آداب اخلاقي

چگونه می توانیم به انجام وظایف دینی بپردازیم به طوری که فقط برای خدا باشد یعنی وقتی نماز می خوانیم یا هر عبادت دیگر فقط برای خدا باشد نه برای مثلا ترس از گناه با برآورده شدن حاجات خود، که البته آنها هم می تواند باشد، اما توجهمان فقط به او باشد.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
کار و عبادت فقط براي خدا مراتب و درجات دارد. ترس از گناه و نافرماني خدا ، يا ترس از جهنم و کيفرهاي دنيايي يا در قيامت يکي از مراتب آن است . منافات با اخلاص و کار فقط براي خدا ندارد . چنان که در دعا هايي که از ائمه عليم السلام رسيده مثل دعاي کميل ، دعاي سحر ابو حمزه ثمالي اين مطلب مشاهده مي شود. رسيدن به آن مقصد عالي نيازمند زمان ، معرفت و آگاهي ويژه ، ترک گناه ( قلبي و بدني ، صغيره و کبيره) ، انجام واجبات و احتياط در مشتبهات ، انجام نوافل و توسل به اولياي الهي به ويژه توسل به روح خدا و جانشين او در عالَم هستي يعني توسل به وجود مقدس امام زمان عليه السلام است.
پس اي عزيز بدان که کار براي فقط خدا امري شدني و ممکن است ، اما سهل الوصول و فوري نيست . کساني که به آن مقام رسيدند ، سال ها خون دل خوردند و رياضت کشيدند . و با تمسك به حقيقت «إنّي مهاجر إلي ربّي»،(1)از « خود» و هر آن چه متعلق به خود و منتسب به دنيا است ،به سوي مولا و «ربّ»خويش مهاجرت کردند، در همه امور تسليم محض «خدا» شدند . خواست و رضاي او را ملاک گفتار و رفتار و قصد ونيت خويش قرار دادند. بدون چون و چرا و خالصانه طاعت و فرمان او بردند .از حوزه هر کاري که او خوش ندارد و ازحرام و گناهي که او معرفي کرده ،دور شدند ، در اين صورت است که ديد ملکوتي و چشم بصيرت به آنان افاضه مي شود . مي توانند ماوراي حجاب عالم را شهود نمايند .بُُعد باطني و ملكوتي افراد و اشيا را مشاهده نمايند،صاحب چشم ،گوش ،زبان،ذهن وانديشه و بالاخره وجودي «خدايي»گردند.آن موقع است که انسان به يکي از مراتب عالي کار فقط براي خدا نايل شده است .
از پيامبر(ص) روايت شد كه خداوند فرمود: بنده من به چيزي محبوب تر نزدم اظهار دوستي نكرد ازا نجام واجبات و ترک گناهان و محرمات، او با نمازهاي نافله در مسير « محبت» من گام مي نهد . در آن صورت من نيز او را دوست مي دارم و«محبوب »خود مي گردانم. پس هنگامي كه او را دوست خود برگزيدم ،گوش شنوايي او مي شوم ، آن گاه كه مي شنود ؛ چشم بينايي او مي گردم آن گاه كه مي بيند ؛ زبان گوياي او مي شوم آن گاه كه سخن مي گويد ؛ دست او مي گردم آن گاه كه ضربه و شمشير مي زند . پاي او مي شوم آن گاه كه راه مي رود. چنين کسي هنگامي كه به درگاه من دعا كند ،اجابتش مي كنم . اگر از من چيزي درخواست كند ، به او مي دهم. (2)
پي نوشت ها:
1. عنكبوت (29) آي. 26.
2. المحاسن، احمد بن محمد بن خالد البرقي، ج 1، ص 291 ؛ اصول كافي، كليني، ج 2، ص 352.

