افرادی مطلقاً استعداد ابتلا به آن را نداشته باشند و یا این که همه آن نوع بیماری ها خطرناک نباشند به همین دلیل مثلاً پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دست فردی که مبتلا بود را گرفت و با وی هم غذا شد.

نتیجه:

نتیجه ای که از مجموعه سخنان در جمع بین این دودسته روایات می توان در نظر گرفت این است که فارغ از بحث سندی، این موارد هیچ گونه تعارضی باهم ندارند بلکه هر دسته از آن ها به یک جنبه پرداخته است؛ با این توضیح که حق کرامت یا حرمت داشتن اشخاص در جامعه، همانند حق حیات، از موارد بسیار مهم در زندگی اجتماعی است. انسان یک موجود اجتماعی است و هنگامی می تواند به رشد و تکامل موردنظر خویش برسد که بتواند از مواهب و نعمات الهی اعم از مادی و معنوی فردی و اجتماعی استفاده کند لذا برای ایجاد بستر مناسب جهت تکامل انسان در درجه نخست بایستی حرمت و احترام اجتماعی انسان که نیاز طبیعی و فطری اوست صیانت گردد و مورد تحقیر واقع نشود. با توجه به این اصل، منظور معصومان (علیهم السلام) از کناره گیری با افراد بیماری، صرفاً جنبه پزشکی دارد نه اینکه درصدد تحقیر این افراد باشد؛ بنابراین درآیات قرآن و روایات اسلامی، اشاره های فراوانی درزمینهٔ حقوق بیماران وجود دارد که نشانگر دقت نظر اسلام به این مسئله است. نتایج به دست آمده در مطالعه حاضر نشان دهنده توجه اسلام به جنبه های مختلفی نظیر کرامت و ارزش انسان ها، ارتباط پزشک و بیمار، تقوی در برخورد با بیماران واگیردار است.

به هرحال، اصل بر رعایت بهداشت و دوری از افراد مبتلابه بیماری های مسری است، اما اگر به مرحله ای برسد که به دل شکستگی آنان منجر شود، افرادی که از توکل بالاتری برخوردار هستند، ایثار کرده و آسیب دیدن احتمالی خود را فدای به دست آوردن دل آن بیماران می کنند.

 

 

پی نوشت ها:

  1. ابن بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)، (1413 ق)، من لایحضره الفقیه، محقق: علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین، ج‏3، ص 557.
  2. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج‏62، ص 82.
  3. همان، ص 83.
  4. ابن بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)، الخصال، محقق: علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین،1362 ش، ج‏1، ص 287.
  5. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی (للطوسی)، قم: دار الثقافة، چاپ اول، 1414 ق، ص 673.
  6. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، همان، ج‏62، ص 82.
  7. همان، ج‏72، ص: 130.
  8. جزائرى، نعمت الله بن عبدالله‏، ریاض الأبرار فی مناقب الأئمة الأطهار، بیروت: مؤسسة التاریخ العربی‏، چاپ اول، 1427 ق، ج‏2، ص 35.
  9. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، همان، ج‏72، ص 131.
  10. مازندرانی، محمدصالح، شرح الکافی، محقق: ابوالحسن شعرانی، تهران: المکتبة الاسلامیة، چاپ اول، 1382 ق، ج‏8، ص 335.
  11. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، همان، ج‏72، ص 131.
  12. سوره الحجرات، آیه 13.
  13. قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله‏، الدعوات (للراوندی)/سلوة الحزین، قم: انتشارات مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف)، چاپ اول، 1407 ق، ص 171.
  14. طبرسى، على بن حسن‏، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، نجف: المکتبة الحیدریة، چاپ دوم، 1385 ق، ص 28.
  15. ابنا بسطام، عبدالله و حسین‏، طب الأئمة (علیهم السلام)، محقق/مصحح: خرسان، محمدمهدى‏، قم: دارالشریف الرضی‏، چاپ دوم، 1411 ق، ص 106.
  16. همان.