با سلام و خسته نباشید بر اساس آیات قرآنی احترام به پدر و مادر واجب است .پدرمن بعد از فوت مادرم رابطه اش را با من قطع کرد ومن و خواهرم به هیچ طریقی نتوانستیم به او نزدیک شویم وبه دروغ به همه میگفت بچه هایم مرا ترک کردند البته بعضی اوقات با تلاش به خانه اش میرفتیم با این حال به ما تهمت دزدی و دروغ میزد تا دوسال پیش که مریض شد وبه اصرارکه حاضر نبود با ما دکتر بیاید او را به دکتر بردیم و طی این دو سال شیمی درمانی میشد که خیلی از لحاظ روحی و افت تحصیلی به بچه هایم ضربه وارد شد بااین حال روی خوشی به ما نشان نداد و حرفهای زجرآوری میزد حتی ما اول سعی کردیم متوجه بیماری نشود الان بعد از دو سال که دکتر او را جواب کرد ما را نفرین میکند و میگوید شما برای من کاری نکردید و به هرکه میرسد هم خودش وهم زنش از ما بد میگوید به طوری که بعضی ما را سرزنش میکنند ، بعد از مرگ مادرم مهریه اش به علت جابه جایی محل زندگی به او داده نشده است و الان تمام دارایی خود را به نام این زنش کرده است و به ما میگوید خرج مردن من را بدهید. الان نماز خواندنش را هم کنار گذاشته است ما هیچ موقع به خاطر حق مادرم و حقوق خود با او درگیر نشده ایم فقط به او تذکر دادیم به خاطر ترس از خدا و آبرو. الان بعد از دو ماه از گفته دکتر و حرف هاو تهمت هایی که به ما میزند و مجبور هستیم بیشتر اوقات به بعضی مردم جواب بدهیم و خلاف حرف او را ثابت کنیم و به خاطر فشارهای عصبی که به ما وارد میکند دیگر نمیتوانم به خانه او بروم الان تکلیف ما چیست باید به خانه او برویم البته در این دو ماه دو بار به خانه اش رفته ایم و هرچه میخواهد به ما بگوید. آیا منظور از احترام گذاشتن این است که بیش ازاین انسان از لحاظ روحی به خود فشار بیاورد و آیا نفرین های او اثر دارد تا کجا باید پیش برویم . با تشکر التماس دعا

پرسش: بر اساس آيات قرآني احترام به پدر و مادر واجب است .پدرم من بعد از فوت مادرم رابطه اش را با من قطع کرد ومن و خواهرم به هيچ طريقي نتوانستيم به او نزديک شويم وبه دروغ به همه مي گفت بچه هايم مرا ترک کردند. البته بعضي اوقات با تلاش به خانه اش مي رفتيم .با اين حال به ما تهمت دزدي و دروغ مي زد. تا دوسال پيش که مريض شد وبه اصرارکه حاضر نبود با ما دکتر بيايد، او را به دکتر برديم و طي اين دو سال شيمي درماني مي شد که خيلي از لحاظ روحي و افت تحصيلي به بچه هايم ضربه وارد شد. بااين حال روي خوشي به ما نشان نداد و حرف هاي زجرآوري مي زد حتي ما اول سعي کرديم متوجه بيماري نشود .الان بعد از دو سال که دکتر او را جواب کرد، ما را نفرين مي کند و مي گويد شما براي من کاري نکرديد و به هرکه مي رسد ،هم خودش و هم زنش از ما بد مي گويد، به طوري که بعضي ما را سرزنش مي کنند ، بعد از مرگ مادرم مهريه اش به علت جا به جايي محل زندگي به او داده نشده است و الان تمام دارايي خود را به نام اين زنش کرده است و به ما مي گويد خرج مردن من را بدهيد. الان نماز خواندنش را هم کنار گذاشته است. ما هيچ موقع ...
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباط تان با اين مركز؛
دستور اسلام در احترام به مادر و پدر مطلق است، يعني به هر مادر و پدري بايد احترام کرد ، خواه با انسان رفتار خوبي داشته باشند و خواه بد . قرآن مجيد احسان به پدر و مادر را وظيفه مردم مي داند و مي فرمايد: پروردگارت فرمان داده كه تنها او را بپرستيد و نسبت به پدر و مادر نيكي كنيد. (1)
از روايات معصومان استفاده مي‌شود كه والدين چه مؤمن باشند و چه كافر و چه نيكوكار و چه معصيتكار بايد مورد احترام قرار گيرند و استثنا بردار نيست. امام‌رضا(ع) مي‌فرمايد: "نيكي به والدين واجب است ،گرچه مشرك باشند، ولي در معصيت خدا نبايد آنان را اطاعت كرد".(2)
قرآن مجيد تنها در يك مورد مخالفت با پدر و مادر را جايز دانسته و آن در صورتي است كه پدر و مادر فرزند را به شرك و دوري از خدا فرا خوانند و يا اطاعت آنان، معصيت و مخالفت با فرمان خدا باشد ،(3)حتي عدم اطاعت از فرمان والدين در چنين مواردي بايد با رفتار پسنديده همراه باشد.
هر چند پدر و مادر رفتار صحيحي با فرزند نداشته باشند، فرزند موظف به گراميداشت والدين و كسب رضايت آنان است و نمي تواند مقابله به مثل نمايد.
در اين موقعيت به حرف هاي او اعتنا نکن و به او سر بزن .پدر و مادري كه بد رفتاري كند، پاسخگوي اعمالش نزد خدا خواهد بود، اما رفتار بد داشتن او و بي احترامي و هر كار ديگر، ما را از انجام وظيفه معذور نمي دارد.نفرين هاي ايشان اگر برحق نباشد، گزندي بر افراد خانواده نمي رساند.
پي نوشت ها:
1. اسراء(17) آيه 23 و 24.
2.عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 124.
3. لقمان(31) آيه 15.

با عرض سلام و خسته نباشید چند سوال مطرح کرده ام که به جز آخری همه در یک مجموعه قرار می گیرند ولی سوال آخر با بقیه متفاوت است؟ آیا انجام کار بی مزد برای کسی که در واقع قبلا امتحانش را پس داده و خصلتش این است که نمک می خورد و نمکدان می شکند یعنی در واقع در مواقع امتحان پس دادن به جای آنکه به خوبی جبران کند به بدی جبران می کند کار درستی است ؟ اگر قصد رضای خدا باشد چه یعنی مثلا شخص از نظر مالی چندان وضعش خوب نباشد؟ اگر شخص بنا به رو در بایسی ابتدا انجام کار را برای چنین شخصی به گردن گرفته آیا می تواند عهدش را بشکند زیرا که گذشته را به یاد می آورد و یقین دارد که این شخص نه تنها در دل از تو متشکر نیست بلکه شاید فکر کند که وظیفه ات است و می دانی که روزی باز هم نمکدان را خواهد شکست ؟ آیا با توجه به آیه اول سوره حمد که شکر فقط مخصوص خداست آیا این گناه نیست که انسان برای انجام کاری انتظار تشکر داشته باشد یعنی طبق این آیه باید انسان حتی در قبال ناشکری وکفران و بی منت کردن شخص باز هم باید برای دیگران خدمت انجام دهد حتی اگر وظیفه اش هم نباشد؟ آیا خدمت به اشخاص بی نماز روزه کار درستی است یا که خیر؟ آیا دعا برای اشخاصی که نه نماز می خوانند و نه روزه می گیریند و حتی بعضی از آنها روزه خواری می کنند و در چشم مردم ویا شاید به راستی انسانهای لا ابالی هستند کار درستی است یعنی آیا انسان وظیفه ای در قبال دعا کردن آنها دارد یا باید به خدا واگذار کند اگر دعا از سر دلسوزی یا چیز دیگر باشد چه یعنی منظورم این است که گهگاهی انسان از شخصی به خاطر اعمالش خوشش نمی اید و شاید از او هم متنفر باشد ولی چون گمان می کند که خدا دوست می دارد برای دیگران دعا کنیم شاید به خاطر آرام کردن دل خود برای دیگران دعا کند آیا چنین دعایی ثواب دارد یا نه تنها ثواب ندارد بلکه گمراهی است؟ با تشکر فراوان ابتدا از خدا و بعد از شما خدا را به خاطر آنکه همیشه اشخاص مومنی که دیگران را از گمراهی بیرون می آورند همچون شمعهای روشن در عالم قرار می دهد. وشما را چون که در خدمت بندگان خدایید به خاطر اینکه شاید بنده ای دیگر از بندگان خدا به راه سعادت رهنمون شود .یا حق