نوشتن و به همراه داشتن دعاها و حرزهایی مثل حرز امام جواد (علیه السلام) تا چه حد می تواند جلوی بیماری هایی مثل کرونا را بگیرد؟
فقه الحدیث، دعا، حرز امام جواد، حرز ابو دجانه، بلا، مریضی های مسری، شرایط و آداب دعا کردن

نوشتن و به همراه داشتن دعاها و حرزهایی مثل حرز امام جواد (علیه السلام) تا چه حد می تواند جلوی بیماری هایی مثل کرونا را بگیرد؟

پاسخ اجمالی

خواندن دعاهای واردشده و به همراه داشتن حرزهایی که ائمه (علیهم‌السلام) سفارش کرده‌اند، قطعاً در جلوگیری از بلاها و آسیب‌ها مؤثر است و تضمین این تأثیر، علاوه بر اینکه در خود روایات بیان‌شده، به تجربه نیز ثابت‌شده است، منتهی دعا و حرز، ازجمله اسباب و عوامل محافظت از بلایا است و اسباب دیگر نیز باید فراهم باشد.

پاسخ تفصیلی

اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در کنار سفارش به رعایت نکات بهداشتی و تغذیه مناسب، راهکارهای معنوی را نیز برای جلوگیری از بلاها و آسیب‌ها توصیه کرده و بدون شک این راهکارها برای جامعه مؤمنین، اثربخش بوده و هست وگرنه این خاندان چنین توصیه‌ای را بیان نمی‌کردند.

1. عوامل تأثیرگذار در دفع و رفع بلا

بر اساس آموزه‌های دین اسلام، دعا کردن، تضرع به درگاه الهی، طلب عافیت از خدا در برابر بلا، گرفتاری، مریضی‌ها و... از عوامل قوی و تأثیرگذار در دفع و رفع بلا هستند. به‌عنوان‌مثال در روایتی آمده است که امام سجاد (علیه‌السلام) همیشه می‌فرمودند:

«الدُّعَاءُ یدْفَعُ الْبَلَاءَ النَّازِلَ وَ مَا لَمْ ینْزِلْ»؛ (1)

 دعا کردن، بلایی که نازل‌شده و بلایی که هنوز نازل نشده است را دفع می‌کند.

در کتاب شریف «الکافی» که معتبرترین کتب روایی شیعه است، بابی با عنوان «أَنَّ الدُّعَاءَ یرُدُّ الْبَلَاءَ وَ الْقَضَاء» -یعنی دعا بلا و قضای بد را دفع می‌کندـ وجود دارد که روایات متعدد این باب همه، بیانگر تأثیر جدی دعا در دفع و رفع بلای حتمی است.

همچنین باب دیگری با عنوان «الدُّعَاءِ لِلْعِلَلِ وَ الْأَمْرَاض» در این کتاب آمده و شامل دعاهایی می‌شود که ائمه (علیهم‌السلام) خود در هنگام بیماری خوانده یا دیگران را سفارش به خواندن آن می‌کردند. (2)

2. تأثیر حرز در جلوگیری از بیماری و بلا

حرزها نیز همان‌گونه که در متن آن‌ها آمده برای جلوگیری و محافظت از بلاهای گوناگون سفارش شده است، البته نباید باعث شرک شود، این حرز نیست که محافظت می‌کند، بلکه خدای متعال این خاصیت را به حرز داده و اوست که حافظ و نگهدار همه است. در میان حرزها، حرز پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم)، معروف به «حرز ابو دُجانه» و حرز امام جواد (علیه‌السلام) از حرزهای معروف است و بین متدینان تداول داشته و برخی استفاده می‌کنند؛ نگاشتن حرز، شرایطی دارد که ازجمله آن‌ها می‌توان با وضو بودن، قمر در عقرب نبودن، -برخی گفته‌اند- مُرَکب و کاغذ ساخته دست مسلمان و... اشاره کرد. در خصوص حرز امام جواد (علیه‌السلام) و شرایط و آداب آن، «علامه مجلسی» در «کتاب بحارالانوار» جلد 91، صفحه 357 و «سید ابن طاووس» در «کتاب مهج الدعوات و منهج العبادات» صفحه 39 بیان کرده‌اند.

همچنین حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر عابدی که از اساتید حوزه علمیه قم هست تحقیق کاملی دارد که می‌توانید با مراجعه به لینک زیر به آن دسترسی پیدا کنید.

http://eitaa.com/joinchat/72613891C1fde7e4ca3

البته تأکید می‌کنیم که حرز نیز همچون دعا، تأثیرش بسته به خواست خدای متعال است و علاوه بر آن، تأثیرگذاری دعا و حرزها بسته به عوامل مختلف است، ولی تجربه‌های معنوی در زندگی مؤمنان نشان داده که دعا و حرزهای معتبر، اثرگذار بوده است.

در مورد بیماری‌های واگیردار و خطرناک مانند آنفولانزا، کرونا و... نیز سفارش ابتدایی اسلام بر تغذیه مناسب و رعایت بهداشت، خصوصاً شستن دست‌ها و صورت قبل از غذا خوردن است، ضمن اینکه راه‌کارهایی همچون دعا، صدقه، صله‌رحم، استغفار، به همراه داشتن حرز با شرایط خود نیز بیان‌شده است تا با راهکارهای عقلایی در هر زمان برای سالم ماندن، از راهکارهای معنوی نیز غافل نشویم که قدرت خدای متعال فراتر از تصور است.

نتیجه

دعا کردن و نگاه‌داری حرزهای معتبر ازجمله عوامل معنوی در امان ماندن از بلایا و مریضی‌هاست که در کنار سفارش به راهکارهای طبیعی و عقلایی، مورد سفارش اهل‌بیت (علیهم‌السلام) بوده است، دعا و حرز بی‌تردید اثرگذار بوده و هست، منتهی اثربخشی هر یک مشروط به شرایط و آداب خویش است.

پی‌نوشت‌ها

  1. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران: اسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 2، ص 469، ح 5، بَابُ أَنَّ الدُّعَاءَ یرُدُّ الْبَلَاءَ وَ الْقَضَاء.
  2. همان، ج 2، ص 564، بَابُ الدُّعَاءِ لِلْعِلَلِ وَ الْأَمْرَاض‏.

 

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر

برای مطالعه بیشتر و بررسی شرایط و آداب دعا و اثربخشی آن، کتاب «قرآن صاعد» (پژوهشی پیرامون مسئله دعا در فرهنگ اسلام) اثر آقای «علی رضا برازش» -انتشارات: امیرکبیر- کتابی خوب و حائز اهمیت است.

شرایط و آداب حرز امام جواد (علیه‌السلام) را نیز می‌توانید در قالب یک فایل صوتی و متن حرز در کانال استاد عابدی به آدرس بالا جستجو و دریافت فرمایید.

کلمات کلیدی

فقه الحدیث، دعا، حرز امام جواد، حرز ابو دجانه، بلا، مریضی‌های مسری، شرایط و آداب دعا

آیا صحیح است که قبل از ظهور امام زمان (علیه السلام) یک سوم مردم به دلیل بیماری فوت می کنند؟ ارتباط این روایات با بیماری کرونا چگونه است؟
علائم حتمی ظهور، علائم غیر حتمی ظهور، علائم آخر زمان، علائم ظهور، نشانه های ظهور، بیماری، روایات ظهور، ظهور امام زمان.

آیا صحیح است که قبل از ظهور امام زمان (علیه السلام) یک سوم مردم به دلیل بیماری فوت می کنند؟ ارتباط این روایات با بیماری کرونا چگونه است؟

پاسخ اجمالی

برخی از روایات در منابع شیعه و سنی وجود دارد که فرموده‌اند پیش از ظهور امام زمان (علیه‌السلام) یک‌سوم مردم جهان به خاطر بیماری، جان خود را از دست می‌دهند؛ اما این روایات جزء علائم حتمی ظهور نیستند، به همین دلیل ممکن است برخی از آن‌ها بنا بر مشیت و اراده الهی، دچار تغییر، تبدیل، تقدّم یا تأخّر شوند که در اصطلاح به آن «بداء» می‌گویند؛ از سوی دیگر به‌صورت قطعی نمی‌توان حکم کرد که منظور چه نوع بیماری و در چه زمان اتفاق خواهد افتاد.

پاسخ تفصیلی

تعدادی از روایات اشاره دارند که قبل از ظهور امام زمان (علیه‌السلام) قتل و کشتاری به وقوع می‌پیوندد، البته برخی ازاین‌روایات صرفاً به کشتار اشاره می‌کنند و برخی از آنان وسعت کشتار را نیز مورداشاره قرار می‌دهند.

1. ذکر روایات

 مثلاً از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نقل‌شده است که حضرت فرمودند:

«لا یخرج المهدی حتى یقتل ثلث و یموت ثلث و یبقى ثلث»؛ (1)

 یعنی حضرت مهدی (علیه‌السلام) ظهور نمی‌کند مگر اینکه یک‌سوم مردم کشته شوند و یک‌سوم بمیرند و یک‌سوم باقی بمانند.