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
انتظار تشکر داشتن از کسي که به او خدمتي شده، گناه نيست اما با اخلاص منافات دارد.امام صادق(ع) در مورد نشانه عملي كه نزد خدا مقبول است مي فرمايد: " عمل خالص آن است كه در آن جز از خدا انتظار ستايش نداشته باشي".(1)
مومن وقتي به كسي محبت مي كند، محبت را در واقع براي رضاي خدا مي كند . قصد قربت مي كند . با اخلاص و بدون چشم داشت محبت مي كند. پس اگر كسي كاري را براي رضاي خدا كرد ، ديگر دنبال اين نيست كه دستش نمك دارد يا ندارد.
وقتي نيت خدايي باشد، فرق نمي کند طرف تلافي مي کند يا نه .زيرا در اين صورت خدمتگزار پاداش را از خدا مي خواهد .
به قول سعدي :
تو نيكي مي كن در دجله انداز كه ايزد در بيابانت دهد باز
حافظ مي گويد:
تو با خداي خويش انداز و كار دل خوش دار كه رحم اگر نكند مدعي، خدا بكند
پي نوشت :

1. اصول كافي، ج 2، ص 16

اگر مادروپدری در شب بایکدیگر مراوده داشته باشند و بچه هم بفهمد ایا انها گناهی مرتکب شده اند و یا برای بچه مشکلی به وجود میاید؟؟؟؟؟؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
جماع در خانه اي كه فرزندي در آن باشد كه ببيند يا بشنود، مکروه است، يعني انجام ندادن آن بهتر است اما گناه نيست. براي بچه مشکلي پيش نمي آيد اما ممکن است زمينه گناه را در او فراهم کند. از اين رو بايد بيش تر مراقب بود.

با پدر و مادر مشرک چگونه برخورد کنیم؟اگر از دوستان خانوادگی مقید به اسلام نیستند،اشکال ندارد رفت وآمد کنیم؟

پرسش 1:
عنوان : گفتن اينکه من تورا به خاطر ويژگي هاي خوب انساني که داري ستايش مي کنم،شرک است؟ شرح