در روایت دیگر از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در مورد علائم قبل از ظهور چنین آمده است:

«قَتْلٌ فَظِیعٌ وَ مَوْتٌ ذَرِیعٌ وَ طَاعُونٌ شَنِیعٌ وَ لَا یبْقَى مِنَ النَّاسِ أَحَدٌ فِی ذَلِک الْوَقْتِ إِلَّا ثُلُثُهُمْ وَ ینَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِ رَجُلٍ مِنْ وُلْدِی تَکثُرُ الْآیاتُ حَتَّى یتَمَنَّى الْأَحْیاءُ الْمَوْتَ مِمَّا یرَوْنَ الْآیاتِ فَمَنْ أُهْلِک اسْتَرَاحَ وَ مَنْ کانَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ خَیرٌ نَجَا ثُمَّ یظْهَرُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِی فَیمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً...»؛ (2)

کشتار و مرگى عمومى و ناگوار و پست و مرگ‌هایی سریع و پی‌درپی و شیوع طاعون که از مردم یک‌سوم باقى مى‏ماند و منادى از آسمان، نام یکى از فرزندان مرا مى‏خواند و بلاها بسیار مى‏شود تا جایى که زنده‏ها آرزوى مرگ مى‏کنند و کسى که بمیرد، راحت شده و کسى که نزد خدا عملى درست دارد، نجات مى‏یابد، سپس مردى از تبار من ظهور و زمین را، چنان‌که از ستم پرشده، از عدل پر مى‏کند.

هم‌چنین در روایت دیگر ابی بصیر می‌گوید از امام صادق (علیه‌السلام) شنیدم که فرمودند:

 «لَا یکونُ هَذَا الْأَمْرُ حَتَّى یذْهَبَ ثُلُثَا النَّاسِ فَقُلْنَا إِذَا ذَهَبَ ثُلُثَا النَّاسِ فَمَنْ یبْقَى فَقَالَ أَ مَا تَرْضَوْنَ أَنْ تَکونُوا فِی الثُّلُثِ الْبَاقِی‏»؛ (3)

این امر واقع نمی‌شود تا این‌که دوسوم مردم از بین بروند؛ پس به حضرت عرض شد: اگر دوسوم مردم از بین بروند چه کسی باقی می‌ماند؟ حضرت فرمود: آیا راضی و خرسند نمی‌شوید که از یک‌سوم باقیمانده باشید.

امام صادق (علیه‌السلام) در روایت دیگر فرمودند:

«قُدَّامَ الْقَائِمِ مَوْتَتَانِ مَوْتٌ أَحْمَرُ وَ مَوْتٌ أَبْیضُ حَتَّى یذْهَبَ مِنْ کلِّ سَبْعَةٍ خَمْسَةٌ الْمَوْتُ الْأَحْمَرُ السَّیفُ وَ الْمَوْتُ الْأَبْیضُ الطَّاعُونُ»؛ (4)

پیش از قیام قائم (علیه‌السلام) دو مرگ‌ومیر عمومى رخ دهد، یکى مرگ سرخ و دیگر مرگ سپید تا به حدی که از هر هفت تن، پنج‌تن برود. مرگ سرخ با شمشیر و مرگ سپید با طاعون است.

روایاتی که بیان شد، برخی از مواردی است که در احادیث اشاره گردیده است و علاوه بر این موارد، احادیث دیگری در کتب شیعه و اهل سنت وجود دارد که به بحث قتل و کشتار قبل از قیام قائم (علیه‌السلام) اشاره دارند.

2. بررسی مفهوم روایات

در توضیح این روایات به چند نکته اشاره می‌شود:

1-پیش از ظهور مهدی (علیه‌السلام) کشتارهایی رخ می‌دهد و تعداد زیادی از انسان‌ها کشته می‌شوند و افرادی که باقی می‌مانند کمتر از کشته‌شدگان هستند.

2-برخی از این احادیث بدون سند یا با سند ضعیف نقل‌شده‌اند.

3-برخی از این احادیث جزء مجهولات و اسرائیلیات می‌باشند که باهدف و انگیزه خاص، ازجمله ضربه زدن به نهضت و قیام حضرت به وجود آمده‌اند.

4-بر اساس این روایات، جهان قبل از ظهور حضرت (در هنگام ظهور) با یک تحول بزرگی درزمینهٔ قتل و کشتار مواجه خواهد شد. البته وقوع چنین کشتار گسترده‌ای با توجه به جنگ‌افزارهای امروزی کاملاً قابل‌درک است و اگر در بعضی روایات به بیماری و امراض، در کنار کشته‌های جنگ اشاره‌شده است چه‌بسا علتش همان جنگ‌ها باشد؛ به‌عبارت‌دیگر طبیعی است که جنگ‌ها با نابود کردن زیرساخت‌ها و نظام‌ها، حجم زیادی از مرگ‌ومیر را به ارمغان آورند.

بنابراین، تعدادی در جنگ کشته می‌شوند و تعدادی دیگر به‌واسطه بیماری‌های مسری که شاید سبب این بیماری همان کشته‌های به‌جامانده جنگ و یا سببش سلاح‌های شیمیایی و میکربی که بیماری تولید می‌کنند، باشند.

5-این کشتار ارتباطی به امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشریف) و یاران ایشان ندارد و تنها به اوضاع نابسامان جهان در پیش از ظهور ناظر است؛ به‌عبارت‌دیگر جزئی از گستردگی ظلم قبل از ظهور ایشان است که نیاز مردم به عدل را در وجود آن‌ها روشن‌تر می‌کند و مردم، مشتاق امامی الهی می‌شوند و حاضر می‌شوند از او تبعیت کنند.

6- با توجه به اینکه روایات نشانه‌های ظهور به دلیل مصون ماندن از تحریف، دوپهلو و چندوجهی بیان‌شده، بنابراین نمی‌تواند حکم کرد که بیماری‌های مسری، مانند ویروس کرونا، آنفولانزا و... مقصود این‌گونه روایات هستند.

نتیجه

در روایات اسلامی برای ظهور و قیام امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشریف) نشانه‌ها و علائمی بیان‌شده است تا این‌که مردم در تحیر قرار نگیرند. این نشانه‌ها را می‌توان به دسته‌های مختلف تقسیم کرد؛ ازجمله به نشانه‌های حتمی و غیرتمی.

برخی از نشانه‌ها و علائم ظهور امام زمان (علیه‌السلام) غیر حتمی و غیرقطعی هستند که این علائم فراوان هستند. برخی از آن‌ها ممکن است قبل از ظهور امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشریف) صورت بگیرد و بعضی از نشانه‌ها نیز ممکن است به وقوع نپیوندد؛ به‌عبارت‌دیگر، علائم غیر حتمی به‌طور مشروط رخ می‌دهد و اگر مقتضی آن‌ها موجود و موانع مفقود باشد، تحققشان حتمی‌خواهد بود. به این معنا که ممکن است برخی از آن‌ها بنا بر مشیت و اراده الهی، دچار تغییر، تبدیل، تقدّم یا تأخّر شوند که در اصطلاح به آن «بداء» می‌گویند؛ مثلاً ممکن است یکی از نشانه‌ها نزول بلایی باشد که به‌واسطه دعا و توسل مؤمنان از بین برود و هیچ‌وقت حاصل نشود؛ بنابراین، علائم غیر حتمی، شرط ظهور امام زمان نیست. موردی که در سؤال مطرح‌شده است نیز جزء علائم غیر حتمی است.

پی‌نوشت‌ها

  1. ابن طاووس، على بن موسى‏، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، محقق/مصحح: مؤسسة صاحب الأمر؛ اصفهان: گلبهار، قم: مؤسسة صاحب الأمر (عجل الله تعالى فرجه الشریف)، چاپ اول‏، 1416 ق، ص 128.
  2. دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی)، قم: الشریف الرضی‏، چاپ اول، 1412 ق، ج 2، ص 286.
  3. طوسى، محمد بن الحسن‏، الغیبة، محقق/مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، قم: دارالمعارف الإسلامیة، چاپ اول، 1411 ق، ص 339.
  4. ابن‌بابویه، محمد بن على‏(شیخ صدوق)، کمال‌الدین و تمام النعمة، محقق/مصحح: غفارى، علی‌اکبر، تهران: اسلامیه‏، چاپ اول، 1395 ق، ج ‏2، ص 655.

 

کلمات کلیدی

علائم حتمی ظهور، علائم غیر حتمی ظهور، علائم آخر زمان، علائم ظهور، نشانه‌های ظهور، روایات ظهور، ظهور امام زمان.

در احادیث اهل بیت، چه دعاها و اذکاری برای رفع و دفع بیماری های مسری بیان شده است؟
عوامل رفع و دفع بلا، راهکارهای معنوی دفع بلا، راهکارهای طبیعی دفع بلا، بیماری های مسری، صدقه، دعا، صله رحم

در احادیث اهل بیت، چه دعاها و اذکاری برای رفع و دفع بیماری های مسری بیان شده است؟

پاسخ اجمالی

دعاهایی از معصومان (علیهم‌السلام) در خصوص درمان و جلوگیری از بیماری‌های مسری، نقل‌شده که ایشان از آن‌ بیماری‌ها به خداوند پناه برده‌اند؛ اما آنچه بیشتر در کلام معصومان (علیهم‌السلام) هست در عنوان کلی بلا و مریضی بیان‌شده که بیماری‌های مسری را نیز شامل می‌شود، البته در مجموعه سفارش‌های دینی دفع و رفع بلا، منحصر به دعا و ذکر نیست.