پاسخ:
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
ستايش از ديگران شرک نيست .اگر منظور از ستايش، ستايش در حدّ پرستش باشد ،معلوم است پرستش از آن خداست و هيچ كس غير خدا شايسته پرستش نيست. ولى اگر منظور از ستايش، ستايش در حدّ احترام و تعظيم و بزرگداشت است، اشكالى ندارد، بلكه پسنديده و مطلوب و.عمل اخلاقى مثبت است. چنان كه بى احترام نسبت به اشخاص كه سزاوار احترامند، سوء خلق بوده و نزد عقلا مورد مذمّت است.
پرسش 2:
با پدر و مادر مشرک چگونه برخورد کنيم؟
پاسخ:
از روايات معصومان استفاده مي‌شود که والدين ،چه مؤمن باشند و چه کافر و چه نيکوکار و چه معصيتکار بايد مورد احترام قرار گيرند و استثنا بردار نيست. امام‌رضا(ع) مي‌فرمايد:
«نيکي به والدين واجب است گرچه مشرک باشند، ولي در معصيت خدا نبايد آنان را اطاعت کرد».(1)
قرآن مجيد تنها در يک مورد مخالفت با پدر و مادر را جايز دانسته و آن صورتي است که پدر و مادر فرزند را به شرک فرا خوانند، ولي در ساير موارد به رفتار پسنديده توصيه نموده است.(2)
امام باقر(ع) مي‌فرمايد: «سه چيز است که خداوند در بارة آن ها براي مخالفت رخصت نفرموده است: رد امانت به نيکوکار و بدکردار، ‌وفا به پيمان نسبت به نيکوکار و بد‌کردار. خوش رفتاري با پدر و مادر، نيکوکار باشند يا بد‌کردار».(3)
فرزند مي‌تواند با رعايت ادب و متانت و حفظ جايگاه پدر و مادر نظر خود را در موضوعات مختلف بيان کند . از منطق خود دفاع نمايد. والدين نيز نبايد توقع داشته باشند که فرزندشان هميشه پيرو نظريات آن‌ها باشد. مهم حفظ حدود و رعايت تواضع و فروتني است. هرگز قرآن و روايات از فرزندان نمي‌خواهند دربست تمام نظريات پدر و مادر را بپذيرند، بلکه آية «"فبشّر عباد الّذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه»؛(4) بندگاني را بشارت مي‌دهد که سخنان را مي‌‍‌شنوند و بهترين را انتخاب مي‌کنند، فرزندان را نيز در بر مي‌گيرد. فرزندان بايد از جدل و بحث‌هاي بيهوده که ممکن است به تيرگي روابط و ناراحتي پدر و مادر بيانجامد، اجتناب ورزند، يعني براي پدر و مادر حريم قائل شوند.
البته احترام گذاشتن به پدر و مادر به معناي قبول همه نظريات آنان نيست. فرزندان با رعايت ادب مي‌توانند به آنان تذکر دهند و يا از بزرگ‌تر‌ها در جلوگيري از آزار و اذيت آنان کمک بگيرند.
پي‌نوشت‌ها:
1. عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 124.
2. لقمان (31) آيه 15.
3. اصول کافي، ج 3، ص 236.
4. زمر (39) آية 18.

پرسش 3:
اگر دوستان خانوادگي مقيد به اسلام نيستند،اشکال ندارد رفت وآمد کنيم؟ پاسخ :
پاسخ:
در صورتي كه امر به معروف در آنان اثر ندارد ،رابطه شما با ايشان بايد در حدي باشد كه شما را تحت تأثير قرار ندهد و آلوده به گناه نسازد.

با سلام من گذشته بسيار بدي داشته ام گذشته اي كه پر از گناه بوده است. اما حالا به خود امده ام و توبه (البته به معناي واقعي آن) كرده ام. آيا با توبه من گناهان من بخشيده مي شوند؟ (گناهاني كه از نظر خودم قابل بخشش نيست) در ضمن هر وقت به گذشته خود فكر مي كنم احساس انساني كه خطاي بسيار بزرگي كرده وهر لحظه بايد منتظر تنبيه شدن را داشته باشد به من دست مي دهد. با تشكر از شما