پاسخ تفصیلی

بلا، بیماری و گرفتاری را اگرچه می‌توان با رعایت خیلی از مسائل رو به کاهش برد، اما هیچ‌گاه زندگی در این سرای ناپایدار را نمی‌توان خالی از بلا و گرفتاری ساخت.

تأکید آموزه‌های دینی نیز ابتدا بر آن است که در منزلگاه دنیا، بلا و گرفتاری‌های زیادی وجود دارد و در مرحله بعد به ارائه راهکارهایی برای کمتر شدن و رفع و دفع گرفتاری‌ها و بیماری‌ها پرداخته می‌شود.

برای جلوگیری و خلاصی از بیماری، سفارش‌های دینی را به دودسته می‌توان تقسیم کرد:

دسته اول: سفارش‌هایی که مرتبط با رعایت مسائل بهداشتی، تغذیه مناسب و ... است.

دسته دوم: راهکارهای معنوی که شامل دعا و امور دیگر می‌شود.

1. راهکارهای بهداشتی در برابر بیماری

سفارش‌های فراوانی در اسلام به رعایت نکات بهداشتی شده است که ازجمله حرام بودن برخی خوراکی‌ها، کراهت پرخوری، توصیه به پوشاندن روی ظرف، کراهت نخوردن گوشت بیش از چهل روز، کراهت خوردن غذا و نوشیدنی داغ و فوت کردن به غذا برای سرد شدن، سفارش به خوردن نمک قبل و بعد از غذا و... را می‌توان بیان کرد. برای نمونه به روایت شستن دست قبل و بعد از غذا اشاره می‌شود:

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود:

«مَنْ غَسَلَ یدَهُ قَبْلَ الطَّعَامِ وَ بَعْدَهُ عَاشَ فِی سَعَةٍ وَ عُوفِی مِنْ بَلْوَى فِی جَسَدِه‏»؛ (1)

هر کس دست خویش را قبل و بعد از خوردن غذا بشوید، در خوشی، گذران زندگی کند و از مریضی در امان باشد.

2. راهکارهای معنوی در برابر بیماری

دسته دوم، روایاتی هستند که راهکارهای معنوی بسیاری برای دفع و رفع بلا، در آن‌ها ذکرشده است که به‌عنوان نمونه برخی از آن‌ها ذکر می‌شود:

الف) صدقه دادن

امام صادق (علیه‌السلام) به نقل از پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَیدْفَعُ بِالصَّدَقَةِ الدَّاءَ وَ الدُّبَیلَةَ وَ الْحَرَقَ وَ الْغَرَقَ وَ الْهَدْمَ وَ الْجُنُونَ وَ عَدَّ (ص) سَبْعِینَ بَاباً مِنَ السُّوءِ»؛ (2)

 خدایی که جز او هیچ خدایی وجود ندارد، بی‌گمان با صدقه دادن، مریضی، وبا و طاعون، سوختن و غرق شدن، زیر آوار مردن و دیوانه شدن ـ و حضرت تا هفتاد نوع بدی را برشمرد ـ را از فردی که صدقه می‌دهد دفع می‌کند.

ب) زیارت سیدالشهداء (علیه‌السلام)

امام صادق در باب ثواب زیارت ابی‌عبدالله به نقل از امیرالمؤمنین (علیهم‌السلام) بیان می‌کند:

«ثُمَّ نَادَاهُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِی (علیه‌السلام) أَنَا ضَامِنٌ لِحَوَائِجِکمْ وَ دَفْعِ الْبَلَاءِ عَنْکمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَة»؛ (3)

سپس امیرالمؤمنین زائران قبر سیدالشهدا را خطاب قرار داده و می‌فرماید من ضامن برآورده شدن حاجات شما و دفع بلا در دنیا و آخرت از شما هستم.

ج) دعا کردن

روایتی از امام سجاد (علیه‌السلام) نقل‌شده است که ایشان همواره می‌فرمودند:

«الدُّعَاءُ یدْفَعُ الْبَلَاءَ النَّازِلَ وَ مَا لَمْ ینْزِلْ»؛ (4)

دعا کردن، بلایی که نازل‌شده و بلایی که هنوز نازل نشده است را دفع می‌کند.

مقصود از این دعا، دعای خاصی نیست، تضرع و خواندن خدای متعال در دفع و رفع مریضی یا هر بدی است که به انسان می‌رسد، اگرچه اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به‌صورت خاص دعاهایی نیز سفارش کرده‌اند که به‌عنوان‌مثال می‌توان به دعای هفتم صحیفه سجادیه (علیه‌السلام) اشاره کرد.

د) صله‌رحم

امام باقر (علیه‌السلام) درباره آثار صله‌رحم فرمودند:

«صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُزَکی الْأَعْمَالَ وَ تَدْفَعُ الْبَلْوَى وَ تُنْمِی الْأَمْوَالَ وَ تُنْسِئُ لَهُ فِی عُمُرِهِ وَ تُوَسِّعُ فِی رِزْقِهِ وَ تُحَبِّبُ فِی اهل‌بیتهِ فَلْیتَّقِ اللَّهَ وَ لْیصِلْ رَحِمَه»؛ (5)

 صله‌رحم اعمال را نیکو و بلایا را دفع کند و به اموال برکت دهد، عمر را دراز کند، وسعت رزق و روزی و محبوبیت در خاندان آورد، پس هر شخصی باید تقوای خدای متعال را پیشه سازد و صله‌رحم را به‌جا آورد‏.

3. دعاهای معصومان در برابر بیماری

علاوه بر مواردی که به‌عنوان مهم‌ترین عوامل دفع و رفع بلا در روایات اشاره گردید، در ادامه، به برخی دعاهای خاص که ائمه (علیهم‌السلام) برای بیماری سفارش کرده‌اند نیز بیان می‌شود:

نقل‌شده است که پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم) برای دفع بیماری‌های خاص و واگیردار چنین می‌فرمودند:

«اللّهمّ إنّی أعوذ بک من البرص و الجنون و الجذام و من سیئ الأسقام»؛ (6)

 خدایا من از برص و دیوانگى و خوره و امراض بد به تو پناه مى‏برم.

در کتاب شریف «الکافی» که معتبرترین کتاب روایی شیعه است بابی با عنوان «باب الدعاء للعلل و الأمراض‏» وجود دارد که مهم‌ترین سفارش‌های دعایی ائمه (علیهم‌السلام) در آن آمده است؛ در ادامه، به چند روایت که هنگام مریضی، دعا و نیایشی سفارش شده، پرداخته می‌شود:

از حضرت صادق (علیه‌السلام) روایتی نقل است که هرگاه حضرت بیمار می‌شد پیوسته این دعا را می‌خواند: «اللَّهُمَّ إِنَّک عَیرْتَ أَقْوَاماً فَقُلْتَ قُلِ ادْعُوا الَّذِینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلا یمْلِکونَ کشْفَ الضُّرِّ عَنْکمْ وَ لا تَحْوِیلًا فَیا مَنْ لَا یمْلِک کشْفَ ضُرِّی وَ لَا تَحْوِیلَهُ عَنِّی أَحَدٌ غَیرُهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اکشِفْ ضُرِّی وَ حَوِّلْهُ إِلَى مَنْ یدْعُو مَعَک إِلَهاً آخَرَ لَا إِلَهَ غَیرُک؛ (7)

بار خدایا تو مردمى را سرزنش کردى و فرمودى: «بگو (اى محمد) بخوانید آن‌هایی را که در برابر خدا پنداشتید تا بدانید که نمى‏توانند از شما زیانى را دور کنند و دگرگون نمایند» (سوره اسراء، آیه 58) پس اى خدائى که جز او نمى‌‏تواند زیان مرا دور کند و آن را دگرگون نماید رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد و زیان مرا دور ساز و آن را از من بگردان به‌سوی کسى که با تو معبود دیگرى را مى‏خواند، نیست شایسته پرستشى جز تو‏.

در حدیثی دیگر امام صادق (علیه‌السلام) به هنگام مریض شدن فرزندان خویش به آنان سفارش می‌کرد که این دعا را بخوانند:

«اللَّهُمَّ اشْفِنِی بِشِفَائِک ‏وَ دَاوِنِی بِدَوَائِک وَ عَافِنِی مِنْ بَلَائِک فَإِنِّی عَبْدُک وَ ابْنُ‌عَبْدِک»؛ (8)

بار خدایا مرا به شفایت شفا بده و به دوایت مداوا کن و از بلایت سلامتی‌ام ده، چراکه من بنده تو و بنده‌زاده تو هستم.