پاسخ: پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مرکز.
راه توبه به روي همه گناهکاران، با هر گناه كوچك و بزرگي که دارند، باز است، زيرا خداوند غفور و رحيم است. همه گناهان حتي شرک و کفر و نفاق و ارتداد را مي­آمرزد. گناه هر چه بزرگ باشد، مطمئناً‌ به بزرگي و عظمت رحمت الهي نيست. اگر كسي پس از توبه، همچنان مأيوس و نااميد باشد، خدا را هنوز خوب نشناخته و رحمت و عظمت الهي را درك نكرده است.
توبه حقيقي نه تنها آثار وضعي و تکليفي گناه را محو مي­ کند و گناهکار را از گناهان پاک مي نمايد، بلکه گناهکار توبه کننده را محبوب خدا مي سازد: «اِنّ الله يحبّ التوابين؛(1) خداوند توبه کنندگان را دوست مي دارد».
کسي که دوست و محبوب خدا شد، خدا عزيزش مي کند؛ همه گناهان کبيره و صغيره او را مي بخشد، چنان که پيامبر فرمود:«التائب من الذنب کمَن لا ذنب له؛(2) کسي که از گناه توبه کند (خداوند همه گناهان او را مي آمرزد و) همانند کسي مي شود که هيچ گناهي نکرده است».
خداوند به پيامبر فرمان داده: « به بندگان بگو، اي کساني که با گناه و معصيت بر خود اسراف و ظلم کرده­ ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد که خداوند همه گناهان را مي­ آمرزد، که بخشنده و مهربان است»(3)
اميرالمؤمنين(ع) فرمود:« در تمام قرآن آيه­ اي جامع تر از اين آيه در مورد توبه نيست، چه اين که خدا وعده داده است گناهان را (هر اندازه هم زياد و بزرگ باشد) همه را مي­ بخشد».
گناهتان هراندازه بزرگ و زياد باشد، بزرگ تر و زياد تر از رحمت و بخشش خداوند نيست، پس با توجه به لطف بيکران الهي، جاي يأس و نااميدي نيست.
ذهن خود را درگير گذشته نكنيد، اما بايد از گذشته درس گرفته و مراقب باشيد تا در آينده مرتكب اين گناه، يا هر گناه ديگري مانند آن نشويد، زيرا همان گونه كه در روايات آمده، توبه كردن از گناه، سخت تر از بازداشتن خود از گناه است. بايد بسيار مراقب باشيد كه توبه خود را با انجام دوباره آن گناه خراب نكنيد. ضمناً انجام كارهاي نيك هم مي تواند گناه گذشته را محو كنند.
اگر گناه تان از نوع حق الناس نباشد، توبه كردن كافي است. لازم به انجام كار اضافي، مانند اطلاع دادن به ديگران و صدقه نيست، اما اگر حق الناس باشد، بايد حق آن ها را ادا كنيد.
حقيقت توبه، پشيماني قلبي است؛ پشيماني که در عمل خود را نشان مي‏دهد که مهم‏ترين نُمود آن انجام واجبات و تدارک و قضاي آن چه عمل نشده و ترک محرّمات است که با همين مقدار توبه تحقق پيدا مي‏کند. توبه آداب خاصي دارد که بايد آن را از مستحبات توبه دانست که عبارتند از:
1- سه روز روزه گرفتن؛
امام صادق(ع) مي‏فرمايد: توبه نصوح که خداوند به آن امر فرموده، روزه گرفتن روز چهارشنبه و پنج‏شنبه و جمعه است. (4)
2- غسل توبه؛
پيامبر اکرم(ص) مي‏فرمايد: بنده‏اي نيست که گناهي کند (هر چه و هر اندازه که باشد) سپس پشيمان شود و توبه کند مگر اين که خداوند به مغفرت و آمرزش به او نظر کند، سپس پيامبر به شخصي که مي‏خواست توبه کند فرمود: «برخيز و غسل کن و براي خدا سجده نما». (5)
3- خواندن دو يا چهار رکعت نماز؛
امام صادق (ع) مي‏فرمايد: «هر بنده‏اي که گناهي کرد، پس برخيزد و طهارت کند (وضو بگيرد) و دو رکعت نماز بخواند و از خداوند طلب آمرزش نمايد، بر خدا است که توبه‏اش را بپذيرد، چون خود فرموده ‏است: هر کس کار زشتي کند يا به خودش ستم نمايد، پس استغفارکند، خدا را آمرزنده و مهربان مي‏يابد». (6)
در روايت است که در روز يکشنبه ماه ذيقعده رسول‏خدا(ص) به يارانش فرمود: کيست که بخواهد توبه کند؟ گفتند: همه مي‏خواهيم توبه کنيم، حضرت فرمود: غسل کنيد و وضو بگيريد و چهار رکعت نماز بخوانيد. در هر رکعت پس از حمد، سوره قل هو الله را سه مرتبه و قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را يک مرتبه بخوانيد، پس هفتاد مرتبه استغفار کنيد و آخرش بگوييد: لا حول ولا قول الا باالله العلي العظيم، نيز اين دعا را بخوانيد: يا عَزِيزُ، يا غَفّارُ، اغْفِرلي ذُنُوبِي وَ ذُنُوبَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ فانه لا يغْفِرُ الذُّنُوبَ اًّلاّ أنْتَ. هر کس از امت من اين عمل را به‏جا آورد، از آسمان ندا مي‏شود که توبه‏ات پذيرفته و گناهانت آمرزيده شد. اصحاب گفتند: اگر کسي اين عمل را در غير اين ماه به ‏جا آورد چگونه است؟ حضرت فرمود: مثل همان است که بيان کردم. اين کلمات را جبرئيل در شب معراج به من ياد داد. (7)
4- دعاهاي توبه؛
مناسب است کسي که مي‏خواهد توبه کند دعاهاي توبه‏اي را که از ائمه معصومين: وارد شده‏ است، به ويژه دعاهاي صحيفه سجاديه، مخصوصاً دعاي 31 و يا مناجات خمسْ عشر، به‏ خصوص مناجات تائبين را بخواند.
5- استغفار (درخواست بخشش)؛
قرآن مجيد مي‏فرمايد: وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ ثُمَّ تُوبُوا اِلَيهِ؛ اي قوم، از خدا آمرزش بخواهيد، سپس به سوي او توبه کنيد. (8)