در روایت دیگر حضرت فرمودند: دست خویش بر موضع درد گذاشته و سه مرتبه بگویید:

 «اللَّهُ اللَّهُ رَبِّی حَقّاً لَا أُشْرِک بِهِ شَیئاً اللَّهُمَّ أَنْتَ لَهَا وَ لِکلِّ عَظِیمَةٍ فَفَرِّجْهَا عَنِّی»‏؛ (9)

خدا، خدا پروردگار بر حق من است؛ به او شرک نمی‌ورزم، خدایا تو درمان و برطرف‌کننده این درد و هر مشکل بزرگ هستی پس این درد را از من ببر و گشایشی برایم حاصل کن.

همان‌گونه که گفته شد این باب، روایات دیگری هم دارد که رجوع به کتاب «الکافی» یا ترجمه آن، نکات ارزنده‌ای دارد و البته این‌ها علاوه بر مراجعه به پزشک و رعایت نکات بهداشتی است.

4. ذبح گوسفند برای درمان بیماری

مرحوم شیخ عباس قمی در «مفاتیح الجنان» برای دفع وبا و طاعون که از مریضی‌های مسری است می‌گوید:

گوسفندی نر را برای ذبح آماده کرده و در محل ذبح بگوید:

«إِلَهِی بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ، إِلَهِی بِحُرْمَةِ جَبْرَئِیلَ إِلَهِی بِحُرْمَةِ مِیکائِیلَ، إِلَهِی بِحُرْمَةِ إِسْرَافِیلَ، إِلَهِی بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ (علیهم‌السلام) احْفَظْنَا وَ احْفَظْ أَوْلَادَنَا وَ أَحِبَّاءَنَا وَ أَتْبَاعَنَا وَ جَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِنَ الطَّاعُونِ وَ الْوَبَاءِ یا حَفِیظُ یا حَفِیظُ یا حَفِیظُ أَدْرِکنِی یا رسول‌الله‏».

البته دستوری که مرحوم شیخ عباس قمی نقل می‌کند به نقل از کتاب «طب الائمه» مرحوم «ُشبر» است (10) و انتسابی به معصوم ندارد.

نتیجه

در مجموعه، آموزه‌های دینی ضمن تأیید این نکته که گرفتاری، بلا و مریضی از لوازم دنیاست، راهکارهایی نیز برای برطرف کردن یا به حداقل رساندن آن‌ها بیان‌شده است، این راهکارها به دودسته کلی راهکارهای طبیعی و تغذیه‌ای و راهکارهای معنوی، قابل‌تقسیم است، در راهکارهای معنوی، مهم‌ترین راهکار را می‌توان در صدقه دادن، زیارت سیدالشهدا رفتن، دعا کردن و صله‌رحم داشتن دانست، ضمن اینکه دعاهایی نیز در خصوص خلاصی از بیماری سفارش شده که مهم‌ترین آن‌ها بیان گردید.

پی‌نوشت‌ها

  1. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران: اسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 6، ص 290، ح 1.
  2. همان، ج 4، ص 5، ‏ بَابُ أَنَّ الصَّدَقَةَ تَدْفَعُ الْبَلَاء، ح 2.
  3. ابن‌بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)، ثواب الاعمال، قم: دارالشریف الرضی، چاپ دوم، 1406 ق، ص 92.
  4. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، همان، ج 2، ص 469، ح 5، بَابُ أَنَّ الدُّعَاءَ یرُدُّ الْبَلَاءَ وَ الْقَضَاء.
  5. همان، ج 2، ص 152، ح 13، بَابُ صِلَةِ الرَّحِم‏.
  6. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، تهران: دنیای دانش، چاپ چهارم، 1382 ش، ص 253.
  7. همان، ج 2، ص 564، بَابُ الدُّعَاءِ لِلْعِلَلِ وَ الْأَمْرَاض‏، ح 1.
  8. همان، ح 3.
  9. همان ح 6.
  10. شبر، سید عبدالله، طب الائمه، بیروت: دارالارشاد، چاپ سوم، 1428 ق، ص 349 و 350.

 

کلمات کلیدی

صدقه، دعا، صله‌رحم، عوامل رفع و دفع بلا، راهکارهای معنوی دفع بلا، راهکارهای طبیعی دفع بلا، بیماری‌های مسری

صفحه‌ها