پي نوشت ها:
1. بقره (2) آيه 222.
2. سفينة البحار، ج 1، ص 127، ماده توبه.
3. زمر (39) آيه 53.
4. وسائل الشيعه، ج 11، ص 362.
5. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 513.
6. وسائل الشيعه، ج 11، ص 363.
7. سيد بن طاووس، اقبال، ص 308.
8. هود (11) آيه 3 و 52 و 90.

من می خواهم برای فرزند پسرم عقیقه کنم ولی به آداب آن آشنایی کافی ندارم می خواهم بدانم آیا جایی هست که این کار را برای ما انجام دهد و مورد قبول و اطمینان علما و حوزه علمیه قم باشد . با تشکر از شما

پرسش 1:

آداب عقيقه کردن چيست ؟ در صورتي که امکان انجام آن وجود نداشته باشد آيا مراکزي وجود دارد که با پرداخت هزينه آن اين کار را با اطمينان خاطر انجام دهند؟شرح :
پاسخ:
1) @@با سلام و تشكر از ارتباط تان با اين مركز :
مستحب است كه پدر و مادر براي اولادي كه متولد مي شود، چه دختر باشد يا پسر عقيقه كنند، اما آداب و نکاتي که راجع به عقيقه وجود دارد :
1 - عقيقه بايد گوسفند ، بز يا شتر باشد و حيوان ديگري مثل مرغ و امثال آن كفايت نمى كند. اگر شتر عقيقه کند، بايد پنج يا شش ساله باشد . بهتر است شش سال يا بيش تر داشته باشد . اگر بز باشد ، يک ساله يا بيش تر باشد . اگر گوسفند باشد ، شش يا هفت ماهه باشد .بهتر است گوسفند لاغر نباشد و فربه باشد. هم چنين بهتر است گوسفند کور، و بسيار لنگ نباشد که راه رفتن براي او دشوار باشد. نيز مغز و شاخ گوسفند هم نشکسته باشد و اخته هم نشده باشد.
2- مشهور ميان علما آن است که : مستحب است براى پسر حيوان نر و براى دختر حيوان ماده عقيقه كنند. چنانچه حيوان غيرهم جنس هم باشد ،صحيح است.
3- در استحباب عقيقه فرقى بين نوزاد اول و دوم و غيره نيست . بهتر است در روز هفتم نوزاد عقيقه نمايد و تا زماني که به سن بلوغ نرسيده، بر پدر مستحب است براي فرزند عقيقه کند . اگر پدر و مادر عقيقه نكردند ، بعد از بالغ شدن بر خود شخص مستحب است كه عقيقه كند . در روايات آمده است كه در سلامت شخص تأثير فراوان دارد.
4 - كسانى كه قدرت مالى ندارند ،مستحب است هر زمانى كه قدرت پيدا كردند براى نوزاد خود عقيقه كنند.
5- مستحب است که گوشت عقيقه را بپزند و به مؤمنان اطعام نمايند و گوشت آن را خام تصدق نکنند. اگر چه خام هم بدهد ،خوب است ،ولي بهتر است که حد اقل آن را با آب و نمک بپزند و به مؤمنان بدهند و در حق نوزاد دعا نمايند. نيز مستحب است استخوان هاي حيوان عقيقه شده را نشکند ،بلکه از بند ها جدا کند .
6- مكروه است كه مادر و پدر و خواهر و برادر نوزاد (عائله پدر نوزاد) از عقيقه بخورند . كراهت، نسبت به مادر بيش تر است. بهتر است که عيال پدر و مادر هم که در خانه ايشان مي باشند، از آن گوشت و طعام نخورند.
7- از ماليدن خون عقيقه بر سر طفل خود داري شود.
8- مستحب است در هنگام کشتن گوسفند عقيقه دعا بخواند. از امام صادق عليه السلام روايت شده: وقت ذبح عقيقه اين دعا را بخواند:
« بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ عَقِيقَةٌ عَنْ فُلَانٍ(به جاي فلان اسم نوزاد را بگويد) لَحْمُهَا بِلَحْمِهِ وَ دَمُهَا بِدَمِهِ وَ عَظْمُهَا بِعَظْمِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ وِقَاءً لآِلِ مُحَمَّدٍ ».
در روايت ديگري وارد شده که اين دعا را بخواند :ْ «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ إِيمَاناً بِاللَّهِ وَ ثَنَاءً عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَ الْعِصْمَةَ لِأَمْرِهِ وَ الشُّكْرَ لِرِزْقِهِ وَ الْمَعْرِفَةَ بِفَضْلِهِ عَلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ »پس اگر نوزاد پسر باشد بگويد: اللَّهُمَّ إِنَّكَ وَهَبْتَ لَنَا ذَكَراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِمَا وَهَبْتَ وَ مِنْكَ مَا أَعْطَيْتَ وَ كُلُّ مَا صَنَعْنَا فَتَقَبَّلْهُ مِنَّا عَلَى سُنَّتِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ وَ رَسُولِكَ وَ اخْسَأْ عَنَّا الشَّيْطَانَ الرَّجِيمَ لَكَ سُفِكَتِ الدِّمَاءُ لَا شَرِيكَ لَكَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين‏ اللَّهُمَّ لَحْمُهَا بِلَحْمِهِ وَ دَمُهَا بِدَمِهِ وَ عَظْمُهَا بِعَظْمِهِ و شعرها بشعره و جلدها بجلده اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ وِقَاءً لفلان بن فلان( اسم نوزادو پدر ش را بگويد)» (1)
پس از تماس با دفتر برخي از مراجع عظام مراکزي که با پرداخت هزينه آن اين کار را با اطمينان خاطر انجام بدهند ،سراغ ندارند. مي توانيد با توجه به احكام آن خودتان انجام دهيد يا به دفتر امام جمعه يا کميته امداد شهرتان يا عالم مورد وثوق محل تان مراجعه کنيد .
پي نوشت :
1- مرحوم علامه محمد باقر مجلسي، حليه المتقين ، باب چهارم ، فصل نهم و حاشيه مفاتيح الجنان .

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها